بیعت برای ولایتعهدی یزید
بیعت دریافت کردن برای خلافت پسرش یزید، بیش تر از هر مسأله دیگری سبب شد بخش اعظمی در مقابل وی بایستند و از وی عیب گیری نمایند. او از طرز مسلمانها در تعیین خلیفه از زمانه خلافت ابوبکر، خارج رفته بود.[۱۰۵] وی برای بقای نظامی که سازه کرده بود، می بایست حکومت ارثی پدید می آورد. عملی کردن اینگونه تصمیمی عمل سادگی خلا؛ چون عربها از پیشین، با حکومت ارثی آشنا نبودند و آشکار میباشد که معاویه از این که ثمره کوششهایی سی سالهاش در تأسیس حکومت اموی از دربین برود، میترسید. معاویه بر این یقین بود که تعیین خلیفه بایستی بین بنیامیه باقی بماند و بهاین خواسته یزید را به ولایتعهدی برگزید. از سایر سو وی نظریه داشت که راءس خلافت می بایست در مرزوبوم شام باشد؛ چون تمایل سیاسی آنها به سوی بنیامیه مسجد غدیر بلوار معلم مشهد بود.[۱۰۶]
موافق ماجرا مشهوری مغیرة بن شعبه معاویه را بدین درنگ واداشت.[۱۰۷] البته خویش معاویه نیز اینگونه تصمیمی داشت و حرف مغیره، استارت علنی ساختن آن دربین عموم بود.[۱۰۸] زیاد بن ابیه موضع متفاوتی داشت. زیاد اعتقاد و باور داشت که یزید بشر سستی میباشد و به شکار بیش تر از خلافت عشق و علاقه دارااست و برای خلیفه شدن مطلوب وجود ندارد و از سوی دیگر مجموعه مخالف، همچنان نیرومند مسجد غدیر فلاحی مشهد بودند.[۱۰۹]
معاویه پیشنهاد زیاد را به خواسته دوری از قیام امام حسن(ع) و فرزندان صحابه، عهده دار شد و اعلان ولایتعهدی یزید را تا ساخت حال و روز بهتری عقب انداخت. در عین حالا وی شخصیتهای مطرح مخالف ولایتعهدی یزید را از در بین برداشت. ابوالفرج اصفهانی در مقاتل الطالبیین میگوید:وقتی که معاویه قصد کرد که برای خلافت بعداز خودش به عایدی یزید از عموم بیعت بگیرد، برای امام حسن(ع) و سعد بن ابی وقاص کارشکنی چید و مخفیانه سم ارسال کرد، هر دوی آنها به مسافت تعدادی روز از جهان رفتند.[۱۱۰] حتی سازه بر برخی اقوال عایشه را نیز به همین برهان به قتل مسجد بابا غدیر مشهد رساند.[۱۱۱]
سختی ها ولایتعهدی یزید و اقدامات معاویه
مهمترین سختی ها ولایتعهدی یزید عبارت بودند از:
اقناع شخصیتهای تبارک حجاز به ویژه فرزندان صحابه مانند امام حسین(ع)، عبدالله بن زبیر، عبدالله بن قدمت و عبدالرحمان بن ابی دیده نشده و حتی بعضا شخصیتهای اموی مانند مروان بن حکم و سعید بن عاص. معاویه برای اقناع شخصیتهای گرانقدر حجاز به مروان بن حکم طومار نوشت که لحاظ عموم را برای تعیین جانشین او سوای بیان اسم یزید جویا گردد. هنگامی پاسخ مثبت اخذ کرد، به مروان طومار نوشت که خبر انتخاب یزید را به اگاهی برساند. همینطور در طومارای به کارگزارانش دستور بخشید که به ثنا از یزید بپردازند و هیأتهایی را از شهرهای تعالی به سوی وی گسیل داراهستند. در فیض هیأتهایی از عراق و دیگر شهرهای شام برای بیعت با وی آمدند.
به زودی پدیدار شد که مدینه بیش از سایر شهرهای اسلامی با این بیعت مخالف میباشد.[۱۱۲] امام حسین(ع)، عبدالله بن زبیر و عبدالله بن قدمت مسئله چینی برای خلافت یزید را رد کردند و مروان این مقاله را به معاویه خبر اعطا کرد.[۱۱۳] این چهار نفر توافق کردند که در شرایطیکه خلافت ارثی میباشد، وی بیش تر از یزید استحقاق خلافت داراهستند و در صورتی استدلال تعیین خلیفه تعیین اشخاص رفیعتر میباشد، معاویه بایستی برای خریداری کردن بیعت اهل حجاز مبادرت نماید. معاویه در آغاز نرمش علامت بخشید.[۱۱۴] و عملکرد کرد با عفوهای زیاد عموم را به سوی خود جلب نماید. شاعرانی زیرا عقیبه اسدی و عبدالله بن همام سلولی رکه از یزید کینه توزی داشتن د مسجد بابا قدرت مشهد ، با پول معاویه، تغییرو تحول موضع دادند.
معاویه در سال ۵۶ بیعت با یزید را به طور رسمیًاعلان کرد. در دمشق پایکوبی گزینش برگزار شد.[۱۱۵] معاویه برای خودداری از عصیان اهل حجاز به مدینه رفت و خواست میل معارضان را به بیعت با یزید ضمانت نماید. هنگامی که معاویه به مجاورت مدینه رسید، معارضان به مکه رفتند و سایر عموم مدینه با یزید بیعت کردند. معاویه مشقت بار خشمگین شد و تصمیم گرفت در ادامه معارضان برود. در مسجدالحرام با آن ها حرف اظهار کرد. ابن زبیر تحت عنوان سخنگو مخالفت را اظهارکرد و گفتوگو باخت خورد. معاویه بعداز آن با ترساندن و مجازات، معارضان را به استثنای امام حسین(ع) و عبدالله بن زبیر وادار به بیعت با یزید کرد.[۱۱۶]
بیعت برای ولایتعهدی یزید
بیعت دریافت کردن برای خلافت پسرش یزید، بیش تر از هر مسأله دیگری سبب شد بخش اعظمی در مقابل وی بایستند و از وی عیب گیری نمایند. او از طرز مسلمانها در تعیین خلیفه از زمانه خلافت ابوبکر، خارج رفته بود.[۱۰۵] وی برای بقای نظامی که سازه کرده بود، می بایست حکومت ارثی پدید می آورد. عملی کردن اینگونه تصمیمی عمل سادگی خلا؛ چون عربها از پیشین، با حکومت ارثی آشنا نبودند و آشکار میباشد که معاویه از این که ثمره کوششهایی سی سالهاش در تأسیس حکومت اموی از دربین برود، میترسید. معاویه بر این یقین بود که تعیین خلیفه بایستی بین بنیامیه باقی بماند و بهاین خواسته یزید را به ولایتعهدی برگزید. از سایر سو وی نظریه داشت که راءس خلافت می بایست در مرزوبوم شام باشد؛ چون تمایل سیاسی آنها به سوی بنیامیه مسجد غدیر بلوار معلم مشهد بود.[۱۰۶]
موافق ماجرا مشهوری مغیرة بن شعبه معاویه را بدین درنگ واداشت.[۱۰۷] البته خویش معاویه نیز اینگونه تصمیمی داشت و حرف مغیره، استارت علنی ساختن آن دربین عموم بود.[۱۰۸] زیاد بن ابیه موضع متفاوتی داشت. زیاد اعتقاد و باور داشت که یزید بشر سستی میباشد و به شکار بیش تر از خلافت عشق و علاقه دارااست و برای خلیفه شدن مطلوب وجود ندارد و از سوی دیگر مجموعه مخالف، همچنان نیرومند مسجد غدیر فلاحی مشهد بودند.[۱۰۹]
معاویه پیشنهاد زیاد را به خواسته دوری از قیام امام حسن(ع) و فرزندان صحابه، عهده دار شد و اعلان ولایتعهدی یزید را تا ساخت حال و روز بهتری عقب انداخت. در عین حالا وی شخصیتهای مطرح مخالف ولایتعهدی یزید را از در بین برداشت. ابوالفرج اصفهانی در مقاتل الطالبیین میگوید:وقتی که معاویه قصد کرد که برای خلافت بعداز خودش به عایدی یزید از عموم بیعت بگیرد، برای امام حسن(ع) و سعد بن ابی وقاص کارشکنی چید و مخفیانه سم ارسال کرد، هر دوی آنها به مسافت تعدادی روز از جهان رفتند.[۱۱۰] حتی سازه بر برخی اقوال عایشه را نیز به همین برهان به قتل مسجد بابا غدیر مشهد رساند.[۱۱۱]
سختی ها ولایتعهدی یزید و اقدامات معاویه
مهمترین سختی ها ولایتعهدی یزید عبارت بودند از:
اقناع شخصیتهای تبارک حجاز به ویژه فرزندان صحابه مانند امام حسین(ع)، عبدالله بن زبیر، عبدالله بن قدمت و عبدالرحمان بن ابی دیده نشده و حتی بعضا شخصیتهای اموی مانند مروان بن حکم و سعید بن عاص. معاویه برای اقناع شخصیتهای گرانقدر حجاز به مروان بن حکم طومار نوشت که لحاظ عموم را برای تعیین جانشین او سوای بیان اسم یزید جویا گردد. هنگامی پاسخ مثبت اخذ کرد، به مروان طومار نوشت که خبر انتخاب یزید را به اگاهی برساند. همینطور در طومارای به کارگزارانش دستور بخشید که به ثنا از یزید بپردازند و هیأتهایی را از شهرهای تعالی به سوی وی گسیل داراهستند. در فیض هیأتهایی از عراق و دیگر شهرهای شام برای بیعت با وی آمدند.
به زودی پدیدار شد که مدینه بیش از سایر شهرهای اسلامی با این بیعت مخالف میباشد.[۱۱۲] امام حسین(ع)، عبدالله بن زبیر و عبدالله بن قدمت مسئله چینی برای خلافت یزید را رد کردند و مروان این مقاله را به معاویه خبر اعطا کرد.[۱۱۳] این چهار نفر توافق کردند که در شرایطیکه خلافت ارثی میباشد، وی بیش تر از یزید استحقاق خلافت داراهستند و در صورتی استدلال تعیین خلیفه تعیین اشخاص رفیعتر میباشد، معاویه بایستی برای خریداری کردن بیعت اهل حجاز مبادرت نماید. معاویه در آغاز نرمش علامت بخشید.[۱۱۴] و عملکرد کرد با عفوهای زیاد عموم را به سوی خود جلب نماید. شاعرانی زیرا عقیبه اسدی و عبدالله بن همام سلولی رکه از یزید کینه توزی داشتن د مسجد بابا قدرت مشهد ، با پول معاویه، تغییرو تحول موضع دادند.
معاویه در سال ۵۶ بیعت با یزید را به طور رسمیًاعلان کرد. در دمشق پایکوبی گزینش برگزار شد.[۱۱۵] معاویه برای خودداری از عصیان اهل حجاز به مدینه رفت و خواست میل معارضان را به بیعت با یزید ضمانت نماید. هنگامی که معاویه به مجاورت مدینه رسید، معارضان به مکه رفتند و سایر عموم مدینه با یزید بیعت کردند. معاویه مشقت بار خشمگین شد و تصمیم گرفت در ادامه معارضان برود. در مسجدالحرام با آن ها حرف اظهار کرد. ابن زبیر تحت عنوان سخنگو مخالفت را اظهارکرد و گفتوگو باخت خورد. معاویه بعداز آن با ترساندن و مجازات، معارضان را به استثنای امام حسین(ع) و عبدالله بن زبیر وادار به بیعت با یزید کرد.[۱۱۶]

آشنایی با مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد؛ بررسی جایگاه مذهبی، فرهنگی و اجتماعی این مسجد