loading...

بهترین مرجع مسجد غدیر باباعلی مشهد

بازدید : 29
يکشنبه 26 اسفند 1403 زمان : 13:29


بیعت برای ولایت‌عهدی یزید
بیعت دریافت کردن برای خلافت پسرش یزید، بیش تر از هر مسأله دیگری سبب شد بخش اعظمی در مقابل وی بایستند و از وی عیب گیری نمایند. او از طرز مسلمانها در تعیین خلیفه از زمانه خلافت ابوبکر، خارج رفته بود.[۱۰۵] وی برای بقای نظامی که سازه کرده بود، می بایست حکومت ارثی پدید می آورد. عملی کردن اینگونه تصمیمی عمل سادگی خلا؛ چون عرب‌ها از پیشین، با حکومت ارثی آشنا نبودند و آشکار میباشد که معاویه از این که ثمره کوشش‌هایی سی ساله‌اش در تأسیس حکومت اموی از دربین برود، میترسید. معاویه بر این یقین بود که تعیین خلیفه بایستی بین بنی‌امیه باقی بماند و به‌این خواسته یزید را به ولایت‌عهدی برگزید. از سایر سو وی نظریه داشت که راءس خلافت می بایست در مرزوبوم شام باشد؛ چون تمایل سیاسی آنها به سوی بنی‌امیه مسجد غدیر بلوار معلم مشهد بود.[۱۰۶]

موافق ماجرا مشهوری مغیرة بن شعبه معاویه را بدین درنگ واداشت.[۱۰۷] البته خویش معاویه نیز اینگونه تصمیمی داشت و حرف مغیره، استارت علنی ساختن آن دربین عموم بود.[۱۰۸] زیاد بن ابیه موضع متفاوتی داشت. زیاد اعتقاد و باور داشت که یزید بشر سستی میباشد و به شکار بیش تر از خلافت عشق و علاقه دارااست و برای خلیفه شدن مطلوب وجود ندارد و از سوی دیگر مجموعه مخالف، همچنان نیرومند مسجد غدیر فلاحی مشهد بودند.[۱۰۹]

معاویه پیشنهاد زیاد را به خواسته دوری از قیام امام حسن(ع) و فرزندان صحابه، عهده دار شد و اعلان ولایت‌عهدی یزید را تا ساخت حال و روز بهتری عقب انداخت. در عین حالا وی شخصیتهای مطرح مخالف ولایت‌عهدی یزید را از در بین برداشت. ابوالفرج اصفهانی در مقاتل الطالبیین میگوید:وقتی که معاویه قصد کرد که برای خلافت بعداز خودش به عایدی یزید از عموم بیعت بگیرد، برای امام حسن(ع) و سعد بن ابی وقاص کارشکنی چید و مخفیانه سم ارسال کرد، هر دوی آنها به مسافت تعدادی روز از جهان رفتند.[۱۱۰] حتی سازه بر برخی اقوال عایشه را نیز به همین برهان به قتل مسجد بابا غدیر مشهد رساند.[۱۱۱]

سختی ها ولایت‌عهدی یزید و اقدامات معاویه
مهمترین سختی ها ولایتعهدی یزید عبارت بودند از:

اقناع شخصیت‌های تبارک حجاز به ویژه فرزندان صحابه مانند امام حسین(ع)، عبدالله بن زبیر، عبدالله بن قدمت و عبدالرحمان بن ابی دیده نشده و حتی بعضا شخصیت‌های اموی مانند مروان بن حکم و سعید بن عاص. معاویه برای اقناع شخصیت‌های گرانقدر حجاز به مروان بن حکم طومار نوشت که لحاظ عموم را برای تعیین جانشین او سوای بیان اسم یزید جویا گردد. هنگامی پاسخ مثبت اخذ کرد، به مروان طومار نوشت که خبر انتخاب یزید را به اگاهی برساند. همینطور در طومار‌ای به کارگزارانش دستور بخشید که به ثنا از یزید بپردازند و هیأت‌هایی را از شهرهای تعالی به سوی وی گسیل دارا‌هستند. در فیض هیأت‌هایی از عراق و دیگر شهرهای شام برای بیعت با وی آمدند.
به زودی پدیدار شد که مدینه بیش از سایر شهرهای اسلامی با این بیعت مخالف میباشد.[۱۱۲] امام حسین(ع)، عبدالله بن زبیر و عبدالله بن قدمت مسئله چینی برای خلافت یزید را رد کردند و مروان این مقاله را به معاویه خبر اعطا کرد.[۱۱۳] این چهار نفر توافق کردند که در شرایطی‌که خلافت ارثی میباشد، وی بیش تر از یزید استحقاق خلافت دارا‌هستند و در صورتی استدلال تعیین خلیفه تعیین اشخاص رفیعتر میباشد، معاویه بایستی برای خریداری کردن بیعت اهل حجاز مبادرت نماید. معاویه در آغاز نرمش علامت بخشید.[۱۱۴] و عملکرد کرد با عفو‌های زیاد عموم را به سوی خود جلب نماید. شاعرانی زیرا عقیبه اسدی و عبدالله بن همام سلولی رکه از یزید کینه توزی داشتن د مسجد بابا قدرت مشهد ، با پول معاویه، تغییر‌و تحول موضع دادند.
معاویه در سال ۵۶ بیعت با یزید را به طور رسمیً‌اعلان کرد. در دمشق پایکوبی گزینش برگزار شد.[۱۱۵] معاویه برای خودداری از عصیان اهل حجاز به مدینه رفت و خواست میل معارضان را به بیعت با یزید ضمانت نماید. هنگامی که معاویه به مجاورت مدینه رسید، معارضان به مکه رفتند و سایر عموم مدینه با یزید بیعت کردند. معاویه مشقت بار خشمگین شد و تصمیم گرفت در ادامه معارضان برود. در مسجدالحرام با آن ها حرف اظهار کرد. ابن زبیر تحت عنوان سخنگو مخالفت را اظهار‌کرد و گفت‌و‌گو باخت خورد. معاویه بعداز آن با ترساندن و مجازات، معارضان را به استثنای امام حسین(ع) و عبدالله بن زبیر وادار به بیعت با یزید کرد.[۱۱۶]

بازدید : 20
پنجشنبه 23 اسفند 1403 زمان : 12:20


حصین بن نمیر
حُصَین بن نُمَیر( درگذشت ۶۶ یا این که ۶۷ق)، از سرداران بنی‌امیه در زمانه معاویه، یزید و مروان بن حکم. او را از سرسخت‌ترین معاندان امام علی(ع) و همینطور از عده ای دانسته‌اند که معاویه را به گزینش یزید به جانشینی خویش تشویق میکرد. حصین بن نمیر در اتفاق حره و حمله به مکه و حریق زدن کعبه، نقش داشت. وی با استارت قیام توابین، به عین الورده رفت و این قیام را سرکوب کرد. او در سال ۶۶ یا این که ۶۷ق در پیکار خازر به دست ابراهیم بن صاحب اشتر، مسجد غدیر بلوار معلم مشهد کشته شد.

نسب
نسب او به شَبیب بن سَکون، از بزرگان خویشان کنْدَه (از قبایل عرب یمانی)، می رسد.[۱] علی بن‌حسین مسعودی تاریخ‌نگار قرن چهارم، حصین بن نمیر را در شمار کاتبان فرستاده آورده میباشد.[۲]

در طی خلافت ابوبکر و قدمت
در سال ۱۱ قمری، در زمان خلافت ابوبکر، از حصین بن نمیر در مبارزه‌های ردّه خاطر گردیده است. وقتی که ابوبکر، زیاد بن لَبید را برای گردآوری زکات بنی‌عَمرو بن‌معاویه ارسال کرد و آن‌ها حاضر به پرداخت زکات نشدند، زیاد، حصین بن نمیر را مأمور سرکوبی آن ها مسجد غدیر فلاحی مشهد کرد.[۳]

در حین خلافت قدمت بن خطّاب، هنگام نزاع قادسیه در سال سال ۱۴ هجری قمری، لشکری ۴۰۰۰ نفری به فرماندهی سعدبن ابی وَقّاص برای فتح عراق پیامبر شد که حصین بن نمیر و گروهی از خویشان سَکون نیز در آن بودند.[۴]

در طی امام علی(ع)
پیکار صفین
در روایتی، حصین بن نمیر سرسخت‌ترین معاند در نبرد با امام علی(ع) خوانده گردیده‌است[۵] البته نصر بن مزاحم در کتاب وقعة صفّین،[۶] اگرچه از حصین تحت عنوان یکی‌از سرداران معاویه خاطر کرده، در گستردن نزاع صفّین از وی نامی مسجد بابا غدیر مشهد نبرده میباشد.

حضور در مصر
به نوشته نصر بن مزاحم معاویه در طومار‌ای به مصریان، از آنها خواست که به امداد حصین بن نمیر و معاویة بن خُدَیج ــ که هر دو در مصر بودند ــ در مقابل فرمان دار حضرت علی (ع)، قیس بن سعد بن عباده، بایستند.[۷]

حکومت یزید
حصین یکی‌از رؤسای اهل شام بود که در سال ۵۶ قمری، معاویه را تشویق کرد یزید را به ولیعهدی برگزیند.[۸] برخی احادیث از حصین بن نمیر تحت عنوان مالک شُرطه (مدیر پلیس) عبیدالله بن زیاد در سال ۶۰ق، و در شمار سرداران لشکر عبیداللّه، علاوه بر رویدادهای قیام امام حسین(ع) و رخداد کربلا، ذکر شده‌اند؛[۹] ولی ظاهراً او را با حصین بن تَمیم تمیمی غلط کرده‌اند. طبری از حصین بن تمیم تمیمی تحت عنوان صاحب و مالک شرطه عبیداللّه حافظه می‌نماید و از او در حادثه ها مرتبط با قیام امام حسین (ع) مسجد بابا قدرت مشهد مذکور میباشد.[۱۰]

رخداد حَرّه و مکه
نوشته‌ی علمی‌های اساسی: حادثه حره و حمله یزید به مکه
در رخداد حَرّه (اواخر سال ۶۳ قمری)، حصین بن نمیر از سرداران همدم مسلم بن عقبه بود که از دمشق روانه مدینه شد. حصین فرماندهی اهل حِمْص را بر ذمه داشت. در پایان محرّم سال ۶۴ق مسلم بن عقبه ــ بعداز سرکوب قیام عموم مدینه، در حالی که برای سرکوب کودتا عبدالله بن زبیر روانه مکه بود ــ درگذشت و بنابر پیشنهاد یزید، حصین بن نمیر فرماندهی سپاه را بر ذمه گرفت.[۱۱] عموم در مکه با ابن زبیر بیعت کرده بودند.[۱۲] حصین بن نمیر در ۲۵ یا این که ۲۶ محرّم ۶۴ق وارد مکه شد و ابن زبیر را محاصره کرد. ابن زبیر و همراهانش به مسجدالحرام مدد بردند. در ۳ ربیع الاول سال ۶۴ق، حصین بن نمیر و شامیان، در کوه‌های فضا کعبه منجنیق‌ها و عراده‌هایی به فعالیت انداختند و با سنگ و حریق به شهر مکه و کعبه حمله کردند که کعبه ویران شد و خرقه و چوب‌های آن سوخت.[۱۳]

بازدید : 58
چهارشنبه 22 اسفند 1403 زمان : 15:59


فعال‌سازی حسینیه ارشادوراهنمایی
احداث حسینیه ارشادوراهنمایی به یاری یک سری بدن از همفکران در سال ۱۳۴۶ ش، یکی‌از مهم‌ترین شغل های مطهری دانسته گردیده‌است.[۵۱] و در سال ۱۳۵۰ به خیال همیاری با حسینیه ارشادوراهنمایی توسط ساواک بازداشت و بعد از بازپرسی آزاد شد.[۵۲] اختلاف‌نظرهای جان دار دربین او و علی شریعتی، سبب ساز طلاق مطهری از حسینیه موعظه در سال ۱۳۴۹ش مسجد غدیر بلوار معلم مشهد شد.[۵۳]

مطهری در عاشورای سال ۱۳۹۰ قمری موازی با اسفند ۱۳۴۸ ش در حسینیه موعظه علیه صهیونیسم سخنرانی کرد که باعث به دستگیری‌اش شد.[۵۴] و همینطور در سال ۱۳۴۹ش به خیال و خاطر دعوت به گردآوری‌آوری یاری برای آوارگان فلسطینی مسجد غدیر فلاحی مشهد بازداشت شد.[۵۵]

طریقه‌ها
بعضی از نگرش‌های مطهری عبارتند از:

ولایت فقید
به حیث مدرس مطهری، ولایت عالم به معنای رهبری سیاسی - اجتماعی جامعه بر ذمه عالم دارای تخصص و دارای شرایط میباشد.[۵۶] اما نقش فقید در یک مرزو بوم اسلامی رسیدگی بر اجرای درست عقیده‌های اسلام و محاسبه صلاحیت مجریان ضابطه میباشد، خیر اینکه خویش سر کردگی دولت را به ذمه مسجد بابا غدیر مشهد گیرد.[۵۷]

تمدن اسلامی
مطهری معتقد بود اصول عقاید و دنیا بینی اسلامی بایستی در مجموع صحنه‌های معاش و در تک تک امور و شغل‌های شخصی و اجتماعی، فکری و علمی نمایان خواهد شد زیرا لازمه آشنایی اسلام دور اندیشی مسجد بابا قدرت مشهد به کل بعد ها آن میباشد.[۵۸]

فرهنگی غربی
بعضا نویسندگان معتقدند مطهری به فرهنگ و تمدن اسلام و غرب آشنا بود و در قضیه‌های مختلفی مانند فلسفه، روانشناسی، اقتصاد و جامعه‌شناسی اشراف داشت. وی انحراف‌های پندار غرب را توضیح می‌اعطا کرد و بر اساس‌های فکر اسلامی تاکید میکرد.[۵۹]

تحریفات عاشورا
مطهری کتاب حماسه حسینی را با نگاهی انتقادی به باورهای رایج درباره عاشورا و سوگواری‌ها و حتی تاریخ عاشورا منتشر کرد. وی در کتاب خویش بعضی از نقل‌های تاریخی دارای شهرت مثل عروسی قاسم بن حسن در کربلا را نفی کرد؛[۶۰] و نیز وجود دختری به اسم رقیه را تحریف شمرد.[۶۱]

مساله عفاف و حجاب
بعضی از پژوهشگران میگویند مطهری مسئله پوشش زن را تحت عنوان یک زمینه تحقیق نموده است.[۶۲] مطهری گفته میباشد مسأله پوشش زن بالاتر از حضور وی در اجتماع میباشد، بلکه مرتبط با این میباشد که آیا مردان حق دارا هستند از زنان فارغ از هیچ قید و شرطی استعمال نمایند یا این که خیر؟ اسلام تاکید داراست که مردان صرفا بایستی در چهارچوب خانواده و با تعهدات رسمی از زنان تحت عنوان همسران خویش لذت ببرند و به کار گیری از زنان بیگانه در اجتماع ممنوع میباشد، همینطور، زنان نیز نباید به مردان در سوا خانواده یاری نمایند.[۶۳]

بازدید : 24
دوشنبه 20 اسفند 1403 زمان : 15:49


مرجعیت
سید محمدحسین ادب‌الله از فقیهان لبنان، چندین ادله را برای جلب لحاظ و مراجعه تیم‌هایی از عموم عراق و لبنان به محمدباقر صدر شمرده میباشد: سوابق علمی، پرداختن به مباحث روز، عمل سیاسی در حزب الدعوة الاسلامیة، مخالفت آشکار با حزب بعث و پشتیبانی ابوالقاسم مسجد غدیر بلوار معلم مشهد خویی.[۱۸]


محمدباقر صدر در کنار امام خمینی در نجف
به گفته هرایر دکمجیان توان آیت‌الله صدر از لحاظ شیعه‌ها موازی با قدرت روحانی مرتضی انصاری، روحانی طوسی و علامه حلی مسجد غدیر فلاحی مشهد میباشد.[۱۹]

عمل‌های سیاسی و اجتماعی
تشکیل حزب الدعوة اسلامیة
نوشته‌ی‌علمیٔ مهم: حزب الدعوة الاسلامیة
در سال ۱۳۷۷ق، محمد باقر صدر یاور با بعضا از علماء عراق، به خواسته ساماندهی عمل‌های سیاسی مسلمان ها عراق، حزب الدعوة الاسلامیة را تأسیس کرد. او پنح سال بعد از آن، سازه به مصالحی، از آن کنار کشید، البته به دیگر اعضای حزب پیشنهاد کرد که به شغل خویش ادامه مسجد بابا غدیر مشهد دهند.[۲۰]

همیاری با جماعة العلماء
نوشته‌ی علمیٔ اساسی: جماعة العلماء فی النجف الاشرف
سید محمد باقر صدر با جماعة العلماء فی النجف الاشرف که عالمانی همانند مرتضی آل‌یاسین، روضه خوان محمدرضا مظفر و سید مهدی حکیم در آن عضو بودند، نیز همیاری داشته میباشد. او به دلیل جوان‌بودن، عضو جماعه العلماء عدم وجود، ولی با آن‌ها همیاری دورازشوخی داشت و بعضی از بیانیه‌های جماعة العلماء و نوشته‌ی علمی‌های روزنامه الاضواء را وی مسجد بابا قدرت مشهد می‌نوشت.[۲۱]

مدد از انقلاب اسلامی جمهوری اسلامی ایران
سیدمحمدباقر صدر، از نهضت امام خمینی در کشور‌ایران جانبداری می کرد.[۲۲] کتاب‌ شش جلدی الاسلام یقود الحیاة (اسلام راهنمای معاش) را نیز اندکی بعد از موفقیت انقلاب اسلامی کشور ایران، به همین خواسته نوشت.[۲۳] هرایر دکمجیان اعتقاد دارد که «حکومت مرجع» متبوع صدر و «ولایت دانا» آیت‌الله خمینی هم معنی میباشند.[۲۴] در طی اقامت امام خمینی در نجف هم با وی رابطه مجاورت داشت. شهید صدر پاراگراف‌ای با این مضمون درباره امام خمینی گفته میباشد که در امام خمینی ذوب گردید؛ چنانکه وی در اسلام ذوب شد‌ه‌است.[۲۵]

تحریم پیوستن به حزب بعث
شهید صدر درخواست‌های صدام حسین برای همیاری با رژیم بعث را قاطعانه رد کرد[۲۶] و در عکس العمل به الزامی‌کردن عضویت در حزب بعث از سوی دولت عراق، با صدور فتوایی، پیوستن به آن را تحریم کرد. با این فتوا اشخاص متعددی از پیوستن بدین حزب خودداری کردند.[۲۷]


تندیس محمد باقر صدر در کالج رابطه ها میان الملل وزارت خارجه روسیه، مسکو
پندار‌ها
سیدمحمدباقر صدر، در علم‌هایی زیرا اصول، فقه، فلسفه سیاست، و معرفت‌شناسی عقیده‌های جدیدی ارائه داده میباشد. بعضی از عقیده‌های پر اسم و رسم او عبارت میباشد از:

عقیده حق الطاعه
شهید صدر عقیده حق الطاعه را در مقابل عقیده پر اسم و رسمِ قبح عقاب بلا ذکر مطرح نموده است. [۲۸] طبق عقیده حق الطاعه، در شبهه ها بَدْاو، یعنی در مواقعی که احتمال وجود تکلیف می باشد، البته دلیلی برای آن نیست، عقل به برائت، حکم نمی‌نماید و احتیاط را ما یحتاج میداند. ادله وی این میباشد که حق اطاعت از معبود محصور به تکالیفی وجود ندارد که ما به آن‌ها اعتقادوباور داریم؛ بلکه مواقعی را که احتمال وجود تکلیف میدهیم(تکالیف مُحتَمل)، دربرمی‌گیرد. بدین ترتیب درین‌سیرتکامل مفاد، حکم عقل، بایستگی احتیاط میباشد.[۲۹]

گفتنی میباشد که شهید صدر مانند دیگر اصولیان، برائت فقاهتی را در‌این موردها می‌پذیرد؛ یعنی اعتقاد دارد که هر یک سری عقل قبل از ورود شرع، به احتیاط حکم می‌نماید خیر برائت،‌ البته آیه‌ها و احادیث، احتیاط را مورد نیاز نمی‌دانند و به برائت حکم میدهند. از این رو وی در کار قائل به برائت بود خیر احتیاط.[۳۰]


اقتصادنا
بایستگی وجود حکومت اسلامی
در نگاه شهید صدر، وجود دولت ضرورتی اجتماعی و مبنی بر فطرت آدم میباشد.[۳۱] وی بر شالوده این اساس، وجود حکومت اسلامی را نیز امری ضروری میداند و میگوید: دولت اسلامی فقط یک لزوم شرعی وجود ندارد؛ بلکه علاوه بر آن، لزوم فرهنگ و تمدن بشری میباشد؛ چون فقط خط مش شکوفایی استعدادهای بشر میباشد.[۳۲]

بازدید : 20
پنجشنبه 16 اسفند 1403 زمان : 11:30


مرزوبوم احقاف
برای داده ها بیشتر، اینها را هم ملاحظه کنید: سوره احقاف
مملکت اَحْقاف محل معاش حضرت هود و فامیل عاد که یک کدام از سوره‌های قرآن مهربان به اسم آن میباشد. این حوزه‌ در قرآن کریم ومهربان، مرز و بوم سرسبز و آبادی دانسته گردیده که پس از عذاب الهی برای قوم و قبیله عاد، تبدیل به حیطه‌ای کم آب و بیابانی شد‌ه‌است. در گزینش جای کنونی این مرزو بوم اختلاف وجود دارااست؛ ولی علامه طباطبایی اعتقاد دارد این جای یقیناً در جنوب شبه جزیره ایالات متحده عربی مسجد غدیر بلوار معلم مشهد قرار داشته میباشد.

معرفی
مرزوبوم احقاف، که سوره احقاف از قرآن مهربان به همین اسم میباشد، محل معاش فامیل عاد بوده که پس از نافرمانی از پیامبرشان حضرت هود، به عذاب الهی مبتلا مسجد غدیر فلاحی مشهد شدند.[۱]

احقاف، عده واژه حِقًف، به معنای تپه‌های شنی و ریگی میباشد که به بزرگی کوه نیستند. با این حالا بعضا، احقاف را به معنای جمع‌های فراوان شن دانسته‌اند که روی هم انباشته شده و به‌اندازه کوه نیستند، و همواره دارنده پیچ‌ مسجد بابا غدیر مشهد و‌خم‌اند.[۲]

چنان که در قرآن کریم و مهربان آمده، مرزو بوم احقاف پیش از در گیر شدن قبیله عاد به عذاب، سرسبز و آباد بوده میباشد.[۳] قرآن مهربان در سوره فجر، از فرهنگ و تمدن فامیل عاد در کشور احقاف، تحت عنوان تمدنی خاطر کرد‌ه میباشد که مثل آنان در آن مجال نبوده مسجد بابا قدرت مشهد میباشد.[۴]

جای کنونی احقاف
به اطمینان علامه طباطبایی، میهن احقاف به صورت یقینی در جنوب مشابه جزیره ایالات متحده عربی بوده میباشد که فعلا هیچ اثری از آن نیست.[۵] با این هم اکنون در انتخاب جای ظریف کشور احقاف، اختلاف وجود داراست؛[۶] بعضی جای آن را صحرایی فی مابین عمان و مملکت مُهره در یمن دانسته‌اند و برخی دیگر، ریگزاری مشرف بر دریا در میهن شحر یمن را احقاف معرفی کرده‌اند. ریگزاری‌های بین عمان تا حضرموت، در بعضی دیگر از منابع، مرزوبوم احقاف دانسته شد‌ه‌است.[۷]

جغرافی‌دانان مسلمان در قرن ها وسطی، احقاف را شن‌شیون در نصیب الرمله یا این که ربع الخالی دانسته‌اند؛ البته جغرافی‌دانان اروپایی، احقاف را دربرگیرنده مجموع الرمله یا این که بخش غربی آن میدانند.[۸] به‌عامل گرما و کم آب بودن این مملکت، جغرافی‌دانان از این صحرا به «ربع الخالی» حافظه کرده‌اند؛ به این دلیل که در‌این حوزه‌، هیچ‌کس معاش نمی‌نماید.[۹] به نقل از بی‌آزار شیرازی، بادیه‌ نشینان جنوب ایالات متحده عربی به حوزه‌ کوهستانی ممتد از سواحل غربی ظفار تا عدن که میهن مرکزی آن حضرموت میباشد، مرزو بوم احقاف می گویند.[۱۰] در مرزو بوم احقاف از قبری حافظه گردیده که مزار حضرت هود دانسته شد‌ه‌است.[۱۱]

پانویس
طباطبایی، تعبیروتفسیر المیزان، ۱۳۰۹ق، ج۱۸، ص۲۱۰.
طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۹، ص۱۳۵-۱۳۶.
طباطبایی، تاریخ الانبیاء، ۱۴۳۲ق، ص۸۶.
سوره فجر، آیه ۶-۸.
طباطبایی، تعبیر المیزان، ۱۳۰۹ق، ج۱۸، ص۲۱۰.
طباطبایی، تعبیر و تفسیر المیزان، ۱۳۰۹ق، ج۱۸، ص۲۱۰.
طباطبایی، تعبیروتفسیر المیزان، ۱۳۰۹ق، ج۱۸، ص۲۱۰؛ طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۹، ص۱۳۵-۱۳۶؛ ابن کثیر، قصص الانبیاء، ۱۴۱۱ق، ص۹۳.
بی‌آزار شیرازی، باستان‌شناسی و جغرافیای تاریخی قصص قرآن، ۱۳۸۰ش، ص۳۰۷.
بی‌آزار شیرازی، باستان‌شناسی و جغرافیای تاریخی قصص قرآن، ۱۳۸۰ش، ص۳۰۹.
بی‌آزار شیرازی، باستان‌شناسی و جغرافیای تاریخی قصص قرآن، ۱۳۸۰ش، ص۳۰۸.
بی‌آزار شیرازی، باستان‌شناسی و جغرافیای تاریخی قصص قرآن، ۱۳۸۰ش، ص۳۰۷؛ النجار، قصص‌الانبیاء، ۱۴۰۶ق، ص۵۴.
منابع
ابن کثیر، اسماعیل، قصص الانبیاء، تفحص الدکتور مصطفی بنده الواحدی، بیروت، موسسة علم ها القرآن، چاپ چهارم،‌ ۱۴۱۱ق.
النجار، عبدالوهاب، قصص الانبیاء، بیروت، احیاء التراث العربی، چاپ نهم، ۱۴۰۶ق.
بی‌آزار شیرازی، عبدالکریم، باستان‌شناسی و جغرافیای تاریخی قصص قرآن، طهران، دفتر کار انتشار تمدن و معارف اسلامی، ۱۳۸۰ش.
طباطبایی، محمدحسین، تاریخ الانبیاء، توده قاسم هاشمی، بیروت، موسسة اعلمی للمطبوعات، ۱۴۲۳ق.
طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تعبیروتفسیر القرآن، بیروت، موسسة الاعلمی للمطبوعات، ۱۳۹۰ق.
طبرسی، فضل و ادب بن حسن، مجمع البیان فی تعبیر و تفسیر القرآن، طهران، ناصر خسرو، ۱۳۷۲ش.

بازدید : 18
سه شنبه 14 اسفند 1403 زمان : 15:31


آدم بی نقص
بشر بدون نقص انسانی خوگرفته به خوی الهی، مظهر بی نقص اسمای حسنای الهی و آیینه تک تک‌نمای پروردگار میباشد. او‌را انسانی دارنده اقوال، افعال و کردار نیک دانسته‌اند که انگیزه مهم خلقت و باعث ساخت‌و‌ساز و بقای نظام هستی میباشد؛ کسی‌که راهنمای خلایق در ظواهر و درون و آشنا به آفات روحی بشر‌ها و شیوه های شفای آن میباشد و با نام و نشان متعالی الهی وحدت ذاتی پیدا نموده مسجد غدیر بلوار معلم مشهد است.
عقیده آدم بی نقص با اسم عرفان اسلامی و مبدع آن محی الدین عربی تصویب گردیده؛ اما برخی معتقدند رگه‌های این عقیده در آموزه‌های یهودیت، مسیحیت و عرفان اهل ایران نیز وجود دارااست. عرفای اسلامی با توکل بر مباحث عقلی و استناد به برخی واژگان قرآنی مانند امام، رهبر، مهتدی، خلیفه الله، پیامبر و ... و معارفی که از احادیث استخراج کردند، به تبیین این عقیده مسجد غدیر فلاحی مشهد پرداختند.
در متن‌ها عرفانی برای بشر بدون نقص فضیلت ها و خصوصیت‌هایی مثلا روح هستی، مظهر اسما و صفات معبود، خلاصه مجموع موجودات، برگزیدگی، وحدت و یگانگی برشمرده‌اند. آشنایی بدون نقص حق گران قدر، خلافت الهیه، تصرف در دانا، پند آدم نیز مثلا کارکردهای بشر بی نقص در نظام هستی معرفی مسجد بابا غدیر مشهد گردیده‌است.

پیشینه
عقیده بشر بدون نقص را تحت عنوان یک عقیده بشر‌شناسانه جدا، علی‌رغم وجود مباحثی درباره آدم و کمال در دیگر مکاتب و ادیان الهی، عقیده‌ای می دانند که به اسم عرفان اسلامی تصویب شد‌ه‌است.[۱] رگه‌های صورت‌گیری عقیده آدم بدون نقص را در عرفان اسلامی به تاثیرات حسین بن منصور حلاج و بایزید بسطامی از عرفای قرن سوم و چهارم بر فکر ابن عربی گشوده گردانده‌اند. حلاج با تاکید بر این قصه که «پروردگار بشر را به طور خود آفرید.»[۲] معتقد به خلقت خداگونه بشر شد و بین دو جنبه لاهوتی و ناسوتی آدم تفاوت بنیان.[۳] پیش از حلاج، بایزید بسطامی نیز با استعمال از واژه و کلمه «الکامل التام» درباره انسانی که جامع اسماء اربعه گردیده، از خصوصیت‌ها و صفات آدم‌های معمولی عبور کرده و به مقامات بالای معنوی رسیده، اشاره‌هایی به وجود اینگونه انسانی مسجد بابا قدرت مشهد داشت.[۴]
کلمه و واژه آدم بدون نقص، تحت عنوان اصطلاحی عرفانی نخسین بار در اشعار فریدالدین عطار نیشابوری [یادداشت ۱] و در اثر ها محی الدین بن عربی[۵] به فعالیت دریافت شد. بعد از ابن عربی محصل شاخص وی صدرالدین قونوی خاتمه کتاب مفتاح الغیب خویش را به مشاجره از آدم بی نقص تخصیص اعطا کرد.[۶] عزیز الدین نسفی اولی تالیف کننده‌ای بود که تیتر «الانسان الکامل» را بر تیم رسالات بیست‌ و دوگانه خویش که به گویش فارسی نوشته شد، بنیان[۷] و بعداز وی عبدالکریم جیلانی نیز این تیتر را برای کتاب خویش برگزید.[۸]
عقیده بشر بدون نقص را بی‌اثر از عرفان اهل ایران نیز ندانسته‌اند. آدم بدون نقص با مضمون‌ بشر اول در عرفان اهل ایران که به عبارتی کیومرث میباشد، همانندی داراست؛ هر که فرزند آفریدگار تصور گردیده و روح اورا جزیی از روح معبود دانسته‌اند و ذمه ‌دار وظایف و کارها جهانی میباشد.[۹]

بازدید : 26
پنجشنبه 9 اسفند 1403 زمان : 12:45


تحقق قاعده درء
تحقق قاعده درء مشروط به وجود شبهه دانسته گردیده است.[۱۷] با دقت به درک عرفی از معنای شبهه که به معنای مشتبه‌شدن واقع با دستور موهوم میباشد، هدف از شبهه در‌این قاعده، شک و تردید در حلّیت و حرمت یا این که ظن به اباحه و همینطور انقطاع به حلیت میباشد.[۱۸] بر این محور، هرگاه فردی با تردید در حلّیت یا این که ظن به اباحه یا این که باور به حلال‌بودن فعلی، آن را مرتکب خواهد شد، مجازات پایگاهّر دربارهٔ وی انجام مسجد غدیر بلوار معلم مشهد نمی شود.

[۱۹] بعضی از علل و اسباب و اثاث اجرایی قاعده درء که با شرائطی ساقط‌کننده حد و مجازات میباشد عبارتند از: شبهه‌های ناشی از جهل، زور، اکراه، اضطرار، مستی، خواب و بیهوشی، بیماری آلزایمر، شبهه‌های ناشی از تحریک و تلبیس دیگرافراد، ادعای مرتکب، سند و گفتگوها غیر، ادراک غلط از متن ها رسمی و حقوقی مسجد غدیر فلاحی مشهد و اقرار ضمنی.[۲۰]

به موجب قاعده درء با وجود شک در حرمت شغل یا این که وقوع یا این که انتساب آن به مجرم یا این که شک و تردید در دانش مجرم به حرمت فعالیت یا این که ماهیت مورد یا این که سپردن او در ارتکاب فعالیت، اجرای مجازات متوقف می‌شود.[۲۱] در شبهاتی که در بازرسی به یک پرونده برای قضات عارض میشود، صدور حکم محکومیت و اجرای کیفر، مشروط به استحصال دانش به حکم و مسئله برای حکم کننده میباشد.[۲۲] ملاک در ایفا قاعده درء، تحقق شبهه نزد حکم کننده میباشد؛ از این جهت در‌حالتی که شبهه بر حاکم عارض گردد نمی‌تواند حکم به اجرای مسجد بابا غدیر مشهد حد بدهد.[۲۳]

قلمرو قاعده
قلمرو قاعده درء نزدیک به را، اعم از حدود اصطلاحی ذکر کرده‌اند که دربرگیرنده تعزیرات نیز می‌گردد.[۲۴] حدود هرچند در اصطلاح به کیفری که اندازهٔ آن در شرع مقدس رقم خورده، اطلاق شد‌ه‌است و مقابل تعزیر به فعالیت می‌رود؛ ولی در احادیث بر مجازاتی که مقدار آن بوسیله قاضی گزینش میشود نیز اطلاق گردیده‌است؛ بدین ترتیب، تیتر حدود در قاعده مشتمل بر تعزیرات نیز می شود.[۲۵] آرای فقیهان در اجرای قاعده درء در حق‌الله و حق‌الناس را متعدد دانسته‌اند؛ به طوری که در جرائم حق‌اللهی اعمال قاعده عظیم و در جرایم حق‌الناسی محصور میباشد.[۲۶] همینطور به لحاظ برخی قلمرو قاعده صرفا حدود به معنای اخص وجود ندارد، بلکه در مباحث قصاص نیز روان مسجد بابا قدرت مشهد میباشد.[۲۷]

قاعده درء را در شک ها موضوعیه و شک ها حکمیه سرازیر دانسته‌اند.[۲۸] آورده شده دربارهٔ تردید ها حکمیه، گردآوری‌ای شرح قائل گردیده‌اند؛ به‌این ذکر که هنگامی جهل قصوری باشد، دربرگیرنده قاعده می گردد و در حالتی‌که جهل تقصیری [یادداشت ۱] باشد قاعده روان نمیشود.[۲۹] شبهه حکمی مانند موردی میباشد که فاعل حکم را نداند و شبهه موضوعی مانند تعارض دو بینه میباشد.[۳۰] بیان شده در صورتی‌که احادیث قاعدهٔ درء خلا گشوده هم در زمینه ی تردید ها موضوعیه تا وقتیکه در مسئله شبهه می‌باشد مجازات اثبات نمی شود.[۳۱]

خاستگاه قاعده درء
دوری از ریختن خون بی‌گناه و عدم تعدی به حرمت و آبروی آدم از مواقعی میباشد که بستر قاعده درء شناخته میگردد.[۳۲] در روایتی نقل شده در‌حالتی که امام مسلمین در عفووبخشش خط مش نادرست بپیماید خوب میباشد از اینکه در مجازات و عقوبت غلط نماید.[۳۳] به ذکر دیگر غلط در بخشش بر خطا در کیفر ترجیح دارااست.[۳۴] در حدیثی از نبی(ص) آمده میباشد: «جبرئیل به اندازه‌ای من را به رحمت وصیت کرد که در شرایطی‌که به خواست خداوند مطلع نبودم، گمان میکردم من را به شکاف حدود فرا میخواند».[۳۵] بر همین پایه قاعده درء در بین مسلمان ها اعم از امامیه و اهل‌سنت رده ویژه داراست.[۳۶] این قاعده در شیوه نامه‌های صدر اسلام گزینه تأکید بوده و در زمان سده‌های متمادی در محاکم گزینه استناد قرار گرفته میباشد.[۳۷]

بازدید : 49
سه شنبه 7 اسفند 1403 زمان : 16:12


معقل بن قیس ریاحی
مَعْقِل بن قَیس ریاحی از اصحاب امام علی(ع) و فرماندهان سپاه وی در پیکار‌های جمل، صفین و نهروان بود. وی سر گروهی نگهبانان امام علی(ع) را بر ذمه داشت و در سرکوب کودتا‌های خوارج مثلا خِرّیت بن راشد ناجی نقش بسزایی مسجد غدیر بلوار معلم مشهد داشت.

امام علی(ع) در چنددفعه معقل را ثنا نمود و او‌را شخصی امین و صالح معرفی کرد. طومار دوازدهم نهج البلاغه خطاب به وی صادر مسجد غدیر فلاحی مشهد گردیده‌است.

معقل پس از شهیدشدن امام علی(ع) در کنار امام حسن(ع) قرار گرفت و در مبارزه وی با معاویه حضور داشت. او بعد از صلح امام حسن با معاویه و فرمانداری مغیرة بن شعبه بر کوفه، سفارش وی مطابق رویا رویی با خوارجی زیرا مستورد بن علفه را به عهده گرفت و در همین نزاع مسجد بابا غدیر مشهد کشته شد.

معاش‌طومار
معقل بن قیس ریاحی[۱] یا این که حنظلی[۲] که گاه اسم بابا او‌را عبدالقیس نیز تصویب کرده‌اند،[۳] از فامیل بنی تمیم[۴] و از تیره بنی‌یربوع[۵] و ملقب به ابارمیله[۶] میباشد. اورا اهل کوفه[۷] و رهبر قوم و قبیله خویش[۸] و از شجاعان[۹] و سخنوران[۱۰] مسجد بابا قدرت مشهد برشمرده‌اند.

بعضا معتقدند که وی فرصت فرستاده(ص) را فهم کرده[۱۱] از این‌رو در کتاب الاصابه فی تمییز الصحابه از منابع صحابه‌نگاری اسم وی آمده میباشد.[۱۲] هرچند ذهبی، مولف کتاب تاریخ الاسلام، صحابی بودن وی رد نموده است.[۱۳]

از تاریخ میلاد معقل خبری در مشت وجود ندارد البته بعضی معتقدند که وی مجال نادانی را فهم نموده است.[۱۴] مرگ اورا در سال ۳۹ق،[۱۵] یا این که ۴۲ق[۱۶] و یا این که ۴۳ق[۱۷] در نبرد با مستورد بن علفه دانسته‌اند.[۱۸]

در عصر خلیفه دوم او تحت عنوان پیک عمار یاسر خبر فتح شوشتر را به مدینه برده و به خلیفه دوم خاطرنشان کرد.[۱۹] وی به عنوان مثال بزرگان و قاریان کوفه بود که نسبت به سعی ولید بن عقبه فرمان‌دار عثمان بن عفان در کوفه اعتراض نمودند و درین باب طومار‌ای به عثمان نوشتند.[۲۰]

معقل از شیعه‌ها[۲۱] و ملازمان[۲۲]و همینطور از فرماندهان سپاهیان امام علی(ع) به اکانت می‌آمد.[۲۳] روحانی طوسی اورا از اصحاب امام علی(ع) شمرده میباشد[۲۴] و حتی اورا از سران اصحاب امام برشمرده‌اند؛[۲۵] چنانکه ثنا‌هایی از جانب امام درباره وی نقل شد‌ه‌است.[۲۶]

فرزندان
در تاریخ نامی از فرزندان معقل نیامده میباشد؛ ولی در رجال طوسی[۲۷] و منابعی که از آن نقل کرده‌اند،[۲۸] فردی به اسم ابراهیم بن معقل بن قیس از اصحاب امام درستگو(ع) شمرده گردیده‌است؛ چنان‌که در همین منابع با عبارت «اخو اسحاق» به اخوی وی نیز اشاره شد‌ه‌است.[۲۹] مولف تنقیح المقال اعتقاد دارد که آوازه اسحاق از ابراهیم بیشتر بوده و شناخته گردیده‌خیس از اوست؛ چون روحانی طوسی برای معرفی ابراهیم، اورا اخوی اسحاق معرفی نموده است.[۳۰] اما برخی احتمال داده‌اند که‌این عبارت تحریف یافته ابواسحاق باشد یعنی کنیه ابراهیم ابواسحاق بوده میباشد.[۳۱] ابن حجر عسقلانی این نظر را دارد که ابراهیم نام برده، ابراهیم بن معقل بن قیس اسدی کوفی میباشد[۳۲] در این حالت نمی‌تواند فرزند معقل بن قیس دارای اسم و رسم باشد؛ چون چنان‌که گفته شد معقل از خویشاوندان بنی تمیم بوده میباشد.

بازدید : 60
سه شنبه 30 بهمن 1403 زمان : 11:19


کتابخانه‌های حوزه سامرا
کتابخانه‌های گران قدر و متعددی در زمان تاریخ در حوزه علمیه سامرا بوده میباشد تنی چند از کتابخانه‌های همگانی و محرمانه سامرا به گستردن زیر مسجد غدیر بلوار معلم مشهد میباشد:

کتابخانه همگانی امام هادی(ع) «مکتبه الامام الهادی العامه».
کتابخانه همگانی احمد راوی «مکتبه احمد الراوی العامه».
کتابخانه همگانی سید محمد حسن شیرازی «مکتبه المجدد الشیرازی العامه».
کتابخانه غلام حسین قزوینی حائری «مکتبه غلام حسین القزوینی الحائری».
کتابخانه عبدالعلی اصفهانی، «مکتبه عبدالعلی الاصفهانی».
کتابخانه سید جعفر شیرازی «مکتبه السید جعفر الشیرازی».
کتابخانه شیرازی مسجد غدیر فلاحی مشهد «مکتبه الشیرازی».
کتابخانه محمد تقی الشیرازی «مکتبه المحمد تقی الشیرازی».
کتابخانه حاجی نوری، این کتابخانه که پر از کتاب‌های خطی بود از سامرا به نجف جابجایی یافت و بعد از درگذشت محدث نوری متفرق شد، چنان‌که بعضی از آن‌ها‌را آیت الله بروجردی از ورثه حاجی نوری خرید و به کتابخانه مسجد اعظم قم مسجد بابا غدیر مشهد اهداء کرد.
کتابخانه میرزا نجم الدین جعفر فرزند میرزا محمد طهرانی.
کتابخانه میرزا محمد طهرانی عسکری.
کتابخانه هاشم استاد سامرایی «مکتبه هاشم استاد السامرائی».
مکتبه العسکریین.
مکتبه المدرسه.
مکتبه السید المرعشی.
مکتبه زعین ثوره العشرین.
کتابخانه حسینیه کربلائی‌های مقیم سامرا، «مکتبه حسینیه الکربلائیه».
کتابخانه حسینیه آیت الله بروجردی «مکتبه حسینیه الامام مسجد بابا قدرت مشهد البروجردی».
مکتبه العلامه الشیخ عبود.[۲۸]
رکود و زوال حوزه علمیه سامرا
سید محمد حسن شیرازی در ۲۴ شعبان ۱۳۱۲ق. درگذشت. بعداز وفات او مرجعیت و زعامت شرعی به سید اسماعیل صدر جابجایی یافت. آقا سید اسماعیل در سال ۱۳۱۴ق؛ یعنی حدود دو سال بعد از درگذشت میرزای شیرازی، سازه بر اسبابی که هیچ گاه با وضوح و جزئیات گستردن داده نشده، اما بوسیله بعضی بزرگان «اجباری»، «تکلیف دینی»، «جهات تقوایی» یا این که «فرار از سر گروهی و زعامت» نظارت شد، سامرا را به قصد نجف شکاف کرد.

سید اسماعیل صدر زمانی به کربلا رسید، درباره عزیمت به نجف استخاره کرد و زیرا جواب استخاره او را از استقرار در نجف نهی کرد، در به عبارتی شهر مقیم شد. اگرچه به هنگام سوراخ سامرا از بزرگان آن حوزه تقاضا کرده بود تا برای خودداری از رکود آن، در به عبارتی‌جا باقی بمانند، البته اکثری از علما مثلا میرزا حسین نوری، سید حسن صدر، ملا فتحعلی پاد شاه‌آبادی، سید ابراهیم خراسانی، محمدحسین غروی نائینی، حسن کربلایی وسید علی سیستانی جد (آیت الله سید علی سیستانی) در ادامه او عازم کربلا شدند.[۲۹] ولی محمدتقی شیرازی تا صفر ۱۳۳۶ق در سامرا حضور داشت. وی بعداز اشغال سامرا به وسیله انگلیسی‌ها به کاظمین رفت و تا نقطه نهایی قدمت در کربلا اقامت گزید.[۳۰][۳۱]

قدمت حوزه علمیه سامرا کوتاه بود و از استارت تا نقطه پایان، بیش تر از ۲۰ سال نشد. وجود میرزای شیرازی در بقا و دوام حوزه علمیه سامرا نقش مهم را اجرا میکرد لذا با فوت وی اکثریت قاطع علما و شیعه‌ها به سوی کربلا و نجف عزیمت کردند.[۳۲] گفته می‌گردد استدلال کوچ شیعه‌ها از سامرا انگلیسی‌ها بودند.[۳۳] برخی نیز معتقدند که عثمانی‌ها مایل نبودند شیعه‌ها در سامرا حضور داشته باشند.[۳۴]اختلاف‌نظرهای جان دار میان شاگردان میرزای شیرازی هم از عللی بود که نگذاشت این حوزه به حیات خویش ادامه بدهد.[۳۵]

هنگامی که میرازی شیرازی به سامرا هجرت کرد علمای سنی، مخصوصاً محمد سعید نقشبندی با ایجاد کرد مکتب‌ای، کارایی کردند تا تسنن این شهر را نگهداری نمایند. بعد از درگذشت میرزای شیرازی، فرمانروا عبدالحمید از بانک فردی خویش هزینه تأسیس مکتب بزرگی در سامرا برای اهل سنت را به محمد سعید نقشبندی اعطا کرد. بعداز آن زوار اهل ایران گزینه حمله اهل سنت این شهر بودند. درین اواخر تعداد اندکی دانش آموز در مکتب میرزای شیرازی مقیم بودند و به رغم آنکه درگیر به علم آموزی نبودند، شهریه می‌گرفتند تا در شهر بمانند. در ماه رمضان هم توده‌ای از طلاب از نجف به سامرا می‌رفتند تا شب‌ها در مقبره بمانند و درب مقبره عسکریین تا صبح گشوده بماند.[۳۶]

پانویس
رجوع‌کنید به: سید کباری، ناحیههای علمیه شیعه در گستره دنیا، ص ۲۴۵–۲۳۵
دارابی، حوزه علمیه تخمین گرای سامرا و نقش میرزای شیرازی، ص ۴۱
صحتی سردرودی، گزیده سیمای سامرا سینای سه موسی، ص ۱۳۱
مظفر، تاریخ شیعه، ص ۱۷۶
المحاضرات فی اصول الفقه
تحقیق مدرسه اصولی نجف و سامرا(۱)
صحتی سردرودی، گزیده سیمای سامرا س

بازدید : 21
دوشنبه 29 بهمن 1403 زمان : 15:15


کینه‌توزی
کینه‌توزی یا این که حِقْد به معنای مکان‌دادن کینه توزی و دشمنی شخص دیگر در قلب میباشد که از رذایل اخلاقی و بیماری‌های قلبی به حساب مسجد غدیر بلوار معلم مشهد می‌آید.

در اثر ها کینه‌توزی اینگونه اورده شده میباشد که ایمان آدم را می‌زداید و از قُرب الهی به دور می‌سازد و در فیض جايگاه‌ای از آیین‌داری را نادر می‌نماید. تحقیر، مذمت و نکوهش را از کارداران ایجادکننده آن میدانند. صفاتی همانند، حسد، غایب بودن، بهتان، فحش، لعن و طعن، عداوت و دشمنی، ضرب و شتم و اظهار عیب را از اثرها آن مسجد غدیر فلاحی مشهد می‌شمارند.

خلق

آیه‌ها اخلاقی
آیه ها افک • آیه اخوت • آیه اطعام • آیه نبأ • آیه نجوا • آیه مشیت • آیه بر • آیه اصلاح ذات در میان • آیه ایثار
روایات اخلاقی
حدیث قرب نوافل • حدیث مکارم کردار • حدیث معراج مسجد بابا غدیر مشهد • حدیث جنود عقل و جهل
فضیلت ها اخلاقی
تواضع • قناعت • سخاوت • کظم غیظ • اخلاص • خشیت • حلم • زهدوتقوا • شجاعت • عفت • انصاف • اصلاح ذات البین • عیب‌پوشی • بلاکشی
رذایل اخلاقی
تکبر • حرص • حسد • لاف • غایب بودن • صحبت‌چینی • بهتان • بخل • عاق پدر و مادر • حدیث نفس • عجب • عیب‌جویی • سمعه • انقطاع رحم • رواج فحشاء • کفران نعمت
اصطلاحات اخلاقی
جهاد نفس • نفس لوامه • نفس اماره • نفس مطمئنه • به حساب آوردن • مراقبه • مشارطه • گناه • درس خوی • استدراج
عالمان خلق
ملامهدی نراقی • ملا احمد نراقی • میرزا جواد ملکی تبریزی • سید علی حکم دهنده • سید رضا بهاءالدینی • سید عبدالحسین دستغیب • عبدالکریم حق‌شناس • عزیزالله خوشوقت مسجد بابا قدرت مشهد • محمدتقی بهجت • علی‌اکبر مشکینی • حسین مظاهری • محمدرضا مهدوی کنی
منابع اخلاقی
قرآن • نهج البلاغه • مصباح الشریعة • مکارم الاخلاق • المحجة البیضاء • رساله لقاءالله (کتاب) • گروه وَرّام • جامع السعادات • معراج السعادة • المراقبات
نبو


مضمون‌‌شناسی و مقام
کینه‌توزی یا این که حقد را به‌این معنی می دانند که بشر در دل از دیگری حس سنگینی نماید و بدیِ اورا در دل خویش مکان دهد به نحوی که از وی کینه دوزی پیدا نماید و همین درحال حاضر را پیوسته ادامه دهد.[۱]

ابن‌خواسته در لسان‌العرب کینه را جزو دشمنی قلبی دانسته میباشد و اعتقاد دارد که حِقد و کینه، نگه داشتن دشمنی در قلب و در انتظار فرصتی بودن برای عُقده‌گشایی میباشد.[۲]

در روایتی از امام علی(ع) از کینه‌توزی به پست‌ترین خصلت‌ها خاطر گردیده که فیس‌ای پست و مرضی مرگ آور داراست.[۳] همینطور این صفت از خصلت اشرار، حسودان و بدخواهان معرفی گردیده است.[۴]

کینه‌توزی در صورتی باعث به صفات دیگری همانند ضرب و شتم، غایب بودن، افترا، آزار رسانی، دروغگویی، و اظهار عیب از دیگر افراد گردد، حرام میباشد.[۵]

دست اندرکاران کینه‌توزی
نهفته کردن خشم
گردآوری‌ای گفته‌اند در صورتی بشر به خیال عجز از انتقام و مصلحتی خشم را نهفته نماید، به کینه تبدیل می شود.[۶] در احادیث نیز ریشه کینه را از غضب دانسته‌اند بدین سیرتکامل که هرگاه فردی خشم خویش را فرو موفقیت و آن را در باطن خویش ازبین نبرَد، خشم وی به کینه تبدیل میشود.[۷]

مذمت و نکوهش
امام علی(ع) می فرماید: برادرت را با به عبارتی خصوصیاتی که دارااست تحمّل کن و زیاد شماتت مکن؛ چون این عمل کینه و دشمنی میاورد.[۸] مرتضی مطهری براین اعتقادوباور میباشد که حتی در حالتی‌که ملامت درست به طور دسیسهّر و مداوم انجام شود، خیر صرفا به بهبود کردار سبب ساز نخواهد شد، بلکه موجب لجاجت و کینه توزی شود.[۹]

همینطور در احادیث، حقیر کردن را برهان کینه معرفی شد‌ه‌است.[۱۰]

پیامدهای کینه‌توزی
برای کینه‌توزی اثراتی را برشمرده‌اند[۱۱] که عبارت‌اند از: عداوت و دشمنی، ضرب و شتم، فحش، خشم،[۱۲] لعن و طعن[۱۳] که در آئین اسلام از این صفات مذمّت شد‌ه‌است[۱۴]

ارتباط کینه‌توزی و دیگر رذایل اخلاقی
کینه‌توزی را از اخلاق و رفتار رذیله میدانند.[۱۵] ملا احمد نراقی، کینه‌توزی را همانند مرضی میداند که روح و جان آدمی را مریض می‌نماید در غایت آدم را از قُرب الهی به دور، و ایمانش را می‌زداید.[۱۶] همینطور بعضی دیگر از رذایل اخلاقی از کینه متولد میشود که عبارتند از:[۱۷] حسد، غایب بودن، لاف، بهتان و بُهتان، شماتت، اظهار عیب، آزار رساندن و مضحک کردن.[۱۸]

طرق از در میان بردن کینه
تَهادَوا؛ فإنَّ الهَدِیَّةَ تَسِلُّ السَّخائمَ، و تُجلی ضَغائنَ العَداوَةِ وَ الأحقادِ.
برای یکدیگر کادو ببرید؛ چون کادو بدخواهی‌ها را از دل‌ها خارج میکشد و کینه‌های دشمنی و حقد و کینه ورزی‌ها را برطرف می‌نماید.

کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۵، ص۱۴۳

نراقی، کینه‌توزی را بیماری روحی دانسته[۱۹] و در علاج آن گفته میباشد: آدم در پیامدها و اثرات مادی و اخروی ناشی از کینه‌توزی تأمل نماید که در عالم جز اندوه و غصه اثری نمی‌بخشد و آتشی میباشد که کدورت و دشمنی را فی مابین بشر‌ها ساخت می‌نماید.[۲۰]

برای از فی مابین بردن آن اعمالی را بیان کرده‌اند؛

خوش‌رویی و بخشندگی نسبت به هر که کینه داراست.[۲۱] فرستاده(ص) میفرماید: خوش‌رویی، کینه را از در میان می برد.[۲۲]
تعریف و تمجید از صفات نیک فردی که به وی کینه می‌ورزد.[۲۳] تا شیطان را از داخل خویش به دور، و او‌را خوار و ذلیل نماید.[۲۴]
خیر و خوبی و احسان کردن به طرف مقابل؛[۲۵]

تعداد صفحات : 56

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 562
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه