علت انصار از تجمع در سقیفه
بعضا نظارتگران تجمع انصار در سقیفه را زاییده واهمه از بعدی و سرنوشتشان بعد از رحلت فرستاده آفریدگار(ص) میدانند؛ بهویژه که بعد از فتح مکه از صورتگیری جناح متحد قریش بهسیرتکاملای که موازنه را در بعدی به ضرر و زیان آنان رقم زند، نگران بودند. دوست داران این عقیده احتمال استحضار یافتن انصار از نقشهای پیاده سازی گردیده بوسیله گروهی از مهاجران برای جانشینی رسول را نیز بیتأثیر مسجد غدیر بلوار معلم مشهد نمیدانند.[۲۷]
برخی دیگر از نویسندگان اجتماع سقیفه را فیض این مسائل می دانند:
انصار بهواسطه فداکاریها و اهدای جان، فرآورده و فرزندان خویش در رویکرد اسلام، این آئین را مانند فرزند خویش دانسته و برای محافظت آن کسی را سزاوارخیس و دلسوزتر از خویش نمیدانستند.
واهمه انصار از انتقام قریش، بهاین انگیزه که عمده سران این قوم و قبیله در مبارزههای فرستاده با خنجر انصار مقتول بودند. ضمن این فرستاده به آنها ظلم، جور و استبداد حاکمان را بعداز خویش وعده داده بود و انصار را دراین وضعیت به طاقت و تحمل دعوت مسجد غدیر فلاحی مشهد کرده بود.
شم انصار مبتنی بر اینکه قریش تحت توشه صحبت نبی درباره علی(ع) نخواهند رفت.[۲۸]
به حیث برخی دیگر، ابوبکر در مسجد خبر مرگ رسول(ص) را به طور رسمیً ذکر کرد و اجتماعی از عموم مردم مدینه اطرافش را گرفته و با وی بیعت کردند. این جریان موجب شبههای در ذهن مجموعه انصار حاضر در مدینه بر اساس روا بودن انتخاب خلیفهای از انصار، تشکیل داد و به دنبال این اندیشه اجتماع سقیفه مسجد بابا غدیر مشهد واقع شد.[۲۹]
موضعگیری صحابه و بزرگان قریش
علی(ع)، اهلبیت فرستاده به هم پا برخی از مهاجران و انصار با بیعت با ابوبکر مخالفت کردند که بنابر نقلهای تاریخی بعضی از آنها عبارتند از: عباس بن عبدالمطلب، ادب بن عباس، زبیر بن عوام، خالد بن سعید، مقداد بن عمرو، سلمان فارسی، ابوذر غفاری، عمار یاسر، براء بن عازب، ابی مسجد بابا قدرت مشهد بن کعب.[۳۰]
برخی از این اصحاب و یا این که بزرگان قریش، در مواقع گوناگون به صلاحیت نداشتن ابوبکر برای جانشینی رسول نیز اشاره کردهاند. برخی از این گفتگوها عبارتند از:
فضل و ادب بن عباس در سخنانی، قریش را به اغفال و پردهپوشی تبهکار و اهلبیت نبی و بهویژه علی(ع) را برای جانشینی سزاوارتر اظهارکرد.[۳۱]
سلمان فارسی در گفتگوهایش با مسلمان ها بیعت سقیفه را غلط و آنرا حق اهلبیت نبی شمرده میباشد.[۳۲]
ابوذر غفاری روز اتفاق در مدینه عدم وجود و بعد از ورود به شهر از خلافت ابوبکر با خبر شد. بنابر منابع، او بهطور منحصر به عبارتی بَدو اگاهی از اتفاق[۳۳] و نیز در قسم عثمان بن عفان، از حقانیت اهلبیت برای جانشینی نبی کلام گفته میباشد.[۳۴]
مقداد بن عمرو اخلاق و رفتار مسلمانها در تقلید از تصمیمات سقیفه را شگفتآور خوانده و به حقانیت امام علی(ع) تصریح نموده است.[۳۵]
قدمت بن خطاب در سال انتها معاشاش، در خطبهای همگانی بیان کرد: «بیعت با ابوبکر لغزش و اشتباهی بود، که اجرا گرفت و سپری شد، بله، اینگونه بود، اما پروردگار عموم را از شرّ آن لغزش مراقبت فرمود، هرکس این چنین در گزینش خلیفه کار نمود اورا بکشید.»[۳۶]
ابنقتیبه در الامامة و السیاسة:
بنیامیه در گرد عثمان بودند، بنیزهره بر گرد سعد و عبدالرحمن بن عوف. آنها همه در مسجد والا گرد آمده بودند، وقتی که ابوبکر و ابوعبیده به طرف آنها آمدند و عموم با ابوبکر بیعت کرده بودند، قدمت به آنانی که در مسجد گرد آمده بودند اعلام کرد: چه گردیدهاست که شما در تیمهای دور از هم گرد آمدهاید؟ برخیزید و با ابوبکر بیعت نمایید، اینجانب با وی بیعت کردهام. بعد از سخنان قدمت، عثمان بن عفان و اشخاصی که از بنیامیه بودند با ابوبکر بیعت کردند. همینطور سعد و عبدالرحمن و آنانی که با این دو همنظریه بودند.[۳۷]
ابوسفیان که بوسیله فرستاده برای کاری خارج از مدینه پیامبر گردیده بود بعد از ورود به مدینه و دانایی از وفات رسول و بیعت سقیفه درباره برخورد علی(ع) و عباس بن عبدالمطب سؤال کرد. با استحضار از منزلنشینی این دو نفر بیان کرد: «به پروردگار قسم، در حالتیکه برای وی زنده بمانم، پایشان را بر فراز بلندی رسانم.» او اضافه کرد: «اینجانب گرد و غباری می بینم که جز بارش خون، چیزی آن را فرو ننشاند.»[۳۸] به نقل از منابع، ابوسفیان با ورود به مدینه اشعاری در دفاع از جانشینی علی(ع) و نیز در سرزنش ابوبکر و قدمت خوانده میباشد.[۳۹]
معاویة بن ابیسفیان در طومارای به محمد بن ابیدیده نشده (در سالها بعد از اتفاق سقیفه)، گفته میباشد: «... بابا تو و فاروقش قدمت، اولی عده ای بودند که حق علی(ع) را غصب کردند و با او مخالفت نمودند. این دو، دست حادثه به یکدیگر دادند؛ بعد علی(ع) را به بیعت خویش خواندند. زیرا علی(ع) جلوگیری کرد و استنکاف ورزید، تصمیمهایی ناروا گرفتند و درنگهایی خطرناک درباره وی نمودند تا در فیض علی با آن ها بیعت کرد.[۴۰]
همینطور در هنگام بیعت به چنگ آوردن برای ابوبکر در مسجد، بنیامیه بر گرد عثمان انباشته شده بودند و بنیزهره از طوایف قریش هم بر تعیین عبدالرحمن بن عوف و یا این که سعد همحیث بودند که با کوششهای قدمت حاضر به بیعت با ابوبکر شدند.[۴۱]
علت انصار از تجمع در سقیفه
بعضا نظارتگران تجمع انصار در سقیفه را زاییده واهمه از بعدی و سرنوشتشان بعد از رحلت فرستاده آفریدگار(ص) میدانند؛ بهویژه که بعد از فتح مکه از صورتگیری جناح متحد قریش بهسیرتکاملای که موازنه را در بعدی به ضرر و زیان آنان رقم زند، نگران بودند. دوست داران این عقیده احتمال استحضار یافتن انصار از نقشهای پیاده سازی گردیده بوسیله گروهی از مهاجران برای جانشینی رسول را نیز بیتأثیر مسجد غدیر بلوار معلم مشهد نمیدانند.[۲۷]
برخی دیگر از نویسندگان اجتماع سقیفه را فیض این مسائل می دانند:
انصار بهواسطه فداکاریها و اهدای جان، فرآورده و فرزندان خویش در رویکرد اسلام، این آئین را مانند فرزند خویش دانسته و برای محافظت آن کسی را سزاوارخیس و دلسوزتر از خویش نمیدانستند.
واهمه انصار از انتقام قریش، بهاین انگیزه که عمده سران این قوم و قبیله در مبارزههای فرستاده با خنجر انصار مقتول بودند. ضمن این فرستاده به آنها ظلم، جور و استبداد حاکمان را بعداز خویش وعده داده بود و انصار را دراین وضعیت به طاقت و تحمل دعوت مسجد غدیر فلاحی مشهد کرده بود.
شم انصار مبتنی بر اینکه قریش تحت توشه صحبت نبی درباره علی(ع) نخواهند رفت.[۲۸]
به حیث برخی دیگر، ابوبکر در مسجد خبر مرگ رسول(ص) را به طور رسمیً ذکر کرد و اجتماعی از عموم مردم مدینه اطرافش را گرفته و با وی بیعت کردند. این جریان موجب شبههای در ذهن مجموعه انصار حاضر در مدینه بر اساس روا بودن انتخاب خلیفهای از انصار، تشکیل داد و به دنبال این اندیشه اجتماع سقیفه مسجد بابا غدیر مشهد واقع شد.[۲۹]
موضعگیری صحابه و بزرگان قریش
علی(ع)، اهلبیت فرستاده به هم پا برخی از مهاجران و انصار با بیعت با ابوبکر مخالفت کردند که بنابر نقلهای تاریخی بعضی از آنها عبارتند از: عباس بن عبدالمطلب، ادب بن عباس، زبیر بن عوام، خالد بن سعید، مقداد بن عمرو، سلمان فارسی، ابوذر غفاری، عمار یاسر، براء بن عازب، ابی مسجد بابا قدرت مشهد بن کعب.[۳۰]
برخی از این اصحاب و یا این که بزرگان قریش، در مواقع گوناگون به صلاحیت نداشتن ابوبکر برای جانشینی رسول نیز اشاره کردهاند. برخی از این گفتگوها عبارتند از:
فضل و ادب بن عباس در سخنانی، قریش را به اغفال و پردهپوشی تبهکار و اهلبیت نبی و بهویژه علی(ع) را برای جانشینی سزاوارتر اظهارکرد.[۳۱]
سلمان فارسی در گفتگوهایش با مسلمان ها بیعت سقیفه را غلط و آنرا حق اهلبیت نبی شمرده میباشد.[۳۲]
ابوذر غفاری روز اتفاق در مدینه عدم وجود و بعد از ورود به شهر از خلافت ابوبکر با خبر شد. بنابر منابع، او بهطور منحصر به عبارتی بَدو اگاهی از اتفاق[۳۳] و نیز در قسم عثمان بن عفان، از حقانیت اهلبیت برای جانشینی نبی کلام گفته میباشد.[۳۴]
مقداد بن عمرو اخلاق و رفتار مسلمانها در تقلید از تصمیمات سقیفه را شگفتآور خوانده و به حقانیت امام علی(ع) تصریح نموده است.[۳۵]
قدمت بن خطاب در سال انتها معاشاش، در خطبهای همگانی بیان کرد: «بیعت با ابوبکر لغزش و اشتباهی بود، که اجرا گرفت و سپری شد، بله، اینگونه بود، اما پروردگار عموم را از شرّ آن لغزش مراقبت فرمود، هرکس این چنین در گزینش خلیفه کار نمود اورا بکشید.»[۳۶]
ابنقتیبه در الامامة و السیاسة:
بنیامیه در گرد عثمان بودند، بنیزهره بر گرد سعد و عبدالرحمن بن عوف. آنها همه در مسجد والا گرد آمده بودند، وقتی که ابوبکر و ابوعبیده به طرف آنها آمدند و عموم با ابوبکر بیعت کرده بودند، قدمت به آنانی که در مسجد گرد آمده بودند اعلام کرد: چه گردیدهاست که شما در تیمهای دور از هم گرد آمدهاید؟ برخیزید و با ابوبکر بیعت نمایید، اینجانب با وی بیعت کردهام. بعد از سخنان قدمت، عثمان بن عفان و اشخاصی که از بنیامیه بودند با ابوبکر بیعت کردند. همینطور سعد و عبدالرحمن و آنانی که با این دو همنظریه بودند.[۳۷]
ابوسفیان که بوسیله فرستاده برای کاری خارج از مدینه پیامبر گردیده بود بعد از ورود به مدینه و دانایی از وفات رسول و بیعت سقیفه درباره برخورد علی(ع) و عباس بن عبدالمطب سؤال کرد. با استحضار از منزلنشینی این دو نفر بیان کرد: «به پروردگار قسم، در حالتیکه برای وی زنده بمانم، پایشان را بر فراز بلندی رسانم.» او اضافه کرد: «اینجانب گرد و غباری می بینم که جز بارش خون، چیزی آن را فرو ننشاند.»[۳۸] به نقل از منابع، ابوسفیان با ورود به مدینه اشعاری در دفاع از جانشینی علی(ع) و نیز در سرزنش ابوبکر و قدمت خوانده میباشد.[۳۹]
معاویة بن ابیسفیان در طومارای به محمد بن ابیدیده نشده (در سالها بعد از اتفاق سقیفه)، گفته میباشد: «... بابا تو و فاروقش قدمت، اولی عده ای بودند که حق علی(ع) را غصب کردند و با او مخالفت نمودند. این دو، دست حادثه به یکدیگر دادند؛ بعد علی(ع) را به بیعت خویش خواندند. زیرا علی(ع) جلوگیری کرد و استنکاف ورزید، تصمیمهایی ناروا گرفتند و درنگهایی خطرناک درباره وی نمودند تا در فیض علی با آن ها بیعت کرد.[۴۰]
همینطور در هنگام بیعت به چنگ آوردن برای ابوبکر در مسجد، بنیامیه بر گرد عثمان انباشته شده بودند و بنیزهره از طوایف قریش هم بر تعیین عبدالرحمن بن عوف و یا این که سعد همحیث بودند که با کوششهای قدمت حاضر به بیعت با ابوبکر شدند.[۴۱]

آشنایی با مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد؛ بررسی جایگاه مذهبی، فرهنگی و اجتماعی این مسجد