loading...

بهترین مرجع مسجد غدیر باباعلی مشهد

بازدید : 22
دوشنبه 20 اسفند 1403 زمان : 15:49


مرجعیت
سید محمدحسین ادب‌الله از فقیهان لبنان، چندین ادله را برای جلب لحاظ و مراجعه تیم‌هایی از عموم عراق و لبنان به محمدباقر صدر شمرده میباشد: سوابق علمی، پرداختن به مباحث روز، عمل سیاسی در حزب الدعوة الاسلامیة، مخالفت آشکار با حزب بعث و پشتیبانی ابوالقاسم مسجد غدیر بلوار معلم مشهد خویی.[۱۸]


محمدباقر صدر در کنار امام خمینی در نجف
به گفته هرایر دکمجیان توان آیت‌الله صدر از لحاظ شیعه‌ها موازی با قدرت روحانی مرتضی انصاری، روحانی طوسی و علامه حلی مسجد غدیر فلاحی مشهد میباشد.[۱۹]

عمل‌های سیاسی و اجتماعی
تشکیل حزب الدعوة اسلامیة
نوشته‌ی‌علمیٔ مهم: حزب الدعوة الاسلامیة
در سال ۱۳۷۷ق، محمد باقر صدر یاور با بعضا از علماء عراق، به خواسته ساماندهی عمل‌های سیاسی مسلمان ها عراق، حزب الدعوة الاسلامیة را تأسیس کرد. او پنح سال بعد از آن، سازه به مصالحی، از آن کنار کشید، البته به دیگر اعضای حزب پیشنهاد کرد که به شغل خویش ادامه مسجد بابا غدیر مشهد دهند.[۲۰]

همیاری با جماعة العلماء
نوشته‌ی علمیٔ اساسی: جماعة العلماء فی النجف الاشرف
سید محمد باقر صدر با جماعة العلماء فی النجف الاشرف که عالمانی همانند مرتضی آل‌یاسین، روضه خوان محمدرضا مظفر و سید مهدی حکیم در آن عضو بودند، نیز همیاری داشته میباشد. او به دلیل جوان‌بودن، عضو جماعه العلماء عدم وجود، ولی با آن‌ها همیاری دورازشوخی داشت و بعضی از بیانیه‌های جماعة العلماء و نوشته‌ی علمی‌های روزنامه الاضواء را وی مسجد بابا قدرت مشهد می‌نوشت.[۲۱]

مدد از انقلاب اسلامی جمهوری اسلامی ایران
سیدمحمدباقر صدر، از نهضت امام خمینی در کشور‌ایران جانبداری می کرد.[۲۲] کتاب‌ شش جلدی الاسلام یقود الحیاة (اسلام راهنمای معاش) را نیز اندکی بعد از موفقیت انقلاب اسلامی کشور ایران، به همین خواسته نوشت.[۲۳] هرایر دکمجیان اعتقاد دارد که «حکومت مرجع» متبوع صدر و «ولایت دانا» آیت‌الله خمینی هم معنی میباشند.[۲۴] در طی اقامت امام خمینی در نجف هم با وی رابطه مجاورت داشت. شهید صدر پاراگراف‌ای با این مضمون درباره امام خمینی گفته میباشد که در امام خمینی ذوب گردید؛ چنانکه وی در اسلام ذوب شد‌ه‌است.[۲۵]

تحریم پیوستن به حزب بعث
شهید صدر درخواست‌های صدام حسین برای همیاری با رژیم بعث را قاطعانه رد کرد[۲۶] و در عکس العمل به الزامی‌کردن عضویت در حزب بعث از سوی دولت عراق، با صدور فتوایی، پیوستن به آن را تحریم کرد. با این فتوا اشخاص متعددی از پیوستن بدین حزب خودداری کردند.[۲۷]


تندیس محمد باقر صدر در کالج رابطه ها میان الملل وزارت خارجه روسیه، مسکو
پندار‌ها
سیدمحمدباقر صدر، در علم‌هایی زیرا اصول، فقه، فلسفه سیاست، و معرفت‌شناسی عقیده‌های جدیدی ارائه داده میباشد. بعضی از عقیده‌های پر اسم و رسم او عبارت میباشد از:

عقیده حق الطاعه
شهید صدر عقیده حق الطاعه را در مقابل عقیده پر اسم و رسمِ قبح عقاب بلا ذکر مطرح نموده است. [۲۸] طبق عقیده حق الطاعه، در شبهه ها بَدْاو، یعنی در مواقعی که احتمال وجود تکلیف می باشد، البته دلیلی برای آن نیست، عقل به برائت، حکم نمی‌نماید و احتیاط را ما یحتاج میداند. ادله وی این میباشد که حق اطاعت از معبود محصور به تکالیفی وجود ندارد که ما به آن‌ها اعتقادوباور داریم؛ بلکه مواقعی را که احتمال وجود تکلیف میدهیم(تکالیف مُحتَمل)، دربرمی‌گیرد. بدین ترتیب درین‌سیرتکامل مفاد، حکم عقل، بایستگی احتیاط میباشد.[۲۹]

گفتنی میباشد که شهید صدر مانند دیگر اصولیان، برائت فقاهتی را در‌این موردها می‌پذیرد؛ یعنی اعتقاد دارد که هر یک سری عقل قبل از ورود شرع، به احتیاط حکم می‌نماید خیر برائت،‌ البته آیه‌ها و احادیث، احتیاط را مورد نیاز نمی‌دانند و به برائت حکم میدهند. از این رو وی در کار قائل به برائت بود خیر احتیاط.[۳۰]


اقتصادنا
بایستگی وجود حکومت اسلامی
در نگاه شهید صدر، وجود دولت ضرورتی اجتماعی و مبنی بر فطرت آدم میباشد.[۳۱] وی بر شالوده این اساس، وجود حکومت اسلامی را نیز امری ضروری میداند و میگوید: دولت اسلامی فقط یک لزوم شرعی وجود ندارد؛ بلکه علاوه بر آن، لزوم فرهنگ و تمدن بشری میباشد؛ چون فقط خط مش شکوفایی استعدادهای بشر میباشد.[۳۲]

بازدید : 55
شنبه 18 اسفند 1403 زمان : 14:19

آغاز قیام در مدینه
حسین فخی در ذی‌القعده سال ۱۶۹ق در مدینه قیام کرد.[۳۵] او و تعدادی از همراهانش هنگام نماز صبح، با شعار «اَحَد اَحَد» وارد مسجدالنبی شدند و مؤذن را واداشتند تا اذان را همانند شیعیان (همراه با «حیّ علی خیر العمل») بگوید.[۳۶] فرماندار مدینه با شنیدن اذان شیعیان وحشت کرد و از مدینه گریخت.[۳۷] مردم نماز را به امامت حسین خواندند و پس از نماز، حسین بن علی خطبه‌ای خواند و مردم را به بیعت با خود فراخواند تا مردم براساس کتاب خدا، سنت رسول خدا و «الرضا من آل‌محمد» (یعنی فرد موردرضایت از آل محمد) با او بیعت کنند.[۳۸] البته گزارش‌هایی از همراهی نکردن مردم مدینه با آنها حکایت مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد دارد.[۳۹]

تلاش عوامل حکومت در مدینه برای مقابله با حسین فخی نتیجه‌ای نداشت و به شکست و کشته شدن تعدادی از آنها انجامید.[۴۰] آنان همچنین از مبارک ترکی (از فرماندهان دستگاه خلافت) که به قصد رفتن به حج، وارد مدینه شده بود کمک خواستند؛[۴۱] اما مطابق نقل ابوالفرج اصفهانی، مبارک که به جنگ با حسین تمایل نداشت، در پیامی مخفیانه از حسین خواست به او شبیخون بزنند تا او به فرار کردن ناگزیر شود.[۴۲] حسین نیز چنان کرد و مبارک به سوی مکه گریخت.[۴۳] بدین ترتیب شهر مدینه در اختیار حسین قرار گرفت. تسلط بر مدینه تنها یازده روز طول کشید.[۴۴] شهید فخ فردی به نام دِنیارِ (دِرباس)[۴۵] خُزاعی را والی مدینه کرد و خود همراه با سیصد نفر از یارانش،[۴۶] در ۲۴ ذی‌القعده به سمت مکه آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد حرکت کرد.[۴۷]

جنگ فخ
هادی عباسی برخی از بزرگان حکومت را که به حج رفته بودند، به رویارویی با حسین امر کرد و فرماندهی جنگ را برعهده محمد بن سلیمان گذاشت.[۴۸] عباسیان با سپاهی چهار هزار نفری در ۸ ذی‌الحجه (روز ترویه) در محلی به نام «فخ» با سپاه حسین رودرروی هم قرار گرفتند.[۴۹] فرمانده عباسی به حسین امان داد؛ اما حسین نپذیرفت و در نبردی که درگرفت، حسین و عده زیادی از یارانش به شهادت رسیدند.[۵۰] همچنین گروهی از یاران حسین اسیر شدند و برخی دیگر گریختند.[۵۱] تعدادی از اسیرها کشته[۵۲] و تعدادی از آنها همراه با سرهای شهدا به بغداد نزد هادی عباسی فرستاده شدند.[۵۳] هادی سر حسین را برای مدتی، از پل بغداد آویزان کرد و سپس آن را به خراسان فرستاد.[۵۴] پیکر کشتگان تا سه روز بر زمین بود و درندگان و پرندگان از آنها رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد می‌خوردند.[۵۵]

بر خلاف قول مشهور که این وقوع جنگ را ۸ ذی‌الحجه سال ۱۶۹ق گزارش کرده است،[۵۶] در برخی منابع، روز هفتم ذی‌الحجه[۵۷] و در بعضی دیگر، سال ۱۶۷ق، روز عرفه (نهم ذی‌الحجه) گزارش شده است.[۵۸] مطابق گزارش بیهقی در لباب‌الانساب، پس از درگذشت صاحب فخ، امام کاظم (ع) بر پیکرش نماز شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد خواند.[۵۹]

پیامدها
پس از قیام صاحب فخ، عمری والی مدینه، خانه‌ها و نخلستان‌های حسین و جمعی از خاندان وی را به آتش کشید و بخش دیگری از نخلستان‌ها و اموالشان را مصادره کرد.[۶۰] موسی بن عیسی، از عاملان بنی‌عباس نیز به مدینه رفت و با احضار اهالی شهر به مسجد، آنان را واداشت تا از طالبیان و حسین و یارانش در ملأ عام بدگویی کنند.[۶۱]

دربارهٔ واکنش هادی عباسی به واقعه فخ، گزارش‌های متناقضی وجود دارد.[۶۲] براساس گزارش رازی، هنگامی که قاسم بن محمد بن عبدالله را اسیر کردند و نزد هادی بردند، هادی دستور داد تمام اعضای بدنش را با ارّه تکه‌تکه کنند.[۶۳] همچنین با دستور او، سر تعدادی از اسیر‌ها را از تن جدا شد.[۶۴] در مقابل، گزارش‌های دیگری نیز وجود دارد. طبق برخی از‌ آنها او با برخی قاتلان واقعه فخ برخورد کرد و دستور داد اموال آنها مصادره شود.[۶۵] براساس روایت دیگری، هادی عباسی با دیدن سر‌های شهدای فخ گریست و محروم ساختن قاتلان از پاداش را کم‌ترین مجازات آنها دانست.[۶۶] برخی نویسندگان بر این باورند که هادی عباسی برای آرام کردن مخالفان و از بین بردن التهاب جامعه، در مواضعی، خود را ناراحت جلوه داده است.[۶۷]

فرزندان عبدالله محض، یعنی سلیمان، ادریس و یحیی، در این واقعه حضور فعال داشتند.[۶۸] سلیمان بن عبدالله و حسن بن محمد بن عبدالله محض در این واقعه کشته شدند.[۶۹] ادریس بن عبدالله در واقعه فخ زنده ماند و به مغرب گریخت و در آنجا دولت ادریسیان را پایه‌گذاری کرد.[۷۰] یحیی بن عبدالله نیز در جنگ فخ زنده ماند و به دیلم گریخت.[۷۱] هارون‌الرشید با نوشتن امان‌نامه‌ای وی را به بغداد فراخواند؛ اما او را در بغداد زندانی کرد و سرانجام همانجا درگذشت.[۷۲]

علت شکست

محله شهدا در مکه، محل دفن تعدادی از شهدای واقعه فخ
برخی پژوهشگران امور زیر را از عوامل شکست قیام صاحب فخ دانسته‌اند:

قیام پیش از موعد و قبل از آماده‌سازی نیرو؛
همراهی نکردن برخی از بزرگان علوی؛
پیمان‌شکنی تعدادی از یاران؛
قیام در ایام حج، به جهت اشتغال مردم مکه و مدینه به امور اقتصادی؛
همراهی نکردن بزرگان مکه؛
همراهی نکردن مردم مدینه؛
مناسب نبودن فضای حجاز برای قیام.[۷۳]

بازدید : 20
پنجشنبه 16 اسفند 1403 زمان : 11:30


مرزوبوم احقاف
برای داده ها بیشتر، اینها را هم ملاحظه کنید: سوره احقاف
مملکت اَحْقاف محل معاش حضرت هود و فامیل عاد که یک کدام از سوره‌های قرآن مهربان به اسم آن میباشد. این حوزه‌ در قرآن کریم ومهربان، مرز و بوم سرسبز و آبادی دانسته گردیده که پس از عذاب الهی برای قوم و قبیله عاد، تبدیل به حیطه‌ای کم آب و بیابانی شد‌ه‌است. در گزینش جای کنونی این مرزو بوم اختلاف وجود دارااست؛ ولی علامه طباطبایی اعتقاد دارد این جای یقیناً در جنوب شبه جزیره ایالات متحده عربی مسجد غدیر بلوار معلم مشهد قرار داشته میباشد.

معرفی
مرزوبوم احقاف، که سوره احقاف از قرآن مهربان به همین اسم میباشد، محل معاش فامیل عاد بوده که پس از نافرمانی از پیامبرشان حضرت هود، به عذاب الهی مبتلا مسجد غدیر فلاحی مشهد شدند.[۱]

احقاف، عده واژه حِقًف، به معنای تپه‌های شنی و ریگی میباشد که به بزرگی کوه نیستند. با این حالا بعضا، احقاف را به معنای جمع‌های فراوان شن دانسته‌اند که روی هم انباشته شده و به‌اندازه کوه نیستند، و همواره دارنده پیچ‌ مسجد بابا غدیر مشهد و‌خم‌اند.[۲]

چنان که در قرآن کریم و مهربان آمده، مرزو بوم احقاف پیش از در گیر شدن قبیله عاد به عذاب، سرسبز و آباد بوده میباشد.[۳] قرآن مهربان در سوره فجر، از فرهنگ و تمدن فامیل عاد در کشور احقاف، تحت عنوان تمدنی خاطر کرد‌ه میباشد که مثل آنان در آن مجال نبوده مسجد بابا قدرت مشهد میباشد.[۴]

جای کنونی احقاف
به اطمینان علامه طباطبایی، میهن احقاف به صورت یقینی در جنوب مشابه جزیره ایالات متحده عربی بوده میباشد که فعلا هیچ اثری از آن نیست.[۵] با این هم اکنون در انتخاب جای ظریف کشور احقاف، اختلاف وجود داراست؛[۶] بعضی جای آن را صحرایی فی مابین عمان و مملکت مُهره در یمن دانسته‌اند و برخی دیگر، ریگزاری مشرف بر دریا در میهن شحر یمن را احقاف معرفی کرده‌اند. ریگزاری‌های بین عمان تا حضرموت، در بعضی دیگر از منابع، مرزوبوم احقاف دانسته شد‌ه‌است.[۷]

جغرافی‌دانان مسلمان در قرن ها وسطی، احقاف را شن‌شیون در نصیب الرمله یا این که ربع الخالی دانسته‌اند؛ البته جغرافی‌دانان اروپایی، احقاف را دربرگیرنده مجموع الرمله یا این که بخش غربی آن میدانند.[۸] به‌عامل گرما و کم آب بودن این مملکت، جغرافی‌دانان از این صحرا به «ربع الخالی» حافظه کرده‌اند؛ به این دلیل که در‌این حوزه‌، هیچ‌کس معاش نمی‌نماید.[۹] به نقل از بی‌آزار شیرازی، بادیه‌ نشینان جنوب ایالات متحده عربی به حوزه‌ کوهستانی ممتد از سواحل غربی ظفار تا عدن که میهن مرکزی آن حضرموت میباشد، مرزو بوم احقاف می گویند.[۱۰] در مرزو بوم احقاف از قبری حافظه گردیده که مزار حضرت هود دانسته شد‌ه‌است.[۱۱]

پانویس
طباطبایی، تعبیروتفسیر المیزان، ۱۳۰۹ق، ج۱۸، ص۲۱۰.
طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۹، ص۱۳۵-۱۳۶.
طباطبایی، تاریخ الانبیاء، ۱۴۳۲ق، ص۸۶.
سوره فجر، آیه ۶-۸.
طباطبایی، تعبیر المیزان، ۱۳۰۹ق، ج۱۸، ص۲۱۰.
طباطبایی، تعبیر و تفسیر المیزان، ۱۳۰۹ق، ج۱۸، ص۲۱۰.
طباطبایی، تعبیروتفسیر المیزان، ۱۳۰۹ق، ج۱۸، ص۲۱۰؛ طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۹، ص۱۳۵-۱۳۶؛ ابن کثیر، قصص الانبیاء، ۱۴۱۱ق، ص۹۳.
بی‌آزار شیرازی، باستان‌شناسی و جغرافیای تاریخی قصص قرآن، ۱۳۸۰ش، ص۳۰۷.
بی‌آزار شیرازی، باستان‌شناسی و جغرافیای تاریخی قصص قرآن، ۱۳۸۰ش، ص۳۰۹.
بی‌آزار شیرازی، باستان‌شناسی و جغرافیای تاریخی قصص قرآن، ۱۳۸۰ش، ص۳۰۸.
بی‌آزار شیرازی، باستان‌شناسی و جغرافیای تاریخی قصص قرآن، ۱۳۸۰ش، ص۳۰۷؛ النجار، قصص‌الانبیاء، ۱۴۰۶ق، ص۵۴.
منابع
ابن کثیر، اسماعیل، قصص الانبیاء، تفحص الدکتور مصطفی بنده الواحدی، بیروت، موسسة علم ها القرآن، چاپ چهارم،‌ ۱۴۱۱ق.
النجار، عبدالوهاب، قصص الانبیاء، بیروت، احیاء التراث العربی، چاپ نهم، ۱۴۰۶ق.
بی‌آزار شیرازی، عبدالکریم، باستان‌شناسی و جغرافیای تاریخی قصص قرآن، طهران، دفتر کار انتشار تمدن و معارف اسلامی، ۱۳۸۰ش.
طباطبایی، محمدحسین، تاریخ الانبیاء، توده قاسم هاشمی، بیروت، موسسة اعلمی للمطبوعات، ۱۴۲۳ق.
طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تعبیروتفسیر القرآن، بیروت، موسسة الاعلمی للمطبوعات، ۱۳۹۰ق.
طبرسی، فضل و ادب بن حسن، مجمع البیان فی تعبیر و تفسیر القرآن، طهران، ناصر خسرو، ۱۳۷۲ش.

بازدید : 18
سه شنبه 14 اسفند 1403 زمان : 15:31


آدم بی نقص
بشر بدون نقص انسانی خوگرفته به خوی الهی، مظهر بی نقص اسمای حسنای الهی و آیینه تک تک‌نمای پروردگار میباشد. او‌را انسانی دارنده اقوال، افعال و کردار نیک دانسته‌اند که انگیزه مهم خلقت و باعث ساخت‌و‌ساز و بقای نظام هستی میباشد؛ کسی‌که راهنمای خلایق در ظواهر و درون و آشنا به آفات روحی بشر‌ها و شیوه های شفای آن میباشد و با نام و نشان متعالی الهی وحدت ذاتی پیدا نموده مسجد غدیر بلوار معلم مشهد است.
عقیده آدم بی نقص با اسم عرفان اسلامی و مبدع آن محی الدین عربی تصویب گردیده؛ اما برخی معتقدند رگه‌های این عقیده در آموزه‌های یهودیت، مسیحیت و عرفان اهل ایران نیز وجود دارااست. عرفای اسلامی با توکل بر مباحث عقلی و استناد به برخی واژگان قرآنی مانند امام، رهبر، مهتدی، خلیفه الله، پیامبر و ... و معارفی که از احادیث استخراج کردند، به تبیین این عقیده مسجد غدیر فلاحی مشهد پرداختند.
در متن‌ها عرفانی برای بشر بدون نقص فضیلت ها و خصوصیت‌هایی مثلا روح هستی، مظهر اسما و صفات معبود، خلاصه مجموع موجودات، برگزیدگی، وحدت و یگانگی برشمرده‌اند. آشنایی بدون نقص حق گران قدر، خلافت الهیه، تصرف در دانا، پند آدم نیز مثلا کارکردهای بشر بی نقص در نظام هستی معرفی مسجد بابا غدیر مشهد گردیده‌است.

پیشینه
عقیده بشر بدون نقص را تحت عنوان یک عقیده بشر‌شناسانه جدا، علی‌رغم وجود مباحثی درباره آدم و کمال در دیگر مکاتب و ادیان الهی، عقیده‌ای می دانند که به اسم عرفان اسلامی تصویب شد‌ه‌است.[۱] رگه‌های صورت‌گیری عقیده آدم بدون نقص را در عرفان اسلامی به تاثیرات حسین بن منصور حلاج و بایزید بسطامی از عرفای قرن سوم و چهارم بر فکر ابن عربی گشوده گردانده‌اند. حلاج با تاکید بر این قصه که «پروردگار بشر را به طور خود آفرید.»[۲] معتقد به خلقت خداگونه بشر شد و بین دو جنبه لاهوتی و ناسوتی آدم تفاوت بنیان.[۳] پیش از حلاج، بایزید بسطامی نیز با استعمال از واژه و کلمه «الکامل التام» درباره انسانی که جامع اسماء اربعه گردیده، از خصوصیت‌ها و صفات آدم‌های معمولی عبور کرده و به مقامات بالای معنوی رسیده، اشاره‌هایی به وجود اینگونه انسانی مسجد بابا قدرت مشهد داشت.[۴]
کلمه و واژه آدم بدون نقص، تحت عنوان اصطلاحی عرفانی نخسین بار در اشعار فریدالدین عطار نیشابوری [یادداشت ۱] و در اثر ها محی الدین بن عربی[۵] به فعالیت دریافت شد. بعد از ابن عربی محصل شاخص وی صدرالدین قونوی خاتمه کتاب مفتاح الغیب خویش را به مشاجره از آدم بی نقص تخصیص اعطا کرد.[۶] عزیز الدین نسفی اولی تالیف کننده‌ای بود که تیتر «الانسان الکامل» را بر تیم رسالات بیست‌ و دوگانه خویش که به گویش فارسی نوشته شد، بنیان[۷] و بعداز وی عبدالکریم جیلانی نیز این تیتر را برای کتاب خویش برگزید.[۸]
عقیده بشر بدون نقص را بی‌اثر از عرفان اهل ایران نیز ندانسته‌اند. آدم بدون نقص با مضمون‌ بشر اول در عرفان اهل ایران که به عبارتی کیومرث میباشد، همانندی داراست؛ هر که فرزند آفریدگار تصور گردیده و روح اورا جزیی از روح معبود دانسته‌اند و ذمه ‌دار وظایف و کارها جهانی میباشد.[۹]

بازدید : 16
دوشنبه 13 اسفند 1403 زمان : 14:55


مکتب علمیه نواب

مکتب علمیه خوب نواب یا این که مکتب صالحیه (تأسیس ۱۰۸۶ق) از مدرسه های علمیه مشهد میباشد که در ضلع شمالیِ بالا خیابان (خیابان نادری قدیمی و شیرازی فعلی) و در حوالی بقعه امام رضا(ع) قراردارد. تاریخ تأسیس مکتب به سال ۱۰۸۶ق بازمی‌شود و دارنده معماری خاص با حجراتی در دو طبقه میباشد. کتابخانه این مکتب به دلیل وجود ورژن‌های خطی از قبل گزینه دقت پژوهشگران و مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد علاقمندان بوده میباشد.

تاریخچه
مکتب نواب در سال ۱۰۸۶ق در حین پادشاه سلیمان صفوی توسط نواب مستطاب میرزا با تقوا رضوی برای مثال احاطه و اعیان سادات رضوی در اطراف بقاع امام رضا(ع) ساخته شد. از این رو مکتب را صالحیه نواب می‌نامیدند.[۱] در سال‌های قبل از ۱۳۲۰ش در تصرف وزارت فرهنگ وتمدن و اوقاف قرار گرفت و مدتی تحت عنوان متوسطه سنجیده و منقول گزینه به کارگیری قرار گرفت تا بعداز اتفاق ها ۱۳۲۰ش و سقوط حکومت رضاخان با سامان یافتن مجدد در دست حوزه علمیه قرار گرفت و بوسیله متولی گذشته آن، میرزا علی‌اکبر نوغانی گزینه تعمیرات مهم واقع شد. مکتب نواب از فرصت‌های پیشین، راءس اجتماع و کلاس و درس طلاب بوده میباشد. حیطههای درس ادبیات ادیب نیشابوری و دروس سطح خوب روحانی هاشم قزوینی هم درین مکتب صورت آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد می‌گرفت.[۲]

معماری
مکتب دیرین نواب دارنده دو حیاط در شمال و جنوب سازه و حجرات مختلف در دو طبقه با زیربنایی به مساحت ۱۵۰۰ متر مربع در زمینی به حجم ۲۷۸۳ متر مربع میباشد.[۳] در گزارش‎های سابق‌خیس درباره این سازه آمده میباشد که در چهار طرف مکتب ۷۵ اتاق تحتانی و فوقانی سازه شده و جلوی هر اتاق ایوانی قرار گرفته که پیشانی آن تراس با کاشی الوان تزئین یافته میباشد.[۴] از سایر جذابیت‌های این مکتب، تراس ورودی مکتب بود که با کاشیکاری معرّق، هفت رنگ، معقلی و مقرنس‌های گچی تر و تمیز گردیده بود و کتیبه‌ای به خط ثلث بر بالای آن چشم می شد. در پهنا این کتیبه اشعاری به خط نستعلیق در حمد پاد شاه سلیمان صفوی بنیانگذار سازه، یاور با تاریخ ایجاد کرد، در ۲۴ ترنج با قضیه فیروزه‌ای بنابراین درج رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد شده بود.[۵]


نمای داخلی مکتب نواب
کتابخانه
مکتب نواب دارنده کتابخانه‌ای میباشد که هم زمان با بهره‌برداری مکتب بوسیله واقف، تأسیس شده و به گذر زمان وقت گیر کتاب‎های آن افزوده گردیده است.[۶] کتابخانه مکتب علمیه نواب با دارا بودن تعداد ۳۲۴۶۱ جلد کتاب در ۱۵۷۶۱ تیتر یکی بی نیاز‌ترین کتابخانه‌های حوزه علمیه مشهد میباشد. میکروفیلم و تصویر مجموع کتاب‎های خطی نیز بوسیله متخصصان کتابخانه آستان قدس رضوی تنظیم گردیده و در معرض به کار گیری طلاب و اساتید حوزه قرار گرفته‌ شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد میباشد.[۷]

کتاب‌های وقفی
برخی از عالمان خیّر با وقف تعداد متعددی کتاب، بر غنای آن اضافه کردند که تعداد قابل‌توجهی از آن را نسخه ها خطی دربرگیرنده میشود. کاظم مدیرشانه‌چی که بعداز سال ۱۳۲۰ش به‌فرمان نوغانی (تولیت مکتب) به سرپرستی کتابخانه منصوب گردیده بود در تعریف کتابخانه و تعداد کتاب ها این‌سیرتکامل می‌نویسد که مخطوطات کتابخانه در سال ۱۳۲۸ش جمعاً ۶۷۴جلد میشد که با تصدی وی ۲۲۳جلد دیگر به آن اضافه شد و به ۸۹۷جلد بالغ شوید. او برخی از نسخه ها خطی را پیرو اسم می برد؛ مانند:

امالی روحانی صدوق به خط روحانی حر عاملی در سال ۱۰۶۱ق نگارش گردیده.
نهایة العقول فخر رازی که در سال ۶۲۲ق تحریر گردیده.
کافی کلینی نگارش‌گردیده در سال ۶۷۵ق.
دست‌خط شهید نخستین در کتاب غایة المراد.
دست‌خط مجلسی اولیه و پژوهشگر سبزواری در ورژن اینجانب لا یحضره الفقیه.[۸]
شرایط کنونی
مکتب نواب در مجاورت مقبره امام رضا(ع) و در اولِ خیابان شیرازی قراردارد که بعداز نوسازی، با اسم «مکتب علمیه خوب نواب» مطرح گردیده و ذیل حیث رئیس حوزه علمیه مشهد اداره می‌گردد.[۹]

این مکتب از سال ۱۳۸۱ش با رویکردی تخصصی در سه فن سخن اسلامی، ادبیات عرب و فقه و اصول عمل می‌نماید.[۱۰]

بازدید : 14
شنبه 11 اسفند 1403 زمان : 14:18


دوست داران سکولاریسم اسلامی

الاسلام و اصول الحکم تاثیر علی عبدالرازق.
مصطفی کمال آتاتُورک، اولیه مدیر‌جمهور ترکیه (درگذشت: ۱۹۳۸م)، علی عبدالرازق، (درگذشت: ۱۹۶۶م)، قاسم امین، طه حسین و خالد محمد خالد، از پر‌نور‌فکران مصری، سید احمدخان هندی (درگذشت: ۱۸۹۸م) پر‌نور‌اندیشه هندی، میرزا فتحعلی آخوندزاده (درگذشت: ۱۲۹۵ق) و میرزا مَلکُم‌خان ناظِم‌الدولة (درگذشت: ۱۳۲۶ق) از پر‌نور‌فکران اهل ایران، از محور‌گذاران سکولاریسم در دنیا اسلام معرفی گردیده‌اند.[۶۰] محمد عبادت کننده الجابری، محمد سعید العَشْماوی، نصر حامد ابوزید، از روشنفکران مصری، و عَبْدو فیلالی انصاری، پر‌نور‌تامل مراکشی،[۶۱] نیز از علاقه مندان سکولاریسم مذکور گردیده‌اند. مهدی تاجر، عبدالکریم سروش، محمد مجتهدشبستری، مصطفی ملکیان، چهار نماینده و مدافع سکولاریسم اسلامی در جمهوری اسلامی ایران معرفی گردیده‌اند که هدفشان ثابت سازش اسلام با سکولاریسم با توکل بر برداشت خاصی از مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد اسلام بود.[۶۲]

به اعتقادوباور آیت‌الله جوادی آملی، سه دسته از دینداران طرفدار سکولاریسم میباشند که عبارتند از:

گروهی که قلمرو آیین را به مسائل شخصی و اخلاقی محصور می‌نمایند؛
تیم‌ای که قلمرو آئین را مشمول مسائل اجتماعی نیز می دانند؛ البته معتقدند که حکم دهنده و مدیریت جامعه می بایست فرد معصوم باشد؛ شخص غیرمعصوم حق اجرای آئین در جامعه و حکومت را ندارد؛
گردآوری‌ای اصل آئین را فرمان قدسی و منزه می دانند و براین باورند که دخالت آئین در کارها مادی و اجتماعی به آلوده و کثیف شدن و از در میان رفتن قداست آئین آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد می‌انجامد.[۶۳]
طلاق روحانیت از کارها حکومتی
بعضا پژوهشگران معتقدند سکولاریسم در دنیا اسلام به معنای سکولاریسم در عالم مسیحیت (عرفی یا این که غیرمقدس کردن مجموع شئون معاش) وجود ندارد؛[۶۴] بلکه در دنیا اسلام به معنای طلاق آیین از سیاست و گاهی به معنای طلاق روحانیت از دولت به فعالیت می‌رود.[۶۵] محمد برقعی مولف کتاب سکولاریسم از دید تا شغل، قضیه سکولاریسم در اسلام را قضیه مشخص کردن تکلیف با نظام حقوقی اسلام یعنی فقه میداند. وی می گوید برای مثال در میهن مصر و پاکستان سازمان های فقاهتی مانند روحانیت و اخوان المسلمین در حکومت دخالتی ندارند؛ با این هم اکنون ضابطه آن دو به عبارتی شریعت اسلام رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد میباشد.[۶۶]

سید راستگو واقعیت، محقق تامل سیاسی اسلام، دو مجموعه از اندیشمندان مسلمان را جزو سکولارها میداند: نفی‌کنندگان رابطه آئین و سیاست و قائلان به استقلال بنیان آئین و بنیان سیاست. قائلان به استقلال، به یک‌سری مجموعه تقسیم می شوند: مانند تفکیک‌گرایان، گستردن‌گرایان، انزواگرایان و معارضان بنیان آیین. راست گو واقعیت، مهدی حائری یزدی و عبدالکریم سروش را از مجموعه تفکیک‌گرایان اسم میبرد که معتقدند آئین و سیاست دو شأن غیر وابسته‌اند و نسبتی در میان آن‌ها وجود ندارد. شرح‌گرایان با فرق گذاشتن در میان زمان حضور امام و غایب بودن، هرچند ائمه(ع) را دارنده جایگاه سیاسی میدانند؛ اما مخالف تشکیل حکومت در زمانه غایب بودن از سوی فقها و دخالت آن ها در کارها اجتماعی و سیاسی بودند. آخوند خراسانی و عبدالکریم حائری یزدی در مجموعه شرح‌گرایان شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد مذکور‌اند.[۶۷]

آیت‌الله بروجردی نیز از موافقان طلاق حوزه آیین از عرصه سیاست شمرده شد‌ه‌است. از دید وی، ولایت سیاسی و تشکیل حکومت از شئون پیامبران و امامان وجود ندارد و ورود آنان به سیاست در توان لزوم بود.[۶۸] مهدی حائری یزدی،‌ عالم و فیلسوف شیعه، برآن بود که شغل آیین حکومت کردن وجود ندارد و کارها سیاسی از ناحیه و قلمرو آئین خارج میباشد.[۶۹]

پیشنیه و موضوع‌های پیدایش در دنیا اسلام
صورت‌گیری سکولاریسم در دنیا اسلام تحت عنوان یک جریان فکری را به اوایل سده بیستم میلادی بازمی‌گردانند.[۷۰] بعضا پیشینه و قضیه طلاق آئین از سیاست و حکومت را به ماجرای سقیفه در سال ۱۱ قمری[۷۱] و برخی به معاویه بن ابی‌سفیان (درگذشت: ۶۰ق) و بعداز وی فرزندش یزید بازگردانده‌اند.[۷۲]

گفته می شود سکولاریسم در آغاز در مسیحیت مطرح شد[یادداشت ۱] و آنگاه به دنیا اسلام منش پیدا کرد.[۷۳] بعضا پژوهشگران، حکومت محمدعلی پاشا (درگذشت: ۱۸۴۹م) در مصر را دیباچه تامل سکولار در دنیا عرب دانسته‌اند.[۷۴] برخی از محققان، ورود پندار سکولاریستی به دنیا اسلام را هم‌زمان با نفوذ کشورهای غربی به کشورهای اسلامی در قرن هفدهم و هجدهم میلادی گفته‌اند.[۷۵] سقوط دولت عثمانی در ۱۹۲۴م و روی فعالیت وارد شدن مصطفی کمال آتاتورک در ترکیه را از عامل ها مؤثر در پیدایش سکولاریسم در عالم اسلام برشمرده‌اند. آتاتورک بعد از سقوط خلافت عثمانی، حکومت سکولار در ترکیه نهاد بنیان.[۷۶] گفته می گردد رضاشاه (حکومت: ۱۳۰۴-۱۳۲۰ش) نیز به تقلید از آتاتورک، نظام لائیک و سکولار در جمهوری اسلامی ایران به وجود آورد و روحانیان را از عرصه سیاست حذف کرد.[۷۷] تعبیر و تفسیر اشتباه از آیین، تمایل به آزادی و اباحی‌گری، پیروی از غرب، حاکمیت حکومت‌های ظالم و استعمار نیز مثلا دست اندرکاران و مورد‌های پیدایش سکولاریسم در عالم تشیع قلمداد شد‌ه‌است.[۷۸]

به گفته شهریار زرشناس، متفحص حوزه فلسفه و سیاست، در کشور‌ایران، معنی سکولاریسم حدود دهه چهل قرن سیزدهم خورشیدی (زمان قاجار) مطرح شد.[۷۹] از نگرش برخی نویسندگان، صورت‌گیری سکولاریسم در کشور ایران بوسیله میرزا فتحعلی آخوندزاده شروع شد، از زمان مشروطه تا سال ۱۳۵۷ش حاکمیت یافت و با موفقیت انقلاب اسلامی کشور ایران در ۱۳۵۷ش، به افول گرایید. بعد از انقلاب مجدد به وسیله پر‌نور‌فکران نوسازی و اشاعه شد.[۸۰]

جعفر سبحانی، اعتقاد دارد هوا داران دنیوی‌گرایی در کشورهای مسلمان، دنیوی‌گرایی را در پوسته و شکل سکولاریسم عرضه و رواج می‌نمایند؛ زیرا در کشورهای مسلمان، از دنیوی‌گرایی که منکر آئین و فراماده میباشد، استقبال نمیشود؛ اما سکولاریسم برای پر‌نور‌فکران ناآگاه جذابیت داراست.[۸۱]

آموزه‌های کتاب مقدس، آموزه‌های مفسران و عالمان مسیحی، عدم وجود نظام سیاسی و اجتماعی در اناجیل، خرابی در دستگاه کلیسا، مخالفت کلیسا با دانش و علم به عنوان مثال کارداران و موضوع‌های پیدایش سکولاریسم در عالم مسیحیت نقل شده میباشد.[۸۲] آیت‌الله سبحانی برآن میباشد که هیچ یک از این دست اندرکاران و مورد‌ها در اسلام و عالم اسلام وجود نداشته و ندارد.[۸۳]

بازدید : 24
پنجشنبه 9 اسفند 1403 زمان : 12:45


تحقق قاعده درء
تحقق قاعده درء مشروط به وجود شبهه دانسته گردیده است.[۱۷] با دقت به درک عرفی از معنای شبهه که به معنای مشتبه‌شدن واقع با دستور موهوم میباشد، هدف از شبهه در‌این قاعده، شک و تردید در حلّیت و حرمت یا این که ظن به اباحه و همینطور انقطاع به حلیت میباشد.[۱۸] بر این محور، هرگاه فردی با تردید در حلّیت یا این که ظن به اباحه یا این که باور به حلال‌بودن فعلی، آن را مرتکب خواهد شد، مجازات پایگاهّر دربارهٔ وی انجام مسجد غدیر بلوار معلم مشهد نمی شود.

[۱۹] بعضی از علل و اسباب و اثاث اجرایی قاعده درء که با شرائطی ساقط‌کننده حد و مجازات میباشد عبارتند از: شبهه‌های ناشی از جهل، زور، اکراه، اضطرار، مستی، خواب و بیهوشی، بیماری آلزایمر، شبهه‌های ناشی از تحریک و تلبیس دیگرافراد، ادعای مرتکب، سند و گفتگوها غیر، ادراک غلط از متن ها رسمی و حقوقی مسجد غدیر فلاحی مشهد و اقرار ضمنی.[۲۰]

به موجب قاعده درء با وجود شک در حرمت شغل یا این که وقوع یا این که انتساب آن به مجرم یا این که شک و تردید در دانش مجرم به حرمت فعالیت یا این که ماهیت مورد یا این که سپردن او در ارتکاب فعالیت، اجرای مجازات متوقف می‌شود.[۲۱] در شبهاتی که در بازرسی به یک پرونده برای قضات عارض میشود، صدور حکم محکومیت و اجرای کیفر، مشروط به استحصال دانش به حکم و مسئله برای حکم کننده میباشد.[۲۲] ملاک در ایفا قاعده درء، تحقق شبهه نزد حکم کننده میباشد؛ از این جهت در‌حالتی که شبهه بر حاکم عارض گردد نمی‌تواند حکم به اجرای مسجد بابا غدیر مشهد حد بدهد.[۲۳]

قلمرو قاعده
قلمرو قاعده درء نزدیک به را، اعم از حدود اصطلاحی ذکر کرده‌اند که دربرگیرنده تعزیرات نیز می‌گردد.[۲۴] حدود هرچند در اصطلاح به کیفری که اندازهٔ آن در شرع مقدس رقم خورده، اطلاق شد‌ه‌است و مقابل تعزیر به فعالیت می‌رود؛ ولی در احادیث بر مجازاتی که مقدار آن بوسیله قاضی گزینش میشود نیز اطلاق گردیده‌است؛ بدین ترتیب، تیتر حدود در قاعده مشتمل بر تعزیرات نیز می شود.[۲۵] آرای فقیهان در اجرای قاعده درء در حق‌الله و حق‌الناس را متعدد دانسته‌اند؛ به طوری که در جرائم حق‌اللهی اعمال قاعده عظیم و در جرایم حق‌الناسی محصور میباشد.[۲۶] همینطور به لحاظ برخی قلمرو قاعده صرفا حدود به معنای اخص وجود ندارد، بلکه در مباحث قصاص نیز روان مسجد بابا قدرت مشهد میباشد.[۲۷]

قاعده درء را در شک ها موضوعیه و شک ها حکمیه سرازیر دانسته‌اند.[۲۸] آورده شده دربارهٔ تردید ها حکمیه، گردآوری‌ای شرح قائل گردیده‌اند؛ به‌این ذکر که هنگامی جهل قصوری باشد، دربرگیرنده قاعده می گردد و در حالتی‌که جهل تقصیری [یادداشت ۱] باشد قاعده روان نمیشود.[۲۹] شبهه حکمی مانند موردی میباشد که فاعل حکم را نداند و شبهه موضوعی مانند تعارض دو بینه میباشد.[۳۰] بیان شده در صورتی‌که احادیث قاعدهٔ درء خلا گشوده هم در زمینه ی تردید ها موضوعیه تا وقتیکه در مسئله شبهه می‌باشد مجازات اثبات نمی شود.[۳۱]

خاستگاه قاعده درء
دوری از ریختن خون بی‌گناه و عدم تعدی به حرمت و آبروی آدم از مواقعی میباشد که بستر قاعده درء شناخته میگردد.[۳۲] در روایتی نقل شده در‌حالتی که امام مسلمین در عفووبخشش خط مش نادرست بپیماید خوب میباشد از اینکه در مجازات و عقوبت غلط نماید.[۳۳] به ذکر دیگر غلط در بخشش بر خطا در کیفر ترجیح دارااست.[۳۴] در حدیثی از نبی(ص) آمده میباشد: «جبرئیل به اندازه‌ای من را به رحمت وصیت کرد که در شرایطی‌که به خواست خداوند مطلع نبودم، گمان میکردم من را به شکاف حدود فرا میخواند».[۳۵] بر همین پایه قاعده درء در بین مسلمان ها اعم از امامیه و اهل‌سنت رده ویژه داراست.[۳۶] این قاعده در شیوه نامه‌های صدر اسلام گزینه تأکید بوده و در زمان سده‌های متمادی در محاکم گزینه استناد قرار گرفته میباشد.[۳۷]

بازدید : 17
چهارشنبه 8 اسفند 1403 زمان : 15:54


تسبیح تربت
تَسبیح تُربت یا این که تسبیح کربلایی تسبیحی میباشد که شیعه‌ها از خاک یا این که غبار قبر امام حسین(ع) می سازند. شیعه ها بعداز شهیدشدن امام حسین(ع)، از تربت وی تسبیح ساختند و در طول آل بویه این فرمان بسط یافت. در متن ها روایی شیعه قیمت و اثر ها متعددی برای تسبیح تربت اورده شده میباشد: سبب ساز رقت قلب میشود، اجر بیان بیان کردن با آن چند موازی میباشد و اینکه تسبیح تربت در اختیار صاحبش تسبیح می گوید فارغ از اینکه آن فرد تسبیح مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد بگوید.

معنی
تسبیح، دسته‌ای از دانه‌های (مهره‌های) به نخ کشیده گردیده‌ که بیشتر برای بیان بیان کردن یا این که استخاره از آن به کارگیری میگردد.[۱] تربت در لغت به معنای خاک میباشد[۲] و در اصطلاح، به خاک فضا قبر رسول(ص)، امامان یا این که امامزادگان و بیش تر از تمامی به خاک کربلا و قتلگاه امام حسین(ع) گفته میشود.[۳] در فرهنگ وتمدن رایج شیعه، «تسبیح تربت» که به آن «تسبیح کربلایی» نیز می گویند، به معنای تسبیحی میباشد که از خاک یا این که غبار قبر امام حسین آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد ایجاد شده است.[۴]

فضیلت
تسبیح تربت نزد شیعه ها بها والایی داراست و طبق برخی روایات، هرکس یک به دور بدون نقص با آن بیان بگوید هفتاد جايگاه برایش نوشته می شود و در حالتی‌که آن را فقط در مشت بگیرد و با آن بیان نگوید نیز هفت سکو برایش نوشته می‌گردد.[۵]در حدیثی اورده شده که تسبیح اعلام کردن با تربت و سجده کردن بر آن، سبب ساز رقت قلب می گردد.[۶] همینطور کسی که با تسبیح تربت بگوید: «سبحان اللّه، والحمد للّه، ولا إلهَ إلَا اللّه، واللّه ُ أكْبَر»، معبود شش هزار خیر و خوبی برایش می‌نویسد، شش هزار بدی از وی میبخشد، شش هزار سکو اورا بالا میبرد و شش هزار شفاعت برایش تصویب رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد می‌نماید.[۷]

طبق بعضی از احادیث، تسبیح تربت در مشت ما تسبیح می گوید، فارغ از اینکه خویش فرد، تسبیح بگوید.[۸] همینطور بعضی از این احادیث، شیعه ها را همواره مستلزم به یک سری چیز دانستند: جانماز، مسواک، انگشتر و تسبیح تربت.[۹] در روایتی دیگر وارداتی میباشد که حورالعین هرگاه ببیند فرشته‌ای به زمین میاید، از وی تقاضا می‌نماید که تسبیح و تربت امام حسین(ع) برایش شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد بیاورد.[۱۰]

تاریخچه
سازه بر منابع تاریخی و روایی شیعه، حضرت زهرا (س) از اول افرادی بود که از تسبیح استفاده کرد.[۱۱] وی آغاز برای تسبیحات بعد از نماز، از فن‌ای نخ پشمی که ۳۴ گره داشت، به کار گیری میکرد و بعداز شهید شدن حمزه(ع) عموی نبی(ص)، از خاک مزار وی تسبیحی گلین تشکیل داد.[۱۲] بعد از شهیدشدن امام حسین(ع)، شیعه‌ها به خیال فضیلت ها تربت قبر امام حسین(ع) از آن تسبیح ساختند، هرچند ایجاد کرد تسبیح تربت حمزه همچنان اشاعه داشت؛[۱۳] آنگونه که امام درستگو(ع) تسبیح تربت امام حسین(ع) را با تسبیح تربت حمزه مقایسه کرده و آن را بلندتر دانستند.[۱۴] در حین آل بویه استعمال از مهر تربت و تسبیح تربت پیشرفت یافت و اشخاص اکثری از تربت امام حسین(ع)، تسبیح و مهر صحیح می‌کردند و به عموم کادو می‌دادند.[۱۵]

بازدید : 49
سه شنبه 7 اسفند 1403 زمان : 16:12


معقل بن قیس ریاحی
مَعْقِل بن قَیس ریاحی از اصحاب امام علی(ع) و فرماندهان سپاه وی در پیکار‌های جمل، صفین و نهروان بود. وی سر گروهی نگهبانان امام علی(ع) را بر ذمه داشت و در سرکوب کودتا‌های خوارج مثلا خِرّیت بن راشد ناجی نقش بسزایی مسجد غدیر بلوار معلم مشهد داشت.

امام علی(ع) در چنددفعه معقل را ثنا نمود و او‌را شخصی امین و صالح معرفی کرد. طومار دوازدهم نهج البلاغه خطاب به وی صادر مسجد غدیر فلاحی مشهد گردیده‌است.

معقل پس از شهیدشدن امام علی(ع) در کنار امام حسن(ع) قرار گرفت و در مبارزه وی با معاویه حضور داشت. او بعد از صلح امام حسن با معاویه و فرمانداری مغیرة بن شعبه بر کوفه، سفارش وی مطابق رویا رویی با خوارجی زیرا مستورد بن علفه را به عهده گرفت و در همین نزاع مسجد بابا غدیر مشهد کشته شد.

معاش‌طومار
معقل بن قیس ریاحی[۱] یا این که حنظلی[۲] که گاه اسم بابا او‌را عبدالقیس نیز تصویب کرده‌اند،[۳] از فامیل بنی تمیم[۴] و از تیره بنی‌یربوع[۵] و ملقب به ابارمیله[۶] میباشد. اورا اهل کوفه[۷] و رهبر قوم و قبیله خویش[۸] و از شجاعان[۹] و سخنوران[۱۰] مسجد بابا قدرت مشهد برشمرده‌اند.

بعضا معتقدند که وی فرصت فرستاده(ص) را فهم کرده[۱۱] از این‌رو در کتاب الاصابه فی تمییز الصحابه از منابع صحابه‌نگاری اسم وی آمده میباشد.[۱۲] هرچند ذهبی، مولف کتاب تاریخ الاسلام، صحابی بودن وی رد نموده است.[۱۳]

از تاریخ میلاد معقل خبری در مشت وجود ندارد البته بعضی معتقدند که وی مجال نادانی را فهم نموده است.[۱۴] مرگ اورا در سال ۳۹ق،[۱۵] یا این که ۴۲ق[۱۶] و یا این که ۴۳ق[۱۷] در نبرد با مستورد بن علفه دانسته‌اند.[۱۸]

در عصر خلیفه دوم او تحت عنوان پیک عمار یاسر خبر فتح شوشتر را به مدینه برده و به خلیفه دوم خاطرنشان کرد.[۱۹] وی به عنوان مثال بزرگان و قاریان کوفه بود که نسبت به سعی ولید بن عقبه فرمان‌دار عثمان بن عفان در کوفه اعتراض نمودند و درین باب طومار‌ای به عثمان نوشتند.[۲۰]

معقل از شیعه‌ها[۲۱] و ملازمان[۲۲]و همینطور از فرماندهان سپاهیان امام علی(ع) به اکانت می‌آمد.[۲۳] روحانی طوسی اورا از اصحاب امام علی(ع) شمرده میباشد[۲۴] و حتی اورا از سران اصحاب امام برشمرده‌اند؛[۲۵] چنانکه ثنا‌هایی از جانب امام درباره وی نقل شد‌ه‌است.[۲۶]

فرزندان
در تاریخ نامی از فرزندان معقل نیامده میباشد؛ ولی در رجال طوسی[۲۷] و منابعی که از آن نقل کرده‌اند،[۲۸] فردی به اسم ابراهیم بن معقل بن قیس از اصحاب امام درستگو(ع) شمرده گردیده‌است؛ چنان‌که در همین منابع با عبارت «اخو اسحاق» به اخوی وی نیز اشاره شد‌ه‌است.[۲۹] مولف تنقیح المقال اعتقاد دارد که آوازه اسحاق از ابراهیم بیشتر بوده و شناخته گردیده‌خیس از اوست؛ چون روحانی طوسی برای معرفی ابراهیم، اورا اخوی اسحاق معرفی نموده است.[۳۰] اما برخی احتمال داده‌اند که‌این عبارت تحریف یافته ابواسحاق باشد یعنی کنیه ابراهیم ابواسحاق بوده میباشد.[۳۱] ابن حجر عسقلانی این نظر را دارد که ابراهیم نام برده، ابراهیم بن معقل بن قیس اسدی کوفی میباشد[۳۲] در این حالت نمی‌تواند فرزند معقل بن قیس دارای اسم و رسم باشد؛ چون چنان‌که گفته شد معقل از خویشاوندان بنی تمیم بوده میباشد.

بازدید : 15
دوشنبه 6 اسفند 1403 زمان : 14:54


تکرار برخی صفات دعای جوشان کبیر
شش صفت از صفات خدا درین دعا دوبار تکرار گردیده‌اند: «یا این که اینجانب لم یتخذ صاحبةً و لا ولدا» در بندهای ۶۲ و ۸۴، «یا این که نافع» در بندهای ۹ و ۳۲، «یا این که اینجانب هو بمن رجاه کریم و مهربان» در حایل‌های ۱۸ و ۹۶، «یا این که اینجانب هو بمن عصاه حلیم» در سد‌های ۱۸ و ۹۶، «یا این که اینجانب فضله عمیم» در بندهای ۴۸ و ۹۸، «یا این که انیس اینجانب لا انیس له» در بندهای ۲۸ و ۵۹.[۲۲] و احتمالا این تکرارها ناشی از خطاها و تصحیف‌هایی میباشد که بوسیله ورژن‌برداران اول صورت داده و در ورقه ها آینده نیز تکرار مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد گردیده‌است.[مستلزم منبع]

افزون بر این گاه یک اسم یا این که صفت با یک سری تفسیر در حدود هم درین دعا مذکور میباشد. همچون: «یا این که طبیب القلوب»، «یا این که طبیب»، «یا این که نعم الطبیب»، «یا این که طبیبنا»، و «یا این که طبیب اینجانب لا طبیب له». و یا این که صفت دانش که با تعابیر «یا این که علیم»، «یا این که فقید الخَفیّات»، «یا این که اینجانب هو دانا بکل شئ»، «یا این که اینجانب هو بکل شئ علیم»، «یا این که فقیه السر»، «یا این که فقیه»، «یا این که عالماً لا یجهل»، «یا این که اعلمَ اینجانب تک تک علیم»، و یک سری تفسیر دیگر درین دعا آیتم اشاره قرار آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد گرفته میباشد.

نگاهی به ساختار
اولیه حایل دعای جوشن گسترده با عبارت اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُكَ بِاسْمِكَ استارت گردیده و بعداز هر سه سد که با اسم‌های پروردگار شروع شد مجدداً حایل آتی با اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُكَ بِاسْمِكَ… استارت شد‌ه‌است یعنی در بین هر فرازی که با عبارت اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُكَ بِاسْمِكَ استارت گردیده با فراز آتی که با این عبارت آغاز گردیده سه حایل مسافت میباشد و این نظم در دعای جوشن بزرگ وجود داراست و صرفا بند۴۴ که با عبارت اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُكَ بِاسْمِكَ… آغاز گردیده تا حایل آتی (حایل ۴۹) با همین عبارت ۴ حایل مسافت افتاده میباشد. و همین تغییر تحول در سد ۲۹ تا حایل آجل (سد ۳۲) با دو مسافت وجود داراست و کلاً ۲۵ توشه «اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُكَ بِاسْمِكَ» در دعای جوشن رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد تکرار شد‌ه‌است.[۲۳]

حایل ۳۵ دعای جوشن وسیع از تک تک بندهای متمایز میباشد چون هریک ازنام‌های ده‌گانه ای که در آن میباشد زمینه و مسئله‌ای برای اسم آینده معبود گردیده‌است یَا مَنْ هُوَ فِی عَهْدِهِ وَفِیٌّ، یَا مَنْ هُوَ فِی وَفَائِهِ قَوِیٌّ، یَا مَنْ هُوَ فِی قُوَّتِهِ عَلِیٌّ، یَا مَنْ هُوَ فِی عُلُوِّهِ قَرِیبٌ، یَا مَنْ هُوَ فِی قُرْبِهِ لَطِیفٌ، یَا مَنْ هُوَ فِی لُطْفِهِ شَرِیفٌ، یَا مَنْ هُوَ فِی شَرَفِهِ عَزِیزٌ، یَا مَنْ هُوَ فِی عِزِّهِ عَظِیمٌ، یَا مَنْ هُوَ فِی عَظَمَتِهِ مَجِیدٌ، یَا مَنْ هُوَ فِی مَجْدِهِ شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد حَمِیدٌ. [یادداشت ۳]

تفصیل‌ها
کتاب گستردن الأسماء، گستردن دعاء الجوشن الکبیر؛ تألیف ملاهادی سبزواری
عالمان شیعه بر دعای جوشن وسیع تفصیل‌هایی نوشته‌اند،[۲۴] مشهورترین تفصیل، گستردن ملا هادی سبزواری میباشد. این گستردن رنگ و بویی عرفانی و فلسفی دارااست. سبزواری براساس بندهای دعا، به اشعار فارسی و عربی استشهاد کرده و برای مباحث لغوی به کتاب قاموس اللغه فیروزآبادی بسیار مراجعه نموده است. وی همینطور در مفاد گوناگون به اقتضای دعوا، مباحث فلسفی، عرفانی و کلامی را طرح نموده است.[۲۵] او هم‌اینگونه بعضا از فرازها را گوناگون گستردن کرده تحت عنوان مثال در بند۷ «يَا كَاشِفَ الْبَلايَا» می گوید که «کشف» هم به معنای اظهار و آشکار ساختن میباشد و هم به معنای برداشتن و در اینجا حق تقدم با معنای ابتدا میباشد و در قبال دفعِ بلا میباشد و این بلا که بخش آدم می شود نماد دوستی و ولای خداست چنان‌چه در دعا پروردگار را در قبال بلا ثنا میکنیم همانطور که به خاظر نعمت‌هایش او‌را شکر می‌گزاریم (نَحمَدك على بلائك كما نَشكُرك على آلائك) و نیز میتواند «کشف کننده البلا» به معنای پرده‌بردای از بلا باشد تا آدم بفهمد که‌این بلا عینِ عفو و بخشش میباشد. سبزواری برای تأیید به اشعاری از مولوی استشهاد کرده که می گوید:

هر بلا كز دوست آيد بخشش میباشد
آن بلا را بر دلم صد منت میباشد
ای بلاهاى تو آهستهِ دلم
نتیجه ها از درد تو شد كامِ دلم
نالم و ترسم كه وی یقین كند
و زترحم جور را كمتر كند[۲۶]
متن دعای جوشن عظیم

تعداد صفحات : 56

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 561
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 0
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه