loading...

بهترین مرجع مسجد غدیر باباعلی مشهد

بازدید : 12
پنجشنبه 21 فروردين 1404 زمان : 11:10


تعبیر و تفسیر به رأی
نوشته‌علمیٔ مهم: تعبیر و تفسیر به رأی
مشاجره بر راز تعبیروتفسیر به رأی از آنجا استارت میشود که در صورتی مفسری برای فهم و شعور آیه، مستندی از احادیث معصومان یا این که اقوال صحابه و تابعین یا این که رأی اجماعی مفسران قبل را در مشت نداشته باشد، آیا مجاز میباشد به رأی و اجتهاد خویش مسجد غدیر بلوار معلم مشهد روی آورد.

محققان از دیرباز نسبت به تعبیروتفسیر به رأی و در جواب به اینکه آیا هر که میتواند قرآن را تعبیروتفسیر نماید، دو موضع متعارض اتخاذ کرده‌اند. گروهی در این زمینه طاقت فرسا گرفته، تعبیر قرآن را با اجتهاد صرف روا ندانسته هیچ کس، حتی دانشمندترین اشخاص، را مجاز به تعبیر و تفسیر قرآن نمی‌دانند، مگر آنکه پیمان خویش را مستند به روایتی از نبی، صحابه یا این که مسجد غدیر فلاحی مشهد تابعین نماید.

[۱۳۲]این دسته برای تأیید عقیده خویش ضمن استناد به احادیث شماتت کننده تعبیروتفسیر به رأی، دلایل دیگری بیان کرده‌اند؛ برای مثال اینکه تعبیر به رأی نسبت دادن چیزی به آفریدگار سوای دانش میباشد و این فرمان در قرآن حرام شمرده شد‌ه‌است.[۱۳۳] دیگر اینکه برخی از صحابه و تابعین از تعبیر و تفسیر دوری داشته، در‌این دستور بسیار دشوار مسجد بابا غدیر مشهد می‌گرفتند.[۱۳۴]

در مقابل، گروهی قرار دارا‌هستند که تعبیر اجتهادی قرآن را با فرض شروطی برای مفسر روا دانسته‌اند. اینان نیز در تأیید طریقه خویش استدلال‌ای آورده‌اند، نظیر این که آیه‌ها زیادی از قرآن، مسلمان ها را به تدبر در قرآن تشویق نموده است،[۱۳۵] که‌این خویش آرم دهنده تایید صلاحیت دخالت عقل و اجتهاد در ادراک قرآن میباشد. بعلاوه، اختلاف صحابه در تعبیروتفسیر آیه ها قرآن حاکی از استفاده عنصر استنباط از سوی آن‌ها در تعبیر و تفسیر مسجد بابا قدرت مشهد میباشد.[۱۳۶]

مفسران شیعه
نقش مفسران شیعه در جریان کتابت کتاب‌های تفسیری چشمگیر میباشد. ابن عباس (م ۶۸ق) طلبه حضرت علی(ع) و دیگر صحابه زیرا ابن مسعود (م ۳۲ق)، جابر بن عبدالله انصاری (م ۷۴ق)، ابی بن کعب (م ۲۰ق)، میثم تمار (م ۶۰ق) از مفسرانی می باشند که در روشنگری مفاهیم و کلمه‌های قرآن و یا این که کتابت کتابی در تعبیروتفسیر نقش بسزایی داشتند.[۱۳۷]

در زمان‌های آنگاه این کوشش ادامه مییابد و در بعد از ظهر تابعین، مفسران شیعی اکثری به ارائه و تألیف تعبیر و تفسیر پرداخته‌اند. تفسیرنگاری در‌این زمان با تعبیر سعید بن جبیر (م ۹۴ق) استارت شد. به گفتۀ قتاده (م ۱۱۸ق): سعید از همۀ تابعین به تعبیر و تفسیر داناتر بود.[۱۳۸] بعداز او، مجاهد بن جبر (درگذشته ۱۰۳ق) محصل ابن عباس میباشد. وی از ابن عباس ماجرا می‌نماید. فضل و ادب بن مبارک می گوید: از مجاهد شنیدم که می‌بیان کرد قرآن را سه توشه بر ابن عباس عرضه کردم و در هر توشه آیه به آیه می‌خواندم و از وی دربارۀ کیفیت نزول و کیفیت تعبیر آن می‌پرسیدم.[۱۳۹] سازه بر این، مجاهد طلبه ابن عباس، و ابن عباس محصل حضرت علی(ع) میباشد. اهل سنت اکثر اوقاتِ احادیث و اثرها تفسیری خویش را از مجاهد نقل می‌نمایند. از سایر شاگردان ابن عباس و متأثر از فراگیری‌های او در تعبیر، ابوصالح معیار بصری (م پس از ۱۰۰ق) میباشد. همینطور ابوعبدالله یمانی طاووس بن کیسان (م ۱۰۶ق) میباشد که از اصحاب امام زین العابدین(ع) میباشد و تعبیر و تفسیر را از ابن عباس نقل می‌نماید. عطیة بن سعید العوفی (م ۱۱۱ یا این که ۱۱۴ق) از اصحاب امام باقر(ع) از همین گروه از تابعین میباشد که تفسیری در ۵ جلد تحت عنوان تعبیر عطیه عوفی تألیف کرد. دیگر تابعین، یحیی بن یعمر (م ۱۲۹ق) دانش آموز ابوالاسود دوئلی (طلبه حضرت علی (ع) و یکی یاران مجاورت وی)، محمد بن سائب (م ۱۴۶ق) از اصحاب امام باقر(ع) و امام راستگو(ع)، جابر بن یزید جعفی (م ۱۲۸ق) از اصحاب امام باقر و اسماعیل بن عبدالرحمان کوفی ابو محمد قرشی دارای اسم و رسم به «‌سدی وسیع‌» (م ۱۲۷ق) از اصحاب امام زین العابدین و امام باقر و امام جعفر درست گو علیهم السلام میباشد.[۱۴۰]

در دورۀ تابع تابعین این مسأله بیشتر بسط می یابد و مفسران بخش اعظمی از شیعه اقدام به تألیف و تدوین کتاب‌های تفسیری می‌کنند.

بازدید : 56
سه شنبه 19 فروردين 1404 زمان : 11:03


صورت‌گیری مذهبها گوناگون شرعی
بعد از درگذشت نبی اسلام(ص)، شیعه‌ها که به جانشینی امام علی(ع)‌ اطمینان داشتند، مسائل فقاهتی را با او فی مابین می‌گذاشتند، ولی سایر افراد برای حل مسائل شرعی خویش به اصحاب فرستاده برگشت می‌کردند[۱۳] و هرمورد از صحابه مبتنی بر آنچه از فرستاده(ص) شنیده بود و یا این که استنباطی که از گفتار او داشت، به مسائل جواب می‌اعطا مسجد غدیر بلوار معلم مشهد کرد.[۱۴]

اختلافات فقاهتی صحابه در عصر تابعان بیشتر شد. با بدور شدن از زمان رسول اسلام، اختلاف در نقل سنت نبوی، مورد حجیت آراء صحابه تحت عنوان منبعی قابل متکی بودن و در غایت اختلاف درباره حجیت اجتهاد و محدوده آن، باعث صورت‌گیری مذهب‌ها متعدد شرعی میان اهل سنت مسجد غدیر فلاحی مشهد شد.[۱۵]

در نقطه نهایی سده در آغاز هجری تامل رایجی وجود داشت که معتقد بود واقعه لحاظ و موافقت فقیهان مناسب وجود ندارد و عموم را در تنگنا قرار می دهد و از همین رو بر این اطمینان بودند که اختلاف فی مابین فقیهان، سبب ساز به سیرتکامل‌ای آزادی برای مکلفان می شود.[۱۶] در همین راستا هنگامی از قدمت بن عبدالعزیز درخواست شد تا عموم را وادار به تاسی از مذهب واحدی نماید، از این فعالیت امتناع مسجد بابا غدیر مشهد کرد.[۱۶]

ثبت مذهبها چهارگانه
از نصفه دوم قرن چهارم هجری قمری به بعد از آن، فقیهان میل به پیروی از فقیهان قبل خویش داشتند؛ به نحوی که هر دانشمندی در ادامه یکی‌از مجتهدان قبل گردیده و به گستردن و تعبیر آرای وی می‌پرداخت.[۱۷] وجود فرقه‌های گوناگون و تعصب هوا داران آنان اختلافات بخش اعظمی را در جامعه اسلامی به وجود آورد؛ به حدی که بعضی فقیهان، تزویج با رهروان فرقه‌های دیگر را مجاز نمی دانستند و برخی دیگر اقتدا به امام جماعتی که از فرقه دیگر باشد را روا مسجد بابا قدرت مشهد نمی‌شمردند.[۱۸]

در غایت حاکمان مسلمان به‌این سود رسید که مذهب ها فقاهتی را محصور نمایند؛ در سال ۶۳۳ [۱۹] یا این که ۶۶۳[۲۰] یا این که ۶۶۵ هجری قمری[۱] حاکمی با اسم بَیبَرس بُندُقداری که بر بخش اعظمی از بخشها اسلامی به عنوان مثال مصر و شام حکومت می کرد،[۲۱] چهار حکم دهنده قانونی از چهار مذهب حنفی، مالکی، شافعی و حنبلی در قاهره منصوب کرد و بقیه مذهبها را نامعتبر بیان کرد.[۲۲] وی همینطور محدودیت‌های اکثری برای رهروان مذهب ها دیگر به وجود آورد.[۲۰] این تصمیم بعداز مدتی در بخش ها دیگر نیز انجام شد.[۲۱]

در سود مذهب‌ها چهارگانه حنفی، مالکی، شافعی و حنبلی که رهروان متعددی نیز داشتند، به طور قانونی گزینه مدد حکومت‌ها قرار گرفتند[۲۳] و با سپری شد فرصت در جامعه اهل سنت ثبت شدند.[۲۴][یادداشت ۱] مطهری(۱۳۵۸ش) نیز براین اعتقاد و باور میباشد که تا قرن هفتم هجری قمری حقّ اجتهاد دربین اهل سنت محفوظ و بابِ آن مفتوح بود. در‌این قرن به علل خاصّ تاریخی با یک شورا و اجماع ساختگی این حق از علما سلب شوید و علما ناچار شدند که برای مدام از نظر ها علمای قرن دوم و سوم هجری پیروی نمایند، و از اینجا زمینه‌ حصر مذهبها شرعی به مذهب ها چهارگانه پر اسم و رسم بوجود آمد. [۲۵]

فرقه‌های نابود گردیده
ضمن فرقه‌های ثبت گردیده، فرقه‌های دیگری نیز وجود داشتند که با سپری شد مجال و به جهت محدودیت‌هایی که حکومت‌ها برای آن‌ها به وجود آورد از در بین رفتند. بعضا از فقیهانی که پیروانی در بخش ها گوناگون داشتند عبارتند از: اوزاعی (۸۸-۱۵۷هجری قمری) که مدرسه فقاهتی‌اش در شام دوست داران بخش اعظمی داشت،[۲۶] سفیان بن سعید ثوری پر اسم و رسم به سفیان ثوری (۹۷- ۱۶۱هجری قمری) از سران مدرسه فقه بر مبنا حدیث که پیروانش در اکثری بخشها پخش گردیده بودند،[۲۷] و داوود ظاهری (۲۰۱-۲۷۱هجری قمری) که با قیاس و رأی مخالف بود و بیشتر به ظاهر حدیث حیث داشت.[۲۸] مذهب داوودیه هواداران بخش اعظمی داشت؛ به سیرتکامل‌ای که مولف‌ای در قرن چهارم هجری مذهب داوودیه را چهار‌مین مذهب مهم اهل سنت می‌دانست.[۲۹]

محمد بن جریر بن یزید طبری (۲۲۴-۳۱۰ق) از سایر فقیهانی بود که مذهبش با سپری شد فرصت هلاک شد.[۳۰] سعید بن مسیب و سلامت بن عبدالله بن قدمت در مدینه، عطاء بن أبى‌رباح در مکه، طاووس بن كیسان در یمن،[۳۱] و حسن بصری در بصره از سایر فقیهانی بودند که مذهبشان نابودشد.[۳۲]

بعضی پژوهشگران معتقدند از میان رفتن این مذهب‌ها علامت از ضعف آن ها در مقابل چهار مذهب قانونی وجود ندارد، بلکه حذف آن ها ناشی از امان نشدن به وسیله حکومت و طرد آن‌ها از سوی حاکمان بوده میباشد.[۲۱]

کارداران انحصار در مذهبها چهارگانه
مورخان و دانشمندان عواملی را در ثبت مذهب‌ها چهارگانه دینی بین اهل سنت برشمرده‌اند:

حکومت
حاکمان اسلامی در اشاعه و آنگاه ثبت مذهب ها فقاهتی نقش عمده‌ای داشته‌اند؛ هارون الرشید فردی به اسم ابویوسف را که در ادامه مذهب حنفی بود حکم کننده قرار بخشید و قضات دیگر نیز صرفا در شکل حنفی بودن تأیید می‌شدند. این عمل نقش مهمی در اشاعه مذهب حنفی داشت.[۳۳] در اندلس و مغرب نیز مذهب مالکی مقبول حکومت قرار گرفت.[۳۴] عبدالسلام بن سعید (درگذشت:۲۴۰ق)که در آفریقا حکم کننده بود، نقش فعالی در توسعه مذهب مالکی داشت.[۳۵] در شام نیز در یک عصر، مذهب شافعی رسمیت یافت.[۳۴]

ثبت و رسمیت یافتن مذهبها چهارگانه به وسیله حاکمان مسلمان، آغاز در مصر شروع شد[۳۶] و بعد در بخش ها دیگر صورت اعطا کرد.[۲۱] حاکمان همینطور در اشاعه این مذهب‌ها همت کردند و مدارسی مختص این مذهبها قرار دادند. در همین حالا فرقه‌های دیگر با محدودیت‌های کلان‌ای مواجه شدند؛ برای مثال شهید شدن رهروان مذهب‌ها دیگر در دادگاه‌ها دارای اعتبار خلا، و همینطور فقط عده ای برای سخنرانی، امامت جماعت، درس دادن علم ها شرعی و... مجاز دانسته می‌شدند که در‌پی فرقه‌های چهارگانه باشند.[۱]

شاگردان، مبلغان و موردها دیگر
یکی‌از علل رغبت عموم و حاکمان به مذهبها چهارگانه اهل سنت را توفیق پیشوایان این مذهب ها در تربیت شاگردان پر رنگ و ممتاز در جامعه دانستند به دلیل آنکه شاگردان، مذهب‌ها فقاهتی استادان خویش را رواج کرده و در جامعه تحت عنوان احکام و قوانین اسلامی ثبت کردند و فقیهان آینده نیز به تقلید از این مذهب‌ها رویکرد یافتند[۳۷] تا جایی که به تایید صلاحیت تبعیت از مذهب‌ها چهارگانه و عدم تایید صلاحیت تاسی از مذهب‌ها دیگر حکم کردند.[۳۸] همینطور وجود هوا داران بسیار و تعصبات آن ها، از دست اندرکاران اصلی ثبت مذهب‌ها چهارگانه دانسته گردیده است.[۳۹] اعتنا ویژه به تایپ کردن و کِتابت آراء و نظرها، عامل دیگری برای ثبت مذهب‌ها چهارگانه اورده شده میباشد. بر همین اصل برخی معتقدند کتابت نظرها شرعی موجب محافظت مذهبها گردیده و حاکمان موجب پیشرفت مذهب ها گردیده‌اند.[۴۰]

اهل سنت و قضیه اجتهاد
بعداز ثبت مذهبها چهارگانه بین مردم اهل سنت، اجتهاد در بین آن‌ها توقیف شد.[۳۹] آن‌ها معتقدند فقط بایستی از مذهب ها چهارگانه تاسی کرد[۴۱] و دانش به شریعت فرستاده(ص) صرفا از روش مذهب‌ها چهارگانه ممکن میباشد.[۴۱] با این هم اکنون این اعتقاد و باور به وسیله برخی اشخاص[یادداشت ۲] و مجموعه‌ها آیتم مناقشه واقع شد‌ه‌است.[۴۲][یادداشت ۳]روضه خوان محمود شلتوت از اساتید و رؤسای دانش گاه الازهر در مصر یکی افرادی میباشد که انحصار تاسی از مذهب ها اربعه را غلط دانسته و علاوه بر روا فهمیدن تاسی از مذهب جعفری که به عبارتی شیعه امامیه میباشد، تبعیت از هر مکتبی را که بطور درست اورده شده و احکام آن در کتاب ها منحصربه‌فرد به خویش مدون گشته حق هر مسلمانی دانسته و صریحاً اعلان کرد که هرکسی تقلید کننده یکی این مذهبها چهارگانه باشد قادر است به مذهب دیگری ( هر مکتبی که باشد ) منتقل گردد.[۴۳]

فقه سلفی
ابن تیمیه از فقیهان قرن هشتم هجری قمری و از مبلغان اساسی سلفی‌گری بر گشوده بودن باب اجتهاد تاکید می‌ورزید.[۴۴] احمد پاکتچی، متفحص علم ها قرآن و حدیث، این نظر را دارد ابن تیمیه را می بایست فقیهی در چارچوب مذهب حنبلی انگاشت که در بخشی از مسائل از موضع‌ها پر اسم و رسم فقه حنبلی عدول نموده است.[۴۴] محمد بن عبدالوهاب، از فقیهان قرن سیزده هجری قمری و به تبعیت از وی مُفتیانِ وهابی معتقدند که بایستی مانند سَلَف به کتاب و سنت مراجعه کرد و با دقت به آیه ها و احادیث اجتهاد نمود.[۴۵]

بازدید : 19
دوشنبه 18 فروردين 1404 زمان : 10:49


اختلافات درباره حدیث
۱. اختلاف درباره جای و استفاده کننده اتفاق: در منابع اهل سنت مخاطبین تهدید به سه شکل گفته شده میباشد:

در منابعی نظیر: درست بخاری،[۱۳] درست مسلم،[۱۴] تعبیر طبری[۱۵] تعبیر و تفسیر ابن کثیر،[۱۶] تاریخ طبری،[۱۷] البدایه و النهایه،[۱۸] مخاطبین ترساندن کافران اورده شده میباشد و آیه مرتبط با اولِ رسالت پيامبر(ص) مذکور میباشد و پيامبر اکرم(ص)‌ در اين زمان مدعوين را به سوی اسلام دعوت کرده و از شرک تهدید دادند. و آن حضرت زمانی می خواستند عشيره خویش را دعوت و تهدید نماید بر روی کوه صفا رفتند و فرياد زدند: «يا صباحاه يا مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد صباحاه».
در منابعی نظیر: تاریخ طبری،[۱۹] تعبیر طبری،[۲۰] تعبیروتفسیر ابن کثیر،[۲۱] البدایه و النهایه،[۲۲] خصائص امیرالمومنین علی بن ابی طالب(ع)،[۲۳] المسند،[۲۴] تعبیر ابن کثیر[۲۵] مخاطبان ترساندن کافران گفته شده میباشد و آرم می‌دهد که نبی معبود(ص) وقتی که‌این آیه بر آن حضرت نازل شد، به علی(ع) امرکرد که خوراک تهیه و تنظیم نماید و فرزندان عبدالمطلب را در منزل عمویش ابو طالب دعوت نماید. رسول(ص) آن‌ها را خواند و اسلام آوردند و فرمود: هر که در‌این دستور با وی بیعت نماید اخوی و صحابی و وصی و جانشین وی خواهد بود که صرفا علی(ع) آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد بیعت نمود.
در منابعی نظیر: درست بخاری،[۲۶] درست مسلم،[۲۷] مخاطبانِ تهدید را مسلمان‌ها و ارعاب آنها را از عذابِ معصیت رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد می داند.
در منابع شیعه: تعبیروتفسیر القمی،[۲۸] علل الشرایع،[۲۹] الأمالی،[۳۰] البرهان فی تعبیر القرآن،[۳۱] مخاطبان اقربای(خاندان) خاصِّ آن حضرت گفته شده میباشد که به امر خداوندمتعال در منزل ابوطالب در جهت ابلاغ علنی رسالت و مسأله خلافت امام علی(ع) میباشد.

۲. اختلاف در لغت ها و تعابیر ماجرا: طبق تقریر و برداشت علامه امینی[۳۲] جز صورتی که بیان شد، شش شکل دیگر در منابع نقل شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد شد‌ه‌است:

«مَن یبَایعُنی عَلی اَنْ یکونَ اَخی وَ صاحِبی وَ ولیکمْ مِنْ بَعْدی؟»[۳۳] درین نقل، واژه «خلیفتی» نیامده البته تعبیر و تفسیر «البتهُّنادرْ» آمده که در نقل ابتدا مو جود وجود ندارد. می‌قدرت بیان کرد که‌این نقل، با دقت به معنای «اما»(سرپرست) و «ولایت»(سرپرستی)، آن نقل را تقویت می‌نماید.
«أَیُّنادرْ یَنْتَدِبُ أَنْ یکونَ أَخِی وَ وَزِیرِی وَ وَصِیی وَ خَلِیفَتِی فِی أُمَّتِی وَ وَلِیَّ آحادِّ مُؤْمِنٍ.... اللَّهُمَّ امْلَأْ جَوْفَهُ عِلْماً وَ فَهْماً وَ حُکماً ثُمَّ قَالَ لِأَبِی طَالِبٍ یا این که أَبَا طَالِبٍ اسْمَعِ الْآنَ لِابْنِک وَ أَطِعْ فَقَدْ جَعَلَهُ اللهُ مِنْ نَبِیّهِ بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَی.»«کدام یک از شما در اين دستور به معاونت و يارى اینجانب بر مى‌خيزد تا آنكه اخوی و وصىّ اینجانب و جانشين اینجانب در ميان امتم و البتهِّ هر مؤمنی بوده باشد؟...بارالها دلش را از دانش و ادراک و حکمت پرکن.بعد از آن فرستاده به پدرم (ابوطالب) فرمود: ای ابوطالب از فعلا گوش به دستور پسرت باش و از وی اطاعت کن چون که به مطالعه آفریدگار اورا همچون هارون برای موسی قرارداده میباشد. [۳۴] این نقل افزون بر آنکه نقل دوم را پوشش میدهد، به حدیث مقام نیز اشاره دارااست و تأکیدی بر خلافت بلافصل، علی(ع)میباشد.
«مَنْ یؤَاخِینِی وَ یوَازِرُنِی وَ یکونُ وَلِیی وَ وَصِیی بَعْدِی وَ خَلِیفَتِی فِی أَهْلِی وَ یقْضِی دَینِی.»[۳۵] این نقل همگی تعابیر نقل در آغاز را پوشش می دهد.
«وَ إِنَّ اللهَ لَمْ یبْعَثْ نَبِیا این کهً إِلَّا وَ جَعَلَ لَهُ مِنْ أَهْلِهِ أَخاً وَ وَزِیراً وَ وَارِثاً وَ وَصِیا این کهً وَ خَلِیفَةً فِی أَهْلِهِ فَأَیکمْ یقُومُ فَیبَایعُنِی عَلَی أَنَّهُ أَخِی وَ وَارِثِی وَ وَزِیرِی وَ وَصِیی وَ یکونُ مِنِّی بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَی إِلَّا أَنَّهُ لَانَبِی بَعْدِی؟»[۳۶] این نقل نیز همه تعابیر نقل ابتدا را پوشش میدهد و افزون بر این، به حدیث مقام نیز تصریح داراست.
«فَأَیکمْ یبَایعُنِی عَلَی أَنْ یکونَ أَخِی وَ صَاحِبِی وَ وَارِثِی....»[۳۷] درین نقل، «خلیفتی» نیامده میباشد؛ البته کلمه و واژه «وارثی» آمده میباشد.
«يَا بَنِي عَبْدِ الْمُطَّلِبِ إِنِّي قَدْ جِئْتُكُمْ بِخَيْرَيِ الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ. وَقَدْ أَمَرَنِيَ الله تَعَالَى أَنْ أَدْعُوَكُمْ إِلَيْهِ، فَأَيُّكُمْ يُوازِرُنِي عَلَى أَمْرِي هَذَا؟ وَيَكُونُ أَخِي وَ وَصِيِّيْ وَ خَلِيفَتِي فِيكُمْ فَاسْمَعُوا لَهُ وَ أَطِيعُوا...وَ يَقُولُونَ لِأَبِي طَالِبٍ: قَدْ أَمَرَكَ أَنْ تَسْمَعَ لِعَلِيٍّ وَتُطِيعَ»[۳۸] این نقل نیز بر اینکه علی (ع) خلیفه بلافصل رسول میباشد، تصریح داراست.
جستارهای متعلق
آیه تهدید
حدیث سفینه
حدیث خاصف النعل
حدیث سلسلة الذهب
حدیث لوح
حدیث کساء
آیه ولایت
پانویس
طبری، تاریخ الامم والملوک، ۱۳۸۷ق، ج۲، ص۳۱۹؛ امینی، الغدیر، ۱۴۱۶ق، ج۳،ص۲۳۸.
روضه خوان اثر گذار، رساله فی مضمون‌ المولی، ۱۴۱۳ق، ص۳۹ و ۴۰؛ روضه خوان اثر گذار، الفصول المختاره، ۱۴۱۳ق، ص۹۶؛ نباطی بیاضی، الصراط المستقیم، ۱۳۸۴ق، ج۱، ص۳۲۵؛ ج۲، ص۲۹؛ سید بن طاووس، الطرائف، ۱۴۰۰ق، ج۱، ص۲۱، حلی، کشف المراد، ۱۳۸۲ش،ص۱۸۹.

بازدید : 15
يکشنبه 17 فروردين 1404 زمان : 11:36


شر نیست
گروهی از راهکار‌های موضوع شرور را جواب‌هایی تشکیل می دهند که وجود حقیقی و واقعی شر در عالم را انکار مسجد غدیر بلوار معلم مشهد می‌نمایند.

عدمی بودن شر
یکی طرق جواب به موضوع شرور، جواب وجود ندارد‌انگارانه یا این که عقیده عدمی‌بودن شرور میباشد. به گفته فیلسوفانی مثل فارابی، ابن‌سینا و خواجه نصیر اموری مثل مرگ یا این که نابینایی اموری عدمی می باشند و ابدا وجود فرنگی ندارند و حتی موجوداتی مثل حیوان‌ها درنده یا این که سیل و زمین لرزه که سبب ساز سختی بشر‌ها میشوند هر یک سری خودشان وجود دارا هستند اما مسئله‌ساز اموری عدمی میشوند و از همین جهت به آنها شر گفته می‌گردد.[۵۹]مبتنی بر این بینش، شرور حقیقت‌های وجودی محسوب نمی شوند که بتوان از فاعل آن ها صحبت ذکر کرد و به این ترتیب تناقض بین آفریدگار و وجود شرور نیز برطرف مسجد غدیر فلاحی مشهد می‌گردد.[۶۰]

فارابی، ابن‌سینا، سهروردی، ملاصدرا، طباطبائی، مطهری، جوادی آملی و مصباح یزدی مثلا فیلسوفانی میباشند که با عقیده نابودی‌انگارانه شرور ملازمت و همراهی دارا هستند.[۶۱] این‌شیوه‌حل که بیشتر در شر طبیعی مصرف شده میباشد، قادر است برای ناسازگاری شرّ با اصل وجود خدا و نیز ناسازگاری با یگانگی خدا مصرف شود و ثنویت را فسخ نماید.[۶۲] ولی نقل شده این جواب نمی‌تواند مورد شرّ ادراکی را حل نماید چون شر ادراکی از سنخ وجودات میباشد و نمی‌اقتدار وجودی‌بودن آن را انکار مسجد بابا غدیر مشهد کرد.[۶۳]

مقایسه‌ای بودن شرور
یک کدام از جواب‌های رایج به زمینه شر، مقایسه‌ای و نسبی بودن آن میباشد. به گفته مرتضی مطهری فیلسوف شیعه، هر چیزی در مکان خویش نه میباشد و شرّی در آفرینش نیست. مشقت‌ها و دردها در واقع پیدا میگردند که‌این موجودات سبب ساز مشقت و درد در موجودات دیگر می گردند.[۶۴] حیوان ها درنده زمانی شر محسوب می شوند که به بشر‌ها جراحت برسانند اما در مکان خودشان شر نیستند. به گفته جوادی آملی الاهی‌دان شیعه، شر بِالقیاس(بِالعَرَض)، وجودی میباشد که ذاتاً نه میباشد، البته وجود آن در مقایسه و به نسبت با جان دار دیگر، شر تلقی مسجد بابا قدرت مشهد می گردد.[۶۵]

شر عقب افتاده جسمی جهل بشر (هر رنجی حکمتی دارااست؟)
به گفته بعضا متکلمان، هر چیزی که در بالا به حیث بشر شر به لحاظ میرسد، حکمی عجولانه میباشد که یا این که ناشی از جهل و ناآگاهی نسبت به بعدها و جزئیات نهفته کارها میباشد،[۶۶] یا این که ناشی از جزئی‌نگری و بی‌توجهی به بعد ها دیگر یک حادثه.[۶۷] همچون کودکی که به جهت تلخی دارو از آن متنفر میباشد ولی در واقع آن دارو هیچ چیزی جز تندستی و بهبودی برای طفل به یار ندارد، راه و روش قرآن کریم و مهربان در جواب به موضوع شر را مبنی بر همین جهل انسانی آنالیز کرده‌اند، و آیه ۲۱۶ سوره بقره را در همین راستا دانسته‌اند که میگوید چه بسیار گردد که چیزی را مکروه شمارید، اما به واقعیت نه و صلاح شما در آن باشد.[۶۸] در واقع زیرا آفریدگار فقید و می‌تواند و هیچ سیرتکامل جهل و بخلی ندارد، موضوع ظلم‌کردن نیز در ذات وی نیست، و در ورای هر رنجی که بشر آن را شرّ می داند نه و صلاحی مخفی میباشد که ممکن میباشد بشر از آن مطلع نباشد.[۶۹]

ناگزیری شر
گروه‌ای از جواب‌ها به زمینه شرور، بر طبق ارزیابی‌هایی از عالم هستی صورت گرفته‌اند که وجود شر را می‌پذیرند البته آن را ناگزیر میدانند و معتقدند قابلیت و امکان آفرینش عالم دنیوی که عاری ازهر سیرتکامل شرّ باشد، نیست.[۷۰]

نظام احسن
نوشته‌ی علمیٔ اساسی: نظام احسن
توکل بر عقیده نظام احسن یکی جواب‌های اندیشمندان مسلمان به موضوع شرور میباشد.[۷۱] نظام احسن یعنی دنیا هستی به شایسته ترین صورت ممکن آفریده گردیده‌است[۷۲] سید مرتضی، عالم و متکلم شیعی، این نظر را دارد که مطابق نظام احسن، خلقت به سیرتکامل‌ای پیاده سازی گردیده که تمامی چیز را نه و پسندیده می‌سازد و هیچ موجودی به‌تیتر شرّ مطلق نیست. که آفریدگار همگی مخلوقات را با نظمی خوشگل و متناسب خلق و خوی نموده است و وجود هرگونه شر در عالم به گونه ای با این نظام هماهنگ میباشد.[۷۳] جواب نظام احسن به دو صورت لِمّی و اِنّی آیتم اهتمام علمای مسلمان قرار گرفته میباشد.[۷۴] مرتضی مطهری فیلسوف شیعی، عامل إنّی نظام احسن را در کتاب عدل الهی و جوادی آملی مفسر و فیلسوف شیعی، ادله لِمّی آن را به صورت مبسوط ذکر کرده‌اند. این‌شیوه‌حل، بیشتر در شر طبیعی و اجتماعی مستعمل میباشد.

این جواب در سخن اسلامی به‌تیتر «قاعده اصلح» و در فلسفه اسلامی «نظام احسن» یا این که «التفات» معرفی شد‌ه‌است.[۷۵] آغازگر این مورد در فلاسفه اسلامی، فارابی در کتاب «التعلیقات» و کامل شدن‌کننده آن ابن‌سینا میباشد.[۷۶] در کتاب‌های کلامی شیعه، دیرین‌ترین اثری که به زمینه نظام احسن (وجوب اصلح) پرداخته؛ کتاب «الیاقوت فی دانش الکلام» تاثیر نوبختی و آنگاه «الذخیره فی دانش الکلام» نوشته «سید مرتضی» است.

جواب تقسیم‌گرایانه
جواب‌ تقسیم‌گرایانه پاسخی میباشد که از منظر فیلسوفانه به موضوع شر داده‌اند. در‌این جواب برای توجیه شرور طبیعی، دلیل میشود که دربین شکل‌های ممکن برای آفرینش عالم فقط صورتی قابل خلقت از سوی پروردگار میباشد که نه آن بیشتراز شر آن باشد. چون جهانی که شرّ محض باشد یا این که شر آن بیشتراز نه آن باشد از پروردگار صادر نمی شود و جهانی که نه و شر آن با هم هم اندازه باشند یک تعیین سوای برهان (ترجیح سوای مرجح) میباشد. از سوی دیگر در حالتی که معبود دانا گیتی را برای خودداری از شرور اندک اخلاق نمی کرد، بر خلاف مصالح و حکمت فعالیت کرده بود چون خیرات کلان‌ای را کنار می‌گذاشت[۷۷] جهانی که نه محض باشد نیز وجود داراست که به عبارتی فقیه مجردات میباشد که مادّی وجود ندارد و فاقد هرگونه شر میباشد. مبنی بر این نظارت آفریدگار در خلق و خوی دنیا ماده آیتم سوم را برگزیده که هر یکسری شرور اندکی داراست اما خیرات فراوانی به یار دارااست.[۷۸]

شرور لازمه سپردن
یکی جواب‌های رایج در قضیه شرور اخلاقی، با توکل بر مقام تفویض آدم صورت یافته میباشد. بر پایه ی این جواب، سپردن آدم‌ها در وقوع حادثه ها ناراحت کننده نقش دارااست و آزادی بشر موضوع‌ساز بُروز شر می شود. معبود بشر را مختار آفریده تا بتواند به کمالات دست یابد. لازمه این سپردن، قابلیت و امکان تعیین دربین مورد‌های عالی و بد میباشد؛ به این ترتیب، بشر با آزادی‌ای که داراست، می تواند آیتم‌های ناپسند را نیز برگزیند.[۷۹] برخی از اندیشمندان بر این باورند که جواب بر اساس تفویض مهم ترین راه حل پیشنهادشده برای زمینه شر به شمار می آید.[۸۰] طبق گفته جان هاسپرس فیلسوف غربی این‌راه‌حل نمی‌تواند در شرور طبیعی که فارغ از تفویض آدم فیس می‌هد پاسخگو باشد.[۸۱]

بازدید : 53
شنبه 16 فروردين 1404 زمان : 16:50


تاریخ میلاد و وفات
در منابع سابق شیعه، تاریخ به دنیا آمدن و وفات فاطمه معصومه ذکر نشده میباشد. به‌گفته رضا استادی، اول کتابی که در آن، تاریخی مذکور میباشد، نورالآفاق نوشته جواد فرمانروا‌عبدالعظیمی میباشد[۶] که در سال ۱۳۴۴ق منتشر شد.[۷] درین کتاب، تاریخ به دنیا آمدن حضرت معصومه(س) ۱ ذی‌القعده سال ۱۷۳ق و تاریخ وفات وی ۱۰ ربیع‌الثانی سال ۲۰۱ق نام برده و از آن کتاب به دیگر کتاب‌ها راه و روش مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد یافته میباشد؛

[۸] ولی بعضی از علما مانند آیت‌الله مرعشی نجفی،[۹] آیت‌الله شبیری زنجانی،[۱۰] رضا استادی[۱۱] و ذبیح‌الله محلاتی[۱۲] با این لحاظ فرمان روا عبدالعظیمی مخالفت کرده و تاریخ‌های نام برده درین کتاب را ساختگی آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد دانسته‌اند.
در روزنگار قانونی کشور ایران روز نخستین ذی‌القعده تحت عنوان روز دختر اسم گذاری گردیده‌است.[۱۳]

ا‌لقاب
معصومه و کریمه اهل‌بیت(س) کنیه‌های پر اسم و رسم فاطمه دختر امام کاظم(ع) اند.[۱۴] گفته‌اند «معصومه» از روایتی منتسب به امام رضا(ع) دریافت شد‌ه‌است.[۱۵] در‌این قصه که در زاد المعاد، نوشته محمدباقر مجلسی آمده میباشد، امام رضا(ع) از وی با اسم معصومه خاطر رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد نموده است.[۱۶]

فاطمه معصومه(س) را امروزه «کریمه اهل‌بیت» هم می خوانند.[۱۷] می گویند این کنیه به خوابی مستند میباشد که سید محمود مرعشی نجفی، بابا آیت‌الله مرعشی نجفی چشم و در آن یک کدام از ائمه(ع) حضرت معصومه را کریمه اهل‌بیت شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد خوانده میباشد.[۱۸]

تزویج
به نوشته کتاب ریاحین الشریعه، مشخص و معلوم وجود ندارد که حضرت معصومه(س) تزویج نموده است یا این که خیر و اینکه فرزند داشته میباشد یا این که نه؛[۱۹] اما پر اسم و رسم میباشد که حضرت معصومه(س) هیچ گاه وصلت نکرده میباشد[۲۰] و دلایلی هم برای وصلت نکردن او نام برده میباشد؛ ازجمله گفته‌اند: وی به‌این جهت که همتایی برایش پیدا نشد، تزویج نکرد.[۲۱] همینطور یعقوبی، تاریخ‌نگار قرن سوم هجری، نوشته میباشد: امام کاظم(ع) وصیت کرده بود که هیچ‌یک از دخترانش وصلت نکنند؛[۲۲] البته به‌این کلام گونه های کرده‌اند که اینگونه سفارشی در وصیت‌طومار‌ای که کُلینی در کتاب الکافی از امام کاظم(ع) نقل کرده،[۲۳] نیامده میباشد.[۲۴] برخی از دانشمندان نیز تزویج نکردن حضرت معصومه(س) و خواهرانش را شدت اختناق حکومت عباسیان به‌ویژه هارون و مأمون دانسته‌اند.[۲۵]

مهاجرت به جمهوری اسلامی ایران، ورود به قم و درگذشت
برپایه کتاب تاریخ قم، حضرت معصومه برای دیدار برادرش امام رضا(ع) از مدینه راهی کشور ایران شد.[۲۶] مبتنی بر نقلی که باقر شریف قَرَشی تاریخ‌پژوه شیعه، از کتاب «جوهرة الکلام فی مدح السادة الاعلام» آورده، برهان هجرت حضرت معصومه(س) به جمهوری اسلامی ایران طومار‌ای بود که امام رضا(ع) برای او نبی بود و در آن از وی منظور بود به نزدش در خراسان برود.[۲۷] امام رضا(ع) در آن فرصت البته‌عهدوپیمان مأمون، خلیفه عباسی، بود و در خراسان سکونت داشت. حضرت معصومه میان رویه مریض شد و درگذشت.[۲۸] به اعتقادوباور سید جعفر مرتضی عاملی، حضرت معصومه(س) در ساوه مسموم و در قم شهید شد‌ه‌است.[۲۹]

درباره ی انگیزه رفتن وی به قم دو گزارش وجود دارااست: طبق گزارش در آغاز، او در ساوه مریض شد و از همراهانش خواست او‌را به قم ببرند.[۳۰] بنابر گزارش دوم که مولف تاریخ قم آن را صحیح‌خیس دانسته، خویش قمی‌ها از وی خواستند به قم برود.[۳۱]

حضرت معصومه در قم در منزل فردی به اسم موسی بن خَزْرَج اشعری سکونت کرد و بعد از ۱۷ روز درگذشت.[۳۲] لاشه او‌را در قبرستانی به اسم بابِلان (بقعه کنونی) دفن کردند.[۳۳] آل سعد بر راز دفن آن حضرت مبتلا اختلاف شدند. سرنوشت تصمیم گرفتند قدرتمند، خادمی که پیرمردی باتقوا بود مراسم تشییع جنازه را اعمال بدهد؛ البته ناگهان دو سوارِ نقاب پوش از سوی کویر مبرهن شدند، به‌سرعت مجاورت آمدند و بر وی نماز گزاردند و لاشه را به خاک سپردند؛ بعد از نقطه پايان تدفین، آن دو نقاب‌پوش سوای آنکه با کسی صحبت بزنند، سوار بر اسب گردیده و از آنجا به دور شدند.[۳۴] از فاضل لنکرانی (درگذشت: ۱۳۸۶ش) نقل گردیده است که بعید وجود ندارد این دو سوار از امامان بوده باشند.[۳۵]

بازدید : 55
پنجشنبه 14 فروردين 1404 زمان : 21:18


کشتار علم‌آموزان در دانش کده طهران اتفاق‌ای میباشد که در ۱۳ آبان ۱۳۵۷ش به‌دست مأموران حکومت پهلوی فیس بخشید و نقش بسیار مهمی در موفقیت انقلاب اسلامی کشور‌ایران داشت. معترضان که بیشتر آنها علم‌آموز بودند، درین روز برای بزرگداشت چهاردهمین سالگرد تبعید امام خمینی به ترکیه در محوطه کالج طهران تجمع و مبادرت به سردادن شعار نمودند؛ ولی هنگام خروج، مأموران حکومت به سمت آن ها تیراندازی کرده و ۶۵ نفر از آن ها را مسجد غدیر بلوار معلم مشهد کشتند.

بعد از این رخداد و پخش آن در تلویزیون جمهوری اسلامی ایران، امام خمینی در پیامی عموم را دعوت به طاقت کرد و به آنها وعده موفقیت پایانی بخشید. در ادامه این واقعه، وزیران وقت فراگیری‌وپرورش و علم ها و مدیر تلویزیون ملی جمهوری اسلامی ایران نیز استعفا کرده و دولت شریف‌امامی سقوط کرد و دولت نظامی ازهاری جانشین وی شد. بعد از آن محمدرضاشاه پهلوی در پیامی تلویزیونی اعتراف کرد که صدای انقلاب عموم جمهوری اسلامی ایران را شنیده میباشد. این روز در روزنگار کشور ایران به‌تیتر روز علم‌آموز تصویب مسجد غدیر فلاحی مشهد گردیده‌ میباشد.

التفات و منزلت
رخداد کشتار علم‌آموزان در ۱۳ آبان سال ۱۳۵۷ش به‌تیتر بدترین رخداد بعداز اتفاق کشتار ۱۷ شهریور در به عبارتی سال، شناخته گردیده‌است.[۱] محمدرضاشاه پهلوی بعداز این رخداد، در ۱۴ آبان ۱۳۵۷ش در نطق تلویزیونی اعتراف کرد که صدای انقلاب عموم کشور‌ایران را مسجد بابا غدیر مشهد شنیده‌ میباشد.[۲]

بعضی معتقدند که روز ۱۳ آبان ۱۳۵۷ش، نقش بسیار مهمی در برد انقلاب اسلامی کشور ایران داشته میباشد.[۳] جواد منصوری متفحص سیاسی، این روز و رویدادها بعداز آن را موجب عجله برد انقلاب اسلامی کشور‌ایران بیان نموده است.[۴]

این روز در روزنگار کشور‌ایران به‌تیتر روز علم‌آموز تصویب گردیده‌ میباشد.[۵]

مورد صورت‌گیری
به ادعای راس سندها انقلاب اسلامی، بعداز مسافرت امام خمینی از عراق به فرانسه در ۱۶ مهر ۱۳۵۷ش، طی پیامی[۶] به مناسبت شروع سال تحصیلی، خطاب به علم‌آموزان و دانشجوها، از آن ها خواست که به نبرد علیه حکومت پهلوی بپیوندند.[۷] به نقل از برخی منابع، علم‌آموزان معترض از روز ۲ آبان ۱۳۵۷ش مدرسه های را تعطیل و با تظاهرات به سمت دانشکده طهران جنبش می‌کردند. بعد از حضور در دانشکده و سردادن شعار علیه حکومت نیز از دانشکده بیرون و به سمت خیابان‌های دور و اطراف به تظاهرات ادامه مسجد بابا قدرت مشهد می‌دادند.[۸]

سخنرانی امام خمینی علیه پهلوی در ۱۴ آبان ۱۳۵۷ش:
«اینجانب نمی‌دانم از کدام مصیبت‌های ملت و از کدام جنایت‌های فرمان روا بنویسم؛ مداد اینجانب عاجز میباشد. آیا جنایاتی را که در دانش کده به دست دژخیمان فرمانروا واقع شد، متذکر نحس... عزیزان اینجانب! شکیبا باشید که موفقیت آخری مجاورت و پروردگار با صابران میباشد... صدای آزادی‌خواهی و استقلال‌طلبی شما‌را به گوش جهانیان رسانده و می رسانم.»[۹]

این جنبش علم‌آموزان، دانشجوها و عموم در روزهای آن‌گاه نیز ادامه پیدا کرد؛ البته به خونریزی و کشتار نرسید.[۱۰] حکومت نیز با تعطیل کردن مدرسه های و دانش گاه طهران و بستن دَر کالج با معترضان سرگرم شد و با آن ها تقابل کرد؛ البته برخی از آنها از شیوه فرعی خویش را به دانشکده طهران رسانده و با مفتوح کردن دَر یا این که شکستن قفل‌ها وارد دانش کده شدند. جمع‌ای دیگر نیز در دانشکده‌های گوناگون تجمع کردند.[۱۱]

بازدید : 53
يکشنبه 10 فروردين 1404 زمان : 16:08


مهدی عباسی
برای دیگر کاربردها المهدی بالله را ملاحظه کنید.
مهدی عباسی
داده ها فردی
اسم محمد بن عبدالله
کنیه مهدی
بابا منصور دوانیقی
فرزندان هادی عباسی، هارون الرشید
حکومت
سمت سو‌مین خلیفه مسجد غدیر بلوار معلم مشهد عباسی
سلسله عباسیان
استارت حکومت ۱۵۸ یا این که ۱۵۹ق
نقطه پايان حکومت ۱۶۹ق
هم زمان با امام کاظم
اقدامات اساسی لشکر کشی به روم و هند
قبل از هادی عباسی
بعداز منصور دوانیقی


بنی‌عباس
خلفا
تیتر زمانٔ سلطنت
سفاح عباسی ۱۳۲-۱۳۶
منصور عباسی ۱۳۶-۱۵۸
مهدی عباسی ۱۵۸-۱۶۹
هادی عباسی ۱۶۹-۱۷۰
هارون عباسی ۱۷۰-۱۹۳
امین عباسی ۱۹۳-۱۹۸
مأمون عباسی ۱۹۸-۲۱۸
معتصم عباسی ۲۱۸-۲۲۷
واثق عباسی ۲۲۷-۲۳۲
متوکل مسجد غدیر فلاحی مشهد عباسی ۲۳۲-۲۴۷
منتصر عباسی ۲۴۷-۲۴۸
مستعین عباسی ۲۴۸-۲۵۲
معتز عباسی ۲۵۲-۲۵۵
مهتدی عباسی ۲۵۵-۲۵۶
معتمد عباسی ۲۵۶-۲۷۸
معتضد عباسی ۲۷۸-۲۸۹
مکتفی ۲۸۹-۲۹۵
مقتدر ۲۹۵-۳۲۰
قاهر ۳۲۰-۳۲۲
راضی ۳۲۲-۳۲۹
متقی ۳۲۹-۳۳۳
مستکفی ۳۳۴-۳۳۳
فرمانبردار ۳۳۴-۳۶۳
طائع ۳۶۳-۳۸۱
قوی ۳۸۱-۴۲۲
عبدالله قائم ۴۲۲-۴۶۷
مقتدی ۴۶۷-۴۸۷
مستظهر ۴۸۷-۵۱۲
مسترشد ۵۱۲-۵۲۹
منصور راشد ۵۲۹-۵۳۰
مقتفی ۵۳۰-۵۵۵
مستنجد ۵۵۵-۵۶۶
مستضی ۵۶۶-۵۷۵
الناصر لدین الله ۵۷۵-۶۲۲
ظواهر ۶۲۲-۶۲۳
مستنصر ۶۲۳-۶۴۰
مستعصم ۶۴۰-۶۵۶
وزیر ها و امرای سرشناس
ابومسلم خراسانی ابوسلمه علاوه بر • یحیی بن خالد برمکی • ادب بن یحیی برمکی • جعفر بن یحیی برمکی • حمید بن قحطبه طائی • علی بن عیسی بن ماهان • فضل و ادب بن ربیع • فضل و ادب بن آسوده • طاهر بن حسین • عضدالدوله دیلمی • عیسی بن یزید مسجد بابا غدیر مشهد جلودی
امامان هم‌بعد از ظهر
امام درستگو • امام کاظم • امام رضا • امام جواد • امام هادی • امام عسکری • امام مهدی(عج)
رویدادهای اساسی
قیام محمد نفس زکیه • حادثه فخ
نبو
محمد بن عبداللهِ منصور دارای شهرت به مهدی عباسی، (۱۲۶-۱۶۹ق) سو‌مین خلیفه عباسی بعد از سفاح و منصور دوانیقی و هم‌بعدازظهر امام کاظم(ع). وی از سال ۱۵۸ق تا سال ۱۶۹ق خلافت را برعهده داشت. بعضا معتقدند که زمینه مهدویت و هدف ها موعودگرایانه پدرش منصور، در اتصاف وی به کنیه مهدی نقش داشته میباشد. مهدی عباسی در ۱۵۹ق، امام کاظم(ع) را به بغداد احضار و مدتی مسجد بابا قدرت مشهد زندانی کرد.

مهدی عباسی در اولِ خلافت خویش، از قتل و آزار شیعه‌ها دوری میکرد. وی شیعه‌ها زندانی را آزاد نمود و برای آنان مقرری مشخص کرد، ولی به ندرت سیاست خویش را در واکنش با شیعه ها تغییر‌و تحول اعطا کرد. در طول وی کودتا‌هایی شکل گرفت که به وسیله حکومت سرکوب شدند. او یکسری جايگاه به روم و هند لشکر کشید.

معاش‌طومار
محمد بن عبدالله بن محمد بن علی بن عبدالله بن عباس، ملقب به مهدی[۱] سو‌مین خلیفه عباسی بعد از سفاح و منصور دوانیقی میباشد.[۲] او در سال ۱۲۶ق در حمیمه در حوالی مکه دیده به جهان گشود.[۳] پدرش منصور دوانیقی دقت ویژه‌ای به تربیت وی داشت و از نوجوانی منصب‌های مهمی به وی واگذار می کرد.[۴]

در سال ۱۴۷ق، منصور اورا ولیعهد خویش نمود.[۵] وی در تیزهوشی و عفووبخشش و قابل انعطاف‌خویی زبانزد بود[۶] و پس از مرگ پدرش در روز ۱۷ ذی حجه سال ۱۵۸ق[۷] یا این که ۱۵۹ق[۸] به خلافت رسید.

مهدی عباسی دو پسر خویش، هادی و هارون را به ترتیب و پیاپی ولیعهد خویش کرد.[۹] هرچند در اواخر قدمت خویش از ولیعهدی هادی منصرف بود، البته چیره به تغییر تحول ولیعهد نشد.[۱۰]

اتصاف به کنیه مهدی
به اعتقاد محققان معاصر، کنیه مهدی برای محمد بن منصور، با غرض ضمانت پناه و نگهبانی عموم[۱۱] و در رویارویی با ادعای مهدویت نفس زکیه، تعیین شد‌ه‌است.[۱۲] بر این محور، نقل شده که عباسیان همت کردند مهدی عباسی را مهدی موعودِ مذکور در روایات فرستاده معرفی نمایند تا از این شیوه پشتیبانی عموم را جلب کرده و حکومت عباسی را نگهداری نمایند.[۱۳]

مرگ
مهدی عباسی، در سال ۱۶۶ق[۱۴] یا این که ۱۶۹ق[۱۵] بعد از ۱۰ سال خلافت در حیطه ماسبذان[۱۶] (ایلام مدرن) در روستای روذ درگذشت.[۱۷] درباره اینکه مهدی عباسی با سم مقتول یا این که در هم اکنون تمرین برای شکار آهو درگذشته، اختلاف وجود دارااست.[۱۸]

واکنش با امام کاظم(ع)
مهدی عباسی، امام کاظم (ع) را در سال ۱۵۹ق از مدینه به بغداد فراخواند و زندانی کرد.[۱۹] بعداز مدتی، امام هفتم شیعه ها، بعداز قسم میل کردن بر اساس عدم قیام علیه حکومت وقت، از زندان آزاد شد و تا پایان عصر حکومت مهدی عباسی ذیل‌حیث بود.[۲۰] امام کاظم(ع)، بعد از این، به یاران خویش سفارش کرد تقیه نمایند.[۲۱]

برخی دانشمندان معاصر، شهید شدن امام راست گو(ع) و انشعاب شیعه ها را منجر تضعیف وضعیت امام کاظم(ع) و در فیض، وادار شدن او به برگزیدن تقیه دانسته‌اند.[۲۲] برهمین اساس، حکومت عباسی اقدامی علیه امام کاظم(ع) و پیروانش اعمال نداد.[۲۳] با این اکنون، به‌تدریج رهروان دیگر فرقه‌های شیعه به یاران امام کاظم ملحق شدند و امامیه از سایر فرقه‌های شیعه مقتدرتر شد و به همین استدلال، مهدی عباسی، شیعه ها را محصور ایجاد کرد و امام کاظم را زندانی کرد.[۲۴]

بازدید : 37
شنبه 9 فروردين 1404 زمان : 15:56


تاریخ طبری (کتاب)
تاریخُ الرُسُلِ و الاُمَمِ و المُلوک پر اسم و رسم به تاریخ الطبری از قدیمی‌ترین و دارای شهرت‌ترین کتاب‌های تاریخ اسلام میباشد. این کتاب به لهجه عربی بوسیله محمد بن جریر بن یزید طبری (درگذشت ۳۱۰ق) مندرج میباشد. مولف از استارت خلقت دنیا تا حادثه ها سال ۳۰۲ق را گزارش مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد نموده است.

نگارش تاریخ طبری همزمان با زمانه معاش امامان شیعه بوده و یکی‌از سابق‌ترین منابع گزارش رخداد کربلا میباشد که آن را مبنی بر کتاب ابی‌مخنف نقل نموده است. طبری در کتابش حادثه غدیر را گزارش نکرده میباشد. وی کهن‌ترین مدعا رابطه مذهب شیعه با عبدالله بن سبا میباشد و همگی سخنانش را از سیف بن قدمت نقل نموده است. به همین جهت، به گفته‌ رجال‌شناسان حرف وی در این باره اعتباری آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد ندارد.

برخی از دانشمندان و عالمان شیعه نقدهای تندی بر تاریخ طبری وارد کرده‌اند و گفته‌اند که در مفاد زیادی تاریخ را جانب‌دارانه گزارش کرده و بر راویان غیرقابل پشت گرمی توکل رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد نموده است.

معرفی اجمالی
تاریخ طبری با اسم مهم تاریخ الرسل و الامم و الملوک، یک کدام از مهم ترین منابع مطالعاتی تاریخ اسلام میباشد.[۱] طبری آنچه در کتاب‌های قبل از خودش آمده میباشد را قصه نموده است.[۲] تاریخ طبری منبعی میباشد که گزینه استناد مهم ترین کتاب ها تاریخی آنگاه خویش قرار گرفته میباشد[۳] و هم‌چنان تاریخ‌نگاران بعد از طبری به کتاب وی مراجعه می‌نمایند.[۴] این کتاب به گویش عربی میباشد و کارایی نموده است رویدادها تاریخی را از استارت خلقت تا سال ۳۰۲ق گزارش نماید.[۵] تألیف کتاب در سال ۳۰۳ق به نقطه پایان رسیده[۶] و در به عبارتی قرن چهارم به فارسی[۷] و بعداز آن به ترکی[۸] ترجمه شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد گردیده است.

تالیف کننده
تاریخ طبری نوشته محمد بن جریر بن یزید طبری (درگذشت ۳۱۰ق) میباشد. وی در حین تایپ کردن کتاب بر مذهب اهل سنت بوده، اما بعضا از پژوهشگران بر طبق پاره‌ای گزارش‌ها و نیز کتاب‌های وی در انتها قدمت، اورا در سال‌های نهایی معاش‌اش شیعه دانسته‌اند.[۹]

ترتیب‌بندی کتاب
طبری کتاب خویش را به دو قسمت پهناور تقسیم نموده است؛ پیش از اسلام و پس از اسلام؛ در نصیب پیش از اسلام، تاریخ را از شروع خلقت آغاز کرده و بعد به ترتیب معاش انبیای پیش از فرستاده اکرم کتابش را تر و تمیز نموده است.[۱۰] او در قسمت تاریخ اسلام، آغاز از بعثت تا مهاجرت را گزارش داده و آن گاه از مسافرت تا سال ۳۰۲ق را به ترتیب سال هجری قمری سامان داده میباشد.[۱۱] طبری در هر سال اتفاق ها به عبارتی سال را نوشته و در‌حالتی که حادثه‌ای بیش تر از یک‌سال ارتفاع کشیده باشد، آن را در همگی سال‌های مرتبط اشاره کرده و در یک‌جا به گستردن ذکر نموده است.[۱۲]

طبری همینطور بعضا مطالب را که ترتیب وقتی خاصی ندارند، مثل خصوصیت‌های یک شخص و بستگان وی و بعضا خطبه‌ها و شعرها را در نقطه پایان گزارش معاش هر خلیفه بیان نموده است.[۱۳]

بررسی شیوه طبری در تاریخ
طبری در تاریخ خویش از عیب گیری استعمال نکرده و ماجراهای تاریخی را فقطً با توکل بر احادیث راویان، نقل نموده است. وی حتی وثاقت و اعتبار راویان ماجراهای تاریخی و درستی و سُقم نقل‌های آن‌ها‌را چک نکرده میباشد.[۱۴] همین طریق، از بینش بعضی منتقدان تاریخ طبری، سبب ورود داستان‌های ذهنی و اسرائیلیات در کتاب وی گردیده است.[۱۵] طبری در پیشگفتار‌اش تصریح کرده که در نقل تواریخ و گزارش‌های تاریخی)جز در بعضا از موادر) تنهاً اتکا به منابع کرده و تجزیه و نظارت عقلی را در نقل و تحلیل آنان دخالت نداده میباشد. [۱۶][یادداشت ۱] یکی‌از اشکالاتی که بعضی از دانشمندان بر طبری گرفته‌اند، توکل بر گزارش‌های یک‌طرفه در بعضا مفاد میباشد؛ به‌تیتر نمونه گفته‌اند طبری در نقل ماجراهای عراق و مخالفت خوارج با علی(ع) و دعوت کوفیان از امام حسین(ع) و ماجرای کربلا و تعدادی اتفاق دیگر تنها بر ماجرا ابی‌مخنف توکل نموده است که تنها برگرفته از نقل‌های بستگان خویش وی میباشد که رغبت‌های ضد بنی‌امیه داشته‌اند؛[۱۷] چنانکه در نقل ماجرای بدر بر نقل ابن‌اسحاق توکل کرده که به بنی‌عباس رغبت دارااست و در آن روایت رخ عباس عموی فرستاده را پاکسازی نموده است.[۱۸]

طبری در نقل تاریخ تنها اسم راویان را بیان کرده و اسم کتاب‌هایشان را نیاورده میباشد.[۱۹] او همینطور در نقل ماجراهای تاریخی برای آنکه اختلاف‌ها را هم بیان نماید، در مفاد متعددی قصه را انقطاع کرده و داستان دیگری را به دنبال آن آورده و آنگاه به قصه اساسی بازگشته میباشد. این شیوه سبب ساز ادغام شدن احادیث و مشقت تفکیک آنان از هم گردیده است.[۲۰]

زیاده‌روی در تایید اسرائیلیات و اوهام خرافی،[۲۱] (در جلد اولیه که تاریخ عالم تا پیش از بعثت میباشد)[۲۲] و ضعف در گزارش اتفاق ها هم‌بعدازظهر خویش، از سایر موردها گونه های در تاریخ طبری میباشد. طبری اتفاق ها بعد از ظهر خویش را خلاصه و غیردقیق گزارش کرده و بیشتر عملکرد خویش را صرف نقل اتفاق ها قبل نموده است.[۲۳]

بازدید : 18
پنجشنبه 7 فروردين 1404 زمان : 12:17


طهارت پیامبران
این نوشته ی علمی دربارهٔ عصمت و طهارت پیامبران میباشد. برای شناخت با معنا طهارت و پاکی امامان مدخل عصمت و طهارت و طهارت امامان را مشاهده مسجد غدیر بلوار معلم مشهد کنید.
عصمت و طهارت پیامبران عصمت و طهارت پیامبران از ارتکاب هرگونه گناه، پلیدی و بدی. عصمت و طهارت پیامبران را از اصول مشترک همگی ادیان دانسته‌اند؛ ولی درباره چیستی و مراتب آن اختلاف‌حیث وجود داراست. عالمان مسلمان درباره مصونیت پیامبران از کفر، بی دینی و عدم غلط در اخذ و ابلاغ وحی، واقعه لحاظ دارا هستند؛ ولی درباره مصونیتشان از سایر گناهان و همینطور مصونیت از غلط در کارها روزانه مبتلا اختلاف حیث گردیده‌اند. به اعتقادوباور بیشتر آن‌ها، پیامبران در‌این دو مورد هم معصوم مسجد غدیر فلاحی مشهد میباشند.

منشأ عصمت و طهارت پیامبران را ناشی از لطف معبود یا این که دانش راسخ آن‌ها درباره طاعت و گناه دانسته‌اند که اولاً قابل آموختن وجود ندارد و ثانیاً مغلوب شهوت‌ها نمی‌‌خواهد مسجد بابا غدیر مشهد شد.

در قرآن از پاکی پیامبران، به صراحت، صحبت گفته نشده میباشد؛ البته مفسران پایین آیاتی مانند آیه ۳۶ سوره بقره درباره اخراج بشر و حوا از فردوس، درباره عصمت و طهارت کلام گفته‌اند. متکلمان مسلمان برای ثابت طهارت پیامبران، از دلایل عقلی همانند استدلال اتکا به کار گیری کرده‌اند. آنان در این مورد، به آیاتی از قرآن، به عنوان مثال آیه هفتم سوره حشر نیز استناد مسجد بابا قدرت مشهد می‌نمایند.

معارضان عصمت و طهارت پیامبران به آیاتی از قرآن استناد کرده‌اند که عصمت و طهارت کلیه پیامبران یا این که بعضا از آن‌ها را ذیل پرسش برده میباشد. در جواب آورده شده میباشد این نشانه‌ها، متشابه بوده و بایستی با ارجاع به آیه‌ها سفت، تأویل و تعبیروتفسیر گردد. همینطور آیه‌ها ناسازگار با عصمت و طهارت پیامبران، بر رخنه‌ اولین حمل گردیده که با معنای متعارفِ از غلط و گناه متعدد میباشد.

معنا‌شناسی
نوشته‌ی علمیٔ مهم: طهارت
طهارت پیامبران، به معنای عصمت پیامبران از ارتکاب هرگونه پلیدی و بدی.[۱] و نیز مصونیت آنها از اشتباه در اخذ و ابلاغ وحی میباشد.[۲] طهارت انبیا را خصوصیت‌ای درونی دانسته‌اند که سبب ساز میشود آن‌ها ایفا اشتباه را از انجام پسندیده به‌وضوح تشخیص دهند.[۳] هر که صاحب و مالک طهارت میباشد، عفاف و مانعی در قبال وی نیست و قادر است حقایق را با دیده خویش ببیند؛[۴] به همین عامل گفته‌اند معصوم زیر اثر هواهای نفسانی قرار نمی‌گیرد.[۵]

محمدجواد مغنیه، مفسر شیعه قرن چهاردهم هجری، با پشت گرمی به دلایل عقلی این نظر را دارد که پیامبران در کل آنچه به آئین و احکام آن مربوط می گردد، مبتلا هیچ نادرست و گناهی نمی شوند و از حیث عصمت و طهارت و قداست و نیز دانایی و آشنایی به معبود و بندگان وی، به مقامی نایل می شوند که مخالفت با دستورها الهی از روی عمد و سهو نا ممکن می گردد.[۶]

در فرهنگ و تمدن اسلامی برای ذکر مضمون‌ پاکی پیامبران از کلماتی مانند تنزیه[یادداشت ۱]، موفقیت، درستی و ودیعه نیز مصرف شده میباشد.[۷]

متکلمان و فلاسفه اسلامی نیز مبنی بر مبانی و اصولشان، تمجید‌های مختلفی از طهارت ارائه داده‌اند:

تعریف و تمجید متکلمان: متکلمان عدلیه (امامیه[۸] و معتزله[۹]) طهارت را براساس لطف تمجید کرده‌اند.[۱۰] طبق تعریف و تمجید آن‌ها، طهارت عبارت میباشد از لطفی که خداوند به عبد و بنده خویش عطا می‌نماید و عبد به واسطه آن، عمل قبیح یا این که گناه اعمال نمی‌دهد.[۱۱] اشاعره نیز پاکی را به نیافریدن گناه در فرد معصوم از سوی خداوند تعریف‌و‌تمجید کرده‌اند.[۱۲]
تعریف‌و‌تمجید فلاسفه: فلاسفه مسلمان، عصمت و طهارت را به ملکه نفسانی[یادداشت ۲] تمجید کرده‌اند که با وجود آن از مالک طهارت،‌ گناهی رمز نمی‌زند.[۱۳]

بازدید : 51
چهارشنبه 6 فروردين 1404 زمان : 16:34


حج نیمه‌تمام امام حسین(ع)
حج نیمه‌تمام به واپسین حج امام حسین(ع) قبل از اتفاق کربلا اشاره داراست. در برخی نقل‌های تاریخی آمده میباشد امام برای اینکه به دست مأموران یزید بن معاویه بازداشت نشود، حج خویش را نا تمام گذاشت و نیتش را از عمره تمتع به عمره مفرده برگرداند و در روز ترویه (۸ ذی‌الحجه) مکه را به سوی کوفه سوراخ اظهار کرد؛ ولی مبنی بر بعضا شواهد تاریخی و احادیث، امام از به عبارتی آغاز، نیت عمره مفرده داشت و ابدا حج را استارت نکرد تا آن را نا تمام بگذارد؛ چراکه قربانی نکرد و از میقات، احرام نبست و از پیش برای رفتن مهیا مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد بود.

پژوهش تاریخی، حدیثی
درباره خروج امام حسین(ع) از مکه‌ دو نگرش وجود دارااست، برخی آن را حج نا تمام نامیده‌اند چراکه معتقدند امام حسین(ع) حج خویش را تبدیل به عمره مفرده نموده و از مکه بیرون شد، ولی بنابر نگرش دیگر، امام حسین(ع) از آغاز نیت عمره مفرده کرده بود آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد خیر حج.

روزشمار اتفاق عاشورا
سال ۶۰ قمری
۱۵ رجب مرگ معاویه
۲۸ رجب خروج امام حسین (ع) از مدینه
۳ شعبان ورود امام(ع) به مکه
۱۰ رمضان وصال اول طومار‌های کوفیان به امام(ع)
۱۲ رمضان وصال ۱۵۰ طومار از کوفیان به امام(ع) به وسیله قیس بن مُسْهِر، عبدالرحمان ارحبی و عُمارَة سَلُالبته
۱۴‌رمضان وصول طومار سران و اهل یک محل کوفه به امام(ع) به وسیله هانی بن هانی سبیعی و سعید رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد بن عبدالله حنفی
۱۵ رمضان خروج مسلم از مکه به سوی کوفه
۵ شوال ورود مسلم بن عقیل به کوفه
۱۱ ذی‌القعده طومار مسلم‌بن عقیل به امام حسین و دعوت از وی برای داخل شدن به کوفه
۸ ذیحجه خروج امام حسین(ع) از مکه و قیام مسلم بن عقیل در کوفه
۹ ذیحجه شهیدشدن مسلم بن عقیل در کوفه
سال ۶۱ قمری
۱ محرم امداد خواستن امام از عبیدالله بن حر جعفی و عمرو بن قیس شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد در قصر بنی‌مقاتل
۲ محرم ورود کاروان امام(ع) به کربلا
۳ محرم ورود قدمت بن سعد به کربلا با سپاه چهار هزار نفری
۶ محرم کمک خواستن حبیب بن مظاهر از بنی اسد برای امداد امام حسین(ع) و شکست وی درین مأموریت
۷ محرم بستن آب بر روی امام حسین(ع) و یارانش و پیوستن مسلم بن عوسجه به امام حسین(ع)
۹ محرم ورود شمر بن ذی الجوشن به کربلا و حمایت‌طومار شمر به فرزندان ام‌البنین
۹ محرم اعلام مبارزه لشکر قدمت سعد به امام(ع) و مهلت خواستن حضرت از قدمت سعد
۱۰ محرم اتفاق عاشورا و شهیدشدن امام حسین(ع)، اهل بیت(ع) و یارانش
۱۱ محرم جنبش اسرا به سوی کوفه و دفن شهدا بوسیله بنی اسد (از اهل غاضریه)
۱۲ محرم ورود کاروان اسیران کربلا به کوفه (دفن شهدا بنابر نقلی)
۱۹ محرم تکان کاروان اسیران از کوفه به شام
۱ صفر ورود اهل بیت(ع) و راز امام حسین(ع) به شام
۲۰ صفر اربعین حسینی و رجوع و برگشت اهل بیت امام(ع) به کربلا(سازه به نقلی) و مدینه(به نقل دیگر)
نبو
بینش اولیه: عمره تمتع
بنابر یک طریقه عالمان شیعه، امام حسین(ع) ابتدا قصد حج تمتع داشت؛ البته بدون چاره شد آن را نیمه‌تمام بگذارد. روضه خوان موثر (م ۴۱۳ق) در کتاب الارشاد می‌نویسد:

«زمانی امام حسین(ع) تصمیم گرفت به عراق برود، منزل آفریدگار را طواف و دربین صفا و مروه تلاش کرد و از اِحرام خویش بیرون شد و آن را عُمره قرار اعطا کرد؛ چون با بازداشت‌شدن بین مناسک نمی‌توانست اجرا حج را به نقطه پايان برساند؛ زیرا می‌خواستند او‌را بازداشت نمایند و نزد یزید بن معاویه ببرند؛ از این روی امام با خانواده خویش و شیعه‌هاِ همراهش از مکه بیرون شدند».[۱]
فتال نیشابوری (م۵۰۸ق) در روضة الواعظین،[۲] روضه خوان طبرسی در اعلام الوری،[۳] سیدمرتضی عسکری[۴] و برخی مُحَدّثان و مورخان[۵] با این لحاظ یار‌اند.

نگرش دوم: عمره مفرده
بعضی خلاف عهدوپیمان اولیه، گفته‌اند امام حسین(ع) برای عمره تمتع مُحرِم نشد و عمره تمتعش را به عمره مفرده تبدیل نکرد، بلکه امام(ع) با عمره مفرده وارد مکه شد و با طوافِ وداع یا این که عمره مفردهٔ ماه ذی الحجه، فارغ از تبدیل نیت، از مکه بیرون شد. برای این لحاظ، شواهدی تاریخی و روایی ارائه شد‌ه‌است:

شواهد تاریخی طریقه دوم
۱. امام حسین(ع) از آغاز تصمیم داشت از مکه بیرون خواهد شد و از شهیدشدن خویش در کربلا با خبر بود؛ چراکه قبل از جنبش از مدینه به سوی مکه، در دانا خواب از رسول(ص) شنیده بود: «ای حسین! بیان کننده به همین زودی می بینم که در سرزمینی به اسم کربلا کشته و ذبح می‌شوی».[۶]

۲. تکان امام از مدینه به مکه، در ماه‌های عمره مفرده یعنی ماه‌های رجب و شعبان انجام شده میباشد، خیر در ماه‌های حج (شوال، ذی القعده و ذی الحجه).[۷]

۳. امام حسین(ع) سه روز گذشته از جنبش، با ابن عباس و محمد حنفیه و بقیه افراد گفتگوهایی کرد و آن‌ها پافشاری می‌کردند امام از رفتن به عراق پشیمان گردد.[۸] امام به ابن عباس اذعان کرد: «تصمیم گرفته‌ام درین یکی‌از دو روز به جانب عراق جنبش کنم ان شاء الله».[۹] همینطور امام در روز هفتم یعنی یک دیروز از جنبش اظهار کرد: «اینجانب فردا صبح جنبش خواهم کرد ان شاء الله». از این رای زنی فهمیده می‌گردد که امام قصد حج نداشت، بلکه مقدمات هجرت به عراق را فراهم کرده بود.

تعداد صفحات : 56

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 561
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه