loading...

بهترین مرجع مسجد غدیر باباعلی مشهد

بازدید : 32
يکشنبه 26 مرداد 1404 زمان : 10:20


قاسم بن حسن (شهیدشدن سال ۶۱ هجری) از فرزندان امام حسن(ع) میباشد که در اتفاق کربلا به شهید شدن رسید. وی در شب عاشورا در جواب امام حسین(ع) که لحاظ اورا درباره ی مرگ پرسید، مرگ را شیرین‌خیس از عسل دانست. او در روز عاشورا به دست عمرو بن سعد بن نفیل ازدی به شهید شدن مسجد غدیر بلوار معلم مشهد رسید.

در برخی از منابع داستانی درباره تزویج او با یکی‌از دختران امام حسین(ع) با تیتر عروسی قاسم نقل گردیده است که عالمان زیادی همانند علامه مجلسی، میرزاحسین نوری، روحانی عباس قمی، مرتضی مطهری آن را غیرمعتبر شمرده‌اند، البته بعضا همانند ابوالحسن شعرانی گفته‌اند برهان بر رد این مقاله نیست. در عُرفِ سوگواریِ شیعه ها در کشور‌ایران، شب ۶ محرم به قاسم(ع) مسجد غدیر فلاحی مشهد تخصیص داراست.

معرفی
تاریخ تولد قاسم بن حسن تصویب نشده میباشد؛ با این حالا در مقتل خوارزمی آمده میباشد که او در هنگام شهید شدن به سن بلوغ نرسیده بود[۱] و در لباب الانساب تاثیر بیهقی، سن او به هنگام شهیدشدن ۱۶ سال تصویب گردیده‌است.[۲][یادداشت ۱] روحانی اثر گذار، مامان قاسم و عبدالله و عمرو بن حسن را یک کنیز دانسته[۳] که نام وی نُفَیله یا این که رَمْله میباشد؛[۴] البته در مقاتل الطالبین، مامان وی و ابوبکر بن حسن، مشترک دانسته مسجد بابا غدیر مشهد شد‌ه‌است.[۵]

نبو
امام حسن مجتبی (ع)
نبی اکرم
حضرت فاطمه‌ امام علی
امام حسن مجتبی
خوله ام بشیر ام اسحاق نَفیله بقیه همسران
حسن مثنی حسین طلحه فاطمه
حسن زید ام الحسن ام الحسین قدمت قاسم عبدالله
علی حسن
مالک فخ نفیسه ابوبکر ام عبدالله عبدالرحمن فاطمه مسجد بابا قدرت مشهد ام سلمه رقیه
حضور در اتفاق کربلا
بیان شده در شب عاشورای سال ۶۱ق زمانی که امام حسین(ع) به یارانش خبر اعطا کرد که روز بعد از آن کشته می‌شوند، قاسم بن حسن از وی پرسید: آیا اینجانب هم کشته میشوم؟ امام حسین از وی پرسید: مرگ در نزد تو به چه شکل میباشد؟ قاسم جواب بخشید: «یا این که عَمَّ اَحْلی مِن الْعَسَل: ای عمو شیرین‌خیس از عسل».[۶]امام حسین بعداز این جواب خطاب به قاسم ذکر کرد: فداک عمک عمویت فدایت باد. برخی از دانشمندان صادر شدن اینگونه گزاره‌ای را آن هم از سوی امام معصوم حاکی از محبت عمیق دانسته‌اند چنان‌چه مشابه این تفسیر را امام حسین روز تاسوعا خطاب به برادرش حضرت عباس هم بکار برده میباشد (ارکب بنفسی انت). [۷] قاسم بن حسن روز عاشورا به حضور امام حسین(ع) آمد تا اذن‌ی جنگیدن با معاندان را بگیرد. امام او‌را در آغوش گرفت و هر دو مدتی زاری کردند تا اینکه هر دو غش کردند. قاسم سماجت میکرد و دست و پای امام حسین(ع) را می‌بوسید تا این‌که امام به وی اذن اعطا کرد.[۸] قاسم در حالی که اشک از چشمانش می‌جاری شد به سمت میدان رفت و اینگونه رجز میخواند:

إن تُنكِروني فَأَنَا ابنُ الحَسَن‏
سِبطُ النَّبِيِّ المُصطَفى وَالمُؤتَمَن‏‏
در صورتیکه منرا نمی‌‏شناسيد، اینجانب پسر حسن‏
نواده پيامبرِ برگزيده و امين هستم
هذا حُسَينٌ كَالأَسيرِ المُرتَهَن‏
بَينَ اناسٍ لا سُقوا صَاینترنتَ المُزَن‏‏[۹]
اين حسين، همچون اسيرِ به گروگان گرفته گردیده‏
ميان مردمی كه خداوند از آب باران سیرابشان نسازد.
علی احمدی میانجی در مکاتیب الائمه از مدینة المعاجز نقل کرده که زیرا روز عاشورا، امام حسین(ع) با میدان رفتن قاسم مخالفت کرد قاسم یادش آمد پدرش بازو بندی به بازويش بست كه در آن تَعويذی (حِرز) جای‌دارد، كه بابا وصیت كرده، هر گاه غصه‌دار و اندوهگین شدی این بازوبند را گشوده كن و بخوان و مضمون‌‌اش را بفهم و مطلقاً به آن کار كن. قاسم به خودش بیان کرد سال‌ها میباشد كه بر تو قبل و چنين غم و غمی به تو هجوم نكرده، هم اکنون بايد بازو حایل را گشوده كنی و ورقۀ در آن را بخوانی. زمانی گشوده كرد روءیت کرد نوشته: «فرزندم به تو پیشنهاد میکنم هرگاه عمویت را در کربلا در محاصرۀ معاند دیدی، هیچوقت پیکار با معاندان آفریدگار و نبی پروردگار را رها مكن و از جانبازی در ركاب عمو امتناع نورز، در حالتی که عمو اجازۀ رفتن نداد به وی پافشاری كن تا اذن بگیری و از این طرز به روشن بختی جاودان دست یابی.» قاسم برخاست و نوشته را به عمویش حضرت حسين اعطا کرد. امام هنگامی خط اخوی را روئت کرد، دست به گردن قاسم انداخت، او‌را در آغوش گرفت و به وی اذن رفتن میدان بخشید. [۱۰][یادداشت ۲]

شهید شدن

بازدید : 31
سه شنبه 21 مرداد 1404 زمان : 14:03


علی بن حسن خُنَیزی (۱۲۹۱-۱۳۶۳ق)، از فقیهان و متکلمان امامی قرن سیزدهم و چهاردهم قمری. به جهت بحرینی بودن خاندانش، او‌را نیز دانا بحرینی مسجد غدیر بلوار معلم مشهد می‌شمارند.

خنیزی منسوب به خویشاوندان آل خنیز میباشد. او تحصیلاتش را در قطیف استارت نمود و در نجف به پایان رسانید. بعد به قطیف رجوع و برگشت و به درس دادن علم ها شرعی پرداخت و برای مدتی ذمه ‌دار منصب قضاوت مسجد غدیر فلاحی مشهد نیز شد.

از استادان وی در نجف می‌اقتدار به روضه خوان الشریعة اصفهانی و محمدکاظم خراسانی اشاره نمود. از او اثراتی چندین در فقه، اصول و صحبت به مکان باقی‌مانده میباشد. لی بن حسن خنیزی منسوب به آل خُنَیز میباشد این خویشاوندان در بحرین بومی بودند و بعد به قطیف مسافرت کردند. از این فامیل عالمان بزرگی ازجمله بابا خنیزی حسن بن مهدی و جدّش مسجد بابا غدیر مشهد برخاسته‌اند.

لقب لقب‌اش را ابوالحسن گذاشتند تا از برادرزاده‌اش (علی بن حسن علی خُنَیزی) که همنام و معاصر وی بود متمایز شود.[۱]

به دنیاآمدن و درگذشت
علی در ۱۲۹۱ق در قطیف متولد شد. و در ۱۳۶۳ق در همانجا درگذشت و در مقبرۀ حبّاکه به خاک مسجد بابا قدرت مشهد ودیعت شد.[۲]

فرزندان
دو بدن از فرزندان وی به اسم عبدالحمید و محمد سعید، شعر سرا و ادیب بودند. عبدالله، کتاب ذِکرَی الامامِ الخنیزی را دربارۀ معاش پدرش به رشتۀ تحریر درآورده که در ۱۳۷۰ق در نجف چاپ شد.[۳]

شغل‌های علمی
اساتید
خنیزی در آغاز در قطیف به مراقبت قرآن پرداخت. بعضا از استادان مقدمات علم ها شرعی وی عبارتند از:

محمد علی نَهَاش
عبدالله آل نصرالله
منصور جشّی محمد علی آل عبدالجبّار
او در ۱۳۱۳ق عازم مسافرت حج شد و یکسال بعد از آن برای کامل شدن دروس خویش به نجف رفت و نزد فقیهان زیر شاگردی کرد:

محمد هادی همدانی
محمد طه نجف
سید ابوتراب خوانساری
فتح الله بن محمد جواد نمازی پر اسم و رسم به روحانی الشریعة اصفهانی
محمدکاظم خراسانی
اذن قصه
او از سید ابوتراب خوانساری، آخوند محمد کاظم خراسانی، روحانی الشریعة اصفهانی و اسدالله شوشتری اذن ماجرا داشت.[۴]

شاگردان
برخی از شاگردان وی عبارتند از:

علی جشّی
فرج عمران قطیفی
منصور آل سیف[۵]
اثرها
از خنیزی اثراتی در فقه، اصول و سخن برجای باقیمانده میباشد.

اثرها شرعی

دلائل الاحکام فی تفصیل شرایع الاسلام: در فقه استدلالی که در دو مجلد در ۱۳۹۵ ق در نجف به چاپ رسیده میباشد.
رسالة فی عدة الحامل المتوفی عنها زوجها
المنهج فی العمرة و الحج یا این که نعم المنهج: دو توشه با تقریظ سید محسن حکیم و ابوالقاسم خویی در نجف به چاپ رسید.
نحوه النجاة یا این که رسالة الشّکّیة: درباره شکیات نماز.
رسالة الرضاع یا این که الرضاعیة و روش النجاة؛ رسالۀ عملیه اوست.[۶]
اثرها کلامی

الدعوة الاسلامیة الی وحدة اهل السنة و الامامیة یا این که الردّ علی (صراع الحق): در رد الصراع دربین الاسلام و الوثنیة عبدالله علی قصیمی که در ۱۳۷۶ق در بیروت چاپ گردیده است.
لسان الصدق در رد احقاق الحق موسی بن باقر اسکویی
بقیه اثر ها

روضة المسائل فی ثابت اصول الدین بالدلائل
رسالة فی اصول الدین
الخِلسة اینجانب الزمن فی مفهوم التسامح فی ادلة السنن: در اصول فقه
قَبسة العَجلان فی مفهوم الکفر و الایمان و الطاعة و العصیان، این چهار تاثیر و رسالۀ دینی عدّة الحاملدر یک مجلد در ۱۳۶۹ق در نجف به چاپ رسید.
المناظرات: بارها در نجف و بیروت به چاپ رسید.[۷]
رجوع به قطیف
خنیزی در ۱۳۲۸ برای زیارت امام رضا (ع) به کشور ایران مسافرت کرد و یک‌سال آن گاه به قطیف برگشت و به درس دادن و تربیت شاگردان پرداخت. مدتی نیز ذمه دار منصب قضاوت شوید.[مستلزم منبع]

پانویس
آقا گران قدر طهرانی، طبقات اعلام الشیعة، قسم۴، ص۱۳۹۰ و پانویس۱؛ امین، اعیان الشیعة، ج۸، ص۲۹۵
آقابزرگ طهرانی، طبقات اعلام الشیعة، قسم۴، ص۱۳۹۱-۱۳۹۲؛ امین، اعیان الشیعة، ج۸، ص۲۹۵
آقا تعالی طهرانی، طبقات اعلام الشیعة، قسم۴، ص۱۳۹۲-۱۳۹۳
بحرانی، انوار البدرین، ص۳۷۳۳-۳۷۸؛ آقا بلندمرتبه طهرانی، طبقات اعلام الشیعة، قسم۴، ص۱۳۹۱؛ امین، اعیان الشیعة، ج۸، ص۲۹۵
امین، اعیان الشیعة، ج۸، ص۲۹۵؛آقابزرگ طهرانی، الذریعة الی التصانیف الشیعة، ج۷، ص۲۴۰
آقا تبارک طهرانی، طبقات اعلام الشیعة، قسم۴، ص۱۳۹۲؛ امین، اعیان الشیعة، ج۸، ص۲۹۵-۲۹۶؛ امینی، معجم الرجال الفکر و الادب فی النجف، ص۱۶۰
امین، اعیان الشیعة، ج۸، ص۲۹۵؛ آقا تبارک طهرانی، الذریعة الی التصانیف الشیعة، ج۱۱، ص۸۷، ج۱۷، ص۳۵؛ برای تمامی اثرها نک: خنیزی، ذکری الامام الخنیزی، ص۸۵-۹۱؛ کورکیس عوّاد، معجم المؤلفین العراقیین، ج۱، ص۶۱؛ امینی، معجم المطبوعات النجفیة، ص۲۰۳، ۲۰۴

بازدید : 31
يکشنبه 19 مرداد 1404 زمان : 10:25


معاش‌طومار
گاه‌شمار معاش امام جواد(ع)

۱۰رجب ۱۹۵ق. به دنیا آمدن امام جواد(ع)[۹]
۲۰۰ق هجرت امام رضا(ع) به مرو
پایان صفر ۲۰۳ق شهید شدن امام رضا(ع) و استارت امامت جوادالائمه[۱۰]
۱۵ ذی‌الحجه ۲۱۲ق به دنیا آمدن امام هادی(ع)[۱۱]
۲۱۴ق ولادت موسی مبرقع[۱۲]
۲۱۵ق وصلت با ام الفضل[۱۳]
۱۸رجب ۲۱۸ق مرگ مأمون و شروع خلافت معتصم[۱۴]
۲۸محرم ۲۲۰ق احضار امام جواد(ع) به بغداد به وسیله معتصم[۱۵]
انتها ذ‌ی‌القعده ۲۲۰ق شهید شدن مسجد غدیر بلوار معلم مشهد امام جواد(ع)[۱۶]
نبو
امام جواد(ع) سال ۱۹۵ قمری در مدینه دیده به جهان گشود.[۱۷] درباره روز و ماه تولد وی اختلاف میباشد.[۱۸] بیشتر منابع، میلاد او‌را در ماه رمضان دانسته‌اند.[۱۹] بعضی روز آن را ۱۵ رمضان[۲۰] و بعضا دیگر ۱۹ رمضان[۲۱] گفته‌اند. روضه خوان طوسی در مِصْباحُ الْمُتَهَجِّد، میلاد اورا ۱۰ رجب بیان مسجد غدیر فلاحی مشهد نموده است.[۲۲]

سازه بر روایتی که در کافی نقل شد‌ه‌است، پیش از میلاد جوادالائمه، برخی از واقفیان به جهت فرزندنداشتن امام رضا(ع)، در امامت وی شک وتردید کردند.[۲۳] ازاین‌رو هنگامی جوادالاَئمه چشم به جهان گشود، امام رضا(ع) او‌را مولودی پربرکت برای شیعه‌ها تعریف کرد.[۲۴] با این حالا بعد از به دنیاآمدن حضرت جواد نیز بعضی از واقفیان، انتساب وی به امام رضا(ع) را منکر شدند. آن‌ها می‌گفتند جوادالاَئمه از لحاظ صورت به پدرش همانندی ندارد؛ تا اینکه قیافه‌شناسان را حاضر کردند و آن‌ها امام جواد(ع) را فرزند امام رضا(ع) مسجد بابا غدیر مشهد دانستند.[۲۵]

درباره معاش امام جواد(ع)، داده ها چندانی در منابع تاریخی نیامده میباشد.[۲۶] برهان آن را محدودیت‌های سیاسی حکومت عباسی، تقیه و قدمت کوتاه وی دانسته‌اند.[۲۷] وی در مدینه معاش می کرد. سازه بر گزارش ابن‌بیهق، یک توشه برای دیدار بابا به خراسان مهاجرت کرد.[۲۸] بعداز امامت نیز یک سری توشه از سوی خلفای عباسی به بغداد احضار مسجد بابا قدرت مشهد شد.[۲۹]

تزویج
مأمون عباسی در سال ۲۰۲ [۳۰] یا این که ۲۱۵ق[۳۱] دختر خویش اُم‌ُّالفَضل را به عقد امام جواد(ع) درآورد. برخی گفته‌اند احتمالاً در دیداری که جوادالائمه با پدرش در طوس داشته،[۳۲] مأمون ام‌الفضل را به عقد وی درآورده میباشد.[۳۳] به گفته ابن‌کثیر (۷۰۱-۷۷۴ق) تاریخ‌نگار اهل‌سنت، خطبه عقد امام با دختر مأمون در طول حیات امام رضا خوانده شد؛ ولی مراسم وصلت آنان در سال ۲۱۵ق در شهر تکریت عراق ایفا شد.[۳۴]

به نقل از منابع تاریخی، تزویج جوادالاَئمه با ام‌الفضل، به درخواست مأمون شکل گرفت.[۳۵] گفته‌اند مقصود مأمون از این درخواست این بود که پدربزرگِ فرزندی از نسل نبی(ص) و امام علی(ع) باشد.[۳۶] به نقل از روضه خوان موءثر در کتاب الارشاد، مأمون به دلیل شخصیت علمی محمد بن علی(ع) و نیز فضل و ادب، علم، حکمت، وقار و کمال عقل بی‌نظیری که با وجود سن معدود در امام رویت کرد، دختر خویش را به وصلت آن حضرت درآورد؛[۳۷] البته نبی جعفریان (زاده ۱۳۴۳ش) تاریخ‌پژوه شیعه، بر این میباشد که‌این وصلت با علت سیاسی صورت گرفته میباشد؛ مثلا این علت که مأمون می‌خواست از این شیوه، امام جواد و رابطه وی با شیعه ها را در اختیار گرفتن نماید[۳۸] یا این که خویش را به علویان علاقمند آرم دهد و آن‌ها‌را از قیام علیه خویش گشوده داراست.[۳۹] به نقل از روضه خوان موءثر، این وصلت اعتراض برخی دور‌وبری ها مأمون را درپی داشت؛ چون بیم آن داشتند که خلافت، از عباسیان به علویان منتقل گردد.[۴۰] امام جواد(ع)، مهریه ام‌الفضل را متساوی مهریه حضرت فاطمه(س) (۵۰۰ درهم) انتخاب کرد.[۴۱] امام از ام‌الفضل صاحب و مالک فرزندی نشد.[۴۲]

همسر دیگر جوادالائمه، سَمانه مغربیه میباشد[۴۳] که کنیز بود و به امر خودش خریداری شد.[۴۴] کلیه فرزندان امام جواد از سمانه بودند.[۴۵]

فرزندان
نبو
امام جواد (ع)
فرستاده اکرم
حضرت فاطمه‌ امام علی
امام حسین
امام سجاد
امام محمد باقر
امام جعفر درستگو
امام موسی کاظم
امام رضا
سمانه مغربیه امام جواد
امام هادی(ع) موسی مبرقع حکیمه زینب فاطمه خدیجه
امامه ام کلثوم ام محمد ابواحمد حسین ابوموسی عمران
بنابر نقل روحانی موءثر، امام جواد(ع) چهار فرزند به اسم‌های علی، موسی، فاطمه و امامه داشت.[۴۶] برخی، دختران امام را سه بدن به اسم‌های حکیمه، خدیجه و ام‌کلثوم میدانند.[۴۷] در بعضا از منابع مرتبط با قرن چهاردهم قمری، ام‌محمد، زینب و میمونه نیز دختران آن حضرت دانسته گردیده‌اند.[۴۸]در کتاب منتهی‌الآمال، به گزارش ضمانت کننده بن شدقم آمده میباشد که امام جواد(ع) چهار پسر به اسم‌های ابوالحسن امام علی نقی(ع)، ابواحمد موسی مُبَرقَع، حسین، عمران، و چهار دختر به اسم‌های‌ فاطمه، حکیمه، خدیجه و ام‌کلثوم داشته میباشد.[۴۹] بعضا دیگر نیز تعداد فرزندان امام جواد(ع) را سه پسر به اسم‌های امام علی نقی(ع)، موسی مُبَرقع، یحیی و پنج دختر به اسم‌های فاطمه، حکیمه، خدیجه، بهجت و بُرَیهه دانسته‌اند.[۵۰]

شهیدشدن

تصویری کهن از مقبره کاظمین
امام محمد تقی(ع) در حکومت عباسی، دو توشه به بغداد احضار شد: مسافرت اولیه در حین مأمون چندان زمان بر خلا.[۵۱] توشه دوم، در ۲۸ محرم سال ۲۲۰ق، به امر مُعتصم عباسی وارد بغداد شد و در ذی‌القعده[۵۲] یا این که ذی‌الحجه[۵۳] به عبارتی سال در بغداد به شهیدشدن رسید. روز شهیدشدن او، در بیشتر منابع، پایان ذی‌القعده میباشد؛[۵۴] البته در بعضی منابع تاریخ شهید شدن وی ۵ ذی‌الحجه[۵۵] یا این که ۶ ذی‌الحجه[۵۶] مذکور میباشد. پیکر اورا در کنار جدش موسی بن جعفر(ع) در بقعه قریش در کاظمین به خاک سپردند.[۵۷] وی جوان‌ترین امام شیعه‌ها هنگام شهید شدن بوده میباشد و سن وی هنگام شهید شدن را ۲۵ سال گفته‌اند.[۵۸]

برخی انگیزه شهیدشدن او را سعایت ابن‌ابی‌دؤاد، حکم دهنده وقت بغداد نزد معتصم دانسته‌اند. عامل آن هم پذیرفته‌شدن حیث امام درباره حکم فقاهتی جدا دست دزد بود که منجر شرم ساری ابن‌ابی‌دؤاد و شماری از فقیهان و درباریان گردیده بود.[۵۹]

درباره کیفیت شهید شدن پیشوای نهم شیعه‌ها نظرها مختلفی وجود دارااست. در بعضی از منابع آمده میباشد که معتصم بوسیله منشیِ یک کدام از وزیرانش او‌را مسموم کرد و به شهید شدن رساند.[۶۰] بعضی معتقدند که معتصم بوسیله اُم‌الفَضل وی را مسموم کرد.[۶۱] به نقل از مسعودی تاریخ‌نگار قرن سوم قمری، معتصم و جعفر بن مأمون در پندار کشتن محمد بن علی(ع) بودند. زیرا جوادالائمه از ام‌الفضل فرزندی نداشت، بعداز مرگ مأمون، جعفر خواهرش (ام‌الفضل) را تحریک کرد که محمد بن علی را مسموم نماید. آن‌دو (با هم‌دستی معتصم) انگوری را به سم آغشته کردند و به امام خوراندند. ام‌الفضل بعد از آن که امام را مسموم کرد، منصرف شد. امام به وی خبر بخشید که به بلایی مبتلا میشود که قابل‌معالجه نباشد.[۶۲] درباره کیفیت شهیدشدن حضرت جواد به دست ام‌الفضل گزارش‌های دیگری نیز وجود داراست.[۶۳]

بازدید : 17
پنجشنبه 16 مرداد 1404 زمان : 10:18


عَبْدُالْمَلک بْن اَعَْین شَیبانی کوفی، مُلقّب به ابو ضُرَیس، یک کدام از بزرگان آل اعین و از اصحاب خاص و گزینه وثوق امام باقر(ع) و امام راستگو(ع) میباشد. بعداز وفات وی امام درست گو(ع) در حقش فرمود مانند وی هنوز به عالم نیامده میباشد. احادیث پاره ای از وی به دست ما مسجد غدیر بلوار معلم مشهد رسیده میباشد.

اول شیعه آل اعین
سنسن، جد عبدالملک راهب و پدرش اعین مسیحی بود. بر تاثیر جنگی که دربین مسلمان ها و روم چهره بخشید، اعین بوسیله مسلمانها اسیر شد. بعد یک نفر از خاندان بنی شیبان اورا خرید و اعین به دست وی مسلمان شد. محمد تقی شوشتری گفته میباشد اعین سنی بود و به تبع وی، فرزندانش سنی بوده‌اند، بعد از آن عده ای از آن ها شیعه مسجد غدیر فلاحی مشهد شدند.[۱]

طبق برخی خبر ها، اولیه شیعه آل اعین، عبدالملک بود. وی به وسیله با تقوا بن میثم رهنمون گشت، بعد برادرش حمران به دست ابوخالد کابلی درین سلک درآمد. طبق گزارشی دیگر، اول فرزند اعین که به دنبال آل علی(ع) شد، ‌ام الاسود، خواهر عبدالملک بود که محصل ابوخالد کابلی بود و از روش وی با امام راست گو(ع) و مذهب شیعه آشنا گشت و برادرانش را نیز با این امام مرتبط مسجد بابا غدیر مشهد گردانید.[۲]

مقام عبدالملک نزد ائمه
اخوی عبدالملک به اسم زراره که از فقهای طراز اولیه شیعه در قرن دوم و سوم هجری بود گوید:

امام درست گو(ع) پس از مرگ عبدالملک فرمود: «‌خداوندا! ما اهل بیت در لحاظ ابوضریس شایسته ترین خوی تو بودیم. پس او‌را در روز قیامت در زمره آل محمد ـ که صلوات تو به وی باد ـ قرار ده! بعد از آن امام فرمود: آیا او‌را در خواب چشم‌ای؟ پهنا کردم: نه. امام فرمود: سبحان الله! مثل ابوضریس کجاست؛ مانند وی هنوز به جهان نیامده مسجد بابا قدرت مشهد میباشد!‌»
مامقانی، بعد از نقل داستان فوق و تحقیق احادیث متعدد و کنکاش در خاطرنشان کرد‌وگوی علما درباره عبدالملک گوید:

از دعای فراوان امام راست گو(ع) در حق او و ارسال کردن عفو و بخشش بر وی و درخواست از پروردگار بر پایه ی قرار دادن عبدالملک در زمره آل محمد(ص) در روز قیامت و این که فرمود:‌ «مثل ابوضریس هنوز به جهان نیامده میباشد‌»، استعمال میکنیم عبدالملک شخصی موثق بود، بلکه در اعلا سکو وثاقت بود، چون صدور اینگونه مدایح و عکس العمل‌هایی به وسیله امام در حق هر که عادل و موثق و امین وجود ندارد، نامعقول است، چون ائمه اطهار(ع) اهل مبالغه و مغالطه نبودند.[۳]
شاهد آتی خبری میباشد که امام باقر(ع) تنی چند از اثرها امیرالمومنین(ع) را که از علم ها پنهان و اسرار اهل بیت(ع) به‌شمار می آید، به عبدالملک آرم بخشید و لحاظ اورا درباره انگیزه تایپ کردن آنها سئوال کرد و عبدالملک با دانایی و دیدگاه، جواب بخشید.[۴]

علی بن سعید گوید: نزد امام راستگو(ع) نشسته بودم. کنار حضرت، محمد بن عبدالله بن علی بود. در آن مجلس عبدالملک بن اعین و... بودند. امام رو به ما کرد و فرمود: بشارت باد شمارا! آیا بدین راضی نیستید که در روز قیامت به علی متمسک گردیده‌اید و علی به فرستاده آفریدگار(ص) متمسک گردیده است؟[۵] از قصه فوق رده والای اهل مجلس به عنوان مثال عبدالملک به دست میاید.

حسین بن موسی گوید: در سالی امام راستگو(ع) با اصحاب خود به مکه شرفیاب شد و از حالا عبدالملک بن اعین سوال نمود و فرمود: آیا وی از عالم رفت؟ پهنا کردم: بله... امام فرمود: پس بیا با ما تا بر راز قبرش برویم و برای وی دعا کنیم.[۶] از این خبر فهمیده می شود قبر عبدالملک در مکه میباشد، اما طبق تصریح روضه خوان صدوق، قبر او در مدینه میباشد و امام درستگو(ع) و اصحابش به زیارت وی رفتند.[۷]

وکالت
بعضا قراین به واسطه‌گری عبدالملک در رساندن مسائل عموم به امام و ارسال جواب‌ها دلالت دارااست که گویای متکی بودن امام به وی میباشد.

شاید بتوان از شواهد استعمال بیشتری کرد و خاطرنشان کرد که وی یکی‌از وکلای وی در شهر کوفه بوده که به مسائل شرعی ـ‌کلامی عموم جواب می‌گفته، گردآوری وجوه دینی نیز به دست وی جاری ساختن می‌پذیرفته میباشد. یک کدام از نماد‌های این داعیه، طومار عبدالرحیم قصیر به امام راست گو(ع) به خط عبدالملک و جواب آن به وسیله حضرت به دست عبدالملک میباشد که در آن درباره معنای ایمان پرسیده بود.[۸] این طومار یکی ذخایر گرانبها شیعی میباشد، زیرا در آن به مهم ترین عقاید کلامی آن بعد از ظهر اشاره شد‌ه‌است.

ارادت به ائمه هدی علیهم السلام
از برخی احادیث استنباط می شود عبدالملک ضمن عشق و علاقه وافر به امام باقر(ع) و امام درست گو(ع) و دیگر ائمه هدی، دلداده امام مهدی(ع) بود و درانتظار ظهور حضرت به راز میبرد. در گزارش ابوبکر حضرمی میخوانیم:

عبدالملک بن اعین اظهار کرد: زمانی که نزد امام باقر(ع) بودم، خاطر امام مجال افتادم. ایستادم و گریستم و پهنا کردم: امیدوارم در حالی که قدرت دارم، ظهور حضرت را دریابم.[۹]

بازدید : 37
سه شنبه 14 مرداد 1404 زمان : 13:55


تزویج
ام ایمن کنیز و آزاد شدۀ نبی(ص) بعداز درگذشت شوهرش عبید بن زید خزرجی، با زید بن حارثه، تزویج کرد و اسامه بن زید از وی دیده به جهان گشود.[۱۶] از این رو لقب وی ابواسامه مسجد غدیر بلوار معلم مشهد ود.

بعداز سفر زینب بنت جحش به مدینه، رسول(ص) از وی برای زید خواستگاری نمود. زینب قبل از خواستگاری گمان می کرد که فرستاده قصد دارااست او‌را برای خود خواستگاری نماید، ذوق زده شد، البته بعد از آنکه اخذ رسول او را برای زید خواستگاری نموده است، مخالفت نمود، ولی زیرا نبی را به‌این تزویج راضی روءیت کرد، با درخواست وصلت موافقت کرد.[۱۷] ولی همواره دربین زینب و زید کشاکش وجود داشت[۱۸] و زید از بداخلاقی زینب نزد نبی گلایه می برد، رسول اورا به شکیبایی و تحمل همسر دعوت میکرد.[۱۹] تا آنکه آخر و عاقبت نبی در سال ۵ قمری به امر آفریدگار به طلاق آن دو حکم مسجد غدیر فلاحی مشهد بخشید.[۲۰][یادداشت ۱]

زید بعد از طلاق با زینب با ام کلثوم دختر عقبه وصلت کرد، ام کلثوم زید بن زید و رقیه را برای وی به عالم آورد، آن‌گاه ام کلثوم را جدایی بخشید و با دُرَّه بنت ابی لهب بن عبدالمطلب وصلت کرد و بعداز طلاق از وی با هند بنت العوام، خواهر زبیر تزویج مسجد بابا غدیر مشهد کرد.[۲۱]

حضور در نبرد‌ها
زید فرماندهی سریه‌های قَرَدَه،[۲۲] جموم (ربیع الثانی سال ۶ قمری)، عیص (جمادی الاولی سال ۶ ق)، طرف (جمادی الثانی سال ۶ ق)، حسمی(جمادی الثانی، سال ۶ قمری) و وادی القری (رجب سال ۶ قمری) و پیکار موته را بر ذمه داشته مسجد بابا قدرت مشهد میباشد.[۲۳]

فرستاده اکرم در برخی سفرها زید را جانشین خویش معرفی می کرد.[۲۴] وی در مبارزه بدر حضور داشت، و حنظلة بن ابی سفیان را کشت.[۲۵] بعد از پیکار پیامبر خداوند(ص) زید ‌بن حارثه و عبدالله ‌بن رواحه را از اثیل به مدینه ارسال کرد تا خبر موفقیت مسلمان ها را به مدینه برسانند.[۲۶]

فرماندهی نزاع موته
زید در سال هشتم قمری از سوی فرستاده اکرم فرماندهی سپاه سه هزار نفری اسلام را در نزاع موته برعهده داشت، فرستاده فرموده بود در شرایطی‌که زید کشته شد، جعفر بن ابی طالب درفش را در مشت گیرد و و در‌صورتی‌که وی نیز کشته شد عبدالله بن رواحه فرمانده باشد.[۲۷]

شهید شدن و آرامگاه
زید سال ۸ق در نزاع موته، یاور با جعفر بن ابی طالب و عبدالله بن رواحه به شهیدشدن رسید، فرستاده با شنیدن خبر شهید شدن وی متأثر شد و برایش طلب مغفرت کرد.[۲۸] واز وی و جعفر طیار هم زمان به خیر خاطر کرد.[۲۹] سن اورا هنگام درگذشت ۵۵[۳۰] و ۵۰ سال[۳۱] بیان کرده‌اند. حسان بن اثبات در مرگ وی و عبدالله بن رواحه شعری سروده میباشد.[۳۲]

إنّ زیدا قد کان اینجانبّا بأمر
لیس أمر المکذّب المغرور
ثم جودی للخزرجی بدمع
سیدا کان ثمّ غیر نزور

قبور شهدای موته در روستای مزار در ۱۲ کیلومتری جنوب کَرَک در مرزو بوم اردن واقع گردیده است.[۳۳] به گفته بعضا منابع، جعفر بن ابی طالب، عبدالله بن رواحه و زید بن حارثه در یک قبر دفن گردیده‌اند.[۳۴] در سال‌های ۱۹۳۰ تا ۱۹۳۴ میلادی، به فرمان ملک عبدالله بن ملک حسین شاه اردن، مسجدی با سه گنبد و دو مناره در محل زیارتگاه جعفر طیار تاسیس و دو گنبد خرد‌خیس نیز بر روی قبور زید بن حارثه و عبدالله بن رواحه ساخته شد.[۳۵] مرقد جعفر طیار و زید بن حارثه، در روز ها عاشورا محل تجمع محبان امام حسین(ع) در اردن میباشد البته دولت این سرزمین از تعدادی سال پیش بازدارنده از برگزاری مراسم سوگواری امام حسین می شود.[۳۶]

ماجرا
اسامه از پدرش زید بن حارثه احادیثی نقل نموده است.[۳۷]

بازدید : 17
يکشنبه 12 مرداد 1404 زمان : 17:27


علی بن اسماعیل میثمی پر اسم و رسم به ابن‌میثم یا این که ابوالحسن میثمی متکلم شیعی قرن دوم و سوم قمری که بدون واسطه از امام رضا(ع)، حدیث نقل نموده است. ابن‌ندیم او‌را اولیه کسی دانسته که مطابق مذهب امامیه به حرف پرداخته میباشد. اجداد و فامیل اورا از علما و اصحاب اهل بیت(ع) دانستند که مثلا آنان میثم تمار بوده میباشد. نجاشی، ابن‌میثم را از صورت‌های کلامی عصر خویش می داند. علی بن اسماعیل مناظره‌های مختلفی را با فرق و مذهب‌ها متعدد مثلا معتزله و واقفه داشته و اسم ممطوره را وی به واقفه داده میباشد. وی در حرف از شاگردان هشام بن حکم مسجد غدیر بلوار معلم مشهد بوده میباشد.

ولادت
علی بن اسماعیل دارای شهرت به ابن‌میثم یا این که ابوالحسن میثمی از اصحاب امام رضا(ع)[۱]، از موالی بنی‌اسد و از نوادگان میثم تمار بوده میباشد[۲] تاریخ ظریف به دنیاآمدن وی در منابع بیان نشده و صرفا به قرن دوم هجری قمری اشاره گردیده است. نجاشی گفته میباشد که وی در کوفه متولد گردیده و به بصره نقل‌جای مسجد غدیر فلاحی مشهد نموده است.[۳]

منابع نقل می‌نمایند وی در خاندانی دانا رویش یافت[۴] و اجدادش کلیه از بزرگان و علمای بعدازظهر خود بودند که در رأس آنان میثم تمّار بوده میباشد.[۵]سازه بر گزارش منابع، علی بن اسماعیل در بین سال‌های ۲۱۰ تا ۲۱۵ق نزدیک به ۸۰ تا ۸۵ سالگی از عالم رفته مسجد بابا غدیر مشهد میباشد.[۶]

منزلت علمی
از وی در علم ها مختلفی زیرا سخن، فقه، تاریخ، تعبیر و تفسیر و حدیث مطالبی نقل کردند و هم‌اینگونه او‌را در بعضا از این علم ها بر سایرافراد مقدم دانسته‌اند.[۷]اکثری از شخصیت‌ها هم‌زیرا ابن‌ ندیم[۸] سعدبن عبدالله اشعری قمی[۹] روحانی طوسی[۱۰] و علامه حلی[۱۱] در کتاب‌های خویش شخصیت کلامی ابن‌ میثم را این‌سیرتکامل تعریف کردند؛ ابن‌‌میثم اولی فردی میباشد که در مذهب امامیه به مشاجره و مصاحبه پرداخته، کتاب تألیف نموده و شغل کلامی‌-فنی نموده است یا این که نجاشی میگوید علی بن اسماعیل از صورت‌های کلامی عصر خویش بوده مسجد بابا قدرت مشهد میباشد.[۱۲]

مناظره
روحانی موثر گزارش کرده که علی بن میثم در رشته مناظره قدرتمند بوده و مناظره‌هایی از وی با بزرگان معتزله را مانند ابوالهذیل علاف، ضرار ضبی و نظام نقل نموده است.[۱۳] و برخی مناظره‌های وی با بزرگان معتزله را در بغداد پر اسم و رسم دانستند.[۱۴]

فقه و تاریخ
اشاره گردیده که علی بن اسماعیل به فقه و تاریخ امامان آشنا بوده میباشد. احادیث فقاهتی وی در کتاب ها اربعه شیعه آمده میباشد.[۱۵]منابع حاکی از آن میباشد علی بن اسماعیل از علمای هم‌بعدازظهر خود با خبر‌خیس و آشنا‌خیس به تاریخ زندگانی و فرزندان ائمه(ع) بوده میباشد.[۱۶]

مرجعیت فکری
علی بن اسماعیل شاگردان و یارانی را تربیت نموده است، گفتند وی به‌تیتر واسطه جریان هشام بن حکم با مابعد خویش میباشد و تعبیراتی مانند «اینجانب اصحاب میثم» یا این که «مَن تابعه» و «میثمیه» اشاره به ادامه مکتب کوفه در اصحاب علی بن اسماعیل داراست.[۱۷]

اساتید ابن‌میثم
مشایخ و راویان
او از امام رضا(ع) به طور بی واسطه ماجرا کرده، [۱۸] هم‌اینگونه از اشخاص دیگری نیز به نقل حدیث پرداخته میباشد[۱۹] بعضی از این راویان عبارتند از:

مخلوق الاعلی ‌بن اعین
اسماعیل بن‌ شعیب بن‌ میثم
محمد بن‌ حکیم خثعمی
ربعی بن ‌عبدالله بن‌ جارود
منصور بن‌ حازم بجلی
فضیل بن‌ زبیر رسان
مدرس در حرف
بر طبق منابع مو جود معلم وی در سخن هشام بن حکم بوده میباشد و وقتی که هشام فراروگریز کرد ابن‌ میثم به فرمان هارون به زندان به زمین خورد و وقتی در زندان خبر وفات معلم خویش را شنید نقل می‌نماید: «در شرایطی‌که هشام کشته گردد دانش با وی دفن می شود» و از هشام با عبارت عضدنا و شیخنا و المنظورالیه فینا یادکرده میباشد.[۲۰]

شاگردان
بعضا از عده ای که در حوزه نقل حدیث از وی ماجرا نقل کرده‌اند:[۲۱]

حسین بن سعید اهوازی
اسماعیل بن ابی زیاد سکونی
داود بن‌ مهزیار
جعفر بن‌ احمد بن‌ ایوب سمرقندی
اثر ها
در منابع، اساسی (متنی مکتوب حاوی روایاتی که مستقیما از امام شنیده شد‌ه‌است) به وی منسوب شده میباشد.[۲۲] و بعضا اثرها دینی و کلامی[۲۳] دیگر وی عبارتند از:

کتاب الإمامة
کتاب مجالس هشام بن حکم
کتاب المتعة
کتاب الاستحقاق
الکامل
کتاب الطلاق
کتاب النکاح
نگرش اعتقادی و کلامی
توحید
براساس بعضا گزارش‌ها، ابن‌میثم به ضروری بودن آشنایی معبود اعتقاد داشته میباشد. همۀ معارف و مثلا معرفت الهی، از طریقه علی بن اسماعیل، اضطراری‌اند و وجود صانع را از روش عامل نظم(نهایت‌مندی) ثابت نموده است.[۲۴] هم‌اینگونه آورده شده میباشد که وی صفات خداوند را عین ذات وی میداند.[۲۵]

نبوت
منابع گزارش کرده‌اند که علی‌بن‌اسماعیل مقام رسول را ویژه ‌دانسته که از جانب پروردگار انتخاب می‌شود؛[۲۶]وی دانش فرستاده را دانش معمولی نمی‌داند و بر این یقین میباشد که دانش آن حضرت از سوی معبود به فرستاده داده گردیده است.[۲۷]

امامت
علی بن اسماعیل قائل به بایستگی وجود امام بوده[۲۸] وی امامت را منصبی الهی ‌دانسته که فرستاده آن را انتخاب نموده است، [۲۹] منابع شیعه و سنی، استدلال ها و مناظره‌های زیادی را از او تصویب و ضبط کرده‌اند. وی امام را، عالِم به آحاد کارها نه و شر عالَم می داند[۳۰] و قائل میباشد امام به لهجه‌های متفاوت هر حوزه‌ صحبت می گوید.[۳۱]

ابن‌میثم و واقفه
واقفیان با اسم ممطوره نیز شناخته میگردند در ارتباط با این اصطلاح و وجه‌تسمیه آن آورده‌اند این تیتر اساسا از ادغام مازاد «کلاب ممطوره؛ سگان باران‌خورده» گرفته‌گردیده‌است، سبب ساز نامیده شدن آنان بدین کنیه، این میباشد که روزی علی‌بن‌اسماعیل میثمی و یونس بن عبد و بنده الرحمن، با بعضی از فرقه واقفه راجع‌به امامت پس از امام کاظم ع مناظره کرده‌اند و زیرا کلام آن‌ها شدیدشد و آن ها از قبول ادله رمز گشوده زدند، علی‌بن‌اسماعیل رو به آن‌ها کرده و گفته میباشد: «ما أنتم اینجانب الشیعة و إنّما أنتم کلاب ممطوره».[۳۲] این تشبیه ابن‌میثم به‌این‌جهت بوده که اینان هر چه بیشتر پیش می‌رفتند لجاجت بیشتری می‌کردند و گویی از جهت فکری بسیار بد بو‌خیس می‌شدند مانند سگی که هر چه بیشتر باران‌خورده گندیده‌خیس گردیده‌است.

بازدید : 19
سه شنبه 7 مرداد 1404 زمان : 11:58

از رخ‌های منفور اتفاق کربلا نزد شیعه ها و از تیراندازان سپاه قدمت بن سعد در روز عاشورا و آدم کش عبدالله بن حسین و عبدالله بن حسن بود و در شهیدشدن عباس بن علی(ع) نیز نقش داشت. حرمله بعد از قیام مختار، به فرمان مختار کشته شد.معاش، حرمله از قوم و قبیله بنی‌اسد بود.[۱] منابع تاریخی درباره به دنیا آمدن و معاش وی قبل از حادثه عاشورا چیزی ذکر نکرده‌اند. در بعضی منابع اسم وی حرملة بن کاهن تصویب گردیده‌است.[۲] وی در قیام مختار کشته مسجد غدیر بلوار معلم مشهد شد.[۳]

روز عاشورا، حرمله، روز عاشورا از تیراندازان سپاه قدمت بن سعد بود. وی با تیری عبدالله بن حسین، نوباوه شیرخوار امام حسین(ع) را در دامان پدرش به شهیدشدن رساند.[۴] همینطور آدم کش عبدالله بن حسن نیز معرفی گردیده[۵] و در شهیدشدن عباس بن علی(ع) نیز نقش داشت[۶] و حمل کننده راز وی به کوفه بود.[۷] ابن اثیر از او تحت عنوان قتل کننده ابوبکر بن حسن نیز خاطر نموده است.[۸] بَلاذُری در اَنْساب الاَشراف نقل نموده است حرمله با گروهی، هر مورد به عباس ضربه‌ای زدند و اورا مسجد غدیر فلاحی مشهد کشتند.[۹]

در الامالی روضه خوان طوسی، حرمله حمل کننده راز امام حسین(ع) معرفی گردیده‌است.[۱۰] لعن و نفرین حرمله از سوی اهل‌بیت، حرمله در زیارت حیطه تیرانداز به علی‌اصغر و آدم کش وی معرفی و لعن گردیده‌است.[۱۱] به گفته منهال بن عمرو در سفری که به حج داشت و در مدینه با امام سجاد(ع) دیدار کرد. آن حضرت خلال سوال از اتفاق ها قیام مختار و کشتن قاتلان کربلا از وضع و اوضاع حرمله نیز پرسید، زمانی که از زنده بودن حرمله مطلع شد، اورا نفرین کرد و سه رتبه مسجد بابا غدیر مشهد فرمود: «خداوندا، حرارتِ آهن را به وی بچشان![۱۲]

بِشر بن پیروز اسدی نیز در دیداری که با امام سجاد(ع) داشته میباشد. از نفرین آن حضرت درباره حرمله خاطر نموده است.[۱۳] کیفیت مرگ ، حرمله در قیام مختار، بازداشت شد. به امر مختار بن ابوعبید ثقفی، دست و پای اورا جدا کردند. آن‌گاه اورا در حریق سوزاندند. منهال بن عمرو زمانی که از مهاجرت حج به کوفه بازگشت و صحنه مرگ حرمله را از مجاورت روئت کرد، ماجرای ملاقاتش با امام سجاد (ع) و نفرین آن حضرت در حق حرمله را برای مختار تعریف و تمجید کرد. مختار، از این که دعای امام سجاد (ع) به دست وی تحقق یافته میباشد، سجده شکر به مکان مسجد بابا قدرت مشهد آورد.[۱۴]

در اشعار
در اشعار نیز بارها اسم حرمله تحت عنوان قتل کننده عبدالله بن حسین و عبدالله بن حسن آمده میباشد:

خون خورم در اندوه آن نوباوه که مکان لبنش
جاری شد دست ستم حرمله، خون در دهنش[۱۵]
وای برحرمله کاندیشه زخون تو نکرد
رحم برکودکی و سوز داخل تو نکرد
[۱۶]

چو دیدش حرمله آن بی دینی یک عریان
بزد بر سینه‌اش تیری چنان مشقت بار
که نوباوه جان بداد و بی‌محابا
پرید از دست شه تا نزد پدر
اصغر اینجانب کی به گویش آمده واویلا واویلا
حرمله با تیر و کمان آمده واویلا واویلار


جستارهای متعلق
تیر سه‌شعبه
پانویس
محمدی ری‌شهری، دانشنامه امام حسین(ع)، ۱۳۸۸ش، ج۹، ص۲۲۹.
طبری، تاریخ، ۱۹۶۷م، ج۵، ص۴۶۸؛ ابن اثیر، الکامل، ۱۹۶۵م، ج۴، ص۹۲.
ابن نما حلی، ذوب النضار، ۱۴۱۶ق، ص۱۲۱.
بلاذری، انساب الاشراف، ۱۴۱۷ق، ج۳، ص۲۰۱؛ مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۴ق، ج۴۵، ص۶۵، ج۹۸، ص۲۶۹.
ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبین، دار المعرفه، ص۹۳؛ طبری، تاریخ، ۱۹۶۷م، ج۵، ص۴۶۸.
بلاذری، انساب الاشراف، ۱۴۱۷ق، ج۳، ص۲۰۱.
بلاذری، انساب الاشراف، ۱۴۱۷ق، ج۱۳، ص۲۵۶.
ابن اثیر، الکامل، ۱۹۶۵م، ج۴، ص۹۲.
بلاذری، انساب الاشراف، ۱۴۱۷ق، ج۳، ص۲۰۱ و ج۱۳، ص۲۵۶.
روحانی طوسی، الامالی، ۱۴۱۴ق، ص۲۳۹.
ابن‌مشهدی، المزار الکبیر، ۱۴۱۹ق، ص۴۸۸؛‌ مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۴ق، ج۴۵، ص۶۵.
اربلی، کشف الغمة، ۱۳۸۱ق، ج۲، ص۱۱۲؛ طوسی، الأمالی، ۱۴۱۴ق، ص۲۳۸-۲۳۹؛ ابن نما حلی، ذوب النضار، ۱۴۱۶ق، ص۱۲۱.
شجری، امالی، ج۱، ص۱۸۸ به گزارش: محمدی ری‌شهری، دانشنامه امام حسین(ع)، ۱۳۸۸ش، ج۹، ص۲۳۳؛ ابن‌نما حلی، ذوب النضار، ۱۴۱۶ق، ص۱۲۱.
اربلی، کشف الغمة، ۱۳۸۱ق، ج۲، ص۱۱۲؛ روحانی طوسی، الأمالی، ۱۴۱۴ق، ص۲۳۸-۲۳۹.
همایی، دیوان سنا، ص۸۲ و ۸۳ به گزارش: محمدی ری‌شهری، دانشنامه امام حسین(ع)، ۱۳۸۸ش، ج۱۰، ص۳۹۴.
اصفهانی، کلیات دیوان شرکت، ۱۳۹۵ قم ش، ص ۱۶۹
منابع
ابن‌اثیر، علی بن ابی کرم، الکامل فی التاریخ، بیروت، دارصادر، ۱۳۸۵ق/۱۹۶۵م.
ابن‌مشهدی، محمد بن جعفر، المزار الکبیر، بازرسی جواد قیومی اصفهانی، قم، دفتر کار انتشارات اسلامی، چاپ اولیه، ۱۴۱۹ق.
ابن‌نما حلی، جعفر بن محمد، ذوب النضار فی تفصیل الثار، قم، مؤسسه انتشار اسلامی، ۱۴۱۶ق.
اربلی، علی بن عیسی، کشف الغمة، تبریز، مکتبة بنی هاشمی، ۱۳۸۱ق.
اصفهانی، ابوالفرج علی بن حسین، مقاتل الطالبیین، مطالعه: سیداحمد صقر، بیروت، دارالمعرفة، بی‌تا.
بلاذری، احمد بن یحیی، جمل اینجانب انساب الأشراف، تفحص: سهیل زکار و ریاض زرکلی، بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۷ق/۱۹۹۶م.
روضه خوان طوسی، محمد بن حسن، الأمالی، قم، انتشارات دارالثقافة، ۱۴۱۴ق.
طبری، محمد بن جریر، تاریخ الأمم و الملوک، بازرسی: محمدأبوالفضل ابراهیم، بیروت، دارالتراث، ۱۳۸۷ق/۱۹۶۷م.
مجلسی، محمدباقر، بحارالأنوار، بیروت، مؤسسة الوفاء، ۱۴۰۴ق.
محمدی ری‌شهری، محمد، دانشنامه امام حسین(ع) بر محور قرآن، حدیث و تاریخ، ترجمه عده ای از مترجمان، قم، دارالحدیث، ۱۴۳۰ق/۱۳۸۸ش.

بازدید : 21
يکشنبه 5 مرداد 1404 زمان : 11:48

فرزند امام علی(ع) و فاطمه زهرا(س) میباشد که به‌گفته روضه خوان موءثر بعداز امام حسن(ع)، امام حسین(ع) و زینب(س) متولد شد.از امام علی، دختران دیگری هم با اسم یا این که لقب ام‌کلثوم گزارش شد‌ه‌است که به انگیزه همین شباهت اسمی، درباره بعضا گزارش‌ها در زمینه ی معاش ام‌کلثوم اختلاف‌لحاظ است. ماجرای دعوا‌برانگیز در این زمینه، تزویج ام‌کلثوم با قدمت بن خَطّاب خلیفه دوم میباشد که در کتاب‌های تاریخی و حدیثی بیان شده و بخش اعظمی از عالمان شیعه آن را قبول دارا هستند و بعضا مخالف مسجد غدیر بلوار معلم مشهد آن‌اند.

طبق برخی روایات شیعی، این تزویج با ترساندن خلیفه دوم، و از روی جبر و تقیه انجام شده میباشد. عده ای از عالمان شیعه هم اینگونه نظری دارا هستند.در بعضی منابع، ام‌کلثوم از بانوان حاضر در حادثه کربلا شمرده گردیده است؛ البته به‌گفته عده ای زیرا سید محسن امین تفصیل‌هم اکنون نگار شیعی، ام‌کلثوم قبل از رخداد کربلا درگذشته و ام‌کلثومِ حاضر در کربلا احتمالاً یکی‌از دیگر از دختران امام علی و همسر مسلم بن عقیل بوده مسجد غدیر فلاحی مشهد میباشد.

آرامگاهی در سوریه وجود دارااست که به نظریه بعضی، مزار ام‌کلثوم میباشد؛ ولی اشخاصی معتقدند این قبر وابسته میباشد به ام‌کلثوم دیگری از قوم و قبیله رسول و ام‌کلثوم، دختر امام علی و فاطمه، در گورستان بقیع در مدینه دفن مسجد بابا غدیر مشهد گردیده‌است.

تولد و نسب، به‌گزارش عالمان شیعه و سنی، علی(ع) و فاطمه(س) فرزندی به اسم ام‌کلثوم داشته‌اند.[۱] در برخی از منابع، به دنیا آمدن وی به‌شکل کلی و در حین رسول گزارش شد‌ه‌است؛[۲] البته ذَهَبی تاریخ‌نگار اهل‌سنت (درگذشته ۷۴۸ق) نوشته نزدیک به سال ۶ قمری به عالم آمده مسجد بابا قدرت مشهد میباشد.[۳]

همینطور طبق گزارش روحانی اثرگذار در الارشاد، وی فرزندِ بعداز زینب(س) بوده میباشد؛[۴] البته در سیره ابن‌اسحاق، سیره‌نویس قرن اولیه و دوم قمری، اسم وی قبل از اسم زینب مذکور میباشد؛ البته تصریح نشده که وی بلندمرتبه‌خیس بوده یا این که زینب
روحانی موثر اسم ام‌کلثوم را زینب صُغریٰ و لقب‌اش را ام‌کلثوم بیان نموده است.[۶] به‌گزارش روحانی عباس قمی در اَلکُنیٰ و الاَلقاب، این لقب را فرستاده(ص) به‌جهت تشابه زینب صغری به دخترش ام‌کلثوم، به وی اعطا کرد.[۷]

سید محسن امین، تفصیل‌حالا‌نگار شیعی (۱۲۸۴- ۱۳۷۱ق‌) نوشته میباشد امام علی(ع) سه یا این که چهار دختر به اسم یا این که لقبٔ ام‌کلثوم داشته میباشد:

ام‌کلثوم کبری دختر فاطمه (س)؛
ام‌کلثوم همسر مسلم بن عقیل که احتمالاً ام‌کلثوم وُسطیٰ بوده میباشد؛
ام‌کلثوم صغری؛
زینب صغری که لقب‌اش ام‌کلثوم بوده میباشد.[۸]
به‌گفته وی، ممکن میباشد دو تای پایان یکی از باشند یا این که این‌که دو تا باشند و امام علی(ع) چهار دختر به‌این اسم یا این که لقب داشته باشد.[۹]

همسر و فرزندان
به قصه ابن‌سعد مورخ و سیره‌نویس قرن دوم و سوم قمری، ام‌کلثوم آغاز با عُمَر بن خَطّاب، خلیفه دوم تزویج کرد. بعد از مرگ عُمَر، همسر پسرعمویش عَون‌ پسر جعفر بن ابی‌طالب شد. بعد از درگذشت عون، با برادرشوهرش محمد‌ و بعد از فوت وی نیز با برادرشوهر دیگرش عبدالله بن جعفر وصلت کرد که تا قبل از این، همسر خواهرش زینب بود؛[۱۰] البته مقریزیِ مورخ و سیره‌نویس (۷۶۶- ۸۴۵ ق) گزارش نموده است که وی پس از قدمت، آغاز با محمد بن جعفر وصلت کرد و بعد از مرگ او، به عقد عون درآمد و وقتی که همسر وی بود، درگذشت.[۱۱]

ابن‌سعد و ابن‌عساکر (تاریخ‌نگار قرن ششم)، نوشته‌اند ام‌کلثوم از قدمت صاحب و مالک دو فرزند به اسم‌های زید و رقیه شد.[۱۲] با این اکنون نجم‌الدین طبسی استیناف‌گر تاریخ شیعه با توکل بر منابعی که کشته‌شدن محمد و عون را در سال‌های ۱۶ یا این که ۱۷ قمری و در پیکار شوشتر گزارش‌ کرده‌اند و نیز با توکل بر درگذشت حضرت زینب در سال ۶۳ق و حرام بودن وصلت به طور همزمان با دو خواهر سود می گیرد که گزارش‌های فوق درباره معاش و وصلت‌های ام‌کلثوم قابل پناه وجود ندارد.[۱۳]

تزویج با قدمت بن خطاب
نوشته ی علمیٔ مهم: تزویج ام‌کلثوم با قدمت بن خطاب
ماجرای وصلت ام‌کلثوم با قدمت بن خَطّاب خلیفه دوم، قضیه‌ای دعوا‌برانگیز و مورداختلاف میباشد: براساس کتاب‌های تاریخی شیعه و سنی، همانند تاریخ یعقوبی و تاریخ طبری، و همینطور منابع حدیثی شیعه همانند کافی و تهذیب‌الاحکام، ام‌کلثوم با قدمت وصلت نموده است.[۱۴] میرزا جواد تبریزی و سید علی میلانی با تحقیق دو قصه مو جود در کتاب کافی، آن ها درست دانسته‌اند.[۱۵] محمدتقی شوشتری، رجالی شیعهٔ قرن چهاردهم و پانزدهم قمری نیز احادیث جان دار دراین باره را پی درپی دانسته و وقوع این تزویج را انکارناپذیر شمرده میباشد.[۱۶]

با وجود این، بعضا از عالمان شیعه، به عنوان مثال آیت‌الله مرعشی[۱۷] و محمدجواد بلاغی[۱۸] این تزویج را نپذیرفته‌‌اند. آقابزرگ تهرانی اسم کتاب‌هایی که‌این وصلت را انکار کرده‌اند، در الذریعه بیان نموده است.[۱۹]

به‌نظریه عالمانی همانند سیدِ مرتضی (۳۵۵-۴۳۶ق) و ادب بن حسن طَبْرِسی (درگذشتهٔ ۵۴۸ق) این وصلت انجام یافته میباشد؛ البته بدون میل و تقیه بوده میباشد.[۲۰] روایاتی نیز وجود داراست که‌این کلام را تأیید می‌نماید. از جمله در کتاب کافی از امام درستگو(ع) نقل گردیده‌است که ام‌کلثوم دختری میباشد که از ما غصب شد.[۲۱] در قصه دیگری از همین کتاب، از ارعاب قدمت برای تایید وصلت از سوی امام علی(ع) صحبت آمده میباشد.

بازدید : 24
پنجشنبه 2 مرداد 1404 زمان : 12:02

(۱۲۳۴-۱۳۰۱ق)، فقید و اصولی امامی قرن سیزدهم بود. او تحصیلات خویش را در اصفهان و نجف نزد حسن کشف کننده‌الغطا، محمد حسن نجفی صاحب و مالک جواهر و روضه خوان مرتضی انصاری کامل شدن کرد و بعد از آن به اصفهان برگشت. او برای فرمان به مشهور و نهی از منکر التفات خاصی قائل بود و صاحب و مالک منصب قضاوت و فتوا بود. عموم برای رفع دغدغه‌هایشان به او مراجعه می‌کردند. او در میان عموم محبوبیت فراوانی داشت. محمدتقی نجفی اصفهانی و آقا نورالله اصفهانی از فرزندان وی مسجد غدیر بلوار معلم مشهد می‌باشند.

سید اسماعیل صدر، سید محمد کاظم طباطبائی یزدی و شریعت اصفهانی محصل وی بوده‌اند. نسب و فرزندان بابا محمد باقر، محمدتقی پسر میرزا عبدالرحیم ایوانکی مسجدشاهی، دارای شهرت به محمد تقی رازی میباشد. بابا محمدباقر، به انگیزه سفر پدرش به عراق، در آن دیار رویش نمود؛ اما بعد از کامل شدن تحصیلات به کشور‌ایران رجوع و در اصفهان سکونت کرد و در مسجد فرمانروا این شهر، درس دادن می کرد. ابعاد تولیت این مسجد به ذمه فرزندانش گذاشته شد؛ به همین مناسبت اینان به «مسجدشاهی» دارای شهرت مسجد غدیر فلاحی مشهد شدند.

آقانجفی از سوی مامان، نوه جعفر کشف کننده الغطاء بود. محمدباقر در هنگام مرگ بابا ۱۳ ساله بود و تربیت او را مادرش پذیرفت.آقا نجفی ۳ توشه تزویج کرد و مالک ۶ پسر و ۳ دختر شوید. پسران وی تمامی از عالمان بودند. محمدتقی (مرجع بعد از بابا)، آقا نورالله (از عالمان حمایت کننده مشروطه)، محمدحسین، جمال‌الدین، اسماعیل و محمدعلی پسران مسجد بابا غدیر مشهد اویند.

تحصیلات ، تحصیلات آغازین محمدباقر در اصفهان نزد علمای آن مجال اجرا شد. بعد از تزویج، برای ادامه علم آموزی به عراق رفت و فقه را در نجف در نزد خالو خویش حسن کشف کننده‌الغطاء مؤلف انوار الفقاهه[۱] و محمد حسن نجفی صاحب و مالک جواهر و اصول را نزد روحانی مرتضی انصاری خواند و از آن ها اذن ماجرا گرفت.[۲] وی از اولیه شاگردان روحانی‌انصاری بود و آغاز کناره پدرش بر معالم‌ الاصول را خواند. آقا نجفی آخر و عاقبت به منزلت علمی والایی دست یافت و به اصفهان مسجد بابا قدرت مشهد برگشت.[۳]

شاگردان
آقا نجفی بعداز رجوع و برگشت به اصفهان، در مسجد فرمانروا این شهر بر مسند بابا جلسه و حوزه درس خویش را ایجاد کرد و فضلایی مانند: محمدباقر قائنی بیرجندی، [۴]میرزای نایینی، سید اسماعیل صدر، سید محمدکاظم طباطبایی یزدی، محمدباقر فشارکی، شریعت اصفهانی و نیز فرزندش محمدتقی نجفی که در حین حیات بابا آوازه و نفوذ یافت، نزد وی شاگردی کردند.

تألیفات
تألیفات وی عبارت‌اند از:

لبّ‌الفقه، که آن را در ۳۲ سالگی نوشت و تنها یک جلد ناقص آن که درباره عصمت تا باب وضوء میباشد در کتابخانه حسن الصدرالدین جانور میباشد.[۵]
|رسالة حُجّیةالظن‌ الطریقی، که با کتاب هدایة المسترشدین پدرش به چاپ رسیده میباشد.
لبّ‌الاصول.[۶]
عمل اجتماعی
محمدباقر اصفهانی بعد از برگشت به اصفهان محراب امامت و کرسی درس دادن مسجد سلطان را ذمه ‌دار شد.[۷] نفوذ فقهی و اجتماعی وی بعد از درگذشت علمای دارای شهرت اصفهان مانند سیداسدالله ارتقا یافت و وی به چنان قدرتی رسید که توانمند بر اجرای حدود شرعیه شد. از آن‌جا که برای فرمان به دارای اسم و رسم و نهی از منکر عنایت خاصی قائل بود و از طرفی مالک قضاوت و فتوا هم بود، مشغول کارها عموم شد و به قضاوت گرد هم آیی. عموم هم برای رفع دغدغه‌هایشان به او مراجعه می‌کردند و از این‌رو، نفوذ و قدرتی برای حکومت محلی اصفهان باقی نماند. وی در عکس العمل با کافران و مرتدان قاطع بود به طوری که تنی چند از بابی‌ها به دستور وی به قتل رسیدند. در اجرای حدود شرعیه قاطعیتی کل داشت چنانکه در یک روز، حکم اعدام ۲۷ بدن را صادر کرد که حکم راجع‌به ۱۲ بدن آنها اعمال شد و سایر گریزو فرار کردند. به هر حالا حکم وی در مسائل حقوقی و جزایی نافذ و سرازیر بود. در میان وی و ظل السلطان هم حسن تفاهم برقرار بود.[۸]

مسافرت به نجف و درگذشت
آقانجفی، به انگیزه دقت به کارها و امداد آن ها، محبوبیتی بسیار داشت، چنانکه زیرا در سال ۱۳۰۰ق (۱۸۸۲م) به قصد سکونت در جوار عتبات عالیات قصد به مسافرت گرفت، عموم اصفهان توده شدند و بازدارنده خروج وی گشتند، البته وی شب هنگام پنهانی از اصفهان بیرون شد.

وی در ۵ صفر سال ۱۳۰۱ق (۱۸۸۳م) موازی با ۱۴ آذر ۱۲۶۲ق در نجف درگذشت[۹] در آرامگاه جد خویش جعفر کشف کننده‌الغطاء به خاک ودیعه شد.
پانویس
امینی، عبدالحسین، شهداء الفضیله، قم، دارالشهاب، ص۳۵۰-۳۵۱.
مدرس حبیب‌آبادی، مکارم الآثار، ۱۳۵۱ش، ج۳، ص۱۰۰۷.
آقابزرگ، طبقات اعلام الشیعه فی القرن الرابع عشر، مشهد، دارالمرتضی، ۱۴۰۴ق، ص۱۹۸-۱۹۹
رحمان‌ثنا، نوشته‌ی علمی معرفی کتاب «الفوائد الرجالیه»
آقابزرگ، الذریعه، ج۱۸، ص۲۸۶.
آقابزرگ، الذریعه، ج۱۸، ص۲۸۲
استاد حبیب‌آبادی، ۱۳۵۱ش، ج۳، ص۱۰۰۷
اعتمادالسطنه، محمدحسن، المآثر والآثار، به همت ایرج افشار، طهران، اساطیر، ۱۳۶۳ش، ج۱، ص۱۹۲-۱۹۳
استاد حبیب‌آبادی، مکارم الآثار، ۱۳۵۱ش، ج۳، ص۱۰۰۹.
مدرس حبیب‌آبادی، مکارم الآثار، ۱۳۵۱ش، ج۳، ص۱۰۰۹.

بازدید : 24
سه شنبه 31 تير 1404 زمان : 17:01

(درگذشت ۶۹ق) از یاران امام علی(ع) که از وی تحت عنوان شالوده‌گذار دانش نحو حافظه می‌گردد. در شروع نزاع جمل زمانی که عایشه به سوی بصره جاری شد، عثمان بن حُنیف او‌را به همپا شخص دیگری برای مصاحبه نزد عایشه ارسال کرد.ابوالاسود در نبرد جمل در سپاه امام علی(ع) بود. وی در شعر دستی داشت و در مدح و مرثیه امام علی(ع) و امام حسین(ع) اشعاری مسجد غدیر بلوار معلم مشهد سروده میباشد.

بر طبق منابع تاریخی او اول شخصی میباشد که به اعراب‌گذاری قرآن مبادرت کرد. بیشتر منابع مرگ اورا در سال ۶۹ قمری در بصره دانسته‌اند. بستگان، ظالم بن عمرو بن سفیان دارای شهرت به ابوالاسود در عصر نادانی[۱] یا این که در سال فتح مکه یعنی سال هشتم هجری چشم به جهان گشود.[۲]او از تیره بنی‌کنانه مُضَر بود که در بصره جزء اهل عالیه شناخته می‌شدند.[۳] قوم و قبیله وی به دُئل شناخته می شد. حجازی‌ها این کلمه را «دیلی» تلفظ کرده‌اند.[۴] بستگان او در حجاز و حوالی شهر مکه مسکن داشتند و در بعضی حادثه ها تاریخ صدر اسلام از آنها ذکر شده مسجد غدیر فلاحی مشهد گردیده‌است.[۵]

مامان ابوالاسود از تیره بنی‌عبدالدار بود.[۶] پدرش سازه بر قولی در یک کدام از غزوات به یاروهمدم مشرکان، کشته شد.[۷] البته به احتمال بسیار در‌این باب خلط اتفاق افتاده میباشد.[۸]ابوالاسود دو پسر به اسم‌ عطا و ابوحرب داشته میباشد. از عطا نسلی بر مکان نماند، البته نسلش از ابوحرب ادامه یافت. گفته‌اند ابوحرب شعر سرا و نحودان بود و از سوی حجاج بن یوسف بر ناحیه‌ای حکم مسجد بابا غدیر مشهد میراند.[۹]

زمان خلفای سه‌گانه بعضی ابوالاسود را در شمار صحابه آورده‌اند. البته ابن اثیر، صحابی بودن ابوالاسود را ناشی از تصحیف در متن یک خبر می داند.[۱۰] ابن حجر عسقلانی مولف کتاب الاصابه او‌را از بزرگان تابعین برشمرده که هم نا‌آگاهی و هم اسلام را ادراک نموده است و به اصطلاح از مخضرمین میباشد.[یادداشت ۱][۱۱]گفته‌اند که وی به هنگام مرگ ۸۵ یا این که ۱۰۰ سال داشته میباشد.[۱۲] ابوالاسود در بصره از جهان رفت. بیشتر منابع مرگ اورا در ۶۹ق بر تاثیر طاعون میدانند.[۱۳] اقوال دیگری هم در تاریخ مرگ وی وجود داراست.[۱۴] باتوجه به تاریخ دارای شهرت برای فوت او، سن وی برای ادراک نبی(ص) چندان نامناسب نبوده مسجد بابا قدرت مشهد میباشد.[۱۵]

ابوالاسود، ابوذر غفاری را در ربذه به هنگام تبعید ملاقات کرده و با وی درباره تبعیدش رای زنی نموده است.[۱۶] راوی این ملاقات، موسی بن میسره از طایفه دؤل بوده میباشد.[۱۷]

بیعت با امام علی(ع)
ابوالاسود در پیکار جمل یاور علی(ع) بود.[۱۸] زمانی که عایشه به سمت بصره می رفت، به همدم یک نفر دیگر، از سوی عثمان بن حُنیف برای گفتگو نزد وی رفت و در هنگام رای زنی با عایشه اندکی درشتی کرد.[۱۹]

ذمه ‌داری مناصب حکومتی
در مبارزه صفین، ابن عباس به فرمان امیرالمؤمنین علی(ع)، ابوالاسود را به بسیج نیروها دستور اعطا کرد[۲۰] و خویش به سوی امام در صفین به منش زمین‌خورد و ابوالاسود را به مکان خود در بصره گمارد.[۲۱] تا نماز اقامه نماید و به قضاوت بپردازد و زیاد بن ابیه را به سرپرستی کارها دیوان و خراج (مالیات) گمارد. در‌این بازه زمانی بین آن دو دشمنی بروز کرد و همین فرمان موجب شد که ابوالاسود در هجو زیاد اشعاری بسراید.[۲۲]

بر مبنای روایتی، امام علی(ع) در پیکار صفین قصد داشت در آغاز، ابوالاسود را برای حکمیت برگزیند.[۲۳]

ابن عباس، بعداز نزاع به بصره برگشت و با استارت فتنه‌انگیزی‌های خوارج، در جایگاه ولایت بصره، ابوالاسود را به رویا رویی آن ها ارسال کرد.[۲۴] مدتی آن‌گاه، ابوالاسود، ابن عباس را به دست‌اندازی به مال عموم تبهکار کرد و امام علی(ع)، ابن عباس را توبیخ کرد.[۲۵] به‌دنبال این واقعه ابن عباس بصره را شکاف کرد و به حجاز رفت.[۲۶] سعی ابوالاسود و قومش برای بازداشتن از خروج او اثری نداشت[۲۷] اما پیش از آن که برود، زیاد بن ابیه را تحت عنوان جانشین خویش معرفی کرد. ابوالاسود از این که ابن عباس او‌را به کاری نگماشت، خشمگین شد.[۲۸]

دعوت به بیعت با امام حسن
وقتی که خبر شهیدشدن امام علی(ع) و بیعت با امام حسن(ع) به بصره رسید، ابوالاسود به منبر رفت و اذعان کرد که یک کدام از مارقین، خلیفه را به شهیدشدن رسانده میباشد و همگان را به بیعت با حسن بن علی(ع) فرا خواند. شیعه‌ها با وی بیعت کردند، البته جماعتی عثمانی‌مذهب از بیعت سرباز زدند و نزد معاویه گریختند. معاویه به فریب، کسی را نزد ابوالاسود ارسال کرد که حسن(ع) با اینجانب صلح کرده و از وی خواست که از عموم بصره برای او بیعت بگیرد. ابوالاسود در مرثیه ای که در شهید شدن امام علی(ع) سرود، معاویه را تلویحاً مسئول آن معرفی کرد.[۲۹]

زمانه بنی‌امیه
در سال ۴۴ قمری ابن عامر، والی بصره، هیأتی را از بصره نزد معاویه ارسال کرد[۳۰] ابوالاسود هم درین هیئت بود. او به همدم احنف بن قیس نزد معاویه رفت و با وی به تندی کلام اذعان کرد[۳۱] معاویه در سال ۴۵ق زیاد بن ابیه را به امارت عراق گمارد[۳۲] و ابوالاسود با وجود آنکه از پیشین ارتباط ها چندان صمیمانه‌ای با وی نداشت، ظاهراً همچنان نزد او رفت و آمد میکرد و گاه که از زیاد می‌رنجید، اورا در شعری هجوگونه نکوهش می کرد. افزون بر اینها، احتمالاً به منجر بستگی وی به علی(ع) چندان آیتم دقت نبوده میباشد.[۳۳]

ماجرا‌هایی درباره‌ی رابطه ها با زیاد و مورد نهاد‌گذاری دانش نحو نقل گردیده‌است. بعضا هم گفته‌اند که مربی فرزندان زیاد بوده میباشد.[۳۴]

با پیش وارد شدن حادثه کربلا گفته‌اند که ابوالاسود شعرهایی در رثای امام حسین(ع) می‌سرود و ابن زیاد را هجو می کرد.[۳۵] سازه بر بعضی از نقل‌ها که به لحاظ بعضی چندان دارای اعتبار وجود ندارد[۳۶]، وی در اطراف شهر حلب برای بازپس‌گیری رمز امام حسین(ع) درة الصدف را کمک کرد و با مأموران خولی مشغول شد[۳۷] مبتنی بر بعضی گزارش‌ها، در روزگار حکومت ابن زیاد، ابوالاسود همچنان از وی[۳۸] و حتی از یکی‌از دو استدلال وی در نواحی جنوبی کشور‌ایران گاه درخواست یاری می‌نموده است و چنانکه از اشعار وی برمی‌آید، به‌این مراد به جندی شاپور و جی و اصفهان نیز مسافرت کرده، هرچند که به وی توجهی نشده میباشد.[۳۹]

تعداد صفحات : 56

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 562
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه