مهر نوشت: طبق روایات ائمه معصومین انتظار فرج، اولی، برترین و محبوب ترین مسجد بابا قدرت مشهد عبادت هست و از سویی جهاد افضل خواده گردیده است.
متن زیر گرد هم آیی سی و ششم از سلسله مباحث مهدویت میباشد که به وسیله حجت الاسلام سیدمحمدباقر مسجد غدیر فلاحی مشهد علوی تهرانی ایراد گردیده است.
گفت و گو ما این میباشد که این حقیقت دینی که بواسطهاش آئینداری ما یحتاج میباشد چیست؟ یک نکته مسجد بابا غدیر مشهد بسیار اصلی وجود دارد و آن این که مردم متوجه بشوند حقیقت دین چیست؟ من گاهی میشنوم می گویند من هر طور بخواهم با خدا نیایش میکنم، نیاز به نماز خواندن نیست. نمیدانم این آموزه خطا از کجا پیش آمده که تصوّر اینست که نماز تلاوت سخن کردن با خداست، لذا طرف میگوید من هر طور خواستم با خدا کلام می کنم، اینها کلامهای تصوّف می باشد. یک دعوا عرب و عجم هم پیش میآورند، خیلی متأسفم برای این جوز تفکرها، که هنوز فکرمی کنند دعوا بندگی دعوا قومیّت است. مسجد غدیر بلوار معلم مشهد
امام درست گو علیهالسلام میفرمایند: اَوَّلُ مَن قاس اِبلیس اولین کسی که مقایسه کرد و قیاس کرد ابلیس بود، وَ می باشدَکبَرَ وَاِلا ستِکبار و ابا کرد از بندگی خداوند ، هُوَ اَوَّلِ مَعصَیّتهٍ اولی گناهی بود که عُصِیَ الله بِها که خدا بواسط آن نافرمانی شد، نقص ابلیس در ربوبّیت حضرت حق نیست حضرت حق را به ربوّبیت قبول دارد، در عبودّیت می باشد در توحید بندگی نقص پیدا کرد و اّلاّ در ربوّبیت می گوید رب پرورگار منی، و رب مهم ترین اسم از اسمای الهی است به حضرت حق با واژه رب میگوید: اُعفُتی مِنَ السُّجُود منرا از سجده آدم معاف فرمائید مَنِ السُجُودِ لِآدَمَ من را معاف کن اما در مقابل وَ اَنَا اَعبُدُکَ عِبادَهً لَم یَعبُدکَها تورا در مقابلش یک جوری میپرستم که نپرسیده باشد تورا مَلَکُ مُقَّربَ جبرئیل و فرستادگان الهی تو. فقال الله والا و والا: لا حاجَهَ اِلی عِبادَتِک من هیچ احتیاجی به بندگی تو ندارم.
در یک حدیث قدسی خدا به بندگانش می فرماید: بندگان من در حالتیکه تمامی مثل خاتم الانیباء صلّیالله علیه و آله مرا بپرستید به اندازه جَناح بَعُوضَه یعنی بال و پر مگس به عزت و سلطنت من اضافه نمیشود و در صورتیکه کلیهتان مثل اشقی اشقیا من را نافرمانی بکنید مَنِ الاولین و الاخرین به اندازه جناح بعوضه از عزت و سلطنت من معدود نمی شود. این تفسیرش همین هست لا جاجَهَ لی اِلیِ عِبادَتِک تو که یک نفری من اولین و آخرین به بندگی تو احتیاجی ندارم، اِنَّما اُریدُ اَن اَعبدُ مَن حَیثُ اُرید من اراده کردم پرستیده بشوم از آن راهی که میخواهم، لا مَن حَیثُ تُرید نه از آن راهی که تو میخواهی، فَاَبی اَن یَسجُدَ به لجاجت خودش باقی مانده و سجده نکرد. نکتهای که در حدیث شریف وجود دارد این است که دین من درآوردی نیست که من بگویم با خدا هر جور دلم بخواهد صحبت میکنم، با خدا هرجور دلت بخواهد صحبت بکن البته بایستی خداوند را بپرستی، پرستش خدا به هر شکلی که تو میخواهی نتیجه ها نمی شود این صحبت ابلیس میباشد. و زیاد هم در جامعه میشنویم. آقا من نماز نمیخوانم عفاف و حجاب رعایت نمیکنم ولی دروغ نمیگویم دروغ نگفتن و نماز خوندن هم وظیفهات میباشد هیچ ربطی بهم ندارد این عمل را می بایست انجام بدهی، آن کار را هم می بایست جاری ساختن بدهی. جایگزین هم نیستند به هیچ عنوانً و به هیچ وجهً. این یک کدام از بزرگترین مشکلاتی است که گریبان جامعه مارا گرفته هست. جامعه ما نمیداند اخلاق شایسته می باشد یا بایسته یعنی خوب هست که رفتار داشته باشیم یا می بایست اخلاق داشته باشیم؟ خوی یک کدام از عنصرها آیین میباشد یکی از اجزای آئین است یعنی ما چیزی نداریم که بیکردار باشد ولی بیفقاهتی نباشد، هر شغل غیر اخلاقی قطعاً غیر دینی است. البته جامعه بدین سمت و سو رفته که رفتارهای اخلاقی را جدای از رفتارهای دینی کرده، بهره این شده که میگوید دین بدرد نمیخورد خلق بدرد می خورد. خوی هم جز آیین می باشد. دسته تعالیم و مفاهیم معارف وحیانی حضرت حق بسوی خانم الانبیاء صلّیالله علیه و آله بخشی در حوزه اعتقادات می باشد که میگردد اصول آئین بخشی در حوزه کار میباشد که میگردد ایدئولوژی، عملها بخشیاش مناسک است که پرستش میباشد بخشی تعامل با اجتماع است که خلق هست. بنابر این، این نکته را دقت بفرمائید که نمیشود هر طوری دلمان بخواهد آفریدگار را بپرستیم. به این مضمون وجود نازنین حضرت درستگو علیهالسلام اشاره فرمودند.
ـ طبق این نکته که: اَلا اُخِبرُکُم بَما لا یَقبَلُ الله عزَّ وَ جَّلَ مِنَ العِباد عَمَلاً اِلا بِه؟ میخواهید شما را خبر بدهم به آنچه خدای عز وجل هیچ عملی را مگر در سایه آن نمیپذیرد یعنی اگر آن زیر بنا تشکیل شده باشد هر چقدر هم انفاق بکنید نمیپذیرد، هر چقدر با خدا نیایش کنید نمیپذیرد ما این را می بایست خاطر بگیریم بندگی راهی می باشد برای به کمال رسیدن من و این طبق نقشهای میباشد که خدا صادر کرده است نه طبق عقلانیت من، من بواسطه عقل و اختیارم میتوانم نقشه انبیاء سلامالله علیهم اجمعین را در مشت بگیرم و به کمال خودم برسم و محال هست کسی بتواند بواسطه عقل خودش به کمال لایق و لایقای که حضرت حق اراده کرده برسد.
وجود نازنین حضرت درست گو علیهالسلام فرمودند: من خبر بدهم به شما از آن گوهری که هیچ عملی پذیرفته نمیشود مگر در سایه آن گوهر. ابا بصیر راوی حدیث هست میگوید عرض کردم بله یا بن رسول الله صلّیالله علیه و آله حضرت فرموند: شَهادَهُ اَن لا اِله اِلّا الله توحید و اَنَّ مُحَّمداً عَبدُهُ وَ رَسوُلُه عبد و بنده بودن و رسالت حضرت ختمی مرتبت صلّیالله علیه و آله ، وَ الاِ قرار بِما اَمَرَ الله و اقرار کردن به آنچه خداوند دستور داده یعنی رهآورد فرمایشات انبیاء خاصه وجود نازنین ختمی مرتبت تمامیاش وحی است چون در قرآن هست چون در سینه خوش یمن حضرت هست و از زبان خوش یمن خارج می شود، وَ وِلایَهٌ لَنا سرپرستی ما وَالبَداهَ مَن وَعدائَنا، خاصّه برائت و بیزاری پیدا کردن از دشمنان ما وَ التَسلیمِ لَهُم تسلیم ائمه سلامالله علهیم اجمعین بودن، وَ الوَرَع وَ الاِجهِتادِ وَ الطُمَائینهَ ورع یعنی احتیاط عقلی کردن جوری زندگی کردن که که با صخره گناه مواجه نشویم تا بخواهیم گناه را ترک کنیم یعنی یک قدم جلوتر یک جوری زندگی کن که اصلاً با حرام مواجه نشوی. این را می گویند ورع و رسیدن به این نقطه بسیار طاقت فرسا هست به همین عامل میگویند دینداری فعالیت سختی می باشد.
مهر نوشت: طبق روایات ائمه معصومین انتظار فرج، اولی، برترین و محبوب ترین مسجد بابا قدرت مشهد عبادت هست و از سویی جهاد افضل خواده گردیده است.
متن زیر گرد هم آیی سی و ششم از سلسله مباحث مهدویت میباشد که به وسیله حجت الاسلام سیدمحمدباقر مسجد غدیر فلاحی مشهد علوی تهرانی ایراد گردیده است.
گفت و گو ما این میباشد که این حقیقت دینی که بواسطهاش آئینداری ما یحتاج میباشد چیست؟ یک نکته مسجد بابا غدیر مشهد بسیار اصلی وجود دارد و آن این که مردم متوجه بشوند حقیقت دین چیست؟ من گاهی میشنوم می گویند من هر طور بخواهم با خدا نیایش میکنم، نیاز به نماز خواندن نیست. نمیدانم این آموزه خطا از کجا پیش آمده که تصوّر اینست که نماز تلاوت سخن کردن با خداست، لذا طرف میگوید من هر طور خواستم با خدا کلام می کنم، اینها کلامهای تصوّف می باشد. یک دعوا عرب و عجم هم پیش میآورند، خیلی متأسفم برای این جوز تفکرها، که هنوز فکرمی کنند دعوا بندگی دعوا قومیّت است. مسجد غدیر بلوار معلم مشهد
امام درست گو علیهالسلام میفرمایند: اَوَّلُ مَن قاس اِبلیس اولین کسی که مقایسه کرد و قیاس کرد ابلیس بود، وَ می باشدَکبَرَ وَاِلا ستِکبار و ابا کرد از بندگی خداوند ، هُوَ اَوَّلِ مَعصَیّتهٍ اولی گناهی بود که عُصِیَ الله بِها که خدا بواسط آن نافرمانی شد، نقص ابلیس در ربوبّیت حضرت حق نیست حضرت حق را به ربوّبیت قبول دارد، در عبودّیت می باشد در توحید بندگی نقص پیدا کرد و اّلاّ در ربوّبیت می گوید رب پرورگار منی، و رب مهم ترین اسم از اسمای الهی است به حضرت حق با واژه رب میگوید: اُعفُتی مِنَ السُّجُود منرا از سجده آدم معاف فرمائید مَنِ السُجُودِ لِآدَمَ من را معاف کن اما در مقابل وَ اَنَا اَعبُدُکَ عِبادَهً لَم یَعبُدکَها تورا در مقابلش یک جوری میپرستم که نپرسیده باشد تورا مَلَکُ مُقَّربَ جبرئیل و فرستادگان الهی تو. فقال الله والا و والا: لا حاجَهَ اِلی عِبادَتِک من هیچ احتیاجی به بندگی تو ندارم.
در یک حدیث قدسی خدا به بندگانش می فرماید: بندگان من در حالتیکه تمامی مثل خاتم الانیباء صلّیالله علیه و آله مرا بپرستید به اندازه جَناح بَعُوضَه یعنی بال و پر مگس به عزت و سلطنت من اضافه نمیشود و در صورتیکه کلیهتان مثل اشقی اشقیا من را نافرمانی بکنید مَنِ الاولین و الاخرین به اندازه جناح بعوضه از عزت و سلطنت من معدود نمی شود. این تفسیرش همین هست لا جاجَهَ لی اِلیِ عِبادَتِک تو که یک نفری من اولین و آخرین به بندگی تو احتیاجی ندارم، اِنَّما اُریدُ اَن اَعبدُ مَن حَیثُ اُرید من اراده کردم پرستیده بشوم از آن راهی که میخواهم، لا مَن حَیثُ تُرید نه از آن راهی که تو میخواهی، فَاَبی اَن یَسجُدَ به لجاجت خودش باقی مانده و سجده نکرد. نکتهای که در حدیث شریف وجود دارد این است که دین من درآوردی نیست که من بگویم با خدا هر جور دلم بخواهد صحبت میکنم، با خدا هرجور دلت بخواهد صحبت بکن البته بایستی خداوند را بپرستی، پرستش خدا به هر شکلی که تو میخواهی نتیجه ها نمی شود این صحبت ابلیس میباشد. و زیاد هم در جامعه میشنویم. آقا من نماز نمیخوانم عفاف و حجاب رعایت نمیکنم ولی دروغ نمیگویم دروغ نگفتن و نماز خوندن هم وظیفهات میباشد هیچ ربطی بهم ندارد این عمل را می بایست انجام بدهی، آن کار را هم می بایست جاری ساختن بدهی. جایگزین هم نیستند به هیچ عنوانً و به هیچ وجهً. این یک کدام از بزرگترین مشکلاتی است که گریبان جامعه مارا گرفته هست. جامعه ما نمیداند اخلاق شایسته می باشد یا بایسته یعنی خوب هست که رفتار داشته باشیم یا می بایست اخلاق داشته باشیم؟ خوی یک کدام از عنصرها آیین میباشد یکی از اجزای آئین است یعنی ما چیزی نداریم که بیکردار باشد ولی بیفقاهتی نباشد، هر شغل غیر اخلاقی قطعاً غیر دینی است. البته جامعه بدین سمت و سو رفته که رفتارهای اخلاقی را جدای از رفتارهای دینی کرده، بهره این شده که میگوید دین بدرد نمیخورد خلق بدرد می خورد. خوی هم جز آیین می باشد. دسته تعالیم و مفاهیم معارف وحیانی حضرت حق بسوی خانم الانبیاء صلّیالله علیه و آله بخشی در حوزه اعتقادات می باشد که میگردد اصول آئین بخشی در حوزه کار میباشد که میگردد ایدئولوژی، عملها بخشیاش مناسک است که پرستش میباشد بخشی تعامل با اجتماع است که خلق هست. بنابر این، این نکته را دقت بفرمائید که نمیشود هر طوری دلمان بخواهد آفریدگار را بپرستیم. به این مضمون وجود نازنین حضرت درستگو علیهالسلام اشاره فرمودند.
ـ طبق این نکته که: اَلا اُخِبرُکُم بَما لا یَقبَلُ الله عزَّ وَ جَّلَ مِنَ العِباد عَمَلاً اِلا بِه؟ میخواهید شما را خبر بدهم به آنچه خدای عز وجل هیچ عملی را مگر در سایه آن نمیپذیرد یعنی اگر آن زیر بنا تشکیل شده باشد هر چقدر هم انفاق بکنید نمیپذیرد، هر چقدر با خدا نیایش کنید نمیپذیرد ما این را می بایست خاطر بگیریم بندگی راهی می باشد برای به کمال رسیدن من و این طبق نقشهای میباشد که خدا صادر کرده است نه طبق عقلانیت من، من بواسطه عقل و اختیارم میتوانم نقشه انبیاء سلامالله علیهم اجمعین را در مشت بگیرم و به کمال خودم برسم و محال هست کسی بتواند بواسطه عقل خودش به کمال لایق و لایقای که حضرت حق اراده کرده برسد.
وجود نازنین حضرت درست گو علیهالسلام فرمودند: من خبر بدهم به شما از آن گوهری که هیچ عملی پذیرفته نمیشود مگر در سایه آن گوهر. ابا بصیر راوی حدیث هست میگوید عرض کردم بله یا بن رسول الله صلّیالله علیه و آله حضرت فرموند: شَهادَهُ اَن لا اِله اِلّا الله توحید و اَنَّ مُحَّمداً عَبدُهُ وَ رَسوُلُه عبد و بنده بودن و رسالت حضرت ختمی مرتبت صلّیالله علیه و آله ، وَ الاِ قرار بِما اَمَرَ الله و اقرار کردن به آنچه خداوند دستور داده یعنی رهآورد فرمایشات انبیاء خاصه وجود نازنین ختمی مرتبت تمامیاش وحی است چون در قرآن هست چون در سینه خوش یمن حضرت هست و از زبان خوش یمن خارج می شود، وَ وِلایَهٌ لَنا سرپرستی ما وَالبَداهَ مَن وَعدائَنا، خاصّه برائت و بیزاری پیدا کردن از دشمنان ما وَ التَسلیمِ لَهُم تسلیم ائمه سلامالله علهیم اجمعین بودن، وَ الوَرَع وَ الاِجهِتادِ وَ الطُمَائینهَ ورع یعنی احتیاط عقلی کردن جوری زندگی کردن که که با صخره گناه مواجه نشویم تا بخواهیم گناه را ترک کنیم یعنی یک قدم جلوتر یک جوری زندگی کن که اصلاً با حرام مواجه نشوی. این را می گویند ورع و رسیدن به این نقطه بسیار طاقت فرسا هست به همین عامل میگویند دینداری فعالیت سختی می باشد.

مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد بهعنوان پایگاه فرهنگی در برابر تهاجم فرهنگی