اَبومُسلم خُراسانی (کشتهگردیده در ۱۳۷ق) داعی پر اسم و رسم بنیعباس که در سال ۱۲۹ هجری علیه بنیامیه قیام کرد. وی از شعار الرضا اینجانب آل محمد به کار گیری می کرد به همین ادله تنی چند از شیعهها با وی همیاری کردند. قیام ابومسلم از مرو استارت شد و به خلافت سلسله بنیعباس و کشتهشدن مروان بن محمد، واپسین خلیفه اموی، در مصر انجامید. وی آنگاه والی خراسان شد و در سال ۱۳۷ق به امر منصور، دومی خلیفه عباسی، به جهت بیم از اقتداردریافت کردنِ وی مسجد غدیر بلوار معلم مشهد کشته شد.
درباره معاش و شخصیت ابومسلم، قصههای متفرق و گاه متناقضی وجود داراست. وی در نوجوانی با داعیان بنیعباس در کوفه آشنا شد و در سال ۱۲۹ هجری به امر ابراهیم بن محمد، امام عباسی برای تبلیغ به خراسان رفت. ابومسلم دو طومار به امام درست گو(ع) نوشت و از وی برای پذیرفتن خلافت دعوت کرد، ولی امام درست گو(ع) نپذیرفت. وی بعد از سقوط بنیامیه، با اشخاص و قیامهای متمایلِ به امام درست گو(ع) و علویان اخلاق و رفتار تندی داشت و آنها را مسجد غدیر فلاحی مشهد سرکوب کرد.
معاش و نسب
داستانها درباره تاریخ و زادگاه، پدر و مادر و تبار ابومسلم متفرق و متناقض میباشد. در بعضی از این گزارشها پشتیبانی منفی یا این که مثبت داراهستند که آورده شده از سوی معارضان ابومسلم مانند بنیعباس، و نیز بوسیله دوستداران وی یا این که معارضان بنیعباس به وجود آمده میباشد.[۱] سال به دنیاآمدن وی در بین ۱۰۰ تا ۱۰۵ق(۷۲۴م) تقریب زده گردیده، و ۱۳۷ق(۷۵۵م) سال مرگ وی نقل شده میباشد. در بعضی منابع، اسم اورا ابراهیمبنختکان و لقباش را ابواسحاق گفتهاند.[۲] در مکان دیگری، اورا ابراهیمبنعثمان نامیدهاند.[۳] بعضا مورخان تبار اورا پارسی دانسته و نام او را بهزادانبنبَنداد هُسر درج شده و داعیه گردیده که بنداد، بابا ابومسلم، پس از مسلمان شدن، اسم خویش را به عثمان تغییر و تحول اعطا کرد.[۴] هماینگونه نقل شده در دیدار ابومسلم با ابراهیمبنمحمد، امام عباسی، ابراهیم از وی منظور که لقب و اسم خویش را به ابومسلم عبدالرحمان بن مسلم تغییرو تحول دهد تا خوب بتواند کار نماید.[۵] شهرهای پوشنگ (مجاورت هرات)، کوفه و اصفهان تحت عنوان محل تولد ابومسلم تصویب مسجد بابا غدیر مشهد گردیدهاند.[۶]
بابا ابومسلم در بیشتر متنها تاریخی، عرب یا این که از موالیان عرب معرفی گردیده است.[۷] بعضا منابع، بابا ابومسلم را بومی یکی روستاهای اصفهان دانستهاند که دهقانی می کرد.[۸] وی آنگاه به سرویس ادریس بن مَعقل عِجلی درآمد و اندکی پیش یا این که بعداز میلاد ابومسلم درگذشت.[۹] زمانه کار ابومسلم هم زمان با امامت حضرت جعفر درست گو(ع)(امامت: ۱۴۸-۱۱۴ق) و خلافت هُشامبنعبدالملک (خلافت: ۱۲۵-۱۰۵ق)، وَلیدبنیَزید(۱۲۶-۱۲۵ق)، یزیدبنولید(شش ماه ۱۲۶ق)، ابراهیمبنولید(۱۲۷-۱۲۶ق)، مَسرازیربنمحمد(۱۳۲-۱۲۷ق)، سَفّاح (۱۳۶-۱۳۲ق) و منصور مسجد بابا قدرت مشهد (۱۵۸-۱۳۶ق) بود.[۱۰]
ابومسلم در شعبان ۱۳۷ق به فرمان منصور عباسی، خلیفه دوم بنیعباس کشته شد. آورده شده منصور، به جهت بدگمانی، واهمه از کودتا و نافرمانی ابومسلم، اورا کشت.[۱۱]
پیوستن به دعوت بنیعباس
در منابع تاریخی مرتبط با معاش ابومسلم، شخصی به اسمهای موسی سَرّاج یا این که ابوموسی سراج[۱۲] یا این که عیسی بن موسی سراج[۱۳] چشم میگردد که مقیم کوفه بود. وی در شغل زین و لگام اشتغال داشت و ابومسلم طلبه یا این که کارمندان وی بوده میباشد.[۱۴] این شخص از دوستداران یا این که داعیان بنیعباس بوده[۱۵] و ابومسلم از روش وی یا این که در مهاجرت با وی، با دیگر داعیان عباسی در عراق به خصوص کوفه آشنا گشت.[۱۶] بعضا نیز نوشتهاند که ابومسلم، در بین سالهای ۱۱۵ تا ۱۲۰ق رابط دربین داعیان زندانی و آزاد و ابوموسی سراج بود.[۱۷] این داعیان بعد ابومسلم را به امام عباسی، ابراهیم بن محمد بن علی، دارای اسم و رسم به ابراهیم امام معرفی کردند.[۱۸] برخی نوشتهاند ابومسلم با محمد بن علی، بابا ابراهیم نیز رابطه داشت.[۱۹][یادداشت ۱] ابومسلم بعد از فوت محمد بن علی نیز، تحت عنوان غلام آلمَعقل، میان دو داعی بنیعباس، بُکَیر بن ماهان (زندانی در کوفه) و ابوسَلمه خَلاَل، داماد بُکَیر، واسطه پیام بود.[۲۰] این دو در ۱۲۵ق، اندکی قبل از کشتهشدن یحیی بن زید در جَوزجان، هم پا جمعای از داعیان خراسان برای دیدن ابراهیم امام به مکه رفتند.[۲۱] بعداز مرگ بکیر، ابوسلمه با غرض آشکار کردن قیام و آغاز پوشیدن لباسهای سیاه به خراسان رجوع و ابومسلم را نیز هم پا خویش پیروزی.[۲۲] در ۱۲۷ یا این که ۱۲۸ق ابومسلم یاروهمدم ابوسلمه، در شراة با ابراهیم امام دیدار داشت. بعضا منابع نوشتهاند ابراهیم از زیرکی ابومسلم تمجید کرد و ابوسلمه، اورا به ابراهیم واگذار کرد.[۲۳] ابراهیم از وی خواست لقب و اسم خویش را تغییرو تحول دهد.[۲۴]
اَبومُسلم خُراسانی (کشتهگردیده در ۱۳۷ق) داعی پر اسم و رسم بنیعباس که در سال ۱۲۹ هجری علیه بنیامیه قیام کرد. وی از شعار الرضا اینجانب آل محمد به کار گیری می کرد به همین ادله تنی چند از شیعهها با وی همیاری کردند. قیام ابومسلم از مرو استارت شد و به خلافت سلسله بنیعباس و کشتهشدن مروان بن محمد، واپسین خلیفه اموی، در مصر انجامید. وی آنگاه والی خراسان شد و در سال ۱۳۷ق به امر منصور، دومی خلیفه عباسی، به جهت بیم از اقتداردریافت کردنِ وی مسجد غدیر بلوار معلم مشهد کشته شد.
درباره معاش و شخصیت ابومسلم، قصههای متفرق و گاه متناقضی وجود داراست. وی در نوجوانی با داعیان بنیعباس در کوفه آشنا شد و در سال ۱۲۹ هجری به امر ابراهیم بن محمد، امام عباسی برای تبلیغ به خراسان رفت. ابومسلم دو طومار به امام درست گو(ع) نوشت و از وی برای پذیرفتن خلافت دعوت کرد، ولی امام درست گو(ع) نپذیرفت. وی بعد از سقوط بنیامیه، با اشخاص و قیامهای متمایلِ به امام درست گو(ع) و علویان اخلاق و رفتار تندی داشت و آنها را مسجد غدیر فلاحی مشهد سرکوب کرد.
معاش و نسب
داستانها درباره تاریخ و زادگاه، پدر و مادر و تبار ابومسلم متفرق و متناقض میباشد. در بعضی از این گزارشها پشتیبانی منفی یا این که مثبت داراهستند که آورده شده از سوی معارضان ابومسلم مانند بنیعباس، و نیز بوسیله دوستداران وی یا این که معارضان بنیعباس به وجود آمده میباشد.[۱] سال به دنیاآمدن وی در بین ۱۰۰ تا ۱۰۵ق(۷۲۴م) تقریب زده گردیده، و ۱۳۷ق(۷۵۵م) سال مرگ وی نقل شده میباشد. در بعضی منابع، اسم اورا ابراهیمبنختکان و لقباش را ابواسحاق گفتهاند.[۲] در مکان دیگری، اورا ابراهیمبنعثمان نامیدهاند.[۳] بعضا مورخان تبار اورا پارسی دانسته و نام او را بهزادانبنبَنداد هُسر درج شده و داعیه گردیده که بنداد، بابا ابومسلم، پس از مسلمان شدن، اسم خویش را به عثمان تغییر و تحول اعطا کرد.[۴] هماینگونه نقل شده در دیدار ابومسلم با ابراهیمبنمحمد، امام عباسی، ابراهیم از وی منظور که لقب و اسم خویش را به ابومسلم عبدالرحمان بن مسلم تغییرو تحول دهد تا خوب بتواند کار نماید.[۵] شهرهای پوشنگ (مجاورت هرات)، کوفه و اصفهان تحت عنوان محل تولد ابومسلم تصویب مسجد بابا غدیر مشهد گردیدهاند.[۶]
بابا ابومسلم در بیشتر متنها تاریخی، عرب یا این که از موالیان عرب معرفی گردیده است.[۷] بعضا منابع، بابا ابومسلم را بومی یکی روستاهای اصفهان دانستهاند که دهقانی می کرد.[۸] وی آنگاه به سرویس ادریس بن مَعقل عِجلی درآمد و اندکی پیش یا این که بعداز میلاد ابومسلم درگذشت.[۹] زمانه کار ابومسلم هم زمان با امامت حضرت جعفر درست گو(ع)(امامت: ۱۴۸-۱۱۴ق) و خلافت هُشامبنعبدالملک (خلافت: ۱۲۵-۱۰۵ق)، وَلیدبنیَزید(۱۲۶-۱۲۵ق)، یزیدبنولید(شش ماه ۱۲۶ق)، ابراهیمبنولید(۱۲۷-۱۲۶ق)، مَسرازیربنمحمد(۱۳۲-۱۲۷ق)، سَفّاح (۱۳۶-۱۳۲ق) و منصور مسجد بابا قدرت مشهد (۱۵۸-۱۳۶ق) بود.[۱۰]
ابومسلم در شعبان ۱۳۷ق به فرمان منصور عباسی، خلیفه دوم بنیعباس کشته شد. آورده شده منصور، به جهت بدگمانی، واهمه از کودتا و نافرمانی ابومسلم، اورا کشت.[۱۱]
پیوستن به دعوت بنیعباس
در منابع تاریخی مرتبط با معاش ابومسلم، شخصی به اسمهای موسی سَرّاج یا این که ابوموسی سراج[۱۲] یا این که عیسی بن موسی سراج[۱۳] چشم میگردد که مقیم کوفه بود. وی در شغل زین و لگام اشتغال داشت و ابومسلم طلبه یا این که کارمندان وی بوده میباشد.[۱۴] این شخص از دوستداران یا این که داعیان بنیعباس بوده[۱۵] و ابومسلم از روش وی یا این که در مهاجرت با وی، با دیگر داعیان عباسی در عراق به خصوص کوفه آشنا گشت.[۱۶] بعضا نیز نوشتهاند که ابومسلم، در بین سالهای ۱۱۵ تا ۱۲۰ق رابط دربین داعیان زندانی و آزاد و ابوموسی سراج بود.[۱۷] این داعیان بعد ابومسلم را به امام عباسی، ابراهیم بن محمد بن علی، دارای اسم و رسم به ابراهیم امام معرفی کردند.[۱۸] برخی نوشتهاند ابومسلم با محمد بن علی، بابا ابراهیم نیز رابطه داشت.[۱۹][یادداشت ۱] ابومسلم بعد از فوت محمد بن علی نیز، تحت عنوان غلام آلمَعقل، میان دو داعی بنیعباس، بُکَیر بن ماهان (زندانی در کوفه) و ابوسَلمه خَلاَل، داماد بُکَیر، واسطه پیام بود.[۲۰] این دو در ۱۲۵ق، اندکی قبل از کشتهشدن یحیی بن زید در جَوزجان، هم پا جمعای از داعیان خراسان برای دیدن ابراهیم امام به مکه رفتند.[۲۱] بعداز مرگ بکیر، ابوسلمه با غرض آشکار کردن قیام و آغاز پوشیدن لباسهای سیاه به خراسان رجوع و ابومسلم را نیز هم پا خویش پیروزی.[۲۲] در ۱۲۷ یا این که ۱۲۸ق ابومسلم یاروهمدم ابوسلمه، در شراة با ابراهیم امام دیدار داشت. بعضا منابع نوشتهاند ابراهیم از زیرکی ابومسلم تمجید کرد و ابوسلمه، اورا به ابراهیم واگذار کرد.[۲۳] ابراهیم از وی خواست لقب و اسم خویش را تغییرو تحول دهد.[۲۴]

آشنایی با مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد؛ بررسی جایگاه مذهبی، فرهنگی و اجتماعی این مسجد