صورتگیری مذهبها گوناگون شرعی
بعد از درگذشت نبی اسلام(ص)، شیعهها که به جانشینی امام علی(ع) اطمینان داشتند، مسائل فقاهتی را با او فی مابین میگذاشتند، ولی سایر افراد برای حل مسائل شرعی خویش به اصحاب فرستاده برگشت میکردند[۱۳] و هرمورد از صحابه مبتنی بر آنچه از فرستاده(ص) شنیده بود و یا این که استنباطی که از گفتار او داشت، به مسائل جواب میاعطا مسجد غدیر بلوار معلم مشهد کرد.[۱۴]
اختلافات فقاهتی صحابه در عصر تابعان بیشتر شد. با بدور شدن از زمان رسول اسلام، اختلاف در نقل سنت نبوی، مورد حجیت آراء صحابه تحت عنوان منبعی قابل متکی بودن و در غایت اختلاف درباره حجیت اجتهاد و محدوده آن، باعث صورتگیری مذهبها متعدد شرعی میان اهل سنت مسجد غدیر فلاحی مشهد شد.[۱۵]
در نقطه نهایی سده در آغاز هجری تامل رایجی وجود داشت که معتقد بود واقعه لحاظ و موافقت فقیهان مناسب وجود ندارد و عموم را در تنگنا قرار می دهد و از همین رو بر این اطمینان بودند که اختلاف فی مابین فقیهان، سبب ساز به سیرتکاملای آزادی برای مکلفان می شود.[۱۶] در همین راستا هنگامی از قدمت بن عبدالعزیز درخواست شد تا عموم را وادار به تاسی از مذهب واحدی نماید، از این فعالیت امتناع مسجد بابا غدیر مشهد کرد.[۱۶]
ثبت مذهبها چهارگانه
از نصفه دوم قرن چهارم هجری قمری به بعد از آن، فقیهان میل به پیروی از فقیهان قبل خویش داشتند؛ به نحوی که هر دانشمندی در ادامه یکیاز مجتهدان قبل گردیده و به گستردن و تعبیر آرای وی میپرداخت.[۱۷] وجود فرقههای گوناگون و تعصب هوا داران آنان اختلافات بخش اعظمی را در جامعه اسلامی به وجود آورد؛ به حدی که بعضی فقیهان، تزویج با رهروان فرقههای دیگر را مجاز نمی دانستند و برخی دیگر اقتدا به امام جماعتی که از فرقه دیگر باشد را روا مسجد بابا قدرت مشهد نمیشمردند.[۱۸]
در غایت حاکمان مسلمان بهاین سود رسید که مذهب ها فقاهتی را محصور نمایند؛ در سال ۶۳۳ [۱۹] یا این که ۶۶۳[۲۰] یا این که ۶۶۵ هجری قمری[۱] حاکمی با اسم بَیبَرس بُندُقداری که بر بخش اعظمی از بخشها اسلامی به عنوان مثال مصر و شام حکومت می کرد،[۲۱] چهار حکم دهنده قانونی از چهار مذهب حنفی، مالکی، شافعی و حنبلی در قاهره منصوب کرد و بقیه مذهبها را نامعتبر بیان کرد.[۲۲] وی همینطور محدودیتهای اکثری برای رهروان مذهب ها دیگر به وجود آورد.[۲۰] این تصمیم بعداز مدتی در بخش ها دیگر نیز انجام شد.[۲۱]
در سود مذهبها چهارگانه حنفی، مالکی، شافعی و حنبلی که رهروان متعددی نیز داشتند، به طور قانونی گزینه مدد حکومتها قرار گرفتند[۲۳] و با سپری شد فرصت در جامعه اهل سنت ثبت شدند.[۲۴][یادداشت ۱] مطهری(۱۳۵۸ش) نیز براین اعتقاد و باور میباشد که تا قرن هفتم هجری قمری حقّ اجتهاد دربین اهل سنت محفوظ و بابِ آن مفتوح بود. دراین قرن به علل خاصّ تاریخی با یک شورا و اجماع ساختگی این حق از علما سلب شوید و علما ناچار شدند که برای مدام از نظر ها علمای قرن دوم و سوم هجری پیروی نمایند، و از اینجا زمینه حصر مذهبها شرعی به مذهب ها چهارگانه پر اسم و رسم بوجود آمد. [۲۵]
فرقههای نابود گردیده
ضمن فرقههای ثبت گردیده، فرقههای دیگری نیز وجود داشتند که با سپری شد مجال و به جهت محدودیتهایی که حکومتها برای آنها به وجود آورد از در بین رفتند. بعضا از فقیهانی که پیروانی در بخش ها گوناگون داشتند عبارتند از: اوزاعی (۸۸-۱۵۷هجری قمری) که مدرسه فقاهتیاش در شام دوست داران بخش اعظمی داشت،[۲۶] سفیان بن سعید ثوری پر اسم و رسم به سفیان ثوری (۹۷- ۱۶۱هجری قمری) از سران مدرسه فقه بر مبنا حدیث که پیروانش در اکثری بخشها پخش گردیده بودند،[۲۷] و داوود ظاهری (۲۰۱-۲۷۱هجری قمری) که با قیاس و رأی مخالف بود و بیشتر به ظاهر حدیث حیث داشت.[۲۸] مذهب داوودیه هواداران بخش اعظمی داشت؛ به سیرتکاملای که مولفای در قرن چهارم هجری مذهب داوودیه را چهارمین مذهب مهم اهل سنت میدانست.[۲۹]
محمد بن جریر بن یزید طبری (۲۲۴-۳۱۰ق) از سایر فقیهانی بود که مذهبش با سپری شد فرصت هلاک شد.[۳۰] سعید بن مسیب و سلامت بن عبدالله بن قدمت در مدینه، عطاء بن أبىرباح در مکه، طاووس بن كیسان در یمن،[۳۱] و حسن بصری در بصره از سایر فقیهانی بودند که مذهبشان نابودشد.[۳۲]
بعضی پژوهشگران معتقدند از میان رفتن این مذهبها علامت از ضعف آن ها در مقابل چهار مذهب قانونی وجود ندارد، بلکه حذف آن ها ناشی از امان نشدن به وسیله حکومت و طرد آنها از سوی حاکمان بوده میباشد.[۲۱]
کارداران انحصار در مذهبها چهارگانه
مورخان و دانشمندان عواملی را در ثبت مذهبها چهارگانه دینی بین اهل سنت برشمردهاند:
حکومت
حاکمان اسلامی در اشاعه و آنگاه ثبت مذهب ها فقاهتی نقش عمدهای داشتهاند؛ هارون الرشید فردی به اسم ابویوسف را که در ادامه مذهب حنفی بود حکم کننده قرار بخشید و قضات دیگر نیز صرفا در شکل حنفی بودن تأیید میشدند. این عمل نقش مهمی در اشاعه مذهب حنفی داشت.[۳۳] در اندلس و مغرب نیز مذهب مالکی مقبول حکومت قرار گرفت.[۳۴] عبدالسلام بن سعید (درگذشت:۲۴۰ق)که در آفریقا حکم کننده بود، نقش فعالی در توسعه مذهب مالکی داشت.[۳۵] در شام نیز در یک عصر، مذهب شافعی رسمیت یافت.[۳۴]
ثبت و رسمیت یافتن مذهبها چهارگانه به وسیله حاکمان مسلمان، آغاز در مصر شروع شد[۳۶] و بعد در بخش ها دیگر صورت اعطا کرد.[۲۱] حاکمان همینطور در اشاعه این مذهبها همت کردند و مدارسی مختص این مذهبها قرار دادند. در همین حالا فرقههای دیگر با محدودیتهای کلانای مواجه شدند؛ برای مثال شهید شدن رهروان مذهبها دیگر در دادگاهها دارای اعتبار خلا، و همینطور فقط عده ای برای سخنرانی، امامت جماعت، درس دادن علم ها شرعی و... مجاز دانسته میشدند که درپی فرقههای چهارگانه باشند.[۱]
شاگردان، مبلغان و موردها دیگر
یکیاز علل رغبت عموم و حاکمان به مذهبها چهارگانه اهل سنت را توفیق پیشوایان این مذهب ها در تربیت شاگردان پر رنگ و ممتاز در جامعه دانستند به دلیل آنکه شاگردان، مذهبها فقاهتی استادان خویش را رواج کرده و در جامعه تحت عنوان احکام و قوانین اسلامی ثبت کردند و فقیهان آینده نیز به تقلید از این مذهبها رویکرد یافتند[۳۷] تا جایی که به تایید صلاحیت تبعیت از مذهبها چهارگانه و عدم تایید صلاحیت تاسی از مذهبها دیگر حکم کردند.[۳۸] همینطور وجود هوا داران بسیار و تعصبات آن ها، از دست اندرکاران اصلی ثبت مذهبها چهارگانه دانسته گردیده است.[۳۹] اعتنا ویژه به تایپ کردن و کِتابت آراء و نظرها، عامل دیگری برای ثبت مذهبها چهارگانه اورده شده میباشد. بر همین اصل برخی معتقدند کتابت نظرها شرعی موجب محافظت مذهبها گردیده و حاکمان موجب پیشرفت مذهب ها گردیدهاند.[۴۰]
اهل سنت و قضیه اجتهاد
بعداز ثبت مذهبها چهارگانه بین مردم اهل سنت، اجتهاد در بین آنها توقیف شد.[۳۹] آنها معتقدند فقط بایستی از مذهب ها چهارگانه تاسی کرد[۴۱] و دانش به شریعت فرستاده(ص) صرفا از روش مذهبها چهارگانه ممکن میباشد.[۴۱] با این هم اکنون این اعتقاد و باور به وسیله برخی اشخاص[یادداشت ۲] و مجموعهها آیتم مناقشه واقع شدهاست.[۴۲][یادداشت ۳]روضه خوان محمود شلتوت از اساتید و رؤسای دانش گاه الازهر در مصر یکی افرادی میباشد که انحصار تاسی از مذهب ها اربعه را غلط دانسته و علاوه بر روا فهمیدن تاسی از مذهب جعفری که به عبارتی شیعه امامیه میباشد، تبعیت از هر مکتبی را که بطور درست اورده شده و احکام آن در کتاب ها منحصربهفرد به خویش مدون گشته حق هر مسلمانی دانسته و صریحاً اعلان کرد که هرکسی تقلید کننده یکی این مذهبها چهارگانه باشد قادر است به مذهب دیگری ( هر مکتبی که باشد ) منتقل گردد.[۴۳]
فقه سلفی
ابن تیمیه از فقیهان قرن هشتم هجری قمری و از مبلغان اساسی سلفیگری بر گشوده بودن باب اجتهاد تاکید میورزید.[۴۴] احمد پاکتچی، متفحص علم ها قرآن و حدیث، این نظر را دارد ابن تیمیه را می بایست فقیهی در چارچوب مذهب حنبلی انگاشت که در بخشی از مسائل از موضعها پر اسم و رسم فقه حنبلی عدول نموده است.[۴۴] محمد بن عبدالوهاب، از فقیهان قرن سیزده هجری قمری و به تبعیت از وی مُفتیانِ وهابی معتقدند که بایستی مانند سَلَف به کتاب و سنت مراجعه کرد و با دقت به آیه ها و احادیث اجتهاد نمود.[۴۵]
صورتگیری مذهبها گوناگون شرعی
بعد از درگذشت نبی اسلام(ص)، شیعهها که به جانشینی امام علی(ع) اطمینان داشتند، مسائل فقاهتی را با او فی مابین میگذاشتند، ولی سایر افراد برای حل مسائل شرعی خویش به اصحاب فرستاده برگشت میکردند[۱۳] و هرمورد از صحابه مبتنی بر آنچه از فرستاده(ص) شنیده بود و یا این که استنباطی که از گفتار او داشت، به مسائل جواب میاعطا مسجد غدیر بلوار معلم مشهد کرد.[۱۴]
اختلافات فقاهتی صحابه در عصر تابعان بیشتر شد. با بدور شدن از زمان رسول اسلام، اختلاف در نقل سنت نبوی، مورد حجیت آراء صحابه تحت عنوان منبعی قابل متکی بودن و در غایت اختلاف درباره حجیت اجتهاد و محدوده آن، باعث صورتگیری مذهبها متعدد شرعی میان اهل سنت مسجد غدیر فلاحی مشهد شد.[۱۵]
در نقطه نهایی سده در آغاز هجری تامل رایجی وجود داشت که معتقد بود واقعه لحاظ و موافقت فقیهان مناسب وجود ندارد و عموم را در تنگنا قرار می دهد و از همین رو بر این اطمینان بودند که اختلاف فی مابین فقیهان، سبب ساز به سیرتکاملای آزادی برای مکلفان می شود.[۱۶] در همین راستا هنگامی از قدمت بن عبدالعزیز درخواست شد تا عموم را وادار به تاسی از مذهب واحدی نماید، از این فعالیت امتناع مسجد بابا غدیر مشهد کرد.[۱۶]
ثبت مذهبها چهارگانه
از نصفه دوم قرن چهارم هجری قمری به بعد از آن، فقیهان میل به پیروی از فقیهان قبل خویش داشتند؛ به نحوی که هر دانشمندی در ادامه یکیاز مجتهدان قبل گردیده و به گستردن و تعبیر آرای وی میپرداخت.[۱۷] وجود فرقههای گوناگون و تعصب هوا داران آنان اختلافات بخش اعظمی را در جامعه اسلامی به وجود آورد؛ به حدی که بعضی فقیهان، تزویج با رهروان فرقههای دیگر را مجاز نمی دانستند و برخی دیگر اقتدا به امام جماعتی که از فرقه دیگر باشد را روا مسجد بابا قدرت مشهد نمیشمردند.[۱۸]
در غایت حاکمان مسلمان بهاین سود رسید که مذهب ها فقاهتی را محصور نمایند؛ در سال ۶۳۳ [۱۹] یا این که ۶۶۳[۲۰] یا این که ۶۶۵ هجری قمری[۱] حاکمی با اسم بَیبَرس بُندُقداری که بر بخش اعظمی از بخشها اسلامی به عنوان مثال مصر و شام حکومت می کرد،[۲۱] چهار حکم دهنده قانونی از چهار مذهب حنفی، مالکی، شافعی و حنبلی در قاهره منصوب کرد و بقیه مذهبها را نامعتبر بیان کرد.[۲۲] وی همینطور محدودیتهای اکثری برای رهروان مذهب ها دیگر به وجود آورد.[۲۰] این تصمیم بعداز مدتی در بخش ها دیگر نیز انجام شد.[۲۱]
در سود مذهبها چهارگانه حنفی، مالکی، شافعی و حنبلی که رهروان متعددی نیز داشتند، به طور قانونی گزینه مدد حکومتها قرار گرفتند[۲۳] و با سپری شد فرصت در جامعه اهل سنت ثبت شدند.[۲۴][یادداشت ۱] مطهری(۱۳۵۸ش) نیز براین اعتقاد و باور میباشد که تا قرن هفتم هجری قمری حقّ اجتهاد دربین اهل سنت محفوظ و بابِ آن مفتوح بود. دراین قرن به علل خاصّ تاریخی با یک شورا و اجماع ساختگی این حق از علما سلب شوید و علما ناچار شدند که برای مدام از نظر ها علمای قرن دوم و سوم هجری پیروی نمایند، و از اینجا زمینه حصر مذهبها شرعی به مذهب ها چهارگانه پر اسم و رسم بوجود آمد. [۲۵]
فرقههای نابود گردیده
ضمن فرقههای ثبت گردیده، فرقههای دیگری نیز وجود داشتند که با سپری شد مجال و به جهت محدودیتهایی که حکومتها برای آنها به وجود آورد از در بین رفتند. بعضا از فقیهانی که پیروانی در بخش ها گوناگون داشتند عبارتند از: اوزاعی (۸۸-۱۵۷هجری قمری) که مدرسه فقاهتیاش در شام دوست داران بخش اعظمی داشت،[۲۶] سفیان بن سعید ثوری پر اسم و رسم به سفیان ثوری (۹۷- ۱۶۱هجری قمری) از سران مدرسه فقه بر مبنا حدیث که پیروانش در اکثری بخشها پخش گردیده بودند،[۲۷] و داوود ظاهری (۲۰۱-۲۷۱هجری قمری) که با قیاس و رأی مخالف بود و بیشتر به ظاهر حدیث حیث داشت.[۲۸] مذهب داوودیه هواداران بخش اعظمی داشت؛ به سیرتکاملای که مولفای در قرن چهارم هجری مذهب داوودیه را چهارمین مذهب مهم اهل سنت میدانست.[۲۹]
محمد بن جریر بن یزید طبری (۲۲۴-۳۱۰ق) از سایر فقیهانی بود که مذهبش با سپری شد فرصت هلاک شد.[۳۰] سعید بن مسیب و سلامت بن عبدالله بن قدمت در مدینه، عطاء بن أبىرباح در مکه، طاووس بن كیسان در یمن،[۳۱] و حسن بصری در بصره از سایر فقیهانی بودند که مذهبشان نابودشد.[۳۲]
بعضی پژوهشگران معتقدند از میان رفتن این مذهبها علامت از ضعف آن ها در مقابل چهار مذهب قانونی وجود ندارد، بلکه حذف آن ها ناشی از امان نشدن به وسیله حکومت و طرد آنها از سوی حاکمان بوده میباشد.[۲۱]
کارداران انحصار در مذهبها چهارگانه
مورخان و دانشمندان عواملی را در ثبت مذهبها چهارگانه دینی بین اهل سنت برشمردهاند:
حکومت
حاکمان اسلامی در اشاعه و آنگاه ثبت مذهب ها فقاهتی نقش عمدهای داشتهاند؛ هارون الرشید فردی به اسم ابویوسف را که در ادامه مذهب حنفی بود حکم کننده قرار بخشید و قضات دیگر نیز صرفا در شکل حنفی بودن تأیید میشدند. این عمل نقش مهمی در اشاعه مذهب حنفی داشت.[۳۳] در اندلس و مغرب نیز مذهب مالکی مقبول حکومت قرار گرفت.[۳۴] عبدالسلام بن سعید (درگذشت:۲۴۰ق)که در آفریقا حکم کننده بود، نقش فعالی در توسعه مذهب مالکی داشت.[۳۵] در شام نیز در یک عصر، مذهب شافعی رسمیت یافت.[۳۴]
ثبت و رسمیت یافتن مذهبها چهارگانه به وسیله حاکمان مسلمان، آغاز در مصر شروع شد[۳۶] و بعد در بخش ها دیگر صورت اعطا کرد.[۲۱] حاکمان همینطور در اشاعه این مذهبها همت کردند و مدارسی مختص این مذهبها قرار دادند. در همین حالا فرقههای دیگر با محدودیتهای کلانای مواجه شدند؛ برای مثال شهید شدن رهروان مذهبها دیگر در دادگاهها دارای اعتبار خلا، و همینطور فقط عده ای برای سخنرانی، امامت جماعت، درس دادن علم ها شرعی و... مجاز دانسته میشدند که درپی فرقههای چهارگانه باشند.[۱]
شاگردان، مبلغان و موردها دیگر
یکیاز علل رغبت عموم و حاکمان به مذهبها چهارگانه اهل سنت را توفیق پیشوایان این مذهب ها در تربیت شاگردان پر رنگ و ممتاز در جامعه دانستند به دلیل آنکه شاگردان، مذهبها فقاهتی استادان خویش را رواج کرده و در جامعه تحت عنوان احکام و قوانین اسلامی ثبت کردند و فقیهان آینده نیز به تقلید از این مذهبها رویکرد یافتند[۳۷] تا جایی که به تایید صلاحیت تبعیت از مذهبها چهارگانه و عدم تایید صلاحیت تاسی از مذهبها دیگر حکم کردند.[۳۸] همینطور وجود هوا داران بسیار و تعصبات آن ها، از دست اندرکاران اصلی ثبت مذهبها چهارگانه دانسته گردیده است.[۳۹] اعتنا ویژه به تایپ کردن و کِتابت آراء و نظرها، عامل دیگری برای ثبت مذهبها چهارگانه اورده شده میباشد. بر همین اصل برخی معتقدند کتابت نظرها شرعی موجب محافظت مذهبها گردیده و حاکمان موجب پیشرفت مذهب ها گردیدهاند.[۴۰]
اهل سنت و قضیه اجتهاد
بعداز ثبت مذهبها چهارگانه بین مردم اهل سنت، اجتهاد در بین آنها توقیف شد.[۳۹] آنها معتقدند فقط بایستی از مذهب ها چهارگانه تاسی کرد[۴۱] و دانش به شریعت فرستاده(ص) صرفا از روش مذهبها چهارگانه ممکن میباشد.[۴۱] با این هم اکنون این اعتقاد و باور به وسیله برخی اشخاص[یادداشت ۲] و مجموعهها آیتم مناقشه واقع شدهاست.[۴۲][یادداشت ۳]روضه خوان محمود شلتوت از اساتید و رؤسای دانش گاه الازهر در مصر یکی افرادی میباشد که انحصار تاسی از مذهب ها اربعه را غلط دانسته و علاوه بر روا فهمیدن تاسی از مذهب جعفری که به عبارتی شیعه امامیه میباشد، تبعیت از هر مکتبی را که بطور درست اورده شده و احکام آن در کتاب ها منحصربهفرد به خویش مدون گشته حق هر مسلمانی دانسته و صریحاً اعلان کرد که هرکسی تقلید کننده یکی این مذهبها چهارگانه باشد قادر است به مذهب دیگری ( هر مکتبی که باشد ) منتقل گردد.[۴۳]
فقه سلفی
ابن تیمیه از فقیهان قرن هشتم هجری قمری و از مبلغان اساسی سلفیگری بر گشوده بودن باب اجتهاد تاکید میورزید.[۴۴] احمد پاکتچی، متفحص علم ها قرآن و حدیث، این نظر را دارد ابن تیمیه را می بایست فقیهی در چارچوب مذهب حنبلی انگاشت که در بخشی از مسائل از موضعها پر اسم و رسم فقه حنبلی عدول نموده است.[۴۴] محمد بن عبدالوهاب، از فقیهان قرن سیزده هجری قمری و به تبعیت از وی مُفتیانِ وهابی معتقدند که بایستی مانند سَلَف به کتاب و سنت مراجعه کرد و با دقت به آیه ها و احادیث اجتهاد نمود.[۴۵]

آشنایی با مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد؛ بررسی جایگاه مذهبی، فرهنگی و اجتماعی این مسجد