قبل از انقلاب
رجایی نزدیک به هجده سالگی، در جامه نیروی هوایی
رجایی زمانی که در مکتب احمدیه طهران، از مدرسه های متعلق به جامعه تعلیمات اسلامی [یادداشت ۲] درس می خواند، در گروهی به اسم شیعهها عضو شد. دسته شیعهها بوسیله بعضا از علمآموزان مکتب احمدیه تأسیس گردیده بود و به عملهای فرهنگی و آموزشی مسجد غدیر بلوار معلم مشهد میپرداخت.[۲۳]
شناخت با آیتالله طالقانی
رجایی به طور همزمان با ورود به نیروی هوایی (۱۳۲۸ش) با جلسات سید محمود طالقانی در مسجد هدایت طهران آشنا شد و در حدود ۲۷ سال در جلسات وی کمپانی کرد.[۲۴] از دلایل جذب رجایی به طالقانی، تطبیق مسائل روز عالم گران بهاهای اسلامی بوسیله طالقانی دانسته مسجد غدیر فلاحی مشهد گردیدهاست.[۲۵]
رجایی در جلسات سید محمود طالقانی، با مهدی تاجر و یدالله سحابی، از فعالان سیاسی ضدِّ حکومت پهلوی، آشنا شد و در سال ۱۳۳۹ش در متوسطه کمال طهران به سر کردگی یدالله سحابی به معلمی پرداخت.[۲۶] متوسطه کمال در مناسبتهای مذهبی از فعالان سیاسی ضد حکومت پهلوی مانند سید محمد بهشتی، مرتضی مطهری، مهدی تاجر و محمدتقی شریعتی برای سخنرانی دعوت می کرد.[۲۷] رجایی در سال ۱۳۴۶ش به خیال اختلافحیث با یدالله سحابی در اداره مکتب، همیاری خویش با متوسطه کمال را جدا مسجد بابا غدیر مشهد کرد.[۲۸]
رجایی همینطور یاور با گروهی دیگر، در سالهای در حدود ۱۳۵۳ش، گرد هم آییای هفتگی و محرمانه با سید محمد بهشتی داشت.[۲۹]
همیاری با تیمهای ضد حکومت پهلوی
محمدعلی رجایی با تیمهای سیاسی مخالف حکومت پهلوی با میلهای متعدد همیاری داشت.
جمعیت فدائیان اسلام: رجایی در طی خدمتش در نیروی هوایی (۱۳۲۸–۱۳۳۲ش) با جمعیت فدائیان اسلام آشنا شد و در جلسات آن کمپانی کرد.[۳۰] به گفته رجایی وی جذب این شعارهای فدائیان اسلام شد که میگفتند: «کلیه عمل و هم چیز صرفا برای خداوند» و «اسلام بلندتر از تمامی چیز [میباشد]، و هیچ چیز رفیعتر از اسلام وجود ندارد».[۳۱] به گفته او آن روز ها بیشترین نبرد مذهبیها با عدهایها بود که وی نیز دراین مورد عمل مسجد بابا قدرت مشهد داشت.[۳۲]
نهضت آزادی جمهوری اسلامی ایران: محمدعلی رجایی جزء اولین کسانی بود که بعد از تأسیس نهضت آزادی جمهوری اسلامی ایران (۱۳۴۰ش) در آن عضو گردیده و به یکیاز اعضای فعال آن تبدیل شد.[۳۳] رجایی یک کدام از دست اندرکاران تکثیر اعلامیههای نهضت آزادی در قزوین بود.[۳۴] وی در ۱۱ اردیبهشت ماه ۱۳۴۲ش بوسیله ساواک (سازمان داده ها و امنیت مرز و بوم) شناسایی و در قزوین بازداشت شد. او بعداز ۴۸ روز،[۳۵] پس از اینکه تعهد اعطا کرد از نهضت آزادی استعفا دهد آزاد شد.[۳۶] وی از این به سپس، عملهای سیاسی ضد پهلوی و همیاری با جریانهای سیاسی را خاطر نشان کرد، البته هیچگاه به عضویت قانونی حزب و گروهی در نیامد. بعضا عامل آن را داشتن آزادی بیشتر برای ادامه عملها دانستهاند.[۳۷]
سازمان مجاهدین اخلاق کشورایران: رجایی با بیشتر بنیانگذاران سازمان مجاهدین کردار از زمان دانشکده و بعد در جلسات سید محمود طالقانی آشنا بود. سال ۱۳۴۷ش سعید محسن یک کدام از مؤسسان سازمان مجاهدین به رجایی سفارش عضویت در آن سازمان را بخشید؛ البته به گفته رجایی، به انگیزه اختلافاتی که دربرداشت آنها نسبت به نبرد وجود داشت، عضویت در سازمان را نپذیرفت.[۳۸] رجایی هیچگاه به عضویت سازمان مجاهدین اخلاق درنیامد، البته در بعضا کارها به آنها مشورت کردن میبخشید.[۳۹] به گفته صدیقه عاتقی همسر او، سازمان بهتیتر یک واسطه اساسی روی وی اکانت میکرد؛[۴۰] اما رجایی بعد از مشاهده علامتهایی از تغییر و تحول ایدئولوژی سازمان از اسلام به مارکسیسم، همیاری خویش را با آنها جدا کرد.[۴۱]
گزارش ساواک طهران در ۱۳۴۶ش:
محمدعلی رجایی دبیر متوسطهِ کمالِ نارمک در کلاس، «پای کوبی تاجگذاری» را «باجگذاری» بیان مینماید.
معاشطومار سیاسی شهید رجایی، ص۵۹.
تشکیل مؤسسه فرهنگی و کمک رفاه
رجایی بعداز گوشهگیری از متوسطه کمال در سال ۱۳۴۶ش،[۴۲] با یاری اکبر هاشمی رفسنجانی، محمدجواد باهنر، بقایای هیئت مؤتلفه،[یادداشت ۳] و گروهی از تجار، مؤسسه خیریه رفاه و تعاون را تأسیس کرد.[۴۳] غرض از تشکیل آن در ظواهر یاری به نیازمندان؛ اما در واقعیت یاری مالی به خانوادههای زندانیان سیاسی بود.[۴۴]
این مؤسسه دربرگیرنده مدرسه های سهگانه مدرسه ابتدایی، ارشاد و متوسطه بود و بیشتر اعضای هئیت مدیره و معلمان آن، دارنده میلهای سیاسی بودند و علیه حکومت پهلوی کار سیاسی داشتند. رجایی از اعضای هیئت مدیره،[۴۵] و مدیریت مکتب رفاه بود.[۴۶] این مکتب درپی بازپرسیهای حکومت پهلوی، در سال ۱۳۵۳ش منحل شد.[۴۷]
از مکتب رفاه در روزهای قبل از برد انقلاب اسلامی برای دستگیر و محافظت سران حکومت پهلوی و نیروهای ساواک استعمال میشد.[۴۸]
قبل از انقلاب
رجایی نزدیک به هجده سالگی، در جامه نیروی هوایی
رجایی زمانی که در مکتب احمدیه طهران، از مدرسه های متعلق به جامعه تعلیمات اسلامی [یادداشت ۲] درس می خواند، در گروهی به اسم شیعهها عضو شد. دسته شیعهها بوسیله بعضا از علمآموزان مکتب احمدیه تأسیس گردیده بود و به عملهای فرهنگی و آموزشی مسجد غدیر بلوار معلم مشهد میپرداخت.[۲۳]
شناخت با آیتالله طالقانی
رجایی به طور همزمان با ورود به نیروی هوایی (۱۳۲۸ش) با جلسات سید محمود طالقانی در مسجد هدایت طهران آشنا شد و در حدود ۲۷ سال در جلسات وی کمپانی کرد.[۲۴] از دلایل جذب رجایی به طالقانی، تطبیق مسائل روز عالم گران بهاهای اسلامی بوسیله طالقانی دانسته مسجد غدیر فلاحی مشهد گردیدهاست.[۲۵]
رجایی در جلسات سید محمود طالقانی، با مهدی تاجر و یدالله سحابی، از فعالان سیاسی ضدِّ حکومت پهلوی، آشنا شد و در سال ۱۳۳۹ش در متوسطه کمال طهران به سر کردگی یدالله سحابی به معلمی پرداخت.[۲۶] متوسطه کمال در مناسبتهای مذهبی از فعالان سیاسی ضد حکومت پهلوی مانند سید محمد بهشتی، مرتضی مطهری، مهدی تاجر و محمدتقی شریعتی برای سخنرانی دعوت می کرد.[۲۷] رجایی در سال ۱۳۴۶ش به خیال اختلافحیث با یدالله سحابی در اداره مکتب، همیاری خویش با متوسطه کمال را جدا مسجد بابا غدیر مشهد کرد.[۲۸]
رجایی همینطور یاور با گروهی دیگر، در سالهای در حدود ۱۳۵۳ش، گرد هم آییای هفتگی و محرمانه با سید محمد بهشتی داشت.[۲۹]
همیاری با تیمهای ضد حکومت پهلوی
محمدعلی رجایی با تیمهای سیاسی مخالف حکومت پهلوی با میلهای متعدد همیاری داشت.
جمعیت فدائیان اسلام: رجایی در طی خدمتش در نیروی هوایی (۱۳۲۸–۱۳۳۲ش) با جمعیت فدائیان اسلام آشنا شد و در جلسات آن کمپانی کرد.[۳۰] به گفته رجایی وی جذب این شعارهای فدائیان اسلام شد که میگفتند: «کلیه عمل و هم چیز صرفا برای خداوند» و «اسلام بلندتر از تمامی چیز [میباشد]، و هیچ چیز رفیعتر از اسلام وجود ندارد».[۳۱] به گفته او آن روز ها بیشترین نبرد مذهبیها با عدهایها بود که وی نیز دراین مورد عمل مسجد بابا قدرت مشهد داشت.[۳۲]
نهضت آزادی جمهوری اسلامی ایران: محمدعلی رجایی جزء اولین کسانی بود که بعد از تأسیس نهضت آزادی جمهوری اسلامی ایران (۱۳۴۰ش) در آن عضو گردیده و به یکیاز اعضای فعال آن تبدیل شد.[۳۳] رجایی یک کدام از دست اندرکاران تکثیر اعلامیههای نهضت آزادی در قزوین بود.[۳۴] وی در ۱۱ اردیبهشت ماه ۱۳۴۲ش بوسیله ساواک (سازمان داده ها و امنیت مرز و بوم) شناسایی و در قزوین بازداشت شد. او بعداز ۴۸ روز،[۳۵] پس از اینکه تعهد اعطا کرد از نهضت آزادی استعفا دهد آزاد شد.[۳۶] وی از این به سپس، عملهای سیاسی ضد پهلوی و همیاری با جریانهای سیاسی را خاطر نشان کرد، البته هیچگاه به عضویت قانونی حزب و گروهی در نیامد. بعضا عامل آن را داشتن آزادی بیشتر برای ادامه عملها دانستهاند.[۳۷]
سازمان مجاهدین اخلاق کشورایران: رجایی با بیشتر بنیانگذاران سازمان مجاهدین کردار از زمان دانشکده و بعد در جلسات سید محمود طالقانی آشنا بود. سال ۱۳۴۷ش سعید محسن یک کدام از مؤسسان سازمان مجاهدین به رجایی سفارش عضویت در آن سازمان را بخشید؛ البته به گفته رجایی، به انگیزه اختلافاتی که دربرداشت آنها نسبت به نبرد وجود داشت، عضویت در سازمان را نپذیرفت.[۳۸] رجایی هیچگاه به عضویت سازمان مجاهدین اخلاق درنیامد، البته در بعضا کارها به آنها مشورت کردن میبخشید.[۳۹] به گفته صدیقه عاتقی همسر او، سازمان بهتیتر یک واسطه اساسی روی وی اکانت میکرد؛[۴۰] اما رجایی بعد از مشاهده علامتهایی از تغییر و تحول ایدئولوژی سازمان از اسلام به مارکسیسم، همیاری خویش را با آنها جدا کرد.[۴۱]
گزارش ساواک طهران در ۱۳۴۶ش:
محمدعلی رجایی دبیر متوسطهِ کمالِ نارمک در کلاس، «پای کوبی تاجگذاری» را «باجگذاری» بیان مینماید.
معاشطومار سیاسی شهید رجایی، ص۵۹.
تشکیل مؤسسه فرهنگی و کمک رفاه
رجایی بعداز گوشهگیری از متوسطه کمال در سال ۱۳۴۶ش،[۴۲] با یاری اکبر هاشمی رفسنجانی، محمدجواد باهنر، بقایای هیئت مؤتلفه،[یادداشت ۳] و گروهی از تجار، مؤسسه خیریه رفاه و تعاون را تأسیس کرد.[۴۳] غرض از تشکیل آن در ظواهر یاری به نیازمندان؛ اما در واقعیت یاری مالی به خانوادههای زندانیان سیاسی بود.[۴۴]
این مؤسسه دربرگیرنده مدرسه های سهگانه مدرسه ابتدایی، ارشاد و متوسطه بود و بیشتر اعضای هئیت مدیره و معلمان آن، دارنده میلهای سیاسی بودند و علیه حکومت پهلوی کار سیاسی داشتند. رجایی از اعضای هیئت مدیره،[۴۵] و مدیریت مکتب رفاه بود.[۴۶] این مکتب درپی بازپرسیهای حکومت پهلوی، در سال ۱۳۵۳ش منحل شد.[۴۷]
از مکتب رفاه در روزهای قبل از برد انقلاب اسلامی برای دستگیر و محافظت سران حکومت پهلوی و نیروهای ساواک استعمال میشد.[۴۸]

آشنایی با مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد؛ بررسی جایگاه مذهبی، فرهنگی و اجتماعی این مسجد