loading...

بهترین مرجع مسجد غدیر باباعلی مشهد

بازدید : 18
پنجشنبه 7 فروردين 1404 زمان : 12:17


طهارت پیامبران
این نوشته ی علمی دربارهٔ عصمت و طهارت پیامبران میباشد. برای شناخت با معنا طهارت و پاکی امامان مدخل عصمت و طهارت و طهارت امامان را مشاهده مسجد غدیر بلوار معلم مشهد کنید.
عصمت و طهارت پیامبران عصمت و طهارت پیامبران از ارتکاب هرگونه گناه، پلیدی و بدی. عصمت و طهارت پیامبران را از اصول مشترک همگی ادیان دانسته‌اند؛ ولی درباره چیستی و مراتب آن اختلاف‌حیث وجود داراست. عالمان مسلمان درباره مصونیت پیامبران از کفر، بی دینی و عدم غلط در اخذ و ابلاغ وحی، واقعه لحاظ دارا هستند؛ ولی درباره مصونیتشان از سایر گناهان و همینطور مصونیت از غلط در کارها روزانه مبتلا اختلاف حیث گردیده‌اند. به اعتقادوباور بیشتر آن‌ها، پیامبران در‌این دو مورد هم معصوم مسجد غدیر فلاحی مشهد میباشند.

منشأ عصمت و طهارت پیامبران را ناشی از لطف معبود یا این که دانش راسخ آن‌ها درباره طاعت و گناه دانسته‌اند که اولاً قابل آموختن وجود ندارد و ثانیاً مغلوب شهوت‌ها نمی‌‌خواهد مسجد بابا غدیر مشهد شد.

در قرآن از پاکی پیامبران، به صراحت، صحبت گفته نشده میباشد؛ البته مفسران پایین آیاتی مانند آیه ۳۶ سوره بقره درباره اخراج بشر و حوا از فردوس، درباره عصمت و طهارت کلام گفته‌اند. متکلمان مسلمان برای ثابت طهارت پیامبران، از دلایل عقلی همانند استدلال اتکا به کار گیری کرده‌اند. آنان در این مورد، به آیاتی از قرآن، به عنوان مثال آیه هفتم سوره حشر نیز استناد مسجد بابا قدرت مشهد می‌نمایند.

معارضان عصمت و طهارت پیامبران به آیاتی از قرآن استناد کرده‌اند که عصمت و طهارت کلیه پیامبران یا این که بعضا از آن‌ها را ذیل پرسش برده میباشد. در جواب آورده شده میباشد این نشانه‌ها، متشابه بوده و بایستی با ارجاع به آیه‌ها سفت، تأویل و تعبیروتفسیر گردد. همینطور آیه‌ها ناسازگار با عصمت و طهارت پیامبران، بر رخنه‌ اولین حمل گردیده که با معنای متعارفِ از غلط و گناه متعدد میباشد.

معنا‌شناسی
نوشته‌ی علمیٔ مهم: طهارت
طهارت پیامبران، به معنای عصمت پیامبران از ارتکاب هرگونه پلیدی و بدی.[۱] و نیز مصونیت آنها از اشتباه در اخذ و ابلاغ وحی میباشد.[۲] طهارت انبیا را خصوصیت‌ای درونی دانسته‌اند که سبب ساز میشود آن‌ها ایفا اشتباه را از انجام پسندیده به‌وضوح تشخیص دهند.[۳] هر که صاحب و مالک طهارت میباشد، عفاف و مانعی در قبال وی نیست و قادر است حقایق را با دیده خویش ببیند؛[۴] به همین عامل گفته‌اند معصوم زیر اثر هواهای نفسانی قرار نمی‌گیرد.[۵]

محمدجواد مغنیه، مفسر شیعه قرن چهاردهم هجری، با پشت گرمی به دلایل عقلی این نظر را دارد که پیامبران در کل آنچه به آئین و احکام آن مربوط می گردد، مبتلا هیچ نادرست و گناهی نمی شوند و از حیث عصمت و طهارت و قداست و نیز دانایی و آشنایی به معبود و بندگان وی، به مقامی نایل می شوند که مخالفت با دستورها الهی از روی عمد و سهو نا ممکن می گردد.[۶]

در فرهنگ و تمدن اسلامی برای ذکر مضمون‌ پاکی پیامبران از کلماتی مانند تنزیه[یادداشت ۱]، موفقیت، درستی و ودیعه نیز مصرف شده میباشد.[۷]

متکلمان و فلاسفه اسلامی نیز مبنی بر مبانی و اصولشان، تمجید‌های مختلفی از طهارت ارائه داده‌اند:

تعریف و تمجید متکلمان: متکلمان عدلیه (امامیه[۸] و معتزله[۹]) طهارت را براساس لطف تمجید کرده‌اند.[۱۰] طبق تعریف و تمجید آن‌ها، طهارت عبارت میباشد از لطفی که خداوند به عبد و بنده خویش عطا می‌نماید و عبد به واسطه آن، عمل قبیح یا این که گناه اعمال نمی‌دهد.[۱۱] اشاعره نیز پاکی را به نیافریدن گناه در فرد معصوم از سوی خداوند تعریف‌و‌تمجید کرده‌اند.[۱۲]
تعریف‌و‌تمجید فلاسفه: فلاسفه مسلمان، عصمت و طهارت را به ملکه نفسانی[یادداشت ۲] تمجید کرده‌اند که با وجود آن از مالک طهارت،‌ گناهی رمز نمی‌زند.[۱۳]

بازدید : 25
يکشنبه 3 فروردين 1404 زمان : 16:14


راحت بن حنیف

سَهْلِ بْن حُنَیف اَوسی اَنْصاری، از صحابه رسول(ص) و امام علی(ع) میباشد. او در پیکار‌های بدر و مبارزه احد در طول فرستاده و در پیکار صفین در طول حکومت امام علی(ع) حضور داشت. او هنگام جنبش امام علی(ع) به سوی عراق برای نزاع جمل، جانشین او در مدینه شد. وی از اعضای شرطة الخمیس بود. آسان بعد از رجوع و برگشت از نبرد صفین در کوفه مسجد غدیر بلوار معلم مشهد درگذشت.

صحابی فرستاده(ص)
آسان بن حنیف بن واهب اوسی انصاری، از صحابه فرستاده بود. وی در نبرد بدر و تمامی مبارزه‌ها با فرستاده(ص) کمپانی کرد.[۱] وی در نزاع احد که بعضا از مسلمان ها گریز کردند، از اندک‌عده ای بود که پابرجا ماند و در آن‌روز برای مرگ با فرستاده(ص) بیعت کرد[۲] و با تیر از او پناه میکرد.[۳] در سریه امام علی(ع) برای ویران کردن بت‌منزل فُلس در سال نهم قمری، درفش سپاه در مشت سهل و مسجد غدیر فلاحی مشهد آسان بوده میباشد.[۴]

سهل و آسان بن حنیف بن واهب اوسی انصاری، لقب‌اش ابوسعید یا این که ابوسعد یا این که ابوعبد بود وی در سال ۳۸ق در کوفه درگذشت.[۵]

پرهیز از بیعت با ابوبکر
نوشته‌ی علمیٔ اساسی: حکومت امام علی(ع)
از ادب بن شاذان نقل شد‌ه‌است که آسوده و برادرش عثمان از اول اشخاصی بود که بعد از رحلت نبی(ص) به امام علی(ع) پیوستند.[۶] اسم سهل و آسان بین ۱۲ نفری مذکور میباشد که خلافت ابوبکر را نپذیرفتند و از وی خواستند که از خلافت صرف‌حیث نماید. سخنان سهل وآسان به ابوبکر اینگونه نقل مسجد بابا غدیر مشهد گردیده‌است:

«مدرک میدهم که پیامبر معبود(ص) بر منبر فرمود: «امام شما بعداز اینجانب، علی بن ابی‌طالب(ع) میباشد و وی برای امتم خیرخواه‌ترین مسجد بابا قدرت مشهد عموم میباشد.»[۷]
نقش سهل و آسان در حکومت امام علی(ع)
آسوده در حکومت امام علی(ع) با وی همدم بود. امام هنگام عزیمت به پیکار جمل، او را جانشین خود در مدینه کرد. او در نزاع صفین کمپانی کرد. وی امام را از ملازمت انصار در پیکار و صلح، مطمئن نمود و به امام پیشنهاد کرد که جلب حفاظت کوفیان بسیار حیاتی میباشد.[۸] امام اورا [بعداز پیکار صفین،] حکم کننده عجم نمود؛ اما عموم او‌را از آنجا راندند و از این‌رو، امام، زیاد را بدان‌جا ارسال کرد که عموم او‌را پسندیدند.[۹]

طومار امام علی(ع) به آسوده بن‌حنیف(طومار ۷۰ نهج البلاغه)
البته آن گاه (از ثنا و ثناى الهى) به اینجانب خبر رسيده كه افرادى از قلمرو تو مخفيانه به معاويه مى‌پيوندند؛ هیچ وقت از اين تعداد كه از دست داده‌اى و از كمك آن‌ها بى‌فایده گردیده‌اى تأسف مخور. اين گمراهى براى آن‌ها بس و براى تصدی خاطر تو كافى میباشد كه آنان از هدايت و حق به سوى كوردلى و جهل شتافته‌اند، از اين رو (حزن مخور زيرا) آن‌ها تنها اهل دنيا میباشند و به آن روى آورده‌اند و با سرعت به سوى آن مى‌شتابند در حالى كه عدل و داد را به خوبى شناخته و ديده بودند و گزارش آن را شنيده و به خیال ودیعت بودند و مى‌دانستند كه تمامی عموم نزد ما دستمزد موازی دارا‌هستند، پس آنان از اين «برابرى» به‌سوى «تبعيض‌هاى ناروا» گريختند. آفریدگار آن ها را از بخشش خویش به دور سازد و هلاك كند؛ به آفریدگار قسم آن ها از ستم نگريختند و به عدل نپيوستند و ما اميدواريم كه در اين منش، آفریدگار مشكلات را بر ما آسوده سازد و سختى‌ها را بر ما هموار كند، إن‌شاءاللَّه والسلام.

مکارم شیرازی، پیام امام امیرالمومنین(ع)، ۱۳۸۶ش، ج۱۱، ص۳۶۷.

سهل وآسان به‌یار و همدم برادرش عثمان از شرطة الخمیس یاران ویژه امام علی(ع) بودند.[۱۰]

بازدید : 16
سه شنبه 28 اسفند 1403 زمان : 9:47


سید عبدالله بهبهانی

سیدعبدالله بهبهانی (۱۲۵۶ ـ ۱۳۲۸ق) از رهبران نهضت مشروطیت جمهوری اسلامی ایران و از علمای طهران بود. او پس از برد تکان مشروطه نماینده مجلس شد. در روزگار استبداد صغیر به عتبات تبعید و بعداز فتح طهران بوسیله مشروطه‌خواستار، فی مابین استقبال عموم وارد طهران شد. درین زمانه بهبهانی سمت قانونی در مجلس نداشت؛ ولی از شغل‌های سیاسی گوشه نگرفت. بهبهانی در ۸ رجب ۱۳۲۸ق، در منزل خویش به دست ۴ نفر دارای اسلحه به قتل رسید. سید محمد بهبهانی فرزند مسجد غدیر بلوار معلم مشهد اوست.

معاش طومار
سیدعبدالله بهبهانی در نجف چشم به جهان گشود، البته درباره تاریخ میلاد وی لحاظ واحدی نیست. بعضا تاریخ ولادت او‌را ۱۲۵۶ یا این که ۱۲۵۷ق،[۱] بعضی ۱۲۶۲ق[۲] و برخی حدود ۱۲۶۰ق دانسته‌اند.[۳]

سیدعبدالله بهبهانی، فرزند سید اسماعیل بن سید نصرالله بلادی بود. جد اعلای سید اسماعیل، سید عبدالله بلادی غُریفی، از مشاهیر علمای بعد از ظهر خود و برای مثال مجتهدان امامیه، در روستای غُریفه بحرین معاش می کرد و اعقابش به آل بلادی و آل غُریفی مشهورند. سیدعبدالله ابعاد به نجف سفر کرد و فرزندان و نواده‌هایش در عراق و کشور ایران مثلا شهر بهبهان دور از مسجد غدیر فلاحی مشهد هم شدند.[۴]

سیدعبدالله در نجف بعداز گذراندن عصر مقدمات به حوزه درس استادان نامداری همانند سید حسین کوه کمری، روحانی راضی نجفی و به‎ ویژه میرزای شیرازی، خط مش یافت.[۵] وی بعداز کامل شدن تحصیلات خویش به جمهوری اسلامی ایران آمد و بعداز درگذشت پدرش جانشین و وارث مناصب فقهی و مسجد بابا غدیر مشهد نفوذ او شد.[۶]

به لحاظ بعضا، با اینکه سیدعبدالله هم ‎ستون علمای تبارک طهران عدم وجود، مناسبات مجاورت وی با اولیای دولت، منجر ورود او به کارها سیاسی شد و در ستون علمای طراز نخستین طهران قرار گرفت.[۷] در مقابل، بعضی نیز بر مراتب علمی وی، برای مثال تألیف ۲۵ رساله دینی، تأکید ورزیده‌اند.[۸]

اقدامات و موضع‌ها سیاسی
عدم ملازمت و همراهی با نهضت تنباکو.[۹]

ملک زاده، بهبهانی را مبنا گذار حکومت ملی دانسته و شجاعت او را تحسین می‌نماید و تقی زاده نیز که بیشترین تعریف را از بهبهانی نموده است، اعتقاد دارد: «‌در‌حالتی که آقا سیدعبدالله عدم مسجد بابا قدرت مشهد وجود، مشروطیت خلا ».

ملک‌زاده، ج۶، صص۱۳۳۳ـ۱۳۳۵؛ تقی زاده، ص۳۲۱ـ۳۲۵

نارضایتی از گزینش عین الدوله تحت عنوان صدر اعظم.[۱۰]
اعتراض به نشر عکس مسیو نوز بلژیکی(وزیر گمرکات در بعدازظهر مظفرالدین فرمان روا )در محرم ۱۳۲۳.[۱۱] در‌این عکس مسیو نوز در یک میهمانی خاص، خرقه روحانیون کشور‌ایران را پوشیده و عمامه به‌رمز داشت.
منعقد قسم همبستگی با سید محمد طباطبایی جهت نزاع‌ای تک تک عیار با حکومت استبدادی (۲۵ رمضان ۱۳۲۳).
التفات این عهد به حدی بود که سید احمد کسروی آن را استارت حرکت مشروطه خوانده میباشد.[۱۲][یادداشت ۱]
هجرت به ری و تحصن در بقعه حضرت عبدالعظیم در اعتراض به گران شدن قند و تنبیه تاجران(۱۶ شوال ۱۳۲۳ق.).
در سود این تحصن، مظفرالدین فرمانروا موافقت خویش را با تقاضاهای مهاجران برای مثال ساخت‌و‌ساز عدالتخانه اظهار کرد و آن ها در ۱۶ ذیقعده ۱۳۲۳به طهران بازگشتند.[۱۴]
تأسیس مجمعی به اسم «‌حوزه اسلامی‌» برای رویا رویی با توطئه‌های عین الدوله در قبال تأسیس عدالتخانه.[۱۵]
تحصن در مسجد فرمانروا درپی امتناع حکومت از تأسیس عدالتخانه(۲۰ جمادی الاولی ۱۳۲۴).[۱۶]
سفر به قم در اعتراض به عملی نشدن تقاضاهای‌شان( ۲۳ جمادی الاولی ۱۳۲۴ق).
این مهاجرت، به «‌مسافرت کبری‌» معروف میباشد.[۱۷] وی در قم ماند و زمانی مظفرالدین فرمانروا در ۱۴ جمادی الثانی ۱۳۲۴، دستور مشروطه را صادر کرد، در بیست و چهارم به عبارتی ماه به طهران رجوع و برگشت.[۱۸]
نمایندگی اقلیت یهود و ارامنه در مجلس نخستین. [۱۹]
اقتدار بهبهانی درین زمان ارتقا یافت و اکثری از شغل های مرز و بوم در خانه وی حل و فصل میشد. اکثر وقت ها نمایندگان مجلس پایین نفوذ و تأثیر صحبت وی بودند و موافقت یا این که مخالفت وی برای ثبات یا این که تزلزل دولت‌ها انتخاب کننده بود.[۲۰]
عملکرد برای تعیین امین السلطان اتابک، به رغم مخالفت‌های شدید، به مکان مشیرالدوله به سمت صدراعظمی (۱۳۲۵ق).
مخالفت با موضع‌ها روحانی ادب الله نوری در امر مجلس و ارسال طومار‌هایی درین خصوص برای مراجع والا آن دوران.[۲۱]

بازدید : 29
يکشنبه 26 اسفند 1403 زمان : 13:29


بیعت برای ولایت‌عهدی یزید
بیعت دریافت کردن برای خلافت پسرش یزید، بیش تر از هر مسأله دیگری سبب شد بخش اعظمی در مقابل وی بایستند و از وی عیب گیری نمایند. او از طرز مسلمانها در تعیین خلیفه از زمانه خلافت ابوبکر، خارج رفته بود.[۱۰۵] وی برای بقای نظامی که سازه کرده بود، می بایست حکومت ارثی پدید می آورد. عملی کردن اینگونه تصمیمی عمل سادگی خلا؛ چون عرب‌ها از پیشین، با حکومت ارثی آشنا نبودند و آشکار میباشد که معاویه از این که ثمره کوشش‌هایی سی ساله‌اش در تأسیس حکومت اموی از دربین برود، میترسید. معاویه بر این یقین بود که تعیین خلیفه بایستی بین بنی‌امیه باقی بماند و به‌این خواسته یزید را به ولایت‌عهدی برگزید. از سایر سو وی نظریه داشت که راءس خلافت می بایست در مرزوبوم شام باشد؛ چون تمایل سیاسی آنها به سوی بنی‌امیه مسجد غدیر بلوار معلم مشهد بود.[۱۰۶]

موافق ماجرا مشهوری مغیرة بن شعبه معاویه را بدین درنگ واداشت.[۱۰۷] البته خویش معاویه نیز اینگونه تصمیمی داشت و حرف مغیره، استارت علنی ساختن آن دربین عموم بود.[۱۰۸] زیاد بن ابیه موضع متفاوتی داشت. زیاد اعتقاد و باور داشت که یزید بشر سستی میباشد و به شکار بیش تر از خلافت عشق و علاقه دارااست و برای خلیفه شدن مطلوب وجود ندارد و از سوی دیگر مجموعه مخالف، همچنان نیرومند مسجد غدیر فلاحی مشهد بودند.[۱۰۹]

معاویه پیشنهاد زیاد را به خواسته دوری از قیام امام حسن(ع) و فرزندان صحابه، عهده دار شد و اعلان ولایت‌عهدی یزید را تا ساخت حال و روز بهتری عقب انداخت. در عین حالا وی شخصیتهای مطرح مخالف ولایت‌عهدی یزید را از در بین برداشت. ابوالفرج اصفهانی در مقاتل الطالبیین میگوید:وقتی که معاویه قصد کرد که برای خلافت بعداز خودش به عایدی یزید از عموم بیعت بگیرد، برای امام حسن(ع) و سعد بن ابی وقاص کارشکنی چید و مخفیانه سم ارسال کرد، هر دوی آنها به مسافت تعدادی روز از جهان رفتند.[۱۱۰] حتی سازه بر برخی اقوال عایشه را نیز به همین برهان به قتل مسجد بابا غدیر مشهد رساند.[۱۱۱]

سختی ها ولایت‌عهدی یزید و اقدامات معاویه
مهمترین سختی ها ولایتعهدی یزید عبارت بودند از:

اقناع شخصیت‌های تبارک حجاز به ویژه فرزندان صحابه مانند امام حسین(ع)، عبدالله بن زبیر، عبدالله بن قدمت و عبدالرحمان بن ابی دیده نشده و حتی بعضا شخصیت‌های اموی مانند مروان بن حکم و سعید بن عاص. معاویه برای اقناع شخصیت‌های گرانقدر حجاز به مروان بن حکم طومار نوشت که لحاظ عموم را برای تعیین جانشین او سوای بیان اسم یزید جویا گردد. هنگامی پاسخ مثبت اخذ کرد، به مروان طومار نوشت که خبر انتخاب یزید را به اگاهی برساند. همینطور در طومار‌ای به کارگزارانش دستور بخشید که به ثنا از یزید بپردازند و هیأت‌هایی را از شهرهای تعالی به سوی وی گسیل دارا‌هستند. در فیض هیأت‌هایی از عراق و دیگر شهرهای شام برای بیعت با وی آمدند.
به زودی پدیدار شد که مدینه بیش از سایر شهرهای اسلامی با این بیعت مخالف میباشد.[۱۱۲] امام حسین(ع)، عبدالله بن زبیر و عبدالله بن قدمت مسئله چینی برای خلافت یزید را رد کردند و مروان این مقاله را به معاویه خبر اعطا کرد.[۱۱۳] این چهار نفر توافق کردند که در شرایطی‌که خلافت ارثی میباشد، وی بیش تر از یزید استحقاق خلافت دارا‌هستند و در صورتی استدلال تعیین خلیفه تعیین اشخاص رفیعتر میباشد، معاویه بایستی برای خریداری کردن بیعت اهل حجاز مبادرت نماید. معاویه در آغاز نرمش علامت بخشید.[۱۱۴] و عملکرد کرد با عفو‌های زیاد عموم را به سوی خود جلب نماید. شاعرانی زیرا عقیبه اسدی و عبدالله بن همام سلولی رکه از یزید کینه توزی داشتن د مسجد بابا قدرت مشهد ، با پول معاویه، تغییر‌و تحول موضع دادند.
معاویه در سال ۵۶ بیعت با یزید را به طور رسمیً‌اعلان کرد. در دمشق پایکوبی گزینش برگزار شد.[۱۱۵] معاویه برای خودداری از عصیان اهل حجاز به مدینه رفت و خواست میل معارضان را به بیعت با یزید ضمانت نماید. هنگامی که معاویه به مجاورت مدینه رسید، معارضان به مکه رفتند و سایر عموم مدینه با یزید بیعت کردند. معاویه مشقت بار خشمگین شد و تصمیم گرفت در ادامه معارضان برود. در مسجدالحرام با آن ها حرف اظهار کرد. ابن زبیر تحت عنوان سخنگو مخالفت را اظهار‌کرد و گفت‌و‌گو باخت خورد. معاویه بعداز آن با ترساندن و مجازات، معارضان را به استثنای امام حسین(ع) و عبدالله بن زبیر وادار به بیعت با یزید کرد.[۱۱۶]

بازدید : 20
پنجشنبه 23 اسفند 1403 زمان : 12:20


حصین بن نمیر
حُصَین بن نُمَیر( درگذشت ۶۶ یا این که ۶۷ق)، از سرداران بنی‌امیه در زمانه معاویه، یزید و مروان بن حکم. او را از سرسخت‌ترین معاندان امام علی(ع) و همینطور از عده ای دانسته‌اند که معاویه را به گزینش یزید به جانشینی خویش تشویق میکرد. حصین بن نمیر در اتفاق حره و حمله به مکه و حریق زدن کعبه، نقش داشت. وی با استارت قیام توابین، به عین الورده رفت و این قیام را سرکوب کرد. او در سال ۶۶ یا این که ۶۷ق در پیکار خازر به دست ابراهیم بن صاحب اشتر، مسجد غدیر بلوار معلم مشهد کشته شد.

نسب
نسب او به شَبیب بن سَکون، از بزرگان خویشان کنْدَه (از قبایل عرب یمانی)، می رسد.[۱] علی بن‌حسین مسعودی تاریخ‌نگار قرن چهارم، حصین بن نمیر را در شمار کاتبان فرستاده آورده میباشد.[۲]

در طی خلافت ابوبکر و قدمت
در سال ۱۱ قمری، در زمان خلافت ابوبکر، از حصین بن نمیر در مبارزه‌های ردّه خاطر گردیده است. وقتی که ابوبکر، زیاد بن لَبید را برای گردآوری زکات بنی‌عَمرو بن‌معاویه ارسال کرد و آن‌ها حاضر به پرداخت زکات نشدند، زیاد، حصین بن نمیر را مأمور سرکوبی آن ها مسجد غدیر فلاحی مشهد کرد.[۳]

در حین خلافت قدمت بن خطّاب، هنگام نزاع قادسیه در سال سال ۱۴ هجری قمری، لشکری ۴۰۰۰ نفری به فرماندهی سعدبن ابی وَقّاص برای فتح عراق پیامبر شد که حصین بن نمیر و گروهی از خویشان سَکون نیز در آن بودند.[۴]

در طی امام علی(ع)
پیکار صفین
در روایتی، حصین بن نمیر سرسخت‌ترین معاند در نبرد با امام علی(ع) خوانده گردیده‌است[۵] البته نصر بن مزاحم در کتاب وقعة صفّین،[۶] اگرچه از حصین تحت عنوان یکی‌از سرداران معاویه خاطر کرده، در گستردن نزاع صفّین از وی نامی مسجد بابا غدیر مشهد نبرده میباشد.

حضور در مصر
به نوشته نصر بن مزاحم معاویه در طومار‌ای به مصریان، از آنها خواست که به امداد حصین بن نمیر و معاویة بن خُدَیج ــ که هر دو در مصر بودند ــ در مقابل فرمان دار حضرت علی (ع)، قیس بن سعد بن عباده، بایستند.[۷]

حکومت یزید
حصین یکی‌از رؤسای اهل شام بود که در سال ۵۶ قمری، معاویه را تشویق کرد یزید را به ولیعهدی برگزیند.[۸] برخی احادیث از حصین بن نمیر تحت عنوان مالک شُرطه (مدیر پلیس) عبیدالله بن زیاد در سال ۶۰ق، و در شمار سرداران لشکر عبیداللّه، علاوه بر رویدادهای قیام امام حسین(ع) و رخداد کربلا، ذکر شده‌اند؛[۹] ولی ظاهراً او را با حصین بن تَمیم تمیمی غلط کرده‌اند. طبری از حصین بن تمیم تمیمی تحت عنوان صاحب و مالک شرطه عبیداللّه حافظه می‌نماید و از او در حادثه ها مرتبط با قیام امام حسین (ع) مسجد بابا قدرت مشهد مذکور میباشد.[۱۰]

رخداد حَرّه و مکه
نوشته‌ی علمی‌های اساسی: حادثه حره و حمله یزید به مکه
در رخداد حَرّه (اواخر سال ۶۳ قمری)، حصین بن نمیر از سرداران همدم مسلم بن عقبه بود که از دمشق روانه مدینه شد. حصین فرماندهی اهل حِمْص را بر ذمه داشت. در پایان محرّم سال ۶۴ق مسلم بن عقبه ــ بعداز سرکوب قیام عموم مدینه، در حالی که برای سرکوب کودتا عبدالله بن زبیر روانه مکه بود ــ درگذشت و بنابر پیشنهاد یزید، حصین بن نمیر فرماندهی سپاه را بر ذمه گرفت.[۱۱] عموم در مکه با ابن زبیر بیعت کرده بودند.[۱۲] حصین بن نمیر در ۲۵ یا این که ۲۶ محرّم ۶۴ق وارد مکه شد و ابن زبیر را محاصره کرد. ابن زبیر و همراهانش به مسجدالحرام مدد بردند. در ۳ ربیع الاول سال ۶۴ق، حصین بن نمیر و شامیان، در کوه‌های فضا کعبه منجنیق‌ها و عراده‌هایی به فعالیت انداختند و با سنگ و حریق به شهر مکه و کعبه حمله کردند که کعبه ویران شد و خرقه و چوب‌های آن سوخت.[۱۳]

بازدید : 58
چهارشنبه 22 اسفند 1403 زمان : 15:59


فعال‌سازی حسینیه ارشادوراهنمایی
احداث حسینیه ارشادوراهنمایی به یاری یک سری بدن از همفکران در سال ۱۳۴۶ ش، یکی‌از مهم‌ترین شغل های مطهری دانسته گردیده‌است.[۵۱] و در سال ۱۳۵۰ به خیال همیاری با حسینیه ارشادوراهنمایی توسط ساواک بازداشت و بعد از بازپرسی آزاد شد.[۵۲] اختلاف‌نظرهای جان دار دربین او و علی شریعتی، سبب ساز طلاق مطهری از حسینیه موعظه در سال ۱۳۴۹ش مسجد غدیر بلوار معلم مشهد شد.[۵۳]

مطهری در عاشورای سال ۱۳۹۰ قمری موازی با اسفند ۱۳۴۸ ش در حسینیه موعظه علیه صهیونیسم سخنرانی کرد که باعث به دستگیری‌اش شد.[۵۴] و همینطور در سال ۱۳۴۹ش به خیال و خاطر دعوت به گردآوری‌آوری یاری برای آوارگان فلسطینی مسجد غدیر فلاحی مشهد بازداشت شد.[۵۵]

طریقه‌ها
بعضی از نگرش‌های مطهری عبارتند از:

ولایت فقید
به حیث مدرس مطهری، ولایت عالم به معنای رهبری سیاسی - اجتماعی جامعه بر ذمه عالم دارای تخصص و دارای شرایط میباشد.[۵۶] اما نقش فقید در یک مرزو بوم اسلامی رسیدگی بر اجرای درست عقیده‌های اسلام و محاسبه صلاحیت مجریان ضابطه میباشد، خیر اینکه خویش سر کردگی دولت را به ذمه مسجد بابا غدیر مشهد گیرد.[۵۷]

تمدن اسلامی
مطهری معتقد بود اصول عقاید و دنیا بینی اسلامی بایستی در مجموع صحنه‌های معاش و در تک تک امور و شغل‌های شخصی و اجتماعی، فکری و علمی نمایان خواهد شد زیرا لازمه آشنایی اسلام دور اندیشی مسجد بابا قدرت مشهد به کل بعد ها آن میباشد.[۵۸]

فرهنگی غربی
بعضا نویسندگان معتقدند مطهری به فرهنگ و تمدن اسلام و غرب آشنا بود و در قضیه‌های مختلفی مانند فلسفه، روانشناسی، اقتصاد و جامعه‌شناسی اشراف داشت. وی انحراف‌های پندار غرب را توضیح می‌اعطا کرد و بر اساس‌های فکر اسلامی تاکید میکرد.[۵۹]

تحریفات عاشورا
مطهری کتاب حماسه حسینی را با نگاهی انتقادی به باورهای رایج درباره عاشورا و سوگواری‌ها و حتی تاریخ عاشورا منتشر کرد. وی در کتاب خویش بعضی از نقل‌های تاریخی دارای شهرت مثل عروسی قاسم بن حسن در کربلا را نفی کرد؛[۶۰] و نیز وجود دختری به اسم رقیه را تحریف شمرد.[۶۱]

مساله عفاف و حجاب
بعضی از پژوهشگران میگویند مطهری مسئله پوشش زن را تحت عنوان یک زمینه تحقیق نموده است.[۶۲] مطهری گفته میباشد مسأله پوشش زن بالاتر از حضور وی در اجتماع میباشد، بلکه مرتبط با این میباشد که آیا مردان حق دارا هستند از زنان فارغ از هیچ قید و شرطی استعمال نمایند یا این که خیر؟ اسلام تاکید داراست که مردان صرفا بایستی در چهارچوب خانواده و با تعهدات رسمی از زنان تحت عنوان همسران خویش لذت ببرند و به کار گیری از زنان بیگانه در اجتماع ممنوع میباشد، همینطور، زنان نیز نباید به مردان در سوا خانواده یاری نمایند.[۶۳]

بازدید : 24
دوشنبه 20 اسفند 1403 زمان : 15:49


مرجعیت
سید محمدحسین ادب‌الله از فقیهان لبنان، چندین ادله را برای جلب لحاظ و مراجعه تیم‌هایی از عموم عراق و لبنان به محمدباقر صدر شمرده میباشد: سوابق علمی، پرداختن به مباحث روز، عمل سیاسی در حزب الدعوة الاسلامیة، مخالفت آشکار با حزب بعث و پشتیبانی ابوالقاسم مسجد غدیر بلوار معلم مشهد خویی.[۱۸]


محمدباقر صدر در کنار امام خمینی در نجف
به گفته هرایر دکمجیان توان آیت‌الله صدر از لحاظ شیعه‌ها موازی با قدرت روحانی مرتضی انصاری، روحانی طوسی و علامه حلی مسجد غدیر فلاحی مشهد میباشد.[۱۹]

عمل‌های سیاسی و اجتماعی
تشکیل حزب الدعوة اسلامیة
نوشته‌ی‌علمیٔ مهم: حزب الدعوة الاسلامیة
در سال ۱۳۷۷ق، محمد باقر صدر یاور با بعضا از علماء عراق، به خواسته ساماندهی عمل‌های سیاسی مسلمان ها عراق، حزب الدعوة الاسلامیة را تأسیس کرد. او پنح سال بعد از آن، سازه به مصالحی، از آن کنار کشید، البته به دیگر اعضای حزب پیشنهاد کرد که به شغل خویش ادامه مسجد بابا غدیر مشهد دهند.[۲۰]

همیاری با جماعة العلماء
نوشته‌ی علمیٔ اساسی: جماعة العلماء فی النجف الاشرف
سید محمد باقر صدر با جماعة العلماء فی النجف الاشرف که عالمانی همانند مرتضی آل‌یاسین، روضه خوان محمدرضا مظفر و سید مهدی حکیم در آن عضو بودند، نیز همیاری داشته میباشد. او به دلیل جوان‌بودن، عضو جماعه العلماء عدم وجود، ولی با آن‌ها همیاری دورازشوخی داشت و بعضی از بیانیه‌های جماعة العلماء و نوشته‌ی علمی‌های روزنامه الاضواء را وی مسجد بابا قدرت مشهد می‌نوشت.[۲۱]

مدد از انقلاب اسلامی جمهوری اسلامی ایران
سیدمحمدباقر صدر، از نهضت امام خمینی در کشور‌ایران جانبداری می کرد.[۲۲] کتاب‌ شش جلدی الاسلام یقود الحیاة (اسلام راهنمای معاش) را نیز اندکی بعد از موفقیت انقلاب اسلامی کشور ایران، به همین خواسته نوشت.[۲۳] هرایر دکمجیان اعتقاد دارد که «حکومت مرجع» متبوع صدر و «ولایت دانا» آیت‌الله خمینی هم معنی میباشند.[۲۴] در طی اقامت امام خمینی در نجف هم با وی رابطه مجاورت داشت. شهید صدر پاراگراف‌ای با این مضمون درباره امام خمینی گفته میباشد که در امام خمینی ذوب گردید؛ چنانکه وی در اسلام ذوب شد‌ه‌است.[۲۵]

تحریم پیوستن به حزب بعث
شهید صدر درخواست‌های صدام حسین برای همیاری با رژیم بعث را قاطعانه رد کرد[۲۶] و در عکس العمل به الزامی‌کردن عضویت در حزب بعث از سوی دولت عراق، با صدور فتوایی، پیوستن به آن را تحریم کرد. با این فتوا اشخاص متعددی از پیوستن بدین حزب خودداری کردند.[۲۷]


تندیس محمد باقر صدر در کالج رابطه ها میان الملل وزارت خارجه روسیه، مسکو
پندار‌ها
سیدمحمدباقر صدر، در علم‌هایی زیرا اصول، فقه، فلسفه سیاست، و معرفت‌شناسی عقیده‌های جدیدی ارائه داده میباشد. بعضی از عقیده‌های پر اسم و رسم او عبارت میباشد از:

عقیده حق الطاعه
شهید صدر عقیده حق الطاعه را در مقابل عقیده پر اسم و رسمِ قبح عقاب بلا ذکر مطرح نموده است. [۲۸] طبق عقیده حق الطاعه، در شبهه ها بَدْاو، یعنی در مواقعی که احتمال وجود تکلیف می باشد، البته دلیلی برای آن نیست، عقل به برائت، حکم نمی‌نماید و احتیاط را ما یحتاج میداند. ادله وی این میباشد که حق اطاعت از معبود محصور به تکالیفی وجود ندارد که ما به آن‌ها اعتقادوباور داریم؛ بلکه مواقعی را که احتمال وجود تکلیف میدهیم(تکالیف مُحتَمل)، دربرمی‌گیرد. بدین ترتیب درین‌سیرتکامل مفاد، حکم عقل، بایستگی احتیاط میباشد.[۲۹]

گفتنی میباشد که شهید صدر مانند دیگر اصولیان، برائت فقاهتی را در‌این موردها می‌پذیرد؛ یعنی اعتقاد دارد که هر یک سری عقل قبل از ورود شرع، به احتیاط حکم می‌نماید خیر برائت،‌ البته آیه‌ها و احادیث، احتیاط را مورد نیاز نمی‌دانند و به برائت حکم میدهند. از این رو وی در کار قائل به برائت بود خیر احتیاط.[۳۰]


اقتصادنا
بایستگی وجود حکومت اسلامی
در نگاه شهید صدر، وجود دولت ضرورتی اجتماعی و مبنی بر فطرت آدم میباشد.[۳۱] وی بر شالوده این اساس، وجود حکومت اسلامی را نیز امری ضروری میداند و میگوید: دولت اسلامی فقط یک لزوم شرعی وجود ندارد؛ بلکه علاوه بر آن، لزوم فرهنگ و تمدن بشری میباشد؛ چون فقط خط مش شکوفایی استعدادهای بشر میباشد.[۳۲]

بازدید : 20
پنجشنبه 16 اسفند 1403 زمان : 11:30


مرزوبوم احقاف
برای داده ها بیشتر، اینها را هم ملاحظه کنید: سوره احقاف
مملکت اَحْقاف محل معاش حضرت هود و فامیل عاد که یک کدام از سوره‌های قرآن مهربان به اسم آن میباشد. این حوزه‌ در قرآن کریم ومهربان، مرز و بوم سرسبز و آبادی دانسته گردیده که پس از عذاب الهی برای قوم و قبیله عاد، تبدیل به حیطه‌ای کم آب و بیابانی شد‌ه‌است. در گزینش جای کنونی این مرزو بوم اختلاف وجود دارااست؛ ولی علامه طباطبایی اعتقاد دارد این جای یقیناً در جنوب شبه جزیره ایالات متحده عربی مسجد غدیر بلوار معلم مشهد قرار داشته میباشد.

معرفی
مرزوبوم احقاف، که سوره احقاف از قرآن مهربان به همین اسم میباشد، محل معاش فامیل عاد بوده که پس از نافرمانی از پیامبرشان حضرت هود، به عذاب الهی مبتلا مسجد غدیر فلاحی مشهد شدند.[۱]

احقاف، عده واژه حِقًف، به معنای تپه‌های شنی و ریگی میباشد که به بزرگی کوه نیستند. با این حالا بعضا، احقاف را به معنای جمع‌های فراوان شن دانسته‌اند که روی هم انباشته شده و به‌اندازه کوه نیستند، و همواره دارنده پیچ‌ مسجد بابا غدیر مشهد و‌خم‌اند.[۲]

چنان که در قرآن کریم و مهربان آمده، مرزو بوم احقاف پیش از در گیر شدن قبیله عاد به عذاب، سرسبز و آباد بوده میباشد.[۳] قرآن مهربان در سوره فجر، از فرهنگ و تمدن فامیل عاد در کشور احقاف، تحت عنوان تمدنی خاطر کرد‌ه میباشد که مثل آنان در آن مجال نبوده مسجد بابا قدرت مشهد میباشد.[۴]

جای کنونی احقاف
به اطمینان علامه طباطبایی، میهن احقاف به صورت یقینی در جنوب مشابه جزیره ایالات متحده عربی بوده میباشد که فعلا هیچ اثری از آن نیست.[۵] با این هم اکنون در انتخاب جای ظریف کشور احقاف، اختلاف وجود داراست؛[۶] بعضی جای آن را صحرایی فی مابین عمان و مملکت مُهره در یمن دانسته‌اند و برخی دیگر، ریگزاری مشرف بر دریا در میهن شحر یمن را احقاف معرفی کرده‌اند. ریگزاری‌های بین عمان تا حضرموت، در بعضی دیگر از منابع، مرزوبوم احقاف دانسته شد‌ه‌است.[۷]

جغرافی‌دانان مسلمان در قرن ها وسطی، احقاف را شن‌شیون در نصیب الرمله یا این که ربع الخالی دانسته‌اند؛ البته جغرافی‌دانان اروپایی، احقاف را دربرگیرنده مجموع الرمله یا این که بخش غربی آن میدانند.[۸] به‌عامل گرما و کم آب بودن این مملکت، جغرافی‌دانان از این صحرا به «ربع الخالی» حافظه کرده‌اند؛ به این دلیل که در‌این حوزه‌، هیچ‌کس معاش نمی‌نماید.[۹] به نقل از بی‌آزار شیرازی، بادیه‌ نشینان جنوب ایالات متحده عربی به حوزه‌ کوهستانی ممتد از سواحل غربی ظفار تا عدن که میهن مرکزی آن حضرموت میباشد، مرزو بوم احقاف می گویند.[۱۰] در مرزو بوم احقاف از قبری حافظه گردیده که مزار حضرت هود دانسته شد‌ه‌است.[۱۱]

پانویس
طباطبایی، تعبیروتفسیر المیزان، ۱۳۰۹ق، ج۱۸، ص۲۱۰.
طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۹، ص۱۳۵-۱۳۶.
طباطبایی، تاریخ الانبیاء، ۱۴۳۲ق، ص۸۶.
سوره فجر، آیه ۶-۸.
طباطبایی، تعبیر المیزان، ۱۳۰۹ق، ج۱۸، ص۲۱۰.
طباطبایی، تعبیر و تفسیر المیزان، ۱۳۰۹ق، ج۱۸، ص۲۱۰.
طباطبایی، تعبیروتفسیر المیزان، ۱۳۰۹ق، ج۱۸، ص۲۱۰؛ طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۹، ص۱۳۵-۱۳۶؛ ابن کثیر، قصص الانبیاء، ۱۴۱۱ق، ص۹۳.
بی‌آزار شیرازی، باستان‌شناسی و جغرافیای تاریخی قصص قرآن، ۱۳۸۰ش، ص۳۰۷.
بی‌آزار شیرازی، باستان‌شناسی و جغرافیای تاریخی قصص قرآن، ۱۳۸۰ش، ص۳۰۹.
بی‌آزار شیرازی، باستان‌شناسی و جغرافیای تاریخی قصص قرآن، ۱۳۸۰ش، ص۳۰۸.
بی‌آزار شیرازی، باستان‌شناسی و جغرافیای تاریخی قصص قرآن، ۱۳۸۰ش، ص۳۰۷؛ النجار، قصص‌الانبیاء، ۱۴۰۶ق، ص۵۴.
منابع
ابن کثیر، اسماعیل، قصص الانبیاء، تفحص الدکتور مصطفی بنده الواحدی، بیروت، موسسة علم ها القرآن، چاپ چهارم،‌ ۱۴۱۱ق.
النجار، عبدالوهاب، قصص الانبیاء، بیروت، احیاء التراث العربی، چاپ نهم، ۱۴۰۶ق.
بی‌آزار شیرازی، عبدالکریم، باستان‌شناسی و جغرافیای تاریخی قصص قرآن، طهران، دفتر کار انتشار تمدن و معارف اسلامی، ۱۳۸۰ش.
طباطبایی، محمدحسین، تاریخ الانبیاء، توده قاسم هاشمی، بیروت، موسسة اعلمی للمطبوعات، ۱۴۲۳ق.
طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تعبیروتفسیر القرآن، بیروت، موسسة الاعلمی للمطبوعات، ۱۳۹۰ق.
طبرسی، فضل و ادب بن حسن، مجمع البیان فی تعبیر و تفسیر القرآن، طهران، ناصر خسرو، ۱۳۷۲ش.

بازدید : 18
سه شنبه 14 اسفند 1403 زمان : 15:31


آدم بی نقص
بشر بدون نقص انسانی خوگرفته به خوی الهی، مظهر بی نقص اسمای حسنای الهی و آیینه تک تک‌نمای پروردگار میباشد. او‌را انسانی دارنده اقوال، افعال و کردار نیک دانسته‌اند که انگیزه مهم خلقت و باعث ساخت‌و‌ساز و بقای نظام هستی میباشد؛ کسی‌که راهنمای خلایق در ظواهر و درون و آشنا به آفات روحی بشر‌ها و شیوه های شفای آن میباشد و با نام و نشان متعالی الهی وحدت ذاتی پیدا نموده مسجد غدیر بلوار معلم مشهد است.
عقیده آدم بی نقص با اسم عرفان اسلامی و مبدع آن محی الدین عربی تصویب گردیده؛ اما برخی معتقدند رگه‌های این عقیده در آموزه‌های یهودیت، مسیحیت و عرفان اهل ایران نیز وجود دارااست. عرفای اسلامی با توکل بر مباحث عقلی و استناد به برخی واژگان قرآنی مانند امام، رهبر، مهتدی، خلیفه الله، پیامبر و ... و معارفی که از احادیث استخراج کردند، به تبیین این عقیده مسجد غدیر فلاحی مشهد پرداختند.
در متن‌ها عرفانی برای بشر بدون نقص فضیلت ها و خصوصیت‌هایی مثلا روح هستی، مظهر اسما و صفات معبود، خلاصه مجموع موجودات، برگزیدگی، وحدت و یگانگی برشمرده‌اند. آشنایی بدون نقص حق گران قدر، خلافت الهیه، تصرف در دانا، پند آدم نیز مثلا کارکردهای بشر بی نقص در نظام هستی معرفی مسجد بابا غدیر مشهد گردیده‌است.

پیشینه
عقیده بشر بدون نقص را تحت عنوان یک عقیده بشر‌شناسانه جدا، علی‌رغم وجود مباحثی درباره آدم و کمال در دیگر مکاتب و ادیان الهی، عقیده‌ای می دانند که به اسم عرفان اسلامی تصویب شد‌ه‌است.[۱] رگه‌های صورت‌گیری عقیده آدم بدون نقص را در عرفان اسلامی به تاثیرات حسین بن منصور حلاج و بایزید بسطامی از عرفای قرن سوم و چهارم بر فکر ابن عربی گشوده گردانده‌اند. حلاج با تاکید بر این قصه که «پروردگار بشر را به طور خود آفرید.»[۲] معتقد به خلقت خداگونه بشر شد و بین دو جنبه لاهوتی و ناسوتی آدم تفاوت بنیان.[۳] پیش از حلاج، بایزید بسطامی نیز با استعمال از واژه و کلمه «الکامل التام» درباره انسانی که جامع اسماء اربعه گردیده، از خصوصیت‌ها و صفات آدم‌های معمولی عبور کرده و به مقامات بالای معنوی رسیده، اشاره‌هایی به وجود اینگونه انسانی مسجد بابا قدرت مشهد داشت.[۴]
کلمه و واژه آدم بدون نقص، تحت عنوان اصطلاحی عرفانی نخسین بار در اشعار فریدالدین عطار نیشابوری [یادداشت ۱] و در اثر ها محی الدین بن عربی[۵] به فعالیت دریافت شد. بعد از ابن عربی محصل شاخص وی صدرالدین قونوی خاتمه کتاب مفتاح الغیب خویش را به مشاجره از آدم بی نقص تخصیص اعطا کرد.[۶] عزیز الدین نسفی اولی تالیف کننده‌ای بود که تیتر «الانسان الکامل» را بر تیم رسالات بیست‌ و دوگانه خویش که به گویش فارسی نوشته شد، بنیان[۷] و بعداز وی عبدالکریم جیلانی نیز این تیتر را برای کتاب خویش برگزید.[۸]
عقیده بشر بدون نقص را بی‌اثر از عرفان اهل ایران نیز ندانسته‌اند. آدم بدون نقص با مضمون‌ بشر اول در عرفان اهل ایران که به عبارتی کیومرث میباشد، همانندی داراست؛ هر که فرزند آفریدگار تصور گردیده و روح اورا جزیی از روح معبود دانسته‌اند و ذمه ‌دار وظایف و کارها جهانی میباشد.[۹]

بازدید : 27
پنجشنبه 9 اسفند 1403 زمان : 12:45


تحقق قاعده درء
تحقق قاعده درء مشروط به وجود شبهه دانسته گردیده است.[۱۷] با دقت به درک عرفی از معنای شبهه که به معنای مشتبه‌شدن واقع با دستور موهوم میباشد، هدف از شبهه در‌این قاعده، شک و تردید در حلّیت و حرمت یا این که ظن به اباحه و همینطور انقطاع به حلیت میباشد.[۱۸] بر این محور، هرگاه فردی با تردید در حلّیت یا این که ظن به اباحه یا این که باور به حلال‌بودن فعلی، آن را مرتکب خواهد شد، مجازات پایگاهّر دربارهٔ وی انجام مسجد غدیر بلوار معلم مشهد نمی شود.

[۱۹] بعضی از علل و اسباب و اثاث اجرایی قاعده درء که با شرائطی ساقط‌کننده حد و مجازات میباشد عبارتند از: شبهه‌های ناشی از جهل، زور، اکراه، اضطرار، مستی، خواب و بیهوشی، بیماری آلزایمر، شبهه‌های ناشی از تحریک و تلبیس دیگرافراد، ادعای مرتکب، سند و گفتگوها غیر، ادراک غلط از متن ها رسمی و حقوقی مسجد غدیر فلاحی مشهد و اقرار ضمنی.[۲۰]

به موجب قاعده درء با وجود شک در حرمت شغل یا این که وقوع یا این که انتساب آن به مجرم یا این که شک و تردید در دانش مجرم به حرمت فعالیت یا این که ماهیت مورد یا این که سپردن او در ارتکاب فعالیت، اجرای مجازات متوقف می‌شود.[۲۱] در شبهاتی که در بازرسی به یک پرونده برای قضات عارض میشود، صدور حکم محکومیت و اجرای کیفر، مشروط به استحصال دانش به حکم و مسئله برای حکم کننده میباشد.[۲۲] ملاک در ایفا قاعده درء، تحقق شبهه نزد حکم کننده میباشد؛ از این جهت در‌حالتی که شبهه بر حاکم عارض گردد نمی‌تواند حکم به اجرای مسجد بابا غدیر مشهد حد بدهد.[۲۳]

قلمرو قاعده
قلمرو قاعده درء نزدیک به را، اعم از حدود اصطلاحی ذکر کرده‌اند که دربرگیرنده تعزیرات نیز می‌گردد.[۲۴] حدود هرچند در اصطلاح به کیفری که اندازهٔ آن در شرع مقدس رقم خورده، اطلاق شد‌ه‌است و مقابل تعزیر به فعالیت می‌رود؛ ولی در احادیث بر مجازاتی که مقدار آن بوسیله قاضی گزینش میشود نیز اطلاق گردیده‌است؛ بدین ترتیب، تیتر حدود در قاعده مشتمل بر تعزیرات نیز می شود.[۲۵] آرای فقیهان در اجرای قاعده درء در حق‌الله و حق‌الناس را متعدد دانسته‌اند؛ به طوری که در جرائم حق‌اللهی اعمال قاعده عظیم و در جرایم حق‌الناسی محصور میباشد.[۲۶] همینطور به لحاظ برخی قلمرو قاعده صرفا حدود به معنای اخص وجود ندارد، بلکه در مباحث قصاص نیز روان مسجد بابا قدرت مشهد میباشد.[۲۷]

قاعده درء را در شک ها موضوعیه و شک ها حکمیه سرازیر دانسته‌اند.[۲۸] آورده شده دربارهٔ تردید ها حکمیه، گردآوری‌ای شرح قائل گردیده‌اند؛ به‌این ذکر که هنگامی جهل قصوری باشد، دربرگیرنده قاعده می گردد و در حالتی‌که جهل تقصیری [یادداشت ۱] باشد قاعده روان نمیشود.[۲۹] شبهه حکمی مانند موردی میباشد که فاعل حکم را نداند و شبهه موضوعی مانند تعارض دو بینه میباشد.[۳۰] بیان شده در صورتی‌که احادیث قاعدهٔ درء خلا گشوده هم در زمینه ی تردید ها موضوعیه تا وقتیکه در مسئله شبهه می‌باشد مجازات اثبات نمی شود.[۳۱]

خاستگاه قاعده درء
دوری از ریختن خون بی‌گناه و عدم تعدی به حرمت و آبروی آدم از مواقعی میباشد که بستر قاعده درء شناخته میگردد.[۳۲] در روایتی نقل شده در‌حالتی که امام مسلمین در عفووبخشش خط مش نادرست بپیماید خوب میباشد از اینکه در مجازات و عقوبت غلط نماید.[۳۳] به ذکر دیگر غلط در بخشش بر خطا در کیفر ترجیح دارااست.[۳۴] در حدیثی از نبی(ص) آمده میباشد: «جبرئیل به اندازه‌ای من را به رحمت وصیت کرد که در شرایطی‌که به خواست خداوند مطلع نبودم، گمان میکردم من را به شکاف حدود فرا میخواند».[۳۵] بر همین پایه قاعده درء در بین مسلمان ها اعم از امامیه و اهل‌سنت رده ویژه داراست.[۳۶] این قاعده در شیوه نامه‌های صدر اسلام گزینه تأکید بوده و در زمان سده‌های متمادی در محاکم گزینه استناد قرار گرفته میباشد.[۳۷]

تعداد صفحات : 56

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 562
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه