ابوعبدالله جعفر بن عَفّان (عثمان) طائی (درگذشت حدود ۱۵۰ق) از شاعران شیعه و مرثیهسرایان عاشورا در قرن دوم هجری قمری بود. او اشعاری در مدح و مرثیه اهل بیت و در مدد از قضیه امامت سروده میباشد. وی به درخواست امام راست گو(ع) برای امام حسین(ع) مرثیهسرایی کرد و امام اورا به فردوس بشارت اعطا مسجد غدیر بلوار معلم مشهد کرد.
معاشطومار
ابوعبدالله جعفر بن عفان طایی از شاعران شیعی میباشد که در برخی منابع بابا او عثمان معرفی گردیدهاست. اما نقل شده میباشد که صحیح آن به عبارتی عفّان میباشد.[۱] مرزبانی اورا در شمار شعرای شیعه کوفی بیان نموده است.[۲] او با امام راست گو(ع) و با سید حمیری هم بعدازظهر بوده میباشد و با حمیری محاوراتی داشته میباشد.[۳] وی حدود سال مسجد غدیر فلاحی مشهد ۱۵۰ق درگذشته میباشد.[۴]
مرثیه امام حسین(ع)
جعفر بن عفان در مرثیه امام حسین(ع) نیز شعر میسروده میباشد. او به درخواست امام راستگو(ع) برای امام حسین(ع) مرثیه سرایی کرد و اشعاری خواند که به انبوه ضربات بر پیکر امام حسین(ع) اشاره داشت. امام درستگو(ع) و دیگر حاضرین به فغان افتادند بعد از آن امام درستگو(ع) فرمود:ای جعفر، اکنون معبود فردوس را بر تو واجب ایجاد کرد.[۵] شعری که او در حضور امام (ع) خواند اینگونه مسجد بابا غدیر مشهد میباشد:
لیبک علی الإسلام اینجانب کان باکیا
فقد ضیعت أحکامه و استحلت
غداة حسین للرماح دریئة
و قد نهلت منه السیوف و انگیزه
و غودر فی الصحراء لحما مبددا
علیه عتاق الطیر باتت و ظلت
فما نصرته امة السوء إذ دعا
لقد طاشت الأحلام منها و ضلت
الا بل محوا أنوارهم بأکفهم
فلا سلمت تلک الأکف و شلت
و ناداهم جهدا بحق محمد
فان ابنه اینجانب نفسه لحاظ حلت
فما حفظوا قرب الرسول و لا رعوا
و زلت بهم اقدامهم و استزلت
أذاقته حر القتل امة جده
هفت نعلها فی کربلاء و زلت
فلا قدس الرحمن امة جده
و ان هی صامت للاله و صلت
کما فجعت بنت الرسول بنسلها
و کانوا کماة الحرب مسجد بابا قدرت مشهد حین استقلت[۶]
ترجمه: می بایست هر شیون کنندهای بر اسلام بگرید که احکام آن ضایع و حرامش حلال گشته میباشد. به عبارتی روزی که حسین(ع) با نیزه قطعه قطعه شد و آنگاه که شمشیرها از خونش سیراب گشتند. در آن دشت وی به باز ماند همانند تکه گوشتی مستقل گردیده و شب، طیوران جسد مبارکش را در هواخواهی گرفتند. کمکاش نکردند آن امت زشتکار آنگاه که آنها را صدا زد به صحت که شکیبایی و بردباری نادر رنگ شد و هلاک شد. آن ها با دست خویش نورشان را بی سروصدا کردند به این شکل دستانی تندرست نباد و نابود باد. با سعی هر چه بیشتر آن ها را خواند به حق محمد که اوست فرزند محمد، از جان محمد. نگه نداشتند حرمت خویشاوندی با نبی را، رعایت آن را ننمودند و پای آنها لغزید، و لغزانید. امت جدش به وی سوز مرگ چشاندند و پاپوش این امت در کربلا سبب ساز سقوط آنها شد. پاکیزه نگرداند معبود امت جدش را هر یکسری که روزه بدارند و نماز بخوانند. که دخت فرستاده را به سوگ فرزندانش نشاندند آنانی را که به هنگام مبارزه پابرجا و حمایت کننده بودند بعد که سایرافراد کوچ میکردند.
اشعار و دیوان
ابوعبدالله جعفر بن عَفّان (عثمان) طائی (درگذشت حدود ۱۵۰ق) از شاعران شیعه و مرثیهسرایان عاشورا در قرن دوم هجری قمری بود. او اشعاری در مدح و مرثیه اهل بیت و در مدد از قضیه امامت سروده میباشد. وی به درخواست امام راست گو(ع) برای امام حسین(ع) مرثیهسرایی کرد و امام اورا به فردوس بشارت اعطا مسجد غدیر بلوار معلم مشهد کرد.
معاشطومار
ابوعبدالله جعفر بن عفان طایی از شاعران شیعی میباشد که در برخی منابع بابا او عثمان معرفی گردیدهاست. اما نقل شده میباشد که صحیح آن به عبارتی عفّان میباشد.[۱] مرزبانی اورا در شمار شعرای شیعه کوفی بیان نموده است.[۲] او با امام راست گو(ع) و با سید حمیری هم بعدازظهر بوده میباشد و با حمیری محاوراتی داشته میباشد.[۳] وی حدود سال مسجد غدیر فلاحی مشهد ۱۵۰ق درگذشته میباشد.[۴]
مرثیه امام حسین(ع)
جعفر بن عفان در مرثیه امام حسین(ع) نیز شعر میسروده میباشد. او به درخواست امام راستگو(ع) برای امام حسین(ع) مرثیه سرایی کرد و اشعاری خواند که به انبوه ضربات بر پیکر امام حسین(ع) اشاره داشت. امام درستگو(ع) و دیگر حاضرین به فغان افتادند بعد از آن امام درستگو(ع) فرمود:ای جعفر، اکنون معبود فردوس را بر تو واجب ایجاد کرد.[۵] شعری که او در حضور امام (ع) خواند اینگونه مسجد بابا غدیر مشهد میباشد:
لیبک علی الإسلام اینجانب کان باکیا
فقد ضیعت أحکامه و استحلت
غداة حسین للرماح دریئة
و قد نهلت منه السیوف و انگیزه
و غودر فی الصحراء لحما مبددا
علیه عتاق الطیر باتت و ظلت
فما نصرته امة السوء إذ دعا
لقد طاشت الأحلام منها و ضلت
الا بل محوا أنوارهم بأکفهم
فلا سلمت تلک الأکف و شلت
و ناداهم جهدا بحق محمد
فان ابنه اینجانب نفسه لحاظ حلت
فما حفظوا قرب الرسول و لا رعوا
و زلت بهم اقدامهم و استزلت
أذاقته حر القتل امة جده
هفت نعلها فی کربلاء و زلت
فلا قدس الرحمن امة جده
و ان هی صامت للاله و صلت
کما فجعت بنت الرسول بنسلها
و کانوا کماة الحرب مسجد بابا قدرت مشهد حین استقلت[۶]
ترجمه: می بایست هر شیون کنندهای بر اسلام بگرید که احکام آن ضایع و حرامش حلال گشته میباشد. به عبارتی روزی که حسین(ع) با نیزه قطعه قطعه شد و آنگاه که شمشیرها از خونش سیراب گشتند. در آن دشت وی به باز ماند همانند تکه گوشتی مستقل گردیده و شب، طیوران جسد مبارکش را در هواخواهی گرفتند. کمکاش نکردند آن امت زشتکار آنگاه که آنها را صدا زد به صحت که شکیبایی و بردباری نادر رنگ شد و هلاک شد. آن ها با دست خویش نورشان را بی سروصدا کردند به این شکل دستانی تندرست نباد و نابود باد. با سعی هر چه بیشتر آن ها را خواند به حق محمد که اوست فرزند محمد، از جان محمد. نگه نداشتند حرمت خویشاوندی با نبی را، رعایت آن را ننمودند و پای آنها لغزید، و لغزانید. امت جدش به وی سوز مرگ چشاندند و پاپوش این امت در کربلا سبب ساز سقوط آنها شد. پاکیزه نگرداند معبود امت جدش را هر یکسری که روزه بدارند و نماز بخوانند. که دخت فرستاده را به سوگ فرزندانش نشاندند آنانی را که به هنگام مبارزه پابرجا و حمایت کننده بودند بعد که سایرافراد کوچ میکردند.
اشعار و دیوان

مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد بهعنوان پایگاه فرهنگی در برابر تهاجم فرهنگی