ثالثاً، این نگرش تضمین اجرایی ندارد; بدین مضمون که آن توان مرکزی در حالتی که از حق گمراه شد و مرز ضابطه را باخت و سلطنت جامعه را مبدّل به سلطنت فرد خویش کرد و در فیض، عزم دلخواه وی مکان ضابطه را گرفت، هیچ قدرتی وجود ندارد که اورا به مرز خویش برگرداند و مجدد ضابطه را قاضی سازد. علاوه، قوّه مجریه فقط میتواند نگهداری ضابطه را در ظواهر درحال حاضر جامعه تعهد و تضمین نماید، و در مواقعی که احیاناً تخلف ها پنهانی شکل میگیرد از حوزه توان و مسئولیت اجراکننده بیرون میباشد.»20 مسجد غدیر بلوار معلم مشهد
آنچه اسلام راجعبه «نظم اجتماعی» مطرح می نماید بالاتر از نظمی میباشد که سایر افراد ذکر کرده اند. از لحاظ اسلام، نظم اجتماعی می بایست طوری باشد که در سایه آن، به دستمزد و آزادی های شخصی آسیبی نرسد. از سوی دیگر، «عدل و داد اجتماعی» در اسلام، یک اصل مهم میباشد. هیچ یک از مدرسه های بشری نمی توانند داعیه نمایند که راه و روش شغل های آنها برای نظم اجتماعی سبب ساز به اجرای عدل و داد اجتماعی می مسجد غدیر فلاحی مشهد گردد. جامعه بایستی بستر وصال اشخاص به به روزی مادی و اخروی را آماده نماید. اینگونه جامعه ای به قانون ها دقیقی نیاز دارااست و مسلّماً تدوین اینگونه چیزی از اقتدار انسان بیرون میباشد. انسان با اعتنا به محدودیت هایی که داراست، نمی تواند به قانون ها فرازمانی و فرامکانی دست یابد، مگر از روش اتصال به منبع مافوق بشری. در واقع، اسلام نیز با این حیث موافق میباشد که اشخاص صرفا در سایه معاش اجتماعی، میتوانند به منظور هایشان دست یابند مسجد بابا غدیر مشهد و بدین ترتیب، آدم ها از روی ناچاری ـ اما با تفویض ـ به معاش اجتماعی بدن در داده اند و به هر صورتی که شدهاست، می بایست در جامعه نظمی برقرار باشد و برقراری این نظم فارغ از عده ای که از اجرای قانون ها و حقوق و دستمزد شخصی و اجتماعی حفاظت نمایند، ممکن وجود ندارد. پس ضابطه به اجرا کننده نیاز دارااست. البته اسلام، هم قانون ها خاصی مسجد بابا قدرت مشهد عرضه می نماید و هم برای مجریان ضابطه، قوانینی قایل میباشد و احراز این موقعیت در مواقعی در اختیار آدم وجود ندارد.
از اینجا فیض میگیریم که نگاه گوناگون مکاتب به بشر و ماهیت وی در تبیین نظم اجتماعی، بسیار تأثیرگذار میباشد. به تعبیر و تفسیر علّامه طباطبائی، «جامعه انسانی هیچ وقت نمی تواند اجتماعی معاش نماید و دارنده اجتماعی آباد خواهد شد، مگر هنگامی که دارنده اصولی عملی و قانون ها اجتماعی باشد... البته اینکه گفتیم اصولی عملی داشته باشد، این اصول عبارت میباشد از اینکه اجمالا واقعیت معاش عالم را بفهمد و شروع و عاقبت بشر را در لحاظ بگیرد. زیرا اختلاف مذهب ها در همین سه موضوع، سبب میشود سنن آن اجتماع نیز گوناگون بشود. بدیهی خیس بیانکنم: شیوه درنگ اشخاص اجتماع درباره واقعیت معاش عالم و نیز طریق تفکرشان نخست و عاقبت دنیا ـ هر قول باشد ـ سنت هایی که در آن اجتماع احوال میگردد، همانطور خواهد بود.»21
به صورت خلاصه اینکه، مکاتب گوناگون، آدم شناسی های متفاوتی دارا هستند و اینگونه اختلاف هایی در روش آنها به قضیه نظم ظواهر میشود. به عنوان مثال، از حیث اسلام، بشر ها نمی توانند قانون ها فرازمانی و فرامکانی بنویسند. مثال گویای آن این میباشد که کارکردگرایان بر احترام نهادن به بها هایی که جامعه گرانقدر خیس ارائه می نماید، تأکید می کنند. البته در مفاد متعددی همین قیمت ها و فعالیت به مقررات استدلال به وجود داخل شدن ناهم خوانی و احیاناً کج روی در جامعه میشود. رابرت مرتن از جامعه شناسانی میباشد که بهاین اصلی پی برده میباشد. وی میگوید: «در جامعه ایالات متحده، قیمت های محوری و مهم وجود دارااست که به طور تقریبً همگی اعضای جامعه آنها را پذیرفته اند و آن را دنبال می نمایند و در آن جامعه، چهت نیل به آن قیمت ها نیز هنجارهایی گزینش و تدوین گردیدهاست. تنهاً از رویکرد های خاصی می اقتدار آن بها ها را دنبال کرد. قیمت مسلّط در ایالات متحده، توفیق مالی میباشد و وسایل مطلوب برای دست رسی به آن، فعالیت مشقت بار و مجاهدت میباشد... البته ساختار جامعه ایالات متحده مطابق توزیع نابرابر مجال هاست و براین اساس، تمامی نمی توانند از رویکرد های مشروع به آن غرض دست یابند. در فیض، کسانی به وسایل نامشروع متوسّل می گردند.»22 پس «ساختار اجتماعی» خویش میتواند دلیل بی نظمی و نابسامانی در جامعه باشد.
امام خمینی(قدس سره) تحت عنوان یک کدام از اندیشمندان گرانقدر اسلامی، ریشه اکثری از انحرافات اجتماعی و اخلاقی را در ساختار کلی جامعه می بیند. «با التفات به کلیّت موضعها حضرت امام در ازای مسائل اجتماعی و فرهنگی، می اقتدار اینگونه استنباط نمود که منش امام به قضیه نظم و امنیت اجتماعی، نگاهی کبیر نگر و تعلیلی میباشد و در مواجهه با بی نظمی، اسیر ظاهر نظم نمیشود و هر نظمی را طلب نمی نماید. همینطور امام بی توجه به عامل ها و مسئله های ساختاری و فرهنگی جرمساز، به مجازات مجرمان بسنده نمی نماید. بر این شالوده، می قدرت بیان کرد: در منطق امام، در جامعه ای که به شدت نامتعادل میباشد و اختلافات طبقاتی در آن چشمگیر میباشد، نمی قدرت انتظار داشت امنیت اغنیا محفوظ بماند. نمی قدرت انتظار داشت کارگران و کارکنان با دستکم حقوق و دستمزد و مزایا، نظاره گر درآمدهای عظیم و اقدامات استثمارگرانه و سودجویانه صاحبان توان و گنج باشند و آن ها بی هیچ توقّع، سرویس ها سلامت اداری و فنی لازم آن غارتگران را مهیا آورند. نمی اقتدار انتظار داشت کاخ ها و منازل مجلّل در تیررس نگاه حسرت توشه محرومان باشد و اتومبیل های اشرافی و هزاران مداد کالاهای گرانقیمت و گرانقیمت هر لحظه شعله نیاز را دامن زند و حریق آن دامنگیر جامعه نگردد. طبیعی میباشد درین موقعیت، امنیت و تندرست ارتباط ها اجتماعی به خطر می افتد و متأسفانه دراین هنگامه، تنها غارتگران زخم نمی بینند، بلکه ضرروزیان مهم متوجه قشرها و دسته هایی میباشد که دراین عرصه، در به دور فسخ انحراف گرفتار نیامده اند. لهذا، مدافعان و طالبان نظم و امنیت بایستی پیش از هر چیز، با این حالت و موضوع ها به رویارویی برخیزند و الاّ جستوجوی امنیت، سرابی ماند که تشنگان بی قرار را عطش فزون آرد.»23
نمونه دیگر: کارکردگرایان بر وجود «سلسله مراتب» در جامعه تأکید می نمایند، البته اصلا، نمی توانند معیار سود مندی سلسله مراتب های اجتماعی متعدد از مزایای دنیوی را توجیه نمایند. همگان میدانند که واحد سنجش فایده مندی ـ برای مثال ـ یک رئیس سوله می بایست از یک کارمند بی آلایش آن سوله بیشتر باشد، ولی این مسافت چقدر می بایست باشد و مدیریت چندین درصد از کارمند بیشتر بگیرد; توانمند به توجیه آن نیستند. در مواقعی، مسافت دست مزد این دو به یکسری موازی میرسد و کم کم، سرمایه ها در چنگ کسانی اندک متمرکز می گردد و در سود، به زیادتر شدن مسافت های اجتماعی یاری می نماید که خویش یک کدام از عامل ها نابسامانی در جامعه میباشد.
ولی اسلام با پایه قرار دادن «عدل و داد اجتماعی»، تشویق آدم ها به انفاق، و ادای خمس و زکات تا حد متعددی جلوی این مسافت ها را میگیرد. عدل و داد اجتماعی رکن جامعه میباشد و پناهگاهی میباشد که هر انسانی از خطر اسارت و استخدام و استثمار، به آن رکن رکین پناهنده میشود.24 به تعبیر و تفسیر شهید مطهری، «شعار خورشیدسان (إِنَّ اللّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالإِحْسَانِ) (نحل: 90) همواره در سرلوحه تعالیم اسلامی قرار دارد. در آیین انبیا و حاکمیت اوصیا، "عدل" به منزله رمز میباشد در بدن.»25
نقد عمده ای که بر جامعه شناسان غربی وارد میباشد این میباشد که خلق و خوی فارغ از اعتقادوباور به پروردگار و ماورای طبیعت نمی تواند آدم ها را برای تایید محدودیت ها دعوت نماید. کردار در سایه اطمینان به معاد و قیامت مضمون میدهد. به ذکر علّامه محمّدتقی جعفری، «هواپرستی و امام خویشتن بودن هیچ نظم و رسمی را در عالم هستی نمی شناسد.»26 در اسلام، ضمانت کننده اجرای ضوابط و بدن نهادن به قیمت های اجتماعی، که برخاسته از متن اسلام میباشد، درین پاراگراف حضرت امام خمینی(قدس سره) خلاصه میگردد که «فقید محضر خداست; در محضر خداوند معصیت نکنید.»27 در نظام اسلامی، نقض مقررات اجتماعی گناه به حساب آورده می شود. درصورتیکه تأثیر فقط همین بینش بر احترام نهادن به مقررات اجتماعی سنجیده شود معین شود که تعدادی موازی مقررات مانع عملکرد داراست. مکاتب بشری اقتدار اینگونه ادعایی را ندارند.
دست اندرکاران اختلاف و بر هم زننده نظم در جامعه
بنیادهای نظام اجتماعی اسلام بر این اطمینان پایدار میباشد که تمامی بشر ها برابرند و یک اجتماع بشری را تشکیل میدهند. پس چرا بین آنها اختلاف به وجود میاید؟ بعضی از نویسندگان در نظارت این زمینه به اختلاف بخشها معاش آدم ها اشاره کرده، و بر این باورند که به رغم اتحاد انسان در زمانه اول حیات انسان، متفرق شدن آنان در کشور های گوناگون، بر اخلاق آنها تاثیر گذاشت و موضوع های اختلاف دربین آن ها را به وجود آورد.28
علّامه طباطبائی نیز بر همین لحاظ میباشد: «شکی وجود ندارد که اشخاص آدم از نظر مختصات آفرینش و حیطه معاش و کردار و عاداتی که مستند به آن میباشد، مختلفند و برخی از نگاه قوای بدنی و روحی بر سایر افراد برتری دارا هستند، سود توأم شدن این اختلاف با قریحه استخدام این میباشد که اجتماع، تعادل و توازن خویش را از دست داده و مبتلا انحراف از جاده عدل و داد شود; یعنی نیرومندان از ناتوانان بیشتراز اندازه ای که به وی سود میدهند، بهره ببرند... و از طرفی، رنجبران و زیردستان برای خلاصی از حریفان ستم عمل، دست به توطئه و تزویر زده و با کلیه نیرویی که در دست داراهستند، بکوشند تا بر آنها مسلّط گردیده و انتقام خویش را از وی بکشند. به این ترتیب، بروز این اختلافات گردباد های وحشتناکی در وضع و اوضاع اجتماع ساخت و ساز کرده و امنیت و خوشبختی آن را به خطر می اندازد و عموم را مبتلا سر و صدا و ناامنی می کند و بالاخره، موجب هلاک انسانیت و فنای فطرت و زوال به روزی میگردد.»29
منش شغل های اسلام برای تأمین نظم اجتماعی
ثالثاً، این نگرش تضمین اجرایی ندارد; بدین مضمون که آن توان مرکزی در حالتی که از حق گمراه شد و مرز ضابطه را باخت و سلطنت جامعه را مبدّل به سلطنت فرد خویش کرد و در فیض، عزم دلخواه وی مکان ضابطه را گرفت، هیچ قدرتی وجود ندارد که اورا به مرز خویش برگرداند و مجدد ضابطه را قاضی سازد. علاوه، قوّه مجریه فقط میتواند نگهداری ضابطه را در ظواهر درحال حاضر جامعه تعهد و تضمین نماید، و در مواقعی که احیاناً تخلف ها پنهانی شکل میگیرد از حوزه توان و مسئولیت اجراکننده بیرون میباشد.»20 مسجد غدیر بلوار معلم مشهد
آنچه اسلام راجعبه «نظم اجتماعی» مطرح می نماید بالاتر از نظمی میباشد که سایر افراد ذکر کرده اند. از لحاظ اسلام، نظم اجتماعی می بایست طوری باشد که در سایه آن، به دستمزد و آزادی های شخصی آسیبی نرسد. از سوی دیگر، «عدل و داد اجتماعی» در اسلام، یک اصل مهم میباشد. هیچ یک از مدرسه های بشری نمی توانند داعیه نمایند که راه و روش شغل های آنها برای نظم اجتماعی سبب ساز به اجرای عدل و داد اجتماعی می مسجد غدیر فلاحی مشهد گردد. جامعه بایستی بستر وصال اشخاص به به روزی مادی و اخروی را آماده نماید. اینگونه جامعه ای به قانون ها دقیقی نیاز دارااست و مسلّماً تدوین اینگونه چیزی از اقتدار انسان بیرون میباشد. انسان با اعتنا به محدودیت هایی که داراست، نمی تواند به قانون ها فرازمانی و فرامکانی دست یابد، مگر از روش اتصال به منبع مافوق بشری. در واقع، اسلام نیز با این حیث موافق میباشد که اشخاص صرفا در سایه معاش اجتماعی، میتوانند به منظور هایشان دست یابند مسجد بابا غدیر مشهد و بدین ترتیب، آدم ها از روی ناچاری ـ اما با تفویض ـ به معاش اجتماعی بدن در داده اند و به هر صورتی که شدهاست، می بایست در جامعه نظمی برقرار باشد و برقراری این نظم فارغ از عده ای که از اجرای قانون ها و حقوق و دستمزد شخصی و اجتماعی حفاظت نمایند، ممکن وجود ندارد. پس ضابطه به اجرا کننده نیاز دارااست. البته اسلام، هم قانون ها خاصی مسجد بابا قدرت مشهد عرضه می نماید و هم برای مجریان ضابطه، قوانینی قایل میباشد و احراز این موقعیت در مواقعی در اختیار آدم وجود ندارد.
از اینجا فیض میگیریم که نگاه گوناگون مکاتب به بشر و ماهیت وی در تبیین نظم اجتماعی، بسیار تأثیرگذار میباشد. به تعبیر و تفسیر علّامه طباطبائی، «جامعه انسانی هیچ وقت نمی تواند اجتماعی معاش نماید و دارنده اجتماعی آباد خواهد شد، مگر هنگامی که دارنده اصولی عملی و قانون ها اجتماعی باشد... البته اینکه گفتیم اصولی عملی داشته باشد، این اصول عبارت میباشد از اینکه اجمالا واقعیت معاش عالم را بفهمد و شروع و عاقبت بشر را در لحاظ بگیرد. زیرا اختلاف مذهب ها در همین سه موضوع، سبب میشود سنن آن اجتماع نیز گوناگون بشود. بدیهی خیس بیانکنم: شیوه درنگ اشخاص اجتماع درباره واقعیت معاش عالم و نیز طریق تفکرشان نخست و عاقبت دنیا ـ هر قول باشد ـ سنت هایی که در آن اجتماع احوال میگردد، همانطور خواهد بود.»21
به صورت خلاصه اینکه، مکاتب گوناگون، آدم شناسی های متفاوتی دارا هستند و اینگونه اختلاف هایی در روش آنها به قضیه نظم ظواهر میشود. به عنوان مثال، از حیث اسلام، بشر ها نمی توانند قانون ها فرازمانی و فرامکانی بنویسند. مثال گویای آن این میباشد که کارکردگرایان بر احترام نهادن به بها هایی که جامعه گرانقدر خیس ارائه می نماید، تأکید می کنند. البته در مفاد متعددی همین قیمت ها و فعالیت به مقررات استدلال به وجود داخل شدن ناهم خوانی و احیاناً کج روی در جامعه میشود. رابرت مرتن از جامعه شناسانی میباشد که بهاین اصلی پی برده میباشد. وی میگوید: «در جامعه ایالات متحده، قیمت های محوری و مهم وجود دارااست که به طور تقریبً همگی اعضای جامعه آنها را پذیرفته اند و آن را دنبال می نمایند و در آن جامعه، چهت نیل به آن قیمت ها نیز هنجارهایی گزینش و تدوین گردیدهاست. تنهاً از رویکرد های خاصی می اقتدار آن بها ها را دنبال کرد. قیمت مسلّط در ایالات متحده، توفیق مالی میباشد و وسایل مطلوب برای دست رسی به آن، فعالیت مشقت بار و مجاهدت میباشد... البته ساختار جامعه ایالات متحده مطابق توزیع نابرابر مجال هاست و براین اساس، تمامی نمی توانند از رویکرد های مشروع به آن غرض دست یابند. در فیض، کسانی به وسایل نامشروع متوسّل می گردند.»22 پس «ساختار اجتماعی» خویش میتواند دلیل بی نظمی و نابسامانی در جامعه باشد.
امام خمینی(قدس سره) تحت عنوان یک کدام از اندیشمندان گرانقدر اسلامی، ریشه اکثری از انحرافات اجتماعی و اخلاقی را در ساختار کلی جامعه می بیند. «با التفات به کلیّت موضعها حضرت امام در ازای مسائل اجتماعی و فرهنگی، می اقتدار اینگونه استنباط نمود که منش امام به قضیه نظم و امنیت اجتماعی، نگاهی کبیر نگر و تعلیلی میباشد و در مواجهه با بی نظمی، اسیر ظاهر نظم نمیشود و هر نظمی را طلب نمی نماید. همینطور امام بی توجه به عامل ها و مسئله های ساختاری و فرهنگی جرمساز، به مجازات مجرمان بسنده نمی نماید. بر این شالوده، می قدرت بیان کرد: در منطق امام، در جامعه ای که به شدت نامتعادل میباشد و اختلافات طبقاتی در آن چشمگیر میباشد، نمی قدرت انتظار داشت امنیت اغنیا محفوظ بماند. نمی قدرت انتظار داشت کارگران و کارکنان با دستکم حقوق و دستمزد و مزایا، نظاره گر درآمدهای عظیم و اقدامات استثمارگرانه و سودجویانه صاحبان توان و گنج باشند و آن ها بی هیچ توقّع، سرویس ها سلامت اداری و فنی لازم آن غارتگران را مهیا آورند. نمی اقتدار انتظار داشت کاخ ها و منازل مجلّل در تیررس نگاه حسرت توشه محرومان باشد و اتومبیل های اشرافی و هزاران مداد کالاهای گرانقیمت و گرانقیمت هر لحظه شعله نیاز را دامن زند و حریق آن دامنگیر جامعه نگردد. طبیعی میباشد درین موقعیت، امنیت و تندرست ارتباط ها اجتماعی به خطر می افتد و متأسفانه دراین هنگامه، تنها غارتگران زخم نمی بینند، بلکه ضرروزیان مهم متوجه قشرها و دسته هایی میباشد که دراین عرصه، در به دور فسخ انحراف گرفتار نیامده اند. لهذا، مدافعان و طالبان نظم و امنیت بایستی پیش از هر چیز، با این حالت و موضوع ها به رویارویی برخیزند و الاّ جستوجوی امنیت، سرابی ماند که تشنگان بی قرار را عطش فزون آرد.»23
نمونه دیگر: کارکردگرایان بر وجود «سلسله مراتب» در جامعه تأکید می نمایند، البته اصلا، نمی توانند معیار سود مندی سلسله مراتب های اجتماعی متعدد از مزایای دنیوی را توجیه نمایند. همگان میدانند که واحد سنجش فایده مندی ـ برای مثال ـ یک رئیس سوله می بایست از یک کارمند بی آلایش آن سوله بیشتر باشد، ولی این مسافت چقدر می بایست باشد و مدیریت چندین درصد از کارمند بیشتر بگیرد; توانمند به توجیه آن نیستند. در مواقعی، مسافت دست مزد این دو به یکسری موازی میرسد و کم کم، سرمایه ها در چنگ کسانی اندک متمرکز می گردد و در سود، به زیادتر شدن مسافت های اجتماعی یاری می نماید که خویش یک کدام از عامل ها نابسامانی در جامعه میباشد.
ولی اسلام با پایه قرار دادن «عدل و داد اجتماعی»، تشویق آدم ها به انفاق، و ادای خمس و زکات تا حد متعددی جلوی این مسافت ها را میگیرد. عدل و داد اجتماعی رکن جامعه میباشد و پناهگاهی میباشد که هر انسانی از خطر اسارت و استخدام و استثمار، به آن رکن رکین پناهنده میشود.24 به تعبیر و تفسیر شهید مطهری، «شعار خورشیدسان (إِنَّ اللّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالإِحْسَانِ) (نحل: 90) همواره در سرلوحه تعالیم اسلامی قرار دارد. در آیین انبیا و حاکمیت اوصیا، "عدل" به منزله رمز میباشد در بدن.»25
نقد عمده ای که بر جامعه شناسان غربی وارد میباشد این میباشد که خلق و خوی فارغ از اعتقادوباور به پروردگار و ماورای طبیعت نمی تواند آدم ها را برای تایید محدودیت ها دعوت نماید. کردار در سایه اطمینان به معاد و قیامت مضمون میدهد. به ذکر علّامه محمّدتقی جعفری، «هواپرستی و امام خویشتن بودن هیچ نظم و رسمی را در عالم هستی نمی شناسد.»26 در اسلام، ضمانت کننده اجرای ضوابط و بدن نهادن به قیمت های اجتماعی، که برخاسته از متن اسلام میباشد، درین پاراگراف حضرت امام خمینی(قدس سره) خلاصه میگردد که «فقید محضر خداست; در محضر خداوند معصیت نکنید.»27 در نظام اسلامی، نقض مقررات اجتماعی گناه به حساب آورده می شود. درصورتیکه تأثیر فقط همین بینش بر احترام نهادن به مقررات اجتماعی سنجیده شود معین شود که تعدادی موازی مقررات مانع عملکرد داراست. مکاتب بشری اقتدار اینگونه ادعایی را ندارند.
دست اندرکاران اختلاف و بر هم زننده نظم در جامعه
بنیادهای نظام اجتماعی اسلام بر این اطمینان پایدار میباشد که تمامی بشر ها برابرند و یک اجتماع بشری را تشکیل میدهند. پس چرا بین آنها اختلاف به وجود میاید؟ بعضی از نویسندگان در نظارت این زمینه به اختلاف بخشها معاش آدم ها اشاره کرده، و بر این باورند که به رغم اتحاد انسان در زمانه اول حیات انسان، متفرق شدن آنان در کشور های گوناگون، بر اخلاق آنها تاثیر گذاشت و موضوع های اختلاف دربین آن ها را به وجود آورد.28
علّامه طباطبائی نیز بر همین لحاظ میباشد: «شکی وجود ندارد که اشخاص آدم از نظر مختصات آفرینش و حیطه معاش و کردار و عاداتی که مستند به آن میباشد، مختلفند و برخی از نگاه قوای بدنی و روحی بر سایر افراد برتری دارا هستند، سود توأم شدن این اختلاف با قریحه استخدام این میباشد که اجتماع، تعادل و توازن خویش را از دست داده و مبتلا انحراف از جاده عدل و داد شود; یعنی نیرومندان از ناتوانان بیشتراز اندازه ای که به وی سود میدهند، بهره ببرند... و از طرفی، رنجبران و زیردستان برای خلاصی از حریفان ستم عمل، دست به توطئه و تزویر زده و با کلیه نیرویی که در دست داراهستند، بکوشند تا بر آنها مسلّط گردیده و انتقام خویش را از وی بکشند. به این ترتیب، بروز این اختلافات گردباد های وحشتناکی در وضع و اوضاع اجتماع ساخت و ساز کرده و امنیت و خوشبختی آن را به خطر می اندازد و عموم را مبتلا سر و صدا و ناامنی می کند و بالاخره، موجب هلاک انسانیت و فنای فطرت و زوال به روزی میگردد.»29
منش شغل های اسلام برای تأمین نظم اجتماعی

آشنایی با مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد؛ بررسی جایگاه مذهبی، فرهنگی و اجتماعی این مسجد