loading...

بهترین مرجع مسجد غدیر باباعلی مشهد

بازدید : 14
شنبه 4 اسفند 1403 زمان : 15:39


ظهور و حضور شیعه ها
از تاریخ ظریف ورود و اقامت شیعه‌ها در ری، اگاهی دقیقی در اختیار وجود ندارد، البته با رعایت آن تیم از یاران ائمه معصوم که کنیه «رازی» دارا هستند، می‌اقتدار تا حدودی اخذ که از اواخر قرن دوم هجری، یعنی در زمان امامت امام موسی کاظم(ع)، او‌لین جمعیت‌های شیعه در ری به وجود آمده میباشد.[۳۰] بعضی از این اصحاب عبارتند از حسین بن محمد رازی، از اصحاب امام کاظم، ابوالحسین رازی و محمد بن اسماعیل رازی از اصحاب امام رضا(ع).[۳۱] مطابق منابع تاریخی، ۵۴ بدن از یاران ائمه معصوم، اهل شهر ری بوده‌اند؛ دو نفر از یاران امام باقر(ع)، ۱۱ نفر امام راست گو(ع)، شش نفر امام کاظم(ع)، خیر نفر امام رضا(ع)، هشت نفر امام جواد(ع)، ۱۱ نفر امام هادی(ع)، و چهار نفر از یاران امام حسن عسکری(ع)، اهل ری مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد بوده‌اند.[۳۲]

ورود عبدالعظیم حسنی به ری قبل از سال ۲۵۰ قمری، نقطه عطفی در تاریخ تشیع ری دانسته شد‌ه‌است.[۳۳] در حین قرن سوم تا هفتم و بعداز آن، شمار فراوانی از سادات در ری بومی بوده‌اند. حسن بن زید بن محمد که به دعوت علویان به طبرستان دعوت شد و دولت علویان طبرستان را در سال ۲۵۰ قمری سازه بنیان، نیز آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد اهل ری بود.[۳۴]

تنوع مذهب‌ها و اقوام
ری در طی تاریخ، حاکمانی با مذهب‌ها و رویکردهای مذهبی متفاوتی داشته میباشد؛ از حاکمان ناصبی مانند کثیر بن شهاب که به سبّ امام علی(ع) روی منبر می‌پرداخت[۳۵]، تا حاکمان شیعه‌مذهب آل بویه مانند مالک بن عباد[۳۶]. مطابق سندها مربوط به زمان سلجوقیان، مجموعه‌های متفاوت مذهبی در ری بومی رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد بوده‌اند؛ به عنوان مثال:

شیعه‌ها، کلان‌ترین نصیب جمعیتی ری در عصر سلجوقیان بوده‌اند.[۳۷] مجموعه‌هایی از زیدیه، اسماعیلیه، و همینطور شیعه ها اصولیه، در نصیب شیعه‌ها ری بومی شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد بوده‌اند.[۳۸]
حنفیان بعد از شیعه‌ها، وسیع ترین نصیب جمعیتی ری در عصر سلجوقی بوده‌اند؛ مشتمل بر معتزله و فرقه نجاریه.[۳۹]
شافعیان، کمترین تیم جمعیتی مستقر در ری در بعدازظهر سلجوقی بوده‌اند[۴۰] که قدریه و اشاعره، در قسمت‌هایی غیروابسته بومی بوده‌اند.[۴۱]
روزگار افول
شهر ری که یک کدام از مهم ترین شهرها در تاریخ کشور ایران پیش و بعد از اسلام بوده، پنج قرن بعد از ورود اسلام، با جنگ‌های مذهبی ویرانگر مواجه شد. حمله مغول هم بیش تر از پیش به ویرانی آن دامن زد و شکوه قبلی را به‌تدریج از دست بخشید. پایتختی طهران در اطراف شهر ری، استدلال دیگری شد که ری هیچ وقت به خصوصیت‌های قبلی خویش دست نیابد. گرچه یک توشه دیگر ری در زمان مشروطه آیتم دقت قرار گرفت و بقعه عبدالعظیم حسنی صاحبخانه تحصن مشروطه‌خواستار شد، ولی امروزه فقط وجه اساسی این شهر، وجود مقبره عبدالعظیم حسنی میباشد.

جنگ‌های مذهبی و ویرانی
چنانکه یاقوت حموی در معجم البلدان نوشته، شهر ری حتی قبل از حمله مغولان در گیر نبرد و تضارب بوده.[۴۲] بر پایه ی گزارش‌های تاریخی، حدود ده فرقه اسلامی و دو فرقه غیراسلامی در شهر ری معاش می‌کرده‌اند و مذهب‌ها فقاهتی و کلامی زیادی را نمایندگی می‌کرده‌اند و همین زمینه تضارب‌های فرقه‌ای را دامن زده میباشد.[۴۳] ابن اثیر در الکامل فی التاریخ گفته میباشد پاد شاه طغرل بن ارسلان سلجوقی، در سال ۵۸۸ قمری، به ری حمله کرد و آن را ویران ایجاد کرد. بعداز آن نیز در اطراف سال ۶۱۷ قمری، اهل سنت، آغاز به پیکار با شیعه‌ها برخاستند و بعد از آن زد خورد بین حنفیان و شافعیان به مبارزه انجامید و شافعیان که دسته کوچکتری بودند، عاقبت برنده شدند.[۴۴] این نبرد‌ها چنان بوده که در سال ۶۱۷ قمری، صرفا منزل‌های آباد ری، در محله شافعیان بوده و منزل‌های شیعه ها و حنفیان ویران بوده و این دو تیم، مذهب خود را مخفی می‌کرده‌اند.[۴۵] به نقل از معجم البلدان، در‌این فرصت عموم برای در دفاع ماندن از تضارب و پیکار، منزل‌های زیرزمینی ساخته بودند.[۴۶][۴۷]

مذمت در احادیث
ری در بعضی از احادیث شیعه، مذمت شد‌ه‌است.[۴۸] این احادیث را بعضا به جهت کشته شدن امام حسین(ع) به طمع ملک ری دانسته‌اند.[۴۹] برخی نیز این شهر را نحس و خاک آن را لعنت‌گردیده دانسته‌اند.[۵۰] قدمت بن سعد، مهیا تکان به سوی ری و به دست دریافت کردن حکومت آن بود که عبیدالله بن زیاد اورا افسر رویارویی با امام حسین کرد. ابن سعد آغاز از این عمل سرباز زد، ولی زمانی عبیدالله بن زیاد اورا ارعاب کرد که یا این که می بایست به تقابل با حسین(ع) برود و یا این که امر حکومت ری را پس دهد، مأموریت نو را عهده دار شد و با سپاهیان ذیل فرمان خویش به سوی کربلا جنبش کرد.[۵۱]{{حافظه| ابیاتی از اشعار منسوب به قدمت بن سعد بعداز اخذ مأموریت مبارزه با امام حسین به بهای فرمانروایی ملک ری

والله ما أدري وإني لحائر
أفكّر في أمري على خطرين
أأترك ملك الرّي والرّي منيتي
أم أرجع مأثوماً بقتل حسين
و فى قتله النار التى لیس دونها
عفاف و مُلک الرّى قرةُ عین‏
حسين ابن عمي والحوادث جَمّة
لَعَمري ولي في الرّي قرةُ عين
قسم و سوگند به پروردگار فی مابین دو چیز سرگردانم در بین ملک ری با کشتن حسین و از دست دادنش با نجنگیدن با وی. آیا ملک رى را رها کنم و حالا آنکه آرزوى اینجانب به عبارتی میباشد، یا این که آن که با بد نامى و قتل حسین برگردم.در قتل وی (حسین) دوزخ وجهنم میباشد که هیچ گاه پوشیده وجود ندارد ولى ملک رى موجب روشنایى دیده اینجانب میباشد.[۵۲]

بازدید : 13
چهارشنبه 1 اسفند 1403 زمان : 15:00


بنیاد فی مابین‌المللی غدیر

بنیاد فی مابین‌المللی غدیر، بنیادی غیردولتی در کشور‌ایران میباشد که با غرض تبلیغ و معرفی غدیر در عالم تأسیس گردیده‌است. این بنیاد در سال ۱۳۷۶ش به دست ابوالقاسم خزعلی تأسیس شد. محل کار مرکزی آن در طهران میباشد و بیشتراز ۶۰۰ محل کار در دنیا مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد داراست.

ساختار این بنیاد، متشکل از دبیرکل، هیئت‌امنا، هیئت‌مدیره و مدیرعامل میباشد. کاظم صدیقی دبیرکل و حسین دقیق‌رویه، مدیرعامل این بنیاد می‌باشند. از اقدامات این بنیاد می‌اقتدار به برگزاری همایش، فستیوال، مسابقه، گردهمایی علمی و فرهنگی، اعزام مبلغ و تکثیر اثرها با مورد امام علی(ع) آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد اشاره نمود.

عنایت و هدف ها
بنیاد در میان‌المللی غدیر از بنیادهای غیردولتی در جمهوری اسلامی ایران میباشد.[۱] از هدف ها این بنیاد، تبلیغ و معرفی روی داد غدیر خم، نهادینه کردن فرهنگ و تمدن غدیر در دولت ها اسلامی، ساخت‌و‌ساز احساس همدلی و وحدت در میان مسلمان‌ها با محوریت غدیر، ساخت و ساز اراده ملی و میان‌المللی در تحقق هدف ها غدیر و شناسایی استعدادهای خلق کننده در جهت رواج حادثهٔ غدیر تیتر گردیده‌ میباشد.[۲] برای این بنیاد یک نرم افزار پنج‌ساله و گواهی دیده‌انداز بیست ساله گزارش رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد کرده‌اند.[۳]

بنیاد دربین‌المللی غدیر جهت پرهیز از برابر‌کاری و تولید تشکیلات غیرضرور، از گنجایش‌های فرهنگی حکومتی و مردمی سود‌گیری می‌نماید و با استعمال از شرکت کردن دستگاه‌های اجرایی اپلیکیشن‌های خویش را پیش می برد.[۴] از این بنیاد تحت عنوان تعالی‌ترین بنیان غدیری در کشور‌ایران خاطر گردیده‌ میباشد که بیش تر از ۶۰۰ دفتر کار در سراسر دنیا دارااست.[۵] قرار میباشد تا سال ۱۴۰۳ش، مراسم اعطای جوایز به نویسندگان بلندتر عالم اسلام که در موضوع امام علی(ع) مقاله نوشته‌اند، اعطا شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد خواهد شد.[۶]

تاریخچه
بنیاد غدیر به وسیله ابوالقاسم خزعلی در سال ۱۳۷۶ش تأسیس شد. بر پایه ی گزارش‌های منتشر گردیده در سال ۱۳۸۹ش، این مؤسسه در کشورهای آلمان، بلژیک، هلند، ایالات متحده عربی سعودی، لبنان، سوریه، گرجستان، هندوستان، امارات متحدهٔ عربی و عراق دارنده نمایندگی بدون واسطه شد و با هماهنگی وزارت کارها خارجه کشور ایران، در کشورهای اسلامی، دفترها فعال ساخت.[۷] این بنیاد در آحاد استان‌های جمهوری اسلامی ایران نیز دفتر کار غیروابسته دارااست که سر کردگی آن برعهده امام آدینه راءس استان یا این که رخ‌ای فرهنگی میباشد.[۸]

ساختار
ساختار این بنیاد، مشمول دبیرکل، هیئت‌امنا، هیئت‌مدیره و مدیرعامل میباشد. از سال مهر ۱۳۹۴ش دبیرکلی این بنیاد را کاظم صدیقی[۹] و مدیرعاملی آن را حسین دقیق‌خط مش ذمه ‌دار می باشند.[۱۰] قبلا ابوالقاسم خزعلی دبیرکلی و سر کردگی هیئت‌امنای بنیاد را برعهده داشت.[۱۱]

معاونت کارها در بین‌الملل این بنیان، ذمه ‌دار برگزاری سمینارها، ساخت کرسی‌های شیعه‌شناسی در کالج‌های فرنگی، برگزاری مسابقات نوشته ی علمی‌نویسی، اعزام مبلغان فقهی به سوا کشور‌ایران و ساخت‌و‌ساز شبکات ماهواره‌ای و تلویزیونی میباشد.[۱۲]

شغل‌ها
برگزاری همایش میان‌المللی غدیر[۱۳]
برگزاری فستیوال فرهنگی غدیر ویژه علم‌آموزان و دانشجوها فارسی‌لهجه سوا جمهوری اسلامی ایران[۱۴]
اعزام مبلغ به کشورها و شهرها و روستاهای کشور‌ایران[۱۵]
تنظیم و تکثیر محتواهای مربوط به غدیر[۱۶] و نهج‌البلاغه[۱۷]
برگزاری جلسه‌های علمی و فرهنگی[۱۸]
آزادسازی زندانیان.[۱۹]

بازدید : 59
سه شنبه 30 بهمن 1403 زمان : 11:19


کتابخانه‌های حوزه سامرا
کتابخانه‌های گران قدر و متعددی در زمان تاریخ در حوزه علمیه سامرا بوده میباشد تنی چند از کتابخانه‌های همگانی و محرمانه سامرا به گستردن زیر مسجد غدیر بلوار معلم مشهد میباشد:

کتابخانه همگانی امام هادی(ع) «مکتبه الامام الهادی العامه».
کتابخانه همگانی احمد راوی «مکتبه احمد الراوی العامه».
کتابخانه همگانی سید محمد حسن شیرازی «مکتبه المجدد الشیرازی العامه».
کتابخانه غلام حسین قزوینی حائری «مکتبه غلام حسین القزوینی الحائری».
کتابخانه عبدالعلی اصفهانی، «مکتبه عبدالعلی الاصفهانی».
کتابخانه سید جعفر شیرازی «مکتبه السید جعفر الشیرازی».
کتابخانه شیرازی مسجد غدیر فلاحی مشهد «مکتبه الشیرازی».
کتابخانه محمد تقی الشیرازی «مکتبه المحمد تقی الشیرازی».
کتابخانه حاجی نوری، این کتابخانه که پر از کتاب‌های خطی بود از سامرا به نجف جابجایی یافت و بعد از درگذشت محدث نوری متفرق شد، چنان‌که بعضی از آن‌ها‌را آیت الله بروجردی از ورثه حاجی نوری خرید و به کتابخانه مسجد اعظم قم مسجد بابا غدیر مشهد اهداء کرد.
کتابخانه میرزا نجم الدین جعفر فرزند میرزا محمد طهرانی.
کتابخانه میرزا محمد طهرانی عسکری.
کتابخانه هاشم استاد سامرایی «مکتبه هاشم استاد السامرائی».
مکتبه العسکریین.
مکتبه المدرسه.
مکتبه السید المرعشی.
مکتبه زعین ثوره العشرین.
کتابخانه حسینیه کربلائی‌های مقیم سامرا، «مکتبه حسینیه الکربلائیه».
کتابخانه حسینیه آیت الله بروجردی «مکتبه حسینیه الامام مسجد بابا قدرت مشهد البروجردی».
مکتبه العلامه الشیخ عبود.[۲۸]
رکود و زوال حوزه علمیه سامرا
سید محمد حسن شیرازی در ۲۴ شعبان ۱۳۱۲ق. درگذشت. بعداز وفات او مرجعیت و زعامت شرعی به سید اسماعیل صدر جابجایی یافت. آقا سید اسماعیل در سال ۱۳۱۴ق؛ یعنی حدود دو سال بعد از درگذشت میرزای شیرازی، سازه بر اسبابی که هیچ گاه با وضوح و جزئیات گستردن داده نشده، اما بوسیله بعضی بزرگان «اجباری»، «تکلیف دینی»، «جهات تقوایی» یا این که «فرار از سر گروهی و زعامت» نظارت شد، سامرا را به قصد نجف شکاف کرد.

سید اسماعیل صدر زمانی به کربلا رسید، درباره عزیمت به نجف استخاره کرد و زیرا جواب استخاره او را از استقرار در نجف نهی کرد، در به عبارتی شهر مقیم شد. اگرچه به هنگام سوراخ سامرا از بزرگان آن حوزه تقاضا کرده بود تا برای خودداری از رکود آن، در به عبارتی‌جا باقی بمانند، البته اکثری از علما مثلا میرزا حسین نوری، سید حسن صدر، ملا فتحعلی پاد شاه‌آبادی، سید ابراهیم خراسانی، محمدحسین غروی نائینی، حسن کربلایی وسید علی سیستانی جد (آیت الله سید علی سیستانی) در ادامه او عازم کربلا شدند.[۲۹] ولی محمدتقی شیرازی تا صفر ۱۳۳۶ق در سامرا حضور داشت. وی بعداز اشغال سامرا به وسیله انگلیسی‌ها به کاظمین رفت و تا نقطه نهایی قدمت در کربلا اقامت گزید.[۳۰][۳۱]

قدمت حوزه علمیه سامرا کوتاه بود و از استارت تا نقطه پایان، بیش تر از ۲۰ سال نشد. وجود میرزای شیرازی در بقا و دوام حوزه علمیه سامرا نقش مهم را اجرا میکرد لذا با فوت وی اکثریت قاطع علما و شیعه‌ها به سوی کربلا و نجف عزیمت کردند.[۳۲] گفته می‌گردد استدلال کوچ شیعه‌ها از سامرا انگلیسی‌ها بودند.[۳۳] برخی نیز معتقدند که عثمانی‌ها مایل نبودند شیعه‌ها در سامرا حضور داشته باشند.[۳۴]اختلاف‌نظرهای جان دار میان شاگردان میرزای شیرازی هم از عللی بود که نگذاشت این حوزه به حیات خویش ادامه بدهد.[۳۵]

هنگامی که میرازی شیرازی به سامرا هجرت کرد علمای سنی، مخصوصاً محمد سعید نقشبندی با ایجاد کرد مکتب‌ای، کارایی کردند تا تسنن این شهر را نگهداری نمایند. بعد از درگذشت میرزای شیرازی، فرمانروا عبدالحمید از بانک فردی خویش هزینه تأسیس مکتب بزرگی در سامرا برای اهل سنت را به محمد سعید نقشبندی اعطا کرد. بعداز آن زوار اهل ایران گزینه حمله اهل سنت این شهر بودند. درین اواخر تعداد اندکی دانش آموز در مکتب میرزای شیرازی مقیم بودند و به رغم آنکه درگیر به علم آموزی نبودند، شهریه می‌گرفتند تا در شهر بمانند. در ماه رمضان هم توده‌ای از طلاب از نجف به سامرا می‌رفتند تا شب‌ها در مقبره بمانند و درب مقبره عسکریین تا صبح گشوده بماند.[۳۶]

پانویس
رجوع‌کنید به: سید کباری، ناحیههای علمیه شیعه در گستره دنیا، ص ۲۴۵–۲۳۵
دارابی، حوزه علمیه تخمین گرای سامرا و نقش میرزای شیرازی، ص ۴۱
صحتی سردرودی، گزیده سیمای سامرا سینای سه موسی، ص ۱۳۱
مظفر، تاریخ شیعه، ص ۱۷۶
المحاضرات فی اصول الفقه
تحقیق مدرسه اصولی نجف و سامرا(۱)
صحتی سردرودی، گزیده سیمای سامرا س

بازدید : 18
دوشنبه 29 بهمن 1403 زمان : 15:15


کینه‌توزی
کینه‌توزی یا این که حِقْد به معنای مکان‌دادن کینه توزی و دشمنی شخص دیگر در قلب میباشد که از رذایل اخلاقی و بیماری‌های قلبی به حساب مسجد غدیر بلوار معلم مشهد می‌آید.

در اثر ها کینه‌توزی اینگونه اورده شده میباشد که ایمان آدم را می‌زداید و از قُرب الهی به دور می‌سازد و در فیض جايگاه‌ای از آیین‌داری را نادر می‌نماید. تحقیر، مذمت و نکوهش را از کارداران ایجادکننده آن میدانند. صفاتی همانند، حسد، غایب بودن، بهتان، فحش، لعن و طعن، عداوت و دشمنی، ضرب و شتم و اظهار عیب را از اثرها آن مسجد غدیر فلاحی مشهد می‌شمارند.

خلق

آیه‌ها اخلاقی
آیه ها افک • آیه اخوت • آیه اطعام • آیه نبأ • آیه نجوا • آیه مشیت • آیه بر • آیه اصلاح ذات در میان • آیه ایثار
روایات اخلاقی
حدیث قرب نوافل • حدیث مکارم کردار • حدیث معراج مسجد بابا غدیر مشهد • حدیث جنود عقل و جهل
فضیلت ها اخلاقی
تواضع • قناعت • سخاوت • کظم غیظ • اخلاص • خشیت • حلم • زهدوتقوا • شجاعت • عفت • انصاف • اصلاح ذات البین • عیب‌پوشی • بلاکشی
رذایل اخلاقی
تکبر • حرص • حسد • لاف • غایب بودن • صحبت‌چینی • بهتان • بخل • عاق پدر و مادر • حدیث نفس • عجب • عیب‌جویی • سمعه • انقطاع رحم • رواج فحشاء • کفران نعمت
اصطلاحات اخلاقی
جهاد نفس • نفس لوامه • نفس اماره • نفس مطمئنه • به حساب آوردن • مراقبه • مشارطه • گناه • درس خوی • استدراج
عالمان خلق
ملامهدی نراقی • ملا احمد نراقی • میرزا جواد ملکی تبریزی • سید علی حکم دهنده • سید رضا بهاءالدینی • سید عبدالحسین دستغیب • عبدالکریم حق‌شناس • عزیزالله خوشوقت مسجد بابا قدرت مشهد • محمدتقی بهجت • علی‌اکبر مشکینی • حسین مظاهری • محمدرضا مهدوی کنی
منابع اخلاقی
قرآن • نهج البلاغه • مصباح الشریعة • مکارم الاخلاق • المحجة البیضاء • رساله لقاءالله (کتاب) • گروه وَرّام • جامع السعادات • معراج السعادة • المراقبات
نبو


مضمون‌‌شناسی و مقام
کینه‌توزی یا این که حقد را به‌این معنی می دانند که بشر در دل از دیگری حس سنگینی نماید و بدیِ اورا در دل خویش مکان دهد به نحوی که از وی کینه دوزی پیدا نماید و همین درحال حاضر را پیوسته ادامه دهد.[۱]

ابن‌خواسته در لسان‌العرب کینه را جزو دشمنی قلبی دانسته میباشد و اعتقاد دارد که حِقد و کینه، نگه داشتن دشمنی در قلب و در انتظار فرصتی بودن برای عُقده‌گشایی میباشد.[۲]

در روایتی از امام علی(ع) از کینه‌توزی به پست‌ترین خصلت‌ها خاطر گردیده که فیس‌ای پست و مرضی مرگ آور داراست.[۳] همینطور این صفت از خصلت اشرار، حسودان و بدخواهان معرفی گردیده است.[۴]

کینه‌توزی در صورتی باعث به صفات دیگری همانند ضرب و شتم، غایب بودن، افترا، آزار رسانی، دروغگویی، و اظهار عیب از دیگر افراد گردد، حرام میباشد.[۵]

دست اندرکاران کینه‌توزی
نهفته کردن خشم
گردآوری‌ای گفته‌اند در صورتی بشر به خیال عجز از انتقام و مصلحتی خشم را نهفته نماید، به کینه تبدیل می شود.[۶] در احادیث نیز ریشه کینه را از غضب دانسته‌اند بدین سیرتکامل که هرگاه فردی خشم خویش را فرو موفقیت و آن را در باطن خویش ازبین نبرَد، خشم وی به کینه تبدیل میشود.[۷]

مذمت و نکوهش
امام علی(ع) می فرماید: برادرت را با به عبارتی خصوصیاتی که دارااست تحمّل کن و زیاد شماتت مکن؛ چون این عمل کینه و دشمنی میاورد.[۸] مرتضی مطهری براین اعتقادوباور میباشد که حتی در حالتی‌که ملامت درست به طور دسیسهّر و مداوم انجام شود، خیر صرفا به بهبود کردار سبب ساز نخواهد شد، بلکه موجب لجاجت و کینه توزی شود.[۹]

همینطور در احادیث، حقیر کردن را برهان کینه معرفی شد‌ه‌است.[۱۰]

پیامدهای کینه‌توزی
برای کینه‌توزی اثراتی را برشمرده‌اند[۱۱] که عبارت‌اند از: عداوت و دشمنی، ضرب و شتم، فحش، خشم،[۱۲] لعن و طعن[۱۳] که در آئین اسلام از این صفات مذمّت شد‌ه‌است[۱۴]

ارتباط کینه‌توزی و دیگر رذایل اخلاقی
کینه‌توزی را از اخلاق و رفتار رذیله میدانند.[۱۵] ملا احمد نراقی، کینه‌توزی را همانند مرضی میداند که روح و جان آدمی را مریض می‌نماید در غایت آدم را از قُرب الهی به دور، و ایمانش را می‌زداید.[۱۶] همینطور بعضی دیگر از رذایل اخلاقی از کینه متولد میشود که عبارتند از:[۱۷] حسد، غایب بودن، لاف، بهتان و بُهتان، شماتت، اظهار عیب، آزار رساندن و مضحک کردن.[۱۸]

طرق از در میان بردن کینه
تَهادَوا؛ فإنَّ الهَدِیَّةَ تَسِلُّ السَّخائمَ، و تُجلی ضَغائنَ العَداوَةِ وَ الأحقادِ.
برای یکدیگر کادو ببرید؛ چون کادو بدخواهی‌ها را از دل‌ها خارج میکشد و کینه‌های دشمنی و حقد و کینه ورزی‌ها را برطرف می‌نماید.

کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۵، ص۱۴۳

نراقی، کینه‌توزی را بیماری روحی دانسته[۱۹] و در علاج آن گفته میباشد: آدم در پیامدها و اثرات مادی و اخروی ناشی از کینه‌توزی تأمل نماید که در عالم جز اندوه و غصه اثری نمی‌بخشد و آتشی میباشد که کدورت و دشمنی را فی مابین بشر‌ها ساخت می‌نماید.[۲۰]

برای از فی مابین بردن آن اعمالی را بیان کرده‌اند؛

خوش‌رویی و بخشندگی نسبت به هر که کینه داراست.[۲۱] فرستاده(ص) میفرماید: خوش‌رویی، کینه را از در میان می برد.[۲۲]
تعریف و تمجید از صفات نیک فردی که به وی کینه می‌ورزد.[۲۳] تا شیطان را از داخل خویش به دور، و او‌را خوار و ذلیل نماید.[۲۴]
خیر و خوبی و احسان کردن به طرف مقابل؛[۲۵]

بازدید : 21
يکشنبه 28 بهمن 1403 زمان : 14:46


سمعه
سُمْعَه رساندن خبر کار بهتر خویش به گوش سایر افراد میباشد که دورویی به معنای عام آن نیز به حساب می‌آید. سمعه همچون دورویی به این جهت که فاقد قصد نزدیکی میباشد موجب بطلان شغل گردد. در احادیث عده ای را که اهل سمعه می باشند، به حریق دوزخ و جهنم وعده داده‌اند و شیعه ها را از این صفت دوری مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد داده‌اند.

معنا‌شناسی
سُمْعَه را به معنای رساندن خبر کار نه خویش به گوش سایر افراد دانسته‌اند که به عبارتی ریاودورویی به معنای عام آن نیز محسوب میگردد.[۱]

فرق در بین ریاودورویی و سمعه
«دورویی» از واژه و کلمه رؤیت و دیدن و «سمعه» از واژه و کلمه سمع (گوش) و شنیدن میباشد؛ براین اساس دورویی به معنای نماد دادن فعالیت نه و سمعه به معنای خبر رساندن از فعالیت عالی به سایرافراد میباشد. ریاودورویی و سمعه به این جهت که علت غیرالهی در آن‌ها وجود دارااست و همان فاقد قصد نزدیکی میباشد، فاسد بوده و موجب بطلان کار آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد میشود.[۲]

مکارم شیرازی در کتاب خوی در قرآن بر این نکته تاکید نموده است: در‌صورتی‌که کسی در حین ایفا شغل قصد نزدیکی داشته و آن گاه که عموم از جاری ساختن آن کار با خبر شدند و مالک شغل را حمد کردند و وی بشاش و خرسند شد، این شرایط موجب بطلان کار نخواهد شد. همینطور درصورتی که عملی را با قصد نزدیکی اعمال دهد و بعد از آن به‌این پندار بیفتد که اجرا آن را اینجا و آنجا بازگو نماید تا استحصال حالت نماید، (این عمل را ریای پس از کار می‌نامند) موجب بطلان شغل نمی شود؛ هرچند بها فعالیت اورا بسیار پائین می آورد و از حیث اخلاقی موجب انحطا رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد میباشد.[۳]

تقبیح سمعه
امامان شیعه سمعه را یک صفت بد که به خلق و عبادات زیان میرساند، معرفی نموده‌اند. به فتوای فقیهان شیعه، سمعه شغل را فسخ می‌نماید؛ چون با قصد نزدیکی منافات شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد داراست.[۴]

در حدیثی از فرستاده(ص) نقل گردیده است: هر که تلاوت قرآن نماید و قصد سمعه کند و عالم را طلب نماید، معبود را روز قیامت در صورتی‌که که روی وی گوشت ندارد، ملاقات نماید و قرآن به پشت گردن وی زند تا درون حریق خواهد شد.[۵] و در حدیث امام درستگو(ع) آمده: هر که قرآن را با سمعه حافظه دهد، در دوزخ عذاب مشقت دارااست. [۶]

در دعای امام رضا(ع) در دعای زمانه غایب بودن امام مجال(عج) آمده میباشد: این (اجرا) را از حیطه ما خالص از هرگونه شک و تردید و شبهه و دورویی و سمعه قرار بده تا به غایتی برسیم که غیر تو‌را نخواهیم و جز وجه تو‌را نجوئیم.[۷]

در دعای هنگام حلول ماه رمضان از امام سجاد(ع) آمده میباشد: «خدایا کلیه کردارها را از ریاودورویی، و خودنمائی خویش نمایان و از سمعه و شنیدن شنوندگان خالص و پاکیزه گردان که از آن کسی را با تو سهیم نگردانیم، و جز تو در آن هدف و منظور‌‏ای نطلبیم.[۸]

در حدیثی از امام راست گو(ع) آمده میباشد: کسی امام حسین(ع) را فارغ از ریاودورویی و سمعه زیارت نماید، گناهانش تمیز میشود؛ همانطوری که پلشت خرقه با آب منزه می‌گردد.[۹]

پانویس
ابن خواسته، لسان العرب، ۱۴۱۱ق، ج۸، ص۱۶۲؛ فراهیدی، العین، ۱۴۱۰ق، ج ۱، ص۳۴۹
مکارم شیرازی، رفتار در قرآن، ۱۳۷۷ش‌، ج۱، ص۲۹۷
مکارم شیرازی، خلق در قرآن، ۱۳۷۷ش‌، ج۱، ص۲۹۷
طباطبایی یزدی، عروة الوثقى‏، ۱۴۲۳، ج۱، ص۴۱۱
اجر الأعمال ۱۴۰۹ق، ص۲۸۶: «اینجانب قراء القرآن یرید به سمعة و التماس الدنیا، لقی الله یوم القیامة و وجهه گسترده لیس علیه لحم و زج القرآن فی قفاه حتی یدخله النار
وسائل الشیعة، ۱۴۰۶ق، ج۶،ص۱۸۴: «مَنْ تَعَلَّمَ الْقُرْآنَ يُرِيدُ بِهِ رِيَاءً وَ سُمْعَةً... لَمْ يَكُنْ فِي النَّارِ أَشَدُّ عَذَاباً مِنْه‌»
محدث قمی، مفاتیح الجنان، دعا برای امام فرصت(ع)،‌ ۱۳۷۶ش، ص۸۹۵،‌ پس از دعای قول: «اجْعَلْ ذلک اینجانبّا خالِصا مِن کُلِّ شَکٍّ وَ شُبهَةٍ و ریاءٍ و سُمعَةٍ حَتّی لا نُریدَ بِه غیرَکَ وَ لانَطلُبُ بِهِ اِلاّ وَجهَکَ.»

بازدید : 19
شنبه 27 بهمن 1403 زمان : 11:02


تعصب
تَعَصُّب یا این که حَمیَّت از رذائل اخلاقی به معنای طرف‌داری غیرمنطقی به فرد، مجموعه یا این که چیزی میباشد. تعصب را به دو سیرتکامل نیکو و ناپسند تقسیم کرده‌اند. معمولا این واژه و کلمه را بر سیرتکامل افراط‌آمیز و نکوهیده آن اطلاق می‌نمایند و بر سیرتکامل نیکو آن اسم‌های دیگری به عنوان مثال غیرت نهاده مسجد غدیر بلوار معلم مشهد می گردد.
تعصب بر تاثیر وجود برخی مسئله‌ها و کارداران به عنوان مثال خودبزرگ‌بینی، بضاعت و توان، جهل و جاهلیت، شخصیت‌زدگی و عدم رعایت انصاف در وجود آدم، ریشه می‌دواند. بی دینی، گناه، قساوت قلب، حسد، حق‌ناپذیری، خشونت و ورود به دوزخ از اثر ها و پیامدهای تعصب و حمیت در متن‌ها فقهی برشمرده مسجد غدیر فلاحی مشهد گردیده‌است.

معنی‌شناسی
تعصب از رذائل اخلاقی به معنای طرف‌داری یا این که دشمنی بیش تر از حد نسبت به فرد، تیم یا این که چیزی میباشد.[۱] تعصب را با کلمه‌هایی مانند حمیت، کم آب‌اندیشی، مشقت بار‌گیری و مدد نیز هم‌معنی دانسته‌اند.[۲] تعصب اگرچه هرگونه تعلق و رابطه را دربرمیگیرد؛ اما معمولا به معنی مذموم و افراطی آن استعمال می‌گردد و بر هر نوع تعلق و حمایت غیرمنطقی آدم از فرد، نظریه یا این که چیزی اشاره مسجد بابا غدیر مشهد داراست.[۳]
تعصب را جز اخلاقیات فاسدی دانسته‌اند که منشا اکثری از مفاسد اخلاقی دیگر نیز میشود. این صفت نفسانی خویش به خویش قبیح میباشد؛ اگرچه تعصب‌ورزی در پوسته حفاظت از حقی یا این که فرمان شرعی شکل گیرد اما خواسته از این نوع تامین برتری دادن خویش یا این که خویشاوندان و همکیشان باشد.[۴]
تعصب به طور مصرح در قرآن یک توشه در پوسته کلمه و واژه «حمیت» بکار رفته و به تعصب جاهلی مشرکان در مقابل مسلمان ها اشاره دارااست[۵] و چندبار در پوسته کلمه «عُصْبَه»[۶] به معنای جمعیتی که درباره یکدیگر تعصب داشته باشند، مصرف شده میباشد.[۷] تعصب به طور غیر مصرح در دیگر آیه‌ها قرآن به تعصب بر عقائد پدران و گذشتگان در مقابل پیامبران ضمنا روایت‌ها و نقل قسم‌هایی متعددی ازکافران و اقوام قبل پرداخته میباشد.[۸]
کلمه تعصب در احادیث زیادی نیز آیتم استعمال قرار گرفته به صورتی که در بعضی از جامعه ها روایی باب‌هایی به عنوان «باب العصبیة» تدوین گردیده‌است و ضمناِ آن احادیثی در تاریخچه، ریشه‌ها و اثرها تعصب وارداتی میباشد.[۹] در حدیث جنود عقل و جهل تعصب را از لشکریان جهل و ضد انصاف مسجد بابا قدرت مشهد معرفی کرده‌اند.[۱۰]

اقسام
تعصب و حمیت را به دو سیرتکامل نیکو و ناپسند تقسیم کرده‌اند؛ اگرچه معمولا این کلمه و واژه را بر سیرتکامل افراط‌آمیز و نکوهیده آن اطلاق می‌نمایند و بر سیرتکامل نیکو آن اسم‌های دیگری گذارده میشود.[۱۱]

تعصب نیکو: این نوع از تعصب در جایی میباشد که شخص به حق و انصاف از چیزی نگهبانی نماید و به آن غیرت نیز گفته می‌گردد.[۱۲] امام علی(ع) در خطبه قاصعه این نوع از تعصب را که در رویه صفات ارزشمندی همانند محافظت حقوق و دستمزد همسایگان، وفای به قسم، اطاعت از خیر‌ها، تخلف از تکبر، جود و عفو وبخشش و جلوگیری از ستم میباشد، لایق میداند.[۱۳] علامه طباطبایی نیز با اعتنا بدین اصل که تعصب در مواقعی مانند مدد از خانواده، وطن و ... ریشه در فطرت آدم داراست و با اعتنا به اینکه آئین اسلام آئین فطرت میباشد، اعتقاد دارد اسلام اصل تعصب را مراقبت کرده البته در جزئیات آن دخالت کرده و به آن جهت داده میباشد.[۱۴]
تعصب ناپسند: حفاظت فسخ از خانواده، خاندان، نژاد و اعتقادات به صورتی که از شرایط منصفانه بیرون گردد و به ارتکاب حرام دینی سبب گردد را تعصب ناپسند نامیده‌اند.[۱۵] امام سجاد(ع) تحقق این نوع تعصب را وقتی میداند که آدم، بدکاران طائفه خویش را از نیکوکاران طوایف دیگر خوب بداند و به خیال این تعصّب بدان را بر نیکان مقدّم دارااست.[۱۶]

بازدید : 14
پنجشنبه 25 بهمن 1403 زمان : 10:31


امویان
نوشته‌ی علمیٔ اساسی: امویان
تشکیل خلافت اموی در سال ۴۱ق به دست معاویة بن ابی سفیان، خلافت اسلامی را با چالش مشروعیت مواجه تشکیل داد. معاویه خلیفه‌ای بود که خیر مسلمان ها او‌را در هیئت و مسلک خلفای گذشته می‌دیدند و خیر حتی شهرتی نیک داشت. خویش وی نیز به صورت صریح بیان کرد که خلافت را خیر با رضایت بلکه با تحمیل به دست آورده[۲۹] و خویش را مَلِک و اولیه پاد شاه نامید و از زوال خلافت خبر مسجد غدیر بلوار معلم مشهد بخشید.

[۳۰] او حکومت را امتیازی الهی برای خویشاوندان خود محسوب کرد.[۳۱] آیتم اخیر به دیدگاه غالبی تبدیل شد که ضمن اینکه ارثی‌شدن خلافت فی مابین امویان را به دنبال داشت، مضمون‌ خلافت اسلامی را با دستاویزی مذهبی به سلطنت اسلامی مبدل تشکیل داد. این فرمان بعد ها با حدیثی منسوب به فرستاده، با مضمون «خلافت سی سال میباشد و بعداز آن پادشاهی میباشد»،[۳۲] تأکید و حتی به نوعی مسجد غدیر فلاحی مشهد تأیید شد.

زمانی که یزید در سال ۶۰ق به خلافت رسید، ضمن ذیل پا نهادن بها‌های اسلامی، کل مخالفت‌ها را با خشونت سرکوب کرد. عکس العمل با امام حسین (ع) و اتفاق حره از این پاراگراف میباشد.[۳۳] از آن پس، مشروعیت خلافت با پایبندی‌ به حق معقول نمیشد، بلکه خویش وی ترازو حق و فسخ بود.[۳۴] برپایی قیام‌های معارضان نشانه میدهد که‌این نوع تلقی از خلیفه‌گری، اگرچه مسلط، البته کلیه‌گیر نبوده و به جز خویشاوندان فرستاده که موضع خویش را در قیام کربلا نماد دادند، دسته‌هایی از مسلمان‌ها، به ویژه هم محلی حرمین (مکه، مدینه) و عراق هم آن را مسجد بابا غدیر مشهد برتابیدند.[۳۵]

یکی از دیگر از ادعا‌داران خلافت، عبدالله بن زبیر بود که بعد از مرگ یزید در سال ۶۴ق، بر مبنا «کار به کتاب پروردگار، سنت پیامبر و سیره خلفای با تقوا»، عموم را به بیعت با خود فراخواند.[۳۶] این فراخوان که داعیه می کرد مقصود اساسی‌اش برگشت به صورت اول خلافت میباشد، با گوشه‌گیری معاویة بن یزید از خلافت و وضع نابسامان امویان، به ندرت بعدها عظیم‌ای یافت و از محدوده حجاز (محل شروع قیام ابن زبیر) مسجد بابا قدرت مشهد بالاتر رفت.

خلافت مروانیان از سال ۶۴ق شروع شد و با ده خلیفه تا سال ۱۳۲ق تداوم یافت. مروانیان، شیوه سلطنت‌‌مآبانه در خلافت را تداوم بخشیدند و در ارتقای بیشتراز پیش رده معنوی خلیفه کوشیدند و معنای قدسی برای آن ساخت و ساز کردند.[۳۷]

سیطره سیاسی و تبلیغات پهناور امویان منجر شد تا مضمون‌ چیره خلافت و خلیفه در ذهن ها همگانی مسلمان‌ها، حتی بعداز زمان امویان، به عبارتی معنا ترویجی امویان باشد. با این اکنون، به جهت اخلاق ظالمانه آن‌ها با بستگان نبی، صورت حکومت آن‌ها مخدوش و غیر قابل ترمیم باقی ماند.[۳۸] از همین رو بخش اعظمی از مؤلفان مسلمان در حین تاریخ، از کاربرد واژه و کلمه امیرالمؤمنین یا این که حتی خلیفه برای امویان جلوگیری کرده‌اند. حتی وجود دو خلیفه اصلاح‌گر اموی، قدمت بن عبدالعزیز و یزید بن ولید، یا این که همت‌های بعضا مؤلفان برای توجیه تلاش امویان[۳۹]، در پاک سازی صورت منفی آن ها تأثیر چندانی نداشته میباشد.

عباسیان

بازدید : 60
چهارشنبه 24 بهمن 1403 زمان : 14:31


قلمرو حرف و مهم ترین مباحث آن
مسائل دانش سخن اختصاصی در اصول آیین یا این که اصول عقاید وجود ندارد، بلکه متکلم وظیفه دارااست هرگونه اشکالی را که درباره تیم تعالیم و احکام شرعی مطرح می شود، جواب دهد؛ بدین ترتیب دانش حرف وظیفه دارااست هم از اصول آئین و هم از فروع آئین تامین نماید.[۴۷] برای مثالً جواب به سوال درباره فلسفه عفاف و حجاب یااینکه چرا قرآن به‌شکل تدریجی نازل شد‌ه‌است یا این که جواب به اشکالاتی که درباره معجزه قرآن یا این که شیوایی آن مطرح می شود، برعهده صحبت میباشد؛ اگرچه گزینش حکم عفاف و حجاب برعهده دانش فقه و گزینش خواسته و معانی آیه‌ها برعهده دانش تعبیر و تفسیر مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد میباشد. [۴۸]

اورده شده اول قضیه کلامی در بین مسلمان‌ها، قضیه جبر و تفویض بوده میباشد.[۴۹] از سایر مباحث اساسی در دانش صحبت این موردها میباشد: گفت و گو درباره صفات پروردگار مخصوصاً توحید و عدل الهی، قضیه حُسن و قُبح افعال، قضا و قَدَر، گفت و گو نبوت، معاد، تکلیف آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد و اعجاز.[۵۰]

صحبت امامیه افزون بر مباحث گفته‌گردیده، درباره ثابت وجود آفریدگار، پاکی نبی و امام، امامت، ثابت معاد جسمانی، شفاعت، تقیه، رجعت و بداء هم مشاجره رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد می‌نماید.[۵۱]

تفاوت و ارتباط دانش حرف با فلسفه
چنانچه چه در هر دو از این دانش مباحث عقلی مطرح می گردد لیکن تفاوت های مهمی با هم دارا هستند. دراین باره مطالب زيادى گفته‏ شد‌ه‌است، ولى به عبارت معمولی‏ خیس مى‏ اقتدار اعلام کرد در‌صورتی‌که درباره پروردگار و دنیا، كه ما نيز جزئى از آن هستيم، آزادانه گفت و گو گردد و اين قيد و شرط در ميان نباشد كه نتيجه مشاجره الزاما با يكى از اديان موافق درآيد، چنين بحثى را فلسفه گويند؛ امّا در‌حالتی که متفکر به اين قيد مقيّد و موظف باشد و از آیین در قبال معارضان حراست كند و در تعقّل از حريم دين بیرون نگردد، اینگونه دعوا و پژوهشى دانش كلام شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد خواهد بود.

[۵۲] بعضی از اندیشمندان بر این باورند که با گسترش و دامنه یافت کردن مباحث کلامی پای سخن به بخش اعظمی از مسائل فلسفی کشیده شد از قبیل دعوا در جواهر و اعراض و ترکب جسم از اجزاء؛ و در فیض بخش اعظمی از مسائل که در قلمرو فلسفه بود در قلمرو دانش صحبت هم قرار گرفت تا بدان حد که درصورتی که کسی کتاب ها سخن - خصوصاً کتاب ها کلامی‌ را که از قرن هفتم به بعد از آن تألیف شد- پژوهش نماید درمی یابد که اکثر مسائل کلامی اسلامی به عبارتی مسائلی میباشد که فلاسفه- خصوصا فلاسفه اسلامی- در کتاب ها خویش طرح کرده اند.[۵۳] بعضا دیگر بر این باورند که تمایز اصلی میان فلسفه و سخن در مبادی آنهاست. به‌این مضمون‌ که مبادی «فلسفه» عقلی میباشد، یعنی خلال اینکه مسائلش عقلی میباشد، البته صحبت حتی در حالتی که عقلی باشد، مبادی و مبانی خویش را از وحی می گیرد و هدفش ثابت مسائل وحی و اصول اعتقادی میباشد؛ یعنی وحی و متفرعاتش را مسلم فرض می‌نماید و همت می‌کند که آن را ثابت نماید؛ البته فلسفه سازه به تعریف و تمجید، مبادی خویش را از عقل می گیرد و هیچ چیزی را که بداهت عقلی نداشته باشد، مفروض نمی‌داند. اما اینها به‌این معنا وجود ندارد که فیلسوف معتقد نباشد. فرق در میان فلسفه و صحبت در واقع التزام به وحی میباشد در صحبت و عدم التزام به وحی میباشد در فلسفه؛ ولی این التزام به معنای یقین وجود ندارد.[۵۴]

فرقه‌ها و مذهب‌های کلامی
مراد از فرقه‌های کلامی، فرقه‌هایی می باشند که منشأ پیدایش آنان آرای خاص اعتقادی و کلامی بوده میباشد.[۵۵] اول اختلاف اعتقادی،[۵۶] و مهم ترین و گران قدر‌ترین پیکار فقهی در بین مسلمانها اختلاف بر راز جانشینی نبی(ص) بود.[۵۷] این اختلاف دو مذهب اصلی اسلامی یعنی شیعه و سنی را به‌وجود آورد:[۵۸]

فرقه‌های کلامی شیعی
نوشته‌علمیٔ مهم: فرق تشیع
مهم ترین فرقه‌هایی که برای شیعه نام برده، امامیه، زیدیه، اسماعیلیه و کیسانیه میباشند.[۵۹] درباره غالیان آورده شده ازآن‌رو که قائل به الوهیتِ (خدابودن) امام علی(ع) بودند، می بایست سوا مسلمان ها دانسته شوند.[۶۰]

امامیه
امامیه یا این که شیعه اثناعشری در اصطلاح به افرادی گفته می گردد که معتقدند امام علی(ع) جانشین بلافصل رسول اکرم(ص) میباشد و بعد از وی دو فرزندش حسن و حسین و نُه نفر از نسل حسین(ع) امام‌اند.[۶۱] آورده شده میباشد اگرچه شیعه از به عبارتی مجالِ فرستاده(ص) وجود داشت، به‌سبب ساز خفقانِ زمان بنی‌امیه، امامیه به‌تیتر گروهی دارای انسجام با یک مکتب کلامی خاص، بعداز امام باقر(ع) و امام راستگو(ع) ظهور یافت. این دو امام مجال یافتند معارف شیعه ازجمله سخن امامیه را نهاد نهند. در‌این فرصت (سده دوم هجری) متکلمان پررنگ‌ای زیرا هِشام بن حَکَم، هِشام بن سلامت و مؤمن طاق رویش یافتند.[۶۲]

در تعریف حرف امامیه آمده میباشد که حرف امامیه خیر با عقل‌گریزیِ اصحاب حدیث و حنبلیان موافق بوده و خیر با عقل‌گرایی افراطیِ مُعتزله ملازمت و همراهی داشته میباشد. همینطور با جمودگرایی اشاعره و نادیده‌دریافت کردن نقش عقل در کشف عقاید، رمز آشتی نداشته میباشد. منابع معارف امامیه قرآن، سنت فرستاده و اهل بیت و عقل میباشد. پنج اصل توحید، عدل، نبوت، امامت و معاد به‌تیتر اصول عقاید امامیه معرفی گردیده‌اند.[۶۳]

زیدیه
زیدیه عده ای‌اند که بعداز امام حسین(ع) به امامت زید فرزند امام سجاد(ع) معتقدند.[۶۴] به‌باور آن ها نبی اکرم(ص) صرفا به امامت سه امام در آغاز تصریح نموده است و بعداز آن‌ها، امام کسی میباشد که قوانینی ازجمله جهاد علنی و نبرد مسلحانه با ستمگران داشته باشد.[۶۵] برخی از تفکر‌های کلامی زیدیه این مفاد میباشد: درنگ توحید به‌معنای نفی تشبیه از پروردگار، اصل وعد و وعید، اصل دستور به دارای شهرت و نهی از منکر و اینکه مرتکبِ گناه کبیره، خیر مؤمن میباشد و خیر کافر، بلکه گناه کار میباشد.[۶۶]

اسماعیلیه
اسماعیلیه عده ای‌اند که به امامت شش امام اولیهِ شیعه ها دوازده‌امامی معتقدند و می گویند پس از امام راستگو(ع) (امام ششم)، فرزندش اسماعیل یا این که نوه‌اش محمد بن اسماعیل، امام میباشد.[۶۷] مهم ترین خصوصیت این فرقه، باطنی‌گری و تأویل آیه ها و روایات و معارف و احکام اسلامی میباشد. آن‌ها معتقدند متن‌ها فقهی و معارف اسلامی ظواهر و درون دارا هستند. امام درون آنان را میداند و فلسفه امامت، یاددادن درون آئین و ذکر معارف باطنی میباشد.[۶۸]

بازدید : 15
سه شنبه 23 بهمن 1403 زمان : 10:21


میکائیل
میکائیل از فرشتگان مقرب الهی و مأمور رزق و روزی بندگان میباشد که در قرآن از وی خاطر گردیده‌است. بر طبق احادیث میکائیل فرشته عفو وبخشش، از حاملان افق الهی و از اولیه فرشتگانی میباشد که بر حضرت بشر مسجد غدیر بلوار معلم مشهد سجده کرد.

شرکت کردن در نابودی فامیل لوط(ع) و فرعون، دادن تفصیل صدر به نبی(ص) و حفظ از وی در لیلةالمبیت، امداد دادن مسلمانها در پیکار بدر و آوردن درخشان برای معراج رسول(ص) ار دیگر وظایف او آورده شده میباشد. در کتاب مقدس از این فرشته با تیتر مدیریت فرشتگان خاطر مسجد غدیر فلاحی مشهد گردیده است.

مقام
میکائیل از ملائکه مقرب معبود میباشد که در قرآن[۱] از وی با اسم «میکال» خاطر گردیده‌است.[۲] اکثری از مفسران اهل سنت و جمع‌ای از شیعه ها، با استناد به احادیث، اورا فرشته بخشش دانسته‌اند.[۳] همینطور بر شالوده بعضا احادیث، لوح محفوظ، چهار رکن دارااست و میکائیل مظهر رکن عزم در آن میباشد.[۴] به‌علاوه اینکه میکائیل مظهر نام «رب» و از حاملان اسمان الهی مسجد بابا غدیر مشهد میباشد.[۵]

میکائیل در کنار جبرئیل، اسرافیل و عزرائیل، چهار فرشته مقرب درگاه الهی می‌باشند که از آن‌ها به «رؤوس فرشتگان» تعبیر و تفسیر میگردد.[۶] در احادیث از وی بعداز جبرئیل تحت عنوان دو‌مین فرشته مقرب الهی خاطر شد‌ه‌است.[۷] در قرآن درباره وی آمده میباشد: «هرکس معاند معبود و ملائکه و فرستادگان وی و جبرئیل و میکائیل میباشد [بداند که] خداوند یقیناً مسجد بابا قدرت مشهد معاند کافران میباشد».[۸]

بر مبنا بعضا روایات، میکائیل، جبرئیل و اسرافیل از یک تسبیح آفریده شدند[۹] و رسول(ص) مدام در دعای نصفه‌شب، آفریدگار را اینگونه خطاب می کرد «یا این که رب جبرئیل و میکائیل و اسرافیل».[۱۰] امام علی(ع) در حدیثی می گوید میکائیل امام فرشتگان میباشد و ملائکه در بیت المعمور به وی اقتدا می‌نمایند.[۱۱] امام سجاد(ع) نیز در حق وی این‌سیرتکامل دعا می‌نماید که «خدایا بر میکائیل سلام بفرست که در پیشگاه تو تبارک میباشد».[۱۲]

وظایف
مبنی بر احادیث شیعه، خدا به‌وسیله میکائیل، رزق و روزی موجودات را به آنان می رساند.[۱۳] همینطور در قیامت مأمور گذاشتن پل صراط بر روی جهنم میباشد.[۱۴] برخی از احادیث، او‌را فرشته موکل بر نزول باران دانسته[۱۵] و مأموریت‌های دیگری نیز برای وی بیان کرده‌اند، برای مثال؛

شرکت کردن در نابودی خاندان فرعون
شرکت کردن در نابودی بستگان لوط(ع)
بشارت دادن ابراهیم(ع) به تولد اسحاق
اخذ خبرها از اسرافیل و جابجایی آنان به جبرئیل
محفاظت از رسول(ص) در لیلةالمبیت
امداد مسلمانها در پیکار بدر
آوردن درخشان برای رسول(ص) در معراج
نماز گزاردن بر رسول(ص)[۱۶]
در احادیث آمده میباشد که میکائیل و جبرئیل، اولی فرشتگانی بودند که بر بشر سجده کردند.[۱۷] همینطور گستردن صدر فرستاده(ص) به‌وسیله این دو فرشته ایفا می‌گرفت.[۱۸]

در ادیان دیگر
در منابع مسیحی و یهودی، میکائیل از ملائکه مقرب و گرانقدر میباشد که گاهی از وی به «میشل» نیز خاطر میشود.[۱۹] میکائیل نزد یهودیان، مدافع مستمر بستگان یهود تلقی گردیده و مرتبه‌ای فراتر از جبرئیل داراست.[۲۰] کتاب مقدس در فصل دهم و دوازدهم از کتاب دانیال، میکائیل را مدیریت ملائکه معرفی می‌نماید که به امداد دانیال آمده و او‌را امداد میدهد تا بر دشمنانش برنده خواهد شد.[۲۱] در رساله یهودا نیز میکائیل به‌تیتر مدیریت فرشتگان درباره جسد موسی(ع) با شیطان جنگ می‌نماید و به وی میگوید یهوه تورا توبیخ کند.[۲۲] در مکاشفه یوحنا از میکائیل و لشکریانی از ملائکه حافظه می‌نماید که با اژدها نبرد می‌نمایند.[۲۳]

پانویس
سوره بقره، آیه۹۸.
رجالی تهرانی، ملائکه تحقیقی قرآنی روایی و عقلی، ۱۳۷۶ش، ص۱۰۵.
زمخشری، کشاف، ۱۴۰۷ق، ج۴، ص۳۹۴؛ کاشانی، زبدةالتفاسیر، ۱۴۲۳ق، ج۶، ص۴۶۴، به گزارش رستمی و آل‌بویه، سیری در اسرار ملائکه، ۱۳۹۳ش، ص۲۴۱.
ابن فناری، مصباح الانس، ۱۳۷۴ش، ص۴۰۲.
موسوی خمینی، آداب الصلوة، ۱۳۸۷ش، ص۲۷۵.

بازدید : 16
يکشنبه 21 بهمن 1403 زمان : 10:14


شخصیت‌های مؤثر در صورت‌گیری اسرائیلیات
دقت به تفصیلات امت‌های قبلی درباره آنچه در قرآن مهربان و حدیث نبوی وارداتی بود، در زمان تابعان با اهمیتی ویژه تلقی می شد و به هنگام تحقیق تاریخی، اسم تعدادی بدن از مشاهیر تابعان که برخی از آن ها دارنده اساسی یهودی بوده، و بعضی صرفا از منابع یهودی فایده گرفته بوده‌اند، به صورت شاخص مشاهده می شود؛ شخصیت‌هایی که در جوانب متفاوت صورت‌گیری اسرائیلیات، خواه وارد ساختن احادیث از منابع بیگانه و خواه پردازش آنان نقش مؤثری را اجرا مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد کرده‌اند.

کعب الاحبار
نوشته‌ی علمیٔ مهم: کعب الاحبار
ابو اسحاق کعب بن ماتع حمیری، ملقب به کعب الاحبار (درگذشت۳۲ق) شخصیتی بسیار دارای اهمیت میباشد؛ او از بزرگان یهود یمن بود که در طی خلفاء به آیین اسلام گروید. رجال‌شناسان اورا در طبقه در آغاز تابعان ذکر شده‌اند و صحابیان و تابعانی زیرا ابن عباس، ابوهریره، صاحب و مالک بن ابی عامر و عطاء بن ابی رباح از وی نقل ماجرا آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد کرده‌اند.[۲۹]

کعب که در محافل یهودیان حِمیر، از موقعیتی ویژه بهره مند، و از محتوای کتاب ها یهود باخبر بود، بعد از اسلام آوردن، در برخی محافل مسلمانها نیز جواب‌گوی سوال‌های کنجکاوان بود. در‌این در بین، وابستگی خیال قدمت و معاویه به روایت‌های کعب تأثیر شایانی بر هموار کردن منش، برای تداول احادیث وی بین مسلمان ها داشت، تا آنجا که گاه‌به تعبیروتفسیر آیاتی از قرآن کریم و مهربان نیز رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد می‌پرداخت.[۳۰][۳۱][۳۲][۳۳]

آزادی کعب در پردازش روایت‌های متعدد و نقل احادیث، بدان‌جا انجامید که بعضی صحابه زیرا ابن عباس را به ستوه آورد؛ به عنوان مثال می بایست به حکایتی اشاره نمود مبتنی بر اینکه کعب روایتی غریب درباره خورشید و ماه بازگو کرده بود و آن‌گاه که ابن عباس از مضمون گفته وی با خبر شد، او را تکذیب، و از بابت وارد ساختن آراء یهودی در تعالیم اسلامی نکوهش کرد و با تمسک به آیه‌ای از قرآن مهربان و حدیثی از پیامبر اکرم(ص)، به گستردن درباره مسئله پرداخت. بعد از آن زیرا عِکرَمه دانش آموز ابن عباس، داستان خشم اورا برای کعب بازگو کرد، او مدبرانه گفته خویش را به کتابی منسوخ نسبت اعطا کرد و صحبت ابن عباس را تأیید کرد و به شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد استغفار پرداخت.[۳۴]

عبدالله بن درود
منابع روایی به شخصیت دیگری به اسم عبدالله بن درود در پیمان صحابه اشاره دارا هستند[۳۵] که مبتنی بر احادیث از یهودیانی بوده میباشد که در طی حضرت فرستاده(ص) اسلام آورده بوده میباشد. بر پایۀ منابع رجال‌شناختی افرادی زیرا ابوهریره، انس بن صاحب و مالک، عطاء بن یسار و سایر افراد از وی داستان کرده‌اند.[۳۶] مبتنی بر احادیث، اسلام آوردن او به دنبال گروه‌ای از سوال و پاسخها از رسول(ص) بوده میباشد. متن این سوال و جواب در اثری با تیتر مسائل عبدالله بن درود به سیرتکامل‌ای گاه‌ افسانه‌وار رفلکس یافته میباشد[۳۷][۳۸] در متن خاطر گردیده، در پوسته جواب‌های منتسب به حضرت پیامبر(ص)، مضامینی مطرح گردیده‌است که گاه‌ می‌قدرت آنها‌را متأثر از درنگ‌های یهود دانست. درین جواب‌ها حتی آیه‌ای از قرآن مهربان، تحت عنوان نقلی از تورات به وسیله حضرت پیامبر(ص) انگاشته شد‌ه‌است.[۳۹]

عبید بن شریه جُرهُمی
بعداز اینان بایستی از عبید بن شریه جُرهُمی (د ۸۶ق) حافظه کرد که بر خبرها پیشینیان دوراندیشی پهناور‌ای داشت و همین دستور باعث شوید تا معاویه اورا نزد خویش فرا خواند و روایت‌سرای خود سازد[۴۰] دور اندیشی عبید از تاریخ قدیم عرب، به ویژه مردمان یمن، به حدی گسترده بود که مسعودی در قسمت خبر ها یمن و عرب عاربه، غالباً بر گزارش‌های عبید توکل داشته میباشد[۴۱][۴۲] گستردگی وقوف ابن شریه بر خبر ها یمن، این تامل را تقویت می‌نماید که وی بخشی از این احادیث و قصص را از یهودیان یمن برگرفته میباشد.[۴۳]

وهب بن منبه
تحت عنوان نقطۀ عطفی در اشاعه اسرائیلیات بایستی از وهب بن منبه (د ح ۱۱۰ق) حافظه کرد که اصل قبیله وی از خراسان و از ابناء عجم، و خویش زادۀ یمن بود[۴۴][۴۵] وی که به عقیدۀ برخی از رسیدگی‌گران با گویش‌های عِبری و سریانی آشنا بود.[۴۶] اکثری از معنی ها کتاب ها پیشینیان را در فضا یمن اشاعه بخشید[۴۷] وی خویش بارها به به کار گیری از کتاب ها پیشینیان، تصریح داشته میباشد[۴۸][۴۹] احادیث وهب در عصر‌های آن‌گاه در سطحی کبیر در مرزوبوم‌های دیگر ترویج یافت. این روایت‌های منقول و پرداخته، عاقبت، وسیله‌ای شد تا برخی از ماجرا‌گویان معدود علم در محافل و مساجد اشخاصی را گرد خویش آماده آورده، به قصه سرایی پردازند.[۵۰][۵۱][۵۲][۵۳][۵۴] میل به خبر ها پیشینیان که از دورۀ صحابه استارت شده بود، با وجود عده ای زیرا عکرمه و مجاهد در اواخر سدۀ در آغاز هجری تا حدودی کبیر‌خیس شد.[۵۵]

تعداد صفحات : 56

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 561
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 0
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه