loading...

بهترین مرجع مسجد غدیر باباعلی مشهد

بازدید : 25
پنجشنبه 8 خرداد 1404 زمان : 10:42


عمل
کمپانی در جهاد
کشف کننده الغطاء در ماجرای نبرد جهانی اولیه (۱۲۹۳ ـ ۱۲۹۷ش) که سید محمدکاظم طباطبایی یزدی علیه تجاوز انگلیسی‌ها فتوای جهاد بخشید، تحت عنوان یک سرباز به توده مجاهدان عراقی پیوست. وی در معاش‌طومار خودنوشت، گزارش‌هایی از نقش انگلیسی‌ها، ناکامی در شعیبیه و عقب‌نشینی نیروهای عثمانی، قیام عموم نجف و کربلا و حله، کشته شدن مارشال انگلیسی، محاصره نجف و تصرف آن به وسیله انگلیسی‌ها، دستگیری انقلابیان، و نجات شماری از آنها از اعدام و مسائل دیگر ارائه نموده است.[۱۸] زِرِکْلی، تالیف کننده و مورخ اهل‌سنت، اورا یک کدام از رهبران انقلاب‌های عموم عراق به شمار مسجد غدیر بلوار معلم مشهد آورده میباشد.[۱۹]

سفرها و دیدارها
کشف کننده الغطاء به کشور ایران، هند، شام و مصر هجرت کرد. افزون بر علما و شخصیت‌های مذهبی، مقامات سیاسی کشورهای گوناگون نیز غالبا هنگام هجرت کشف کننده الغطاء به سرزمین آنها، به باعث نفوذ و اعتبار وی در عالم تشیع، به دیدار و دعوا با او عشق‌مند مسجد غدیر فلاحی مشهد بودند.[مستلزم منبع]

کشف کننده الغطاء چند دفعه به کشور ایران آمد و به گفته خودش، در یکی سفرها در سال ۱۳۲۷ش، محمدرضا پهلوی خواستار دیدار با وی بوده، ولی نپذیرفته میباشد. دو سال آن‌گاه در سفری دیگر به کشور‌ایران، با پافشاری پادشاه به دیدار وی رفته و نیز با سپهبد رزم‌آرا و وزیر معارف وقت نیز ملاقات نموده است.[۲۰] او در کشور‌ایران هم‌اینگونه با عبدالکریم حائری یزدی، کاشانی، خلیل کمره‌ای، احمد شاهرودی، سید حسین طباطبایی قمی و اکثری از علمای سرشناس دیدار مسجد بابا غدیر مشهد داشته میباشد.[مستلزم منبع]

در تعدادی مسافرت که به شامات و مصر داشت، با علمای اهل‌سنت و روشنفکران مذهبی که منادی بیداری و وحدت اسلامی بودند، مذاکره کرد. در سال ۱۳۵۰ق. برای کمپانی در کنفرانس قدس از سوی مجلس اسلامی فلسطین از وی دعوت شد. در مسجد الاقصی، وقت نماز عشاء در حالی که عده ای از علما و بزرگان مذهبها متفاوت برای مثال رشید رضا، روضه خوان شلتوت، سید محمد زباره، روحانی نعمان الاعظمی حاضر بودند، مفتی فلسطین امین الحسینی یار و همدم امام مسجد الاقصی از کشف کننده الغطاء خواستند که نماز را امامت نماید.[۲۱] در‌این مسافرت، او با بخش اعظمی از شخصیت‌های تأثیرگذار اهل سنت دیدار و اذعان مسجد بابا قدرت مشهد کرد و کرد.[۲۲]

اثرها و تألیفات
نوشته ی علمیٔ اساسی: فهرست اثر ها محمدحسین کشف کننده‌الغطاء

موسوعه فقهیه محمدحسین کشف کننده‌الغطاء

موسوعه کلامیه محمدحسین کشف کننده‌الغطاء
شمار تألیفات کشف کننده الغطاء از هشتاد کتاب و رساله بالاتر می‌رود، اما بیشتر آنان هنوز به چاپ نرسیده میباشد.اثر ها کشف کننده الغطاء، در موضوعات مختلفی تألیف گشته‌اند برای مثال: فقه شیعه مانند لبه وی بر کتاب عروة الوثقی، تفصیلِ کتاب تبصرة المتعلمین و وجیزة الاحکام و موضوعات کلامی و اعتقادی و پناه از اسلام و ادیان الهی در قبال عقیده‌های جدیدی همانند عقیده داروین[۲۳] و نیز معرفی و مدد از تشیع مانند اصل الشیعة و اصولها.

او برخی کتاب‌های ادبی و دیوان‌ شاعران را نیز تصحیح و تفصیل کرده و اشعاری نیز در جواب به شک ها معارضان شیعه سروده میباشد مانند شعری که در رد قصیده شکری آلوسی( ادیب وتاریخ نگار سَلَفی تکفیری درگذشت:۱۳۴۲ق) علیه امام مجال(عج) سروده بود.[۲۴] [۲۵]

تیم اثرها فقاهتی وی در یک زمان ۲۷ جلدی با تیتر «موسوعة الامام محمدالحسین آل کشف کننده الغطاء، الآثار الفقهیة» و گروه اثرها کلامی وی در یک عصر ۱۴ جلدی با تیتر «موسوعة الامام محمدالحسین آل کشف کننده الغطاء، الآثار الکلامیة» بوسیله پژوهشگاه علم ها و فرهنگ و تمدن اسلامی در قم منتشر گردیده است.[۲۶]

تامل‌ها
طریق تطبیقی در فقه
فقهای شیعه کوشش‌های اکثری در فقه تطبیقی ایفا داده‌‎اند که برای مثال آنان می‌اقتدار به مغایر روضه خوان طوسی اشاره نمود. کشف کننده الغطاء نیز درین راستا به کتابت اثراتی دست زد.[مستلزم منبع]

او در کتاب تحریر المجله، به مقایسه فقه حنفی و فقه شیعه دست زد. این کتاب از کوشش‌های پیشتاز و پیش‌قدم در عرصه مقایسه در بین فقه شیعه و فقه حنفی، براساس خبرنامه الاحکام العدلیة دولت عثمانی میباشد.[مستلزم منبع]

کتاب «الاحکام العدلیة» که در دانش گاه‌های دستمزد برنده کشورهای عربی و اسلامی درس دادن میشد، از مهم ترین منابع فقاهتی و حقوقی، و مبنای فعالیت قضات و علمای دستمزد و متخصصان این رشته بود. کشف کننده الغطاء از قیمت شرعی این کتاب کلام بیان کرد و همت فقهای دیگر مذهبها را ارج بنیان. وی معتقد بود که ما حق این قوم و قبیله را ارج می‌نهیم و خط مش تمامی به سوی معبود میباشد و پروردگار به تمامی وعده مشوق نیک داده و هر مورد از فقهای پر رنگ اسلام که همت خویش را به شغل گیرد و اجتهاد ورزد، تلاش‌اش مشکور میباشد.[۲۷]

حلال درک کردن موسیقی
کشف کننده‌الغطاء حکم به مباح بودن غنا و موسیقی غیر مبتذل در حوزه علمیه نجف داده میباشد. او موسیقی را هنری گرانبها و یک کدام از ارکان حیات و از موهبت‌هایی می‌دانست که دست‌یابی به آن برای اکثری از عموم طاقت فرسا میباشد.[۲۸]

عقیده تغییر و تحول بعضی احکام
به اعتقاد و باور وی «در حالتی‌که در اسلام احکامی میباشد که در حین مجال نباید تغییر‌و تحول و تبدیل یابد، احکام دیگری هم میباشد که به مقتضای عقل، منطق و مستلزمات فقاهتی، بایستی تغییر تحول یابد؛ ولی اکثری مجتهدان، ذوق وسلیقه اجرای این تبدیل و تغییر تحول را ندارند و این سیرتکامل احکام، همچنان جامد و بیگانه از هدفی میماند که در شرع نظر گردیده بود.»[مستلزم منبع]

دقت به دستمزد زنان
کشف کننده‌الغطاء زنان را به سواد‌آموزی در عین پای‌بندی به دستمزد زناشویی و تربیت لایق نسل آجل فراخواند. این دعوت با اعتنا به وضعیت اجتماعی و تاریخی آن عصر عراق، اصلی شمرده گردیده است. کشف کننده الغطا، مردان را به رعایت احترام زنان که سهم دار زندگیشان و دارنده حقوقی موازی با دستمزد مردان می‌باشند، دعوت کرد. او معتقد بود که آفریدگار، عقل و کمال را به مردان منحصر به فرد نکرده و روایاتی که از نقصان عقل زن کلام میگوید، عقل تجربی را خواسته نموده است؛ خیر عقل غریزی فطری را و عقل تجربی از رویکرد کثرت معاشرت، معامله و... به دست می آید.[۲۹]
کشف کننده الغطاء اولیه مجتهدی میباشد که حق جدایی زنی را که شوهرش به بیماری سل در گیر گردیده به خویش آن زن امانت و این نظر را دارد، اینگونه زنی میتواند فارغ از جلب موافقت شوهر جدایی بگیرد؛ در حالی که جدایی، از منظر دینیً حق مرد میباشد. به لحاظ می رسد که کشف کننده الغطا این حکم فقهی را با استناد به قاعده لاحرج که مستند به آیه «وَمَا جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَ‌جٍ؛ و ـ خداوندـ در دين بر شما سختى قرار نداده میباشد»[۳۰] استنباط نموده است.[۳۱]

بازدید : 23
سه شنبه 6 خرداد 1404 زمان : 15:11


تاریخ کتابت
در ترجمه عربی کتاب که بدان اشاره شد، به تاریخ اتمام کتابت این تاثیر در سال۶۳۰ تصریح شد‌ه‌است. قبل از آشنایی تاریخ ظریف کتابت کتاب، عباس اقبال در پیشگفتار تصحیح کتاب، بر طبق قرائنی تاریخ تقریبی کتابت را بعداز سال۶۰۰ و قبل از ۶۵۳ دانسته بود. طبق نوشتۀ مؤلف[۲۰] رهروان حسن صباح تا فرصت او باقی بوده و شوکت و مُکنت داشته‌اند. از‌آن‌جا‌که آنها تا حملة هولاکو در ۶۵۳ ه‍.ق اقتدار را در مشت داشته‌اند، این کتاب بایستی تا قبل از این تاریخ نگاشته گردیده باشد. همینطور صاحب و مالک تاثیر در یک سری جا[۲۱] با اشاره به اثرها و آوازه فخررازی (۵۴۳- ۶۰۶ ه‍.ق) حیث او‌را در کنار لحاظ باقلاّنی و غزالی می آورد و از یک کدام از مجالس وعظ وی در خوارزم مطلبی نقل می‌نماید. به این ترتیب، تبصرة العوام در دورة آوازه فخررازی و قبل از باخت رهروان حسن صبّاح به کتابت درآمده مسجد غدیر بلوار معلم مشهد میباشد.[۲۲]

امتیازات کتاب
اثری برای عامه
تبصرة العوام فی معرفة مقاله ها الانام، همچنان که از اسم آن پیداست، به توضیح گفته‌ها و نظر ها برای عامة عموم میپردازد. در بعضا گزارش ها[۲۳] تبصرة العوام را سابق‌ترین کتاب شیعی فارسی در زمینه ادیان و مذهبها دانسته‌اند، و این در حالی میباشد که کتاب فارسی ذکر الادیان حدود یک قرن ونیم قبل از آن در همین حوزه تألیف گردیده بود[۲۴] احتمالاً اینان شیعی بودن مؤلف ذکر الادیان را قطعی ندانسته‌اند. تبصرة العوام و ذکر الادیان هر دو کتاب‌هایی فارسی در مورد ادیان و مذهب ها‌اند که از پیش از استیلای مغول بجا مسجد غدیر فلاحی مشهد باقی‌مانده‌اند.

نثری جاری البته جامع
ادبیات تبصرة العوام از جهت خل وچل سخن و شیوایی در توان ذکر الادیان وجود ندارد، ولی به دلیل شرح مطالب و گستردگی و جامعیت، اصلی‌خیس از آن میباشد.[۲۵]به طور کلی، داده ها عظیم، باریک بینی، دسترسی به منابع فراوانِ دستِ نخستین[۲۶] و سعه مشربِ مؤلف، اثری نفیس در این مورد پدید آورده میباشد. از جملهً مؤلف در وجه تسمیه فرقه‌ها، به معنای ممدوح و نیز معنای مذموم آن‌ها -که بیشتر دست آویز معاندان هر فرقه میباشد- اشاره می‌نماید[۲۷] و یا این که در اولِ گفت و گو از فرقه‌های منسوب به اسلام، به توجه، معنای گوناگون آئین و ایمان و اسلام را بیان کرده و در بین اسلام و استسلام تمایز قایل می شود[۲۸] به لحاظ اقبال[۲۹] مؤلف تبصرة العوام در نقل حکایات فرقه‌های غیرامامیه و رد گفته‌های آن‌ها از تعصب دور نبوده و در طرح آرا سعی بر ردِّ آرای سخیف و ضعیف داشته میباشد؛ این لحاظ اقبال در منابع دیگر نقل شد‌ه‌است[۳۰]ولی از مقایسة تبصرة العوام با دیگر کتابهای آن زمان در زمینه ادیان و مذهب‌ها، به لحاظ میرسد که درین داوری چندان جانب انصاف رعایت مسجد بابا غدیر مشهد نشده میباشد.

لحن احتجاجی
یکی‌از مشخصه‌های کتاب، لحن احتجاجی تالیف کننده میباشد که بر کلیهٔ مطالب کتاب غلبه دارااست. رازی ابتدا تصریح می‌نماید که‌این کتاب را به خواهش «جماعتی از سادات عظام و علماء و غیرهم» نوشته مسجد بابا قدرت مشهد میباشد.[۳۱]

آیینه بعد از ظهر خویش
دوران تألیف تبصرة العوام از دید مجادلات مذهبی، بسیار گزینه دقت میباشد و کتابت کتاب‌های متفاوت درین حوزه شاهدی بر این مدعاست[۳۲] تبصرة العوام به نوعی آرم دهنده الگوی شرعی کشور ایران بعد از ظهر سلجوقی میباشد و به دلیل اطلاعاتی که از توزیع جغرافیایی مرکز ها مذهبی آن بعدازظهر به دست می دهد، التفات داراست.[۳۳] ناگفته نماند که بعضی گزارش‌های تاریخی او نیز از نادرست بدور وجود ندارد[۳۴]، البته به جهت یک سری غلط و فقطً چرا که مؤلف از علمای حدیث بوده نباید کتاب را از دید داده ها تاریخی ضعیف شمرد.

محتویات کتاب
تبصرة العوام در ۲۶ باب تهیه و تنظیم گردیده و تالیف کننده فهرستی از باب‌های کتاب را در پیشگفتار ارائه داده میباشد.[۳۵]

باب‌های اولیه تا سوم
باب ابتدا به «مقاله‌ها فلاسفه و امثال وی» تخصیص یافته[۳۶] که بطور کلی بر آراء ابونصر فارابی توکل کرده[۳۷] و این نظر را دارد که «این خویشان را خبط بسیار میباشد».[۳۸] دو باب آتی به ذکر «مقاله ها مجوس [زرتشتیان] و آئین وی»[۳۹] و «برخی مقاله‌ها جهودان[یهودیان]، ترسایان [مسیحیان] و صابئین [مندائیان]»[۴۰] پرداخته میباشد.

باب‌های چهارم تا هجدهم
باب چهارم تا باب هجدهم، شامل «بیان اصل فرق اسلامی و مقاله‌ها وی» میباشد.[۴۱] او در ذکر فرق اسلامی، بنابر حدیث افتراق، تعداد فرقه‌ها را ۷۳ میداند، ولی این نظر را دارد که اساسا، تمامی فرقه‌ها شاخه‌های دو فرقه اهل سنّت و شیعه‌اند که معاندانِ هریک آنها‌را به ترتیب نواصب و روافض خوانده‌اند[۴۲] احتمالاً اسم تبصرة العوام فی گستردن مذهب‌ها المِلّتین[۴۳] که برای این کتاب مذکور، به‌این تقسیم‌بندی ناظر میباشد.

مقدس اردبیلی[۴۴] می‌نویسد که الفصول التامّة، تاثیر عربی منسوب بدین مؤلف، بر طبق این دو فرقه تقسیم بندی شد‌ه‌است. مؤلف تبصرة العوام بعد از طرح زمینه جانشینی فرستاده اکرم صلی اللّه علیه وآله وسلم و رد حیث اهل سنّت[۴۵]، در فصل‌های آنگاه به مطرح شدن فرقه‌های خوارج، معتزله، مُشَبّهه و مُجَسِّمه می پردازد.[۴۶]

حدیثی که مؤلف به گزارش کتاب حکم دهنده محمد بن اسحاق زوزنی از رسول اکرم در امر پیشگویی کل جزئیات ظهور فرقة کرّامیه و لعن آن ها نقل می‌نماید[۴۷]، حکایت از مخالفت‌های شدید با ابوعبداللّه کرّام در آن زمان دارااست.

مؤلف مذهب‌ها شرعی اهل سنّت را در فصل مُشبّهه طرح می‌نماید و آن ها را در تقسیم بندی خیر چندان مرتبی هفت فرقه برمی‌شمارد.[۴۸] گزارش نسبتاً مفصّل او از عقاید اشعری، برخلاف گزارش ابوالمعالی در ذکر الادیان، احتمالاً نماد‌ای از داده ها عظیم‌خیس اوست.[۴۹]

مؤلف در خصوص دوازدهم به «مقاله‌ها اهل تناسخ»[۵۰] و در خصوص شانزدهم[۵۱] به فرقه‌های صوفیه حیث داراست و آنان را شش فرقه میداند (و جذاب آنکه حلاج را ساحر میخواند). درباره ی بعد از آن، با طعنه، اقوال بزرگان تصوف را از رسالة قشیریه نقل می‌نماید.[۵۲] به لحاظ او، صوفیان کلیه از اهل سنّت‌اند و این استدلال محکمی بر محکومیت آن ها میباشد. ظاهراً در‌این زمان شیعه‌ها، به مراتب، بیشتر از اهل سنّت با صوفیه دشمنی می‌ورزیدند و احتمالاً از بین شیعه هنوز بزرگانی در تصوف برنخاسته بودند.[۵۳]

راجع‌به‌های آن‌گاه به قومی که مدعا اهل سنّت و جماعت بوده‌اند تعریض داراست، برای مثال به عبدالقاهر بغدادی که در الفرق در میان الفرق، فرقة خویش را ناجی می داند.[۵۴]

باب‌های نوزدهم تا بیست و ششم
درپی، مؤلف به مسائل دیگری مثلا فرقه‌های شیعی، ناجی بودن اثناعشریه، احادیثی در‌شان اهل بیت، عقاید اثناعشریه، حکایت فدک و فضایح بنی امیه پرداخته میباشد.[۵۵] او شیعه را به چهار فرقه تقسیم می‌نماید که تا مجال او باقی بوده‌اند: امامیان، زیدیان، اسماعیلیان، نُصَیریان، و فرقة اخیر را نیز به هفده فرقة خرد‌خیس تقسیم می¬نماید. وی[۵۶] می‌نویسد که‌این قبیله را در هر جا با نامی می خوانند؛ در اصفهان الاغّمیه، در قزوین و ری مزدکی و سنبادی، در ماهین مُحَمِّره، در آذربایجان قولیه و در ماوراءالنهر مُغان.[۵۷]

نحوه تالیف کننده
تالیف کننده در ترتیب باب‌ها از طرح خاصی تاسی نمی‌نموده است. از جمله در زمینه‌ی پنجم که به «بیان فرق خوارج و مقاله ها و اولِ عمل وی» تخصیص یافته میباشد،[۵۸] تالیف کننده خلال ذکر اینکه هر فرقه‌ای «دعوی نمایند که آیین و اسلام و ایمان آنست که اعتقادوباور وی میباشد» مورد نیاز چشم میباشد تا در آغاز از «بیان آیین و ایمان و اسلام» خاطر نماید.[۵۹]

مآخذ کتاب
کتاب تبصرة العوام از نگاه منابع نیز شایان توجه میباشد. به ویژه که پاره‌ای از مآخذ مولف از فی مابین رفته، و یا این که هنوز به دست نیامده میباشد. مسلم میباشد که رازی در ذکر آراء و عقاید ادیان و مذهبها، در اکثری از موردها بر منابع فرقه‌شناسی توکل داشته، و از آنان تأثیر پذیرفته میباشد. البته در موردها خاصی برای ذکر عقاید اصحاب ادیان و فرق، به مآخذ خویش تصریح نموده است. به عنوان مثال در زمینه‌ی دیانت زرتشتی از دو کتاب خاص وی مذکور[۶۰] و همینطور در مباحث مرتبط با تاریخ سده یکم ق. از اثرها واقدی و بلاذری خاطر نموده است.[۶۱]

برای مثال مآخذ اصلی وی، کتابی میباشد از محمد بن عبدالکریم شهرستانی (درگذشت:۵۴۸ق) در تفصیل سوره یوسف[۶۲] از سایر مآخذ تالیف کننده تبصرة العوام می‌قدرت این اثرها را اسم موفقیت: متعدد الحدیث[۶۳] و المعارف از ابن قتیبه[۶۴] ، تاریخ ابوبکر خوارزمی[۶۵]، محاضرات راغب اصفهانی[۶۶]، القسطاس المستقیم محمد غزالی[۶۷]، الزینه ابوحاتم رازی[۶۸] و مقاله ها ابوالحسن اشعری از ابن فورک.[۶۹]

چاپ ‌ها
ظاهراً تبصرة العوام اولیه توشه در ۱۲۹۶ در لاهور و آن گاه در ۱۳۰۹ و ۱۳۱۳ش. در طهران، به ضمیمه کتاب قصص العلماء تاثیر میرزا محمد تنکابنی، و در ۱۳۱۳ش به تصحیح اقبال در طهران منتشر شد[۷۰] روحانی حسین بطیطی نیز این کتاب را به عربی ترجمه کرد و به ضمیمه قصص العلماء در ۱۳۰۴ و ۱۳۱۹ش. چاپ کرد.[۷۱]

اثر ها دیگر مؤلف
از سایر اثر ها مؤلف تبصرة العوام، الفصول التامّة فی هدایة العامة و نزهة الکرام و بستان العوام را بیان کرده‌اند که به عربی درج شده‌اند. چنان که از تیتر این سه کتاب برمی‌آید و خویش مؤلف نیز در انتها نزهة الکرام اشاره کرده، او برای رواج مذهب شیعی و برای جمع عوام کتاب می‌نوشته میباشد. وی در کتاب نزهة الکرام به مشاجره از فضیلت ها امامان اثناعشری پرداخته میباشد.[۷۲]

بازدید : 17
پنجشنبه 1 خرداد 1404 زمان : 10:33


مِقْبخشید بن عَمْرو، دارای اسم و رسم به‌ مقداد بن اَسْوَد (درگذشت ۳۳ق) از بزرگان صحابه رسول (ص) و از اول شیعه‌ها امام علی (ع) بود. مقداد در اوایل بعثت مسلمان شد و از اولیه کسانی بود که اسلام خویش را آشکار کرد. او در تمامی پیکار‌های صدر اسلام حضور داشت. از مقداد در کنار سلمان فارسی، عمار بن یاسر و ابوذر تحت عنوان اول شیعه ها امام علی (ع) حافظه کرده‌اند که در حین رسول (ص) نیز به‌این اسم شناخته مسجد غدیر بلوار معلم مشهد می‌شدند.

مقداد بعد از رحلت رسول(ص)، از جانشینی امام علی (ع) پشتیبانی کرد و با ابوبکر بیعت نکرد و از کم اشخاصی بود که در تشییع حضرت زهرا (س) حضور داشت. مقداد را از معارضان سرسخت خلافت عثمان برشمرده‌اند. در احادیث اهل‌بیت(ع) از مقداد به خوبی حافظه گردیده و از رجعت‌کنندگان در حین ظهور حضرت مهدی (عج) معرفی گردیده‌است. نقل روایاتی از نبی (ص) به مقداد نسبت مسجد غدیر فلاحی مشهد داده شده میباشد.

معاش‌طومار
به دنیاآمدن و نسب
مقداد بن عمرو بن ثعلبه دارای شهرت به مقداد بن اسود، از تاریخ میلاد وی اطلاعی در مشت وجود ندارد ولی با دقت به اینکه تاریخ‌نگاران سال درگذشت اورا ۳۳ق و در ۷۰ سالگی دانسته‌اند.[۱] احتمالاً ۲۴ سال پیش از بعثت(۳۷ سال پیش از سفر) به جهان آمده باشد. سیره نویسان و مورخان، نسب خانوادگی او‌را تا جد بیستم مسجد بابا غدیر مشهد مذکور‌اند.[۲]

نقل گردیده است در حَضْرَمَوْت، نزاعی در بین مقداد و شخصی به اسم «ابی شمر بن حجر» فیس بخشید که به مصدوم شدن آن شخص انجامید. بعداز این داستان مقداد به مکه رفت و با اسود بن مخلوق بن یغوث زهری هم‌عهد و پیمان شد و اسود با مقداد نسبت پدری پیدا کرد؛ از این رو اورا مقداد بن اسود و گاه مقداد زهری خوانده‌اند. البته بعداز نزول آیه «ادْعُوهُمْ لِآبَائِهِمْ: آن ها را به[اسم] پدرانشان بخوانید»[۳] مقداد بن عمرو مسجد بابا قدرت مشهد خوانده شد.[۴]

لقب‌ها و ا‌لقاب
برای مقداد القابی مانند بهرایی یا این که بهراوی،[۵] کندی و حضرمی و لقب‌هایی مثل ابومعبد، ابوسعید و ابوالاسود مذکور میباشد.[۶]

خانواده
همسر: همسر مقداد، ضباعة دخترعموی نبی (ص) (دختر زبیر بن عبدالمطّلب) بود.[۷] فرستاده ضباعة را با اینکه از حیث حسب و نسب بسیار محترم می‌دانست همسر مقداد کرد و فرمود: «اینجانب دخترعموی خویش ضباعة را همسر مقداد نکردم مگر برای آنکه عموم مورد تزویج را سهل و آسان بگیرند، به هر مؤمنی دختر دهند و حَسَب و نَسَب را در تزویج به لحاظ نیاورند».[۸]
فرزندان: مقداد دو فرزند به اسم‌های عبدالله و کریمه داشت. عبدالله در نزاع جمل از یاران عایشه بود که در مقابل حضرت علی (ع) قرار گرفت و کشته شد. هنگامی امام علی (ع) در نقطه نهایی نزاع نگاهش بر لاشه عبدالله زمین خورد، خطاب به عبدالله اذعان کرد: «چه بد پسر خواهری بودی».[۹] بعضی به مکان عبدالله اسم پسر مقداد را محل پرستش گفته‌اند.[۱۰]
وفات و محل دفن
مقداد در اواخر قدمت در «جرف» (حیطه‌ای که در یک‌فرسخی مدینه به سمت شام جای‌دارد) سکونت داشت و در سال ۳۳ق در حالی که هفتاد سال از عمرش می‌سپری شد، وفات کرد. مسلمانها پیکرش را به مدینه آوردند و عثمان بن عفان بر وی نماز خواند و او‌را در آرامستان بقیع به خاک سپردند.[۱۱] در شهر وان در میهن ترکیه قبری به مقداد منسوب میباشد که برخی از محققان آن را مرتبط با فاضل مقداد یا این که یکی‌از مشایخ عرب به اکانت آورده‌اند.[۱۲] طبق نقلی مقداد فرد ثروتمندی بود و وصیت کرد که ۳۶ هزار درهم از میزان دارایی‌اش را به حسنین (ع) بدهند.[۱۳]

در طول نبی (ص)

بازدید : 22
پنجشنبه 25 ارديبهشت 1404 زمان : 10:39


علت‌ انصار از تجمع در سقیفه
بعضا نظارت‌گران تجمع انصار در سقیفه را زاییده واهمه از بعدی و سرنوشتشان بعد از رحلت فرستاده آفریدگار(ص) میدانند؛ به‌ویژه که بعد از فتح مکه از صورت‌گیری جناح متحد قریش به‌سیرتکامل‌ای که موازنه را در بعدی به ضرر و زیان آنان رقم زند، نگران بودند. دوست داران این عقیده احتمال استحضار یافتن انصار از نقشه‎‌ای پیاده سازی گردیده بوسیله گروهی از مهاجران برای جانشینی رسول را نیز بی‌تأثیر مسجد غدیر بلوار معلم مشهد نمی‎‌دانند.[۲۷]

برخی دیگر از نویسندگان اجتماع سقیفه را فیض این مسائل می دانند:

انصار به‌واسطه فداکاری‌ها و اهدای جان، فرآورده و فرزندان خویش در رویکرد اسلام، این آئین را مانند فرزند خویش دانسته و برای محافظت آن کسی را سزاوار‌‎خیس و دلسوزتر از خویش نمی‎‌دانستند.
واهمه انصار از انتقام قریش، به‌این انگیزه که عمده سران این قوم و قبیله در مبارزه‌های فرستاده با خنجر انصار مقتول بودند. ضمن این فرستاده به آنها ظلم، جور و استبداد حاکمان را بعداز خویش وعده داده بود و انصار را در‌این وضعیت به طاقت و تحمل دعوت مسجد غدیر فلاحی مشهد کرده بود.
شم انصار مبتنی بر اینکه قریش تحت توشه صحبت نبی درباره علی(ع) نخواهند رفت.[۲۸]
به حیث برخی دیگر، ابوبکر در مسجد خبر مرگ رسول(ص) را به طور رسمیً ذکر کرد و اجتماعی از عموم مردم مدینه اطرافش را گرفته و با وی بیعت کردند. این جریان موجب شبهه‌ای در ذهن مجموعه انصار حاضر در مدینه بر اساس روا بودن انتخاب خلیفه‌ای از انصار، تشکیل داد و به دنبال این اندیشه اجتماع سقیفه مسجد بابا غدیر مشهد واقع شد.[۲۹]

موضع‌گیری صحابه و بزرگان قریش
علی(ع)، اهل‌بیت فرستاده به هم پا برخی از مهاجران و انصار با بیعت با ابوبکر مخالفت کردند که بنابر نقل‌های تاریخی بعضی از آن‎ها عبارتند از: عباس بن عبدالمطلب، ادب بن عباس، زبیر بن عوام، خالد بن سعید، مقداد بن عمرو، سلمان فارسی، ابوذر غفاری، عمار یاسر، براء بن عازب، ابی مسجد بابا قدرت مشهد بن کعب.[۳۰]

برخی از این اصحاب و یا این که بزرگان قریش، در مواقع گوناگون به صلاحیت نداشتن ابوبکر برای جانشینی رسول نیز اشاره کرده‎‌اند. برخی از این گفتگوها عبارتند از:

فضل و ادب بن عباس در سخنانی، قریش را به اغفال و پرده‌پوشی تبهکار و اهل‌بیت نبی و به‌ویژه علی(ع) را برای جانشینی سزاوارتر اظهار‌کرد.[۳۱]
سلمان فارسی در گفتگوهایش با مسلمان ها بیعت سقیفه را غلط و آن‌‎را حق اهل‌بیت نبی شمرده میباشد.[۳۲]
ابوذر غفاری روز اتفاق در مدینه عدم وجود و بعد از ورود به شهر از خلافت ابوبکر با خبر شد. بنابر منابع، او به‌طور منحصر به عبارتی بَدو اگاهی از اتفاق[۳۳] و نیز در قسم عثمان بن عفان، از حقانیت اهل‌بیت برای جانشینی نبی کلام گفته میباشد.[۳۴]
مقداد بن عمرو اخلاق و رفتار مسلمانها در تقلید از تصمیمات سقیفه را شگفت‌آور خوانده و به حقانیت امام علی(ع) تصریح نموده است.[۳۵]
قدمت بن خطاب در سال انتها معاش‌اش، در خطبه‎‌‌ای همگانی بیان کرد: «بیعت با ابوبکر لغزش و اشتباهی بود، که اجرا گرفت و سپری شد، بله، اینگونه بود، اما پروردگار عموم را از شرّ آن لغزش مراقبت فرمود، هرکس این چنین در گزینش خلیفه کار نمود او‌را بکشید.»[۳۶]
ابن‌قتیبه در الامامة و السیاسة:
بنی‌امیه در گرد عثمان بودند، بنی‌زهره بر گرد سعد و عبدالرحمن بن عوف. آن‌ها همه در مسجد والا گرد آمده بودند، وقتی که ابوبکر و ابوعبیده به طرف آن‌ها آمدند و عموم با ابوبکر بیعت کرده بودند، قدمت به آنانی که در مسجد گرد آمده بودند اعلام کرد: چه گردیده‌است که شما در تیم‌های دور از هم گرد آمده‌اید؟ برخیزید و با ابوبکر بیعت نمایید، اینجانب با وی بیعت کرده‌ام. بعد از سخنان قدمت، عثمان بن عفان و اشخاصی که از بنی‌امیه بودند با ابوبکر بیعت کردند. همینطور سعد و عبدالرحمن و آنانی که با این دو هم‌نظریه بودند.[۳۷]

ابوسفیان که بوسیله فرستاده برای کاری خارج از مدینه پیامبر گردیده بود بعد از ورود به مدینه و دانایی از وفات رسول و بیعت سقیفه درباره برخورد علی(ع) و عباس بن عبدالمطب سؤال کرد. با استحضار از منزل‌نشینی این دو نفر بیان کرد: «به پروردگار قسم، در حالتی‌که برای وی زنده بمانم، پایشان را بر فراز بلندی رسانم.» او اضافه کرد: «اینجانب گرد و غباری می بینم که جز بارش خون، چیزی آن را فرو ننشاند.»[۳۸] به نقل از منابع، ابوسفیان با ورود به مدینه اشعاری در دفاع از جانشینی علی(ع) و نیز در سرزنش ابوبکر و قدمت خوانده میباشد.[۳۹]
معاویة بن ابی‌سفیان در طومار‌ای به محمد بن ابی‌دیده نشده (در سال‌ها بعد از اتفاق سقیفه)، گفته میباشد: «... بابا تو و فاروقش قدمت، اولی عده ای بودند که حق علی(ع) را غصب کردند و با او مخالفت نمودند. این دو، دست حادثه به یکدیگر دادند؛ بعد علی(ع) را به بیعت خویش خواندند. زیرا علی(ع) جلوگیری کرد و استنکاف ورزید، تصمیم‌هایی ناروا گرفتند و درنگ‌هایی خطرناک درباره وی نمودند تا در فیض علی با آن ها بیعت کرد.[۴۰]
همینطور در هنگام بیعت به چنگ آوردن برای ابوبکر در مسجد، بنی‌امیه بر گرد عثمان انباشته شده بودند و بنی‌زهره از طوایف قریش هم بر تعیین عبدالرحمن بن عوف و یا این که سعد هم‌حیث بودند که با کوشش‌های قدمت حاضر به بیعت با ابوبکر شدند.[۴۱]

بازدید : 13
سه شنبه 23 ارديبهشت 1404 زمان : 10:18


تعبیر به رأی
نوشته‌ی‌علمیٔ مهم: تعبیر به رأی
دعوا بر راز تعبیروتفسیر به رأی از آنجا شروع میگردد که در صورتی‌که مفسری برای شعور آیه، مستندی از احادیث معصومان یا این که اقوال صحابه و تابعین یا این که رأی اجماعی مفسران قبل را در چنگ نداشته باشد، آیا مجاز میباشد به رأی و اجتهاد خویش مسجد غدیر بلوار معلم مشهد روی آورد.

پژوهشگران از دیرباز نسبت به تعبیر و تفسیر به رأی و در جواب به اینکه آیا هر که قادر است قرآن را تعبیر نماید، دو موضع متعارض اتخاذ کرده‌اند. گروهی دراین مورد طاقت فرسا گرفته، تعبیر و تفسیر قرآن را با اجتهاد صرف روا ندانسته هیچ کس، حتی دانشمندترین اشخاص، را مجاز به تعبیر قرآن نمی‌دانند، مگر آنکه قسم خویش را مستند به روایتی از فرستاده، صحابه یا این که تابعین مسجد غدیر فلاحی مشهد نماید.

[۱۴۰]این تیم برای تأیید عقیده خویش ضمن استناد به احادیث شماتت کننده تعبیر به رأی، دلایل دیگری بیان کرده‌اند؛ مثلا اینکه تعبیروتفسیر به رأی نسبت دادن چیزی به معبود سوای دانش میباشد و این دستور در قرآن حرام شمرده گردیده است.[۱۴۱] دیگر اینکه برخی از صحابه و تابعین از تعبیر خودداری داشته، در‌این فرمان بسیار طاقت فرسا مسجد بابا غدیر مشهد می‌گرفتند.[۱۴۲]

در مقابل، گروهی قرار دارا هستند که تعبیر و تفسیر اجتهادی قرآن را با فرض شروطی برای مفسر روا دانسته‌اند. اینان نیز در تأیید بینش خویش دلیل‌ای آورده‌اند، نظیر این که آیه‌ها زیادی از قرآن، مسلمانها را به تدبر در قرآن تشویق نموده است،[۱۴۳] که‌این خویش علامت دهنده تایید صلاحیت دخالت عقل و اجتهاد در ادراک قرآن میباشد. بعلاوه، اختلاف صحابه در تعبیر نشانه‌ها قرآن حاکی از استفاده عنصر استنباط از سوی آنها در تعبیر مسجد بابا قدرت مشهد میباشد.[۱۴۴]

مفسران شیعه
نقش مفسران شیعه در جریان کتابت کتاب‌های تفسیری چشمگیر میباشد. ابن عباس (م ۶۸ق) طلبه حضرت علی(ع) و دیگر صحابه زیرا ابن مسعود (م ۳۲ق)، جابر بن عبدالله انصاری (م ۷۴ق)، ابی بن کعب (م ۲۰ق)، میثم تمار (م ۶۰ق) از مفسرانی می باشند که در روشنگری مفاهیم و کلمه و واژه‌های قرآن و یا این که کتابت کتابی در تعبیروتفسیر نقش بسزایی داشتند.[۱۴۵]

در زمان‌های سپس این کارایی ادامه مییابد و در بعدازظهر تابعین، مفسران شیعی اکثری به ارائه و تألیف تعبیروتفسیر پرداخته‌اند. تفسیرنگاری در‌این زمان با تعبیر و تفسیر سعید بن جبیر (م ۹۴ق) استارت شد. به گفتۀ قتاده (م ۱۱۸ق): سعید از همۀ تابعین به تعبیر داناتر بود.[۱۴۶] بعداز او، مجاهد بن جبر (درگذشته ۱۰۳ق) دانش آموز ابن عباس میباشد. وی از ابن عباس قصه می‌نماید. ادب بن خجسته می گوید: از مجاهد شنیدم که می‌خاطرنشان کرد قرآن را سه توشه بر ابن عباس عرضه کردم و در هر توشه آیه به آیه می‌خواندم و از وی دربارۀ کیفیت نزول و کیفیت تعبیر و تفسیر آن می‌پرسیدم.[۱۴۷] سازه بر این، مجاهد فراگیر ابن عباس، و ابن عباس دانش آموز حضرت علی(ع) میباشد. اهل سنت اکثر وقت هاِ احادیث و اثرها تفسیری خویش را از مجاهد نقل می‌نمایند. از سایر شاگردان ابن عباس و متأثر از فراگیری‌های او در تعبیر، ابوصالح معیار بصری (م بعداز ۱۰۰ق) میباشد. همینطور ابوعبدالله یمانی طاووس بن کیسان (م ۱۰۶ق) میباشد که از اصحاب امام زین العابدین(ع) میباشد و تعبیر را از ابن عباس نقل می‌نماید. عطیة بن سعید العوفی (م ۱۱۱ یا این که ۱۱۴ق) از اصحاب امام باقر(ع) از همین گروه از تابعین میباشد که تفسیری در ۵ جلد تحت عنوان تعبیر و تفسیر عطیه عوفی تألیف کرد. دیگر تابعین، یحیی بن یعمر (م ۱۲۹ق) فراگیر ابوالاسود دوئلی (فراگیر حضرت علی (ع) و یک کدام از یاران مجاورت وی)، محمد بن سائب (م ۱۴۶ق) از اصحاب امام باقر(ع) و امام راستگو(ع)، جابر بن یزید جعفی (م ۱۲۸ق) از اصحاب امام باقر و اسماعیل بن عبدالرحمان کوفی ابو محمد قرشی دارای شهرت به «‌سدی پهناور‌» (م ۱۲۷ق) از اصحاب امام زین العابدین و امام باقر و امام جعفر درستگو علیهم السلام میباشد.[۱۴۸]

در دورۀ تابع تابعین این مسأله بیشتر توسعه و گسترش می یابد و مفسران بخش اعظمی از شیعه اقدام به تألیف و تدوین کتاب‌های تفسیری می‌کنند.

بازدید : 21
يکشنبه 21 ارديبهشت 1404 زمان : 11:36


معنی
آئین تیم‌ای از نظام‌های فرهنگی، اعتقادی و عالم بینی‌هایی میباشد که با ساخت و ساز نمادهایی، آدم را به بها‌های روضه خوان و گاه به قیمت‌های معنوی رابطه میدهد. بیشتر ادیان با گستردن احادیث، الگوها، سنن و تاریخ‌های مقدسشان قصد دارا‌هستند که به معاش معنی دهند یا این که به هستی‌شناسی بپردازند. آنان مایلند تا اصولی اخلاقی، فقهی یا این که یک مدل معاش بهتری از ایده‌هایشان را دربارهٔ ماهیت بشر و دنیا هستی ارائه مسجد غدیر بلوار معلم مشهد دهند.

گاهی واژه و کلمهٔ آئین با ایمان یا این که نظام اعتقادی غلط گرفته می شود، ولی آئین با اطمینان فردی که جنبهٔ همگانی داراست متعدد میباشد. اکثر ادیان رفتارهایی همانند فرایند سلوک روضه خوان، تعریفی که رهروان یا این که اعضای به عبارتی آیین از آن دارا‌هستند، مجامع همگانی، نشستهای منظم [مذهبی] یا این که خدماتی که به خواسته حل اشتباهات یا این که عبادات [اعمال می گردد] جای ‌های آیتم احترام (چه طبیعی باشد یا این که سازه گردیده) یا این که کتاب‌های مقدس سازماندهی میشوند. اجرا [مذهبی] یک آیین همینطور ممکن میباشد مشمول آئین‌ها، مراسم یادبود از نعمتهای یک معبود یا این که خدایان، قربانی‌ها، جشن و پای کوبی‌ها، مهمانی‌ها، بیخودی، تشرّف، مراسم‌تدفین، سرویس ها تزویج و نکاح، مراقبه، موسیقی، هنر، رقص، سرویس ها همگانی یا این که دیگر جنبه‌های فرهنگی بشر مسجد غدیر فلاحی مشهد گردد.

تمجید
نوشته‌علمیٔ مهم: تمجید آیین

اجرا شرعی گوناگون
آئین میتواند نصیب مرکزی نام و نشان شخص باشد. فرهنگ وتمدن لغت‌های امروزی آیین را یک سیستم سازمان یافته از اعتقادات و مناسک با محوریت یک جانور یا این که موجودات ماوراء طبیعی تعریف و تمجید می‌نمایند. وابستگی به یک مذهب اکثر اوقات بیشتراز به اشتراک گذاشتن اعتقادات آن و کمپانی در مراسم آن میباشد. همینطور به معنای بخشی از یک اجتماع و گاهی فرهنگ و تمدن میباشد. ادیان دنیا از جهات متفاوت مشابه هم می‌باشند. استفان پروترو، پژوهشگر، از این مشابهت‌ها تحت عنوان «همانندی‌های خانوادگی» خاطر می‌نماید. همگی ادیان مشمول مناسک، کتاب مقدس و روزهای مقدس و جای ‌های تجمع مسجد بابا غدیر مشهد می‌باشند.[۲]

امیل دورکیم:

آئین را این سیرتکامل تعریف‌و‌تمجید می‌نماید «آئین نظامی میباشد یگانه از اعتقادات و اجرا مرتبط با کارها مقدّس ـ غیروابسته از کارها غیرمقدّس و ممنوع. این اعتقادات و انجام افرادی که به آنها اعتقاد دارا هستند را در یک مجتمعی معنوی به اسم «کلیسا» (سازمان فقهی) متحد می‌نماید. چیزهای مقدس محصور به خدایان یا این که ارواح نیستند. برعکس، یک چیز مقدس میتواند سنگ، درخت، چشمه، سنگریزه، تکه چوب، منزل، در یک‌حرف، هر چیزی مقدس باشد. باورهای فقاهتی، اسطوره‌ها، جزم‌ها و افسانه‌ها، بازنمایی‌هایی می‌باشند که ماهیت این مقدسات و فضیلت ها و توان‌هایی که به آن‌ها نسبت داده می‌گردد را ذکر مسجد بابا قدرت مشهد می‌نمایند.»[۳]

ویلیام جیمز:

آیین عبارت میباشد از شم، ایفا و تجربیات‌های اشخاص هنگام تنهایی، بعد از آن که خویش را در قبال هرآنچه الهی می‌نامند مییابند.[۴]

شلایر ماخر:

آیین عبارت میباشد از شم خداوند درایت.[۴]

کانت:

آئین عبارت میباشد از آشنایی تکالیف ما تحت عنوان احکام الهی.[۵]


التفات آئین در سطح دنیا
جنبه‌ها
می‌اقتدار اذعان کرد در بعضا از ادیان بزرگان و عالمان آن آیین کارایی می‌نمایند که قسمت‌هایی از اوامر و عقاید فقاهتی را بوسیلهٔ دلیل و عامل عقلی توجیه نمایند و از این لحاظ قابل استناد به عقل بنظر برسند.

بعضا از ادیان نیز فراعقلی اند، یعنی قسمت‌هایی از آن غیروابسته از عقل و بر مبنای علاقه و عاطفه و احساسات و اعتقاداتی مبتنی بر این کارها اند و حتی گاهی بر اساس اعتقاداتی ناشی از پیروی از پدران خویشان و بستگان و دور و بری ها میباشد.

در اطمینان رهروان ادیان، مو جود یا این که موجوداتی که بالاتر از قانون ها روان طبیعت میباشند این عالم را آفریده و بر آن دستور‌روایی می‌نمایند و بشر میتواند از خط مش عبادت و پرستش وی/آنها از برخورد آن جانور یا این که آن یکسری جانور به کار گیری کند و به مرتبه‌ای از شم امنیت و ادب رسد.[۶] دربارهٔ این‌که «مو جود خالق» متبوع ادیان چه خصوصیاتی داراست و تعداد و صفات و هدف ها آن ها چیست و ارتفاع قدمت و بعد ها و شمار پیام‌آوران آن ها چه تعداد و اندازه میباشد میان ادیان اختلاف نظرهای بسیار متعددی وجود داراست.

تیم آئین از دو نصیب درست شده میباشد:

آموزه‌ها و پاراگراف‌های اعتقادی (می باشد‌ها /اصول)
دستورهای عملی، اخلاقی و ارزشی که بر اساس آموزه‌های اعتقادی پایدار گردیده‌اند (بایدها /فروع).
در ادیان متفاوت، این آموزه‌های اعتقادی عملکرد می‌نمایند تا پاسخی برای شعور معماهای هستی و آنچه فهم و شعور نشدنی میباشد (بی‌غایت، مرگ) مهیا نمایند.

بازدید : 45
پنجشنبه 18 ارديبهشت 1404 زمان : 10:42


پردیس و دوزخ و جهنم برزخی
در برزخ، هر که به فیض اعمالی که در جهان اعمال داده میرسد و در فیض، گروهی بهشتی و گروهی جهنمی می گردند.[۲۴] یکی‌از دلایلی که برای ثابت فردوس برزخی طرح گردیده، این آیه از سوره نحل میباشد که فرشتگان هنگامی روح مؤمنان را قبض می‌نمایند، به آن‌ها میگویند: «سلام و عرض ادب باد، به (مشوق) آنچه اجرا می‌دادید به فردوس درآیید».[۲۵] همینطور، در سوره آل عمران آمده که شهیدان زنده و خرسند می‌باشند و نزد پروردگارشان روزی داده میگردند.[۲۶] به اعتقادوباور دانشمندان از شیعه و سنی، این آیه‌ها نشانگر این حقیقت میباشد که مومنان و شهیدان پس از مرگ و پیش از قیامت، زنده‌اند و در فردوس برزخی حضور دارا هستند و از نعمت‌های الهی سود‌مند مسجد غدیر بلوار معلم مشهد می‌باشند.[۲۷]
درباره دوزخ وجهنم برزخی نیز در سوره نساء آمده که زمانی فرشتگان روح ظالمان را قبض می‌نمایند، با آن ها مصاحبه کرده و به آن ها میگویند: جایگاهتان دوزخ و جهنم میباشد.[۲۸] به اعتقادوباور پژوهشگران، این مصاحبه دلالت دارااست بر این که ظالمان بعداز مرگ و پیش از قیامت، زنده می باشند و به دوزخ و جهنم وارد می شوند.[۲۹]
همینطور، به عذاب فرعونیان در سوره غافر[۳۰] دلیل گردیده که بعداز مرگ، آفریدگار عذاب فرعونیان را در دو مرحله انجام می‌نماید: یک کدام از پیش از قیامت (هر صبح و شام در برزخ) و دیگری پس مسجد غدیر فلاحی مشهد از قیامت.[۳۱]
[یادداشت ۴]

در احادیث نیز بارها به پردیس و دوزخ و جهنم برزخی تصریح گردیده‌است.[۳۲] [یادداشت ۵] امام علی (ع) در یک کدام از خطبه‌هایش در باره برزخ اینگونه میگوید: آيا هیچیک از خاندان را برسد که دفع مرگ نمایند آيا مدیحه گران با فریاد و ناله خویش گرهى از این عمل توانند گشود در حالى که، آدمى گروگانِ محلّه مردگان میباشد و صرفا در تنگناى گور خفته میباشد. حشرات و گزندگان، پوست تنش را بر دریده‌اند و آن پیكرى که تا چندى پیش زنده و شاداب بود، فعلا پوسیده گردیده و وزش بادها نشانش را برانداخته و دستِ رویدادهاِ زمانه خاکِ وی بر باد داده. آرى، بدنهاى نو و لطیف، دگرگون گشته و آن استخوانهاى نیرومند پوسیده گردیده و جانها در گرو توشهِ گرانِ گناهان گرفتار باقی‌مانده‌اند. آن خبرهاى غیبى، که شنیده بودند، به اطمینان چشم‌اند. از وی نمى‌خواهند که بر انجام نیک خویش بیفزایند و راهى براى گذشتن از لغزشها و خطاهایشان مسجد بابا غدیر مشهد نمی‌یابند.[۳۳]

تکامل و تنزّل در برزخ
به اطمینان دانشمندان، قابلیت تکامل و تنزّل در برزخ، به وسیله اثرها اعمالی که سابقا در جهان جاری ساختن داده‌ایم، وجود داراست؛ چنانکه آفریدگار در سوره یس فرموده «مردگان را زنده میکنیم و آنچه کرده‌اند و آنچه از آثارشان بعداز مردن بروز می‌نماید، تمامی را مسجد بابا قدرت مشهد می‌نویسیم»[۳۴].[۳۵]
این مجموعه از دانشمندان متذکر گردیده‌اند که در برزخ، قابلیت ایفا شغل های نیک و بد که به تکامل یا این که تنزّل فرد بینجامد، نیست؛[۳۶] چنانکه امام علی(ع) فرموده «امروز(پیش از مرگ)، وقتِ شغل میباشد خیر حسابرسی؛ و فردا(بعداز مرگ) وقتِ حسابرسی میباشد، خیر شغل».[۳۷]
برخی از احادیث مدرک میدهند که خردسالان از این قاعده استثنا گردیده و میتوانند در برزخ تکامل یابند.[۳۸]

شفاعت در برزخ
نوشته ی علمیٔ مهم: شفاعت
شفاعت از مسلمات قرآنی میباشد[۳۹] که به اطمینان بعضی از دانشمندان شیعه-به عنوان مثال محمدحسین طباطبائی و محمدحسین حسینی تهرانی- اصطلاحاً به معنای برداشتن عذاب از گناهکاران در روز قیامت میباشد و مشمول برزخ نمی شود.[۴۰] این تیم از دانشمندان، حضور نبی(ص) و ائمه(ع) در حالا احتضار و پرسش قبر و تصرفات تکوینی وی را قبول دارا هستند ولی از آن، با تیتر شفاعت خاطر نمی کنند.[۴۱]

در انتقاد این طریقه اورده شده که همین ترازو از تصرفات تکوینی نبی(ص) و ائمه(ع) در برزخ، مصداق شفاعت میباشد؛ و این قصه از امام راست گو(ع) که «در قيامت، کلیه شما در پرتو شفاعت پيامبر یا این که جانشین وی، در پردیس هستيد؛ ولی به خداوند نسبت به شما در برزخ هراسناكم!»[۴۲] نیز دلالتی ندارد بر این که در برزخ، شفاعت وجود ندارد بلکه امام(ع) درصدد ذکر این نکته میباشد که نباید به آرزو شفاعت، به گناه کثیف شویم زیرا احتمال داراست در برزخ، به دلایلی شامل شفاعت نشویم.[۴۳]

تفاوت‌های برزخ و آخرت
بعضا دانشمندان، برای آخرت معنای بزرگ‌ای در حیث گرفته و آن را به معنای عالم بعداز مرگ میدانند که دربرگیرنده برزخ و قیامت کبری و بعداز آن میگردد. در این‌حالت، برزخ بخشی از آخرت میباشد خیر متمایز از آن.[۴۴] ولی گروهی از دانشمندان، آخرت را به معنای دنیا بعداز قیامت کبری، و برزخ را به معنای دنیا بعد از مرگ و پیش از قیامت کبری دانسته و به مقایسه آن دو و بیان تفاوت‌هایشان پرداخته‌اند:[۴۵]

با برپایی قیامت، عالم و برزخ نابود گردیده و آخرت آغاز میگردد؛ ولی وجود برزخ به طور برابر با وجود جهان برقرار میباشد.[۴۶]
با برپایی قیامت، در آخرت ارتباط بشر با اثرها اعمالی که سابقا در جهان اجرا داده بود جدا می‌گردد؛ ولی در برزخ، اینگونه ارتباط‌ای برقرار میباشد.[۴۷]
برهمین اصل، بواسطه اثرها اعمالی که سابقا در جهان جاری ساختن داده گردیده، قابلیت و امکان تکامل و تنزّل در قیامت نیست؛ ولی در برزخ اینگونه امکانی می باشد.[۴۸]
با برپایی قیامت، رجوع از آخرت به جهان ممکن وجود ندارد؛ ولی رجوع و برگشت از برزخ به عالم ممکن میباشد، چنانکه زنده کردن مردگان بوسیله عیسی(ع) و یا این که رجعت برخی بشر‌ها، رجوع و برگشت آنان از برزخ به جهان میباشد.[۴۹]
در آخرت، روح آدمی به تن مادی و دنیوی خودش وابستگی می گیرد؛ البته در برزخ روح آدمی با تن مثالی معاش می‌نماید.[۵۰]
در آخرت، شفاعت وجود دارااست؛ البته -سازه بر یک حیث- در برزخ شفاعت وجود ندارد.[۵۱]
با برپایی قیامت، بشر‌ها همه و ناگهان توده می شوند؛ البته در برزخ، آدم‌ها به ندرت و به گذر زمان مجال، به یکدیگر ملحق می گردند.[۵۲]
عذاب آخرت شدیدتر و مشقت بار‌خیس از عذاب برزخ میباشد؛ چنانکه عذاب آخرت برای گروهی از عموم جاوادنه میباشد ولی عذاب برزخ برای همگان موقت میباشد و با برپایی قیامت، از در میان می‌رود.[۵۳]
ملاصدرا در اسفار تفاوت آن‌چه را بشر در برزخ مشاهده می‌نماید با آن‌چه در قیامت مشاهده می‌نماید در شدت و ضعف،کمال و نقص دانسته بدین ذکر که آدمی در برزخ شکل‌های جزیی غیر دنیوی را با چشم خاطر مشاهده می‌نماید اما در قیامت با دیده اخروی به طور محسوس مشاهده می نماید ولی دیده محسوس‌ْمیان آدم در آخرت غیر از دنیاست. [۵۴]

بازدید : 20
سه شنبه 16 ارديبهشت 1404 زمان : 10:26


اَبومُسلم خُراسانی (کشته‌گردیده در ۱۳۷ق) داعی پر اسم و رسم بنی‌عباس که در سال ۱۲۹ هجری علیه بنی‌امیه قیام کرد. وی از شعار الرضا اینجانب آل محمد به کار گیری می کرد به همین ادله تنی چند از شیعه‌ها با وی همیاری کردند. قیام ابومسلم از مرو استارت شد و به خلافت سلسله بنی‌عباس و کشته‌شدن مروان بن محمد، واپسین خلیفه اموی، در مصر انجامید. وی آنگاه والی خراسان شد و در سال ۱۳۷ق به امر منصور، دومی خلیفه عباسی، به جهت بیم از اقتدار‌دریافت کردنِ وی مسجد غدیر بلوار معلم مشهد کشته شد.

درباره معاش و شخصیت ابومسلم، قصه‌های متفرق و گاه متناقضی وجود داراست. وی در نوجوانی با داعیان بنی‌عباس در کوفه آشنا شد و در سال ۱۲۹ هجری به امر ابراهیم بن محمد، امام عباسی برای تبلیغ به خراسان رفت. ابومسلم دو طومار به امام درست گو(ع) نوشت و از وی برای پذیرفتن خلافت دعوت کرد، ولی امام درست گو(ع) نپذیرفت. وی بعد از سقوط بنی‌امیه، با اشخاص و قیام‌های متمایلِ به امام درست گو(ع) و علویان اخلاق و رفتار تندی داشت و آن‌ها را مسجد غدیر فلاحی مشهد سرکوب کرد.

معاش و نسب
داستان‌ها درباره تاریخ و زادگاه، پدر و مادر و تبار ابومسلم متفرق و متناقض میباشد. در بعضی از این گزارش‌ها پشتیبانی منفی یا این که مثبت دارا‌هستند که آورده شده از سوی معارضان ابومسلم مانند بنی‌عباس، و نیز بوسیله دوستداران وی یا این که معارضان بنی‌عباس به وجود آمده میباشد.[۱] سال به دنیاآمدن وی در بین ۱۰۰ تا ۱۰۵ق(۷۲۴م) تقریب زده گردیده، و ۱۳۷ق(۷۵۵م) سال مرگ وی نقل شده میباشد. در بعضی منابع، اسم اورا ابراهیم‌بن‌ختکان و لقب‌اش را ابواسحاق گفته‌اند.[۲] در مکان دیگری، اورا ابراهیم‌بن‌عثمان نامیده‌اند.[۳] بعضا مورخان تبار او‌را پارسی دانسته و نام او را بهزادان‌بن‌بَنداد هُسر درج شده و داعیه گردیده که بنداد، بابا ابومسلم، پس از مسلمان شدن، اسم خویش را به عثمان تغییر و تحول اعطا کرد.[۴] هم‌اینگونه نقل شده در دیدار ابومسلم با ابراهیم‌بن‌محمد، امام عباسی، ابراهیم از وی منظور که لقب و اسم خویش را به ابومسلم عبدالرحمان بن مسلم تغییر‌و تحول دهد تا خوب بتواند کار نماید.[۵] شهرهای پوشنگ (مجاورت هرات)، کوفه و اصفهان تحت عنوان محل تولد ابومسلم تصویب مسجد بابا غدیر مشهد گردیده‌اند.[۶]

بابا ابومسلم در بیشتر متن‌ها تاریخی، عرب یا این که از موالیان عرب معرفی گردیده است.[۷] بعضا منابع، بابا ابومسلم را بومی یکی روستاهای اصفهان دانسته‌اند که دهقانی می کرد.[۸] وی آن‌گاه به سرویس ادریس بن مَعقل عِجلی درآمد و اندکی پیش یا این که بعداز میلاد ابومسلم درگذشت.[۹] زمانه کار ابومسلم هم زمان با امامت حضرت جعفر درست گو(ع)(امامت: ۱۴۸-۱۱۴ق) و خلافت هُشام‌بن‌عبدالملک (خلافت: ۱۲۵-۱۰۵ق)، وَلید‌بن‌یَزید(۱۲۶-۱۲۵ق)، یزیدبن‌ولید(شش ماه ۱۲۶ق)، ابراهیم‌بن‌ولید(۱۲۷-۱۲۶ق)، مَسرازیر‌بن‌محمد(۱۳۲-۱۲۷ق)، سَفّاح (۱۳۶-۱۳۲ق) و منصور مسجد بابا قدرت مشهد (۱۵۸-۱۳۶ق) بود.[۱۰]

ابومسلم در شعبان ۱۳۷ق به فرمان منصور عباسی، خلیفه دوم بنی‌عباس کشته شد. آورده شده منصور، به جهت بدگمانی، واهمه از کودتا و نافرمانی ابومسلم، او‌را کشت.[۱۱]

پیوستن به دعوت بنی‌عباس
در منابع تاریخی مرتبط با معاش ابومسلم، شخصی به اسم‌های موسی سَرّاج یا این که ابوموسی سراج[۱۲] یا این که عیسی بن موسی سراج[۱۳] چشم می‌گردد که مقیم کوفه بود. وی در شغل زین و لگام اشتغال داشت و ابومسلم طلبه یا این که کارمندان وی بوده میباشد.[۱۴] این شخص از دوستداران یا این که داعیان بنی‌عباس بوده[۱۵] و ابومسلم از روش وی یا این که در مهاجرت با وی، با دیگر داعیان عباسی در عراق به خصوص کوفه آشنا گشت.[۱۶] بعضا نیز نوشته‌اند که ابومسلم، در بین سال‌های ۱۱۵ تا ۱۲۰ق رابط دربین داعیان زندانی و آزاد و ابوموسی سراج بود.[۱۷] این داعیان بعد ابومسلم را به امام عباسی، ابراهیم بن‌ محمد بن علی، دارای اسم و رسم به ابراهیم امام معرفی کردند.[۱۸] برخی نوشته‌اند ابومسلم با محمد بن‌ علی، بابا ابراهیم نیز رابطه داشت.[۱۹][یادداشت ۱] ابومسلم بعد از فوت محمد بن علی نیز، تحت عنوان غلام آل‌مَعقل، میان دو داعی بنی‌عباس، بُکَیر بن ماهان (زندانی در کوفه) و ابوسَلمه خَلاَل، داماد بُکَیر، واسطه پیام بود.[۲۰] این دو در ۱۲۵ق، اندکی قبل از کشته‌شدن یحیی بن زید در جَوزجان، هم پا جمع‌ای از داعیان خراسان برای دیدن ابراهیم امام به مکه رفتند.[۲۱] بعداز مرگ بکیر، ابوسلمه با غرض آشکار کردن قیام و آغاز پوشیدن لباس‌های سیاه به خراسان رجوع و ابومسلم را نیز هم پا خویش پیروزی.[۲۲] در ۱۲۷ یا این که ۱۲۸ق ابومسلم یاروهمدم ابوسلمه، در شراة با ابراهیم امام دیدار داشت. بعضا منابع نوشته‌اند ابراهیم از زیرکی ابومسلم تمجید کرد و ابوسلمه، اورا به ابراهیم واگذار کرد.[۲۳] ابراهیم از وی خواست لقب و اسم خویش را تغییر‌و تحول دهد.[۲۴]

بازدید : 17
يکشنبه 14 ارديبهشت 1404 زمان : 10:56


ذاتی و عرضی در آئین
نوشته‌ی علمی «ذاتی و عرضی در آیین» آغاز در سال ۱۳۷۷ش در خبر نامه کیان به چاپ رسید.[۱۲۶] و آن‌گاه در کتاب توسعه و گسترش تجارب نبوی نیز مسجد غدیر بلوار معلم مشهد چاپ شد.[۱۲۷]

سروش آئین را به دو نصیب ذاتی و عرضی تقسیم می‌نماید. از حیث وی خدا اهدافی دارااست که به عبارتی ذاتیات آیین میباشد.[۱۲۸] از نظر سروش ذاتی آن چیزهایی میباشند که نمی‌توانستند نباشند.[۱۲۹] اسلام به ذاتیاتش اسلام میباشد خیر به عرضیاتش و مسلمانی در گرو التزام و اعتقادوباور به ذاتیات مسجد غدیر فلاحی مشهد میباشد.[۱۳۰]

معبود برای ذکر، تفهیم و علم آموزی هدف ها خویش از زبانی خاص به کارگیری می‌نماید که همگی از عرضیات آیین می‌باشند.[۱۲۸] عرضیات آیین چیزهایی میباشند که می‌توانستند نباشند.[۱۲۹] سروش اعتقاد دارد خلال لهجه اسلام، تمدن اسلام نیز عربی میباشد؛ این که قرآن از حوران سیه‌دیده در پردیس،[۱۳۱] بومی در چادر‌ها[۱۳۲] سفارش به نگریستن به خلقت شتر[۱۳۳] و اکثری مفاد از تمدن عربی که در قرآن گزینه به کار گیری قرار گرفته، همگی عرضی مسجد بابا غدیر مشهد می‌باشند.[۱۳۴]

معارضان این عقیده معتقدند عرضی‌های بخش اعظمی وجود دارااست که خویش بخشی از پیام مهم آئین را به یاروهمدم داراست.[۱۳۵] قرآن از روزنه بیان قصه‌های اقوام قبل، اهدافی را دنبال نموده و درصدد تبلیغ پیام خود میباشد.[۱۳۵] معارضان ذاتی و عرضی معتقدند در هر روایت و اتفاق، در هر مبارزه و صلح، حکمتی وجود داشته میباشد.[۱۳۵] همینطور ذات و گوهر آئین در عرضیات آیین تجلی می‌نماید و عدم وجود عرضیات، بازدارنده تجلی و ظهور آیین بی نقص میباشد.[۱۳۵] از دید معارضان خیر صرفا تغییر تحول ذاتیات آیین به نفی آیین خواهد انجامید، بلکه تغییر‌و تحول عرضیات آیین و انکار آن ها نیز به تغییر تحول آیین و تحریف آن سبب مسجد بابا قدرت مشهد میشود.[۱۳۵]

برخی منتقدان معتقدند سروش ترازو مستحکمی برای تفکیک ذاتی و عرضی ارائه نمی‌نماید.[۱۳۶] منتقدان معتقدند ذاتی و عرضی براساس پندار باستانی می‌باشند و در تامل امروزی به کارگیری کم کم از آنان به کارگیری میگردد. نگاه امروزی پدیدارشناسانه به آئین خواهد بود که در آن تاریخ و نمود آیین، خویش ذات آن می‌باشند.[۱۳۶]

آئین اقلی و بخش اعظمی
«آئین اقلی و بخش اعظمی» مسئله سخنرانی بود که عبدالکریم سروش در گردآوری دانشجو ها اهل ایران در مونترال کانادا در اسفند ۱۳۷۵ش نقص‌ کرد.[۱۳۷] این مورد در سال ۱۳۷۷ش در خبر نامه کیان با تیتر «آئین اقلی و بخش اعظمی» به چاپ رسید.[۱۳۸] همینطور در کتاب پیشرفت تجربیات نبوی نیز چاپ شد.[۱۳۹] سروش درین عقیده اعتقاد دارد آیه «الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ آیینَکُمْ؛ امروز، آیین شما‌را بدون نقص کردم» برای اشاره به تکمیل، آمده میباشد و خیر جامع بودن.[۱۴۰] همینطور آیه اشاره به اکمال حداقلی دارااست و خیر حداکثری؛ بدین مفهوم که دست کم موردنیاز هدایت به عموم داده گردیده‌است البته حداکثر ممکن در تکامل تدریجی و گسترش تاریخی آتی اسلام پدید خواهد آمد.[۱۴۱]

آئین اقلی از لحاظ سروش بدین مفهوم میباشد که در حالتی که آیین را دنیایی بدانیم، آئین واجد احکامی میباشد که با اقل حالت معیشتی آدمی وفق میدهد و قابل اجراست و در شرایطی‌که آئین را اخروی بدانیم، معدود‌ترین خوشبختی اخروی را ممکن می‌سازد.[۱۴۲] سروش در آیین حداقلی به حرف غزالی استناد می‌نماید که عالم را چنان سامان می دهیم که آخرت‌گرایان بتوانند آخرت خویش را تأمین نمایند و مابقی کارها عالم بر ذمه عقلای خویشاوندان میباشد.[۱۴۳] سروش درین عقیده اعتقاد دارد احکام فقاهتی همگی عرضی میباشند.[۱۴۴]

معارضان این عقیده معتقدند مسیر منطقی برای یافتن قلمرو آئین، مراجعه به خویش «آئین» میباشد، خیر گمانه‌زنی‌ها و حدسیات.[۱۴۵] اینان معتقدند بشر مؤمن، پیرو مشخص و معلوم کردن انتظار خویش از آیین وجود ندارد، بلکه می بایست ببیند آئین از او چه انتظاراتی داراست.[۱۴۵] بشر بعد از آنکه به «حقانیت آئین» پی پیروزی و به آن «ایمان» آورد، نزدیک به و گستره احکام و معارف فقهی، خواهد ماند.[۱۴۵]

برخی از معارضان نیز معتقدند آیین قصدی بر بسیاری بودن ندارد؛ بعضی کارها را به آدم‌ها و عقل انسانی واگذار نموده است و قوت اسلام و فقه اسلامی در همین میباشد؛ چون ذکر بخش اعظمی و جایی برای دوراندیشی بشری نادیده گرفتن، عدم تطابق پذیری اسلام با مجال‌ها و جای ‌های گوناگون را به‌دنبال داراست، که‌این قضیه با جهانی و جاودانی بودن اسلام ناسازگار میباشد.[۱۴۶]

پانویس
«کندوکاو در گستردن اوضاع و آرای سروش به لهجه خودش»، وب سایت عبدالکریم سروش.
««عبدالکریم» تعیین اینجانب بود، «سروش» سفارش آقای حداد»، مقر انصاف.
«مستند عبدالکریم سروش: معرفت و مدارا»، وبسایت یوتیوب.
«کندوکاو در تفصیل حال و روز و آرای سروش به گویش خودش»، تارنما عبدالکریم سروش.
«کندوکاو در تفصیل اوضاع و احوال و آرای سروش به گویش خودش»، تارنما عبدالکریم سروش.
«مستند عبدالکریم سروش: معرفت و مدارا»، وبسایت یوتیوب.
«کندوکاو در گستردن وضع و اوضاع و آرای سروش به گویش خودش»، تارنما عبدالکریم سروش.
مرتضوی، «سروش»، ص۱۵۶.
«کندوکاو در تفصیل اوضاع و آرای سروش به گویش خودش»، وبسایت عبدالکریم سروش.
«دریغا که زمان قهوه میل کردن با پوپر از دست رفت»، وبسایت عبدالکریم سروش.
«عبدالکریم سروش که می باشد؟ ایدئولوگ روز گذشته، اپوزیسیون امروز»، وبسایت روی داد ۲۴.
مرتضوی، «سروش»، ص۱۵۷.
بهنود، «سروش یکی صد اثرگزار فقیه»، تارنما عبدالکریم سروش.
«اعلام‌کرد وگویی با پزشک سروش به مناسبت اخذ پاداش اراسموس» وبسایت عبدالکریم سروش.
«مستند عبدالکریم سروش: معرفت و مدارا»، تارنما یوتیوب.
«تیم کتاب‌ها»، وبسایت عبدالکریم سروش
«عبدالکریم سروش»، پرتال جامع علم ها انسانی.
«کندوکاو در تفصیل وضع و آرای سروش به گویش خودش»، وبسایت عبدالکریم سروش.
نرم‌افزار پرگار، مناظره‌های انقلاب، دو مهمان چهل سال آن گاه، قسمت اولیه، وبسایت یوتیوب.
«مستند عبدالکریم سروش: معرفت و مدارا»، وبسایت یوتیوب.
سهیمی، «پزشک معالج عبدالکریم سروش با منتقدانش چه می‌نماید» وبسایت صدانت
«یک‌توشه انقلاب فرهنگی کافی بود»، وب سایت عبدالکریم سروش.
«روایتی از مناظره های داغ سال 60»، تارنما روشن.
« دوم خرداد ماه به ضرروزیان کیان به انتها رسید» وبسایت عبدالکریم سروش.
قوچانی، «سروش در معیار»، تارنما عبدالکریم سروش.
«ما، هم به قرآن نگاه نقدی داریم و هم به نبی»، تارنما زیتون.
«ما، هم به قرآن نگاه نقدی داریم و هم به فرستاده»، وب سایت زیتون.
«عبدالکریم سروش پیرو عبور از آئین وجود ندارد»، مذاکره با سروش دباغ.، وب سایت زیتون.
«نومعتزلی هستم»، تارنما اصطلاح.
رفیعی، «مَرَجَ البَحرین؛ رؤیای سروش، قصه شبستری»، تارنما زیتون.
مرتضوی، «سروش»، ص۱۵۳.
مرتضوی، «سروش»، ص۱۵۳.
مولوی، مثنوی معنوی، ۱۳۷۶ش، برگه سی و یک.
« دریغا که زمان قهوه تناول کردن با پوپر از دست رفت» تارنما عبدالکریم سروش.
«کندوکاو در گستردن حال و روز و آرای سروش به لهجه خودش»، وبسایت عبدالکریم سروش.
«کندوکاو در گستردن وضع و آرای سروش به گویش خودش»، وبسایت عبدالکریم سروش.
«ورژن بدون نقص گفتگوی صدای ایالات متحده با عبدالکریم سروش»، تارنما یوتیوب.
سروش، توسعه و گسترش تجارب نبوی، ۱۳۸۵ش، ص۲۴.
«کتاب مثنوی معنوی، تصحیح عبدالکریم سروش»، وب سایت عرش کتاب.
سروش، گلستان مثنوی یا این که گلستان معنوی
«ورژن بی نقص گفتگوی صدای ایالات متحده با عبدالکریم سروش»، وب سایت یوتیوب.
قوچانی، «گزارشی از نقدهای متقابل روحانیان و سروش»، پرتال جامع علم ها انسانی.
قوچانی، «گزارشی از نقدهای متقابل روحانیان و سروش»، پرتال جامع علم ها انسانی.
قوچانی، «سروش در واحد سنجش»، وبسایت عبدالکریم سروش.
قوچانی، «سروش در واحد سنجش»، تارنما عبدالکریم سروش.
سروش، «سقف معیشت بر ردیف شریعت»، ص۲۶.
سروش، «سقف معیشت بر ردیف شریعت»، ص۲۷.
سروش، «سقف معیشت بر ردیف شریعت»، ص۲۸.
سروش، «سقف معیشت بر ردیف شریعت»، ص۲۹.
سروش، «سقف معیشت بر ردیف شریعت»، ص۲۷.
قوچانی، «گزارشی از نقدهای متقابل روحانیان و سروش»، پرتال جامع علم ها انسانی.
«برخورد آیت الله علیدوست به ادعاهای سروش علیه حوزه و روحانیت»، خبرگزاری رسا
سروش، «آفتاب روز قبل و کیمیای امروز»، ص۴.
سروش، «مدرس مطهری، احیاکننده‌ای راستین در بعدازظهر تازه»، ص۳۷-۴۴.
سروش، «معلم مطهری، احیاکننده‌ای راستین در بعد از ظهر تازه»، ص۴۴.
سروش، «گفتار نو از پزشک سروش به مناسبت سالگرد شهید شدن مرحوم مرتضی مطهری»، شبکه تلگرام عبدالکریم سروش.
سروش، توسعه و گسترش تجربیات نبوی، ۱۳۸۵ش، ص۶۹.
سروش، «نوشته پزشک معالج سروش در وصف آیت‌الله منتظری»، وبسایت همبستگی.
سروش، «فقه در معیار»، ص۱۷.
سروش، «فقه در میزان»، ص۱۷.
سروش، «فقه در میزان»، ص۱۷.
اپلیکیشن پرگار، مناظره‌های انقلاب، دو مهمان چهل سال آن‌گاه، قسمت اولیه، وب سایت یوتیوب.
«برخورد پزشک معالج سروش به عیب گیری آیت الله علیدوست»، خبرگزاری قانونی حوزه
اپلیکیشن پرگار، مناظره‌های انقلاب، دو مهمان چهل سال آن‌گاه، نصیب اولیه، وب سایت یوتیوب.
سروش، «آیین و دنیای تازه»، پرتال جامع علم ها انسانی.
سروش، «آیین و دنیای تازه»، پرتال جامع علم ها انسانی.
سروش، سخنرانی سلوک دیندارانه در دنیا امروزی، جلسه۱.، وب سایت آپارات.
«مستند عبدالکریم سروش: معرفت و مدارا»، وبسایت یوتیوب.
سروش، «آئین در دنیای امروزی به کجا می‌رود»، ص۹۲.
سروش، «سنت و پر‌نور‌فکری شرعی»، ص۹.
سروش، «آیین در دنیای امروزی به کجا می‌رود»، ص۹۳.
سروش، «سلوک دیندارانه در دنیا امروزی» جلسه۴۰. وب سایت آپارات.
«سلوک دیندارانه در عالم امروزی»، وب سایت آپارات.
«عبدالکریم سروش که می باشد؟ ایدئولوگ روز قبل، اپوزیسیون امروز»، تارنما اتفاق افتاد ۲۴.
سروش، «۱۰سال حصر و سالگرد ۴۲ سال»، شبکه تلگرام عبدالکریم سروش.
«متن بی نقص طومار عبدالکریم سروش به آیت الله خامنه ای»، وبسایت رادیو فردا
سروش، «متن بدون نقص طومار عبدالکریم سروش»، وبسایت بی بی سی فارسی.
نرم‌افزار پرگار، مناظره‌های انقلاب، دو مهمان چهل سال سپس، قسمت اولیه، تارنما یوتیوب.
سروش، سخنرانی «چهلمین سالگرد انقلاب بهمنی»، تارنما یوتیوب.
سروش، «۱۰سال حصر و سالگرد ۴۲ سال»، شبکه تلگرام عبدالکریم سروش.
مرتضوی، «سروش»، ص۱۶۴.
پرگار: مناظره‌های انقلاب، دو مهمان، چهل سال بعد از آن، نصیب دوم، وب سایت یوتیوب
«مستند عبدالکریم سروش: معرفت و مدارا»، وب سایت یوتیوب.
سروش، «امام و عزت مسلمین»، پرتال جامع علم ها انسانی
«عبدالکریم سروش که می باشد؟ ایدئولوگ روز گذشته، اپوزیسیون امروز»، تارنما روی داد ۲۴.
سروش، سخنرانی «چهلمین سالگرد انقلاب بهمنی»، وب سایت یوتیوب
آیین یک اقتدار میباشد، وبسایت زیتون.
شش نکته‌ی سنجش‌گرانه در امر عقیده‌ی «آیین و اقتدار» سروش، وب سایت زیتون؛ سوال‌های محمدرضا جلایی‌پور از معلم سروش، وبسایت انصاف نیوز.
نیم چهره پزشک سروش، وبسایت محمد نصر اصفهانی.
علیدوست، آئین و حکمت، تارنما سلسبیل.
نصر اصفهانی، نیم صورت پزشک سروش.، وب سایت محمد نصر اصفهانی.
یک سوال از آقای سروش، وب سایت مهرنیوز.
مرتضوی، «سروش»، ص۱۵۸.
مرتضوی، «سروش»، ص۱۵۸.
سروش، توسعه و گسترش تجارب نبوی، ۱۳۸۵ش، ص۳.
سروش، «قبض و توسعه و گسترش تئوریک شریعت»، ص۱۸.
سروش، «قبض و توسعه و گسترش تئوریک شریعت»، ص۱۸.
باقی، «پرسشی که همچنان بی جواب ماند»، وبسایت عمادالدین باقی.
جوادی آملی، شریعت در آینه معرفت: نظارت و عیب گیری عقیده قبض و پیشرفت تئوریک شریعت، ۱۳۷۸ش.
سبحانی، «تحلیلی از: پیشرفت و قبض تئوریک شریعت یا این که عقیده تکامل معرفت فقهی»
مصباح یزدی، «سلسله درسهایی درباره معرفت شرعی(۴): انتقاد و نظارت دلیل «قبض و گسترش تئوریک شریعت»
لاریجانی، «نقدی بر نوشته‌ی‌علمی «گسترش و قبض تئوریک شریعت»»
مصباح یزدی، «سلسله درسهایی درباره معرفت فقهی (4): انتقاد و پژوهش برهان قبض و پیشرفت تئوریک شریعت»، ص۱۲.
سروش، توسعه و گسترش تجربیات نبوی، ۱۳۸۵ش، ص۶۵.
سروش، توسعه تجربیات نبوی، ۱۳۸۵ش، ص۱۷.
طاهری، «پیشرفت تجارب نبوی در بوته انتقاد»، ص۴۱.
منتظری، سفیر حق و صفیر وحی، ۱۳۸۷ش، ص۴۰–۴۱.
«قضیه وحی: با نگاهی به مکاتبات آیت الله سبحانی و پزشک سروش»، ، تارنما پاتوق کتاب فردا.
سروش، صحبت محمد رؤیای محمد، (محمد (ص) راوی رؤیاهای رسولانه ۲)، ۱۳۹۷ش، ص۱۱۰.
سروش، سخن محمد رؤیای محمد، (محمد (ص) راوی رؤیاهای رسولانه ۵)، ۱۳۹۷ش، ص ۱۹۲.
آرمین، «پاسخی به دکتر معالج سروش»، راس دایرةالمعارف گران قدر اسلامی.
«مناظره نخستین سروش با عبدالعلی تاجر»، تارنما نوانیشی فقهی.
سروش، پیشرفت تجارب نبوی، ۱۳۸۵ش، ص۷۴.
«ما، هم به قرآن نگاه نقدی داریم و هم به رسول»،، وبسایت زیتون.
سروش، گسترش تجارب نبوی، ۱۳۸۵ش، ص۷۳–۷۵.
«ما، هم به قرآن نگاه نقدی داریم و هم به فرستاده»، وبسایت زیتون.
سروش، سخنرانی «امام علی (ع) در نهج البلاغه»، وبسایت یوتیوب.
بهمن‌پور، «نگاه کن که را به قتل که دلشاد می کنی»، ص۸۲۷.
فاضلی، «نادرنگری»، ص۸۳.
سبحانی، جعفر، «خاتمیت، جدا وحی تشریعی: جواب آیت‌الله سبحانی به دکتر معالج سروش»، مقر حوزه.
فاضلی، «نادرنگری»، ص۸۷.
«اوصاف پارسیان، ورژن متنی» وب سایت تبیان.
سروش، حکمت و معیشت، محل کار ابتدا، ۱۳۸۸ش، ص۱.
سروش، حکمت و معیشت، محل کار ابتدا، ۱۳۸۸ش، ص۲.
«متن بدون نقص کتاب اوصاف پارسایان پزشک عبدالکریم سروش»
«ذاتی و عرضی در آیین»، کیان ۱۳۷۷ش، شماره۴۲.
سروش، توسعه و گسترش تجارب نبوی، ۱۳۸۵ش، ص۴۷–۶۲.
سروش، توسعه و گسترش تجربیات نبوی، ۱۳۸۵ش، ص۴۶.
سروش، «برشانه غول‌ها ایستاده‌ایم»، ص۱۲۰.
سروش، توسعه و گسترش تجربیات نبوی، ۱۳۸۵ش، ص۲۰.
سوره رخداد، ایه۲۲.
سوره الرحمن، آیه۷۲.
سوره غاشیه، آیه۱۷.
سروش، پیشرفت تجارب نبوی، ۱۳۸۵ش، ص۳۳.
طالبی، «نقدی بر نوشته‌ی‌علمی ذاتی و عرضی در آیین» مقر حوزه.
«عبدالکریم سروش که می باشد؟ ایدئولوگ روز قبل، اپوزیسیون امروز»، وبسایت اتفاق افتاد ۲۴.
سروش، توسعه تجربیات نبوی، ۱۳۸۵ش، ص۴۷.
«آئین اقلی و بخش اعظمی»، کیان ۱۳۷۷ش، شماره۴۱.
سروش، پیشرفت تجارب نبوی، ۱۳۸۵ش، ص۴۷–۶۲.
سروش، توسعه تجارب نبوی، ۱۳۸۵ش، ص۶۰.
سروش، پیشرفت تجربیات نبوی، ۱۳۸۵ش، ص۱۷.
سروش، توسعه و گسترش تجارب نبوی، ۱۳۸۵ش، ص۵۱.
پرگار: مناظره‌های انقلاب، دو مهمان، چهل سال آن گاه، قسمت دوم، تارنما یوتیوب
«مستند عبدالکریم سروش: معرفت و مدارا»، تارنما یوتیوب.
«کلیه دلایل ابطال‌پذیر موافقان آئین حداقلی»، وب سایت آیت الله خامنه‌ای.
هاشمی، «عقیده آئین اقلی و کمال آئین» مقر حوزه.
منابع

بازدید : 22
پنجشنبه 11 ارديبهشت 1404 زمان : 10:55


رضا رمضانی گیلانی (زاده ۱۳۴۲ش) دبیرکل مجمع جهانی اهل‌بیت و نماینده سه عصر مجلس خبرگان رهبری. او مسئولیت‌های دیگری برای مثال سر کردگی راءس اسلامی امام علی(ع) در اتریش، رئیس راس اسلامی هامبورگ، سر کردگی اتحادیه اروپایی علما و تئولوگ‌های شیعه را نیز برعهده مسجد غدیر بلوار معلم مشهد داشته میباشد.

معاش‌طومار و تحصیلات
رضا رمضانی گیلانی در ۲ اسفند سال ۱۳۴۲ش در رشت دیده به جهان گشود.[۱] هم‌­فرصت با علم آموزی در دوران دبیرستان، درس‌های حوزوی را به صورت غیر رسمی شروع کرد و در سال ۱۳۵۹ش رسما وارد حوزه علمیه گردیده و درس‌های مقدماتی را در مکتب مهدویه و مستوفی رشت طی کرد.[۲] آن گاه برای ادامه تحصیلات در سال ۱۳۶۲ش به مشهد رفت و سطح ها بهتر را نزد سید جواد فقید سبزواری، صالحی خراسانی و... طی کرد و مدتی نیز در درس فلسفه سید جلال‌الدین آشتیانی کمپانی مسجد غدیر فلاحی مشهد کرد.[۳]


دیدار رضا رمضانی دبیرکل مجمع جهانی اهل‌بیت با نیکلاس مادورو رییس‌جمهور ونزوئلا (اردیهشت ۱۴۰۳ش)[۴]

تفصیل حدیث تیتر بصری، تاثیر رضا رمضانی
در سال ۱۳۶۷ش برای گذراندن درس بیرون به قم رفت و تا سال ۱۳۸۰ش در درس‌های فقه و اصول فقیهانی زیرا فاضل لنکرانی، بهجت، مکارم شیرازی، وحید خراسانی، شبیری زنجانی، سبحانی و... کمپانی کرد. درس تعبیروتفسیر را نزد جوادی آملی و علم ها قرآنی را نزد محمدهادی معرفت خواند و در درس فلسفه و عرفان حسن حسن‌زاده آملی، جوادی آملی، یحیی انصاری شیرازی و حکیم عسگری گیلانی کمپانی مسجد بابا غدیر مشهد کرد.[۵]

رمضانی در سال ۱۳۷۳ش در حرفه الهیات و معارف اسلامی از دانش گاه تربیت معلم قم در بازه زمانی فوق لیسانس خارج از‌التحصیل شد[۶] و در سال ۱۳۸۵ش سند سطح چهار حوزه را اخذ نمود.[۷] او خلال تحصیلات حوزوی، دروس دانشگاهی را در بازه زمانی دکتری در حرفه فلسفه خوی به پایان رسانید و هم زمان با آن، گویش آلمانی را نیز فرا مسجد بابا قدرت مشهد گرفت.[۸]

درس دادن و اثرها
رمضانی چنانکه خودش گفته از سال ۱۳۶۰ش در کنار علم آموزی در حوزه، درس دادن را آغاز کرد که تا به امروز ادامه داراست و مشمول درس‌های مقدمات تا بیرون فقه و اصول میگردد.[۹] همینطور از سال ۱۳۶۵ش در دانشکده‌های متعدد به درس دادن حرف اسلامی، حرف نو، تعبیروتفسیر، کردار و معارف اسلامی و... پرداخت.[۱۰]

در معاش‌طومار خودنوشت رضا رمضانی به تألیف بیشتراز ۵۰ کتاب و نوشته‌علمی در موضوعات علم ها قرآنی، نهج البلاغه، کردار، فلسفه، عرفان و... اشاره شد‌ه‌است.[۱۱] کتاب «آراء اخلاقی علامه طباطبائی» وی نیز به بوسنیایی ترجمه گردیده‌است.[۱۲]

عضویت در دسته حرف و فلسفه دائرة المعارف قرآن مهربان محل کار تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، متخصص علم ها قرآنی و تربیتی رادیو معارف و عضویت در هیأت علمی محاسبه کتاب ها حوزوی از سایر کار‌های علمی او میباشد.[۱۳]

عکس العمل به طومار دبیرکل سازمان ملل درباره حمله به مسلمان ها
رمضانی گیلانی با ارسال طومار‌ای به آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل متحد، از بیانیه وی در هشدار نسبت به توسعه و گسترش کینه دوزی در عالم و هجوم ها علیه مسلمان‌ها در‌پی سرایت کووید 19،[۱۴] تشکر کرد. او درین طومار نصیب عمده تهدیدهای امنیتی، اقتصادی و بهداشتی که جامعه جهانی در معرض آن جای دارد را از سوی کشورهای زیاده‌خواه و ثمره تشدید کینه ورزی بین سیاه و سپید، مسلمان و غیرمسلمان، شیعه و سنی را مبارزه‌افروزی و بازار فروش سلاح آن‌ها دانسته میباشد.[۱۵] به گفته رمضانی نفی کینه ورزی و دوری از ترویج آن، وظیفه‌ای انسانی و عمومی میباشد.[۱۶]

کار‌های فرهنگی-اجرایی
کار‌های فرهنگی و اجرایی رضا رمضانی عبارت میباشد از:

دبیرکل مجمع جهانی اهل‌بیت با حکم آیت‌الله خامنه‌ای (۱۳۹۸ش)[۱۷]
مدیریت مجموعه معارف اسلامی در دانش کده گیلان (۱۳۷۱-۱۳۷۳ش)
تأسیس مؤسسه آیین و خلق و خوی (۱۳۷۹ش)
تأسیس گروه فرهنگی فقهی عترت در رشت (مشمول سه قسمت: هیئت متوسلین به ائمه اطهار(ع)، کانون فرهنگی فقاهتی ثقلین و موسسه خیریه حضرت ابوالفضل العباس(ع))
نمایندگی اما دانا در استان البرز و امام آدینه کرج (۱۳۸۰-۱۳۸۴ش)
سر کردگی راس اسلامی امام علی(ع) در وین اتریش (۱۳۸۵-۱۳۸۸ش)
نماینده عموم استان گیلان در زمان‌های چهارم، پنجم و ششم مجلس خبرگان رهبری
امام و مدیریت راءس اسلامی هامبورگ در آلمان با حکم آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر ایران (۱۳۸۸-۱۳۹۷ش)
سر گروهی هیئت علما برای تحقیق و داوری اتحادیه مرکز ها شیعه در آلمان (۱۳۸۹ش)
سر گروهی اتحادیه اروپایی علما و تئولوگ‌های شیعه (۱۳۹۳-۱۳۹۷ش)
احداث حوزه علمیه در هامبورگ (۱۳۹۲ش)[۱۸]
پانویس

تعداد صفحات : 56

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 562
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 0
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه