حَجّاج بن یوسف ثقفی (م ۹۵ق) قاضی عراق و حجاز در زمان امویان و از معاندان شیعهها بود. او در استقرار و تحکیم حکومت اموی مقام مهمی داشت. وفاداری حجاج به خویشاوندان اموی و سرویس ها و عملکردهای او برای مراقبت خلافت امویان، منجر شد رده والایی نزد آنها بیابد. عبدالملک بن مروان هنگام مرگ، پیشنهاد اورا به فرزندش، ولید کرد و یک کدام از فرزندانش را نیز حجاج مسجد غدیر بلوار معلم مشهد نامید.
وی در تاریخ به خونریزی و ستمگری پر اسم و رسم میباشد و در کشتن معارضان چنان زیادهروی کرد که حتی عبدالملک بن مروان نیز این واحد سنجش خون ریزی را نپسندید. مورخان شمار اشخاصی را که بهدست حجاج به قتل رسیدهاند، ۱۲۰۰۰۰ و به قولی ۱۳۰۰۰۰ نفر تقریب مسجد غدیر فلاحی مشهد زدهاند.
حجاج بن یوسف، شهر واسط را احداث کرد و در آنجا از جهان رفت.
نسب، لقب و به دنیاآمدن
حجاج در روستای بنیصخر بهعالم آمد. لقب وی ابومحمد بود.[۱] درباره تاریخ میلاد حجاج اختلاف وجود داراست؛ سال ۳۹، ۴۰ یا این که ۴۱[۲] ۴۲[۳] و به روایتی مخصوص، سال ۴۵ هجری قمری یا این که اندکی آن گاه[۴] از آن را تاریخ ولادت او دانستهاند. بعضا گفتهاند اسم او در کودکی کُلَیب بود و آنگاه حجاج نامیده شد. پارهای نیز گفتهاند کلیب لقبی بود که در کودکی به او مسجد بابا غدیر مشهد داده بودند.[۵]
بابا حجاج، یوسف بن حکم ثقفی، از سران و احاطه خویشاوندان ثقیف بود[۶] ودوستی محکمی با بستگان مروان بن حکم اموی داشت و در نزاعهای مروان و نبردهای عصر عبدالملک بن مروان کمپانی کرد و در روزگار خلافت عبدالملک، حکومت بعضی نواحی را ذمه دار شد. او در زمان ولایت پسرش حجاج بر حجاز (مدینه)، وفات یافت.[۷] مادرش، فارعه/ فریعه، دختر هَمّامبن عروة ثقفی مسجد بابا قدرت مشهد بود.[۸]
معاش
بنی امیه
حاکمان
تیتر عصرٔ سلطنت
معاویه بن ابی سفیان ۴۱-۶۰
یزید بن معاویه ۶۰-۶۴
معاویة بن یزید ۶۴-۶۴
مروان بن حکم ۶۴-۶۵
عبدالملک بن مروان ۶۵-۸۶
ولید بن عبدالملک ۸۶-۹۶
سلیمان بن عبدالملک ۹۶-۹۹
قدمت بن عبدالعزیز ۹۹-۱۰۱
یزید بن عبدالملک ۱۰۱-۱۰۵
هشام بن عبدالملک ۱۰۵-۱۲۵
ولید بن یزید ۱۲۵-۱۲۶
یزید بن ولید ۱۲۶-۱۲۶
ابراهیم بن الولید ۱۲۶-۱۲۷
مروان بن محمد ۱۲۷-۱۳۲
وزیر ها و امرای سرشناس
مغیرة بن شعبه ثقفی • زیاد بن ابیه • عمرو عاص • مسلم بن عقبه مری • عبیدالله بن زیاد • حجاج بن یوسف ثقفی
رویدادهای اصلی
صلح امام حسن • اتفاق عاشورا • اتفاق حره • حریقزدن کعبه • قیام مختار
نبو
از استارت معاش و جوانی حجاج اگاهی چندانی در اختیار وجود ندارد، صرفا از برخی اشعار و گزارشهای متفرق تاریخی اینگونه برمیآید که وی، همچون نیاکانش، در طائف سنگکشی و چاهکنی،[۹] چوپانی و دباغی[۱۰] مینموده است. بیان کننده حجاج در کودکی قرآن و علم ها فقهی مقدماتی را در مدرسهمنزل پدرش در طائف فراگرفته[۱۱] و آنگاه از استادانی مانند عبدالله بن عباس و انس بن صاحب و سَمُرَةبن جُندَب و ابوبُرْدَة بن ابیموسی اشعری سود گرفته میباشد.[۱۲]
حجاج در روستایی به اسم کوثر در اطراف طائف به معلمی کودک ها پرداخت.[۱۳] و ظاهراً مدتی نیز مدرس فرزندان سلیمان بن عبدالملک و سلیمانبن نعیم حِمْیری (کاتب سلیمان بن عبدالملک) بود.[۱۴]
او تا سن بیستوچند سالگی در طائف بود، بعد از آن یار پدرش راهی شام شد[۱۵] و همانجا رویش یافت.[۱۶]
مختصات
گفتهاند که حجاج زشترو و خرد اندام بود.[۱۷] اورا اخفش مالک چشمی خرد و معدود سو وصف کرده اند. [۱۸] او فصیح و بلیغ و خطیبی توانا بود.[۱۹]
با مراجعه به منابع تاریخی درمییابیم که او سیاستمدار و با دانایی بود که از توطئه و نیرنگ نیز برای موفقیت در نبردهایش استعمال می کرد. برخی مورخان، به او نسبتهایی مانند جبار، ظالم، کافر ، گناه کار[۲۰] و کذاب و خبیث دادهاند.[۲۱]
حجاج در جواب به طومار عبدالملک، خویش را آدمی لجوج و حسودوبخیل و کینهتوز وصف نموده است.[۲۲]
در بعد از ظهر مروانبن حکم
نوشتهیعلمیٔ اساسی: مروان بن حکم
در مصر و شام
حجاج و پدرش از سپاهیان مروان بن حکم بودند که در سال ۶۴ قمری عازم مصر شدند و آنجا را از دست عبدالرحمانبن جَحْدم فِهری، کارگزار عبدالله بن زبیر، بیرون ساختند و بهاینترتیب مصر جزو قلمرو امویان شد.[۲۳] بعداز حدود دو ماه اقامت در شهر فسطاط، حجاج و پدرش به یاروهمدم مروان به شام بازگشتند.[۲۴]
در حجاز
مروان بن حکم در شعبان یا این که رمضان سال ۶۵ قمری، سپاهی به فرماندهی حُبَیشبن دَلَجه (دُلجه) قَینی برای سرکوبی عبدالله بن زبیر راهی حجاز کرد. دراین لشکرکشی حجاج و پدرش، که درفشدار مجموعهای از سپاه بود، کمپانی داشتند. لشکریان در حوالی روستای رَبَذَه در نزدیکی مدینه از عبدالله بن زبیر باخت خوردند و گریختند. بعد از آنها حجاج از این فرارو گریز ننگین به پلیدی حافظه میکرد.[۲۵]
حَجّاج بن یوسف ثقفی (م ۹۵ق) قاضی عراق و حجاز در زمان امویان و از معاندان شیعهها بود. او در استقرار و تحکیم حکومت اموی مقام مهمی داشت. وفاداری حجاج به خویشاوندان اموی و سرویس ها و عملکردهای او برای مراقبت خلافت امویان، منجر شد رده والایی نزد آنها بیابد. عبدالملک بن مروان هنگام مرگ، پیشنهاد اورا به فرزندش، ولید کرد و یک کدام از فرزندانش را نیز حجاج مسجد غدیر بلوار معلم مشهد نامید.
وی در تاریخ به خونریزی و ستمگری پر اسم و رسم میباشد و در کشتن معارضان چنان زیادهروی کرد که حتی عبدالملک بن مروان نیز این واحد سنجش خون ریزی را نپسندید. مورخان شمار اشخاصی را که بهدست حجاج به قتل رسیدهاند، ۱۲۰۰۰۰ و به قولی ۱۳۰۰۰۰ نفر تقریب مسجد غدیر فلاحی مشهد زدهاند.
حجاج بن یوسف، شهر واسط را احداث کرد و در آنجا از جهان رفت.
نسب، لقب و به دنیاآمدن
حجاج در روستای بنیصخر بهعالم آمد. لقب وی ابومحمد بود.[۱] درباره تاریخ میلاد حجاج اختلاف وجود داراست؛ سال ۳۹، ۴۰ یا این که ۴۱[۲] ۴۲[۳] و به روایتی مخصوص، سال ۴۵ هجری قمری یا این که اندکی آن گاه[۴] از آن را تاریخ ولادت او دانستهاند. بعضا گفتهاند اسم او در کودکی کُلَیب بود و آنگاه حجاج نامیده شد. پارهای نیز گفتهاند کلیب لقبی بود که در کودکی به او مسجد بابا غدیر مشهد داده بودند.[۵]
بابا حجاج، یوسف بن حکم ثقفی، از سران و احاطه خویشاوندان ثقیف بود[۶] ودوستی محکمی با بستگان مروان بن حکم اموی داشت و در نزاعهای مروان و نبردهای عصر عبدالملک بن مروان کمپانی کرد و در روزگار خلافت عبدالملک، حکومت بعضی نواحی را ذمه دار شد. او در زمان ولایت پسرش حجاج بر حجاز (مدینه)، وفات یافت.[۷] مادرش، فارعه/ فریعه، دختر هَمّامبن عروة ثقفی مسجد بابا قدرت مشهد بود.[۸]
معاش
بنی امیه
حاکمان
تیتر عصرٔ سلطنت
معاویه بن ابی سفیان ۴۱-۶۰
یزید بن معاویه ۶۰-۶۴
معاویة بن یزید ۶۴-۶۴
مروان بن حکم ۶۴-۶۵
عبدالملک بن مروان ۶۵-۸۶
ولید بن عبدالملک ۸۶-۹۶
سلیمان بن عبدالملک ۹۶-۹۹
قدمت بن عبدالعزیز ۹۹-۱۰۱
یزید بن عبدالملک ۱۰۱-۱۰۵
هشام بن عبدالملک ۱۰۵-۱۲۵
ولید بن یزید ۱۲۵-۱۲۶
یزید بن ولید ۱۲۶-۱۲۶
ابراهیم بن الولید ۱۲۶-۱۲۷
مروان بن محمد ۱۲۷-۱۳۲
وزیر ها و امرای سرشناس
مغیرة بن شعبه ثقفی • زیاد بن ابیه • عمرو عاص • مسلم بن عقبه مری • عبیدالله بن زیاد • حجاج بن یوسف ثقفی
رویدادهای اصلی
صلح امام حسن • اتفاق عاشورا • اتفاق حره • حریقزدن کعبه • قیام مختار
نبو
از استارت معاش و جوانی حجاج اگاهی چندانی در اختیار وجود ندارد، صرفا از برخی اشعار و گزارشهای متفرق تاریخی اینگونه برمیآید که وی، همچون نیاکانش، در طائف سنگکشی و چاهکنی،[۹] چوپانی و دباغی[۱۰] مینموده است. بیان کننده حجاج در کودکی قرآن و علم ها فقهی مقدماتی را در مدرسهمنزل پدرش در طائف فراگرفته[۱۱] و آنگاه از استادانی مانند عبدالله بن عباس و انس بن صاحب و سَمُرَةبن جُندَب و ابوبُرْدَة بن ابیموسی اشعری سود گرفته میباشد.[۱۲]
حجاج در روستایی به اسم کوثر در اطراف طائف به معلمی کودک ها پرداخت.[۱۳] و ظاهراً مدتی نیز مدرس فرزندان سلیمان بن عبدالملک و سلیمانبن نعیم حِمْیری (کاتب سلیمان بن عبدالملک) بود.[۱۴]
او تا سن بیستوچند سالگی در طائف بود، بعد از آن یار پدرش راهی شام شد[۱۵] و همانجا رویش یافت.[۱۶]
مختصات
گفتهاند که حجاج زشترو و خرد اندام بود.[۱۷] اورا اخفش مالک چشمی خرد و معدود سو وصف کرده اند. [۱۸] او فصیح و بلیغ و خطیبی توانا بود.[۱۹]
با مراجعه به منابع تاریخی درمییابیم که او سیاستمدار و با دانایی بود که از توطئه و نیرنگ نیز برای موفقیت در نبردهایش استعمال می کرد. برخی مورخان، به او نسبتهایی مانند جبار، ظالم، کافر ، گناه کار[۲۰] و کذاب و خبیث دادهاند.[۲۱]
حجاج در جواب به طومار عبدالملک، خویش را آدمی لجوج و حسودوبخیل و کینهتوز وصف نموده است.[۲۲]
در بعد از ظهر مروانبن حکم
نوشتهیعلمیٔ اساسی: مروان بن حکم
در مصر و شام
حجاج و پدرش از سپاهیان مروان بن حکم بودند که در سال ۶۴ قمری عازم مصر شدند و آنجا را از دست عبدالرحمانبن جَحْدم فِهری، کارگزار عبدالله بن زبیر، بیرون ساختند و بهاینترتیب مصر جزو قلمرو امویان شد.[۲۳] بعداز حدود دو ماه اقامت در شهر فسطاط، حجاج و پدرش به یاروهمدم مروان به شام بازگشتند.[۲۴]
در حجاز
مروان بن حکم در شعبان یا این که رمضان سال ۶۵ قمری، سپاهی به فرماندهی حُبَیشبن دَلَجه (دُلجه) قَینی برای سرکوبی عبدالله بن زبیر راهی حجاز کرد. دراین لشکرکشی حجاج و پدرش، که درفشدار مجموعهای از سپاه بود، کمپانی داشتند. لشکریان در حوالی روستای رَبَذَه در نزدیکی مدینه از عبدالله بن زبیر باخت خوردند و گریختند. بعد از آنها حجاج از این فرارو گریز ننگین به پلیدی حافظه میکرد.[۲۵]

آشنایی با مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد؛ بررسی جایگاه مذهبی، فرهنگی و اجتماعی این مسجد