اعتراض به سیاستهای امین السلطان
خلیلی تهرانی نسبت به کارها سیاسی و اجتماعی کشورایران حساس بود. او در ۱۳۲۱ق، درپی حال و روز نابسامان اقتصادی و اجتماعی کشور ایران و نارضایتی عموم از شغل های امین السلطان (صدراعظم ناصرالدین فرمانروا قاجار)، یار و همدم با آخوند ملامحمدکاظم خراسانی (متوفی ۱۳۲۹ق.) به علمای جمهوری اسلامی ایران طومار نوشت و ناخشنودی خویش را از سیاستهای غلط امین السلطان نشانه بخشید و حتی گفتهاند که اورا تکفیر کرد. این اقدامات بسیار مؤثر بهزمینخورد و موجب برکنار امین السلطان مسجد غدیر بلوار معلم مشهد شد.[۱۳]
ملازمت و همراهی با نهضت مشروطه
با شروع نهضت مشروطه، تهرانی یار با محمدکاظم خراسانی و عبدالله مازندرانی (متوفی ۱۳۳۰ق.) از آن پشتیبانی کرد. این سه شیخ که بعداز وفات میرزای شیرازی مرجعیت شیعه ها را به ذمه داشتند و با تیتر مراجع ثلاث نجف شناخته میشدند، با طومارها، پیامها و ارشادهای خویش، سهم مهمی در برد نهضت مشروطه داشتند. غرض آن ها از این امان که از عمدهترین عامل ها برد انقلاب مشروطه دانسته گردیده، نگهداری مذهب اسلام و از فی مابین برداشتن حکومت استبداد و کوتاه کردن دست متجاوزان فرنگی گفته مسجد غدیر فلاحی مشهد شده میباشد.[۱۴]
تنفیذ قانون اساسی کشور مشروطه
بعداز برد نهضت مشروطه و تأسیس مجلس شورا، قانون اساسی ایران برای ثبت نزد این سه بدن نبی شد و آنها هم آن را تنفیذ کردند[۱۵] و بعد از آن با ارسال طومارها و تلگرامهای پی در پی، به تقویت مجلس اقدام مسجد بابا غدیر مشهد نمودند.[۱۶]
نبرد با حکومت استبدادی
بعداز به توپ مسدود شدن مجلس نخستین در ۱۳۲۶ق، تهرانی و دیگر علمای اهل ایران مقیم عراق، بر شدت نبرد خویش با حکومت استبدادی و دفاع از مشروطهخواستار اضافه کردند. تهرانی و خراسانی و مازندرانی طرد کردن محمدعلی فرمانروا را از اوجب واجبات، دادن مالیات به گماشتگان اورا از اعظم محرّمات و عملکرد در خط مش استقرار مشروطه را به منزله جهاد در رکاب امام فرصت(عج) دانستند.[۱۷] در حین استبداد صغیر، یکی مدارسی که تهرانی در نجف سازه گذاشته بود، محل گرد هم آیی ایرانیان شد.[۱۸] گفتهاند که بعد از بروز پارهای انحرافات در نهضت مشروطه، تهرانی از تامین آن اظهار پشیمانی مسجد بابا قدرت مشهد می کرد.[۱۹]
خصوصیتهای اخلاقی و عبادی
تهرانی شخصی متقی بود و مداومت و حفظ به خواندن دعاها و زیارات داشت. وی پس از مدتی درس دادن، کرسی درس دادن را رها کرد و اغلب در مسجد کوفه و سهله به عبادت پرداخت. او عادت به زیارت اربعین کربلای معلی با پای پیاده داشت.[۲۰] خوشخلق و خوشکلام و بسیار رئوف بود.
وی یک زائرسرا و دو مکتب علمیه و قنات در نجف، برای مردم وقف کرد.[۲۱]
درگذشت
تهرانی در شوال ۱۳۲۶ق در مسجد سهله درگذشت و پیکرش را در شریعه فرات غسل دادند و تا نجف تشییع و در کنار مسجد خودش در بقاع ای که خویش فراهم کرده بود، دفن شد.[۲۲] در جمهوری اسلامی ایران و هند و عراق، برای وی مراسم عزاداری برگزار شد و بازار طهران تعدادی روز تعطیل شد. شعرای بخش اعظمی در رثای او شعر سرودهاند.[۲۳] بعداز وفات تهرانی، شایع شد که او با زهر مسموم گردیده است و حتی اورا «ذبیح اعظم» و «شهید اکبر» خواندند.[۲۴]
اثرها و تالیفات
تهرانی در فقه و اصول فقه و رجال، اثر ها بخش اعظمی بر مکان گذاشت. اورده شده که همه آنها به خط خویش وی نزد شاگردش، محمدتقی گرگانی، بوده میباشد. [۲۵]
ذریعة الوداد، شرحی میباشد بر کتاب نجاة العباد محمدحسن نجفی و ظاهراً نیمه تمام باقیمانده میباشد.[۲۶] این کتاب اولیه توشه در بمبئی و آنگاه در ۱۳۱۲ق در کشور ایران چاپ سنگی شد و بارها در جمهوری اسلامی ایران به چاپ رسید.[۲۷]
کناره بر برخی رسائل عملیه
کتاب غصب
کتاب اجاره
رسالاتی در امر بیع و خیارات[۲۸]
برخی فتواهای تهرانی، یاروهمدم با فتواهای بعضا علمای دیگر، در کتاب مجمع الرسائل در ۱۳۳۱ق در طهران چاپ شدهاست.[۲۹] همینطور تقریراتی از دروس اورا شاگردانش نوشتهاند.[۳۰] او بر کتابهای بخش اعظمی تقریظ نوشته میباشد.[۳۱]
فرزندان
تهرانی شش پسر داشت که تمامی در علم ها فقهی علم آموزی کردند:[۳۲]
محمد؛ در نجف به دنیا آمد و سطح های بهتر فقه و اصول را نزد آخوند خراسانی و پدرش یادگرفت و از علمای نجف اذن اجتهاد اخذ کرد.[۳۳] محمد از کودکی شعر میسرود، بیشتر اشعار وی در مدح و رثای اهل بیت(ع) میباشد. او در برخی اشعارش مسلمانها را به بیداری فراخوانده میباشد.[۳۴] او بسیار به عبادت، بیان و اعتکاف در بقعه امام علی(ع) میپرداخت.[۳۵] وی در ۱۳۵۵ق در نجف وفات یافت و در حرم پدرش دفن شد. کتاب فی الطهاره، کتاب فی الخمس، قاموس غریب القرآن و یکسری رساله شرعی، از اثرها اوست.[۳۶]
روضه خوان مهدی آیت الله زاده؛
روضه خوان محمود؛
روضه خوان محمدعلی که دایرة المعارف اسلامی را ترجمه نموده است.[۳۷]

مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد؛ راهنمای برگزاری مراسم ختم و مجالس ترحیم