هنر اسلامی یا این که هنرهای مسلمانها به بخشی از هنر اطلاق می شود که در جامعه مسلمان ها و خیر لزوماً بوسیله مسلمانها اشاعه داشته میباشد. هرچند ممکن میباشد این هنرها در مواقعی با تعالیم و شریعت اسلام تطابق نداشته باشد اما تاثیرفرهنگ اسلامی و حوزهای در آن بهخیر نمایان میباشد. هنر اسلامی یکی روزگارهای شکوهمند مسجد غدیر بلوار معلم مشهد تاریخ هنر و یکیاز ارزشمندترین دستاوردهای بشری در عرصه هنری بهشمار میاید و دربرگیرنده گونه های متنوعی از هنر همانند معماری،خوشنویسی، نگارگری، سرامیک و مانند آنها می شود.
هنر اسلامی هنری وجود ندارد که صرفا بهآئین اسلام رابطه داشته باشد. اصطلاح «اسلامی» خیر فقط به مذهب، بلکه به فرهنگ و تمدن بی نیاز و متنوع مردمانی که در مرزو بومهایی که دین اسلام در آن ترویج دارااست نیز اشاره مینماید. هنر اسلامی غالبا عناصریسکولار را که به وسیله بعضی از علمای اسلامی حرام شمرده نشده را نیز دربرمیگیرد همینطور بهآن مجموعه از مفاهیم و مفاد هنری که در باطن جامعه ها اسلامی مسجد غدیر فلاحی مشهد ذیل اثر کارداران حوزهای و فرهنگ وتمدن مستقر به وجود آمده میباشد نیز هنر اسلامی گفته می شود.
ظهور هنر اسلامی از دل آیین و دولت نو به طور تدریجی و قدم به قدم عدم وجود، بلکه همانند ظهور خویش آئین اسلام و حکومت اسلامی، روندی پرشتاب و ناگهانی داشت. عمده آنچه بر صورتگیری و تزئین بناهای صدر اسلام تأثیر گذاشت ویژهٔ مسلمان ها بود و این تأثیرات در سرویس اهدافی قرار گرفت که قبل از اسلام بهآن صورت و شکل وجود نداشت.
هنر اسلامی برای پیشرفت خویش از منابع اکثری الهام گرفت: هنر رومی، هنر اول مسیحی، و هنر بیزانس در هنر و معماری اسلامی نخستین مؤثر بودند؛ نفوذ هنر ساسانی از جمهوری اسلامی ایران قبل از اسلام، عنایت بیشتری داشت؛ ابعاد نحوههای و موادتشکیل دهنده مختلفی از هنر آسیای مرکزی و هنر چین طی تاخت و تازهای چادرنشینان مغول تاثیر مهمی در نگارگری اسلامی، سفالگری، و منسوجات برجای گذاشت. مسجد بابا غدیر مشهد
بین نشانهها قرآن یا این که تعالیم فرد رسول اسلام به موردها پاره ای درباره هنر برمیخوریم. بازنمایی تصویری جانداران در قرآن بهصراحت ممانعت نشده با این وجود بخش اعظمی از مسلمان ها رسم فیسها و جانداران را خطری به سوی بتپرستی بهشمار میآوردند و گناه میدانستند؛ براین اساس هنر اسلامی اکثر زمان ها بر رفتار زیبایی با نقوش انتزاعی و استعمال از حروف، متمرکز بوده میباشد. و به جهت محدودیت نسبی بقیه هنرها همانند نگارگری، مجسمهسازی، موسیقی، و حتی گاهی، حرام شمردن آنها مسلمان ها به توسعه و گسترش مدلهای متفاوت در موردهایی انتزاعی سوق داده شدند.
عمدهٔ مسلمانها تصویرگری فیس فرستاده اسلام را مردود میشمردند و حتا گاهی تصویرگری جان داران و آدم نیز مقبول بخشی از مسلمانها خلا. با این وجود همواره در کشورهای اسلامی تصاویری از آدم و جان داران دیگر نقش میشد و به مواقعی از تصویرسازی رخ فرستاده نیز برمیخوریم. افزون بر بازداشتن تصویرسازی رخ نبی، مضمون و تصویر خیالی معبود به صورتی که در آئین هندو و مسیحیت رایج میباشد در اسلام مرسوم خلا. این همگی به علاوهٔ دلایل اقلیمی، اجتماعی و فرهنگی و رقابت با فرهنگ وتمدنهای دیگر موجب شد تا هنرمندان و هنرپروران در سراسر کشورهای اسلامی به اشکالی از هنرهای انتزاعی مانند خوشنویسی، نقوش هندسی یا این که اسلیمی و معماری دقت ویژه داشته باشند. مسجد بابا قدرت مشهد
هنر اسلامی بسیار محدودتر از هنر مسیحی یا این که بودایی میباشد که مشخصاً هیبتهایی از هنر - اعم از مجسمه، نگارگری، موسیقی و یا این که رقص - را به کلیسا یا این که معابد میکشاند. گنج عکاشه متفحص پررنگ مصری مینویسد: «نگارگری شرعی در زمانهای اولیه اسلامی، از آن استقبال و تشویقی که نزد بوداییان و مسیحیان معمول بود، سودای نداشت. مساجد از تصاویر شرعی خالی بود و از نگارگری برای فراگیریهای فقاهتی و رویش اعتقادات مذهبی، تا قبل از سده ۸ ه.ق/۱۴ م استعمال نمی شد»
در هنر اسلامی به ارکان تکرار شونده متعددی برمیخوریم مانند استعمال از طرحهای هندسی و یا این که ترسیمی غیر واقعگرایانه از گل و گیاه که به اسلیمی معروفند. نقوش اسلیمی در هنر اسلامی اکثر زمان ها بهعنون نمادی از طبیعت بیکرانی بهعمل میرود که بنده خداست. هرچند این عقیده مقبول همگان وجود ندارد ولی تعمد در عدم بازنمایی و تاسی ظریف طبیعت را معمولاً بهتیتر آدرس از خضوع هنرمندان دانستهاند که معتقد بودند تولید کمال صرفا خاص آفریدگار میباشد.
در 8 سال نزاع مشخص و معلوم شد که هيچ کس به ما یاری نکرد خیر ضابطه کسي و مسجد غدیر بلوار معلم مشهد خیر علاقه به کسي کسي که منرا آفريد ضابطه را هم به عبارتی بايد بدهد.
«أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ». معناي اين تکرار اين میباشد که با دقت و قصد مي گويم مسجد غدیر فلاحی مشهد به خودم و جامعه تلقين مي کنم.
ظهر عاشورا شد. امام حسين به ابوسمامه اذعان کرد: يک اذان بگو.
اذان را با حلقوم بگوييد. حيف میباشد که حلقوم مطهر به اذان نشود.
«أَشْهَدُ أَنَّ عَلِيّاً وَلِيُّ اللَّه» در تربيت انسان سر مشق مي خواهد. مثل چه کسي باشيم. قهرمان پرستي يک غريزه اي در بشر. الگوي اینجانب بايد علي باشد هم اشک داشت و هم شمشير داشت کمالي در قرآن نيست که علي ابن ابيطالب در رأس آن کمال قرار گرفته میباشد.
«أَشْهَدُ أَنَّ عَلِيّاً وَلِيُّ اللَّه» علي ابن ابيطالب وارد مسجد کوفه شد. چراغها را پرنور مسجد بابا غدیر مشهد کرد. دو رکعت نماز خواند، رفت بالاي پشت بام. انگشتهايش را گذاشت توي گوشش و اذان اذعان کرد. «وَ كَانَ ع إِذَا أَذَّنَ لَمْ يَبْقَ فِي بَلْدَةِ الْكُوفَةِ بَيْتٌ إِلَّا اخْتَرَقَهُ صَوْتُه»(بحارالأنوار، ج42، ص278). منزل اي در کوفه عدم وجود مگر اينکه صداي علي را مي شنيد. آنقدر صداي علي رسا بود. البته اين صدا در روز 19 انقطاع شد.
«حَيَّ عَلَى الصَّلَاةِ» بشتابيد. نماز دويدني میباشد. نماز هيجان داراست. «عَجِّلُوا»، مسجد بابا قدرت مشهد «حَيَّ». شتاب کن بشتاب. نماز هيجان مي خواهد. حديث داريم. کسي که صداي اذان را شنيد و سپس ازجا پرید و وضو گرفت مشخص و معلوم مي گردد که دلداده نماز نيست. دلداده نماز کسي میباشد که پیش از اذان وضو بگيرد.
«حَيَّ عَلَى الصَّلَاةِ» داريم حتي مريضي که نمي تواند اذان بگويد در دل خودش اذان بگويد. «حَيَّ عَلَى الْفَلَاح». بشنابيد به سوي رستگاري. مجموع حرکتها به سوي رستگاري میباشد تمامی عبادتها براي تقوي و تقوي براي فلاح. «قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ» مومنون/1 برادرها و خواهران. اخيراً موعظه مجمعي صحیح کرده 30 جلد، اینجانب کلمه و واژه قره العين را ديدم. پيغمبر دو جا فرموده فروغ و روشنایی دیده اینجانب میباشد. يکي همسر. يکي نماز چه ارتباط اي بين همسر و نماز میباشد، آنگاه ديدم. در قبال تهاجم فرهنگي دو تا چيز جوانها را بيمه مي نماید. 1- وصلت 2- نماز. 50% گناهها براي شهوت میباشد. وصلت را سهل و آسان کنيد 50% گناهها معدود مي خواهد شد. پس 50% کتابها براي تزویج میباشد. 50% ديگر هم در حالتیکه نماز بخوانيم. «إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ» عنكبوت/45. طفل مسجدي هروئيني نيست. سارق نيست. بشر وقتي رنگ پروردگار گرفت. رنگ شيطان نمي گيرد. شما در شرایطی که خرقه سفيد بپوشيد خودت بر روي زمين کثیف نمي نشيني. يا در صورتیکه گناه کردي زود برو به مسجد سريع خودت را تمیز کن.
«حَيَّ عَلَى الْفَلَاح». بشتابيد به سوي رستگاري.
«حَيَّ عَلَى خَيْرِ الْعَمَلِ». نماز بهترين فعالیت میباشد. چنانچه بيشترين اجرا را اعمال بخشید صرفا نماز نمي خواند مثل اين میباشد که بگويي چمدان کلیه چيز میباشد تنها کليدش گم گردیده اين آقا خيلي دانشمند میباشد. ولی لال میباشد. مگر مي گردد.
يکي از علما آمده بود پيش اینجانب ذکر کرد اینجانب تحقيق کردهام که پيغمبر ما 43 تا قبيله بيعت کرد و به هر 43 تا هم اعلامکرد که در صورتیکه مي خواهيد مسلمان شويد مسلماني سوای نماز فايده ندارد.
«حَيَّ عَلَى خَيْرِ الْعَمَلِ». الله اکبر، الله اکبر، لا اله الي الله، لا اله الي الله، کارها تربيتي نظام آموزشی نوپا هاي خوش صدا را به مساجد معرفي نماید. پيش نماز از نوپا هاي خوش صدا تحت عنوان موذن استعمال نماید. ارتباط بين مکتب و مسجد و پيرمردها هم که يک قدمت اذان گفتهاند. اين فعالیت را به نسل جدید واگذار نمایند.
يکي از معروفهايي که بايد احياء گردد مسأله اذان میباشد.
ای عموم درهای فردوس درین ماه گشوده میباشد از آفریدگار خو بخواهید که آنهارا بر مسجد بابا قدرت مشهد روی شما نبندد و درهای دوزخ وجهنم بسته میباشد از معبود مسئلت نمائید که آنهارا بر شما نگشاید- و شیاطین در زنجیراند از خدا خویش بخواهید که آنهارا بر شما احاطه ندهد امیرالمؤمنین علیه السلام فرماید که اینجانب برخاستم و پهنا کرد یا این که نبی الله صلی الله علیه واله با فضیلتترین جاری ساختن درین ماه کدامست؟ فرمود یا این که اباالحسن افضلترین ایفا درین ماه پارسائی و غربت میباشد از آنچه خدای عز و جل حرام فرموده میباشد- آن گاه فرستاده آفریدگار بگریست پهنا کردم یا این مسجد غدیر فلاحی مشهد که نبیالله چه چیز شمار ار به ناله آورده میباشد فرمود یا این که علی آنچه که در ین ماه از تو حلال میگردد بیان کننده تو را میبینم که در قبال خدا خویش نماز می گذاری و بدبختترین اولی وآخرین همدوش و هم قطار پی کننده ناقه باتقوا برانگیخته میگردد و ضربتی بر فرق تو میزند و محاسن تورا به خون سرت خضاب می نماید- امیرالمؤمنین (ع) فرماید – پهنا کردم یا این که پیامبر الله صلی الله علیه واله در ان درحال حاضر آیین اینجانب در درحال حاضر تندرست میباشد؟!!- فرمود: مسجد بابا غدیر مشهد بله در سالم آئین خواهی بود- بعد فرمود یا این که علی- هر که ترا بکشد منرا کشته میباشد و کسی که به تو کینه بورزد به اینجانب کینه ورزیده میباشد و هر که به تو دشنام دهد من را دشنام داده میباشد چون تو برای اینجانب به منزله جان منی روح تو از روح اینجانب میباشد و گل تو از گل اینجانب چه خدای عزوجل منرا آفریده و ترا آفرید و منرا برگزید و ترا برگزید و منرا برای نبوت و پیمبری سپردن کرد و ترا برای امامت و پیشوائی پس هر که امامت ترا منکر مسجد غدیر بلوار معلم مشهد خواهد شد منکر نبوت اینجانب گردیده است-یا این که علی-تو وصیّ اینجانب میباشی و بابا فرزندان اینجانب هستی و شوهر دختر منی و جانشین و خلیفه اینجانب بر امت اینجانب در زندگانی و بعداز مرگ اینجانب میباشی امر تو دستور منست و نهی تو نهی اینجانب میباشد به آن کسیکه من را به نبوت برگزید و منرا شایسته ترین اخلاق و رفتار قرار بخشید پیمان میخورم که تو حجّت آفریدگار بر کردار وی هستی و امین وی بر رمز وی و خلیفه وی در بندگان وی میباشی.»
و از «رساترین» چیزی که در مژده برای ماه رمضان وارداتی میباشد دعای پیغمبر صلی الله علیه واله میباشد برای کسیکه در آن ماه گناهانش آمرزیده نشده باشد آنجا که آن حضرت صلی الله علیه واله فرماید:
«هرکس ماه رمضان بر وی بگذرد و آمرزیده نشده باشد پروردگار اورا نیامرزد» و این دعا به حیث اینکه وی صلی الله علیه واله برا یرحمت عالمیان مبعوث شده است بشارت برگی برای حجم عفو وبخشش و عام بودن غفران دراین ماه میباشد و الاّ با اینکه وی رحمه للعالمین میباشد برای مسلمانها دعا می نماید هر یکسری گناه کار باشد و بهاین جهت درین باب خبر ها متعددی وارداتی میباشد که شیاطین متمّرد در زنجیراند و درهای فردوس و ابواب عفووبخشش آفریدگار گشوده میباشد ودرهای دوزخ و جهنم بسته میباشد و پروردگار شر معاندان جنّی را گشوده میدارد و منادی خدای از نخستین ماه تا انتها آن ندا می نماید و در ماهی از ماه های دیگر مانند آن در خبر ها وارد نشده میباشد و آنچه در زمینهی منادی در بقیه ماه ها وارداتی میباشد آن میباشد که در ثلث نیمه شب ندا بلند میباشد جز در شب های آدینه که از اولیه شب تا نصف شب منادی حق تبارک ندا میکند و همینطور در ماه رجب عموماً و البته ماه رمضان- ندآء از نخستین ماه تا انتها آن در شبها و روزهای آن وارد میباشد ودر تخصیص ماه رمضان به اجابت دعاء آیه «ادعُوْنُی اَسْتَجْبَ لَکُمْ» وارد گشته میباشد .
۴_مـرحـوم آیت الله قاضـى در ماه رمـضـان بـه مـردم مـى فـرمـود : "مــردم خـودبـیـن نباشید، خداوند فی مابین باشید" . از خودبینـى خـارج شدن کـافـى وجود ندارد بایستی معبود فی مابین شد .
- در ماه خوش یمن رمضان از "خدایی" استعفا بدهیم.
- بیایید از خدائیمان استعفا بدهیم! ماه رمضان میباشد بیایید دیگر معبود نباشیم؟!. یعنی چه؟ تو که میگویی: "خداوند چرا این طور با اینجانب خوی نکردی" یعنی تو هم آفریدگار، اینجانب هم یک خداوند. این فضولی ها خیلی زشت میباشد. ما شغل خودمان را بکنیم پروردگار هم فعالیت خودش را. حافظ وظیفۀ تو دعا بیان کردن میباشد و بس/ در سد آن مباش که نشنید یا این که شنید.
- به آقای حاکم گفته بودند ماه رمضان روزه میگیرید؟ گفته بود تا ببینیم تکلیف چیست. این درس میباشد . طرف میگوید در صورتی بمیرم روزه ام را میگیرم . خب روزه را برای که میگیری؟!
- ما بایستی در ماه رمضان عبدالله شویم. در شرایطی که کسی سبوعیت در وی غلبه نماید عبدالکلب میباشد. در شرایطی که کسی شهوت در وی غلبه نماید عبدالخنزیر میباشد. درصورتی که کسی شیطنت در وی غلبه نماید مخلوق الشیطان میباشد. عبد و بنده الله آن کسی میباشد که سبوعیت و…( شهوت و شیطنت در وی غلبه نداشته باشد.)
- این چه میهمانی میباشد که تمامی اش گرسنگی و تشنگی میباشد؟! پس معین میگردد غذاهای دیگری میباشد؛ آب میوه های دیگری است؛ما غافلیم. بیان های مخصوصی میباشد.
- تا خودمان را پیدا نکنیم آفریدگار را پیدا نمیکنیم. ماه رمضان، ماه یافت کردن خویش میباشد. ما قرآن را گم کردیم؛ آفریدگار را گم کردیم؛ اهل بیت را گم کردیم؛ چرا؟!. نخستین ماه رمضان گفتیم نبّهنا عن نومة الغافلین (مارا از خواب غافلان بیدار کن)، اما گفتیم و رفتیم؛ حقیقتا نخواستیم. بشر در صورتی بیدار باشد درد را می بیند از کجا میآید؛ آفت را می بیند. البته خواب در شرایطیکه بودی خیر درد را می بینی… سیل میآید، درنده میاید.
- زمانی شیطان باطن تسلیم گردد، آن شیطان خارج کاری نمی تواند بکند. در ماه رمضان، آن شیطان خارج بسته میباشد تا ما با خودمان ور رویم(و این شیطان باطن را مهار کنیم).
وجود این سوال ها نگارنده را بر آن داشت تا رابطۀ این سه معنا را از نگرش مسجد غدیر بلوار معلم مشهد عارفان اسلامی در مسیر تاریخ، وبه طور کامل از طریقه امام خمینی رحمه الله گزینه پژوهش قرار دهد.
دراین نوشتهی علمی بعد از تبیین و نظارت مفاهیم متبوع، به چک رابطۀ آنها از بینش امام خمینی رحمه مسجد غدیر فلاحی مشهد اللهپرداخته گردیدهاست.
1. معنا شریعت
الف. معنای شریعت در لغت و اصطلاح
ریشۀ شریعت در لغت، کلمۀ «شرع» میباشد؛ «شرع» یعنی رویکرد پرنور و «شارع» یعنی جادۀ مشخص و معلوم. «شریعت» بر نگرش و روش و ترسیم الهی استعاره شدهاست و به شریعت، شریعت گویند زیرا که مسجد بابا غدیر مشهد آن، زیرا شریعۀ آب باشد که کسی که بر آن وارد خواهد شد، منزه و سیراب برمی شود؛ براین اساس شریعت الهی نیز اینگونه میباشد.[2]
بدین ترتیب معنای اصطلاحی شریعت نیز پرنور شد و آن این که شریعت، طریقی الهی میباشد و آن هم مسجد بابا قدرت مشهد چیزی جز دستورها و قانون ها الهی وجود ندارد.
ب. معنای شریعت در لغت ها عارفان
در کتاب ها عرفا در مضمون «شریعت» سخنان مختلفی آمده میباشد:
شریعت فرمان بود به التزام بندگی و پرستیدن واقعیت و بهپاخواستن به آنچه فرمود.[3]
شریعت اسمی میباشد مسئله برای خط مش های الهی و مشمول فروع آن رویه ها میباشد و عبارت میباشد از تصدیق قلبی افعال انبیا و شغل کردن بدان.[4]
شریعت آن میباشد که اورا پرستی.[5]
...به این ترتیب شریعت از مکاسب میباشد و اقامت عبد و بنده بی شریعت محال میباشد. در فیض شریعت سوای واقعیت، اعمال اعمالی میباشد که با روی و ریاودورویی توأم باشد و واقعیت بی شریعت، نفاقی میباشد که به سود ای نمیرسد و سالک زمانی میتواند به واقعیت برسد که مالک شریعت باشد و کل اوامرونواهی را از راز درستی و اخلاص به جا آورد.[6]
از دید حافظ نیز شریعت امر سلوک میباشد:
ـ مباش درپی آزار و هر چه خواهی کن که در شریعت ما غیر از این گناهی وجود ندارد
ـ نکن به دیده حقارت نگاه در اینجانب مست که آبروی شریعت بهاین قدر نرود
ـ ریا و دورویی حلال شمارند و لیوان باده حرام زهی طریقت و ملت! زهی شریعت و کیش![7]
ج. معنای شریعت در قرآن
در قرآن واژۀ «شریعه» آمده میباشد: «ثُمَّ جَعَلْنَاکَ عَلَی شَرِیعَةٍ مِنَ الْأمْرِ فَأتْبِعْهَا»[8]
کلمۀ «شریعه» در آیه به معنای روش و راهی میباشد که آدمی را به آیین الهی میرساند و خطاب آیه به نبی آفریدگار صلی الله علیه و آله و امت وی میباشد که از این نحوه خاص تقلید نمایند.[9]
در سورۀ مائده صحبت از قرار دادن شریعت منحصربهفرد برای همۀ انبیا میباشد؛ میفرماید: «لِکُلٍّ جَعَلْنَا مِنْکُمْ شِرْعَةً وَ مِنْهَاجاً».[10]
آیه خطاب به همۀ ملت ها میباشد که برای هر ملتی شریعتی و راهی قرار دادیم. به حیث مفسّرین با دقت به تیم ای از آیه ها قرآن می اقتدار خاطرنشان کرد: آئین از حیث قرآن دارنده معنایی همگانی و گسترده میباشد و شریعت عبارت میباشد از بینش ای خاص که برای امتی از امت ها و یا این که پیامبری از پیامبران رقم خورده میباشد؛ مانند شریعت نوح، ابراهیم، موسی، عیسی، محمد صلی الله علیه و آله.
بدین ترتیب زیرا آئین معنای همگانی خیس از شریعت داراست، قابل نسخه ها وجود ندارد ولی شریعت قابل نسخه ها میباشد. به تعبیروتفسیر دیگر: با مبعوث شدن پیامبری، آیین پیش از وی نسخه ها نمیشود بلکه شریعت
ادیان پیشین نسخه ها میشود و ولی نسخه ها، به معنای بطلان روش کهن وجود ندارد، بلکه نسخه ها گذشتن تاریخ مصرف شریعت کهن نسبت به شریعت لاحق میباشد.
فیض این که به تعبیر و تفسیر قرآن، آیین مقصود میباشد و شریعت روش های متعدد در وصال به آن مقصود میباشد.[11]
2. معنی طریقت
گفتیم که شریعت بینش ای میباشد که از ناحیۀ خدای بزرگ و به مراد سلوک عموم به سوی وی تنظیم شدهاست.
در این مکان میگوییم: «طریقت» عبارت از به فعلیت درآوردن و محقّق ساختن مقررات و دستورها شریعت در سیر به سوی پروردگار میباشد؛[12] یعنی شریعت ضابطه طریقت میباشد و طریقت شغل به شریعت میباشد. بدین ترتیب میان شریعت و طریقت قرابتی ناگسستنی میباشد.[13]
ولی برخی از بزرگان عرفان و تصوف دربین شریعت و طریقت فرق نگذاشته و آن دو را در مقابل واقعیت، با یک تعبیروتفسیر ذکر کرده اند؛ چنان که بیان شده میباشد:
شریعت عبارت میباشد از تصدیق قلبی افعال انبیا و کار کردن به آن؛ و واقعیت عبارت میباشد از مشاهدۀ حال و روز آنها از روش ذوق وسلیقه و اتصاف بدان.[14]
لاهیجی میگوید:
طریقت در لغت «مذهب» میباشد و در اصطلاح، سیری میباشد منحصر به فرد سالکان راه و روش اله، از انقطاع منازل بعدد غربت و ترقّی به مقامات قرب و رفتن از حادث به قدیم.[15]
به این ترتیب شریعت، امر منش رفتن میباشد و طریقت، رویکرد رفتن، ولی خیر هر رویکرد رفتنی، بلکه راه و روش رفتنی که راهرو در آن قصد وصال به خوشبختی و کمال را داراست.
در اشعار حافظ طریقت بر اکنون رفتن اطلاق گردیده است.
ـ روندگان طریقت به نیم جو نخرند قبای طلس آن کس که از هنر عاریست
ـ در طریقت هر چه پیش سالک آید نه اوست در صراط بدون واسطه ای دل کسی منحرف وجود ندارد
ـ در طریقت رنجش خیال و خاطر نباشد می بیار هر کدورت را که بینی زیرا صفایی رفت رفت
ـ تو کز سرای طبیعت نمی روی خارج کجا به کوی طریقت گذر توانی کرد[17]
ـ ز ایرادات طریقت عنان متاب ای دل که مرد راه و روش نیندیشد از نشیب و فراز
ـ روندگان طریقت ره بلا سپرند رفیق عشق و علاقه چه اندوه دارااست از نشیب و فراز
ـ توکل بر زهدو تقوا و علم در طریقت کافریست راهرو گر صد هنر داراست تکیه بایدش
ـ وفا کنیم و نکوهش کشیم و خوش باشیم که در طریقت ما کافریست رنجیدن[18]
با تمرکز در اشعار حافظ در مییابیم که استارت طریقت، استارت سلوک و صیرورت و شدن میباشد و طبیعی میباشد که در گذرگاه وصول به ضریح واقعیت می بایست مردانه در وادی طریقت گام زد و عاشقانه امر سلوک را ـ که به عبارتی شریعت میباشد ـ گیسو به مو سر رعایت نمود.
حضرت امام خمینی رحمه الله نیز در دیوان خویش، اصحاب طریقت را افرادی میداند که تکان در مسیر استکمال نفس را استارت کرده اند:
بر در میکده از روی نیاز آمده ام پیش اصحاب طریقت به نماز آمده ام
از نهان خانۀ اسرار ندارم خبری به در پیر مغان صاحب و مالک رمز آمده ام[19]
مولوی نیز به معنی طریقت میگوید:
شریعت همچو شمع میباشد، ره می کند، و بی آن که شمع به دست آوری روش یافته نشود و زیرا خط مش داخل شدن تو طریقت میباشد و زیرا به غرض رسیدی آن واقعیت میباشد. یا شریعت دانش طب یاددادن میباشد و طریقت تناول کردن دارو و دوری کردن و واقعیت، صحّت ابدی یافتن میباشد.[20]
3. مضمون واقعیت
«واقعیت» از عبارات اساسی و کلیدی اهل حیث و واپسین خانه سالک از منازل سه گانه (شریعت، طریقت و واقعیت) میباشد. اورده شده میباشد که:
شریعت، فرمان به التزام عبودیت میباشد و واقعیت، مشاهدۀ ربوبیت و هر شریعتی که مؤیَّد به واقعیت نباشد مورد قبول وجود ندارد و هر حقیقتی که مقیّد به شریعت نباشد غیر کالا میباشد.[21]
و نیز اورده شده میباشد که:
واقعیت عبارت میباشد از معنایی که نسخه ها بر آن جایز نباشد و از پیمان انسان تا فنای فقید حکم آن معادل میباشد.
شریعت از مکاسب میباشد و واقعیت از مواهب؛[22]
مولوی واقعیت را وصال به هدف میداند.[23]
در لسان عرفا، واقعیت ظهور حق میباشد بی عفاف و حجاب تعیّنات و محو کثرات موهومه در اشعۀ انوار ذات. با دقت به اثر ها عرفانی، معنی واقعیت گاه به معنای «ذات» به فعالیت می رود و در مقابل آن «اعتبار» جایدارد؛ گاه واقعیت به معنای «نفس الامر» میباشد و در مقابل آن «فرض و وهم» به شغل می رود؛ گاهی واقعیت به معنای «حق» میباشد که در مقابل آن «فسخ» جای دارد؛ و گاهی واقعیت به معنای «واقعیت عرفانی» میباشد که به عبارتی ذات پروردگار یا این که تعیّن نخستین میباشد که در مقابل آن «مجاز» میباشد که به عبارتی اعتبارات و کثرات میباشد؛ و بالاخره گاه واقعیت «مقصود و هدف آخری در سلوک» میباشد که در مقابل آن «شریعت و طریقت» جایدارد.
در نگاه حافظ، واقعیت، قیمت پایانی و نهانی اثبات هستی میباشد که در ماورای پدیده های مجازی و زود گذر، اطراف بر همۀ احکام و واقعیات و قیمت ها و اعتبارات میباشد. واقعیت حافظ یگانه و متعالی و مطلق میباشد و لذا لایتغیّر و ازلی و ابدی میباشد و فردا در عرصۀ رستاخیز و حشر و انتشار، تمامی در پیشگاه وی حاضر خوا هیم شد.[24]
نقشی بر آب میزنیم از زاری حالیا تا کی گردد قرین واقعیت مجاز اینجانب
فردا که پیشگاه واقعیت خواهد شد پدید شرمنده رهروی که کار بر مجاز کرد
حافظا محض واقعیت گوی یعنی رمزّ علاقه غیر از این دیگر خیالاتی به تقریب بسته اند
گر این پند شاهانه بشنوی حافظ به شاهراه واقعیت گذر توانی کرد
خم ها همگی در جوش و خروشند ز مستی وان می که در آن جاست واقعیت خیر مجازست
از خطّۀ واقعیت و از خیمۀ مجاز برخاسته به خلوت دلخواه میرسد
با دقت به آنچه گفته شد، واقعیت در اصطلاح عبارت میباشد از وصول به پروردگار یا این که ورود در حوزۀ ربوبی و انکشاف اتصال وجود عارف و همۀ موجودات به ذات خداوندی و یا این که صفات جلال و جمال وی. پس واقعیت، وصال به مقصد و متجلّی شدن اسماء و صفات الهی میباشد.
4. ارزیابی رابطۀ شریعت، طریقت و واقعیت
سؤال اصلی و اصلی این میباشد که مرز دربین شریعت، طریقت و واقعیت کجا میباشد؟ آیا در قلمرو سیر و سلوک هر مورد تحت عنوان یک خانه میباشد و با خانه آتی رابطه ندارند؛ یعنی بشر تا وقتیکه در مرحلۀ شریعت میباشد منفعت ای از طریقت و واقعیت ندارد و زمانی که وارد طریقت و واقعیت شد دیگر نیازی به شریعت ندارد؛ آیا اینگونه میباشد؟ یا شریعت و طریقت و واقعیت تنیده در همند؛ یعنی هر که به یه خرده که به شریعت شغل می نماید به به عبارتی اندازه از طریقت و واقعیت برخوردار میباشد؟
بنابر یک نگرش هریک از شریعت، طریقت و واقعیت دارنده محدودۀ خاصی هستند که با ورود به هر مورد، خروج از دیگری نتیجه ها میشود؛ چون با ورود به مرحله ای فراتر و جامع تر نیازی به پروسه پیشین وجود ندارد؛ بیان کننده زیرا پله ای میباشد که با گام گذاشتن بر هر پلّه، دیگر نیازی به پلّۀ قبلی برای بالا رفتن وجود ندارد و وقتی که فرد به پشت بام دست یافت دیگر هیچ نیازی به نردبان وجود ندارد؛ شریعت و طریقت و واقعیت این سیرتکامل اند!
البته طریقه دیگر میگوید: شریعت و طریقت و واقعیت رابطۀ طولی دارا هستند و ظواهر و درون یکدیگرند؛ یعنی در درون شریعت، واقعیت پنهان گردیدهاست و به تعبیروتفسیر دیگر، شریعت بازخوانی واقعیت محض میباشد و فعالیت به شریعت وصول به ضریح واقعیت میباشد و فی مابین آنها نوعی تعامل ارگانیک قابل تصور میباشد. براین اساس طبق این طریقه، خیر شریعت سوای واقعیت وجود دارااست و خیر واقعیت سوای شریعت قابل وصول میباشد.
در میان عارفان و بزرگان وادی عرفان و سلوک از هر مجموعه یافت میگردد. با اشاره به قضیه های تاریخی آن و سخنان هر دو مجموعه، به محاسبه آنها پرداخته و به لحاظ امام خمینی رحمه الله اشاره خواهیم کرد.
5. مسئله های تاریخی اندیشه طلاق طریقت و واقعیت از شریعت
در زمانه خلفای اموی و عباسی، ترجمۀ کتاب ها یونانی، رومی، هندی، فارسی، عبری و سریانی به عربی استارت شد و بهتدریج کرسی درس دادن علومی از قبیل منطق ارسطویی، طبیعیات و ریاضی ها به صورت غیروابسته پا گرفت. فلسفه نیز از جملۀ این علم ها بود.
برخی از افرادی که اهل فلسفه بودند ولی نسبت به فلسفه جاهل بودند، مواجه با نظریاتی شدند که در ظواهر با عقاید مذهبی و شرعی در تعارض بود. از این جا بود که گفتند:
آئین وظایفی تقلیدی میباشد که انبیای الهی از طرف آفریدگار برای تربیت عقول معمولی و کامل شدن نفوس بسیط آورده اند، ولی فیلسوفان با فایده مندی از علم ها حقیقی و واقعی و ادله، به آئین نیازی ندارند.
اظهار این سیرتکامل مطالب سبب ساز جناح گیری فقها و متکلّمان شد و درصدد عکس العمل برآمدند و اظهار کنندگان این عقاید را تکفیر نمودند و از هیچ تلاشی در هلاکت این علم ها فروگذار نکردند. تا این که عده ای زیرا ابونصر فارابی (م 339 ق) و بوعلی سینا (م 428 ق) و اشخاصی مثل ابن مسکویه و ابن رویش، فلسفه را مجدد احیا کردند و در همین برهه از فرصت، تصوف میان مسلمانها ظهور کرد.
8ـ شستن دست چپ. دست چپ را نیز همچون دست راست سه توشه میشوییم و این دعا را مسجد بابا غدیر مشهد می خوانیم: اَلَّلهُمَّ لاَ تُعْطِنِیْ کِتَابِیْ بِشِمَالِیْ وَ لاَ مِنْ وَرَاءِ ظَهْرِیْ وَ لاَتُحَاسِبْنِیْ حِسَاباً عَسِیْراً. 9ـ مسح راز و گوش. به دستها آب جدیدای گرفته و تَر میکنیم. آنگاه همه رمز را با دستهای تر لمس میکنیم طوری که هیچ جایی از موهای راز کم آب باقی نماند. آنگاه دو انگشت اشاره را به گوشها فرو برده و با انگشتان شصت، پشت گوشها را مسح می کنیم و این دعا را مسجد غدیر بلوار معلم مشهد میخوانیم: اَلَّلهُمَّ اجْعَلْنِیْ مِنَ الَّذِیْنَ یَسْتَمِعُوْنَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُوْنَ اَحْسَنَهُ.
10ـ مسح گردن. بعد با پشت انگشتان دست در حالی که انگشتان دستها را به هم چسبانیدهایم با دست راست طرف راست گردن و با دست چپ طرف چپ گردن را مسح می کنیم و این دعا را می خوانیم: اَلَّلهُمَّ اَعْتِقْ رَقَبَتِیْ مِنَ النَّارِ. 11ـ شستن پای راست. پای راست را از نوک انگشتان تا قوزک پا سه توشه میشوییم. می بایست دقت داشت که قوزک پا و لای انگشتان نیز تماماً شسته شوند. به هنگام شستن پای راست این دعا را میخوانیم: اَلَّلهُمَّ ثَبِّتْ قَدَمِیْ عَلَی مسجد غدیر فلاحی مشهد الصِّرَاطِ یَوْمَ تَزِلُّ فِیْهِ الاَقْدَامُ.
12ـ شستن پای چپ. پای چپ را نیز همچون پای راست سه توشه تا قوزک پا میشوییم و این دعا را می خوانیم: اَلَّلهُمَّ اجْعَلْ سَعْیِیْ مَشْکُوْراً وَ ذَنْبِیْ مَغْفُوْراً وَ عَمَلِیْ مَقْبُوْلاً مَبْرُوْراً وَ تِجَارَهً لَنْ تَبُوُرَ بِفَضْلِکَ یَا عَزِیْزُ یَا غَفُوْرُ. مسجد بابا قدرت مشهد
وضوی جبیره
هرگاه یکیاز اعضایی که هنگام وضو شسته می شوند زخمی شود طوری که آب برای آن مضر باشد می بایست پارچهای منزه یا این که چیزی مانند چسب بر روی آن گذاشت و هنگام شستن بقیه اعضاء بر آن نصیب مسح کرد.
غسل
یکی از دیگر از قوانینی که نمازگزار می بایست داشته باشد تمیز بودن از جنابت ـ شستن مجموع تن ـ میباشد. بدین فعالیت «غُسل» می گویند.
مقدمات غسل
ابتداء دستها را شسته و آن گاه نجاست را از تن تمیز میکنیم و وضو می گیریم. در صورتیکه جایی که غسل می کنیم محلی پست بوده و آب مصرف شده در آن عده گردد پاها را بعد از اتمام غسل می بایست شست.
نگرش غسل
غسل را میتوان به دو نحوه جاری ساختن اعطا کرد: 1ـ میتوان به نیت غسل کل تن را به یکباره در آب فرو پیروزی. برای مثالً در آب دریا و رودخانه. 2ـ ابتداء از راز و گردن و بعداز نصفه ی راست تن و آنگاه از نصفه ی چپ تن از هر مورد سه توشه آب میریزیم طوریکه هیچ جایی از تن کم آب باقی نماند. عالی میباشد پیش از غسل نیز همچون وضو با بیان کردن بسم الله الرحمن الرحیم نیت بکنیم. یعنی غسل را برای اطاعت از فرمان پروردگار و نیز به دلیل تقرب به درگاه او اجرا میدهیم.
تیمم
در صورتی آب کافی برای وضو و یا این که برای غسل نبوده و فرد نیز دستکم 2 کیلومتر از محل آب مسافت داشته باشد و یا این که به انگیزه مریضی توانمند به به کار گیری از آب نباشد و یا این که به علّتهای دیگر … به مکان وضو یا این که غسل می بایست تیمم نمود. تیمم عبارت میباشد از زدن کف دستها بر خاک تمیز و کشیدن آنان ابتداء به طور و آنگاه به دست راست و چپ.
دیدگاه تیمم
1ـ نیت. پیش از هر چیز به قصد اطاعت از دستور آفریدگار نیت میکنیم. 2ـ زدن کف دستها بر زمین جهت مسح شکل. دو کف دست را بر خاک تمیز یعنی جایی که هیچگونه نجاستی در آن جا نبوده میباشد می زنیم. آنگاه آنهارا بر کل شکل میکشیم طوریکه هیچ جایی از شکل مسح نشده باقی نماند. 3ـ زدن کف دستها بر زمین جهت مسح دو دست. مجدد دستها را بر زمین زده، ابتداء با دست چپ دست راست را تا آرنج مسح میکنیم. ولی خویش آرنج نیز بایستی مسح خواهد شد. آن گاه با دست راست دست چپ را نیز مسح می کنیم. ولی برای مسح دست چپ موردنیاز وجود ندارد که مجدد دستها را بر زمین زد. بایستی اعتنا داشت که هنگام زدن کف دستها بر زمین در صورتی خاک و خاشاکی به دستها بچسبد میتوان برای یک توشه به دستها جنبش ملایمی داده و آنانرا به دور نمود.
سایر موقعیت
از سایر قوانینی که نمازگزار می بایست داشته باشد منزه بودن خرقه و محل اقامه نماز میباشد؛ چون نماز در واقعیت رمز و نیاز کردن با آفریدگار بوده و موجب تقرّب به درگاه الهی میشود لذا مورد نیاز میباشد خرقه و محل اقامه نمازگزار از هرگونه نجاست و کثافات منزه باشد. همینطور مایحتاج میباشد نمازگزار عورت خویش را ـ جاهایی که دیدن و نشانه دادن آن حرام میباشد ـ بپوشاند. عورت مردان از ناف تا ذیل زانو و عورت زنان همگی تن به جز شکل، دستها تا مچ و پاها تا قوزک میباشد. همینطور ما یحتاج میباشد نمازگزار به موقع و رمز وقت نماز خویش را اداء کند. شایسته ترین وقتها برای قرائت نماز نخستین وقت هر نماز میباشد.
نبی ما حضرت محمد صلی الله علیه و سلم نیز بسیار پیشنهاد نمودهاند که نماز در اولیه وقت خوانده گردد؛ چون قرائت نماز در اولیه وقت از اجر بیشتری شامل است. همینطور مایحتاج میباشد نمازگزار رو به قبله باشد. منزل کعبه که در شهر مکه و در مرزوبوم ایالات متحده عربی سعودی واقع میباشد قبله کلیه مسلمان ها دنیا میباشد. هر مسلمانی که قصد قرائت نماز را دارااست مسلماً بایستی رو به قبله (کعبه) باشد.
اذان و اقامه
اذان شعار توحیدی مسلمان ها بوده و به همگی اعلام می دارد که هنگام نماز فرا رسیده میباشد. بنابراین سزاوار میباشد هر مسلمانی که قصد تلاوت نمازهای پنجگانه را دارااست اذان و اقامه بگوید. عالی میباشد اذان با صدایی خوش و آهنگی دلنشین و با ادب و طمأنینه ی بی نقص گفته خواهد شد.
چگونگی اذان
«اَللهُ اَکْبَرُ» (4 توشه) یعنی: آفریدگار گرانقدر میباشد. «اَشْهَدُ اَنْ لاَ اِلَهَ اِلاَّ اللهُ» (2 توشه) یعنی: سند میدهم هیچ معبودی به غیر از خدا وجود ندارد. «اَشْهَدُ اَنَّ مُحَمَّدًا رَسُوْلُ اللهِ» (2 توشه) یعنی: مدرک می دهم محمد پیام آور پروردگار میباشد. «حَیَّ عَلَی الصَّلاَهِ» (2 توشه) یعنی: بشتاب بسوی نماز. «حَیَّ عَلَی الْفَلاَحِ» (2 توشه) یعنی: بشتاب بسوی رستگاری. «اَللهُ اَکْبَرُ» (2 توشه) یعنی: پروردگار تبارک میباشد. «لاَ اِلَهَ اِلاَّ اللهُ» (1 توشه) یعنی: هیچ معبودی به غیر از خدا وجود ندارد. ولی در نمازهای صبح مورد نیاز میباشد بعداز «حیّ علی الفلاح» این پاراگراف نیز دو بارگفته خواهد شد: «اَلصَّلاَهُ خَیْرٌ مِنَ النَّوْمِ» یعنی: نماز عالی از خواب میباشد.
چگونگی اقامه
صدقه دادن در آشکارا خوب میباشد یا این که نهفته؟
یک کدام از نکات اساسی در چگونگی صدقه نهفته بودن آن میباشد. مسجد بابا قدرت مشهد در صدقه دادن آشکار شما با تشویق و دعوت عموم به عمل نه، این فعالیت را اجرا میدهید که مایه دلگرمی فقرا و مساکین میباشد و سبب ساز میگردد آنان بدانند که سرمایه دارها در جامعه به درنگ آن ها میباشند و در موقعیت دشوار از آنها تامین مینمایند. مسجد بابا غدیر مشهد در صدقه دادن به صورت پنهانی ریا و دورویی نیست و آبروی شخص مستلزم محفوظ میماند و حاجتمند مسجد غدیر فلاحی مشهد شم ذلت نمینماید به همین عامل صدقه دادن به صورت نهفته بیشتر پیشنهاد می شود.
حالت صدقه دادن چه طور میباشد
فیض گیری
درصورتی که شما نذری دارید یا این که برای رضایت الهی میخواهید از کسی مسجد غدیر بلوار معلم مشهد پناه دنیوی فرمائید؛ بایستی آغاز حالت و آداب آن را بدانید. همانگونه که گفتیم صدقه دادن امری میباشد که در آئین اسلام بسیار به آن پرداخته شدهاست عالی میباشد در حالتی که بضاعت و توان امداد به نیازمندان را دارید قطعا بهاین فرمان پروردگار کار فرمائید. ما دراین نوشتهی علمی به آداب و رسوم صدقه پرداختیم امیدوارم این نوشتهی علمی برای شما موءثر بوده باشد.
در دين مقدس اسلام روز فطر و روز قربان، عيد است.البته د مسجد بابا قدرت مشهد ر فطر به جهت آنکه در يکماه کل مردم دست از زياده روى در شهوات برداشته، روز ها روزه، و شبها به قيام مشغول، و با سودهائى بيش از ساير ايام همچون انفاق در روش پروردگار، و تلاوت بيشترى از سخن خدا، و چشمپوشى از محرمات و مکروهات، نفس اماره خود را تزکيه و تطهير نمودهاند، وضعیت روحانيت و معنويت در ايشان بالا رفته میباشد، و سبکى و تجرد و قابلیت عروج به عوالم قدس براى آنان قابلیت بيشترى پيدا کرده است، زيرا طعام و شهوت و غضب کليد دوزخ و سلطه شيطان میباشد.و در مسجد بابا غدیر مشهد اين ماه که آفریدگار مائده آسمانى ميهمانان خود را جوع و گرسنگى قرار داده می باشد معین مىشود که بهترين تحفه از جانب رب الارباب می باشد.
اندرون از طعام خالى دار *** تا در او فروغ و روشنایی معرفتبينى
در اين موقع که موقع دریافت کردن نتيجه و مزد می باشد، آن روز را بايد عيد گرفت، و از خدا کريم و رحيم عيدى دريافت کرد.اما عيد به دست آوردن نه به معناى ساز و دهل زدن میباشد، و نه به معناى شيرينى تناول کردن و رنگارنگ مسجد غدیر فلاحی مشهد پوشيدن، و تفريح و تفرج بهيمانه کردن، بلکه به معناى يک درجه از تزکيه و تطهير بالاتر، و يک صيقل عالی به نفس دادن تا آماده برکات و نزول موآئد آسمانى خواهد شد.
شب عيد فطر دو غسل دارد: يکى در اول شب، و يکى در آخر شب، و آن شب احياء و زندهدارى هستيعنى تا به صبح به عبادت و قيام و ذکر و ياد محبوب و معشوق ازلى و حبيب سرمدى مشغول بودن، و در روز عيد نيز غسل دارد. مسجد غدیر بلوار معلم مشهد
و رفتن براى نماز عيد، و با مجموع مردم در صحرا بجاى آوردن، و آنرا با کيفيتى خاص، در دو رکعت و با نه قنوت بجاى آوردن، و گویش به ذکر تهليلات گشودن که: اللَه اکبر، اللَه اکبر، لا اله الا اللَه و اللَه اکبر، اللَه اکبر، و لله الحمد و الحمد لله على ما هدانا و له الشکر على ما اولانا.
معناي عيد فطر و عيد قربان
3
و ولی در قربان، به این دلیل که مردم به عشق لقآء و ديدار وجه اللَه، دست از خانه و لانه و وطن و تجارت و شهرت و جاه و جميع علائق شسته، و به سوى بيت اللَه الحرام من تمام فج عميق سرازیر شده، و طواف و سعى و وقوف در عرفات را که خارج از حرم است، بجاى آورده بعد از آن داخل در مقبره و مشعر آمده و شب را به اذن دخولى که از حضرت او دريافت کرده است، در مزدلفه آرميده، و بعد به منى آمده، و شيطان را هفتبار سنگ زده، و قربانى کرده، و سر تراشيده، و در اين مدت پاى و راز برهنه درپی حبيب در جستجو و در تکاپو بوده هست.
اينک جاى آن دارااست که موقع خروج از احرام هست، به شکرانه قبولى جاری ساختن و پذيرش اين انجام مشقت بار، و در عين حالا شيرين و لذتنصیب عيد بگيرد، و الحمد لله بگويد، و به مراسم عيد که آنهم باز ذکر خداوند و تطهير بيشترى می باشد، مهيا شود، نماز عيد بخواند، و زبان به تقديس و تمجيد الهى بگشايد، و از جمال و جلال او بيان کند، و از محاسن و زيبائىهاى او اعلان وحدت و توحيد ذات و اسماء و صفات و افعال را در فقیه منتشر کند و بگويد: اللَه اکبر اللَه اکبر لا اله الا اللَه و اللَه اکبر اللَه اکبر و لله الحمد اللَه اکبر على ما رزقنا من بهيمة الانعام، الحمد لله على ما ابلانا.
و نه تنها خود حجاج، بلکه جميع مسلمين در سراسر بقاع دانا بدين موهبت عظمائى که نصيب برادرانشان در آن مواقف کريمه شده است، عيد بگيرند، و به دنبال اعماليکه در ذوالقعدة و ده روز از ذوالحجه به جاى آوردهاند، قربانى کنند، و نماز عيد بخوانند، و براى جماعتبا امام، پاى لخت به صحرا فرآیند.
روز جمعه عيد هست، چون روز اجتماع مردم به نماز جمعه و شنيدن خطبهها و تطهير هست.و بهمين جهت اسلام نام آنرا جمعه گذارد، يعنى روز اجتماع و بهم پيوستگى امت مسلمان، و در قبل از اسلام آن را يوم العروبة مىگفتند.اسلام نماز جمعه را واجب کرد، به وجوب عينى تعيينى در هر مجال تا روز قيامت و تارک آنرا لعنت فرستاد.و ليکن شرط درستی آن با جماعت و در زیر نظر و امامت امام عادل و يا منصوب از ناحيه اوست.در زمان حضور امام، خودش اقامه مىکند، و در زمان غيبتبر فقيه عادل جامع الشرائط که به استدلال نيابت عامه، متکفل وظائف امام است واجب هست اقامه کند.
معناي عيد فطر و عيد قربان
4
نماز جمعه واجب می باشدبه وجوب مطلق، نه به وجوب مشروط، مانند حج نسبتبه یارا، بلکه مانند نماز ظهر میباشد نسبتبه عصمت و غسل و وضوء.و بنابراين امام و حکم کننده شرع، شرط انعقاد و درستی و شرط واجب است نه شرط وجوب.فلهذا اگر امام در غيبت بود و فقيه جامع الشرائط توان بر حکومت نداشت، و در تقيه بسر مىتوفیق، بواسطه سوراخ نماز جمعه، همه مردم گنهکارند به جهت ترک نماز عينى تعيينى که حائز اهميتسرشارى است.
و بر تمامی آنها واجب میباشد قيام کنند و تشکيل حکومت اسلامى دهند، تا آن امام غائب ظهور کند، و يا فقيه مقبوض اليد، مبسوط اليد خواهد شد، و بتواند اجراء حدود کند، و منع از ثغور اسلام بنمايد، و از جمله وظائف حاکم، تشکيل نمازهاى جمعه در قلمرو حکومت اوست.
افرادى که در زمان حکومت جائره نماز جمعه نمىخوانند، معذب مىشوند که: چرا تشکيل حکومت اسلامى ندادهايد؟! که بتوانيد نماز جمعه بخوانيد، گر چه با نداشتن حاکمى چنين، نماز از آنها صحيح نيست و مردود میباشد.
و به همين جهت که روز جمعه، روز عيد و اجتماع می باشد، و مردم منزه و پاکيزه مىشوند، و از مشکلات و گناهان يکهفته قبلی بيرون مىآيند، دعا ها در آن روز مستجاب، و شب جمعه نيز داراى اهميت و خصوصيتى براى تهيؤ و آمادگى وظائف روز مىشود، که از ساير شبها ممتاز مىشود.
مهر نوشت: طبق روایات ائمه معصومین انتظار فرج، اولی، برترین و محبوب ترین مسجد بابا قدرت مشهد عبادت هست و از سویی جهاد افضل خواده گردیده است.
متن زیر گرد هم آیی سی و ششم از سلسله مباحث مهدویت میباشد که به وسیله حجت الاسلام سیدمحمدباقر مسجد غدیر فلاحی مشهد علوی تهرانی ایراد گردیده است.
گفت و گو ما این میباشد که این حقیقت دینی که بواسطهاش آئینداری ما یحتاج میباشد چیست؟ یک نکته مسجد بابا غدیر مشهد بسیار اصلی وجود دارد و آن این که مردم متوجه بشوند حقیقت دین چیست؟ من گاهی میشنوم می گویند من هر طور بخواهم با خدا نیایش میکنم، نیاز به نماز خواندن نیست. نمیدانم این آموزه خطا از کجا پیش آمده که تصوّر اینست که نماز تلاوت سخن کردن با خداست، لذا طرف میگوید من هر طور خواستم با خدا کلام می کنم، اینها کلامهای تصوّف می باشد. یک دعوا عرب و عجم هم پیش میآورند، خیلی متأسفم برای این جوز تفکرها، که هنوز فکرمی کنند دعوا بندگی دعوا قومیّت است. مسجد غدیر بلوار معلم مشهد
امام درست گو علیهالسلام میفرمایند: اَوَّلُ مَن قاس اِبلیس اولین کسی که مقایسه کرد و قیاس کرد ابلیس بود، وَ می باشدَکبَرَ وَاِلا ستِکبار و ابا کرد از بندگی خداوند ، هُوَ اَوَّلِ مَعصَیّتهٍ اولی گناهی بود که عُصِیَ الله بِها که خدا بواسط آن نافرمانی شد، نقص ابلیس در ربوبّیت حضرت حق نیست حضرت حق را به ربوّبیت قبول دارد، در عبودّیت می باشد در توحید بندگی نقص پیدا کرد و اّلاّ در ربوّبیت می گوید رب پرورگار منی، و رب مهم ترین اسم از اسمای الهی است به حضرت حق با واژه رب میگوید: اُعفُتی مِنَ السُّجُود منرا از سجده آدم معاف فرمائید مَنِ السُجُودِ لِآدَمَ من را معاف کن اما در مقابل وَ اَنَا اَعبُدُکَ عِبادَهً لَم یَعبُدکَها تورا در مقابلش یک جوری میپرستم که نپرسیده باشد تورا مَلَکُ مُقَّربَ جبرئیل و فرستادگان الهی تو. فقال الله والا و والا: لا حاجَهَ اِلی عِبادَتِک من هیچ احتیاجی به بندگی تو ندارم.
در یک حدیث قدسی خدا به بندگانش می فرماید: بندگان من در حالتیکه تمامی مثل خاتم الانیباء صلّیالله علیه و آله مرا بپرستید به اندازه جَناح بَعُوضَه یعنی بال و پر مگس به عزت و سلطنت من اضافه نمیشود و در صورتیکه کلیهتان مثل اشقی اشقیا من را نافرمانی بکنید مَنِ الاولین و الاخرین به اندازه جناح بعوضه از عزت و سلطنت من معدود نمی شود. این تفسیرش همین هست لا جاجَهَ لی اِلیِ عِبادَتِک تو که یک نفری من اولین و آخرین به بندگی تو احتیاجی ندارم، اِنَّما اُریدُ اَن اَعبدُ مَن حَیثُ اُرید من اراده کردم پرستیده بشوم از آن راهی که میخواهم، لا مَن حَیثُ تُرید نه از آن راهی که تو میخواهی، فَاَبی اَن یَسجُدَ به لجاجت خودش باقی مانده و سجده نکرد. نکتهای که در حدیث شریف وجود دارد این است که دین من درآوردی نیست که من بگویم با خدا هر جور دلم بخواهد صحبت میکنم، با خدا هرجور دلت بخواهد صحبت بکن البته بایستی خداوند را بپرستی، پرستش خدا به هر شکلی که تو میخواهی نتیجه ها نمی شود این صحبت ابلیس میباشد. و زیاد هم در جامعه میشنویم. آقا من نماز نمیخوانم عفاف و حجاب رعایت نمیکنم ولی دروغ نمیگویم دروغ نگفتن و نماز خوندن هم وظیفهات میباشد هیچ ربطی بهم ندارد این عمل را می بایست انجام بدهی، آن کار را هم می بایست جاری ساختن بدهی. جایگزین هم نیستند به هیچ عنوانً و به هیچ وجهً. این یک کدام از بزرگترین مشکلاتی است که گریبان جامعه مارا گرفته هست. جامعه ما نمیداند اخلاق شایسته می باشد یا بایسته یعنی خوب هست که رفتار داشته باشیم یا می بایست اخلاق داشته باشیم؟ خوی یک کدام از عنصرها آیین میباشد یکی از اجزای آئین است یعنی ما چیزی نداریم که بیکردار باشد ولی بیفقاهتی نباشد، هر شغل غیر اخلاقی قطعاً غیر دینی است. البته جامعه بدین سمت و سو رفته که رفتارهای اخلاقی را جدای از رفتارهای دینی کرده، بهره این شده که میگوید دین بدرد نمیخورد خلق بدرد می خورد. خوی هم جز آیین می باشد. دسته تعالیم و مفاهیم معارف وحیانی حضرت حق بسوی خانم الانبیاء صلّیالله علیه و آله بخشی در حوزه اعتقادات می باشد که میگردد اصول آئین بخشی در حوزه کار میباشد که میگردد ایدئولوژی، عملها بخشیاش مناسک است که پرستش میباشد بخشی تعامل با اجتماع است که خلق هست. بنابر این، این نکته را دقت بفرمائید که نمیشود هر طوری دلمان بخواهد آفریدگار را بپرستیم. به این مضمون وجود نازنین حضرت درستگو علیهالسلام اشاره فرمودند.
ـ طبق این نکته که: اَلا اُخِبرُکُم بَما لا یَقبَلُ الله عزَّ وَ جَّلَ مِنَ العِباد عَمَلاً اِلا بِه؟ میخواهید شما را خبر بدهم به آنچه خدای عز وجل هیچ عملی را مگر در سایه آن نمیپذیرد یعنی اگر آن زیر بنا تشکیل شده باشد هر چقدر هم انفاق بکنید نمیپذیرد، هر چقدر با خدا نیایش کنید نمیپذیرد ما این را می بایست خاطر بگیریم بندگی راهی می باشد برای به کمال رسیدن من و این طبق نقشهای میباشد که خدا صادر کرده است نه طبق عقلانیت من، من بواسطه عقل و اختیارم میتوانم نقشه انبیاء سلامالله علیهم اجمعین را در مشت بگیرم و به کمال خودم برسم و محال هست کسی بتواند بواسطه عقل خودش به کمال لایق و لایقای که حضرت حق اراده کرده برسد.
وجود نازنین حضرت درست گو علیهالسلام فرمودند: من خبر بدهم به شما از آن گوهری که هیچ عملی پذیرفته نمیشود مگر در سایه آن گوهر. ابا بصیر راوی حدیث هست میگوید عرض کردم بله یا بن رسول الله صلّیالله علیه و آله حضرت فرموند: شَهادَهُ اَن لا اِله اِلّا الله توحید و اَنَّ مُحَّمداً عَبدُهُ وَ رَسوُلُه عبد و بنده بودن و رسالت حضرت ختمی مرتبت صلّیالله علیه و آله ، وَ الاِ قرار بِما اَمَرَ الله و اقرار کردن به آنچه خداوند دستور داده یعنی رهآورد فرمایشات انبیاء خاصه وجود نازنین ختمی مرتبت تمامیاش وحی است چون در قرآن هست چون در سینه خوش یمن حضرت هست و از زبان خوش یمن خارج می شود، وَ وِلایَهٌ لَنا سرپرستی ما وَالبَداهَ مَن وَعدائَنا، خاصّه برائت و بیزاری پیدا کردن از دشمنان ما وَ التَسلیمِ لَهُم تسلیم ائمه سلامالله علهیم اجمعین بودن، وَ الوَرَع وَ الاِجهِتادِ وَ الطُمَائینهَ ورع یعنی احتیاط عقلی کردن جوری زندگی کردن که که با صخره گناه مواجه نشویم تا بخواهیم گناه را ترک کنیم یعنی یک قدم جلوتر یک جوری زندگی کن که اصلاً با حرام مواجه نشوی. این را می گویند ورع و رسیدن به این نقطه بسیار طاقت فرسا هست به همین عامل میگویند دینداری فعالیت سختی می باشد.
در کنار این مدرسه های، کتابخانههایی احداث شد تا تمامی عشقمندان مسجد بابا قدرت مشهد از آن استعمال نمایند. هماینگونه تهیه نرمافزار شبانهروزی برای این مدرسه ها، پیش بینی مسکن و نیز تأمین زندگی و مستمری تحصیلی برای استادان و دانشجو ها، موجب شد آن ها با آسودگی خیال و خاطر به آموختن و درس دادن بپردازند.[۱۲] مسجد بابا غدیر مشهد
هماینگونه دقت امرروایان اهل ایران به دانش و علمپروری، کشورایران را به مقر علمی شرق مبدل نمود. ترجمه کتاب ها پر رنگ هندی، سریانی و یونانی به لهجه پهلوی نتیجه ها قابل توجهی را در ادامه داشت؛ مثلا حاصل دارای اهمیت نهضت تمدن در جمهوری اسلامی ایران، توسعه و مسجد غدیر فلاحی مشهد گسترش دانش پزشکی و بالندگی دانش نجوم و پُرباری ادبیات مذهبی و حماسی در کشورایران بود.[۱۳]
۶.۱ - تلاوت و تعبیر و تفسیر
دربین علم ها اسلامی، اولی علمی که رویش یافت دانش تلاوت و بعد از آن دانش تعبیروتفسیر بود. از در بین تابعین و شاگردان تابعین که در قرن نخستین و دوم میزیستهاند، ده نفرند که تحت عنوان دارای تخصص رشته تلاوت شناخته گردیدهاند. هفت نفر از آن ده نفر دارای اسم و رسمخیس و مشهورتر و معتبرترند که به آن ها «قرّاء سبعه» گفته میشود. مسجد غدیر بلوار معلم مشهد
آنها عبارتاند از: نافع بن عبدالرحمن (اهل ایران)، عبدالله بن کثیر (اهل ایران)، ابوعمرو بن العلاء (اهل ایران)، عبدالله بن عامر، عاصم بن ابیالنجود، حمزة بن حبیب (اهل ایران)، علی کسائی (اهل ایران) که برخی از این هفت نفر اهل ایراناند.
ایرانیان به عبارتیطور که به رشته خواندن قرآن اهتمام ورزیدند به حرفه تعبیر و تفسیر نیز اهتمام ورزیدند؛ مانند این مفسران: مقاتل بن سلیمان بن بشیر ازدی بلخی (متوفای ۱۵۰ق) از خراسان، [۱۴] [۱۵]علی بن ابراهیم قمی (نصف اولیه از قرن چهار هجری)، [۱۶] محمد بن مسعود سمرقندی (قرن چهارم هجری)؛ مالک تعبیر و تفسیر عیاشی، [۱۷] روحانی الطائفه ابوجعفر محمد بن حسن بن علی طوسی (متوفای ۴۶۰ق)؛ مولف «التبیان فی تعبیر القرآن» و مفسران اهل ایران دیگر.[۱۸]
۶.۲ - حدیث
یک کدام از میدانهای سرویس ایرانیان به اسلام در صحنه دانش و فرهنگ وتمدن، حرفه حدیث میباشد.
برخی از مشهورترین و معتبرترین کتاب ها حدیث شیعه و سنی[۱۹] عبارتاند از:
۱. کافی: تألیف ابوجعفر محمد بن یعقوب کلینی رازی. این مرد والا از روستایی به اسم «کلین» در مجاورت شهر ری میباشد. [۲۰]
۲. «اینجانب لا یحضره الفقیه»: تألیف ابوجعفر محمد بن علی بن بابویه قمی دارای شهرت به روحانی صدوق.[۲۱]
۳. «تهذیب الاحکام»: تألیف روحانی الطائفه ابوجعفر محمد بن حسن طوسی.
۴. «بحارالانوار»: تألیف علامه محمدباقر بن محمدتقی مجلسی. که اهل اصفهان بود.[۲۲] [۲۳]
۵. «درست بخاری»: تألیف محمد بن اسماعیل بخاری. این کتاب معتبرترین کتاب حدیث میان اهل تسنن به شمار میرود. بخاری اصلًا اهل بخارا یکیاز شهرهای اصلی خراسان قدیم میباشد. [۲۴] [۲۵] که امروز جزو شهرهای تاجیکستان میباشد.
۶. «درست مسلم»: مؤلف این کتاب مسلم بن حجاج نیشابوری میباشد.[۲۶] محل تولد مسلم نیشابور میباشد؛ به این جهت به وی نیشابوری اورده شده میباشد.
۶.۳ - فقه و فقاهت
ابن ندیم در «الفهرست» گردآوریای از کتابهای فقاهتی شیعه و مؤلفان آنانرا در بعدازظهر ائمه اطهار (علیهمالسلام) به عنوان «فقهاء الشیعه» اسم می برد که گردآوریای از فقهای بعد از ظهر ائمه اهل ایران بودهاند، [۲۷] هرچند نسبت به فقهای غیر اهل ایران آن بعدازظهر در اقلیتاند.[
به نقل از حوزه فی مابینالملل خبرگزاری تخمین، بعداز گردباد مسجد بابا قدرت مشهد توانمند «بریل» در ایالات متحده، هزاران نفر به مسجد النور در شهر هیوستون دفاع آوردند. این مسجد به طور 24 ساعته خوراک و مسجد بابا غدیر مشهد آب برای پناهندگان آماده مینماید.
ظواهر گییر، رئیس اجرایی مسجد النور بر نقش مسجد در مالامال کردن رخنههای ساختوساز گردیده در بین عموم تاکیدکرد.
همینطور به جهت نیازهای فرهنگی و مذهبی که به وسیله بقیه پناهگاهها برای عموم برآورده مسجد غدیر فلاحی مشهد نشده بود، آن ها به مسجد النور مراجعه کردند.
گیر اعلامکرد: «ما تنها بر نیازهای کسانی که به آنان سرویس می کنیم، متمرکز هستیم. مسجد غدیر بلوار معلم مشهد امیدواریم بعداز گذراندن این مرحله، نیازهای آنان را برآورده کنیم.»
علیرغم این بحرانها، مساجد و رهبران آنان بر استعداد جامعه برای گردبادهای بعدی و مداقه پشتیبانی متقابل و نیاز مداوم به امدادهای مالی تاکیدکردند.
گردباد بریل در ایالات متحده سبب به انقطاع برق 3 میلیون نفر و مرگ چهار نفر شد.
تعداد صفحات : 56

مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد؛ راهنمای برگزاری مراسم ختم و مجالس ترحیم