loading...

بهترین مرجع مسجد غدیر باباعلی مشهد

بازدید : 31
يکشنبه 8 تير 1404 زمان : 12:02

گفته می شود، این حدیث، خلال فضیلت امام علی(ع)، بر خلافت و پاکی وی نیز دلالت داراست؛ چون فرستاده(ص)، به جز نبوت، کلیه فضائل و خصوصیت‌ها و مناصب هارون را برای حضرت علی اثبات دانسته میباشد.[۳۰] سازه بر نشانه‌ها قرآن، حضرت موسی از پروردگار خواست تا برادرش هارون را وزیر وی سازد و در مورد رسالت شریکش گرداند تا امداد‌اش دهد.[۳۱] خداوند با درخواست وی موافقت کرد[۳۲] و هارون، در غیاب موسی، جانشین وی شد؛[۳۳] طبق این نشانه‌ها، تک تک مناصب حضرت موسی برای برادرش نیز بوده میباشد و در شرایطی که وی بعداز موسی زنده میماند، جانشین او مسجد غدیر بلوار معلم مشهد میشد.[۳۴]

برخی، با نظارت تشبیه مو جود درین حدیث، نکات ظریفی ذکر نموده‌اند، برای مثال:

هارون نزد موسی دارنده منزلت و رده والایی بود و از اینجا می‌اقتدار به عظمت جایگاه امام علی(ع) و سزاواری وی بر خلافت پس از فرستاده اکرم پی پیروزی.[۳۵] با توکل بر ماجرای هارون و حضرت موسی در قرآن، هارون وزیر و سهم دار موسی در کارش بود، پس علی نیز درباره ی خلافت و ولایت، جز نبوت، سهیم رسول(ص) مسجد غدیر فلاحی مشهد بود.[۳۶]

هارون برگزیدگان شخص قوم و قبیله موسی نزد معبود و پیامبرش بود، علی نیز اینگونه بود.[۳۷] هارون اخوی موسی بود[۳۸] و علی به جهت حدیث مؤاخات، که به تواتر در کتاب ها شیعه و سنّی اورده شده، اخوی نبی پروردگار بود. هارون خلیفه موسی در غیبتش به صورت مطلق بود، علی نیز اینگونه بود، به ویژه با تصریح رسول(ص) که فرمود: «‌لاینبغی أن أذهب اِلّا و أنت خَلیفَتی‌‌» (لایق وجود ندارد اینجانب به پیکار تبوک روَم، مگر اینکه تو جانشین اینجانب مسجد بابا غدیر مشهد باشی).

هارون فقید‌ترین شخص خویشاوندان موسی بود، علی هم به تصریح رسول(ص) فقیه‌ترین شخص بعداز فرستاده(ص) بود.[۳۹] اطاعت از هارون بر یوشع بن نون (وصی موسی) و امت موسی واجب بود، اطاعت از علی نیز با فرض وصایت ابوبکر، قدمت، عثمان یا این که هر شخص دیگری، بر آنان واجب بود.[۴۰] هارون دوستداشتنی‌ترین شخص نزد آفریدگار و موسی بود، علی نیز این‌سیرتکامل مسجد بابا قدرت مشهد بود.[۴۱]
پروردگار پشت موسی را با برادرش هارون، نیرومند و سفت ایجاد کرد و پشت نبی اکرم(ص) را با علی.[۴۲]
هارون معصوم از نادرست و نسیان بود، و علی نیز اینگونه بود.[۴۳]
شک و تردید در مدرک حدیث
بعضا عالمان سنّی در گواهی حدیث تشکیک کرده و بعضا آن را از تمام شمرده‌اند.[۴۴]

علمای شیعه در جواب گفته‌اند: بی‌شک این حدیث، مستفیض،[۴۵] بلکه پشت سرهم میباشد[۴۶] و به عهد و پیمان محدّثان، این ماجرا از «أصَحّ السّنن و أثبت الآثار» میباشد.[۴۷] شمس الدین ذهبی، از عالمان پر رنگ اهل سنت، در تلخیص المستدرک به صدق آن مدرک داده میباشد.[۴۸] نقل حدیث جایگاه در درست بخاری و درست مسلم، نشانه از درستی آن از طریقه اهل سنت میباشد.[۴۹] افزون بر اینها، معاویه، معاند سرسخت امام علی(ع) که امر به سبّ و لعن و جعل حدیث بر ضد آن حضرت داده بود، خیر فقط حدیث رده را انکار نکرد، بلکه خودش نیز آن را داستان کرد.[۵۰]

علامه شرف الدین این حدیث را از احادیثی شمرده که به اجماع مسلمانها تردیدی در درستی آن وجود ندارد.[۵۱]

ادعای انحصار جانشینی به ماجرای غزوه تبوک
بعضی علمای اهل سنت مانند ابن تیمیه این حدیث را صرفا ناظر به ماجرای غزوه تبوک دانستند.[۵۲] توده‌ای دایره را تنگ‌خیس کرده و گفته‌اند نبی، علی را تنها جانشین خویش در شهر مدینه یا این که دربین خاندانش قرار اعطا کرد.[۵۳] و نیز اینکه صدق حدیث به آن معنی وجود ندارد که تک تک مناصب و رده‌های حضرت فرستاده، جز نبوت، برای علی اثبات خواهد شد، بلکه ظواهر حدیث دلالت می‌نماید که علی تنها در مقطع غایب بودن نبی(ص) و رفتنش به تبوک، آن هم درخصوص کارها مرتبط با خانواده نبی(ص)، خلیفه و جانشین آن حضرت بوده میباشد، چنان که هارون در مقطع غایب بودن موسی خلیفهٔ وی بود.

در جواب این شبهه دو نکته نقل شده میباشد:

نکته نخستین: بخش اعظمی از عالمان اهل سنت این حدیث را منحصربه‌فرد به ماجرای تبوک ندانسته و معتقدند که نبی(ص) در مناسبت‌های دیگر نیز اینگونه فرموده میباشد. ابن ابی الحدید[۵۴] در تأیید وزارت حضرت علی، به قرآن و احادیث استناد کرده و می گوید کل مراتب هارون برای امام علی(ع) اثبات میشود و در حالتی که رسول(ص)، خاتم الانبیا خلا، حتی حضرت علی، در زمینه ی رسالتش هم سهم دار میشد. رسول(ص) اسامی فرزندان علی(ع) را همانند اسامی فرزندان هارون قرار بخشید و آنها را حسن و حسین نامید و فرمود: اینجانب آن‌ها‌را به اسامی فرزندان هارون، یعنی شُبَّر و شُبَیر، نامیدم.[۵۵]

نکته دوم: خویش صحابه نیز از ماجرا، عمومیت مناصب را برداشت می‌کردند، از جملهً هنگامی از جابر بن عبدالله انصاری درباره معنای حدیث مقام پرسیدند، جواب اعطا کرد فرستاده(ص) با این کلام علی را جانشین خود میان امتش، در زندگانی و بعداز مرگ خویش قرار داده و اطاعت از او‌را بر شما واجب گردانده میباشد.[۵۶]

ادعای تخصیص جانشینی به فرصت حیات فرستاده(ص)
به گفته بعضی عالمان اهل سنت، هارون سکو خلافت و بقیه مراتب را تنها در طی معاش حضرت موسی داشت؛ چون او پیش از موسی درگذشت، پس ممکن میباشد بگوییم، علی نیز رده‌های هارون را تنها در طول حیات فرستاده پروردگار داشته میباشد؛ به این ترتیب، حدیث رده را نمی‌قدرت نص بر خلافت بعداز وفات رسول(ص) دانست.[۵۷]
در مقابل، عالمان شیعه به‌این شبهه، اینگونه جواب داده‌اند: اولا: عبارت استثنا (اِلّا أنـَّه لا پیامبرّ بَعدی) صراحت در عمومیت گزاره پیش از آن را دارااست؛ لذا این شئونات، در حین حیات و پس از وفات نبی آفریدگار نیز برای علی اثبات میباشد، وگرنه احتیاجی به استثنا عدم وجود. به قسم طبرسی، محدّثان اجماع دارا‌هستند که فرستاده(ص) در ماجرای غزوه تبوک، علی را در مدینه جانشین خود کرد و اورا برکنار نکرد و این رده برای امام ادامه داشت.[۵۸]
ثانیا: هارون - بر فرض شبهه - بعد از موسی زنده خلا که بخواهد خلافت داشته باشد، اما در حالتی که می‌بود، مطلقاً خلافت موسی را بر ذمه می‌گرفت، زیرا شأن خلافت در وی متفحص بود. حضرت علی نیز مبنی بر حدیث، شأن خلافت رسول(ص) را داشت و مادامی که وی باشد و نبی(ص) نباشد، او خلیفهٔ نبی(ص) خواهد بود.
ثالثا: جناب هارون در عدم وجود حضرت موسی خلیفه شد و عموم فریب سامری را خورده و گوساله‌پرست شدند و کسی به امداد هارون آن‌سیرتکامل که می بایست نشتافت و هارون دربین بستگان به مجبور مصلحت را در شکیبایی کردن مشاهده کرد. حدیث رده تمامیٔ این اتفاق ها را برای امام علی(ع) ذکر می‌نماید. علی در عدم وجود رسول(ص) خلیفه میباشد و شباهت امام با هارون معطوف به‌این کارها میباشد و به هیچ وجهً بعد از وفات و پیش از وفات در آن مطرح وجود ندارد.

بازدید : 17
شنبه 7 تير 1404 زمان : 13:15

عذاب قبر مشقت‌ها و فشارهای بعد از مرگ میباشد که در دانا بَرزخ بر آدم وارد می گردد. طبق احادیث، صحبت‌چینی، بی‌دقتی درباره پاکی و نجاست، خلق و خوی نامناسب مرد با همسرش، بداخلاقی با خانواده و مدل‌شمردن نماز، از لوازم عذاب قبر میباشد؛ از سوی دیگر، زیارت امام حسین(ع)، دفن شدن در نجف، محبت اهل بیت نبی(ص)، مردن در مسافت ظهر پنج‌شنبه تا ظهر آدینه و... در برطرف شدن عذاب قبر مؤثر شمرده گردیده مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد است.

به جز ضرار بن قدمت از شاگردان واصل بن عطا، تمامی مسلمان‌ها به عذاب قبر اعتقاددارند. متکلمان برای ثابت موضوع عذاب قبر به آیه ۱۱ سوره غافر استناد می‌نمایند. درباره اینکه تن مثالی عذاب را ادراک می‌نماید یا این که تن دنیایی، اختلاف‌حیث وجود داراست، ولی بیشتر متکلمان بر این باورند عذاب قبر بر تن برزخی وارد آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد میگردد.

محمد بن اسماعیل بخاری از علمای اهل سنت در کتاب درست خویش، روایتی از نبی اکرم(ص) نقل کرده که میت به خیال فغان قبیله بر راز قبرش عذاب می شود. به گفته یحیی بن شرف جدیدَوَی، شارح درست مسلم، عالمان اهل‌سنت این ماجرا را تأویل کرده‌اند؛ چرا‌که عذاب مردگان به خیال زاری زندگان، با آیه هجدهم سوره فاطر که هیچ کسی توشه دیگری را بر دوش نمی‌کشد سازگار وجود ندارد. همینطور به گفته عایشه، داستان ذکر شده به طور درست از فرستاده(ص) نقل نشده رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد میباشد.

مضمون‌‌شناسی و منزلت
عذاب قبر مشقت‌ها و فشارهایی میباشد که بعد از مرگ در برزخ بر بشر وارد میگردد. فقید قبر، به عبارتی دانا برزخ میباشد که از مجال دفن میت (مُمنزلت) آغاز میشود و تا قیامت ادامه داراست.[۱] در احادیث، حرارت حریق، فشار زمین، گزیدن جانوران و وحشت زیاد، به‌تیتر مثال‌هایی از عذاب قبر معرفی شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد شد‌ه‌است.[۲]

بر اساس روایتی از امام درست گو(ع) در کتاب اینجانب لایحضره الفقیه، عذاب قبر مشمول همگی عده ای میگردد که از عالم میروند؛ اگرچه در زمین دفن نشده باشند.[۳] همینطور مطابق ماجرا دیگری از امام راست گو(ع) در کتاب بحار الانوار، بیشتر آدم‌ها فشار قبر دارا‌هستند.[۴]

در دعا و مناجات‌هایی که از معصومان آورده شده، از شدت عذاب قبر به خداوند حفاظت برده شد‌ه‌است.[۵] از جمله رسول(ص) وقتی که دخترش رقیه را دفن کرد، برای برداشته شدن عذاب قبر وی دعا کرد.[۶] یا این که قبل از دفن فاطمه بنت اسد، در قبر فاطمه خوابید تا طبق وعده‌ای که به وی داده بود، معبود فاطمه را از فشار قبر در تامین بدارد.[یادداشت ۱] [۷] حضرت فاطمه(س) نیز در وصیتش از امام علی(ع) خواست که بعداز خاک سپاری وی بر رمز قبرش قرآن بخواند و دعا نماید.[۸]

در دولت ها روایی، روایات مرتبط با قبر در ارتباط مستقلی گردآوردی گردیده است و علامه مجلسی راجع به «أحوال البرزخ و القبر و عذابه و سؤاله و سائر ما يتعلق بذلك‏» بحار الانوار، ۱۲۸ قصه در این مورد نقل نموده است.[۹]

لوازم

اَللَّهُمَّ إِنِّی أَعُوذُ بِک مِنْ عَذَابِ الْقَبْرِ وَ مِنْ ضِیقِ الْقَبْرِ وَ مِنْ ضَغْطَةِ الْقبر[۱۰] (ترجمه: خداوندا از عذاب و تنگی و فشار قبر به تو نگهبانی میبرم.)

بر شالوده روایتی که در علل الشرائع از امام علی(ع) اورده شده، عذاب قبر ناشی از کلام‌چینی، بی‌مبالاتی درباره عصمت و طهارت و نجاست و گوشه‌گیری مرد از همسرش میباشد.[۱۱]

روحانی عباس قمی با اشاره به داستان نام برده، عمده عذاب قبر را مرتبط با این سه دانسته میباشد.[۱۲] برخی دیگر از چیزهایی که باعث عذاب قبر میگردند عبارتند از:

بداخلاقی: مبتنی بر روایتی نقل‌گردیده از رسول(ص)، استدلال عذاب قبر سعد بن معاذ، بداخلاقی با خانواده بوده میباشد.[۱۳]
مداقه ندادن به نماز: بر محور روایتی که در کتاب المواعظ العددیهٔ علی مشکینی اورده شده، سستی در به جا آوردن نماز باعث تنگی و فشار قبر میشود.[۱۴]
خراب کردن نعمت‌های خداوند:[۱۵] بر محور حدیثی عذاب قبر مؤمن کفاره نعمت‌هایی میباشد که ضایع نموده است.[۱۶]
همینطور مطابق احادیث، غایب بودن،[۱۷] نداشتن ولایت امامان معصوم(ع)،[۱۸] امداد نکردن مظلوم[۱۹] و بی‌وضو نماز تلاوت[۲۰] سبب ساز عذاب قبر می گردد. در کتاب جامع السعادات، سکرات مرگ و عذاب قبر هر کس مادرش از وی ناراضی باشد شدیدتر دانسته گردیده است.[۲۱]

دست اندرکاران کاهش عذاب قبر
در کتاب‌های روایی، عواملی برای رهایی از فشار قبر یا این که کاهش آن نام برده میباشد که بعضی از آن‌ها عبارتند از:

محبت اهل بیت(ع): بنابر روایتی که از نبی(ص) در بحار الانوار آورده شده، محبت فرستاده(ص) و اهل بیتش در هفت جا سودمند میباشد؛ برای مثال در قبر.[۲۲]
تلاوت نمازهای مستحبی خاص: بر شالوده روایاتی که سید بن طاووس در اقبال الاعمال از معصومان نقل کرده، قرائت نمازهایی خاص در ماه‌های رجب و شعبان باعث برطرف‌شدن عذاب قبر میشود.[۲۳]
دفن شدن در نجف: به گفته حسن بن محمد دیلمی در کتاب پند القلوب چنانکه در احادیث آمده، از خصوصیت‌های خاک نجف این میباشد که عذاب قبر و احتساب پرسش نکیر و منکر از دفن‌شدگان در آن برداشته می شود.[۲۴]
تلاوت قرآن: در منابع روایی احادیثی درباره ی فضائل السور نقل گردیده است که بر طبق آن ها قرائت برخی از سوره‌های قرآن منجر برطرف‌شدن عذاب قبر می گردد؛ از آن پاراگراف میباشد مداومت بر قرائت سوره زخرف و سوره نساء در هر آدینه[۲۵] و قرائت سوره تکاثر در هنگام خواب.[۲۶]
قراردادن دو چوبِ خیس در قبر در کنار میت: بر محور روایتی که در کتاب حدیثی الکافی از امام درستگو(ع) آورده شده، فلسفه قراردادن دو چوب ِ‌خیس به یار میت در قبر برطرف شدن عذاب قبر میباشد.[۲۷] همینطور بر شالوده روایتی دیگر، پاشیدن آب بر روی قبر میت بعد از دفن، سبب ساز برطرف‌شدن عذاب قبر از وی می‌شود.[۲۸]

بازدید : 33
پنجشنبه 5 تير 1404 زمان : 11:32


محمدعلی تسخیری(۱۳۲۳-۱۳۹۹ش) نماینده طهران در پنج‌مین عصر مجلس خبرگان رهبری، مدیر شورای خوب مجمع جهانی تخمین مذهب‌ها اسلامی و از اعضای شورای مرکزی جامعه روحانیت اهل پیکار بود. دبیر کلی مجمع جهانی اهل‌بیت و مجمع جهانی تخمین مذهبها و نمایندگی کشور‌ایران در کمیته شریعت خزانه گسترش اسلامی از سایر سابقه اوست. او فقط نماینده قانونی شیعه اثناعشری در مجمع فقه اسلامی در جده (متعلق به سازمان كنفرانس اسلامی) مسجد غدیر بلوار معلم مشهد بود.

تسخیری از منتقدان طرح شورای رهبری میباشد و غرض آن را تشکیک در موضع رهبری در نظام کشور‌ایران می داند.

تسخیری اثراتی در مسئله تعدد مذهبها، تخمین و وحدت اسلامی، تألیف نموده است. المختصر المفید فی تعبیر القرآن المجید، الاخلاق فی الاحادیث المشترکة میان السنة و الشیعة از سایر اثرها وی مسجد غدیر فلاحی مشهد میباشد.

معاش‌طومار و تحصیلات
محمدعلی تسخیری در سال ۱۳۲۳ش در نجف چشم به جهان گشود.[۱] تحصیلات ابتدایی را در «جمعیة منتدی النشر» به پایان رسانید که با مدیر محمدرضا مظفر اداره میشد.[۲] در سال ۱۳۴۱ش،[۳] وارد کالج فقه نجف شد و در فن ادبیات عرب و فقه و اصول به علم آموزی مسجد بابا غدیر مشهد پرداخت.[۴]

وفات
تسخیری در ۲۸ مرداد سال ۱۳۹۹ش موازی با ۲۸ ذی‌الحجه سال ۱۴۴۱ در طهران درگذشت[۵] و در ۳۰ مرداد در قم، تشییع و با اقامه نماز میت بوسیله آیت‌الله نوری همدانی در مقبره حضرت معصومه(س) مسجد بابا قدرت مشهد دفن شد.[۶]

حیات حوزوی
تسخیری به طور همزمان با علم آموزی در دانشگاه فقه نجف، آموزش دروس حوزوی را نیز استارت کرد.[۷] با اتمام عصر سطح، درس بیرون را نزد سید محمدباقر صدر، خویی، سید محمدتقی حکیم و میرزا جواد تبریزی، در حوزه علمیه نجف فرا گرفت[۸] و شعر و ادبیات را نزد محمدرضا مظفر فراگرفت.[۹] او در سال ۱۳۵۱ش به حوزه علمیه قم رفت[۱۰] و در درس سید محمدرضا گلپایگانی، میرزا هاشم آملی و وحید خراسانی شركت نمود.[۱۱]

درس دادن و اثر ها

تسخیری در کنار علم آموزی در حوزه علمیه نجف به درس دادن دروس رایج حوزوی نیز اشتغال داشت.[۱۲] همینطور بعداز ورود به حوزه علمیه قم خلال علم آموزی، به درس دادن در حوزه علمیه[۱۳] و برخی مراكز علمی و دانشگاهی مانند دانشکده امام راستگو(ع)، دانشکده گیلان و دانش گاه اصول‌الدین قم پرداخت.[۱۴]

وی دارنده تالیفاتی در موضوعات اسلام، دنیا اسلام، وحدت مسلمین و تخمین مذهبها به گویش‌های فارسی و عربی میباشد. اقتصاد اسلامی، المختصر المفید فی تعبیر و تفسیر القرآن المجید، اقلیت‌های مسلمانها؛ راهكارها و مشكلات، ایده‌های خاطرنشان کرد‌وگو با سایر افراد، درباره وحدت و تخمین مذهب‌ها اسلامی، تعدد مذهب‌ها و قضیه تخمین و وحدت اسلامی، رسالت ما تخمین در پندار‌ها، انسجام در فعالیت، الاخلاق فی الاحادیث المشترکة در بین السنة و الشیعه(زمان سه جلدی) و در پرتو قانون اساسی ایران به عنوان مثال اثر ها وی میباشد.[۱۵]

شغل‌های سیاسی
تسخیری در سال ۱۳۴۴ش به‌طور قانونی به حزب الدعوه پیوست که با بررسی سید محمد باقر صدر اداره میشد.[۱۶] وی در آن مجال، اشعاری بر ضد حکومت بعث عراق سرود که به زندانی شدن او انجامید و به اعدام محكوم شد[۱۷] ولی بعد از مدتی با میانجی‌گری امام خمینی و دیگر علمای نجف از زندان آزاد شد.[۱۸]

او پیش از ورود به حزب الدعوه، مدتی با رسیدگی نشریات حزب جماعة العلماء، در جریان هدف ها و اپ های این حزب قرار گرفت.[۱۹] حزب جماعة العلماء در سال ۱۳۳۹ش به وسیله سید محسن حکیم و گروهی از علما برای تقابل با احزاب سیاسی ضد اسلامی مانند حزب کمونیست تأسیس شد.[۲۰] تسخیری در سال ۱۳۵۱ش به‌عامل عمل‌های سیاسی بر ضد حکومت عراق، از این كشور اخراج شد و به جمهوری اسلامی ایران آمد.[۲۱]

کار‌های فرهنگی و اجرایی

حضور آیت‌الله تسخیری در افتتاحیه دانشنامه ویکی‌شیعه
تسخیری پیش از انقلاب اسلامی کشور‌ایران در بیوت برخی از مراجع پیروی در قم، ترجمه کننده و پاسخگوی استفتائات و سؤالات عربی عموم بود.[۲۲] او عمل فقهی و فرهنگی خویش را در قم با تکثیر خبرنامه عرب گویش الهادی در مؤسسه دارالتبلیغ اسلامی استارت کرد[۲۳] و بعداز انقلاب اسلامی جمهوری اسلامی ایران در مناصب گوناگون فرهنگی، تبلیغی و اجرایی به شغل پرداخت. آغاز در سمت معاونت فی مابین‌الملل سازمان تبلیغات اسلامی کار میکرد[۲۴] تا اینکه در سال ۱۳۶۹ش، مجمع جهانی اهل‌بیت را با همیاری دسته‌ای از علما ایجاد کرد و با حکم آیت‌الله خامنه‌ای؛ رهبر کشور‌ایران به دبیرکلی این مجمع برگزیده شد و تا سال ۱۳۷۸ش درین سمت بود.[۲۵]

بازدید : 13
سه شنبه 3 تير 1404 زمان : 11:33


قبل از انقلاب

رجایی نزدیک به هجده سالگی، در جامه نیروی هوایی
رجایی زمانی که در مکتب احمدیه طهران، از مدرسه های متعلق به جامعه تعلیمات اسلامی [یادداشت ۲] درس می خواند، در گروهی به اسم شیعه‌ها عضو شد. دسته شیعه‌ها بوسیله بعضا از علم‌آموزان مکتب احمدیه تأسیس گردیده بود و به عمل‌های فرهنگی و آموزشی مسجد غدیر بلوار معلم مشهد می‌پرداخت.[۲۳]

شناخت با آیت‌الله طالقانی
رجایی به طور همزمان با ورود به نیروی هوایی (۱۳۲۸ش) با جلسات سید محمود طالقانی در مسجد هدایت طهران آشنا شد و در حدود ۲۷ سال در جلسات وی کمپانی کرد.[۲۴] از دلایل جذب رجایی به طالقانی، تطبیق مسائل روز عالم گران بها‌های اسلامی بوسیله طالقانی دانسته مسجد غدیر فلاحی مشهد گردیده‌است.[۲۵]

رجایی در جلسات سید محمود طالقانی، با مهدی تاجر و یدالله سحابی، از فعالان سیاسی ضدِّ حکومت پهلوی، آشنا شد و در سال ۱۳۳۹ش در متوسطه کمال طهران به سر کردگی یدالله سحابی به معلمی پرداخت.[۲۶] متوسطه کمال در مناسبت‌های مذهبی از فعالان سیاسی ضد حکومت پهلوی مانند سید محمد بهشتی، مرتضی مطهری، مهدی تاجر و محمدتقی شریعتی برای سخنرانی دعوت می کرد.[۲۷] رجایی در سال ۱۳۴۶ش به خیال اختلاف‌حیث با یدالله سحابی در اداره مکتب، همیاری خویش با متوسطه کمال را جدا مسجد بابا غدیر مشهد کرد.[۲۸]

رجایی همینطور یاور با گروهی دیگر، در سال‌های در حدود ۱۳۵۳ش، گرد هم آیی‌ای هفتگی و محرمانه با سید محمد بهشتی داشت.[۲۹]

همیاری با تیم‌های ضد حکومت پهلوی
محمدعلی رجایی با تیم‌های سیاسی مخالف حکومت پهلوی با میل‌های متعدد همیاری داشت.

جمعیت فدائیان اسلام: رجایی در طی خدمتش در نیروی هوایی (۱۳۲۸–۱۳۳۲ش) با جمعیت فدائیان اسلام آشنا شد و در جلسات آن کمپانی کرد.[۳۰] به گفته رجایی وی جذب این شعارهای فدائیان اسلام شد که می‌گفتند: «کلیه عمل و هم چیز صرفا برای خداوند» و «اسلام بلندتر از تمامی چیز [میباشد]، و هیچ چیز رفیعتر از اسلام وجود ندارد».[۳۱] به گفته او آن روز ها بیشترین نبرد مذهبی‌ها با عده‌ای‌ها بود که وی نیز دراین مورد عمل مسجد بابا قدرت مشهد داشت.[۳۲]
نهضت آزادی جمهوری اسلامی ایران: محمدعلی رجایی جزء او‌لین کسانی بود که بعد از تأسیس نهضت آزادی جمهوری اسلامی ایران (۱۳۴۰ش) در آن عضو گردیده و به یکی‌از اعضای فعال آن تبدیل شد.[۳۳] رجایی یک کدام از دست اندرکاران تکثیر اعلامیه‌های نهضت آزادی در قزوین بود.[۳۴] وی در ۱۱ اردیبهشت ماه ۱۳۴۲ش بوسیله ساواک (سازمان داده ها و امنیت مرز و بوم) شناسایی و در قزوین بازداشت شد. او بعداز ۴۸ روز،[۳۵] پس از اینکه تعهد اعطا کرد از نهضت آزادی استعفا دهد آزاد شد.[۳۶] وی از این به سپس، عمل‌های سیاسی ضد پهلوی و همیاری با جریان‌های سیاسی را خاطر نشان کرد، البته هیچ‌گاه به عضویت قانونی حزب و گروهی در نیامد. بعضا عامل آن را داشتن آزادی بیشتر برای ادامه عمل‌ها دانسته‌اند.[۳۷]
سازمان مجاهدین اخلاق کشور‌ایران: رجایی با بیشتر بنیانگذاران سازمان مجاهدین کردار از زمان دانشکده و بعد در جلسات سید محمود طالقانی آشنا بود. سال ۱۳۴۷ش سعید محسن یک کدام از مؤسسان سازمان مجاهدین به رجایی سفارش عضویت در آن سازمان را بخشید؛ البته به گفته رجایی، به انگیزه اختلافاتی که دربرداشت آن‌ها نسبت به نبرد وجود داشت، عضویت در سازمان را نپذیرفت.[۳۸] رجایی هیچ‌گاه به عضویت سازمان مجاهدین اخلاق درنیامد، البته در بعضا کارها به آن‌ها مشورت کردن می‌بخشید.[۳۹] به گفته صدیقه عاتقی همسر او، سازمان به‌تیتر یک واسطه اساسی روی وی اکانت میکرد؛[۴۰] اما رجایی بعد از مشاهده علامت‌هایی از تغییر و تحول ایدئولوژی سازمان از اسلام به مارکسیسم، همیاری خویش را با آن‌ها جدا کرد.[۴۱]
گزارش ساواک طهران در ۱۳۴۶ش:
محمدعلی رجایی دبیر متوسطهِ کمالِ نارمک در کلاس، «پای کوبی تاجگذاری» را «باجگذاری» بیان می‌نماید.

معاش‌طومار سیاسی شهید رجایی، ص۵۹.

تشکیل مؤسسه فرهنگی و کمک رفاه
رجایی بعداز گوشه‌گیری از متوسطه کمال در سال ۱۳۴۶ش،[۴۲] با یاری اکبر هاشمی رفسنجانی، محمدجواد باهنر، بقایای هیئت مؤتلفه،[یادداشت ۳] و گروهی از تجار، مؤسسه خیریه رفاه و تعاون را تأسیس کرد.[۴۳] غرض از تشکیل آن در ظواهر یاری به نیازمندان؛ اما در واقعیت یاری مالی به خانواده‌های زندانیان سیاسی بود.[۴۴]

این مؤسسه دربرگیرنده مدرسه های سه‌گانه مدرسه ابتدایی، ارشاد و متوسطه بود و بیشتر اعضای هئیت مدیره و معلمان آن، دارنده میل‌های سیاسی بودند و علیه حکومت پهلوی کار سیاسی داشتند. رجایی از اعضای هیئت مدیره،[۴۵] و مدیریت مکتب رفاه بود.[۴۶] این مکتب در‌پی بازپرسی‌های حکومت پهلوی، در سال ۱۳۵۳ش منحل شد.[۴۷]

از مکتب رفاه در روزهای قبل از برد انقلاب اسلامی برای دستگیر و محافظت سران حکومت پهلوی و نیروهای ساواک استعمال میشد.[۴۸]

بازدید : 29
شنبه 31 خرداد 1404 زمان : 16:10


فرمان روا حسین صفوی (۱۱۳۹ـ۱۰۷۹ق)، واپسین فرمانروا صفوی و فرزند پادشاه سلیمان بود. بیان شده که او شخصی بخشنده، کریم ومهربان، معمولی‌پوش و دل‌رحم بوده و از مبارزه و خون ریزی هجران می کرد. شل‌طلبی و ناکارآمدی سیاسی او، در حمله محمود افغان، موجب از دست رفتن تاج و تخت سلطنت صفویان شد. اشرف افغان جانشین محمود، در سال ۱۱۳۹ق به انگیزه مدد شاه عثمانی از پادشاه حسین، امر قتل حسین را اعطا کرد. اورا در اصفهان کشتند، سرش را برای اشرف فرستادند و پیکرش را در قم به خاک مسجد غدیر بلوار معلم مشهد سپردند.

استارت سلطنت
صفویان
شاها
مقدس اردبیلی • میرداماد • میرفندرسکی • محمدتقی مجلسی • محمدباقر مجلسی • پژوهشگر کرکی • روحانی بهائی • روضه خوان حر عاملی • سید نعمت‌الله جزایری • ملاصدرا
اساسی
پیکار چالدران • صلح آماسیه • معاهده زهاب • حمله افغان‌ها
نبو
فرمانروا فرمانروا حسین احتمالاً در ۱۰۷۹ق زاده شد.[۱] بعد از درگذشت پدرش، فرمان روا سلیمان صفوی، اختلاف بر رمز جانشینی وی شدت گرفت تا سرنوشت با صلاح‌روءیت کرد مریم بیگم، عمه فرمان روا سلیمان، حسین در ۱۱۰۵ق جانشین بابا شد و روضه خوان الاسلام محمدباقر مجلسی تاج شاهی را بر راز وی گذاشت و خطابه‌ای در لزوم رفع فسوق و مناهی اختلال کرد.[۲]گفته شده که بعداز مراسم تاجگذاری پادشاه از محمدباقر سئوال کرد که چه خدمتی از اینجانب برای شما ساخته میباشد و روحانی الاسلام جواب اعطا کرد که خواهش دارااست فرمانروا کبوتر بازی ، میگساری و نبرد با طوائف و دستجات را ممنوع سازد . فرمانروا حسین فورا با این درخواست موافقت نمود . و بی اندیشه دستور بخشید همگی باده فروشی‌ها تخریب مسجد غدیر فلاحی مشهد شوند . [۳]

شرایط دربار
دربار صفوی در آن فرصت از یک سو ذیل نفوذ فقهاء بود و از سوی دیگر، خواجه سرایان و امیران قزلباش جناح نیرومندی تشکیل داده بودند. با دخالت نزدیکان و دور و بری ها، فرمان روا صفوی به طور تقریبً منزوی شد و همگی امور را وزیرانش اجرا مسجد بابا غدیر مشهد می‌دادند.[۴] [یادداشت ۱]

اوضاع و احوال کشور
پاد شاه حسین نخست سلطنتش با کودتا‌های چندی روبه رو شد، مثلا کودتا میرالله (سرکرده بلوچ)، انوشه خان (والی خوارزم)، و سلیمان کرماج در کردستان و مغرب کشور ایران که عثمانی‌ها نیز از وی هواخواهی می‌کردند. علاوه بر آن، فرج‌اللّه خان، والی خوزستان، هم نافرمانی در پیش گرفت.[۵] در ۱۱۲۲ق ازبکان به خراسان حمله کرده، و آنجا را غارت کردند.[۶] احوال بد سیاسی، عموم را با اشتباهات متعددی مواجه کرد و به اعتراض و کودتا اهل یک محل اصفهان در ۱۱۲۷ق، به باعث بالا رفتن ارزش گندم و آرد، انجامید.[۷] اعراب سواحل خلیج عجم، بعداز تسخیر بحرین و قشم و لارک، به اندیشه تصرف بندرعباس مسجد بابا قدرت مشهد افتادند.[۸]

حمله محمود افغان
در ۱۱۱۸ق خاندان غلزایی/غلجایی، یکی طوایف قبیله افغان(پشتو) در قندهار علیه گرگین خان، بیگلربیگی شهر، طغیان کرده و او‌را کشتند.[۹] حسین صفوی در ۱۱۳۲ق برای محمود، رییس غلزایی و والی قندهار خلعت ارسال کرد.[۱۰][یادداشت ۲] در ۱۱۳۴ق محمود منش اصفهان را در پیش گرفت.[۱۱] سپاه وی و صفویان در گُلُناباد با یکدیگر روبه رو شدند و صفویان باخت خوردند.[۱۲] اصفهان به محاصره نیروهای محمود به‌زمین‌خورد. محاصره اصفهان حدود هفت ماه طولانی شد و عموم شهر در گیر قحطی و بیماری شدند.[۱۳] فرمان روا حسین از محمود پشتیبانی خواست و در ۱۱۳۵ق تاج و تخت شاهان صفوی را به وی واگذار کرد. محمود نیز بعد از وصلت با یکی دختران وی، به اسم خویش سکه زد و خطبه خواند.[۱۴]

سرنوشت
اشرف افغان، پسر عموی محمود، در ۱۱۳۷ق، اورا کشت و جانشین وی شد. اشرف در ۱۱۳۹ق با وصال پیام فرمانروا عثمانی بر طبق تامین از سلطان صفوی و بازگرداندن تاج و تخت به وی، امر قتل فرمانروا حسین را بخشید. اورا در اصفهان کشتند و سرش را برای اشرف فرستادند و پیکرش در قم به خاک امانت شد.[۱۵]

پانویس
ر.ک:لاکهارت، ص۳۵، پانویس ۲
نصیری، ص۱۹، متن خطابه ص۲۱ـ۲۲؛ مستوفی، ص۱۱۵
لارنس لکهارت،انقراض سلسلۀ صفویه و روز ها استیلای افاغنه در کشور ایران، معنی کننده: مصطفی قلی‌عماد،چاپ کننده: مروارید، ۱۳۶۴ش، ص۴۴.
جملی کارری، ص۱۱۱ـ۱۱۲؛ کروسنیسکی، ج۱، ص۷۲، ۷۵
نصیری، ص۵۴، ۶۵، ۸۷ـ۹۰، ۱۲۴ـ ۱۳۳، ۲۴۸ـ۲۵۳
خاتون آبادی، ص۵۶۰
خاتون آبادی، ص۵۶۷
گاهنامه کرملیها در کشور‌ایران، ج۱، ص۵۷۱؛ کروسنیسکی، ج۱، ص۲۱۸ـ۲۲۰
مرعشی صفوی، ص۴، ۱۷؛ مروی، ج۱، ص۱۹؛ دوسرسو، ص۸۹ـ۹۰، ۱۱۵
مرعشی صفوی، ص۵۲ـ ۵۳
مستوفی، ص۱۲۷؛ حزین لاهیجی، ص۱۹۷

بازدید : 13
چهارشنبه 28 خرداد 1404 زمان : 13:31


جعفربن‌ منصور الیمَن‌، عالِم‌ و داعی‌ اسماعیلی‌ اواخر قرن‌ سوم‌ و اوایل‌ قرن‌ چهارم‌. او در کتاب‌هایش به‌ تأویل باطنی‌ قرآن و احکام شرعی‌ پرداخته‌ میباشد‌. بعضی از کتاب‌های وی به‌این قرار میباشد: کتاب‌ الکشف‌، سرائر و اسرار النطقاء، الشواهد و البیان‌ فی‌ ثابت‌ منزلت‌ امیرالمؤمنین‌ و الائمة، تأویل‌ الزکاة، الفَتَرات‌ و القِرانات‌، الفرائض‌ و مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد حدودالدّین‌ و ... .

معرفی
از تاریخ‌ ولادت و وفات‌ وی استحضار‌ دقیقی‌ در اختیار‌ وجود ندارد‌؛ ولی، زیرا‌ کتاب‌ تأویل‌ الزکاة را احتمالاً در واپسین‌ سال‌ معاش‌ مُعِزّلدین‌ الله، خلیفه فاطمی‌ (متوفی‌ ۳۶۵)، نوشته‌[۱] احتمالاً پس‌ از ۳۶۵ درگذشته‌ میباشد‌. در منابع‌ اسماعیلی‌ به‌ معاش‌ وی تنها‌ اشاراتی‌ آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد گردیده‌ میباشد‌.

جعفر فرزند اولیه‌ داعی‌ اسماعیلی‌ در یمن، حسن‌بن‌ فرج‌بن‌ حوشَب‌ بن‌ زادان‌ کوفی‌ پر اسم و رسم به‌ ابن‌حَوشَب‌ و منصورالیمن‌، بود.[۲] ابن‌حوشب‌ اهل‌ کوفه بود [۳] و در ۲۶۸ به‌ یمن‌ رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد رفت‌.[۴]

پس‌ از آنکه‌ عبیدالله المهدی‌، رهبر دعوت‌ اسماعیلیه‌، در ۲۸۶ ادعای‌ امامت‌ کرد، ابن‌حوشب‌ ادعای‌ او‌را عهده دار شد‌.[۵] در‌این‌ فرصت‌ بین‌ داعیان‌ اسماعیلی‌ یمن‌، ابن‌حوشب‌ و علی‌بن‌ فضل و ادب‌ الجَدَنی‌، اختلاف‌ زمین‌خورد و خلافت‌ فاطمیان‌ از جانب‌ علی‌بن‌ ادب‌ انکار شد. از آن‌ پس‌ فاطمیان‌ در یمن‌ صرفا از ابن‌حوشب‌ هواخواهی‌ شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد می‌کردند.[۶]

ورود به راءس خلافت
عبیدالله المهدی‌ پس‌ از وفات‌ ابن‌حوشب‌ در ۳۰۲،[۷] عباس‌ شاوری‌ را جانشین‌ وی کرد. حسن‌، اخوی جعفر، از حسادت‌ شاوری‌ را به‌ قتل‌ رساند. جعفر این‌ شغل‌ برادرش‌ را خروج‌ از مذهب‌ تلقی‌ کرد و در ۳۲۲ به‌ مغرب‌، راءس خلافت‌ قائم‌ بامرالله (حک:۳۲۲ـ۳۳۴)، دومی‌ خلیفه فاطمی‌، رفت‌.[۸]وی علاوه‌ بر قائم‌، دو خلیفه فاطمی‌ دیگر، یعنی‌ منصور (حک : ۳۳۴ـ۳۴۱) و معزّلدین‌الله (حک :۳۴۱ـ ۳۶۵)، را نیز شعور‌ کرد و نزد آن‌ها‌ جایگاهی‌ رفیع‌ یافت‌.

از شغل‌های‌ جعفر استحضار‌ دقیقی‌ در مشت‌ وجود ندارد‌. صرفا‌ اشعاری‌ از وی در ثنا‌ خلفای‌ فاطمی‌، هنگام‌ برد‌ بر شورشیان‌ یا این که دشمنانشان‌، باقی مانده‌ میباشد‌.[۹]ادریس‌ عمادالدین‌ قرشی‌، داعی‌ یمنی‌، با نقل‌ داستانی‌ از رده‌ ارجمند جعفر نزد معزّ صحبت‌ گفته‌ و حتی‌ اورا بلندتر از فقید‌ نامور اسماعیلی‌، حکم کننده‌ نعمان‌ (متوفی‌ ۳۶۳)، دانسته‌ میباشد‌.[۱۰] پس‌ از اینکه‌ معزّ مصر را تصرف‌ و پایتخت‌ را به‌ آنجا منتقل‌ کرد، جعفر هم‌ به‌ مصر رفت‌ و تا نقطه پايان‌ قدمت در آنجا ماند.[۱۱]

اثر ها
جعفر در کتاب‌هایش‌ به‌ تأویل باطنی‌ قرآن‌ و احکام‌ شرعی‌ پرداخته‌ میباشد‌.[۱۲]

کتاب الکشف
یکی از‌ از کتاب‌های‌ منسوب‌ به‌ وی کتاب‌ الکشف‌ میباشد‌ که‌ تیم‌ای‌ میباشد‌ از شش‌ رساله‌ دربرگیرنده‌ تأویل‌ آیاتی‌ از قرآن‌. این‌ تأویلات‌، مباحث‌ امامت، غصب‌ حق‌ علی‌(ع) و کیفیت‌ قیام‌ ناطق‌ هفتم‌ با تیتر‌ مهدی‌ و قائم‌ را در بر داراست.

بعضا‌ مطالبی‌ که‌ درین‌ کتاب‌ آمده‌، مانند اشاره‌ به‌ مَسوخیه یا این که مسخ‌، به طور کاملً از ادبیات‌ نُصَیری‌ نشئت‌ گرفته‌ میباشد‌ و به‌ احتمال‌ بسیار نُصیریه‌، یکی از‌ از فرقه‌های‌ غالی‌، ابعاد آن‌ را تألیف‌ کرده‌اند.[۱۳] به‌ حیث فرهاد دفتری‌،[۱۴] جعفر احتمالاً تنها‌ عده‌آورنده این‌ کتاب‌ بوده‌ میباشد‌، لکن‌ زیرا‌ در یکی‌از‌ از رساله‌های‌ این‌ کتاب‌ از قائم‌ بامراللّه‌ الله با تیتر‌ امامِ قائم‌ به‌ سیف‌ و ناطق‌ بعدازظهر قائم‌بامرالله اسم‌ برده‌ گردیده‌،[۱۵] می‌اقتدار‌ فیض‌ گرفت‌ که‌ دست‌ معدود‌ این‌ قسمت‌ کتاب‌ در حین‌ جعفر به‌ کتابت‌ در آمده‌ میباشد‌. این‌ کتاب‌ را اشتروتمان‌، مستشرق‌ آلمانی‌، در ۱۳۳۷ ش‌/ ۱۹۵۸ در بمبئی‌ چاپ‌ کرد که‌ به‌ عامل‌ گلایه‌ داعی‌ مستعلوی‌ هند، طاهر سیف‌الدین‌، قبلی‌ از توزیع‌ آن‌ را نابود کردند.[۱۶]

سرائر و اسرار النطقاء
کتاب‌ دیگر جعفر، سرائر و اسرار النطقاء میباشد‌ که‌ از دو کتاب‌ غیروابسته‌ سرائرالنطقاء و اسرارالنطقاء تشکیل‌ گردیده‌ میباشد‌.[۱۷] کتاب‌ اسرارالنطقاء نسبت‌ به‌ سرائرالنطقاء اضافات‌ و حذفیاتی‌ دارااست. اسماعیل‌ پوناوالا[۱۸] بر این‌ شالوده‌ احتمال‌ داده‌ میباشد‌ که‌ اسرارالنطقاء را ابعاد شخص دیگری‌ نوشته‌ میباشد‌.

در سرائر و اسرارالنطقاء[۱۹] آمده‌ میباشد‌ که‌ در طی‌ تألیف‌ کتاب‌، ۱۲۰ سال‌ از وفات‌ امام حسن عسکری علیه السلام، امام‌ یازدهم‌ شیعه‌ها‌ دوازده‌ امامی‌، می‌گذرد؛[۲۰] لذا این‌ نصیب‌ از کتاب‌ در سال‌ ۳۸۰ نوشته‌ گردیده‌ و نمی‌تواند وابسته‌ به‌ جعفر باشد، چون او‌ تا آن‌ فرصت‌ زنده‌ نبوده‌، و احتمالاً این‌ نصیب‌ ابعاد به‌ کتاب‌ افزوده‌ گردیده‌ میباشد‌. ایوانوف‌[۲۱] انتساب‌ این‌ کتاب‌ را به‌ جعفر تأیید کرده‌ و این‌ دو کتاب‌ را تحریر ابتدایی‌ و پایانی‌ یک‌ کتاب‌ و جعفربن‌ منصور را نیز نوه ابن‌حوشب‌ دانسته‌ میباشد‌. این‌ لحاظ پذیرفته‌ وجود ندارد‌، چون در کل‌ منابع‌ متقدم‌، او‌ فرزند ابن‌حوشب‌ معرفی‌ گردیده‌ میباشد‌. در سرائرالنطقاء، قصه‌ ناطقان‌ هفت‌گانه اسماعیلی‌، از قرآن‌ نقل‌ و تأویل‌ گردیده‌ میباشد‌.[۲۲] در اسرارالنطقاء، بخشی‌ به‌ نظارت‌ فرقه‌های‌ شیعی‌ پس‌ از امام‌ درستگو علیه‌السلام‌ تخصیص‌ یافته‌ میباشد‌ که‌ این‌ نصیب‌ در سرائر نیست.[۲۳] مصطفی‌ چیره‌ این‌ دو کتاب‌ را با تیتر‌ سرائر و اسرارالنطقاء به‌ شکل‌ تلفیقی‌ به‌ چاپ‌ رسانده‌، البته‌ اشاره‌ نکرده‌ که‌ کتاب‌ متبوع اساسا‌ دو کتاب‌ غیروابسته‌ بوده‌ میباشد‌. ترتیب‌ کتابی‌ که‌ وی چاپ‌ کرده‌ با آنچه‌ پوناوالا بیان کرده‌ مختلف‌ میباشد‌.[۲۴]

بازدید : 13
سه شنبه 27 خرداد 1404 زمان : 13:44


فلاسفه معاصر او
آقابزرگ تهرانی با آقا علی در طهران ملاقات داشته و او‌را در حکمت، بر‌خیس از معاصرانش دانسته و مجلس درس او را در طهران لبریز رونق وصف نموده است؛ ولی، قضاوت دربارۀ برتری آقا علی از معاصرانش سخت میباشد. ملا هادی سبزواری، محمدرضا قمشه‌ای و سید ابوالحسن جلوه از معاصران مدرّس طهرانی بودند و از نظر استادان، هم طبقه به شمار میایند و به غیر از حکیم جلوه، از مروّجان فلسفۀ ملاصدرا بودند. با وجود این، آوازه سبزواری به سیرتکامل‌ای میباشد که بخش اعظمی، اورا گرانقدر‌ترین فیلسوف بعداز ملاصدرا مسجد غدیر بلوار معلم مشهد می دانند.

[۱۲]آقا علی مدرّس در اثرها خویش[۱۳] از سبزواری با احترام و تعظیم- با تفسیر «وحید عصرنا» - حافظه نموده است. سید جلال‌الدین آشتیانی بعد از شک و تردید در برتری آن دو به یکدیگر، در ‌‌غایت به برتری سبزواری رأی داده میباشد.[۱۴] به حیث او، سبزواری از لحاظ سرعت جابجایی و تحریر مطالب بغرنج با عباراتی کوتاه و جاری و اجتناب از تطویل صحبت بر آقا علی ترجیح‌ دارااست. ولی مهدی حائری یزدی [۱۵] آقا علی را، به منجر داشتن سلیقه نقادانه و اختراع درعرضۀ راه‌حل‌های‌ نو برای خطاها فلسفی، از سبزواری بر‌خیس دانسته و برهان آوازه کمتر آقا علی را، طرز نقادانه داشتن و تبعیت صرف نکردن از ملاصدرا مسجد غدیر فلاحی مشهد دانسته میباشد.

بین دیگر حکمای حوزۀ طهران، آقا علی مدرّس و محمدرضا قمشه‌ای، از جهت علمی، از حکیم جلوه بسیار بر‌خیس بوده‌اند.[۱۶] گفتنی میباشد که ارتفاع درس دادن آقا علی در طهران بیشتر از قمشه‌ای و تمایل وی بیشتر حکمت برهانی بوده، البته قمشه‌ای به عرفان و جنبه‌های ذوقی حکمت متعالیه اعتنا بیشتری مسجد بابا غدیر مشهد داشته میباشد.[۱۷]

شاگردان
بزرگان بخش اعظمی نزد وی حکمت آموخته‌اند که بعضی از آنها عبارت‌اند از:

محمدباقر اصطهباناتی
میرزا حسن آشتیانی
حیدر قلی خان قاجار نهاوندی
میرزا هاشم اشکوری
حسن کرمانشاهی
میرزا علی‌اکبر حکمی یزدی
محمدطاهر تنکابنی
روضه خوان عبدالنبی مازندرانی.[۱۸]
خلاقیت‌های فلسفی
حکیم مدرّس طهرانی نکات و چاره‌های جدید‌ای برای برخی مسائل فلسفی عرضه کرده که مهم ترین آن ها در مشاجره معاد و راهکار گوناگون وی در توجیه فلسفی معاد جسمانی مسجد بابا قدرت مشهد میباشد.

او به-رغم به کارگیری از اصول و مبانی فلسفۀ ملاصدرا (مانند اصالت وجود، تشکیک وجود و جنبش جوهری)، دربارۀ معاد، نظری گوناگون با وی ابراز کرده است.[۱۹] به عقیدۀ وی، نفوس کَوْنیۀ جزئیه (نفوس انسانی) که هنگام وابستگی نفس به تن پایین دانایی نفس آحاد یا این که نفوس همه (نفوس فرشتگان) میباشد، بعداز مرگ به نفس آحاد متصل می‌گردد و از قوا و اعضای آن به شمار میاید و از آن شیوه میتوانند همچنان تن خود را آگاهی نمایند. به لحاظ او، تن که دربرگیرنده ودایع و اثراتی از نفس میباشد، در مسیر جنبش جوهری به سوی نهایت خویش، یعنی نفس، در جنبش میباشد تا روز قیامت که به آن ملحق گردد.[۲۰] ظاهراً اینکه حکیم مدرّس طهرانی جسد ابن بابویه (متوفی ۳۸۱ق) را بعداز سپری شد ده قرن تندرست چشم، در ابراز این نظریه بی‌تأثیر نبوده میباشد.[۲۱] رأی حکیم مؤسس راجع به معاد جسمانی گزینه اعتنا متأخران قرار گرفته میباشد: روحانی محمد حسین غروی اصفهانی، که از روش شاگردی محمدباقر اصطهباناتی دانش آموز آقاعلی به شمار میاید، در رساله فی ثابت معاد جسمانی به طور کاملً بر مبنای آقا علی، معاد جسمانی را ثابت نموده است. همینطور سید جلال‌الدین آشتیانی در اثر ها خویش، خلال ذکر نظریۀ آقا علی، به عیب گیری از آن پرداخته میباشد. آشتیانی تصریح دارااست که بیشتر استادان او، برای مثال ابوالحسن قزوینی، به حیث آقا علی متمایل‌اند.[۲۲] غلامحسین ابراهیمی دینانی نیز کتابی با تیتر معاد از بینش حکیم مدرّس زنوزی نوشته و در آن به دیدگاه ها آقا علی و تفاوت آن با دیگر آرا اشاره نموده است.[۲۳]

به‌غیر از مسئلۀ معاد، آقا علی مدرّس طهرانی دراین مباحث نیز نکات و تقریرات مهمی ابراز کرده است: توحید و تحقق کثرت در وجود، اعتباریات ماهیت، وجود رابط و رابطی، حمل، دانش به واجب الوجود، اصالت وجود و انطباق قوس ترفیع و نزول و اتحاد اتصالی مراتب آنان.[۲۴]

اثر ها
از حکیم مدرّس طهرانی اثرها زیادی ارثیه که یک کدام از دارای اسم و رسم‌ترین آن ها بدایع الحکم میباشد. این کتاب به لهجه فارسی و در بردارندۀ خلاصه‌ای از حکمت متعالیه میباشد. آقا علی مدرّس این کتاب را به درخواست شاهزاده عماد الدوله بدیع الملک میرزا، در جواب به هفت سوال فلسفی، نوشته میباشد. واپسین سؤال بدیع الملک - که مقایسۀ حیث فیلسوفان غربی با حیث حکما و متکلمان اسلامی میباشد- علامت دهندۀ شروع رویا رویی فلسفۀ اسلامی با فلسفۀ غرب میباشد. این اثررا احمد واعظی در ۱۳۷۶ش در طهران منتشر نموده است. محمد پارسا حائری مازندرانی، از قائلان به اصالت ماهیت، ردیه‌ای بر این تاثیر نوشته و آن را ودایع الحکم فی کشف خدایع بدایع الحکم نامیده میباشد. تاثیر اخیر به طور جدا و نیز درضمن کتاب حکمت بوعلی سینا چاپ گردیده است.

سبیل الرشاد فی ثابت المعاد، بعداز بدایع الحکم، پر اسم و رسم‌ترین تاثیر آقا علی مدرّس میباشد و چنانکه خویش در مقدمۀ آن اشاره نموده، برگرفته از تعلیقات وی بر کتاب اسفار ‌ملاصدرا میباشد. درین تاثیر، رأی اصلی مدرّس طهرانی دربارۀ معاد تشریح شد‌ه‌است.

به غیر از بدایع الحکم، دیگرآثارِ جان دارِ مدرّس طهرانی، از تعلیقات و رسائل و تقریظات و تقریرات، در گروه مصنفات حکیم مؤسس آقا علی مدرّس طهرانی، در سه جلد، به سعی محسن کدیور در ۱۳۷۸ش در طهران چاپ گردیده‌است.

بازدید : 30
دوشنبه 26 خرداد 1404 زمان : 14:03


قیام امام حسین(ع) جنبش اعتراضی امام حسین(ع) علیه حکومت یزید بن معاویه بود که به شهید شدن وی و یارانش در دهم محرم سال ۶۱ق و اسارت خانواده‌اش انجامید. این تکان با جلوگیری امام حسین(ع) از بیعت با قاضی مدینه به‌تیتر نماینده یزید و خروج از مدینه در رجب سال ۶۰ق استارت شد و با بازگشت اسیران به مدینه نقطه نهایی مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد یافت.

غرض اساسی امام حسین(ع) از قیام چنانکه در وصیتش به محمد بن حَنَفیّه آمده میباشد بازگرداندن جامعه اسلامی به مسیر درست و نزاع با انحرافات بوده میباشد. با این اکنون تشکیل حکومت، شهیدشدن، مراقبت جان و دوری از بیعت با یزید از سایر هدف ها او شمرده گردیده‌است. بعداز کتابت کتاب شهید جاوید و عنوان کردن تشکیل حکومت تحت عنوان مقصود اساسی امام حسین(ع) و انتقاد آن به وسیله نویسندگان شیعه، دعوا غرض‌شناسی قیام امام حسین(ع) وارد مطالعات عاشوراپژوهی شد و نظر ها مختلفی دراین مورد بوجود آمد که شهید شدن‌طلبی و تشکیل حکومت از مهم ترین آنان آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد میباشد.

قیام امام حسین(ع) منجر صورت‌گیری قیام‌هایی علیه حکومت بنی‌امیه شد و در سقوط آن نقش داشت. شیعه ها سالانه در سالگرد این اتفاق، مراسم‌های مختلفی برگزار می‌نمایند. ترویج آئین‌های سوگواری، صورت‌گیری ادبیات عاشورایی، تشکیل داد بناها و اماکن مذهبی، ایجاد اثرها هنری و تقویت روحیه ظلم‌ستیزی از تأثیرات این اتفاق بر جامعه و فرهنگ و تمدن شیعی به شما رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد می آید.

بعد از پنجاه سال پژوهشی جدید پیرامون قیام حسین(ع) تاثیر سید جعفر شهیدی و تأملی در نهضت عاشورا تاثیر نبی جعفریان به عنوان مثال کتاب‌های می‌باشند که درباره ارزیابی و رسیدگی قیام امام حسین(ع) شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد منتشر گردیده‌اند.

حادثه عاشورا
نوشته‌علمیٔ مهم: اتفاق کربلا
سید مرتضی آوینی:
فعلا هنگام آن میباشد که در قافله امام، صف اصحاب عاشورایی از زمان طلبان ابن الوقت و بادگرایان غیروابسته گردد، چرا‌که دیگر همگی میدانند کوفه در تسخیر ابن زیاد میباشد. از کوفه باد ملایم مرگ می‌وزد، نسیمی که بوی خون گرفته میباشد ... . البته هنوز رویکرد های برگشت مسدود وجود ندارد و کویر، وادی حیرتی میباشد که از تفویض آدم تا جبروت حق وسیع میباشد. برای آن ها که دل به امام نسپرده اند، این وادی، عرصه بی‌فردای دهشتی صبر فرساست. ولی برای اصحاب عاشورایی امام علاقه ... آن ها درکوی دوست خانه گرفته‌اند.[۱]

رخداد کربلا به جنگ امام حسین(ع) و یارانش با سپاه کوفه در محرم سال ۶۱ق اشاره دارااست. این حادثه که پیرو بیعت نکردن امام حسین(ع) با یزید بن معاویه صورت بخشید به شهیدشدن امام حسین(ع) و یارانش و نیز اسارت اهل‌بیتش باعث شد. امام حسین(ع) در رجب سال ۶۰ق برای بیعت نکردن با حکم کننده مدینه به همپا خانواده و تنی چند از بنی‌هاشم از مدینه بیرون شد و به مکه رفت[۲]

حدود چهار ماه در مکه بود. درین برهه زمانی طومار‌های دعوت همسایه کوفه به دست وی رسید.[۳] از این رو در ۸ ذی‌الحجه راهی کوفه شد.[۴] وی قبل از وصال به کوفه، از قول‌شکنی کوفیان آگاه شد[۵] و بعداز واکنش با سپاه حر بن یزید ریاحی به سمت کربلا رفت و در آنجا با لشکری روبه‌رو شد که عبیدالله بن زیاد، آن را به سوی وی نبی بود.[۶] دو سپاه در ۱۰ محرم با هم جنگیدند. بعد از آن که امام حسین و یارانش شهید شدند جا ماندگان اورا به اسارت بردند.[۷]

موضوع قیام
برخی از دانشمندان، ادله اساسی قیام امام حسین(ع) را انحراف جامعه اسلامی از باورهای فقاهتی و اخلاقی اسلام دانسته‌اند؛[۸] چراکه در زمان امویان، قیمت‌های جاهلی و خویشان‌ای در استحصال توان[۹] و نیز اختلافات خویشان‌ای به‌خصوص اختلاف بنی‌هاشم و بنی‌امیه[۱۰] مجدد قوت گرفته بود.

همینطور معرفی یزید از سوی معاویه تحت عنوان خلیفه و سماجت یزید برای بیعت به چنگ آوردن از امام حسین(ع) از سایر علل و موضوع‌های این قیام بود. امام حسین(ع) یزید را سزاوار خلافت نمی‌دانست و معرفی وی تحت عنوان خلیفه را برخلاف صلح‌طومار امام حسن با معاویه می‎‌دانست؛ چراکه در صلح‌طومار آمده بود که معاویه حق ندارد برای خویش جانشینی گزینش نماید.[۱۱]

بازدید : 40
پنجشنبه 22 خرداد 1404 زمان : 11:33


برخی از رخدادهای اصلی در بین حزب‌الله و اسرائیل عبارت‌اند از:

عملیات الوعد الصادق
نوشته ی علمیٔ اساسی: نبرد ۳۳ روزه
در سال ۲۰۰۶م بین حزب‌الله و اسرائیل جنگی چهره بخشید که به نزاع تَموز یا این که پیکار ۳۳ روزه شناخته میشود. اسرائیل برخلاف توافق‌ با حزب‌الله، سه اسیر لبنانی را آزاد نکرد. حزب‌الله برای آزادی‌شان، در جولای ۲۰۰۶م در عملیات الوعد الصادق دو نظامی اسرائیلی را اسیر گرفت. اسرائیل برای آزادسازی دو اسیر خویش و نیز خلع سلاح حزب‌الله به لبنان حمله کرد و در میان حزب‌الله و اسرائیل جنگی به وقوع پیوست که ۳۳ روز طول مسجد غدیر بلوار معلم مشهد کشید.[۳۰]


پایکوبی موفقیت حزب‌الله لبنان بر اسرائیل.
زد خورد ژانویه ۱۹۹۳م
در ۲۵ ژوئیه ۱۹۹۳م اسرائیل با غرض خلع سلاح حزب‌الله و تولید رخنه‌ در ارتباط ها حزب و عموم و نیز فشار بر دولت لبنان برای پرهیز از مقاومت به لبنان حمله کرد. این حمله با برخورد حزب الله مواجه شد و طرفین در جولای ۳۱م ۱۹۹۳ تفاهم ژوئیه را پذیرفتند. براساس این توافق، حزب‌الله عهده دار شد که در قبال توقف تجاوز اسرائیل، از پرتاب کاتیوشا به بخشها زیر اشغال اسرائیل پرهیز مسجد غدیر فلاحی مشهد نماید.[۳۱]


نیروهای حزب‌الله در ۱۶ آوریل ۱۹۹۶م
تضارب آوریل ۱۹۹۶م
اسرائیل در ۱۱ آوریل ۱۹۹۶م عملیات خوشه‌های خشم را بر ضد لبنان استارت کرد. این عملیات با اعمال قتل‌عام‌های چهارگانهٔ سحمر در روز دوم، آمبولانس منصوری در روز سوم، نبطیهٔ فوقا و قانا در روز هفتم جهانی شد. در‌این حمله ۲۵ نفر به عنوان مثال چهارده بدن از نیروهای حزب‌الله به شهید شدن رسیدند. عملیات شانزده روز زمان برد و در غایت، اسرائیل با حزب‌الله به توافق آوریل رسید. در‌این توافق، اسرائیل عهده دار شد که به غیرنظامیان حمله نکند و در تقابل نظامی، صرفا با نیروهای مقاومت مشغول مسجد بابا غدیر مشهد گردد.[۳۲]

عملیات انصاریه
حزب‌الله عملیات انصاریه را در ۱۹۹۲/۹/۵م برای تقابل با تجاوز دریایی کماندوهای اسرائیلی سامان اعطا کرد که به کشته و زخمی شدن ۱۷ صهیونیست انجامید.[۳۳]

آزادسازی اسیران مقاومت

مصطفی دیرانی (راست) و عبدالکریم عبید (چپ)
بعداز خروج نیروهای اسرائیلی از جنوب لبنان، برخی از نیروهای حزب‌الله مانند مصطفی دیرانی و روضه خوان عبدالکریم عبید در زندان‌های اسرائیل بودند. حزب‌الله با اجرای عملیات در مزارع شَبعا در جنوب لبنان، سه سرباز اسرائیلی را در ۷ اکتبر ۲۰۰۰م به اسارت گرفت و در بیروت نیز یک سرهنگ اسرائیلی را دستگیر کرد. اسرائیل در قبال تحویل این اشخاص، چندین لبنانی و ۴۰۰ فلسطینی را آزاد کرد و اجساد ۵۹ شهید را تحویل اعطا کرد. همینطور سرانجام ۲۴ مفقودالاثر را فاش کرد و نقشهٔ مین‌هایی که در مرزهای لبنان فعالیت نهاده بود را تحویل بخشید. عملیات مبادله در ۲۹ و ۳۰ ژانویه ۲۰۰۴م اجرا به عهده مسجد بابا قدرت مشهد گرفت.[۳۴]

حزب‌الله در سال ۲۰۰۸م نیز در ادامه پیکار ۳۳ روزه، با اعمال مذاکرات با اسرائیل و با پادرمیانی آلمان، مانده اسیران لبنانی را آزاد کرد. همینطور پیکر شهدای مقاومت در جنگ ۳۳ روزه و اجساد مابقی شهدای مقاومت لبنان و فلسطین برای مثال پیکر دلال مغربی و مجموعه ۱۲ نفره اورا از اسرائیل تحویل گرفت.[۳۵]

نگهبانی از حماس و عموم غزه بعد از عملیات گردباد‌الاقصیٰ
بعد از عملیات گردباد‌الاقصی و کشتار عموم نوار غزه به وسیله اسرائیل در سال‌های ۲۰۲۳ و ۲۰۲۴، حزب‌الله در دفاع از عموم فلسطین موضع ها نظامیان اسرائیل را در شمال مرزو بوم‌های اشغالی مقصود قرار می‌بخشید. حفاظت حزب‌الله از حماس و عموم فلسطین سبب تشدید زد خورد‌های بین حزب‌الله و اسرائیل شد. به نقل از کانال العالم حزب‌الله فقط طی ۱۳۳ روز بعداز گردباد‌الاقصی بیشتراز ۱۰۳۸ عملیات در حمایت از فلسطین و حماس، علیه اسرائیل اعمال بخشید.[۳۶] در مقابل ارتش اسرائیل، با هجوم ها گوناگون به لبنان و سوریه شماری از جوارح و فرماندهان حزب‌الله را ترور کرد. سازه بر گزارش خبرگزاری تسنیم، حزب‌الله لبنان از مجال عملیات گردباد‌الاقصیٰ تا خرداد ماه ۱۴۰۳ (حدود ۹ ماه) از شهید شدن ۳۱۶ بدن از رزمندگان خویش در هواخواهی از فلسطین خبر داده بود.[۳۷] همینطور اسرائیل با انفجار پیجرهای حزب‌الله بیشتراز سه هزار بدن از اعضای حزب‌الله و عموم لبنان را شهید و زخمی کرد.[۳۸] در پی این تضارب‌ها، اسرائیل در ۶ مهر ۱۴۰۳ش با حمله به پایگاه فرماندهی حزب‌الله در بیروت سید حسن نصرالله بالاترین رده قانونی حزب‌الله را به شهید شدن رساند.[۳۹]

بعداز حدود ۱۴ ماه تضارب حزب‌الله با ارتش اسرائیل، در ۷ آذر ۱۴۰۳ش در بین آنان حریق‌بس برقرار شد؛[۴۰] هرچند براساس اعتراف سخنگوی ارتش اسرائیل، به عبارتی روز در آغاز با حمله ها اسرائیل و کشته شدن دو عضو حزب‌الله حریق‌بس نقض شد.[۴۱]

بازدید : 15
چهارشنبه 21 خرداد 1404 زمان : 10:59


فضیلت ها روایی
در منابع روایی شیعه و اهل‌سنت فضائل فراوانی برای حضرت فاطمه(س) اورده شده میباشد که بعضی از آن‌ها عبارتند از:


الثغور الباسمة فی مناقب سیدتنا فاطمة بنت پیامبر الله(ص) تاثیر جلال‌الدین سیوطی، از علمای اهل‌سنت
برگزیدگان بانوی دانا: در روایات و زیارت‌های حضرت فاطمه(س)، وی برگزیدگان بانوی فقید معرفی گردیده است.[۴۲] در یکی‌از زیارت‌طومار‌های او نیز اینگونه آمده میباشد: «السَّلَامُ عَلَیْکِ یَا سَیِّدَةَ نِسَاءِ الْعَالَمِینَ مِنَ الْأَوَّلِینَ وَ الْآخِرِینَ».[۴۳] همینطور در منابع روایی شیعه و اهل‌سنت تعابیری مانند «سرور زنان پردیس»، «سرور زنان مؤمن» و «سرور زنان این امت» نقل مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد گردیده است.[۴۴]
پاره بدن فرستاده(ص): مبنی بر حدیث بضعه که در منابع شیعه[۴۵] و اهل‌سنت[۴۶] از فرستاده معبود(ص) آورده شده، فاطمه پاره بدن رسول(ص) میباشد و کسی که او‌را خشنود نماید، فرستاده(ص) را خشنود کرده و کسی که او‌را بیازارد و خشمگین نماید، فرستاده پروردگار(ص) را آزرده و خشمگین نموده است. حدیث بضعه یک کدام از دلایل ثابت طهارت حضرت زهرا(س) از سوی عالمان شیعه بوده میباشد.[۴۷] طبق حدیث بضعه و روایات شبیه، حکم و مجازات دشمنی با فاطمه(س) و دشنام به وی، حکم دشمنی با رسول(ص) و سبّ وی آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد میباشد.[۴۸]
خشنودی و خشم فاطمه، خشنودی و خشم پروردگار: بر پایه ی بعضا احادیث نبوی، آفریدگار با خشنودی فاطمه(س) خشنود، و با خشم وی خشمگین میگردد.[۴۹] عبدالحسین امینی، مولف کتاب الغدیر، دشمنی با حضرت زهرا(س) را موجب بی دینی دانسته میباشد.[۵۰][یادداشت ۳]
رای زنی با ملائکه: مبتنی بر روایات، ملائکه الهی همانند جبرئیل بر حضرت فاطمه(س)‌ نازل می‌شدند و اورا از مطالب مختلف همانند رویدادهای پیشین و بعدی مطلع می‌کردند. کل آن مطالب به وسیله امام علی(ع) مندرج و مصحف فاطمه(س) نامیده گردیده است.[۵۱] فاطمه را به جهت گفتمان با ملائکه،‌ محدَّثه نامیده‌اند.[۵۲] امام خمینی نزول یک‌سری باره جبرئیل بر حضرت زهرا و مراوده با اورا فضیلتی اختصاصی و فراتر از سایر فضائل وی دانسته میباشد؛ چون رفت‌وآمد جبرئیل که روح اعظم میباشد، علامت از شرافت و عظمت روحی حضرت زهرا(س) رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد میباشد.[۵۳][یادداشت ۴]
اول واردشَوَنده به پردیس: بنابه روایتی از پیامبر پروردگار(ص)، فاطمه(س) اول کسی میباشد که وارد فردوس می گردد.[۵۴] در بعضی احادیث نیز آمده میباشد که فاطمه(س) اولیه کسی میباشد که در پردیس بر نبی(ص) وارد می شود.[۵۵]
حَوراء إنسیّه: نبی(ص)، فاطمه(س) را حوریه‌ای معرفی نموده است که با صورت آدم خلق و خوی گردیده است.[۵۶]
از عایشه نقل گردیده‌است: «مَا رَأَيْتُ أَحَدًا قَطُّ أَصَدَقَ مِنْ فَاطِمَةَ شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد غَيْرَ أَبِيهَا»
هیچ کس را راستگوتر از فاطمه ندیدم مگر پدرش را.»[۵۷]


الگوی امام مهدی(عج): امام مهدی(عج) در جواب طومار‌ای از شیعه‌ها، حضرت فاطمه(س) را الگوی نیکویی (اسوة حسنة) برای خویش معرفی نموده است.[۵۸]
دریای دانش: مطابق روایتی از امام درستگو(ع)، فاطمه(س) و علی(ع) دو دریای ژرف دانش معرفی گردیده‌اند.[۵۹] بر مبنا بعضی احادیث، حضرت فاطمه(س) عالِم به کلیه رویدادها قبلی و حالا و بعدی بود.[۶۰]
حمد عبادت فاطمه و افتخار آفریدگار به آن: طبق روایتی از نبی(ص)، بعد از آن که فاطمه(س) در محراب عبادت می‌ایستاد، خدا به فرشتگان خطاب میکرد که فاطمه را نظاره نمایند و به عبادت وی که از دل و جان بود، مباهات و افتخار میکرد.[۶۱] بر اساس برخی احادیث، فاطمه عابدترین شخص امت مسلمان بود.[۶۲]
بتول: در بعضا احادیث، فاطمه(س) بتول کنیه داده شد‌ه‌است.[۶۳] در انگیزه این نامگذاری آورده شده میباشد که زیرا فاطمه نسبت به زنان دیگر از دید فضل و ادب و آیین و جاری ساختن و خلق بلندتر بود، اورا بتول گفته‌اند.[۶۴] همینطور بر شالوده حدیثی، فاطمه(س) از هر سیرتکامل آلودگی و زشتی منزه بود و هیچ گاه حیض و نفاس ندید.[۶۵]
همتای امام علی(ع): در بعضی روایات، فاطمه(س) همتا وهم‌درجه امام علی(ع) شمرده گردیده و آمده میباشد که در‌حالتی که علی(ع) خلا تا روز قیامت همتایی برای فاطمه(س) یافت نمیشد.[۶۶] به‌گفته علامه امینی، اینکه از انسان(ع) و اولاد انسان کسی جز علی(ع) همتای فاطمه(س) وجود ندارد، دلالت دارااست که وی از مجموع پیامبران به‌جز رسول اکرم(ص) بلندتر میباشد.[۶۷]
انگیزه آفرینش عالم: در حدیث لولاک، وجود نبی اکرم(ص) انگیزه آفرینش هستی اورده شده[۶۸] و در برخی نقل‌ها درپی آمده میباشد که در‌صورتی‌که فاطمه(س) خلا خدا رسول(ص) و علی(ع) را خلق و خوی نمی کرد.[۶۹] در برخی احادیث، فاطمه(س) به هم پا رسول(ص)، علی(ع) و حسنین(ع)، انگیزه آفرینش هستی آورده شده میباشد.[۷۰]
تجسم نیکی‌ها: در حدیثی از نبی(ص) آمده میباشد که در شرایطی‌که زیبایی و نیکویی به‌شکل یک فرد مجسّم گردد، فاطمه(س) خواهد بود؛ بلکه فاطمه(س) رفیعتر میباشد. در پی حدیث آمده میباشد که فاطمه(س) شایسته ترین اهل زمین از نگاه عنصر، شرافت و کرامت میباشد.[۷۱]
دوست داستنی‌ترین شخص نزد فرستاده(ص): مطابق احادیث شیعه و اهل‌سنت دوستداشتنی‌ترین زن نزد پیامبر خداوند(ص) فاطمه و دوستداشتنی‌ترین مرد، علی(ع) بود.[۷۲]
گستردگی شفاعت و مظهر بخشش الهی در روز محشر: در روایتی از امام باقر(ع) نقل گردیده است که فاطمه روز محشر بر در دوزخ و جهنم توقف می‌نماید و محبان و موالیان خویش و ذریه‌اش را شفاعت می‌نماید و معبود نیز شفاعت او‌را می‌پذیرد.[۷۳] بر محور حدیث دیگری از امام باقر(ع)، در قیامت فاطمه(س) بر درِ فردوس توقف می‌نماید و در جواب به اینکه خدا به وی می فرماید چرا توقف کردی، پهنا می‌نماید بارالها دوست دارم رده و منزلت اینجانب درین روز شناخته گردد. معبود می فرماید: ای دختر حبیب اینجانب! برگرد و بنگر، کسی که که محبت تو و فرزندانت در قلب اوست، دستش را بگیر و درون فردوس کن.[۷۴] عبدالحسین امینی، تالیف کننده کتاب الغدیر، با پشت گرمی به روایاتی[۷۵] بر آن میباشد که فاطمه همسان با فرستاده(ص)‌ و امام علی(ع)، وسیع ترین رده شفاعت را در روز قیامت داراست و حتی دراین مورد امتیازاتی منحصر به فرد و بی‌نظیر داراست.[۷۶]
حجت الهی: مطابق بعضی احادیث، حضرت زهرا(س) همچون نبی و امامان شیعه، حجت و البته پروردگار بر عموم میباشد.[۷۷] در روایتی منسوب به امام حسن عسکری(ع) که سوای مدرک در تعبیر و تفسیر اطیب البیان تاثیر سید عبدالحسین طیب، بیان شده، ائمه(ع) حجت‌های معبود بر عموم و حضرت فاطمه(س) حجت الهی بر ائمه(ع) معرفی گردیده‌است.[۷۸] به‌گفته عبدالله جوادی آملی، ملاک حجیت عصمت و طهارت میباشد و نبوت، رسالت یا این که امامت در آن مایحتاج وجود ندارد و بنابراین در صورتی‌که کسی معصوم بود، حجت الهی میباشد. او حجت بودن فاطمه(س) بر ائمه(ع) را نیز به‌جهت واسطه سود بودن فاطمه(س) و به کارگیری امامان از مصحف فاطمه در علم ها غیبی دانسته میباشد.[۷۹]

تعداد صفحات : 55

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 560
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه