(درگذشت ۹ق) از منافقان مدینه و از همپیمانان یهودیان در روزگار فرستاده(ص) بود. او در زمانه حکومت نبی(ص) در مدینه، خطاها زیادی را برای جامعه اسلامی به وجود آورد که از آن دربین میقدرت به سرپیچی وی در پیکارهای اُحد، بنیقَینُقاع و بنینضیر اشاره نمود. با این درحال حاضر نبی(ص) با وی مدارا می کرد. به لحاظ بعضا از قرآنپژوهان، تنی چند از نشانهها قرآن کریم ومهربان، مانند آیه ها ۱۱ تا ۱۶ سوره نور و روشنایی و سوره منافقون درباره نفاق عبدالله بن اُبیّ نازل گردیده است. وی بعد از غزوه تبوک درگذشت. معبود فرستاده(ص) را از نمازگزاردن بر لاشه وی نهی مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد فرمود.
اسم و نسب، عبدالله بن اُبیّ بن صاحب بن حارث بن عبید بن صاحب و مالک، پر اسم و رسم به ابنسَلول، از بزرگان بستگان خزرج بود.[۱] سَلول اسم مامان بابا اوست.[۲] و یا این که اسم مامانِ جدّ وی بوده میباشد.[۳] لقب عبدالله بن ابیّ، ابوالحباب گزارش آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد گردیدهاست.[۴]
مخالفتها با فرستاده(ص)، عبدالله بن ابیّ بارها به مخالفت با رسول(ص) برخاست، برای مثال در پیکار اُحد، غزوه بنیقَیْنُقاع و غزوه بنینضیر؛[۵] در غزوه تبوک منافقان به سرکردگی ابنسَلول از ملازمت کردن رسول(ص) سرباز زده و از نزاع بازگشتند.[۶] عبدالله بن ابی همینطور یاروهمدم با پیروانش با تنی چند از فیسهای پررنگ یهود، همانند حیی بن اخطب و یاسر بن اخطب همیاری رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد داشت.[۷]
مبتنی بر گزارش مورخان، عبدالله بن ابیّ سرکرده منافقان مدینه بوده میباشد.[۸] خزرجیان تصمیم داشتند اورا زمامدار کارها خویش سازند ولی با ورود نبی(ص) به یثرب، آن ها به تقلید وی درآمده، ابنسَلول را رها کردند؛ از این رو عبدالله بن ابیّ به رسول(ص) حسادت ورزید و شیوه نفاق در پیش شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد گرفت.[۹]
پیکار اُحد
بر پایه ی مستندات تاریخی، عبدالله بن اُبی در نبرد اُحد، بهجهت اعتراض بر رسول(ص) مطابق نپذیرفتن سفارش وی در کیفیت تقابل با معاند، یاور با سیصد نفر از سپاه نبی(ص) غیر وابسته شد و به مدینه رجوع.[۱۰] دراین مبارزه اصحاب فرستاده(ص) در ارتباط با شیوه مواجهه با لشکر معاندان اختلافحیث داشتند؛ حمزة بن عبدالمطلب و جوان ها خواهان رودررویی با کفار در فارغ شهر بودند،[۱۱] البته گروهی دیگر به عنوان مثال عبدالله بن ابیّ پیرو جنگیدن در شهر بودند.[۱۲] به گفته سید جعفر مرتضی عاملی (۱۳۶۴-۱۴۴۱ق) تاریخنگار شیعه، از احادیث استعمال می گردد که نبی(ص) در پیکار اُحد، به ماندن در شهر گرایش داشت، البته سماجت بعضا از اصحاب بر خروج از شهر موجب شد تا رسول(ص) لحاظ آنها را بپذیرد.[۱۳]
غزوه بنیقینقاع
عبداللّه بن اُبی، در غزوه بنیقینقاع نقشی دوگانه داشت؛ وی که با یهودیان بنیقینقاع همعهدوپیمان بود، از طرفی آنانرا به طغیان و تحصن تحریک کرده بود و از سوی دیگر، از پیوستن به آنها رمز گشوده زد. او بعد از به اسارت درآمدن یهودیان، از نبی(ص) خواست از خون متحدّانش درگذرد. وی بر این منظور خویش چنان اصرار کرد که نبی(ص) وی و یهودیان را لعنت کرد و به تبعید شدن یهودیان حکم اعطا کرد.[۱۴]
غزوه بنینضیر
عبدالله بن ابی در غزوه بنینضیر استعداد خویش را برای پناه از یهودیان اظهارکرد؛ هنگامی نبی(ص) از روش وحی از نقشه ترور خویش بوسیله یهودیان بنینضیر با خبر شد و به آنان ده روز مجال اعطا کرد تا از مدینه بیرون شوند،[۱۵] عبدالله بن ابیّ با ارسال کردن پیامی به سران بنینضیر، آنها را از اطاعت فرستاده دستگیر و وعده بخشید یاروهمدم با گروهی دیگر از آنها تامین نماید.[۱۶]
اخلاق و رفتار رسول(ص) با عبدالله بن ابی
سازه به گفته سید علی خامنهای، از مراجع تاسی شیعه و رهبر ایران، اگرچه کلیه مسلمانها عبدالله بن ابیّ را به نفاق میشناختند، ولی با این هم اکنون رسول(ص) با وی مدارا می کرد.[۱۷] فرستاده(ص) سهم عبدالله بن ابیّ از بیتالمال را همانند دیگر مسلمانان پرداخت میکرد و امنیت و حرمت اورا مراقبت مینمود[۱۸][منبع بهتری نیاز میباشد]و زمانی بعضی از صحابه تمایل به قتل عبدالله بن ابیّ گرفته بودند، فرستاده(ص) از مبادرت آن ها پرهیز کرد.[۱۹]
آیهها نازلگردیده درباره نفاق عبدالله ابن ابیّ
مورخان نزول نشانهها زیادی را در شأن عبدالله بن ابیّ دانستهاند؛ مثلا آیه ها ۱۱ تا ۱۳ سوره حشر[۲۰] آیه ها ۶۴ تا ۶۶[۲۱] و ۹۴ تا ۹۶ سوره توبه،[۲۲] آیههای ۱۷۳[۲۳] و ۶۴ سوره نساء،[۲۴] و نشانهها ۱۲۲[۲۵] و ۱۴۱ سوره آلعمران،[۲۶].
نزول سوره منافقون
بر پایه ی بعضی از مستندات، سبب ساز نزول سوره منافقون، آشکار ساختن نفاق عبدالله بن ابیّ بوده میباشد. در روش برگشت از غزوه بنیمُصْطَلِق، در بین بعضا از مهاجرین و انصار نزاعی بر راز آب صورت گرفت و عبدالله بن ابیّ به هواخواهی از شخص انصاری برخاست و با ارعاب اظهار کرد که زمانی به مدینه بازگردد عزیزترین افراد (یعنی انصار) ذلیلترینها (یعنی مهاجرین) را از مدینه اخراج خواهد کرد. این صحبت به نبی(ص) رسید، البته عبدالله بن اُبیّ نزد او رفت و سخنان خویش را کتمان کرد. درپی این حادثه، سوره منافقون نازل شوید.[۲۷]
نزول نشانهها ۱۱ تا ۱۶ سوره نوروروشنایی
نوشته ی علمیهای مهم: آیهها افک و رخداد افک
بعضی از مورخان و قرآنپژوهان اهلسنت و شیعه، نزول نشانهها ۱۱ تا ۱۶ سوره روشنایی را مربوط به عبدالله بن ابیّ دانستهاند. بر این مبنا، گروهی از منافقان برای مثال عبدالله بن ابیّ، در منش رجوع از غزوه بنیالمصطلق، عایشه همسر نبی(ص) را به بیعفتی جنایتکار ساختند، ولی پروردگار با نزول این آیه ها بهتان به زنان منزه را گناهی گران قدر به شمار آورد و آنهارا از اینگونه بهتانهایی مبرا دانست.[۲۸] این اتفاق که به واقعه افک آوازه دارااست، گزینه انتقاد بعضا از مفسران شیعه قرار گرفته میباشد.[۲۹] برخی از شیعه ها معتقدند عایشه، همسر دیگر فرستاده(ص)، ماریه را به بیعفتی تبهکار کرد و درپی آن آیه ها سوره فروغ و روشنایی نازل شوید.[۳۰]
درگذشت
عبدالله بن ابیّ بعد از غزوه تبوک بیمار شد و در ماه ذیالقعده سال ۹ق درگذشت.[۳۱] فرستاده در روز وفات وی بر بالینش حاضر شد و فرمود: «اینجانب تورا از حبّ یهود جلوگیری کردن کرده بودم».[۳۲] فرزند وی عبدالله بن عبدالله بن ابیّ از رسول درخواست کرد تا بر لاشه پدرش نماز بخواند، البته آیه ۸۴ سوره توبه نازل شد و معبود فرستاده(ص) را از نماز تلاوت بر لاشه منافقان نهی کرد. عبدالله بن عبدالله بن ابی از نبی(ص) تقاضا نمود بلیز خویش را به او دهد تا با کفن کردن لاشه پدرش در آن موجبات تخفیف عذاب اورا مهیا آورد و رسول(ص) تقاضای اورا به عهده گرفت و بلیز خویش را به وی بخشید.[۳۳]
بر پایه ی برخی از احادیث اهلسنت، [یادداشت ۱]زمانی که نبی(ص) قصد به نماز تلاوت بر لاشه عبدالله بن ابیّ گرفت، قدمت بن خطاب با این عامل که آفریدگار تورا از نماز بر منافقان نهی کرده، اورا از آن فعالیت به شدت نهی نمود.[یادداشت ۲] با این حالا فرستاده(ص) کلام قدمت را نپذیرفت و بر لاشه او نماز خواند و پیرو این رخداد، خدا با تأیید صحبت قدمت، آیه ۸۴ سوره توبه را نازل کرد و نبی(ص) را از نماز تلاوت بر منافقان نهی نمود.[۳۴] با این حالا سید جعفر مرتضی عاملی از پژوهشگران شیعه، بر آن میباشد که بهاجماع مسلمان ها، قبل از نزول آیه ۸۴ سوره توبه، فرستاده(ص) از نمازگزاردن بر لاشه منافقان نهی نشده بود.[۳۵] همینطور در منابع روایی شیعه این اتفاق به نحو دیگری گزارش گردیده است. بر پایه ی این احادیث، وقتی که نبی(ص) بر قبر عبدالله بن ابیّ حاضر شد، قدمت بن خطاب به وی عرضه داشت که آیا پروردگار تورا از حضور بر قبر منافقان نهی نفرمود؟ رسول(ص) جواب اورا نداد و او مجدد سؤال خویش را تکرار نمود. در آن هنگام فرستاده(ص) فرمودند: تو چه میدانی که اینجانب چه دعایی بر وی کردم؟! اینجانب از پروردگار درخواست کردم که قبر وی و داخل اورا از حریق لبریز سازد.[۳۶]
پانویس
مسعودی، التنبیه و الإشراف، دار الصاوی، ص۲۳۸؛ مقریزی، إمتاع الأسماع، دار الکتب العلمیة، ج۱۴، ص۳۴۳.
مسعودی، التنبیه و الإشراف، دار الصاوی، ص۲۳۸؛ ابنهشام، السیرة النبویة، دار المعرفة، ج۱، ص۴۴۶؛ مقریزی، إمتاع الأسماع، دار الکتب العلمیة، ج۱۴، ص۳۴۳.
مقریزی، إمتاع الأسماع، دار الکتب العلمیة، ج۱۴، ص۳۴۳.
ابنعبدالبرّ، الاستیعاب، ۱۴۱۲ق، ج۳، ص۹۴۰؛ ابناثیر، أسد الغابة، ۱۴۰۹ق، ج۳، ص۱۹۲.
حمیدی، «منافقان بعدازظهر فرستاده اکرم(ص)»، ۱۳۸۶ش، ص۸۷.
نوری، «خصوصیتهای جریان نفاق در بعدازظهر نبوی»، ۱۳۸۵ش، ص۱۱۵.
حمیدی، «منافقان بعد از ظهر فرستاده اکرم(ص)»، ۱۳۸۶ش، ص۸۷.
مقریزی، إمتاع الأسماع، دار الکتب العلمیة، ج۱۴، ص۳۴۳.
ابنعبدالبرّ، الاستیعاب، ۱۴۱۲ق، ج۳، ص۹۴۰ و ۹۴۱؛ ابنسعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۰ق، ج۳، ص۴۰۸؛ ابنجوزی، المنتظم، ۱۴۱۲ق، ج۳، ص۳۷۷.
ابنهشام، السیرة النبویة، دار المعرفه، ج۲، ص۶۴؛ مقریزی، إمتاع الأسماع، دار الکتب العلمیه، ج۱، ص۱۳۷؛ ابنخلدون، تاریخ ابنخلدون، ۱۴۰۸ق، ج۲، ص۴۳۴.
مقریزی، إمتاع الأسماع، ج۹، ص۲۴۹.
ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ۱۴۱۵ق، ج۱۵، ص۱۲۲ و ۱۲۳؛ مقریزی، إمتاع الأسماع، دار الکتب العلمیة، ج۹، ص۲۴۹.
عاملی، الصحیح اینجانب سیرة النبی الأعظم، ۱۴۲۶ق، ج۸، ص۸۸.
واقدی، المغازی، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۱۷۷-۱۷۹.
مقریزی، إمتاع الأسماع، دار الکتب العلمیه، ج۱، ص۱۸۸؛ ابن سید الناس، عیون الأثر، ۱۴۱۴ق، ج۲، ص۷۰.
واقدی، المغازی، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۳۶۸؛ طبری، تاریخ الامم و الملوک، ۱۳۸۷ق، ج۲، ص۵۵۳.
«معاندان اساسی جامعه اسلامی زمان رسول (ص) در مدینه»؛ تارنما محل کار نگهداری و انتشار اثر ها آیتالله خامنهای.
«معاندان مهم جامعه اسلامی روزگار فرستاده (ص) در مدینه»؛ وب سایت محل کار محافظت و تکثیر اثرها آیتالله خامنهای.
ابناثیر، أسد الغابة، ۱۴۰۹ق، ج۳، ص۱۹۳؛ مقریزی، امتاع الاسماع، دار الکتب العلمیه، ج۱، ص۲۰۸.
ابنعطیه، المحرر الوجیز، ۱۴۱۳ق، ج۵، ص۲۸۹.
طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۵، ص۷۱.
طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۵، ص۹۳.
حویزی، تعبیروتفسیر نوروفروغ الثقلین، ۱۴۱۵ق، ج۱، ص۵۶۳.
روحانی طوسی، التبیان، دار احیاء التراث العربی، ج۳، ص۲۴۱.
قمی، تعبیروتفسیر القمی، ۱۳۶۳ش، ج۱، ص۱۱۰.
قمی، تعبیر و تفسیر القمی، ۱۳۶۳ش، ج۱، ص۱۴۱.
ابنهشام، السیرة النبویة، دار المعرفه، ج۲، ص۲۹۰ و ۲۹۱؛ بیهقی، دلائل النبوة، ۱۴۰۵ق، ج۴، ص۵۲ و ۵۵.
ابنهشام، السیرة النبویة، دار المعرفه، ج۲، ص۲۹۷-۳۰۳؛ مقریزی، إمتاع الأسماع، دار الکتب العلمیه، ج۱، ص۲۱۳- ۲۱۶؛ طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۷، ص۲۰۴-۲۰۶
(درگذشت ۹ق) از منافقان مدینه و از همپیمانان یهودیان در روزگار فرستاده(ص) بود. او در زمانه حکومت نبی(ص) در مدینه، خطاها زیادی را برای جامعه اسلامی به وجود آورد که از آن دربین میقدرت به سرپیچی وی در پیکارهای اُحد، بنیقَینُقاع و بنینضیر اشاره نمود. با این درحال حاضر نبی(ص) با وی مدارا می کرد. به لحاظ بعضا از قرآنپژوهان، تنی چند از نشانهها قرآن کریم ومهربان، مانند آیه ها ۱۱ تا ۱۶ سوره نور و روشنایی و سوره منافقون درباره نفاق عبدالله بن اُبیّ نازل گردیده است. وی بعد از غزوه تبوک درگذشت. معبود فرستاده(ص) را از نمازگزاردن بر لاشه وی نهی مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد فرمود.
اسم و نسب، عبدالله بن اُبیّ بن صاحب بن حارث بن عبید بن صاحب و مالک، پر اسم و رسم به ابنسَلول، از بزرگان بستگان خزرج بود.[۱] سَلول اسم مامان بابا اوست.[۲] و یا این که اسم مامانِ جدّ وی بوده میباشد.[۳] لقب عبدالله بن ابیّ، ابوالحباب گزارش آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد گردیدهاست.[۴]
مخالفتها با فرستاده(ص)، عبدالله بن ابیّ بارها به مخالفت با رسول(ص) برخاست، برای مثال در پیکار اُحد، غزوه بنیقَیْنُقاع و غزوه بنینضیر؛[۵] در غزوه تبوک منافقان به سرکردگی ابنسَلول از ملازمت کردن رسول(ص) سرباز زده و از نزاع بازگشتند.[۶] عبدالله بن ابی همینطور یاروهمدم با پیروانش با تنی چند از فیسهای پررنگ یهود، همانند حیی بن اخطب و یاسر بن اخطب همیاری رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد داشت.[۷]
مبتنی بر گزارش مورخان، عبدالله بن ابیّ سرکرده منافقان مدینه بوده میباشد.[۸] خزرجیان تصمیم داشتند اورا زمامدار کارها خویش سازند ولی با ورود نبی(ص) به یثرب، آن ها به تقلید وی درآمده، ابنسَلول را رها کردند؛ از این رو عبدالله بن ابیّ به رسول(ص) حسادت ورزید و شیوه نفاق در پیش شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد گرفت.[۹]
پیکار اُحد
بر پایه ی مستندات تاریخی، عبدالله بن اُبی در نبرد اُحد، بهجهت اعتراض بر رسول(ص) مطابق نپذیرفتن سفارش وی در کیفیت تقابل با معاند، یاور با سیصد نفر از سپاه نبی(ص) غیر وابسته شد و به مدینه رجوع.[۱۰] دراین مبارزه اصحاب فرستاده(ص) در ارتباط با شیوه مواجهه با لشکر معاندان اختلافحیث داشتند؛ حمزة بن عبدالمطلب و جوان ها خواهان رودررویی با کفار در فارغ شهر بودند،[۱۱] البته گروهی دیگر به عنوان مثال عبدالله بن ابیّ پیرو جنگیدن در شهر بودند.[۱۲] به گفته سید جعفر مرتضی عاملی (۱۳۶۴-۱۴۴۱ق) تاریخنگار شیعه، از احادیث استعمال می گردد که نبی(ص) در پیکار اُحد، به ماندن در شهر گرایش داشت، البته سماجت بعضا از اصحاب بر خروج از شهر موجب شد تا رسول(ص) لحاظ آنها را بپذیرد.[۱۳]
غزوه بنیقینقاع
عبداللّه بن اُبی، در غزوه بنیقینقاع نقشی دوگانه داشت؛ وی که با یهودیان بنیقینقاع همعهدوپیمان بود، از طرفی آنانرا به طغیان و تحصن تحریک کرده بود و از سوی دیگر، از پیوستن به آنها رمز گشوده زد. او بعد از به اسارت درآمدن یهودیان، از نبی(ص) خواست از خون متحدّانش درگذرد. وی بر این منظور خویش چنان اصرار کرد که نبی(ص) وی و یهودیان را لعنت کرد و به تبعید شدن یهودیان حکم اعطا کرد.[۱۴]
غزوه بنینضیر
عبدالله بن ابی در غزوه بنینضیر استعداد خویش را برای پناه از یهودیان اظهارکرد؛ هنگامی نبی(ص) از روش وحی از نقشه ترور خویش بوسیله یهودیان بنینضیر با خبر شد و به آنان ده روز مجال اعطا کرد تا از مدینه بیرون شوند،[۱۵] عبدالله بن ابیّ با ارسال کردن پیامی به سران بنینضیر، آنها را از اطاعت فرستاده دستگیر و وعده بخشید یاروهمدم با گروهی دیگر از آنها تامین نماید.[۱۶]
اخلاق و رفتار رسول(ص) با عبدالله بن ابی
سازه به گفته سید علی خامنهای، از مراجع تاسی شیعه و رهبر ایران، اگرچه کلیه مسلمانها عبدالله بن ابیّ را به نفاق میشناختند، ولی با این هم اکنون رسول(ص) با وی مدارا می کرد.[۱۷] فرستاده(ص) سهم عبدالله بن ابیّ از بیتالمال را همانند دیگر مسلمانان پرداخت میکرد و امنیت و حرمت اورا مراقبت مینمود[۱۸][منبع بهتری نیاز میباشد]و زمانی بعضی از صحابه تمایل به قتل عبدالله بن ابیّ گرفته بودند، فرستاده(ص) از مبادرت آن ها پرهیز کرد.[۱۹]
آیهها نازلگردیده درباره نفاق عبدالله ابن ابیّ
مورخان نزول نشانهها زیادی را در شأن عبدالله بن ابیّ دانستهاند؛ مثلا آیه ها ۱۱ تا ۱۳ سوره حشر[۲۰] آیه ها ۶۴ تا ۶۶[۲۱] و ۹۴ تا ۹۶ سوره توبه،[۲۲] آیههای ۱۷۳[۲۳] و ۶۴ سوره نساء،[۲۴] و نشانهها ۱۲۲[۲۵] و ۱۴۱ سوره آلعمران،[۲۶].
نزول سوره منافقون
بر پایه ی بعضی از مستندات، سبب ساز نزول سوره منافقون، آشکار ساختن نفاق عبدالله بن ابیّ بوده میباشد. در روش برگشت از غزوه بنیمُصْطَلِق، در بین بعضا از مهاجرین و انصار نزاعی بر راز آب صورت گرفت و عبدالله بن ابیّ به هواخواهی از شخص انصاری برخاست و با ارعاب اظهار کرد که زمانی به مدینه بازگردد عزیزترین افراد (یعنی انصار) ذلیلترینها (یعنی مهاجرین) را از مدینه اخراج خواهد کرد. این صحبت به نبی(ص) رسید، البته عبدالله بن اُبیّ نزد او رفت و سخنان خویش را کتمان کرد. درپی این حادثه، سوره منافقون نازل شوید.[۲۷]
نزول نشانهها ۱۱ تا ۱۶ سوره نوروروشنایی
نوشته ی علمیهای مهم: آیهها افک و رخداد افک
بعضی از مورخان و قرآنپژوهان اهلسنت و شیعه، نزول نشانهها ۱۱ تا ۱۶ سوره روشنایی را مربوط به عبدالله بن ابیّ دانستهاند. بر این مبنا، گروهی از منافقان برای مثال عبدالله بن ابیّ، در منش رجوع از غزوه بنیالمصطلق، عایشه همسر نبی(ص) را به بیعفتی جنایتکار ساختند، ولی پروردگار با نزول این آیه ها بهتان به زنان منزه را گناهی گران قدر به شمار آورد و آنهارا از اینگونه بهتانهایی مبرا دانست.[۲۸] این اتفاق که به واقعه افک آوازه دارااست، گزینه انتقاد بعضا از مفسران شیعه قرار گرفته میباشد.[۲۹] برخی از شیعه ها معتقدند عایشه، همسر دیگر فرستاده(ص)، ماریه را به بیعفتی تبهکار کرد و درپی آن آیه ها سوره فروغ و روشنایی نازل شوید.[۳۰]
درگذشت
عبدالله بن ابیّ بعد از غزوه تبوک بیمار شد و در ماه ذیالقعده سال ۹ق درگذشت.[۳۱] فرستاده در روز وفات وی بر بالینش حاضر شد و فرمود: «اینجانب تورا از حبّ یهود جلوگیری کردن کرده بودم».[۳۲] فرزند وی عبدالله بن عبدالله بن ابیّ از رسول درخواست کرد تا بر لاشه پدرش نماز بخواند، البته آیه ۸۴ سوره توبه نازل شد و معبود فرستاده(ص) را از نماز تلاوت بر لاشه منافقان نهی کرد. عبدالله بن عبدالله بن ابی از نبی(ص) تقاضا نمود بلیز خویش را به او دهد تا با کفن کردن لاشه پدرش در آن موجبات تخفیف عذاب اورا مهیا آورد و رسول(ص) تقاضای اورا به عهده گرفت و بلیز خویش را به وی بخشید.[۳۳]
بر پایه ی برخی از احادیث اهلسنت، [یادداشت ۱]زمانی که نبی(ص) قصد به نماز تلاوت بر لاشه عبدالله بن ابیّ گرفت، قدمت بن خطاب با این عامل که آفریدگار تورا از نماز بر منافقان نهی کرده، اورا از آن فعالیت به شدت نهی نمود.[یادداشت ۲] با این حالا فرستاده(ص) کلام قدمت را نپذیرفت و بر لاشه او نماز خواند و پیرو این رخداد، خدا با تأیید صحبت قدمت، آیه ۸۴ سوره توبه را نازل کرد و نبی(ص) را از نماز تلاوت بر منافقان نهی نمود.[۳۴] با این حالا سید جعفر مرتضی عاملی از پژوهشگران شیعه، بر آن میباشد که بهاجماع مسلمان ها، قبل از نزول آیه ۸۴ سوره توبه، فرستاده(ص) از نمازگزاردن بر لاشه منافقان نهی نشده بود.[۳۵] همینطور در منابع روایی شیعه این اتفاق به نحو دیگری گزارش گردیده است. بر پایه ی این احادیث، وقتی که نبی(ص) بر قبر عبدالله بن ابیّ حاضر شد، قدمت بن خطاب به وی عرضه داشت که آیا پروردگار تورا از حضور بر قبر منافقان نهی نفرمود؟ رسول(ص) جواب اورا نداد و او مجدد سؤال خویش را تکرار نمود. در آن هنگام فرستاده(ص) فرمودند: تو چه میدانی که اینجانب چه دعایی بر وی کردم؟! اینجانب از پروردگار درخواست کردم که قبر وی و داخل اورا از حریق لبریز سازد.[۳۶]
پانویس
مسعودی، التنبیه و الإشراف، دار الصاوی، ص۲۳۸؛ مقریزی، إمتاع الأسماع، دار الکتب العلمیة، ج۱۴، ص۳۴۳.
مسعودی، التنبیه و الإشراف، دار الصاوی، ص۲۳۸؛ ابنهشام، السیرة النبویة، دار المعرفة، ج۱، ص۴۴۶؛ مقریزی، إمتاع الأسماع، دار الکتب العلمیة، ج۱۴، ص۳۴۳.
مقریزی، إمتاع الأسماع، دار الکتب العلمیة، ج۱۴، ص۳۴۳.
ابنعبدالبرّ، الاستیعاب، ۱۴۱۲ق، ج۳، ص۹۴۰؛ ابناثیر، أسد الغابة، ۱۴۰۹ق، ج۳، ص۱۹۲.
حمیدی، «منافقان بعدازظهر فرستاده اکرم(ص)»، ۱۳۸۶ش، ص۸۷.
نوری، «خصوصیتهای جریان نفاق در بعدازظهر نبوی»، ۱۳۸۵ش، ص۱۱۵.
حمیدی، «منافقان بعد از ظهر فرستاده اکرم(ص)»، ۱۳۸۶ش، ص۸۷.
مقریزی، إمتاع الأسماع، دار الکتب العلمیة، ج۱۴، ص۳۴۳.
ابنعبدالبرّ، الاستیعاب، ۱۴۱۲ق، ج۳، ص۹۴۰ و ۹۴۱؛ ابنسعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۰ق، ج۳، ص۴۰۸؛ ابنجوزی، المنتظم، ۱۴۱۲ق، ج۳، ص۳۷۷.
ابنهشام، السیرة النبویة، دار المعرفه، ج۲، ص۶۴؛ مقریزی، إمتاع الأسماع، دار الکتب العلمیه، ج۱، ص۱۳۷؛ ابنخلدون، تاریخ ابنخلدون، ۱۴۰۸ق، ج۲، ص۴۳۴.
مقریزی، إمتاع الأسماع، ج۹، ص۲۴۹.
ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ۱۴۱۵ق، ج۱۵، ص۱۲۲ و ۱۲۳؛ مقریزی، إمتاع الأسماع، دار الکتب العلمیة، ج۹، ص۲۴۹.
عاملی، الصحیح اینجانب سیرة النبی الأعظم، ۱۴۲۶ق، ج۸، ص۸۸.
واقدی، المغازی، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۱۷۷-۱۷۹.
مقریزی، إمتاع الأسماع، دار الکتب العلمیه، ج۱، ص۱۸۸؛ ابن سید الناس، عیون الأثر، ۱۴۱۴ق، ج۲، ص۷۰.
واقدی، المغازی، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۳۶۸؛ طبری، تاریخ الامم و الملوک، ۱۳۸۷ق، ج۲، ص۵۵۳.
«معاندان اساسی جامعه اسلامی زمان رسول (ص) در مدینه»؛ تارنما محل کار نگهداری و انتشار اثر ها آیتالله خامنهای.
«معاندان مهم جامعه اسلامی روزگار فرستاده (ص) در مدینه»؛ وب سایت محل کار محافظت و تکثیر اثرها آیتالله خامنهای.
ابناثیر، أسد الغابة، ۱۴۰۹ق، ج۳، ص۱۹۳؛ مقریزی، امتاع الاسماع، دار الکتب العلمیه، ج۱، ص۲۰۸.
ابنعطیه، المحرر الوجیز، ۱۴۱۳ق، ج۵، ص۲۸۹.
طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۵، ص۷۱.
طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۵، ص۹۳.
حویزی، تعبیروتفسیر نوروفروغ الثقلین، ۱۴۱۵ق، ج۱، ص۵۶۳.
روحانی طوسی، التبیان، دار احیاء التراث العربی، ج۳، ص۲۴۱.
قمی، تعبیروتفسیر القمی، ۱۳۶۳ش، ج۱، ص۱۱۰.
قمی، تعبیر و تفسیر القمی، ۱۳۶۳ش، ج۱، ص۱۴۱.
ابنهشام، السیرة النبویة، دار المعرفه، ج۲، ص۲۹۰ و ۲۹۱؛ بیهقی، دلائل النبوة، ۱۴۰۵ق، ج۴، ص۵۲ و ۵۵.
ابنهشام، السیرة النبویة، دار المعرفه، ج۲، ص۲۹۷-۳۰۳؛ مقریزی، إمتاع الأسماع، دار الکتب العلمیه، ج۱، ص۲۱۳- ۲۱۶؛ طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۷، ص۲۰۴-۲۰۶

مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد بهعنوان پایگاه فرهنگی در برابر تهاجم فرهنگی