loading...

بهترین مرجع مسجد غدیر باباعلی مشهد

بازدید : 40
سه شنبه 18 شهريور 1404 زمان : 19:27


استان قطیف:در‌این استان تعدادی شهر شیعه‌نشین وجود دارااست که عبارتند از:
شهر قطیف: این شهر راس استان قطیف میباشد و بیشتر جمعیت آن را شیعه‌ها تشکیل میدهند. تشیع درین شهر از دیرباز وجود داشته میباشد. حسن صفار امام آدینه شهر قطیف، این نظر را دارد بیش تر از نود درصد از ساکنان شهر قطیف را شیعه ها تشکیل مسجد غدیر بلوار معلم مشهد داده‌اند.

[۱۲] ابن بطوطه می‌نویسد:«قطیف شهر بزرگی میباشد که بیشتر ساکنان آن از شیعه ها میباشد وآنان شیعه بودن خویش را با بیان اشهد ان علیا البته الله و حی علی نه العمل اعلام می‌نمایند.» در‌این شهر طوایف شیعی متعددی معاش‌ می‌نمایند. مهمترین قوم‌های شیعی در‌این شهر عبارتند از: ابوذیب، بحارنه، حبشی، آل خنیزی، صفار، عمران، مسجد غدیر فلاحی مشهد آل عبدالجبار.
سیهات:سیهات یک کدام از مهم ترین شهرهای حیطه به شمار می‌رود. همه ساکنان این شهر شیعه و بیشتر خانواده‌های سیهات از اعراب اصیل و قبایل خوالد، عجمان، هواجر و سبیلاع می‌باشند. در‌این شهر چند حسینیه نیز می‌باشد. حسینیه الحسین،حسینیه السالم، الکبیش، شاخور، حسینیه الخلیفه، حسینیه الراشد، حسینه السیهاتی، حسینیه المطوع، حسینیه الناصر و شهاب مهم ترین حسینیه‌های این ناحیه مسجد بابا غدیر مشهد می‌باشند.
صفوی: صفوی شهری تاریخی و سابق در کنار قلعه جاوان میباشد که پر‌از اثرها باستانی میباشد. این شهر در شمال قطیف و با مسافت‌اندکی از بندر رأس تنوره(سکوی نفتی دارای شهرت) قرار گرفته میباشد. کلیه ساکنان این شهر شیعه‌اند.
تاروت: تاروت جزیره‌ای میباشد دارای شهرت که گنجینه‌های باارزشی از اثر ها باستانی در آن جای‌دارد. اکثر ساکنان این جزیره و روستاهای آن شیعه مسجد بابا قدرت مشهد میباشند.
عوامیه: عوامیه شهری میباشد در شمال قطیف که بر خرابه‌های شهر زاره تاسیس شده است. این منطقه در پیشین راس حیطه به شمار میرفت. قرامطه زاره را ویران کرده آن را به حریق کشیدند. مجموع ساکنان این حوزه‌ شیعه میباشند. عموم آن در نبرد و شجاعت زبانزد بوده و مدام به تنهایی در قبال یورش‌های حکومت سعودی مقاومت کرده‌اند. اکثر طوایف این شهر از قبایل نجد می باشند که بدین حوزه‌ مسافرت کرده‌اند وبا این هجرت شیعه گردیده‌اند. بعضا از طوایف اساسی مستقر در‌این ناحیه عبارتند از: آل نمر، آل زاهر، آل ابی المکارم و آل فرج
آجام: آجام در قبل خیر چندان به دور، خارج از محدوده قطیف قرار داشت و بیشتر با صحرا و بادیه‌نشنیان درباره ی بود. با این‌که همگی همسایه آن شیعه و با فرهنگ می‌باشند ولی به منجر رابطه با صحرا و طوایف بادیه‌نشین شیعه‌ها این حوزه‌ را بدو الشیعه نامیده‌اند. اکثر ساکنان آجام اهل سه طایفه آل ناصر، آل مرزوق و آل سنان می باشند. این طوایف قحطانی الاصل می باشند و از قرن‌ها قبل از شمال یمن به‌این ناحیه مهاجرت کرده‌اند.
دیگر شهرهای شیعه‌نشین استان قطیف عبارتند از: قدیح،ام خزینه، حبش، جارودیه، خویلدیه، توبی، حله محیش، ملاحه، شویکه، بحاری، عنک
استان مدینه: در میانه قرن چهارم هجری قمری به ندرت خاندانی از نسل امام حسین(ع) در مدینه به اقتدار رسیدند و تحت عنوان «تسلط» قرون در‌این حیطه حکومت کردند که در بعضا ادوار امامی مذهب یا این که زیدی مذهب بودند. در قرن پنجم و ششم نیز شهر مدینه ذیل نفوذ تشیع قرار داشت که از یک سو ناشی از سیطره دولت فاطمیان و از سوی دیگر وامدار کار عالمان شیعه عراقی در حجاز بود. سادات حسینی مدینه تا اواخر قرن یازدهم قمری غیر وابسته بودند البته از سال ۱۰۹۹ به امر دولت عثمانی، مدینه پایین حیث مکه در آمد. با این هم اکنون بعضی از آن ها برای مثال طوایف «هواشم» همچنان بر تشیع امامی پایدار بودند.[۱۳] شیعه ها مدینه در حیُّ الروضه، باب کُومه، قبا، قربان، حیُّ العَوالی سکونت دارا هستند. برخی روستاهای مدینه مانند وادی الفرع، سویرقیه، یَنْبُع النخل و مهدالذهب نیز محل سکونت شیعه ها میباشد. امروزه در‌این شهر چهار دسته شیعه جعفری بومی میباشند:
نخاوله: نخاوله مطرح ترین دسته امامی در مدینه میباشند.
احاطه: بعد از نخاوله، تعداد تسلط بیش تر از سایر قبایل میباشد.این قوم و قبیله از سادات بنی هاشم میباشند و در شهرهای دیگری هم‌زیرا مکه، جده، طائف و شهرهای جنوبی ایالات متحده عربی مستقر می‌باشند.
خویشاوندان‌های حرب و جهینه(حروب): بعضا از اشخاص این دو خویشان هم‌زیرا بنی علی فرید شیعه میباشند.
مَشاهده:از عرب‌های اصیل می‌باشند که در مکه و مدینه بومی‌اند. تعدادشان از قوم و قبیله‌های قبل کمتر میباشد. تالیف کننده و محدث محمد بن عیسی مشهدی از طایفه آل مشهدی از این قوم میباشد.
بقیه بخشها: شیعه ها دوازده امامی در وادی فاطمه دارنده جمعیت‌ بزرگی می‌باشند. در حائل نیز که محل سکونت فامیل طی میباشد یک سری شیعه سکونت دارا هستند. شیعه‌ها در ریاض، قصیم، افلاح، آتش و جده نیز دسته‌های کوچکی تشکیل داده‌اند.

بازدید : 21
دوشنبه 17 شهريور 1404 زمان : 17:22


بنابراین سپاه عثمانی در آذربایجان کاری از پیش پیکار و در بغداد نیز با مقاومت صفی قلی خان، والی قزلباش، رو به رو شد. او با جسارت از آن شهر پناه کرد و بازدارنده بسط معاند شوید. هر یک سری در‌این روایت یک مجموعه از سپاه کشور مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد ایران به سرکردگی

زینل خان شاملو نزدیک به کردستان از سپاه عثمانی ناکامی خورد و پیرو آن سوراخ‌ها وارد محدوده کشور ایران شدند، ولی جنبش سلطان صفی به سوی بغداد، سردار عثمانی را به رخنه‌ محاصره آن شهر آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد واداشت. [۱۰]

در سال ۱۰۴۵ ق./ ۱۶۳۶ م. دولت عثمانی مجدد به خاک کشور ایران حمله کرد و نزدیک به نخجوان تاخت و تاز نمود، ایروان را محاصره و تبریز را تسخیر و غارت کرد و قسمتی از آن را به حریق کشید، البته به انگیزه سرمای شدید ناچار به رجوع و برگشت شد. پادشاه صفی آذربایجان را پس گرفت و ایروان را نیز از محاصره معاند خارج آورد و به این سیرتکامل پاد شاه عثمانی این توشه هم رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد ناکام ماند.

[۱۱] با این حالا تضارب‌های کشور ایران و عثمانی به نقطه پايان نرسید. بعد از چندی گشوده تاخت و تاز ارتش عثمانی به خاک کشور‌ایران شروع شد. این توشه بغداد مجدد به محاصره زمین‌خورد و با آنکه مجاورت شش ماه در قبال هجوم سپاه عثمانی مقاومت کرد، البته عاقبت به منجر عدم وجود آذوقه، شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد تسلیم شد.(۱۰۴۸ ق)

وحید قزوینی نوشته میباشد:

«قشون آل عثمان به سرکردگی خویش پاد شاه خواسته، عراق عرب را گزینه حمله قرار اعطا کرد. آنها توانستند یکی‌از اعضاء شریف و گرانبها این مرزوبوم را از تن مستقل نمایند.» [۱۲]
معاهده زهاب
نوشته ی علمیٔ مهم: معاهده زهاب
در سال ۱۰۴۹هـ / ۱۶۳۹ م. بغداد از کشور ایران مستقل شد و مبنی بر سازگاری طومار‌ای که فی مابین دولت جمهوری اسلامی ایران و دولت عثمانی تهیه و تنظیم شوید، این طلاق رسمیت یافت. مستوفی درباره این سازگاری طومار اینگونه نوشته میباشد:

«... به هر تقدیر پس از وارد شدن ایلچیان و طی مراتبی، بنای مصالحه گردیده، کیفیت را به سرویس نواب تسلط پهنا کرده، بعداز رخصت صلح کرده، سنور بسته، صلحنامچه از طرفین نوشته به یکدیگر امانت، رومی به ولایت خویش و قزلباش به اصفهان مراجعت کرده، نواب رضوان جای به انتظام کارها کشور ایران پرداخته...» [۱۳]
این سازگاری که تفاهم نامه آن در محل زهاب بسته شد، به «معاهده زهاب» دارای شهرت میباشد.[یادداشت ۱] با این صلح، بغداد به دست امرای آل عثمان به‌زمین‌خورد و ایروان از اسیب سپاه عثمانی در پشتیبانی ماند. نماینده کشور ایران در‌این هنگام محمدقلی خان بود.[۱۴]

این سازگاری زیرا بیشتر منافع عثمانی را تأمین میکرد، دوام یافت و نتایج ادامه‌اش هم آن شد که سپاه کشور‌ایران به ندرت روحیه آسایش طلبی به خویش گرفت و آن سیرتکامل که روحیه فرمانروا صفی اقتضا داشت، دیگر ذوق وسلیقه و عشق و علاقه‌ای به نزاع آرم نداد. این عهدنامه در حین معدود پاد شاه و کریم ومهربان خان زند نیز گزینه دقت سپاه کشور‌ایران و قشون ینی چری بود و آن‌ها پیوسته بدان استناد می‌نمودند.

در متن ترکی عباس طومار درباره‌ی محتوای این معاهده اینگونه آمده میباشد:

«... شمس الدین محمدقلی بیک ایشیک آقاسی ایلچلیک طریقتله گلوب فرمان روا حضرتلی صلاح ذات البین و صلح و صلح جانبین خصوصتین عزم ایدوب التیام مبارزه و جدال و رفع غبار حرب و قتال التماس طلب ایتمکین...» [۱۵]
پانویس
مستوفی، زبدة التواریخ، ۱۳۷۵ش، ص۱۰۵.
شعبانی، تاریخ اجتماعی جمهوری اسلامی ایران، ۱۳۶۷ش، ص۱۵.
هدایت، روضة الصفای ناصری، ۱۳۸۰ش، ج ۸، ص۶۸۷۷ ؛ اصفهانی، خلاصه السیر، ص۱۵۴، ۱۴۷،۱۲۶
هدایت، روضة الصفای ناصری، ۱۳۸۰ش، ج ۸، ص۶۸۸۰.
تاورنیه، سفرنامه تاورنیه، ۱۳۳۶ش، ص۴۸۸-۴۸۷.
وحید قزوینی، عباسنامه، ص۱۷۸؛ مرعشی، مرعشی صفوی، مجمع التواریخ، ۱۳۶۲ش، ص۴۹؛ لاکهارت، انقراض سلسله صفویه، ۱۳۸۰ش، ص۲۶؛ سایکس، تاریخ جمهوری اسلامی ایران، ۱۳۳۵ش، ج ۲، ص۳۰۰.
لاکهارت، انقراض سلسله صفویه، ۱۳۸۰ش، ص۲۱.

بازدید : 17
پنجشنبه 13 شهريور 1404 زمان : 11:22


اساتید و اذن اجتهاد
سیدابوالقاسم خویی، ضمن آنکه به گفته خویش، از محمدحسین نائینی و محمدحسین اصفهانی بیشترین به کار گیری علمی را برده و زمان‌ای بدون نقص از دانش اصول و بعضا کتاب‌های فقاهتی را از آنها آموخته، از اساتید دیگری مثلا روضه خوان الشریعه (درگذشته ۱۳۳۸ق)، مهدی مازندرانی (درگذشته ۱۳۴۲ق) و آقا ضیاء عراقی[۱۲] نیز خاطر مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد نموده است.

