دوست داران سکولاریسم اسلامی
الاسلام و اصول الحکم تاثیر علی عبدالرازق.
مصطفی کمال آتاتُورک، اولیه مدیرجمهور ترکیه (درگذشت: ۱۹۳۸م)، علی عبدالرازق، (درگذشت: ۱۹۶۶م)، قاسم امین، طه حسین و خالد محمد خالد، از پرنورفکران مصری، سید احمدخان هندی (درگذشت: ۱۸۹۸م) پرنوراندیشه هندی، میرزا فتحعلی آخوندزاده (درگذشت: ۱۲۹۵ق) و میرزا مَلکُمخان ناظِمالدولة (درگذشت: ۱۳۲۶ق) از پرنورفکران اهل ایران، از محورگذاران سکولاریسم در دنیا اسلام معرفی گردیدهاند.[۶۰] محمد عبادت کننده الجابری، محمد سعید العَشْماوی، نصر حامد ابوزید، از روشنفکران مصری، و عَبْدو فیلالی انصاری، پرنورتامل مراکشی،[۶۱] نیز از علاقه مندان سکولاریسم مذکور گردیدهاند. مهدی تاجر، عبدالکریم سروش، محمد مجتهدشبستری، مصطفی ملکیان، چهار نماینده و مدافع سکولاریسم اسلامی در جمهوری اسلامی ایران معرفی گردیدهاند که هدفشان ثابت سازش اسلام با سکولاریسم با توکل بر برداشت خاصی از مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد اسلام بود.[۶۲]
به اعتقادوباور آیتالله جوادی آملی، سه دسته از دینداران طرفدار سکولاریسم میباشند که عبارتند از:
گروهی که قلمرو آیین را به مسائل شخصی و اخلاقی محصور مینمایند؛
تیمای که قلمرو آئین را مشمول مسائل اجتماعی نیز می دانند؛ البته معتقدند که حکم دهنده و مدیریت جامعه می بایست فرد معصوم باشد؛ شخص غیرمعصوم حق اجرای آئین در جامعه و حکومت را ندارد؛
گردآوریای اصل آئین را فرمان قدسی و منزه می دانند و براین باورند که دخالت آئین در کارها مادی و اجتماعی به آلوده و کثیف شدن و از در میان رفتن قداست آئین آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد میانجامد.[۶۳]
طلاق روحانیت از کارها حکومتی
بعضا پژوهشگران معتقدند سکولاریسم در دنیا اسلام به معنای سکولاریسم در عالم مسیحیت (عرفی یا این که غیرمقدس کردن مجموع شئون معاش) وجود ندارد؛[۶۴] بلکه در دنیا اسلام به معنای طلاق آیین از سیاست و گاهی به معنای طلاق روحانیت از دولت به فعالیت میرود.[۶۵] محمد برقعی مولف کتاب سکولاریسم از دید تا شغل، قضیه سکولاریسم در اسلام را قضیه مشخص کردن تکلیف با نظام حقوقی اسلام یعنی فقه میداند. وی می گوید برای مثال در میهن مصر و پاکستان سازمان های فقاهتی مانند روحانیت و اخوان المسلمین در حکومت دخالتی ندارند؛ با این هم اکنون ضابطه آن دو به عبارتی شریعت اسلام رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد میباشد.[۶۶]
سید راستگو واقعیت، محقق تامل سیاسی اسلام، دو مجموعه از اندیشمندان مسلمان را جزو سکولارها میداند: نفیکنندگان رابطه آئین و سیاست و قائلان به استقلال بنیان آئین و بنیان سیاست. قائلان به استقلال، به یکسری مجموعه تقسیم می شوند: مانند تفکیکگرایان، گستردنگرایان، انزواگرایان و معارضان بنیان آیین. راست گو واقعیت، مهدی حائری یزدی و عبدالکریم سروش را از مجموعه تفکیکگرایان اسم میبرد که معتقدند آئین و سیاست دو شأن غیر وابستهاند و نسبتی در میان آنها وجود ندارد. شرحگرایان با فرق گذاشتن در میان زمان حضور امام و غایب بودن، هرچند ائمه(ع) را دارنده جایگاه سیاسی میدانند؛ اما مخالف تشکیل حکومت در زمانه غایب بودن از سوی فقها و دخالت آن ها در کارها اجتماعی و سیاسی بودند. آخوند خراسانی و عبدالکریم حائری یزدی در مجموعه شرحگرایان شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد مذکوراند.[۶۷]
آیتالله بروجردی نیز از موافقان طلاق حوزه آیین از عرصه سیاست شمرده شدهاست. از دید وی، ولایت سیاسی و تشکیل حکومت از شئون پیامبران و امامان وجود ندارد و ورود آنان به سیاست در توان لزوم بود.[۶۸] مهدی حائری یزدی، عالم و فیلسوف شیعه، برآن بود که شغل آیین حکومت کردن وجود ندارد و کارها سیاسی از ناحیه و قلمرو آئین خارج میباشد.[۶۹]
پیشنیه و موضوعهای پیدایش در دنیا اسلام
صورتگیری سکولاریسم در دنیا اسلام تحت عنوان یک جریان فکری را به اوایل سده بیستم میلادی بازمیگردانند.[۷۰] بعضا پیشینه و قضیه طلاق آئین از سیاست و حکومت را به ماجرای سقیفه در سال ۱۱ قمری[۷۱] و برخی به معاویه بن ابیسفیان (درگذشت: ۶۰ق) و بعداز وی فرزندش یزید بازگرداندهاند.[۷۲]
گفته می شود سکولاریسم در آغاز در مسیحیت مطرح شد[یادداشت ۱] و آنگاه به دنیا اسلام منش پیدا کرد.[۷۳] بعضا پژوهشگران، حکومت محمدعلی پاشا (درگذشت: ۱۸۴۹م) در مصر را دیباچه تامل سکولار در دنیا عرب دانستهاند.[۷۴] برخی از محققان، ورود پندار سکولاریستی به دنیا اسلام را همزمان با نفوذ کشورهای غربی به کشورهای اسلامی در قرن هفدهم و هجدهم میلادی گفتهاند.[۷۵] سقوط دولت عثمانی در ۱۹۲۴م و روی فعالیت وارد شدن مصطفی کمال آتاتورک در ترکیه را از عامل ها مؤثر در پیدایش سکولاریسم در عالم اسلام برشمردهاند. آتاتورک بعد از سقوط خلافت عثمانی، حکومت سکولار در ترکیه نهاد بنیان.[۷۶] گفته می گردد رضاشاه (حکومت: ۱۳۰۴-۱۳۲۰ش) نیز به تقلید از آتاتورک، نظام لائیک و سکولار در جمهوری اسلامی ایران به وجود آورد و روحانیان را از عرصه سیاست حذف کرد.[۷۷] تعبیر و تفسیر اشتباه از آیین، تمایل به آزادی و اباحیگری، پیروی از غرب، حاکمیت حکومتهای ظالم و استعمار نیز مثلا دست اندرکاران و موردهای پیدایش سکولاریسم در عالم تشیع قلمداد شدهاست.[۷۸]
به گفته شهریار زرشناس، متفحص حوزه فلسفه و سیاست، در کشورایران، معنی سکولاریسم حدود دهه چهل قرن سیزدهم خورشیدی (زمان قاجار) مطرح شد.[۷۹] از نگرش برخی نویسندگان، صورتگیری سکولاریسم در کشور ایران بوسیله میرزا فتحعلی آخوندزاده شروع شد، از زمان مشروطه تا سال ۱۳۵۷ش حاکمیت یافت و با موفقیت انقلاب اسلامی کشور ایران در ۱۳۵۷ش، به افول گرایید. بعد از انقلاب مجدد به وسیله پرنورفکران نوسازی و اشاعه شد.[۸۰]
جعفر سبحانی، اعتقاد دارد هوا داران دنیویگرایی در کشورهای مسلمان، دنیویگرایی را در پوسته و شکل سکولاریسم عرضه و رواج مینمایند؛ زیرا در کشورهای مسلمان، از دنیویگرایی که منکر آئین و فراماده میباشد، استقبال نمیشود؛ اما سکولاریسم برای پرنورفکران ناآگاه جذابیت داراست.[۸۱]
آموزههای کتاب مقدس، آموزههای مفسران و عالمان مسیحی، عدم وجود نظام سیاسی و اجتماعی در اناجیل، خرابی در دستگاه کلیسا، مخالفت کلیسا با دانش و علم به عنوان مثال کارداران و موضوعهای پیدایش سکولاریسم در عالم مسیحیت نقل شده میباشد.[۸۲] آیتالله سبحانی برآن میباشد که هیچ یک از این دست اندرکاران و موردها در اسلام و عالم اسلام وجود نداشته و ندارد.[۸۳]
دوست داران سکولاریسم اسلامی
الاسلام و اصول الحکم تاثیر علی عبدالرازق.
مصطفی کمال آتاتُورک، اولیه مدیرجمهور ترکیه (درگذشت: ۱۹۳۸م)، علی عبدالرازق، (درگذشت: ۱۹۶۶م)، قاسم امین، طه حسین و خالد محمد خالد، از پرنورفکران مصری، سید احمدخان هندی (درگذشت: ۱۸۹۸م) پرنوراندیشه هندی، میرزا فتحعلی آخوندزاده (درگذشت: ۱۲۹۵ق) و میرزا مَلکُمخان ناظِمالدولة (درگذشت: ۱۳۲۶ق) از پرنورفکران اهل ایران، از محورگذاران سکولاریسم در دنیا اسلام معرفی گردیدهاند.[۶۰] محمد عبادت کننده الجابری، محمد سعید العَشْماوی، نصر حامد ابوزید، از روشنفکران مصری، و عَبْدو فیلالی انصاری، پرنورتامل مراکشی،[۶۱] نیز از علاقه مندان سکولاریسم مذکور گردیدهاند. مهدی تاجر، عبدالکریم سروش، محمد مجتهدشبستری، مصطفی ملکیان، چهار نماینده و مدافع سکولاریسم اسلامی در جمهوری اسلامی ایران معرفی گردیدهاند که هدفشان ثابت سازش اسلام با سکولاریسم با توکل بر برداشت خاصی از مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد اسلام بود.[۶۲]
به اعتقادوباور آیتالله جوادی آملی، سه دسته از دینداران طرفدار سکولاریسم میباشند که عبارتند از:
گروهی که قلمرو آیین را به مسائل شخصی و اخلاقی محصور مینمایند؛
تیمای که قلمرو آئین را مشمول مسائل اجتماعی نیز می دانند؛ البته معتقدند که حکم دهنده و مدیریت جامعه می بایست فرد معصوم باشد؛ شخص غیرمعصوم حق اجرای آئین در جامعه و حکومت را ندارد؛
گردآوریای اصل آئین را فرمان قدسی و منزه می دانند و براین باورند که دخالت آئین در کارها مادی و اجتماعی به آلوده و کثیف شدن و از در میان رفتن قداست آئین آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد میانجامد.[۶۳]
طلاق روحانیت از کارها حکومتی
بعضا پژوهشگران معتقدند سکولاریسم در دنیا اسلام به معنای سکولاریسم در عالم مسیحیت (عرفی یا این که غیرمقدس کردن مجموع شئون معاش) وجود ندارد؛[۶۴] بلکه در دنیا اسلام به معنای طلاق آیین از سیاست و گاهی به معنای طلاق روحانیت از دولت به فعالیت میرود.[۶۵] محمد برقعی مولف کتاب سکولاریسم از دید تا شغل، قضیه سکولاریسم در اسلام را قضیه مشخص کردن تکلیف با نظام حقوقی اسلام یعنی فقه میداند. وی می گوید برای مثال در میهن مصر و پاکستان سازمان های فقاهتی مانند روحانیت و اخوان المسلمین در حکومت دخالتی ندارند؛ با این هم اکنون ضابطه آن دو به عبارتی شریعت اسلام رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد میباشد.[۶۶]
سید راستگو واقعیت، محقق تامل سیاسی اسلام، دو مجموعه از اندیشمندان مسلمان را جزو سکولارها میداند: نفیکنندگان رابطه آئین و سیاست و قائلان به استقلال بنیان آئین و بنیان سیاست. قائلان به استقلال، به یکسری مجموعه تقسیم می شوند: مانند تفکیکگرایان، گستردنگرایان، انزواگرایان و معارضان بنیان آیین. راست گو واقعیت، مهدی حائری یزدی و عبدالکریم سروش را از مجموعه تفکیکگرایان اسم میبرد که معتقدند آئین و سیاست دو شأن غیر وابستهاند و نسبتی در میان آنها وجود ندارد. شرحگرایان با فرق گذاشتن در میان زمان حضور امام و غایب بودن، هرچند ائمه(ع) را دارنده جایگاه سیاسی میدانند؛ اما مخالف تشکیل حکومت در زمانه غایب بودن از سوی فقها و دخالت آن ها در کارها اجتماعی و سیاسی بودند. آخوند خراسانی و عبدالکریم حائری یزدی در مجموعه شرحگرایان شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد مذکوراند.[۶۷]
آیتالله بروجردی نیز از موافقان طلاق حوزه آیین از عرصه سیاست شمرده شدهاست. از دید وی، ولایت سیاسی و تشکیل حکومت از شئون پیامبران و امامان وجود ندارد و ورود آنان به سیاست در توان لزوم بود.[۶۸] مهدی حائری یزدی، عالم و فیلسوف شیعه، برآن بود که شغل آیین حکومت کردن وجود ندارد و کارها سیاسی از ناحیه و قلمرو آئین خارج میباشد.[۶۹]
پیشنیه و موضوعهای پیدایش در دنیا اسلام
صورتگیری سکولاریسم در دنیا اسلام تحت عنوان یک جریان فکری را به اوایل سده بیستم میلادی بازمیگردانند.[۷۰] بعضا پیشینه و قضیه طلاق آئین از سیاست و حکومت را به ماجرای سقیفه در سال ۱۱ قمری[۷۱] و برخی به معاویه بن ابیسفیان (درگذشت: ۶۰ق) و بعداز وی فرزندش یزید بازگرداندهاند.[۷۲]
گفته می شود سکولاریسم در آغاز در مسیحیت مطرح شد[یادداشت ۱] و آنگاه به دنیا اسلام منش پیدا کرد.[۷۳] بعضا پژوهشگران، حکومت محمدعلی پاشا (درگذشت: ۱۸۴۹م) در مصر را دیباچه تامل سکولار در دنیا عرب دانستهاند.[۷۴] برخی از محققان، ورود پندار سکولاریستی به دنیا اسلام را همزمان با نفوذ کشورهای غربی به کشورهای اسلامی در قرن هفدهم و هجدهم میلادی گفتهاند.[۷۵] سقوط دولت عثمانی در ۱۹۲۴م و روی فعالیت وارد شدن مصطفی کمال آتاتورک در ترکیه را از عامل ها مؤثر در پیدایش سکولاریسم در عالم اسلام برشمردهاند. آتاتورک بعد از سقوط خلافت عثمانی، حکومت سکولار در ترکیه نهاد بنیان.[۷۶] گفته می گردد رضاشاه (حکومت: ۱۳۰۴-۱۳۲۰ش) نیز به تقلید از آتاتورک، نظام لائیک و سکولار در جمهوری اسلامی ایران به وجود آورد و روحانیان را از عرصه سیاست حذف کرد.[۷۷] تعبیر و تفسیر اشتباه از آیین، تمایل به آزادی و اباحیگری، پیروی از غرب، حاکمیت حکومتهای ظالم و استعمار نیز مثلا دست اندرکاران و موردهای پیدایش سکولاریسم در عالم تشیع قلمداد شدهاست.[۷۸]
به گفته شهریار زرشناس، متفحص حوزه فلسفه و سیاست، در کشورایران، معنی سکولاریسم حدود دهه چهل قرن سیزدهم خورشیدی (زمان قاجار) مطرح شد.[۷۹] از نگرش برخی نویسندگان، صورتگیری سکولاریسم در کشور ایران بوسیله میرزا فتحعلی آخوندزاده شروع شد، از زمان مشروطه تا سال ۱۳۵۷ش حاکمیت یافت و با موفقیت انقلاب اسلامی کشور ایران در ۱۳۵۷ش، به افول گرایید. بعد از انقلاب مجدد به وسیله پرنورفکران نوسازی و اشاعه شد.[۸۰]
جعفر سبحانی، اعتقاد دارد هوا داران دنیویگرایی در کشورهای مسلمان، دنیویگرایی را در پوسته و شکل سکولاریسم عرضه و رواج مینمایند؛ زیرا در کشورهای مسلمان، از دنیویگرایی که منکر آئین و فراماده میباشد، استقبال نمیشود؛ اما سکولاریسم برای پرنورفکران ناآگاه جذابیت داراست.[۸۱]
آموزههای کتاب مقدس، آموزههای مفسران و عالمان مسیحی، عدم وجود نظام سیاسی و اجتماعی در اناجیل، خرابی در دستگاه کلیسا، مخالفت کلیسا با دانش و علم به عنوان مثال کارداران و موضوعهای پیدایش سکولاریسم در عالم مسیحیت نقل شده میباشد.[۸۲] آیتالله سبحانی برآن میباشد که هیچ یک از این دست اندرکاران و موردها در اسلام و عالم اسلام وجود نداشته و ندارد.[۸۳]

مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد بهعنوان پایگاه فرهنگی در برابر تهاجم فرهنگی