loading...

بهترین مرجع مسجد غدیر باباعلی مشهد

بازدید : 50
شنبه 18 اسفند 1403 زمان : 14:19

آغاز قیام در مدینه
حسین فخی در ذی‌القعده سال ۱۶۹ق در مدینه قیام کرد.[۳۵] او و تعدادی از همراهانش هنگام نماز صبح، با شعار «اَحَد اَحَد» وارد مسجدالنبی شدند و مؤذن را واداشتند تا اذان را همانند شیعیان (همراه با «حیّ علی خیر العمل») بگوید.[۳۶] فرماندار مدینه با شنیدن اذان شیعیان وحشت کرد و از مدینه گریخت.[۳۷] مردم نماز را به امامت حسین خواندند و پس از نماز، حسین بن علی خطبه‌ای خواند و مردم را به بیعت با خود فراخواند تا مردم براساس کتاب خدا، سنت رسول خدا و «الرضا من آل‌محمد» (یعنی فرد موردرضایت از آل محمد) با او بیعت کنند.[۳۸] البته گزارش‌هایی از همراهی نکردن مردم مدینه با آنها حکایت مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد دارد.[۳۹]

تلاش عوامل حکومت در مدینه برای مقابله با حسین فخی نتیجه‌ای نداشت و به شکست و کشته شدن تعدادی از آنها انجامید.[۴۰] آنان همچنین از مبارک ترکی (از فرماندهان دستگاه خلافت) که به قصد رفتن به حج، وارد مدینه شده بود کمک خواستند؛[۴۱] اما مطابق نقل ابوالفرج اصفهانی، مبارک که به جنگ با حسین تمایل نداشت، در پیامی مخفیانه از حسین خواست به او شبیخون بزنند تا او به فرار کردن ناگزیر شود.[۴۲] حسین نیز چنان کرد و مبارک به سوی مکه گریخت.[۴۳] بدین ترتیب شهر مدینه در اختیار حسین قرار گرفت. تسلط بر مدینه تنها یازده روز طول کشید.[۴۴] شهید فخ فردی به نام دِنیارِ (دِرباس)[۴۵] خُزاعی را والی مدینه کرد و خود همراه با سیصد نفر از یارانش،[۴۶] در ۲۴ ذی‌القعده به سمت مکه آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد حرکت کرد.[۴۷]

جنگ فخ
هادی عباسی برخی از بزرگان حکومت را که به حج رفته بودند، به رویارویی با حسین امر کرد و فرماندهی جنگ را برعهده محمد بن سلیمان گذاشت.[۴۸] عباسیان با سپاهی چهار هزار نفری در ۸ ذی‌الحجه (روز ترویه) در محلی به نام «فخ» با سپاه حسین رودرروی هم قرار گرفتند.[۴۹] فرمانده عباسی به حسین امان داد؛ اما حسین نپذیرفت و در نبردی که درگرفت، حسین و عده زیادی از یارانش به شهادت رسیدند.[۵۰] همچنین گروهی از یاران حسین اسیر شدند و برخی دیگر گریختند.[۵۱] تعدادی از اسیرها کشته[۵۲] و تعدادی از آنها همراه با سرهای شهدا به بغداد نزد هادی عباسی فرستاده شدند.[۵۳] هادی سر حسین را برای مدتی، از پل بغداد آویزان کرد و سپس آن را به خراسان فرستاد.[۵۴] پیکر کشتگان تا سه روز بر زمین بود و درندگان و پرندگان از آنها رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد می‌خوردند.[۵۵]

بر خلاف قول مشهور که این وقوع جنگ را ۸ ذی‌الحجه سال ۱۶۹ق گزارش کرده است،[۵۶] در برخی منابع، روز هفتم ذی‌الحجه[۵۷] و در بعضی دیگر، سال ۱۶۷ق، روز عرفه (نهم ذی‌الحجه) گزارش شده است.[۵۸] مطابق گزارش بیهقی در لباب‌الانساب، پس از درگذشت صاحب فخ، امام کاظم (ع) بر پیکرش نماز شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد خواند.[۵۹]

پیامدها
پس از قیام صاحب فخ، عمری والی مدینه، خانه‌ها و نخلستان‌های حسین و جمعی از خاندان وی را به آتش کشید و بخش دیگری از نخلستان‌ها و اموالشان را مصادره کرد.[۶۰] موسی بن عیسی، از عاملان بنی‌عباس نیز به مدینه رفت و با احضار اهالی شهر به مسجد، آنان را واداشت تا از طالبیان و حسین و یارانش در ملأ عام بدگویی کنند.[۶۱]

دربارهٔ واکنش هادی عباسی به واقعه فخ، گزارش‌های متناقضی وجود دارد.[۶۲] براساس گزارش رازی، هنگامی که قاسم بن محمد بن عبدالله را اسیر کردند و نزد هادی بردند، هادی دستور داد تمام اعضای بدنش را با ارّه تکه‌تکه کنند.[۶۳] همچنین با دستور او، سر تعدادی از اسیر‌ها را از تن جدا شد.[۶۴] در مقابل، گزارش‌های دیگری نیز وجود دارد. طبق برخی از‌ آنها او با برخی قاتلان واقعه فخ برخورد کرد و دستور داد اموال آنها مصادره شود.[۶۵] براساس روایت دیگری، هادی عباسی با دیدن سر‌های شهدای فخ گریست و محروم ساختن قاتلان از پاداش را کم‌ترین مجازات آنها دانست.[۶۶] برخی نویسندگان بر این باورند که هادی عباسی برای آرام کردن مخالفان و از بین بردن التهاب جامعه، در مواضعی، خود را ناراحت جلوه داده است.[۶۷]

فرزندان عبدالله محض، یعنی سلیمان، ادریس و یحیی، در این واقعه حضور فعال داشتند.[۶۸] سلیمان بن عبدالله و حسن بن محمد بن عبدالله محض در این واقعه کشته شدند.[۶۹] ادریس بن عبدالله در واقعه فخ زنده ماند و به مغرب گریخت و در آنجا دولت ادریسیان را پایه‌گذاری کرد.[۷۰] یحیی بن عبدالله نیز در جنگ فخ زنده ماند و به دیلم گریخت.[۷۱] هارون‌الرشید با نوشتن امان‌نامه‌ای وی را به بغداد فراخواند؛ اما او را در بغداد زندانی کرد و سرانجام همانجا درگذشت.[۷۲]

علت شکست

محله شهدا در مکه، محل دفن تعدادی از شهدای واقعه فخ
برخی پژوهشگران امور زیر را از عوامل شکست قیام صاحب فخ دانسته‌اند:

قیام پیش از موعد و قبل از آماده‌سازی نیرو؛
همراهی نکردن برخی از بزرگان علوی؛
پیمان‌شکنی تعدادی از یاران؛
قیام در ایام حج، به جهت اشتغال مردم مکه و مدینه به امور اقتصادی؛
همراهی نکردن بزرگان مکه؛
همراهی نکردن مردم مدینه؛
مناسب نبودن فضای حجاز برای قیام.[۷۳]

آغاز قیام در مدینه
حسین فخی در ذی‌القعده سال ۱۶۹ق در مدینه قیام کرد.[۳۵] او و تعدادی از همراهانش هنگام نماز صبح، با شعار «اَحَد اَحَد» وارد مسجدالنبی شدند و مؤذن را واداشتند تا اذان را همانند شیعیان (همراه با «حیّ علی خیر العمل») بگوید.[۳۶] فرماندار مدینه با شنیدن اذان شیعیان وحشت کرد و از مدینه گریخت.[۳۷] مردم نماز را به امامت حسین خواندند و پس از نماز، حسین بن علی خطبه‌ای خواند و مردم را به بیعت با خود فراخواند تا مردم براساس کتاب خدا، سنت رسول خدا و «الرضا من آل‌محمد» (یعنی فرد موردرضایت از آل محمد) با او بیعت کنند.[۳۸] البته گزارش‌هایی از همراهی نکردن مردم مدینه با آنها حکایت مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد دارد.[۳۹]

تلاش عوامل حکومت در مدینه برای مقابله با حسین فخی نتیجه‌ای نداشت و به شکست و کشته شدن تعدادی از آنها انجامید.[۴۰] آنان همچنین از مبارک ترکی (از فرماندهان دستگاه خلافت) که به قصد رفتن به حج، وارد مدینه شده بود کمک خواستند؛[۴۱] اما مطابق نقل ابوالفرج اصفهانی، مبارک که به جنگ با حسین تمایل نداشت، در پیامی مخفیانه از حسین خواست به او شبیخون بزنند تا او به فرار کردن ناگزیر شود.[۴۲] حسین نیز چنان کرد و مبارک به سوی مکه گریخت.[۴۳] بدین ترتیب شهر مدینه در اختیار حسین قرار گرفت. تسلط بر مدینه تنها یازده روز طول کشید.[۴۴] شهید فخ فردی به نام دِنیارِ (دِرباس)[۴۵] خُزاعی را والی مدینه کرد و خود همراه با سیصد نفر از یارانش،[۴۶] در ۲۴ ذی‌القعده به سمت مکه آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد حرکت کرد.[۴۷]

جنگ فخ
هادی عباسی برخی از بزرگان حکومت را که به حج رفته بودند، به رویارویی با حسین امر کرد و فرماندهی جنگ را برعهده محمد بن سلیمان گذاشت.[۴۸] عباسیان با سپاهی چهار هزار نفری در ۸ ذی‌الحجه (روز ترویه) در محلی به نام «فخ» با سپاه حسین رودرروی هم قرار گرفتند.[۴۹] فرمانده عباسی به حسین امان داد؛ اما حسین نپذیرفت و در نبردی که درگرفت، حسین و عده زیادی از یارانش به شهادت رسیدند.[۵۰] همچنین گروهی از یاران حسین اسیر شدند و برخی دیگر گریختند.[۵۱] تعدادی از اسیرها کشته[۵۲] و تعدادی از آنها همراه با سرهای شهدا به بغداد نزد هادی عباسی فرستاده شدند.[۵۳] هادی سر حسین را برای مدتی، از پل بغداد آویزان کرد و سپس آن را به خراسان فرستاد.[۵۴] پیکر کشتگان تا سه روز بر زمین بود و درندگان و پرندگان از آنها رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد می‌خوردند.[۵۵]

بر خلاف قول مشهور که این وقوع جنگ را ۸ ذی‌الحجه سال ۱۶۹ق گزارش کرده است،[۵۶] در برخی منابع، روز هفتم ذی‌الحجه[۵۷] و در بعضی دیگر، سال ۱۶۷ق، روز عرفه (نهم ذی‌الحجه) گزارش شده است.[۵۸] مطابق گزارش بیهقی در لباب‌الانساب، پس از درگذشت صاحب فخ، امام کاظم (ع) بر پیکرش نماز شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد خواند.[۵۹]

پیامدها
پس از قیام صاحب فخ، عمری والی مدینه، خانه‌ها و نخلستان‌های حسین و جمعی از خاندان وی را به آتش کشید و بخش دیگری از نخلستان‌ها و اموالشان را مصادره کرد.[۶۰] موسی بن عیسی، از عاملان بنی‌عباس نیز به مدینه رفت و با احضار اهالی شهر به مسجد، آنان را واداشت تا از طالبیان و حسین و یارانش در ملأ عام بدگویی کنند.[۶۱]

دربارهٔ واکنش هادی عباسی به واقعه فخ، گزارش‌های متناقضی وجود دارد.[۶۲] براساس گزارش رازی، هنگامی که قاسم بن محمد بن عبدالله را اسیر کردند و نزد هادی بردند، هادی دستور داد تمام اعضای بدنش را با ارّه تکه‌تکه کنند.[۶۳] همچنین با دستور او، سر تعدادی از اسیر‌ها را از تن جدا شد.[۶۴] در مقابل، گزارش‌های دیگری نیز وجود دارد. طبق برخی از‌ آنها او با برخی قاتلان واقعه فخ برخورد کرد و دستور داد اموال آنها مصادره شود.[۶۵] براساس روایت دیگری، هادی عباسی با دیدن سر‌های شهدای فخ گریست و محروم ساختن قاتلان از پاداش را کم‌ترین مجازات آنها دانست.[۶۶] برخی نویسندگان بر این باورند که هادی عباسی برای آرام کردن مخالفان و از بین بردن التهاب جامعه، در مواضعی، خود را ناراحت جلوه داده است.[۶۷]

فرزندان عبدالله محض، یعنی سلیمان، ادریس و یحیی، در این واقعه حضور فعال داشتند.[۶۸] سلیمان بن عبدالله و حسن بن محمد بن عبدالله محض در این واقعه کشته شدند.[۶۹] ادریس بن عبدالله در واقعه فخ زنده ماند و به مغرب گریخت و در آنجا دولت ادریسیان را پایه‌گذاری کرد.[۷۰] یحیی بن عبدالله نیز در جنگ فخ زنده ماند و به دیلم گریخت.[۷۱] هارون‌الرشید با نوشتن امان‌نامه‌ای وی را به بغداد فراخواند؛ اما او را در بغداد زندانی کرد و سرانجام همانجا درگذشت.[۷۲]

علت شکست

محله شهدا در مکه، محل دفن تعدادی از شهدای واقعه فخ
برخی پژوهشگران امور زیر را از عوامل شکست قیام صاحب فخ دانسته‌اند:

قیام پیش از موعد و قبل از آماده‌سازی نیرو؛
همراهی نکردن برخی از بزرگان علوی؛
پیمان‌شکنی تعدادی از یاران؛
قیام در ایام حج، به جهت اشتغال مردم مکه و مدینه به امور اقتصادی؛
همراهی نکردن بزرگان مکه؛
همراهی نکردن مردم مدینه؛
مناسب نبودن فضای حجاز برای قیام.[۷۳]

نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 55

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 557
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه