loading...

بهترین مرجع مسجد غدیر باباعلی مشهد

بازدید : 15
يکشنبه 22 تير 1404 زمان : 14:07

یوشَع بن نون از پیامبران قوم و قبیله بنی‌اسرائیل و جانشین حضرت موسی(ع). وی از نسل یوسف(ع) بود. یوشع از یاران موسی(ع) و از رهبران اسباط دوازده‌گانه بنی‌اسرائیل بود. در قرآن اسم یوشع بیان نشده میباشد ولی مفسران آیاتی از سوره مائده و کهف را درباره او دانسته‌اند. گردآوری‌ای او را به عبارتی ذوالکفل ‌می دانند. براساس منابع، در ماجرا خضر و موسی، یوشع موسی(ع) را ملازمت و همراهی مسجد غدیر بلوار معلم مشهد می کرد.

یوشع شهر بیت المقدس را فتح کرد و وعده آفریدگار برای سکونت بنی‌اسرائیل در بیت المقدس را متفحص تشکیل داد. یوشع از انبیائی میباشد که اعجاز رَدّ الشّمس برای وی ایفا شد. براساس احادیث، یوشع در حین ظهور امام مهدی(عج)، رجعت خواهد کرد. یوشع بن نون از پیامبران قبیله بنی‌اسرائیل و جانشین موسی(ع) میباشد.[۱] طبق گزارشی او از نسل یوسف و زُلَیخا بود.[۲] میلاد او را در مصر دانسته‌اند.[۳] در برخی منابع نسب او را تا ابراهیم(ع) این سیرتکامل ذکره‌اند: یوشع بن نون بن افرائم بن یوسف بن یعقوب بن إسحاق بن إبراهیم.[۴] بعضی‌ها او را به عبارتی ذو الکِفْل پسر خواهر موسی و طلبه او دانسته‌اند.[۵] قدمت او را از ۱۱۰ تا ۱۲۶ سال دانسته‌اند.[۶] بعد از وی (کالب بن یوقنا) به پیامبری بنی‌اسرائیل برگزیده مسجد غدیر فلاحی مشهد شد.[۷]

درباره محل دفن او یک سری بینش وجوددارد. محمد بن جریر طبری قبر او را در کوه افرائیم در فلسطین بیان نموده است.[۸] هروی و شماری از مورخان مدفن او را در روستای کفل حارس[۹] در جنوب غربی نابلس در فلسطین را بیان کرده‌اند.[۱۰] منابع دیگری قبر او را در آرامستان تخت فولاد در اصفهان دانسته‌اند.[۱۱] در بعضی منابع تاریخی و روایی درگذشت یوشع را مصادف با ۲۱ رمضان (روزها شهیدشدن امام علی(ع))، دانسته‌‌‌اند.[۱۲] امروزه مقامی به اسم یوشع در شهر سلطه در اطراف شهر حمایت، پایتخت میهن اردن، جای دارد. همینطور در استان طرابلس در شمال لبنان مقامی به او منسوب مسجد بابا غدیر مشهد میباشد.[۱۳]

مفسران بر پایه ی آیه ۲۳ سوره مائده او را شخصی خداپرست معرفی کرده‌اند.[۱۴] در منابع تفسیری یوشع به باعث همدم نشدن با مجموعه نافرمان بنی‌اسرائیل در جریان امر موسی(ع) به نبرد با ظالمان، متعهد به موسی معرفی گردیده است.[۱۵] در قرآن به اسم یوشع تصریح نشده میباشد البته مفسران آیاتی از سوره مائده و کهف را درباره او دانسته‌اند.[۱۶] در برخی کتاب ها دعاها منسوب به شیعه ها دعایی به یوشع منسوب مسجد بابا قدرت مشهد میباشد.[۱۷]

در کتاب مقدس یهودیان اسم یوشع، یهُوشُوع مذکور میباشد. مبتنی بر عهدعتیق اسم او آغاز هُوشَع به معنای وی نجات میدهد بوده میباشد البته در‌پی یهوشوع به معنای یهُوَه نجات می دهد، نامیده شد.[۱۸]

ملازمت با حضرت موسی
منابع تاریخی یوشع را در طول موسی(ع) شخصی متعهد به او و از یاران وی تعریف کرده‌اند.[۱۹] تورات یوشع را در حین موسی فرمانده او در یک کدام از نبردها خاطر نموده است.[۲۰] مبتنی بر تورات، یوشع در هنگامی که موسی برای اخذ ده امر به کوه سینا رفته بود همپا او بود.[۲۱] در ماجرای قانون شکنی خویشان بنی‌اسرائیل از امر موسی برای مبارزه، فقط یوشع و یک سری نفر دیگر گزینه غضب خداوند قرار نگرفتند. از این رو از سوی آفریدگار وعده حضور آن‌ها در مرزوبوم موعود داده شد.[۲۲]

ملازمت با موسی در ملاقات با خضر
مبنی بر منابع تاریخی و تفسیری یوشع در جریان ملاقات موسی با خِضر(ع) یاروهمدم او بوده میباشد.[۲۳] در قرآن به ملازمت و همراهی جوانی با موسی در حین ملاقاتش با خضر اشاره گردیده است.[۲۴]

نبوت
منابع زیادی به نبوت او تصریح شد‌ه‌است.[۲۵] موسی(ع) بعداز مرگ برادرش هارون، یوشع را جانشین خویش کرد.[۲۶] او یکسری روز باقیمانده به وفاتش، الواح مقدس را که احکام معبود بر آن درج شده بود به همدم زره به یوشع سپرد. جانشین شدن او در ۹۰ سالگی بوده میباشد. برهه زمانی نبوت یوشع را از ۲۷ سال،[۲۷] تا ۳۰ سال بیان کرده‌اند.[۲۸]

فتح بیت‌المقدس و تحقق سکونت در مملکت موعود
به گفته مورخان، یوشع با حمله به فلسطین و شامات، وعده پروردگار برای سکونت بستگان بنی‌اسرائیل در میهن موعود را متفحص کرد.[۲۹] وی به دستور معبود مأمور شد به امداد بنی‌اسرائیل به‌این بخش ها حمله نماید. مبتنی بر متن ها تاریخی، بر این بخش ها حاکمانی ستمکار مسلط بودند[۳۰] درین جنگ وی غالب شد فلسطین و کشور بیت المقدس را فتح نماید.[۳۱] برای مثال بخشها فتح گردیده قبل از فتح بیت المقدس، اریحا (اردن کنونی) در شامات بود.[۳۲] بنی‌اسرائیل قبل از حمله به اَریحا به منجر نافرمانی معبود در زمان نبوت موسی(ع)، چهل سال در کویر تیه حیران بودند.[۳۳]

بازدید : 29
شنبه 21 تير 1404 زمان : 15:27


محمد بن عبدالملک تَبّان (درگذشته ۴۱۹ق)، از متکلمان شیعی قرن چهارم و پنجم قمری میباشد. وی نزد سید مرتضی، شاگردی کرد، و سوالاتی را به طور مکتوب از استادش پرسید. این سوال ها علامت‌گر تبحر کلامی و اصولی اوست. ورژن‌ای از این سوالهای، با تیتر المسائل التبانیات در کتابخانه آستان قدس رضوی جانور میباشد. سید مرتضی در جواب وی، جوابات المسائل التبانیات را مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد نگاشت.

نسب
لقب وی ابوعبداللّه و اسم جدّش محمد تبّان بوده میباشد. تَبّان به معنای کاه‌فروش میباشد. فارغ از تشدید اسم مکانی در واسط، و با ضم تاء و فارغ از تشدید باء منسوب به تُبان، روستایی در سُونَج از ناحیة خُزار در ماوراءالنهر میباشد[۱] در وجه تسمیه وی، احتمال دو آیتم اولیه بیشتر آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد میباشد.

از تاریخ میلاد و جزئیات زندگانی تبّان استحضار چندانی در مشت وجود ندارد؛ وی در ۴۱۹ق درگذشت.[۲]

مذهب
تبان در آغاز معتزلی مذهب بود و آنگاه به تشیع گروید، با این‌همگی درباره وی گفته‌اند که ثبات رأی چندانی نداشته میباشد.[۳]

مدرس
وی مدتی نزد سید مرتضی دانش الهدی به علم آموزی دانش حرف و اصول فقه پرداخت، او در محضر سید مرتضی سؤالاتی برایش مطرح شد که آنان را به طور مکتوب از وی پرسید، سیدمرتضی به آنان جواب اعطا کرد. از سؤالات تبّان می‌اقتدار به مهارت و تبحر وی در دانش حرف و قواعد اصول فقه پی رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد پیروزی.[۴]

اثر ها
الاسئلة التبّانیـّة یا این که المسائل التبّانیات؛ سوالاتی میباشد که وی از سید مرتضی پرسید. و جواب آن ها به جوابات المسائل التبانیات دارای اسم و رسم میباشد. از کتاب اخیر که در رسائل الشریف المرتضی[۵] به چاپ رسیده میباشد، مشخص و معلوم می گردد که سؤال‌ها در باره آشنایی احکام فقهی از روش «ادلة» آن ها بوده میباشد. سیدمرتضی کار به خبر واحد را روا نمی‌داند و تبّان بر این مبنای سید، نقض و شبهه وارد می‌نماید. سؤالات تبّان در دَه فصل تهیه و تنظیم گردیده و جواب هر سؤال در نقطه نهایی به عبارتی فصل شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد آمده میباشد.

آقابزرگ طهرانی[۶] جوابات المسائل التبّانیات را دو کتاب دانسته میباشد: یک کدام از در پاسخ پادشاه التُبان در سه مورد، دیگری در دَه فصل، که جواب محمدبن عبدالملک تبّان میباشد، البته حسینی[۷] جوابات المسائل التبّانیات را که دربرگیرنده سه موضوع میباشد به عبارتی جوابات المسائل الموصلیات الاولی می داند. گفتنی میباشد که در هیچیک از کتاب‌هایی که در حین سیدمرتضی، یا این که اندکی سپس، کتاب ها اورا فهرست کرده‌اند، از جوابات المسائل التبّانیات نامی برده نشده میباشد، ولی روال حرف در‌این کتاب با متد بقیه کتاب‌های سید مرتضی بر اساس میباشد[۸]

ورژن‌ای از المسائل التبّانیات در کتابخانه مرکزی آستان قدس رضوی به شماره ۲۳۴۰ جان دار میباشد[۹] و ورژن ناقصی نزد حسینی خوانساری بوده که وی خویش آن را از ورژن دیگری رونویسی کرده بوده میباشد.[۱۰]

اثرها دیگر

کتاب المعدوم
کتابٌ فی تکلیف مَنْ عَلِم اللهُ انه یکْـفُرُ.
پانویس
یاقوت حموی، ج ۲، ص ۱۰؛ آقابزرگ طهرانی، ج ۲، ص‌۷۸ـ۷۹
نجاشی، ج ۲، ص ۳۳۳؛ بغدادی، ج ۲، ردیف ۶۳
نجاشی، ج ۲، ص ۳۳۳؛ علامه حلّی، ص ۲۷۰
آقابزرگ طهرانی، آقابزرگ طهرانی، ج ۲، ص ۷۸ـ۷۹
دانش الهدی، ج ۱، ص ۹۳ـ۹۶
آقا بلندمرتبه، ج ۲، ص ۷۸ـ ۷۹
حسینی، ص ۳۴
آقا تبارک، ج ۲، ص ۷۸ـ ۷۹
فکرت، ص ۱۷۳
حسینی خوانساری، ج ۴، ص ۴۱۸
یادداشت
منابع
آقابزرگ طهرانی.
اسماعیل بغدادی، هدیة العارفین، ج۲، در حاجی خلیفه، ج۶.
احمد حسینی خوانساری، کشف الاستار عن وجه الکتب و الاسفار، ج۴، قم، ۱۴۱۵ق.
حسن بن یوسف علامه حلّی، خلاصة الاقوال فی معرفة الرجال، چاپ جواد قیومی، قم، ۱۴۱۷ق.
علی بن حسین دانش الهدی، رسائل الشریف المرتضی، ج۱، چاپ مهدی رجائی، قم، ۱۴۰۵ق.
محمدآصف فکرت، فهرست الفبائی کتاب ها خطی کتابخانة مرکزی آستان قدس رضوی، مشهد، ۱۳۶۹ش.
احمدبن علی نجاشی، رجال النجاشی، چاپ محمدجواد نائینی، بیروت، ۱۴۰۸ق/۱۹۸۸م.
یاقوت حموی، معجم البلدان، بیروت، ۱۹۹۵م.
لینک و پیوند به خارج
منبع نوشته‌علمی: دانشنامه عالم اسلام
نبو
متکلمان شیعه
قرن دوم
هشام بن حکم • علی بن یقطین • زرارة بن اعین • مؤمن الطاق • هشام بن تندرست • علی بن اسماعیل میثمی
قرن سوم
ثبیت بن محمد عسکری • ابن‌رستم طبری • ابوعیسی وراق • داود بن اسد مصری • ابوسهل نوبختی • ادب بن شاذان
قرن چهارم
ابن‌جنید • ابن قبه رازی • ابوالقاسم کوفی • حسن بن موسی نوبختی • ابن‌ابی‌عقیل • حسین بن علی بن بابویه • روضه خوان صدوق • ابن‌بابویه • ابن‌ابی‌زینب • اِبْن‌عَبْدَک • ابوالجیش بلخی • روضه خوان اثر گذار • ابواسحاق نوبختی
قرن پنجم
ابوالصلاح حلبی • اسعد بن احمد طرابلسی • سید مرتضی • روحانی طوسی • محمد بن عبدالملک تبان • ابویعلی جعفری • محمد بن علی کراجکی
قرن ششم
ابن‌بطریق • ابن‌زهره • قطب راوندی • عبدالجلیل قزوینی • احمد بن علی طبرسی • سدیدالدین حمصی رازی
قرن هفتم
ابن‌میثم بحرانی • خواجه نصیر • ابوالحسن بحرانی‌ • حسن بن سلیمان حلی

بازدید : 18
پنجشنبه 19 تير 1404 زمان : 11:15


حدیث قُرْب نَوَافِل حدیثی قُدسی میباشد که پروردگار در معراج خطاب به فرستاده(ص) ذکر کرد. این حدیث از منزلت مؤمن نزد معبود و تقرب آدم به خداوند توسط ایفا دادن فرایض (واجبات) و نَوَافل (مستحبات) صحبت گفته مسجد غدیر بلوار معلم مشهد میباشد.

در‌این حدیث توهین به اماِّ معبود به منزله مبارزه باایمان دانسته گردیده و معبود از عجله برای امداد اما خویش بیشتراز هر چیزی صحبت به در میان آورده میباشد. طبق حایل دیگری از این حدیث عبد و بندهٔ مؤمن توسط جاری ساختن نوافل به پروردگار تقرب پیدا می‌نماید و معبود گوش و دیده وی مسجد غدیر فلاحی مشهد می‌گردد.

عارفان مسلمان این تعبیروتفسیر را حقیقی وواقعی و آن را شاهدی بر عقیده وحدت وجود و بیان‌کننده رده فنای در صفات آفریدگار یا این که فنای فی‌الله دانسته‌اند؛ البته به‌اعتقاد و باور محدثان و فقیهان تفسیر ذکر شده، مجازی میباشد و به کمک الهی به مؤمن یا این که به قربت خداوند به شخص مؤمن و یا این که معانی دیگری اشاره مسجد بابا غدیر مشهد داراست.

حدیث قرب نوافل با اندکی تفاوت در منابع شیعه و سنی از نبی(ص) مسجد بابا قدرت مشهد نقل گردیده‌است.

خوی

آیه‌ها اخلاقی
آیه ها افک • آیه اخوت • آیه اطعام • آیه نبأ • آیه نجوا • آیه مشیت • آیه بر • آیه اصلاح ذات در میان • آیه ایثار
روایات اخلاقی
حدیث قرب نوافل • حدیث مکارم خلق • حدیث معراج • حدیث جنود عقل و جهل
فضیلت ها اخلاقی
تواضع • قناعت • سخاوت • کظم غیظ • اخلاص • خشیت • حلم • زهد و تقوا • شجاعت • عفت • انصاف • اصلاح ذات البین • عیب‌پوشی • بلاکشی
رذایل اخلاقی
تکبر • حرص • حسد • لاف • غایب بودن • صحبت‌چینی • بهتان • بخل • عاق پدر و مادر • حدیث نفس • عجب • عیب‌جویی • سمعه • انقطاع رحم • رواج فحشاء • کفران نعمت
اصطلاحات اخلاقی
جهاد نفس • نفس لوامه • نفس اماره • نفس مطمئنه • احتساب • مراقبه • مشارطه • گناه • درس رفتار • استدراج
عالمان کردار
ملامهدی نراقی • ملا احمد نراقی • میرزا جواد ملکی تبریزی • سید علی حکم کننده • سید رضا بهاءالدینی • سید عبدالحسین دستغیب • عبدالکریم حق‌شناس • عزیزالله خوشوقت • محمدتقی بهجت • علی‌اکبر مشکینی • حسین مظاهری • محمدرضا مهدوی کنی
منابع اخلاقی
قرآن • نهج البلاغه • مصباح الشریعة • مکارم الاخلاق • المحجة البیضاء • رساله لقاءالله (کتاب) • گروه وَرّام • جامع السعادات • معراج السعادة • المراقبات
نبو


اسم‌گذاری
حدیث قرب نوافل، حدیثی قدسی میباشد که خداوند در معراج خطاب به نبی(ص) گفته میباشد. این حدیث جواب به سوال نبی(ص) از آفریدگار درباره مقام مؤمن نزد وی بوده میباشد.[۱] انگیزه آوازه این حدیث به «قرب نوافل» آن میباشد که قسمت انتها این حدیث، اعمال‌‌دادن نوافل‌ به وسیله‌ مؤمن را موجب قُرب و قربت خاصی به‌ معبود‌ شمرده‌ میباشد‌ و عارفان مسلمان با‌ الهام از این فراز و برای اشاره به آن منزلت، از تعبیروتفسیر «قرب نوافل» به کارگیری نموده‌اند.[۲] نافله به معنای هر چیز زیاده،[۳] موهبت و یا این که فعالیت مازاد[۴] میباشد.

محتوای حدیث
در حدیث قرب نوافل، توهین به اماّ معبود به‌منزله نزاع باایمان دانسته گردیده‌است. معبود از عجله برای امداد اماّ خویش بیش تر از هر چیز کلام به‌دربین آورده و گفته میباشد که اینجانب در هیچ کاری بیشتراز وفات مؤمن شک وتردید ندارم؛ چون وی از مرگ بدش میاید و اینجانب از حزن وی بدم می آید.( اینجانب از حزن خداترس کراهت دارم و تمایل ندارم مؤمن اندوهگین باشد) همینطور درین حدیث آمده میباشد که بعضا از بندگان مؤمن تنها با فقر و نداری و بعضی دیگر صرفا با بضاعت و توان اصلاح میگردند و درصورتی که به شرایط دیگری وارد شوند، نابود میگردند.

در حدیث قرب نوافل، ایفا واجبات دوست داستنی‌ترین فعالیت نزد معبود و وسیله تقرب عبد به وی معرفی گردیده‌ میباشد. نوافل (مستحبات) نیز وسیله‌ای برای تقرب به وی تیتر گردیده‌اند. همینطور آمده میباشد که درصورتی که کسی توسط نافله‌ای (مستحبی) به اینجانب، یعنی آفریدگار تقرب جوید، اورا دوست دارم و گوش، دیده، گویش و دست وی میشوم که توسط آنان بشنود و ببیند و در شرایطی که من‌را بخواند، اورا اجابت میکنم و منظور‌هایش را برآورده میسازم.[۵]

تعبیر و تفسیر حدیث
بینش عارفان
عارفان مسلمان این حدیث را به‌تیتر مستندی برای مباحث عرفانی خویش گزینه اعتنا قرار داده‌اند.[۶] ابن‌عربی، لفظ ها حدیث قرب نوافل را حقیقی و واقعی تلقی کرده و آن را شاهدی بر عقیده وحدت وجود دانسته‌ میباشد.[۷] از حیث او مراد از اینکه آفریدگار دیده و گوش عبد و بنده مؤمن می گردد، فنای آدم در صفات حق میباشد.[۸]

سید حیدر آملی آن را شاهدی بر «فنای فی الله» و یک کدام از‌شدن محب و دوستداشتنی دانسته میباشد.[۹] از لحاظ عارفان، سیر و سلوک در دو مرحله «قرب فرایض» و «قرب نوافل» جاری ساختن می شود. امام خمینی قرب نوافل را ناظر به فنای افعالی، صفاتی و ذاتی دانسته و قرب فرایض را بر بقای بعداز نیستی تطبیق داده میباشد.[۱۰] مرتضی مطهری (۱۲۹۸-۱۳۵۸ش) تالیف کننده شیعه، مضمون حدیث را بر سالک مجذوب مطابقت و همخوانی کرده که در سلوکش به مرحله‌‏ای میرسد که محبت الهی او‌را فرا می گیرد و دست محبت الهی اورا به سوی خودش میکشد و در‌این مرحله، دیگر از آن نام‌و‌نشان و منیت وی چیزی باقی نمی‌ماند و کلیه کارها را به آفریدگار می‌نماید.[۱۱]

بعضی از عرفا مرحله قرب فرایض را فراتر از قرب نوافل می دانند. از لحاظ آنها سود قرب فرایض، فنای در ذات معبود و سود قرب نوافل، فنای در صفات خداست. همینطور به یقین آن‌ها در مرحله قرب فرایض، آدم عروج و ترفیع می‌نماید، البته در مرحله قرب نوافل معبود نزول می‌نماید.[۱۲]

بازدید : 23
چهارشنبه 18 تير 1404 زمان : 21:05


سید حسین آل‌علی شاهرودی(۱۳۱۵-۱۳۷۳ق) دانا شیعی در قرن چهاردهم قمری میباشد که تحصیلات مقدماتی خویش را در شاهرود و مشهد استارت کرد و بعد از آن به حوزه علمیه قم رفت و تا سال ۱۳۴۵ق نزد آیت الله روحانی عبدالکریم حائری یزدی شاگردی کرد.[۱] وی بعد از آن به نجف سفر کرد و از محضر علمایی همانند میرزا محمد حسین نایینی، آقا ضیاء الدین عراقی، سید ابوالحسن اصفهانی و سید محمود شاهرودی بهره مند مسجد غدیر بلوار معلم مشهد شد.[

۲] در سال ۱۳۵۳ق از طرف سید ابوالحسن اصفهانی مأمور شد حوزه علمیه سامراء را که بعد از درگذشت میرزای شیرازی در درحال حاضر افول بود، احیا نماید. او تا سال ۱۳۶۵ق که به سبب ساز بیماری بدون چاره به برگشت به نجف شد، در سامراء سکونت داشت. سید حسین آل‌علی به انگیزه عارضه قلبی در آدینه ۷ رجب سال ۱۳۷۳ق درگذشت و در حجره شمال غربی صحن مقبره امام علی(ع) دفن مسجد غدیر فلاحی مشهد شد.[۳]

بابا و فرزندان
پدرش سید اسماعیل شاهرودی(۱۳۱۶قمری)، از خطباء و اهل منبر شاهرود بود، که به کنیه «‌واعظ‌» اشتهار داشت.[۴] سید حسین سه دختر و چهار پسر داشت. پسران او مسجد بابا غدیر مشهد عبارتند از:

ضیاء الدین آل علی؛ فرزند والا سید حسن بود که در طی حیات پدرش و بعد از آن در مسجد جامع شاهرود و مسجد نخل اقامه جماعت می کرد. در کنار پدرش مدفون مسجد بابا قدرت مشهد میباشد.
سید جواد آل علی شاهرودی
سید علی آل علی؛ در طهران اقامت داشت و پند حجاج تهرانی را بر ذمه داشت.
سید نوروفروغ الدین آل علی؛ نورالدین یک‌سری سال رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در کشورهای شمال آفریقا بود و در دانش گاه‌های ایالات متحده نیز درس دادن می کرد.[۵]
پانویس
آقا تبارک طهرانی، طبقات اعلام الشیعه، ج۱۴، ص۵۳۴.
آقا تعالی طهرانی، طبقات اعلام الشیعه، ج۱۴، ص۵۳۴.
شریف رازی، گنجینه پژوهشگران، ج۹، ص۶۲؛ آقا گران قدر طهرانی، طبقات اعلام ج۱۴، ص۵۳۴؛ انصاری قم، درگذشتگان، ص۱۰۹؛ امینی، رجال الفکر و الادب فی النجف علاوه بر الف عام، ج۲، صص۷۰۳- ۷۰۴.
آقا والا طهرانی، طبقات اعلام ج۱۴، ص۵۳۴.
شریف رازی، گنجینه پژوهشگران، ج۹، ص۶۳-۶۴.
منابع
طبقات اعلام الشیعه (نقباء البشر فی القرن الرابع عشر)، آقا تبارک طهرانی، داراحیاء تراث العربی للطباعه و النشر و التوزیع، بیروت، ۱۴۳۰ق.
شریف رازی، محمد، گنجینه دانشمندن(ج۹)، چاپ امیر، قم، ۱۳۷۰ش.
انصاری قمی، ناصرالدین، درگذشتگان، خبرنامه آینه تحقیق، فروددین ماه و اردیبهشت ماه ۱۳۷۷، شماره ۴۹.
امینی، محمدهادی، رجال الفکر و الادب فی النجف ضمن الف عام، جامعه النجفیه الکبری، چاپ دوم، نجف، ۱۴۱۳ق.
نبو
فقیهان شیعه (قرن ۱۴ قمری) مبتنی بر سال درگذشت
بومی جمهوری اسلامی ایران
احمد خوئینی(۱۳۰۷ق) • سید محمدباقر خوانساری(۱۳۱۳ق) • سید علی‌اصغر جاپلقی(۱۳۱۳ق) • محمدباقر فشارکی(۱۳۱۴ق) • سید محمد فشارکی(١٣١۶ق) • محمد اشرفی مازندرانی (حجت اشرفی)(۱۳۱۵ق) • ابوالفضل تهرانی(۱۳۱۷ق) • سید محمدهاشم خوانساری(۱۳۱۸ق) • علی شریعتمدار استرآبادی(۱۳۱۸ق) • محمدحسن آشتیانی(۱۳۱۹ق) • سید محمدمهدی خوانساری(۱۳۲۴ق) • حبیب‌الله خویی(۱۳۲۴ق) • حسنعلی تهرانی(۱۳۲۵ق) • روضه خوان فضل و ادب‌الله نوری(۱۳۲۷ق) • حبیب خراسانی(۱۳۲۷ق) • ملا قربانعلی زنجانی(۱۳۲۸ق) • محمدشفیع بوشهری(۱۳۲۹ق) • محمدتقی آقانجفی اصفهانی(۱۳۳۲ق) • حبیب‌الله شریف کاشانی(۱۳۴۰ق) • محمد ارباب قمی(۱۳۴۱ق) • سید محمدباقر درچه‌ای(۱۳۴۲ق) • جواد ملکی تبریزی(۱۳۴۳ق) • نورالله نجفی اصفهانی(۱۳۴۶ق) • راستگو آقا تبریزی(۱۳۵۱ق) • ابراهیم دنبلی خویی(۱۳۵۰ق) • محمدباقر آیتی(۱۳۵۲ق) • سید ابوالقاسم دهکردی(۱۳۵۳ق) • عبدالکریم حائری یزدی(۱۳۵۵ق) • سید ابوالحسن انگجی تبریزی(۱۳۵۷ق) • سید حسن معلم(۱۳۵۷ق) • ابوعبدالله زنجانی(۱۳۶۰ق) • محمدرضا مسجدشاهی(۱۳٦٢ق) • آقا نجفی قوچانی(۱۳۶۳ق) • یحیی خویی(۱۳۶۴ق) • مهدی اصفهانی(۱۳۶۵ق) • میرزا محمد نتیجه قمی (۱۳۷۰ق) • سید محمدتقی خوانساری(۱۳۷۱ق) • عبدالکریم خوئینی زنجانی(۱۳۷۱ق) • سید محمد حجت کوه‌کمری(۱۳۷۲ق) • مهدی آشتیانی(۱۳۷۲ق) • سید صدرالدین صدر(۱۳۷۳ق) • محمدجواد انصاری همدانی(۱۳۷۹ق) • سید علی یثربی کاشانی (۱۳۷۹ق) • سید حسین طباطبایی بروجردی(۱۳۸۰ق) • فاضل تونی(۱۳۸۰ق) • سید ابوالقاسم کاشانی(١٣٨١ق) • هاشم قزوینی (۱۳۸۱ق) • سید محمد بهبهانی(۱۳۸۳ق) • میرزا حسین فقید سبزواری(۱۳۸۶ق) • مجتبی قزوینی(۱۳۸۶ق) • سید محمد متفحص داماد(۱۳۸۸ق) • سید محمدحسن الهی طباطبایی(۱۳۸۸ق) • محمدتقی آم

بازدید : 13
چهارشنبه 18 تير 1404 زمان : 14:04


ایجاد کرد و تخریب دوم
تخریب هارون الرشید
بعد از تخریب مقبره بوسیله منصور، دوست‌داران اهل‌بیت در زمان خلافت مهدی و هادی عباسی به نوسازی حرم مبادرت نمودند.[۹] سازه به بعضی از گزارش‌های تاریخی هارون الرشید (حکومت: ۱۷۰-۱۹۳) در زمان حکومتش گاهی خادمان بقاع امام حسین(ع) را فرا می خواند و از آنها بازپرسی میکرد.[۱۰] نقل گردیده است که به‌امر هارون الرشید، درخت سدری که بر مرقد سایه افکنده بود، از ریشه کنده شد و بنای قبر تخریب شوید و زمین آن شخم زده مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد شد.[۱۱]

ایجاد کرد و تخریب سوم
مرمت به وسیله مأمون
با روی فعالیت وارد شدن مأمون (حکومت:۱۹۸- ۲۱۸) سیاست بنی عباس تغییر تحول کرد. او در عصر حاکمیتش به دلیل ابراز عشق ظاهری به علویان، بر مرقد امام، بنایی را تاسیس کرد.[۱۲] ولی مشخص و معلوم وجود ندارد که چه کسی به تعمیر ضریح حسینی مبادرت نمود، با دقت به اینکه احتمال تعمیر به وسیله خویش مامون منتفی وجود ندارد.[۱۳] بنای تاسیس گردیده در طی مامون در عصر او و همینطور در زمان خلافت معتصم و واثق عباسی از تعدی رویدادها آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد مصون ماند.[۱۴]

تخریب متوکل
در حین خلافت متوکل (حکومت: ۲۳۲-۲۴۷ق) مرقد امام حسین(ع) از جانب او آیتم تجاوز قرار گرفت. ابوالفرج اصفهانی در انگیزه تخریب متوکل ذکر می دارد که او کنیز شهرت‌خوانی را که مدام برای مجالس عیش و نوشش دعوت میکرد، به قصر خویش طلبید، ولی مأموران او اگاهی داند کنیز به زیارت قبر امام حسین(ع) رفته و این فرمان منجر اندوه متوکل گردیده و مبادرت به تخریب بقاع امام حسین(ع) رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد کرد.

[۱۵] ولی روحانی طوسی انگیزه تخریب را اجتماع هواداران اهل‌بیت و بیم متوکل از این اجتماع می داند.[۱۶] او فردی به اسم دیزج یهودی را برای این عمل اعزام کرد، در تخریب مقبره مسلمان ها یاور او احتیاط کردند به‌این جهت دیزج یهودیان حوزه‌ را استخدام کرده و بقاع را تخریب شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد نمود.

[۱۷] بعداز ویران کردن قبر زمین آن را شخم زده و آب بر آن سرازیر کردند. بنابر بعضی گزارش‌ها، آب در نزدیکی مرقد به گردش درآمد و قبر را فرا نگرفت.[۱۸] حتی متوکل گروهی از مأموران خویش را گرداگرد مرقد و طرق منتهی به آن گماشت و زائران را از زیارت قبر دستگیر و آن ها را آیتم پیگرد قرار بخشید.[۱۹] سازه بر برخی اقوال، او دو سکو مبادرت به تخریب حرم کرد، یک‌توشه در سال ۲۳۳ق و یک‌توشه در سال ۲۳۶ق و در‌این مسافت، مقبره تعمیر گردیده بود، که ویرانی دوم مهمتر بوده‌میباشد.[۲۰] برخی محققان تخریب را در سال‌های ۲۳۶ق و ۲۴۷ق ترجیح داده‌اند و عبارتی از امالی روحانی طوسی به دو شکل ضبط گردیده که طبق یک ضبط سال ۲۳۷ق نیز تخریب انجام یافته میباشد.[۲۱]

عکس‌العمل دوست‌داران اهل‌بیت
متوکل با تخریب حرم نتوانست از اجتماع دوست داران اهل‌بیت در کربلا بکاهد، بلکه تردد آن‌ها به کربلا جهت زیارت امام حسین(ع) و جلوگیری کردن متوکل تا نقطه نهایی قدمت متوکل یعنی سال ۲۴۷ق ادامه پیدا کرد.[۲۲] شعرای دوستدار اهل بیت نیز در این مورد شعرها سرودند برای مثال عبدالله بن رابیه میسداید:

عبدالله بن رابیه:

تالله ان کانت امیه قد اتت
قتل ابن بنت نبیها مظلوما
فلقد اتاه بنو ابیه بمثلها
هذا لعمرک قبره مهدوما
اسفوا علی ان لا یکونوا شایعوا
فی قتله فتتبعوه رمیما
مجلسی، بحار الأنوار، ۱۴۰۳ق، ج۴۵، ص۳۹۸

ترجمه:
بیت اولیه: به خداوند عهد در صورتی‌که بنی‌امیه پسر دختر رسول آفریدگار را در حالی که مظلوم بود به قتل رسانیدند.

بیت دوم: پسران بابا وی (یعنی بنی‌عباس) نظیر آن کار را جاری ساختن دادند و به جان تو پیمان که قبر امام حسین را حاد کردند.

بیت سوم: بنی‌عباس متأسف بودند که چرا در قتل امام حسین همنشینی از بنی‌امیه نکردند (زیرا به آن مراد نائل نشدند لذا) به جستجوی استخوان‌های آن حضرت رفتند (و قبرش را حاد نمودند).[۲۳]

مرمت به دست منتصر
منتصر عباسی فرزند متوکل خلاف پدرش، عموم را به زیارت امام حسین(ع) تشویق می کرد.[۲۴] او بعداز کشتن پدرش مبادرت به نوسازی مرقد امام حسین(ع) کرده[۲۵] و مناره‌ای برای ارشاد زائران از خط مش به دور ایجاد کرد. ضمن مناره، این سازه دارنده قبه، ضریح، مسجد و صحن بوده میباشد.[۲۶] این سازه در ذی الحجه سال ۲۷۳ق بر تاثیر حادثه ها طبیعی فرو سرازیرشد.[۲۷]

مقبره در قرن۳ و ۴
بنای محمد بن زید
در سال ۲۸۳ق محمد بن زید اخوی داعی پهناور، از جدید مقبره امام حسین(ع) را سازه بنیان.[۲۸] او قبۀ بزرگی ساخته و دو درب ورودی گذاشت. همینطور در جوار قبه بنای دیگری با سقف چوبی سازه کرد تا عموم در آن به نماز وعبادت بپردازند، او سقفی نیز بر مرقد بقیه شهداء زد، دیواری در حوالی کربلا کشید و منزل‌های متعددی در آنجا ایجاد کرد.[۲۹] این سازه در حین خلافت طائع بالله بیست و چهارمی خلیفه عباسی بوسیله ضبّه بن محمد اسدی غارت شد.[۳۰] به گفته بعضی این غارت در سال ۲۶۹ق بوده‌میباشد.[۳۱]

سازه به گفته یکی دانشمندان، آنچه از شغل عمرانی محمد بن زید گفته شد، از کتاب منتظم ابن جوزی میباشد و او اینگونه چیزی را در کتاب منتظم نیافته میباشد.[۳۲]

ایجاد کرد بوسیله عضدالدوله
بعداز اگاهی عضدالدوله از غارت مرقد امام حسین(ع) به وسیله ضبه بن محمد اسدی، به عراق لشکر کشید و او را متواری کرده و بقاع امام حسین(ع) را تعمیر نمود.[۳۳] عضد الدوله در چهار طرف حرم رواق ایجاد کرد، آنگاه رواقها را تزیین نمود، ضریحی با چوب ساج ساخته و به وسیله پارچه‌های دیباج پوشاند و مساحت حائر را ۲۴۰۰ گام بسط بخشید، بعد محیط شهر را دیواری بلند و سفت محدود کرده و برای زراعت نهر آبی رنگ به کربلا کشاند.[۳۴]

ایجاد کرد و تخریب دوم
تخریب هارون الرشید
بعد از تخریب مقبره بوسیله منصور، دوست‌داران اهل‌بیت در زمان خلافت مهدی و هادی عباسی به نوسازی حرم مبادرت نمودند.[۹] سازه به بعضی از گزارش‌های تاریخی هارون الرشید (حکومت: ۱۷۰-۱۹۳) در زمان حکومتش گاهی خادمان بقاع امام حسین(ع) را فرا می خواند و از آنها بازپرسی میکرد.[۱۰] نقل گردیده است که به‌امر هارون الرشید، درخت سدری که بر مرقد سایه افکنده بود، از ریشه کنده شد و بنای قبر تخریب شوید و زمین آن شخم زده شد.[۱۱]

ایجاد کرد و تخریب سوم
مرمت به وسیله مأمون
با روی فعالیت وارد شدن مأمون (حکومت:۱۹۸- ۲۱۸) سیاست بنی عباس تغییر تحول کرد. او در عصر حاکمیتش به دلیل ابراز عشق ظاهری به علویان، بر مرقد امام، بنایی را تاسیس کرد.[۱۲] ولی مشخص و معلوم وجود ندارد که چه کسی به تعمیر ضریح حسینی مبادرت نمود، با دقت به اینکه احتمال تعمیر به وسیله خویش مامون منتفی وجود ندارد.[۱۳] بنای تاسیس گردیده در طی مامون در عصر او و همینطور در زمان خلافت معتصم و واثق عباسی از تعدی رویدادها مصون ماند.[۱۴]

تخریب متوکل
در حین خلافت متوکل (حکومت: ۲۳۲-۲۴۷ق) مرقد امام حسین(ع) از جانب او آیتم تجاوز قرار گرفت. ابوالفرج اصفهانی در انگیزه تخریب متوکل ذکر می دارد که او کنیز شهرت‌خوانی را که مدام برای مجالس عیش و نوشش دعوت میکرد، به قصر خویش طلبید، ولی مأموران او اگاهی داند کنیز به زیارت قبر امام حسین(ع) رفته و این فرمان منجر اندوه متوکل گردیده و مبادرت به تخریب بقاع امام حسین(ع) کرد.[۱۵] ولی روحانی طوسی انگیزه تخریب را اجتماع هواداران اهل‌بیت و بیم متوکل از این اجتماع می داند.[۱۶] او فردی به اسم دیزج یهودی را برای این عمل اعزام کرد، در تخریب مقبره مسلمان ها یاور او احتیاط کردند به‌این جهت دیزج یهودیان حوزه‌ را استخدام کرده و بقاع را تخریب نمود.[۱۷] بعداز ویران کردن قبر زمین آن را شخم زده و آب بر آن سرازیر کردند. بنابر بعضی گزارش‌ها، آب در نزدیکی مرقد به گردش درآمد و قبر را فرا نگرفت.[۱۸] حتی متوکل گروهی از مأموران خویش را گرداگرد مرقد و طرق منتهی به آن گماشت و زائران را از زیارت قبر دستگیر و آن ها را آیتم پیگرد قرار بخشید.[۱۹] سازه بر برخی اقوال، او دو سکو مبادرت به تخریب حرم کرد، یک‌توشه در سال ۲۳۳ق و یک‌توشه در سال ۲۳۶ق و در‌این مسافت، مقبره تعمیر گردیده بود، که ویرانی دوم مهمتر بوده‌میباشد.[۲۰] برخی محققان تخریب را در سال‌های ۲۳۶ق و ۲۴۷ق ترجیح داده‌اند و عبارتی از امالی روحانی طوسی به دو شکل ضبط گردیده که طبق یک ضبط سال ۲۳۷ق نیز تخریب انجام یافته میباشد.[۲۱]

عکس‌العمل دوست‌داران اهل‌بیت
متوکل با تخریب حرم نتوانست از اجتماع دوست داران اهل‌بیت در کربلا بکاهد، بلکه تردد آن‌ها به کربلا جهت زیارت امام حسین(ع) و جلوگیری کردن متوکل تا نقطه نهایی قدمت متوکل یعنی سال ۲۴۷ق ادامه پیدا کرد.[۲۲] شعرای دوستدار اهل بیت نیز در این مورد شعرها سرودند برای مثال عبدالله بن رابیه میسداید:

عبدالله بن رابیه:

تالله ان کانت امیه قد اتت
قتل ابن بنت نبیها مظلوما
فلقد اتاه بنو ابیه بمثلها
هذا لعمرک قبره مهدوما
اسفوا علی ان لا یکونوا شایعوا
فی قتله فتتبعوه رمیما
مجلسی، بحار الأنوار، ۱۴۰۳ق، ج۴۵، ص۳۹۸

ترجمه:
بیت اولیه: به خداوند عهد در صورتی‌که بنی‌امیه پسر دختر رسول آفریدگار را در حالی که مظلوم بود به قتل رسانیدند.

بیت دوم: پسران بابا وی (یعنی بنی‌عباس) نظیر آن کار را جاری ساختن دادند و به جان تو پیمان که قبر امام حسین را حاد کردند.

بیت سوم: بنی‌عباس متأسف بودند که چرا در قتل امام حسین همنشینی از بنی‌امیه نکردند (زیرا به آن مراد نائل نشدند لذا) به جستجوی استخوان‌های آن حضرت رفتند (و قبرش را حاد نمودند).[۲۳]

مرمت به دست منتصر
منتصر عباسی فرزند متوکل خلاف پدرش، عموم را به زیارت امام حسین(ع) تشویق می کرد.[۲۴] او بعداز کشتن پدرش مبادرت به نوسازی مرقد امام حسین(ع) کرده[۲۵] و مناره‌ای برای ارشاد زائران از خط مش به دور ایجاد کرد. ضمن مناره، این سازه دارنده قبه، ضریح، مسجد و صحن بوده میباشد.[۲۶] این سازه در ذی الحجه سال ۲۷۳ق بر تاثیر حادثه ها طبیعی فرو سرازیرشد.[۲۷]

مقبره در قرن۳ و ۴
بنای محمد بن زید
در سال ۲۸۳ق محمد بن زید اخوی داعی پهناور، از جدید مقبره امام حسین(ع) را سازه بنیان.[۲۸] او قبۀ بزرگی ساخته و دو درب ورودی گذاشت. همینطور در جوار قبه بنای دیگری با سقف چوبی سازه کرد تا عموم در آن به نماز وعبادت بپردازند، او سقفی نیز بر مرقد بقیه شهداء زد، دیواری در حوالی کربلا کشید و منزل‌های متعددی در آنجا ایجاد کرد.[۲۹] این سازه در حین خلافت طائع بالله بیست و چهارمی خلیفه عباسی بوسیله ضبّه بن محمد اسدی غارت شد.[۳۰] به گفته بعضی این غارت در سال ۲۶۹ق بوده‌میباشد.[۳۱]

سازه به گفته یکی دانشمندان، آنچه از شغل عمرانی محمد بن زید گفته شد، از کتاب منتظم ابن جوزی میباشد و او اینگونه چیزی را در کتاب منتظم نیافته میباشد.[۳۲]

ایجاد کرد بوسیله عضدالدوله
بعداز اگاهی عضدالدوله از غارت مرقد امام حسین(ع) به وسیله ضبه بن محمد اسدی، به عراق لشکر کشید و او را متواری کرده و بقاع امام حسین(ع) را تعمیر نمود.[۳۳] عضد الدوله در چهار طرف حرم رواق ایجاد کرد، آنگاه رواقها را تزیین نمود، ضریحی با چوب ساج ساخته و به وسیله پارچه‌های دیباج پوشاند و مساحت حائر را ۲۴۰۰ گام بسط بخشید، بعد محیط شهر را دیواری بلند و سفت محدود کرده و برای زراعت نهر آبی رنگ به کربلا کشاند.[۳۴]

بازدید : 15
سه شنبه 17 تير 1404 زمان : 11:38

علی‌ بن‌ محمد بن‌ موسی‌ بن فرات (۲۴۱-۳۱۲ق‌/۸۵۵-۹۲۴م‌)، وزیر شیعی مقتدر عباسی‌ و اول‌ شخص از قبیله فرات که‌ به‌ وزارت‌ رسید. او سه توشه به منزلت وزارت رسیده میباشد. در هر جايگاه تغییراتی در خلق و خوی و شیوه وی پدید می‌آمد که به کلی با یکدیگر متناقض می‌کند. وی در اولیه عصر وزارت چندان به خیر و عدل و داد خلق و خوی کرد که موجب حمد عموم شد. البته در دو‌مین و به ویژه در سومی دورۀ وزارتش که محسن بن فرات بر دیوان‌ها سر گروهی یافت، به خشونت و قتل و ستم و مصادرۀ اموال عموم و دیوانیان مشغول شد، تا آنجا که عموم چنان از وی کینه ورزی یافتند که به دستاویز هجوم قرمطیان به حاجیان، اورا قرمطی خواندند و سنگبارانش کردند و سربازان به‌رنج توانستند وی و کارگزارانش را از چنگ عموم مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد برهانند.

شروع فعالیت در دستگاه خلافت
اخوی ابوالحسن علی، احمد در حکومت عباسیان، مدیریت دیوان خراج و ضیاع بود و وی عمل دیوانی را تحت لحاظ برادرش استارت کرد و بعد از مرگ احمد، به سر کردگی دیوان خراج منصوب شد.[۱] به هنگام مرگ خلیفه مکتفی در ۲۹۵ق وی در دستگاه عباسیان شخص پرنفوذی بود چنانکه که عباس بن حسن جرجرائی وزیر با وی دربارهٔ جانشینی مکتفی مشاوره آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد کرد.[مستلزم منبع]

علی بن محمد با ابراز این لحاظ که نباید کسی را به خلافت نشانید که خویش صاحب و مالک رأی باشد و دستور و نهی نماید، به طرفداری از خلافت المقتدر جعفر بن معتضد خردسال پرداخت، در حالی که قوم ابن‌جراح به ابن‌معتز تمایل داشتند. عاقبت لحاظ ابن‌فرات پیروز شد و مقتدرِ ۱۳ ساله به خلافت گرد‌همایی، ولی اندکی آنگاه دوست داران ابن‌معتز، مقتدر را از خلافت عزل کردند و ابن‌فرات و نزدیکان خلیفه مخفی رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد شدند.[مستلزم منبع]

زمان وزارت
علی بن فرات، ۳ توشه به رده وزارت رسید. آراء متفاوتی از نویسندگان و مورّخان درباره وی ابراز کرده‌اند. در طول وزارتش، گروهی از امیران و دیوانیان بغداد و خادمان خلیفه به دشمنی با وی برانگیخته شد؛ اگرچه به لحاظ می رسد که تشیع وی و رغبت به استعمال از عنصرها شیعی در کارها سیاسی نیز در‌این دشمنی‌ها بی‌تأثیر نبوده شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد میباشد.[مستلزم منبع]

اولیه عصر وزارت وی از سال ۲۹۶ تا ۲۹۹ قمری به درازا کشید. پس از اینکه ابن معتز از فعالیت عزل شد، خلیفه نو، مقتدر، به وی پیغامی ارسال کرد و او‌را برای برعهده تصاحب کردن منصب وزارت فراخواند. وی در اولیه عصر وزارت چندان به خیر و خوبی و اعطا کرد خلق و خوی کرد که موجب ثنا عموم شد.[۲] اکثری از دوستداران ابن معتز را از زندان شروع کرد و به عاملان خویش نوشت که از آن‌ها درگذرند؛ علاوه بر آن نزد خلیفه به مدد از حسین بن حمدان و ابراهیم بن کیغلغ که به سال ۲۹۶ق به طرفداری از ابن معتز برخاسته و در خلع مقتدر کوشیده بودند، کلام اعلام‌کرد.[۳] درین زمانه او معاندان متعددی در دربار خلافت داشت که در غایت توانستند حیث خلیفه را از وی برگردانند و براین اساس وی از شغل عزل شد و پس از مصادره شدن بخشی از اموالش به زندان دارالخلافه رسول شد.[۴]

چندی نگذشت که خلیفه اورا در شغل های دیوانی سرگرم کرد و آیتم مشورت کردن قرار اعطا کرد. و در سال ۳۰۴ قمری توشه دیگر به وزارت گماشت و براین اساس دومی زمان وزارت او به برهه زمانی دو سال اغاز شد. درین زمانه ابوالحسن به مصادره و بدرفتاری با کارگزاران وزیر دیرین پرداخت و پس از مدتی کشمکش‌ و رقابت و دشمنی عامل ها دربار توشه دیگر موجب شد ابوالحسن گزینه اتهام حیله قرار گرفته و از سوی خلیفه عزل و بازداشت خواهد شد.[مستلزم منبع]

یک‌سری سال بعداز سال ۳۱۱ وزارت برای توشه سوم به زمان 1‌سال به ابوالحسن علی بن محمد ابن فرات رسید. درین زمان او به بدرفتاری و سرکوب معارضان خویش پرداخت و دست پسرش محسن را در آزار آن‌ها بازگذاشت. این روش دشمنی‌ها با او را بیشتر کرد تا اینکه به وی اتهام شیعه‌گری زدند و از رابطه او با ابوطاهر جنابی قرمطی حرف گفتند و به‌این‌ترتیب توشه دیگر لحاظ خلیفه درباره وی رجوع و پایین تعقیب قرار گرفت و این توشه وی و پسرش محسن را گردن زدند.[مستلزم منبع]

بازدید : 19
دوشنبه 16 تير 1404 زمان : 16:09


سید محمدحسن تَرْحینی عامِ لی (۱۳۳۱/۱۳۳۲-۱۴۰۱ش) دانا و خطیب شیعه اهل لبنان و مولف کتاب اَلزُّبدَةُ الْفِقهیه، شرحی بر کتاب الرَّوْضَة الْبَهِیّة نوشته مسجد غدیر بلوار معلم مشهد شهید ثانی.

درس دادن علم ها حوزوی از سطح ها تا درس بیرون در بیروت و کمپانی در نرم‌افزار‌های گفتگومحور تلویزیونی با موضوعات فقاهتی و مذهبی به عنوان مثال درباره فرستاده(ص) و امام حسین(ع)، برخی از شغل‌های علمی و فرهنگی وی میباشد. بیش تر از ده کتاب با موضوعات فقه، تاریخ، صحبت و خوی از وی به چاپ مسجد غدیر فلاحی مشهد رسیده میباشد.

معاش‌طومار
سید محمدحسن ترحینی عاملی عالم،‌ مولف، سخنران شیعه اهل لبنان‌ و مدرس حوزه علمیه، [۱] فرزند سید حسن‌ابراهیم[۲] در سال ۱۹۵۳م (۱۳۳۱/۱۳۳۲ش) در شهر عِبّا مجاورت شهر نَبَطِیّه در جبل‌ادله متولد شد. نسب وی به امام کاظم(ع) برمی‌شود.[۳] اورا سید محمد ترحینی نیز مسجد بابا غدیر مشهد خوانده‌اند.[۴]

ترحینی عاملی با خانوده‌اش در بیروت پایتخت لبنان و بعد از آن، در نبطیه، سکونت داشت. بعد از وصلت، در اواخر سال ۱۹۷۳م به نجف و در ۱۹۷۶م (۱۳۴۶ش) به قم سفر کرد و بعد از حدود ده سال به سوریه رفت و در ۶ سپتامبر ۱۹۸۶م (۱۵ شهریور ۱۳۶۵ش)‌ به جبل‌استدلال مسجد بابا قدرت مشهد رجوع.[۵]

درگذشت
سید محمدحسن ترحینی بعد از عصر‌ای بیماری،[۶] در ۱۳ اردیبهشت ماه ۱۴۰۱ش درگذشت[۷] و در بعد از ظهر به عبارتی روز در گورستان شهر عبا مجاورت نبطیه در لبنان، تشییع و دفن شد.[۸] حزب‌الله لبنان، تکان اَمَل و مجلس اعلای اسلامی شیعه ها لبنان برای درگذشت وی پیام تسلیت صادر کردند.[۹]

تحصیلات
سید محمد ترحینی در هفده سالگی در سال ۱۹۷۰م در مکتب علمیه‌ای در غرب بیروت که بعد ها به معهد فقهی اسلامی شناخته شد، دروس حوزوی را شروع کرد. سید محمدحسین ادب‌الله از مراجع تبعیت شیعه (درگذشت ۱۳۸۹ش)، از مؤسسان این مکتب بود.[۱۰]

ترحینی در اواخر سال ۱۹۷۳م به حوزه علمیه نجف رفت و سطح های حوزه علمیه را طی کرد و به‌دست سید محمدباقر صدر، عالم شیعه، جامه روحانیت پوشید.[۱۱]

ترحینی در اوایل سال ۱۹۷۵م به‌ادله وضعیت امنیتی در عراق و حوزه علمیه نجف، به لبنان برگشت و در ۶ آگوست ۱۹۶۷م (۱۵ مرداد ۱۳۴۶ش) به حوزه علمیه قم رفت.[۱۲]

استادان
برخی از استادان سید محمدحسن ترحینی اینگونه‌اند:

سید رضا صدر (درس بیرون فقه در قم)
سید محمد شیخ (درس بیرون اصول فقه در قم)
علی احمدی میانجی (سطح ها و سطح ها عالیه حوزه در قم)
سید مهدی روضه خوان (سطح های و سطح ها عالیه در قم)
سید محمدرضا خِرسان (تفصیلُ اللُّمعَةِ الدِّمِشقیَّة در نجف)
سید محمدجواد فضل و ادب‌الله (دروس مقدمات حوزه علمیه در بیروت)
سید با حجب و حیا خلف (دروس مقدمات حوزه علمیه در بیروت)[۱۳]
وی همینطور مدتی که محمدجواد مَبی نیازّه، مفسر شیعه اهل لبنان، به حوزه علمیه قم رفت‌وآمد داشت و مدتی در آن بومی بود، در مجالس وی کمپانی میکرد.[۱۴]

کار‌های علمی و فرهنگی
سید محمدحسن ترحینی هم زمان با علم آموزی در سطح ها بهتر‌حوزه، درس دادن علم ها حوزوی را نیز استارت کرد و تا اواخر سال ۱۹۹۴م به درس دادن خاطر نشان کرد. وی به‌تیتر دارای تخصص در اپلیکیشن‌های برخی کانال‌های تلویزیونی کمپانی میکرد و خویش نیز نرم افزار‌های تلویزیونی مختص خویش داشت. او کتاب‌ها و مقالاتی نگاشت که از آن در بین کتاب اَلزُّبدَةُ الْفِقهِیَّة آوازه بیشتری یافت.[۱۵]

درس دادن
ترحینی عاملی در کنار علم آموزی در قم، به درس دادن کتاب‌های تفصیل اللمعة الدمشقیة، اصول مظفر و قسمت‌هایی از کِفایةُ الاُصول و مکاسب روحانی انصاری پرداخت.[۱۶]

بعداز مهاجرت به سوریه در سال ۱۹۸۶م، در مکتب علمیه حضرت زینب کتاب‌های گستردن لمعه و اصول مظفر را درس دادن کرد و در اواخر سال ۱۹۸۷م از دمشق به بیروت رفت و در معهد دینی اسلامی در بیروت به مقطع هشت سال به درس دادن درس‌های سطح ها و سطح های خوب حوزه سرگرم شد.[۱۷]

او در اواخر سال ۱۹۹۴م معهد فقهی اسلامی را رخنه‌ کرد و به‌شکل جداگانه به درس دادن درس بیرون فقه سرگرم شد.[۱۸] بعداز سال ۲۰۰۰م نیز درس دادن را رها کرده، به تایپ کردن و تبلیغ پرداخت و به مباحثه با شمار محدودی از اهل دانش اکتفا کرد.[۱۹] بعضی شاگردان سید محمد ترحینی اینگونه‌اند:

علی آل محسن، دانا شیعه اهل قطیف ایالات متحده عربی[۲۰]
حسین عایِش، فقید شیعه و معلم حوزه علمیه در احساء (متولد ۱۳۸۱ق)[۲۱]
محمدعلی استاد، فقید شیعه اهل قطیف (درگذشت ۱۴۲۴ق)[۲۲]
عبدالکریمِ الحْبیل (متولد 1377ق) فقیه شیعه و امام آدینه تاروت مجاورت قطیف[۲۳]
محمد حَسون، روضه خوان شیعه اهل نجف و رئیس راءس اَلْاَبحاث العقائدیة[۲۴]
حسین عبدالله مرعی، دانا شیعه اهل لبنان (درگذشت ۱۴۲۱ق)[۲۵]
سید سامی خضرا، فقید و خطیب شیعه اهل لبنان[۲۶]
احمد شهابی، دانا اهل بحرین، خطیب و استاد شیعه (متولد ۱۳۸۰ش)[۲۷]
اپ‌های تلویزیونی
سید محمدحسن ترحینی در کانال‌های ماهواره‌ای المنار، الصراط و الکوثر به‌تیتر دارای تخصص اسلامی حاضر میشد و خویش نیز نرم افزار‌هایی با اسم‌های «پیامبرُ الْاِنسانیة» (به‌فارسی: نبی انسانیت)،‌ «اَلشَّعائرُ الْحُسینیة»، «اَلدّینُ الْحَنیف»،‌ «اَلقِصصْ الْقُرآنی»، و «اَلطّاعةُ و المعصیة» داشت. موضوعات نرم‌افزار‌های او فقهی و مذهبی و مثلا درباره رسول(ص) و امام حسین(ع) بود.[۲۸]

‌ اثر ها
سید محمد ترحینی اثراتی با موضوعات فقه، تاریخ، صحبت، رجال، کردار و اصول فقه داراست.

الزبدة الفقهیة
نوشته‌ی‌علمیٔ مهم: الزبدة الفقهیة فی گستردن الروضة البهیة (کتاب)
کتاب اَلزُّبدَةُ الْفِقهِیَّة فی گستردن الرَّوْضَةِ الْبَهِیّة شرحی به گویش عربی و در خیر جلد بر کتاب دینی الرَّوْضَةُ الْبَهِیّة نوشته شهید ثانی میباشد.[۲۹] در بعضی نوشته‌ی علمی‌های پژوهشی[۳۰] و کتاب‌های دینی،[۳۱] بدین کتاب استناد شد‌ه‌است.

برخی از سایر اثرها وی اینگونه میباشد:

عَظَمَةُ الدّینِ الْاِسلامی، با موضوعاتی مانند خصوصیت‌های شریعت اسلامی، فطرت انسانی و هدایت نبوی.[۳۲]
الاحکام فی دانشِ الْکَلام، با مسئله سخن اسلامی.[۳۳]
اَلنَّهْضَةُ الْحُسَینیة وَ النَّواصب، درباره موضع‌ها ناصبی‌ها نسبت به رخداد عاشورا و عیب گیری آن.[۳۴]
اَلنَّهْضَةُ الحسينية، مصادر و خبر‌ها اَلْاَيّام المَدَنِيَّة، درباره منابع تاریخی حادثه عاشورا و نیز، اتفاق ها مرتبط با آن.[۳۵]
الشعائرُ الْحُسینیةُ الْمَنصوصة، با مورد دین‌هایی زیرا سوگواری محرم و احادیث و فتاوا درباره آن.[۳۶]
«الاسلامُ و العقل»، «الحقُّ و الباطل»، «اَلدّین»، «العبودیةُ لِله» (بندگی خداوند) و «ماهیةُ الْاِنسان و دَوْرُه» (ماهیت و نقش بشر) دیگر کتاب‌های وی میباشد.[۳۷] همینطور کتاب رجالی اَلتَّحریرُ الطّاووسی نوشته مالک معالم با استیناف سید محمد ترحینی چاپ شد‌ه‌است.[۳۸]

ترحینی شرحی بر کتاب کفایة الاصول و نیز مکاسب روضه خوان انصاری نگاشته که به چاپ نرسیده میباشد.[۳۹]

بازدید : 15
چهارشنبه 11 تير 1404 زمان : 15:07

تابوت عهدوپیمان صندوقچه‌ای که قرن‌ها نزد بنی‌اسرائیل بود و برای آنها عنایت و قداست بسیار بالایی داشت. قرآن، این تابوت را سبب ساز سکینه و ادب برای بنی‌اسرائیل دانسته میباشد. درین صندوق،‌ وسائل گرانبها و مهمی همانند الواح موسی(ع)، عصای موسی(ع) و ... وجود داشته میباشد. بنابر بعضا احادیث شیعه، این تابوت جزو ودایع امامت میباشد و نزد امام مهدی(عج) نگاه داشته مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد می شود.

چیستی
خواسته از تابوت پیمان که تابوت سکینه و تابوت شهیدشدن نیز نامیده گردیده، صندوقی میباشد که تا قرن‌ها نزد بنی‌اسرائیل بوده و برای آن‌ها از التفات و قداست بهره مند بوده میباشد.[۱] امروزه تابوت به‌معنای صندوقی میباشد که مرده را در آن قرار داده و به آرامستان آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد میبرند.[۲]

کلمه تابوت دو توشه در قرآن مستعمل میباشد:

مامان حضرت موسی(ع) نوزاد خویش را در تابوت (صندوق یا این که سبد) قرار داده و آن را در رود نیل انداخت.[۳] ماجرا تعیین طالوت به‌تیتر فرمان روا و یار و همدم‌داشتن تابوت تحت عنوان آرم. تابوتی که دربردارنده سَکینه الهی بود، به جا مانده قوم موسی و هارون در آن بود و ملائکه الهی آن ‌را حمل می‌کردند.[۴] نقل شده مراد از تابوت در‌این آیه به عبارتی تابوت قولِ رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد میباشد.[۵]
تشکیل داد


«أَنِ اقْذِفیهِ فِی التَّابُوتِ فَاقْذِفیهِ فِی الْیمِّ فَلْیلْقِهِ الْیمُّ بِالسَّاحِلِ؛ که اورا در صندوق بگذار، پس او‌را به دریا بینداز تا دریا اورا به حاشیه دریا اندازد».[۶] از امام باقر(ع) بیان شده: صندوقچه‌ای که مامان موسی(ع) اورا در آن قرار بخشید و به رود نیل انداخت، ابعاد به دست بنی‌اسرائیل رسید و برای آن‌ها مداقه ویژه‌ای یافت و بعد از خروج از مصر نیز با آن‌ها بود و الواح موسی(ع) و... در آن قرار داده شد.[۷] و به ذکر دیگر این صندوقچه به عبارتی تابوت عهد و پیمان میباشد. بعضی از مفسران شیعه این بینش را شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد پذیرفته‌اند.[۸]

برخی از مفسران اهل سنت معتقدند آفریدگار تابوتی را به حضرت بشر اعطا کرد و این تابوت فی مابین انبیاء بود و هدف از تابوت عهدوپیمان نیز همین میباشد.[۹]
تورات تشکیل داد تابوت عهدوپیمان را به زمان بعداز خروج از مصر نسبت داده میباشد.[۱۰]
قرآن درباره‌ی مجال و دیدگاه تشکیل داد این تابوت هیچ مطلبی را بیان نمی‌نماید. ولی احادیث اکثری درباره‌ی جزئیات این تابوت وجود داراست که بعضی مفسران آنها را در تیم اسرائیلیات قرار داده‌اند که نمی‌قدرت به همگی آنها اعتقادوباور داشت.[۱۱] برخلاف قرآن، تورات به شرح بسیار زیاد به تشکیل داد تابوت قول پرداخته و جزئیات آن را به گستردن بیان نموده است.[۱۲]

سرگذشت
تابوت عهد و پیمان بعد از خروج بنی‌اسرائیل از مصر به آوازه و قداست بسیار والایی دست یافت. در روزگار آوارگی بنی‌اسرائیل در کویر، تابوت پیمان در چادر مقدس[یادداشت ۱] نگه‌داری می شد و احکام بسیار مشقت درباره ی آن وجود داشت.[۱۳] بعداز حضرت موسی(ع) و نقطه نهایی یافتن چهل سال آوارگی در کویر تیه(کشور تیه)،[یادداشت ۲] بنی‌اسرائیل به هم پا حضرت یوشع به سمت میهن مقدس شیوه افتادند. تابوت عهد و پیمان تحت عنوان یک علامت اصلی و تاثیرگذار نزد بنی‌اسرائیل بود. آن‌ها در نزاع‌های متفاوت، تابوت را در جلوی سپاه قرار داده و بر معاندان خویش غلبه می‌کردند. ولی وقتی که به مخالفت با پیامبرانشان پرداختند و از اوامر الهی قانون شکنی کردند، باخت می‌خوردند[۱۴] و در بعضا از این باخت‌ها، صندوق عهدوپیمان به دست دشمنانشان می‌به‌زمین‌خورد.[۱۵] و بعداز مدتی به دلایلی، به آن ها گشوده می‌گشت.[۱۶]

قرآن به یکی این اتفاق ها اشاره کرده و یار داشتن تابوت پیمان را علامت پادشاهی طالوت دانسته میباشد: «وَ قالَ لَهُمْ نَبِیهُمْ إِنَّ آیةَ مُلْکهِ أَنْ یأْتِیکمُ التَّابُوتُ؛ و پیامبرشان به آن‌ها بیان کرد: یقیناً آرم فرمانروایی وی این میباشد که تابوت پیمان را نزد شما خواهد آورد».[۱۷] براساس این آیه،‌ آفریدگار برای یک فرمانروا آرم قرار میدهد و فرستاده آفریدگار می بایست سعی نماید این دستور را به عموم بفهماند و آن‌ها‌را از اختلاف گشوده دارااست.

در غایت بعد از حمله بُخْتُنَّصَّر به اورشلیم و فساد محل پرستش، تابوت عهد و پیمان نیز مفقود شد.[۱۸] براساس بعضی احادیث،‌ امام فرصت بعد از ظهور، تابوت پیمان را از غاری در انطاکیه در خواهد آورد[۱۹] و این تابوت جزو ودایع امامت خواهد بود.[۲۰]

محتوای تابوت
قرآن محتوای تابوت عهد و پیمان را با بیانی کلی، اینگونه بیان می‌نماید: «وَ بَقِیةٌ مِمَّا تَرَک آلُ مُوسی وَ آلُ هارُونَ؛ و مانده‌ای از آنچه فامیل موسی و هارون به جا گذارده‌اند».[۲۱] مفسران موردها زیادی دراین باره بیان کرده‌اند. به عنوان مثال وجود الواح موسی(ع)، عصای موسی(ع)[۲۲] و وسایل انبیای دیگر که در آن بوده میباشد.[۲۳] پولس، شخصیت دوم دربین مسیحیان، در طومار‌ای به عبرانی‌ها (این طومار جزو کتاب مقدس مسیحیان می باشد) محتویات این صندوق را الواح موسی، یک پیاله طلایی از «مَنّ» (به عبارتی نانی که در کویر، آفریدگار هر روز به بنی‌اسرائیل می‌اعطا کرد) همینطور عصای هارون که روزگاری شکوفه داده بود، دانسته میباشد.[۲۴]

بازدید : 24
سه شنبه 10 تير 1404 زمان : 12:22

مذهب اعتقادی مأمون یکی‌از مسائل اختلافی و چالشی مورخان شیعه، سنی و مستشرقان میباشد. تقلید وی از تشیع به معنای آنچه امامان شیعه بدان معتقد بودند، از سوی برخی از مورخان شیعه رد میگردد.[۵۳] از سوی دیگر در بعضی از منابع دارای اعتبار اهل‌سنت بر تشیع مأمون تأکید گردیده است؛ به‌تیتر مثال ذهبی، ابن‌کثیر و ابن‌خلدون بر شیعه‌بودن وی تصریح کرده، و در بعضا مورد ها دولت عباسی را دولت شیعی معرفی کرده‌اند.[۵۴] سیوطی نیز آوازه تشیع مأمون را نقل نموده مسجد غدیر بلوار معلم مشهد است.[۵۵]

در بعضی موردها سیاست‌ها و اقدامات مأمون در دوستی با آل علی، اتهام رافضی بودن او را از سوی معارضان داخلی خویش یعنی بستگان عباسی بومی در بغداد در پی داشت.[۵۶] در منابع تاریخی گزارش‌هایی از سیاست‌ها و سعی مأمون در زمان خلافتش آمده میباشد که حکایت از تمایلات شیعی وی میباشد. این نوع اقدامات مأمون را می‌قدرت در یک‌سری مسأله تبیین مسجد غدیر فلاحی مشهد کرد:

سفارش خلافت و ولایتعهدی به آل‌علی: مدعیان تشیع مأمون معتقدند سفارش واگذاری خلافت به امام رضا(ع) از سوی مأمون ریشه در تربیت او در فضای قرابت فکری معتزله و شیعه به‌ویژه در قضیه برتری امام علی(ع) در خلافت برمی‌شود. افزون بر آن خراسانی بودن مامان مأمون که به حقانیت امام علی(ع) و فرزندانش ایمان داشت و رویش یافتن وی نزد اهل یک محل خراسان نقش مهمی در تمایل وی به مذهب تشیع داشت. طبق این داعیه مأمون باایمان عهدوپیمان بست در صورتی‌که بر برادرش برنده شود، خلافت را به برگزیدگان شخص از قوم و قبیله علی(ع) واگذار می‌نماید؛ از این‌رو بعد از باخت امین به وعده خویش وفا کرد و امام رضا(ع) را به‌تیتر ولیعهد خویش گزینش کرد.[۵۷] این مبادرت مأمون موجب شد بعضی مورخین نظیر سیوطی او‌را شیعه افراطی مسجد بابا غدیر مشهد بدانند.[۵۸]

بازگرداندن فدک به سادات علوی: مأمون بعد از رجوع به بغداد و استقرار بی نقص حکومتش تصمیم گرفت فدک را به اولاد فاطمه(س) برگرداند البته مخالفت‌ها زیاد بود. از این رو ۲۰۰ نفر از علما را به نشست‌ای دعوت کرد و از آن‌ها خواست حیث خویش را در باب فدک ذکر نمایند. بعد از ارائه ایده ها گوناگون سود نشست این شد که فدک وابسته به حضرت زهرا(س) میباشد و می بایست به وارثان اساسی آن برگردد. پافشاری مخالفین موجب شد مأمون نشست‌ای دیگر با دعوت از علمای بیشتری از سراسر قلمرو اسلامی برگزار نماید سود این گرد‌همایی نیز مانند گرد‌همایی ابتدا بود. از این‌رو در سال ۲۱۰ق به قثم بن جعفر والی مدینه نوشت فدک را به اولاد فاطمه برگرداند.[۵۹] به اعتقاد و باور بعضی دانشمندان از‌آنجا‌که غصب فدک همواره به‌تیتر یک ابزار سیاسی در نزد خلفا برای فشار بر اهل بیت و شیعه ها بوده، واگذاری آن بوسیله مأمون نیز علامت از تمایل وی به قوم اهل بیت و حقانیت آن ها بوده میباشد.[۶۰] خبر واگذاری فدک به صاحبان مهم آن در سروده‌های شاعران نمایان مسجد بابا قدرت مشهد شد.

به‌تیتر مثال دعبل خزاعی بعد از برگرداندن فدک به اولاد فاطمه(س) شعری سرود که مصرع نخستین آن این میباشد:
اَصْبَحَ وَجْهُ الزَّمانِ قَدْ ضَحِکاً
بِرَدَّ مَأْگیسوُنُ هاشِمَ فَدَکاً
ترجمه: برچهره فرصت لبخند شور گرد هم آیی، بعد که مأمون فدک را به بنی هاشم برگردانید.[۶۱]

حلیت وصلت موقت: مأمون علی‌رغم مخالفت‌های جانور در جامعه اهل‌سنت، حرام بودن آن را برداشت و آن را مجاز ذکر کرد. ولی بعداز آنکه یحیی بن اکثم، حکم کننده القضاه مأمون و از علمای اهل سنت به وی اظهار کرد امام علی(ع) نیز تزویج موقت را حرام می‌دانست وی نیز از به احترام امام علی(ع) از این حکم قیدش را زد.[۶۲]
ثابت برتری امام علی(ع) بر خلفا و اعلام قانونی آن: در منابع دارای اعتبار شیعه و اهل سنت آمده میباشد مأمون مجلسی با حضور ۴۰ نفر از علمای پر رنگ اهل‌سنت آن زمان برپا و با آن‌ها درباره برتری امام علی(ع) بر دیگر خلفا مناظره کرد و در آن مناظره بر آن‌ها غلبه کرد و آنها به برتری امام علی(ع) پس از فرستاده(ص) اعتراف کردند.[۶۳] افزون بر آن مأمون در سال ۲۱۲ق برتری امام علی(ع) بر ابوبکر و قدمت را اظهار کرد.[۶۴]
بیزاری مأمون از مدح معاویه و مجازات سبِّ علی: مامون در سال ۲۱۱ق از عده ای که معاویه را مدح می‌کردند اعلام برائت کرد و مجازات برای کسانی که از وی به خوبی خاطر می‌کردند، در لحاظ گرفت.[۶۵]
تصریح مأمون به تشیع خویش و پدرش هارون: اعلام تشیع مأمون به وسیله بعضا مورخین گزارش گردیده‌است.[۶۶] در بعضا از گزارش‌ها آمده میباشد مأمون به دور‌وبری ها خویش اعلام‌کرد مذهب شیعه را از پدرش هارون فراگرفته میباشد. از وی پرسیدند: در‌صورتی‌که هارون عباسی شیعه بود چرا اهل بیت(ع) را می‌کشت؟ مأمون در پاسخ گفته بود: «المُلکُ عَقیم» (حکومت بابا و فرزند نمی‌شناسد چه برسد به سایر افراد).[۶۷]

بازدید : 17
دوشنبه 9 تير 1404 زمان : 16:48


اسلام
بیت المقدس قبل از شهر مکه و کعبه، قبله مسلمان‌ها بوده و مسلمانها به سوی آن نماز می‌گزارده‌اند. رسول اکرم(ص) در سال دوم هجری، به خواست الهی[۲۶] قبله خویش را به سوی کعبه تغییر و تحول اعطا کرد.[۲۷] اما از عنایت این شهر نزد مسلمان‌ها چیزی کاسته نشد؛ چون بنابر باورهای اسلامی، بخش اعظمی از پیامبران تعالی الهی در آن حوزه‌ ظهور و آیین خود را تبلیغ مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد کرده‌اند.

بنابر لحاظ برخی مفسران، منظور قرآن کریم و مهربان از «الارض المقدسة»(مملکت منزه)در آیه «و إذ قال موسی لقومه یا این که قوم و قبیله ادخلوا الأرض المقدّسة... ؛وقتی که موسی به بستگان خود خاطرنشان کرد: ای قوم و قبیله اینجانب! به مملکت منزه درون گردید....» شهر بیت المقدس میباشد[۲۸]و وجه تسمیه این شهر به بیت المقدس این میباشد که از آلودگی گناه یا این که کفر پاکیزه میباشد و یا پیامبران و مومنان در آن سکنی آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد گزیده‌اند.[۲۹]

فرستاده اسلام نیز همواره از این شهر با احترام حافظه کرده و بنابر احادیث، آن حضرت قبل از رفتن به معراج، ابتدا به‌این شهر سیر کرده و از آنجا به عرش عروج نموده است. در حدیث شد الرحال از رسول اکرم(ص)نقل شد‌ه‌است: «لا تُشَدّ الرحال الا الی ثلاثة مساجد المسجد الحرام و مسجدی هذا و المسجد الاقصی؛ برای هیج سفری توشه مهاجرت مهیا نمیشود مگر به قصد سه مسجد: مسجد الحرام، این مسجد (مسجد النبی) و مسجد رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد الاقصی.»[۳۰]

ناحیه شامات از زمان خلیفه نخستین و دوم کم کم به دست مسلمان ها به زمین خورد. اکثری از مسلمان ها عرب به شهرهای متعدد شامات مثلا بیت المقدس مهاجرت کردند. مسلمان ها از آن به آن گاه در حین قرن‌ها نقش مهمی در آبادانی بیت المقدس انجام کردند. در عصر‌های متفاوت، بناها و مساجد اکثری به دست مسلمانها در‌این شهر ساخته شد و شهر به ندرت هویتی اسلامی ـ عربی به خویش گرفت. این همگی، منجر گشت تا وابستگی خیال مسلمان ها به این شهر افزون شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد خواهد شد.

در دروان معاصر، مسئله اشغال فلسطین و بیت المقدس و پافشاری رژیم اسرائیل بر پایتخت کردن این شهر، بر آلرژی مسلمان ها نسبت به آن افزوده و آن ها همواره خبرها اتفاق ها این شهر و فلسطین را دنبال می‌نمایند.

جای ‌ها و بناها
در بیت المقدس جای ‌ها و بناهای متفاوت می‌باشد که برای معتقدان به ادیان با شخصیت و مقدس میباشد:

تپه موریا:یک کدام از یک سری کوه یا این که تپه شهر بیت المقدس میباشد و بنابر احادیث یهود، با ظهور داود بالای این تپه به محل عبادت تبدیل شد و صخره مقدس از آن موقع به آنگاه ارج یافت و سلیمان فرستاده به تكمیل بنای آن پرداخت.[۳۱]
هیکل سلیمان:بنابر باورهای یهودیان، اول محل عبادت یا این که پرستشگاه خویشاوندان یهوه بوده که بر تپه موریا و صخره مقدس قراردارد.[۳۲] بنابر تورات، تولید کننده آن سلیمان پیامبر(ع)میباشد[۳۳] و تابوت پیمان و ده امر در محافظت می‌گردیده است. وجود اینگونه معبدی صرفا در احادیث مذهبی یهود قابل ردیابی میباشد. همینطور بر اعتقاد یهودیان دیوار ندبه، از بقایای هیکل سلیمان میباشد و بقایای هیکل سلیمان در ذیل مسجدالاقصی قراردارد.
کلیسای بقعه مقدس: دارای اسم و رسم به «کلیسای رستاخیز» از مقدس‌ترین اماکن مذهبی مسیحیان میباشد که در قسمت باستانی بیت المقدس و بر فراز دره جلجتا قراردارد. در اعتقادوباور مسیحیان، حضرت عیسی در جایی که در حال حاضر کلیسا بر آن قرار گرفته، مصلوب گردیده و از آنجا به افق عروج نموده است. عمر بنای فعلی را دستکم تا سال ۱۸۶۰م. تقریب زده‌اند.[۳۴]
دیوار ندبه: یا این که دیوار درخشان(حائط المبكی)به عربی، و به عبری: هَکوتِل همعراوی(הכותל המערבי به معنای دیوار غربی) مقدس‌ترین جای مذهبی یهودیان بر تپه موریا میباشد. دیوار ندبه، قبله یهودیان عالم برای نماز میباشد.[۳۵] آن‌ها دیوار ندبه را از بقایای هیکل سلیمان و دومی پرستش‌گاه اورشلیم و محل اجابت دعا و منبع الهام می‌شمارند.[۳۶] این دیوار بخشی از دیوار غربی مسجدالاقصی میباشد. گویند دیوار از بقایای دیوار تشکیل‌شده به دست هیرود والی اورشلیم از سوی امپراتوری روم(متوفای سال ۴ قبل از به دنیا آمدن)میباشد.[۳۷] از آن فرصت تاكنون، یهودیان هر روزه به خصوص روزهای آدینه در كنار دیوار گرد میایند و بر ویرانی بیت المقدس می‌گریند و به این رو، دیوار را، دیوار ندبه می گویند.[۳۸]

تعداد صفحات : 55

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 560
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه