loading...

بهترین مرجع مسجد غدیر باباعلی مشهد

بازدید : 17
دوشنبه 5 خرداد 1404 زمان : 15:51


فضل و ادب‌الله کجوری، دارای اسم و رسم به روضه خوان ادب‌الله نوری (۱۲۵۹قـ۱۳۲۷ق)، از مجتهدان طراز اولیه در طهران و از پیشروان تکان مشروطه جمهوری اسلامی ایران بود. او با حمایت آخوند خراسانی، اصل دوم ممتم قانون اساسی ایران مشروطه بر طبق تشکیل هیئت‌نظار را به ثبت مجلس شورای ملی رساند البته به جهت اختلاف با دیگر نمایندگان درباره برخی از اصول متمم قانون اساسی ایران مشروطه، از مجلس گوشه‌گیری کرد و با فعال سازی جریانی که مشروعه‌خواستار اسم گرفت، اعتراضات شدیدی بر مشروطه‌خواستار و مشروطیت وارد مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد کرد.

روضه خوان فضل و ادب‌الله با ملازمت و همراهی کردن معارضان مشروطه در ماجرای به توپ‌بستن مجلس، توده‌آوری امضا از علما برای عدم بازگشایی مجلس بعداز به‌توپ‌بسته‌شدن آن به وسیله محمدعلی فرمانروا و تایپ کردن رساله‌هایی به عنوان مثال رساله حرمت مشروطه، مخالفت مشروطه‌خواستار را به خویش جلب آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد کرد.

او بعداز زمان استبداد صغیر و فتح طهران به‌دست مشروطه‌خواستار در دادگاهی محاکمه و سرنوشت اعدام شد.

میلاد و نسب
روضه خوان فضل و ادب‌الله کجوری دارای شهرت به نوری فرزند ملاعباس نوری طبری، در حیطه نوروفروغ مازندران در ۲ ذی‌الحجه ۱۲۵۹ق در کجور زاده شد.[۱] او فرزند ملاعباس نوری طبرسی میباشد. مامان وی دختر میرزامحمدتقی نوری و خواهر میرزاحسین نوری (محدث نوری) بود. روحانی فضل و ادب‌الله خواهری داشت که سوای فرزند رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد درگذشت.[۲]

استادان و شاگردان
او نخست جوانی به علم آموزی مقدمات علم ها متداول بعد از ظهر خویش پرداخت و برای کامل شدن تحصیلات، هم پا میرزاحسین نوری به نجف مسافرت کرد و در حوزه به درس روحانی راضی آل خضر، میرزا حبیب‌الله رشتی و سید محمدحسن شیرازی رویکرد یافت و بعد از نیل به جايگاه اجتهاد به اشاره میرزای شیرازی برای ارشادوراهنمایی و هدایت عموم، به طهران شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد آمد.[۳]

بعضا از شاگردان او از این قرارند:

علامه محمد قزوینی
محمدباقر قائنی بیرجندی [۴]
ملا علی معلم
روحانی غلامحسین مازندرانی[۵]
میرزا مهدی آشتیانی [۶]
فرزندان
روضه خوان فضل و ادب‌الله چهار پسر و شش دختر به اسم‌های زیر داشته میباشد:

ضیاء‌‌الدین
هادی
مهدی
جلال‌‌الدین
انیس‌الشریعه
احترام‌الشریعه
بدیع‌الزمان
انورالزمان
اقدس‌الزمان.
دختری که از همگی مسن‌خیس بوده و با خانواده روحانی عبدالنبی نبوی تزویج کرده بود.[۷]
به روایتی دیگر، فرزندان او به شرح دو همسرش اینگونه‌اند: از همسر اولش سکینه، دختر محدث نوری (دختر خان دایی‌اش)، سه پسر و چهار دختر که به ترتیب عبارتند از: میرزامهدی، آقاضیاء‌الدین کیانوری، میرزا هادی نوری، زینت‌الشریعه، مرضیه، احترام‌الشریعه، بدیع‌الزمان، خدیجه. از همسر دوم، یک پسر و سه دختر به اسم‌های: میرزاجلال‌الدین کیا، منیره، اقدس‌الزمان، انورالزمان.[۸]

کار‌های سیاسی
اصل‌های نخستین و دوم متمم قانون اساسی کشور مشروطه
اصل نخستین

مذهب قانونی کشور‌ایران اسلام و طریقة حقه جعفریه اثنی عشریه میباشد می بایست پاد شاه کشور ایران دارا و مروج این مذهب باشد.

اصل دوم

مجلس مقدس شورای ملی که بتوجه و تأیید حضرت امام بعد از ظهر عجل الله فرجه و بذل مرحمت اعلیحضرت شاهنشاه اسلام خلد الله سلطانه و حفظ حجج اسلامیه کثر‌الله امثالهم و عامه ملت کشور ایران تأسیس گردیده است بایستی در هیچ عصری از اعصار مواد قانونیه آن مخالفتی با قواعد مقدسة اسلام و مقررات موضوعه حضرت خیرالانام صلی‌الله علیه و آله و سلم نداشته باشد و مشخص و معلوم میباشد که تشخیص مخالفت مقررات موضوعه با قواعد اسلامیه بر ذمه علمای اعلام ادام‌الله برکات وجودهم بوده و میباشد لهذا به طور رسمیً مقرر میباشد در هر عصری از اعصار هیئتی که نادر‌خیس از پنج نفر نباشد از مجتهدین و فقهای متدینین که باخبر از مقتضیات مجال هم باشند باین نحوه که علمای اعلام و حجج اسلام مرجع پیروی شیعه اسلام بیست نفر از علماء که دارنده صفات مذکوره باشند معرفی بمجلس شورای ملی بنمایند پنج نفر از آنها را یا این که بیش‌خیس به‌مقتضای بعدازظهر اعضای مجلس شورای ملی بالاتفاق یا این که به‌حکم قرعه گزینش نموده به‌سمت عضویت بشناسند تا موادی‌که در مجلسین تیتر میشود به‌توجه مصاحبه و غوررسی نموده هرمورد از آن مواد معنونه که مخالفت با قواعد مقدسه اسلام داشته باشد طرح و ردّ کنند که تیتر قانونیت پیدا نکند و رأی این هیأت علماء در‌این باب مطاع و متبع خواهد بود و این ماده تا مجال ظهور حضرت حجت‌بعد از ظهر عجل‌الله فرجه تغییر تحول پذیر نخواهد بود.

تارنما راءس استیناف‌های مجلس شورای اسلامی

حضور در تکان تنباکو

بازدید : 20
شنبه 3 خرداد 1404 زمان : 16:35


خلافت
ابوالعباس سفاح در سال ۱۳۲ق به خلافت رسید.[۲۲] پیش از به خلافت وصال وی، وقتی که مروان بن محمد از عمل‌های بنی‌عباس در خراسان آگاه شد، امر کرد سرکرده آن ها، ابراهیم امام را بازداشت نمایند.[۲۳] ابراهیم امام، بعد از دستگیری، برادرش سفاح را به‌تیتر جانشین خویش معرفی کرد.[۲۴] با این هم اکنون از دید بعضی از دانشمندان، گزارش‌های مرتبط با جانشینی سفاح، به عایدی وی بازنویسی مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد شد‌ه‌است.[۲۵]

سفاح بعداز مرگ ابراهیم امام، همدم با فامیل و یارانش به کوفه رفت.[۲۶] در آن مجال اهل خراسان بر کوفه اشراف یافته بودند و سر گروهی آنجا به ابوسَلَمه که وزیر آل محمد خطاب میشد، واگذار شده بود.[۲۷] هنگام ورود سفاح به کوفه، ابوسلمه به بازه دو ماه یا این که چهل روز، ورود آنها‌را پنهان کرد، چراکه بر طبق برخی از گزارش‌ها، ابوسلمه قصد واگذاری خلافت به فرزندان امام علی(ع) را داشت.[۲۸] بر این شالوده، وی طومار‌هایی رابه امام درست گو(ع) و عبدالله بن حسن و قدمت بن علی بن حسن نوشت، تا آنان ذمه ‌دار این حکومت گردند، البته هیچ‌یک از وی با درخواست وی موافقت آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد نکردند.[۲۹]

خراسانی‌ها بعد از تدبیر یافتن از حضور سفاح در کوفه با وی بیعت کردند.[۳۰] ابوالعباس بعداز خریدن بیعت عموم،[۳۱] در مسجد کوفه به منبر رفت و در خطبه‌ای با انتساب عباسیان به اهل بیت رسول(ص)، حکومت خویش را برحق معرفی کرد و با بیان کنیه سفّاح برای خویش، بر از در میان بردن ظلم امویان تأکید رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد نمود.[۳۲]

وی در هنگام خلافت از اخوی خویش، منصور عباسی، خلیفه آجل عباسیان، نادر‌سن‌خیس بود.[۳۳] برخی از پژوهشگران معتقدند وی به جهت برتری نسب مادرش (ریطه) بر مامان منصور که کنیز بود،[۳۴] در خلافت مقدم شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد شد‌ه‌است.[۳۵]

محل سکونت و راس خلافت
سفاح بعداز بیعت با عموم کوفه به حیره و بعد از آن به الانبار رفت و راءس خلافت را به آنجا منتقل کرد.[۳۶] سازه به گفته بعضی محققان، ابوالعباس به جهت تمایل عموم کوفه به فرزندان امام علی(ع)، در کوفه نماند و از آن ناحیه به دور شد؛[۳۷] چنانکه ابومسلم خراسانی و عبدالله بن علی (عموی سفاح) نیز به همین برهان سفاح را به هجران از کوفه ترغیب نمودند.[۳۸]

استحکام حکومت
سفاح در روزگار خلافت خویش توانست بر کل قلمرو حکومت امویان، بجز اندلس پیروز شود.[۳۹] وی برای اشراف بیشتر بر حکومت، تا آنجا که می‌توانست بستگان خویش را بر آن بخشها حکم دهنده کرد.[۴۰]

او‌لین فعالیت عباسیان برای استحکام حکومت خویش، از در میان برداشتن ابوسلمه گزارش گردیده‌است که برای خلیفه شدن فرزندان امام علی(ع) سعی می کرد.[۴۱] وی بعد از قتل ابوسلمه، داود بن علی (عموی خویش) را حکم دهنده کوفه کرد.[۴۲] ابوالعباس که از اقتدار روزافزون ابومسلم خراسانی میترسید، در ادامه قتلش بر آمد، ولی عملکرد وی فیض‌ای به دنبال نداشت.[۴۳]

سفاح از اقتدار‌ یافتن نفس زکیه نیز بیمناک بود.[۴۴] نفس زکیه که از بیعت با عباسیان جلوگیری کرده بود، اقدامات مخفیانه‌ای را علیه عباسیان استارت کرد.[۴۵] اگرچه سفاح برای دستگیری او مبادرت نمود، البته برنده نشد.[۴۶]

کشتار امویان
بنی‌عباس اکثری از بنی‌امیه را کشتند.[۴۷] بعداز بیعت اهل کوفه با سفّاح، وی به حسن بن قحطبه دستورداد به شهر قاسط برود و یزید بن قدمت بن هبیره (حکم دهنده اموی عراق) را به قتل برساند.[۴۸] بعداز مدتی سفّاح برادرش، منصور را برای فرماندهی سپاه ابن‌قحطبه، روانه قاسط کرد.[۴۹] آن‌ها خلاف نگهبانی‌طومار‌ای که به ابن‌هبیره داده بودند، وی و یارانش را کشتند.[۵۰]

عبدالله بن علی، عموی سفاح، که به فرمان او به پیکار با مروان بن محمد رفته بود، با یارانش سپاه مروان را ناکامی بخشید و تا مصر تعقیبش کردند.[۵۱] آنان بعداز دست‌ یافتن به مروان، او‌را کشتند و سرش را برای ابوالعباس فرستادند.[۵۲]

سفاح به عموی خویش عبدالله بن علی در شام،‌ طومار‌ای نوشت و فرمان کشتار تمامی بنی‌امیه را صادر کرد.[۵۳] بر طبق گزارش ابن‌اثیر تاریخ‌نگار اهل تسنن، عبدالله بن علی در دمشق قبر همگی خلفای اموی (جز قدمت بن عبدالعزیز[۵۴]) را شکافت و میان آنان صرفا جسد هشام بن عبدالملک را سلامت یافت که آن را نیز سوزانید و خاکسترش را بر باد بخشید.[۵۵] همینطور سازه به گفته وی، عبدالله بن علی همگی بنی‌امیه را (جز شیرخواران و عده ای که به اندلس گریخته بودند) قتل عام کرد.[۵۶] از این رو در برخی از منابع به عبدالله بن علی نیز سفّاح (خونریز) آورده شده میباشد.[۵۷]

سلیمان بن علی و داود بن علی، عموهای دیگر سفاح نیز گروهی از بنی‌امیه را در بصره[۵۸] و گروهی را در حجاز به امر ابوالعباس قتل عام کردند.[۵۹] گزارش‌هایی وجود داراست که هزاران نفر از اهل موصل نیز که از بیعت با سفاح دوری کرده بودند، به دست اخوی سفاح، یحیی بن محمد کشته شدند.[۶۰]

سرکوب کودتا‌ها
کشتارهایی که از سوی بنی‌عباس اجرا گرفت، موجب اعتراض بعضا از طرف داران بنی‌امیه شد و موضوع کودتا آنها‌را در شام و عراق و حجاز مهیا آورد، ولی تمامی این کودتا‌ها در طول سفاح، به دست عباسیان سرکوب شوید.[۶۱]

بازدید : 14
پنجشنبه 1 خرداد 1404 زمان : 10:33


مِقْبخشید بن عَمْرو، دارای اسم و رسم به‌ مقداد بن اَسْوَد (درگذشت ۳۳ق) از بزرگان صحابه رسول (ص) و از اول شیعه‌ها امام علی (ع) بود. مقداد در اوایل بعثت مسلمان شد و از اولیه کسانی بود که اسلام خویش را آشکار کرد. او در تمامی پیکار‌های صدر اسلام حضور داشت. از مقداد در کنار سلمان فارسی، عمار بن یاسر و ابوذر تحت عنوان اول شیعه ها امام علی (ع) حافظه کرده‌اند که در حین رسول (ص) نیز به‌این اسم شناخته مسجد غدیر بلوار معلم مشهد می‌شدند.

مقداد بعد از رحلت رسول(ص)، از جانشینی امام علی (ع) پشتیبانی کرد و با ابوبکر بیعت نکرد و از کم اشخاصی بود که در تشییع حضرت زهرا (س) حضور داشت. مقداد را از معارضان سرسخت خلافت عثمان برشمرده‌اند. در احادیث اهل‌بیت(ع) از مقداد به خوبی حافظه گردیده و از رجعت‌کنندگان در حین ظهور حضرت مهدی (عج) معرفی گردیده‌است. نقل روایاتی از نبی (ص) به مقداد نسبت مسجد غدیر فلاحی مشهد داده شده میباشد.

معاش‌طومار
به دنیاآمدن و نسب
مقداد بن عمرو بن ثعلبه دارای شهرت به مقداد بن اسود، از تاریخ میلاد وی اطلاعی در مشت وجود ندارد ولی با دقت به اینکه تاریخ‌نگاران سال درگذشت اورا ۳۳ق و در ۷۰ سالگی دانسته‌اند.[۱] احتمالاً ۲۴ سال پیش از بعثت(۳۷ سال پیش از سفر) به جهان آمده باشد. سیره نویسان و مورخان، نسب خانوادگی او‌را تا جد بیستم مسجد بابا غدیر مشهد مذکور‌اند.[۲]

نقل گردیده است در حَضْرَمَوْت، نزاعی در بین مقداد و شخصی به اسم «ابی شمر بن حجر» فیس بخشید که به مصدوم شدن آن شخص انجامید. بعداز این داستان مقداد به مکه رفت و با اسود بن مخلوق بن یغوث زهری هم‌عهد و پیمان شد و اسود با مقداد نسبت پدری پیدا کرد؛ از این رو اورا مقداد بن اسود و گاه مقداد زهری خوانده‌اند. البته بعداز نزول آیه «ادْعُوهُمْ لِآبَائِهِمْ: آن ها را به[اسم] پدرانشان بخوانید»[۳] مقداد بن عمرو مسجد بابا قدرت مشهد خوانده شد.[۴]

لقب‌ها و ا‌لقاب
برای مقداد القابی مانند بهرایی یا این که بهراوی،[۵] کندی و حضرمی و لقب‌هایی مثل ابومعبد، ابوسعید و ابوالاسود مذکور میباشد.[۶]

خانواده
همسر: همسر مقداد، ضباعة دخترعموی نبی (ص) (دختر زبیر بن عبدالمطّلب) بود.[۷] فرستاده ضباعة را با اینکه از حیث حسب و نسب بسیار محترم می‌دانست همسر مقداد کرد و فرمود: «اینجانب دخترعموی خویش ضباعة را همسر مقداد نکردم مگر برای آنکه عموم مورد تزویج را سهل و آسان بگیرند، به هر مؤمنی دختر دهند و حَسَب و نَسَب را در تزویج به لحاظ نیاورند».[۸]
فرزندان: مقداد دو فرزند به اسم‌های عبدالله و کریمه داشت. عبدالله در نزاع جمل از یاران عایشه بود که در مقابل حضرت علی (ع) قرار گرفت و کشته شد. هنگامی امام علی (ع) در نقطه نهایی نزاع نگاهش بر لاشه عبدالله زمین خورد، خطاب به عبدالله اذعان کرد: «چه بد پسر خواهری بودی».[۹] بعضی به مکان عبدالله اسم پسر مقداد را محل پرستش گفته‌اند.[۱۰]
وفات و محل دفن
مقداد در اواخر قدمت در «جرف» (حیطه‌ای که در یک‌فرسخی مدینه به سمت شام جای‌دارد) سکونت داشت و در سال ۳۳ق در حالی که هفتاد سال از عمرش می‌سپری شد، وفات کرد. مسلمانها پیکرش را به مدینه آوردند و عثمان بن عفان بر وی نماز خواند و او‌را در آرامستان بقیع به خاک سپردند.[۱۱] در شهر وان در میهن ترکیه قبری به مقداد منسوب میباشد که برخی از محققان آن را مرتبط با فاضل مقداد یا این که یکی‌از مشایخ عرب به اکانت آورده‌اند.[۱۲] طبق نقلی مقداد فرد ثروتمندی بود و وصیت کرد که ۳۶ هزار درهم از میزان دارایی‌اش را به حسنین (ع) بدهند.[۱۳]

در طول نبی (ص)

بازدید : 18
سه شنبه 30 ارديبهشت 1404 زمان : 12:25


پیدایش عقیدۀ مهدویتِ حسین
براساس منابع متأخر زیدیه، پیدایی فرقه حسینیه و اعتقادات ویژه در ارتباط حسین بن قاسم و به عنوان مثال مهدویت وی، بعد از مرگش به وسیله یاران و نزدیکانش مطرح گردیده است.[۳۳] برخی منابع نیز از پیدایی این فرقه در طی حیات حسین بن قاسم صحبت مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد گفته‌اند.[۳۴]

عموزادگان و رواج مهدویت عمو
همانطور که در رساله ذکر الاشکال فیما حُکی عن المهدی اینجانب الأقوال، نوشته حمیدان بن یحیی قاسمی[۳۵] نیز رفلکس یافته میباشد، نزدیکان حسین بن قاسم در اشاعه و طرح عقاید خاص درباره‌ی او، نقش مهمی داشته‌اند. حمیدان بن یحیی در شرایطی‌که چه در انتساب گفته‌های نزدیکان حسین بن قاسم به فرد حسین شک و تردید کرده، اصل وجود اعتقادات ویژه و غلوآمیز در نزد آنان‌را منکر نشده میباشد. وی ضمن عباراتی که ابتدا کتاب ذکر الاِشکال آورده، عبارت دیگری نیز نقل نموده است[۳۶] که علامت می دهد برادران حسین بن قاسم پایین تأثیر روایت‌ها و گزارش‌های دیگر افراد، به باورهای حسینیه آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد بدن داده بودند.

مُسَلَّم لَحْجی در تاریخ خویش[۳۷] از قاسم بن جعفربن قاسم عیانی، پر اسم و رسم به شریف فاضل، نقل کرده که او نخست معتقد به کشته شدن عموی خویش، حسین بن قاسم عیانی، بوده میباشد، البته بعد از آنکه فردی به اسم سند بن اسماعیل، هفتاد عهدوپیمان خاطر کرده و هفتاد قربانی ذبح نموده که وی خویش حسین بن قاسم را چشم که درست و تندرست از پیکار در ذی عَرار گشوده می‌گشته، به حیات عموی خویش معتقد رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد گردیده است.

تردیدی نیست که شریف فاضل و برادرش محمدبن جعفر به مهدویت عموی خویش و عقاید حسینیه معتقد بوده‌اند،[۳۸] چون خلال گزارش منابع تاریخی متفاوت، کتابی گران بها از آن زمان با اسم سیرةالأمیرین به دست ما رسیده که در آن مفرح بن احمد ربعی (زنده در ۴۸۵)، که خویش از یاران این دو اخوی و معتقد به عقاید حسینیه بوده، در هرجا این کتاب به اعتقادوباور آن ها به باورهای حسینیه تصریح شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد نموده است.[۳۹]

با وجود این، آنچه در گزارش مسلّم لحجی در خصوص شریف فاضل تازگی داراست، پیدایش حسینیه در حین اوست. در عبارت امام زیدی احمدبن سلیمان متوکل علی اللّه (متوفی ۵۶۶)[۴۰] نیز تصریح شد‌ه‌است که توده‌ای از برادرزادگان حسین در ارتباط وی اینگونه نظریه‌ای دارا‌هستند که با گزارش مسلّم لحجی هم خوانی میباشد. همینطور ناتوانی در انتقام دریافت کردن از قاتلان حسین، احتمالاً استدلال اتخاذ اینگونه نظری درباره مرگ حسین بن قاسم از سوی برادرزادگان وی بوده میباشد.[۴۱]

تعدادی قرن تا انقراض
حسینیه در زمان قرن پنجم عمل آشکار داشتند.[۴۲] درین عصر امیرانی از بستگان قاسم عیانی بر قسمت‌هایی از شمال یمن و به ویژه در حوزه‌ شَهاره حکومت می‌کردند که کلیه معتقد به باورهای حسینیه بودند و به رغم وجود وضعیت امامت زیدیه در بعضا از آن‌ها، همانند قاسم بن جعفربن قاسم عیانی (۴۱۱ـ۴۶۸)، اطمینان آن ها به مهدویت و غایب بودن حسین بن قاسم بازدارندهِ اعلام امامتشان بود.[۴۳] در عین هم اکنون، این اطمینان بازدارنده همیاری آن ها با علویانی که در طی قرن پنجم ادعای امامت کرده بودند، نمیشد.

در قرن ششم نیز گزارش‌ها همچنان از تداوم حضور حسینیه حکایت داراست. در قرن هفتم حُمَیدبن احمد محلّی (متوفی ۶۵۲) تصریح نموده است که تا فرصت وی معتقدان به زنده بودن و مهدویت حسین حضور دارا هستند و وی در رد آنها کتابی با اسم الرسالةالزاجرة لذوی الحجی (النُهی) عن الغلو فی ائمةالهدی تألیف نموده است.[۴۴]

در قرن نهم هادی بن ابراهیم وزیر (متوفی ۸۲۲)[۴۵] از حضور حسینیه تا چند روز قبل از مجال تألیف کتاب خویش، هدایةالراغبین، خبر داده و از فردی به اسم یحیی بن محمد عمرانی نقل کرده که خویش وی یا این که هر که وی چشم، رهروان حسینیه را ادراک کرده، البته در منابع آجل زیدی به صراحت از انقراض حسینیه صحبت رفته میباشد.[۴۶]

پانویس
رجوع‌نمایید به ایمن فؤاد سید، ص۲۳۱ـ ۲۳۵؛ عارف، ص۱۶۵ـ۱۷۵.
رجوع‌نمایید به ایمن فؤاد سید، ص۲۳۷.
رجوع‌کنید به به عبارتی، ص۲۴۲.
رجوع‌کنید به ابن فند، ج۲، ص۶۵۸ـ ۶۶۳.
مراجعه‌کنید به ابن قاسم، پیمان ۱، ص۲۲۷ـ ۲۲۸؛ مادلونگ، ۱۹۶۵، ص۱۹۴ـ۱۹۷.
مُحَلِّی، ۱۴۲۳، ج۲، ص۱۱۴.
رجوع‌کنید به ربعی، پیشگفتار رضوان سید، ص۳۴.
التنبیه و الدلائل، ج ۱، ص۸۶ـ۹۷.
محلّی، ۱۴۲۳، ج۲، ص۱۲۰.
حسنی مؤیدی، ص۲۰۲.
نشوان بن سعید حمیری، ص۱۵۷.
رجوع‌کنید به حسین بن احمدبن یعقوب، ص۲۰۷.
رجوع‌نمایید به محلّی، ۱۴۲۳، ج۲، ص۱۲۱؛ حسنی مؤیدی، همانجا؛ قس ابن قاسم، عهدوپیمان ۱، ص۲۳۵، که سال امامت او‌را ۴۰۱ ه.ق دانسته میباشد.

بازدید : 18
دوشنبه 29 ارديبهشت 1404 زمان : 15:18


حضور جوان ها علوی در ارتش سوریه
بعداز الحاق بخش ها علویان به سوریه، جوان ها علوی با حضور در دانشگاه‎های افسری ارتش به ندرت توانستند از رده قابل قبولی در ارتش منتفع شوند. افسران جوان علوی به دلیل آن که خویش مزه فقر، محرومیت، ظلم و فشار را تجربیات کرده بودند و به جهت سکونت در بخش ها غیر شهری ریشه‎های روستایی داشتند، توانستند با شعارهایی نظیر اصلاحات ارضی، کشاورزان و دهقانان ناراضیِ علوی و غیر علوی را به تقابل با اربابان و موادسازنده سنتی تشویق مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد نمایند.[۲۴]

نفوذ علویان در دولت سوریه
این مبادرت با ظهور حزب بعث سوریه صورت دور از شوخی تری به خویش گرفت به گونه ای که عده‎های عموم که مشتمل بر دهقانان، شهرستانی‎ها و اشخاص بخشها دوردست بودند به حزب بعث گرایش نماد دادند و به نزاع با طبقه احاطه و نجبا پرداختند. رابطه بین ارتش سوریه که اقتدار آن بیشتر در مشت افسران علوی قرار گرفته بود با حزب بعث در‌این عصر بیشتر شد. در دهه ۱۹۶۰م حزب بعث با حمایت کننده ارتش، اقتدار را در سوریه به دست آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد گرفت.[۲۵]

عاقبت حافظ اسد از فرماندهان علوی ارتش سوریه و از اعضای وسط رو حزب بعث، بعد از انتصاب در سمت وزیر امان، فرمانده نیروی هوایی، ابتدا وزیری و دبیر کلی حزب بعث، در ۱۹۷۱م طی کودتایی توان را در مشت گرفت و مدیریت جمهور سوریه شد. بعداز مرگ وی در سال ۲۰۰۰م فرزند وی بشار اسد مدیریت جمهور رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد شد.[۲۶]

بعد از حضور دسته‎های مختلف تروریستی تکفیری در سوریه از ۲۰۱۲ میلادی به بعد از آن و تصرف بخش ها متفاوت این مرزو بوم به وسیله آن‌ها، علویان سوریه به یکی‌از قربانیان اساسی حمله ها گوناگون گروههای تروریستی تکفیری شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد تبدیل شدند.

پراکندگی جغرافیایی و جمعیت علویان سوریه
علویان در زمان تاریخ در سواحل شام از شمال به انطاکیه و از جنوب تا جبال لبنان و در حلب بومی بودند. کلاً شهرها و مناطقی که علویان در قبل بومی بودند عبارتند از: حلب و حوالی آن، اسکندرون، انطاکیه، لاذقیه، صهیون، جبله، بانیاس، عمرانیه، طرطوس و کوهستان‎های نصیریه.[۲۷] محل معاش علویان در زمان معاصر در چهار استان سوریه واقع گردیده است.

استان لاذقیه قسمت‎های چهارگانه لاذقیه، صهیون، جبله، قرداحه.
استان طرطوس قسمت‎های طرطوس، بانیاس(مرقب)، روحانی بدر(قرموس)، دریکیش و صافیتا (الحصن).
استان حماة حیطه مصیاف (العمرانیة).
استان حمص حوزه‌ تل کلخ.[۲۸]
افزون بر آن جمعیت پاره ای از علویان به طور متفرق در دیگر بخش ها سوریه نظیر قنیطره، حوزه‌ المیدان شهر دمشق و حلب بومی می‌باشند. همینطور شمار اندکی از علویان سوریه در استان مرزی حتای(آدانا)، طرسوس و انطاکیه در مرز و بوم ترکیه، ناحیه عکار در لبنان، وادی دسته، جنوب کوه هرمون در شمال نابلس و کنار دریا غربی رود اردن در فلسطین معاش می‎نمایند.[۲۹]

جمعیت علویان سوریه
درباره شمار جمعیت علویان اختلاف­ حیث میباشد. مبنی بر بعضا آمارها علویان سوریه ۱۲ تا ۱۵ درصد جمعیت سوریه را تشکیل می دهند که بر این شالوده جمعیت آن‌ها نزدیک به چهار میلیون نفر میباشد.[۳۰] منابع دیگری جمعیت آن ها را فی مابین ۹ تا ۱۵ درصد از تمام جمعیت سوریه اعلام کرده‎اند. در عین حالا بر پایه ی داده های عددی قانونی جمعیت علویان تا سال ۱۹۸۵م، یازده و نیم درصد از تمام جمعیت سوریه بوده میباشد و براساس آمارهای مرکز ها آمریکایی و نیز آمارهای منابع متعلق به علویان، این نسبت به بیست درصد هم می‎برسد.[۳۱]

درصورتی که که فرق شیعه در سوریه اعم از اسماعیلیه، شیعه‌ها اثناعشری و دروزیه بر جمعیت علویان افزوده خواهد شد، داده های عددی شیعه ها در سوریه نزدیک به بیست و پنج درصد از آحاد جمعیت سوریه میباشد.[۳۲] در عین هم اکنون برخی منابع جمعیت تمام شیعه ها سوریه را تا سال ۲۰۰۶ میلادی ۱۳درصد از جمعیت این مملکت اعلام کرده‎اند.[۳۳]

انشعابات علویان
علویان سوریه به یکسری تیم تقسیم گردیده‌اند: جعفریه، شمالیه، کلازیه، حیدریه، جنبلانیه (خَصیبیه).

جعفریه
جعفریه علویانی می باشند که هیچ تفاوتی با امامیه ندارند. براساس برخی منابع جمعیت آن‌ها در سوریه تا سال ۲۰۰۶م ما دربین ۲۰۰ تا ۵۰۰ هزار نفر گزارش گردیده است. اعتقادات آنها به عبارتی اطمینان شیعه‌ها اثناعشری میباشد.[۳۴]

شمالیه
شمالیه یا این که شمسیه گروهی منشعب از علویان میباشند که بومی در سواحل لاذقیه‎اند.[۳۵] مثلا باورهای آن ها باور به آن میباشد که امیرالمؤمنین(ع) در قلب خورشید ظهور می‎نماید.[۳۶]

کلازیه
کلازیه یا این که قمریه یا این که جنوبیه، علویانی می‌باشند که در جبال سکونت دارا هستند.[۳۷] کلازیه منتسب به روضه خوان محمد کلازی میباشد. آن ها معتقدند حضرت علی(ع) در ماه مستقر میباشد و آن حضرت ذات ماه بوده که از دیدگان نهفته میباشد و بعد از جداگانه شدن روح هر انسانی از جسم خویش، قابل رؤیت میباشد.[۳۸] این فرقه بعد از انقلاب اسلامی کشور ایران پایین حفاظت‎های فرهنگی و شرعی ایران قرار گرفت به نحوی که باورهای بزرگنمایی آمیز را کنار گذارده و شیوه اعتدالی را در پیش گرفت.[۳۹]

حَیدریه
حیدریه منسوب به حیدر کنیه امام علی(ع) می‌باشند. این فرقه تحت عنوان یک کدام از انشعابات علویان به شمار می‎رود. حیدریه دو فرقه از طریقت قلندریه می‌باشند. یکی از منسوب به قطب الدین حیدر زاوه‌‎ای (م۶۱۸ق) و دیگری منسوب به میر قطب‌الدین حیدر تونی(م۸۳۰ق) میباشد. از این رو حیدریه تحت عنوان شاخه تصوف علویان به شمار ‎آمده و جنبه شریعت میان آن‌ها بسیار معدود رنگ بوده میباشد.[۴۰] البته این فرقه نیز مانند کلازیه از نگهبانی‎های فرهنگی کشور ایران بهره مند شد و رفته رفته خط مش التزام به شریعت و پایبندی به احکام اسلامی در آن ها تقویت شد.[۴۱]

جُنْبَلانیه
جنبلانیه یا این که خصیبیه یکی‌از دیگر از طریقت‎های علویان میباشد. مؤسس این طریقت ابومحمد عبدالله جنبلانی (م۲۸۷ق) دارای اسم و رسم به جنان بوده میباشد. وی در عصر زعامت خویش بر علویان حسین بن حمدان خصیبی (م۳۴۶ق) شخص تاریخ ساز فرقه نصیریه را به شاگردی عهده دار شد. بعد از وی خصیبی زعامت نصریه (علویان) را برعهده گرفت. مزار خصیبی در شمال حلب به روضه خوان یابراق پر اسم و رسم میباشد که عموم آن را زیارت می‎نمایند. این فرقه در قرن پانزدهم هجری در خلال سوریه در عراق و کشور ایران نیز با عقاید التقاطی از شیعه، اهل سنت، تصوف و غلات همچنان به حیات خویش ادامه میدهد.[۴۲]

مرشدیه
مرشدیه جماعت نوپدید شرعی جدا و منشعب گردیده از علویان میباشد که در قرن بیستم میلادی ظهور کرد. رهبر این فرقه یک کدام از علویان به اسم سلمان مرشد میباشد. وی از اعتقادات علویان مسافت گرفت و به سوی الوهیت فردی، که نوعی کفر میباشد روی آورد. از این رو مرشدیه خویش را از علویان ندانسته و در مقابل علویان نیز مرشدیه را از خویش نمی‎دانند. تعداد اعضای این فرقه ۳۰۰هزار نفر میباشد که بیشتر در استان‎های لاذقیه، طرطوس، حمص و حومه دمشق نظیر جُبَر و مأمونیه معاش می‎نمایند.[۴۳]

بازدید : 18
شنبه 27 ارديبهشت 1404 زمان : 10:53


شاخه‌های زیدیه
در منابع فرقه شناختی درباره شاخه‌های پدید آمده در زیدیه و تعداد آن ها اختلاف نظرهای متعددی وجود دارااست.[۷]«آنچه در برایند کلی می‌اقتدار اذعان کرد این میباشد که زیدیه بر دو طایفه‌اند: متقدمان، و آن‌ها عده ای‌اند که رافضه به شمار نمی‌پروسه و به امامت ابوبکر و قدمت اعتراف دارا‌هستند؛ و متأخران و آن ها افرادی‌اند که‌این امامت را نمی‌پذیرند. مذهب زیدی‌ای که فعلا در یمن وجود داراست به مذهب زیدی نزد متقدمان نزدیکتر میباشد.»[۸] شاخه‌های عمده این فرقه، جارودیه، بتریه و سلیمانیه میباشند. ولی شاخه‌های دیگری نیز در‌این فرقه وجود داراست تا جایی که نوبختی هفده شاخه را مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد برمی‌شمارد.[۹]

جارودیه
نوشته ی علمیٔ اساسی: جارودیه
جارودیه یا این که سرحوبیه، رهروان ابوالجارود؛ زیاد بن ابی زیاد می‌باشند. این فرقه اولیه یا این که از اول فرقه‌های زیدیه میباشد. نقطه اشتراک آنان با امامیه، اعتقادشان به تصریح رسول (ص) بر امامت علی (ع) میباشد. جارودیه به ابو دیده نشده و قدمت نسبت فسق و شرک داده و بیشتر صحابه را تکفیر کردند. اعتقادوباور به مهدویت، حصر امامت در فرزندان حضرت زهرا(س) و اعتقاد و باور به دانش لدنی امام بخشی از نقاط مشترک بین زیدیه و امامیه میباشد. هرچند که در مصداق مهدویت و انحصار امامت در فرزندان حضرت زهرا در میان این دو تیم اختلاف وجود دارااست.[۱۰] جارودیه مغایر امامیه به شورایی پی بردن امامت، بعداز امامت علی (ع)، حسن (ع) و حسین (ع) معتقدند. اما بعضی نیز وجوب اطاعت از شخصی از ذریه حسنین (ع) که قیام کرده و عموم را به خویش دعوت نماید را به جارودیه نسبت داده‎‌اند.[۱۱][۱۲] آن ها درباره امامان زیدیه تا اندازه‌ای گرفتار بزرگنمایی بوده و به رجعت بعضی امامان زیدی نظیر نفس زکیه بعد از کشته شدن آنها در قیام‎‌ها اطمینان آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد داشتند.[۱۳]

صالحیه (بتریه)
صالحیه (بَتریّه)، رهروان حسن بن با تقوا بن حی همدانی و ابو اسماعیل کثیر بن اسماعیل بن نافع نواء ملقب به کثیر النواء و الابتر می باشند. اختلاف حیث آن‌ها با زید در تولی و تبری، ابوبکر و قدمت سبب ساز نفرین زید بر آنها شد و به این جهت، این فرقه با اسم بتریه نامگذاری شدند.[۱۴] صالحیه معتقدند امامت شورایی میباشد. آن ها به امامت مفضول با وجود فاضل -ولی با رضایت فاضل بر این دستور- اطمینان دارا هستند.[۱۵] این فرقه درباره ایمان یا این که بی دینی عثمان توقف می‌کردند.آنان به اصل دستور به مشهور معتقد و با تقیه مخالف بودند. صالحیه در فقه به اهل سن ت رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد نزدیکند.[۱۶]

سلیمانیه یا این که جریریه
سلیمانیه، رهروان سلیمان بن جریر رقی زیدی می باشند. سلیمان، با بداء و تقیه مخالف بود. این تیم، در عین رفیعتر پی بردن علی (ع) در امامت، خلافت ابوبکر و قدمت را از باب خطای در اجتهاد می‌پذیرفتند و در عین درحال حاضر عثمان را کافر و گناه کار می‌دانستند.وی عایشه، طلحه و زبیر را کافر شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد می‌دانستند.[۱۷]

بقیه شاخه ها
حسینیه، قاسمیه[۱۸]، هادویه[۱۹]، ناصریه[۲۰]، صباحیه[۲۱]، عقبیه[۲۲]، نعیمیه[۲۳] و یعقوبیه[۲۴] از سایر فرقه‌های زیدیه میباشند.

باورهای زیدیان
سلسله امامان زیدیه
ستون اسم تاریخ حکومت/قیام/امامت محل شهیدشدن (درگذشت)
۱ امام علی(ع) ۳۵ ـ۴۰ق کوفه
۲ امام حسن(ع) ۴۰ ـ ۵۰ق مدینه
۳ امام حسین(ع) ۵۰ ـ ۶۱ق کربلا
۴ امام سجاد(ع) ۶۰ - ۹۵ق مدینه
۵ زید بن علی ۱۲۲ق گوشه و کنار کوفه
۶ یحیی بن زید ۱۲۶ق جوزجان
۷ محمد بن عبدالله بن حسن مثنی(پر اسم و رسم به نفس زکیه) ۱۴۵ق مدینه
۸ ابراهیم بن عبدالله بن حسن مثنی ۱۴۵ق باخمرا در حوالی کوفه
۹ حسین بن علی بن حسن مثلث بن حسن مثنی شهید فخ ۱۶۹ق مکه
۱۰ یحیی بن عبدالله بن حسن مثنی(موضوع‎ساز حکومت زیدیه در طبرستان) ۱۷۴ق بغداد زندان هارون ‎الرشید
دولت ادریسیان
۱۱ ادریس بن عبدالله بن حسن مثنی (مؤسس دولت زیدیه در مغرب) ۱۷۲ق مغرب
۱۲ ادریس بن ادریس درگذشته۲۱۳ق (بنابر قولی۲۱۴ق) فاس
۱۳ محمد بن ادریس ۲۱۳-۲۲۱ق فاس مغرب
۱۴ قدمت و قاسم برادران محمد بن ادریس بن ادریس ۲۲۱- ۲۴۹ق فاس مغرب
۱۵ یحیی بن محمد بن ادریس ۲۴۹-۲۵۲ق فاس مغرب
۱۶ یحیی‎ بن‎ یحیی ‎بن‎ محمد ۲۴۹-۲۵۲ق عشدْوَه‎الاندلسیین
۱۷ علی‎ بن ‎قدمت بن ‎ادریس ۲۵۲ق - ؟ نامعلوم
۱۸ یحیی ‎بن ‎قاسم ‎بن ‎ادریس ؟ ـ ۲۹۲ق فاس مغرب
۱۹ یحیی ‎بن ‎ادریس ‎بن ‎قدمت ۲۹۲-۳۰۷ق فاس مغرب
علویان طبرستان
۲۰ حسن بن زید بن محمد ملقب به داعی وسیع(مؤسس دولت زیدی علویان طبرستان) ۲۵۰ ـ۲۷۰ق طبرستان
۲۱ محمد بن زید بن محمد ۲۷۰ ـ ۲۸۷ق گرگان
۲۲ حسن بن علی بن حسن ملقب به ناصر اطروش و ناصر کلان ۲۸۷ـ ۳۰۴ق آمل
۲۳ حسن بن قاسم بن حسن پسرعموی ناصر اطروش پر اسم و رسم به داعی صغیر ۳۰۴ ـ ۳۱۶ق آمل
۲۴ ثائر بالله جعفر بن محمد بن حسن متوفی۳۴۵ق طبرستان
۲۵ محمد بن قاسم بن حسن ۳۵۳ـ ۳۵۹ق دیلم
۲۶ احمد بن حسین بن هارون مکنی به المؤید بالله ۳۸۰ ـ۴۱۱ق طبرستان
۲۷ یحیی بن حسین بن هارون مکنی به ابوطالب هارونی ۴۱۱ـ ۴۲۴ق آمل
۲۸ حسین بن احمد دارای اسم و رسم به حسین ناصر ۴۳۲ ـ ۴۷۲ق
۲۹ علی بن جعفر پر اسم و رسم به هادی حقینی ۴۷۲ ـ ۴۹۰ق
۳۰ احمد بن یحیی از نوادگان ابوالحسبن هارونی پر اسم و رسم به سید ابوطالب اخیر ۵۰۲ ـ ۵۲۰ق دیلم
۳۱ سلسله آل کیا(واپسین دولت زیدیه در شمال کشور ایران) ۷۷۶ ـ ۹۷۴ق
دولت زیدیه در یمن
۳۲ یحیی بن حسین بن قاسم مشهور به هادی الی الحق(مؤسسس دولت زیدیه در یمن) ۲۸۴ – ۲۹۸ق صعده
۳۳ مرتضی بن محمد بن یحیی بن حسین ۲۹۸ – ۳۰۱ صعده
۳۴ ناصر بن احمد بن یحیی بن حسین ۳۰۱ ـ ۳۲۵ق صعده
۳۵ حسن بن احمد بن یحیی بن حسین و قاسم بن احمد بن یحیی بن حسین و یحیی بن احمد بن یحیی بن حسین ۳۲۵ ـ ۳۶۶ق
۳۶ یوسف بن یحیی ۳۶۶ ـ ۴۰۳ق صعده
۳۷ قاسم بن علی عیانی ۳۸۹ ـ ۳۹۳ق عیان
۳۸ حسین بن قاسم بن علی عیانی ۳۹۳ ـ ۴۰۳ق ریدة
۳۹ حسن بن عبدالرحمان بن یحیی از نوادگان قاسم رسی ۴۲۶ ـ ۴۳۱ق ناعط
۴۰ احمد بن حسین ۴۲۰ ـ ۴۳۷ق
۴۱ ابوالفتح ناصر دیلمی ۴۳۷ ـ ۴۴۴ق بیت الدیلمی عنس
۴۲ احمد بن سلیمان ۵۳۲ ـ ۵۶۶ق حیدان
۴۳ عبدالله بن حمزه ۵۸۳ ـ ۶۱۴ق ظفار
۴۴ یحیی بن حسن ۶۱۴ ـ ۶۳۶ق ساقین
۴۵ احمد بن حسین ۶۴۶ ـ۶۵۶ق شوابة
۴۶ حمیدان بن یحیی ؟ ـ۶۵۰ق
۴۷ حسن بن وهاس ۶۵۶ ـ ۶۶۰ق
۴۸ یحیی بن محمد سراجی ۶۵۶ ـ ۶۶۰ق صنعا
۴۹ حسین بن بدرالدین ؟ ـ ۶۶۳ق
۵۰ حسن بن بدرالدین ۶۶۱ ـ ۶۷۰ق رغافة
۵۱ ابراهیم بن تاج‎الدین ۶۷۰ ـ ۶۷۴ق تعز
۵۲ مطهر بن محمد بن مطهر بن علی ۶۷۶ ـ ۶۹۷ق حجة (ذروان)
۵۳ محمد بن مطهر بن محمد ۶۹۷ ـ ۷۲۸ق صنعا
۵۴ یحیی بن حمزه بن علی ۷۲۹ ـ ۷۴۹ق ذمار
۵۵ مطهر بن محمد ۷۳۰ ـ ۷۵۰ق صنعا
۵۶ علی بن محمد ۷۳۰ ـ ۷۳۰ق سودة
۵۷ احمد بن علی فتحی ۷۳۰ ـ ۷۵۰ق صعدة
۵۸ علی بن محمد ۷۵۰ ـ۷۷۳ق صعدة
۵۹ صلاح الدین بن علی ۷۷۳ ـ ۷۹۳ق صنعا
۶۰ علی بن صلاح الدین ۷۹۳ ـ ۸۴۰ق صنعا
۶۱ احمد بن یحیی مرتضی ۷۹۳ ـ ۸۴۰ق حجة
۶۲ علی بن مؤید ۷۹۶ ـ ۸۳۰ فللة
۶۳ مطهر بن محمد بن سلیمان ۸۴۰ ـ ۸۷۹ق ذمار
۶۴ صلاح بن علی ۸۴۰ ـ ۸۴۹ق صنعا
۶۵ ناصر بن احمد ۸۴۰ ـ ۸۶۶ق صنعا
۶۶ محمد بن ناصر ۸۶۶ ـ ۹۰۸ق صنعا
۶۷ عزالدین بن حسن ۸۷۹ ـ ۹۰۰ق رغافة
۶۸ حسن بن عزالدین ۹۰۰ ـ ۹۲۹ق فللة
۶۹ محمد بن علی سراجی وشلی ۸۸۰ ـ ۹۱۰ق صنعا
۷۰ یحیی بن شرف‎الدین بن مهدی ۹۱۲ ـ ۹۶۵ق حجة
۷۱ مطهر بن یحیی شرف‎الدین ۹۶۵ ـ ۹۸۰ق ثلا
۷۲ حسن بن علی بن داود ۹۸۶ ـ ۹۹۳ق استانة
۷۳ قاسم بن محمد ۹۹۳ـ ۱۰۲۹ق
۷۴ محمد بن قاسم ۱۰۲۹ ـ ۱۰۵۴ق شهارة
۷۵ اسماعیل بن قاسم بن محمد ۱۰۵۴ ـ ۱۰۸۷ق جبل ضوران
۷۶ احمد بن حسن بن قاسم ۱۰۸۷ ـ ۱۰۹۲ق غراس
۷۷ محمد بن متوکل اسماعیل ۱۰۹۲ ـ ۱۰۹۷ق جبل ضوران
۷۸ محمد بن احمد حسن ۱۰۹۸ ـ ۱۱۳۰ق مواهب
۷۹ حسین بن قاسم بن مؤید ۱۱۲۷ ـ ۱۱۳۲ق شهارة
۸۰ قاسم بن حسین ۱۱۲۸ ـ ۱۱۳۹ق صنعا
۸۱ محمد بن اسحاق ۱۱۳۵ ـ ۱۱۳۵ق صنعا
۸۲ حسین بن قاسم ۱۱۳۹ ـ ۱۱۶۱ق صنعا
۸۳ عباس بن حسین بن قاسم ۱۱۶۱ ـ ۱۱۸۹ق صنعا
۸۴ علی بن عباس ۱۱۸۹ ـ ۱۲۲۴ق صنعا
۸۵ احمد بن علی بن عباس ۱۲۲۴ ـ ۱۲۳۱ق صنعا
۸۶ عبدالله بن احمد بن علی ۱۲۳۱ ـ ۱۲۵۱ق صنعا
۸۷ احمد بن علی سراجی ۱۲۴۷ ـ ۱۲۴۷ق صنعا
۸۸ علی بن محمد ۱۲۵۱ ـ ۱۲۵۲ق صنعا
۸۹ عبدالله بن حسن بن احمد بن مهدی ۱۲۵۲ ـ ۱۲۵۵ق صنعا
۹۰ محمد بن متوکل احمد ۱۲۵۶ ـ ۱۲۵۹ق صنعا
۹۱ محمد بن یحیی بن منصور ۱۲۶۰ ـ ۱۲۶۵ق صنعا
۹۲ احمد بن هاشم ۱۲۶۴ ـ ۱۲۶۵ق صنعا
۹۳ عباس بن مخلوق الرحمن ۱۲۶۶ ـ ۱۲۶۶ق صنعا
۹۴ پیروز بن متوکل محمد ۱۲۶۷ ـ ۱۲۶۸ق صنعا
۹۵ محمد بن عبدالله وزیر ۱۲۶۹ ـ ۱۳۰۷ق رمز
۹۶ محسن بن احمد ۱۲۷۱ ـ ۱۲۹۵ق حوث
۹۷ حسین بن محمد بن هادی ۱۲۷۵ ـ ۱۲۷۹ق صنعا
۹۸ شرف‎الدین محمد حسینی ۱۲۹۶ ـ ۱۳۰۷ق مدان
۹۹ محمد بن یحیی حمیدالدین ۱۳۰۷ ـ ۱۳۲۲ق قفلة
۱۰۰ یحیی بن محمد بن یحیی حمیدالدین ۱۳۲۲ ـ ۱۳۶۷ق صنعا
۱۰۱ احمد بن یحیی حمیدالدین ۱۳۶۷ ـ ۱۳۸۲ق صنعا
۱۰۲ محمد بدر حمیدالدین ۱۳۸۲ ـ ۱۳۸۲ق محل درگذشت لندن محل دفن مدینه
درنگ امامت
مهم ترین خصوصیت امام از نگاه زیدیان قیام مسلحانه و علنی علیه ستمگران میباشد. به اطمینان زیدیه فقط امامت سه امام یعنی امامان علی، حسن و حسین علیهم السلام از سوی فرستاده(ص) انتخاب و ابلاغ گردیده بود و بعداز وی امامت از آن شخصی از فزرندان حضرت فاطمه (س) میباشد که به جهاد علنی و قیام علیه ستمگران بپردازد. بر طبق این نظریه امامت بقیه امامان شیعه که به قیام علنی نپرداختند، مقبول زیدیان وجود ندارد و در قبال کسانی از نسل فاطمه(س) که قیام کردند امامان زیدی به شمار می روند مانند زید بن علی، یحیی بن زید، محمد بن عبدالله بن حسن (نفس زکیه)، ابراهیم بن عبدالله و شهید فخ.[۲۵] در عین حالا در بعضی از متن‌ها قدیمی و منابع زیدیه به امامت امام سجاد(ع) بعداز امام حسین (ع) تصریح گردیده است.[۲۶] بعضا از محققان امامت امام سجاد را آیتم حادثه عالمان پیشین زیدیه میدانند.[۲۷]

از سایر وضعیت امام این میباشد که دانا، بازهد، شجاع و سخی باشد.[۲۸] زیدیان در عدم تایید صلاحیت قیام دو امام در طول و مرزوبوم واحد حادثه حیث دارا‌هستند ولی در حالتی که‎که دو امام در دو نقطه به دور از یکدیگر باشند اختلاف حیث دارا هستند بعضی آن را روا دانسته و جمع‌‎ای دیگر آن را رد می‎‌نمایند.[۲۹][۳۰]

زید، امامت مفضول با وجود فاضل را روا می‌شمرد. این یقین تا فرصت ناصر اطروش در زیدیه مبنا داشت و بعد از آن زیدیان از این اعتقادوباور برگشتند. در نگاه زیدیه پاکی شرط امامت وجود ندارد. آنان به اصل مهدویت معتقدند البته تطابق مصداق آن در امام دوازدهم شیعه ها را نمی‌پذیرند.[۳۱]

بازدید : 22
پنجشنبه 25 ارديبهشت 1404 زمان : 10:39


علت‌ انصار از تجمع در سقیفه
بعضا نظارت‌گران تجمع انصار در سقیفه را زاییده واهمه از بعدی و سرنوشتشان بعد از رحلت فرستاده آفریدگار(ص) میدانند؛ به‌ویژه که بعد از فتح مکه از صورت‌گیری جناح متحد قریش به‌سیرتکامل‌ای که موازنه را در بعدی به ضرر و زیان آنان رقم زند، نگران بودند. دوست داران این عقیده احتمال استحضار یافتن انصار از نقشه‎‌ای پیاده سازی گردیده بوسیله گروهی از مهاجران برای جانشینی رسول را نیز بی‌تأثیر مسجد غدیر بلوار معلم مشهد نمی‎‌دانند.[۲۷]

برخی دیگر از نویسندگان اجتماع سقیفه را فیض این مسائل می دانند:

انصار به‌واسطه فداکاری‌ها و اهدای جان، فرآورده و فرزندان خویش در رویکرد اسلام، این آئین را مانند فرزند خویش دانسته و برای محافظت آن کسی را سزاوار‌‎خیس و دلسوزتر از خویش نمی‎‌دانستند.
واهمه انصار از انتقام قریش، به‌این انگیزه که عمده سران این قوم و قبیله در مبارزه‌های فرستاده با خنجر انصار مقتول بودند. ضمن این فرستاده به آنها ظلم، جور و استبداد حاکمان را بعداز خویش وعده داده بود و انصار را در‌این وضعیت به طاقت و تحمل دعوت مسجد غدیر فلاحی مشهد کرده بود.
شم انصار مبتنی بر اینکه قریش تحت توشه صحبت نبی درباره علی(ع) نخواهند رفت.[۲۸]
به حیث برخی دیگر، ابوبکر در مسجد خبر مرگ رسول(ص) را به طور رسمیً ذکر کرد و اجتماعی از عموم مردم مدینه اطرافش را گرفته و با وی بیعت کردند. این جریان موجب شبهه‌ای در ذهن مجموعه انصار حاضر در مدینه بر اساس روا بودن انتخاب خلیفه‌ای از انصار، تشکیل داد و به دنبال این اندیشه اجتماع سقیفه مسجد بابا غدیر مشهد واقع شد.[۲۹]

موضع‌گیری صحابه و بزرگان قریش
علی(ع)، اهل‌بیت فرستاده به هم پا برخی از مهاجران و انصار با بیعت با ابوبکر مخالفت کردند که بنابر نقل‌های تاریخی بعضی از آن‎ها عبارتند از: عباس بن عبدالمطلب، ادب بن عباس، زبیر بن عوام، خالد بن سعید، مقداد بن عمرو، سلمان فارسی، ابوذر غفاری، عمار یاسر، براء بن عازب، ابی مسجد بابا قدرت مشهد بن کعب.[۳۰]

برخی از این اصحاب و یا این که بزرگان قریش، در مواقع گوناگون به صلاحیت نداشتن ابوبکر برای جانشینی رسول نیز اشاره کرده‎‌اند. برخی از این گفتگوها عبارتند از:

فضل و ادب بن عباس در سخنانی، قریش را به اغفال و پرده‌پوشی تبهکار و اهل‌بیت نبی و به‌ویژه علی(ع) را برای جانشینی سزاوارتر اظهار‌کرد.[۳۱]
سلمان فارسی در گفتگوهایش با مسلمان ها بیعت سقیفه را غلط و آن‌‎را حق اهل‌بیت نبی شمرده میباشد.[۳۲]
ابوذر غفاری روز اتفاق در مدینه عدم وجود و بعد از ورود به شهر از خلافت ابوبکر با خبر شد. بنابر منابع، او به‌طور منحصر به عبارتی بَدو اگاهی از اتفاق[۳۳] و نیز در قسم عثمان بن عفان، از حقانیت اهل‌بیت برای جانشینی نبی کلام گفته میباشد.[۳۴]
مقداد بن عمرو اخلاق و رفتار مسلمانها در تقلید از تصمیمات سقیفه را شگفت‌آور خوانده و به حقانیت امام علی(ع) تصریح نموده است.[۳۵]
قدمت بن خطاب در سال انتها معاش‌اش، در خطبه‎‌‌ای همگانی بیان کرد: «بیعت با ابوبکر لغزش و اشتباهی بود، که اجرا گرفت و سپری شد، بله، اینگونه بود، اما پروردگار عموم را از شرّ آن لغزش مراقبت فرمود، هرکس این چنین در گزینش خلیفه کار نمود او‌را بکشید.»[۳۶]
ابن‌قتیبه در الامامة و السیاسة:
بنی‌امیه در گرد عثمان بودند، بنی‌زهره بر گرد سعد و عبدالرحمن بن عوف. آن‌ها همه در مسجد والا گرد آمده بودند، وقتی که ابوبکر و ابوعبیده به طرف آن‌ها آمدند و عموم با ابوبکر بیعت کرده بودند، قدمت به آنانی که در مسجد گرد آمده بودند اعلام کرد: چه گردیده‌است که شما در تیم‌های دور از هم گرد آمده‌اید؟ برخیزید و با ابوبکر بیعت نمایید، اینجانب با وی بیعت کرده‌ام. بعد از سخنان قدمت، عثمان بن عفان و اشخاصی که از بنی‌امیه بودند با ابوبکر بیعت کردند. همینطور سعد و عبدالرحمن و آنانی که با این دو هم‌نظریه بودند.[۳۷]

ابوسفیان که بوسیله فرستاده برای کاری خارج از مدینه پیامبر گردیده بود بعد از ورود به مدینه و دانایی از وفات رسول و بیعت سقیفه درباره برخورد علی(ع) و عباس بن عبدالمطب سؤال کرد. با استحضار از منزل‌نشینی این دو نفر بیان کرد: «به پروردگار قسم، در حالتی‌که برای وی زنده بمانم، پایشان را بر فراز بلندی رسانم.» او اضافه کرد: «اینجانب گرد و غباری می بینم که جز بارش خون، چیزی آن را فرو ننشاند.»[۳۸] به نقل از منابع، ابوسفیان با ورود به مدینه اشعاری در دفاع از جانشینی علی(ع) و نیز در سرزنش ابوبکر و قدمت خوانده میباشد.[۳۹]
معاویة بن ابی‌سفیان در طومار‌ای به محمد بن ابی‌دیده نشده (در سال‌ها بعد از اتفاق سقیفه)، گفته میباشد: «... بابا تو و فاروقش قدمت، اولی عده ای بودند که حق علی(ع) را غصب کردند و با او مخالفت نمودند. این دو، دست حادثه به یکدیگر دادند؛ بعد علی(ع) را به بیعت خویش خواندند. زیرا علی(ع) جلوگیری کرد و استنکاف ورزید، تصمیم‌هایی ناروا گرفتند و درنگ‌هایی خطرناک درباره وی نمودند تا در فیض علی با آن ها بیعت کرد.[۴۰]
همینطور در هنگام بیعت به چنگ آوردن برای ابوبکر در مسجد، بنی‌امیه بر گرد عثمان انباشته شده بودند و بنی‌زهره از طوایف قریش هم بر تعیین عبدالرحمن بن عوف و یا این که سعد هم‌حیث بودند که با کوشش‌های قدمت حاضر به بیعت با ابوبکر شدند.[۴۱]

بازدید : 19
چهارشنبه 24 ارديبهشت 1404 زمان : 13:33


حسن‌ بن محبوب (۱۲۹ یا این که ۱۴۹ق-۲۲۴ق)، از اصحاب امام کاظم(ع)، امام رضا(ع) و امام جواد(ع). او یکی عناصر چهارگانه شیعه در فقه و حدیث و از اصحاب اجماع میباشد، که رجالیان و محدّثان بر وثاقتش رخداد‌حیث مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد دارا‌هستند.

اسم او در اوراق احادیث اکثری از کتاب ها اربعه شیعه چشم می‌گردد. وی از بیشتر اصحاب اجماع ماجرا نموده است و اکثری همانند احمد بن محمد برقی، عبدالعظیم حسنی و راحت بن زیاد آدمی از او داستان کرده‌اند. موضوعات احادیث وی بیشتر فقاهتی آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد میباشد.

المشیخه دارای اسم و رسم‌ترین تاثیر ابن دوستداشتنی میباشد که از دیرین‌ترین اثر ها در فقه و رجال در نزد شیعه محسوب میشود.

نسب
اصحاب اجماع
یاران امام باقر(ع)
۱ زُرارَة بن اَعین
۲ مَعروفِ بنِ خَرَّبوذ
۳ بُرَید بن معاویه
۴ ابوبصیر اَسَدی یا این که (ابوبصیر مرادی)
۵ فُضَیل بن یسار
۶ محمد بن مُسلِم
یاران امام درستگو(ع)
۱ جَرغبت بن دَرّاج
۲ عبدالله بن مُسکان
۳ عبدالله بن بُکَیر
۴ حَمّاد بن عثمان
۵ حماد بن عیسی جهنی
۶ اَبان بن عثمان
یاران امام کاظم(ع) و امام رضا(ع)
۱ یونس بن عبدالرحمن
۲ صَفوان بن یحیی
۳ اِبن اَبی عُمَیر
۴ عبدالله بن مُغَیرِه
۵ حسن بن دوست داستنی یا این که (حسن بن علی بن فَضّال، فَضالَة بن ایوب و عثمان بن عیسی)
۶ احمد بن ابی نصر بزنطی
نبو
قوم و قبیله او یک سری نسل مقیم کوفه و دارنده لینک و پیوند وَلاء (تعلق حمایتی) با قوم و قبیله بجیله کوفه بودند و به همین سبب ساز او‌را کوفی بَجَلی[۱] یا این که مولای بجیله[۲] نیز رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد خوانده‌اند.[۳]

جدّ سوم حسن، وَهْب، که اهل سِند و برده قانونی جریر بن عبدالله بجلی بود، از امام علی(ع) درخواست کرد او را از جریر بخرد. جریر که می‌مشاهده کرد با فروش وَهْب اورا تماما از دست میدهد، آزادش کرد تا به این ترتیب فی مابین خویش و قوم و قبیله‌اش بجیله با وهب و دودمانش، تعلق (ولای عتق) برقرار گردد. وهب نیز از آن پس به سرویس امیرمؤمنان شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد درآمد.

لقب و کنیه
لقب حسن بن دوست داستنی، ابوعلی[۴] و لقبش سَرّاد یا این که زَرّاد[۵] به معنای زره ساز[۶] میباشد که یادگار پیشه جدّ اعلایش، وهب، بوده میباشد.[۷]

به دنیا آمدن
به دنیاآمدن وی بنابر اینکه به هنگام وفات، ۷۵ یا این که ۹۵ ساله بوده باشد سال ۱۲۹ یا این که ۱۴۹ق بوده میباشد. به لحاظ میرسد با دقت به احادیث وی از عده ای همانند ابو حمزه ثمالی، در نوجوانی به یادگرفتن حدیث پرداخته میباشد. شاید تشویق پدرش، دوست داستنی، نیز در تعلّم حدیث مؤثر بوده، چنان که کشّی[۸] از راویان شیعه شنیده میباشد که دوستداشتنی بابت هر حدیثی که پسرش از علی بن رئاب می‌نوشت، یک درهم به وی مشوق می‌بخشید. سال‌ها آنگاه، وی و سه راوی گرانقدر دیگر عناصر چهارگانه شیعه در فقه و حدیث بودند.[۹]

فرزندان
دو پسر وی به اسم‌های محمد و هارون هر دو از اصحاب امام جواد(ع) بودند[۱۰] و از نوه وی جعفر بن محمد نیز بین راویان حدیث حافظه گردیده‌است.[۱۱]

وثاقت
تمامی رجالیان و محدّثان متقدم و متأخر در وثاقتش متفق‌اند[۱۲] اسم وی در طبقه اصحاب امام کاظم[۱۳]، اصحاب امام رضا[۱۴] و اصحاب امام جواد علیهم السلام[۱۵] آمده میباشد. اسم وی در شمار اصحاب اجماع نیز آمده میباشد.[۱۶]

کشّی[۱۷] او را یکی شش فقید از اصحاب امام کاظم و امام رضا علیهماالسلام می‌شمارد که به گفته وی، طایفه شیعه بر صدق احادیث و دانش و فقاهتشان و دو دسته شش نفری دیگر اجماع دارا هستند. اما بعضی به مکان حسن بن دوستداشتنی، حسن بن علی بن فضال و فَضالةبن ایوب اَزْدی یا این که عثمان بن عیسی رواسی را درین مجموعه مکان داده‌اند.[۱۸]

به نوشته مامقانی[۱۹] و بعضا از فقها، برای مثال شهید ثانی و متفحص سبزواری، بر آن بوده‌اند که او همچون محمد بن ابی عمیر جز از راویان ثقه، ارسال حدیث و حذف واسطه نمی‌نماید، و این بالاترین جايگاه پشت گرمی به راوی میباشد.[۲۰]

احادیث
اسم وی در نحوه قریب به سه هزار حدیث از کتاب ها اربعه شیعه چشم می شود.[۲۱] این احادیث، به ترتیب فراوانی، درباره عقائد، کردار، احکام عبادات، احکام معاملات و... دیگرند.[۲۲]

طبق رسیدگی آیت الله خویی،[۲۳] وی خلال تعدادی حدیث که بی‌واسطه از امام کاظم(ع) و امام رضا(ع) قصه کرده، از ۱۸۸ راوی حدیث شنیده میباشد که شصت بدن از آن ها از اصحاب امام راستگو علیه‌السلام بوده‌اند.[۲۴]

بیشترین احادیث وی، از علی بن رئاب، ابوایوب ابراهیم بن زیاد خزّاز و عبدالله بن سنان (هر سه از اصحاب امام درست گو (ع)) و هشام بن تندرست و علاء بن رزین (از اصحاب امام راست گو(ع) و امام کاظم(ع)) بوده میباشد.[۲۵]

او همینطور از هشت بدن از اصحاب اجماع داستان نموده است.[۲۶]

بازدید : 12
سه شنبه 23 ارديبهشت 1404 زمان : 10:18


تعبیر به رأی
نوشته‌ی‌علمیٔ مهم: تعبیر به رأی
دعوا بر راز تعبیروتفسیر به رأی از آنجا شروع میگردد که در صورتی‌که مفسری برای شعور آیه، مستندی از احادیث معصومان یا این که اقوال صحابه و تابعین یا این که رأی اجماعی مفسران قبل را در چنگ نداشته باشد، آیا مجاز میباشد به رأی و اجتهاد خویش مسجد غدیر بلوار معلم مشهد روی آورد.

پژوهشگران از دیرباز نسبت به تعبیر و تفسیر به رأی و در جواب به اینکه آیا هر که قادر است قرآن را تعبیر نماید، دو موضع متعارض اتخاذ کرده‌اند. گروهی دراین مورد طاقت فرسا گرفته، تعبیر و تفسیر قرآن را با اجتهاد صرف روا ندانسته هیچ کس، حتی دانشمندترین اشخاص، را مجاز به تعبیر قرآن نمی‌دانند، مگر آنکه قسم خویش را مستند به روایتی از فرستاده، صحابه یا این که تابعین مسجد غدیر فلاحی مشهد نماید.

[۱۴۰]این تیم برای تأیید عقیده خویش ضمن استناد به احادیث شماتت کننده تعبیر به رأی، دلایل دیگری بیان کرده‌اند؛ مثلا اینکه تعبیروتفسیر به رأی نسبت دادن چیزی به معبود سوای دانش میباشد و این دستور در قرآن حرام شمرده گردیده است.[۱۴۱] دیگر اینکه برخی از صحابه و تابعین از تعبیر خودداری داشته، در‌این فرمان بسیار طاقت فرسا مسجد بابا غدیر مشهد می‌گرفتند.[۱۴۲]

در مقابل، گروهی قرار دارا هستند که تعبیر و تفسیر اجتهادی قرآن را با فرض شروطی برای مفسر روا دانسته‌اند. اینان نیز در تأیید بینش خویش دلیل‌ای آورده‌اند، نظیر این که آیه‌ها زیادی از قرآن، مسلمانها را به تدبر در قرآن تشویق نموده است،[۱۴۳] که‌این خویش علامت دهنده تایید صلاحیت دخالت عقل و اجتهاد در ادراک قرآن میباشد. بعلاوه، اختلاف صحابه در تعبیر نشانه‌ها قرآن حاکی از استفاده عنصر استنباط از سوی آنها در تعبیر مسجد بابا قدرت مشهد میباشد.[۱۴۴]

مفسران شیعه
نقش مفسران شیعه در جریان کتابت کتاب‌های تفسیری چشمگیر میباشد. ابن عباس (م ۶۸ق) طلبه حضرت علی(ع) و دیگر صحابه زیرا ابن مسعود (م ۳۲ق)، جابر بن عبدالله انصاری (م ۷۴ق)، ابی بن کعب (م ۲۰ق)، میثم تمار (م ۶۰ق) از مفسرانی می باشند که در روشنگری مفاهیم و کلمه و واژه‌های قرآن و یا این که کتابت کتابی در تعبیروتفسیر نقش بسزایی داشتند.[۱۴۵]

در زمان‌های سپس این کارایی ادامه مییابد و در بعدازظهر تابعین، مفسران شیعی اکثری به ارائه و تألیف تعبیروتفسیر پرداخته‌اند. تفسیرنگاری در‌این زمان با تعبیر و تفسیر سعید بن جبیر (م ۹۴ق) استارت شد. به گفتۀ قتاده (م ۱۱۸ق): سعید از همۀ تابعین به تعبیر داناتر بود.[۱۴۶] بعداز او، مجاهد بن جبر (درگذشته ۱۰۳ق) دانش آموز ابن عباس میباشد. وی از ابن عباس قصه می‌نماید. ادب بن خجسته می گوید: از مجاهد شنیدم که می‌خاطرنشان کرد قرآن را سه توشه بر ابن عباس عرضه کردم و در هر توشه آیه به آیه می‌خواندم و از وی دربارۀ کیفیت نزول و کیفیت تعبیر و تفسیر آن می‌پرسیدم.[۱۴۷] سازه بر این، مجاهد فراگیر ابن عباس، و ابن عباس دانش آموز حضرت علی(ع) میباشد. اهل سنت اکثر وقت هاِ احادیث و اثرها تفسیری خویش را از مجاهد نقل می‌نمایند. از سایر شاگردان ابن عباس و متأثر از فراگیری‌های او در تعبیر، ابوصالح معیار بصری (م بعداز ۱۰۰ق) میباشد. همینطور ابوعبدالله یمانی طاووس بن کیسان (م ۱۰۶ق) میباشد که از اصحاب امام زین العابدین(ع) میباشد و تعبیر را از ابن عباس نقل می‌نماید. عطیة بن سعید العوفی (م ۱۱۱ یا این که ۱۱۴ق) از اصحاب امام باقر(ع) از همین گروه از تابعین میباشد که تفسیری در ۵ جلد تحت عنوان تعبیر و تفسیر عطیه عوفی تألیف کرد. دیگر تابعین، یحیی بن یعمر (م ۱۲۹ق) فراگیر ابوالاسود دوئلی (فراگیر حضرت علی (ع) و یک کدام از یاران مجاورت وی)، محمد بن سائب (م ۱۴۶ق) از اصحاب امام باقر(ع) و امام راستگو(ع)، جابر بن یزید جعفی (م ۱۲۸ق) از اصحاب امام باقر و اسماعیل بن عبدالرحمان کوفی ابو محمد قرشی دارای شهرت به «‌سدی پهناور‌» (م ۱۲۷ق) از اصحاب امام زین العابدین و امام باقر و امام جعفر درستگو علیهم السلام میباشد.[۱۴۸]

در دورۀ تابع تابعین این مسأله بیشتر توسعه و گسترش می یابد و مفسران بخش اعظمی از شیعه اقدام به تألیف و تدوین کتاب‌های تفسیری می‌کنند.

بازدید : 15
دوشنبه 22 ارديبهشت 1404 زمان : 10:19


انکار شفاعت در قیامت
برخی با استناد به آیه «یَوْمٌ لَا بَیْعٌ فِیهِ وَ لَا خُلَّةٌ وَ لَا شَفَاعَةٌ...؛[۸۰] روزی که در آن، خیر خریدوفروشی می باشد و خیر دوستی سودی دارااست و خیر شفاعتی مشمول حالتان می گردد...»[۸۱] و بعضا دیگر از نشانه‌ها قرآن،[۸۲] شفاعت را صرفا منحصر به فرد در فقید عالم دانسته و آن را در قیامت انکار کرده‌اند.[۸۳] اما به گفته آیت‌الله سبحانی این آیه، مطلق شفاعت در قیامت را انکار نمی‌نماید؛ بلکه با اعتنا به گزاره «لا خُلة»، صرفا شفاعت فسخ را رد مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد می‌نماید.

[۸۴] در شفاعت فسخ، درخواست‌کننده شفاعت، سوای آنکه به وظایف و انجام فقاهتی خویش شغل کرده‌با‌شد، به صرف دوستی و نسبتش با شفاعت‌کننده، مانند آنچه در جهان واقعه میفتد، از وی طلب شفاعت می‌نماید.[۸۵] بعضا مفسران نیز بر این نظرند که‌این آیه مطلق شفاعت در قیامت را انکار نکرده؛ بلکه شفاعت برای غیرمؤمنان را رد می‌نماید.[۸۶] در بعضا منابع روایی شیعه و اهل‌سنت نیز روایاتی اورده شده که شفاعتِ شفاعت‌کنندگان را در قیامت ذکر آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد نموده است.[۸۷]

کتاب‌شناسی
بعضی از اثراتی که درباره شفاعت به فن تحریر درآمده عبارتند از:

الشفاعة فی الکتاب و السنة: نوشته جعفر سبحانی. این کتاب دربرگیرنده هشت فصل میباشد. فصل نخستین درباره طریقه عالمان مسلمان درباره شفاعت میباشد. فصل دوم به سوژه شفاعت در قرآن و فصل سوم به تمجید شفاعت و اقسام آن تخصیص یافته میباشد. فصل چهارم درباره توجیهات شفاعت و فصل پنجم درباره اثر ها آن میباشد. فصل ششم کتاب درباره طلب شفاعت از عده ای میباشد که خدا به آن ها اجازه داده و فصل هفتم مرتبط با ذکر مسائلی درباره طلب شفاعت میباشد. مولف در واپسین فصل کتاب نیز احادیثی در منابع روایی شیعه و اهل سنت که درباره شفاعت اورده شده، رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد توده نموده است.[۸۸]
الشفاعة: نوشته سیدکمال حیدری. این کتاب مشمول یک پیشگفتار و شش فصل میباشد. فصل اولیه درباره تمجید لغوی و اصطلاحی شفاعت و اقسام آن میباشد. فصل دوم مرتبط با اثر ها شفاعت میباشد و فصل سوم به رسیدگی اشکالات و تردید ها حول موضوع شفاعت تخصیص دارااست. فصل چهارم مشاجره درباره وضعیت شفاعت‌شوندگان و فصل پنجم درباره شفاعت‌کنندگان میباشد. فصل ششم کتاب نیز تحقیق مجوز طلب شفاعت از شفاعت‌کنندگان شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد میباشد.[۸۹]
الشفاعة العظمی فی یوم القیامة: تألیف فخر رازی. وی درین کتاب بعداز تعریف و تمجید شفاعت و ذکر محدوده آن به نظارت و عیب گیری بینش خوارج و معتزله درباره شفاعت و همینطور نگرش اهل کتاب در مسئله شفاعت پرداخته میباشد.[۹۰]
إثبات الشفاعة: نوشته شمس‌الدین ذهبی، مویّفیس و رجالی اهل سنت در قرن هشتم هجری. تالیف کننده در‌این تاثیر به عده‌آوری بعضا روایاتی که از صحابه در مسئله شفاعت آورده شده، پرداخته میباشد.[۹۱]
جستارهای متعلق
توسل
پانویس
علامه حلی، کشف المراد، ۱۴۱۳ق، ص۴۱۶؛ جرجانی، گستردن المواقف، ۱۳۲۵ق، ج۸، ص۳۱۲.
علامه مجلسی، حق الیقین، انتشارات اسلامیة، ج۲، ص۴۴۵.
ابن‌تیمیه، آحاد الفتاوی، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۳۱۳-۳۱۴.
روضه خوان صدوق، الامالی، ۱۴۱۷ق، ص۳۷۰.
برای مثال نگاه فرمائید به علامه مجلسی، بحار الانوار، ۱۹۸۳م، ج۸، ص۲۹.
برای مثال نگاه فرمائید به سید مرتضی، تفصیل جمل العلم و العمل، ۱۴۱۹ق، ص۱۵۷؛ علامه مجلسی، بحار الانوار، ۱۹۸۳م، ج۸، ص۲۹؛ فخر رازی، التفسیر الکبیر، ۱۴۲۰ق، ج۳، ص۴۹۶.
برای مثال نگاه فرمائید به حاکم عبدالجبار، تفصیل الاصول الخمسة، ۱۴۲۲ق، ص۴۶۳.
مکارم شیرازی، تعبیر مثال، دار الکتب الاسلامیة، ج۱، ص۲۷۳.
برای مثال نگاه فرمایید به کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۸، ص۱۰۱؛ روضه خوان صدوق، اینجانب لایحضره الفقیه، ۱۴۱۳ق، ج۳، ص۵۷۴.
برای مثال نگاه نمائید به بخاری، درست البخاری، ۱۴۲۲ق، ج۹، ص۱۳۹؛ نسائی، سنن النسائی، ۱۴۰۶ق، ج۲، ص۲۲۹.
فنی اصل، «شفاعت از طریقه صدالمتألهین»، ص۱۱۰.
فخر رازی، الشفاعة العظمی فی یوم القیامة، ۱۹۸۸م، ص۷-۱۰.
سید مرتضی، رسائل الشریف الرضی، ۱۴۰۵ق، ج۱، ص۱۵۰؛ روضه خوان طوسی، التبیان، دار إحیاء التراث العربی، ج۱، ص۲۱۳.
مطهری، گروه اثرها، ۱۳۸۹ش، ج۱، ص۲۵۴.
مکارم شیرازی، تعبیر و تفسیر مثال، دار الکتب الاسلامیة، ج۱، ص۲۷۱-۲۷۲.
خمینی، گستردن چهل حدیث، ۱۳۸۰ش، ص۱۵۰؛ مطهری، عدل الهی، ۱۳۹۱ش، ص۲۲۶-۲۳۰؛ سبحانی، الشفاعة فی الکتاب و السنة، قم، ص۲۹-۳۰.
مطهری، عدل الهی، ۱۳۹۱ش، ص۲۲۶-۲۳۰؛ سبحانی، الشفاعة فی الکتاب و السنة، قم، ص۲۹-۳۰.
سبحانی، استفتائات، ۱۳۸۹ش، ج۲، ص۱۵.
علامه مجلسی، بحار الانوار، ۱۹۸۳م، ج۱۰۲، ص۲۴۷-۲۴۹.
مطهری، عدل الهی، ۱۳۹۱ش، ص۲۳۵.
برای مثال نگاه نمایید به روحانی موءثر، اوائل المقالات، ۱۴۱۳ق، ص۷۹؛ سید مرتضی، تفصیل جمل العلم و العمل، ۱۴۱۹ق، ص۱۵۶؛ جرجانی، تفصیل المواقف، ۱۳۲۵ق، ج۸، ص۳۱۲.
سوره اسراء، آیه ۷۹.
برای مثال نگاه نمایید به طبرسی، مجمع البیان، ۱۴۱۵ق، ج۶، ص۲۸۴؛ طبری، جامع البیان، ۱۴۱۲ق، ج۱۵، ص۹۷؛ فخر رازی، التفسیر الکبیر، ۱۴۲۰ق، ج۲۱، ص۳۸۷.
روضه خوان موثر، اوائل المقالات، ۱۴۱۳ق، ص۷۹-۸۰.
برای مثال نگاه فرمایید به روضه خوان اثر گذار، اوائل المقالات، ۱۴۱۳ق، ص۷۹-۸۰؛ علامه مجلسی، بحار الانوار، ۱۹۸۳م، ج۸، ص۴۱-۴۲.
سوره مریم، آیه ۸۷.
روضه خوان طوسی، التبیان، ج۷، ص۱۵۰.
برای مثال نگاه نمائید به روحانی طوسی، التبیان، ج۷، ص۱۵۰؛ طبرسی، مجمع البیان، ۱۴۱۵ق، ج۶، ص۴۵۲؛ طباطبایی، المیزان، انتشارات اسماعیلیان، ج۱۴، ص۱۱۱.
طبرسی، مجمع البیان، ۱۴۱۵ق، ج۶، ص۴۵۲؛ طباطبایی، المیزان، انتشارات اسماعیلیان، ج۱۴، ص۱۱۱.
روضه خوان طوسی، التبیان، ج۷، ص۱۵۰.
فخر رازی، التفسیر الکبیر، ۱۴۲۰ق، ج۳، ص۴۹۹.
قمی، تعبیر و تفسیر قمی، ۱۴۰۴ق، ج۲، ص۵۷.
برای مثال نگاه فرمائید به حویزی، فروغ الثقلین، ۱۴۱۵ق، ج۳، ص۳۶۱.
برای مثال نگاه فرمائید به طبرسی، مجمع البیان، ۱۴۱۳ق، ج۹، ص۲۹۶؛ طباطبایی، المیزان، انتشارات اسماعیلیان، ج۱۹، ص۴۰؛ فخر رازی، التفسیر الکبیر، ۱۴۲۰ق، ج۲۸، ص۲۵۶.
نهج البلاغه، تصحیح صبحی پارسا، خطبه ۱۷۶، ص۲۵۲.
روحانی صدوق، الخصال، ۱۳۶۲ش، ج۱، ص۱۵۶؛ احمد بن حنبل، مسند احمد، ۱۴۲۱ق، ج۳۴، ص۹۰.
کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۸، ص۱۰۱.
حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۱۶ق، ج۶، ص۱۶۹؛ ترمذی، سنن الترمذی، ۱۳۹۵ق، ج۵، ص۱۷۱.
برای مثال نگاه فرمایید به کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۸، ص۱۰۱.
برای مثال نگاه فرمائید به نهج البلاغه، تصحیح صبحی باتقوا، حکمت ۳۷۱، ص۵۴۰.
بهبهانی، شفاعت، ۱۳۹۲ش، ص۳۳.
برای مثال نگاه نمایید به طباطبایی، المیزان، انتشارات اسماعیلیان، ج۱۴، ص۲۷۷.
برای مثال نگاه فرمائید به علامه مجلسی، بحار الانوار، ۱۹۸۳م، ج۸، ص۳۴.
برای مثال نگاه نمایید به روحانی صدوق، الاعتقادات، ۱۴۱۴ق، ص۶۶.
برای مثال نگاه فرمائید به روحانی صدوق، اینجانب لایحضره الفقیه، ۱۴۱۳ق، ج۳، ص۵۷۴.
برای مثال نگاه نمائید به روحانی صدوق، اینجانب لایحضره الفقیه، ۱۴۱۳ق، ج۳، ص۵۷۴؛ روضه خوان صدوق، الاعتقادات، ۱۴۱۴ق، ص۶۶.
سید مرتضی، گستردن جمل العلم و العمل، ۱۴۱۹ق، ص۱۵۷؛ فخر رازی، التفسیر الکبیر، ۱۴۲۰ق، ج۳، ص۴۹۶–۴۹۷.
برای مثال نگاه نمائید به حکم دهنده عبدالجبار، گستردن الاصول الخمسة، ۱۴۲۲ق، ص۴۶۳؛ سید مرتضی، تفصیل جمل العلم و العمل، ۱۴۱۹ق، ص۱۵۶؛ سبحانی، بحوث فی الملل و النحل، ج۳، ص۲۰۶.
برای مثال نگاه فرمایید به حکم کننده عبدالجبار، گستردن الاصول الخمسة، ۱۴۲۲ق، ص۴۶۴؛ جرجانی، گستردن المواقف، ۱۳۲۵ق، ج۸، ص۳۱۳.
فخر رازی، التفسیر الکبیر، ۱۴۲۰ق، ج۳، ص۴۹۶.
برای مثال نگاه فرمایید به ابن‌ماجه، سنن ابن‌ماجه، دار إحیاء الکتب العربیة، ج۲، ص۱۴۴۰.
برای مثال نگاه فرمائید به روضه خوان صدوق، الخصال، ۱۳۶۲ش، ج۲، ص۳۵۵.
روضه خوان صدوق، الاعتقادات، ۱۴۱۴ق، ص۶۶؛ فخر رازی، التفسیر الکبیر، ۱۴۲۰ق، ج۳، ص۴۹۶.
کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۶، ص۴۰۰.
برقی، المحاسن، ۱۳۷۱ق، ج۱، ص۱۸۶؛ علامه مجلسی، بحار الانوار، ۱۹۸۳م، ج۲۵، ص۲۶۸–۲۶۹.

تعداد صفحات : 56

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 561
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه