loading...

بهترین مرجع مسجد غدیر باباعلی مشهد

بازدید : 18
پنجشنبه 30 مرداد 1404 زمان : 10:25


اعتراض به سیاست‌های امین السلطان
خلیلی تهرانی نسبت به کارها سیاسی و اجتماعی کشور‌ایران حساس بود. او در ۱۳۲۱ق، درپی حال و روز نابسامان اقتصادی و اجتماعی کشور ایران و نارضایتی عموم از شغل های امین السلطان (صدراعظم ناصرالدین فرمانروا قاجار)، یار و همدم با آخوند ملامحمدکاظم خراسانی (متوفی ۱۳۲۹ق.) به علمای جمهوری اسلامی ایران طومار نوشت و ناخشنودی خویش را از سیاست‌های غلط امین السلطان نشانه بخشید و حتی گفته‌اند که اورا تکفیر کرد. این اقدامات بسیار مؤثر به‌زمین‌خورد و موجب برکنار امین السلطان مسجد غدیر بلوار معلم مشهد شد.[۱۳]

ملازمت و همراهی با نهضت مشروطه
با شروع نهضت مشروطه، تهرانی یار با محمدکاظم خراسانی و عبدالله مازندرانی (متوفی ۱۳۳۰ق.) از آن پشتیبانی کرد. این سه شیخ که بعداز وفات میرزای شیرازی مرجعیت شیعه ها را به ذمه داشتند و با تیتر مراجع ثلاث نجف شناخته می‌شدند، با طومار‌ها، پیام‌ها و ارشادهای خویش، سهم مهمی در برد نهضت مشروطه داشتند. غرض آن ها از این امان که از عمده‌ترین عامل ها برد انقلاب مشروطه دانسته گردیده، نگهداری مذهب اسلام و از فی مابین برداشتن حکومت استبداد و کوتاه کردن دست متجاوزان فرنگی گفته مسجد غدیر فلاحی مشهد شده میباشد.[۱۴]

تنفیذ قانون اساسی کشور مشروطه
بعداز برد نهضت مشروطه و تأسیس مجلس شورا، قانون اساسی ایران برای ثبت نزد این سه بدن نبی شد و آن‌ها هم آن را تنفیذ کردند[۱۵] و بعد از آن با ارسال طومار‌ها و تلگرام‌های پی در پی، به تقویت مجلس اقدام مسجد بابا غدیر مشهد نمودند.[۱۶]

نبرد با حکومت استبدادی
بعداز به توپ مسدود شدن مجلس نخستین در ۱۳۲۶ق، تهرانی و دیگر علمای اهل ایران مقیم عراق، بر شدت نبرد خویش با حکومت استبدادی و دفاع از مشروطه‌خواستار اضافه کردند. تهرانی و خراسانی و مازندرانی طرد کردن محمدعلی فرمانروا را از اوجب واجبات، دادن مالیات به گماشتگان اورا از اعظم محرّمات و عملکرد در خط مش استقرار مشروطه را به منزله جهاد در رکاب امام فرصت(عج) دانستند.[۱۷] در حین استبداد صغیر، یکی مدارسی که تهرانی در نجف سازه گذاشته بود، محل گرد هم آیی ایرانیان شد.[۱۸] گفته‌اند که بعد از بروز پاره‌ای انحرافات در نهضت مشروطه، تهرانی از تامین آن اظهار پشیمانی مسجد بابا قدرت مشهد می کرد.[۱۹]

خصوصیت‌های اخلاقی و عبادی
تهرانی شخصی متقی بود و مداومت و حفظ به خواندن دعاها و زیارات داشت. وی پس از مدتی درس دادن، کرسی درس دادن را رها کرد و اغلب در مسجد کوفه و سهله به عبادت پرداخت. او عادت به زیارت اربعین کربلای معلی با پای پیاده داشت.[۲۰] خوش‌خلق و خوش‌کلام و بسیار رئوف بود.

وی یک زائرسرا و دو مکتب علمیه و قنات در نجف، برای مردم وقف کرد.[۲۱]

درگذشت
تهرانی در شوال ۱۳۲۶ق در مسجد سهله درگذشت و پیکرش را در شریعه فرات غسل دادند و تا نجف تشییع و در کنار مسجد خودش در بقاع ای که خویش فراهم کرده بود، دفن شد.[۲۲] در جمهوری اسلامی ایران و هند و عراق، برای وی مراسم عزاداری برگزار شد و بازار طهران تعدادی روز تعطیل شد. شعرای بخش اعظمی در رثای او شعر سروده‌اند.[۲۳] بعداز وفات تهرانی، شایع شد که او با زهر مسموم گردیده است و حتی او‌را «ذبیح اعظم» و «شهید اکبر» خواندند.[۲۴]

اثرها و تالیفات
تهرانی در فقه و اصول فقه و رجال، اثر ها بخش اعظمی بر مکان گذاشت. اورده شده که همه آن‌ها به خط خویش وی نزد شاگردش، محمدتقی گرگانی، بوده میباشد. [۲۵]

ذریعة الوداد، شرحی میباشد بر کتاب نجاة العباد محمدحسن نجفی و ظاهراً نیمه تمام باقی‌مانده میباشد.[۲۶] این کتاب اولیه توشه در بمبئی و آنگاه در ۱۳۱۲ق در کشور ایران چاپ سنگی شد و بارها در جمهوری اسلامی ایران به چاپ رسید.[۲۷]
کناره بر برخی رسائل عملیه
کتاب غصب
کتاب اجاره
رسالاتی در امر بیع و خیارات[۲۸]
برخی فتواهای تهرانی، یاروهمدم با فتواهای بعضا علمای دیگر، در کتاب مجمع الرسائل در ۱۳۳۱ق در طهران چاپ شد‌ه‌است.[۲۹] همینطور تقریراتی از دروس اورا شاگردانش نوشته‌اند.[۳۰] او بر کتاب‌های بخش اعظمی تقریظ نوشته میباشد.[۳۱]

فرزندان
تهرانی شش پسر داشت که تمامی در علم ها فقهی علم آموزی کردند:[۳۲]

محمد؛ در نجف به دنیا آمد و سطح های بهتر فقه و اصول را نزد آخوند خراسانی و پدرش یادگرفت و از علمای نجف اذن اجتهاد اخذ کرد.[۳۳] محمد از کودکی شعر می‌سرود، بیشتر اشعار وی در مدح و رثای اهل بیت(ع) میباشد. او در برخی اشعارش مسلمانها را به بیداری فراخوانده میباشد.[۳۴] او بسیار به عبادت، بیان و اعتکاف در بقعه امام علی(ع) می‌پرداخت.[۳۵] وی در ۱۳۵۵ق در نجف وفات یافت و در حرم پدرش دفن شد. کتاب فی الطهاره، کتاب فی الخمس، قاموس غریب القرآن و یکسری رساله شرعی، از اثرها اوست.[۳۶]
روضه خوان مهدی آیت الله زاده؛
روضه خوان محمود؛
روضه خوان محمدعلی که دایرة المعارف اسلامی را ترجمه نموده است.[۳۷]

بازدید : 17
چهارشنبه 29 مرداد 1404 زمان : 14:14


تفکر‌ها
به اطمینان بعضا شاگردان جوادی آملی، اساس درنگ‌های او، حکمت متعالیه میباشد. ازاین‌رو به هماهنگی عقل و عرفان و قرآن این نظر را دارد و معارف آنها‌را با هم ناسازگار نمی‌بیند.[۱۴] از بینش او عقل در مقابل آئین وجود ندارد؛ لامپ آیین میباشد و می‌قدرت از آن برای درک آموزه‌های اعتقادی و اخلاقی و مقررات فقاهتی و حقوقی آیین مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد استفاده کرد.[۱۵]

دانش فقهی
جوادی آملی به دانش فقاهتی اعتقاد داراست. در تامل او، خواسته از عقل، فقط عقل نظری وجود ندارد؛ بلکه «عقل تجربی» را نیز دربرگیرنده می شود و به این ترتیب علم ها تجربی طبیعی و انسانی را نیز دربرمی‌گیرد.[۱۶] وی میگوید: دانش به‌خودی‌خویش با آئین تعارض ندارد.[۱۷] علم ها تجربی دنیا طبیعت را به ما علامت میدهد و به دلیل آنکه عالم بنده خداوند میباشد، این علم ها فعل خداوند را به ما می‌نمایاند. به این ترتیب این علم ها را بایستی فقهی آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد دانست.[۱۸]

وی از این ادله سود میگیرد که دانش در حالتی‌که حقیقتا دانش باشد، نمی‌تواند غیردینی و الحادی باشد.[۱۹]

فکر سیاسی
جوادی آملی از معتقدان عقیده ولایت عالم میباشد. وی در کتاب «ولایت عالم، ولایتِ فقاهت و عدل و داد» سه سیرتکامل ادله «عقلی محض»، «مرکب از عقل و نقل (قصه)» و «نقلی محض» برای ثابت ولایت دانا مطرح نموده است.[۲۰] عامل مرکب از عقل و نقل وی این میباشد که از سویی اسلام احکام اجتماعی و سیاسی‌ای زیرا حج،[۲۱] جهاد،[۲۲] حدود و تعزیرات[۲۳] و قانون ها مالی زیرا اَنفال و خمس[۲۴] دارااست که اجرای آنان در عصر غایب بودن معصوم، فقط با مدیر دانا جامع‌الشرایط قابلیت و امکان‌پذیر میباشد.[۲۵] از سوی دیگر عقل حکم می‌نماید که پروردگار در عصر غایب بودن معصوم، جامعه مسلمان‌ها را بی‌سرپرست رها نکند. براین اساس درین عصر فقیهان جامع‌الشرایط تحت عنوان جانشینان معصوم، رهبری جامعه را برعهده دارا رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد هستند.[۲۶]

فتواهای خاص
در توضیح المسائل جوادی آملی، برخلاف دیگر کتاب‌های توضیح المسائل، احکام موضوعاتی زیرا فرقه‌ها، انتخابات، تذهیب قرآن، دستمزد تألیف و انتشار، واگذاری حق وام‌گیری، پرداخت دِین باتوجه به تورّم، تشریح، تغییر تحول جنسیت، سوگواری، امدادرسانی در حادثه ها و احکام اهل کتاب هم حرف آمده شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد میباشد.[۲۷]

جایزبودن تبعیت زنان از مجتهد اعلم زن،[۲۸] جایزبودن تغییر تحول جنسیت[۲۹] و معتبربودن حق چاپ، ترجمه، انتشار و ساخت و ساز اپ[۳۰] ازجمله فتواهای متعدد او میباشد.

شغل‌های سیاسی و اجتماعی

ابلاغ پیام امام خمینی به گورباچف واپسین رهبر شوروی دیرین به وسیله آیت‌الله جوادی
گرچه همواره عمل علمی بیشترین مشغولیت جوادی آملی بوده میباشد، در سال‌های پیش و بعداز انقلاب اسلامی کشور ایران در شغل‌های سیاسی و اجتماعی هم شرکت کردن داشته میباشد. وی قبل از انقلاب از مروجان درنگ امام خمینی بود و بدین جهت چندبار از تبلیغ و سخنرانی ممنوع و دستگیر شد.[۳۱]

عضویت در شورای بهتر قضایی،[۳۲] تهیه و تنظیم پیش‌نویس لوایح قضایی،[۳۳]عضویت در مجلس خبرگان و عضویت در جامعه مدرسین حوزه علمیه قم ازجمله عمل‌های او بعداز انقلاب بوده میباشد.[۳۴]

جوادی‌آملی، در سال ۱۳۷۶ش بعد از سخنرانی آیت‌الله منتظری، در عده طلاب معترض در مسجداعظم قم حضور یافت.[۳۵] همینطور در سال ۱۳۷۸ش در اعتراض به چاپ کاریکاتوری راجع به مصباح یزدی در عده متحصنانْ سخنرانی و به سیاست‌های فرهنگی دولت وقت نقد کرد.[۳۶]

جوادی‌آملی در دهه‌های هفتاد و هشتاد خورشیدی از امامان آدینه شهر قم بود.[۳۷] و در سال ۱۳۸۸ش از اقامه نماز آدینه استعفا بخشید.[۳۸]

مهاجرت به شوروی قدیمی و ایالات متحده و مرزوبوم‌های اروپایی
همینطور مشاهده کنید: طومار امام خمینی به میخائیل گورباچف
جوادی آملی در سال ۱۳۶۷ش، همدم محمدجواد لاریجانی و مرضیه حدیده‌چی (۱۳۱۸-۱۳۹۵ش. پر اسم و رسم به دباغ، از مبارزان علیه رژیم پهلوی)[۳۹] مأموریت پیدا کرد تا پیام امام خمینی را به میخائیل گورباچف واپسین رهبر شوروی قدیمی برساند و پیام را برای وی بخواند.[۴۰] وی بعداز این دیدار شرحی بر پیام امام خمینی با اسم «آوای توحید» نوشت و در سفرهای آجل که به کشورهای اروپایی در سال ۱۳۶۹ش شکل گرفت، این پیام را به بعضا منزلت‌های مذهبی کادو بخشید. او درین هجرت به کشورهای فرانسه، سوئیس، اتریش، آلمان، ایتالیا، انگلیس، سوریه و لبنان رفت و به ذکر نگاه امام خمینی برای شخصیت‌های مذهبی پرداخت.[۴۱] او در سال ۱۳۷۹ش بر طبق با ۲۰۰۰م، برای خواندن پیام رهبر ایران، در جلسه هزارهٴ ادیان، به نیویورک هجرت کرد.[۴۲]

بازدید : 22
سه شنبه 28 مرداد 1404 زمان : 10:23


ابوالقاسم حُمَید بن زیاد فقید و محدّث شیعی قرن سوم و چهارم هجری قمری میباشد. هرچند او از بزرگان واقفیه بوده، اما آیتم اعتقاد رجالیان امامی میباشد. وی راوی بخش اعظمی از کتاب ها و اصول اصحاب امامیه بود و به همین جهت، اسم وی در سلسله سندهاِ احادیث اکثری، در کتاب‌های دارای اعتبار شیعه آمده و محدّثان بزرگی از روش وی داستان مسجد غدیر بلوار معلم مشهد کرده‌اند.

مهمترین اثر ها وی النوادر، تاریخ الرجال، و مَنُ رِوَی عَنِ الصّادق علیه‌السلام میباشد که بیان شده دو کتاب انتها، منبع کتاب‌های رجال طوسی و رجال نجاشی بوده مسجد غدیر فلاحی مشهد میباشد.

تبارنامه
از تاریخ میلاد، محل تولد و جزئیات معاش او اطلاعی در مشت وجود ندارد. او اهل کوفه بود، مدتی در سُورا (مجاورت شهر حله) اقامت کرد و بعد به نینوا (قریه‌ای در اطراف کربلا) رفت.[۱] به تصریح گستردن‌هم اکنون نویسان، حمید از اشخاص اکثری حدیث شنید، به عنوان مثال احمد بن محمد بن رَباح، حسن بن محمد بن سماعة (متوفی ۲۶۳)، حسن بن موسی خَشّاب (زنده در ۲۶۰)، عُبیداللّه بن احمد نَهیکی (محدث قرن سوم)، حسن بن محمد کندی، و ابراهیم بن سلیمان نَهْمی.[۲] حمید را از معمرین دانسته و وفات اورا در ۳۱۰ تصویب مسجد بابا غدیر مشهد کرده‌اند.[۳]

هرچند حمید از بزرگان فرقه واقفیه و از واپسین رخ‌های سرشناس این تیم بوده، گزینه وثوق رجالیان امامی میباشد.[۴]

مقام حُمَید نزد راویان
او را به حجم دانش و کثرت اثر ها ستوده‌اند.[۵] او همینطور راوی بخش اعظمی از کتاب ها و اصول اصحاب امامیه بود و به همین جهت، اسم وی در سلسله سندهاِ احادیث بخش اعظمی، در کتاب ها دارای اعتبار شیعه آمده و محدّثان بزرگی از روش وی ماجرا کرده‌اند، مثلا محمد بن یعقوب کلینی،[۶] علی بن ابراهیم قمی (زنده در ۳۰۷ق)، حسین بن علی بَزوفَری (زنده در ۳۵۲)، عبیدالله بن ابو زید انباری، و حسن بن محمد بن عَلّان. برخی از این اشخاص، برای مثال علی بن حاتم قزوینی در ۳۰۶ و ابوالمفضل شیبانی در ۳۱۰، از وی اذن داستان اخذ مسجد بابا قدرت مشهد کرده‌اند.[۷]

اثر ها
حمیدبن زیاد اثرها زیادی تألیف کرده از آن پاراگراف: الجامع فی اشکال الشرایع، الفرائض، الدَلائل، فَضْلُ العِلم وَ الْعُلماء، الخُمس، ذَمُّ مَنْ خالَفَ الْحَقَّ وَ اَهْلَهُ، النوادر، تاریخ الرجال، و اینجانب روی عن الصادق علیه‌السلام.[۸] به گفته سید محمدعلی دین دار ابطحی در تهذیب المقال[۹] دو کتاب اخیر به عنوان مثال منابع روضه خوان طوسی و نجاشی در تألیفِ اثر ها رجالی‌شان بوده میباشد.

پانویس
نجاشی، ص۱۳۲؛ قهپائی، ج ۲، ص۲۴۴.
کلینی، ج ۳، ص۱۴۶؛ طوسی، ۱۴۱۷ق، ص۳۸–۳۹؛ خویی، ج ۶، ص۲۸۹.
نجاشی، ص۱۳۲؛ مجلسی، ج ۵۴، ص۳۶۷؛ آقابزرگ طهرانی، ج ۲، ص۱۴۸.
نجاشی، رجال نجاشی، ۱۳۶۵ش، ص۱۳۲.
نجاشی، ص۱۳۲؛ طوسی، ۱۴۱۵، ص۴۲۱؛ ابن داوود حلّی، ص۲۱۰.
ج ۲، ص۱۴، ۷۵.
نجاشی، ص۱۳۲؛ طوسی، ۱۴۱۷، ص۱۱۵؛ حرّعاملی، ج۳۰، ص۱۳۲؛ خویی، ج ۶، ص۲۸۹–۲۹۲.
آقابزرگ طهرانی، ج ۳، ص۲۵۳، ج ۷، ص۲۵۵، ج ۸، ص۲۳۶، ج۱۰، ص۴۳، ج ۱۶، ص۱۴۵، ۲۷۱؛ بغدادی، ج ۱، ردیف ۳۵۶، ج ۲، ردیف ۲۹۳ ۲۹۵، ۲۹۷، ۳۴۶.
ج ۵، ص۱۳۳، پانویس ۱ و ۲.
منابع
آقابزرگ تهرانی، محمدمحسن‏، الذریعة الی تصانیف الشیعه، رسیدگی احمد حسینی، بیروت، دار الاضواء، چاپ سوم، ۱۴۰۳ق.
ابن‌داوود حلّی، کتاب الرجال، چاپ محمدصادق آل‌بحرالعلوم، نجف، ۱۳۹۲/۱۹۷۲، چاپ افست قم، بی‌تا.
اسماعیل بغدادی، ایضاح المکنون، ج ۱۲، در حاجی‌خلیفه، ج ۳۴.
حرّ عاملی.
خویی.
روضه خوان طوسی، محمد بن حسن، رجال الطوسی، چاپ جواد قیومی اصفهانی، قم، ۱۴۱۵ق.
عنایةاللّه قهپائی، مجمع‌الرجال، چاپ ضیاءالدین علامه اصفهانی، اصفهان، ۱۳۸۴۱۳۸۷، چاپ افست قم، بی‌تا.
کلینی، محمد بن یعقوب بن اسحاق، الکافی، استیناف علی‌اکبر غفاری و محمد آخوندی، قم، دار الکتب الاسلامیه، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ق.
مجلسی.
محمدبن حسن طوسی، الفهرست، چاپ جواد قیومی اصفهانی، قم، ۱۴۱۷ق.
محمدعلی دین دار ابطحی، تهذیب المقال فی تنقیح کتاب الرجال للشیخ الجلیل ابی‌العباس احمدبن علی النجاشی، ج ۵، قم، ۱۴۱۷ق.
نجاشی، احمد بن علی، رجال نجاشی (فهرست اسماء مصنّفی الشیعة)، قم، مؤسسه تکثیر اسلامی، چاپ ششم، ۱۳۶۵ش.
لینک و پیوند به خارج
نوشته‌ی‌علمی حمید بن زیاد در دانشنامه دنیا اسلام
نبو
فقیهان شیعه (قرن ۴ قمری)
محمد بن یعقوب کلینی (۳۲۹ق) • ابن ابی عقیل عمانی • ابن بابویه (۳۲۹ق‌) • ابن ولید قمی (۳۴۳ق) • ابوالفرج اصفهانی (۳۵۶ق) • شریف حسن بن حمزه (۳۵۸ق‌) • ابن قولویه قمی (۳۶۸ق) • ابن داوود قمی (۳۶۸ق) • ابوغالب زراری (۳۶۸ق) • حسین بن علی بن بابویه (۳۷۸ق‌) • روضه خوان صدوق (۳۸۱ق) • هارون بن موسی تلعکبری (۳۸۵ق) • ابوالمفضل شیبانی (۳۸۷ق) • علی بن محمد خزاز قمی (۴۰۰ق) • روحانی حسکا • حمید بن زیاد • ابن‌ شریف‌ اکمل‌ بحرانی‌ • ابن جنید • اِبْن حَمّاد

بازدید : 34
دوشنبه 27 مرداد 1404 زمان : 10:18


سَدیر الصَّیرفی از روایان شیعه و اصحاب امام باقر(ع) و امام راستگو(ع) میباشد. بابا و فرزندان سدیر نیز از راویان حدیث و از شیعه ها بودند. در حدود نَود قصه از سدیر نقل گردیده‌است. عالمانِ دانش رجال به عنوان مثال سیدابوالقاسم خویی، علامه حلی و مامَقانی قائل به وثاقت سدیر الصیرفی مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد شدند.

تنی چند از پژوهشگران رجال اهل‌تسنن مثل ذَهَبی نیز سدیر را فردی مورداعتماد دانسته و روایاتی در وثاقت او نقل کرده‌اند. راویان زیادی همانند عبدالله بن مُسکان از اصحاب اجماع از سدیر نقل حدیث کرده‌اند. با وجود این، روایاتی هم در مذمت سدیر وجود داراست که همین منجر گردیده بعضا در وثاقتش شک آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد داشته باشند.

معرفی و منزلت
سَدیر بن حُکَیم بن صُهَیب[۱] با کنیه اَلصَّیرفی[۲] و لقب ابالفضل[۳] از روایان حدیث امام باقر(ع)[۴] و امام درستگو(ع)[۵] میباشد. حکیم بابا سدیر از راویان امام سجاد(ع) و امام باقر(ع) میباشد.[۶] همینطور فرزندانش حنان[۷] و خالد[۸] از راویان امام راست گو‌اند. اما خالد از امام کاظم(ع) نیز قصه رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد نموده است.[۹]

مامَقانی تالیف کننده کتاب تنقیح المقال از یک ماجرا به کارگیری می‌نماید که بابا سدیر، جد و عموی او از شیعه ها و خاصیت و اهل‌بیت(ع) بوده‌اند.[۱۰] کَشّی هم در رجال خویش قائل گردیده که حنان پسر سدیر به مذهب واقفیه پیوسته بود.[۱۱] تک تک روایاتی که با اسم سدیر در سندها به‌فعالیت رفته به ۶۸ آیتم و با تیتر سدیر به ۲۱ آیتم میرسد.[۱۲] در منابع رجالی و تاریخی، دربارهٔ نام‌و‌نشان سدیر، مطالب بیشتری بیان شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد نشده میباشد.[۱۳]

وثاقت سدیر
علمای رجال در منابع متقدم و متأخر رجالی به وثاقت سَدیر حکم داده‌اند. علامه حلی در کتاب خلاصة الاقول ناله و دعای امام راستگو(ع) برای آزادی سدیر از زندانِ حکومت را دلالت‌کننده بر سکو بلندش می داند.[۱۴] آیت‌الله خویی در کتاب مُعجَمُ‌الرّجال قائل میباشد که تمامی راویانی که در سندها کتاب تعبیروتفسیر علی بن ابراهیم و کتاب بی نقص‌الزّیارات قرار دارا هستند جزو اشخاص ثقه به‌شمار میروند[۱۵] و سدیر مثلا راویانی میباشد که نامش در سندها این دو کتاب آمده میباشد.[۱۶] مامَقانی محقق رجال شیعی هم در تنقیح‌المقال می‌نویسد از احادیث به کار گیری میگردد که سدیر از بزرگان شیعه میباشد که دارنده احادیث فراوان بوده و بزرگان اصحاب اجماع همانند عبدالله بن مُسکان از او نقل حدیث کرده‌اند.[۱۷]

محمدجواد شبیری متفحص رجال شیعی در زمینه ی وثاقت سدیر گفته میباشد علمای اهل‌تسنن نسبت به راویان شیعه بسیار حساس بوده و با خرد‌ترین مطلبی، روایان شعیه را تضعیف می‌نمایند؛ ولی با وجود تصریح به شیعه‌بودن سدیر، بزرگان رجالی اهل‌تسنن همانند عقیلی و ابن‌عُدی حکم به توثیق سدیر داده‌اند. علاوه بر آن، امام باقر(ع) با کنایه از سدیر حافظه می‌نماید و این نشانگر آن میباشد که سدیر در حین این امام شخصیت شناخته‌گردیده‌ای بوده میباشد.[۱۸]

بااین‌حالا، برخی از احادیث بر مذمت سدیر دلالت دارا‌هستند[۱۹] که همین فرمان باعث اختلاف در وثاقت سدیر دربین برخی از محققان رجال شیعی گردیده‌است. آیت‌الله خویی با رد عقیده مذمت سدیر ذکر می‌نماید برداشت اشتباه از شعور احادیث منجر گردیده تا برخی قائل به مذمت سدیر شوند؛ درحالی‌که به عبارتی احادیث خیر‌فقط بر مذمت سدیر دلالتی ندارند، که مدح او‌را ذکر می‌نمایند.[۲۰] افزون بر این، بعضا از روایاتی که بر مذمت سدیر دلالت می‌نمایند سندشان ضعیف میباشد.[۲۱] ذهبی از عالمان رجال اهل سنت، در کتاب ترازو‌الاعتدال، روایتی در ثقه‌بودن سدیر نقل نموده است.[۲۲]

راویان از سدیر
راویانی که از سدیر ماجرا نقل کرده‌اند عبارتند از: عبدالله بن مُسکان از راویان اصحاب اجماع،[۲۳] حسین بن نُعیم صَحّاف،[۲۴] حکم بن زبیر،[۲۵] خطاب بن مُصعَب،[۲۶] ابی‌الوفاء المرادی،[۲۷] اسحاق بن جریر،[۲۸] بَکر بن محمد الاَزدی،[۲۹] جمیل بن باتقوا،[۳۰] حَنان بن سدیر،[۳۱] رُزَیق بن الزبیر،[۳۲] سَعدان بن مسلم،[۳۳] هاشم بن المُثَنّی،[۳۴] یونس بن یعقوب[۳۵] و سلیمان الدَّیمُلی.[۳۶]

بازدید : 31
يکشنبه 26 مرداد 1404 زمان : 10:20


قاسم بن حسن (شهیدشدن سال ۶۱ هجری) از فرزندان امام حسن(ع) میباشد که در اتفاق کربلا به شهید شدن رسید. وی در شب عاشورا در جواب امام حسین(ع) که لحاظ اورا درباره ی مرگ پرسید، مرگ را شیرین‌خیس از عسل دانست. او در روز عاشورا به دست عمرو بن سعد بن نفیل ازدی به شهید شدن مسجد غدیر بلوار معلم مشهد رسید.

در برخی از منابع داستانی درباره تزویج او با یکی‌از دختران امام حسین(ع) با تیتر عروسی قاسم نقل گردیده است که عالمان زیادی همانند علامه مجلسی، میرزاحسین نوری، روحانی عباس قمی، مرتضی مطهری آن را غیرمعتبر شمرده‌اند، البته بعضا همانند ابوالحسن شعرانی گفته‌اند برهان بر رد این مقاله نیست. در عُرفِ سوگواریِ شیعه ها در کشور‌ایران، شب ۶ محرم به قاسم(ع) مسجد غدیر فلاحی مشهد تخصیص داراست.

معرفی
تاریخ تولد قاسم بن حسن تصویب نشده میباشد؛ با این حالا در مقتل خوارزمی آمده میباشد که او در هنگام شهید شدن به سن بلوغ نرسیده بود[۱] و در لباب الانساب تاثیر بیهقی، سن او به هنگام شهیدشدن ۱۶ سال تصویب گردیده‌است.[۲][یادداشت ۱] روحانی اثر گذار، مامان قاسم و عبدالله و عمرو بن حسن را یک کنیز دانسته[۳] که نام وی نُفَیله یا این که رَمْله میباشد؛[۴] البته در مقاتل الطالبین، مامان وی و ابوبکر بن حسن، مشترک دانسته مسجد بابا غدیر مشهد شد‌ه‌است.[۵]

نبو
امام حسن مجتبی (ع)
نبی اکرم
حضرت فاطمه‌ امام علی
امام حسن مجتبی
خوله ام بشیر ام اسحاق نَفیله بقیه همسران
حسن مثنی حسین طلحه فاطمه
حسن زید ام الحسن ام الحسین قدمت قاسم عبدالله
علی حسن
مالک فخ نفیسه ابوبکر ام عبدالله عبدالرحمن فاطمه مسجد بابا قدرت مشهد ام سلمه رقیه
حضور در اتفاق کربلا
بیان شده در شب عاشورای سال ۶۱ق زمانی که امام حسین(ع) به یارانش خبر اعطا کرد که روز بعد از آن کشته می‌شوند، قاسم بن حسن از وی پرسید: آیا اینجانب هم کشته میشوم؟ امام حسین از وی پرسید: مرگ در نزد تو به چه شکل میباشد؟ قاسم جواب بخشید: «یا این که عَمَّ اَحْلی مِن الْعَسَل: ای عمو شیرین‌خیس از عسل».[۶]امام حسین بعداز این جواب خطاب به قاسم ذکر کرد: فداک عمک عمویت فدایت باد. برخی از دانشمندان صادر شدن اینگونه گزاره‌ای را آن هم از سوی امام معصوم حاکی از محبت عمیق دانسته‌اند چنان‌چه مشابه این تفسیر را امام حسین روز تاسوعا خطاب به برادرش حضرت عباس هم بکار برده میباشد (ارکب بنفسی انت). [۷] قاسم بن حسن روز عاشورا به حضور امام حسین(ع) آمد تا اذن‌ی جنگیدن با معاندان را بگیرد. امام او‌را در آغوش گرفت و هر دو مدتی زاری کردند تا اینکه هر دو غش کردند. قاسم سماجت میکرد و دست و پای امام حسین(ع) را می‌بوسید تا این‌که امام به وی اذن اعطا کرد.[۸] قاسم در حالی که اشک از چشمانش می‌جاری شد به سمت میدان رفت و اینگونه رجز میخواند:

إن تُنكِروني فَأَنَا ابنُ الحَسَن‏
سِبطُ النَّبِيِّ المُصطَفى وَالمُؤتَمَن‏‏
در صورتیکه منرا نمی‌‏شناسيد، اینجانب پسر حسن‏
نواده پيامبرِ برگزيده و امين هستم
هذا حُسَينٌ كَالأَسيرِ المُرتَهَن‏
بَينَ اناسٍ لا سُقوا صَاینترنتَ المُزَن‏‏[۹]
اين حسين، همچون اسيرِ به گروگان گرفته گردیده‏
ميان مردمی كه خداوند از آب باران سیرابشان نسازد.
علی احمدی میانجی در مکاتیب الائمه از مدینة المعاجز نقل کرده که زیرا روز عاشورا، امام حسین(ع) با میدان رفتن قاسم مخالفت کرد قاسم یادش آمد پدرش بازو بندی به بازويش بست كه در آن تَعويذی (حِرز) جای‌دارد، كه بابا وصیت كرده، هر گاه غصه‌دار و اندوهگین شدی این بازوبند را گشوده كن و بخوان و مضمون‌‌اش را بفهم و مطلقاً به آن کار كن. قاسم به خودش بیان کرد سال‌ها میباشد كه بر تو قبل و چنين غم و غمی به تو هجوم نكرده، هم اکنون بايد بازو حایل را گشوده كنی و ورقۀ در آن را بخوانی. زمانی گشوده كرد روءیت کرد نوشته: «فرزندم به تو پیشنهاد میکنم هرگاه عمویت را در کربلا در محاصرۀ معاند دیدی، هیچوقت پیکار با معاندان آفریدگار و نبی پروردگار را رها مكن و از جانبازی در ركاب عمو امتناع نورز، در حالتی که عمو اجازۀ رفتن نداد به وی پافشاری كن تا اذن بگیری و از این طرز به روشن بختی جاودان دست یابی.» قاسم برخاست و نوشته را به عمویش حضرت حسين اعطا کرد. امام هنگامی خط اخوی را روئت کرد، دست به گردن قاسم انداخت، او‌را در آغوش گرفت و به وی اذن رفتن میدان بخشید. [۱۰][یادداشت ۲]

شهید شدن

بازدید : 32
شنبه 25 مرداد 1404 زمان : 17:40


سید حسین طباطبائی بروجردی (۱۲۹۲ق-۱۳۸۰ق/ ۱۲۵۴ش-۱۳۴۰ش) از مراجع پیروی شیعه که هفده سال زعیم حوزه علمیه قم و پانزده سال مرجع عام شیعه ها دنیا مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد بود.

آیت‌الله بروجردی از شاگردان آخوند خراسانی بود که پس از برگشت از نجف در بروجرد سکنی گزید. یکسری سال بعداز درگذشت عبدالکریم حائری یزدی به دعوت مراجع ثلاث (حجت، خوانساری، صدر) به قم آمد و سر گروهی حوزه علمیه قم را بر ذمه گرفت. بعد از درگذشت سید ابوالحسن اصفهانی، بروجردی مهم ترین مرجع شیعه‌ها بود و در دهه ۱۳۳۰ش مرجع عام شیعه ها محسوب آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد می شد.

در روزگار آیت‌الله بروجردی حوزه علمیه قم بسط و تعداد طلاب ارتقا متعددی یافت. با امان‌های وی اثر ها حدیثی و فقاهتی زیادی احیاء و منتشر شد. تیم گران قدر جامع روایات الشیعه پایین لحاظ وی تدوین رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد شد.

بروجردی به تخمین مذهب‌ها اسلامی التفات می‌اعطا کرد و درین راستا نماینده‌ای برای عضویت در دارالتقریب به مصر ارسال کرد. فتوای محمود شلتوت برای به رسمیت شناخته شدن فقه شیعه نزد اهل سنت فیض عمل‌های آیت‌الله شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد بروجردی بود.

اعزام مبلغ به بخش ها متعدد کشور‌ایران و بیرون میهن، ساخت و ساز مرکزها والا علمی و مذهبی، ایجاد کرد مساجد و مدرسه های در کشور ایران و کشورهای متعدد، درخواست برای گنجاندن درس تعلیمات فقاهتی در زمان ابتدایی مدرسه ها کشور ایران و… از مهم ترین اقدامات فقهی، سیاسی و اجتماعی وی میباشد.

معاش‌طومار
سید حسین بروجردی در صفر سال ۱۲۹۲ق در بروجرد دیده به جهان گشود. پدرش سید علی طباطبایی، از علمای شهر و مادرش سیده آغابیگم، دختر سید محمدعلی طباطبائی بود.[۱] نسب وی، با ۳۲ واسطه به امام حسن(ع) می رسد.[۲]

وصلت
آیت‌الله بروجردی از همسر در آغاز خویش، دو پسر و سه دختر داشت که همگی در کودکی وفات کردند؛ جز یک کدام از دختران، به اسم آغا نازنین که دو سال بعد از وصلت با عموزاده خویش به اسم بهاء الدین طباطبائی، هنگام وضع حمل، درگذشت.

تزویج دوم وی با دختر حاج محمد جعفر روغنی اصفهانی بود که فیض این وصلت دو دختر و دو پسر میباشد.

همسر سوم آیت‌الله بروجردی نیز دختر سید عبدالواحد طباطبایی عموزاده وی بود.[۳]


خبر درگذشت آیت‌الله بروجردی در مجله کیهان
فرزندان
سید محمدحسن طباطبائی بروجردی در سال ۱۳۰۴ش در بروجرد به دنیا آمد. تایپ کردن اکثر کارها استفتائی آیت‌الله بروجردی به ذمه وی بود. او در سال ۱۳۵۶ش در قم از عالم رفت و در صحن گران قدر بقاع حضرت معصومه(س) دفن شد.
سید احمد طباطبائی بروجردی در سال ۱۳۱۶ش در بروجرد چشم به جهان گشود و در جوانی و در سال ۱۳۵۲ش در قم از عالم رفت.
آغا فاطمه احمدی طباطبایی، دختر بلندمرتبه آیت‌الله بروجردی و همسر سید جعفر احمدی، بود که در سال ۱۳۷۲ش و در ۸۰ سالگی در قم درگذشت.
آغا سکینه احمدی، دختر دوم وی میباشد و در سال ۱۳۱۲ش دیده به جهان گشود. وی همسر سید محمدحسین علوی طباطبایی بروجردی بود.
وفات

تصویری از تشییع آیت‌الله بروجردی در مقبره حضرت معصومه(س) و منعکس شدن آن در خبر نامه کیهان به تاریخ ۱۲ فروددین ماه ۱۳۴۰ش.[۴]

قبر آیت‌الله بروجردی در مسجد اعظم
آیت‌الله سید حسین بروجردی در ۱۳ شوال ۱۳۸۰ق موازی با ۱۰ فروددین ماه ۱۳۴۰ش،[۵] از جهان رفت و پیکر وی تشییع و آن‌گاه با حیث آیت‌الله بهبهانی، محمدحسن طباطبائی بروجردی (فرزند آیت‌الله بروجردی)، بر لاشه پدرش نماز خواند و در مسجد اعظم به خاک ودیعت شد.

در ادامه درگذشت آیت‌الله بروجردی، سفرا و نمایندگان کشورهای اسلامی ابراز همدردی کردند. کشورهای شوروی، ایالات متحده و انگلیس درفش‌های سفارتخانه‌ها و دفتر نمایندگی‌های خویش را در کشور‌ایران به علامت احترام به طور نصفه افراشته نگه داشتند.[۶]

بازدید : 19
چهارشنبه 22 مرداد 1404 زمان : 13:58


تزویج یا این که دوشیزگی
دربارهٔ اینکه مریم بعد از به دنیاآمدن عیسی، با یوسف نجار که از وی تحت عنوان نامزد مریم حافظه گردیده، تزویج نموده است یا این که برای مدام باکره باقی‌مانده، در بین فرقه‌های مسیحی اختلاف میباشد و در پی آن در اینکه آیا غیر از عیسی، فرزندان دیگری داشته نیز اختلاف وجود دارااست. در انجیل‌های لوقا[۴۴] و مَتّی[۴۵] مطلبی در باب برادران و خواهران حضرت عیسی وجود داراست. مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد حتی‌در انجیل مرقس

[۴۶] اسم برادران مذکور و به خواهران نیز اشاره گردیده‌است. با این اکنون بخشی از مسیحیان این مطالب را مردود دانستند و کلیسا نیز از قرن پنجم میلادی به آنگاه، رأی به باکره‌بودن همیشگی حضرت مریم اعطا کرد و خاطرنشان کرد مریم هیچ گاه با یوسف تزویج نکرده میباشد.[۴۷] از نظر کلیساهای کاتولیک و ارتدوکس، منظور کتاب مقدس از برادران و خواهران، اقوام مجاورت و خویشاوندان حضرت عیسی آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد می‌باشند.[۴۸]

بعضا گفته‌اند از لحاظ منابع اسلامی، چرا که مریم وقف سرویس در محل پرستش گردیده بود و جز برای شغل های ضروری، مثلا زایمان عیسی، از محل پرستش بیرون نمی شد، روایت ازداوجش رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد حقیقت ندارد.[۴۹]

وفات یا این که ترفیع به افق
در بین مسیحیان یقین به ترفیع جسمانی مریم همواره مطرح بوده و به گذر زمان فرصت به باوری همگانی تبدیل شوید و در قرن بیستم جزو باورهای ضروری کلیسای کاتولیک شمرده شد.[۵۰] در کلیسای ارتدوکس نیز این آموزه پذیرفته شد؛ اما در کلیساهای پروتستان، این اعتقادوباور جایگاهی شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد ندارد.[۵۱]

در بعضی از منابع مسیحی، وفات مریم حدود سال ۳۵ میلادی دانسته گردیده[۵۲] و قدمت اورا ۵۱ سال گفته‌اند.[۵۳] محل دفن او مشخص و معلوم وجود ندارد.

از روایتی در کتاب کافی اینگونه برمی‌آید که مریم پیش از عروج عیسی(ع) از عالم رفته و خویش عیسی او‌را غسل داده میباشد.[۵۴]

مریم در اثرها هنری

نمایی از سریال مریم مقدس
فیلم سینمایی مریم مقدس: این فیلم به کارگردانی «شهریار بحرانی» فرآورده سال ۱۳۷۹ میباشد. در این شرکت که از ولادت مریم تا به دنیاآمدن عیسی مسیح به تصویر درآمده، به معاش مریم و ارتباط‌اش با حضرت زکریا پرداخته شد‌ه‌است. در‌این فیلم بیش تر از ۹۰ هنرپیشه به بازی نقش پرداختند. نقش حضرت مریم را «شبنم قلی خانی» برعهده داشت.[۵۵] ابعاد عامل ها این فیلم ورژن تلویزیونی آن را هم در یازده بخش ایجاد کردند که در این موسسه تلویزیونی هم‌زمان وضعیت شرعی و اجتماعی یهودیان یاور با معاش مریم شالوده قرار گرفته بود.[۵۶]
مریم در اشعار فارسی: در بخش اعظمی از اشعار فارسی به ماجرای اعجازآمیز بارداری حضرت مریم و همینطور پاکدامنی وی پرداخته شد‌ه‌است. در دفتر کار سوم از مثنوی معنوی ماجرای «پیدا شدن روح القدس به طور آدمی بر مریم…» به نظم درآمده میباشد. در «دیوان شمس» نیز بارها به حضرت مریم اشاره گردیده است مثلا:
مریمِ دل نشود حمل کنندهِ انوار مسیح
تا ودیعت ز نهانی به نهانی نرسد
ما‌را چو مریم بی‌باعث، از شاخ کم آب آید خرما
مارا چو عیسی بی‌طلب، در مهد آید سروری
شاعرانی همانند نظامی، عطار، سنایی و دیگر شاعران پارسی‌سرا نیز اسم حضرت مریم را در اشعار خویش آورده‌اند.[۵۷]

پانویس
سوره آل عمران، آیه ۴۲.
سوره تحریم، آیه ۱۲.
سوره آل عمران، آیه‌ها ۴۲–۴۵.
طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۱۹، ص۳۴۵.
سوره آل عمران، آیه ۳۷.
طبرسی، مجمع البیان، دارالمعرفة، ج۲، ص۷۴۰؛ عروسی حویزی، تعبیر فروغ الثقلین، ۱۴۱۵ق، ج۳، ص۳۲۳.
ابن عبدالبر، الاستیعاب، ۱۴۱۲ق، ج۴، ص۱۸۲۲؛ مجلسی، بحار الأنوار، ۱۴۰۳ق، ج۸، ص۱۷۸.
طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۳، ص۱۸۸؛ آلوسی، روح المعانی، ۱۴۱۵ق، ج۲، ص۱۴۹.
مونتگمری وات، ویلیام، عکس العمل آرای مسلمانها و مسیحیان، ترجمه محمدحسین آریا، ص۳۹
لین، تونی، تاریخ درنگ مسیحی، ترجمه روبرت آسریان، ص۲۷۷
سوره مائده، ۱۱۶
مکارم شیرازی، تعبیر مثال، ۱۳۷۴ش، ج۵، ص۱۳۶–۱۳۷.
مولند، اینار، دنیا مسیحیت، ترجمه محمد باقر انصاری و مسیح مهاجری، ص۵۳
سوره آل عمران، ۳۵
مجلسی، بحار الأنوار، (۱۴۰۳ق)، ج۱۴، ص۲۰۲
ابن کثیر، البدایة و النهایة، ج۲، ص۵۶
مقدسی، البدء و التاریخ، ج۳، ص۱۱۹
تاریخ طبری، (۱۳۸۷ق)، ج۱، ص۵۸۵؛ ابن کثیر، البدایة و النهایة، (دار الفکر)، ج۲، ص۵۶
بحرانی، البرهان فی تعبیر و تفسیر القرآن، الناشر: مؤسسة البعثة، ج۵، ص۹.
ابن هشام، السیرة النبویة، (دار المعرفة)، ج۱، ص۳۳۷
تاریخ ابن خلدون، ۱۴۰۱ق، ج۲، ص۱۶۸
ابن کثیر، البدایة و النهایة، ج۲، ص۵۸؛ مجلسی، بحار الأنوار، (۱۴۰۳ق)، ج۱۴، ص۲۰۲.
آل عمران، ۴۴
مقدسی، البدء و التاریخ، ج۳، ص۱۱۹
ابن کثیر، البدایة و النهایة، ج۲، ص۵۸
جعفری، کوثر، ۱۳۷۶ش، ج۲، ص۱۲۵.
سوره آل‌عمران، ایه۴۵.
سوره آل‌عمران، آیه ۴۵.
طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۶، ص۷۸۹.
سوره مریم، آیه۲۳.
سوره مریم، آیه۲۳.
بیضاوی، أنوار التنزیل، ۱۴۱۸ق، ج۴، ص۸.
سوره مریم، آیه۲۴.
مکارم شیرازی، تعبیر مثال، ۱۳۷۴ش، ج۱۳، ص۴۲.
سوره نساء، آیه ۱۵۶.

بازدید : 31
سه شنبه 21 مرداد 1404 زمان : 14:03


علی بن حسن خُنَیزی (۱۲۹۱-۱۳۶۳ق)، از فقیهان و متکلمان امامی قرن سیزدهم و چهاردهم قمری. به جهت بحرینی بودن خاندانش، او‌را نیز دانا بحرینی مسجد غدیر بلوار معلم مشهد می‌شمارند.

خنیزی منسوب به خویشاوندان آل خنیز میباشد. او تحصیلاتش را در قطیف استارت نمود و در نجف به پایان رسانید. بعد به قطیف رجوع و برگشت و به درس دادن علم ها شرعی پرداخت و برای مدتی ذمه ‌دار منصب قضاوت مسجد غدیر فلاحی مشهد نیز شد.

از استادان وی در نجف می‌اقتدار به روضه خوان الشریعة اصفهانی و محمدکاظم خراسانی اشاره نمود. از او اثراتی چندین در فقه، اصول و صحبت به مکان باقی‌مانده میباشد. لی بن حسن خنیزی منسوب به آل خُنَیز میباشد این خویشاوندان در بحرین بومی بودند و بعد به قطیف مسافرت کردند. از این فامیل عالمان بزرگی ازجمله بابا خنیزی حسن بن مهدی و جدّش مسجد بابا غدیر مشهد برخاسته‌اند.

لقب لقب‌اش را ابوالحسن گذاشتند تا از برادرزاده‌اش (علی بن حسن علی خُنَیزی) که همنام و معاصر وی بود متمایز شود.[۱]

به دنیاآمدن و درگذشت
علی در ۱۲۹۱ق در قطیف متولد شد. و در ۱۳۶۳ق در همانجا درگذشت و در مقبرۀ حبّاکه به خاک مسجد بابا قدرت مشهد ودیعت شد.[۲]

فرزندان
دو بدن از فرزندان وی به اسم عبدالحمید و محمد سعید، شعر سرا و ادیب بودند. عبدالله، کتاب ذِکرَی الامامِ الخنیزی را دربارۀ معاش پدرش به رشتۀ تحریر درآورده که در ۱۳۷۰ق در نجف چاپ شد.[۳]

شغل‌های علمی
اساتید
خنیزی در آغاز در قطیف به مراقبت قرآن پرداخت. بعضا از استادان مقدمات علم ها شرعی وی عبارتند از:

محمد علی نَهَاش
عبدالله آل نصرالله
منصور جشّی محمد علی آل عبدالجبّار
او در ۱۳۱۳ق عازم مسافرت حج شد و یکسال بعد از آن برای کامل شدن دروس خویش به نجف رفت و نزد فقیهان زیر شاگردی کرد:

محمد هادی همدانی
محمد طه نجف
سید ابوتراب خوانساری
فتح الله بن محمد جواد نمازی پر اسم و رسم به روحانی الشریعة اصفهانی
محمدکاظم خراسانی
اذن قصه
او از سید ابوتراب خوانساری، آخوند محمد کاظم خراسانی، روحانی الشریعة اصفهانی و اسدالله شوشتری اذن ماجرا داشت.[۴]

شاگردان
برخی از شاگردان وی عبارتند از:

علی جشّی
فرج عمران قطیفی
منصور آل سیف[۵]
اثرها
از خنیزی اثراتی در فقه، اصول و سخن برجای باقیمانده میباشد.

اثرها شرعی

دلائل الاحکام فی تفصیل شرایع الاسلام: در فقه استدلالی که در دو مجلد در ۱۳۹۵ ق در نجف به چاپ رسیده میباشد.
رسالة فی عدة الحامل المتوفی عنها زوجها
المنهج فی العمرة و الحج یا این که نعم المنهج: دو توشه با تقریظ سید محسن حکیم و ابوالقاسم خویی در نجف به چاپ رسید.
نحوه النجاة یا این که رسالة الشّکّیة: درباره شکیات نماز.
رسالة الرضاع یا این که الرضاعیة و روش النجاة؛ رسالۀ عملیه اوست.[۶]
اثرها کلامی

الدعوة الاسلامیة الی وحدة اهل السنة و الامامیة یا این که الردّ علی (صراع الحق): در رد الصراع دربین الاسلام و الوثنیة عبدالله علی قصیمی که در ۱۳۷۶ق در بیروت چاپ گردیده است.
لسان الصدق در رد احقاق الحق موسی بن باقر اسکویی
بقیه اثر ها

روضة المسائل فی ثابت اصول الدین بالدلائل
رسالة فی اصول الدین
الخِلسة اینجانب الزمن فی مفهوم التسامح فی ادلة السنن: در اصول فقه
قَبسة العَجلان فی مفهوم الکفر و الایمان و الطاعة و العصیان، این چهار تاثیر و رسالۀ دینی عدّة الحاملدر یک مجلد در ۱۳۶۹ق در نجف به چاپ رسید.
المناظرات: بارها در نجف و بیروت به چاپ رسید.[۷]
رجوع به قطیف
خنیزی در ۱۳۲۸ برای زیارت امام رضا (ع) به کشور ایران مسافرت کرد و یک‌سال آن گاه به قطیف برگشت و به درس دادن و تربیت شاگردان پرداخت. مدتی نیز ذمه دار منصب قضاوت شوید.[مستلزم منبع]

پانویس
آقا گران قدر طهرانی، طبقات اعلام الشیعة، قسم۴، ص۱۳۹۰ و پانویس۱؛ امین، اعیان الشیعة، ج۸، ص۲۹۵
آقابزرگ طهرانی، طبقات اعلام الشیعة، قسم۴، ص۱۳۹۱-۱۳۹۲؛ امین، اعیان الشیعة، ج۸، ص۲۹۵
آقا تعالی طهرانی، طبقات اعلام الشیعة، قسم۴، ص۱۳۹۲-۱۳۹۳
بحرانی، انوار البدرین، ص۳۷۳۳-۳۷۸؛ آقا بلندمرتبه طهرانی، طبقات اعلام الشیعة، قسم۴، ص۱۳۹۱؛ امین، اعیان الشیعة، ج۸، ص۲۹۵
امین، اعیان الشیعة، ج۸، ص۲۹۵؛آقابزرگ طهرانی، الذریعة الی التصانیف الشیعة، ج۷، ص۲۴۰
آقا تبارک طهرانی، طبقات اعلام الشیعة، قسم۴، ص۱۳۹۲؛ امین، اعیان الشیعة، ج۸، ص۲۹۵-۲۹۶؛ امینی، معجم الرجال الفکر و الادب فی النجف، ص۱۶۰
امین، اعیان الشیعة، ج۸، ص۲۹۵؛ آقا تبارک طهرانی، الذریعة الی التصانیف الشیعة، ج۱۱، ص۸۷، ج۱۷، ص۳۵؛ برای تمامی اثرها نک: خنیزی، ذکری الامام الخنیزی، ص۸۵-۹۱؛ کورکیس عوّاد، معجم المؤلفین العراقیین، ج۱، ص۶۱؛ امینی، معجم المطبوعات النجفیة، ص۲۰۳، ۲۰۴

بازدید : 23
دوشنبه 20 مرداد 1404 زمان : 10:17


ایده ها گوناگون درباره کیفیت رجعت
به‌گفته روضه خوان اثرگذار، امامیه اصولا اعتقادوباور به رجعت رخداد‌حیث دارا هستند؛ ولی در مضمون‌ و کیفیت آن ایده ها مختلفی دارا هستند.[۲۰] سید عبدالله شبر گفته میباشد باور به اصل رجعت واجب میباشد؛ البته به جزئیات و کیفیت آن دانش نداریم و دانش به آن نزد پروردگار و اولیائش میباشد.[۲۱] بعضی محدثان و متکلمان بر این باورند که در رجعت به‌مانند قیامت، آفریدگار تن مردگان را از قبر، زنده کرده و محشور مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد می‌گرداند.

[۲۲] مرتضی مطهری در ذکر بینش سود کاشانی، درباره‌ی کیفیت رجعت، گفته میباشد که از نگاه او رجعت به‌این مضمون‌ وجود ندارد که فوت شده ها با به عبارتی تن‌های عنصری‌شان که در جهان بوده‌اند به‌این عالم رجعت می‌نمایند؛ بلکه رجوع و برگشت ارواح آنها در جسم رقیق و شبح‌سیرتکامل مانند آنچه اهل مکاشفه ادعای رؤیت آن را دارا هستند، آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد خواهد بود.[۲۳]

امام خمینی این نظر را دارد که نفوس رجعت‌کنندگان، تن مُلکی (تن دنیایی) ساخت می‌نمایند و با به عبارتی تن‌های ملکی به دار جهان رجوع و برگشت می‌نمایند.[۲۴] محمدعلی فرمانروا‌آبادی، رجعت به عالم را با تن مثالی یا این که برزخی دانسته میباشد.[۲۵] محمدباقر بهبودی (۱۳۰۷-۱۳۹۳ش)، مصحح شیعه، بر این حیث میباشد که رجعت، مشهود همگان وجود ندارد و تصویر آن براساس برخواستن از گور، برداشتی عامیانه میباشد که با منطق قرآن و عقل سازش ندارد. وی اعتقاد دارد رجعت اشخاص آدم، بر محور همین نظام مو جود تکوینی میباشد که بشر‌ها یعنی نطفه‌های بشری از صُلب پدران وارد رحمِ مادرها شوند و پس از میلاد، خاطره قبلی ها را از خاطر رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد ببرند.[۲۶]

بعضی عالمان نیز روایاتی که درباره‌ی رجعت وارداتی را به تأویل برده و گفته‌اند مراد از رجعت، رجوع امامان شیعه(ع) با جسم‌هایشان به دار عالم وجود ندارد؛ بلکه غرض این میباشد که در بعدازظهر ظهور حضرت مهدی(ع)، دولت‌های آنان، ضوابط و فرمان و نهی‌هایشان، رجوع و برگشت می‌نماید.[۲۷] سید مرتضی این بینش را به جمع اندکی از امامیه نسبت داده و آن را ردّ نموده شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد است.[۲۸]

فرصت رجعت
از حیث بیشتر عالمان امامیه رجعت با قیام و ظهور حضرت مهدی(ع)، مرتبط میباشد، البته درباره مجال وقوع آن نظرها مختلفی وجود دارااست.[۲۹] بیشتر عالمان، رجعت را مقارن با قیام و ظهور حضرت مهدی(ع) دانسته‌اند.[۳۰]

روحانی اثر گذار در کتاب الارشاد، رجعت را از نشان‌های ظهور دانسته میباشد.[۳۱] با این هم اکنون بعضی دانشمندان از روایاتی که در آن رجعت‌های زیادی برای امام علی(ع) مذکور،[۳۲] اینگونه برداشت کرده‌اند که رجعت بعداز ظهور حضرت مهدی(ع) فیس میدهد.[۳۳] در روایتی به رجعت امام حسین(ع) قبل از ظهور حضرت مهدی(ع)، اشاره شد‌ه‌است.[۳۴] در قصه دیگری، رجعت امام حسین(ع)، بعداز وفات حضرت مهدی(ع)، گزارش گردیده است.[۳۵]

در تعبیر قمی روایتی از امام علی(ع) اورده شده که هنگامی رسول(ص) عموم را از اتفاق ها رجعت با خبر کرد، از او درباره مجال آن پرسیدند و پروردگار آیه ۲۵ سوره جن «قُلْ إِنْ أَدْرِی أَ قَرِیبٌ ما تُوعَدُونَ أَمْ یَجْعَلُ لَهُ رَبِّی أَمَداً؛ بگو اینجانب نمی‌دانم آنچه به شما وعده داده گردیده مجاورت میباشد یا این که پروردگارم هنگامی برای آن قرار می دهد؟» را به وی وحی کرد.[۳۶] بعضی با استناد به‌این داستان بر این باورند که فرصت رجعت بر کسی مشخص وجود ندارد و دانش آن نزد معبود میباشد.[مستلزم منبع]

رجعت‌کنندگان
در احادیث از اشخاص متعددی تحت عنوان رجعت‌کنندگان خاطر گردیده‌است:[۳۷]

امامان شیعه: بر شالوده روایتی از امام راست گو(ع)، اولی هر که رجعت می‌نماید امام حسین(ع) میباشد و به‌بازه زمانی چهل سال بر روی زمین حکومت می‌نماید.[۳۸] همینطور داستان‌هایی درباره رجعت نبی(ص)، امام علی(ع)[۳۹] و بقیه امامان شیعه[۴۰] نقل گردیده‌است.
اصحاب امامان: به نقل از بعضی احادیث، گروهی از اصحاب امامان معصوم(ع) و شیعه‌ها آن‌ها نیز رجعت می‌نمایند.[۴۱] در بعضی احادیث سلمان، مقداد، ابودجانه انصاری و صاحب و مالک اشتر از رجعت‌کنندگان شمرده گردیده‌اند.[۴۲] همینطور در روایتی اورده شده که ۷۰ نفر از یاران امام حسین(ع)، همپا او رجعت می‌نمایند.[۴۳]
اقوام پیامبران: برپایه برخی احادیث گروهی از مؤمنان خویشاوندان حضرت موسی، اصحاب کهف، یوشع و مؤمن آل فرعون، از رجعت‌کنندگان به شمار میروند.[۴۴]
شهیدان و مؤمنان: در برخی احادیث، شهداء و مؤمنان برای مثال رجعت‌کنندگان، معرفی گردیده‌اند.[۴۵]
زنان مؤمن: در روایتی ۱۳ نفر از زنان مانند ام ایمن، حبابه والبیه، سمیه مامان عمار یاسر، زبیده، ام سعید حنفیه و صیانة ماشطة رجعت می‌نمایند.[۴۶]
معاندان اهل‌بیت(ع) معاندان پیامبران و منافقان به عنوان مثال عده ای‌اند که سازه بر احادیث، رجعت می‌نمایند و از آنها انتقام گرفته می شود.[۴۷]

بازدید : 30
يکشنبه 19 مرداد 1404 زمان : 10:25


معاش‌طومار
گاه‌شمار معاش امام جواد(ع)

۱۰رجب ۱۹۵ق. به دنیا آمدن امام جواد(ع)[۹]
۲۰۰ق هجرت امام رضا(ع) به مرو
پایان صفر ۲۰۳ق شهید شدن امام رضا(ع) و استارت امامت جوادالائمه[۱۰]
۱۵ ذی‌الحجه ۲۱۲ق به دنیا آمدن امام هادی(ع)[۱۱]
۲۱۴ق ولادت موسی مبرقع[۱۲]
۲۱۵ق وصلت با ام الفضل[۱۳]
۱۸رجب ۲۱۸ق مرگ مأمون و شروع خلافت معتصم[۱۴]
۲۸محرم ۲۲۰ق احضار امام جواد(ع) به بغداد به وسیله معتصم[۱۵]
انتها ذ‌ی‌القعده ۲۲۰ق شهید شدن مسجد غدیر بلوار معلم مشهد امام جواد(ع)[۱۶]
نبو
امام جواد(ع) سال ۱۹۵ قمری در مدینه دیده به جهان گشود.[۱۷] درباره روز و ماه تولد وی اختلاف میباشد.[۱۸] بیشتر منابع، میلاد او‌را در ماه رمضان دانسته‌اند.[۱۹] بعضی روز آن را ۱۵ رمضان[۲۰] و بعضا دیگر ۱۹ رمضان[۲۱] گفته‌اند. روضه خوان طوسی در مِصْباحُ الْمُتَهَجِّد، میلاد اورا ۱۰ رجب بیان مسجد غدیر فلاحی مشهد نموده است.[۲۲]

سازه بر روایتی که در کافی نقل شد‌ه‌است، پیش از میلاد جوادالائمه، برخی از واقفیان به جهت فرزندنداشتن امام رضا(ع)، در امامت وی شک وتردید کردند.[۲۳] ازاین‌رو هنگامی جوادالاَئمه چشم به جهان گشود، امام رضا(ع) او‌را مولودی پربرکت برای شیعه‌ها تعریف کرد.[۲۴] با این حالا بعد از به دنیاآمدن حضرت جواد نیز بعضی از واقفیان، انتساب وی به امام رضا(ع) را منکر شدند. آن‌ها می‌گفتند جوادالاَئمه از لحاظ صورت به پدرش همانندی ندارد؛ تا اینکه قیافه‌شناسان را حاضر کردند و آن‌ها امام جواد(ع) را فرزند امام رضا(ع) مسجد بابا غدیر مشهد دانستند.[۲۵]

درباره معاش امام جواد(ع)، داده ها چندانی در منابع تاریخی نیامده میباشد.[۲۶] برهان آن را محدودیت‌های سیاسی حکومت عباسی، تقیه و قدمت کوتاه وی دانسته‌اند.[۲۷] وی در مدینه معاش می کرد. سازه بر گزارش ابن‌بیهق، یک توشه برای دیدار بابا به خراسان مهاجرت کرد.[۲۸] بعداز امامت نیز یک سری توشه از سوی خلفای عباسی به بغداد احضار مسجد بابا قدرت مشهد شد.[۲۹]

تزویج
مأمون عباسی در سال ۲۰۲ [۳۰] یا این که ۲۱۵ق[۳۱] دختر خویش اُم‌ُّالفَضل را به عقد امام جواد(ع) درآورد. برخی گفته‌اند احتمالاً در دیداری که جوادالائمه با پدرش در طوس داشته،[۳۲] مأمون ام‌الفضل را به عقد وی درآورده میباشد.[۳۳] به گفته ابن‌کثیر (۷۰۱-۷۷۴ق) تاریخ‌نگار اهل‌سنت، خطبه عقد امام با دختر مأمون در طول حیات امام رضا خوانده شد؛ ولی مراسم وصلت آنان در سال ۲۱۵ق در شهر تکریت عراق ایفا شد.[۳۴]

به نقل از منابع تاریخی، تزویج جوادالاَئمه با ام‌الفضل، به درخواست مأمون شکل گرفت.[۳۵] گفته‌اند مقصود مأمون از این درخواست این بود که پدربزرگِ فرزندی از نسل نبی(ص) و امام علی(ع) باشد.[۳۶] به نقل از روضه خوان موءثر در کتاب الارشاد، مأمون به دلیل شخصیت علمی محمد بن علی(ع) و نیز فضل و ادب، علم، حکمت، وقار و کمال عقل بی‌نظیری که با وجود سن معدود در امام رویت کرد، دختر خویش را به وصلت آن حضرت درآورد؛[۳۷] البته نبی جعفریان (زاده ۱۳۴۳ش) تاریخ‌پژوه شیعه، بر این میباشد که‌این وصلت با علت سیاسی صورت گرفته میباشد؛ مثلا این علت که مأمون می‌خواست از این شیوه، امام جواد و رابطه وی با شیعه ها را در اختیار گرفتن نماید[۳۸] یا این که خویش را به علویان علاقمند آرم دهد و آن‌ها‌را از قیام علیه خویش گشوده داراست.[۳۹] به نقل از روضه خوان موءثر، این وصلت اعتراض برخی دور‌وبری ها مأمون را درپی داشت؛ چون بیم آن داشتند که خلافت، از عباسیان به علویان منتقل گردد.[۴۰] امام جواد(ع)، مهریه ام‌الفضل را متساوی مهریه حضرت فاطمه(س) (۵۰۰ درهم) انتخاب کرد.[۴۱] امام از ام‌الفضل صاحب و مالک فرزندی نشد.[۴۲]

همسر دیگر جوادالائمه، سَمانه مغربیه میباشد[۴۳] که کنیز بود و به امر خودش خریداری شد.[۴۴] کلیه فرزندان امام جواد از سمانه بودند.[۴۵]

فرزندان
نبو
امام جواد (ع)
فرستاده اکرم
حضرت فاطمه‌ امام علی
امام حسین
امام سجاد
امام محمد باقر
امام جعفر درستگو
امام موسی کاظم
امام رضا
سمانه مغربیه امام جواد
امام هادی(ع) موسی مبرقع حکیمه زینب فاطمه خدیجه
امامه ام کلثوم ام محمد ابواحمد حسین ابوموسی عمران
بنابر نقل روحانی موءثر، امام جواد(ع) چهار فرزند به اسم‌های علی، موسی، فاطمه و امامه داشت.[۴۶] برخی، دختران امام را سه بدن به اسم‌های حکیمه، خدیجه و ام‌کلثوم میدانند.[۴۷] در بعضا از منابع مرتبط با قرن چهاردهم قمری، ام‌محمد، زینب و میمونه نیز دختران آن حضرت دانسته گردیده‌اند.[۴۸]در کتاب منتهی‌الآمال، به گزارش ضمانت کننده بن شدقم آمده میباشد که امام جواد(ع) چهار پسر به اسم‌های ابوالحسن امام علی نقی(ع)، ابواحمد موسی مُبَرقَع، حسین، عمران، و چهار دختر به اسم‌های‌ فاطمه، حکیمه، خدیجه و ام‌کلثوم داشته میباشد.[۴۹] بعضا دیگر نیز تعداد فرزندان امام جواد(ع) را سه پسر به اسم‌های امام علی نقی(ع)، موسی مُبَرقع، یحیی و پنج دختر به اسم‌های فاطمه، حکیمه، خدیجه، بهجت و بُرَیهه دانسته‌اند.[۵۰]

شهیدشدن

تصویری کهن از مقبره کاظمین
امام محمد تقی(ع) در حکومت عباسی، دو توشه به بغداد احضار شد: مسافرت اولیه در حین مأمون چندان زمان بر خلا.[۵۱] توشه دوم، در ۲۸ محرم سال ۲۲۰ق، به امر مُعتصم عباسی وارد بغداد شد و در ذی‌القعده[۵۲] یا این که ذی‌الحجه[۵۳] به عبارتی سال در بغداد به شهیدشدن رسید. روز شهیدشدن او، در بیشتر منابع، پایان ذی‌القعده میباشد؛[۵۴] البته در بعضی منابع تاریخ شهید شدن وی ۵ ذی‌الحجه[۵۵] یا این که ۶ ذی‌الحجه[۵۶] مذکور میباشد. پیکر اورا در کنار جدش موسی بن جعفر(ع) در بقعه قریش در کاظمین به خاک سپردند.[۵۷] وی جوان‌ترین امام شیعه‌ها هنگام شهید شدن بوده میباشد و سن وی هنگام شهید شدن را ۲۵ سال گفته‌اند.[۵۸]

برخی انگیزه شهیدشدن او را سعایت ابن‌ابی‌دؤاد، حکم دهنده وقت بغداد نزد معتصم دانسته‌اند. عامل آن هم پذیرفته‌شدن حیث امام درباره حکم فقاهتی جدا دست دزد بود که منجر شرم ساری ابن‌ابی‌دؤاد و شماری از فقیهان و درباریان گردیده بود.[۵۹]

درباره کیفیت شهید شدن پیشوای نهم شیعه‌ها نظرها مختلفی وجود دارااست. در بعضی از منابع آمده میباشد که معتصم بوسیله منشیِ یک کدام از وزیرانش او‌را مسموم کرد و به شهید شدن رساند.[۶۰] بعضی معتقدند که معتصم بوسیله اُم‌الفَضل وی را مسموم کرد.[۶۱] به نقل از مسعودی تاریخ‌نگار قرن سوم قمری، معتصم و جعفر بن مأمون در پندار کشتن محمد بن علی(ع) بودند. زیرا جوادالائمه از ام‌الفضل فرزندی نداشت، بعداز مرگ مأمون، جعفر خواهرش (ام‌الفضل) را تحریک کرد که محمد بن علی را مسموم نماید. آن‌دو (با هم‌دستی معتصم) انگوری را به سم آغشته کردند و به امام خوراندند. ام‌الفضل بعد از آن که امام را مسموم کرد، منصرف شد. امام به وی خبر بخشید که به بلایی مبتلا میشود که قابل‌معالجه نباشد.[۶۲] درباره کیفیت شهیدشدن حضرت جواد به دست ام‌الفضل گزارش‌های دیگری نیز وجود داراست.[۶۳]

تعداد صفحات : 56

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 561
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 0
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه