loading...

بهترین مرجع مسجد غدیر باباعلی مشهد

بازدید : 36
سه شنبه 1 مهر 1404 زمان : 11:13


جَرغبت بن دَرّاج‌، (زنده تا سال ۱۸۳ قمری) راوی‌، محدّث و فقید شیعه در قرن دوم هجری و از اصحاب اجماع که حدود ۳۰۰ حدیث از امام راستگو(ع) و امام کاظم(ع) قصه نموده است. جمیل بن دراج از حدود ۵۰ راوی برای مثال زراره بن اعین و محمد بن مسلم حدیث نقل کرده و بیش تر از ۴۰ بدن برای مثال برخی از اصحاب اجماع مانند بزنطی از وی ماجرا کرده‌اند. احادیث جمیل بیشتر درباره عقاید، اخلاق و رفتار، آداب‌ و فقه میباشد. رجالیان شیعه او‌را توثیق مسجد غدیر بلوار معلم مشهد کرده‌اند.

اسم جمیل در شمار اصحاب امام رضا(ع) نیز آمده میباشد. وی بعداز شهید شدن امام کاظم(ع)، برای بازه کوتاهی به واقفیه پیوست، بعد از آن از آن ها مستقل شد و امامت امام رضا(ع) را به مسجد غدیر فلاحی مشهد عهده گرفت.

نسب و وفات
از تاریخ میلاد جمیل بن دراج اطلاعی در اختیار وجود ندارد‌. لقب وی، ابوعلی یا این که ابومحمد بود.[۱] قبیله وی مقیم کوفه بودند و با بستگان نَخَع لینک ولاء (تعلق حمایتی‌) داشتند، به همین منجر او‌را نَخَعی‌[۲] یا این که مَوْلی‌النَّخَع‌[۳] نیز مسجد بابا غدیر مشهد خوانده‌اند.

پدرش‌، ابوالصَبیح درّاج،‌[۴] بقالی می کرد[۵] و اخوی خرد‌ترش‌، نوح بن درّاج‌، از راویان ثقه و حاکم آن دیار و در برهه‌ای حکم دهنده نصیب شرقی بغداد بود.[۶] جمیل در اواخر قدمت نابینا شد و در دوران امام رضا(ع) مسجد بابا قدرت مشهد درگذشت.[۷]

اصحاب اجماع
یاران امام باقر(ع)
۱ زُرارَة بن اَعین
۲ مَعروفِ بنِ خَرَّبوذ
۳ بُرَید بن معاویه
۴ ابوبصیر اَسَدی یا این که (ابوبصیر مرادی)
۵ فُضَیل بن یسار
۶ محمد بن مُسلِم
یاران امام راست گو(ع)
۱ جَگرایش بن دَرّاج
۲ عبدالله بن مُسکان
۳ عبدالله بن بُکَیر
۴ حَمّاد بن عثمان
۵ حماد بن عیسی جهنی
۶ اَبان بن عثمان
یاران امام کاظم(ع) و امام رضا(ع)
۱ یونس بن عبدالرحمن
۲ صَفوان بن یحیی
۳ اِبن اَبی عُمَیر
۴ عبدالله بن مُغَیرِه
۵ حسن بن دوست داستنی یا این که (حسن بن علی بن فَضّال، فَضالَة بن ایوب و عثمان بن عیسی)
۶ احمد بن ابی نصر بزنطی
نبو
وثاقت
جمیل‌بن درّاج گزینه توثیق رجالیان میباشد‌[۸] و اورا با عناوینی زیرا ثقه‌، روحانی و وجه‌الطائفه ستوده‌اند.[۹] کَشّی جمیل بن دراج را در زمره ۱۸ بدن فقیهی بیان نموده است که اصحاب امامیه بر صدق احادیث‌ آن ها اجماع دارا هستند.[۱۰] او‌را موثق‌ترین و عالم‌ترین شخص از اصحاب اجماع فی مابین راویان مشترک از امام درستگو(ع) و امام کاظم(ع) دانسته‌اند.[۱۱]

احادیث
اسم جمیل در ۵۷۰ داستان‌، در کتاب ها اربعه، به طور جمیل‌بن درّاج‌[۱۲] و ده‌ها توشه با اسم جمیل‌[۱۳] در اوراق حافظه گردیده است‌. زیرا اسم جمیل‌، دربین جمیل بن درّاج و جمیل بن پارسا‌، از اصحاب امام راستگو(ع)، مشترک میباشد‌، او مبتنی بر طبقه و اسم گذشته و آن گاه در سلسله مدرک، شناسایی میگردد.[۱۴]

خصوصیت‌های احادیث جمیل

بازدید : 14
شنبه 29 شهريور 1404 زمان : 11:43


میلاد و وفات
ابن‌شهرآشوب در کتاب معالم العلماء، نامش را محمدبن اسحاق‌بن ندیم آورده میباشد.[۵] یاقوت حموی نامش را محمدبن اسحاق ندیم آورده میباشد. [۶] قِفطی در انباه الرواه، او‌را دارای اسم و رسم به ابن‌ندیم [۷] و در تاریخ الحکماء، در صفحه ها متفاوت ندیم [۸] آورده میباشد. ذهبی در تاریخ مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد الاسلام، ابن‌ندیم [۹].

و ابن حجر عسقلانی در لسان المیزان اسحاق ندیم[۱۰] معرفی می‌نماید. ولی در خویش کتاب الفهرست همواره از او با تیتر محمد بن اسحاق الندیم مشهور به ابواسحاق وَرّاق خاطر می شود[۱۱] از زادگاه ابن‌ندیم نیز اطلاعی در چنگ وجود ندارد، صرفا می دانیم که در بغداد می‌زیسته و مدتی در موصل اقامت آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد داشته میباشد.

[۱۲] در منابع قدیم و تازه که نامی از ابن‌ندیم برده‌اند بر بغدادی بودن او حادثه لحاظ دارا‌هستند. در بین نویسندگان متقدم ابن ابی اصیبعه در قسمت‌های متعدد کتاب عیون الأنباء فی طبقات الأطباء، به بغدادی بودن ابن‌ندیم اشاره می‌نماید.[۱۳] بعداز آن وفيات الأعيان ابن خلکان [۱۴] و الوافی بالوفیات صفدی [۱۵] و در منابع جدیدتر، الأعلام زرکلی[۱۶] ریحانة الادب تاثیر معلم تبریزی، [۱۷] و الكنى والألقاب روضه خوان عباس قمی، [۱۸] مثلا منابعی می‌باشند که بر بغدادی بودن او رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد صحه نهاده‌اند.


در باب تاریخ به دنیا آمدن ابن‌ندیم گزارشی که خویش وی در الفهرست[۱۹] درباره ملاقاتش با فقید فرنگی(از فقهای خوارج)، ابوبکر بردعی در ۳۴۰ق به دست داده، تا حدودی راهگشاست. با اعتنا به اطلاعاتی که ابن‌ندیم از اثر ها و عقاید بردعی درین دیدار عده کرده، می‌اقتدار اخذ که او در حین ملاقات، از بلوغ علمی منتفع بوده میباشد و نزدیک به سی تا چهل شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد ساله بوده میباشد.

مجال درگذشت ابن‌ندیم محل اختلاف میباشد. صفدی آن را ۳۸۰ق نوشته[۲۰] و مقریزی چهارشنبه ۲۰ شعبان ۳۸۰ در بغداد ضبط نموده است.[۲۱] همینطور بر مبنای کلام ابن نجار در یکجا درگذشت ابن‌ندیم، چهارشنبه ۲۰ شعبان ۳۸۵[۲۲] و در مکان دیگر شعبان سنة ثمان و ثلاثین (۳۳۸ق) آمده میباشد.[۲۳] برخی از معاصران[۲۴] با اعتنا به تاریخ اخیر، مجال مرگ او‌را اوایل سده ۵ق نوشته‌اند.

گفتنی میباشد که تاریخ‌های بعداز ۳۸۰ق که در الفهرست چشم می گردد، به گمان قریب به اطمینان از اضافات ناسخان میباشد، خاصه اینکه مؤلف خویش در کتابش[۲۵] از خواننده گان مراد میباشد که در کامل شدن تاثیر وی بکوشند.[۲۶]

فعالیت
راجع‌به کار ابن‌ندیم، گرچه یاقوت حموی احتمال داده که وی وَرّاق[یادداشت ۱] بوده میباشد[۲۷] و بعضا منابع دیگر ظاهراً اورا تحت عنوان ورّاق می‌شناخته‌اند[۲۸]، ولی در خویش کتاب الفهرست دراین مورد ناهمگونی دیده میشود: در بخش اعظمی از مورد ها می‌قدرت «وراق» را مرتبط با بابا و در بعضی از مورد ها مرتبط با خویش ابن‌ندیم دانست. به هر روی برهان قاطعی بر وراق بودن ابن‌ندیم در مشت وجود ندارد، هر تعدادی بعضی از خاورشناسان، زیرا داج[۲۹] و کرمر[۳۰] احتمال داده‌اند که بابا و فرزند هر دو وراق بوده باشند.

با این کلیه ابن‌ندیم با رشته وراقی آشنا بوده میباشد، چنانکه بخشی از کتاب الاوصاف و التشبیهات او به نگارش و ادوات آن تخصیص داشته میباشد.[۳۱] ظاهراً داده ها اورا در این مورد بایستی مأخوذ از پدرش دانست.

بازدید : 39
پنجشنبه 27 شهريور 1404 زمان : 10:52


زهد و تقوا
نبی(ص) زاهدانه می‌زیست. در همگی قدمت کناره‌ای خاص خویش نداشت و آن اتاق‌های حقیر گلین که در مجاورت مسجد خاص همسرانش بود، طاق‌هایی از چوب نخل داشت و به مکان در، پرده‌ها از مو بز یا این که پشم شتر بر آن مسجد غدیر بلوار معلم مشهد آویخته بود.

بالشی تحت رمز می‌گذاشت که آن را از برگ رطب لبریز کرده بودند. تشکی از چرم، مملو‌از برگ رطب داشت که کلیه قدمت بر روی آن می‌خفت. زیرپوش او از پارچه‌ای خشن بود که بدن را میخورد و ردایی از پشم شتر داشت. این در حالی بود که بعداز مبارزه حنین، چهار هزار شتر، بیشتراز چهل هزار گوسفند و مقدار فراوانی طلا جواهرات و نقره را به‌این و آن مسجد غدیر فلاحی مشهد اعطا کرد.[مستلزم منبع]

غذا او از خانه و اثاث و خرقه نیز زاهدانه بود. ای بسا ماه‌ها می‌سپری شد که در منزل او برای طبخ، حریق نمی‌افروختند، غذایش تمامی رطب و نان جو بود. هیچ گاه دو روز پیاپی غذای سیر نخورد. او یک روز دو توشه سیر از سفره مسجد بابا غدیر مشهد برنخاست.

مکرر می شد که وی و کسانش شب‌های پیاپی گرسنه می‌خفتند. روزی فاطمه(س) نانی جوین برای او آورد و اعلام کرد: نانی پختم و دلم رضا نداد برای شما نیاورم. آن را بخورد و خاطرنشان کرد: «این فقط غذایی میباشد که پدرت از سه روز پیش می خورد». روزی که در نخلستان یکی‌از انصار رطب می خورد، فرمود: «روز چهارم میباشد که چیزی نخورده‌ام». گاهی از شدت گرسنگی سنگ به شکم می‌بست (تا گرسنگی التیام یابد). هنگام مرگ زره او در عوض سی پیمانه جو، پیش یک یهودی مسجد بابا قدرت مشهد به گرو بود.[۱۷۲]

امیرالمؤمنین(ع) دربارهٔ زهدو تقوا نبی(ص):
نبی‌الله(ص) بر روی زمین طعام می خورد و زیرا بندگان می‌گرد‌همایی و پاره گی کفشش را، خویش، به دست خویش می‌دوخت و خرقه‌اش را، خویش، به دست خویش وصله می‌زد. بر خر بی‌پالان سوار می شد و بسا کسی را هم بر تَرک خویش می‌نشاند. پرده‌ای بر در منزل‌اش آویخته بودند و بر آن نقش‌ونگاری چندین، به یکی‌از زنانش خاطرنشان کرد: ای زن، این پرده را از جلو چشمم به دور کن؛ چون، هرگاه، بدان مینگرم به حافظه عالم و زیورها و زینت‌هایش می افتم. پیامبر‌الله(ص) به دل از عالم اعراض کرده بود و حافظه عالم را در وجود خویش می‌رانده بود و دوست داشت که زینت جهان را از موازی دیده خویش بدور نماید تا مبادا چیزی از آن برگیرد. و عالم را استوار نمی‌دانست و در آن آرزو فکر نداشت. پس عشق و علاقه به جهان را از خیال و خاطر بدور تشکیل داد و از دل براند و از دید انداخت؛ چون هر که چیزی را ناخوش داراست نگریستن به آن را نیز ناخوش شمارد و نخواهد که در نزدش از آن حرف گویند. *

نهج البلاغه، خطبه ۱۰۶، ترجمه آیتی

نظم و آراستگی

بازدید : 15
چهارشنبه 26 شهريور 1404 زمان : 10:24


محمد بن منصور بن احمد بن ادریس حلی عجلی پر اسم و رسم به ابن ادریس، دانا تأثیرگذار امامی در اواخر قرن ششم قمری. نقل شده که نسبش از طرف مامان، به سه واسطه به روضه خوان طوسی مسجد غدیر بلوار معلم مشهد میرسد.

وی در فقه، اصول، تعبیر و تفسیر و لغت تبحر داشته و مالک لحاظ بوده میباشد. ابن ادریس به جهت به کار گیری عقل در استنباط احکام فقهی و به باعث فتواهای شاذ (عقیده مخالف دارای اسم و رسم فقها) دارای اسم و رسم میباشد. ابن ادریس با شکستن جو تقلیدی که از فرصت روضه خوان طوسی به وجود آمده بود فقه را وارد مرحله مسجد غدیر فلاحی مشهد جدیدی نمود.

انکار خبر واحد از مشهورترین مبانی فقاهتی ابن ادریس میباشد. استادان دارای اسم و رسم او ابوالمکارم بن زهره و ابن شهرآشوب میباشند و کسانی مانند ابن نما و حسن بن یحیی (بابا متفحص حلی) از شاگردان وی محسوب میگردند. تاثیر دارای اسم و رسم و تاثیرگذار ابن ادریس، کتاب سرائر مسجد بابا غدیر مشهد میباشد.

تولد و نسب
اسم وی محمد، لقب مشهورش ابوعبدالله و لقبش فخرالدین و شمس‌الدین میباشد.[۱] ابن ادریس را عِجلی و رَبَعی (منسوب به بنی‌عجل، بستگان‌ای از دیده نشده بن وائل از شاخه ربیعه)[۲] نیز خوانده‌اند.[۳] ابن ادریس فرصت بلوغ خویش را ۵۵۸ق بیان نموده است،[۴] براین اساس برخی در نظر گرفتن زده‌اند که او در ۵۴۳ق به جهان آمده مسجد بابا قدرت مشهد میباشد.[۵]

ابن ادریس در کتاب مصباح المتهجد، اسم پدرش را منصور بن احمد بن ادریس آورده میباشد.[۶] البته درباره نسب مادری، اختلاف وجود داراست برخی او‌را نوه دختری روضه خوان طوسی دانسته[۷] و برخی منابع نیز او‌را نواده دختری روحانی مسعود ورام بن ابی فراس بن حمدان دانسته‌اند.[۸]

استادان و شاگردان
مهم ترین استادان و مشایخ روایی ابن ادریس عبارت‌اند از:

عبداللّه بن جعفر دوریستی؛ ابن ادریس از روش این معلم خویش از روضه خوان اثرگذار نقل ماجرا می‌نموده است.[۹]
علی بن ابراهیم علوی عُرَیضی
عربی بن مسافر عبادی؛ ابن ادریس از این معلم خویش نقل قصه می‌نموده است.[۱۰]
جمال الدین هبة‌اللّه بن رطبه سوراوی؛ ابن ادریس از وی نقل داستان می‌نماید.[۱۱]
حسین بن هبةاللّه سوراوی
ابوالمکارم ابن زهره حلبی مؤلف غنیة النزوع
ابن شهر آشوب[۱۲]
عمادالدین طبری و الیاس بن ابراهیم حائری، واسطه نقل ماجرا ابن ادریس (برای مثال صحیفه سجادیه) از ابوعلی طوسی شمرده‌ گردیده‌است.[۱۳]
برخی شاگردان ابن ادریس و راویان حدیث از وی عبارت‌اند از:

سید شمس الدین فخار بن مَعْد موسوی؛ وی معلمِ پژوهشگر حلی میباشد.[۱۴]
با حجب و حیا‌الدین محمد بن جعفر ابن نما و بابا بزرگش جعفر بن نما[۱۵]
ابوالحسن علی بن یحیی خیاط؛[۱۶]
سید محیی الدین حسینی حلبی؛ برادرزاده ابن زهره حلبی.
جعفربن احمد قمرویه حائری؛ کتاب المسائل به خط وی و املای ابن ادریس میباشد

بازدید : 37
سه شنبه 25 شهريور 1404 زمان : 22:22


ابوعبدالله جعفر بن عَفّان (عثمان) طائی (درگذشت حدود ۱۵۰ق) از شاعران شیعه و مرثیه‌سرایان عاشورا در قرن دوم هجری قمری بود. او اشعاری در مدح و مرثیه اهل بیت و در مدد از قضیه امامت سروده میباشد. وی به درخواست امام راست گو(ع) برای امام حسین(ع) مرثیه‌سرایی کرد و امام او‌را به فردوس بشارت اعطا مسجد غدیر بلوار معلم مشهد کرد.

معاش‎طومار
ابوعبدالله جعفر بن عفان طایی از شاعران شیعی میباشد که در برخی منابع بابا او عثمان معرفی گردیده‌است. اما نقل شده میباشد که صحیح آن به عبارتی عفّان میباشد.[۱] مرزبانی اورا در شمار شعرای شیعه کوفی بیان نموده است.[۲] او با امام راست گو(ع) و با سید حمیری هم بعدازظهر بوده میباشد و با حمیری محاوراتی داشته میباشد.[۳] وی حدود سال مسجد غدیر فلاحی مشهد ۱۵۰ق درگذشته میباشد.[۴]

مرثیه امام حسین(ع)
جعفر بن عفان در مرثیه امام حسین(ع) نیز شعر می‌سروده میباشد. او به درخواست امام راستگو(ع) برای امام حسین(ع) مرثیه سرایی کرد و اشعاری خواند که به انبوه ضربات بر پیکر امام حسین(ع) اشاره داشت. امام درستگو(ع) و دیگر حاضرین به فغان افتادند بعد از آن امام درستگو(ع) فرمود:‌ای جعفر، اکنون معبود فردوس را بر تو واجب ایجاد کرد.[۵] شعری که او در حضور امام (ع) خواند اینگونه مسجد بابا غدیر مشهد میباشد:

لیبک علی الإسلام اینجانب کان باکیا
فقد ضیعت أحکامه و استحلت
غداة حسین للرماح دریئة
و قد نهلت منه السیوف و انگیزه
و غودر فی الصحراء لحما مبددا
علیه عتاق الطیر باتت و ظلت
فما نصرته امة السوء إذ دعا
لقد طاشت الأحلام منها و ضلت
الا بل محوا أنوارهم بأکفهم
فلا سلمت تلک الأکف و شلت
و ناداهم جهدا بحق محمد
فان ابنه اینجانب نفسه لحاظ حلت
فما حفظوا قرب الرسول و لا رعوا
و زلت بهم اقدامهم و استزلت
أذاقته حر القتل امة جده
هفت نعلها فی کربلاء و زلت
فلا قدس الرحمن امة جده
و ان هی صامت للاله و صلت
کما فجعت بنت الرسول بنسل‌ها
و کانوا کماة الحرب مسجد بابا قدرت مشهد حین استقلت[۶]

ترجمه: می بایست هر شیون ­کننده‌ای بر اسلام بگرید که احکام آن ضایع و حرامش حلال گشته میباشد. به عبارتی روزی که حسین(ع) با نیزه قطعه قطعه شد و آن‎گاه که شمشیرها از خونش سیراب گشتند. در آن دشت وی به باز ماند همانند تکه گوشتی مستقل گردیده و شب، طیوران جسد مبارکش را در هواخواهی گرفتند. کمک‎اش نکردند آن امت زشتکار آن‎گاه که آنها را صدا زد به صحت که شکیبایی و بردباری نادر رنگ شد و هلاک شد. آن ها با دست خویش نورشان را بی سروصدا کردند به این شکل دستانی تندرست نباد و نابود باد. با سعی هر چه بیشتر آن ها را خواند به حق محمد که اوست فرزند محمد، از جان محمد. نگه نداشتند حرمت خویشاوندی با نبی را، رعایت آن را ننمودند و پای آنها لغزید، و لغزانید. امت جدش به وی سوز مرگ چشاندند و پاپوش این امت در کربلا سبب ساز سقوط آنها شد. پاکیزه نگرداند معبود امت جدش را هر یکسری که روزه بدارند و نماز بخوانند. که دخت فرستاده را به سوگ فرزندانش نشاندند آنانی را که به هنگام مبارزه پابرجا و حمایت کننده بودند بعد که سایرافراد کوچ می‌کردند.

اشعار و دیوان

بازدید : 36
دوشنبه 24 شهريور 1404 زمان : 16:17


روحانی محمد حرزالدین (۱۲۷۳-۱۳۶۵ق) دانا، اصولی، ادیب و رجالی شیعی قرن چهاردهم هجری قمری، مالک کتاب معارف الرجال و مشهورترین شخص قبیله حرزالدین میباشد. او از شاگردان میرزاحسین خلیلی تهرانی، محمدطه نجف، آخوند خراسانی و سید محمدکاظم طباطبایی یزدی مسجد غدیر بلوار معلم مشهد بود.

از شاگردان او می‌قدرت به سید شهاب الدین مرعشی نجفی اشاره نمود. روحانی محمد به عنوان مثال علمای پرنویس بوده و حدود هفتاد تاثیر در علم ها مختلف به وی نسبت داده‌اند. برای مثال اثر ها او کتابی به اسم «الغیبة» درباره غایب بودن امام فرصت(عج) مسجد غدیر فلاحی مشهد میباشد.

معاش‌طومار
او در ۱۲۷۳ق در نجف به دنیا آمد. پدرش، علی بن عبدالله حرزالدین، از شاگردان موسی کشف کننده الغطاء، علی کشف کننده الغطاء و صاحب و مالک جواهر و از نزدیکان و خاصان علی کشف کننده الغطاء به شمار مسجد بابا غدیر مشهد می رفت.[۱]

محمد در چهار سالگی پدرش را از دست اعطا کرد و پایین سرپرستی و تربیت برادرانش، عبدالحسین و حسن، قرار گرفت. او علم آموزی علم ها شرعی را از نوجوانی شروع کرد و به یاری هوش زیاد و خاطر کار کشته و پشتکار خویش در مدتی کوتاه دروس مقدماتی مسجد بابا قدرت مشهد را به پایان رسانید.[۲]

فامیل
فرزندان محمد حرزالدین، عبدالکریم و علی بودند. عبدالکریم را ادیب دانسته‌اند.[۳] روضه خوان علی از عالمان فقهی و شخصی فاضل و نیکوسیرت وصف شد‌ه‌است. او که از پدرش اذن ماجرا داشت، در ۱۳۷۲ یا این که ۱۳۷۳ق درگذشت.[۴]

محمدحسین حرزالدین، فرزندعلی، نیز فقید فقاهتی بود. او در ۱۳۳۳ق به دنیا آمد. ضمن پدرش و سید محمد باقر احسائی، نزد سید محسن حکیم و سیدابوالقاسم خویی درس خواند.[۵] او در ۱۴۱۹ق در نجف وفات کرد.[۶] النجف فی التاریخ تاثیر اوست. از او همینطور تقریرات درس‌های فقه و اصول استادانش و پژوهش و کناره نویسی بر معارف الرجال جد خویش محمد حرزالدین به جامانده میباشد.[۷]

نبو
شجره طومار آل حرزالدین
محمود حرزالدین
حمدالله
عبدالله
علی (ح۱۱۸۲ـ ۱۲۷۷) محمد(ح۱۱۹۳ـ ۱۲۷۷) هیکل
محمد(۱۲۷۳ ـ ۱۳۶۵) کاظم احمد(۱۲۶۵ ـ ۱۳۴۲) حسن(۱۲۵۸ ـ ۱۳۰۴) عبدالحسین(۱۲۵۰ ـ ۱۲۸۱)
عبدالکریم علی عبدالحسین مهدی(۱۲۸۵ ـ ۱۳۴۲)
محمد حسین(۱۳۳۳ ـ ۱۴۱۹)
وفات
محمد حرزالدین در ۱۳۶۵ق وفات کرد و در کنار منزل‌اش و مسجدی که در آن اقامه جماعت می کرد، در محله عماره نجف به خاک ودیعه شد.[۸]

اساتید
او نزد استادان زیادی فقه و اصول و صحبت و دیگر علم ها را فرا گرفت و از عالمان اکثری اذن قصه و مدرک اجتهاد اخذ کرد، که از آن گزاره‌اند:[۹]

محمد حسین کاظمی
فاضل ایروانی
ابراهیم بن محمد عزّاوی
میرزا حبیب الله رشتی
حسن بن عیسی فَرطوسی
حاج آقا رضا همدانی
سیدحسین بن مهدی قزوینی
میرزاحسین خلیلی تهرانی
محمد طه نجف
آخوند خراسانی
سید محمدکاظم طباطبایی یزدی
عبدالله مامقانی
به گفته مرعشی نجفی[۱۰] او صِحاح سِتّه را نیز از روش سیدشکری آلوسی بغدادی قصه می کرد.

روحانی محمد حرزالدین در اکثری از علم ها، مثلا فقه، اصول، حدیث، رجال و تراجم، ادبیات، تاریخ و سِیَر، خواندنِ خط کوفی، طب، هیئت و علم ها ناآشنا، تبحر داشت و شعر نیز می‌سرود.[۱۱]

بازدید : 26
شنبه 22 شهريور 1404 زمان : 20:02


شیخ یا این که جسمانی بودن معاد
نوشته‌علمیٔ مهم: معاد جسمانی
به گفته فیاض لاهیجی، در تایید اصل معاد در بین مسلمان‌ها اختلافی نیست؛[۴۷] ولی آنها درباره واقعیت معاد و کیفیت تحقق آن و اینکه آیا جسمانی میباشد یا این که روضه خوان یا این که جسمانی-روضه خوان اختلاف دارا‌هستند.[۴۸] منشأ این اختلاف‌دیدگاه ها را اختلاف در واقعیت بشر دانسته‌اند.[۴۹] طریقه عالمان مسلمان درباره کیفیت معاد مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد عبارت‌اند از:

معاد جسمانی و شیخ: بخش اعظمی از عالمان مسلمان معتقدند که معاد هم جسمانی میباشد و هم شیخ.[۵۰] این بینش به همگی حکمای مسلمان و بلکه تمامی حکمای الهی منسوب شده میباشد.[۵۱] علامه مجلسی نیز آن را طریقه بیشتر متکلمان آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد دانسته میباشد.

[۵۲] از لحاظ ناصر مکارم شیرازی، مفسر قرآن، معاد در قرآن صرفا به طور معاد جسمانی و شیخ عرضه گردیده‌است؛ به‌این معنی که به هنگام رستاخیز، هم جسم بازمی‌شود و هم روح و جان.[۵۳] هرکس که واقعیت آدم را ترکیبی از نفس مجرد و تن میداند، قائل به معاد جسمانی-روضه خوان رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد میباشد.[۵۴]
معاد جسمانی: به گفته فخرالدین رازی و فیاض لاهیجی، بیشتر متکلمان[۵۵] و برخی از فقیهان و حدیث‌نگاران[۵۶] فقط به معاد جسمانی اعتقادوباور داشتند و منکر معاد شیخ بودند. انگیزه این بود که‌این مجموعه واقعیت آدم را تن دنیوی شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد می‌دانستند.[

۵۷] از دید آن‌ها، روح واقعیتی دنیوی میباشد که مانند حریق در زغال یا این که آب در برگ‌های گل، در تن جریان داراست و در فیض، با هلاکت تن بعداز مرگ، نابود می شود[۵۸] و هنگام قیامت، تنِ متلاشی‌گردیده با اعتنا به دانش و توان مطلق خدا مرمت می گردد و گشوده می شود.[۵۹]
معاد شیخ صرفا: به گفته جعفر سبحانی، بیشتر فیلسوفان مَشّاء، فقط معاد شیخ و عقلی را می‌پذیرفتند و منکر معاد جسمانی بودند؛ چون از لحاظ آن ها، تن بعداز مرگ نابود می شود و چیزی از آن باقی نمی‌ماند تا در قیامت اعاده گردد؛ البته نَفْس زیرا مجرد میباشد، نابود نمیشود[۶۰] و بعداز طلاق از تن، به فقید مجردات می‌پیوندد.[۶۱] به اطمینان ابن‌سینا، گرانقدر‌ترین فیلسوف فلسفه مشاء، معاد جسمانی و برگشت تن در قیامت صرفا از روش شرع و خبر رساندن فرستاده اکرم(ص) ثابت و پذیرفته میگردد.[۶۲] علامه مجلسی انکار معاد جسمانی را به‌صراحت، شرک و نیازمند انکار قرآن و فرستاده(ص) و امامان دانسته میباشد.[۶۳] او فلاسفه را جزو منکران معاد جسمانی شمرده میباشد؛ چون آن ها اعاده معدوم را محال می دانند.[۶۴] به حیث فیاض لاهیجی، عده ای که واقعیت بشر را نفس مجرد و تن را تنهاً ابزاری مستقل از نفس و برای نفس میدانند، تنها معاد روضه خوان را قبول دارا‌هستند.[۶۵]

بازدید : 36
سه شنبه 18 شهريور 1404 زمان : 19:27


استان قطیف:در‌این استان تعدادی شهر شیعه‌نشین وجود دارااست که عبارتند از:
شهر قطیف: این شهر راس استان قطیف میباشد و بیشتر جمعیت آن را شیعه‌ها تشکیل میدهند. تشیع درین شهر از دیرباز وجود داشته میباشد. حسن صفار امام آدینه شهر قطیف، این نظر را دارد بیش تر از نود درصد از ساکنان شهر قطیف را شیعه ها تشکیل مسجد غدیر بلوار معلم مشهد داده‌اند.

[۱۲] ابن بطوطه می‌نویسد:«قطیف شهر بزرگی میباشد که بیشتر ساکنان آن از شیعه ها میباشد وآنان شیعه بودن خویش را با بیان اشهد ان علیا البته الله و حی علی نه العمل اعلام می‌نمایند.» در‌این شهر طوایف شیعی متعددی معاش‌ می‌نمایند. مهمترین قوم‌های شیعی در‌این شهر عبارتند از: ابوذیب، بحارنه، حبشی، آل خنیزی، صفار، عمران، مسجد غدیر فلاحی مشهد آل عبدالجبار.
سیهات:سیهات یک کدام از مهم ترین شهرهای حیطه به شمار می‌رود. همه ساکنان این شهر شیعه و بیشتر خانواده‌های سیهات از اعراب اصیل و قبایل خوالد، عجمان، هواجر و سبیلاع می‌باشند. در‌این شهر چند حسینیه نیز می‌باشد. حسینیه الحسین،حسینیه السالم، الکبیش، شاخور، حسینیه الخلیفه، حسینیه الراشد، حسینه السیهاتی، حسینیه المطوع، حسینیه الناصر و شهاب مهم ترین حسینیه‌های این ناحیه مسجد بابا غدیر مشهد می‌باشند.
صفوی: صفوی شهری تاریخی و سابق در کنار قلعه جاوان میباشد که پر‌از اثرها باستانی میباشد. این شهر در شمال قطیف و با مسافت‌اندکی از بندر رأس تنوره(سکوی نفتی دارای شهرت) قرار گرفته میباشد. کلیه ساکنان این شهر شیعه‌اند.
تاروت: تاروت جزیره‌ای میباشد دارای شهرت که گنجینه‌های باارزشی از اثر ها باستانی در آن جای‌دارد. اکثر ساکنان این جزیره و روستاهای آن شیعه مسجد بابا قدرت مشهد میباشند.
عوامیه: عوامیه شهری میباشد در شمال قطیف که بر خرابه‌های شهر زاره تاسیس شده است. این منطقه در پیشین راس حیطه به شمار میرفت. قرامطه زاره را ویران کرده آن را به حریق کشیدند. مجموع ساکنان این حوزه‌ شیعه میباشند. عموم آن در نبرد و شجاعت زبانزد بوده و مدام به تنهایی در قبال یورش‌های حکومت سعودی مقاومت کرده‌اند. اکثر طوایف این شهر از قبایل نجد می باشند که بدین حوزه‌ مسافرت کرده‌اند وبا این هجرت شیعه گردیده‌اند. بعضا از طوایف اساسی مستقر در‌این ناحیه عبارتند از: آل نمر، آل زاهر، آل ابی المکارم و آل فرج
آجام: آجام در قبل خیر چندان به دور، خارج از محدوده قطیف قرار داشت و بیشتر با صحرا و بادیه‌نشنیان درباره ی بود. با این‌که همگی همسایه آن شیعه و با فرهنگ می‌باشند ولی به منجر رابطه با صحرا و طوایف بادیه‌نشین شیعه‌ها این حوزه‌ را بدو الشیعه نامیده‌اند. اکثر ساکنان آجام اهل سه طایفه آل ناصر، آل مرزوق و آل سنان می باشند. این طوایف قحطانی الاصل می باشند و از قرن‌ها قبل از شمال یمن به‌این ناحیه مهاجرت کرده‌اند.
دیگر شهرهای شیعه‌نشین استان قطیف عبارتند از: قدیح،ام خزینه، حبش، جارودیه، خویلدیه، توبی، حله محیش، ملاحه، شویکه، بحاری، عنک
استان مدینه: در میانه قرن چهارم هجری قمری به ندرت خاندانی از نسل امام حسین(ع) در مدینه به اقتدار رسیدند و تحت عنوان «تسلط» قرون در‌این حیطه حکومت کردند که در بعضا ادوار امامی مذهب یا این که زیدی مذهب بودند. در قرن پنجم و ششم نیز شهر مدینه ذیل نفوذ تشیع قرار داشت که از یک سو ناشی از سیطره دولت فاطمیان و از سوی دیگر وامدار کار عالمان شیعه عراقی در حجاز بود. سادات حسینی مدینه تا اواخر قرن یازدهم قمری غیر وابسته بودند البته از سال ۱۰۹۹ به امر دولت عثمانی، مدینه پایین حیث مکه در آمد. با این هم اکنون بعضی از آن ها برای مثال طوایف «هواشم» همچنان بر تشیع امامی پایدار بودند.[۱۳] شیعه ها مدینه در حیُّ الروضه، باب کُومه، قبا، قربان، حیُّ العَوالی سکونت دارا هستند. برخی روستاهای مدینه مانند وادی الفرع، سویرقیه، یَنْبُع النخل و مهدالذهب نیز محل سکونت شیعه ها میباشد. امروزه در‌این شهر چهار دسته شیعه جعفری بومی میباشند:
نخاوله: نخاوله مطرح ترین دسته امامی در مدینه میباشند.
احاطه: بعد از نخاوله، تعداد تسلط بیش تر از سایر قبایل میباشد.این قوم و قبیله از سادات بنی هاشم میباشند و در شهرهای دیگری هم‌زیرا مکه، جده، طائف و شهرهای جنوبی ایالات متحده عربی مستقر می‌باشند.
خویشاوندان‌های حرب و جهینه(حروب): بعضا از اشخاص این دو خویشان هم‌زیرا بنی علی فرید شیعه میباشند.
مَشاهده:از عرب‌های اصیل می‌باشند که در مکه و مدینه بومی‌اند. تعدادشان از قوم و قبیله‌های قبل کمتر میباشد. تالیف کننده و محدث محمد بن عیسی مشهدی از طایفه آل مشهدی از این قوم میباشد.
بقیه بخشها: شیعه ها دوازده امامی در وادی فاطمه دارنده جمعیت‌ بزرگی می‌باشند. در حائل نیز که محل سکونت فامیل طی میباشد یک سری شیعه سکونت دارا هستند. شیعه‌ها در ریاض، قصیم، افلاح، آتش و جده نیز دسته‌های کوچکی تشکیل داده‌اند.

بازدید : 18
دوشنبه 17 شهريور 1404 زمان : 17:22


بنابراین سپاه عثمانی در آذربایجان کاری از پیش پیکار و در بغداد نیز با مقاومت صفی قلی خان، والی قزلباش، رو به رو شد. او با جسارت از آن شهر پناه کرد و بازدارنده بسط معاند شوید. هر یک سری در‌این روایت یک مجموعه از سپاه کشور مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد ایران به سرکردگی

زینل خان شاملو نزدیک به کردستان از سپاه عثمانی ناکامی خورد و پیرو آن سوراخ‌ها وارد محدوده کشور ایران شدند، ولی جنبش سلطان صفی به سوی بغداد، سردار عثمانی را به رخنه‌ محاصره آن شهر آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد واداشت. [۱۰]

در سال ۱۰۴۵ ق./ ۱۶۳۶ م. دولت عثمانی مجدد به خاک کشور ایران حمله کرد و نزدیک به نخجوان تاخت و تاز نمود، ایروان را محاصره و تبریز را تسخیر و غارت کرد و قسمتی از آن را به حریق کشید، البته به انگیزه سرمای شدید ناچار به رجوع و برگشت شد. پادشاه صفی آذربایجان را پس گرفت و ایروان را نیز از محاصره معاند خارج آورد و به این سیرتکامل پاد شاه عثمانی این توشه هم رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد ناکام ماند.

[۱۱] با این حالا تضارب‌های کشور ایران و عثمانی به نقطه پايان نرسید. بعد از چندی گشوده تاخت و تاز ارتش عثمانی به خاک کشور‌ایران شروع شد. این توشه بغداد مجدد به محاصره زمین‌خورد و با آنکه مجاورت شش ماه در قبال هجوم سپاه عثمانی مقاومت کرد، البته عاقبت به منجر عدم وجود آذوقه، شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد تسلیم شد.(۱۰۴۸ ق)

وحید قزوینی نوشته میباشد:

«قشون آل عثمان به سرکردگی خویش پاد شاه خواسته، عراق عرب را گزینه حمله قرار اعطا کرد. آنها توانستند یکی‌از اعضاء شریف و گرانبها این مرزوبوم را از تن مستقل نمایند.» [۱۲]
معاهده زهاب
نوشته ی علمیٔ مهم: معاهده زهاب
در سال ۱۰۴۹هـ / ۱۶۳۹ م. بغداد از کشور ایران مستقل شد و مبنی بر سازگاری طومار‌ای که فی مابین دولت جمهوری اسلامی ایران و دولت عثمانی تهیه و تنظیم شوید، این طلاق رسمیت یافت. مستوفی درباره این سازگاری طومار اینگونه نوشته میباشد:

«... به هر تقدیر پس از وارد شدن ایلچیان و طی مراتبی، بنای مصالحه گردیده، کیفیت را به سرویس نواب تسلط پهنا کرده، بعداز رخصت صلح کرده، سنور بسته، صلحنامچه از طرفین نوشته به یکدیگر امانت، رومی به ولایت خویش و قزلباش به اصفهان مراجعت کرده، نواب رضوان جای به انتظام کارها کشور ایران پرداخته...» [۱۳]
این سازگاری که تفاهم نامه آن در محل زهاب بسته شد، به «معاهده زهاب» دارای شهرت میباشد.[یادداشت ۱] با این صلح، بغداد به دست امرای آل عثمان به‌زمین‌خورد و ایروان از اسیب سپاه عثمانی در پشتیبانی ماند. نماینده کشور ایران در‌این هنگام محمدقلی خان بود.[۱۴]

این سازگاری زیرا بیشتر منافع عثمانی را تأمین میکرد، دوام یافت و نتایج ادامه‌اش هم آن شد که سپاه کشور‌ایران به ندرت روحیه آسایش طلبی به خویش گرفت و آن سیرتکامل که روحیه فرمانروا صفی اقتضا داشت، دیگر ذوق وسلیقه و عشق و علاقه‌ای به نزاع آرم نداد. این عهدنامه در حین معدود پاد شاه و کریم ومهربان خان زند نیز گزینه دقت سپاه کشور‌ایران و قشون ینی چری بود و آن‌ها پیوسته بدان استناد می‌نمودند.

در متن ترکی عباس طومار درباره‌ی محتوای این معاهده اینگونه آمده میباشد:

«... شمس الدین محمدقلی بیک ایشیک آقاسی ایلچلیک طریقتله گلوب فرمان روا حضرتلی صلاح ذات البین و صلح و صلح جانبین خصوصتین عزم ایدوب التیام مبارزه و جدال و رفع غبار حرب و قتال التماس طلب ایتمکین...» [۱۵]
پانویس
مستوفی، زبدة التواریخ، ۱۳۷۵ش، ص۱۰۵.
شعبانی، تاریخ اجتماعی جمهوری اسلامی ایران، ۱۳۶۷ش، ص۱۵.
هدایت، روضة الصفای ناصری، ۱۳۸۰ش، ج ۸، ص۶۸۷۷ ؛ اصفهانی، خلاصه السیر، ص۱۵۴، ۱۴۷،۱۲۶
هدایت، روضة الصفای ناصری، ۱۳۸۰ش، ج ۸، ص۶۸۸۰.
تاورنیه، سفرنامه تاورنیه، ۱۳۳۶ش، ص۴۸۸-۴۸۷.
وحید قزوینی، عباسنامه، ص۱۷۸؛ مرعشی، مرعشی صفوی، مجمع التواریخ، ۱۳۶۲ش، ص۴۹؛ لاکهارت، انقراض سلسله صفویه، ۱۳۸۰ش، ص۲۶؛ سایکس، تاریخ جمهوری اسلامی ایران، ۱۳۳۵ش، ج ۲، ص۳۰۰.
لاکهارت، انقراض سلسله صفویه، ۱۳۸۰ش، ص۲۱.

بازدید : 15
پنجشنبه 13 شهريور 1404 زمان : 11:22


اساتید و اذن اجتهاد
سیدابوالقاسم خویی، ضمن آنکه به گفته خویش، از محمدحسین نائینی و محمدحسین اصفهانی بیشترین به کار گیری علمی را برده و زمان‌ای بدون نقص از دانش اصول و بعضا کتاب‌های فقاهتی را از آنها آموخته، از اساتید دیگری مثلا روضه خوان الشریعه (درگذشته ۱۳۳۸ق)، مهدی مازندرانی (درگذشته ۱۳۴۲ق) و آقا ضیاء عراقی[۱۲] نیز خاطر مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد نموده است.

برخی دیگر از استادان خویی عبارتند از محمدجواد بلاغی نجفی در دانش حرف، عقاید و تعبیر، سید ابوتراب خوانساری در دانش رجال و درایه، سید ابوالقاسم خوانساری ریاضی (درگذشت: ۱۳۸۰ق) در دانش ریاضی ها، سید حسین بادکوبه‌ای در فلسفه و عرفان و همینطور آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد سید علی حاکم.[۱۳]

سیدابوالقاسم در حین زمان علم آموزی خویش در حوزه علمیه نجف، با سید محمدهادی میلانی (درگذشته ۱۳۹۵ق)، سید محمدحسین طباطبایی (درگذشته ۱۴۰۲ق)، سید صدرالدین جزایری، علی‌محمد بروجردی (درگذشته ۱۳۹۵ق)، سید حسین خادمی و سید محمد حسینی همدانی مباحثه رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد می‌نموده است.[۱۴]

خویی در سال ۱۳۵۲ق از اکثری از استادان حوزه علمیه نجف اذن اجتهاد اخذ نموده است؛ محمدحسین نائینی، محمدحسین غروی اصفهانی، آقا ضیاء عراقی، محمدحسین بلاغی، میرزا علی آقا شیرازی، و سید ابوالحسن اصفهانی از این شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد گزاره‌اند.[۱۵]

مرجعیت
شروع مرجعیت خویی به روشنی مشخص و معلوم وجود ندارد، ولی اکثری از منابع، شروع دور از شوخی مرجعیت او‌را بعداز درگذشت بروجردی دانسته و تأکید کرده‌اند که بعد از درگذشت سید محسن طباطبائی حکیم، خویی مخصوصاً در عراق، مرجع بلندتر شناخته می شد[۱۶] و مقام مرجعیت وی میان شیعه ها کشور ایران هم اصلی گزارش گردیده است.[۱۷] خویی، به عنوان مثال مراجعی دانسته گردیده که دربین اکثر شیعه‌ها، اعم از عرب و غیرعرب، نفوذ چشمگیری داشته میباشد.[۱۸]

۱۴ نفر از مجتهدین نجف مثلا صدرا بادکوبه‌ای، سید محمدباقر صدر، سید محمد شیخ، مجتبی لنکرانی، موسی زنجانی، یوسف کربلائی، سید یوسف حکیم، و سید جعفر مرعشی اعلمیت خویی را اعلام کردند.[۱۹] سید موسی صدر از سوی مجلس اعلای اسلامی شیعه‌ها لبنان، خویی را مرجع اعلم معرفی کرد.[۲۰]

درس دادن

درس دادن خویی در مسجد الخضراء نجف
ابوالقاسم خویی در علاوه بر علم آموزی در حوزه علمیه نجف، به درس دادن هم سرگرم بوده و به نقل از منابع متعدد، هر کتابی را که می‌آموخته، آن را درس دادن می‌نموده است.[۲۱]

بعد از درگذشت محمدحسین غروی نائینی و محمدحسین غروی اصفهانی، مجلس درس سید ابوالقاسم خویی و محمدعلی کاظمی خراسانی، از درس‌های اساسی نجف گزارش گردیده و بر این محور، بعد از درگذشت کاظمی خراسانی، مجلس درس خویی، از مجالس پر اسم و رسم حوزه درسی نجف معرفی شد‌ه‌است.[۲۲] چنان‌که خویی در معاش‌طومار خودنوشت آورده، در علاوه بر سال‌های وقت گیر درس دادن، جز در روزهای بیماری و مهاجرت، هیچ‌گاه دست از یاد دادن شاگردان خود نکشیده میباشد.[۲۳] وی به صورت کلی ۷۰ سال به درس دادن دروس سطح و بیرون در حوزه نجف پرداخته و مبتنی بر منابع، مجاورت پنجاه سال، مجلس درسی اسم‌آوری در حوزه علمیه نجف را ذمه ‌دار بوده و طلابی از جمهوری اسلامی ایران، هند، افغانستان، پاکستان، عراق، لبنان و بعضی کشورهای دیگر، در درس وی حاضر می‌گردیده‌اند.[۲۴]

خویی، یک عصر بی نقص درس بیرون فقه و شش زمان درس بیرون اصول فقه را به شاگردان خویش یاددادن بخشید. وی همینطور در یک عصر کوتاه به درس دادن تعبیروتفسیر قرآن پرداخت.[۲۵]

تعداد صفحات : 55

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 557
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 0
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه