تاریخ کتابت
در ترجمه عربی کتاب که بدان اشاره شد، به تاریخ اتمام کتابت این تاثیر در سال۶۳۰ تصریح شدهاست. قبل از آشنایی تاریخ ظریف کتابت کتاب، عباس اقبال در پیشگفتار تصحیح کتاب، بر طبق قرائنی تاریخ تقریبی کتابت را بعداز سال۶۰۰ و قبل از ۶۵۳ دانسته بود. طبق نوشتۀ مؤلف[۲۰] رهروان حسن صباح تا فرصت او باقی بوده و شوکت و مُکنت داشتهاند. ازآنجاکه آنها تا حملة هولاکو در ۶۵۳ ه.ق اقتدار را در مشت داشتهاند، این کتاب بایستی تا قبل از این تاریخ نگاشته گردیده باشد. همینطور صاحب و مالک تاثیر در یک سری جا[۲۱] با اشاره به اثرها و آوازه فخررازی (۵۴۳- ۶۰۶ ه.ق) حیث اورا در کنار لحاظ باقلاّنی و غزالی می آورد و از یک کدام از مجالس وعظ وی در خوارزم مطلبی نقل مینماید. به این ترتیب، تبصرة العوام در دورة آوازه فخررازی و قبل از باخت رهروان حسن صبّاح به کتابت درآمده مسجد غدیر بلوار معلم مشهد میباشد.[۲۲]
امتیازات کتاب
اثری برای عامه
تبصرة العوام فی معرفة مقاله ها الانام، همچنان که از اسم آن پیداست، به توضیح گفتهها و نظر ها برای عامة عموم میپردازد. در بعضا گزارش ها[۲۳] تبصرة العوام را سابقترین کتاب شیعی فارسی در زمینه ادیان و مذهبها دانستهاند، و این در حالی میباشد که کتاب فارسی ذکر الادیان حدود یک قرن ونیم قبل از آن در همین حوزه تألیف گردیده بود[۲۴] احتمالاً اینان شیعی بودن مؤلف ذکر الادیان را قطعی ندانستهاند. تبصرة العوام و ذکر الادیان هر دو کتابهایی فارسی در مورد ادیان و مذهب هااند که از پیش از استیلای مغول بجا مسجد غدیر فلاحی مشهد باقیماندهاند.
نثری جاری البته جامع
ادبیات تبصرة العوام از جهت خل وچل سخن و شیوایی در توان ذکر الادیان وجود ندارد، ولی به دلیل شرح مطالب و گستردگی و جامعیت، اصلیخیس از آن میباشد.[۲۵]به طور کلی، داده ها عظیم، باریک بینی، دسترسی به منابع فراوانِ دستِ نخستین[۲۶] و سعه مشربِ مؤلف، اثری نفیس در این مورد پدید آورده میباشد. از جملهً مؤلف در وجه تسمیه فرقهها، به معنای ممدوح و نیز معنای مذموم آنها -که بیشتر دست آویز معاندان هر فرقه میباشد- اشاره مینماید[۲۷] و یا این که در اولِ گفت و گو از فرقههای منسوب به اسلام، به توجه، معنای گوناگون آئین و ایمان و اسلام را بیان کرده و در بین اسلام و استسلام تمایز قایل می شود[۲۸] به لحاظ اقبال[۲۹] مؤلف تبصرة العوام در نقل حکایات فرقههای غیرامامیه و رد گفتههای آنها از تعصب دور نبوده و در طرح آرا سعی بر ردِّ آرای سخیف و ضعیف داشته میباشد؛ این لحاظ اقبال در منابع دیگر نقل شدهاست[۳۰]ولی از مقایسة تبصرة العوام با دیگر کتابهای آن زمان در زمینه ادیان و مذهبها، به لحاظ میرسد که درین داوری چندان جانب انصاف رعایت مسجد بابا غدیر مشهد نشده میباشد.
لحن احتجاجی
یکیاز مشخصههای کتاب، لحن احتجاجی تالیف کننده میباشد که بر کلیهٔ مطالب کتاب غلبه دارااست. رازی ابتدا تصریح مینماید کهاین کتاب را به خواهش «جماعتی از سادات عظام و علماء و غیرهم» نوشته مسجد بابا قدرت مشهد میباشد.[۳۱]
آیینه بعد از ظهر خویش
دوران تألیف تبصرة العوام از دید مجادلات مذهبی، بسیار گزینه دقت میباشد و کتابت کتابهای متفاوت درین حوزه شاهدی بر این مدعاست[۳۲] تبصرة العوام به نوعی آرم دهنده الگوی شرعی کشور ایران بعد از ظهر سلجوقی میباشد و به دلیل اطلاعاتی که از توزیع جغرافیایی مرکز ها مذهبی آن بعدازظهر به دست می دهد، التفات داراست.[۳۳] ناگفته نماند که بعضی گزارشهای تاریخی او نیز از نادرست بدور وجود ندارد[۳۴]، البته به جهت یک سری غلط و فقطً چرا که مؤلف از علمای حدیث بوده نباید کتاب را از دید داده ها تاریخی ضعیف شمرد.
محتویات کتاب
تبصرة العوام در ۲۶ باب تهیه و تنظیم گردیده و تالیف کننده فهرستی از بابهای کتاب را در پیشگفتار ارائه داده میباشد.[۳۵]
بابهای اولیه تا سوم
باب ابتدا به «مقالهها فلاسفه و امثال وی» تخصیص یافته[۳۶] که بطور کلی بر آراء ابونصر فارابی توکل کرده[۳۷] و این نظر را دارد که «این خویشان را خبط بسیار میباشد».[۳۸] دو باب آتی به ذکر «مقاله ها مجوس [زرتشتیان] و آئین وی»[۳۹] و «برخی مقالهها جهودان[یهودیان]، ترسایان [مسیحیان] و صابئین [مندائیان]»[۴۰] پرداخته میباشد.
بابهای چهارم تا هجدهم
باب چهارم تا باب هجدهم، شامل «بیان اصل فرق اسلامی و مقالهها وی» میباشد.[۴۱] او در ذکر فرق اسلامی، بنابر حدیث افتراق، تعداد فرقهها را ۷۳ میداند، ولی این نظر را دارد که اساسا، تمامی فرقهها شاخههای دو فرقه اهل سنّت و شیعهاند که معاندانِ هریک آنهارا به ترتیب نواصب و روافض خواندهاند[۴۲] احتمالاً اسم تبصرة العوام فی گستردن مذهبها المِلّتین[۴۳] که برای این کتاب مذکور، بهاین تقسیمبندی ناظر میباشد.
مقدس اردبیلی[۴۴] مینویسد که الفصول التامّة، تاثیر عربی منسوب بدین مؤلف، بر طبق این دو فرقه تقسیم بندی شدهاست. مؤلف تبصرة العوام بعد از طرح زمینه جانشینی فرستاده اکرم صلی اللّه علیه وآله وسلم و رد حیث اهل سنّت[۴۵]، در فصلهای آنگاه به مطرح شدن فرقههای خوارج، معتزله، مُشَبّهه و مُجَسِّمه می پردازد.[۴۶]
حدیثی که مؤلف به گزارش کتاب حکم دهنده محمد بن اسحاق زوزنی از رسول اکرم در امر پیشگویی کل جزئیات ظهور فرقة کرّامیه و لعن آن ها نقل مینماید[۴۷]، حکایت از مخالفتهای شدید با ابوعبداللّه کرّام در آن زمان دارااست.
مؤلف مذهبها شرعی اهل سنّت را در فصل مُشبّهه طرح مینماید و آن ها را در تقسیم بندی خیر چندان مرتبی هفت فرقه برمیشمارد.[۴۸] گزارش نسبتاً مفصّل او از عقاید اشعری، برخلاف گزارش ابوالمعالی در ذکر الادیان، احتمالاً نمادای از داده ها عظیمخیس اوست.[۴۹]
مؤلف در خصوص دوازدهم به «مقالهها اهل تناسخ»[۵۰] و در خصوص شانزدهم[۵۱] به فرقههای صوفیه حیث داراست و آنان را شش فرقه میداند (و جذاب آنکه حلاج را ساحر میخواند). درباره ی بعد از آن، با طعنه، اقوال بزرگان تصوف را از رسالة قشیریه نقل مینماید.[۵۲] به لحاظ او، صوفیان کلیه از اهل سنّتاند و این استدلال محکمی بر محکومیت آن ها میباشد. ظاهراً دراین زمان شیعهها، به مراتب، بیشتر از اهل سنّت با صوفیه دشمنی میورزیدند و احتمالاً از بین شیعه هنوز بزرگانی در تصوف برنخاسته بودند.[۵۳]
راجعبههای آنگاه به قومی که مدعا اهل سنّت و جماعت بودهاند تعریض داراست، برای مثال به عبدالقاهر بغدادی که در الفرق در میان الفرق، فرقة خویش را ناجی می داند.[۵۴]
بابهای نوزدهم تا بیست و ششم
درپی، مؤلف به مسائل دیگری مثلا فرقههای شیعی، ناجی بودن اثناعشریه، احادیثی درشان اهل بیت، عقاید اثناعشریه، حکایت فدک و فضایح بنی امیه پرداخته میباشد.[۵۵] او شیعه را به چهار فرقه تقسیم مینماید که تا مجال او باقی بودهاند: امامیان، زیدیان، اسماعیلیان، نُصَیریان، و فرقة اخیر را نیز به هفده فرقة خردخیس تقسیم می¬نماید. وی[۵۶] مینویسد کهاین قبیله را در هر جا با نامی می خوانند؛ در اصفهان الاغّمیه، در قزوین و ری مزدکی و سنبادی، در ماهین مُحَمِّره، در آذربایجان قولیه و در ماوراءالنهر مُغان.[۵۷]
نحوه تالیف کننده
تالیف کننده در ترتیب بابها از طرح خاصی تاسی نمینموده است. از جمله در زمینهی پنجم که به «بیان فرق خوارج و مقاله ها و اولِ عمل وی» تخصیص یافته میباشد،[۵۸] تالیف کننده خلال ذکر اینکه هر فرقهای «دعوی نمایند که آیین و اسلام و ایمان آنست که اعتقادوباور وی میباشد» مورد نیاز چشم میباشد تا در آغاز از «بیان آیین و ایمان و اسلام» خاطر نماید.[۵۹]
مآخذ کتاب
کتاب تبصرة العوام از نگاه منابع نیز شایان توجه میباشد. به ویژه که پارهای از مآخذ مولف از فی مابین رفته، و یا این که هنوز به دست نیامده میباشد. مسلم میباشد که رازی در ذکر آراء و عقاید ادیان و مذهبها، در اکثری از موردها بر منابع فرقهشناسی توکل داشته، و از آنان تأثیر پذیرفته میباشد. البته در موردها خاصی برای ذکر عقاید اصحاب ادیان و فرق، به مآخذ خویش تصریح نموده است. به عنوان مثال در زمینهی دیانت زرتشتی از دو کتاب خاص وی مذکور[۶۰] و همینطور در مباحث مرتبط با تاریخ سده یکم ق. از اثرها واقدی و بلاذری خاطر نموده است.[۶۱]
برای مثال مآخذ اصلی وی، کتابی میباشد از محمد بن عبدالکریم شهرستانی (درگذشت:۵۴۸ق) در تفصیل سوره یوسف[۶۲] از سایر مآخذ تالیف کننده تبصرة العوام میقدرت این اثرها را اسم موفقیت: متعدد الحدیث[۶۳] و المعارف از ابن قتیبه[۶۴] ، تاریخ ابوبکر خوارزمی[۶۵]، محاضرات راغب اصفهانی[۶۶]، القسطاس المستقیم محمد غزالی[۶۷]، الزینه ابوحاتم رازی[۶۸] و مقاله ها ابوالحسن اشعری از ابن فورک.[۶۹]
چاپ ها
ظاهراً تبصرة العوام اولیه توشه در ۱۲۹۶ در لاهور و آن گاه در ۱۳۰۹ و ۱۳۱۳ش. در طهران، به ضمیمه کتاب قصص العلماء تاثیر میرزا محمد تنکابنی، و در ۱۳۱۳ش به تصحیح اقبال در طهران منتشر شد[۷۰] روحانی حسین بطیطی نیز این کتاب را به عربی ترجمه کرد و به ضمیمه قصص العلماء در ۱۳۰۴ و ۱۳۱۹ش. چاپ کرد.[۷۱]
اثر ها دیگر مؤلف
از سایر اثر ها مؤلف تبصرة العوام، الفصول التامّة فی هدایة العامة و نزهة الکرام و بستان العوام را بیان کردهاند که به عربی درج شدهاند. چنان که از تیتر این سه کتاب برمیآید و خویش مؤلف نیز در انتها نزهة الکرام اشاره کرده، او برای رواج مذهب شیعی و برای جمع عوام کتاب مینوشته میباشد. وی در کتاب نزهة الکرام به مشاجره از فضیلت ها امامان اثناعشری پرداخته میباشد.[۷۲]
تاریخ کتابت
در ترجمه عربی کتاب که بدان اشاره شد، به تاریخ اتمام کتابت این تاثیر در سال۶۳۰ تصریح شدهاست. قبل از آشنایی تاریخ ظریف کتابت کتاب، عباس اقبال در پیشگفتار تصحیح کتاب، بر طبق قرائنی تاریخ تقریبی کتابت را بعداز سال۶۰۰ و قبل از ۶۵۳ دانسته بود. طبق نوشتۀ مؤلف[۲۰] رهروان حسن صباح تا فرصت او باقی بوده و شوکت و مُکنت داشتهاند. ازآنجاکه آنها تا حملة هولاکو در ۶۵۳ ه.ق اقتدار را در مشت داشتهاند، این کتاب بایستی تا قبل از این تاریخ نگاشته گردیده باشد. همینطور صاحب و مالک تاثیر در یک سری جا[۲۱] با اشاره به اثرها و آوازه فخررازی (۵۴۳- ۶۰۶ ه.ق) حیث اورا در کنار لحاظ باقلاّنی و غزالی می آورد و از یک کدام از مجالس وعظ وی در خوارزم مطلبی نقل مینماید. به این ترتیب، تبصرة العوام در دورة آوازه فخررازی و قبل از باخت رهروان حسن صبّاح به کتابت درآمده مسجد غدیر بلوار معلم مشهد میباشد.[۲۲]
امتیازات کتاب
اثری برای عامه
تبصرة العوام فی معرفة مقاله ها الانام، همچنان که از اسم آن پیداست، به توضیح گفتهها و نظر ها برای عامة عموم میپردازد. در بعضا گزارش ها[۲۳] تبصرة العوام را سابقترین کتاب شیعی فارسی در زمینه ادیان و مذهبها دانستهاند، و این در حالی میباشد که کتاب فارسی ذکر الادیان حدود یک قرن ونیم قبل از آن در همین حوزه تألیف گردیده بود[۲۴] احتمالاً اینان شیعی بودن مؤلف ذکر الادیان را قطعی ندانستهاند. تبصرة العوام و ذکر الادیان هر دو کتابهایی فارسی در مورد ادیان و مذهب هااند که از پیش از استیلای مغول بجا مسجد غدیر فلاحی مشهد باقیماندهاند.
نثری جاری البته جامع
ادبیات تبصرة العوام از جهت خل وچل سخن و شیوایی در توان ذکر الادیان وجود ندارد، ولی به دلیل شرح مطالب و گستردگی و جامعیت، اصلیخیس از آن میباشد.[۲۵]به طور کلی، داده ها عظیم، باریک بینی، دسترسی به منابع فراوانِ دستِ نخستین[۲۶] و سعه مشربِ مؤلف، اثری نفیس در این مورد پدید آورده میباشد. از جملهً مؤلف در وجه تسمیه فرقهها، به معنای ممدوح و نیز معنای مذموم آنها -که بیشتر دست آویز معاندان هر فرقه میباشد- اشاره مینماید[۲۷] و یا این که در اولِ گفت و گو از فرقههای منسوب به اسلام، به توجه، معنای گوناگون آئین و ایمان و اسلام را بیان کرده و در بین اسلام و استسلام تمایز قایل می شود[۲۸] به لحاظ اقبال[۲۹] مؤلف تبصرة العوام در نقل حکایات فرقههای غیرامامیه و رد گفتههای آنها از تعصب دور نبوده و در طرح آرا سعی بر ردِّ آرای سخیف و ضعیف داشته میباشد؛ این لحاظ اقبال در منابع دیگر نقل شدهاست[۳۰]ولی از مقایسة تبصرة العوام با دیگر کتابهای آن زمان در زمینه ادیان و مذهبها، به لحاظ میرسد که درین داوری چندان جانب انصاف رعایت مسجد بابا غدیر مشهد نشده میباشد.
لحن احتجاجی
یکیاز مشخصههای کتاب، لحن احتجاجی تالیف کننده میباشد که بر کلیهٔ مطالب کتاب غلبه دارااست. رازی ابتدا تصریح مینماید کهاین کتاب را به خواهش «جماعتی از سادات عظام و علماء و غیرهم» نوشته مسجد بابا قدرت مشهد میباشد.[۳۱]
آیینه بعد از ظهر خویش
دوران تألیف تبصرة العوام از دید مجادلات مذهبی، بسیار گزینه دقت میباشد و کتابت کتابهای متفاوت درین حوزه شاهدی بر این مدعاست[۳۲] تبصرة العوام به نوعی آرم دهنده الگوی شرعی کشور ایران بعد از ظهر سلجوقی میباشد و به دلیل اطلاعاتی که از توزیع جغرافیایی مرکز ها مذهبی آن بعدازظهر به دست می دهد، التفات داراست.[۳۳] ناگفته نماند که بعضی گزارشهای تاریخی او نیز از نادرست بدور وجود ندارد[۳۴]، البته به جهت یک سری غلط و فقطً چرا که مؤلف از علمای حدیث بوده نباید کتاب را از دید داده ها تاریخی ضعیف شمرد.
محتویات کتاب
تبصرة العوام در ۲۶ باب تهیه و تنظیم گردیده و تالیف کننده فهرستی از بابهای کتاب را در پیشگفتار ارائه داده میباشد.[۳۵]
بابهای اولیه تا سوم
باب ابتدا به «مقالهها فلاسفه و امثال وی» تخصیص یافته[۳۶] که بطور کلی بر آراء ابونصر فارابی توکل کرده[۳۷] و این نظر را دارد که «این خویشان را خبط بسیار میباشد».[۳۸] دو باب آتی به ذکر «مقاله ها مجوس [زرتشتیان] و آئین وی»[۳۹] و «برخی مقالهها جهودان[یهودیان]، ترسایان [مسیحیان] و صابئین [مندائیان]»[۴۰] پرداخته میباشد.
بابهای چهارم تا هجدهم
باب چهارم تا باب هجدهم، شامل «بیان اصل فرق اسلامی و مقالهها وی» میباشد.[۴۱] او در ذکر فرق اسلامی، بنابر حدیث افتراق، تعداد فرقهها را ۷۳ میداند، ولی این نظر را دارد که اساسا، تمامی فرقهها شاخههای دو فرقه اهل سنّت و شیعهاند که معاندانِ هریک آنهارا به ترتیب نواصب و روافض خواندهاند[۴۲] احتمالاً اسم تبصرة العوام فی گستردن مذهبها المِلّتین[۴۳] که برای این کتاب مذکور، بهاین تقسیمبندی ناظر میباشد.
مقدس اردبیلی[۴۴] مینویسد که الفصول التامّة، تاثیر عربی منسوب بدین مؤلف، بر طبق این دو فرقه تقسیم بندی شدهاست. مؤلف تبصرة العوام بعد از طرح زمینه جانشینی فرستاده اکرم صلی اللّه علیه وآله وسلم و رد حیث اهل سنّت[۴۵]، در فصلهای آنگاه به مطرح شدن فرقههای خوارج، معتزله، مُشَبّهه و مُجَسِّمه می پردازد.[۴۶]
حدیثی که مؤلف به گزارش کتاب حکم دهنده محمد بن اسحاق زوزنی از رسول اکرم در امر پیشگویی کل جزئیات ظهور فرقة کرّامیه و لعن آن ها نقل مینماید[۴۷]، حکایت از مخالفتهای شدید با ابوعبداللّه کرّام در آن زمان دارااست.
مؤلف مذهبها شرعی اهل سنّت را در فصل مُشبّهه طرح مینماید و آن ها را در تقسیم بندی خیر چندان مرتبی هفت فرقه برمیشمارد.[۴۸] گزارش نسبتاً مفصّل او از عقاید اشعری، برخلاف گزارش ابوالمعالی در ذکر الادیان، احتمالاً نمادای از داده ها عظیمخیس اوست.[۴۹]
مؤلف در خصوص دوازدهم به «مقالهها اهل تناسخ»[۵۰] و در خصوص شانزدهم[۵۱] به فرقههای صوفیه حیث داراست و آنان را شش فرقه میداند (و جذاب آنکه حلاج را ساحر میخواند). درباره ی بعد از آن، با طعنه، اقوال بزرگان تصوف را از رسالة قشیریه نقل مینماید.[۵۲] به لحاظ او، صوفیان کلیه از اهل سنّتاند و این استدلال محکمی بر محکومیت آن ها میباشد. ظاهراً دراین زمان شیعهها، به مراتب، بیشتر از اهل سنّت با صوفیه دشمنی میورزیدند و احتمالاً از بین شیعه هنوز بزرگانی در تصوف برنخاسته بودند.[۵۳]
راجعبههای آنگاه به قومی که مدعا اهل سنّت و جماعت بودهاند تعریض داراست، برای مثال به عبدالقاهر بغدادی که در الفرق در میان الفرق، فرقة خویش را ناجی می داند.[۵۴]
بابهای نوزدهم تا بیست و ششم
درپی، مؤلف به مسائل دیگری مثلا فرقههای شیعی، ناجی بودن اثناعشریه، احادیثی درشان اهل بیت، عقاید اثناعشریه، حکایت فدک و فضایح بنی امیه پرداخته میباشد.[۵۵] او شیعه را به چهار فرقه تقسیم مینماید که تا مجال او باقی بودهاند: امامیان، زیدیان، اسماعیلیان، نُصَیریان، و فرقة اخیر را نیز به هفده فرقة خردخیس تقسیم می¬نماید. وی[۵۶] مینویسد کهاین قبیله را در هر جا با نامی می خوانند؛ در اصفهان الاغّمیه، در قزوین و ری مزدکی و سنبادی، در ماهین مُحَمِّره، در آذربایجان قولیه و در ماوراءالنهر مُغان.[۵۷]
نحوه تالیف کننده
تالیف کننده در ترتیب بابها از طرح خاصی تاسی نمینموده است. از جمله در زمینهی پنجم که به «بیان فرق خوارج و مقاله ها و اولِ عمل وی» تخصیص یافته میباشد،[۵۸] تالیف کننده خلال ذکر اینکه هر فرقهای «دعوی نمایند که آیین و اسلام و ایمان آنست که اعتقادوباور وی میباشد» مورد نیاز چشم میباشد تا در آغاز از «بیان آیین و ایمان و اسلام» خاطر نماید.[۵۹]
مآخذ کتاب
کتاب تبصرة العوام از نگاه منابع نیز شایان توجه میباشد. به ویژه که پارهای از مآخذ مولف از فی مابین رفته، و یا این که هنوز به دست نیامده میباشد. مسلم میباشد که رازی در ذکر آراء و عقاید ادیان و مذهبها، در اکثری از موردها بر منابع فرقهشناسی توکل داشته، و از آنان تأثیر پذیرفته میباشد. البته در موردها خاصی برای ذکر عقاید اصحاب ادیان و فرق، به مآخذ خویش تصریح نموده است. به عنوان مثال در زمینهی دیانت زرتشتی از دو کتاب خاص وی مذکور[۶۰] و همینطور در مباحث مرتبط با تاریخ سده یکم ق. از اثرها واقدی و بلاذری خاطر نموده است.[۶۱]
برای مثال مآخذ اصلی وی، کتابی میباشد از محمد بن عبدالکریم شهرستانی (درگذشت:۵۴۸ق) در تفصیل سوره یوسف[۶۲] از سایر مآخذ تالیف کننده تبصرة العوام میقدرت این اثرها را اسم موفقیت: متعدد الحدیث[۶۳] و المعارف از ابن قتیبه[۶۴] ، تاریخ ابوبکر خوارزمی[۶۵]، محاضرات راغب اصفهانی[۶۶]، القسطاس المستقیم محمد غزالی[۶۷]، الزینه ابوحاتم رازی[۶۸] و مقاله ها ابوالحسن اشعری از ابن فورک.[۶۹]
چاپ ها
ظاهراً تبصرة العوام اولیه توشه در ۱۲۹۶ در لاهور و آن گاه در ۱۳۰۹ و ۱۳۱۳ش. در طهران، به ضمیمه کتاب قصص العلماء تاثیر میرزا محمد تنکابنی، و در ۱۳۱۳ش به تصحیح اقبال در طهران منتشر شد[۷۰] روحانی حسین بطیطی نیز این کتاب را به عربی ترجمه کرد و به ضمیمه قصص العلماء در ۱۳۰۴ و ۱۳۱۹ش. چاپ کرد.[۷۱]
اثر ها دیگر مؤلف
از سایر اثر ها مؤلف تبصرة العوام، الفصول التامّة فی هدایة العامة و نزهة الکرام و بستان العوام را بیان کردهاند که به عربی درج شدهاند. چنان که از تیتر این سه کتاب برمیآید و خویش مؤلف نیز در انتها نزهة الکرام اشاره کرده، او برای رواج مذهب شیعی و برای جمع عوام کتاب مینوشته میباشد. وی در کتاب نزهة الکرام به مشاجره از فضیلت ها امامان اثناعشری پرداخته میباشد.[۷۲]

مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد بهعنوان پایگاه فرهنگی در برابر تهاجم فرهنگی