برخی دیگر از استادان خویی عبارتند از محمدجواد بلاغی نجفی در دانش حرف، عقاید و تعبیر، سید ابوتراب خوانساری در دانش رجال و درایه، سید ابوالقاسم خوانساری ریاضی (درگذشت: ۱۳۸۰ق) در دانش ریاضی ها، سید حسین بادکوبه‌ای در فلسفه و عرفان و همینطور آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد سید علی حاکم.[۱۳]

سیدابوالقاسم در حین زمان علم آموزی خویش در حوزه علمیه نجف، با سید محمدهادی میلانی (درگذشته ۱۳۹۵ق)، سید محمدحسین طباطبایی (درگذشته ۱۴۰۲ق)، سید صدرالدین جزایری، علی‌محمد بروجردی (درگذشته ۱۳۹۵ق)، سید حسین خادمی و سید محمد حسینی همدانی مباحثه رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد می‌نموده است.[۱۴]

خویی در سال ۱۳۵۲ق از اکثری از استادان حوزه علمیه نجف اذن اجتهاد اخذ نموده است؛ محمدحسین نائینی، محمدحسین غروی اصفهانی، آقا ضیاء عراقی، محمدحسین بلاغی، میرزا علی آقا شیرازی، و سید ابوالحسن اصفهانی از این شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد گزاره‌اند.[۱۵]

مرجعیت
شروع مرجعیت خویی به روشنی مشخص و معلوم وجود ندارد، ولی اکثری از منابع، شروع دور از شوخی مرجعیت او‌را بعداز درگذشت بروجردی دانسته و تأکید کرده‌اند که بعد از درگذشت سید محسن طباطبائی حکیم، خویی مخصوصاً در عراق، مرجع بلندتر شناخته می شد[۱۶] و مقام مرجعیت وی میان شیعه ها کشور ایران هم اصلی گزارش گردیده است.[۱۷] خویی، به عنوان مثال مراجعی دانسته گردیده که دربین اکثر شیعه‌ها، اعم از عرب و غیرعرب، نفوذ چشمگیری داشته میباشد.[۱۸]

۱۴ نفر از مجتهدین نجف مثلا صدرا بادکوبه‌ای، سید محمدباقر صدر، سید محمد شیخ، مجتبی لنکرانی، موسی زنجانی، یوسف کربلائی، سید یوسف حکیم، و سید جعفر مرعشی اعلمیت خویی را اعلام کردند.[۱۹] سید موسی صدر از سوی مجلس اعلای اسلامی شیعه‌ها لبنان، خویی را مرجع اعلم معرفی کرد.[۲۰]

درس دادن

درس دادن خویی در مسجد الخضراء نجف
ابوالقاسم خویی در علاوه بر علم آموزی در حوزه علمیه نجف، به درس دادن هم سرگرم بوده و به نقل از منابع متعدد، هر کتابی را که می‌آموخته، آن را درس دادن می‌نموده است.[۲۱]

بعد از درگذشت محمدحسین غروی نائینی و محمدحسین غروی اصفهانی، مجلس درس سید ابوالقاسم خویی و محمدعلی کاظمی خراسانی، از درس‌های اساسی نجف گزارش گردیده و بر این محور، بعد از درگذشت کاظمی خراسانی، مجلس درس خویی، از مجالس پر اسم و رسم حوزه درسی نجف معرفی شد‌ه‌است.[۲۲] چنان‌که خویی در معاش‌طومار خودنوشت آورده، در علاوه بر سال‌های وقت گیر درس دادن، جز در روزهای بیماری و مهاجرت، هیچ‌گاه دست از یاد دادن شاگردان خود نکشیده میباشد.[۲۳] وی به صورت کلی ۷۰ سال به درس دادن دروس سطح و بیرون در حوزه نجف پرداخته و مبتنی بر منابع، مجاورت پنجاه سال، مجلس درسی اسم‌آوری در حوزه علمیه نجف را ذمه ‌دار بوده و طلابی از جمهوری اسلامی ایران، هند، افغانستان، پاکستان، عراق، لبنان و بعضی کشورهای دیگر، در درس وی حاضر می‌گردیده‌اند.[۲۴]

خویی، یک عصر بی نقص درس بیرون فقه و شش زمان درس بیرون اصول فقه را به شاگردان خویش یاددادن بخشید. وی همینطور در یک عصر کوتاه به درس دادن تعبیروتفسیر قرآن پرداخت.[۲۵]

بازدید : 11
دوشنبه 10 شهريور 1404 زمان : 15:40


مناسبات سیاسی ادریسیان
خوارج یکی دولت‌های اهل یک محل ادریسیان بودند که به دلایل عقیدتی و سیاسی، رابطه ها پرتنشی با آنها داشتند. ادریس دوم با خوارج به‌شدت عکس العمل کرد و فرزندش نیز با آن ها رابطه ها تیره‌ای داشت.[۵۸] نبرد در بین خوارج و ادریسیان تا نقطه نهایی زمانٔ اولیه حکومت ادریسی ادامه داشت و یک توشه، در عصرٔ علی بن قدمت بن ادریس به تصرف نصیب‌هایی از پایتخت ادریسیان سبب مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد شد.[۵۹]

رابطه ها آل‌ادریس با همسایگان اُمَاو خویش نیز بر پایه دشمنی میچرخید. ولی در قول ابوالعیش احمد بن قاسم، از حاکمان ادریسی زمانٔ دوم، آن ها در زمرهٔ دوستان اُمَویان آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد درآمدند.[۶۰]

اَغلبیان دیگر اهل یک محلٔ حکومت ادریسی، گرچه گاهی از آنان در قبال امویان حفاظت می کرد، استدلال فشار دستگاه خلافت عباسی بر ادریسیان بود.[۶۱] فاطمیان نیز در ازای ادریسیان سیاست دوگانه‌ای داشتند و در غایت قلمرو آل‌ادریس را تصرف و آنان را خراج‌گذار رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد خویش کردند.[۶۲]


ادریسیان در نقطع ی عطف اقتدار
اورده شده که دولت ادریسی به دربار شارلمانی سفیر رسول میباشد.[۶۳]

قلمرو ادریسیان
ادریسیان بر مغربِ اَقصیٰ حکومت می‌کردند که قابل‌تطبیق بر مرزو بوم‌هایی از دو مرزو بوم مراکش و الجزایر کنونی شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد میباشد.[۶۴]

حکومت ادریسی در زمان‌ٔ ابتدا که دارنده اقتدار و استقلال بود توانست قلمرو حکمرانی خویش را در شمال تا وَهران و تِلِمسان نیز پیشرفت دهد؛[۶۵] همچنان‌که در جهت جنوب نیز تا سوس اقصی و حتی بخشها جنوبی‌خیس آن پیش‌ رفتند.[۶۶] نهر مولویه نیز به‌تیتر سرحد شرقی حکومت آنها معرفی شد‌ه‌است.[۶۷]

در عصرٔ نخستین حکومت ادریسی، شهر فاس که به‌امر ادریس دوم سازه گردیده بود پایتخت ادریسیان بود.[۶۸] در عصرٔ دوم، سلطهٔ ادریسیان از یکسری شهر مثلا بَصره (شهری‌ در مغرب‌ اقصی‌ٰ، بین‌ طَنجَه‌ و فاس‌[۶۹])، اَصیل و حَجَرالنَّرمز بالاتر نرفت.[۷۰]

شخصیت‌های ادریسی در زمان تاریخ
ادریسیان که به عنوان تسلط شناخته میشوند همچنان نزد عموم مغرب دارنده احترام می باشند.[۷۱] تسلط جُوطی، مَشیشی، عَلَمی و وزانی به عنوان مثال قوم و قبیله‌های ادریسی شناخته‌گردیده و جانور می باشند.[۷۲]

در حین تاریخ، دربین قبیله ادریسی، اشخاص تأثیرگذار و مشهوری وجود داشته‌اند که در منطقههای متفاوت علمی، فرهنگی، سیاسی و... دارنده تاثیر بوده‌اند. شریف ادریسی، عبدالقادر جزائری، محمد بن علی العلوی و برادران غِماری از شخصیت‌های شناخته‌گردیدهٔ ادریسی بوده‌اند.

بازدید : 29
يکشنبه 9 شهريور 1404 زمان : 15:45


بابا امام مجال(عج)، امام حسن عسکری(ع)، امام یازدهم شیعه‌ها دوازده‌امامی میباشد که بعداز شهید شدن امام هادی(ع) در سال ۲۵۴ تا سال ۲۶۰ق، امامت شیعه ها را بر ذمه داشت.[۱۰] مامان امام فرصت(عج) به اسم‌های زیادی به عنوان مثال نرجس، سوسن، صقیل یا این که صیقل، حدیثه و حکیمه[۱۱] خوانده گردیده و چهار سیرتکامل داستان درباره سرگذشت و خصوصیت‌های او نقل گردیده‌است؛ بر پایه ی روایتی که روحانی صدوق در کمال‌الدین و مجموع النعمة مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد نقل کرده،

[۱۲] شاهزاده‌ای رومی بوده و در داستان‌هایی دیگر، سوای اشاره به سرگذشت وی، فقط به تربیت مامان امام مجال در منزل حکیمه دختر امام جواد(ع) اشاره گردیده‌است.[۱۳] بنابر روایاتی که مسعودی در ثابت الوصیة نقل کرده[۱۴] مامان امام مجال ضمن تربیت در منزل عمه امام یازدهم ، در به عبارتی منزل هم به جهان آمده میباشد. در احادیث دیگری مامان امام فرصت(عج)، کنیزی سیاه‌پوست معرفی شد‌ه‌است.[۱۵] علامه مجلسی می گوید احادیث اخیر با احادیث دیگر دراین باره اختلاف داراست، مگر آنکه آنها‌را درباره مامان باواسطه یا این که آموزگار امام فرصت تلقی آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد کنیم.[۱۶]

چنانکه در دانشنامه مهدویت آمده میباشد مامان امام حسن عسکری(ع) و مادربزرگ امام فرصت(عج) که در احادیث به اسم جَدّه شناخته می شود، بعداز شهید شدن امام عسکری(ع) کارها شیعه ها به‌طور عمده بر دوش وی قرار گرفته بود.[۱۷] همینطور حکیمه دختر امام جواد(ع) و عمه امام عسکری(ع)، هم زمان با چهار امام معاش کرده و بر طبق منابع شیعه، شاهد و راوی به دنیا آمدن امام مجال(عج) بوده میباشد، مامان امام فرصت در منزل وی تربیت گردیده و بخش اعظمی از احادیث درباره به دنیاآمدن امام مجال از وی نقل رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد گردیده‌است.[۱۸]

جعفر بن علی، عموی امام فرصت(عج) بعداز شهیدشدن امام عسکری(ع) مدعا امامت شد و به همین عامل جعفر کذاب خوانده می گردد؛ منابع روایی، اورا اهل فسق و فجور و گناهان تعالی دانسته‌اند.[۱۹] وی ضمن ادعای امامت و انکار وجود وارث برای امام عسکری(ع)، دولتمردان وقت را بر ضد امام دوازدهم تحریک کرد.[۲۰] بر پایه ی بعضی منابع، وی تا نقطه پايان معاش بر ادعای خویش باقی ماند و خویش را امام می‌دانست. بعضا دیگر از منابع نوشته‌اند که وی از ادعای خویش دست برداشت و توبه کرد و شیعه‌ها به مکان جعفر کذاب، اورا جعفر تواب می‌خواندند. او در ۴۵ سالگی در سامرا درگذشت.[۲۱] محسن امین مولف اعیان الشیعه هم فارغ از بیان منبع جعفر را با تیتر تَوّاب معرفی نموده است.[۲۲] در بیشتر منابع شیعه و سنی از امام فرصت(عج) به‌تیتر صرفا فرزند امام حسن عسکری(ع) حافظه گردیده است،[۲۳] هر تعدادی بنابر قسم دیگری، او دو اخوی و سه خواهر شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد داراست.[۲۴]

به دنیاآمدن امام مهدی
نوشته‌ی علمیٔ اساسی: میلاد امام مهدی(عج)
مجال: نصفه شعبان ۲۵۵ و ایده ها دیگر
درباره سال میلاد امام دوازدهم شیعه‌ها اختلافاتی وجود داراست؛ بخشی از منابع دیرین به تاریخ میلاد وی نپرداخته و آن را پنهان دانسته‌اند،[۲۵] البته احادیث اکثری از شیعه و بعضا از اهل‌سنت، سال تولد امام دوازدهم شیعه ها را ۲۵۵ق[۲۶] یا این که ۲۵۶ق[۲۷] دانسته‌اند. این عدم وضوح درباره ماه میلاد نیز وجود داراست، ولی لحاظ دارای شهرت ماه شعبان میباشد و بخش اعظمی از منابع سابق شیعه نیز همین ماه را ذکر کرده‌اند.[۲۸] در عین درحال حاضر بعضی از منابع شیعه و سنی، ماه‌های دیگری به عنوان مثال رمضان،[۲۹] ربیع‌الاول یا این که ربیع‌الثانی را ماه به دنیاآمدن امام مجال دانسته‌اند.[۳۰]

منابع تاریخی درباره روز ولادت امام دوازدهم، گزارش‌های مختلفی دارا هستند که بین آن‌ها، روز نصفه شعبان گزارش پر اسم و رسم و دارای شهرت میباشد[۳۱] که فی مابین عالمان شیعه، کلینی،[۳۲]مسعودی،[۳۳]روضه خوان صدوق،[۳۴]روضه خوان اثر گذار[۳۵] روحانی طوسی، امین‌الاسلام طبرسی، ابن‌طاووس، علامه حلی، شهید نخستین، روحانی بهایی، و دربین محققان اهل‌سنت ابن‌خلکان، ابن‌صباغ مالکی، شعرانی حنفی، و ابن‌طولون، این عهدوپیمان را گزارش کرده‌اند.[۳۶]

بازدید : 30
جمعه 7 شهريور 1404 زمان : 14:24


برخورد‌ها

تجمع مردمی در همدان در جانبداری از عملیات وعده راستگو (۲۷ فروددین ماه ۱۴۰۳ش)[۲۳]
هم‌زمان با عملیات وعده درست گو، دسته‌هایی از عموم در شهرهای متعدد کشور‌ایران همانند طهران، اصفهان و کرمان[۲۴] و نیز در لبنان،[۲۵] عراق[۲۶] به خیابان‌ها آمدند و به شور پرداختند. همینطور در روز ۲۶ فروددین ماه در شهرهای کشور ایران[۲۷] و در بعضی کشورهای دیگر[۲۸] نیز تجمعات خودجوشی در پشتیبانی از این مبادرت شکل گرفت. همینطور هشتک تنبیه متجاوز و یوم الانتقام در بعضا از کانال‌های اجتماعی مسجد غدیر بلوار معلم مشهد ترند شد.[مستلزم منبع]

علما و شخصیت‌های مذهبی و سیاسی مختلفی بدین عملیات عکس العمل نشانه دادند به عنوان مثال آیت‌الله مکارم شیرازی از مراجع تبعیت شیعه، آن را مایه خشنودی و سرافرازی مسلمانها خواند.[۲۹] آیت‌الله نوری همدانی نیز در پیامی این عملیات را بجا و گزینه پناه دانست.[۳۰] همینطور آیت‌الله جوادی آملی این عملیات را فتح قریب و فتح مبین دانستند.[۳۱] رضا رمضانی دبیرکل مجمع جهانی اهل‌بیت نیز به‌این عملیات عکس العمل نشانه بخشید و آن را باخت بزرگی برای رژیم صهیونیستی نظارت کرد.[۳۲] همینطور در شیت منتسب به احمد بن ثنا الخلیلی مفتی اعظم پادشاهی عمان در کانال اجتماعی ایکس، این مبادرت جمهوری اسلامی ایران حقیقتا خرسند‌کننده تعریف مسجد غدیر فلاحی مشهد شد.[۳۳]

ایالات متحده و برخی کشورهای اروپایی همانند انگلیس و آلمان در حفاظت از اسرائیل، عملیات وعده درست گو را محکوم کردند.[۳۴] دبیر سازمان ملل، روسیه و چین و بعضی کشورهای عربی نیز، کشور‌ایران و اسرائیل را به خویشتنداری دعوت مسجد بابا غدیر مشهد کردند.[۳۵]

اثار
ثبت کشور ایران تحت عنوان توان موشکی و پهپادی در حیطه و دنیا و توانمندی جمهوری اسلامی ایران در جواب به هر سیرتکامل ارعاب از تأثیرات و پیامدهای عملیات وعده راست گو شمرده گردیده‌است.[۳۶] برخی کارشناسان اهل ایران، با وجود سامانه‌های پدافند هوایی اسرائیل مانند گنبد آهنین، فلاخن داوود و پیگان ۳، صرف وصال موشک‌ها و پهپادهای اهل ایران به مملکت‌های اشغالی فلسطین را اکران توانمندی کشور‌ایران و به نظر نظامی بسیار اساسی شمرده‌اند و آن را یک باخت برای رژیم صهیونیستی قلمداد کرده‌اند.[۳۷] همینطور این عملیات را زیرپاگذاشتن خطوط قرمز رنگ صهیونیست‌ها دانسته‌اند.[۳۸] حسین علایی، اولیه فرمانده نیروی دریایی سپاه، حمله جمهوری اسلامی ایران به اسرائیل با اعلام قانونی و فارغ از غافلگیری را موجب احیاء توان بازدارندگی کشور ایران دانسته مسجد بابا قدرت مشهد میباشد.[۳۹]

بعداز حمله پهپادی و موشکی کشور ایران به اسرائیل، برخی از مقامات اسرائیل وعده جواب مشقت بار و منصرف‌کننده دادند؛ این وعده با موافقت و ملازمت و همراهی ایالات متحده، تبارک‌ترین پشتیبان و متحد اسرائیل، روبه‌رو نشد. جو بایدن، مدیر‌جمهور ایالات متحده، در ارتباط تلفنی با نتانیاهو، ابتدا‌وزیر اسرائیل، او‌را از جواب به حمله کشور‌ایران برحذر داشت و اظهار کرد که در شکل جواب اسرائیل، نباید انتظار ملازمت از ایالات متحده داشته باشد.[۴۰] مجله گاردین چاپ انگلیس، در گزارشی از وزیر مدد وقت و کهن اسرائیل نقل کرده که جواب بدون واسطه اسرائیل به کشور ایران حتمی وجود ندارد و نتانیاهو هنوز تصمیم قانونی دراین مورد نگرفته میباشد.[۴۱] براساس گزارش این خبر نامه از رمز زیمیت (Raz Zimmit)، متفحص مؤسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل، اسرائیل در جواب به کشور‌ایران با سه قضیه مواجه میباشد: عکس العمل شدید کشور‌ایران به هر سیرتکامل پاسخی از سوی اسرائیل، عدم ملازمت ایالات متحده و تضارب اسرائیل در نزاع با غزه.[۴۲]

نماینده اسرائیل در سازمان ملل نیز خواهان تحریم بیشتر جمهوری اسلامی ایران و قرار به چنگ آوردن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در فهرست سازمان‌های تروریستی شد.[۴۳] بعضا منابع از اراده ایالات متحده برای تحریم‌های تازه علیه جمهوری اسلامی ایران کلام گفته‌اند.[۴۴]

به نقل از الجزیره به گزارش خبرنامه یدیعوت اخرونوت رژیم صهیونیستی، اسرائیل برای تقابل با پهپادها و موشک‌های کشور ایران در‌این عملیات میان ۱٫۰۸ تا ۱٫۳۵ میلیارد دلار و کشور‌ایران حدود ۱۰ درصد این مبلغ را هزینه کرده‌اند.[۴۵] به نقل از خبرگزاری TRT (سایت قانونی سازمان رادیو و تلویزیون دولتی ترکیه)، رقم ۱٫۳۵ میلیارد دلار فقطً هزینه تقابل با پهبادها بوده و هزینه پرواز ده‌ها هواپیما و همینطور ضرروزیان‌های ناشی از اصابت موشک‌ها را مشمول نمیشود.[۴۶]

سازه به تحلیلی که خبرنامه انگلیسی گاردین منتشر کرده، اردن به جهت همیاری با اسرائیل در رهگیری پهپادهای جمهوری اسلامی ایران با حالت بغرنجی مواجه گردیده و گزینه خشم همگانی در درون مرز و بوم و حیطه قرار گرفته میباشد.[۴۷]

حمله اسرائیل به جمهوری اسلامی ایران
در روز ۱۹ آوریل ۲۰۲۴، نیروی هوایی اسرائیل مدعا شد که تأسیسات دفاعی‌ای را در کشور ایران غرض حملهٔ قرار داده میباشد. برخی از رسانه‌ها از صدای انفجارهای جزئی در حوالی اصفهان خبر دادند. به نقل از منابع خبری به گزارش مسئولان، این انفجار ناشی از انهدام ریزپرنده‌هایی بوده که به وسیله نیروی پدافند هوایی کشور ایران سرنگون گردیده‌است.[۴۸] هم‌اینگونه اسرائیل در ۲۳ خرداد ماه ۱۴۰۴ بعضا از تأسیسات هسته‌ای، مقر‌های نظامی و منازل مقامات نظامی و محققان هسته‌ای کشور‌ایران را غرض قرار بخشید.[۴۹]

بازدید : 34
چهارشنبه 5 شهريور 1404 زمان : 22:42


مسموم کردن امام حسن(ع)
سازه بر منابع تاریخی، جعده امام حسن(ع) را مسموم کرد و بر تاثیر همین مسمومیت به شهید شدن رسید.[۹] به گفته روحانی موثر، معاویه بعد از آنکه تصمیم گرفت برای ولایتعهدی پسرش یزید بیعت بگیرد، صد هزار درهم برای جعده ارسال کرد و به وی وعده بخشید که در عوض مسموم کردن شوهرش، اورا به وصلت یزید درخواهد مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد آورد.

[۱۰] هرچند از بعضا منابع گفته شده که جعده به منجر کینه‌ای که از امام حسن(ع) داشت اورا مسموم کرد.[۱۱] ولی مادلونگ اسلام‌شناس آلمانی(زاده ۱۳۰۹ش) این نظر را دارد عملکرد معاویه برای ولایتعهدی یزید، احادیث مسموم شدن امام حسن به تحریک معاویه و به دست جعده را پذیرش آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد می‌نماید.[۱۲]

بنابر روایتی که قطب راوندی نقل کرده، امام حسن(ع) بعد از نوشیدن شربت مسموم، جعده را لعن و نفرین کرد.[۱۳] همینطور قیس بن عمرو بن صاحب دارای اسم و رسم به نجاشی از شاعران شیعی در شماتت جعده، قصیده‌ای را سروده میباشد.[۱۴] فرزندانش را «بنی مُسِمّة الازواج؛ فرزندان زنی که شوهرانش را مسموم می‌نماید»، رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد می‌خواندند.

[۱۵] براساس گزارش روضه خوان اثرگذار در پند هنگامی که لحظه شهید شدن امام حسن (ع) نزديک شد، آن حضرت برادرش حسين بن علی (ع) را طلب کرد و به وی اعلام‌کرد:اى اخوی! به زودى از تو غیروابسته می‌‏نحس و به ديدار معبود خویش، نائل می‌‏گردم. منرا مسموم کرده‌اند و امروز پاره جگرم میان تشت زمین خورد؛ می دانم چه کسى به اینجانب سم داده میباشد...اینجانب در پيشگاه آفریدگار با وى دشمنى خواهم کرد؛ اما قسم به حقى که بر تو دارم از تو میخواهم سخنی در این مورد نگویی ( اين پيشامد و مرتکب آن را تعقيب نکن) و معطل قضای الهی درباره اینجانب شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد باش. [۱۶]

وصلت‌های دیگر
به گفته ابوالفرج اصفهانی، معاویه به وعده خویش فعالیت نکرد و به تزویج جعده با یزید رضایت نداد.[۱۷] وی می‌خاطرنشان کرد:

میترسم آنچه را در مسموم کردن فرزند فرستاده آفریدگار(ص) جایز داشتی درباره فرزندم اعمال دهی.[۱۸]
به نقل از منابع تاریخی، جعده بعد از شهیدشدن امام مجتبی(ع) با یعقوب بن طلحه بن عبیدالله وصلت کرد.[۱۹] و برای وی سه پسر به اسم‌های اسماعیل، اسحاق و ابوبکر به عالم آورد که اسماعیل و اسحاق به هنگام حیات بابا از جهان رفتند.[۲۰] یعقوب بن طلحه در حادثه حره در سال ۶۳ق کشته شد.[۲۱] جعده بعد از وی با عباس فرزند والا عبدالله بن عباس وصلت کرد و برای وی پسری به اسم محمد و دختری به اسم قریبه به جهان آورد که از این دو نسلی باقی نماند.[۲۲]

جستارهای متعلق

بازدید : 20
سه شنبه 4 شهريور 1404 زمان : 22:26


همیاری شیعه‌ها با هلاکو در انقراض خلافت عباسی
گزارش‌هایی که در منابع تاریخی به خصوص منابع اهل سنت وجود دارااست بر کمک شیعه ها به هلاکو در جهت انقراض خلافت عباسی تأکید کرده‌اند. مبنی بر این گزارش‌ها، خواجه نصیر الدین طوسی متکلم تبارک شیعه که مدتی را در سرویس هلاکو به راز پیروزی و نیز ابن علقمی وزیر شیعه مذهب واپسین خلیفه عباسی از عامل ها انتخاب کننده در حمله هلاکو به بغداد و انقراض خلافت عباسی و یا این که دست‌کم، موافق با این حادثه مسجد غدیر بلوار معلم مشهد بودند.

مطابق این گزارش‌ها، خواجه نصیر الدین طوسی که بعداز تصرف قلاع اسماعیلیه در سرویس هلاکو در آمد، اورا برای انقراض خلافت عباسی تشویق کرد. از سوی دیگر ابن علقمی که وزیر مستعصم واپسین خلیفه عباسی بود، با هلاکو خان مکاتبه داشت و حتی بنابر بعضا گزارش‌ها با مرخص کردن بخشی از سپاه خلیفه، اورا در مقابل هلاکو تضعیف کرد[۶] و از سوی دیگر خلیفه را تشویق کرد که به تسلیم مغولان در آید.[۷] علت ابن علقمی را، بدرفتاری پسر خلیفه با شیعه ها دانسته‌اند که در حادثه‌ای به قتل و غارت شیعه ها کرخ دست یازید و ابن علقمی که از خلیفه شدن وی پس از مستعصم بیم داشت، با هلاکو برای هلاکت خلافت عباسی همیاری مسجد غدیر فلاحی مشهد کرد.[۸]

اینگونه گزارش‌هایی معمولا از سوی نویسندگان شیعه، ساختگی تلقی گردیده است[۹]. به گفته بعضی از محققان اینگونه اتهاماتی از سوی سنیانِ متعصب که با شیعه‌ها دشمنی داشته‌اند مطرح گردیده و سود اختلاف و دشمنی آنها با شیعه ها میباشد چرا‌که مبنی بر گزارش‌های مو جود، نمی‌قدرت درباره نقش خواجه یا این که ابن علقمی در حمله مغول به بغداد باور یافت. این در حالی میباشد که حمله به بغداد تصمیم قبل مغولان و مراحل طبیعی ادامه کشورکشایی‌های آن ها مسجد بابا غدیر مشهد بود.[۱۰]

در مقابل بعضا نویسندگان شیعه، این اقدامات را همانند برخورد طبیعی شیعه ها در قبال محدودیت‌ها و ظلم و ستم عباسیان تحلیل کرده‌اند. بر طبق این لحاظ، شیعه‌ها تمامی جا با مغولان همیاری کرده‌اند و در ازای از آزادی مذهبی که سود عدم تعصب مغولان نسبت به اسلام بود برای تقویت تشیع فایده بردند. به همین برهان بود که شیعه‌ها حله در هنگام محاصره بغداد به تسلیم مغولان درآمدند و برخی علمای شیعه مانند خواجه نصیر الدین و رضی‌الدین علی بن طاووس حلی (۵۸۹-۶۶۴ق.) برای بهبود شرایط شیعه به همیاری با مغولان پرداخته و مناصب حکومتی را پذیرا مسجد بابا قدرت مشهد شدند.[۱۱]

تشیع در بعدازظهر ایلخانان

مینیاتوری از ایجاد کرد ابواب البر به فرمان غازان خان
ازآنجاکه اول فرمانروایان ایلخان، مسلمان نبودند، در مقابل اختلاف شیعه و سنی نیز موضعی نداشتند. این موقعیت به آزادی مذهب شیعه ها انجامید که پیشتر در معرض ارعاب دایم خلافت عباسی و حکومت‌های سنی مذهب بودند. از به عبارتی شروع حمله مغول، بخش اعظمی از بخشها شیعه نشین، هنگامی ایستادگی در قبال لشکر مغول را بی‌سود دیدند، به اقتدار مغولان تسلیم شدند. بعضی از صاحب و مالک منصبان گران قدر در تشکیلات حکومتی ایلخانان نیز شخصیت‌های شیعی بودند. جانبداری این اشخاص از شیعه‌ها و علمای شیعه به بسط تشیع درین زمانه امداد رساند.

چنان که گفته شد خواجه نصیر الدین طوسی با مجاورت شدن به هلاکو، مقام بلندی نزد او یافت. رضی الدین علی بن طاووس حلی از علمای شیعه نیز ارتباط ها خیر و خوبی با هولاکو داشت و از سوی وی نقیب النقبا گردیده بود. سید جمال الدین کاشی نیز در دربار اباقاخان سرویس می کرد و سید فخرالدین حسن که از سادات شیراز بود یاددادن و تربیت ارغون فرزند اباقاخان را برعهده داشت. برای مثال شهرهایی که در طول اباقاخان شیعه ها در آن به آزادی عمل می‌کردند، شهر اصفهان بود که بهاء الدین جوینی فرزند عطاملک بر آن حکومت داشت و این شهر مقر تجمع شیعه‌ها گردیده بود. برای مثال عمادالدین طبری که کتاب بی نقص بهایی را به اسم بهاء‌الدین جوینی نگاشت، در‌این شهر می‌زیست.[۱۲]

بازدید : 39
دوشنبه 3 شهريور 1404 زمان : 23:34


صُهَیب بن سِنَان بن خالد(صاحب) بن عبد و بنده عمرو بن عقیل بن عامر، (درگذشت ۳۸ق بنابر نقل معروف)، از صحابه و اولیه مسلمان‌ها که همزمان با عمار اسلام آورد و بعد از سفر رسول، در قُبا خویش را به آن‌حضرت مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد رساند.

وی در کلیه غزوات رسول حضور یافت. او در روز ها بیماری خلیفه دوم، از سوی وی بر عموم نماز گزارد. بعداز درگذشت قدمت، طبق وصیت وی بر لاشه‌اش نماز خواند. او بعداز قتل عثمان با امام علی(ع) بیعت نکرد. در کتاب الاختصاص روایتی در مذمت وی نقل گردیده‌است. به گفته زرکلی او ۳۰۷ حدیث نقل نموده آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد است.

نسب و کودکی
نسب صهیب به سه شکل تحت در منابع تاریخی آمده میباشد:

صهیب بن سنان بن خالد بن مخلوق عمرو بن طفیل بن عامر بن جندلة بن کعب بن سعد بن خزیمة بن کعب بن سعد[۱]
به گفته واقدی: صهیب بن سنان بن خالد بن عبد و بنده عمرو بن عقیل بن کعب رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد بن سعد.[۲]
به گفته ابن اسحاق: صهیب بن سنان بن صاحب بن بنده عمرو بن عقیل بن عامر بن جندلة بن جذیمة بن کعب بن سعد[۳]
صهیب بن سنان، از خویشاوندان نمر بن قاسط بوده[۴]، اساسا اهل عراق و در کنار دجله مجاورت موصل سکونت داشتند، بابا و عمویش از فرمانداران کسری بر مرزوبوم أبلّه بودند، در یکی‌از نبرد‌های روم و کشور ایران صهیب اسیر رومیان شوید. او‌را به روم بردند و در آنجا رشد کرد، از این‌رو به وی صهیب رومی میگویند[۵] و به همین جهت در گویش لکنت داشت، بعضا از اشخاص فامیل کلب اورا با عده ای از بردگان از روم خریداری کردند و در مکه به عبدالله جدعان فروختند، عبدالله او‌را آزاد تشکیل داد.[۶] در منابع تاریخی از وی با غلام عبدالله بن جزعان نیز حافظه شد‌ه‌است. رسول شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد نیز او‌را ابویحیی نامید.[۷]

زمانه نبی
اسلام آوردن
صهیب و عمار یاسر بعداز سی و یک سری نفر مسلمان شدند.[۸] زمانی‌که فرستاده(ص) با عده ای از مسلمان ها در منزل ارقم مخفی بودند، عمار یاسر جلو منزل ارقم چشم به راه اذن بود که صهیب هم رسید، عمار پرسید برای چه به اینجا آمدی؟ صهیب اظهار‌کرد: تو برای چه آمده‌ای؟ عمار بیان کرد: آمده‌ام تا سرویس پیامبر آفریدگار‌(ص) رسیده و گفتارش را بشنوم، صهیب اعلام‌کرد: هدف اینجانب هم همین میباشد. هر دو وارد شدند. رسول(ص) اسلام را به آن ها توصیه کرد و آن دو مسلمان شدند.[۹]

نبی در بین وی و حارث بن صمه، عقد اخوت برقرار کرد.[۱۰]

مسافرت
بعداز مسافرت رسول(ص)، صهیب به قصد مدینه تکان کرد. کفار قریش به تعقیب وی برخاستند. صهیب تیری به چله کمان بنیان و اظهار کرد همگی من را میشناسید در تیراندازی مهارت بدون نقص دارم، در حالتی‌که از اینجانب دست نکشید واپسین تیری که در ترکشم است به عمل برده، بعد از آن با چاقو با شما میجنگم؛ علاوه اینجانب برای شما سودی ندارم. محل اموالم را به شما نشانه می ‌دهم تا آنان‌را تصرف نمائید و از اینجانب دست بکشید. آن ها به‌این معامله راضی شدند و برگشتند، وی به روش خویش خاطر نشان کرد تا در قبا خویش را به رسول(ص) رسانید.[۱۱]

وی و حضرت علی(ع)، واپسین افرادی از مهاجرین بودند که در نصفه ربیع الاول در قبا به نبی(ص) پیوستند.[۱۲]

برخی شأن نزول آیه «وَمِنَ النَّاسِ مَن یشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ ۗ»﴿۲۰۷﴾ (ترجمه:و از در بین عموم کسی میباشد که جان خویش را برای طلب خشنودی معبود می فروشد.)[بقره–۲۰۷] را در ارتباط با وی دانسته‌اند.[۱۳] اما پر اسم و رسم این میباشد که‌این آیه در شان حضرت علی در لیلة المبیت نازل شد‌ه‌است.[۱۴][۱۵]

صهیب در بدر[۱۶]، احد، خندق و بقیه نبرد‌های رسول کمپانی داشت.[۱۷] رسول اکرم(ص) درباره وی فرمود: «جلوداران چهار نفرند؛ اینجانب جلودار اعراب، صهیب جلودار رومیان، سلمان جلودار عجم‌ها و بلال جلودار حبشی‌هااست.»[۱۸]

بازدید : 18
پنجشنبه 30 مرداد 1404 زمان : 10:25


اعتراض به سیاست‌های امین السلطان
خلیلی تهرانی نسبت به کارها سیاسی و اجتماعی کشور‌ایران حساس بود. او در ۱۳۲۱ق، درپی حال و روز نابسامان اقتصادی و اجتماعی کشور ایران و نارضایتی عموم از شغل های امین السلطان (صدراعظم ناصرالدین فرمانروا قاجار)، یار و همدم با آخوند ملامحمدکاظم خراسانی (متوفی ۱۳۲۹ق.) به علمای جمهوری اسلامی ایران طومار نوشت و ناخشنودی خویش را از سیاست‌های غلط امین السلطان نشانه بخشید و حتی گفته‌اند که اورا تکفیر کرد. این اقدامات بسیار مؤثر به‌زمین‌خورد و موجب برکنار امین السلطان مسجد غدیر بلوار معلم مشهد شد.[۱۳]

ملازمت و همراهی با نهضت مشروطه
با شروع نهضت مشروطه، تهرانی یار با محمدکاظم خراسانی و عبدالله مازندرانی (متوفی ۱۳۳۰ق.) از آن پشتیبانی کرد. این سه شیخ که بعداز وفات میرزای شیرازی مرجعیت شیعه ها را به ذمه داشتند و با تیتر مراجع ثلاث نجف شناخته می‌شدند، با طومار‌ها، پیام‌ها و ارشادهای خویش، سهم مهمی در برد نهضت مشروطه داشتند. غرض آن ها از این امان که از عمده‌ترین عامل ها برد انقلاب مشروطه دانسته گردیده، نگهداری مذهب اسلام و از فی مابین برداشتن حکومت استبداد و کوتاه کردن دست متجاوزان فرنگی گفته مسجد غدیر فلاحی مشهد شده میباشد.[۱۴]

تنفیذ قانون اساسی کشور مشروطه
بعداز برد نهضت مشروطه و تأسیس مجلس شورا، قانون اساسی ایران برای ثبت نزد این سه بدن نبی شد و آن‌ها هم آن را تنفیذ کردند[۱۵] و بعد از آن با ارسال طومار‌ها و تلگرام‌های پی در پی، به تقویت مجلس اقدام مسجد بابا غدیر مشهد نمودند.[۱۶]

نبرد با حکومت استبدادی
بعداز به توپ مسدود شدن مجلس نخستین در ۱۳۲۶ق، تهرانی و دیگر علمای اهل ایران مقیم عراق، بر شدت نبرد خویش با حکومت استبدادی و دفاع از مشروطه‌خواستار اضافه کردند. تهرانی و خراسانی و مازندرانی طرد کردن محمدعلی فرمانروا را از اوجب واجبات، دادن مالیات به گماشتگان اورا از اعظم محرّمات و عملکرد در خط مش استقرار مشروطه را به منزله جهاد در رکاب امام فرصت(عج) دانستند.[۱۷] در حین استبداد صغیر، یکی مدارسی که تهرانی در نجف سازه گذاشته بود، محل گرد هم آیی ایرانیان شد.[۱۸] گفته‌اند که بعد از بروز پاره‌ای انحرافات در نهضت مشروطه، تهرانی از تامین آن اظهار پشیمانی مسجد بابا قدرت مشهد می کرد.[۱۹]

خصوصیت‌های اخلاقی و عبادی
تهرانی شخصی متقی بود و مداومت و حفظ به خواندن دعاها و زیارات داشت. وی پس از مدتی درس دادن، کرسی درس دادن را رها کرد و اغلب در مسجد کوفه و سهله به عبادت پرداخت. او عادت به زیارت اربعین کربلای معلی با پای پیاده داشت.[۲۰] خوش‌خلق و خوش‌کلام و بسیار رئوف بود.

وی یک زائرسرا و دو مکتب علمیه و قنات در نجف، برای مردم وقف کرد.[۲۱]

درگذشت
تهرانی در شوال ۱۳۲۶ق در مسجد سهله درگذشت و پیکرش را در شریعه فرات غسل دادند و تا نجف تشییع و در کنار مسجد خودش در بقاع ای که خویش فراهم کرده بود، دفن شد.[۲۲] در جمهوری اسلامی ایران و هند و عراق، برای وی مراسم عزاداری برگزار شد و بازار طهران تعدادی روز تعطیل شد. شعرای بخش اعظمی در رثای او شعر سروده‌اند.[۲۳] بعداز وفات تهرانی، شایع شد که او با زهر مسموم گردیده است و حتی او‌را «ذبیح اعظم» و «شهید اکبر» خواندند.[۲۴]

اثرها و تالیفات
تهرانی در فقه و اصول فقه و رجال، اثر ها بخش اعظمی بر مکان گذاشت. اورده شده که همه آن‌ها به خط خویش وی نزد شاگردش، محمدتقی گرگانی، بوده میباشد. [۲۵]

ذریعة الوداد، شرحی میباشد بر کتاب نجاة العباد محمدحسن نجفی و ظاهراً نیمه تمام باقی‌مانده میباشد.[۲۶] این کتاب اولیه توشه در بمبئی و آنگاه در ۱۳۱۲ق در کشور ایران چاپ سنگی شد و بارها در جمهوری اسلامی ایران به چاپ رسید.[۲۷]
کناره بر برخی رسائل عملیه
کتاب غصب
کتاب اجاره
رسالاتی در امر بیع و خیارات[۲۸]
برخی فتواهای تهرانی، یاروهمدم با فتواهای بعضا علمای دیگر، در کتاب مجمع الرسائل در ۱۳۳۱ق در طهران چاپ شد‌ه‌است.[۲۹] همینطور تقریراتی از دروس اورا شاگردانش نوشته‌اند.[۳۰] او بر کتاب‌های بخش اعظمی تقریظ نوشته میباشد.[۳۱]

فرزندان
تهرانی شش پسر داشت که تمامی در علم ها فقهی علم آموزی کردند:[۳۲]

محمد؛ در نجف به دنیا آمد و سطح های بهتر فقه و اصول را نزد آخوند خراسانی و پدرش یادگرفت و از علمای نجف اذن اجتهاد اخذ کرد.[۳۳] محمد از کودکی شعر می‌سرود، بیشتر اشعار وی در مدح و رثای اهل بیت(ع) میباشد. او در برخی اشعارش مسلمانها را به بیداری فراخوانده میباشد.[۳۴] او بسیار به عبادت، بیان و اعتکاف در بقعه امام علی(ع) می‌پرداخت.[۳۵] وی در ۱۳۵۵ق در نجف وفات یافت و در حرم پدرش دفن شد. کتاب فی الطهاره، کتاب فی الخمس، قاموس غریب القرآن و یکسری رساله شرعی، از اثرها اوست.[۳۶]
روضه خوان مهدی آیت الله زاده؛
روضه خوان محمود؛
روضه خوان محمدعلی که دایرة المعارف اسلامی را ترجمه نموده است.[۳۷]

تعداد صفحات : 55

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 560
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه