پیدایش عقیدۀ مهدویتِ حسین
براساس منابع متأخر زیدیه، پیدایی فرقه حسینیه و اعتقادات ویژه در ارتباط حسین بن قاسم و به عنوان مثال مهدویت وی، بعد از مرگش به وسیله یاران و نزدیکانش مطرح گردیده است.[۳۳] برخی منابع نیز از پیدایی این فرقه در طی حیات حسین بن قاسم صحبت مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد گفتهاند.[۳۴]
عموزادگان و رواج مهدویت عمو
همانطور که در رساله ذکر الاشکال فیما حُکی عن المهدی اینجانب الأقوال، نوشته حمیدان بن یحیی قاسمی[۳۵] نیز رفلکس یافته میباشد، نزدیکان حسین بن قاسم در اشاعه و طرح عقاید خاص دربارهی او، نقش مهمی داشتهاند. حمیدان بن یحیی در شرایطیکه چه در انتساب گفتههای نزدیکان حسین بن قاسم به فرد حسین شک و تردید کرده، اصل وجود اعتقادات ویژه و غلوآمیز در نزد آنانرا منکر نشده میباشد. وی ضمن عباراتی که ابتدا کتاب ذکر الاِشکال آورده، عبارت دیگری نیز نقل نموده است[۳۶] که علامت می دهد برادران حسین بن قاسم پایین تأثیر روایتها و گزارشهای دیگر افراد، به باورهای حسینیه آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد بدن داده بودند.
مُسَلَّم لَحْجی در تاریخ خویش[۳۷] از قاسم بن جعفربن قاسم عیانی، پر اسم و رسم به شریف فاضل، نقل کرده که او نخست معتقد به کشته شدن عموی خویش، حسین بن قاسم عیانی، بوده میباشد، البته بعد از آنکه فردی به اسم سند بن اسماعیل، هفتاد عهدوپیمان خاطر کرده و هفتاد قربانی ذبح نموده که وی خویش حسین بن قاسم را چشم که درست و تندرست از پیکار در ذی عَرار گشوده میگشته، به حیات عموی خویش معتقد رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد گردیده است.
تردیدی نیست که شریف فاضل و برادرش محمدبن جعفر به مهدویت عموی خویش و عقاید حسینیه معتقد بودهاند،[۳۸] چون خلال گزارش منابع تاریخی متفاوت، کتابی گران بها از آن زمان با اسم سیرةالأمیرین به دست ما رسیده که در آن مفرح بن احمد ربعی (زنده در ۴۸۵)، که خویش از یاران این دو اخوی و معتقد به عقاید حسینیه بوده، در هرجا این کتاب به اعتقادوباور آن ها به باورهای حسینیه تصریح شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد نموده است.[۳۹]
با وجود این، آنچه در گزارش مسلّم لحجی در خصوص شریف فاضل تازگی داراست، پیدایش حسینیه در حین اوست. در عبارت امام زیدی احمدبن سلیمان متوکل علی اللّه (متوفی ۵۶۶)[۴۰] نیز تصریح شدهاست که تودهای از برادرزادگان حسین در ارتباط وی اینگونه نظریهای داراهستند که با گزارش مسلّم لحجی هم خوانی میباشد. همینطور ناتوانی در انتقام دریافت کردن از قاتلان حسین، احتمالاً استدلال اتخاذ اینگونه نظری درباره مرگ حسین بن قاسم از سوی برادرزادگان وی بوده میباشد.[۴۱]
تعدادی قرن تا انقراض
حسینیه در زمان قرن پنجم عمل آشکار داشتند.[۴۲] درین عصر امیرانی از بستگان قاسم عیانی بر قسمتهایی از شمال یمن و به ویژه در حوزه شَهاره حکومت میکردند که کلیه معتقد به باورهای حسینیه بودند و به رغم وجود وضعیت امامت زیدیه در بعضا از آنها، همانند قاسم بن جعفربن قاسم عیانی (۴۱۱ـ۴۶۸)، اطمینان آن ها به مهدویت و غایب بودن حسین بن قاسم بازدارندهِ اعلام امامتشان بود.[۴۳] در عین هم اکنون، این اطمینان بازدارنده همیاری آن ها با علویانی که در طی قرن پنجم ادعای امامت کرده بودند، نمیشد.
در قرن ششم نیز گزارشها همچنان از تداوم حضور حسینیه حکایت داراست. در قرن هفتم حُمَیدبن احمد محلّی (متوفی ۶۵۲) تصریح نموده است که تا فرصت وی معتقدان به زنده بودن و مهدویت حسین حضور دارا هستند و وی در رد آنها کتابی با اسم الرسالةالزاجرة لذوی الحجی (النُهی) عن الغلو فی ائمةالهدی تألیف نموده است.[۴۴]
در قرن نهم هادی بن ابراهیم وزیر (متوفی ۸۲۲)[۴۵] از حضور حسینیه تا چند روز قبل از مجال تألیف کتاب خویش، هدایةالراغبین، خبر داده و از فردی به اسم یحیی بن محمد عمرانی نقل کرده که خویش وی یا این که هر که وی چشم، رهروان حسینیه را ادراک کرده، البته در منابع آجل زیدی به صراحت از انقراض حسینیه صحبت رفته میباشد.[۴۶]
پانویس
رجوعنمایید به ایمن فؤاد سید، ص۲۳۱ـ ۲۳۵؛ عارف، ص۱۶۵ـ۱۷۵.
رجوعنمایید به ایمن فؤاد سید، ص۲۳۷.
رجوعکنید به به عبارتی، ص۲۴۲.
رجوعکنید به ابن فند، ج۲، ص۶۵۸ـ ۶۶۳.
مراجعهکنید به ابن قاسم، پیمان ۱، ص۲۲۷ـ ۲۲۸؛ مادلونگ، ۱۹۶۵، ص۱۹۴ـ۱۹۷.
مُحَلِّی، ۱۴۲۳، ج۲، ص۱۱۴.
رجوعکنید به ربعی، پیشگفتار رضوان سید، ص۳۴.
التنبیه و الدلائل، ج ۱، ص۸۶ـ۹۷.
محلّی، ۱۴۲۳، ج۲، ص۱۲۰.
حسنی مؤیدی، ص۲۰۲.
نشوان بن سعید حمیری، ص۱۵۷.
رجوعکنید به حسین بن احمدبن یعقوب، ص۲۰۷.
رجوعنمایید به محلّی، ۱۴۲۳، ج۲، ص۱۲۱؛ حسنی مؤیدی، همانجا؛ قس ابن قاسم، عهدوپیمان ۱، ص۲۳۵، که سال امامت اورا ۴۰۱ ه.ق دانسته میباشد.
پیدایش عقیدۀ مهدویتِ حسین
براساس منابع متأخر زیدیه، پیدایی فرقه حسینیه و اعتقادات ویژه در ارتباط حسین بن قاسم و به عنوان مثال مهدویت وی، بعد از مرگش به وسیله یاران و نزدیکانش مطرح گردیده است.[۳۳] برخی منابع نیز از پیدایی این فرقه در طی حیات حسین بن قاسم صحبت مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد گفتهاند.[۳۴]
عموزادگان و رواج مهدویت عمو
همانطور که در رساله ذکر الاشکال فیما حُکی عن المهدی اینجانب الأقوال، نوشته حمیدان بن یحیی قاسمی[۳۵] نیز رفلکس یافته میباشد، نزدیکان حسین بن قاسم در اشاعه و طرح عقاید خاص دربارهی او، نقش مهمی داشتهاند. حمیدان بن یحیی در شرایطیکه چه در انتساب گفتههای نزدیکان حسین بن قاسم به فرد حسین شک و تردید کرده، اصل وجود اعتقادات ویژه و غلوآمیز در نزد آنانرا منکر نشده میباشد. وی ضمن عباراتی که ابتدا کتاب ذکر الاِشکال آورده، عبارت دیگری نیز نقل نموده است[۳۶] که علامت می دهد برادران حسین بن قاسم پایین تأثیر روایتها و گزارشهای دیگر افراد، به باورهای حسینیه آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد بدن داده بودند.
مُسَلَّم لَحْجی در تاریخ خویش[۳۷] از قاسم بن جعفربن قاسم عیانی، پر اسم و رسم به شریف فاضل، نقل کرده که او نخست معتقد به کشته شدن عموی خویش، حسین بن قاسم عیانی، بوده میباشد، البته بعد از آنکه فردی به اسم سند بن اسماعیل، هفتاد عهدوپیمان خاطر کرده و هفتاد قربانی ذبح نموده که وی خویش حسین بن قاسم را چشم که درست و تندرست از پیکار در ذی عَرار گشوده میگشته، به حیات عموی خویش معتقد رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد گردیده است.
تردیدی نیست که شریف فاضل و برادرش محمدبن جعفر به مهدویت عموی خویش و عقاید حسینیه معتقد بودهاند،[۳۸] چون خلال گزارش منابع تاریخی متفاوت، کتابی گران بها از آن زمان با اسم سیرةالأمیرین به دست ما رسیده که در آن مفرح بن احمد ربعی (زنده در ۴۸۵)، که خویش از یاران این دو اخوی و معتقد به عقاید حسینیه بوده، در هرجا این کتاب به اعتقادوباور آن ها به باورهای حسینیه تصریح شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد نموده است.[۳۹]
با وجود این، آنچه در گزارش مسلّم لحجی در خصوص شریف فاضل تازگی داراست، پیدایش حسینیه در حین اوست. در عبارت امام زیدی احمدبن سلیمان متوکل علی اللّه (متوفی ۵۶۶)[۴۰] نیز تصریح شدهاست که تودهای از برادرزادگان حسین در ارتباط وی اینگونه نظریهای داراهستند که با گزارش مسلّم لحجی هم خوانی میباشد. همینطور ناتوانی در انتقام دریافت کردن از قاتلان حسین، احتمالاً استدلال اتخاذ اینگونه نظری درباره مرگ حسین بن قاسم از سوی برادرزادگان وی بوده میباشد.[۴۱]
تعدادی قرن تا انقراض
حسینیه در زمان قرن پنجم عمل آشکار داشتند.[۴۲] درین عصر امیرانی از بستگان قاسم عیانی بر قسمتهایی از شمال یمن و به ویژه در حوزه شَهاره حکومت میکردند که کلیه معتقد به باورهای حسینیه بودند و به رغم وجود وضعیت امامت زیدیه در بعضا از آنها، همانند قاسم بن جعفربن قاسم عیانی (۴۱۱ـ۴۶۸)، اطمینان آن ها به مهدویت و غایب بودن حسین بن قاسم بازدارندهِ اعلام امامتشان بود.[۴۳] در عین هم اکنون، این اطمینان بازدارنده همیاری آن ها با علویانی که در طی قرن پنجم ادعای امامت کرده بودند، نمیشد.
در قرن ششم نیز گزارشها همچنان از تداوم حضور حسینیه حکایت داراست. در قرن هفتم حُمَیدبن احمد محلّی (متوفی ۶۵۲) تصریح نموده است که تا فرصت وی معتقدان به زنده بودن و مهدویت حسین حضور دارا هستند و وی در رد آنها کتابی با اسم الرسالةالزاجرة لذوی الحجی (النُهی) عن الغلو فی ائمةالهدی تألیف نموده است.[۴۴]
در قرن نهم هادی بن ابراهیم وزیر (متوفی ۸۲۲)[۴۵] از حضور حسینیه تا چند روز قبل از مجال تألیف کتاب خویش، هدایةالراغبین، خبر داده و از فردی به اسم یحیی بن محمد عمرانی نقل کرده که خویش وی یا این که هر که وی چشم، رهروان حسینیه را ادراک کرده، البته در منابع آجل زیدی به صراحت از انقراض حسینیه صحبت رفته میباشد.[۴۶]
پانویس
رجوعنمایید به ایمن فؤاد سید، ص۲۳۱ـ ۲۳۵؛ عارف، ص۱۶۵ـ۱۷۵.
رجوعنمایید به ایمن فؤاد سید، ص۲۳۷.
رجوعکنید به به عبارتی، ص۲۴۲.
رجوعکنید به ابن فند، ج۲، ص۶۵۸ـ ۶۶۳.
مراجعهکنید به ابن قاسم، پیمان ۱، ص۲۲۷ـ ۲۲۸؛ مادلونگ، ۱۹۶۵، ص۱۹۴ـ۱۹۷.
مُحَلِّی، ۱۴۲۳، ج۲، ص۱۱۴.
رجوعکنید به ربعی، پیشگفتار رضوان سید، ص۳۴.
التنبیه و الدلائل، ج ۱، ص۸۶ـ۹۷.
محلّی، ۱۴۲۳، ج۲، ص۱۲۰.
حسنی مؤیدی، ص۲۰۲.
نشوان بن سعید حمیری، ص۱۵۷.
رجوعکنید به حسین بن احمدبن یعقوب، ص۲۰۷.
رجوعنمایید به محلّی، ۱۴۲۳، ج۲، ص۱۲۱؛ حسنی مؤیدی، همانجا؛ قس ابن قاسم، عهدوپیمان ۱، ص۲۳۵، که سال امامت اورا ۴۰۱ ه.ق دانسته میباشد.

آشنایی با مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد؛ بررسی جایگاه مذهبی، فرهنگی و اجتماعی این مسجد