خیلی وقتها ما به یک شهری می رویم، می خواهیم سکونت داشته شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد باشیم می بایست جایی را اجاره کنیم. امّا کهف بدونپول میباشد. «قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً»،[۱۵] این اهل بیت میباشند که بدونپول در چنگ همگان میباشند. کهف دژبان و دربان و دربان ندارد. یعنی چه؟ یعنی این جای امن کبیر سفت مستحکم مجانی، دژبان هم ندارد. یعنی کلیه میتوانند وارد این پناهگاه شوند و هواخواهی بگیرند. اهل بیت حفاظت آحاد هستی، رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد مجموع موجودات میباشند، حتّی پناهگاه شایسته ترین موجودات که انبیای الهی میباشند.
امام معصوم، سبب ساز نجات نبی الهی
حضرت انسان که مسجود ملائک شد ز علی شد، هنگامی که حضرت بشر با آن رخنه اولین از ذات آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد باری گران قدر بدور شد بسیار اشک سرازیرشد، بسیار دل خویش را صیقل بخشید. بعداز این اشک و صیقل و تطهیر درونی «فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ کَلِماتٍ فَتابَ عَلَیْهِ».[۱۶] آن کلماتی که توبهی بشر را تسهیل کرد و پروردگار توبهی اورا به عهده گرفت این بود: «یَا حَمِیدُ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ یَا عَالِی بِحَقِّ عَلِیٍّ یَا فَاطِرُ بِحَقِّ فَاطِمَهَ یَا مُحْسِنُ بِحَقِّ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ»،[۱۷] «یَا قَدیمَ الإِشمَان بِحَقِّ الحُسَین».
حضرت بشر با مجموع وجود بهاین کلمه ها متمسّک شد و خداوند توبهی اورا به عهده مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد گرفت. مأمن انبیا، مأمن کل هستی، ملائکه هم به دور وجود اهل بیت طواف مینمایند. در حدیث معراج، در لیله المعراج، زمانی که رسول به عرش چهارم رسید، رویت کرد ملائکه در درحال حاضر طواف میباشند. مثل عموم زمین که بدور کعبه طواف مینمایند ملائکه عرش هم طواف میکردند. پرسیدند: جبرئیل، مطاف کیست؟ رفتند دیدند فرشتهای به صورت امیر المؤمنین، علی علیه السّلام میباشد. ملائکه افق میخواستند فیس زیبای علی را ببینند، امّا مأمور اسمان میباشند، «لا یَعْصُونَ اللَّهَ ما أَمَرَهُمْ»،[۱۸] نمیتوانند پست خویش را شکاف نمایند. فلذا آفریدگار فرشتهای به صورت امیر المؤمنین آفرید کهاینها طواف نمایند.
مطاف ملائکه، حفاظت ملائکه هم اهل بیت می باشند. این تنهاً سخن ما وجود ندارد، صحبت اهل سنّت هم همین میباشد. ابن ابی الحدید معتزلی خطاب به حضرت امیر المؤمنین می فرماید: علی جان، تو به عبارتی نوری بودی که در پیشانی بشر «تَتَلَأْلَأُ»، فوران کردی. صحبت مولانا را تأیید مینماید: مسجود ملائک که شد بشر ز علی شد. به خیال آن فروغ و روشنایی بود.
درصورتی که (درباره ی) حضرت داوود در قرآن میفرماید: «وَ أَلَنَّا لَهُ الْحَرویت کردَ»،[۱۹] آهن در اختیار حضرت داوود قابل انعطاف و لیّن گردیده بود و زره میتشکیل داد؛ مولانا میگوید:
داوود که میتشکیل داد زره با رمز انگشت معلم زرهساز به داوود، علی بود
ابن ابی الحدید هنگامی که به حضرت موسی و آن ظلمات ظلمانی صحرای سینا می رسد، خطاب به امیر المؤمنین که مأمن موسی گردیده می فرماید: «یا این که شهاب موسی»، آن شهاب و نوری که «آنَسَ مِنْ جانِبِ الطُّورِ ناراً»،[۲۰] آن نار نورانی تو بودی، آن شهاب تو بودی. تو در آن شب ظلمانی دست موسی را گرفتی و هدایت کردی.
هنگامی ابن ابی الحدید به حضرت نوح میرسد میگوید: «یَا سفینه نوح»، علی جان، کشتی نجات حضرت نوح و مجموع آدم تو بودی. این مأمن تنهاً مأمن دراین جهان وجود ندارد، در آن عالم هم مأمن و مَفزَع ما علی و آل علی می باشند. این سخن ما وجود ندارد، گشوده کلام ابن ابی الحدید میباشد. ابن ابی الحدید در همین شعر می گوید: «وَ إِلَیهِ فِی یَومِ المَعَادِ حِسَابُنَا»،[۲۱] محاسبه ما هم روز معاد با علی میباشد، با امام میباشد. «وَ هُوَ المَلَاذُ لَنَا غدا وَ المَفزَعُ»، حمایت ما، متانت ما علی میباشد. امامت متانت میباشد.
«کَهفِ الوَری» یعنی چه؟ «وری» یعنی کل موجودات ورای ذات باری بلندمرتبه، یعنی امام خیر تنهاً کهف مؤمنین، بلکه حفاظت تک تک آدمها میباشد. گفتیم کهف دژبان و نگهبان و نگهبان ندارد، هر کسی قادر است وارد کهف، این جای عظیم سفت مستحکم گردد، جهت در حمایت ماندن هر کسی قادر است وارد گردد. قصه جناب روحانی بهائی را خیلی از شما شاید شنیدهاید. روضه خوان بهائی رحمه الله علیه مسلّط به علم ها ناآشنا بود، قرار بود کتیبهی ورودیِ خیر بارگاه، اصل مقبره را وی فراهم نماید.
میخواست این کتیبه را طوری فراهم نماید، از الفاظی به کار گیری نماید و از اورادی استعمال نماید که گنهکاران نتوانند وارد بقاع رضوی شوند. به بنّاها میگوید: دست نگه دارید تا کتیبه را بیاورم. زمانی میرسد میبیند ساختهاند. می گوید: قصه چه بود؟ اینجانب که گفته بودم شکیبایی نمایید. بنّاها میگویند: آن هر کس متولّی بقعه بود یکسری شب متوالی امام رضا را در خواب میبیند که وی می فرماید (ایجاد کرد بقعه را) کامل شدن فرمایید، معطل روحانی بهائی نمانید. آن متولّی نمیدانست ماجرا چیست، روحانی بهائی به تنهایی نیّت کرده بود گنهکارها وارد بقاع نشوند. امّا امام رضا این را نمیخواست، وی «کهف وری» میباشد.
همگیی آدمها، با کلیهی طیفهای فکری و رفتارهای مختلف و حتّی گنهامور، بایستی در منزلی امام رضا به روی آن ها گشوده باشد. این در منزلی آفریدگار میباشد، آفریدگار هم تمامی را قبول مینماید، اهل بیت هم همینطور می باشند. هیچکس را ناامید نمیکنند. «وَ کَهفِ الوَری».
نکتهی خیلی اساسی که در مشاجره پناهگاه و کهف مخفی میباشد دو نکته میباشد؛ محرمانهّت کهف چیست؟ امنیّتبخشی. یعنی چه نوع امنیّتی بخشی؟ ما چه هنگامی به پناهگاه میرویم؟ هنگامی حس خطر می کنیم، غیر از این میباشد؟ بشر زمانی حس خطر مینماید به یک مکان امن میرود. چنانچه اهل بیت کهف می باشند یعنی مأمن ما در مخاطرات میباشند، این خطرها چیست؟ تعدادی مخاطرات مادی میباشد. ما دراین مخاطرات مادی هم بایستی به اهل بیت جانبداری ببریم. فرزندان خویش را به امام رضا بسپاریم، خویش را به امام فرصت بسپاریم. عالم بالاخره بلاهایی داراست، جهان ناملایمات داراست، در شرایطی که خویش را به اهل بیت بسپاریم این ناملایمات در صورتیکه رفع نشوند قابل تحمّل می گردند. این خطرها خطرها طبیعی و تکوینی میباشد. دراین خطرها هم بایستی به اهل بیت حفاظت پیروزی.
امّا مهمترین خطراتی که ممکن میباشد ما در گیر آن شویم چیست؟ مخاطرات اخلاقی و انحرافات فکری و رفتاری میباشد. اهل بیت مأمن میباشند. اینکه نبی معبود فرمود: «إِنَّ الحُسَین مِصبَاح الهُدى»،[۲۲] یعنی هنگامی خط مش را گم میکنید لامپ فروزان هدایت شما حسین میباشد. زمانی مبتلا بیراهه میشوید، در گیر انحراف می شوید، به سراغ کلمه ها أبا عبد و بنده الله الحسین بروید، پرنورگر منش هدایت شما می شود. «وَ سَفِینَهُ النِّجَاه» یعنی چه؟ سفینه چه مینماید؟ آدم را نجات میدهد. از چه چیزی؟ از غرق شدن. هنگامی غرق در گناه میباشید، هنگامی که غرق در آلودگی شدید، حسین میباشد که می تواند دست شمارا بگیرد و از این آلودگیها تمیز نماید. محبّت اهل بیت «طِیباً لِخَلْقِنَا»،[۲۳] سبب ساز عصمت و طهارت اخلاق ما میگردد. سوار بر کشتی نجات أبا عبد و بنده الله الحسین شویم تا در گیر غرق در آلودگیها و انحرافات نشویم.
خیلی وقتها ما به یک شهری می رویم، می خواهیم سکونت داشته شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد باشیم می بایست جایی را اجاره کنیم. امّا کهف بدونپول میباشد. «قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً»،[۱۵] این اهل بیت میباشند که بدونپول در چنگ همگان میباشند. کهف دژبان و دربان و دربان ندارد. یعنی چه؟ یعنی این جای امن کبیر سفت مستحکم مجانی، دژبان هم ندارد. یعنی کلیه میتوانند وارد این پناهگاه شوند و هواخواهی بگیرند. اهل بیت حفاظت آحاد هستی، رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد مجموع موجودات میباشند، حتّی پناهگاه شایسته ترین موجودات که انبیای الهی میباشند.
امام معصوم، سبب ساز نجات نبی الهی
حضرت انسان که مسجود ملائک شد ز علی شد، هنگامی که حضرت بشر با آن رخنه اولین از ذات آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد باری گران قدر بدور شد بسیار اشک سرازیرشد، بسیار دل خویش را صیقل بخشید. بعداز این اشک و صیقل و تطهیر درونی «فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ کَلِماتٍ فَتابَ عَلَیْهِ».[۱۶] آن کلماتی که توبهی بشر را تسهیل کرد و پروردگار توبهی اورا به عهده گرفت این بود: «یَا حَمِیدُ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ یَا عَالِی بِحَقِّ عَلِیٍّ یَا فَاطِرُ بِحَقِّ فَاطِمَهَ یَا مُحْسِنُ بِحَقِّ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ»،[۱۷] «یَا قَدیمَ الإِشمَان بِحَقِّ الحُسَین».
حضرت بشر با مجموع وجود بهاین کلمه ها متمسّک شد و خداوند توبهی اورا به عهده مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد گرفت. مأمن انبیا، مأمن کل هستی، ملائکه هم به دور وجود اهل بیت طواف مینمایند. در حدیث معراج، در لیله المعراج، زمانی که رسول به عرش چهارم رسید، رویت کرد ملائکه در درحال حاضر طواف میباشند. مثل عموم زمین که بدور کعبه طواف مینمایند ملائکه عرش هم طواف میکردند. پرسیدند: جبرئیل، مطاف کیست؟ رفتند دیدند فرشتهای به صورت امیر المؤمنین، علی علیه السّلام میباشد. ملائکه افق میخواستند فیس زیبای علی را ببینند، امّا مأمور اسمان میباشند، «لا یَعْصُونَ اللَّهَ ما أَمَرَهُمْ»،[۱۸] نمیتوانند پست خویش را شکاف نمایند. فلذا آفریدگار فرشتهای به صورت امیر المؤمنین آفرید کهاینها طواف نمایند.
مطاف ملائکه، حفاظت ملائکه هم اهل بیت می باشند. این تنهاً سخن ما وجود ندارد، صحبت اهل سنّت هم همین میباشد. ابن ابی الحدید معتزلی خطاب به حضرت امیر المؤمنین می فرماید: علی جان، تو به عبارتی نوری بودی که در پیشانی بشر «تَتَلَأْلَأُ»، فوران کردی. صحبت مولانا را تأیید مینماید: مسجود ملائک که شد بشر ز علی شد. به خیال آن فروغ و روشنایی بود.
درصورتی که (درباره ی) حضرت داوود در قرآن میفرماید: «وَ أَلَنَّا لَهُ الْحَرویت کردَ»،[۱۹] آهن در اختیار حضرت داوود قابل انعطاف و لیّن گردیده بود و زره میتشکیل داد؛ مولانا میگوید:
داوود که میتشکیل داد زره با رمز انگشت معلم زرهساز به داوود، علی بود
ابن ابی الحدید هنگامی که به حضرت موسی و آن ظلمات ظلمانی صحرای سینا می رسد، خطاب به امیر المؤمنین که مأمن موسی گردیده می فرماید: «یا این که شهاب موسی»، آن شهاب و نوری که «آنَسَ مِنْ جانِبِ الطُّورِ ناراً»،[۲۰] آن نار نورانی تو بودی، آن شهاب تو بودی. تو در آن شب ظلمانی دست موسی را گرفتی و هدایت کردی.
هنگامی ابن ابی الحدید به حضرت نوح میرسد میگوید: «یَا سفینه نوح»، علی جان، کشتی نجات حضرت نوح و مجموع آدم تو بودی. این مأمن تنهاً مأمن دراین جهان وجود ندارد، در آن عالم هم مأمن و مَفزَع ما علی و آل علی می باشند. این سخن ما وجود ندارد، گشوده کلام ابن ابی الحدید میباشد. ابن ابی الحدید در همین شعر می گوید: «وَ إِلَیهِ فِی یَومِ المَعَادِ حِسَابُنَا»،[۲۱] محاسبه ما هم روز معاد با علی میباشد، با امام میباشد. «وَ هُوَ المَلَاذُ لَنَا غدا وَ المَفزَعُ»، حمایت ما، متانت ما علی میباشد. امامت متانت میباشد.
«کَهفِ الوَری» یعنی چه؟ «وری» یعنی کل موجودات ورای ذات باری بلندمرتبه، یعنی امام خیر تنهاً کهف مؤمنین، بلکه حفاظت تک تک آدمها میباشد. گفتیم کهف دژبان و نگهبان و نگهبان ندارد، هر کسی قادر است وارد کهف، این جای عظیم سفت مستحکم گردد، جهت در حمایت ماندن هر کسی قادر است وارد گردد. قصه جناب روحانی بهائی را خیلی از شما شاید شنیدهاید. روضه خوان بهائی رحمه الله علیه مسلّط به علم ها ناآشنا بود، قرار بود کتیبهی ورودیِ خیر بارگاه، اصل مقبره را وی فراهم نماید.
میخواست این کتیبه را طوری فراهم نماید، از الفاظی به کار گیری نماید و از اورادی استعمال نماید که گنهکاران نتوانند وارد بقاع رضوی شوند. به بنّاها میگوید: دست نگه دارید تا کتیبه را بیاورم. زمانی میرسد میبیند ساختهاند. می گوید: قصه چه بود؟ اینجانب که گفته بودم شکیبایی نمایید. بنّاها میگویند: آن هر کس متولّی بقعه بود یکسری شب متوالی امام رضا را در خواب میبیند که وی می فرماید (ایجاد کرد بقعه را) کامل شدن فرمایید، معطل روحانی بهائی نمانید. آن متولّی نمیدانست ماجرا چیست، روحانی بهائی به تنهایی نیّت کرده بود گنهکارها وارد بقاع نشوند. امّا امام رضا این را نمیخواست، وی «کهف وری» میباشد.
همگیی آدمها، با کلیهی طیفهای فکری و رفتارهای مختلف و حتّی گنهامور، بایستی در منزلی امام رضا به روی آن ها گشوده باشد. این در منزلی آفریدگار میباشد، آفریدگار هم تمامی را قبول مینماید، اهل بیت هم همینطور می باشند. هیچکس را ناامید نمیکنند. «وَ کَهفِ الوَری».
نکتهی خیلی اساسی که در مشاجره پناهگاه و کهف مخفی میباشد دو نکته میباشد؛ محرمانهّت کهف چیست؟ امنیّتبخشی. یعنی چه نوع امنیّتی بخشی؟ ما چه هنگامی به پناهگاه میرویم؟ هنگامی حس خطر می کنیم، غیر از این میباشد؟ بشر زمانی حس خطر مینماید به یک مکان امن میرود. چنانچه اهل بیت کهف می باشند یعنی مأمن ما در مخاطرات میباشند، این خطرها چیست؟ تعدادی مخاطرات مادی میباشد. ما دراین مخاطرات مادی هم بایستی به اهل بیت جانبداری ببریم. فرزندان خویش را به امام رضا بسپاریم، خویش را به امام فرصت بسپاریم. عالم بالاخره بلاهایی داراست، جهان ناملایمات داراست، در شرایطی که خویش را به اهل بیت بسپاریم این ناملایمات در صورتیکه رفع نشوند قابل تحمّل می گردند. این خطرها خطرها طبیعی و تکوینی میباشد. دراین خطرها هم بایستی به اهل بیت حفاظت پیروزی.
امّا مهمترین خطراتی که ممکن میباشد ما در گیر آن شویم چیست؟ مخاطرات اخلاقی و انحرافات فکری و رفتاری میباشد. اهل بیت مأمن میباشند. اینکه نبی معبود فرمود: «إِنَّ الحُسَین مِصبَاح الهُدى»،[۲۲] یعنی هنگامی خط مش را گم میکنید لامپ فروزان هدایت شما حسین میباشد. زمانی مبتلا بیراهه میشوید، در گیر انحراف می شوید، به سراغ کلمه ها أبا عبد و بنده الله الحسین بروید، پرنورگر منش هدایت شما می شود. «وَ سَفِینَهُ النِّجَاه» یعنی چه؟ سفینه چه مینماید؟ آدم را نجات میدهد. از چه چیزی؟ از غرق شدن. هنگامی غرق در گناه میباشید، هنگامی که غرق در آلودگی شدید، حسین میباشد که می تواند دست شمارا بگیرد و از این آلودگیها تمیز نماید. محبّت اهل بیت «طِیباً لِخَلْقِنَا»،[۲۳] سبب ساز عصمت و طهارت اخلاق ما میگردد. سوار بر کشتی نجات أبا عبد و بنده الله الحسین شویم تا در گیر غرق در آلودگیها و انحرافات نشویم.

مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد بهعنوان پایگاه فرهنگی در برابر تهاجم فرهنگی