loading...

بهترین مرجع مسجد غدیر باباعلی مشهد

بازدید : 17
پنجشنبه 16 مرداد 1404 زمان : 10:18


عَبْدُالْمَلک بْن اَعَْین شَیبانی کوفی، مُلقّب به ابو ضُرَیس، یک کدام از بزرگان آل اعین و از اصحاب خاص و گزینه وثوق امام باقر(ع) و امام راستگو(ع) میباشد. بعداز وفات وی امام درست گو(ع) در حقش فرمود مانند وی هنوز به عالم نیامده میباشد. احادیث پاره ای از وی به دست ما مسجد غدیر بلوار معلم مشهد رسیده میباشد.

اول شیعه آل اعین
سنسن، جد عبدالملک راهب و پدرش اعین مسیحی بود. بر تاثیر جنگی که دربین مسلمان ها و روم چهره بخشید، اعین بوسیله مسلمانها اسیر شد. بعد یک نفر از خاندان بنی شیبان اورا خرید و اعین به دست وی مسلمان شد. محمد تقی شوشتری گفته میباشد اعین سنی بود و به تبع وی، فرزندانش سنی بوده‌اند، بعد از آن عده ای از آن ها شیعه مسجد غدیر فلاحی مشهد شدند.[۱]

طبق برخی خبر ها، اولیه شیعه آل اعین، عبدالملک بود. وی به وسیله با تقوا بن میثم رهنمون گشت، بعد برادرش حمران به دست ابوخالد کابلی درین سلک درآمد. طبق گزارشی دیگر، اول فرزند اعین که به دنبال آل علی(ع) شد، ‌ام الاسود، خواهر عبدالملک بود که محصل ابوخالد کابلی بود و از روش وی با امام راست گو(ع) و مذهب شیعه آشنا گشت و برادرانش را نیز با این امام مرتبط مسجد بابا غدیر مشهد گردانید.[۲]

مقام عبدالملک نزد ائمه
اخوی عبدالملک به اسم زراره که از فقهای طراز اولیه شیعه در قرن دوم و سوم هجری بود گوید:

امام درست گو(ع) پس از مرگ عبدالملک فرمود: «‌خداوندا! ما اهل بیت در لحاظ ابوضریس شایسته ترین خوی تو بودیم. پس او‌را در روز قیامت در زمره آل محمد ـ که صلوات تو به وی باد ـ قرار ده! بعد از آن امام فرمود: آیا او‌را در خواب چشم‌ای؟ پهنا کردم: نه. امام فرمود: سبحان الله! مثل ابوضریس کجاست؛ مانند وی هنوز به جهان نیامده مسجد بابا قدرت مشهد میباشد!‌»
مامقانی، بعد از نقل داستان فوق و تحقیق احادیث متعدد و کنکاش در خاطرنشان کرد‌وگوی علما درباره عبدالملک گوید:

از دعای فراوان امام راست گو(ع) در حق او و ارسال کردن عفو و بخشش بر وی و درخواست از پروردگار بر پایه ی قرار دادن عبدالملک در زمره آل محمد(ص) در روز قیامت و این که فرمود:‌ «مثل ابوضریس هنوز به جهان نیامده میباشد‌»، استعمال میکنیم عبدالملک شخصی موثق بود، بلکه در اعلا سکو وثاقت بود، چون صدور اینگونه مدایح و عکس العمل‌هایی به وسیله امام در حق هر که عادل و موثق و امین وجود ندارد، نامعقول است، چون ائمه اطهار(ع) اهل مبالغه و مغالطه نبودند.[۳]
شاهد آتی خبری میباشد که امام باقر(ع) تنی چند از اثرها امیرالمومنین(ع) را که از علم ها پنهان و اسرار اهل بیت(ع) به‌شمار می آید، به عبدالملک آرم بخشید و لحاظ اورا درباره انگیزه تایپ کردن آنها سئوال کرد و عبدالملک با دانایی و دیدگاه، جواب بخشید.[۴]

علی بن سعید گوید: نزد امام راستگو(ع) نشسته بودم. کنار حضرت، محمد بن عبدالله بن علی بود. در آن مجلس عبدالملک بن اعین و... بودند. امام رو به ما کرد و فرمود: بشارت باد شمارا! آیا بدین راضی نیستید که در روز قیامت به علی متمسک گردیده‌اید و علی به فرستاده آفریدگار(ص) متمسک گردیده است؟[۵] از قصه فوق رده والای اهل مجلس به عنوان مثال عبدالملک به دست میاید.

حسین بن موسی گوید: در سالی امام راستگو(ع) با اصحاب خود به مکه شرفیاب شد و از حالا عبدالملک بن اعین سوال نمود و فرمود: آیا وی از عالم رفت؟ پهنا کردم: بله... امام فرمود: پس بیا با ما تا بر راز قبرش برویم و برای وی دعا کنیم.[۶] از این خبر فهمیده می شود قبر عبدالملک در مکه میباشد، اما طبق تصریح روضه خوان صدوق، قبر او در مدینه میباشد و امام درستگو(ع) و اصحابش به زیارت وی رفتند.[۷]

وکالت
بعضا قراین به واسطه‌گری عبدالملک در رساندن مسائل عموم به امام و ارسال جواب‌ها دلالت دارااست که گویای متکی بودن امام به وی میباشد.

شاید بتوان از شواهد استعمال بیشتری کرد و خاطرنشان کرد که وی یکی‌از وکلای وی در شهر کوفه بوده که به مسائل شرعی ـ‌کلامی عموم جواب می‌گفته، گردآوری وجوه دینی نیز به دست وی جاری ساختن می‌پذیرفته میباشد. یک کدام از نماد‌های این داعیه، طومار عبدالرحیم قصیر به امام راست گو(ع) به خط عبدالملک و جواب آن به وسیله حضرت به دست عبدالملک میباشد که در آن درباره معنای ایمان پرسیده بود.[۸] این طومار یکی ذخایر گرانبها شیعی میباشد، زیرا در آن به مهم ترین عقاید کلامی آن بعد از ظهر اشاره شد‌ه‌است.

ارادت به ائمه هدی علیهم السلام
از برخی احادیث استنباط می شود عبدالملک ضمن عشق و علاقه وافر به امام باقر(ع) و امام درست گو(ع) و دیگر ائمه هدی، دلداده امام مهدی(ع) بود و درانتظار ظهور حضرت به راز میبرد. در گزارش ابوبکر حضرمی میخوانیم:

عبدالملک بن اعین اظهار کرد: زمانی که نزد امام باقر(ع) بودم، خاطر امام مجال افتادم. ایستادم و گریستم و پهنا کردم: امیدوارم در حالی که قدرت دارم، ظهور حضرت را دریابم.[۹]

بازدید : 15
چهارشنبه 15 مرداد 1404 زمان : 16:57


تعامل با اهل سنت
یکی مهمترین مسائلی که دولت و جامعه و حیطههای علمیه بعدازظهر صفوی با آن سرگرم بودند قضیه کیفیت تعامل فکری و عملی با عالم اهل سنت بود. طبعآ این مورد در خراسان و خصوصآ در مشهد، که از دو سو با بخشها عظیم سنّی نشین هم مرز بود و بارها از سوی آن‌ها آیتم تعدی و نهب و غارت قرار گرفته بود حادتر می‌نمود. کتاب الفوائد الطوسیه حرّعاملی را می‌اقتدار تا اندازه‌ای منعکس کننده جریان‌ها و مسائل فکری مطرح در حوزه علمیه مشهد و ترویج دعوا‌های کلامی و اعتقادی بین شیعه و سنّی در‌این بعدازظهر قلمداد کرد. حرّ عاملی این کتاب را که دربرگیرنده ۱۰۲ فائده میباشد، چنانکه در پیشگفتار کتاب[۴۷] یادآور گردیده در طوس و در پاسخ برخی از اهل دانش نوشته و در آن با متکی بودن به تخصص خویش که دانش حدیث و فقه میباشد به حل و توضیح پاره‌ای از شک ها، خلل ها و مسائل فقاهتی، اصولی و کلامی که در روایات منعکس شدن یافته و به احتمال توانا در فضا علمی و احیاناً اجتماعی مشهد محل مشاجره بوده مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد پرداخته میباشد.

از استارت افشاریه تا انقلاب مشروطه
حوزه علمیه مشهد در‌این عصر استمرار یافت و شکل متکامل حوزه در عصر صفویه بود. در زمان افشاریه (۱۱۴۸ـ۱۲۱۰) با وجود بی‌ثباتی سیاسی، حوزه علمیه مشهد به حیات خویش خاطر نشان نمود و علمای بارزی در مشهد ظهور کردند. مدرسه ها قبل به حیات خویش ادامه دادند و مکتب جدیدی هم به اسم مکتب خواجه رضوان تأسیس شوید.[۴۸] مولا محمد رفیع گیلانی، دارای اسم و رسم به رفیعا (متوفی ح ۱۱۵۵)، و مولا شفیع گیلانی (متوفی ۱۱۴۴)، از پژوهشگران اساسی و پر اسم و رسم این عصر به شمار می روند. مولامحمد رفیع گیلانی در فقه، اصول، تعبیر، صحبت و حکمت ید طولائی داشته و مرجع علمی و فقهی مشهد محسوب آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد میشد.

[۴۹] او کتاب‌هایی زیرا گستردن هدف های، گستردن تهذیب تفتازانی، تعبیر و تفسیر بیضاوی و الهیات شفا را درس دادن می کرد و تألیفاتی داشت، مثلا رساله‌ای در زمینه‌ی وجوب تعیینی نماز آدینه.[۵۰] او مشرب اصولی داشت و با اخباریان مخالف بود.[۵۱] پسر او آقا محمد شریف مشهدی نیز عالمی دارای اعتبار و مدیریت علمای مشهد بود.[۵۲] میر محمد تقی بن معزالدین محمد رضوی دارای اسم و رسم به شاهی (متوفی ۱۱۵۰) هم درین قسم از وسیع ترین عارفان و متألهان محسوب میشد.[۵۳] یکی از دیگر از علمای اصلی این بعد از ظهر در مشهد میر محمدتقی مشهدی معروف به پاچناری بوده که در مورد وجوب تعیینی یا این که تخییری نماز آدینه دربین وی و مولامحمدرفیع گیلانی رسائلی تعویض گردیده است.[۵۴] همینطور سیدمحمد سبزواری (متوفی ۱۱۹۸) در بعد از ظهر افشاری مرجعیت داشت و به حکم میرزانصرالله پسر نادرشاه به امامت آدینه مشهد منصوب رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد گردیده بود.[۵۵]

بستگان‌های علمی
در‌این زمان و عصر‌های زندیه و قاجاریه بایستی از تعدادی خویشاوندان علمی والا اسم موفقیت که در مشهد پدید آمدند و طی چندین نسل سر گروهی علمی و مرجعیت فقاهتی را برعهده داشتند و غالباً از سادات رضوی شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد بودند.

مثلا بستگان دارای شهرت شهیدی که به مناسبت شهیدشدن سرسلسله این خویشان، محمد مهدی خراسانی (متوفی ۱۲۱۸ق) بدین اسم موسوم گردیده‌اند. از وصف بلیغ محمد حسن زنوزی، محصل دانشمند او در ریاض الجنة[۵۶] درباره رده علمی و اخلاقی میرزامحمدمهدی، اشراف او بر عمده علم ها بعدازظهر خاصه علم ها عقلی و ریاضی ها آشکار میشود. او از شاگردان وحید بهبهانی بوده میباشد.[۵۷] زنوزی در مشهد نزد او کتاب ها اکثری مثلا اشارات ابن سینا و عیون الحساب محمدباقر یزدی (متوفی گذشته از۱۰۵۶) را به درس خوانده میباشد.[۵۸] او در فقه شرحی بر کفایةالمقتصد ملا محمدباقر سبزواری نوشته میباشد.[۵۹] او سه پسر داشت که هر سه فقیه بودند. پسر بزرگش میرزاهدایت الله (متوفی ۱۲۴۸) نزد بابا درس خوانده بود[۶۰] و مثل وی از اکثری از علم ها آن بعدازظهر تدبیر داشت[۶۱] و در واقع سر کردگی علمی خراسان آن بعد از ظهر را در مشت داشت.[۶۲] پسر کوچکش میرزا داوود (متوفی ۱۲۴۰) نیز فقید بزرگی بود و خاصه در ریاضی ها تبحر ویژه داشت. او سرآمد علمای بعد از ظهر بود، چنانکه طالبان این دانش از سایر شهرها برای به کارگیری از او به مشهد می‌آمدند. همینطور او در سفری که روحانی محمدتقی اصفهانی، مؤلف هدایةالمسترشدین، به مشهد کرد، به بازه زمانی چهارده ماه در نزد وی فقه خواند.[۶۳] دو پسر میرزاهدایت الله، یکی‌از میرزاهاشم (متوفی ۱۲۶۹) بود که نزد بابا خویش درس خواند و به درس دادن و اشاعه احکام در مشهد درگیر شد و دیگری میرزاعسکر (متوفی ۱۲۸۰) که بعداز بابا امام آدینه مشهد شد.[۶۴

بازدید : 35
سه شنبه 14 مرداد 1404 زمان : 13:55


تزویج
ام ایمن کنیز و آزاد شدۀ نبی(ص) بعداز درگذشت شوهرش عبید بن زید خزرجی، با زید بن حارثه، تزویج کرد و اسامه بن زید از وی دیده به جهان گشود.[۱۶] از این رو لقب وی ابواسامه مسجد غدیر بلوار معلم مشهد ود.

بعداز سفر زینب بنت جحش به مدینه، رسول(ص) از وی برای زید خواستگاری نمود. زینب قبل از خواستگاری گمان می کرد که فرستاده قصد دارااست او‌را برای خود خواستگاری نماید، ذوق زده شد، البته بعد از آنکه اخذ رسول او را برای زید خواستگاری نموده است، مخالفت نمود، ولی زیرا نبی را به‌این تزویج راضی روءیت کرد، با درخواست وصلت موافقت کرد.[۱۷] ولی همواره دربین زینب و زید کشاکش وجود داشت[۱۸] و زید از بداخلاقی زینب نزد نبی گلایه می برد، رسول اورا به شکیبایی و تحمل همسر دعوت میکرد.[۱۹] تا آنکه آخر و عاقبت نبی در سال ۵ قمری به امر آفریدگار به طلاق آن دو حکم مسجد غدیر فلاحی مشهد بخشید.[۲۰][یادداشت ۱]

زید بعد از طلاق با زینب با ام کلثوم دختر عقبه وصلت کرد، ام کلثوم زید بن زید و رقیه را برای وی به عالم آورد، آن‌گاه ام کلثوم را جدایی بخشید و با دُرَّه بنت ابی لهب بن عبدالمطلب وصلت کرد و بعداز طلاق از وی با هند بنت العوام، خواهر زبیر تزویج مسجد بابا غدیر مشهد کرد.[۲۱]

حضور در نبرد‌ها
زید فرماندهی سریه‌های قَرَدَه،[۲۲] جموم (ربیع الثانی سال ۶ قمری)، عیص (جمادی الاولی سال ۶ ق)، طرف (جمادی الثانی سال ۶ ق)، حسمی(جمادی الثانی، سال ۶ قمری) و وادی القری (رجب سال ۶ قمری) و پیکار موته را بر ذمه داشته مسجد بابا قدرت مشهد میباشد.[۲۳]

فرستاده اکرم در برخی سفرها زید را جانشین خویش معرفی می کرد.[۲۴] وی در مبارزه بدر حضور داشت، و حنظلة بن ابی سفیان را کشت.[۲۵] بعد از پیکار پیامبر خداوند(ص) زید ‌بن حارثه و عبدالله ‌بن رواحه را از اثیل به مدینه ارسال کرد تا خبر موفقیت مسلمان ها را به مدینه برسانند.[۲۶]

فرماندهی نزاع موته
زید در سال هشتم قمری از سوی فرستاده اکرم فرماندهی سپاه سه هزار نفری اسلام را در نزاع موته برعهده داشت، فرستاده فرموده بود در شرایطی‌که زید کشته شد، جعفر بن ابی طالب درفش را در مشت گیرد و و در‌صورتی‌که وی نیز کشته شد عبدالله بن رواحه فرمانده باشد.[۲۷]

شهید شدن و آرامگاه
زید سال ۸ق در نزاع موته، یاور با جعفر بن ابی طالب و عبدالله بن رواحه به شهیدشدن رسید، فرستاده با شنیدن خبر شهید شدن وی متأثر شد و برایش طلب مغفرت کرد.[۲۸] واز وی و جعفر طیار هم زمان به خیر خاطر کرد.[۲۹] سن اورا هنگام درگذشت ۵۵[۳۰] و ۵۰ سال[۳۱] بیان کرده‌اند. حسان بن اثبات در مرگ وی و عبدالله بن رواحه شعری سروده میباشد.[۳۲]

إنّ زیدا قد کان اینجانبّا بأمر
لیس أمر المکذّب المغرور
ثم جودی للخزرجی بدمع
سیدا کان ثمّ غیر نزور

قبور شهدای موته در روستای مزار در ۱۲ کیلومتری جنوب کَرَک در مرزو بوم اردن واقع گردیده است.[۳۳] به گفته بعضا منابع، جعفر بن ابی طالب، عبدالله بن رواحه و زید بن حارثه در یک قبر دفن گردیده‌اند.[۳۴] در سال‌های ۱۹۳۰ تا ۱۹۳۴ میلادی، به فرمان ملک عبدالله بن ملک حسین شاه اردن، مسجدی با سه گنبد و دو مناره در محل زیارتگاه جعفر طیار تاسیس و دو گنبد خرد‌خیس نیز بر روی قبور زید بن حارثه و عبدالله بن رواحه ساخته شد.[۳۵] مرقد جعفر طیار و زید بن حارثه، در روز ها عاشورا محل تجمع محبان امام حسین(ع) در اردن میباشد البته دولت این سرزمین از تعدادی سال پیش بازدارنده از برگزاری مراسم سوگواری امام حسین می شود.[۳۶]

ماجرا
اسامه از پدرش زید بن حارثه احادیثی نقل نموده است.[۳۷]

بازدید : 29
دوشنبه 13 مرداد 1404 زمان : 16:55


محمدعلی بن ابی‌طالب، متخلص به حَزین لاهیجی (۱۱۰۳-۱۱۸۰ق)، شعر سرا، مورخ پر اسم و رسم شیعی قرن دوازدهم میباشد. وی از واپسین شاعران مدل هندی به‌شمار میاید. از او اثراتی در فلسفه، حرف، تاریخ و تراجم و نیز دیوان شعری مانده میباشد. حزین در حین معاش‌اش سفرهای متعددی داشته و مدتی نیز در شهر بَنارَس هند معاش کرده مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد و به عبارتی‌جا دفن شد.

معاش‌طومار
حزین لاهیجی در ۲۷ ربیع‌الثانی ۱۱۰۳ در اصفهان به‌جهان آمد.[۱] نسب حزین با ۱۶ واسطه به ابراهیم خداترس گیلانی، عارف قرن هفتم و مرشد صفی الدین اردبیلی (متوفی ۷۳۵) آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد میرسد.[۲]

موطن مهم بستگان حزین آستارا بود، ولی جد هشتمش، شهاب‌الدین علی، به لاهیجان هجرت کرد.[۳] بابا حزین در جوانی، برای استعمال از محضر آقا حسین خوانساری (متوفی ۱۰۹۹)، به اصفهان رفت و در آنجا مقیم شد. او در آنجا با دختر یکی‌از پارسایان تزویج کرد و مالک چهار فرزند شد که او‌لین آن‌ها محمدعلی رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد بود.[۴]

حزین در ۱۱ جمادی‌الاول ۱۱۸۰ق در بنارس درگذشت و در محله‌ای به اسم فاطمان، به خاک ودیعت شد. آرامگاه وی زیارتگاه بخش اعظمی از عموم هند و بنارس بود.[۵]


بنای یادبود حزین لاهیجی
اساتید
محمدعلی از چهارسالگی نزد ملاشاه‌ محمد شیرازی علم آموزی دانش را استارت کرد، از هشت سالگی از ملک‌حسین قاری فوت و فن تجوید و خواندن قرآن را آموخت و کتاب‌های درسی نظیر گستردن جامی بر کافیه، تفصیل ایساغوجی، گستردن مطالع و کتاب اینجانب لایحْضُرُه الفقیه را نزد بابا خواند. در همین زمان، رغبت به سرودن شعر در او پدیدار و آشکار شد، ولی به جهت جلوگیری کردن پدرش قریحه شاعری خویش را آشکار ن شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد می کرد.[۶]

حزین در سفرهایی که با پدرش یار می شد نیز از محضر او فایده می برد. وی در اولیه سفرش به لاهیجان، در هر خانه، تفصیل تجرید و زبدة الاصول را نزد بابا می خواند.[۷]

او درباره ادیان نیز بازرسی و مطالعه میکرد؛ انجیل را از دانشمند مسیحی، آوانوس و تورات را نزدِ یکی یهودیان اصفهان به‌اسم شعیب یادگرفت. حزین در مهاجرت به عجم، در شهر بیضا با دانشمندی زردشتی آشنا شد و مطالب مهم زردشتی را از وی آموخت.[۸]

سفرها

حرم حزین لاهیجی در شهر بنارس هند
حزین لاهیجی در ۱۱۲۳ق. در آغاز پدرش و بعد از آن مادرش را از دست بخشید و سرپرستی برادران خرد‌خیس و مادربزرگش را برعهده گرفت.[۹] درپی حمله افغان‌ها به اصفهان و محاصره آنجا، دو اخوی و مادربزرگ حزین بر تاثیر بیماری از جهان رفتند، و کتابخانه حزین که از پدرش به وی به ارث رسیده بود، غارت شد و خویش او نیز مشقت بار مریض شد.[۱۰] او در محرّم ۱۱۳۵ با جامه مُبَدَّل، با یکسری بدن از بزرگان شهر، از اصفهان بیرون شد و به خوانسار و بعد از آن به خرم آباد رفت. تا حدود یک‌سال، اوضاع و احوال روحی و قوای فکری حزین دشوار آشفته بود، به نحوی که هیچ‌یک از محفوظات و آموخته‌های خویش را به خیال و خاطر نداشت. در دو سالی که او در الاغّم‌آباد مقیم بود، به درس دادن گستردن اشارات، کافی و تعبیروتفسیر بیضاوی پرداخت.[۱۱] درین بین، غوغا مرزهای غربی کشور ایران و لشکرکشی عثمانیان، سبب اضطراب عموم آن حیطه شد. حزین عموم را به ایستادگی در قبال معاند تشویق کرد و با هفتاد نفر به همدان رفت تا به مقاومت عموم در قبال محاصره عثمانیان یاری دهد. آن‌گاه از روش شوشتر به هویزه و بصره رفت و قصد هجرت حج کرد، ولی مریض شد و به کشور ایران برگشت. وقتی که دولت عثمانی آذربایجان را گرفت، حزین از روش کرمانشاه و تویسرکان به نجف رفت. بعداز سه سال به کشور‌ایران رجوع و از آنجا به طهران و آن گاه به اصفهان رفت. شش ماه در آنجا ماند و فرمان روا طهماسب دوم را در کارها کشورداری موعظه اعطا کرد، البته زیرا تغییری در اخلاق و رفتار وی ندید، از اصفهان بیرون شد.[۱۲]

حزین در ۱۱۴۵ق. به حج رفت و در ۱۱۴۶ق. از بندرعباس با کشتی به سوی سواحل هند رهسپار شد.[۱۳] دو سال در مُلتان ماند و بعد به دهلی رفت. او در تک تک این بازه مریض بود و تا ۱۱۵۴ق. که آغاز به تایپ کردن گستردن‌‌هم اکنون خویش کرد، در دهلی مقیم بود.[۱۴] تذکره‌نویسان هندی به سفرهای او اشاره کرده‌اند.[۱۵] استیناف معاش حزین میان شاعران زمان خویش و شاید دربین کل شاعران جمهوری اسلامی ایران، از دید سفرهای بسیار آن، مداقه داراست و حادثه ها معاش وی در معاش کمتر شعر سرا اهل ایران روی داده میباشد.[۱۶]

در دهلی، محمدشاه برای حزین مقرری انتخاب کرد تا معاش‌اش راحت باشد، البته زیرا حزین هندوستان و مردمش را در اشعار خویش هجو کرده بود، شاعران دهلی با این دستور مخالفت کردند. حزین هم زیرا حال و روز را آشفته رویت کرد به بنارس [یادداشت ۱] رفت و تا نقطه نهایی قدمت در آنجا ماند.[۱۷] با وجود اشعار حزین در هجو عموم هند، آنها خصوصا بنارسی‌ها برای او حرمت متعددی قائل بودند و اورا انسانی تمیز می‌دانستند.[۱۸]

بازدید : 17
يکشنبه 12 مرداد 1404 زمان : 17:27


علی بن اسماعیل میثمی پر اسم و رسم به ابن‌میثم یا این که ابوالحسن میثمی متکلم شیعی قرن دوم و سوم قمری که بدون واسطه از امام رضا(ع)، حدیث نقل نموده است. ابن‌ندیم او‌را اولیه کسی دانسته که مطابق مذهب امامیه به حرف پرداخته میباشد. اجداد و فامیل اورا از علما و اصحاب اهل بیت(ع) دانستند که مثلا آنان میثم تمار بوده میباشد. نجاشی، ابن‌میثم را از صورت‌های کلامی عصر خویش می داند. علی بن اسماعیل مناظره‌های مختلفی را با فرق و مذهب‌ها متعدد مثلا معتزله و واقفه داشته و اسم ممطوره را وی به واقفه داده میباشد. وی در حرف از شاگردان هشام بن حکم مسجد غدیر بلوار معلم مشهد بوده میباشد.

ولادت
علی بن اسماعیل دارای شهرت به ابن‌میثم یا این که ابوالحسن میثمی از اصحاب امام رضا(ع)[۱]، از موالی بنی‌اسد و از نوادگان میثم تمار بوده میباشد[۲] تاریخ ظریف به دنیاآمدن وی در منابع بیان نشده و صرفا به قرن دوم هجری قمری اشاره گردیده است. نجاشی گفته میباشد که وی در کوفه متولد گردیده و به بصره نقل‌جای مسجد غدیر فلاحی مشهد نموده است.[۳]

منابع نقل می‌نمایند وی در خاندانی دانا رویش یافت[۴] و اجدادش کلیه از بزرگان و علمای بعدازظهر خود بودند که در رأس آنان میثم تمّار بوده میباشد.[۵]سازه بر گزارش منابع، علی بن اسماعیل در بین سال‌های ۲۱۰ تا ۲۱۵ق نزدیک به ۸۰ تا ۸۵ سالگی از عالم رفته مسجد بابا غدیر مشهد میباشد.[۶]

منزلت علمی
از وی در علم ها مختلفی زیرا سخن، فقه، تاریخ، تعبیر و تفسیر و حدیث مطالبی نقل کردند و هم‌اینگونه او‌را در بعضا از این علم ها بر سایرافراد مقدم دانسته‌اند.[۷]اکثری از شخصیت‌ها هم‌زیرا ابن‌ ندیم[۸] سعدبن عبدالله اشعری قمی[۹] روحانی طوسی[۱۰] و علامه حلی[۱۱] در کتاب‌های خویش شخصیت کلامی ابن‌ میثم را این‌سیرتکامل تعریف کردند؛ ابن‌‌میثم اولی فردی میباشد که در مذهب امامیه به مشاجره و مصاحبه پرداخته، کتاب تألیف نموده و شغل کلامی‌-فنی نموده است یا این که نجاشی میگوید علی بن اسماعیل از صورت‌های کلامی عصر خویش بوده مسجد بابا قدرت مشهد میباشد.[۱۲]

مناظره
روحانی موثر گزارش کرده که علی بن میثم در رشته مناظره قدرتمند بوده و مناظره‌هایی از وی با بزرگان معتزله را مانند ابوالهذیل علاف، ضرار ضبی و نظام نقل نموده است.[۱۳] و برخی مناظره‌های وی با بزرگان معتزله را در بغداد پر اسم و رسم دانستند.[۱۴]

فقه و تاریخ
اشاره گردیده که علی بن اسماعیل به فقه و تاریخ امامان آشنا بوده میباشد. احادیث فقاهتی وی در کتاب ها اربعه شیعه آمده میباشد.[۱۵]منابع حاکی از آن میباشد علی بن اسماعیل از علمای هم‌بعدازظهر خود با خبر‌خیس و آشنا‌خیس به تاریخ زندگانی و فرزندان ائمه(ع) بوده میباشد.[۱۶]

مرجعیت فکری
علی بن اسماعیل شاگردان و یارانی را تربیت نموده است، گفتند وی به‌تیتر واسطه جریان هشام بن حکم با مابعد خویش میباشد و تعبیراتی مانند «اینجانب اصحاب میثم» یا این که «مَن تابعه» و «میثمیه» اشاره به ادامه مکتب کوفه در اصحاب علی بن اسماعیل داراست.[۱۷]

اساتید ابن‌میثم
مشایخ و راویان
او از امام رضا(ع) به طور بی واسطه ماجرا کرده، [۱۸] هم‌اینگونه از اشخاص دیگری نیز به نقل حدیث پرداخته میباشد[۱۹] بعضی از این راویان عبارتند از:

مخلوق الاعلی ‌بن اعین
اسماعیل بن‌ شعیب بن‌ میثم
محمد بن‌ حکیم خثعمی
ربعی بن ‌عبدالله بن‌ جارود
منصور بن‌ حازم بجلی
فضیل بن‌ زبیر رسان
مدرس در حرف
بر طبق منابع مو جود معلم وی در سخن هشام بن حکم بوده میباشد و وقتی که هشام فراروگریز کرد ابن‌ میثم به فرمان هارون به زندان به زمین خورد و وقتی در زندان خبر وفات معلم خویش را شنید نقل می‌نماید: «در شرایطی‌که هشام کشته گردد دانش با وی دفن می شود» و از هشام با عبارت عضدنا و شیخنا و المنظورالیه فینا یادکرده میباشد.[۲۰]

شاگردان
بعضا از عده ای که در حوزه نقل حدیث از وی ماجرا نقل کرده‌اند:[۲۱]

حسین بن سعید اهوازی
اسماعیل بن ابی زیاد سکونی
داود بن‌ مهزیار
جعفر بن‌ احمد بن‌ ایوب سمرقندی
اثر ها
در منابع، اساسی (متنی مکتوب حاوی روایاتی که مستقیما از امام شنیده شد‌ه‌است) به وی منسوب شده میباشد.[۲۲] و بعضا اثرها دینی و کلامی[۲۳] دیگر وی عبارتند از:

کتاب الإمامة
کتاب مجالس هشام بن حکم
کتاب المتعة
کتاب الاستحقاق
الکامل
کتاب الطلاق
کتاب النکاح
نگرش اعتقادی و کلامی
توحید
براساس بعضا گزارش‌ها، ابن‌میثم به ضروری بودن آشنایی معبود اعتقاد داشته میباشد. همۀ معارف و مثلا معرفت الهی، از طریقه علی بن اسماعیل، اضطراری‌اند و وجود صانع را از روش عامل نظم(نهایت‌مندی) ثابت نموده است.[۲۴] هم‌اینگونه آورده شده میباشد که وی صفات خداوند را عین ذات وی میداند.[۲۵]

نبوت
منابع گزارش کرده‌اند که علی‌بن‌اسماعیل مقام رسول را ویژه ‌دانسته که از جانب پروردگار انتخاب می‌شود؛[۲۶]وی دانش فرستاده را دانش معمولی نمی‌داند و بر این یقین میباشد که دانش آن حضرت از سوی معبود به فرستاده داده گردیده است.[۲۷]

امامت
علی بن اسماعیل قائل به بایستگی وجود امام بوده[۲۸] وی امامت را منصبی الهی ‌دانسته که فرستاده آن را انتخاب نموده است، [۲۹] منابع شیعه و سنی، استدلال ها و مناظره‌های زیادی را از او تصویب و ضبط کرده‌اند. وی امام را، عالِم به آحاد کارها نه و شر عالَم می داند[۳۰] و قائل میباشد امام به لهجه‌های متفاوت هر حوزه‌ صحبت می گوید.[۳۱]

ابن‌میثم و واقفه
واقفیان با اسم ممطوره نیز شناخته میگردند در ارتباط با این اصطلاح و وجه‌تسمیه آن آورده‌اند این تیتر اساسا از ادغام مازاد «کلاب ممطوره؛ سگان باران‌خورده» گرفته‌گردیده‌است، سبب ساز نامیده شدن آنان بدین کنیه، این میباشد که روزی علی‌بن‌اسماعیل میثمی و یونس بن عبد و بنده الرحمن، با بعضی از فرقه واقفه راجع‌به امامت پس از امام کاظم ع مناظره کرده‌اند و زیرا کلام آن‌ها شدیدشد و آن ها از قبول ادله رمز گشوده زدند، علی‌بن‌اسماعیل رو به آن‌ها کرده و گفته میباشد: «ما أنتم اینجانب الشیعة و إنّما أنتم کلاب ممطوره».[۳۲] این تشبیه ابن‌میثم به‌این‌جهت بوده که اینان هر چه بیشتر پیش می‌رفتند لجاجت بیشتری می‌کردند و گویی از جهت فکری بسیار بد بو‌خیس می‌شدند مانند سگی که هر چه بیشتر باران‌خورده گندیده‌خیس گردیده‌است.

بازدید : 36
شنبه 11 مرداد 1404 زمان : 18:00


مُحْرِقُ القُلوب (سوزاننده دل‌ها) کتابی درباره شهیدشدن امام حسین(ع) در اتفاق کربلا و مصائب مختلف آن حضرت و یاران و خویشان وی، به وسیله ملا مهدی نراقی (متوفای۱۲۰۹ق) درج شده میباشد. کتاب دارنده فصل‌بندی خاصی وجود ندارد و مؤلف در مجالس متفاوت به ذکر مقتل پرداخته میباشد. این تاثیر به جهت اقتباس از مدیحه الشهداء و ورود برخی از خبر ها ضعیف به آن، گزینه عیب گیری واقع گردیده و برخی از بزرگان، آن را بدور از شأن مؤلفِ آن دانسته‌اند. مُحْرِقُ القُلوب با اسم «ناراحتی‌های جانسوز» به لهجه فارسی ترجمه مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد گردیده‌است.

درباره مؤلف
نوشته‌ی‌علمیٔ اساسی: ملا مهدی نراقی
محمد مهدی بن ابی‌ذر فاضل نراقی دارای اسم و رسم به پژوهشگر نراقی(۱۱۲۸ - ۱۲۰۹ق) از علمای شیعه در قرن دوازده و سیزده هجری در نراق کاشان متولد شد و تحصیلات ابتدایی را همانجا طی کرد. آن‌گاه راهی اصفهان شد و در محضر اساتید آن شهر شاگردی نمود که میان آنها ملا اسماعیل خواجویی مقام خاصی داشت. متفحص نراقی در سال ۱۲۰۹ق در کاشان درگذشت و پیکر وی به نجف منتقل و در مقبره امیرالمؤمنین به خاک ودیعت آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد شد.

علت تألیف
اورده شده که ملامهدی زمانی روئت کرد هریک از کتابهای مصائب، خطاها خاصی دارا هستند از قبیل عدم نظم و ترتیب، به کارگیری زیاد از احادیث عامه، اختصار و اطناب بیشتراز حد، عدم وجود اشعار شورانگیز عربی و فارسی؛ مبادرت به تألیف محرق القلوب رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد کرد.[۱]

محتوا
درین نوشتار، خلال گستردن مبسوط ماجرای کربلا و جریان شهید شدن امام حسین و مصائب زیادی که بر آن حضرت و یاران و بستگان وی رفته، کناره‌هایی از مصائب فرستاده آفریدگار(ص)، حضرت علی(ع)، فاطمه زهرا(س)، امام حسن مجتبی(ع)، امام کاظم(ع) و امام رضا(ع) نیز مذکور شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد میباشد.[۲]

ابواب کتاب
کتاب دارنده فصل‌بندی مرتبی وجود ندارد و به طور مجلس به طرح مباحث پرداخته میباشد:

مجلس اولیه بعضا از مصائب و آزارهایی که بر فرستاده پروردگار(ص) وارداتی و اتفاق ها اساسی روزگار نبوت رسول اسلام به تصویر کشیده گردیده‌است.
مجلس دوم آغاز مناقب حضرت زهرا(س) و بعد از آن مصائب وی آورده شده میباشد.
مجلس سوم آغاز مناقب امیرالمومنین(ع) و آنگاه اشکال فتنه‌ها و مصائب آن امام بعداز رحلت رسول اکرم ذکر گردیده‌است.
مجلس چهارم کناره‌هایی از مظلومیت امام حسن مجتبی(ع) و جریان شهیدشدن وی نقل شده میباشد.
مجلس‌های پنجم تا هجدهم آغاز جریان رفتن امام حسین(ع) از مدینه به مکه و وداع وی با بنی هاشم پیرو تهدیدهای بنی امیه و طومار‌های مکرر اهل کوفه نقل گردیده‌است و بعد از آن جریان صادر کردن مسلم بن عقیل و جایزه ناله بر مصائب اهل بیت اورده شده و جنبش امام حسین(ع) از مکه به کربلا و رویدادها مرتبط با آن گستردن داده گردیده است.
نگارنده، درپی به داخل شدن امام حسین(ع) به کربلا و مقابله آن حضرت با حر بن یزید ریاحی و شهید شدن حر و بقیه یاران امام مانند زهیر بن حسان اسدی، زهیر بن قین بجلی، وهب بن عبدالله، مسلم بن عوسجه، هاشم بن عتبه، حبیب بن مظاهر، غلام سیاه (جون) و عابس و روش اقامه نماز جماعت ظهر به وسیله امام حسین(ع) در روز عاشورا را تشریح کرده است. در نصیب‌های دیگر شهیدشدن قاسم بن الحسن، عباس بن علی، علی اکبر و خویش امام حسین(ع) به طور مبسوط نقل شده میباشد.

اتفاق ها بعد از شهید شدن امام حسین(ع) و بردن اهل بیت آن حضرت به کوفه و شام و رجوع آنها به مدینه، تفصیل مناقب و مصائب امام رضا(ع) و امام موسی بن جعفر(ع) از مباحث نهایی کتاب میباشد.[۳]

نقدها به کتاب
بعضا از علما، محرق القلوب را بدور از شأن مؤلف آن دانسته و برخی نقل‌ها را نپذیرفته‌اند.

میرزا محمد تنکابنی در قصص العلماء، بعضا از گزارش‌های تاریخی محرق القلوب را غیر قابل اتکا دانسته و خبر ها گفته شده را ضعیف، بلکه در حدود لاف یا این که لاف میداند. او در جایی می‌نویسد که حیف میباشد اینگونه فاضلی، این‌سیرتکامل اخبار را در کتاب خویش بنویسد یا این که در مکان دیگر می گوید: کتاب ملا دربندی (اسرار الشهاده) در برخی جاها هم‌تراز محرق القلوب میباشد.[۴]

محدث نوری در لؤلؤ و مرجان با اشاره به جایگاه شامخ ملا مهدی نراقی، این کتاب را دارنده مطالب منکره‌ای بیان می‌نماید که ناظر بصیر از تایپ کردن چنان عالمی اینگونه مطالبی را متعجب می‌گردد.[۵]

مرتضی مطهری هم در کتاب حماسه حسینی کتاب مُحْرِق القلوب آخوند ملامهدی نراقی را مشمول برخی اکاذیب معرفی نموده است و تالیف کننده کتاب را دانا بزرگی میخواند که در تاریخ عاشورا مالک اگاهی وجود ندارد.[۶]

محمدی ری‌شهری نیز در کتاب دانشنامه امام حسین(ع)، با دقت به جایگاه علمی نراقی این احتمال را میدهد که او محرق القلوب را در اوایل علم آموزی و قبل از وصال به مراتب والای علمی نوشته باشد.[۷]

مثال‌هایی از تحریف
به گفته محدث نوری و مرتضی مطهری ماجرای هاشم مرقال برای مثال تحریفات محرق القلوب میباشد. نراقی می‌نویسد که یک کدام از اصحابی که در روز عاشورا از پایین زمین جوشید، هاشم مرقال بود و یک نیزه هجده ذرعی هم دستش بود...هاشم بن عتبه پر اسم و رسم به مرقال از اصحاب حضرت امیر(ع) بوده و در بیست سال قبل از رخداد کربلا مقتول بود.[۸]

نراقی در جایی دیگر آورده میباشد که علی اصغر بعد از تیر تناول کردن، به روی بابا نگاه کرد و تبسمی کرد و به شهیدشدن رسید.[مستلزم منبع] برخی از محققان در حوزه مقتل‌نگاری، این مقاله را از تحریفات نقل‌گردیده در محرق القلوب می‌شمارند.[۹]

تصحیح و اضافات
«ناراحتی‌های جانسوز» تیتر اثری میباشد که علی نظری‌منفرد، آن را بر طبق تصحیح محرق القلوب نگاشته و در اولِ کتاب به ذکر توضیحاتی پیرامون شخصیت مؤلف و تألیفات او پرداخته میباشد.

بازدید : 29
چهارشنبه 8 مرداد 1404 زمان : 11:55

(۱۳۲۵-۱۳۹۲ش) از عالمان حنفی‌ در مصر که مستبصر شد. بیان شده که در بعضا سخنرانی‌های وی تعداد متعددی از حاضران شیعه می‌شدند. شحاته بارها زندانی شد و برهان آن، سخنرانی علیه وهابیت، تبلیغ تشیع، و همینطور مخالفت با دولت حسنی خوش‌یمن گفته شده میباشد. او از گفت و گو‌برانگیزترین عالمان مصری تعریف مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد شد‌ه‌است.

شحاته سخنرانی‌هایی علیه اسرائیل داشته و به عیب گیری صوفیه نیز می‌پرداخت. وی در سال ۱۳۹۲ش به‌یاروهمدم گردآوری‌ای از شیعه‌ها در شروع برگزاری جشن و پای کوبی نصفه شعبان بوسیله مجموعه‌های تکفیری کشته شد. قتل وی عکس العمل اعتراضی بخش اعظمی از عالمان و جریان‌های مذهبی در کشورهای متعدد را آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد برانگیخت.


حسن شحاته از عالمان حنفی‌ در مصر بود که شیعه‌ شدن خویش را در سال ۱۹۹۶م (۱۳۷۵ش) اذعان کرد و نقل شده میباشد که از آن پس در زمره مهم‌ترین رهبر شیعه ها مصر قرار گرفت.[۱] شحاته را از معارضان وهابیت، منتقدان حکومت حُسنی خوش یمن و از مروّجان تشیع دانسته‌اند و اورده شده میباشد که از همین رو چنددفعه زندانی گردیده رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد است.[۲]

آورده شده که رسانه‌های مصر اورا از مشاجره‌انگیزترین عالمان مصری تعریف کرده‌اند.[۳] شحاته بعداز شیعه‌شدن به‌تیتر یک کدام از رهبران شیعه‌ها مصر و از مشهورترین خطیبان نماز آدینه دانسته میشد که در برخی سخنرانی‌هایش اکثری از حاضران در به عبارتی مجلس شیعه می‌شدند.[۴] وی پیش از شیعه‌شدن، مرشد مذهبی و معنوی ارتش مصر و برگزارکننده دسته نرم‌افزار‌های «العلم» در رادیو، تلویزیون و مساجد این میهن شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد بود.[۵]

داعیه گردیده است که شحاته به صحابه و عایشه، همسر فرستاده اکرم، ناسزا گفته میباشد.[۶] او امام جماعت مسجدی بود که در اطراف سفارت اسرائیل در قاهره قرار داشت و در آن به اقامه نماز آدینه می‌پرداخت. وی در خطبه‌های خویش خلال ذکر حقانیت اهل‌بیت(ع) و وفاداری به ولایت آنان، علیه دولت اسرائیل نیز صحبت می‌اذعان کرد.[۷]

زندگینامه
حسن شحاته با اسم بی نقص حسن بن محمد بن شحاته بن موسی العنانی در ۱۰ نوامبر سال ۱۹۴۶م (۱۳ ذی‌الحجه سال ۱۳۶۵ق) در خانواده‌ای حنفی در شهر ابوکبیر استان الشرقیه مصر چشم به جهان گشود.[۸] شحاته دو توشه تزویج کرد که نتایج آن چهار فرزند بود.[۹]

تحصیلات
حسن شحاته در خردسالی قرآن را نزد پدرش فرا گرفت و بعد از آن برای ادامه علم آموزی به مکتبخانه نبی شد. بعداز نقطه پايان زمان تحصیلات مقدماتی با سکو اولیه وارد دانشکده الازهر شد.[۱۰] شحاته لیسانس ارشد خویش را در حرفه علم ها قرآن از راس القرائات گرفت.[۱۱] وی غیر از علم آموزی به درس دادن در دانش کده الازهر پرداخت.[۱۲]

شیعه‌شدن
بیان شده میباشد که شحاته از زمانه کودکی با مودت اهل‌بیت(ع) رشد کرد و خانواده وی نیز دوستدار اهل‌بیت(ع) بوده‌اند.[۱۳] به‌گفته شحاته، پدرش مکرر درباره شخصیت امام علی(ع) با وی سخن میکرد[۱۴] و همین دستور سبب شد با عشق و علاقه به فامیل اهل‌بیت(ع) و وفاداری به آن‌ها رویش نماید و در غایت با دیدن رؤیایی که در آن رسول(ص) به وی فرمان می‌نماید پیرو حضرت علی(ع) تکان نماید، تصمیم می گیرد به ولایت امام علی(ع) با مسئولیت باشد، آن را اعلام نماید و معاندان اهل‌بیت را رسوا سازد.[۱۵]

محرومیت‌ها و زندان
حسن شحاته چند دفعه در زمان حکومت حُسنی میمون زندانی شد.[۱۶] آورده شده که هنگامی از زندان آزاد شد، از هر سیرتکامل گفت‌و‌گو و مصاحبه با رسانه‌ها بازداشتن شد، در حالی که قبل از زندانی شدن، همواره آیتم استقبال رسانه‌های همگانی بود.[۱۷]

در سال ۱۹۹۶م با گلایه مجموعه‌های وهابی به‌برهان سخنرانی علیه وهابیت و همینطور اشاعه تشیع سه سال زندانی شد و از مهاجرت به سوا مصر بازداشتن شد.[۱۸] پس از آزادی از زندان در حالی که محبوبیت وی ارتقاء یافته بود، از هرگونه کلام بیان کردن و نظر ها در رسانه‌های جمعی نیز نهی کردن شد و بعد از آن به سخنرانی علیه حسنی خوش‌یمن هم پرداخت.[۱۹] شحاته توشه دیگر در سال ۲۰۰۹م به‌یار ۳۰۶ شیعه مصری و عرب به عذر کشف گروهی متعلق به حزب‌الله لبنان در مصر دستگیر شد، البته دادگاه جنایی مصر در به عبارتی سال حکم آزادی او به یاروهمدم دیگر متهمان این پرونده را صادر کرد.[۲۰]

شحاته در جریان انقلاب ۲۵ ژانویه ۲۰۱۱م شغل متعددی داشت و بعد از انقلاب، مورد تأسیس حسینیه‌هایی برای شیعه‌ها در مصر را به‌ویژه در روستای «هربیط»‌، محل تولد خویش، در ژوئن ۲۰۱۲م مطرح کرد که بیان شده به ساخت و ساز مشکلاتی برای او انجامید
موضع‌ها و عمل‌های مذهبی
آورده شده میباشد که حسن شحاته به‌برهان تعلقات فقاهتی خانوادگی خیلی زود وارد کار‌های فقهی و مذهبی شد و در حین قدمت خویش شغل‌ها و موضع ها مذهبی و سیاسی مختلفی داشت؛ برای مثال مخالفت با وهابیت، تبلیغ در نیروهای دارای سلاح، گویندگی در رادیو و تلویزیون، تبلیغ تشیع و مشکل خطبه‌های نماز آدینه. شحاته با آنکه شیعه گردیده بود، البته با این درحال حاضر بیان شده میباشد که همواره مدافع اهل‌سنت بود.[۲۲]

تبلیغ تشیع
نقطع ی عطف عمل‌های مذهبی شحاته از سال ۱۹۸۴م تا ۱۹۹۶م دانسته گردیده‌است.[۲۳] داعیه گردیده است که وی توانسته با سخنرانی‌هایش بیش تر از ۹۰ درصد علم‌آموزان در شهر «الدورامون» در استان «الشرقیه» مصر را شیعه سازد، در حالی که‌این شهر دژ اخوانی‌ها و وهابیت به شمار می‌آمد.[۲۴]

بازدید : 19
سه شنبه 7 مرداد 1404 زمان : 11:58

از رخ‌های منفور اتفاق کربلا نزد شیعه ها و از تیراندازان سپاه قدمت بن سعد در روز عاشورا و آدم کش عبدالله بن حسین و عبدالله بن حسن بود و در شهیدشدن عباس بن علی(ع) نیز نقش داشت. حرمله بعد از قیام مختار، به فرمان مختار کشته شد.معاش، حرمله از قوم و قبیله بنی‌اسد بود.[۱] منابع تاریخی درباره به دنیا آمدن و معاش وی قبل از حادثه عاشورا چیزی ذکر نکرده‌اند. در بعضی منابع اسم وی حرملة بن کاهن تصویب گردیده‌است.[۲] وی در قیام مختار کشته مسجد غدیر بلوار معلم مشهد شد.[۳]

روز عاشورا، حرمله، روز عاشورا از تیراندازان سپاه قدمت بن سعد بود. وی با تیری عبدالله بن حسین، نوباوه شیرخوار امام حسین(ع) را در دامان پدرش به شهیدشدن رساند.[۴] همینطور آدم کش عبدالله بن حسن نیز معرفی گردیده[۵] و در شهیدشدن عباس بن علی(ع) نیز نقش داشت[۶] و حمل کننده راز وی به کوفه بود.[۷] ابن اثیر از او تحت عنوان قتل کننده ابوبکر بن حسن نیز خاطر نموده است.[۸] بَلاذُری در اَنْساب الاَشراف نقل نموده است حرمله با گروهی، هر مورد به عباس ضربه‌ای زدند و اورا مسجد غدیر فلاحی مشهد کشتند.[۹]

در الامالی روضه خوان طوسی، حرمله حمل کننده راز امام حسین(ع) معرفی گردیده‌است.[۱۰] لعن و نفرین حرمله از سوی اهل‌بیت، حرمله در زیارت حیطه تیرانداز به علی‌اصغر و آدم کش وی معرفی و لعن گردیده‌است.[۱۱] به گفته منهال بن عمرو در سفری که به حج داشت و در مدینه با امام سجاد(ع) دیدار کرد. آن حضرت خلال سوال از اتفاق ها قیام مختار و کشتن قاتلان کربلا از وضع و اوضاع حرمله نیز پرسید، زمانی که از زنده بودن حرمله مطلع شد، اورا نفرین کرد و سه رتبه مسجد بابا غدیر مشهد فرمود: «خداوندا، حرارتِ آهن را به وی بچشان![۱۲]

بِشر بن پیروز اسدی نیز در دیداری که با امام سجاد(ع) داشته میباشد. از نفرین آن حضرت درباره حرمله خاطر نموده است.[۱۳] کیفیت مرگ ، حرمله در قیام مختار، بازداشت شد. به امر مختار بن ابوعبید ثقفی، دست و پای اورا جدا کردند. آن‌گاه اورا در حریق سوزاندند. منهال بن عمرو زمانی که از مهاجرت حج به کوفه بازگشت و صحنه مرگ حرمله را از مجاورت روئت کرد، ماجرای ملاقاتش با امام سجاد (ع) و نفرین آن حضرت در حق حرمله را برای مختار تعریف و تمجید کرد. مختار، از این که دعای امام سجاد (ع) به دست وی تحقق یافته میباشد، سجده شکر به مکان مسجد بابا قدرت مشهد آورد.[۱۴]

در اشعار
در اشعار نیز بارها اسم حرمله تحت عنوان قتل کننده عبدالله بن حسین و عبدالله بن حسن آمده میباشد:

خون خورم در اندوه آن نوباوه که مکان لبنش
جاری شد دست ستم حرمله، خون در دهنش[۱۵]
وای برحرمله کاندیشه زخون تو نکرد
رحم برکودکی و سوز داخل تو نکرد
[۱۶]

چو دیدش حرمله آن بی دینی یک عریان
بزد بر سینه‌اش تیری چنان مشقت بار
که نوباوه جان بداد و بی‌محابا
پرید از دست شه تا نزد پدر
اصغر اینجانب کی به گویش آمده واویلا واویلا
حرمله با تیر و کمان آمده واویلا واویلار


جستارهای متعلق
تیر سه‌شعبه
پانویس
محمدی ری‌شهری، دانشنامه امام حسین(ع)، ۱۳۸۸ش، ج۹، ص۲۲۹.
طبری، تاریخ، ۱۹۶۷م، ج۵، ص۴۶۸؛ ابن اثیر، الکامل، ۱۹۶۵م، ج۴، ص۹۲.
ابن نما حلی، ذوب النضار، ۱۴۱۶ق، ص۱۲۱.
بلاذری، انساب الاشراف، ۱۴۱۷ق، ج۳، ص۲۰۱؛ مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۴ق، ج۴۵، ص۶۵، ج۹۸، ص۲۶۹.
ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبین، دار المعرفه، ص۹۳؛ طبری، تاریخ، ۱۹۶۷م، ج۵، ص۴۶۸.
بلاذری، انساب الاشراف، ۱۴۱۷ق، ج۳، ص۲۰۱.
بلاذری، انساب الاشراف، ۱۴۱۷ق، ج۱۳، ص۲۵۶.
ابن اثیر، الکامل، ۱۹۶۵م، ج۴، ص۹۲.
بلاذری، انساب الاشراف، ۱۴۱۷ق، ج۳، ص۲۰۱ و ج۱۳، ص۲۵۶.
روحانی طوسی، الامالی، ۱۴۱۴ق، ص۲۳۹.
ابن‌مشهدی، المزار الکبیر، ۱۴۱۹ق، ص۴۸۸؛‌ مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۴ق، ج۴۵، ص۶۵.
اربلی، کشف الغمة، ۱۳۸۱ق، ج۲، ص۱۱۲؛ طوسی، الأمالی، ۱۴۱۴ق، ص۲۳۸-۲۳۹؛ ابن نما حلی، ذوب النضار، ۱۴۱۶ق، ص۱۲۱.
شجری، امالی، ج۱، ص۱۸۸ به گزارش: محمدی ری‌شهری، دانشنامه امام حسین(ع)، ۱۳۸۸ش، ج۹، ص۲۳۳؛ ابن‌نما حلی، ذوب النضار، ۱۴۱۶ق، ص۱۲۱.
اربلی، کشف الغمة، ۱۳۸۱ق، ج۲، ص۱۱۲؛ روحانی طوسی، الأمالی، ۱۴۱۴ق، ص۲۳۸-۲۳۹.
همایی، دیوان سنا، ص۸۲ و ۸۳ به گزارش: محمدی ری‌شهری، دانشنامه امام حسین(ع)، ۱۳۸۸ش، ج۱۰، ص۳۹۴.
اصفهانی، کلیات دیوان شرکت، ۱۳۹۵ قم ش، ص ۱۶۹
منابع
ابن‌اثیر، علی بن ابی کرم، الکامل فی التاریخ، بیروت، دارصادر، ۱۳۸۵ق/۱۹۶۵م.
ابن‌مشهدی، محمد بن جعفر، المزار الکبیر، بازرسی جواد قیومی اصفهانی، قم، دفتر کار انتشارات اسلامی، چاپ اولیه، ۱۴۱۹ق.
ابن‌نما حلی، جعفر بن محمد، ذوب النضار فی تفصیل الثار، قم، مؤسسه انتشار اسلامی، ۱۴۱۶ق.
اربلی، علی بن عیسی، کشف الغمة، تبریز، مکتبة بنی هاشمی، ۱۳۸۱ق.
اصفهانی، ابوالفرج علی بن حسین، مقاتل الطالبیین، مطالعه: سیداحمد صقر، بیروت، دارالمعرفة، بی‌تا.
بلاذری، احمد بن یحیی، جمل اینجانب انساب الأشراف، تفحص: سهیل زکار و ریاض زرکلی، بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۷ق/۱۹۹۶م.
روضه خوان طوسی، محمد بن حسن، الأمالی، قم، انتشارات دارالثقافة، ۱۴۱۴ق.
طبری، محمد بن جریر، تاریخ الأمم و الملوک، بازرسی: محمدأبوالفضل ابراهیم، بیروت، دارالتراث، ۱۳۸۷ق/۱۹۶۷م.
مجلسی، محمدباقر، بحارالأنوار، بیروت، مؤسسة الوفاء، ۱۴۰۴ق.
محمدی ری‌شهری، محمد، دانشنامه امام حسین(ع) بر محور قرآن، حدیث و تاریخ، ترجمه عده ای از مترجمان، قم، دارالحدیث، ۱۴۳۰ق/۱۳۸۸ش.

بازدید : 22
دوشنبه 6 مرداد 1404 زمان : 11:53

(درگذشت ۹ق) از منافقان مدینه و از هم‌پیمانان یهودیان در روزگار فرستاده(ص) بود. او در زمانه حکومت نبی(ص) در مدینه، خطاها زیادی را برای جامعه اسلامی به وجود آورد که از آن دربین می‌قدرت به سرپیچی وی در پیکار‌های اُحد، بنی‌قَینُقاع و بنی‌نضیر اشاره نمود. با این درحال حاضر نبی(ص) با وی مدارا می کرد. به لحاظ بعضا از قرآن‌پژوهان، تنی چند از نشانه‌ها قرآن کریم ومهربان، مانند آیه ها ۱۱ تا ۱۶ سوره نور و روشنایی و سوره منافقون درباره نفاق عبدالله بن اُبیّ نازل گردیده است. وی بعد از غزوه تبوک درگذشت. معبود فرستاده(ص) را از نمازگزاردن بر لاشه وی نهی مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد فرمود.

اسم و نسب، عبدالله بن اُبیّ بن صاحب بن حارث بن عبید بن صاحب و مالک‏، پر اسم و رسم به ابن‌سَلول، از بزرگان بستگان خزرج بود.[۱] سَلول اسم مامان بابا اوست.[۲] و یا این که اسم مامانِ جدّ وی بوده میباشد.[۳] لقب عبدالله بن ابیّ، ابوالحباب گزارش آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد گردیده‌است.[۴]

مخالفت‌ها با فرستاده(ص)، عبدالله بن ابیّ بارها به مخالفت با رسول(ص) برخاست، برای مثال در پیکار اُحد، غزوه بنی‌قَیْنُقاع و غزوه بنی‌نضیر؛[۵] در غزوه تبوک منافقان به سرکردگی ابن‌سَلول از ملازمت کردن رسول(ص) سرباز زده و از نزاع بازگشتند.[۶] عبدالله بن ابی همینطور یاروهمدم با پیروانش با تنی چند از فیس‌های پررنگ یهود، همانند حیی بن اخطب و یاسر بن اخطب همیاری رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد داشت.[۷]

مبتنی بر گزارش مورخان، عبدالله بن ابیّ سرکرده منافقان مدینه بوده میباشد.[۸] خزرجیان تصمیم داشتند اورا زمامدار کارها خویش سازند ولی با ورود نبی(ص) به یثرب، آن ها به تقلید وی درآمده، ابن‌سَلول را رها کردند؛ از این رو عبدالله بن‌ ابیّ به رسول(ص) حسادت ورزید و شیوه نفاق در پیش شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد گرفت.[۹]

پیکار اُحد
بر پایه ی مستندات تاریخی، عبدالله بن اُبی در نبرد اُحد، به‌جهت اعتراض بر رسول(ص) مطابق نپذیرفتن سفارش وی در کیفیت تقابل با معاند، یاور با سیصد نفر از سپاه نبی(ص) غیر وابسته شد و به مدینه رجوع.[۱۰] در‌این مبارزه اصحاب فرستاده(ص) در ارتباط با شیوه مواجهه با لشکر معاندان اختلاف‌حیث داشتند؛ حمزة بن عبدالمطلب و جوان ها خواهان رودررویی با کفار در فارغ شهر بودند،[۱۱] البته گروهی دیگر به عنوان مثال عبدالله بن ابیّ پیرو جنگیدن در شهر بودند.[۱۲] به گفته سید جعفر مرتضی عاملی (۱۳۶۴-۱۴۴۱ق) تاریخ‎‌نگار شیعه، از احادیث استعمال می گردد که نبی(ص) در پیکار اُحد، به ماندن در شهر گرایش داشت، البته سماجت بعضا از اصحاب بر خروج از شهر موجب شد تا رسول(ص) لحاظ آن‌ها را بپذیرد.[۱۳]

غزوه بنی‌قینقاع
عبداللّه بن اُبی، در غزوه بنی‌قینقاع نقشی دوگانه‌ داشت؛ وی که با یهودیان بنی‌قینقاع هم‌عهدوپیمان بود، از طرفی آنان‌را به طغیان و تحصن تحریک کرده بود و از سوی دیگر، از پیوستن به آنها رمز گشوده زد. او بعد از به اسارت درآمدن یهودیان، از نبی(ص) خواست از خون متحدّانش درگذرد. وی بر این منظور خویش چنان اصرار کرد که نبی(ص) وی و یهودیان را لعنت کرد و به تبعید شدن یهودیان حکم اعطا کرد.[۱۴]

غزوه بنی‌نضیر
عبدالله بن ابی در غزوه بنی‌نضیر استعداد خویش را برای پناه از یهودیان اظهار‌کرد؛ هنگامی نبی(ص) از روش وحی از نقشه ترور خویش بوسیله یهودیان بنی‌نضیر با خبر شد و به آنان ده روز مجال اعطا کرد تا از مدینه بیرون شوند،[۱۵] عبدالله بن ابیّ با ارسال کردن پیامی به سران بنی‌نضیر، آن‌ها را از اطاعت فرستاده دستگیر و وعده بخشید یاروهمدم با گروهی دیگر از آنها تامین نماید.[۱۶]

اخلاق و رفتار رسول(ص) با عبدالله بن ابی
سازه به گفته سید علی خامنه‌ای، از مراجع تاسی شیعه و رهبر ایران، اگرچه کلیه مسلمانها عبدالله بن ابیّ را به نفاق می‌شناختند، ولی با این هم اکنون رسول(ص) با وی مدارا می کرد.[۱۷] فرستاده(ص) سهم عبدالله بن ابیّ از بیت‌المال را همانند دیگر مسلمانان پرداخت میکرد و امنیت و حرمت اورا مراقبت می‌نمود[۱۸][منبع بهتری نیاز میباشد]و زمانی بعضی از صحابه تمایل به قتل عبدالله بن ابیّ گرفته بودند، فرستاده(ص) از مبادرت آن ها پرهیز کرد.[۱۹]

آیه‌ها نازل‌گردیده درباره نفاق عبدالله ابن ابیّ
مورخان نزول نشانه‌ها زیادی را در شأن عبدالله بن ابیّ دانسته‌اند؛ مثلا آیه ها ۱۱ تا ۱۳ سوره حشر[۲۰] آیه ها ۶۴ تا ۶۶[۲۱] و ۹۴ تا ۹۶ سوره توبه،[۲۲] آیه‌های ۱۷۳[۲۳] و ۶۴ سوره نساء،[۲۴] و نشانه‌ها ۱۲۲[۲۵] و ۱۴۱ سوره آل‌عمران،[۲۶].

نزول سوره منافقون
بر پایه ی بعضی از مستندات، سبب ساز نزول سوره منافقون، آشکار ساختن نفاق عبدالله بن ابیّ بوده میباشد. در روش برگشت از غزوه بنی‌مُصْطَلِق، در بین بعضا از مهاجرین و انصار نزاعی بر راز آب صورت گرفت و عبدالله بن ابیّ به هواخواهی از شخص انصاری برخاست و با ارعاب اظهار کرد که زمانی به مدینه بازگردد عزیزترین افراد (یعنی انصار) ذلیل‌ترین‌ها (یعنی مهاجرین) را از مدینه اخراج خواهد کرد. این صحبت به نبی(ص) رسید، البته عبدالله بن اُبیّ نزد او رفت و سخنان خویش را کتمان کرد. درپی این حادثه، سوره منافقون نازل شوید.[۲۷]

نزول نشانه‌ها ۱۱ تا ۱۶ سوره نوروروشنایی
نوشته ی علمی‌های مهم: آیه‌ها افک و رخداد افک
بعضی از مورخان و قرآن‌پژوهان اهل‌سنت و شیعه، نزول نشانه‌ها ۱۱ تا ۱۶ سوره روشنایی را مربوط به عبدالله بن ابیّ دانسته‌اند. بر این مبنا، گروهی از منافقان برای مثال عبدالله بن ابیّ، در منش رجوع از غزوه بنی‌المصطلق، عایشه همسر نبی(ص) را به بی‌عفتی جنایتکار ساختند، ولی پروردگار با نزول این آیه ها بهتان به زنان منزه را گناهی گران قدر به شمار آورد و آن‌ها‌را از اینگونه بهتان‌هایی مبرا دانست.[۲۸] این اتفاق که به واقعه افک آوازه دارااست، گزینه انتقاد بعضا از مفسران شیعه قرار گرفته میباشد.[۲۹] برخی از شیعه ها معتقدند عایشه، همسر دیگر فرستاده(ص)، ماریه را به بی‌عفتی تبهکار کرد و در‌پی آن آیه ها سوره فروغ و روشنایی نازل شوید.[۳۰]

درگذشت
عبدالله بن ابیّ بعد از غزوه تبوک بیمار شد و در ماه ذی‌القعده سال ۹ق درگذشت.[۳۱] فرستاده در روز وفات وی بر بالینش حاضر شد و فرمود: «اینجانب تو‌را از حبّ یهود جلوگیری کردن کرده بودم».[۳۲] فرزند وی عبدالله بن عبدالله بن ابیّ از رسول درخواست کرد تا بر لاشه پدرش نماز بخواند، البته آیه ۸۴ سوره توبه نازل شد و معبود فرستاده(ص) را از نماز تلاوت بر لاشه منافقان نهی کرد. عبدالله بن عبدالله بن ابی از نبی(ص) تقاضا نمود بلیز خویش را به او دهد تا با کفن کردن لاشه پدرش در آن موجبات تخفیف عذاب اورا مهیا آورد و رسول(ص) تقاضای اورا به عهده گرفت و بلیز خویش را به وی بخشید.[۳۳]

بر پایه ی برخی از احادیث اهل‌سنت، [یادداشت ۱]زمانی که نبی(ص) قصد به نماز تلاوت بر لاشه عبدالله بن ابیّ گرفت، قدمت بن خطاب با این عامل که آفریدگار تو‌را از نماز بر منافقان نهی کرده، اورا از آن فعالیت به شدت نهی نمود.[یادداشت ۲] با این حالا فرستاده(ص) کلام قدمت را نپذیرفت و بر لاشه او نماز خواند و پیرو این رخداد، خدا با تأیید صحبت قدمت، آیه ۸۴ سوره توبه را نازل کرد و نبی(ص) را از نماز تلاوت بر منافقان نهی نمود.[۳۴] با این حالا سید جعفر مرتضی عاملی از پژوهشگران شیعه، بر آن میباشد که به‌اجماع مسلمان ها، قبل از نزول آیه ۸۴ سوره توبه، فرستاده(ص) از نمازگزاردن بر لاشه منافقان نهی نشده بود.[۳۵] همینطور در منابع روایی شیعه این اتفاق به نحو دیگری گزارش گردیده است. بر پایه ی این احادیث، وقتی که نبی(ص) بر قبر عبدالله بن ابیّ حاضر شد، قدمت بن خطاب به وی عرضه داشت که آیا پروردگار تو‌را از حضور بر قبر منافقان نهی نفرمود؟ رسول(ص) جواب او‌را نداد و او مجدد سؤال خویش را تکرار نمود. در آن هنگام فرستاده(ص) فرمودند: تو چه میدانی که اینجانب چه دعایی بر وی کردم؟! اینجانب از پروردگار درخواست کردم که قبر وی و داخل او‌را از حریق لبریز سازد.[۳۶]

پانویس
مسعودی، التنبیه و الإشراف، دار الصاوی، ص۲۳۸؛ مقریزی، إمتاع الأسماع، دار الکتب العلمیة، ج۱۴، ص۳۴۳.
مسعودی، التنبیه و الإشراف، دار الصاوی، ص۲۳۸؛ ابن‌هشام، السیرة النبویة، دار المعرفة، ج‏۱، ص۴۴۶؛ مقریزی، إمتاع الأسماع، دار الکتب العلمیة، ج۱۴، ص۳۴۳.
مقریزی، إمتاع الأسماع، دار الکتب العلمیة، ج۱۴، ص۳۴۳.
ابن‌عبدالبرّ، الاستیعاب، ۱۴۱۲ق، ج‏۳، ص۹۴۰؛ ابن‌اثیر، أسد الغابة، ۱۴۰۹ق، ج‏۳، ص۱۹۲.
حمیدی، «منافقان بعدازظهر فرستاده اکرم(ص)»، ۱۳۸۶ش، ص۸۷.
نوری، «خصوصیت‌های جریان نفاق در بعدازظهر نبوی»، ۱۳۸۵ش، ص۱۱۵.
حمیدی، «منافقان بعد از ظهر فرستاده اکرم(ص)»، ۱۳۸۶ش، ص۸۷.
مقریزی، إمتاع الأسماع، دار الکتب العلمیة، ج۱۴، ص۳۴۳.
ابن‌عبدالبرّ، الاستیعاب، ۱۴۱۲ق، ج۳، ص۹۴۰ و ۹۴۱؛ ابن‌سعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۰ق، ج‏۳، ص۴۰۸؛ ابن‌جوزی، المنتظم، ۱۴۱۲ق، ج‏۳، ص۳۷۷.
ابن‌هشام، السیرة النبویة، دار المعرفه، ج۲، ص۶۴؛ مقریزی، إمتاع الأسماع، دار الکتب العلمیه، ج۱، ص۱۳۷؛ ابن‌خلدون، تاریخ ابن‌خلدون، ۱۴۰۸ق، ج‏۲، ص۴۳۴.
مقریزی، إمتاع الأسماع، ج۹، ص۲۴۹.
ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ۱۴۱۵ق، ج۱۵، ص۱۲۲ و ۱۲۳؛ مقریزی، إمتاع الأسماع، دار الکتب العلمیة، ج۹، ص۲۴۹.
عاملی، الصحیح اینجانب سیرة النبی الأعظم، ۱۴۲۶ق، ج۸، ص۸۸.
واقدی، المغازی، ۱۴۰۹ق، ج‏۱، ص۱۷۷-۱۷۹.
مقریزی، إمتاع الأسماع، دار الکتب العلمیه، ج‏۱، ص۱۸۸؛ ابن سید الناس، عیون الأثر، ۱۴۱۴ق، ج‏۲، ص۷۰.
واقدی، المغازی، ۱۴۰۹ق، ج‏۱، ص۳۶۸؛ طبری، تاریخ الامم و الملوک، ۱۳۸۷ق، ج‏۲، ص۵۵۳.
«معاندان اساسی جامعه اسلامی زمان رسول (ص) در مدینه»؛ تارنما محل کار نگهداری و انتشار اثر ها آیت‌الله خامنه‌ای.
«معاندان مهم جامعه اسلامی روزگار فرستاده (ص) در مدینه»؛ وب سایت محل کار محافظت و تکثیر اثرها آیت‌الله خامنه‌ای.
ابن‌اثیر، أسد الغابة، ۱۴۰۹ق، ج‏۳، ص۱۹۳؛ مقریزی، امتاع الاسماع، دار الکتب العلمیه، ج‏۱، ص۲۰۸.
ابن‌عطیه، المحرر الوجیز، ۱۴۱۳ق، ج۵، ص۲۸۹.
طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج‏۵، ص۷۱.
طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج‏۵، ص۹۳.
حویزی، تعبیروتفسیر نوروفروغ الثقلین، ۱۴۱۵ق، ج‏۱، ص۵۶۳.
روحانی طوسی، التبیان، دار احیاء التراث العربی‏، ج‏۳، ص۲۴۱.
قمی، تعبیروتفسیر القمی، ۱۳۶۳ش، ج‏۱، ص۱۱۰.
قمی، تعبیر و تفسیر القمی، ۱۳۶۳ش، ج‏۱، ص۱۴۱.
ابن‌هشام، السیرة النبویة، دار المعرفه، ج۲، ص۲۹۰ و ۲۹۱؛ بیهقی، دلائل النبوة، ۱۴۰۵ق، ج۴، ص۵۲ و ۵۵.
ابن‌هشام، السیرة النبویة، دار المعرفه، ج‏۲، ص۲۹۷-۳۰۳؛ مقریزی، إمتاع الأسماع، دار الکتب العلمیه، ج‏۱، ص۲۱۳- ۲۱۶؛ طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج‏۷، ص۲۰۴-۲۰۶

بازدید : 21
يکشنبه 5 مرداد 1404 زمان : 11:48

فرزند امام علی(ع) و فاطمه زهرا(س) میباشد که به‌گفته روضه خوان موءثر بعداز امام حسن(ع)، امام حسین(ع) و زینب(س) متولد شد.از امام علی، دختران دیگری هم با اسم یا این که لقب ام‌کلثوم گزارش شد‌ه‌است که به انگیزه همین شباهت اسمی، درباره بعضا گزارش‌ها در زمینه ی معاش ام‌کلثوم اختلاف‌لحاظ است. ماجرای دعوا‌برانگیز در این زمینه، تزویج ام‌کلثوم با قدمت بن خَطّاب خلیفه دوم میباشد که در کتاب‌های تاریخی و حدیثی بیان شده و بخش اعظمی از عالمان شیعه آن را قبول دارا هستند و بعضا مخالف مسجد غدیر بلوار معلم مشهد آن‌اند.

طبق برخی روایات شیعی، این تزویج با ترساندن خلیفه دوم، و از روی جبر و تقیه انجام شده میباشد. عده ای از عالمان شیعه هم اینگونه نظری دارا هستند.در بعضی منابع، ام‌کلثوم از بانوان حاضر در حادثه کربلا شمرده گردیده است؛ البته به‌گفته عده ای زیرا سید محسن امین تفصیل‌هم اکنون نگار شیعی، ام‌کلثوم قبل از رخداد کربلا درگذشته و ام‌کلثومِ حاضر در کربلا احتمالاً یکی‌از دیگر از دختران امام علی و همسر مسلم بن عقیل بوده مسجد غدیر فلاحی مشهد میباشد.

آرامگاهی در سوریه وجود دارااست که به نظریه بعضی، مزار ام‌کلثوم میباشد؛ ولی اشخاصی معتقدند این قبر وابسته میباشد به ام‌کلثوم دیگری از قوم و قبیله رسول و ام‌کلثوم، دختر امام علی و فاطمه، در گورستان بقیع در مدینه دفن مسجد بابا غدیر مشهد گردیده‌است.

تولد و نسب، به‌گزارش عالمان شیعه و سنی، علی(ع) و فاطمه(س) فرزندی به اسم ام‌کلثوم داشته‌اند.[۱] در برخی از منابع، به دنیا آمدن وی به‌شکل کلی و در حین رسول گزارش شد‌ه‌است؛[۲] البته ذَهَبی تاریخ‌نگار اهل‌سنت (درگذشته ۷۴۸ق) نوشته نزدیک به سال ۶ قمری به عالم آمده مسجد بابا قدرت مشهد میباشد.[۳]

همینطور طبق گزارش روحانی اثرگذار در الارشاد، وی فرزندِ بعداز زینب(س) بوده میباشد؛[۴] البته در سیره ابن‌اسحاق، سیره‌نویس قرن اولیه و دوم قمری، اسم وی قبل از اسم زینب مذکور میباشد؛ البته تصریح نشده که وی بلندمرتبه‌خیس بوده یا این که زینب
روحانی موثر اسم ام‌کلثوم را زینب صُغریٰ و لقب‌اش را ام‌کلثوم بیان نموده است.[۶] به‌گزارش روحانی عباس قمی در اَلکُنیٰ و الاَلقاب، این لقب را فرستاده(ص) به‌جهت تشابه زینب صغری به دخترش ام‌کلثوم، به وی اعطا کرد.[۷]

سید محسن امین، تفصیل‌حالا‌نگار شیعی (۱۲۸۴- ۱۳۷۱ق‌) نوشته میباشد امام علی(ع) سه یا این که چهار دختر به اسم یا این که لقبٔ ام‌کلثوم داشته میباشد:

ام‌کلثوم کبری دختر فاطمه (س)؛
ام‌کلثوم همسر مسلم بن عقیل که احتمالاً ام‌کلثوم وُسطیٰ بوده میباشد؛
ام‌کلثوم صغری؛
زینب صغری که لقب‌اش ام‌کلثوم بوده میباشد.[۸]
به‌گفته وی، ممکن میباشد دو تای پایان یکی از باشند یا این که این‌که دو تا باشند و امام علی(ع) چهار دختر به‌این اسم یا این که لقب داشته باشد.[۹]

همسر و فرزندان
به قصه ابن‌سعد مورخ و سیره‌نویس قرن دوم و سوم قمری، ام‌کلثوم آغاز با عُمَر بن خَطّاب، خلیفه دوم تزویج کرد. بعد از مرگ عُمَر، همسر پسرعمویش عَون‌ پسر جعفر بن ابی‌طالب شد. بعد از درگذشت عون، با برادرشوهرش محمد‌ و بعد از فوت وی نیز با برادرشوهر دیگرش عبدالله بن جعفر وصلت کرد که تا قبل از این، همسر خواهرش زینب بود؛[۱۰] البته مقریزیِ مورخ و سیره‌نویس (۷۶۶- ۸۴۵ ق) گزارش نموده است که وی پس از قدمت، آغاز با محمد بن جعفر وصلت کرد و بعد از مرگ او، به عقد عون درآمد و وقتی که همسر وی بود، درگذشت.[۱۱]

ابن‌سعد و ابن‌عساکر (تاریخ‌نگار قرن ششم)، نوشته‌اند ام‌کلثوم از قدمت صاحب و مالک دو فرزند به اسم‌های زید و رقیه شد.[۱۲] با این اکنون نجم‌الدین طبسی استیناف‌گر تاریخ شیعه با توکل بر منابعی که کشته‌شدن محمد و عون را در سال‌های ۱۶ یا این که ۱۷ قمری و در پیکار شوشتر گزارش‌ کرده‌اند و نیز با توکل بر درگذشت حضرت زینب در سال ۶۳ق و حرام بودن وصلت به طور همزمان با دو خواهر سود می گیرد که گزارش‌های فوق درباره معاش و وصلت‌های ام‌کلثوم قابل پناه وجود ندارد.[۱۳]

تزویج با قدمت بن خطاب
نوشته ی علمیٔ مهم: تزویج ام‌کلثوم با قدمت بن خطاب
ماجرای وصلت ام‌کلثوم با قدمت بن خَطّاب خلیفه دوم، قضیه‌ای دعوا‌برانگیز و مورداختلاف میباشد: براساس کتاب‌های تاریخی شیعه و سنی، همانند تاریخ یعقوبی و تاریخ طبری، و همینطور منابع حدیثی شیعه همانند کافی و تهذیب‌الاحکام، ام‌کلثوم با قدمت وصلت نموده است.[۱۴] میرزا جواد تبریزی و سید علی میلانی با تحقیق دو قصه مو جود در کتاب کافی، آن ها درست دانسته‌اند.[۱۵] محمدتقی شوشتری، رجالی شیعهٔ قرن چهاردهم و پانزدهم قمری نیز احادیث جان دار دراین باره را پی درپی دانسته و وقوع این تزویج را انکارناپذیر شمرده میباشد.[۱۶]

با وجود این، بعضا از عالمان شیعه، به عنوان مثال آیت‌الله مرعشی[۱۷] و محمدجواد بلاغی[۱۸] این تزویج را نپذیرفته‌‌اند. آقابزرگ تهرانی اسم کتاب‌هایی که‌این وصلت را انکار کرده‌اند، در الذریعه بیان نموده است.[۱۹]

به‌نظریه عالمانی همانند سیدِ مرتضی (۳۵۵-۴۳۶ق) و ادب بن حسن طَبْرِسی (درگذشتهٔ ۵۴۸ق) این وصلت انجام یافته میباشد؛ البته بدون میل و تقیه بوده میباشد.[۲۰] روایاتی نیز وجود داراست که‌این کلام را تأیید می‌نماید. از جمله در کتاب کافی از امام درستگو(ع) نقل گردیده‌است که ام‌کلثوم دختری میباشد که از ما غصب شد.[۲۱] در قصه دیگری از همین کتاب، از ارعاب قدمت برای تایید وصلت از سوی امام علی(ع) صحبت آمده میباشد.

تعداد صفحات : 55

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 560
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه