loading...

بهترین مرجع مسجد غدیر باباعلی مشهد

بازدید : 21
يکشنبه 5 مرداد 1404 زمان : 11:48

فرزند امام علی(ع) و فاطمه زهرا(س) میباشد که به‌گفته روضه خوان موءثر بعداز امام حسن(ع)، امام حسین(ع) و زینب(س) متولد شد.از امام علی، دختران دیگری هم با اسم یا این که لقب ام‌کلثوم گزارش شد‌ه‌است که به انگیزه همین شباهت اسمی، درباره بعضا گزارش‌ها در زمینه ی معاش ام‌کلثوم اختلاف‌لحاظ است. ماجرای دعوا‌برانگیز در این زمینه، تزویج ام‌کلثوم با قدمت بن خَطّاب خلیفه دوم میباشد که در کتاب‌های تاریخی و حدیثی بیان شده و بخش اعظمی از عالمان شیعه آن را قبول دارا هستند و بعضا مخالف مسجد غدیر بلوار معلم مشهد آن‌اند.

طبق برخی روایات شیعی، این تزویج با ترساندن خلیفه دوم، و از روی جبر و تقیه انجام شده میباشد. عده ای از عالمان شیعه هم اینگونه نظری دارا هستند.در بعضی منابع، ام‌کلثوم از بانوان حاضر در حادثه کربلا شمرده گردیده است؛ البته به‌گفته عده ای زیرا سید محسن امین تفصیل‌هم اکنون نگار شیعی، ام‌کلثوم قبل از رخداد کربلا درگذشته و ام‌کلثومِ حاضر در کربلا احتمالاً یکی‌از دیگر از دختران امام علی و همسر مسلم بن عقیل بوده مسجد غدیر فلاحی مشهد میباشد.

آرامگاهی در سوریه وجود دارااست که به نظریه بعضی، مزار ام‌کلثوم میباشد؛ ولی اشخاصی معتقدند این قبر وابسته میباشد به ام‌کلثوم دیگری از قوم و قبیله رسول و ام‌کلثوم، دختر امام علی و فاطمه، در گورستان بقیع در مدینه دفن مسجد بابا غدیر مشهد گردیده‌است.

تولد و نسب، به‌گزارش عالمان شیعه و سنی، علی(ع) و فاطمه(س) فرزندی به اسم ام‌کلثوم داشته‌اند.[۱] در برخی از منابع، به دنیا آمدن وی به‌شکل کلی و در حین رسول گزارش شد‌ه‌است؛[۲] البته ذَهَبی تاریخ‌نگار اهل‌سنت (درگذشته ۷۴۸ق) نوشته نزدیک به سال ۶ قمری به عالم آمده مسجد بابا قدرت مشهد میباشد.[۳]

همینطور طبق گزارش روحانی اثرگذار در الارشاد، وی فرزندِ بعداز زینب(س) بوده میباشد؛[۴] البته در سیره ابن‌اسحاق، سیره‌نویس قرن اولیه و دوم قمری، اسم وی قبل از اسم زینب مذکور میباشد؛ البته تصریح نشده که وی بلندمرتبه‌خیس بوده یا این که زینب
روحانی موثر اسم ام‌کلثوم را زینب صُغریٰ و لقب‌اش را ام‌کلثوم بیان نموده است.[۶] به‌گزارش روحانی عباس قمی در اَلکُنیٰ و الاَلقاب، این لقب را فرستاده(ص) به‌جهت تشابه زینب صغری به دخترش ام‌کلثوم، به وی اعطا کرد.[۷]

سید محسن امین، تفصیل‌حالا‌نگار شیعی (۱۲۸۴- ۱۳۷۱ق‌) نوشته میباشد امام علی(ع) سه یا این که چهار دختر به اسم یا این که لقبٔ ام‌کلثوم داشته میباشد:

ام‌کلثوم کبری دختر فاطمه (س)؛
ام‌کلثوم همسر مسلم بن عقیل که احتمالاً ام‌کلثوم وُسطیٰ بوده میباشد؛
ام‌کلثوم صغری؛
زینب صغری که لقب‌اش ام‌کلثوم بوده میباشد.[۸]
به‌گفته وی، ممکن میباشد دو تای پایان یکی از باشند یا این که این‌که دو تا باشند و امام علی(ع) چهار دختر به‌این اسم یا این که لقب داشته باشد.[۹]

همسر و فرزندان
به قصه ابن‌سعد مورخ و سیره‌نویس قرن دوم و سوم قمری، ام‌کلثوم آغاز با عُمَر بن خَطّاب، خلیفه دوم تزویج کرد. بعد از مرگ عُمَر، همسر پسرعمویش عَون‌ پسر جعفر بن ابی‌طالب شد. بعد از درگذشت عون، با برادرشوهرش محمد‌ و بعد از فوت وی نیز با برادرشوهر دیگرش عبدالله بن جعفر وصلت کرد که تا قبل از این، همسر خواهرش زینب بود؛[۱۰] البته مقریزیِ مورخ و سیره‌نویس (۷۶۶- ۸۴۵ ق) گزارش نموده است که وی پس از قدمت، آغاز با محمد بن جعفر وصلت کرد و بعد از مرگ او، به عقد عون درآمد و وقتی که همسر وی بود، درگذشت.[۱۱]

ابن‌سعد و ابن‌عساکر (تاریخ‌نگار قرن ششم)، نوشته‌اند ام‌کلثوم از قدمت صاحب و مالک دو فرزند به اسم‌های زید و رقیه شد.[۱۲] با این اکنون نجم‌الدین طبسی استیناف‌گر تاریخ شیعه با توکل بر منابعی که کشته‌شدن محمد و عون را در سال‌های ۱۶ یا این که ۱۷ قمری و در پیکار شوشتر گزارش‌ کرده‌اند و نیز با توکل بر درگذشت حضرت زینب در سال ۶۳ق و حرام بودن وصلت به طور همزمان با دو خواهر سود می گیرد که گزارش‌های فوق درباره معاش و وصلت‌های ام‌کلثوم قابل پناه وجود ندارد.[۱۳]

تزویج با قدمت بن خطاب
نوشته ی علمیٔ مهم: تزویج ام‌کلثوم با قدمت بن خطاب
ماجرای وصلت ام‌کلثوم با قدمت بن خَطّاب خلیفه دوم، قضیه‌ای دعوا‌برانگیز و مورداختلاف میباشد: براساس کتاب‌های تاریخی شیعه و سنی، همانند تاریخ یعقوبی و تاریخ طبری، و همینطور منابع حدیثی شیعه همانند کافی و تهذیب‌الاحکام، ام‌کلثوم با قدمت وصلت نموده است.[۱۴] میرزا جواد تبریزی و سید علی میلانی با تحقیق دو قصه مو جود در کتاب کافی، آن ها درست دانسته‌اند.[۱۵] محمدتقی شوشتری، رجالی شیعهٔ قرن چهاردهم و پانزدهم قمری نیز احادیث جان دار دراین باره را پی درپی دانسته و وقوع این تزویج را انکارناپذیر شمرده میباشد.[۱۶]

با وجود این، بعضا از عالمان شیعه، به عنوان مثال آیت‌الله مرعشی[۱۷] و محمدجواد بلاغی[۱۸] این تزویج را نپذیرفته‌‌اند. آقابزرگ تهرانی اسم کتاب‌هایی که‌این وصلت را انکار کرده‌اند، در الذریعه بیان نموده است.[۱۹]

به‌نظریه عالمانی همانند سیدِ مرتضی (۳۵۵-۴۳۶ق) و ادب بن حسن طَبْرِسی (درگذشتهٔ ۵۴۸ق) این وصلت انجام یافته میباشد؛ البته بدون میل و تقیه بوده میباشد.[۲۰] روایاتی نیز وجود داراست که‌این کلام را تأیید می‌نماید. از جمله در کتاب کافی از امام درستگو(ع) نقل گردیده‌است که ام‌کلثوم دختری میباشد که از ما غصب شد.[۲۱] در قصه دیگری از همین کتاب، از ارعاب قدمت برای تایید وصلت از سوی امام علی(ع) صحبت آمده میباشد.

بازدید : 22
شنبه 4 مرداد 1404 زمان : 12:03

شخصیتی قرآنی که اورا از صالحان، صابران و نیکان برشمرده‌اند. بیشتر مفسران، ذوالکفل را از انبیاء دانسته‌اند. در امر اسم وی، اسامی مختلفی همانند حزقیال، یسع و یوشع نام برده میباشد. ذوالکفل با مسئولیت گردیده بود مجموع روز ها را روزه بگیرد، مجموع شب‌ها را بیدار بوده، پروردگار را عبادت نماید و هیچوقت عصبانی مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد نشود.

اسم و لقب، قرآن در سوره انبیاء[۱] [یادداشت ۱] و سوره ص[۲][یادداشت ۲] از ذوالکفل مذکور میباشد. قرآن ذوالکفل را از صابران، صالحان، نیکان و درون در بخشش الهی معرفی نموده است.[۳]در امر اسم ذوالکفل اختلاف بسیار وجود دارااست. برخی او‌را حزقیال دانسته‌اند.[۴] گفتارهایی نیز وجود دارااست که اورا الیاس، یوشع یا این که یسع دانسته‌اند.[۵] بعضی معتقدند وی بِشر فرزند حضرت ایوب بوده میباشد.[۶] بعضی نیز براساس روایتی اسم حقیقی و واقعی او‌را عُوَیدیا آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد دانسته‌اند.[۷]

«الکفل» در دو معنای بخش و کفالت مصرف شده میباشد.[۸] در وجه نامیدن وی به ذوالکفل مفاد مختلفی نام برده میباشد:معبود در قبال اجرا و عبادات فراوان، بخش بخش اعظمی از اجر و رحمتش را به وی بخشید.[۹]
هفتاد فرستاده که جانشان در خطر بود را کفالت کرده و نجات بخشید.[۱۰]تعداد اکثری از بنی‌اسرائیل که از دست معاندان فرار و گریز کرده بودند را مدد داده و معیشت آنها را کفالت نمود.[۱۱]وی بامسئولیت گردیده بود بر آنچه رضایت الهی میباشد حوصله نماید و خلق عموم را تحمل کند. به دلیل این تعهد اورا ذوالکفل رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد نامیدند.[۱۲]


پر اسم و رسم علمای اسلام ذوالکفل را برای مثال پیامبران الهی دانسته‌اند.[۱۳] آیه‌ها قرآن [یادداشت ۳] اسم او‌را در کنار اسم انبیای دیگر آورده و برخی ظواهر این آیه‌ها را در فرستاده بودن وی دانسته‌اند.[۱۴] روایتی از امام باقر (ع) وجود داراست که ذوالکفل را از انبیای بنی‌اسرائیل دانسته که پس از حضرت سلیمان بوده و به مانند داوود فی مابین عموم قضاوت می‌نموده است.[۱۵]طبرسی در تعبیر و تفسیر مجمع البیان از کتاب النبوه روضه خوان صدوق داستان کرده که عبدالعظیم حسنی طومار ای به امام جواد(ع) نوشته و از حضرت دربارهٔ نام ذاالکفل و این که آیا از مُرسَلین [یادداشت ۴] بوده سؤال کرده، امام در پاسخش نوشتند: خدا صد و بیست چهار هزار نفر پیغمبر مبعوث نموده است، از آن‌ها سیصد و سیزده نفر مرسل بودند، ذوالکفل از آنهاست و بعداز سلیمان بن داود معاش می کرد، مانند حضرت داوود میان عموم قضاوت می کرد، خشمگین نشد مگر از برای معبود، نامش «عدویا پسر ادارین»شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد بود.[۱۶]

بعضی از اهل سنت نیز ذو الکفل را از پیامبران بنی‌اسرائیل دانسته‌اند.[۱۷] ابوموسی اشعری روایتی از رسول اسلام نقل کرده که ذوالکفل از انبیاء نبوده و صرفا عبد و بنده با تقوا آفریدگار بوده میباشد
خوی
براساس بعضی احادیث، ذوالکفل به فرستاده پیش از خویش، تعهد داده بود که هر روز را روزه بگیرد، تک تک شب‌ها را بیدار بوده به عبادت بگذراند و هیچوقت عصبانی نشود.[۱۹] ذوالکفل به‌این عهدوپیمان خویش با مسئولیت بوده میباشد. بعضا منابع داستانی نقل کرده‌اند که شیطان کوشش در عصبانی کردن ذوالکفل داشت و درین فرمان ناموفق بود.[۲۰] وی فی مابین عموم به قضاوت نیز سرگرم بود.[۲۱]

قبر
در شهرستان دزفول قبری وجود داراست که منسوب به حزقیال فرستاده میباشد و از آن‌جا که بعضی ذوالکفل را به عبارتی حزقیال دانسته‌اند، این قبر را قبر ذوالکفل معرفی کرده‌اند.[۲۲] در استان های جنوبی عراق نیز قبری منسوب به ذوالکفل وجود داراست.[۲۳]

پانویس
نشانه‌ها ۸۵–۸۶.
آیه۴۸.
بلاغی، حجة التفاسیر، ۱۳۸۶ق، ج۱ (پیشگفتار)، ص۴۶۳.
ملاحویش، ذکر المعانی، ۱۳۸۲ق، ج۵، ص۲۰۸.
ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۱۷، ص۳۷۰.
آلوسی، روح المعانی، ۱۴۱۵، ج۹، ص۷۸.
طباطبائی، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۱۷، ص۲۱۶؛ ری شهری، ميزان الحكمه، ۱۳۸۵ش، ج۱۱، ص۴۴۴.
مکارم شیرازی، تعبیر و تفسیر مثال، ۱۳۷۴ش، ج۱۳، ص۴۸۳.
مکارم شیرازی، تعبیروتفسیر مثال، ۱۳۷۴ش، ج۱۳، ص۴۸۳.
ملاحویش، ذکر المعانی، ۱۳۸۲ق، ج۵، ص۲۰۸.
حسینی همدانی، انوار براق، ۱۴۰۴ق، ج۱۴، ص۱۳۷.
زحیلی، تعبیروتفسیر الوسیط، ۱۴۲۲ق، ج۲، ص۱۶۰۸.
نجفی خمینی، تعبیر و تفسیر سهل، ۱۳۹۸ق، ج۱۲، ص۳۳۳.
نجفی خمینی، تعبیر و تفسیر راحت، ۱۳۹۸ق، ج۱۲، ص۳۳۳.
طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۷، ص۹۵.
طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۷، ص ۱۰۷.
ملاحویش، ذکر المعانی، ۱۳۸۲ق، ج۵، ص۲۰۸.
طبری، جامع البیان، ۱۴۱۲ق، ج۱۷، ص۶۰.
زحیلی، تعبیر الوسیط، ۱۴۲۲ق، ج۲، ص۱۶۰۸.
زحیلی، تعبیر و تفسیر الوسیط، ۱۴۲۲ق، ج۲، ص۱۶۰۸.
ادب الله، تعبیروتفسیر اینجانب وحی القرآن، ۱۴۱۹ق، ج۱۹، ص۲۷۵.
آیا می دانید جد پیامبر اکرم (ص) در جمهوری اسلامی ایران مدفون میباشد؟، تارنما الکوثر.
یاقوت حموی، معجم البلدان، ۱۹۹۵م، ج۳، ص۳۷۲

بازدید : 23
پنجشنبه 2 مرداد 1404 زمان : 12:02

(۱۲۳۴-۱۳۰۱ق)، فقید و اصولی امامی قرن سیزدهم بود. او تحصیلات خویش را در اصفهان و نجف نزد حسن کشف کننده‌الغطا، محمد حسن نجفی صاحب و مالک جواهر و روضه خوان مرتضی انصاری کامل شدن کرد و بعد از آن به اصفهان برگشت. او برای فرمان به مشهور و نهی از منکر التفات خاصی قائل بود و صاحب و مالک منصب قضاوت و فتوا بود. عموم برای رفع دغدغه‌هایشان به او مراجعه می‌کردند. او در میان عموم محبوبیت فراوانی داشت. محمدتقی نجفی اصفهانی و آقا نورالله اصفهانی از فرزندان وی مسجد غدیر بلوار معلم مشهد می‌باشند.

سید اسماعیل صدر، سید محمد کاظم طباطبائی یزدی و شریعت اصفهانی محصل وی بوده‌اند. نسب و فرزندان بابا محمد باقر، محمدتقی پسر میرزا عبدالرحیم ایوانکی مسجدشاهی، دارای شهرت به محمد تقی رازی میباشد. بابا محمدباقر، به انگیزه سفر پدرش به عراق، در آن دیار رویش نمود؛ اما بعد از کامل شدن تحصیلات به کشور‌ایران رجوع و در اصفهان سکونت کرد و در مسجد فرمانروا این شهر، درس دادن می کرد. ابعاد تولیت این مسجد به ذمه فرزندانش گذاشته شد؛ به همین مناسبت اینان به «مسجدشاهی» دارای شهرت مسجد غدیر فلاحی مشهد شدند.

آقانجفی از سوی مامان، نوه جعفر کشف کننده الغطاء بود. محمدباقر در هنگام مرگ بابا ۱۳ ساله بود و تربیت او را مادرش پذیرفت.آقا نجفی ۳ توشه تزویج کرد و مالک ۶ پسر و ۳ دختر شوید. پسران وی تمامی از عالمان بودند. محمدتقی (مرجع بعد از بابا)، آقا نورالله (از عالمان حمایت کننده مشروطه)، محمدحسین، جمال‌الدین، اسماعیل و محمدعلی پسران مسجد بابا غدیر مشهد اویند.

تحصیلات ، تحصیلات آغازین محمدباقر در اصفهان نزد علمای آن مجال اجرا شد. بعد از تزویج، برای ادامه علم آموزی به عراق رفت و فقه را در نجف در نزد خالو خویش حسن کشف کننده‌الغطاء مؤلف انوار الفقاهه[۱] و محمد حسن نجفی صاحب و مالک جواهر و اصول را نزد روحانی مرتضی انصاری خواند و از آن ها اذن ماجرا گرفت.[۲] وی از اولیه شاگردان روحانی‌انصاری بود و آغاز کناره پدرش بر معالم‌ الاصول را خواند. آقا نجفی آخر و عاقبت به منزلت علمی والایی دست یافت و به اصفهان مسجد بابا قدرت مشهد برگشت.[۳]

شاگردان
آقا نجفی بعداز رجوع و برگشت به اصفهان، در مسجد فرمانروا این شهر بر مسند بابا جلسه و حوزه درس خویش را ایجاد کرد و فضلایی مانند: محمدباقر قائنی بیرجندی، [۴]میرزای نایینی، سید اسماعیل صدر، سید محمدکاظم طباطبایی یزدی، محمدباقر فشارکی، شریعت اصفهانی و نیز فرزندش محمدتقی نجفی که در حین حیات بابا آوازه و نفوذ یافت، نزد وی شاگردی کردند.

تألیفات
تألیفات وی عبارت‌اند از:

لبّ‌الفقه، که آن را در ۳۲ سالگی نوشت و تنها یک جلد ناقص آن که درباره عصمت تا باب وضوء میباشد در کتابخانه حسن الصدرالدین جانور میباشد.[۵]
|رسالة حُجّیةالظن‌ الطریقی، که با کتاب هدایة المسترشدین پدرش به چاپ رسیده میباشد.
لبّ‌الاصول.[۶]
عمل اجتماعی
محمدباقر اصفهانی بعد از برگشت به اصفهان محراب امامت و کرسی درس دادن مسجد سلطان را ذمه ‌دار شد.[۷] نفوذ فقهی و اجتماعی وی بعد از درگذشت علمای دارای شهرت اصفهان مانند سیداسدالله ارتقا یافت و وی به چنان قدرتی رسید که توانمند بر اجرای حدود شرعیه شد. از آن‌جا که برای فرمان به دارای اسم و رسم و نهی از منکر عنایت خاصی قائل بود و از طرفی مالک قضاوت و فتوا هم بود، مشغول کارها عموم شد و به قضاوت گرد هم آیی. عموم هم برای رفع دغدغه‌هایشان به او مراجعه می‌کردند و از این‌رو، نفوذ و قدرتی برای حکومت محلی اصفهان باقی نماند. وی در عکس العمل با کافران و مرتدان قاطع بود به طوری که تنی چند از بابی‌ها به دستور وی به قتل رسیدند. در اجرای حدود شرعیه قاطعیتی کل داشت چنانکه در یک روز، حکم اعدام ۲۷ بدن را صادر کرد که حکم راجع‌به ۱۲ بدن آنها اعمال شد و سایر گریزو فرار کردند. به هر حالا حکم وی در مسائل حقوقی و جزایی نافذ و سرازیر بود. در میان وی و ظل السلطان هم حسن تفاهم برقرار بود.[۸]

مسافرت به نجف و درگذشت
آقانجفی، به انگیزه دقت به کارها و امداد آن ها، محبوبیتی بسیار داشت، چنانکه زیرا در سال ۱۳۰۰ق (۱۸۸۲م) به قصد سکونت در جوار عتبات عالیات قصد به مسافرت گرفت، عموم اصفهان توده شدند و بازدارنده خروج وی گشتند، البته وی شب هنگام پنهانی از اصفهان بیرون شد.

وی در ۵ صفر سال ۱۳۰۱ق (۱۸۸۳م) موازی با ۱۴ آذر ۱۲۶۲ق در نجف درگذشت[۹] در آرامگاه جد خویش جعفر کشف کننده‌الغطاء به خاک ودیعه شد.
پانویس
امینی، عبدالحسین، شهداء الفضیله، قم، دارالشهاب، ص۳۵۰-۳۵۱.
مدرس حبیب‌آبادی، مکارم الآثار، ۱۳۵۱ش، ج۳، ص۱۰۰۷.
آقابزرگ، طبقات اعلام الشیعه فی القرن الرابع عشر، مشهد، دارالمرتضی، ۱۴۰۴ق، ص۱۹۸-۱۹۹
رحمان‌ثنا، نوشته‌ی علمی معرفی کتاب «الفوائد الرجالیه»
آقابزرگ، الذریعه، ج۱۸، ص۲۸۶.
آقابزرگ، الذریعه، ج۱۸، ص۲۸۲
استاد حبیب‌آبادی، ۱۳۵۱ش، ج۳، ص۱۰۰۷
اعتمادالسطنه، محمدحسن، المآثر والآثار، به همت ایرج افشار، طهران، اساطیر، ۱۳۶۳ش، ج۱، ص۱۹۲-۱۹۳
استاد حبیب‌آبادی، مکارم الآثار، ۱۳۵۱ش، ج۳، ص۱۰۰۹.
مدرس حبیب‌آبادی، مکارم الآثار، ۱۳۵۱ش، ج۳، ص۱۰۰۹.

بازدید : 19
چهارشنبه 1 مرداد 1404 زمان : 12:14

از شاعران شیعه قرن یازدهم هجری که اشعاری در وصف اهل‌بیت(ع) و رخداد کربلا سروده میباشد. وی مهاجرت‌های مختلفی به هندوستان داشت و اشعار وی خیر تنها در جمهوری اسلامی ایران بلکه در هند هم آیتم استقبال عموم و حُکَما قرار گرفت. دیوان غزلیات صائب بعداز سعدی، حافظ و مولوی، از مهمترین اثرها وی در ادبیات فارسی به شمار می آید. صائب را از نوادگان شمس الدین محمد مغربی تبریزی مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد دانسته‌اند.

وی در مورد‌های متفاوت علم ها همانند: ادبی، عرفانی و فلسفی مسلط بود. اشعار اورا از هشتاد هزار تا سیصد هزار بیت نوشته‌اند. به گفته شاعران، مدل صائب در نوع خویش از دید گستردگی گسترده واژگان و ترکیبات گوناگون، ممتاز و آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد یگانه بود


منزلت ، صائب تبریزی از شاعران دارای شهرت اهل ایران [۱] و یکی‌از چهار غزل‌سرای ایران بزرگ بعداز سعدی (۶۹۰)، مولوی (۶۷۲ق) و حافظ (۷۹۲ق) دانسته شد‌ه‌است[۲] او از مفاخر تعالی دنیاِ متانت و علم به‌شمار رفته[۳] و شخصیتش نیز به نظر کمالات اخلاقی، معنوی و سخنوری، آیتم حمد دانشمندان قرار گرفته میباشد.[۴] آزاد بلگرامی در کتاب سرو آزاد، او‌را امامِ غزل و علامه حرف‌پردازان معرفی نموده است[۵] و نصر‌آبادی در کتاب تذکره خویش او را از نظر کمال علو فطرت و غایت آوازه، محتاج به تمجید ندانسته و فصاحتش را فقیه‌گیر قلمداد نموده است.[۶] بعضا از پژوهشگران در تعریف و تمجید از اشعار وی گفته‌اند که شعرهای وی بی‌بدیل بوده و کسی در تاریخ نتوانسته مثل آن را رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد بیاورد.[۷]

به گفته‌ی برخی از شاعران و دانشمندان، صائب اصلی ترین شعر سرا مدل هندی و اصفهانی میباشد.[۸] گستردگی آوازه وی به‌سیرتکامل‌ای بود که خلال جمهوری اسلامی ایران در هند نیز اشعارش آیتم استقبال حاکمان و مردمان قرار گرفت و اشعارش رونق متعددی میان عموم آن دیار شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد داشت.[۹]

مذهب
طبق اعتقاد برخی از پژوهشگران، شیعه بودن صائب از آحاد دیوان و همینطور تقرب وی نزد پادشاهان صفوی و علمای فاضل شیعه پیداست.[۱۰] چنانکه وی در قصیده‌ای که در فتح باب قندهار سرود با افتخار به آموزش مذهب اثنی‌عشر اشاره نمود
معاش‌طومار
میرزا محمد علی تبریزی دارای اسم و رسم به صائبا[۱۳] فرزند میرزا عبدالرحیم تبریزی میباشد.[۱۴] پدرش از تجار تبریز بود و به درخواست پاد شاه عباس اولیه به اصفهان سفر کرد[۱۵] صائب درین شهر به دنیا آمد.[۱۶] هرچند ادعای میلاد وی در شهر تبریز نیز وجود دارااست.[۱۷]

بعضی از تذکره‌نویسان همانند آذر بیگدلی (۱۱۹۵ق)،[۱۸] شبلی نعمانی (۱۳۳۲ق)[۱۹] محمد علی تربیت (۱۳۵۸ق)، [۲۰] استاد تبریزی (۱۳۷۳ق)،[۲۱] سید مهربان امیری فیروزکوهی (۱۴۰۴ق)[۲۲] و ذبیح الله صفا (۱۴۲۰ق)[۲۳] اصالتش را شهر تبریز و محل تولدش را اصفهان بیان کرده‌اند؛ چنانکه از اصالت کاشانی داشتن وی نیز کلام به فی مابین آمده میباشد.[۲۴] صائب تبریزی در یکی اشعارش به تبریزی بودن خویش اشاره نموده است.[۲۵] صائب تبریزی از اساتیدی مانند حکیم رکن‌الدین مسعود کاشانی و حکیم شرف الدین حسن شفایی‌ اصفهانی [۲۶] که هردو از حکما، اطبّا و شعرای بعدازظهر خویش بوده‌اند، استعمال نموده است.[۲۷]

در امر سال تولدش اختلاف حیث وجود داراست و از سال‌هایی زیرا ۱۰۰۰ق،[۲۸] ۱۰۱۰ق،[۲۹] و ۱۰۱۶ق به‌تیتر سال میلاد وی خاطر گردیده‌است.[۳۰] نقل شده که وی در سال ۱۰۸۱ق[۳۱] یا این که ۱۰۸۷ق در اصفهان درگذشت.[۳۲] و در باغی به‌ اسم گلشن‌آقا مدفون شد.
شعار و درنگ
دیوان صائب اول توشه در سال ۱۲۶۴ق با چهل هزار بیت در هندوستان به چاپ رسیده میباشد.[۳۴] در جمهوری اسلامی ایران هم از اشعار وی یک کلیات هفتاد و سه هزار بیتی به چاپ رسیده میباشد.[۳۵] این درحالی‌میباشد که تعداد اشعارش را از هشتاد هزار تا سیصد هزار بیت نوشته‌اند. علاوه‌براین، بیست هزار بیت ترکی هم منسوب به او میباشد.[۳۶] همینطور، کتاب بیاض یا این که سفینه که دربرگیرنده بیست و پنج هزار بیت از منتخب اشعار ۶۹۱ شعر سرا،[۳۷] و ۵۰ جلد از منتخبات اشعارش را که در کناره‌ی ورق‌ها نوشته میباشد را، منسوب به او می دانند.[۳۸]

به گفته‌ی برخی از پژوهشگران اشعار صائب، با مردم مخاطبان رابطه صمیمی برقرار می‌نماید به سیرتکامل‌ای که به مضمون تفکر‌ی کاربر مجاورت میباشد.[۳۹] نقل شده، برخی از سروده‌های صائب، با رویکردی از مضمون ها و مفاهیم عرفان نظری سروده گردیده‌است.[۴۰] بعضی از شعر شناسان براین باورند که در اشعار صائب یک معرفت فقاهتی عمیق مشاهده میگردد.[۴۱]
پانویس
صائب‌تبریزی، کلیات صائب تبریزی با پیشگفتار و گستردن اکنون شعر سرا، ۱۳۶۴ش، ص۱۲ به گزارش شعرالعجم
صفا، تاریخ ادبیات در کشور ایران، ۱۳۶۴ش، ج۵، ص۵۲۱؛ عباسی، کلیات صائب تبریزی با پیشگفتار و تفصیل درحال حاضر شعر سرا، ۱۳۶۴ش، ص۱۲به نقل از تذکره دولتشاه سمرقندی
صائب‌تبریزی، کلیات صائب تبریزی با پیشگفتار و تفصیل اکنون شعر سرا، ۱۳۶۴ش، ص۱۰
آذربیگدلی، آتشکده‌آذر، ۱۲۹۹ش، ص۳۴؛ نصر‌آبادی‌اصفهانی، تذکره نصر‌آبادی، ۱۳۱۷ش، ج۱، بخش۱، ص۳، و بخش۲، ص۲۱۸-۲۱۷؛ صائب‌تبریزی، کلیات صائب‌تبریزی با پیشگفتار و گستردن اکنون شعر سرا، ۱۳۶۴ش، ص ۱۴ـ ۱۵ به گزارش آزاد بلگرامی در سرو آزاد و سرخوش در لغات الشعرا
صائب‌تبریزی، کلیات صائب‌تبریزی با پیشگفتار و گستردن حالا شعر سرا، ۱۳۶۴ش، ص۱۳ به گزارش آزاد بلگرامی
نصر‌آبادی‌اصفهانی، تذکره نصر‌آبادی، ۱۳۱۷ش، ج۱، بخش۱، ص۳، و بخش۲، ص۲۱۸-۲۱۷
صائب‌تبریزی، کلیات صائب‌تبریزی با پیشگفتار و گستردن اکنون شعر سرا، ۱۳۶۴ش، ص۱۳ به گزارش سرخوش
صفا، تاریخ ادبیات در کشور ایران، ۱۳۶۴ش، ج۵، ص۵۲۱؛ صائب‌تبریزی، کلیات صائب‌تبریزی با پیشگفتار و تفصیل هم اکنون شعر سرا، ۱۳۶۴ش، ص۱۲به نقل از تذکره دولتشاه سمرقندی
صائب تبریزی، دویست ویک غزل، «به تفسیرامیر بانوی کریمی»، ۱۳۶۶ش، ص۱۹ـ ۲۰
محمدی، آوازهای طوطیا ای، ۱۳۸۲ش، ص۱۲؛ نعمانی، شبلی. شعرالعجم، ۱۳۶۸ش.ج۳، ص۱۵۹؛ کمالی، خبرنامه آتی، ۱۳۰۵ش، شماره۱۲
محمدی، آوازهای طوطیا ای، ۱۳۸۲ش، ص۱۲
نعمانی، شعرالعجم، ‍۱۳۶۸ش، ج۳، ص۱۵۹
نصر‌آبادی‌اصفهانی، تذکره نصر‌آبادی، ۱۳۱۷ش، بخش۲، ص۲۱۷
آذربیگدلی، آتشکده‌آذر، ۱۲۹۹ش، ص۳۴؛ نجارنوبری، گشوده کن از جبین گره، ۱۳۸۹ش، ص۱۶
آذربیگدلی، آتشکده‌آذر، ۱۲۹۹ش، ص۳۴؛ صائب‌تبریزی، دیوان صائب، ۱۹۷۱م، پیشگفتار
نعمانی، شعرالعجم، ۱۳۶۸، ج۳، ص۱۵۹؛ تربیت، پژوهشگران آذربایجان، بنیاد، ص۲۲۵؛ قهرمان، تیم رنگین گل، ۱۳۷۱ش، ص۷؛ آذربیگدلی، آتشکده‌آذر، ۱۲۹۹ش، ص۳۴
صائب‌تبریزی، کلیات صائب‌تبریزی با پیشگفتار و گستردن اکنون شعر سرا، ۱۳۶۴ش، ص۴به نقل از فاضل مرحوم میرزا محمد علی خان تربیت
آذربیگدلی، آتشکده‌آذر، ۱۲۹۹ش، ص۳۴
نعمانی، شعرالعجم، ‍۱۳۶۸ش، ج۳، ص۱۵۹
تربیت، محققان آذربایجان، بنیاد کتابخانه فردوسی تبریز، ص ۲۲۵
استاد تبریزی، شعرالعجم، ۱۳۶۸ش، ج۳، ص۳۴۰
امیری فیروز‌کوهی، پیشگفتار بر دیوان صائب، ۱۳۴۵ش، ص۳۱
صفا، تاریخ ادبیات در جمهوری اسلامی ایران، ۱۳۶۴ش، ج۵، ص۱۲۷۲
آقا گرانقدر تهرانی، طبقات اعلام‌الشیعه، ۱۴۳۰ق، ج۸، ص۲۷۳، به گزارش حزین
صائب‌تبریزی، کلیات صائب‌تبریزی با پیشگفتار و گستردن حالا شعر سرا، ۱۳۶۴ش، ص ۱۶؛ پزشک معالج بانوی کریمی، دویست و یک غزل صائب، ۱۳۸۸ش، ص۷
معلم تبریزی، شعرالعجم، ۱۳۶۸ش، ج۲، ص۱۵۹؛ صائب‌تبریزی، دیوان صائب، ۱۹۷۱م، پیشگفتار
فیروز‌کوهی، کلیات صائب تبریزی، ۱۳۷۳ش، پیشگفتار ص۲۵.
صفا، تاریخ ادبیات در کشور‌ایران، ۱۳۶۴ش، ج۵، ص۱۲۷۲
دیوان خاقانی، ۱۳۶۸ش، ص
نجارنوبری، ۱۳۸۹ش، ص۱۶
صائب‌تبریزی، کلیات صائب‌تبریزی با پیشگفتار و گستردن هم اکنون شعر سرا، ۱۳۶۴ش، ص ۱۶
گل چین معانی، ۱۳۶۴ش، فرهنگ و تمدن اشعار صائب، ج۱، ص۳۴
نجارنوبری، گشوده کن از جبین گره، ۱۳۸۹ش، ص ۱۶؛ صائب‌تبریزی،، کلیات

بازدید : 23
سه شنبه 31 تير 1404 زمان : 17:01

(درگذشت ۶۹ق) از یاران امام علی(ع) که از وی تحت عنوان شالوده‌گذار دانش نحو حافظه می‌گردد. در شروع نزاع جمل زمانی که عایشه به سوی بصره جاری شد، عثمان بن حُنیف او‌را به همپا شخص دیگری برای مصاحبه نزد عایشه ارسال کرد.ابوالاسود در نبرد جمل در سپاه امام علی(ع) بود. وی در شعر دستی داشت و در مدح و مرثیه امام علی(ع) و امام حسین(ع) اشعاری مسجد غدیر بلوار معلم مشهد سروده میباشد.

بر طبق منابع تاریخی او اول شخصی میباشد که به اعراب‌گذاری قرآن مبادرت کرد. بیشتر منابع مرگ اورا در سال ۶۹ قمری در بصره دانسته‌اند. بستگان، ظالم بن عمرو بن سفیان دارای شهرت به ابوالاسود در عصر نادانی[۱] یا این که در سال فتح مکه یعنی سال هشتم هجری چشم به جهان گشود.[۲]او از تیره بنی‌کنانه مُضَر بود که در بصره جزء اهل عالیه شناخته می‌شدند.[۳] قوم و قبیله وی به دُئل شناخته می شد. حجازی‌ها این کلمه را «دیلی» تلفظ کرده‌اند.[۴] بستگان او در حجاز و حوالی شهر مکه مسکن داشتند و در بعضی حادثه ها تاریخ صدر اسلام از آنها ذکر شده مسجد غدیر فلاحی مشهد گردیده‌است.[۵]

مامان ابوالاسود از تیره بنی‌عبدالدار بود.[۶] پدرش سازه بر قولی در یک کدام از غزوات به یاروهمدم مشرکان، کشته شد.[۷] البته به احتمال بسیار در‌این باب خلط اتفاق افتاده میباشد.[۸]ابوالاسود دو پسر به اسم‌ عطا و ابوحرب داشته میباشد. از عطا نسلی بر مکان نماند، البته نسلش از ابوحرب ادامه یافت. گفته‌اند ابوحرب شعر سرا و نحودان بود و از سوی حجاج بن یوسف بر ناحیه‌ای حکم مسجد بابا غدیر مشهد میراند.[۹]

زمان خلفای سه‌گانه بعضی ابوالاسود را در شمار صحابه آورده‌اند. البته ابن اثیر، صحابی بودن ابوالاسود را ناشی از تصحیف در متن یک خبر می داند.[۱۰] ابن حجر عسقلانی مولف کتاب الاصابه او‌را از بزرگان تابعین برشمرده که هم نا‌آگاهی و هم اسلام را ادراک نموده است و به اصطلاح از مخضرمین میباشد.[یادداشت ۱][۱۱]گفته‌اند که وی به هنگام مرگ ۸۵ یا این که ۱۰۰ سال داشته میباشد.[۱۲] ابوالاسود در بصره از جهان رفت. بیشتر منابع مرگ اورا در ۶۹ق بر تاثیر طاعون میدانند.[۱۳] اقوال دیگری هم در تاریخ مرگ وی وجود داراست.[۱۴] باتوجه به تاریخ دارای شهرت برای فوت او، سن وی برای ادراک نبی(ص) چندان نامناسب نبوده مسجد بابا قدرت مشهد میباشد.[۱۵]

ابوالاسود، ابوذر غفاری را در ربذه به هنگام تبعید ملاقات کرده و با وی درباره تبعیدش رای زنی نموده است.[۱۶] راوی این ملاقات، موسی بن میسره از طایفه دؤل بوده میباشد.[۱۷]

بیعت با امام علی(ع)
ابوالاسود در پیکار جمل یاور علی(ع) بود.[۱۸] زمانی که عایشه به سمت بصره می رفت، به همدم یک نفر دیگر، از سوی عثمان بن حُنیف برای گفتگو نزد وی رفت و در هنگام رای زنی با عایشه اندکی درشتی کرد.[۱۹]

ذمه ‌داری مناصب حکومتی
در مبارزه صفین، ابن عباس به فرمان امیرالمؤمنین علی(ع)، ابوالاسود را به بسیج نیروها دستور اعطا کرد[۲۰] و خویش به سوی امام در صفین به منش زمین‌خورد و ابوالاسود را به مکان خود در بصره گمارد.[۲۱] تا نماز اقامه نماید و به قضاوت بپردازد و زیاد بن ابیه را به سرپرستی کارها دیوان و خراج (مالیات) گمارد. در‌این بازه زمانی بین آن دو دشمنی بروز کرد و همین فرمان موجب شد که ابوالاسود در هجو زیاد اشعاری بسراید.[۲۲]

بر مبنای روایتی، امام علی(ع) در پیکار صفین قصد داشت در آغاز، ابوالاسود را برای حکمیت برگزیند.[۲۳]

ابن عباس، بعداز نزاع به بصره برگشت و با استارت فتنه‌انگیزی‌های خوارج، در جایگاه ولایت بصره، ابوالاسود را به رویا رویی آن ها ارسال کرد.[۲۴] مدتی آن‌گاه، ابوالاسود، ابن عباس را به دست‌اندازی به مال عموم تبهکار کرد و امام علی(ع)، ابن عباس را توبیخ کرد.[۲۵] به‌دنبال این واقعه ابن عباس بصره را شکاف کرد و به حجاز رفت.[۲۶] سعی ابوالاسود و قومش برای بازداشتن از خروج او اثری نداشت[۲۷] اما پیش از آن که برود، زیاد بن ابیه را تحت عنوان جانشین خویش معرفی کرد. ابوالاسود از این که ابن عباس او‌را به کاری نگماشت، خشمگین شد.[۲۸]

دعوت به بیعت با امام حسن
وقتی که خبر شهیدشدن امام علی(ع) و بیعت با امام حسن(ع) به بصره رسید، ابوالاسود به منبر رفت و اذعان کرد که یک کدام از مارقین، خلیفه را به شهیدشدن رسانده میباشد و همگان را به بیعت با حسن بن علی(ع) فرا خواند. شیعه‌ها با وی بیعت کردند، البته جماعتی عثمانی‌مذهب از بیعت سرباز زدند و نزد معاویه گریختند. معاویه به فریب، کسی را نزد ابوالاسود ارسال کرد که حسن(ع) با اینجانب صلح کرده و از وی خواست که از عموم بصره برای او بیعت بگیرد. ابوالاسود در مرثیه ای که در شهید شدن امام علی(ع) سرود، معاویه را تلویحاً مسئول آن معرفی کرد.[۲۹]

زمانه بنی‌امیه
در سال ۴۴ قمری ابن عامر، والی بصره، هیأتی را از بصره نزد معاویه ارسال کرد[۳۰] ابوالاسود هم درین هیئت بود. او به همدم احنف بن قیس نزد معاویه رفت و با وی به تندی کلام اذعان کرد[۳۱] معاویه در سال ۴۵ق زیاد بن ابیه را به امارت عراق گمارد[۳۲] و ابوالاسود با وجود آنکه از پیشین ارتباط ها چندان صمیمانه‌ای با وی نداشت، ظاهراً همچنان نزد او رفت و آمد میکرد و گاه که از زیاد می‌رنجید، اورا در شعری هجوگونه نکوهش می کرد. افزون بر اینها، احتمالاً به منجر بستگی وی به علی(ع) چندان آیتم دقت نبوده میباشد.[۳۳]

ماجرا‌هایی درباره‌ی رابطه ها با زیاد و مورد نهاد‌گذاری دانش نحو نقل گردیده‌است. بعضا هم گفته‌اند که مربی فرزندان زیاد بوده میباشد.[۳۴]

با پیش وارد شدن حادثه کربلا گفته‌اند که ابوالاسود شعرهایی در رثای امام حسین(ع) می‌سرود و ابن زیاد را هجو می کرد.[۳۵] سازه بر بعضی از نقل‌ها که به لحاظ بعضی چندان دارای اعتبار وجود ندارد[۳۶]، وی در اطراف شهر حلب برای بازپس‌گیری رمز امام حسین(ع) درة الصدف را کمک کرد و با مأموران خولی مشغول شد[۳۷] مبتنی بر بعضی گزارش‌ها، در روزگار حکومت ابن زیاد، ابوالاسود همچنان از وی[۳۸] و حتی از یکی‌از دو استدلال وی در نواحی جنوبی کشور‌ایران گاه درخواست یاری می‌نموده است و چنانکه از اشعار وی برمی‌آید، به‌این مراد به جندی شاپور و جی و اصفهان نیز مسافرت کرده، هرچند که به وی توجهی نشده میباشد.[۳۹]

بازدید : 26
دوشنبه 30 تير 1404 زمان : 13:57

بارفروشی مازندرانی حائری (۱۲۲۴-۱۳۰۹ق)، از مراجع تاسی شیعه قرن سیزدهم و چهاردهم قمری. سعید العلماء مازندرانی، مالک جواهر و روضه خوان انصاری از مشهورترین اساتید وی و دهکردی، ثقة الاسلام تبریزی و میرزا محمدتقی شیرازی از شاگردانش بودند. او خوجه‌های اثناعشری را پناه و هدایت می‌نموده است.«ذخیرة المعاد» مشهور به سؤال و پاسخ در دانش فقه به گویش فارسی از اثرها اوست که در هند و کشور‌ایران بارها چاپ و منتشر مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد گردیده‌است.
مرجعیت از وی تحت عنوان مرجع پیروی اکثری از شیعه ها بعد از وفات صاحب و مالک مقررات، در عراق و جمهوری اسلامی ایران و هند حافظه گردیده‌است[۴۶] رساله عملیه وی بارها در آن مجال به چاپ رسیده میباشد.[۴۷] کثرت مقلدان او به قدری بود که به گفتۀ فشارکی، ملقب به «کعبه» و «قبله» بود.[۴۸] سید محسن امین که در سال ۱۳۰۸ق به عراق رفته، هنگام برشمردن علمای والا و مراجع تبعیت، زین العابدین مازندرانی را تحت عنوان مرجع والا کربلا مذکور آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد میباشد.[۴۹]

تامین از خوجه‌های اثناعشری درپی دیدار و درخواست گروهی از خوجه‌های اثناعشری به رهبری دوجی جمال، از آیت الله مازندرانی بر اساس ارسال کردن شخصی شیخ به بمبئی، به فرمان وی در ۱۸۷۳ ملا حاذق حسین به بمبئی[۵۰] و در ۱۸۸۵ سید عبدالحسین مرعشی شوشتری به زنگبار رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد اعزام شدند.[۵۱]

نگرش دیگرافراد زندگینامه به دنیاآمدن و نسب زین العابدین به طور تقریبً در سال ۱۲۲۴ق در مازندران و شهر بارفروش (بابل کنونی) دیده به جهان گشود.[۱] بابا وی مسلم بارفروشی مازندرانی بود.[۲] درگذشت مازندرانی در ۱۶ ذی‌القعده سال ۱۳۰۹ق[۳] درگذشت و درباره ی حکم دهنده الحاجات در صحن بقاع امام حسین(ع) به خاک ودیعت شد.[۴] ولی در روز وفاتش اختلافاتی وجود دارااست، بعضی ۱۳، جمع‌ای ۱۷ و بعضا هم ۱۹ ذی‌القعده را بیان شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد کرده‌اند.[۵]
سید محسن امین نقل کرده که زین العابدین در روز شنبه به بیماری در گیر شد و فردای آن روز از عالم رفت.[۶]

معاش علمی
اساتید
زین العابدین تحصیلات خویش را در بارفروش استارت کرد و در رجب ۱۲۵۰ق به کربلا و آن‌گاه در ۱۲۵۸ق به نجف مهاجرت کرد.[۷] اورده شده که در‌این مسافرت استادش سعیدالعلماء هم او را ملازمت نموده است.[۸] برخی از اساتید او که از وی اذن ماجرا هم داشت، عبارت‌اند از:

روضه خوان جعفر حکمی[۹]
سعید العلماء مازندرانی[۱۰] روحانی عباس قمی گفته که زین العابدین از سعید العلماء صاحب و مالک اذن بوده میباشد.[۱۱]
سید ابراهیم قزوینی مالک قوانین در کربلا[۱۲]
روحانی انصاری، در نجف[۱۳]
محمد حسین حائری اصفهانی مالک فصول[۱۴]
محمد حسن نجفی مالک جواهر[۱۵]
علی کشف کننده الغطاء[۱۶]

بازدید : 21
يکشنبه 29 تير 1404 زمان : 14:23

(۱۲۸۲ ـ ۱۳۶۶ق) - (۱۲۴۴ ـ ۱۳۲۵ش)، عالم مقیم نجف که بعداز درگذشت سید ابوالحسن اصفهانی، مرجعیت را به‌ذمه گرفت. وی به اقدامات رضاخان اعتراض کرد و از جمهوری اسلامی ایران به عراق تبعید شد. دستگیری قمی به امر حکومت رضاخان، مورد‌ساز تجمع و اتفاق مسجد گوهرشاد (تیر ۱۳۱۴ش) شد.معاش‌طومار،سید حسین قمی در ۲۸ رجب ۱۲۸۲ق(۱۲۴۴ش) در قم به‌جهان آمد.[۱] قمی سه ماه بعداز فوت سید ابوالحسن اصفهانی، در ۱۷ بهمن ۱۳۲۵ش موازی با ۱۴ ربیع‌الاول سال ۱۳۶۶ق در نجف از جهان رفت و در بقعه حضرت علی(ع) به خاک مسجد غدیر بلوار معلم مشهد امانت شد.[۲]

تحصیلات،آقا حسین قمی تحصیلات ابتدایی خویش را در یکی مدرسه‌منزل‎‌های قم آغاز کرد و بعد از آن درس‌های مقدماتی علم ها شرعی را از قبیل صرف و نحو و منطق را در نوردید و بعد برای کامل شدن تحصیلات به طهران رفت. معالم، قانون ها، تفصیل لمعه، و رسائل روحانی انصاری|رسائل و مکاسب را نزد اساتید آن حوزه خواند و در ۲۲ سالگی برای اجرا مراسم حج راهی مکه و مدینه شد. در برگشت وارد نجف شد و در درس میرزا محمدحسن شیرازی کمپانی کرد و بعداز دو سال اقامت در سال ۱۳۰۶ق توشه دیگر به طهران آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد برگشت.

پنج سال در طهران به علم آموزی خاطر نشان نمود و توشه دیگر در سال ۱۳۲۱ق به عراق و سامرا رفت و در مجلس درس میرزا محمد تقی شیرازی کمپانی کرد. ده سال بومی سامرا بود و استادش دقت خاصی به او داشته و مقلدان خویش را در مسائل احتیاطی به وی ارجاع می‌اعطا کرد.در‌پی درخواست عموم مشهد جهت ارسال کردن فقیه، میرزا محمدتقی شیرازی، اورا توصیه کرد و میرزا حسین، به سوی مشهد تکان کرد. حاج آقا حسین از آحاد اساتید خویش در نجف و سامرا، اذن اجتهاد داشت و از سید مرتضی کشمیری اذن‌ماجرا دریافت رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد کرده بود.[۳]

حاج آقا حسین قمی با ورود به مشهد، با برپایی نماز جماعت، رابطه خویش را با عموم برقرار کرد و با پاسخگویی به سؤالات عموم و تفحص به شرایط محرومان و مستضعفان پرداخت و زعامت و سرپرستی حوزه علمیه را عهده دار شد و خلال مطالعه به کارها محصل ها علم ها فقاهتی، علم فقه و اصول را برای طالبان دانش، در خانه خویش درس دادن می کرد. قمی از دادن رساله و قبول مسوولیت مرجعیت امتناع می کرد، اما با پافشاری و مراجعه فراوان گردآوری متعددی از متدینین، رساله احکام فارسی وی در سال ۱۳۵۱ق به چاپ رسید و مرجعیت او از آن تاریخ شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد استارت شد
استادان

علی اکبر حکمی یزدی
ابوالحسن کرمانشاهی
آخوند محمد کاظم خراسانی
محمدحسن آشتیانی
ملا علی نهاوندی
میرزا ابوالحسن جلوه
سید محمد کاظم یزدی
آقا رضا همدانی
میرزا حبیب الله رشتی
میرزا هاشم رشتی
سید احمد کربلایی
میرزا محمود قمی
روحانی فضل و ادب الله نوری
روحانی علی نوری
آقا علی استاد.[۴]
شاگردان

حاج آقا حسین قمی فی مابین شاگردان.
حسنعلی نخودکی اصفهانی
سید زین العابدین کاشانی حائری.
محمدرضا جرقویه‌ای اصفهانی
محمد حسین صدقی مازندرانی
غلامحسن محامی بادکوبه‌ای
محمد علی کاظمی خراسانی
سید جواد حسینی خامنه‌ای[۵]
یوسف بیارجمندی شاهرودی
سید محمد موسوی لنکرانی
آقا والا اشرفی شاهرودی
سید مهدی طباطبایی قمی
سید حسن طباطبایی قمی
سید صدرالدین جزایری
سید حسین موسوی نسل
حسینعلی راشدتربتی
هادی حائری شیرازی
علی توحیدی بسطامی
محمد علی سرابی
احمد معلم یزدی
عباسعلی اسلامی
کاظم دامغانی
مجتبی قزوینی
فاضل قفقازی
سید حسن موسوی بجنوردی
هاشم قزوینی
عباس تربتی
مهدی حکیم[۶]
اثرها علمی
کناره بر عروة الوثقی (از نخستین مسائل پیروی تا بخشی از احکام نماز)
هدایة الانام فی المسائل الحلال و الحرام
«رساله احکام».
الذخیرة الباقیه فی العبادات و المعاملات.
کناره بر رساله ربائیه رضاعیه.( در باره احکام ربا و رضاع)
لبه بر رساله ارث و نفقات.
کناره بر صحةالمعاملات.
لبه بر مجمع المسائل.
منتخب الاحکام.
مختصر الاحکام.
شیوه النجاة.
ذخیرة العباد.
مناسک حج.[

بازدید : 22
شنبه 28 تير 1404 زمان : 16:00

(۱۰۵۸ق ۱۱۲۶ق) فقید، محدّث امامی قرن یازدهم و دوازدهم، محصل و داماد محمد باقر مجلسی میباشد. بعد از درگذشت مجلسی امام آدینه و روضه خوان الاسلام اصفهان شد.زندگانی،میر محمدصالح فرزند عبدالواسع در ۱۰۵۸ق در خانواده‌ای از سادات حسینی[۱] در اصفهان دیده به جهان گشود. وی داماد محمدباقر مجلسی و بسیار گزینه احترام و متکی بودن وی بود.[۲] در‌حالتی که هنگام وفات مجلسی، هشت مجلد از بحارالانوار به طور مُسَوَّده و پیش‌ نویس و سوای توضیح باقی‌مانده بود، و مجلسی، اتمام آن را به میر محمدصالح وصیت کرد. همینطور مجلسی از او مراد بود تفصیل نیمه تمام وی بر کافی، با اسم مرآة العقول را مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد تمام کرد. [۳]

بعد از درگذشت مجلسی، با وجود عالمان بزرگی مانند فاضل هندی(درگذشت ۱۱۳۷ق) و آقا جمال الدین خوانساری (درگذشت۱۱۲۲ق)، امام آدینه و سرپرست حوزه علمی اصفهان شد[۴] و بعداز وفات جعفر بن عبداللّه معدودَرِه‌ای (روحانی الاسلام اصفهان) در ۱۱۱۵ق، روضه خوان الاسلام شهر شد. گرچه برای مدتی از این سمت آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد برکنار شد.[۵]

سال وفاتِ میر محمدصالح خاتون‌آبادی، در بعضا منابع[۶]۱۱۱۶ق مذکور، البته در تتمیم اتفاق ها السنین و الاعوام، در بیان رویدادهای سال‌های ۱۱۲۴ق تا ۱۱۲۶ق از وی مذکور گردیده[۷] و به این ترتیب به حیث میرسد که تاریخ وفات وی ۱۱۲۶ق میباشد و سال فوت میر اسماعیل خاتون آبادی، از عموزادگان وی، ۱۱۱۶ق بوده میباشد. میرمحمدصالح در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک امانت شد.[۸} محمد حسین(درگذشت۱۱۵۱ق) تالیف کننده مناقب الفضلاء فرزند رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد اوست.: [۹]

علم آموزی و درس دادن، او آغاز به حکمت و علم ها عقلی میل داشت، البته ابعاد با تأثیرپذیری از محمدباقر مجلسی، بیشتر به علم آموزی و رسیدگی در فقه و حدیث روی آورد[۱۰] و در سخن و تعبیروتفسیر قرآن نیز تبحر یافت.[۱۱]اساتید،محمد بن حسن شِدیوانه؛ مشهور به ملامیرزا (متوفی ۱۰۹۸ق). وی معلم خاتون آبادی در فقه و حدیث بود.آقا حسین خوانساری(درگذشت ۱۰۹۸ق)؛ خاتون‌آبای بیست سال نزد او گستردن اشارات، شفا و تفصیل لمعه را شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد فرا گرفت.
محمدباقر مجلسی(درگذشت ۱۱۱۰ق)؛ وی سی سال نیز نزد این معلم شاگردی کرد و اذن نقل حدیث گرفت.[۱۲]
شاگردان
فرزندش میرمحمدحسین خاتون آبادی
خواهرزاده‌اش ابوالحسن بن محمدطاهر فتونی (متوفی ۱۱۳۸ق یا این که ۱۱۳۹ق)
احمدبن اسماعیل جزائری (متوفی ۱۱۵۱ق)
نورالدین بن نعمت الله جزائری (متوفی ۱۱۵۸ق)
احمد علوی خاتون آبادی (متوفی ۱۱۶۱ق)[۱۳]
تالیفات
اثرها حدیثی و دینی

تفصیل کتاب مَن لایحضُرُه الفقیه؛
تفصیل الاستبصار؛
رساله اسرار الصلوة؛
رساله التهلیلیة؛
تعدادی رساله درباره رؤیت هلال[۱۴]
اثر ها تفسیری

تعبیر سورةالاخلاص؛
تعبیر و تفسیر سورةالفاتحه؛[۱۵]
اثرها کلامی

الایمان و الکفر؛
الجامع فی الاصول و العقاید یا این که اصول العقاید؛
رسالةٌ فی عصمة الانبیاء؛[۱۶]
متفرقه

حدائق المقرّفی مابین؛ درباره فرشتگان و سرگذشت انبیا.
ائمه و علما؛
رَوادع النفوس؛ در دانش اخلاق و رفتار.
ذریعةالنجاح؛ در دعا ها میباشد.[۱۷]
التقویم الشرعی یا این که منتخب روزنگار المؤمنین؛ که یک کدام از مباحث آن، روزهای خوش‌یمن و بد یمن سال میباشد.[۱۸]
پانویس
ثقة الاسلام تبريزى، مرآة الكتب‏، ۱۴۱۴ق، ج۳، ص۴۲.
خوانساری، روضات الجنات، ۱۳۹۲ق، ج۲، ص۳۶۴ ؛ نوری، سود قدسی، ۱۳۷۴ش، ص۱۴۸
خاتون آبادی، حدائق المقربین، ص۲۳۳ ؛ آقابزرگ طهرانی، الذریعة، ۱۴۰۳ق، ج۴، ص۴۱۵.
خوانساری، روضات الجنات، ج ۲، ص۳۶۴؛ حبیب‌آبادی، مکارم الآثار، ج ۲، ص۳۱۵، ۳۱۸و۳۱۹؛ امین، ج ۹، ص۲۵۳
خاتون‌آبادی، اتفاق ها السنین و الاعوام، ۱۳۵۲ش، ص۵۵۳-۵۶۵.
آقابزرگ طهرانی، الذریعة، ۱۴۰۳ق، ج۲، ص۴۸
خاتون‌آبادی، اتفاق ها السنین و الاعوام، ۱۳۵۲ش، ص۵۶۵-۵۶۷
آقابزرگ طهرانی، طبقات اعلام الشیعة، ۱۳۷۲ش، ص۳۶۸؛ حسینی اشکوری، تلامذة العلامة المجلسی و المجازون منه، ۱۴۱۰ق،‌ ص۱۱۱
ثقة الاسلام تبريزى، مرآة الكتب، ۱۴۱۴ق، ج۱، ص۱۰۷.
خاتون آبادی، محمدصالح، ۲۳۳ - ۲۳۴
موسوعة طبقات الفقهاء، ج ۱۲، ص۳۸۴
خاتون آبادی، محمدصالح، ۲۳۲-۲۳۴؛ حسینی اشکوری، ص۱۱۱
امین، ج ۲، ص۴۸۰ ؛ حسینی اشکوری، ص۱۲۱۳، ۱۱۱
آقابزرگ طهرانی، الذریعه، ج ۲، ص۴۸، ج ۴، ص۵۱۶، ج ۶، ص۲۷۲، ج ۱۱، ص۱۶۰، ۲۳۰، ۳۰۹، ج ۱۳، ص۸۴، ج ۱۴، ص۹۴، ج ۲۵، ص۲۳۹
آقابزرگ طهرانی، الذریعه، ج ۴، ص۳۳۵، ۳۳۹
آقابزرگ طهرانی، الذریعه، ج ۲، ص۱۹۷و۱۹۸، ۵۱۵و۵۱۶، ج ۵، ص۲۸، ج ۱۵، ص۲۷۳
آقابزرگ طهرانی، الذریعه، ج ۶، ص۲۸۹، ج۱۰، ص۳۲۳۳، ج ۱۱، ص۲۵۶
آقابزرگ طهرانی، الذریعه، ج ۴، ص۳۹۷، ۴۰۳، ج ۲۲، ص۳۸۷و۳۸۸ و ج ۱، ص۳۰۶، ج ۲، ص۴۴۰، ج ۳، ص۴۴۷، ج ۷، ص۱۰۷، ۲۴۲، ج ۱۱، ص۴۱-۴۲، ج ۲۰، ص۳۱۹

بازدید : 32
پنجشنبه 26 تير 1404 زمان : 10:57


حَجّاج بن یوسف ثقفی (م ۹۵ق) قاضی عراق و حجاز در زمان امویان و از معاندان شیعه‌ها بود. او در استقرار و تحکیم حکومت اموی مقام مهمی داشت. وفاداری حجاج به خویشاوندان اموی و سرویس ها و عملکرد‌های او برای مراقبت خلافت امویان، منجر شد رده والایی نزد آنها بیابد. عبدالملک بن مروان هنگام مرگ، پیشنهاد اورا به فرزندش، ولید کرد و یک کدام از فرزندانش را نیز حجاج مسجد غدیر بلوار معلم مشهد نامید.

وی در تاریخ به خون‌ریزی و ستمگری پر اسم و رسم میباشد و در کشتن معارضان چنان زیاده‌روی کرد که حتی عبدالملک بن مروان نیز این واحد سنجش خون ریزی را نپسندید. مورخان شمار اشخاصی را که به‌دست حجاج به قتل رسیده‌اند، ۱۲۰۰۰۰ و به قولی ۱۳۰۰۰۰ نفر تقریب مسجد غدیر فلاحی مشهد زده‌اند.

حجاج بن یوسف، شهر واسط را احداث کرد و در آنجا از جهان رفت.

نسب، لقب و به دنیاآمدن
حجاج در روستای بنی‌صخر به‌عالم آمد. لقب وی ابومحمد بود.[۱] درباره تاریخ میلاد حجاج اختلاف وجود داراست؛ سال ۳۹، ۴۰ یا این که ۴۱[۲] ۴۲[۳] و به روایتی مخصوص، سال ۴۵ هجری قمری یا این که اندکی آن گاه[۴] از آن را تاریخ ولادت او دانسته‌اند. بعضا گفته‌اند اسم او در کودکی کُلَیب بود و آنگاه حجاج نامیده شد. پاره‌ای نیز گفته‌اند کلیب لقبی بود که در کودکی به او مسجد بابا غدیر مشهد داده بودند.[۵]

بابا حجاج، یوسف بن حکم ثقفی، از سران و احاطه خویشاوندان ثقیف بود[۶] ودوستی محکمی با بستگان مروان‌ بن حکم اموی داشت و در نزاع‌های مروان و نبرد‌های عصر عبدالملک بن مروان کمپانی کرد و در روزگار خلافت عبدالملک، حکومت بعضی نواحی را ذمه ‌دار شد. او در زمان ولایت پسرش حجاج بر حجاز (مدینه)، وفات یافت.[۷] مادرش، فارعه/ فریعه، دختر هَمّام‌بن عروة ثقفی مسجد بابا قدرت مشهد بود.[۸]

معاش
بنی امیه
حاکمان
تیتر عصرٔ سلطنت
معاویه بن ابی سفیان ۴۱-۶۰
یزید بن معاویه ۶۰-۶۴
معاویة بن یزید ۶۴-۶۴
مروان بن حکم ۶۴-۶۵
عبدالملک بن مروان ۶۵-۸۶
ولید بن عبدالملک ۸۶-۹۶
سلیمان بن عبدالملک ۹۶-۹۹
قدمت بن عبدالعزیز ۹۹-۱۰۱
یزید بن عبدالملک ۱۰۱-۱۰۵
هشام بن عبدالملک ۱۰۵-۱۲۵
ولید بن یزید ۱۲۵-۱۲۶
یزید بن ولید ۱۲۶-۱۲۶
ابراهیم بن الولید ۱۲۶-۱۲۷
مروان بن محمد ۱۲۷-۱۳۲
وزیر ها و امرای سرشناس
مغیرة بن شعبه ثقفی • زیاد بن ابیه • عمرو عاص • مسلم بن عقبه مری • عبیدالله بن زیاد • حجاج بن یوسف ثقفی
رویدادهای اصلی
صلح امام حسن • اتفاق عاشورا • اتفاق حره • حریق‌زدن کعبه • قیام مختار
نبو
از استارت معاش و جوانی حجاج اگاهی چندانی در اختیار وجود ندارد، صرفا از برخی اشعار و گزارش‌های متفرق تاریخی اینگونه برمی‌آید که وی، همچون نیاکانش، در طائف سنگ‌کشی و چاه‌کنی،[۹] چوپانی و دباغی[۱۰] می‌نموده است. بیان کننده حجاج در کودکی قرآن و علم ها فقهی مقدماتی را در مدرسه‌منزل پدرش در طائف فراگرفته[۱۱] و آن‌گاه از استادانی مانند عبدالله بن عباس و انس بن صاحب و سَمُرَةبن جُندَب و ابوبُرْدَة بن ابی‌موسی اشعری سود گرفته میباشد.[۱۲]

حجاج در روستایی به اسم کوثر در اطراف طائف به معلمی کودک ها پرداخت.[۱۳] و ظاهراً مدتی نیز مدرس فرزندان سلیمان بن عبدالملک و سلیمان‌بن نعیم حِمْیری (کاتب سلیمان بن عبدالملک) بود.[۱۴]

او تا سن بیست‌وچند سالگی در طائف بود، بعد از آن یار پدرش راهی شام شد[۱۵] و همانجا رویش یافت.[۱۶]

مختصات
گفته‌اند که حجاج زشت‌رو و خرد اندام بود.[۱۷] اورا اخفش مالک چشمی خرد و معدود سو وصف کرده اند. [۱۸] او فصیح و بلیغ و خطیبی توانا بود.[۱۹]

با مراجعه به منابع تاریخی درمی‌یابیم که او سیاستمدار و با دانایی بود که از توطئه و نیرنگ نیز برای موفقیت در نبرد‌هایش استعمال می کرد. برخی مورخان، به او نسبت‌هایی مانند جبار، ظالم، کافر ، گناه کار[۲۰] و کذاب و خبیث داده‌اند.[۲۱]

حجاج در جواب به طومار عبدالملک، خویش را آدمی لجوج و حسودوبخیل و کینه‌توز وصف نموده است.[۲۲]

در بعد از ظهر مروان‌بن حکم
نوشته‌ی‌علمیٔ اساسی: مروان بن حکم
در مصر و شام
حجاج و پدرش از سپاهیان مروان بن حکم بودند که در سال ۶۴ قمری عازم مصر شدند و آنجا را از دست عبدالرحمان‌بن جَحْدم فِهری، کارگزار عبدالله بن زبیر، بیرون ساختند و به‌این‌ترتیب مصر جزو قلمرو امویان شد.[۲۳] بعداز حدود دو ماه اقامت در شهر فسطاط، حجاج و پدرش به یاروهمدم مروان به شام بازگشتند.[۲۴]

در حجاز
مروان بن حکم در شعبان یا این که رمضان سال ۶۵ قمری، سپاهی به فرماندهی حُبَیش‌بن دَلَجه (دُلجه) قَینی برای سرکوبی عبدالله بن زبیر راهی حجاز کرد. در‌این لشکرکشی حجاج و پدرش، که درفش‌دار مجموعه‌ای از سپاه بود، کمپانی داشتند. لشکریان در حوالی روستای رَبَذَه در نزدیکی مدینه از عبدالله بن زبیر باخت خوردند و گریختند. بعد از آن‌ها حجاج از این فرارو گریز ننگین به پلیدی حافظه میکرد.[۲۵]

بازدید : 24
چهارشنبه 25 تير 1404 زمان : 17:06

(قرن ۵ قمری) از مفسران و محدثانی میباشد که اثرها زیادی در ذکر فضائل اهل‌بیت(ع) تألیف نموده است. وی به‌تیتر یک فقید سنی و حنفی شناخته می گردد؛ ولی بعضا محققان احتمال داده‌اند که شیعه بوده و به جهت تقیه خویش را سنی معرفی کرده‌با‌شد. مهم ترین تاثیر اورا شواهد التنزیل می دانند که در آن به تبیین مناقب و فضیلت ها امام علی(ع) و اهل‌بیت(ع) پرداخته میباشد. او در سال ۴۸۳ق یا این که ۴۹۰ق در نیشابور درگذشت.معرفی.ابوالقاسم عبیدالله بن عبدالله حَسْکانی دارای شهرت به قاضی حسکانی یا این که ابن‌الحذاء از مفسران و محدثان قرن ۵ق میباشد.[۱] وی اثر ها زیادی در ذکر فضائل اهل‌بیت(ع) نوشته مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد میباشد.[۲]

تاریخ‌نگاران و تفصیل‌اوضاع و احوال‌نویسان، اورا عالمی سنی و حنفی برمی‌شمارند.[۳] سید بن طاووس نیز در کتاب الاقبال، اورا یکی‌از بزرگان جمهور مذکور میباشد.[۴] مولفٔ ریاض العلما از تعریف ابن‌طاووس اینگونه برداشت کرده که از حیث وی قاضی حسکانی سنی بوده میباشد؛[۵] البته خویشِ وی احتمال داده میباشد که حسکانی شیعه بوده میباشد و به‌ادله تقیه، خویش را سنی معرفی می‌نموده است.[۶] شمس‌الدین ذهبی، محدث و مورخ اهل‌سنت قرن هشتم قمری، کتاب «تصحیح خبر رد الشمس لعلی(ع)» تاثیر حسکانی را استدلال شیعه بودن و تبحر وی در حدیث دانسته میباشد.[۷] جلال‌الدین سیوطی (۸۴۹-۹۱۱ق) نیز او‌را عالمی شیعه آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد معرفی نموده است.[۸]

حسکانی را معلم ابومحمد حسینی قائنی، از مشایخ روحانی اثرگذار (درگذشت: ۴۱۳ق) و ادب بن حسن طبرسی (درگذشت: ۵۴۸ق)،[۹] و معلم مهدی بن ابی‌حرب از مشایخ احمد بن علی طبرسی(قرن ۶ق)[۱۰] می دانند. تاریخ درگذشت حسکانی را در ۴۸۳ق[۱۱] یا این که ۴۹۰ق[۱۲] در نیشابور رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد دانسته‌اند.

تألیفات.تعداد تألیفات قاضی حسکانی را بالغ بر صد تیتر بیان کرده‌اند.[۱۳] یک کدام از این اثر ها کتاب شواهد التنزیل میباشد که در آن، مولف تحت ۲۱۰ آیه قرآن به ذکر مناقب و فضیلت ها امام علی(ع) و اهل‌بیت(ع) پرداخته میباشد.[۱۴] وی نخست این تاثیر فصل‌هایی را به ذکر فضائل امام علی(ع)، برتری امام علی(ع) در خواندن قرآن، حق تقدم امام علی(ع) بر صحابه در توده‌آوری قرآن، معرفی امام علی(ع) به‌تیتر فقیه‌ترین شخص به تعبیروتفسیر و کثرت آیه ها در شأن امام علی(ع) تخصیص داده میباشد.[۱۵] آورده شده که شخصی از فرقه کَرّامیه (فرقه‌ای حنفی) در نیشابور منکر وجود آیه‌ای از قرآن در شأن امام علی(ع) و اهل‌بیت(ع) شد و قاضی حسکانی در جواب بدین داعیه، کتاب شواهد التنزیل را شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد نوشت.[۱۶]

ضمن این تاثیر، وی در کتابی به اسم دعاء الهداة الی أداء حق الموالاة، احادیث مرتبط با حادثه غدیر را عده نموده است.[۱۷] از سایر اثراتی که برای وی نام برده میباشد، می‌اقتدار بدین کتاب‌ها اشاره نمود: «تصحیح خبر رد الشمس لعلی(ع) و ترغیم النواصب الشمس»،[۱۸] [یادداشت ۱] «خصائص أمیرالمؤمنین(ع) اینجانب القرآن المبین»،[۱۹] «ترفیع علی(ع) علی منکب النبی(ص)»،[۲۰][یادداشت ۲] «رسالة فی أنّ أمیرالمؤمنین(ع) هو أول اینجانب أسلم»، «إثبات النفاق لأهل النصب و الشقاق»، «الإرشاد فی إثبات نسب الأحفاد» و «طیب الفطرة فی حبّ العترة»[۲۱]

پانویس
روضه خوان، «پیشگفتار»، در شواهدالتنزیل، ۱۳۸۰ش، ص۶.
طباطبایی، الغدیر فی التراث الإسلامی، ۱۳۷۴ش، ص۱۰۰.
طباطبایی، الغدیر فی التراث الإسلامی، ۱۳۷۴ش، ص۱۰۰؛ قزوینی، حدیث الثقلین فی کتاب ها أهل السنة، ۱۴۲۰ق، ص۵۶.
ابن طاووس، إقبال الاعمال، ۱۳۶۷ش، ج۲، ص۴۵۹.
افندی، ریاض العلماء، ۱۴۰۱ق، ج۳، ص۲۵۶.
افندی، ریاض العلماء، ۱۴۰۱ق، ج۳، ص۲۹۹؛ آقابزرگ تهرانی، الذریعه، ۱۴۰۸ق، ج۸، ص۱۹۶.
ذهبی، تذکرة الحفاظ، ۱۴۱۹ق، ج۳،‌ ص۲۵۸.
سیوطی، طبقات الحفاظ، ۱۴۱۴ق، ص۴۴۲.
حیدری، قرآن و مصونیت از تحریف، ۱۳۹۲ش، ص۷۸؛ افندی، ریاض العلماء، ۱۴۰۱ق، ج۵، ص۵۲۱.
آقابزرگ تهرانی، الذریعه، ۱۴۰۸ق، ج۴، ص۱۹۵.
طباطبایی، أهل البیت علیهم السلام فی المکتبة العربیة، ۱۳۷۵ش، ص۱۱۱.
روضه خوان، «پیشگفتار»، در شواهدالتنزیل، ص۷.
سبحانی، موسوعة طبقات الفقهاء، ۱۴۱۸ق، ج۵، ص۲۲۱.
حسکانی، شواهدالتنزیل، ۱۴۱۱ق، ج۲، ص۴۸۵.
شیخ، «پیشگفتار»، در شواهد التنزیل، ۱۳۸۰ش، ص۹.
رحمتی، «حکم دهنده حسکانی و تفاسیر سابق امامیه»، ص۸۵.
تقی‌زاده داوری، تصویر امامان شیعه در دایرة المعارف اسلام، ۱۳۸۵ش، ج۱، ص۵۴.
آقابزرگ تهرانی، الذریعه، ۱۴۰۸ق، ج۴، ص۱۹۴.
ابن‌شهرآشوب، معالم العلماء، ۱۳۴۰ش، ص۷۸؛ آقابزرگ تهرانی، الذریعه، ۱۴۰۸ق، ج۷، ص۱۶۶.
مهریزی و ربانی، امام علی(ع) از دید دانشوارن، ۱۳۸۶ش، ج۱، ص۲۸۴.
طباطبایی، الغدیر فی التراث الإسلامی، ۱۳۷۴ش، ص۱۰۰.
یادداشت
ابن‌شهرآشوب این کتاب را با اسم «مسألة فی تصحیح رد الشمس و ترغیم نواصب الشمس» ضبط نموده است. (ابن‌شهرآشوب، معالم العلماء، ۱۳۴۰ش، ص۷۸.)
در برخی منابع اسم این کتاب «رسالة فی صعوده(ع) علی منکب النبی(ص) لکسر الأصنام علی الکعبة» ضبط گردیده‌است. (طباطبایی، الغدیر فی التراث الإسلامی، ۱۳۷۴ش، ص۱۰۰.)
منابع
آقابزرگ تهرانی، محمدمحسن، الذریعة إلی تصانیف الشیعة، قم، اسماعیلیان، ۱۴۰۸ق.
ابن‌طاووس، علی بن موسی، إقبال الأعمال، طهران،‌ دار الکتب الإسلامیة. ۱۳۶۷ش.
افندی، عبدالله بن عیسی‌بیگ، ریاض العلماء و حیاض الفضلاء، قم، کتابخانه همگانی حضرت آیت‌الله العظمی مرعشی نجفی، ۱۴۰۱ق.
تقی‌زاده داوری، محمود، تصویر امامان شیعه در دایرة المعارف اسلام، قم، شیعه‌شناسی. ۱۳۸۵ش.
حسکانی، عبیدالله بن عبدالله، شواهد التنزیل لقواعد التفضیل فی الآیات النازلة فی أهل البیت، طهران، وزارة الثقافة و الإرشاد الإسلامی، ۱۴۱۱ق/۱۹۹۰م.
حیدری، کمال، قرآن و مصونیت از تحریف، ترجمٖهٔ مجموعه مترجمان، طهران، تکثیر مشعر، ۱۳۹۲ش.
ذهبی، شمس‌الدین، تذکرة الحفاظ، بیروت، دار الکتب العلمیة، ۱۴۱۹ق/۱۹۹۸م.
رحمتی، محمدکاظم، «حکم دهنده حسکانی و تفاسیر قدیمی امامیه معرفی و انتقاد»، کتاب ماه آئین، شماره ۶۳ و ۶۴، دی و بهمن ۱۳۸۱ش.
شیخ، احمد، «پیشگفتار»، شواهد التنزیل لقواعد التفضیل فی الآیات النازلة فی أهل البیت، تألیف عبیدالله بن عبدالله حسکانی، قم،‌ دار الهدی، ۱۳۸۰ش.
سبحانی تبریزی، جعفر، موسوعة طبقات الفقهاء، قم، مؤسسه امام راست گو(ع)، ۱۴۱۸ق

تعداد صفحات : 56

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 561
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 0
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه