loading...

بهترین مرجع مسجد غدیر باباعلی مشهد

بازدید : 15
چهارشنبه 21 خرداد 1404 زمان : 10:59


فضیلت ها روایی
در منابع روایی شیعه و اهل‌سنت فضائل فراوانی برای حضرت فاطمه(س) اورده شده میباشد که بعضی از آن‌ها عبارتند از:


الثغور الباسمة فی مناقب سیدتنا فاطمة بنت پیامبر الله(ص) تاثیر جلال‌الدین سیوطی، از علمای اهل‌سنت
برگزیدگان بانوی دانا: در روایات و زیارت‌های حضرت فاطمه(س)، وی برگزیدگان بانوی فقید معرفی گردیده است.[۴۲] در یکی‌از زیارت‌طومار‌های او نیز اینگونه آمده میباشد: «السَّلَامُ عَلَیْکِ یَا سَیِّدَةَ نِسَاءِ الْعَالَمِینَ مِنَ الْأَوَّلِینَ وَ الْآخِرِینَ».[۴۳] همینطور در منابع روایی شیعه و اهل‌سنت تعابیری مانند «سرور زنان پردیس»، «سرور زنان مؤمن» و «سرور زنان این امت» نقل مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد گردیده است.[۴۴]
پاره بدن فرستاده(ص): مبنی بر حدیث بضعه که در منابع شیعه[۴۵] و اهل‌سنت[۴۶] از فرستاده معبود(ص) آورده شده، فاطمه پاره بدن رسول(ص) میباشد و کسی که او‌را خشنود نماید، فرستاده(ص) را خشنود کرده و کسی که او‌را بیازارد و خشمگین نماید، فرستاده پروردگار(ص) را آزرده و خشمگین نموده است. حدیث بضعه یک کدام از دلایل ثابت طهارت حضرت زهرا(س) از سوی عالمان شیعه بوده میباشد.[۴۷] طبق حدیث بضعه و روایات شبیه، حکم و مجازات دشمنی با فاطمه(س) و دشنام به وی، حکم دشمنی با رسول(ص) و سبّ وی آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد میباشد.[۴۸]
خشنودی و خشم فاطمه، خشنودی و خشم پروردگار: بر پایه ی بعضا احادیث نبوی، آفریدگار با خشنودی فاطمه(س) خشنود، و با خشم وی خشمگین میگردد.[۴۹] عبدالحسین امینی، مولف کتاب الغدیر، دشمنی با حضرت زهرا(س) را موجب بی دینی دانسته میباشد.[۵۰][یادداشت ۳]
رای زنی با ملائکه: مبتنی بر روایات، ملائکه الهی همانند جبرئیل بر حضرت فاطمه(س)‌ نازل می‌شدند و اورا از مطالب مختلف همانند رویدادهای پیشین و بعدی مطلع می‌کردند. کل آن مطالب به وسیله امام علی(ع) مندرج و مصحف فاطمه(س) نامیده گردیده است.[۵۱] فاطمه را به جهت گفتمان با ملائکه،‌ محدَّثه نامیده‌اند.[۵۲] امام خمینی نزول یک‌سری باره جبرئیل بر حضرت زهرا و مراوده با اورا فضیلتی اختصاصی و فراتر از سایر فضائل وی دانسته میباشد؛ چون رفت‌وآمد جبرئیل که روح اعظم میباشد، علامت از شرافت و عظمت روحی حضرت زهرا(س) رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد میباشد.[۵۳][یادداشت ۴]
اول واردشَوَنده به پردیس: بنابه روایتی از پیامبر پروردگار(ص)، فاطمه(س) اول کسی میباشد که وارد فردوس می گردد.[۵۴] در بعضی احادیث نیز آمده میباشد که فاطمه(س) اولیه کسی میباشد که در پردیس بر نبی(ص) وارد می شود.[۵۵]
حَوراء إنسیّه: نبی(ص)، فاطمه(س) را حوریه‌ای معرفی نموده است که با صورت آدم خلق و خوی گردیده است.[۵۶]
از عایشه نقل گردیده‌است: «مَا رَأَيْتُ أَحَدًا قَطُّ أَصَدَقَ مِنْ فَاطِمَةَ شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد غَيْرَ أَبِيهَا»
هیچ کس را راستگوتر از فاطمه ندیدم مگر پدرش را.»[۵۷]


الگوی امام مهدی(عج): امام مهدی(عج) در جواب طومار‌ای از شیعه‌ها، حضرت فاطمه(س) را الگوی نیکویی (اسوة حسنة) برای خویش معرفی نموده است.[۵۸]
دریای دانش: مطابق روایتی از امام درستگو(ع)، فاطمه(س) و علی(ع) دو دریای ژرف دانش معرفی گردیده‌اند.[۵۹] بر مبنا بعضی احادیث، حضرت فاطمه(س) عالِم به کلیه رویدادها قبلی و حالا و بعدی بود.[۶۰]
حمد عبادت فاطمه و افتخار آفریدگار به آن: طبق روایتی از نبی(ص)، بعد از آن که فاطمه(س) در محراب عبادت می‌ایستاد، خدا به فرشتگان خطاب میکرد که فاطمه را نظاره نمایند و به عبادت وی که از دل و جان بود، مباهات و افتخار میکرد.[۶۱] بر اساس برخی احادیث، فاطمه عابدترین شخص امت مسلمان بود.[۶۲]
بتول: در بعضا احادیث، فاطمه(س) بتول کنیه داده شد‌ه‌است.[۶۳] در انگیزه این نامگذاری آورده شده میباشد که زیرا فاطمه نسبت به زنان دیگر از دید فضل و ادب و آیین و جاری ساختن و خلق بلندتر بود، اورا بتول گفته‌اند.[۶۴] همینطور بر شالوده حدیثی، فاطمه(س) از هر سیرتکامل آلودگی و زشتی منزه بود و هیچ گاه حیض و نفاس ندید.[۶۵]
همتای امام علی(ع): در بعضی روایات، فاطمه(س) همتا وهم‌درجه امام علی(ع) شمرده گردیده و آمده میباشد که در‌حالتی که علی(ع) خلا تا روز قیامت همتایی برای فاطمه(س) یافت نمیشد.[۶۶] به‌گفته علامه امینی، اینکه از انسان(ع) و اولاد انسان کسی جز علی(ع) همتای فاطمه(س) وجود ندارد، دلالت دارااست که وی از مجموع پیامبران به‌جز رسول اکرم(ص) بلندتر میباشد.[۶۷]
انگیزه آفرینش عالم: در حدیث لولاک، وجود نبی اکرم(ص) انگیزه آفرینش هستی اورده شده[۶۸] و در برخی نقل‌ها درپی آمده میباشد که در‌صورتی‌که فاطمه(س) خلا خدا رسول(ص) و علی(ع) را خلق و خوی نمی کرد.[۶۹] در برخی احادیث، فاطمه(س) به هم پا رسول(ص)، علی(ع) و حسنین(ع)، انگیزه آفرینش هستی آورده شده میباشد.[۷۰]
تجسم نیکی‌ها: در حدیثی از نبی(ص) آمده میباشد که در شرایطی‌که زیبایی و نیکویی به‌شکل یک فرد مجسّم گردد، فاطمه(س) خواهد بود؛ بلکه فاطمه(س) رفیعتر میباشد. در پی حدیث آمده میباشد که فاطمه(س) شایسته ترین اهل زمین از نگاه عنصر، شرافت و کرامت میباشد.[۷۱]
دوست داستنی‌ترین شخص نزد فرستاده(ص): مطابق احادیث شیعه و اهل‌سنت دوستداشتنی‌ترین زن نزد پیامبر خداوند(ص) فاطمه و دوستداشتنی‌ترین مرد، علی(ع) بود.[۷۲]
گستردگی شفاعت و مظهر بخشش الهی در روز محشر: در روایتی از امام باقر(ع) نقل گردیده است که فاطمه روز محشر بر در دوزخ و جهنم توقف می‌نماید و محبان و موالیان خویش و ذریه‌اش را شفاعت می‌نماید و معبود نیز شفاعت او‌را می‌پذیرد.[۷۳] بر محور حدیث دیگری از امام باقر(ع)، در قیامت فاطمه(س) بر درِ فردوس توقف می‌نماید و در جواب به اینکه خدا به وی می فرماید چرا توقف کردی، پهنا می‌نماید بارالها دوست دارم رده و منزلت اینجانب درین روز شناخته گردد. معبود می فرماید: ای دختر حبیب اینجانب! برگرد و بنگر، کسی که که محبت تو و فرزندانت در قلب اوست، دستش را بگیر و درون فردوس کن.[۷۴] عبدالحسین امینی، تالیف کننده کتاب الغدیر، با پشت گرمی به روایاتی[۷۵] بر آن میباشد که فاطمه همسان با فرستاده(ص)‌ و امام علی(ع)، وسیع ترین رده شفاعت را در روز قیامت داراست و حتی دراین مورد امتیازاتی منحصر به فرد و بی‌نظیر داراست.[۷۶]
حجت الهی: مطابق بعضی احادیث، حضرت زهرا(س) همچون نبی و امامان شیعه، حجت و البته پروردگار بر عموم میباشد.[۷۷] در روایتی منسوب به امام حسن عسکری(ع) که سوای مدرک در تعبیر و تفسیر اطیب البیان تاثیر سید عبدالحسین طیب، بیان شده، ائمه(ع) حجت‌های معبود بر عموم و حضرت فاطمه(س) حجت الهی بر ائمه(ع) معرفی گردیده‌است.[۷۸] به‌گفته عبدالله جوادی آملی، ملاک حجیت عصمت و طهارت میباشد و نبوت، رسالت یا این که امامت در آن مایحتاج وجود ندارد و بنابراین در صورتی‌که کسی معصوم بود، حجت الهی میباشد. او حجت بودن فاطمه(س) بر ائمه(ع) را نیز به‌جهت واسطه سود بودن فاطمه(س) و به کارگیری امامان از مصحف فاطمه در علم ها غیبی دانسته میباشد.[۷۹]

بازدید : 19
سه شنبه 20 خرداد 1404 زمان : 11:41


مرجع تبعیت مجتهدی میباشد که گروهی از شیعه ها در مسائل فقاهتی مطابق فتاوای وی فعالیت می‌نمایند و وجوهات فقهی را در چنگ وی قرار می دهند. مرجعیت، بالاترین جایگاه مذهبی میان شیعه ها دوازده امامی میباشد. این رده، انتصابی وجود ندارد و معمولا شیعه‌ها با پرس و جو از روحانیان و عالمان شرعی، عده ای را که صاحب و مالک این صلاحیت باشند، شناسایی می‌نمایند. مهم ترین شرط احراز این رده، برتری علمی نسبت به بقیه مجتهدان میباشد. رهروان مرجع تبعیت نیز مُقَلِّدان وی خوانده میگردند. ایده ها شرعی مراجع پیروی در کتابی با اسم رساله توضیح المسائل منتشر مسجد غدیر بلوار معلم مشهد می‌‌خواهد شد.

با دقت به گستره جغرافیایی تشیع، در هر عصر معمولا یک سری مجتهد ذمه ‌دار این منصب بوده‌اند و در مفاد معدودی، صرفا یک نفر دربین اکثریت شیعه ها عالم تحت عنوان مرجع تاسی عام وجود داشته میباشد. این اشخاص معمولا با عنا وین احترام‌آمیزی همانند آیت الله العظمی و آیت‌الله اسم‌ برده میشوند. بیشترین مراجع تبعیت مستقر عراق در شهرهای (نجف، کربلا و‌ سامرا) بوده‌اند و مراجع مستقر کشور ایران در شهرهای (قم،‌ مشهد،‌ اصفهان و‌ طهران) مسجد غدیر فلاحی مشهد یسته‌اند.

از نامدارترین مراجع تاسی متأخر می‌قدرت به محمدحسن نجفی دارای شهرت به مالک جواهر، روضه خوان مرتضی انصاری، سید محمدحسن شیرازی (صاحب و مالک فتوای تحریم تنباکو)، محمدتقی شیرازی، آخوند خراسانی، عبدالکریم حائری یزدی، سید ابوالحسن اصفهانی، سید حسین طباطبایی بروجردی،‌ سید محسن طباطبائی حکیم، سید ابوالقاسم خویی و سید روح‌الله خمینی (بنیانگذار کشور ایران) مسجد بابا غدیر مشهد اشاره نمود.

مراجع پیروی شیعه معمولا دارنده نفوذ فراوانی دربین عموم بوده‌اند و گاه ایده ها آنها در حوزه‌ مسائل اجتماعی و سیاسی و فرهنگی، تحرکاتی میان رهروان آن‌ها ساخت نموده است. مبارزه علیه روسیه،‌ قیام تنباکو، نهضت مشروطه و انقلاب اسلامی در کشور ایران همینطور‌ انقلاب عشرین در عراق را می‌قدرت جزء مهمترین تاثیرات مراجع تاسی شیعه مسجد بابا قدرت مشهد تیتر کرد.

مرجعیت و مرجع پیروی
مرجعیت، مهم ترین رده مذهبی اجتماعی در جامعه شیعی میباشد. مرجع تاسی مجتهدی میباشد که تنی چند از شیعه‌ها از وی پیروی می‌نمایند یعنی ایفا فقاهتی خویش را مبنی بر اظهار نظر دینی (فتاوای) آن مجتهد ایفا می دهند و معمولا وجوهات فقاهتی خویش را به وی یا این که نمایندگان وی میپردازند. این تمرکز مالی یک کدام از دست اندرکاران توان مراجع محسوب میشود.[۱] این‌سیرتکامل تقلید کردن از یک فقید فقهی، پیروی نامیده می شود.[۲]

نفوذ اجتماعی یک مرجع تبعیت ناشی از تعداد مقلدان اوست. پرداخت حقوق و دستمزد دینی به مراجع تجهیزات مالی در مشت آن ها را نیز ارتقا می دهد. مراجع پیروی میتوانند از این اموال برای تبلیغات مذهبی، اداره منطقههای علمیه، پژوهش به مستمندان و کارها عام‌المنفعه استعمال نمایند.

موقعیت مرجعیت
مجتهدی می تواند مرجع پیروی باشد که وضعیت تاسی را داشته باشد. یعنی شغل کردن به دیدگاه ها دینی وی برای دیگر افراد روا باشد. وصال بدین منزلت متعلق به داشتن قوانینی میباشد که مهمترین آنان برتری علمی نسبت به دیگر مجتهدان جامع‌الشرایط، فایده‌مند بودن از استعداد رفتاری (عدل و داد)، مرد بودن، بلوغ و عقل میباشد.[۳]

تعیین مرجع
مرجعیت یک جایگاه انتصابی وجود ندارد. کسی مرجع میشود که شیعه‌ها او‌را به‌تیتر مرجع تاسی بپذیرند. در رساله‌های توضیح المسائل راه و روش‌هایی برای آشنایی مرجع تبعیت معرفی گردیده است. این‌راه‌ها عبارتند از: دانش فردی، بینه دینی (این‌که دو نفر کسی را به‌تیتر اعلم معرفی نمایند)، آوازه به اعلمیت[۴] یا این که این‌که گروهی از عالمان، فردی را معرفی نمایند و از حرف وی برای تقلید کننده دانش نتایج خواهد شد.[۵]

وظایف مراجع
مهمترین کارکرد مرجعیت صدور فتوا برای مقلدان در کارها فقهی و مذهبی میباشد. با این‌کلیه، مقام مرجعیت اختصاصی در فتوا وجود ندارد. معمولا مراجع جزو اساتید مشهور و پر اسم و رسم ناحیههای علمیه محسوب میگردند و همینطور منطقههای علمیه با بررسی آن ها اداره می‌گردد.

منابع مالی مرجعیت
بنیان مرجعیت از نگاه مالی متکی بر اداره اوقاف، سهم امام و بقیه وجوهات فقاهتی و نیز یاری‌های مردمی و نذورات فردی میباشد.[۶] یکی‌از موضوعات مهمی که در سالیان اخیر گزینه دقت قرار گرفته ارتباط دفتر ها و بیوت مراجع با مسائل اقتصادی، مالی و کیفیت ورودشان به‌این مقوله میباشد. با اعتنا به گستردگی ناحیهها و نیاز شدید مالی به منابع بیشتر و پایدارتر پاره‌ای از دفترها و بیوت مراجع به طور آشکار و بدون واسطه و بعضی غیرمستقیم در حوزه کار‌های اقتصادی ورود کرده‌اند.[منبع بهتری نیاز میباشد][۷]

بازدید : 21
دوشنبه 19 خرداد 1404 زمان : 17:00


کمک غیبی امداد‌های ویژه معبود به مؤمنان در حالت خاص و به صورت غیرعادی میباشد. کمک از سنّت‌های الهی مطرح در قرآن کریم و مهربان میباشد.یاری خدا به فرستاده اسلام و مسلمان ها در نبرد‌هایی همانند بدر، احد و احزاب، رهایی یوسف(ع) از کامخواهی زلیخا، نجات موسی(ع) از نیروهای فرعون و ... از مصادیقی میباشد که برای یاری غیبی نام برده میباشد. از وضعیت اخذ امدادغیبی، ایمان، تکیه، شکیبایی و کارایی مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد میباشد.

مضمون‌‌شناسی
یاری غیبی را یاری‌هایی دانسته‌اند که از عامل ها غیبی ناشی میگردند[۱] و حاوی همه نعمت‌های آشکار و پنهانی میباشد که خدا بر ما ارزانی داشته میباشد.[۲] برخی کمک غیبی را صرفا مشمول یاری‌های ویژه آفریدگار برای مومنان در موقعیت خاص می دانند که به صورت غیرعادی پدید می آید.[۳] امدادهای غیبی در قرآن به معنای مددهایی میباشد که از غیب سرچشمه میگیرد، هر یک سری باتوجه به معنای لغوی این واژه و کلمه می‌اقتدار عالم و نظم، حیات و نشاط و تمامی نعمت‌های مو جود در آن را امان گرفته از فقید غیب و از مصادیق امدادهای غیبی دانست. [۴]چنان‌که قرآن، اموال و فرزندان را از امدادهای الهی در معاش انسان دانسته میباشد در آیه ۶ سوره اسرا آمده میباشد: ثُمَّ رَدَدْنَا لَكُمُ الْكَرَّةَ عَلَيْهِمْ وَأَمْدَدْنَاكُم بِأَمْوَالٍ وَبَنِينَ وَجَعَلْنَاكُمْ أَكْثَرَ نَفِيرًا«توشه ديگر شما‌را بر آن ها غلبه داديم و به محصول و فرزند پشتیبانی كرديم و بر شمارتان آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد افزوديم.»

مرتضی مطهری امدادهای غیبی را همانند عفو پروردگار، به دو معنای عام و خاص تقسیم می‌نماید: کمک عام دربرگیرنده همه نعمت‌هایی میباشد که معبود به کلیه مخلوقاتش اعطا کرده و یاری خاص صرفا حاوی یاری‌ها و نعمت‌هایی میباشد که آفریدگار به مومنان در حالت خاص ارزانی رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد میدارد.[۵]

همانندی و تفاوت یاری غیبی و اعجاز
در ذکر تشابه کمک غیبی و اعجاز گفته‌اند: معمولا هر دو از روش غیرعادی و کارداران نهفته صورت می دهد. در ذکر تفاوت آن دو هم اورده شده: کمک غیبی یار و همدم تحدّی و ادعای نبوت وجود ندارد و دیگر این که لزوما از روش نبی فیس شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد نمی‌دهد.[۶]

مصادیق کمک غیبی

نگاره‌ای از مدد کردن ملائکه به نبی(ص) در مبارزه بدر
مصادیق متفاوت تاریخی برای کمک غیبی نام برده میباشد:

یوسف(ع) به‌واسطه یاری غیبی و دوراندیشی از نشان و عامل پر‌نور معبود، از موقعیتی که زلیخا برای گناه آماده ساخته بود، نجات یافت.[۷]
خدا برای پرهیز از قتل موسی(ع) بوسیله فرعون، به مادرش الهام کرد موسی(ع) را به آب انداخته تا به دست فرعون رسد و هنگامی فرعونیانْ موسی(ع) را از آب گرفتند، آفریدگار محبت موسی(ع) را در قلبشان انداخت تا از وی نگهداری نمایند.[۸]
زمانی سپاهی به فرماندهی ابرهه برای تخریب کعبه از یمن به سمت مکه جنبش کرد، خدا با ارسال کردن پرندگانی خرد به اسم ابابیل آنها‌را نابود کرد.[۹]
بعداز تصمیم‌گیری اَشراف مکه در دارالندوه به مراد قتل رسول(ص)، توده زيادى شمشيرزن از قبائل گوناگون عرب، منزل پيامبر(ص) را شبانه در رینگ محاصره قرار دادند تا صبحگاهان گروه‌جمعى به وی حمله كنند و او‌را در بسترش به قتل برسانند البته آفریدگار به‌واسطه یاری غیبی و افشای نقشه معاندان، رسول(ص) را نجات بخشید.[۱۰] بدین شب، «لیلة المبیت» نیز گفته می گردد.[۱۱]
در پیکار بدر خدا سپاه اسلام را از روش گروهی از ملائکه مدد کرد و واهمه بر قلب معاندان انداخت و برای دوران کوتاهی مسلمان‌ها را به خواب (نُعاس= خواب مدل ادب‌بخشى) بُرد تا روحشان آهسته گردد و نهایتاً موفق گردند.[۱۲]
در مبارزه احد با این که کفار از غلط گروهی از مسلمان ها به کار گیری کرده و موفق شدند و می‌توانستند با حمله به مدینه اسلام را ریشه‌کن سازند، البته بواسطه ترسی که آفریدگار در قلب آنان تشکیل داد، از این عمل پشیمان گردیده و به مکه بازگشتند.[۱۳]
در پیکار احزاب، کفار مکه و قبایل محیط متحد شدند تا با حمله به مدینه، نبی(ص) را به قتل برسانند و اسلام را نابود نمایند البته معبود با ارسال کردن سپاه نامرئی و باد و گردباد -که آن را «باد صَبا» نیز نامیده‌اند[۱۴]- مسلمان‌ها را کمک نمود تا غالب شوند.[۱۵]
در نبرد حنین به منجر مغرور شدن گروهی از سپاه اسلام، آغاز کفار چیره شدند ولی ناگهان آفریدگار سَکینه و متانت را بر قلب مؤمنان نازل کرد تا آنان مجدداً فراهم جنگ گردیده و برنده شوند.[۱۶]
همینطور هدایت جهادگران،[۱۷] کمک رساندن به یاورانِ آئین خداوند[۱۸] و نجات پرهیزکاران از ایرادات[۱۹] که به صورت‌های مختلفی در طی تاریخ پیش آمده، از مفاد تحقق کمک غیبی دانسته گردیده‌است.[۲۰]

مطهری اسلام پژوه (درگذشت:۱۳۵۸ش.) وحی را از مصادیق کمک غیبی برشمرده که در مورد ها ناتوانی دانش و عقل و تامل آدم آفریدگار توسط یک جمع به اسم «پیامبران» آدم را هدایت و ارشاد می‌نماید و از غیب جانبداری میرساند. [۲۱]او هم‌چنان الهامات و اشراقاتی که احیاناً به محققان می شود و ناگهان دری از دانش به روی آن‌ها باز می‌گردد و اکتشافی کبیر صورت میدهد را نیز از مصادیق یاری غیبی دانسته میباشد.[۲۲]

بازدید : 19
يکشنبه 18 خرداد 1404 زمان : 11:15


شیعه شدن و رسمیت‌بخشی به مذهب تشیع

اسم ائمه و عبارت علی البته الله بر سکه زمان اولجایتو
امیر طرمطاز (ترمتاس) و تاج الدین آوجی(آوی)، دانشمند شیعی، اولجایتو را به مذهب شیعه ترغیب کردند و وی سرنوشت در ۷۰۹ق / ۱۳۰۹م که به بغداد رفت، به طور رسمیً مذهب شیعه سپردن کرد. [۴۳] در روز ها پادشاهی وی مذهب تشیع برای اول توشه مذهب قانونی سراسر کشور‌ایران شوید.[۴۴] و وی اولیه پادشاه امامی مذهب میباشد که در سطحی کبیر و کلان به تکثیر تشیع مذهب اثناعشری همّت مسجد غدیر بلوار معلم مشهد گماشت.[۴۵].

اولجایتو پس از شیعه شدن در سال ۷۰۹ق دستور بخشید، به مکان خلفای راشدین به اسم امامان شیعه سکه و خطبه نمایند و در همانجا، علامه حلی، تعالی‌ترین دانشمند شیعی آن بعد از ظهر، به حضور ایلخان خط مش یافت و از آن پس همراه وی شد [۴۶]؛ [۴۷] علامه حلی، دو کتاب خویش منهاج الکرامه [۴۸] و نهج الحق [۴۹] را به اسم فرمانروا کرد و بدو نثار مسجد غدیر فلاحی مشهد داشت.

البته به این دلیل‌که تشکیلات دولت ایلخانی بر مبنای تسنن سازه گردیده بود، و سنّیان نفوذ فراوانی در آن داشتند، مخالفت های فراوانی با سیاست مذهبی وی شکل گرفت که در غایت او را وادار به عقب نشینی کرد؛ گرچه خودش، همچنان به مذهب تشیع زاهد و دارای مسئولیت ماند.[۵۰] به گفته ابن بطوطه، اهل یک محل ولایات مهمی زیرا بغداد، آذربایجان، اصفهان و شیراز در قبال دستور ایلخان بر اساس تغییر تحول خطبه، سرسختانه پایداری کردند [۵۱]. دو سال آنگاه، در ۷۱۱ق، بعداز آنکه تاج الدین آوجی و پسرش به اتهام همیاری با خواجه سعدالدین وزیر، به دستور اولجایتو کشته شدند، نفوذ شیعه ها نیز در دستگاه ایلخانان روبه کاستی مسجد بابا غدیر مشهد بنیان.[۵۲].

اولجایتو در آخرین روز‌های معاش دستور بخشید به اسم خلفای راشدین سکه و خطبه نمایند و نافرمانان را نیز دشوار بیم اعطا کرد [۵۳]. نویسندگان دائرة المعارف تعالی اسلامی از این فعالیت اولجایتو برداشت کرده اند که وی مذهب شیعه را رخنه‌ گفته و به مذهب اهل سنت بازگشته میباشد. بعضی این عقیده را نپذیرفته و برآنند که او تا روزهای پایان قدمت بر مذهب تشیع باقی ماند.[۵۴] منشی فرمانروا محمد نوشته میباشد که وی تا پایان قدمت به مذهب امامیه باقی ماند و هر چه پافشاری کردند که اورا از تشیَع پشیمان نمایند، تاثیر مسجد بابا قدرت مشهد نکرد.[۵۵]

مورخان اهل ایران، پایبندی اولجایتو به احکام شریعت و همت اورا در بسط و تبلیغ آئین اسلام ستوده‌اند و گفته‌اند که درگاه وی مجمع علما، فضلا، ادبا و حکما بود.[۵۶]. البته مورخان مصری، اورا رافضی دانسته، و به خرابی و سفاکی مجرم کرده‌اند [۵۷].


وی بر مسیحیان و یهودیان مشقت بار می‌گرفت [۵۸]. یک بطرک نسطوری که می‌پنداشت اولجایتو مانند برادرش غازان او‌را با گشاده رویی پذیرا می شود، آیتم بی‌اعتنایی واقع شد و از همین رو، مسلمان ها به آزار نسطوریان پرداختند.[۵۹].

آرامگاه
نوشته‌ی‌علمیٔ اساسی: گنبد سلطانیه
آرامگاه اولجایتو هنوز پابرجاست و با اسم گنبد سلطانیه، یک کدام از مشهورترین بناهای تاریخی جمهوری اسلامی ایران به شمار می‌رود. افزون بر این، در موغان، شهر اولجایتو پاد شاه و در پای کوه بیستون تختگاه دو‌مین به اسم سطان آباد برآورد [۶۰]، که ویرانه‌های این یک کدام از به اسم دشت چم چمال، هنوز باقی میباشد.

منابع پژوهش
مهم ترین منبع درباره اولجایتو کتاب تاریخ اولجایتو، نوشته ابوالقاسم عبدالله بن محمد قاشانی، میباشد که خویش منبع مورخان آینده، به ویژه حافظ ابرو در زیر جامع التواریخ به شمار می آید. همینطور تاریخ وصاف تحت عنوان منبعی غیر وابسته و در کنار تاریخ اولجایتو از عنایت به سزایی برخوردار‌است. از دربین مورخان عرب، گزارشهای ابن دواداری، مورخ مصری معاصر ایلخانان شایان توجه میباشد.

بازدید : 45
شنبه 17 خرداد 1404 زمان : 16:02


او‌لین زن بیعت‌کننده با فرستاده(ص)
بعد از فتح مکه، زمانی که نبی(ص) بر کوه صفا قرار گرفته بود و از مردان بیعت می‌گرفت، زنان مکه که ایمان آورده بودند برای بیعت خدمتش آمدند. در‌این فرصت، آیه ۱۲ سوره ممتحنه نازل شد که خطاب به فرستاده(ص) میفرماید: «ای رسول! زمانی که زنان مؤمن نزد تو آیند و با تو بیعت نمایند که چیزی را سهیم آفریدگار قرار ندهند، دزدی و زنا نکنند، فرزندان خویش را نکشند، افترا و افترایی پیش دست و پای خویش نیاورند و در هیچ شغل سزاوار‌ای مخالفت دستور تو نکنند، با آن‌ها بیعت کن و برای آن ها از درگاه پروردگار آمرزش بطلب که خدا آمرزنده و کریم ومهربان مسجد غدیر بلوار معلم مشهد میباشد.»[۱۶]

ابن عباس میگوید که‌این آیه در‌ شأن فاطمه بنت اسد، نازل گردیده است.[۱۷] ابن ابی الحدید، میگوید: «فاطمه بنت اسد اول زنی بود که با نبی(ص) مسجد غدیر فلاحی مشهد بیعت کرد.»[۱۸]

وفات

قبر فاطمه بنت اسد در نقشه گورستان بقیع
بیان شده فاطمه بنت اسد در سال چهارم هجری و در مدینه از جهان رفت؛[۱۹] ولی بنابر آنچه درباره حضور وی در بیعت زنان پس از فتح مکه در سال هشتم بیان شده و اورا اولیه زنی دانسته‌اند که با نبی(ص) بیعت نموده است.[۲۰] پیمان دیگر آن خواهد بود که فاطمه تا سال هشتم قمری زنده بوده میباشد. نبی خداوند(ص) با بلیز خودش اورا کفن کرد[۲۱] و فرمود: «جبرئیل به اینجانب خبر بخشید که وی اهل فردوس میباشد و معبود به هفتاد هزار فرشته دستور کرده که بر وی نماز مسجد بابا غدیر مشهد بخوانند.»

[۲۲] علامه مجلسی از علل الشرایع صدوق از امام راست گو(ع) روایتی را نقل کرده که نبی برطبق وصیتی که فاطمه بنت اسد کرده بود بعد از مرگ او پیراهنش را برای کفن کردن فاطمه بنت اسد اعطا کرد. [۲۳].[یادداشت ۲]آن‌گاه بر تن فاطمه نماز میت خواند. نبی (ص) در مراسم‌تدفین وی کمپانی کرد تا به قبرش در گورستان بقیع رسید.[۲۴] رسول (ص) باطن قبر شد و در آن دراز کشید، آن‏گاه برخاست و لاشه را با دست خویش گرفت و داخل قبر مسجد بابا قدرت مشهد گذاشت.

[۲۵] زیرا‌ نبی معبود(ص) فاطمه‌ را در قبر گذارد فرمود: يَا فَاطِمَةُ! فاطمه‌ اعلام‌کرد‌: لَبَّيْكَ يَا رَسُولَ اللَهِ. نبی‌ معبود فرمود: آنچه‌ را که‌ پروردگارت‌ به‌ تو وعده‌ بخشید، آیا دیدی که‌ حقّ میباشد‌؟ فاطمه‌ اذعان کرد‌: بله، ای نبی‌ معبود! خدایت‌ تورا جزا دهد. و مذاکره و مناجات‌ نبی‌ الله‌ در باطن‌ قبر به ارتفاع‌ انجامید. [۲۶]رسول(ص) در روایتی انگیزه برخوردهای متقاوت با فاطمه بنت اسد را بعداز مرگش این‌سیرتکامل ذکر کرده که او یک توشه از اینجانب شنید که «عموم روز قیامت لخت محشور میگردند». فریاد زد: «وای از این رسوائی!» اینجانب او‌را دلداری دادم و به وی گفتم: «اینجانب تضمین می کنم که خدا تو‌را پوشیده محشور نماید.» یک توشه دیگر سخنی از فشار قبر شنید و فریاد زد: «وای از ناتوانی اینجانب». و اینجانب مجدداً اورا دلداری دادم و ضمانت کننده شدم که معبود اورا کفایت نماید و از فشار قبر معاف داراست.» به همین منجر با خرقه خودم کفنش کردم و در قبرش خوابیدم و جواب سؤالاتی که از وی شد را به وی تلقین کردم. [۲۷] [یادداشت ۳]بر طبق بعضی گزارش‌ها هنگامی نبی از قبر فاطمه بنت اسد خارج آمد از چشمانش اشک سرازیر بود. [۲۸]

پانویس
مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۳۵، ص۱۸۱.
ابن عبدالبر، الاستيعاب، ۱۴۱۲ق، ج۴، ص۱۸۹۱؛ ابن اثیر، الکامل، ۱۳۸۵ق، ج۶، ص۲۱۷.
ابن عبدالبر، الاستيعاب، ۱۴۱۲ق، ج۴، ص۱۸۹۱؛ زرکلی، الأعلام، ۲۰۰۲م، ج۵، ص۱۳۰.
مجلسی، بحار الانوار، ۱۴۰۳ق، ج۱۹، ص۵۷.
نک: بلاذری، ج۲، ص:۳۶.
برای مثال نک: ابن عبدالبر، الاستيعاب، ۱۴۱۲ق، ج۴، ص۱۸۹۱.
شهیدی، تاریخ تحلیلی اسلام، ۱۳۹۰ش، ص۳۷-۳۸.

بازدید : 18
سه شنبه 13 خرداد 1404 زمان : 16:29


موافقان
بعضی محققان بر پایه ی نگاشته‌های کتاب‌های رجالی و توصیفاتی که تحت اسم سلیم در‌این کتاب‌ها آمده، فیض گرفته‌اند که صاحبان آن کتاب‌ها وجود و اعتبار سلیم بن قیس را قبول دارا‌هستند؛ محمدباقر انصاری زنجانی در پیشگفتار کتاب سلیم بن قیس الهلالی،[۲۱] نهله غروی نائینی در نوشته‌علمی‌ «نگاهی به مقام سلیم بن قیس در کتاب‌های حدیثی و رجالی»،[۲۲] بابائی آریا و فخلعی در نوشته ی علمی «در جستجوی سلیم بن قیس»،[۲۳] عمادی حائری در نوشته‌ی‌علمی «سلیم بن قیس هلالی» در دانشنامه عالم اسلام،[۲۴] و نویسندگان علم‌طومار امیرالمؤمنین[۲۵] از پژو‌هشگرانی می‌باشند که وجود قیس را پذیرفته و اسم اورا جزو راویان شیعه مسجد غدیر بلوار معلم مشهد قرار داده‌اند.

اسم سلیم در منابع سابق
به‌گفته نجاشی، سلیم از اصحاب حضرت علی(ع) و صاحب و مالک کتاب مشهوری میباشد.[۲۶] روضه خوان طوسی او‌را جزو اصحاب حضرت علی(ع) تا امام باقر(ع) بیان کرده[۲۷] و عبدالله مامقانی اورا از علمای دارای اسم و رسم اهل‌سنت و شیعه تعریف کرده[۲۸] و علامه حلی اورا در شغل خویش مجتهد چک نموده است.[۲۹] میرزا محمدباقر خوانساری گفته وی از یاران اهل‌بیت(ع)، از اصحاب خاص امام علی(ع)، دارنده رده رفیع در نزد ائمه، و در آئین خویش سفت و پایدار بود.[۳۰] علامه امینی او‌را از تابعان پهناور دانسته که شیعه و غیرشیعه به وی و کتابش استناد می‌نمایند و گزینه پشت گرمی بزرگانی زیرا حسکانی مسجد غدیر فلاحی مشهد میباشد.[۳۱]

برخی نویسندگان با استناد به راویانی ذکر شده در کتاب‌های رجالی و حدیثی که روایاتی را بی واسطه از سلیم بن قیس نقل کرده‌اند، وجود او‌را قابل ثابت دانسته‌اند؛ راویانی به عنوان مثال ابراهیم بن قدمت الیمانی، ابان بن تغلب، قدمت بن اذینه، علی بن جعفر حضرمی و ابوخالد کابلی.[۳۲] با این اکنون انصاری زنجانی در پیشگفتار خویش بر کتاب سلیم به گستردن همگی این مورد ها را نظارت کرده و تمامی را سود تصحیف و افتادگی در متن‌ها دانسته و تصریح کرده که به‌جز ابان بن ابی‌عیاش هیچ‌کس از سلیم نقلی مسجد بابا غدیر مشهد نداشته میباشد.[۳۳]

همینطور بعضی دانشمندان نقل روایاتی از سلیم بن قیس از روش سلیمان اعمش در کتاب‌های اهل‌سنت را استدلال حقیقی بودن وجود سلیم دانسته‌‌اند،[۳۴] البته به‌گفته انصاری زنجانی، «سلیم العامری» در کتاب‌های اهل‌سنت، با «سلیم بن قیس» در شیعه مختلف میباشد و اینها دو مسجد بابا قدرت مشهد نفرند.[۳۵]

گزارش موافقان از معاش سلیم
محمدباقر انصاری زنجانی، گزارش تفصیلی از معاش سلیم را در پیشگفتار کتاب سلیم بن قیس منتشر نموده است. بر پایه ی گزارش و توده انصاری زنجانی، سلیم فرزند قیس و لقب‌اش ابوصادق[۳۶] و از طایفه بنی‌هلال بن عامر میباشد که از نواحی حجاز به شام و عراق رفته‌اند.[۳۷]

بنابراین، میلاد سلیم دو سال پیش از سفر نبی به مدینه در ناحیه کوفه بوده میباشد.[۳۸] ابان بن ابی‌عیاش که به‌گفته خویش در یک سری سال پایان قدمت سلیم با وی همنشین بوده، سلیم را پیرمردی اهل عبادت با رخ‌ای نورانی تعریف کرده که بسیار پرتلاش بوده، بدور از جماعت بودن را دوست می‌داشت و از اشتهار دوری می کرد.[۳۹]

معاش در مدینه و کوفه و ملازمت و همراهی با امامان اول
آورده شده که سلیم بن قیس در اوائل حکومت قدمت بن خطاب و پیش از سال شانزدهم سفر وارد مدینه گردیده[۴۰] و در حین حیات رسول(ص) و بعد، در حین حکومت ابوبکر در مدینه نبوده، و در رخداد سقیفه و شهیدشدن حضرت زهرا(س) شخصاً حضور نداشته میباشد.[۴۱]

سلیم از اصحاب خاص امام علی(ع) خوانده گردیده که پنهانی به نرم افزار خویش در تصویب حدیث و تاریخ می‌پرداخت.[۴۲] نقل شده که وی درین زمان محترم‌هایی مثل ابوذر، مقداد، سلمان، عبدالله بن عباس، براء بن عازب، عبدالله بن جعفر، عمّار و ابوسعید خدری دیدار و رابطه داشته میباشد.[۴۳]

سلیم یکی اعضای شرطة الخمیس در حین حکومت امام علی(ع) خوانده گردیده[۴۴] که در نبرد جمل[۴۵] و صفین و یوم الهریر حاضر بود و به‌گفته خودش در‌این فرصت نسبتاًً چهل سال از قدمت وی می‌سپری شد.[۴۶] سلیم همینطور در پیکار نهروان کمپانی داشت و مطالبی از آن حادثه را در کتابش تصویب کرد.[۴۷]

چنانکه در کتاب سلیم آمده، وی در سه روز پایان قدمت امام علی(ع) در کنارش بوده، و وصیت‌طومار امام علی(ع) را خویش نوشته میباشد.[۴۸] بعد از شهیدشدن علی(ع)، سلیم از اصحاب متعهد امام حسن مجتبی(ع) و بعد از آن امام حسین(ع) بود،[۴۹] در ماجرای صلح امام حسن(ع) با معاویه حضور داشت،[۵۰] در حین حکومت معاویه شغل علمی خویش را خاطر نشان کرد و رویدادها زمان معاویه و نیز اقدامات وی در اوضاع و احوال و تحریف روایات را در کتابش تصویب کرد[۵۱] و در سال ۵۸ق (دو سال پیش از مرگ معاویه) خطبه امام حسین(ع) در منا را در کتابش نوشت.[۵۲]

در سال۶۱ق که شهیدشدن امام حسین(ع) اتّفاق به زمین خورد، از اوضاع سلیم چیزی در تاریخ تصویب نشده میباشد.[۵۳] سلیم در اواخر سال ۳۸ق امام سجّاد(ع) را که در سنّ شیرخوارگی بود ملاقات کرده بود[۵۴] و بعد از شهید شدن امام حسین(ع) از اصحاب امام سجاد(ع) شد، و در به عبارتی فرصت امام باقر(ع) را هم که هفت ساله یا این که بیشتر بود، ملاقات کرد.[۵۵]

فرار و گریز به عجم و دیدار با ابان بن ابی‌‌عیاش
در کتاب سلیم، درباره سال‌های پس از حادثه کربلا (از ۶۱ تا ۷۵ق)، به عنوان مثال ماجرای حکومت ابن‌زُبیر در حجاز و نیز قیام مختار در عراق، مطلبی نیامده میباشد، اما نقل شده که احتمالاً تا فرصت حجاج در کوفه بوده میباشد.[۵۶] در سال ۷۵ هجری، حجاج بن یوسف ثقفی از طرف عبدالملک بن مروان حکم دهنده عراق شد و به انگیزه پیوندها سلیم با امام علی(ع) در ادامه دستگیری وی برآمد. سلیم بن قیس از عراق گریز کرد و در شهری به‌اسم «نوبندجان» در اطراف شیراز اقامت کرد. وی درین مجال ۷۷ سال داشت.[۵۷]

در شهر نوبندجان، سلیم در منزل پدری ابان بن ابی‌عیاش اقامت کرد و با ابان که ۱۴ سال از عمرش می‌سپری شد آشنا شد.[۵۸] سلیم در اواخر سال ۷۶ق، در نوبندجان عجم در ۷۸ سالگی درگذشت و در به عبارتی شهر به خاک ودیعت شد. بعضی نیز سال وفات اورا ۹۰ق دانسته‌اند.[۵۹]

بازدید : 48
دوشنبه 12 خرداد 1404 زمان : 14:41


پس مخالفت ادامه یافت و شغل به صدور حکم تحریم استفاده توتون و تنباکو از طرف میرزای شیرازی کشید (ربیع‌الثانی ۱۳۰۹ق/نوامبر ۱۸۹۱م). آشتیانی حکم میرزا را در بین عموم منتشر ایجاد کرد و در تشویق آن‌ها به مخالفت با دخالت کافران در شغل های مسلمان ها، کارایی فراوان به عمل مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد پیروزی.

زیرا فعالیت پایداری بالازد، پادشاه‌ طومار‌ای به آشتیانی نوشت و به خشونت از وی خواست که برای کنسل حکم تحریم میرزای شیرازی مبادرت نماید. آشتیانی در پاسخی که برای فرمانروا ارسال کرد، به زیرکی به وی فهماند که‌این فعالیت از وی ساخته وجود ندارد و حکم میرزای شیرازی، تا‌زمانیکه امتیاز به کلی کنسل نشود، به قوت خویش باقی خواهد ماند؛ و نیز پادشاه را متوجه کرد که عموم از دخالت بیگانگان در کارها مرزو بوم، منزجر آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد گردیده‌اند.

ناصرالدین سلطان قاجار در آغاز از درِ ملایمت درآمد، ولی یه خرده آنگاه به خشونت گرایید و از آشتیانی خواست که بین خروج از طهران و کشیدن علنی قلیان، یک کدام از را برگزیند و وی خروج از طهران را برگزید. کلیه علمای تعالی طهران خویش را مهیا ساختند تا یاور آشتیانی پایتخت را سوراخ نمایند. عموم مطلع شدند و شوریدند و به کاخ سلطنتی حمله بردند که درنتیجه ۳۰ بدن از آنها کشته و زخمی شدند؛ البته توانستند از خروج آشتیانی از شهر خودداری نمایند. سرنوشت ناصرالدین‌پادشاه تسلیم شد و امتیاز رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد کنسل شوید.

بعد از کنسل امتیاز داخلی و فرنگی، امین السلطان از میرزای آشتیانی حکم مجوز را میخواهد که وی در پاسخ میگوید: « اوضاع و احوالِ این حکم از اینجانب وجود ندارد، تا رفعِ آن از اینجانب و به دست اینجانب باشد. بازداشتن این حکم از حضرت حجت‌الاسلام (میرزای شیرازی) بوده، رفع این بازداشتن نیز موکول به جناب وی شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد میباشد ».[۱۲]

فرزندان
محمدحسن آشتیانی چهار پسر و یک دختر داشت:

مرتضی آشتیانی (متوفی ۱۳۶۵ق) که در بعد از ظهر خویش از فقها و مدرسان تعالی ناحیههای علمیه بود و در موضوع خزانه روس و حوادثی که منتهی به کنسل امتیاز آن شد، نقش بسزایی داشت و در حرکت مشروطیت نیز کمپانی داشت. او به عنوان مثال علمایی بود که در بقاع عبدالعظیم حسنی متحصن شد.
مصطفی آشتیانی ملقب به «افتخارالعلماء» (مقتـول ۱۳۲۷ق/۱۹۰۹م) مُتَخلِّص به صَهْبا که در حرکت مخالفت با موسیو نوز بلژیکی نقش به‌سزایی داشت و در قیام مشروطیت در صف عموم قرار داشت و در تاریخ ۱۳۲۷ق در سن ۴۲ سالگی در منزلش بنا شده در جوار بقعه عبدالعظیم حسنی ترور شد.
میرزاهاشم آشتیانی (درگذشت: ۱۳۲۸ش.) که در عصر‌های سوم تا هشتم مجلس شورای ملی به نمایندگی گزینش شوید و نزدیک به سال ۱۳۷۸ق. در سن ۷۸ سالگی از عالم رفت.
میرزا احمد آشتیانی (۱۳۰۰ـ۱۳۵۹ق) متخلص به «واله» از حکماء و فقهای متبحر طهران بود که در فوت و فن متعدد جمعاً ۶۲ نوشتن از وی باقیمانده‌میباشد. او هنگام وفات، متصدی مکتب علمیه مروی بود.
آقا زاده خانم که نامش فاطمه بود و به همسری عموزاده خویش میرزا جعفر، مشهور به میرزا خرد آشتیانی درآمد و میرزا مهدی آشتیانی فرزند اوست.
اثر ها
نوشته‌هایش که به طور کتاب، رساله و لبه بر کتاب‌های سایر افراد، به یادگار باقی مانده‌ میباشد، عبارتند از:[۱۳]

بحرالفوائدفی‌تفصیل‌الفرائد، که از شایسته ترین حاشیه ها بر رسائل روحانی انصاری به شمار می‌رود. (او این تاثیر را زمانی نوشت که در درس روضه خوان انصاری کمپانی میکرد. سازه به حیث روضه خوان آقا گرانقدر تهرانی، دربین ۴۰ کناره که بر «رسائل» روضه خوان انصاری نگاشته شده است، این تاثیر از همگی آن‌ها مالامال مایه‌خیس، خوب و مفیدتر میباشد).[۱۴]
رسالة فی الاِجزاء
مباحث الالفاظ (تقریر مباحث اصولی روضه خوان مرتضی انصاری)
رسالة فی قاعدة نفی العُراز و الحَرَج (رساله‌فی‌الحرج)
کتاب القضاء و الشهادات (برگرفته از دروس روحانی انصاری)
رسالة فی حکم اوانی الذّهب و الفضّة
ازاحة الشکوک عن حکم اللباس المشکوک
رسالة فی الجمع در میان تصدی القرآن و الدعاء
رسالة فی نکاح المریض
کتاب الاجارة (تقریر درس‌های روضه خوان انصاری)[۱۵]
کتاب‌الخِلَل‌فی‌الفقه (الخلل فی الصلاة) (گستردن سوژه اختلال از کتاب شرایع الاسلام)
رسالة فی انه اذا سلّمت جماعة یکتفی بجواب واحد بصیغة الجمع ام لا
رساله سؤال و پاسخ (به فارسی)
کتاب الوقف (تقریر درس‌های روضه خوان انصاری)
کتاب الخمس
کتاب الزکاة
احیاء الموات و الاجارة
کتاب الرهن
کتاب الغصب
کتاب الصید و الذباحة
شاگردان
حسین قمی
سید عباس شاهرودی
سید نصرالله برادر
ابراهیم، فرزند ابوالفتح زنجانی
سید محمد بن محمد تقی حسینی تنکابنی
محمدعلی سلطان‌آبادی
میرزا محمد قزوینی
محمد سود قمی
فیاض
میرزا مسیح طالقانی
علی‌اکبر حکمی یزدی
سید ابوالقاسم حسینی
ملا بخشش‌الله کرمانی
سید اسماعیل مرعشی (ملقب به شریف‌الاسلام، در طب، شیمی و دانش حروف حرفه ای بوده‌میباشد)
ملا اسماعیل محلاتی
علی اکبر صدر الفضلاء
علی‌اکبر نهاوندی
ابوالقاسم بزرگ قمی
محمد وسیع قمی
محمدعلی حائری قمی
محمدتقی نهاوندی
حسین مازندرانی کولائی
علی‌اکبر مازندرانی
حمد پژوهشگران و تراجم‌نگاران
طریق علمی، فصاحت حرف و یافته‌های نو علمی و تشریح تفکر‌های روضه خوان انصاری به وسیله وی، شهرت‌اش را در سراسر کشور ایران طنین افکن کرد. یکی شاگردانش می گوید: «اینجانب گمان میکنم که در‌حالتی که روحانی مرتضی انصاری زنده می‌بود، تصدیق می کرد که بیانی اوفی از بیانش و تقدیری اکمل از تقریرش نمی شود و فضلایی که به تدریسش حاضر بودند، درین باب تصدیق می‌نمایند و استدلال به‌این فرمان، ذکر اوست مطالب مصنف را در لبه کبیره... ».[۱۶]

شاگردش سید محمد تنکابنی می گوید: « العلامة افضل علماء المرکز، جناب المستطاب صاحب و مالک البیان الحسن و الاخلاق المرضیة المحقق المدقق البارع الحاج میرزا حسن الآشتیانی و اینجانب ظن می کنم که چنانچه مرحوم روضه خوان مرتضی الانصاری زنده می‌بود، تقدیر و تصدیق می کرد که بیانی اوفی از بیانش و تقریری اکمل از تقریرش نمیشود و فضلایی که به تدریسش حاضر بودند، در‌این باب تصدیق می‌نمایند و عامل به این فرمان ذکر اوست مطالب مصنف را در لبه کبیره... ».[۱۷]

میرزا محمدعلی معلم تبریزی می‌نویسد: « حاج میرزا محمدحسن آشتیانی تهرانی، فقید پژوهشگر و فاضل مدقق از اعیان علماء و مجتهدین اهل ایران که به فضل و ادب و دیانت و وثاقت دارای اسم و رسم و از شاگردان روحانی مرتضی انصاری بود و به تازگیً به طهران آمده و در حوزه درس وی مرجع به کار گیری بخش اعظمی از اجلاء بعدازظهر خویش شوید ».[۱۸]

درگذشت
او در ۲۸ جمادی‌الاول سال ۱۳۱۹ق (سپتامبر ۱۹۰۱م)، در سن ۷۱ سالگی، در طهران هنگام خواندن زیارت جامعه کبیره وفات یافت. پیکرش را در مجاورت ضریح عبدالعظیم حسنی به ودیعه سپردند تا بعداز مدتی به نجف جابجایی دهند. عاقبت پیکر او در آرامگاه جعفر شوشتری در نجف دفن شوید و بعد از وی فرزندش روضه خوان‌مرتضی آشتیانی که وی نیز عالم بود، مرجعیت روضه خوان یافت. فرزندش، مرتضی آشتیانی می گوید: « بعداز ۸ ماه که تصور می‌کردیم بدنش دیگر کم آب گردیده و مدل گشته، از امانتگاه درآوردیم که به عتبات ببریم. مشاهده کردیم بدنش هیچ تغییری نکرده و همانگونه که ودیعت بودیم، میباشد و حتی اینکه ران چپش ورم داشت و در موقع رحلت آن را چشم بودیم، اصلاً نادر نشده بود. پیکرش را به نجف بردند و در کنار قبر روضه خوان جعفر شوشتری دفن کردند ».[۱۹]

بازدید : 22
شنبه 10 خرداد 1404 زمان : 17:30


محمد بن منصور بن احمد بن ادریس حلی عجلی دارای شهرت به ابن ادریس، عالم تأثیرگذار امامی در اواخر قرن ششم قمری. نقل شده که نسبش از طرف مامان، به سه واسطه به روحانی طوسی مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد می رسد.

وی در فقه، اصول، تعبیر و لغت تبحر داشته و مالک حیث بوده میباشد. ابن ادریس به جهت استعمال عقل در استنباط احکام دینی و به باعث فتواهای شاذ (عقیده مخالف معروف فقها) پر اسم و رسم میباشد. ابن ادریس با شکستن جو تقلیدی که از مجال روحانی طوسی به وجود آمده بود فقه را وارد مرحله جدیدی نمود. انکار خبر واحد از مشهورترین مبانی دینی ابن ادریس میباشد. استادان دارای اسم و رسم او ابوالمکارم بن زهره و ابن شهرآشوب می باشند و عده ای مانند ابن نما و حسن بن یحیی (بابا متفحص حلی) از شاگردان وی محسوب می شوند. تاثیر معروف و تاثیرگذار ابن ادریس، کتاب سرائر رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد میباشد.

به دنیاآمدن و نسب
اسم وی محمد، لقب مشهورش ابوعبدالله و لقبش فخرالدین و شمس‌الدین میباشد.[۱] ابن ادریس را عِجلی و رَبَعی (منسوب به بنی‌عجل، خاندان‌ای از دیده نشده بن وائل از شاخه ربیعه)[۲] نیز خوانده‌اند.[۳] ابن ادریس فرصت بلوغ خویش را ۵۵۸ق بیان نموده است،[۴] براین اساس بعضی پیش گویی زده‌اند که او در ۵۴۳ق به عالم آمده آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد میباشد.[۵]

ابن ادریس در کتاب مصباح المتهجد، اسم پدرش را منصور بن احمد بن ادریس آورده میباشد.[۶] البته درباره نسب مادری، اختلاف وجود داراست بعضی او‌را نوه دختری روحانی طوسی دانسته[۷] و برخی منابع نیز اورا نواده دختری روضه خوان مسعود ورام بن ابی فراس بن حمدان شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد دانسته‌اند.[۸]

استادان و شاگردان
مهمترین استادان و مشایخ روایی ابن ادریس عبارت‌اند از:

عبداللّه بن جعفر دوریستی؛ ابن ادریس از روش این مدرس خویش از روحانی موءثر نقل قصه می‌نموده است.[۹]
علی بن ابراهیم علوی عُرَیضی
عربی بن مسافر عبادی؛ ابن ادریس از این مدرس خویش نقل ماجرا می‌نموده است.[۱۰]
جمال الدین هبة‌اللّه بن رطبه سوراوی؛ ابن ادریس از وی نقل داستان می‌نماید.[۱۱]
حسین بن هبةاللّه سوراوی
ابوالمکارم ابن زهره حلبی مؤلف غنیة النزوع
ابن شهر آشوب[۱۲]
عمادالدین طبری و الیاس بن ابراهیم حائری، واسطه نقل داستان ابن ادریس (مثلا صحیفه سجادیه) از ابوعلی طوسی شمرده‌ شد‌ه‌است.[۱۳]
برخی شاگردان ابن ادریس و راویان حدیث از وی عبارت‌اند از:

سید شمس الدین فخار بن مَعْد موسوی؛ وی مدرسِ متفحص حلی میباشد.[۱۴]
با حجب و حیا‌الدین محمد بن جعفر ابن نما و بابا بزرگش جعفر بن نما[۱۵]
ابوالحسن علی بن یحیی خیاط؛[۱۶]
سید محیی الدین حسینی حلبی؛ برادرزاده ابن زهره حلبی.
جعفربن احمد قمرویه حائری؛ کتاب المسائل به خط وی و املای ابن ادریس میباشد.[۱۷]
بهاءالدین ورّام؛
حسن بن یحیی حلّی، بابا پژوهشگر حلی[۱۸]
روحانی مشخص الدین ابوالحسن تندرست مازنی؛ وی معلمِ خواجه نصیر الدین طوسی میباشد.[۱۹]
تاثیرات در فقه
تا قبل از ابن ادریس کلیه فقیهان به دوران یک قرن دنباله رو روحانی طوسی بوده و جرأت مخالفت با طریق استنباط و فتاوای او را نداشتند ولی ابن ادریس این حایل را شکسته و فقه را وارد مرحله جدیدی نمود. به حیث دانشمندان، بیشتر فقیهان بعداز روحانی طوسی، به‌منجر اتکا و حسن اعتقاد و باور به روضه خوان، در آرای فقاهتی و غیرفقهی، از وی تاسی می‌کردند؛ ازاین‌رو استنباط و اجتهاد در فقه شیعه رو به افول بنیان.[۲۰]

شماری نادر از فقها مانند ابن ادریس که به لزوم استقلال فکری دانا دشوار پایبند بود، به تاسی از آرا و اذهان گذشتگان خرده گرفتند و باب عیب گیری آرای روحانی طوسی را گشودند. این‌شیوه بر فقهای ادوار سپس تأثیر گذاشت و به جنبش اجتهادی در فقه شیعه جانی مجدد اعطا کرد.[۲۱]

آرای شرعی ابن ادریس در منابع شرعی آجل همواره گزینه دقت قرار گرفته میباشد[۲۲] و گاهی آرای وی یاور با حیث گروهی از فقهای حلّه (اصطلاحا: حِلّیون) مذکور میباشد.[۲۳]

بازدید : 23
پنجشنبه 8 خرداد 1404 زمان : 10:42


عمل
کمپانی در جهاد
کشف کننده الغطاء در ماجرای نبرد جهانی اولیه (۱۲۹۳ ـ ۱۲۹۷ش) که سید محمدکاظم طباطبایی یزدی علیه تجاوز انگلیسی‌ها فتوای جهاد بخشید، تحت عنوان یک سرباز به توده مجاهدان عراقی پیوست. وی در معاش‌طومار خودنوشت، گزارش‌هایی از نقش انگلیسی‌ها، ناکامی در شعیبیه و عقب‌نشینی نیروهای عثمانی، قیام عموم نجف و کربلا و حله، کشته شدن مارشال انگلیسی، محاصره نجف و تصرف آن به وسیله انگلیسی‌ها، دستگیری انقلابیان، و نجات شماری از آنها از اعدام و مسائل دیگر ارائه نموده است.[۱۸] زِرِکْلی، تالیف کننده و مورخ اهل‌سنت، اورا یک کدام از رهبران انقلاب‌های عموم عراق به شمار مسجد غدیر بلوار معلم مشهد آورده میباشد.[۱۹]

سفرها و دیدارها
کشف کننده الغطاء به کشور ایران، هند، شام و مصر هجرت کرد. افزون بر علما و شخصیت‌های مذهبی، مقامات سیاسی کشورهای گوناگون نیز غالبا هنگام هجرت کشف کننده الغطاء به سرزمین آنها، به باعث نفوذ و اعتبار وی در عالم تشیع، به دیدار و دعوا با او عشق‌مند مسجد غدیر فلاحی مشهد بودند.[مستلزم منبع]

کشف کننده الغطاء چند دفعه به کشور ایران آمد و به گفته خودش، در یکی سفرها در سال ۱۳۲۷ش، محمدرضا پهلوی خواستار دیدار با وی بوده، ولی نپذیرفته میباشد. دو سال آن‌گاه در سفری دیگر به کشور‌ایران، با پافشاری پادشاه به دیدار وی رفته و نیز با سپهبد رزم‌آرا و وزیر معارف وقت نیز ملاقات نموده است.[۲۰] او در کشور‌ایران هم‌اینگونه با عبدالکریم حائری یزدی، کاشانی، خلیل کمره‌ای، احمد شاهرودی، سید حسین طباطبایی قمی و اکثری از علمای سرشناس دیدار مسجد بابا غدیر مشهد داشته میباشد.[مستلزم منبع]

در تعدادی مسافرت که به شامات و مصر داشت، با علمای اهل‌سنت و روشنفکران مذهبی که منادی بیداری و وحدت اسلامی بودند، مذاکره کرد. در سال ۱۳۵۰ق. برای کمپانی در کنفرانس قدس از سوی مجلس اسلامی فلسطین از وی دعوت شد. در مسجد الاقصی، وقت نماز عشاء در حالی که عده ای از علما و بزرگان مذهبها متفاوت برای مثال رشید رضا، روضه خوان شلتوت، سید محمد زباره، روحانی نعمان الاعظمی حاضر بودند، مفتی فلسطین امین الحسینی یار و همدم امام مسجد الاقصی از کشف کننده الغطاء خواستند که نماز را امامت نماید.[۲۱] در‌این مسافرت، او با بخش اعظمی از شخصیت‌های تأثیرگذار اهل سنت دیدار و اذعان مسجد بابا قدرت مشهد کرد و کرد.[۲۲]

اثرها و تألیفات
نوشته ی علمیٔ اساسی: فهرست اثر ها محمدحسین کشف کننده‌الغطاء

موسوعه فقهیه محمدحسین کشف کننده‌الغطاء

موسوعه کلامیه محمدحسین کشف کننده‌الغطاء
شمار تألیفات کشف کننده الغطاء از هشتاد کتاب و رساله بالاتر می‌رود، اما بیشتر آنان هنوز به چاپ نرسیده میباشد.اثر ها کشف کننده الغطاء، در موضوعات مختلفی تألیف گشته‌اند برای مثال: فقه شیعه مانند لبه وی بر کتاب عروة الوثقی، تفصیلِ کتاب تبصرة المتعلمین و وجیزة الاحکام و موضوعات کلامی و اعتقادی و پناه از اسلام و ادیان الهی در قبال عقیده‌های جدیدی همانند عقیده داروین[۲۳] و نیز معرفی و مدد از تشیع مانند اصل الشیعة و اصولها.

او برخی کتاب‌های ادبی و دیوان‌ شاعران را نیز تصحیح و تفصیل کرده و اشعاری نیز در جواب به شک ها معارضان شیعه سروده میباشد مانند شعری که در رد قصیده شکری آلوسی( ادیب وتاریخ نگار سَلَفی تکفیری درگذشت:۱۳۴۲ق) علیه امام مجال(عج) سروده بود.[۲۴] [۲۵]

تیم اثرها فقاهتی وی در یک زمان ۲۷ جلدی با تیتر «موسوعة الامام محمدالحسین آل کشف کننده الغطاء، الآثار الفقهیة» و گروه اثرها کلامی وی در یک عصر ۱۴ جلدی با تیتر «موسوعة الامام محمدالحسین آل کشف کننده الغطاء، الآثار الکلامیة» بوسیله پژوهشگاه علم ها و فرهنگ و تمدن اسلامی در قم منتشر گردیده است.[۲۶]

تامل‌ها
طریق تطبیقی در فقه
فقهای شیعه کوشش‌های اکثری در فقه تطبیقی ایفا داده‌‎اند که برای مثال آنان می‌اقتدار به مغایر روضه خوان طوسی اشاره نمود. کشف کننده الغطاء نیز درین راستا به کتابت اثراتی دست زد.[مستلزم منبع]

او در کتاب تحریر المجله، به مقایسه فقه حنفی و فقه شیعه دست زد. این کتاب از کوشش‌های پیشتاز و پیش‌قدم در عرصه مقایسه در بین فقه شیعه و فقه حنفی، براساس خبرنامه الاحکام العدلیة دولت عثمانی میباشد.[مستلزم منبع]

کتاب «الاحکام العدلیة» که در دانش گاه‌های دستمزد برنده کشورهای عربی و اسلامی درس دادن میشد، از مهم ترین منابع فقاهتی و حقوقی، و مبنای فعالیت قضات و علمای دستمزد و متخصصان این رشته بود. کشف کننده الغطاء از قیمت شرعی این کتاب کلام بیان کرد و همت فقهای دیگر مذهبها را ارج بنیان. وی معتقد بود که ما حق این قوم و قبیله را ارج می‌نهیم و خط مش تمامی به سوی معبود میباشد و پروردگار به تمامی وعده مشوق نیک داده و هر مورد از فقهای پر رنگ اسلام که همت خویش را به شغل گیرد و اجتهاد ورزد، تلاش‌اش مشکور میباشد.[۲۷]

حلال درک کردن موسیقی
کشف کننده‌الغطاء حکم به مباح بودن غنا و موسیقی غیر مبتذل در حوزه علمیه نجف داده میباشد. او موسیقی را هنری گرانبها و یک کدام از ارکان حیات و از موهبت‌هایی می‌دانست که دست‌یابی به آن برای اکثری از عموم طاقت فرسا میباشد.[۲۸]

عقیده تغییر و تحول بعضی احکام
به اعتقاد و باور وی «در حالتی‌که در اسلام احکامی میباشد که در حین مجال نباید تغییر‌و تحول و تبدیل یابد، احکام دیگری هم میباشد که به مقتضای عقل، منطق و مستلزمات فقاهتی، بایستی تغییر تحول یابد؛ ولی اکثری مجتهدان، ذوق وسلیقه اجرای این تبدیل و تغییر تحول را ندارند و این سیرتکامل احکام، همچنان جامد و بیگانه از هدفی میماند که در شرع نظر گردیده بود.»[مستلزم منبع]

دقت به دستمزد زنان
کشف کننده‌الغطاء زنان را به سواد‌آموزی در عین پای‌بندی به دستمزد زناشویی و تربیت لایق نسل آجل فراخواند. این دعوت با اعتنا به وضعیت اجتماعی و تاریخی آن عصر عراق، اصلی شمرده گردیده است. کشف کننده الغطا، مردان را به رعایت احترام زنان که سهم دار زندگیشان و دارنده حقوقی موازی با دستمزد مردان می‌باشند، دعوت کرد. او معتقد بود که آفریدگار، عقل و کمال را به مردان منحصر به فرد نکرده و روایاتی که از نقصان عقل زن کلام میگوید، عقل تجربی را خواسته نموده است؛ خیر عقل غریزی فطری را و عقل تجربی از رویکرد کثرت معاشرت، معامله و... به دست می آید.[۲۹]
کشف کننده الغطاء اولیه مجتهدی میباشد که حق جدایی زنی را که شوهرش به بیماری سل در گیر گردیده به خویش آن زن امانت و این نظر را دارد، اینگونه زنی میتواند فارغ از جلب موافقت شوهر جدایی بگیرد؛ در حالی که جدایی، از منظر دینیً حق مرد میباشد. به لحاظ می رسد که کشف کننده الغطا این حکم فقهی را با استناد به قاعده لاحرج که مستند به آیه «وَمَا جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَ‌جٍ؛ و ـ خداوندـ در دين بر شما سختى قرار نداده میباشد»[۳۰] استنباط نموده است.[۳۱]

بازدید : 20
سه شنبه 6 خرداد 1404 زمان : 15:11


تاریخ کتابت
در ترجمه عربی کتاب که بدان اشاره شد، به تاریخ اتمام کتابت این تاثیر در سال۶۳۰ تصریح شد‌ه‌است. قبل از آشنایی تاریخ ظریف کتابت کتاب، عباس اقبال در پیشگفتار تصحیح کتاب، بر طبق قرائنی تاریخ تقریبی کتابت را بعداز سال۶۰۰ و قبل از ۶۵۳ دانسته بود. طبق نوشتۀ مؤلف[۲۰] رهروان حسن صباح تا فرصت او باقی بوده و شوکت و مُکنت داشته‌اند. از‌آن‌جا‌که آنها تا حملة هولاکو در ۶۵۳ ه‍.ق اقتدار را در مشت داشته‌اند، این کتاب بایستی تا قبل از این تاریخ نگاشته گردیده باشد. همینطور صاحب و مالک تاثیر در یک سری جا[۲۱] با اشاره به اثرها و آوازه فخررازی (۵۴۳- ۶۰۶ ه‍.ق) حیث او‌را در کنار لحاظ باقلاّنی و غزالی می آورد و از یک کدام از مجالس وعظ وی در خوارزم مطلبی نقل می‌نماید. به این ترتیب، تبصرة العوام در دورة آوازه فخررازی و قبل از باخت رهروان حسن صبّاح به کتابت درآمده مسجد غدیر بلوار معلم مشهد میباشد.[۲۲]

امتیازات کتاب
اثری برای عامه
تبصرة العوام فی معرفة مقاله ها الانام، همچنان که از اسم آن پیداست، به توضیح گفته‌ها و نظر ها برای عامة عموم میپردازد. در بعضا گزارش ها[۲۳] تبصرة العوام را سابق‌ترین کتاب شیعی فارسی در زمینه ادیان و مذهبها دانسته‌اند، و این در حالی میباشد که کتاب فارسی ذکر الادیان حدود یک قرن ونیم قبل از آن در همین حوزه تألیف گردیده بود[۲۴] احتمالاً اینان شیعی بودن مؤلف ذکر الادیان را قطعی ندانسته‌اند. تبصرة العوام و ذکر الادیان هر دو کتاب‌هایی فارسی در مورد ادیان و مذهب ها‌اند که از پیش از استیلای مغول بجا مسجد غدیر فلاحی مشهد باقی‌مانده‌اند.

نثری جاری البته جامع
ادبیات تبصرة العوام از جهت خل وچل سخن و شیوایی در توان ذکر الادیان وجود ندارد، ولی به دلیل شرح مطالب و گستردگی و جامعیت، اصلی‌خیس از آن میباشد.[۲۵]به طور کلی، داده ها عظیم، باریک بینی، دسترسی به منابع فراوانِ دستِ نخستین[۲۶] و سعه مشربِ مؤلف، اثری نفیس در این مورد پدید آورده میباشد. از جملهً مؤلف در وجه تسمیه فرقه‌ها، به معنای ممدوح و نیز معنای مذموم آن‌ها -که بیشتر دست آویز معاندان هر فرقه میباشد- اشاره می‌نماید[۲۷] و یا این که در اولِ گفت و گو از فرقه‌های منسوب به اسلام، به توجه، معنای گوناگون آئین و ایمان و اسلام را بیان کرده و در بین اسلام و استسلام تمایز قایل می شود[۲۸] به لحاظ اقبال[۲۹] مؤلف تبصرة العوام در نقل حکایات فرقه‌های غیرامامیه و رد گفته‌های آن‌ها از تعصب دور نبوده و در طرح آرا سعی بر ردِّ آرای سخیف و ضعیف داشته میباشد؛ این لحاظ اقبال در منابع دیگر نقل شد‌ه‌است[۳۰]ولی از مقایسة تبصرة العوام با دیگر کتابهای آن زمان در زمینه ادیان و مذهب‌ها، به لحاظ میرسد که درین داوری چندان جانب انصاف رعایت مسجد بابا غدیر مشهد نشده میباشد.

لحن احتجاجی
یکی‌از مشخصه‌های کتاب، لحن احتجاجی تالیف کننده میباشد که بر کلیهٔ مطالب کتاب غلبه دارااست. رازی ابتدا تصریح می‌نماید که‌این کتاب را به خواهش «جماعتی از سادات عظام و علماء و غیرهم» نوشته مسجد بابا قدرت مشهد میباشد.[۳۱]

آیینه بعد از ظهر خویش
دوران تألیف تبصرة العوام از دید مجادلات مذهبی، بسیار گزینه دقت میباشد و کتابت کتاب‌های متفاوت درین حوزه شاهدی بر این مدعاست[۳۲] تبصرة العوام به نوعی آرم دهنده الگوی شرعی کشور ایران بعد از ظهر سلجوقی میباشد و به دلیل اطلاعاتی که از توزیع جغرافیایی مرکز ها مذهبی آن بعدازظهر به دست می دهد، التفات داراست.[۳۳] ناگفته نماند که بعضی گزارش‌های تاریخی او نیز از نادرست بدور وجود ندارد[۳۴]، البته به جهت یک سری غلط و فقطً چرا که مؤلف از علمای حدیث بوده نباید کتاب را از دید داده ها تاریخی ضعیف شمرد.

محتویات کتاب
تبصرة العوام در ۲۶ باب تهیه و تنظیم گردیده و تالیف کننده فهرستی از باب‌های کتاب را در پیشگفتار ارائه داده میباشد.[۳۵]

باب‌های اولیه تا سوم
باب ابتدا به «مقاله‌ها فلاسفه و امثال وی» تخصیص یافته[۳۶] که بطور کلی بر آراء ابونصر فارابی توکل کرده[۳۷] و این نظر را دارد که «این خویشان را خبط بسیار میباشد».[۳۸] دو باب آتی به ذکر «مقاله ها مجوس [زرتشتیان] و آئین وی»[۳۹] و «برخی مقاله‌ها جهودان[یهودیان]، ترسایان [مسیحیان] و صابئین [مندائیان]»[۴۰] پرداخته میباشد.

باب‌های چهارم تا هجدهم
باب چهارم تا باب هجدهم، شامل «بیان اصل فرق اسلامی و مقاله‌ها وی» میباشد.[۴۱] او در ذکر فرق اسلامی، بنابر حدیث افتراق، تعداد فرقه‌ها را ۷۳ میداند، ولی این نظر را دارد که اساسا، تمامی فرقه‌ها شاخه‌های دو فرقه اهل سنّت و شیعه‌اند که معاندانِ هریک آنها‌را به ترتیب نواصب و روافض خوانده‌اند[۴۲] احتمالاً اسم تبصرة العوام فی گستردن مذهب‌ها المِلّتین[۴۳] که برای این کتاب مذکور، به‌این تقسیم‌بندی ناظر میباشد.

مقدس اردبیلی[۴۴] می‌نویسد که الفصول التامّة، تاثیر عربی منسوب بدین مؤلف، بر طبق این دو فرقه تقسیم بندی شد‌ه‌است. مؤلف تبصرة العوام بعد از طرح زمینه جانشینی فرستاده اکرم صلی اللّه علیه وآله وسلم و رد حیث اهل سنّت[۴۵]، در فصل‌های آنگاه به مطرح شدن فرقه‌های خوارج، معتزله، مُشَبّهه و مُجَسِّمه می پردازد.[۴۶]

حدیثی که مؤلف به گزارش کتاب حکم دهنده محمد بن اسحاق زوزنی از رسول اکرم در امر پیشگویی کل جزئیات ظهور فرقة کرّامیه و لعن آن ها نقل می‌نماید[۴۷]، حکایت از مخالفت‌های شدید با ابوعبداللّه کرّام در آن زمان دارااست.

مؤلف مذهب‌ها شرعی اهل سنّت را در فصل مُشبّهه طرح می‌نماید و آن ها را در تقسیم بندی خیر چندان مرتبی هفت فرقه برمی‌شمارد.[۴۸] گزارش نسبتاً مفصّل او از عقاید اشعری، برخلاف گزارش ابوالمعالی در ذکر الادیان، احتمالاً نماد‌ای از داده ها عظیم‌خیس اوست.[۴۹]

مؤلف در خصوص دوازدهم به «مقاله‌ها اهل تناسخ»[۵۰] و در خصوص شانزدهم[۵۱] به فرقه‌های صوفیه حیث داراست و آنان را شش فرقه میداند (و جذاب آنکه حلاج را ساحر میخواند). درباره ی بعد از آن، با طعنه، اقوال بزرگان تصوف را از رسالة قشیریه نقل می‌نماید.[۵۲] به لحاظ او، صوفیان کلیه از اهل سنّت‌اند و این استدلال محکمی بر محکومیت آن ها میباشد. ظاهراً در‌این زمان شیعه‌ها، به مراتب، بیشتر از اهل سنّت با صوفیه دشمنی می‌ورزیدند و احتمالاً از بین شیعه هنوز بزرگانی در تصوف برنخاسته بودند.[۵۳]

راجع‌به‌های آن‌گاه به قومی که مدعا اهل سنّت و جماعت بوده‌اند تعریض داراست، برای مثال به عبدالقاهر بغدادی که در الفرق در میان الفرق، فرقة خویش را ناجی می داند.[۵۴]

باب‌های نوزدهم تا بیست و ششم
درپی، مؤلف به مسائل دیگری مثلا فرقه‌های شیعی، ناجی بودن اثناعشریه، احادیثی در‌شان اهل بیت، عقاید اثناعشریه، حکایت فدک و فضایح بنی امیه پرداخته میباشد.[۵۵] او شیعه را به چهار فرقه تقسیم می‌نماید که تا مجال او باقی بوده‌اند: امامیان، زیدیان، اسماعیلیان، نُصَیریان، و فرقة اخیر را نیز به هفده فرقة خرد‌خیس تقسیم می¬نماید. وی[۵۶] می‌نویسد که‌این قبیله را در هر جا با نامی می خوانند؛ در اصفهان الاغّمیه، در قزوین و ری مزدکی و سنبادی، در ماهین مُحَمِّره، در آذربایجان قولیه و در ماوراءالنهر مُغان.[۵۷]

نحوه تالیف کننده
تالیف کننده در ترتیب باب‌ها از طرح خاصی تاسی نمی‌نموده است. از جمله در زمینه‌ی پنجم که به «بیان فرق خوارج و مقاله ها و اولِ عمل وی» تخصیص یافته میباشد،[۵۸] تالیف کننده خلال ذکر اینکه هر فرقه‌ای «دعوی نمایند که آیین و اسلام و ایمان آنست که اعتقادوباور وی میباشد» مورد نیاز چشم میباشد تا در آغاز از «بیان آیین و ایمان و اسلام» خاطر نماید.[۵۹]

مآخذ کتاب
کتاب تبصرة العوام از نگاه منابع نیز شایان توجه میباشد. به ویژه که پاره‌ای از مآخذ مولف از فی مابین رفته، و یا این که هنوز به دست نیامده میباشد. مسلم میباشد که رازی در ذکر آراء و عقاید ادیان و مذهبها، در اکثری از موردها بر منابع فرقه‌شناسی توکل داشته، و از آنان تأثیر پذیرفته میباشد. البته در موردها خاصی برای ذکر عقاید اصحاب ادیان و فرق، به مآخذ خویش تصریح نموده است. به عنوان مثال در زمینه‌ی دیانت زرتشتی از دو کتاب خاص وی مذکور[۶۰] و همینطور در مباحث مرتبط با تاریخ سده یکم ق. از اثرها واقدی و بلاذری خاطر نموده است.[۶۱]

برای مثال مآخذ اصلی وی، کتابی میباشد از محمد بن عبدالکریم شهرستانی (درگذشت:۵۴۸ق) در تفصیل سوره یوسف[۶۲] از سایر مآخذ تالیف کننده تبصرة العوام می‌قدرت این اثرها را اسم موفقیت: متعدد الحدیث[۶۳] و المعارف از ابن قتیبه[۶۴] ، تاریخ ابوبکر خوارزمی[۶۵]، محاضرات راغب اصفهانی[۶۶]، القسطاس المستقیم محمد غزالی[۶۷]، الزینه ابوحاتم رازی[۶۸] و مقاله ها ابوالحسن اشعری از ابن فورک.[۶۹]

چاپ ‌ها
ظاهراً تبصرة العوام اولیه توشه در ۱۲۹۶ در لاهور و آن گاه در ۱۳۰۹ و ۱۳۱۳ش. در طهران، به ضمیمه کتاب قصص العلماء تاثیر میرزا محمد تنکابنی، و در ۱۳۱۳ش به تصحیح اقبال در طهران منتشر شد[۷۰] روحانی حسین بطیطی نیز این کتاب را به عربی ترجمه کرد و به ضمیمه قصص العلماء در ۱۳۰۴ و ۱۳۱۹ش. چاپ کرد.[۷۱]

اثر ها دیگر مؤلف
از سایر اثر ها مؤلف تبصرة العوام، الفصول التامّة فی هدایة العامة و نزهة الکرام و بستان العوام را بیان کرده‌اند که به عربی درج شده‌اند. چنان که از تیتر این سه کتاب برمی‌آید و خویش مؤلف نیز در انتها نزهة الکرام اشاره کرده، او برای رواج مذهب شیعی و برای جمع عوام کتاب می‌نوشته میباشد. وی در کتاب نزهة الکرام به مشاجره از فضیلت ها امامان اثناعشری پرداخته میباشد.[۷۲]

تعداد صفحات : 56

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 561
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه