loading...

بهترین مرجع مسجد غدیر باباعلی مشهد

بازدید : 31
يکشنبه 8 تير 1404 زمان : 12:02

گفته می شود، این حدیث، خلال فضیلت امام علی(ع)، بر خلافت و پاکی وی نیز دلالت داراست؛ چون فرستاده(ص)، به جز نبوت، کلیه فضائل و خصوصیت‌ها و مناصب هارون را برای حضرت علی اثبات دانسته میباشد.[۳۰] سازه بر نشانه‌ها قرآن، حضرت موسی از پروردگار خواست تا برادرش هارون را وزیر وی سازد و در مورد رسالت شریکش گرداند تا امداد‌اش دهد.[۳۱] خداوند با درخواست وی موافقت کرد[۳۲] و هارون، در غیاب موسی، جانشین وی شد؛[۳۳] طبق این نشانه‌ها، تک تک مناصب حضرت موسی برای برادرش نیز بوده میباشد و در شرایطی که وی بعداز موسی زنده میماند، جانشین او مسجد غدیر بلوار معلم مشهد میشد.[۳۴]

برخی، با نظارت تشبیه مو جود درین حدیث، نکات ظریفی ذکر نموده‌اند، برای مثال:

هارون نزد موسی دارنده منزلت و رده والایی بود و از اینجا می‌اقتدار به عظمت جایگاه امام علی(ع) و سزاواری وی بر خلافت پس از فرستاده اکرم پی پیروزی.[۳۵] با توکل بر ماجرای هارون و حضرت موسی در قرآن، هارون وزیر و سهم دار موسی در کارش بود، پس علی نیز درباره ی خلافت و ولایت، جز نبوت، سهیم رسول(ص) مسجد غدیر فلاحی مشهد بود.[۳۶]

هارون برگزیدگان شخص قوم و قبیله موسی نزد معبود و پیامبرش بود، علی نیز اینگونه بود.[۳۷] هارون اخوی موسی بود[۳۸] و علی به جهت حدیث مؤاخات، که به تواتر در کتاب ها شیعه و سنّی اورده شده، اخوی نبی پروردگار بود. هارون خلیفه موسی در غیبتش به صورت مطلق بود، علی نیز اینگونه بود، به ویژه با تصریح رسول(ص) که فرمود: «‌لاینبغی أن أذهب اِلّا و أنت خَلیفَتی‌‌» (لایق وجود ندارد اینجانب به پیکار تبوک روَم، مگر اینکه تو جانشین اینجانب مسجد بابا غدیر مشهد باشی).

هارون فقید‌ترین شخص خویشاوندان موسی بود، علی هم به تصریح رسول(ص) فقیه‌ترین شخص بعداز فرستاده(ص) بود.[۳۹] اطاعت از هارون بر یوشع بن نون (وصی موسی) و امت موسی واجب بود، اطاعت از علی نیز با فرض وصایت ابوبکر، قدمت، عثمان یا این که هر شخص دیگری، بر آنان واجب بود.[۴۰] هارون دوستداشتنی‌ترین شخص نزد آفریدگار و موسی بود، علی نیز این‌سیرتکامل مسجد بابا قدرت مشهد بود.[۴۱]
پروردگار پشت موسی را با برادرش هارون، نیرومند و سفت ایجاد کرد و پشت نبی اکرم(ص) را با علی.[۴۲]
هارون معصوم از نادرست و نسیان بود، و علی نیز اینگونه بود.[۴۳]
شک و تردید در مدرک حدیث
بعضا عالمان سنّی در گواهی حدیث تشکیک کرده و بعضا آن را از تمام شمرده‌اند.[۴۴]

علمای شیعه در جواب گفته‌اند: بی‌شک این حدیث، مستفیض،[۴۵] بلکه پشت سرهم میباشد[۴۶] و به عهد و پیمان محدّثان، این ماجرا از «أصَحّ السّنن و أثبت الآثار» میباشد.[۴۷] شمس الدین ذهبی، از عالمان پر رنگ اهل سنت، در تلخیص المستدرک به صدق آن مدرک داده میباشد.[۴۸] نقل حدیث جایگاه در درست بخاری و درست مسلم، نشانه از درستی آن از طریقه اهل سنت میباشد.[۴۹] افزون بر اینها، معاویه، معاند سرسخت امام علی(ع) که امر به سبّ و لعن و جعل حدیث بر ضد آن حضرت داده بود، خیر فقط حدیث رده را انکار نکرد، بلکه خودش نیز آن را داستان کرد.[۵۰]

علامه شرف الدین این حدیث را از احادیثی شمرده که به اجماع مسلمانها تردیدی در درستی آن وجود ندارد.[۵۱]

ادعای انحصار جانشینی به ماجرای غزوه تبوک
بعضی علمای اهل سنت مانند ابن تیمیه این حدیث را صرفا ناظر به ماجرای غزوه تبوک دانستند.[۵۲] توده‌ای دایره را تنگ‌خیس کرده و گفته‌اند نبی، علی را تنها جانشین خویش در شهر مدینه یا این که دربین خاندانش قرار اعطا کرد.[۵۳] و نیز اینکه صدق حدیث به آن معنی وجود ندارد که تک تک مناصب و رده‌های حضرت فرستاده، جز نبوت، برای علی اثبات خواهد شد، بلکه ظواهر حدیث دلالت می‌نماید که علی تنها در مقطع غایب بودن نبی(ص) و رفتنش به تبوک، آن هم درخصوص کارها مرتبط با خانواده نبی(ص)، خلیفه و جانشین آن حضرت بوده میباشد، چنان که هارون در مقطع غایب بودن موسی خلیفهٔ وی بود.

در جواب این شبهه دو نکته نقل شده میباشد:

نکته نخستین: بخش اعظمی از عالمان اهل سنت این حدیث را منحصربه‌فرد به ماجرای تبوک ندانسته و معتقدند که نبی(ص) در مناسبت‌های دیگر نیز اینگونه فرموده میباشد. ابن ابی الحدید[۵۴] در تأیید وزارت حضرت علی، به قرآن و احادیث استناد کرده و می گوید کل مراتب هارون برای امام علی(ع) اثبات میشود و در حالتی که رسول(ص)، خاتم الانبیا خلا، حتی حضرت علی، در زمینه ی رسالتش هم سهم دار میشد. رسول(ص) اسامی فرزندان علی(ع) را همانند اسامی فرزندان هارون قرار بخشید و آنها را حسن و حسین نامید و فرمود: اینجانب آن‌ها‌را به اسامی فرزندان هارون، یعنی شُبَّر و شُبَیر، نامیدم.[۵۵]

نکته دوم: خویش صحابه نیز از ماجرا، عمومیت مناصب را برداشت می‌کردند، از جملهً هنگامی از جابر بن عبدالله انصاری درباره معنای حدیث مقام پرسیدند، جواب اعطا کرد فرستاده(ص) با این کلام علی را جانشین خود میان امتش، در زندگانی و بعداز مرگ خویش قرار داده و اطاعت از او‌را بر شما واجب گردانده میباشد.[۵۶]

ادعای تخصیص جانشینی به فرصت حیات فرستاده(ص)
به گفته بعضی عالمان اهل سنت، هارون سکو خلافت و بقیه مراتب را تنها در طی معاش حضرت موسی داشت؛ چون او پیش از موسی درگذشت، پس ممکن میباشد بگوییم، علی نیز رده‌های هارون را تنها در طول حیات فرستاده پروردگار داشته میباشد؛ به این ترتیب، حدیث رده را نمی‌قدرت نص بر خلافت بعداز وفات رسول(ص) دانست.[۵۷]
در مقابل، عالمان شیعه به‌این شبهه، اینگونه جواب داده‌اند: اولا: عبارت استثنا (اِلّا أنـَّه لا پیامبرّ بَعدی) صراحت در عمومیت گزاره پیش از آن را دارااست؛ لذا این شئونات، در حین حیات و پس از وفات نبی آفریدگار نیز برای علی اثبات میباشد، وگرنه احتیاجی به استثنا عدم وجود. به قسم طبرسی، محدّثان اجماع دارا‌هستند که فرستاده(ص) در ماجرای غزوه تبوک، علی را در مدینه جانشین خود کرد و اورا برکنار نکرد و این رده برای امام ادامه داشت.[۵۸]
ثانیا: هارون - بر فرض شبهه - بعد از موسی زنده خلا که بخواهد خلافت داشته باشد، اما در حالتی که می‌بود، مطلقاً خلافت موسی را بر ذمه می‌گرفت، زیرا شأن خلافت در وی متفحص بود. حضرت علی نیز مبنی بر حدیث، شأن خلافت رسول(ص) را داشت و مادامی که وی باشد و نبی(ص) نباشد، او خلیفهٔ نبی(ص) خواهد بود.
ثالثا: جناب هارون در عدم وجود حضرت موسی خلیفه شد و عموم فریب سامری را خورده و گوساله‌پرست شدند و کسی به امداد هارون آن‌سیرتکامل که می بایست نشتافت و هارون دربین بستگان به مجبور مصلحت را در شکیبایی کردن مشاهده کرد. حدیث رده تمامیٔ این اتفاق ها را برای امام علی(ع) ذکر می‌نماید. علی در عدم وجود رسول(ص) خلیفه میباشد و شباهت امام با هارون معطوف به‌این کارها میباشد و به هیچ وجهً بعد از وفات و پیش از وفات در آن مطرح وجود ندارد.

بازدید : 32
پنجشنبه 5 تير 1404 زمان : 11:32


محمدعلی تسخیری(۱۳۲۳-۱۳۹۹ش) نماینده طهران در پنج‌مین عصر مجلس خبرگان رهبری، مدیر شورای خوب مجمع جهانی تخمین مذهب‌ها اسلامی و از اعضای شورای مرکزی جامعه روحانیت اهل پیکار بود. دبیر کلی مجمع جهانی اهل‌بیت و مجمع جهانی تخمین مذهبها و نمایندگی کشور‌ایران در کمیته شریعت خزانه گسترش اسلامی از سایر سابقه اوست. او فقط نماینده قانونی شیعه اثناعشری در مجمع فقه اسلامی در جده (متعلق به سازمان كنفرانس اسلامی) مسجد غدیر بلوار معلم مشهد بود.

تسخیری از منتقدان طرح شورای رهبری میباشد و غرض آن را تشکیک در موضع رهبری در نظام کشور‌ایران می داند.

تسخیری اثراتی در مسئله تعدد مذهبها، تخمین و وحدت اسلامی، تألیف نموده است. المختصر المفید فی تعبیر القرآن المجید، الاخلاق فی الاحادیث المشترکة میان السنة و الشیعة از سایر اثرها وی مسجد غدیر فلاحی مشهد میباشد.

معاش‌طومار و تحصیلات
محمدعلی تسخیری در سال ۱۳۲۳ش در نجف چشم به جهان گشود.[۱] تحصیلات ابتدایی را در «جمعیة منتدی النشر» به پایان رسانید که با مدیر محمدرضا مظفر اداره میشد.[۲] در سال ۱۳۴۱ش،[۳] وارد کالج فقه نجف شد و در فن ادبیات عرب و فقه و اصول به علم آموزی مسجد بابا غدیر مشهد پرداخت.[۴]

وفات
تسخیری در ۲۸ مرداد سال ۱۳۹۹ش موازی با ۲۸ ذی‌الحجه سال ۱۴۴۱ در طهران درگذشت[۵] و در ۳۰ مرداد در قم، تشییع و با اقامه نماز میت بوسیله آیت‌الله نوری همدانی در مقبره حضرت معصومه(س) مسجد بابا قدرت مشهد دفن شد.[۶]

حیات حوزوی
تسخیری به طور همزمان با علم آموزی در دانشگاه فقه نجف، آموزش دروس حوزوی را نیز استارت کرد.[۷] با اتمام عصر سطح، درس بیرون را نزد سید محمدباقر صدر، خویی، سید محمدتقی حکیم و میرزا جواد تبریزی، در حوزه علمیه نجف فرا گرفت[۸] و شعر و ادبیات را نزد محمدرضا مظفر فراگرفت.[۹] او در سال ۱۳۵۱ش به حوزه علمیه قم رفت[۱۰] و در درس سید محمدرضا گلپایگانی، میرزا هاشم آملی و وحید خراسانی شركت نمود.[۱۱]

درس دادن و اثر ها

تسخیری در کنار علم آموزی در حوزه علمیه نجف به درس دادن دروس رایج حوزوی نیز اشتغال داشت.[۱۲] همینطور بعداز ورود به حوزه علمیه قم خلال علم آموزی، به درس دادن در حوزه علمیه[۱۳] و برخی مراكز علمی و دانشگاهی مانند دانشکده امام راستگو(ع)، دانشکده گیلان و دانش گاه اصول‌الدین قم پرداخت.[۱۴]

وی دارنده تالیفاتی در موضوعات اسلام، دنیا اسلام، وحدت مسلمین و تخمین مذهبها به گویش‌های فارسی و عربی میباشد. اقتصاد اسلامی، المختصر المفید فی تعبیر و تفسیر القرآن المجید، اقلیت‌های مسلمانها؛ راهكارها و مشكلات، ایده‌های خاطرنشان کرد‌وگو با سایر افراد، درباره وحدت و تخمین مذهب‌ها اسلامی، تعدد مذهب‌ها و قضیه تخمین و وحدت اسلامی، رسالت ما تخمین در پندار‌ها، انسجام در فعالیت، الاخلاق فی الاحادیث المشترکة در بین السنة و الشیعه(زمان سه جلدی) و در پرتو قانون اساسی ایران به عنوان مثال اثر ها وی میباشد.[۱۵]

شغل‌های سیاسی
تسخیری در سال ۱۳۴۴ش به‌طور قانونی به حزب الدعوه پیوست که با بررسی سید محمد باقر صدر اداره میشد.[۱۶] وی در آن مجال، اشعاری بر ضد حکومت بعث عراق سرود که به زندانی شدن او انجامید و به اعدام محكوم شد[۱۷] ولی بعد از مدتی با میانجی‌گری امام خمینی و دیگر علمای نجف از زندان آزاد شد.[۱۸]

او پیش از ورود به حزب الدعوه، مدتی با رسیدگی نشریات حزب جماعة العلماء، در جریان هدف ها و اپ های این حزب قرار گرفت.[۱۹] حزب جماعة العلماء در سال ۱۳۳۹ش به وسیله سید محسن حکیم و گروهی از علما برای تقابل با احزاب سیاسی ضد اسلامی مانند حزب کمونیست تأسیس شد.[۲۰] تسخیری در سال ۱۳۵۱ش به‌عامل عمل‌های سیاسی بر ضد حکومت عراق، از این كشور اخراج شد و به جمهوری اسلامی ایران آمد.[۲۱]

کار‌های فرهنگی و اجرایی

حضور آیت‌الله تسخیری در افتتاحیه دانشنامه ویکی‌شیعه
تسخیری پیش از انقلاب اسلامی کشور‌ایران در بیوت برخی از مراجع پیروی در قم، ترجمه کننده و پاسخگوی استفتائات و سؤالات عربی عموم بود.[۲۲] او عمل فقهی و فرهنگی خویش را در قم با تکثیر خبرنامه عرب گویش الهادی در مؤسسه دارالتبلیغ اسلامی استارت کرد[۲۳] و بعداز انقلاب اسلامی جمهوری اسلامی ایران در مناصب گوناگون فرهنگی، تبلیغی و اجرایی به شغل پرداخت. آغاز در سمت معاونت فی مابین‌الملل سازمان تبلیغات اسلامی کار میکرد[۲۴] تا اینکه در سال ۱۳۶۹ش، مجمع جهانی اهل‌بیت را با همیاری دسته‌ای از علما ایجاد کرد و با حکم آیت‌الله خامنه‌ای؛ رهبر کشور‌ایران به دبیرکلی این مجمع برگزیده شد و تا سال ۱۳۷۸ش درین سمت بود.[۲۵]

بازدید : 13
سه شنبه 3 تير 1404 زمان : 11:33


قبل از انقلاب

رجایی نزدیک به هجده سالگی، در جامه نیروی هوایی
رجایی زمانی که در مکتب احمدیه طهران، از مدرسه های متعلق به جامعه تعلیمات اسلامی [یادداشت ۲] درس می خواند، در گروهی به اسم شیعه‌ها عضو شد. دسته شیعه‌ها بوسیله بعضا از علم‌آموزان مکتب احمدیه تأسیس گردیده بود و به عمل‌های فرهنگی و آموزشی مسجد غدیر بلوار معلم مشهد می‌پرداخت.[۲۳]

شناخت با آیت‌الله طالقانی
رجایی به طور همزمان با ورود به نیروی هوایی (۱۳۲۸ش) با جلسات سید محمود طالقانی در مسجد هدایت طهران آشنا شد و در حدود ۲۷ سال در جلسات وی کمپانی کرد.[۲۴] از دلایل جذب رجایی به طالقانی، تطبیق مسائل روز عالم گران بها‌های اسلامی بوسیله طالقانی دانسته مسجد غدیر فلاحی مشهد گردیده‌است.[۲۵]

رجایی در جلسات سید محمود طالقانی، با مهدی تاجر و یدالله سحابی، از فعالان سیاسی ضدِّ حکومت پهلوی، آشنا شد و در سال ۱۳۳۹ش در متوسطه کمال طهران به سر کردگی یدالله سحابی به معلمی پرداخت.[۲۶] متوسطه کمال در مناسبت‌های مذهبی از فعالان سیاسی ضد حکومت پهلوی مانند سید محمد بهشتی، مرتضی مطهری، مهدی تاجر و محمدتقی شریعتی برای سخنرانی دعوت می کرد.[۲۷] رجایی در سال ۱۳۴۶ش به خیال اختلاف‌حیث با یدالله سحابی در اداره مکتب، همیاری خویش با متوسطه کمال را جدا مسجد بابا غدیر مشهد کرد.[۲۸]

رجایی همینطور یاور با گروهی دیگر، در سال‌های در حدود ۱۳۵۳ش، گرد هم آیی‌ای هفتگی و محرمانه با سید محمد بهشتی داشت.[۲۹]

همیاری با تیم‌های ضد حکومت پهلوی
محمدعلی رجایی با تیم‌های سیاسی مخالف حکومت پهلوی با میل‌های متعدد همیاری داشت.

جمعیت فدائیان اسلام: رجایی در طی خدمتش در نیروی هوایی (۱۳۲۸–۱۳۳۲ش) با جمعیت فدائیان اسلام آشنا شد و در جلسات آن کمپانی کرد.[۳۰] به گفته رجایی وی جذب این شعارهای فدائیان اسلام شد که می‌گفتند: «کلیه عمل و هم چیز صرفا برای خداوند» و «اسلام بلندتر از تمامی چیز [میباشد]، و هیچ چیز رفیعتر از اسلام وجود ندارد».[۳۱] به گفته او آن روز ها بیشترین نبرد مذهبی‌ها با عده‌ای‌ها بود که وی نیز دراین مورد عمل مسجد بابا قدرت مشهد داشت.[۳۲]
نهضت آزادی جمهوری اسلامی ایران: محمدعلی رجایی جزء او‌لین کسانی بود که بعد از تأسیس نهضت آزادی جمهوری اسلامی ایران (۱۳۴۰ش) در آن عضو گردیده و به یکی‌از اعضای فعال آن تبدیل شد.[۳۳] رجایی یک کدام از دست اندرکاران تکثیر اعلامیه‌های نهضت آزادی در قزوین بود.[۳۴] وی در ۱۱ اردیبهشت ماه ۱۳۴۲ش بوسیله ساواک (سازمان داده ها و امنیت مرز و بوم) شناسایی و در قزوین بازداشت شد. او بعداز ۴۸ روز،[۳۵] پس از اینکه تعهد اعطا کرد از نهضت آزادی استعفا دهد آزاد شد.[۳۶] وی از این به سپس، عمل‌های سیاسی ضد پهلوی و همیاری با جریان‌های سیاسی را خاطر نشان کرد، البته هیچ‌گاه به عضویت قانونی حزب و گروهی در نیامد. بعضا عامل آن را داشتن آزادی بیشتر برای ادامه عمل‌ها دانسته‌اند.[۳۷]
سازمان مجاهدین اخلاق کشور‌ایران: رجایی با بیشتر بنیانگذاران سازمان مجاهدین کردار از زمان دانشکده و بعد در جلسات سید محمود طالقانی آشنا بود. سال ۱۳۴۷ش سعید محسن یک کدام از مؤسسان سازمان مجاهدین به رجایی سفارش عضویت در آن سازمان را بخشید؛ البته به گفته رجایی، به انگیزه اختلافاتی که دربرداشت آن‌ها نسبت به نبرد وجود داشت، عضویت در سازمان را نپذیرفت.[۳۸] رجایی هیچ‌گاه به عضویت سازمان مجاهدین اخلاق درنیامد، البته در بعضا کارها به آن‌ها مشورت کردن می‌بخشید.[۳۹] به گفته صدیقه عاتقی همسر او، سازمان به‌تیتر یک واسطه اساسی روی وی اکانت میکرد؛[۴۰] اما رجایی بعد از مشاهده علامت‌هایی از تغییر و تحول ایدئولوژی سازمان از اسلام به مارکسیسم، همیاری خویش را با آن‌ها جدا کرد.[۴۱]
گزارش ساواک طهران در ۱۳۴۶ش:
محمدعلی رجایی دبیر متوسطهِ کمالِ نارمک در کلاس، «پای کوبی تاجگذاری» را «باجگذاری» بیان می‌نماید.

معاش‌طومار سیاسی شهید رجایی، ص۵۹.

تشکیل مؤسسه فرهنگی و کمک رفاه
رجایی بعداز گوشه‌گیری از متوسطه کمال در سال ۱۳۴۶ش،[۴۲] با یاری اکبر هاشمی رفسنجانی، محمدجواد باهنر، بقایای هیئت مؤتلفه،[یادداشت ۳] و گروهی از تجار، مؤسسه خیریه رفاه و تعاون را تأسیس کرد.[۴۳] غرض از تشکیل آن در ظواهر یاری به نیازمندان؛ اما در واقعیت یاری مالی به خانواده‌های زندانیان سیاسی بود.[۴۴]

این مؤسسه دربرگیرنده مدرسه های سه‌گانه مدرسه ابتدایی، ارشاد و متوسطه بود و بیشتر اعضای هئیت مدیره و معلمان آن، دارنده میل‌های سیاسی بودند و علیه حکومت پهلوی کار سیاسی داشتند. رجایی از اعضای هیئت مدیره،[۴۵] و مدیریت مکتب رفاه بود.[۴۶] این مکتب در‌پی بازپرسی‌های حکومت پهلوی، در سال ۱۳۵۳ش منحل شد.[۴۷]

از مکتب رفاه در روزهای قبل از برد انقلاب اسلامی برای دستگیر و محافظت سران حکومت پهلوی و نیروهای ساواک استعمال میشد.[۴۸]

بازدید : 28
شنبه 31 خرداد 1404 زمان : 16:10


فرمان روا حسین صفوی (۱۱۳۹ـ۱۰۷۹ق)، واپسین فرمانروا صفوی و فرزند پادشاه سلیمان بود. بیان شده که او شخصی بخشنده، کریم ومهربان، معمولی‌پوش و دل‌رحم بوده و از مبارزه و خون ریزی هجران می کرد. شل‌طلبی و ناکارآمدی سیاسی او، در حمله محمود افغان، موجب از دست رفتن تاج و تخت سلطنت صفویان شد. اشرف افغان جانشین محمود، در سال ۱۱۳۹ق به انگیزه مدد شاه عثمانی از پادشاه حسین، امر قتل حسین را اعطا کرد. اورا در اصفهان کشتند، سرش را برای اشرف فرستادند و پیکرش را در قم به خاک مسجد غدیر بلوار معلم مشهد سپردند.

استارت سلطنت
صفویان
شاها
مقدس اردبیلی • میرداماد • میرفندرسکی • محمدتقی مجلسی • محمدباقر مجلسی • پژوهشگر کرکی • روحانی بهائی • روضه خوان حر عاملی • سید نعمت‌الله جزایری • ملاصدرا
اساسی
پیکار چالدران • صلح آماسیه • معاهده زهاب • حمله افغان‌ها
نبو
فرمانروا فرمانروا حسین احتمالاً در ۱۰۷۹ق زاده شد.[۱] بعد از درگذشت پدرش، فرمان روا سلیمان صفوی، اختلاف بر رمز جانشینی وی شدت گرفت تا سرنوشت با صلاح‌روءیت کرد مریم بیگم، عمه فرمان روا سلیمان، حسین در ۱۱۰۵ق جانشین بابا شد و روضه خوان الاسلام محمدباقر مجلسی تاج شاهی را بر راز وی گذاشت و خطابه‌ای در لزوم رفع فسوق و مناهی اختلال کرد.[۲]گفته شده که بعداز مراسم تاجگذاری پادشاه از محمدباقر سئوال کرد که چه خدمتی از اینجانب برای شما ساخته میباشد و روحانی الاسلام جواب اعطا کرد که خواهش دارااست فرمانروا کبوتر بازی ، میگساری و نبرد با طوائف و دستجات را ممنوع سازد . فرمانروا حسین فورا با این درخواست موافقت نمود . و بی اندیشه دستور بخشید همگی باده فروشی‌ها تخریب مسجد غدیر فلاحی مشهد شوند . [۳]

شرایط دربار
دربار صفوی در آن فرصت از یک سو ذیل نفوذ فقهاء بود و از سوی دیگر، خواجه سرایان و امیران قزلباش جناح نیرومندی تشکیل داده بودند. با دخالت نزدیکان و دور و بری ها، فرمان روا صفوی به طور تقریبً منزوی شد و همگی امور را وزیرانش اجرا مسجد بابا غدیر مشهد می‌دادند.[۴] [یادداشت ۱]

اوضاع و احوال کشور
پاد شاه حسین نخست سلطنتش با کودتا‌های چندی روبه رو شد، مثلا کودتا میرالله (سرکرده بلوچ)، انوشه خان (والی خوارزم)، و سلیمان کرماج در کردستان و مغرب کشور ایران که عثمانی‌ها نیز از وی هواخواهی می‌کردند. علاوه بر آن، فرج‌اللّه خان، والی خوزستان، هم نافرمانی در پیش گرفت.[۵] در ۱۱۲۲ق ازبکان به خراسان حمله کرده، و آنجا را غارت کردند.[۶] احوال بد سیاسی، عموم را با اشتباهات متعددی مواجه کرد و به اعتراض و کودتا اهل یک محل اصفهان در ۱۱۲۷ق، به باعث بالا رفتن ارزش گندم و آرد، انجامید.[۷] اعراب سواحل خلیج عجم، بعداز تسخیر بحرین و قشم و لارک، به اندیشه تصرف بندرعباس مسجد بابا قدرت مشهد افتادند.[۸]

حمله محمود افغان
در ۱۱۱۸ق خاندان غلزایی/غلجایی، یکی طوایف قبیله افغان(پشتو) در قندهار علیه گرگین خان، بیگلربیگی شهر، طغیان کرده و او‌را کشتند.[۹] حسین صفوی در ۱۱۳۲ق برای محمود، رییس غلزایی و والی قندهار خلعت ارسال کرد.[۱۰][یادداشت ۲] در ۱۱۳۴ق محمود منش اصفهان را در پیش گرفت.[۱۱] سپاه وی و صفویان در گُلُناباد با یکدیگر روبه رو شدند و صفویان باخت خوردند.[۱۲] اصفهان به محاصره نیروهای محمود به‌زمین‌خورد. محاصره اصفهان حدود هفت ماه طولانی شد و عموم شهر در گیر قحطی و بیماری شدند.[۱۳] فرمان روا حسین از محمود پشتیبانی خواست و در ۱۱۳۵ق تاج و تخت شاهان صفوی را به وی واگذار کرد. محمود نیز بعد از وصلت با یکی دختران وی، به اسم خویش سکه زد و خطبه خواند.[۱۴]

سرنوشت
اشرف افغان، پسر عموی محمود، در ۱۱۳۷ق، اورا کشت و جانشین وی شد. اشرف در ۱۱۳۹ق با وصال پیام فرمانروا عثمانی بر طبق تامین از سلطان صفوی و بازگرداندن تاج و تخت به وی، امر قتل فرمانروا حسین را بخشید. اورا در اصفهان کشتند و سرش را برای اشرف فرستادند و پیکرش در قم به خاک امانت شد.[۱۵]

پانویس
ر.ک:لاکهارت، ص۳۵، پانویس ۲
نصیری، ص۱۹، متن خطابه ص۲۱ـ۲۲؛ مستوفی، ص۱۱۵
لارنس لکهارت،انقراض سلسلۀ صفویه و روز ها استیلای افاغنه در کشور ایران، معنی کننده: مصطفی قلی‌عماد،چاپ کننده: مروارید، ۱۳۶۴ش، ص۴۴.
جملی کارری، ص۱۱۱ـ۱۱۲؛ کروسنیسکی، ج۱، ص۷۲، ۷۵
نصیری، ص۵۴، ۶۵، ۸۷ـ۹۰، ۱۲۴ـ ۱۳۳، ۲۴۸ـ۲۵۳
خاتون آبادی، ص۵۶۰
خاتون آبادی، ص۵۶۷
گاهنامه کرملیها در کشور‌ایران، ج۱، ص۵۷۱؛ کروسنیسکی، ج۱، ص۲۱۸ـ۲۲۰
مرعشی صفوی، ص۴، ۱۷؛ مروی، ج۱، ص۱۹؛ دوسرسو، ص۸۹ـ۹۰، ۱۱۵
مرعشی صفوی، ص۵۲ـ ۵۳
مستوفی، ص۱۲۷؛ حزین لاهیجی، ص۱۹۷

بازدید : 13
سه شنبه 27 خرداد 1404 زمان : 13:44


فلاسفه معاصر او
آقابزرگ تهرانی با آقا علی در طهران ملاقات داشته و او‌را در حکمت، بر‌خیس از معاصرانش دانسته و مجلس درس او را در طهران لبریز رونق وصف نموده است؛ ولی، قضاوت دربارۀ برتری آقا علی از معاصرانش سخت میباشد. ملا هادی سبزواری، محمدرضا قمشه‌ای و سید ابوالحسن جلوه از معاصران مدرّس طهرانی بودند و از نظر استادان، هم طبقه به شمار میایند و به غیر از حکیم جلوه، از مروّجان فلسفۀ ملاصدرا بودند. با وجود این، آوازه سبزواری به سیرتکامل‌ای میباشد که بخش اعظمی، اورا گرانقدر‌ترین فیلسوف بعداز ملاصدرا مسجد غدیر بلوار معلم مشهد می دانند.

[۱۲]آقا علی مدرّس در اثرها خویش[۱۳] از سبزواری با احترام و تعظیم- با تفسیر «وحید عصرنا» - حافظه نموده است. سید جلال‌الدین آشتیانی بعد از شک و تردید در برتری آن دو به یکدیگر، در ‌‌غایت به برتری سبزواری رأی داده میباشد.[۱۴] به حیث او، سبزواری از لحاظ سرعت جابجایی و تحریر مطالب بغرنج با عباراتی کوتاه و جاری و اجتناب از تطویل صحبت بر آقا علی ترجیح‌ دارااست. ولی مهدی حائری یزدی [۱۵] آقا علی را، به منجر داشتن سلیقه نقادانه و اختراع درعرضۀ راه‌حل‌های‌ نو برای خطاها فلسفی، از سبزواری بر‌خیس دانسته و برهان آوازه کمتر آقا علی را، طرز نقادانه داشتن و تبعیت صرف نکردن از ملاصدرا مسجد غدیر فلاحی مشهد دانسته میباشد.

بین دیگر حکمای حوزۀ طهران، آقا علی مدرّس و محمدرضا قمشه‌ای، از جهت علمی، از حکیم جلوه بسیار بر‌خیس بوده‌اند.[۱۶] گفتنی میباشد که ارتفاع درس دادن آقا علی در طهران بیشتر از قمشه‌ای و تمایل وی بیشتر حکمت برهانی بوده، البته قمشه‌ای به عرفان و جنبه‌های ذوقی حکمت متعالیه اعتنا بیشتری مسجد بابا غدیر مشهد داشته میباشد.[۱۷]

شاگردان
بزرگان بخش اعظمی نزد وی حکمت آموخته‌اند که بعضی از آنها عبارت‌اند از:

محمدباقر اصطهباناتی
میرزا حسن آشتیانی
حیدر قلی خان قاجار نهاوندی
میرزا هاشم اشکوری
حسن کرمانشاهی
میرزا علی‌اکبر حکمی یزدی
محمدطاهر تنکابنی
روضه خوان عبدالنبی مازندرانی.[۱۸]
خلاقیت‌های فلسفی
حکیم مدرّس طهرانی نکات و چاره‌های جدید‌ای برای برخی مسائل فلسفی عرضه کرده که مهم ترین آن ها در مشاجره معاد و راهکار گوناگون وی در توجیه فلسفی معاد جسمانی مسجد بابا قدرت مشهد میباشد.

او به-رغم به کارگیری از اصول و مبانی فلسفۀ ملاصدرا (مانند اصالت وجود، تشکیک وجود و جنبش جوهری)، دربارۀ معاد، نظری گوناگون با وی ابراز کرده است.[۱۹] به عقیدۀ وی، نفوس کَوْنیۀ جزئیه (نفوس انسانی) که هنگام وابستگی نفس به تن پایین دانایی نفس آحاد یا این که نفوس همه (نفوس فرشتگان) میباشد، بعداز مرگ به نفس آحاد متصل می‌گردد و از قوا و اعضای آن به شمار میاید و از آن شیوه میتوانند همچنان تن خود را آگاهی نمایند. به لحاظ او، تن که دربرگیرنده ودایع و اثراتی از نفس میباشد، در مسیر جنبش جوهری به سوی نهایت خویش، یعنی نفس، در جنبش میباشد تا روز قیامت که به آن ملحق گردد.[۲۰] ظاهراً اینکه حکیم مدرّس طهرانی جسد ابن بابویه (متوفی ۳۸۱ق) را بعداز سپری شد ده قرن تندرست چشم، در ابراز این نظریه بی‌تأثیر نبوده میباشد.[۲۱] رأی حکیم مؤسس راجع به معاد جسمانی گزینه اعتنا متأخران قرار گرفته میباشد: روحانی محمد حسین غروی اصفهانی، که از روش شاگردی محمدباقر اصطهباناتی دانش آموز آقاعلی به شمار میاید، در رساله فی ثابت معاد جسمانی به طور کاملً بر مبنای آقا علی، معاد جسمانی را ثابت نموده است. همینطور سید جلال‌الدین آشتیانی در اثر ها خویش، خلال ذکر نظریۀ آقا علی، به عیب گیری از آن پرداخته میباشد. آشتیانی تصریح دارااست که بیشتر استادان او، برای مثال ابوالحسن قزوینی، به حیث آقا علی متمایل‌اند.[۲۲] غلامحسین ابراهیمی دینانی نیز کتابی با تیتر معاد از بینش حکیم مدرّس زنوزی نوشته و در آن به دیدگاه ها آقا علی و تفاوت آن با دیگر آرا اشاره نموده است.[۲۳]

به‌غیر از مسئلۀ معاد، آقا علی مدرّس طهرانی دراین مباحث نیز نکات و تقریرات مهمی ابراز کرده است: توحید و تحقق کثرت در وجود، اعتباریات ماهیت، وجود رابط و رابطی، حمل، دانش به واجب الوجود، اصالت وجود و انطباق قوس ترفیع و نزول و اتحاد اتصالی مراتب آنان.[۲۴]

اثر ها
از حکیم مدرّس طهرانی اثرها زیادی ارثیه که یک کدام از دارای اسم و رسم‌ترین آن ها بدایع الحکم میباشد. این کتاب به لهجه فارسی و در بردارندۀ خلاصه‌ای از حکمت متعالیه میباشد. آقا علی مدرّس این کتاب را به درخواست شاهزاده عماد الدوله بدیع الملک میرزا، در جواب به هفت سوال فلسفی، نوشته میباشد. واپسین سؤال بدیع الملک - که مقایسۀ حیث فیلسوفان غربی با حیث حکما و متکلمان اسلامی میباشد- علامت دهندۀ شروع رویا رویی فلسفۀ اسلامی با فلسفۀ غرب میباشد. این اثررا احمد واعظی در ۱۳۷۶ش در طهران منتشر نموده است. محمد پارسا حائری مازندرانی، از قائلان به اصالت ماهیت، ردیه‌ای بر این تاثیر نوشته و آن را ودایع الحکم فی کشف خدایع بدایع الحکم نامیده میباشد. تاثیر اخیر به طور جدا و نیز درضمن کتاب حکمت بوعلی سینا چاپ گردیده است.

سبیل الرشاد فی ثابت المعاد، بعداز بدایع الحکم، پر اسم و رسم‌ترین تاثیر آقا علی مدرّس میباشد و چنانکه خویش در مقدمۀ آن اشاره نموده، برگرفته از تعلیقات وی بر کتاب اسفار ‌ملاصدرا میباشد. درین تاثیر، رأی اصلی مدرّس طهرانی دربارۀ معاد تشریح شد‌ه‌است.

به غیر از بدایع الحکم، دیگرآثارِ جان دارِ مدرّس طهرانی، از تعلیقات و رسائل و تقریظات و تقریرات، در گروه مصنفات حکیم مؤسس آقا علی مدرّس طهرانی، در سه جلد، به سعی محسن کدیور در ۱۳۷۸ش در طهران چاپ گردیده‌است.

بازدید : 40
پنجشنبه 22 خرداد 1404 زمان : 11:33


برخی از رخدادهای اصلی در بین حزب‌الله و اسرائیل عبارت‌اند از:

عملیات الوعد الصادق
نوشته ی علمیٔ اساسی: نبرد ۳۳ روزه
در سال ۲۰۰۶م بین حزب‌الله و اسرائیل جنگی چهره بخشید که به نزاع تَموز یا این که پیکار ۳۳ روزه شناخته میشود. اسرائیل برخلاف توافق‌ با حزب‌الله، سه اسیر لبنانی را آزاد نکرد. حزب‌الله برای آزادی‌شان، در جولای ۲۰۰۶م در عملیات الوعد الصادق دو نظامی اسرائیلی را اسیر گرفت. اسرائیل برای آزادسازی دو اسیر خویش و نیز خلع سلاح حزب‌الله به لبنان حمله کرد و در میان حزب‌الله و اسرائیل جنگی به وقوع پیوست که ۳۳ روز طول مسجد غدیر بلوار معلم مشهد کشید.[۳۰]


پایکوبی موفقیت حزب‌الله لبنان بر اسرائیل.
زد خورد ژانویه ۱۹۹۳م
در ۲۵ ژوئیه ۱۹۹۳م اسرائیل با غرض خلع سلاح حزب‌الله و تولید رخنه‌ در ارتباط ها حزب و عموم و نیز فشار بر دولت لبنان برای پرهیز از مقاومت به لبنان حمله کرد. این حمله با برخورد حزب الله مواجه شد و طرفین در جولای ۳۱م ۱۹۹۳ تفاهم ژوئیه را پذیرفتند. براساس این توافق، حزب‌الله عهده دار شد که در قبال توقف تجاوز اسرائیل، از پرتاب کاتیوشا به بخشها زیر اشغال اسرائیل پرهیز مسجد غدیر فلاحی مشهد نماید.[۳۱]


نیروهای حزب‌الله در ۱۶ آوریل ۱۹۹۶م
تضارب آوریل ۱۹۹۶م
اسرائیل در ۱۱ آوریل ۱۹۹۶م عملیات خوشه‌های خشم را بر ضد لبنان استارت کرد. این عملیات با اعمال قتل‌عام‌های چهارگانهٔ سحمر در روز دوم، آمبولانس منصوری در روز سوم، نبطیهٔ فوقا و قانا در روز هفتم جهانی شد. در‌این حمله ۲۵ نفر به عنوان مثال چهارده بدن از نیروهای حزب‌الله به شهید شدن رسیدند. عملیات شانزده روز زمان برد و در غایت، اسرائیل با حزب‌الله به توافق آوریل رسید. در‌این توافق، اسرائیل عهده دار شد که به غیرنظامیان حمله نکند و در تقابل نظامی، صرفا با نیروهای مقاومت مشغول مسجد بابا غدیر مشهد گردد.[۳۲]

عملیات انصاریه
حزب‌الله عملیات انصاریه را در ۱۹۹۲/۹/۵م برای تقابل با تجاوز دریایی کماندوهای اسرائیلی سامان اعطا کرد که به کشته و زخمی شدن ۱۷ صهیونیست انجامید.[۳۳]

آزادسازی اسیران مقاومت

مصطفی دیرانی (راست) و عبدالکریم عبید (چپ)
بعداز خروج نیروهای اسرائیلی از جنوب لبنان، برخی از نیروهای حزب‌الله مانند مصطفی دیرانی و روضه خوان عبدالکریم عبید در زندان‌های اسرائیل بودند. حزب‌الله با اجرای عملیات در مزارع شَبعا در جنوب لبنان، سه سرباز اسرائیلی را در ۷ اکتبر ۲۰۰۰م به اسارت گرفت و در بیروت نیز یک سرهنگ اسرائیلی را دستگیر کرد. اسرائیل در قبال تحویل این اشخاص، چندین لبنانی و ۴۰۰ فلسطینی را آزاد کرد و اجساد ۵۹ شهید را تحویل اعطا کرد. همینطور سرانجام ۲۴ مفقودالاثر را فاش کرد و نقشهٔ مین‌هایی که در مرزهای لبنان فعالیت نهاده بود را تحویل بخشید. عملیات مبادله در ۲۹ و ۳۰ ژانویه ۲۰۰۴م اجرا به عهده مسجد بابا قدرت مشهد گرفت.[۳۴]

حزب‌الله در سال ۲۰۰۸م نیز در ادامه پیکار ۳۳ روزه، با اعمال مذاکرات با اسرائیل و با پادرمیانی آلمان، مانده اسیران لبنانی را آزاد کرد. همینطور پیکر شهدای مقاومت در جنگ ۳۳ روزه و اجساد مابقی شهدای مقاومت لبنان و فلسطین برای مثال پیکر دلال مغربی و مجموعه ۱۲ نفره اورا از اسرائیل تحویل گرفت.[۳۵]

نگهبانی از حماس و عموم غزه بعد از عملیات گردباد‌الاقصیٰ
بعد از عملیات گردباد‌الاقصی و کشتار عموم نوار غزه به وسیله اسرائیل در سال‌های ۲۰۲۳ و ۲۰۲۴، حزب‌الله در دفاع از عموم فلسطین موضع ها نظامیان اسرائیل را در شمال مرزو بوم‌های اشغالی مقصود قرار می‌بخشید. حفاظت حزب‌الله از حماس و عموم فلسطین سبب تشدید زد خورد‌های بین حزب‌الله و اسرائیل شد. به نقل از کانال العالم حزب‌الله فقط طی ۱۳۳ روز بعداز گردباد‌الاقصی بیشتراز ۱۰۳۸ عملیات در حمایت از فلسطین و حماس، علیه اسرائیل اعمال بخشید.[۳۶] در مقابل ارتش اسرائیل، با هجوم ها گوناگون به لبنان و سوریه شماری از جوارح و فرماندهان حزب‌الله را ترور کرد. سازه بر گزارش خبرگزاری تسنیم، حزب‌الله لبنان از مجال عملیات گردباد‌الاقصیٰ تا خرداد ماه ۱۴۰۳ (حدود ۹ ماه) از شهید شدن ۳۱۶ بدن از رزمندگان خویش در هواخواهی از فلسطین خبر داده بود.[۳۷] همینطور اسرائیل با انفجار پیجرهای حزب‌الله بیشتراز سه هزار بدن از اعضای حزب‌الله و عموم لبنان را شهید و زخمی کرد.[۳۸] در پی این تضارب‌ها، اسرائیل در ۶ مهر ۱۴۰۳ش با حمله به پایگاه فرماندهی حزب‌الله در بیروت سید حسن نصرالله بالاترین رده قانونی حزب‌الله را به شهید شدن رساند.[۳۹]

بعداز حدود ۱۴ ماه تضارب حزب‌الله با ارتش اسرائیل، در ۷ آذر ۱۴۰۳ش در بین آنان حریق‌بس برقرار شد؛[۴۰] هرچند براساس اعتراف سخنگوی ارتش اسرائیل، به عبارتی روز در آغاز با حمله ها اسرائیل و کشته شدن دو عضو حزب‌الله حریق‌بس نقض شد.[۴۱]

بازدید : 19
سه شنبه 20 خرداد 1404 زمان : 11:41


مرجع تبعیت مجتهدی میباشد که گروهی از شیعه ها در مسائل فقاهتی مطابق فتاوای وی فعالیت می‌نمایند و وجوهات فقهی را در چنگ وی قرار می دهند. مرجعیت، بالاترین جایگاه مذهبی میان شیعه ها دوازده امامی میباشد. این رده، انتصابی وجود ندارد و معمولا شیعه‌ها با پرس و جو از روحانیان و عالمان شرعی، عده ای را که صاحب و مالک این صلاحیت باشند، شناسایی می‌نمایند. مهم ترین شرط احراز این رده، برتری علمی نسبت به بقیه مجتهدان میباشد. رهروان مرجع تبعیت نیز مُقَلِّدان وی خوانده میگردند. ایده ها شرعی مراجع پیروی در کتابی با اسم رساله توضیح المسائل منتشر مسجد غدیر بلوار معلم مشهد می‌‌خواهد شد.

با دقت به گستره جغرافیایی تشیع، در هر عصر معمولا یک سری مجتهد ذمه ‌دار این منصب بوده‌اند و در مفاد معدودی، صرفا یک نفر دربین اکثریت شیعه ها عالم تحت عنوان مرجع تاسی عام وجود داشته میباشد. این اشخاص معمولا با عنا وین احترام‌آمیزی همانند آیت الله العظمی و آیت‌الله اسم‌ برده میشوند. بیشترین مراجع تبعیت مستقر عراق در شهرهای (نجف، کربلا و‌ سامرا) بوده‌اند و مراجع مستقر کشور ایران در شهرهای (قم،‌ مشهد،‌ اصفهان و‌ طهران) مسجد غدیر فلاحی مشهد یسته‌اند.

از نامدارترین مراجع تاسی متأخر می‌قدرت به محمدحسن نجفی دارای شهرت به مالک جواهر، روضه خوان مرتضی انصاری، سید محمدحسن شیرازی (صاحب و مالک فتوای تحریم تنباکو)، محمدتقی شیرازی، آخوند خراسانی، عبدالکریم حائری یزدی، سید ابوالحسن اصفهانی، سید حسین طباطبایی بروجردی،‌ سید محسن طباطبائی حکیم، سید ابوالقاسم خویی و سید روح‌الله خمینی (بنیانگذار کشور ایران) مسجد بابا غدیر مشهد اشاره نمود.

مراجع پیروی شیعه معمولا دارنده نفوذ فراوانی دربین عموم بوده‌اند و گاه ایده ها آنها در حوزه‌ مسائل اجتماعی و سیاسی و فرهنگی، تحرکاتی میان رهروان آن‌ها ساخت نموده است. مبارزه علیه روسیه،‌ قیام تنباکو، نهضت مشروطه و انقلاب اسلامی در کشور ایران همینطور‌ انقلاب عشرین در عراق را می‌قدرت جزء مهمترین تاثیرات مراجع تاسی شیعه مسجد بابا قدرت مشهد تیتر کرد.

مرجعیت و مرجع پیروی
مرجعیت، مهم ترین رده مذهبی اجتماعی در جامعه شیعی میباشد. مرجع تاسی مجتهدی میباشد که تنی چند از شیعه‌ها از وی پیروی می‌نمایند یعنی ایفا فقاهتی خویش را مبنی بر اظهار نظر دینی (فتاوای) آن مجتهد ایفا می دهند و معمولا وجوهات فقاهتی خویش را به وی یا این که نمایندگان وی میپردازند. این تمرکز مالی یک کدام از دست اندرکاران توان مراجع محسوب میشود.[۱] این‌سیرتکامل تقلید کردن از یک فقید فقهی، پیروی نامیده می شود.[۲]

نفوذ اجتماعی یک مرجع تبعیت ناشی از تعداد مقلدان اوست. پرداخت حقوق و دستمزد دینی به مراجع تجهیزات مالی در مشت آن ها را نیز ارتقا می دهد. مراجع پیروی میتوانند از این اموال برای تبلیغات مذهبی، اداره منطقههای علمیه، پژوهش به مستمندان و کارها عام‌المنفعه استعمال نمایند.

موقعیت مرجعیت
مجتهدی می تواند مرجع پیروی باشد که وضعیت تاسی را داشته باشد. یعنی شغل کردن به دیدگاه ها دینی وی برای دیگر افراد روا باشد. وصال بدین منزلت متعلق به داشتن قوانینی میباشد که مهمترین آنان برتری علمی نسبت به دیگر مجتهدان جامع‌الشرایط، فایده‌مند بودن از استعداد رفتاری (عدل و داد)، مرد بودن، بلوغ و عقل میباشد.[۳]

تعیین مرجع
مرجعیت یک جایگاه انتصابی وجود ندارد. کسی مرجع میشود که شیعه‌ها او‌را به‌تیتر مرجع تاسی بپذیرند. در رساله‌های توضیح المسائل راه و روش‌هایی برای آشنایی مرجع تبعیت معرفی گردیده است. این‌راه‌ها عبارتند از: دانش فردی، بینه دینی (این‌که دو نفر کسی را به‌تیتر اعلم معرفی نمایند)، آوازه به اعلمیت[۴] یا این که این‌که گروهی از عالمان، فردی را معرفی نمایند و از حرف وی برای تقلید کننده دانش نتایج خواهد شد.[۵]

وظایف مراجع
مهمترین کارکرد مرجعیت صدور فتوا برای مقلدان در کارها فقهی و مذهبی میباشد. با این‌کلیه، مقام مرجعیت اختصاصی در فتوا وجود ندارد. معمولا مراجع جزو اساتید مشهور و پر اسم و رسم ناحیههای علمیه محسوب میگردند و همینطور منطقههای علمیه با بررسی آن ها اداره می‌گردد.

منابع مالی مرجعیت
بنیان مرجعیت از نگاه مالی متکی بر اداره اوقاف، سهم امام و بقیه وجوهات فقاهتی و نیز یاری‌های مردمی و نذورات فردی میباشد.[۶] یکی‌از موضوعات مهمی که در سالیان اخیر گزینه دقت قرار گرفته ارتباط دفتر ها و بیوت مراجع با مسائل اقتصادی، مالی و کیفیت ورودشان به‌این مقوله میباشد. با اعتنا به گستردگی ناحیهها و نیاز شدید مالی به منابع بیشتر و پایدارتر پاره‌ای از دفترها و بیوت مراجع به طور آشکار و بدون واسطه و بعضی غیرمستقیم در حوزه کار‌های اقتصادی ورود کرده‌اند.[منبع بهتری نیاز میباشد][۷]

بازدید : 16
يکشنبه 18 خرداد 1404 زمان : 11:15


شیعه شدن و رسمیت‌بخشی به مذهب تشیع

اسم ائمه و عبارت علی البته الله بر سکه زمان اولجایتو
امیر طرمطاز (ترمتاس) و تاج الدین آوجی(آوی)، دانشمند شیعی، اولجایتو را به مذهب شیعه ترغیب کردند و وی سرنوشت در ۷۰۹ق / ۱۳۰۹م که به بغداد رفت، به طور رسمیً مذهب شیعه سپردن کرد. [۴۳] در روز ها پادشاهی وی مذهب تشیع برای اول توشه مذهب قانونی سراسر کشور‌ایران شوید.[۴۴] و وی اولیه پادشاه امامی مذهب میباشد که در سطحی کبیر و کلان به تکثیر تشیع مذهب اثناعشری همّت مسجد غدیر بلوار معلم مشهد گماشت.[۴۵].

اولجایتو پس از شیعه شدن در سال ۷۰۹ق دستور بخشید، به مکان خلفای راشدین به اسم امامان شیعه سکه و خطبه نمایند و در همانجا، علامه حلی، تعالی‌ترین دانشمند شیعی آن بعد از ظهر، به حضور ایلخان خط مش یافت و از آن پس همراه وی شد [۴۶]؛ [۴۷] علامه حلی، دو کتاب خویش منهاج الکرامه [۴۸] و نهج الحق [۴۹] را به اسم فرمانروا کرد و بدو نثار مسجد غدیر فلاحی مشهد داشت.

البته به این دلیل‌که تشکیلات دولت ایلخانی بر مبنای تسنن سازه گردیده بود، و سنّیان نفوذ فراوانی در آن داشتند، مخالفت های فراوانی با سیاست مذهبی وی شکل گرفت که در غایت او را وادار به عقب نشینی کرد؛ گرچه خودش، همچنان به مذهب تشیع زاهد و دارای مسئولیت ماند.[۵۰] به گفته ابن بطوطه، اهل یک محل ولایات مهمی زیرا بغداد، آذربایجان، اصفهان و شیراز در قبال دستور ایلخان بر اساس تغییر تحول خطبه، سرسختانه پایداری کردند [۵۱]. دو سال آنگاه، در ۷۱۱ق، بعداز آنکه تاج الدین آوجی و پسرش به اتهام همیاری با خواجه سعدالدین وزیر، به دستور اولجایتو کشته شدند، نفوذ شیعه ها نیز در دستگاه ایلخانان روبه کاستی مسجد بابا غدیر مشهد بنیان.[۵۲].

اولجایتو در آخرین روز‌های معاش دستور بخشید به اسم خلفای راشدین سکه و خطبه نمایند و نافرمانان را نیز دشوار بیم اعطا کرد [۵۳]. نویسندگان دائرة المعارف تعالی اسلامی از این فعالیت اولجایتو برداشت کرده اند که وی مذهب شیعه را رخنه‌ گفته و به مذهب اهل سنت بازگشته میباشد. بعضی این عقیده را نپذیرفته و برآنند که او تا روزهای پایان قدمت بر مذهب تشیع باقی ماند.[۵۴] منشی فرمانروا محمد نوشته میباشد که وی تا پایان قدمت به مذهب امامیه باقی ماند و هر چه پافشاری کردند که اورا از تشیَع پشیمان نمایند، تاثیر مسجد بابا قدرت مشهد نکرد.[۵۵]

مورخان اهل ایران، پایبندی اولجایتو به احکام شریعت و همت اورا در بسط و تبلیغ آئین اسلام ستوده‌اند و گفته‌اند که درگاه وی مجمع علما، فضلا، ادبا و حکما بود.[۵۶]. البته مورخان مصری، اورا رافضی دانسته، و به خرابی و سفاکی مجرم کرده‌اند [۵۷].


وی بر مسیحیان و یهودیان مشقت بار می‌گرفت [۵۸]. یک بطرک نسطوری که می‌پنداشت اولجایتو مانند برادرش غازان او‌را با گشاده رویی پذیرا می شود، آیتم بی‌اعتنایی واقع شد و از همین رو، مسلمان ها به آزار نسطوریان پرداختند.[۵۹].

آرامگاه
نوشته‌ی‌علمیٔ اساسی: گنبد سلطانیه
آرامگاه اولجایتو هنوز پابرجاست و با اسم گنبد سلطانیه، یک کدام از مشهورترین بناهای تاریخی جمهوری اسلامی ایران به شمار می‌رود. افزون بر این، در موغان، شهر اولجایتو پاد شاه و در پای کوه بیستون تختگاه دو‌مین به اسم سطان آباد برآورد [۶۰]، که ویرانه‌های این یک کدام از به اسم دشت چم چمال، هنوز باقی میباشد.

منابع پژوهش
مهم ترین منبع درباره اولجایتو کتاب تاریخ اولجایتو، نوشته ابوالقاسم عبدالله بن محمد قاشانی، میباشد که خویش منبع مورخان آینده، به ویژه حافظ ابرو در زیر جامع التواریخ به شمار می آید. همینطور تاریخ وصاف تحت عنوان منبعی غیر وابسته و در کنار تاریخ اولجایتو از عنایت به سزایی برخوردار‌است. از دربین مورخان عرب، گزارشهای ابن دواداری، مورخ مصری معاصر ایلخانان شایان توجه میباشد.

بازدید : 42
شنبه 17 خرداد 1404 زمان : 16:02


او‌لین زن بیعت‌کننده با فرستاده(ص)
بعد از فتح مکه، زمانی که نبی(ص) بر کوه صفا قرار گرفته بود و از مردان بیعت می‌گرفت، زنان مکه که ایمان آورده بودند برای بیعت خدمتش آمدند. در‌این فرصت، آیه ۱۲ سوره ممتحنه نازل شد که خطاب به فرستاده(ص) میفرماید: «ای رسول! زمانی که زنان مؤمن نزد تو آیند و با تو بیعت نمایند که چیزی را سهیم آفریدگار قرار ندهند، دزدی و زنا نکنند، فرزندان خویش را نکشند، افترا و افترایی پیش دست و پای خویش نیاورند و در هیچ شغل سزاوار‌ای مخالفت دستور تو نکنند، با آن‌ها بیعت کن و برای آن ها از درگاه پروردگار آمرزش بطلب که خدا آمرزنده و کریم ومهربان مسجد غدیر بلوار معلم مشهد میباشد.»[۱۶]

ابن عباس میگوید که‌این آیه در‌ شأن فاطمه بنت اسد، نازل گردیده است.[۱۷] ابن ابی الحدید، میگوید: «فاطمه بنت اسد اول زنی بود که با نبی(ص) مسجد غدیر فلاحی مشهد بیعت کرد.»[۱۸]

وفات

قبر فاطمه بنت اسد در نقشه گورستان بقیع
بیان شده فاطمه بنت اسد در سال چهارم هجری و در مدینه از جهان رفت؛[۱۹] ولی بنابر آنچه درباره حضور وی در بیعت زنان پس از فتح مکه در سال هشتم بیان شده و اورا اولیه زنی دانسته‌اند که با نبی(ص) بیعت نموده است.[۲۰] پیمان دیگر آن خواهد بود که فاطمه تا سال هشتم قمری زنده بوده میباشد. نبی خداوند(ص) با بلیز خودش اورا کفن کرد[۲۱] و فرمود: «جبرئیل به اینجانب خبر بخشید که وی اهل فردوس میباشد و معبود به هفتاد هزار فرشته دستور کرده که بر وی نماز مسجد بابا غدیر مشهد بخوانند.»

[۲۲] علامه مجلسی از علل الشرایع صدوق از امام راست گو(ع) روایتی را نقل کرده که نبی برطبق وصیتی که فاطمه بنت اسد کرده بود بعد از مرگ او پیراهنش را برای کفن کردن فاطمه بنت اسد اعطا کرد. [۲۳].[یادداشت ۲]آن‌گاه بر تن فاطمه نماز میت خواند. نبی (ص) در مراسم‌تدفین وی کمپانی کرد تا به قبرش در گورستان بقیع رسید.[۲۴] رسول (ص) باطن قبر شد و در آن دراز کشید، آن‏گاه برخاست و لاشه را با دست خویش گرفت و داخل قبر مسجد بابا قدرت مشهد گذاشت.

[۲۵] زیرا‌ نبی معبود(ص) فاطمه‌ را در قبر گذارد فرمود: يَا فَاطِمَةُ! فاطمه‌ اعلام‌کرد‌: لَبَّيْكَ يَا رَسُولَ اللَهِ. نبی‌ معبود فرمود: آنچه‌ را که‌ پروردگارت‌ به‌ تو وعده‌ بخشید، آیا دیدی که‌ حقّ میباشد‌؟ فاطمه‌ اذعان کرد‌: بله، ای نبی‌ معبود! خدایت‌ تورا جزا دهد. و مذاکره و مناجات‌ نبی‌ الله‌ در باطن‌ قبر به ارتفاع‌ انجامید. [۲۶]رسول(ص) در روایتی انگیزه برخوردهای متقاوت با فاطمه بنت اسد را بعداز مرگش این‌سیرتکامل ذکر کرده که او یک توشه از اینجانب شنید که «عموم روز قیامت لخت محشور میگردند». فریاد زد: «وای از این رسوائی!» اینجانب او‌را دلداری دادم و به وی گفتم: «اینجانب تضمین می کنم که خدا تو‌را پوشیده محشور نماید.» یک توشه دیگر سخنی از فشار قبر شنید و فریاد زد: «وای از ناتوانی اینجانب». و اینجانب مجدداً اورا دلداری دادم و ضمانت کننده شدم که معبود اورا کفایت نماید و از فشار قبر معاف داراست.» به همین منجر با خرقه خودم کفنش کردم و در قبرش خوابیدم و جواب سؤالاتی که از وی شد را به وی تلقین کردم. [۲۷] [یادداشت ۳]بر طبق بعضی گزارش‌ها هنگامی نبی از قبر فاطمه بنت اسد خارج آمد از چشمانش اشک سرازیر بود. [۲۸]

پانویس
مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۳۵، ص۱۸۱.
ابن عبدالبر، الاستيعاب، ۱۴۱۲ق، ج۴، ص۱۸۹۱؛ ابن اثیر، الکامل، ۱۳۸۵ق، ج۶، ص۲۱۷.
ابن عبدالبر، الاستيعاب، ۱۴۱۲ق، ج۴، ص۱۸۹۱؛ زرکلی، الأعلام، ۲۰۰۲م، ج۵، ص۱۳۰.
مجلسی، بحار الانوار، ۱۴۰۳ق، ج۱۹، ص۵۷.
نک: بلاذری، ج۲، ص:۳۶.
برای مثال نک: ابن عبدالبر، الاستيعاب، ۱۴۱۲ق، ج۴، ص۱۸۹۱.
شهیدی، تاریخ تحلیلی اسلام، ۱۳۹۰ش، ص۳۷-۳۸.

بازدید : 17
سه شنبه 13 خرداد 1404 زمان : 16:29


موافقان
بعضی محققان بر پایه ی نگاشته‌های کتاب‌های رجالی و توصیفاتی که تحت اسم سلیم در‌این کتاب‌ها آمده، فیض گرفته‌اند که صاحبان آن کتاب‌ها وجود و اعتبار سلیم بن قیس را قبول دارا‌هستند؛ محمدباقر انصاری زنجانی در پیشگفتار کتاب سلیم بن قیس الهلالی،[۲۱] نهله غروی نائینی در نوشته‌علمی‌ «نگاهی به مقام سلیم بن قیس در کتاب‌های حدیثی و رجالی»،[۲۲] بابائی آریا و فخلعی در نوشته ی علمی «در جستجوی سلیم بن قیس»،[۲۳] عمادی حائری در نوشته‌ی‌علمی «سلیم بن قیس هلالی» در دانشنامه عالم اسلام،[۲۴] و نویسندگان علم‌طومار امیرالمؤمنین[۲۵] از پژو‌هشگرانی می‌باشند که وجود قیس را پذیرفته و اسم اورا جزو راویان شیعه مسجد غدیر بلوار معلم مشهد قرار داده‌اند.

اسم سلیم در منابع سابق
به‌گفته نجاشی، سلیم از اصحاب حضرت علی(ع) و صاحب و مالک کتاب مشهوری میباشد.[۲۶] روضه خوان طوسی او‌را جزو اصحاب حضرت علی(ع) تا امام باقر(ع) بیان کرده[۲۷] و عبدالله مامقانی اورا از علمای دارای اسم و رسم اهل‌سنت و شیعه تعریف کرده[۲۸] و علامه حلی اورا در شغل خویش مجتهد چک نموده است.[۲۹] میرزا محمدباقر خوانساری گفته وی از یاران اهل‌بیت(ع)، از اصحاب خاص امام علی(ع)، دارنده رده رفیع در نزد ائمه، و در آئین خویش سفت و پایدار بود.[۳۰] علامه امینی او‌را از تابعان پهناور دانسته که شیعه و غیرشیعه به وی و کتابش استناد می‌نمایند و گزینه پشت گرمی بزرگانی زیرا حسکانی مسجد غدیر فلاحی مشهد میباشد.[۳۱]

برخی نویسندگان با استناد به راویانی ذکر شده در کتاب‌های رجالی و حدیثی که روایاتی را بی واسطه از سلیم بن قیس نقل کرده‌اند، وجود او‌را قابل ثابت دانسته‌اند؛ راویانی به عنوان مثال ابراهیم بن قدمت الیمانی، ابان بن تغلب، قدمت بن اذینه، علی بن جعفر حضرمی و ابوخالد کابلی.[۳۲] با این اکنون انصاری زنجانی در پیشگفتار خویش بر کتاب سلیم به گستردن همگی این مورد ها را نظارت کرده و تمامی را سود تصحیف و افتادگی در متن‌ها دانسته و تصریح کرده که به‌جز ابان بن ابی‌عیاش هیچ‌کس از سلیم نقلی مسجد بابا غدیر مشهد نداشته میباشد.[۳۳]

همینطور بعضی دانشمندان نقل روایاتی از سلیم بن قیس از روش سلیمان اعمش در کتاب‌های اهل‌سنت را استدلال حقیقی بودن وجود سلیم دانسته‌‌اند،[۳۴] البته به‌گفته انصاری زنجانی، «سلیم العامری» در کتاب‌های اهل‌سنت، با «سلیم بن قیس» در شیعه مختلف میباشد و اینها دو مسجد بابا قدرت مشهد نفرند.[۳۵]

گزارش موافقان از معاش سلیم
محمدباقر انصاری زنجانی، گزارش تفصیلی از معاش سلیم را در پیشگفتار کتاب سلیم بن قیس منتشر نموده است. بر پایه ی گزارش و توده انصاری زنجانی، سلیم فرزند قیس و لقب‌اش ابوصادق[۳۶] و از طایفه بنی‌هلال بن عامر میباشد که از نواحی حجاز به شام و عراق رفته‌اند.[۳۷]

بنابراین، میلاد سلیم دو سال پیش از سفر نبی به مدینه در ناحیه کوفه بوده میباشد.[۳۸] ابان بن ابی‌عیاش که به‌گفته خویش در یک سری سال پایان قدمت سلیم با وی همنشین بوده، سلیم را پیرمردی اهل عبادت با رخ‌ای نورانی تعریف کرده که بسیار پرتلاش بوده، بدور از جماعت بودن را دوست می‌داشت و از اشتهار دوری می کرد.[۳۹]

معاش در مدینه و کوفه و ملازمت و همراهی با امامان اول
آورده شده که سلیم بن قیس در اوائل حکومت قدمت بن خطاب و پیش از سال شانزدهم سفر وارد مدینه گردیده[۴۰] و در حین حیات رسول(ص) و بعد، در حین حکومت ابوبکر در مدینه نبوده، و در رخداد سقیفه و شهیدشدن حضرت زهرا(س) شخصاً حضور نداشته میباشد.[۴۱]

سلیم از اصحاب خاص امام علی(ع) خوانده گردیده که پنهانی به نرم افزار خویش در تصویب حدیث و تاریخ می‌پرداخت.[۴۲] نقل شده که وی درین زمان محترم‌هایی مثل ابوذر، مقداد، سلمان، عبدالله بن عباس، براء بن عازب، عبدالله بن جعفر، عمّار و ابوسعید خدری دیدار و رابطه داشته میباشد.[۴۳]

سلیم یکی اعضای شرطة الخمیس در حین حکومت امام علی(ع) خوانده گردیده[۴۴] که در نبرد جمل[۴۵] و صفین و یوم الهریر حاضر بود و به‌گفته خودش در‌این فرصت نسبتاًً چهل سال از قدمت وی می‌سپری شد.[۴۶] سلیم همینطور در پیکار نهروان کمپانی داشت و مطالبی از آن حادثه را در کتابش تصویب کرد.[۴۷]

چنانکه در کتاب سلیم آمده، وی در سه روز پایان قدمت امام علی(ع) در کنارش بوده، و وصیت‌طومار امام علی(ع) را خویش نوشته میباشد.[۴۸] بعد از شهیدشدن علی(ع)، سلیم از اصحاب متعهد امام حسن مجتبی(ع) و بعد از آن امام حسین(ع) بود،[۴۹] در ماجرای صلح امام حسن(ع) با معاویه حضور داشت،[۵۰] در حین حکومت معاویه شغل علمی خویش را خاطر نشان کرد و رویدادها زمان معاویه و نیز اقدامات وی در اوضاع و احوال و تحریف روایات را در کتابش تصویب کرد[۵۱] و در سال ۵۸ق (دو سال پیش از مرگ معاویه) خطبه امام حسین(ع) در منا را در کتابش نوشت.[۵۲]

در سال۶۱ق که شهیدشدن امام حسین(ع) اتّفاق به زمین خورد، از اوضاع سلیم چیزی در تاریخ تصویب نشده میباشد.[۵۳] سلیم در اواخر سال ۳۸ق امام سجّاد(ع) را که در سنّ شیرخوارگی بود ملاقات کرده بود[۵۴] و بعد از شهید شدن امام حسین(ع) از اصحاب امام سجاد(ع) شد، و در به عبارتی فرصت امام باقر(ع) را هم که هفت ساله یا این که بیشتر بود، ملاقات کرد.[۵۵]

فرار و گریز به عجم و دیدار با ابان بن ابی‌‌عیاش
در کتاب سلیم، درباره سال‌های پس از حادثه کربلا (از ۶۱ تا ۷۵ق)، به عنوان مثال ماجرای حکومت ابن‌زُبیر در حجاز و نیز قیام مختار در عراق، مطلبی نیامده میباشد، اما نقل شده که احتمالاً تا فرصت حجاج در کوفه بوده میباشد.[۵۶] در سال ۷۵ هجری، حجاج بن یوسف ثقفی از طرف عبدالملک بن مروان حکم دهنده عراق شد و به انگیزه پیوندها سلیم با امام علی(ع) در ادامه دستگیری وی برآمد. سلیم بن قیس از عراق گریز کرد و در شهری به‌اسم «نوبندجان» در اطراف شیراز اقامت کرد. وی درین مجال ۷۷ سال داشت.[۵۷]

در شهر نوبندجان، سلیم در منزل پدری ابان بن ابی‌عیاش اقامت کرد و با ابان که ۱۴ سال از عمرش می‌سپری شد آشنا شد.[۵۸] سلیم در اواخر سال ۷۶ق، در نوبندجان عجم در ۷۸ سالگی درگذشت و در به عبارتی شهر به خاک ودیعت شد. بعضی نیز سال وفات اورا ۹۰ق دانسته‌اند.[۵۹]

تعداد صفحات : 55

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 560
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه