loading...

بهترین مرجع مسجد غدیر باباعلی مشهد

بازدید : 64
يکشنبه 2 دی 1403 زمان : 10:31


مقوله نظم و امنیت اجتماعی از مباحثی میباشد که در طبقه بندی موضوعات جامعه شناختی، نقطه مقابل جامعه شناسی تغییرات اجتماعی و به ویژه در تعارض با مباحث تغییرات عمیق و انقلابات اجتماعی میباشد مسجد غدیر بلوار معلم مشهد . نظم اجتماعی از موضوعات مهم جامعه شناسی میباشد. این قضیه از مجال پیدایش او‌لین سرچشمه های فکر اجتماعی، مدام آیتم اعتنا اندیشمندان بوده میباشد.
در مباحث نظم اجتماعی، دو سؤال عمده وجود دارااست: 1. نظم اجتماعی چه‌گونه به وجود می‌آید؟ 2. تداوم نظم اجتماعی چه‌گونه ممکن میباشد؟ مراد از سؤال اولیه این میباشد که اولی جامعه ها چه طور صورت گرفته میباشد. مسجد غدیر فلاحی مشهد البته در سؤال دوم، از تکوین جامعه سؤال نمیکنند، قضیه این میباشد که‌این نظم به وجود آمده ـ به هر ادله ـ چه‌طور درهم نمی ریزد؟ امروزه سؤال اولیه چندان اهمیتی ندارد; به دلیل آن که معاش اجتماعی به هر اکنون، صورت گرفته میباشد. البته سؤال دوم، مهم میباشد; چون علی رغم وجود معضل های ویرانگر اجتماعی و سیاسی، جامعه ها همچنان پابرجا می باشند.
وفاق و تعادل اجتماعی به وسیله آن مجموعه از اندیشمندانی مطرح شوید که در مکاتب طرفدار حال و روز مسجد بابا غدیر مشهد مو جود و محافظت تعادل آن قرار داشتند; مانند کنت، دورکهایم و پارسونز. در مقابل، جامعه شناسانی که بیشتر بر تحول ها اعتنا دارا‌هستند تا وفاق و تعادل، واژگان «ستیز» و «ناهمخوانی» را به شغل میبرند. مغایر عقیده پردازان مدرسه «مغایرت» (مانند مارکسیست ها) که از اوضاع و احوال جانور ناراضی بودند و می گفتند: طبقه حکم کننده طبقه محکوم را استثمار کرده، بازدارنده از رویش وی میگردد و با ساخت دوراندیشی اجتماعی دربین آنان بایستی این اوضاع را هر چه زودتر دگرگون نمود، طرفداران مدرسه «وفاق اجتماعی» شرایط جانور را ناعادلانه تصو مسجد بابا قدرت مشهد ر نکرده، خواستار براندازی آن در کل و اصلی نیستند، بلکه صرفا با تغییراتی جزئی، به طوری که کلیّت نظام مراقبت گردد، موافقند. براین اساس، وفاق اجتماعی بستر ساز تعادل اجتماعی و در غایت، بقای نظام اجتماعی میباشد.
به‌این سان، پر‌نور میشود که اولا، دو مدرسه عمده درباره نظم اجتماعی وجود داراست و دیگر عقیده ها به شکلی در چارچوب این دو مدرسه عمده (طرفدار وفاق و طرفدار ناهم خوانی) قرار می‌گیرند.
ثانیاً، منش این دو مدرسه به زمینه «نظم» تماما گوناگون میباشد.
برخی ها در بین «نظم»، «وفاق» و «همبستگی» تفاوت قایل گردیده، معتقدند: وفاق اجتماعی به همبستگی اجتماعی و آن نیز به نظم اجتماعی سبب می گردد. به عبارت دیگر، وفاق مقدّمه همبستگی، و همبستگی مقدّمه نظم اجتماعی میباشد. در‌این‌حالت‌، نظم اجتماعی حالتی میباشد که در موقعیت به وجود داخل شدن همبستگی فی مابین اشخاص جامعه به دست می‌آید. البته در‌این نوشته‌ی علمی کوتاه، این اعتنا نظریات را کنار نهاده، با عبارت کلی «نظم اجتماعی»، قضیه را دنبال می‌کنیم.
یک کدام از سرویس ها ارزنده ای که آئین اسلام به جهانیان عرضه داشته، ارائه راه و روش شغل های نظم اجتماعی میباشد. فی مابین اندیشمندان اسلامی، کسی را سراغ نداریم که دعوا مستقلی درباره نظم اجتماعی داشته باشد. از لابه لای گفت و گو های برخی از آنها به صورت غیرمستقیم، می اقتدار نظرها آن‌ها‌را به دست آورد. علّامه طباطبائی در المیزان، شهید مطهّری در پاورقی بر اصول فلسفه و طریق رئالیسم، آیة اللّه مصباح یزدی در کتاب جامعه و تاریخ از طریقه قرآن و علّامه محمّدتقی جعفری در ترجمه و تفصیل نهج البلاغه به مناسبت های متعدد مشاجره هایی را مطرح کرده اند که به نوعی، به نظم اجتماعی مربوط میشود. در‌این نوشته‌ی‌علمی، سعی در این میباشد که با مجموعه بندی آن مباحث، نظر ها آنها‌را به دست آوریم. مطمئناً اسلام سخنان متعددی در امر «نظم اجتماعی» دارااست و بر علم پژوهان علم ها اجتماعی میباشد که با تتبّع در متن ها اسلامی، تبیینی قابل قبول از نظم اجتماعی برای جامعه علمی ارائه دهند.
«با جرات می قدرت بیان کرد: آن اندازه که اسلام به نظم معاش مداقه داده میباشد، در هیچ مدرسه و ملتی مشاهده نمیشود; به اضافه نشانه‌ها کریمه قرآنی و روایات دارای اعتبار که به حد ما یحتاج و کافی با انواع متفاوت، امر به ملاحظه نظم و ضابطه معاش داده اند.»1
امام علی(علیه السلام) در وصف قرآن، می‌فرماید: «بدانید که در آن، دانش آجل و صحبت از قبل و دوای درد شما و منجر نظم و سامان دهی در میان شماست.»2
اقبال لاهوری اعتقاد دارد: قرآن خیر تنها یک کتاب شرعی (به معنی سنّتی آن)، بلکه منبع قواعد بنیادی میباشد که پایه های اجتماع بایستی بر آن پایدار باشد. جامعه ای که مبتنی بر قیمت های قرآنی ـ که بها های دایمی میباشد ـ سازه گردیده باشد، یک جامعه دارای انسجام، باثبات، امن و متعادل خواهد بود.3
برای ورود به دعوا، آغاز خلاصه ای از عقیده های بعضی از محققان غربی را که درباره‌ی «نظم اجتماعی» مطرح میباشد، بیان و آن گاه با اشاره به نقاط ضعف آن ها، نظم اجتماعی از حیث اسلام مطرح شود. در طرح حیث اسلام، بر بعضی از احادیث ائمّه هدی(علیهم السلام)، بینش های امام خمینی، علّامه طباطبائی، شهید مطهری، آیة اللّه مصباح و علّامه محمّدتقی جعفری توکل شود.
نظم اجتماعی در عقیده های جامعه شناسی

بازدید : 60
سه شنبه 27 آذر 1403 زمان : 9:46


سر و صدا‌ها بر رمز گنبد مسجد روضه خوان لطف الله ادامه دارااست و پیگیری‌ها نشانه مسجد غدیر بلوار معلم مشهد میدهد مدیران به جا مانده فرهنگی و مرمتگران آن اعتقادی به "تغییر‌و تحول" رنگ گنبد ندارند، بلکه آن‌ را صرفا "تفاوت بخش نوسازی گردیده و تجدید بنا نشده" آن میدانند. مسجد غدیر فلاحی مشهد

به نقل از خبرنگار ایمنا، این ایام کناره های گنبد دو رنگ مسجد روضه خوان لطف الله همچنان ادامه دارااست. گنبدی که کاشی‌ها و آجرهایش در بعدازظهر صفوی روی هم چیده شد تا شاهکاری از تزئینات و مسجد بابا غدیر مشهد زیبایی در معماری خلق و خوی گردد و شهرت آن تا قرن‌ها بعد از آن در عالم بپیچد، مسجدی که «پروفسور پوپ آمریکایی» در تعریف آن میگوید "به مشقت می‌قدرت این تاثیر را ساخته دست آدم دانست."

این تاثیر که به گواه اکثری از تاریخ‌نگاران و عالم‌گردان "کوچکترین نقطه ضعفی" در خویش ندارد و با دیدن آن از خارج و داخل هر که بر رمز ذوق و سلیقه می آید، در حال حاضر تَرکی لبریز لبه دارااست که مسجد بابا قدرت مشهد چشمان اصفهانی‌ها و به جا مانده دوستان این دیار را اذیت می‌نماید؛ ترکی که او‌لین نصیب تجدید بنا گردیده از گنبد مسجد روحانی لطف الله میباشد؛ یادگار مدرس محمدرضا اصفهانی که پاد شاه عباس امر تشکیل داد آن را اعطا کرد اینک در منگنه اذهان همگانی که نگران "فساد" گنبد به مکان "بازسازی" آن شدند، قرار گرفته میباشد.

کلام‌ها درباره این گنبد از جایی استارت شد که مهدی حجت، بنیانگذار سازمان به جا مانده فرهنگی در سخنرانی خویش در کالج هواخواهی و نوسازی دانش کده هنر اصفهان به آن اشاره نمود و از عبارت "تخریب کردن" به مکان "بازسازی" اسم پیروزی. بعد از آن برخی کارشناسان نیز نقطه نظرها متفاوتی را درباره آن ارائه دادند؛ عیسی اسفنجاری، عضو هیئت علمی کالج هنر و نائب رئیس پژوهشی دانشگاه دفاع و نوسازی این دانش گاه درخصوص طرز تجدید بنا گنبد مسجد گفته میباشد "نوسازی گنبد مانند فرشی میباشد که به مکان رفو، تار و پود آن از هم گشوده گردیده‌است" اما این دارای تخصص در به عبارتی دعوا تاکید کرده که برای نظرها کارشناسی بایستی نصیب تجدید بنا گردیده گنبد از مجاورت سنجیده شود.

حقیقت گنبد مسجد روضه خوان لطف الله از مجاورت با آن‌ چیزی که از داخل میدان یا این که کوچه‌های گوشه و کنار چشم می‌گردد، تفاوت فراوانی دارااست. تزئینات کاشی گنبد بر روی بستری از خشت سوار گردیده‌اند که در معرض گونه های و اقسام پدیده‌های متفاوت قرار گرفته‌اند. آجرها و کاشی‌ها نیز به گذر زمان مجال صورت نخستین خویش را از دست دادند و از مکان اساسی خویش بیرون شدند و به لحاظ میرسد سد کشی نیز وجود نداشته باشد چون بعضی کاشی‌ها بسیار شُل می باشند. بدین ترتیب نیاز به نوسازی در نصیب‌هایی از گنبد که نوسازی در آن شکل نپذیرفته به شدت شم میگردد.

با منزه‌سازی و نوسازی دیگر رخنه‌‌ها، رنگ گنبد یک‌ دست گردد
محمدعلی رضایت، فرزند معلم عفووبخشش الله رضایت میباشد که نوسازی گنبد را بر ذمه داشته میباشد؛ وی درباره پروسه بازسازی گنبد به خبرنگار ایمنا میگوید: آغاز کل کاشی‌ها که نزدیک به ۳۰ هزار قطعه بوده شماره بندی و به تحت منتقل شد‌ه‌است. آنگاه این کاشی‌ها و گچها و پوسیدگی‌های پشت آن پاک گردیده به‌دنبال این کاشی‌ها روی پوسته در کنار هم قرار گرفته و پارچه بندی انجام شده و دوغاب ریخته گردیده‌است. در غایت این پارچه‌ها بعداز شستشوی بدون نقص و زیرسازی بستر بر روی مکان خویش قرار گرفته‌اند.

نوسازی‌گر گنبد مسجد روحانی لطف الله بابیان اینکه "بستر گنبد آجری میباشد و خشت رطوبت و گرد و خاک را به راحتی جذب می‌نماید" تاکید می‌نماید: هر آجری در هر محلی که قرار داشته باشد، با یک بُرِس کشیدن معمولی رنگی مختلف با خشت کناری خواهد گرفت. اتفاقی که بر روی گنبد فیس داده نیز همین میباشد، کاشی‌ها بر بستری آجری سوار میباشند و این تغییر تحول رنگ بعداز شستشو و نوسازی طبیعی میباشد. در شکل تطهیر یا این که تجدید بنا دیگر نصیب‌ها رنگ مجموع گنبد یکپارچه شود.

او خاطرنشان می‌نماید: بایستی به درنگ دیگر نصیب‌های گنبد بود، موقعیت گنبد به هیچ وجه مناسب وجود ندارد و با یک برف یا این که بارندگی هنگفت ممکن میباشد تخریب گردد. درصورتی که برف نسبتا سنگینی در اصفهان ببارد می بایست قید گنبد مسجد روضه خوان لطف الله را زد و در صورتی‌که خدایی نکرده این گنبد تخریب شد دیگر هیچ کاری نمی‌قدرت کرد.

رضایت در نقطه پایان از رسانه‌ها میخواهد همانگونه که روی گنبد روحانی لطف الله آلرژی نشانه دادند روی دیگر بناها نیز این آلرژی را داشته باشند و تصریح می‌نماید: این انتظار را دارم که در شرایطی‌که انتقادی از بازسازی گنبد اعمال میگیرد، بعد از بازدید از مسافت مجاورت باشد خیر اینکه از روش به دور یا این که بر پایه ی عکس‌ها انتقادی انجام شود.

گنبد با یک برف هنگفت فرو می ریزد
به گفته مسئولان اداره‌تمام ارثیه فرهنگی، توریسم و صنعت های دستی استان اصفهان در طول روند نوسازی گنبد روضه خوان لطف الله با وجود کمبود دارایی کارایی گردیده تا از امروزی ترین امکانات برای عکس‌برداری و تصاویر لیزری مصرف شود. به گفته مسئولان اکثری از اشتباهات گنبد بعد از لایه برداری‌ها نمایان گردیده و نمی‌اقتدار درباره آنها حدس کرد، همین ایرادات ممکن میباشد راه و روش بازسازی را تغییر و تحول دهد.

رئیس مقر جهانی میدان نقش دنیا در مشاجره با خبرنگار ایمنا در جواب به نقد ها از کیفیت بازسازی گنبد مسجد روضه خوان لطف الله می گوید: کل تصاویر در حین نوسازی به صورت دائمی و روزمره مستندنگاری گردیده و مو جود میباشد، در‌حالتی که عده ای نسبت به طریق نوسازی مسجد نقد دارا هستند، می‌توانند مستندات را رسیدگی و نحوه بهتری ارائه دهند؛ در شرایطی که شیوه بهتری وجود داشته باشد از آن استقبال میکنیم چون گنبد مسجد روحانی لطف الله برای همگی باارزش میباشد.

فریبا خطابخش ادامه می دهد: استادکاری، نوسازی این گنبد را بر ذمه داشته که سخن نخستین را در جهان میزند. وقتی که مدرس رضایت درگیر شغل روی گنبد بودند، یک تیم مرمتی مشهور دیگر نیز آمدند و بعداز بازدید از گنبد و وضعیت آن گفتند که شایسته ترین شغل به شایسته ترین صورت در درحال حاضر اجرا میباشد.

بازدید : 31
سه شنبه 20 آذر 1403 زمان : 10:54


آفریدگار در آیه ۱۰۲ آل عمران میفرماید: «اتَّقُوا اللهَ حَقَّ تُقاتِه؛ آن چنانکه لایق معبود میباشد زهد پیشه فرمایید.» در‌این آیه شریفه رعایت زهد به بالاترین حد ممکن پیشنهاد گردیده است. به‌این مفهوم که زهد ورزیدنتان، سزاوار پیشگاه خدای با عظمت باشد یا این که به عبارت دیگر حق تقوای معبود را بجا آورید.

البته حق زهدوتقوا چیست و چه گونه می‌اقتدار آن را بجا آورد؟ امام درستگو مسجد غدیر بلوار معلم مشهد (ع) در تعبیروتفسیر آیه کریمه، سه شالوده مهم ارائه و گستره حق زهد را مشخص فرموده اند:
«أن یُطاعَ فَلایُعصی؛ حق زهدو تقوا این میباشد که از معبود اطاعت نموده و نافرمانیش نکنید.
وَ یُذکَرَ فَلایُنسی؛ پیوسته به خاطر وی باشید و فراموشش نکنید.
وَ یُشک وتردیدَرَ فَلایُکفَرَ؛ و شکر و قدردانی اورا بجای آورده و کفران نعمت نکنید»
در حدیث مشهوری امیرالمؤمنین(ع) ایمان را سه نصیب فرموده‌اند: مسجد غدیر فلاحی مشهد معرفت قلبی، اقرار به لهجه و فعالیت با اعضاوجوارح و اعضاوجوارح. یعنی پاره‌ای از ایمان مرتبط با قلب میباشد و قسمتی مرتبط با لهجه و بخشی نیز به عنصرها و اعضا وابستگی دارااست و تا این سه در کنار هم قرار نگیرند، ایمان فرد بی نقص نخواهد شد.
امام درست گو(ع) نیز در ذکر «حق زهد و تقوا» به همین سه نصیب ‌اشاره می فرمایند: «اطاعت خدا» نصیب عملی زهدو تقوا میباشد و در محدوده جوارح و اعضا میباشد. «بیان» و حافظه معبود موضوعی مسجد بابا غدیر مشهد مرتبط به قلب میباشد. (هدف از قلب، نصیب خاطر و ذاکره آدمی میباشد و خیر عضو صنوبریِ پالایش‌کننده خون) و «شکر» و تشکر آفریدگار نیز تخصیص به گویش دارااست.
در عین درحال حاضر هر یک از این انجام سه گانه، در حوزه یکدیگر نیز دخالت دارا هستند به‌این معنی که اطاعت و بیان و شکر، هرمورد به سه عهد و پیمانِ قلبی، زبانی و ارکانی تقسیم میگردند. اطاعت زبانی یعنی آدم جز خشنودی حق، سخنی نگوید و اطاعت قلبی بدین مضمون‌ میباشد که با همگی وجود تسلیم آفریدگار باش مسجد بابا قدرت مشهد د.
شکر عملی آن میباشد که نعمت‌های خدا در مسیر بندگی و اطاعت پروردگار به فعالیت گرفته خواهد شد و شکر قلبی که بالاتر از شکر زبانی میباشد یعنی بشر معتقد باشد کلیه نعمت‌ها از جانب پروردگار میباشد و لوازم و ظاهر، فقط واسطه‌اند.
همینطور بیان علاوه‌بر زبانی میتواند قلبی و عملی باشد بیان قلبی یعنی فرد پیوسته به حافظه معبود باشد و بیان عملی بدین مفهوم میباشد که اجرا و خوی وی در مسیر رضای الهی باشد.
پس مبتنی بر قصه امام ششم(ع)، می‌قدرت زهدو تقوا را سه عهد و پیمان نمود: تقوای اعضا، تقوای قلب و تقوای لهجه و چنان چه این سه با هم در آدم به وجود بیایند حق زهدو تقوا بجا بیان شده میباشد. هر یکسری وصال بدین مقصد بسیار ایراد میباشد اما با استمداد از خداوند عالمیان، ممکن میباشد.
در مقابل، امام راستگو(ع) سه فرمان دیگر را ضد زهد و تقوا می دانند: عصیان، نسیان و کفران. این سه خلق بد و ناپسند برای نابودی بشر، از یکدیگر حمایت میگیرند. یعنی ممکن میباشد هرمورد از این سه صفت سرچشمه دو تای دیگر گردند. به عنوان مثال عصیان و گناه ریشه بیماری آلزایمر خداوند و متعاقبا سبب ساز کفران خواهد شد. یا این که نسیان و غفلت برهان گناه و کفران نعمت شود و قس علی هذا.
این داستان به ما هشدار می دهد که صفات نیک و بد هیچ گاه به تنهایی در فرد پدید نمی‌آیند بلکه به طور گروهی ظواهر میگردند یعنی در حالتی که انسانی گام در بی‌راهه‌های گناه بگذارد آیتم هجوم صفات ناپسند واقع میگردد. همینطور میباشد حال و روز هر کس در مسیر ایمان و زهد و تقوا قدم گذاشته میباشد او نیز توسط صفات نیک و ستوده تسلط میگردد. در احادیث اهل بیت اینچنین آمده که در صورتیکه صفت خیر و خوبی را در شخصی دیدید معطل نظایر دیگری از آن صفات نیک باشید.

بازدید : 26
يکشنبه 18 آذر 1403 زمان : 11:16


هنر اسلامی یا این که هنرهای مسلمان‌ها به بخشی از هنر اطلاق می شود که در جامعه مسلمان ها و خیر لزوماً بوسیله مسلمانها اشاعه داشته میباشد. هرچند ممکن میباشد این هنرها در مواقعی با تعالیم و شریعت اسلام تطابق نداشته باشد اما تاثیرفرهنگ اسلامی و حوزه‌‌ای در آن به‌خیر نمایان میباشد. هنر اسلامی یکی روزگار‌های شکوهمند مسجد غدیر بلوار معلم مشهد تاریخ هنر و یکی‌از ارزشمندترین دستاوردهای بشری در عرصه هنری به‌شمار میاید و دربرگیرنده گونه های متنوعی از هنر همانند معماری،خوشنویسی، نگارگری، سرامیک و مانند آنها می شود.
هنر اسلامی هنری وجود ندارد که صرفا به‌آئین اسلام رابطه داشته باشد. اصطلاح «اسلامی» خیر فقط به مذهب، بلکه به فرهنگ و تمدن بی نیاز و متنوع مردمانی که در مرزو بوم‌هایی که دین اسلام در آن ترویج دارااست نیز اشاره می‌نماید. هنر اسلامی غالبا عناصریسکولار را که به وسیله بعضی از علمای اسلامی حرام شمرده نشده را نیز دربرمی‌گیرد همینطور به‌آن مجموعه از مفاهیم و مفاد هنری که در باطن جامعه ها اسلامی مسجد غدیر فلاحی مشهد ذیل اثر کارداران حوزه‌‌ای و فرهنگ وتمدن مستقر به وجود آمده میباشد نیز هنر اسلامی گفته می شود.
ظهور هنر اسلامی از دل آیین و دولت نو به طور تدریجی و قدم به قدم عدم وجود، بلکه همانند ظهور خویش آئین اسلام و حکومت اسلامی، روندی پرشتاب و ناگهانی داشت. عمده آنچه بر صورت‌گیری و تزئین بناهای صدر اسلام تأثیر گذاشت ویژهٔ مسلمان ها بود و این تأثیرات در سرویس اهدافی قرار گرفت که قبل از اسلام به‌آن صورت و شکل وجود نداشت.
هنر اسلامی برای پیشرفت خویش از منابع اکثری الهام گرفت: هنر رومی، هنر اول مسیحی، و هنر بیزانس در هنر و معماری اسلامی نخستین مؤثر بودند؛ نفوذ هنر ساسانی از جمهوری اسلامی ایران قبل از اسلام، عنایت بیشتری داشت؛ ابعاد نحوه‌های و موادتشکیل دهنده مختلفی از هنر آسیای مرکزی و هنر چین طی تاخت و تازهای چادرنشینان مغول تاثیر مهمی در نگارگری اسلامی، سفالگری، و منسوجات برجای گذاشت. مسجد بابا غدیر مشهد
بین نشانه‌ها قرآن یا این که تعالیم فرد رسول اسلام به موردها پاره ای درباره هنر برمی‌خوریم. بازنمایی تصویری جانداران در قرآن به‌صراحت ممانعت نشده با این وجود بخش اعظمی از مسلمان ها رسم فیس‌ها و جانداران را خطری به سوی بت‌پرستی به‌شمار می‌آوردند و گناه می‌دانستند؛ براین اساس هنر اسلامی اکثر زمان ها بر رفتار زیبایی با نقوش انتزاعی و استعمال از حروف، متمرکز بوده میباشد. و به جهت محدودیت نسبی بقیه هنرها همانند نگارگری، مجسمه‌سازی، موسیقی، و حتی گاهی، حرام شمردن آنها مسلمان ها به توسعه و گسترش مدل‌های متفاوت در مورد‌هایی انتزاعی سوق داده شدند.
عمدهٔ مسلمانها تصویرگری فیس فرستاده اسلام را مردود می‌شمردند و حتا گاهی تصویرگری جان داران و آدم نیز مقبول بخشی از مسلمان‌ها خلا. با این وجود همواره در کشور‌های اسلامی تصاویری از آدم و جان داران دیگر نقش میشد و به مواقعی از تصویرسازی رخ فرستاده نیز برمی‌خوریم. افزون بر بازداشتن تصویرسازی رخ نبی، مضمون‌ و تصویر خیالی معبود به صورتی که در آئین هندو و مسیحیت رایج میباشد در اسلام مرسوم خلا. این همگی به علاوهٔ دلایل اقلیمی، اجتماعی و فرهنگی و رقابت با فرهنگ وتمدن‌های دیگر موجب شد تا هنرمندان و هنرپروران در سراسر کشور‌های اسلامی به اشکالی از هنرهای انتزاعی مانند خوشنویسی، نقوش هندسی یا این که اسلیمی و معماری دقت ویژه داشته باشند. مسجد بابا قدرت مشهد
هنر اسلامی بسیار محدودتر از هنر مسیحی یا این که بودایی میباشد که مشخصاً هیبت‌هایی از هنر - اعم از مجسمه، نگارگری، موسیقی و یا این که رقص - را به کلیسا یا این که معابد می‌کشاند. گنج عکاشه متفحص پررنگ مصری می‌نویسد: «نگارگری شرعی در زمان‌های اولیه اسلامی، از آن استقبال و تشویقی که نزد بوداییان و مسیحیان معمول بود، سود‌ای نداشت. مساجد از تصاویر شرعی خالی بود و از نگارگری برای فراگیری‌های فقاهتی و رویش اعتقادات مذهبی، تا قبل از سده ۸ ه‍.ق/۱۴ م استعمال نمی شد»
در هنر اسلامی به ارکان تکرار شونده متعددی برمی‌خوریم مانند استعمال از طرح‌های هندسی و یا این که ترسیمی غیر واقعگرایانه از گل و گیاه که به اسلیمی معروفند. نقوش اسلیمی در هنر اسلامی اکثر زمان ها به‌عنون نمادی از طبیعت بیکرانی به‌عمل می‌رود که بنده خداست. هرچند این عقیده مقبول همگان وجود ندارد ولی تعمد در عدم بازنمایی و تاسی ظریف طبیعت را معمولاً به‌تیتر آدرس از خضوع هنرمندان دانسته‌اند که معتقد بودند تولید کمال صرفا خاص آفریدگار میباشد.

بازدید : 23
چهارشنبه 14 آذر 1403 زمان : 10:55


در 8 سال نزاع مشخص و معلوم شد که هيچ کس به ما یاری نکرد خیر ضابطه کسي و مسجد غدیر بلوار معلم مشهد خیر علاقه به کسي کسي که من‌را آفريد ضابطه را هم به عبارتی بايد بدهد.

«أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ». معناي اين تکرار اين میباشد که با دقت و قصد مي گويم مسجد غدیر فلاحی مشهد به خودم و جامعه تلقين مي کنم.

ظهر عاشورا شد. امام حسين به ابوسمامه اذعان کرد: يک اذان بگو.

اذان را با حلقوم بگوييد. حيف میباشد که حلقوم مطهر به اذان نشود.

«أَشْهَدُ أَنَّ عَلِيّاً وَلِيُّ اللَّه» در تربيت انسان سر مشق مي خواهد. مثل چه کسي باشيم. قهرمان پرستي يک غريزه اي در بشر. الگوي اینجانب بايد علي باشد هم اشک داشت و هم شمشير داشت کمالي در قرآن نيست که علي ابن ابيطالب در رأس آن کمال قرار گرفته میباشد.

«أَشْهَدُ أَنَّ عَلِيّاً وَلِيُّ اللَّه» علي ابن ابيطالب وارد مسجد کوفه شد. چراغها را پر‌نور مسجد بابا غدیر مشهد کرد. دو رکعت نماز خواند، رفت بالاي پشت بام. انگشتهايش را گذاشت توي گوشش و اذان اذعان کرد. «وَ كَانَ ع إِذَا أَذَّنَ لَمْ يَبْقَ فِي بَلْدَةِ الْكُوفَةِ بَيْتٌ إِلَّا اخْتَرَقَهُ صَوْتُه»(بحارالأنوار، ج42، ص278). منزل اي در کوفه عدم وجود مگر اينکه صداي علي را مي شنيد. آنقدر صداي علي رسا بود. البته اين صدا در روز 19 انقطاع شد.

«حَيَّ عَلَى الصَّلَاةِ» بشتابيد. نماز دويدني میباشد. نماز هيجان داراست. «عَجِّلُوا»، مسجد بابا قدرت مشهد «حَيَّ». شتاب کن بشتاب. نماز هيجان مي خواهد. حديث داريم. کسي که صداي اذان را شنيد و سپس ازجا پرید و وضو گرفت مشخص و معلوم مي گردد که دلداده نماز نيست. دلداده نماز کسي میباشد که پیش از اذان وضو بگيرد.

«حَيَّ عَلَى الصَّلَاةِ» داريم حتي مريضي که نمي تواند اذان بگويد در دل خودش اذان بگويد. «حَيَّ عَلَى الْفَلَاح». بشنابيد به سوي رستگاري. مجموع حرکتها به سوي رستگاري میباشد تمامی عبادتها براي تقوي و تقوي براي فلاح. «قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ» مومنون/1 برادرها و خواهران. اخيراً موعظه مجمعي صحیح کرده 30 جلد، اینجانب کلمه و واژه قره العين را ديدم. پيغمبر دو جا فرموده فروغ و روشنایی دیده اینجانب میباشد. يکي همسر. يکي نماز چه ارتباط اي بين همسر و نماز میباشد، آنگاه ديدم. در قبال تهاجم فرهنگي دو تا چيز جوانها را بيمه مي نماید. 1- وصلت 2- نماز. 50% گناهها براي شهوت میباشد. وصلت را سهل و آسان کنيد 50% گناهها معدود مي خواهد شد. پس 50% کتابها براي تزویج میباشد. 50% ديگر هم در حالتی‌که نماز بخوانيم. «إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى‏ عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ» عنكبوت/45. طفل مسجدي هروئيني نيست. سارق نيست. بشر وقتي رنگ پروردگار گرفت. رنگ شيطان نمي گيرد. شما در شرایطی که خرقه سفيد بپوشيد خودت بر روي زمين کثیف نمي نشيني. يا در صورتیکه گناه کردي زود برو به مسجد سريع خودت را تمیز کن.

«حَيَّ عَلَى الْفَلَاح». بشتابيد به سوي رستگاري.

«حَيَّ عَلَى خَيْرِ الْعَمَلِ». نماز بهترين فعالیت میباشد. چنانچه بيشترين اجرا را اعمال بخشید صرفا نماز نمي خواند مثل اين میباشد که بگويي چمدان کلیه چيز میباشد تنها کليدش گم گردیده اين آقا خيلي دانشمند میباشد. ولی لال میباشد. مگر مي گردد.

يکي از علما آمده بود پيش اینجانب ذکر کرد اینجانب تحقيق کرده‌ام که پيغمبر ما 43 تا قبيله بيعت کرد و به هر 43 تا هم اعلام‌کرد که در صورتیکه مي خواهيد مسلمان شويد مسلماني سوای نماز فايده ندارد.

«حَيَّ عَلَى خَيْرِ الْعَمَلِ». الله اکبر، الله اکبر، لا اله الي الله، لا اله الي الله، کارها تربيتي نظام آموزشی نوپا هاي خوش صدا را به مساجد معرفي نماید. پيش نماز از نوپا هاي خوش صدا تحت عنوان موذن استعمال نماید. ارتباط بين مکتب و مسجد و پيرمرد‌ها هم که يک قدمت اذان گفته‌اند. اين فعالیت را به نسل جدید واگذار نمایند.

يکي از معروفهايي که بايد احياء گردد مسأله اذان میباشد.

بازدید : 23
شنبه 10 آذر 1403 زمان : 10:25


ای عموم درهای فردوس درین ماه گشوده میباشد از آفریدگار خو بخواهید که آن‌ها‌را بر مسجد بابا قدرت مشهد روی شما نبندد و درهای دوزخ وجهنم بسته میباشد از معبود مسئلت نمائید که آن‌ها‌را بر شما نگشاید- و شیاطین در زنجیراند از خدا خویش بخواهید که آن‌ها‌را بر شما احاطه ندهد امیرالمؤمنین علیه السلام فرماید که اینجانب برخاستم و پهنا کرد یا این که نبی الله صلی الله علیه واله با فضیلت‌ترین جاری ساختن درین ماه کدامست؟ فرمود یا این که اباالحسن افضل‌ترین ایفا درین ماه پارسائی و غربت میباشد از آنچه خدای عز و جل حرام فرموده میباشد- آن گاه فرستاده آفریدگار بگریست پهنا کردم یا این مسجد غدیر فلاحی مشهد که نبی‌الله چه چیز شمار ار به ناله آورده میباشد فرمود یا این که علی آنچه که در ین ماه از تو حلال می‌گردد بیان کننده تو را میبینم که در قبال خدا خویش نماز می گذاری و بدبخت‌ترین اولی وآخرین همدوش و هم قطار پی کننده ناقه باتقوا برانگیخته می‌گردد و ضربتی بر فرق تو می‌زند و محاسن تو‌را به خون سرت خضاب می نماید- امیرالمؤمنین (ع) فرماید – پهنا کردم یا این که پیامبر الله صلی الله علیه واله در ان درحال حاضر آیین اینجانب در درحال حاضر تندرست میباشد؟!!- فرمود: مسجد بابا غدیر مشهد بله در سالم آئین خواهی بود- بعد فرمود یا این که علی- هر که ترا بکشد من‌را کشته میباشد و کسی که به تو کینه بورزد به اینجانب کینه ورزیده میباشد و هر که به تو دشنام دهد من را دشنام داده میباشد چون تو برای اینجانب به منزله جان منی روح تو از روح اینجانب میباشد و گل تو از گل اینجانب چه خدای عزوجل من‌را آفریده و ترا آفرید و منرا بر‌گزید و ترا برگزید و من‌را برای نبوت و پیمبری سپردن کرد و ترا برای امامت و پیشوائی پس هر که امامت ترا منکر مسجد غدیر بلوار معلم مشهد خواهد شد منکر نبوت اینجانب گردیده است-یا این که علی-تو وصیّ اینجانب می‌باشی و بابا فرزندان اینجانب هستی و شوهر دختر منی و جانشین و خلیفه اینجانب بر امت اینجانب در زندگانی و بعداز مرگ اینجانب می‌باشی امر تو دستور منست و نهی تو نهی اینجانب میباشد به آن کسیکه من را به نبوت برگزید و منرا شایسته ترین اخلاق و رفتار قرار بخشید پیمان می‌خورم که تو حجّت آفریدگار بر کردار وی هستی و امین وی بر رمز وی و خلیفه وی در بندگان وی می‌باشی.»
و از «رساترین» چیزی که در مژده برای ماه رمضان وارداتی میباشد دعای پیغمبر صلی الله علیه واله میباشد برای کسیکه در آن ماه گناهانش آمرزیده نشده باشد آنجا که آن حضرت صلی الله علیه واله فرماید:
«هرکس ماه رمضان بر وی بگذرد و آمرزیده نشده باشد پروردگار او‌را نیامرزد» و این دعا به حیث اینکه وی صلی الله علیه واله برا یرحمت عالمیان مبعوث شده است بشارت برگی برای حجم عفو وبخشش و عام بودن غفران در‌این ماه میباشد و الاّ با اینکه وی رحمه للعالمین میباشد برای مسلمان‌ها دعا می نماید هر یک‌سری گناه کار باشد و به‌این جهت درین باب خبر ها متعددی وارداتی میباشد که شیاطین متمّرد در زنجیراند و درهای فردوس و ابواب عفووبخشش آفریدگار گشوده میباشد ودرهای دوزخ و جهنم بسته میباشد و پروردگار شر معاندان جنّی را گشوده می‌دارد و منادی خدای از نخستین ماه تا انتها آن ندا می نماید و در ماهی از ماه های دیگر مانند آن در خبر ها وارد نشده میباشد و آنچه در زمینه‌ی منادی در بقیه ماه ها وارداتی میباشد آن میباشد که در ثلث نیمه شب ندا بلند میباشد جز در شب های آدینه که از اولیه شب تا نصف شب منادی حق تبارک ندا میکند و همینطور در ماه رجب عموماً و البته ماه رمضان- ندآء از نخستین ماه تا انتها آن در شبها و روزهای آن وارد میباشد ودر تخصیص ماه رمضان به اجابت دعاء آیه «ادعُوْنُی اَسْتَجْبَ لَکُمْ» وارد گشته میباشد .
۴_مـرحـوم آیت الله قاضـى در ماه رمـضـان بـه مـردم مـى فـرمـود : "مــردم خـودبـیـن نباشید، خداوند فی مابین باشید" . از خودبینـى خـارج شدن کـافـى وجود ندارد بایستی معبود فی مابین شد .
- در ماه خوش یمن رمضان از "خدایی" استعفا بدهیم.
- بیایید از خدائیمان استعفا بدهیم! ماه رمضان میباشد بیایید دیگر معبود نباشیم؟!. یعنی چه؟ تو که میگویی: "خداوند چرا این طور با اینجانب خوی نکردی" یعنی تو هم آفریدگار، اینجانب هم یک خداوند. این فضولی ها خیلی زشت میباشد. ما شغل خودمان را بکنیم پروردگار هم فعالیت خودش را. حافظ وظیفۀ تو دعا بیان کردن میباشد و بس/ در سد آن مباش که نشنید یا این که شنید.

- به آقای حاکم گفته بودند ماه رمضان روزه میگیرید؟ گفته بود تا ببینیم تکلیف چیست. این درس میباشد . طرف می‌گوید در صورتی بمیرم روزه ام را می‌گیرم . خب روزه را برای که میگیری؟!

- ما بایستی در ماه رمضان عبدالله شویم. در شرایطی که کسی سبوعیت در وی غلبه نماید عبدالکلب میباشد. در شرایطی که کسی شهوت در وی غلبه نماید عبدالخنزیر میباشد. درصورتی که کسی شیطنت در وی غلبه نماید مخلوق الشیطان میباشد. عبد و بنده الله آن کسی میباشد که سبوعیت و…( شهوت و شیطنت در وی غلبه نداشته باشد.)

- این چه میهمانی میباشد که تمامی اش گرسنگی و تشنگی میباشد؟! پس معین میگردد غذاهای دیگری می‌باشد؛ آب میوه های دیگری است؛ما غافلیم. بیان های مخصوصی می‌باشد.
- تا خودمان را پیدا نکنیم آفریدگار را پیدا نمیکنیم. ماه رمضان، ماه یافت کردن خویش میباشد. ما قرآن را گم کردیم؛ آفریدگار را گم کردیم؛ اهل بیت را گم کردیم؛ چرا؟!. نخستین ماه رمضان گفتیم نبّهنا عن نومة الغافلین (ما‌را از خواب غافلان بیدار کن)، اما گفتیم و رفتیم؛ حقیقتا نخواستیم. بشر در صورتی بیدار باشد درد را می بیند از کجا می‌آید؛ آفت را می بیند. البته خواب در شرایطی‌که بودی خیر درد را می بینی… سیل می‌آید، درنده میاید.

- زمانی شیطان باطن تسلیم گردد، آن شیطان خارج کاری نمی تواند بکند. در ماه رمضان، آن شیطان خارج بسته میباشد تا ما با خودمان ور رویم(و این شیطان باطن را مهار کنیم).

بازدید : 63
يکشنبه 4 آذر 1403 زمان : 10:06


‏وجود این سوال ها نگارنده را بر آن داشت تا رابطۀ این سه معنا را از نگرش مسجد غدیر بلوار معلم مشهد عارفان‏‎ ‎‏اسلامی در مسیر تاریخ، وبه طور کامل از طریقه امام خمینی ‏‏رحمه الله‏‏ گزینه پژوهش قرار دهد. ‏

‏‏در‌این نوشته‌ی علمی بعد از تبیین و نظارت مفاهیم متبوع، به چک رابطۀ آن‌ها از بینش‏‎ ‎‏امام خمینی ‏‏رحمه مسجد غدیر فلاحی مشهد الله‏‏پرداخته گردیده‌است.‏

‏‏1. معنا شریعت‏

‏‏الف. معنای شریعت در لغت و اصطلاح‏

‏‏ریشۀ شریعت در لغت، کلمۀ «شرع» میباشد؛ «شرع» یعنی رویکرد پر‌نور و «شارع» یعنی‏‎ ‎‏جادۀ مشخص و معلوم. «شریعت» بر نگرش و روش و ترسیم الهی استعاره شد‌ه‌است و به شریعت،‏‎ ‎‏شریعت گویند زیرا که مسجد بابا غدیر مشهد آن، زیرا شریعۀ آب باشد که کسی که بر آن وارد خواهد شد، منزه و‏‎ ‎‏سیراب برمی شود؛ براین اساس شریعت الهی نیز اینگونه میباشد.‏‎[2]‎

‏‏بدین ترتیب معنای اصطلاحی شریعت نیز پر‌نور شد و آن این که شریعت، طریقی الهی‏‎ ‎‏میباشد و آن هم مسجد بابا قدرت مشهد چیزی جز دستورها و قانون ها الهی وجود ندارد. ‏

‏‏ب. معنای شریعت در لغت ها عارفان‏

‏‏در کتاب ها عرفا در مضمون‌ «شریعت» سخنان مختلفی آمده میباشد:‏

‏‏شریعت فرمان بود به التزام بندگی و پرستیدن واقعیت و به‌پا‌خواستن به آنچه فرمود.‏‎[3]‎

‏‏شریعت اسمی میباشد مسئله برای خط مش های الهی و مشمول فروع آن رویه ها میباشد و عبارت‏‎ ‎‏میباشد از تصدیق قلبی افعال انبیا و شغل کردن بدان.‏‎[4]‎

‏‏شریعت آن میباشد که اورا پرستی.‏‎[5]‎

‎‏...به این ترتیب شریعت از مکاسب میباشد و اقامت عبد و بنده بی شریعت محال میباشد. در فیض شریعت‏‎ ‎‏سوای واقعیت، اعمال اعمالی میباشد که با روی و ریاودورویی توأم باشد و واقعیت بی شریعت، نفاقی‏‎ ‎‏میباشد که به سود ای نمی‌رسد و سالک زمانی میتواند به واقعیت برسد که مالک شریعت‏‎ ‎‏باشد و کل اوامرونواهی را از راز درستی و اخلاص به جا آورد.‏‎[6]‎

‏‏از دید حافظ نیز شریعت امر سلوک میباشد:‏

‏‏ ‏

‏‏ـ مباش در‌پی آزار و هر چه خواهی کن‏ ‏که در شریعت ما غیر از این گناهی وجود ندارد‏

‏‏ـ نکن به دیده حقارت نگاه در اینجانب مست‏ ‏ ‏‏که آبروی شریعت به‌این قدر نرود‏

‏‏ـ ریا و دورویی حلال شمارند و لیوان باده حرام‏ ‏ ‏‏زهی طریقت و ملت! زهی شریعت و کیش!‏‎[7]‎

‏ ‏

‏‏ج. معنای شریعت در قرآن‏

‏‏در قرآن واژۀ «شریعه» آمده میباشد: ‏‏«‏‏ثُمَّ جَعَلْنَاکَ عَلَی شَرِیعَةٍ مِنَ الْأمْرِ فَأتْبِعْهَا‏‏»‏‎[8]‎

‏‏کلمۀ «شریعه» در آیه به معنای روش و راهی میباشد که آدمی را به آیین الهی میرساند و‏‎ ‎‏خطاب آیه به نبی آفریدگار ‏‏صلی الله علیه و آله‏‏ و امت وی میباشد که از این نحوه خاص تقلید نمایند.‏‎[9]‎

‏‏در سورۀ مائده صحبت از قرار دادن شریعت منحصربه‌فرد برای همۀ انبیا میباشد؛ میفرماید:‏‎ ‎‏«‏‏لِکُلٍّ جَعَلْنَا مِنْکُمْ شِرْعَةً وَ مِنْهَاجاً‏‏»‏‏.‏‎[10]‎

‏‏آیه خطاب به همۀ ملت ها میباشد که برای هر ملتی شریعتی و راهی قرار دادیم. به حیث‏‎ ‎‏مفسّرین با دقت به تیم ای از آیه ها قرآن می اقتدار خاطرنشان کرد: آئین از حیث قرآن دارنده‏‎ ‎‏معنایی همگانی و گسترده میباشد و شریعت عبارت میباشد از بینش ای خاص که برای امتی از‏‎ ‎‏امت ها و یا این که پیامبری از پیامبران رقم خورده میباشد؛ مانند شریعت نوح، ابراهیم، موسی،‏‎ ‎‏عیسی، محمد ‏‏صلی الله علیه و آله‏‏.‏

‏‏بدین ترتیب زیرا آئین معنای همگانی خیس از شریعت داراست، قابل نسخه ها وجود ندارد ولی شریعت قابل نسخه ها‏‎ ‎‏میباشد. به تعبیروتفسیر دیگر: با مبعوث شدن پیامبری، آیین پیش از وی نسخه ها نمی‌شود بلکه شریعت‏‎ ‎

‏‎

‎‏ادیان پیشین نسخه ها می‌شود و ولی نسخه ها، به معنای بطلان روش کهن وجود ندارد، بلکه نسخه ها‏‎ ‎‏گذشتن تاریخ مصرف شریعت کهن نسبت به شریعت لاحق میباشد. ‏

‏‏فیض این که به تعبیر و تفسیر قرآن، آیین مقصود میباشد و شریعت روش های متعدد در وصال به آن‏‎ ‎‏مقصود میباشد.‏‎[11]‎

‏‏2. معنی طریقت‏

‏‏گفتیم که شریعت بینش ای میباشد که از ناحیۀ خدای بزرگ و به مراد سلوک عموم به‏‎ ‎‏سوی وی تنظیم شد‌ه‌است.‏

‏‏در این مکان میگوییم: «طریقت» عبارت از به فعلیت درآوردن و محقّق ساختن مقررات و‏‎ ‎‏دستورها شریعت در سیر به سوی پروردگار میباشد؛‏‎[12]‎‏ یعنی شریعت ضابطه طریقت میباشد و‏‎ ‎‏طریقت شغل به شریعت میباشد. بدین ترتیب میان شریعت و طریقت قرابتی ناگسستنی میباشد.‏‎[13]‎

‏‏ولی برخی از بزرگان عرفان و تصوف دربین شریعت و طریقت فرق نگذاشته و آن دو را‏‎ ‎‏در مقابل واقعیت، با یک تعبیروتفسیر ذکر کرده اند؛ چنان که بیان شده میباشد:‏

‏‏شریعت عبارت میباشد از تصدیق قلبی افعال انبیا و کار کردن به آن؛ و واقعیت عبارت میباشد‏‎ ‎‏از مشاهدۀ حال و روز آنها از روش ذوق وسلیقه و اتصاف بدان.‏‎[14]‎

‏‏لاهیجی میگوید:‏

‏‏طریقت در لغت «مذهب» میباشد و در اصطلاح، سیری میباشد منحصر به فرد سالکان راه و روش اله، از‏‎ ‎‏انقطاع منازل بعدد غربت و ترقّی به مقامات قرب و رفتن از حادث به قدیم.‏‎[15]‎

‏‏به این ترتیب شریعت، امر منش رفتن میباشد و طریقت، رویکرد رفتن، ولی خیر هر رویکرد رفتنی، بلکه‏‎ ‎‏راه و روش رفتنی که راهرو در آن قصد وصال به خوشبختی و کمال را داراست.‏

‏‏در اشعار حافظ طریقت بر اکنون رفتن اطلاق گردیده است.‏

‏‏ـ روندگان طریقت به نیم جو نخرند‏ ‏ ‏‏قبای طلس آن کس که از هنر عاریست‏

‏‏ـ در طریقت هر چه پیش سالک آید نه اوست‏ ‏در صراط بدون واسطه ای دل کسی منحرف وجود ندارد‏

‏‏ـ در طریقت رنجش خیال و خاطر نباشد می بیار‏ ‏هر کدورت را که بینی زیرا صفایی رفت رفت‏

‏‏ـ تو کز سرای طبیعت نمی روی خارج‏ ‏ کجا به کوی طریقت گذر توانی کرد‏‎[17]‎

‏‏ـ ز ایرادات طریقت عنان متاب ای دل‏ ‏ که مرد راه و روش نیندیشد از نشیب و فراز‏

‏‏ـ روندگان طریقت ره بلا سپرند‏ ‏ رفیق عشق و علاقه چه اندوه دارااست از نشیب و فراز‏

‏‏ـ توکل بر زهدو تقوا و علم در طریقت کافریست‏ ‏ راهرو گر صد هنر داراست تکیه بایدش‏

‏‏ـ وفا کنیم و نکوهش کشیم و خوش باشیم‏ ‏که در طریقت ما کافریست رنجیدن‏‎[18]‎

‏‏ ‏

‏‏با تمرکز در اشعار حافظ در مییابیم که استارت طریقت، استارت سلوک و صیرورت و شدن‏‎ ‎‏میباشد و طبیعی میباشد که در گذرگاه وصول به ضریح واقعیت می بایست مردانه در وادی طریقت‏‎ ‎‏گام زد و عاشقانه امر سلوک را ـ که به عبارتی شریعت میباشد ـ گیسو به مو سر رعایت نمود.‏

‏‏حضرت امام خمینی ‏‏رحمه الله‏‏ نیز در دیوان خویش، اصحاب طریقت را افرادی میداند که‏‎ ‎‏تکان در مسیر استکمال نفس را استارت کرده اند:‏

‏‏ ‏

‏‏بر در میکده از روی نیاز آمده ام‏ ‎ ‎‏پیش اصحاب طریقت به نماز آمده ام‏

‏‏از نهان خانۀ اسرار ندارم خبری‏ ‎ ‎‏به در پیر مغان صاحب و مالک رمز آمده ام‏‎[19]‎

‏‏ ‏

‏‏مولوی نیز به معنی طریقت میگوید:‏

‎‏شریعت همچو شمع میباشد، ره می کند، و بی آن که شمع به دست آوری روش یافته نشود و زیرا‏‎ ‎‏خط مش داخل شدن تو طریقت میباشد و زیرا به غرض رسیدی آن واقعیت میباشد. یا شریعت دانش‏‎ ‎‏طب یاددادن میباشد و طریقت تناول کردن دارو و دوری کردن و واقعیت، صحّت ابدی یافتن میباشد.‏‎[20]‎

‏‏3. مضمون‌ واقعیت‏

‏‏«واقعیت» از عبارات اساسی و کلیدی اهل حیث و واپسین خانه سالک از منازل سه گانه‏‎ ‎‏(شریعت، طریقت و واقعیت) میباشد. اورده شده میباشد که:‏

‏‏شریعت، فرمان به التزام عبودیت میباشد و واقعیت، مشاهدۀ ربوبیت و هر شریعتی که مؤیَّد به‏‎ ‎‏واقعیت نباشد مورد قبول وجود ندارد و هر حقیقتی که مقیّد به شریعت نباشد غیر کالا میباشد.‏‎[21]‎

‏‏و نیز اورده شده میباشد که:‏

‏‏واقعیت عبارت میباشد از معنایی که نسخه ها بر آن جایز نباشد و از پیمان انسان تا فنای فقید حکم آن‏‎ ‎‏معادل میباشد.‏

‏‏شریعت از مکاسب میباشد و واقعیت از مواهب؛‏‎[22]‎

‏‏مولوی واقعیت را وصال به هدف می‌داند.‏‎[23]‎

‏‏در لسان عرفا، واقعیت ظهور حق میباشد بی عفاف و حجاب تعیّنات و محو کثرات موهومه در‏‎ ‎‏اشعۀ انوار ذات. با دقت به اثر ها عرفانی، معنی واقعیت گاه به معنای «ذات» به فعالیت می رود‏‎ ‎‏و در مقابل آن «اعتبار» جای‌دارد؛ گاه واقعیت به معنای «نفس الامر» میباشد و در مقابل آن‏‎ ‎‏«فرض و وهم» به شغل می رود؛ گاهی واقعیت به معنای «حق» میباشد که در مقابل آن «فسخ»‏‎ ‎‏جای دارد؛ و گاهی واقعیت به معنای «واقعیت عرفانی» میباشد که به عبارتی ذات پروردگار یا این که‏‎ ‎‏تعیّن نخستین میباشد که در مقابل آن «مجاز» میباشد که به عبارتی اعتبارات و کثرات میباشد؛‏‎ ‎‏و بالاخره گاه واقعیت «مقصود و هدف آخری در سلوک» میباشد که در مقابل آن «شریعت و‏‎ ‎‏طریقت» جای‌دارد.‏

‎‏در نگاه حافظ، واقعیت، قیمت پایانی و نهانی اثبات هستی میباشد که در ماورای‏‎ ‎‏پدیده های مجازی و زود گذر، اطراف بر همۀ احکام و واقعیات و قیمت ها و اعتبارات میباشد.‏‎ ‎‏واقعیت حافظ یگانه و متعالی و مطلق میباشد و لذا لایتغیّر و ازلی و ابدی میباشد و فردا در‏‎ ‎‏عرصۀ رستاخیز و حشر و انتشار، تمامی در پیشگاه وی حاضر خوا هیم شد.‏‎[24]‎

‏‏ ‏

‏‏نقشی بر آب میزنیم از زاری حالیا‏ ‏تا کی گردد قرین واقعیت مجاز اینجانب‏

‏‏فردا که پیشگاه واقعیت خواهد شد پدید‏ ‏شرمنده رهروی که کار بر مجاز کرد‏

‏‏حافظا محض واقعیت گوی یعنی رمزّ علاقه‏ ‏غیر از این دیگر خیالاتی به تقریب بسته اند‏

‏‏گر این پند شاهانه بشنوی حافظ‏ ‏به شاهراه واقعیت گذر توانی کرد‏

‏‏خم ها همگی در جوش و خروشند ز مستی‏ ‏وان می که در آن جاست واقعیت خیر مجازست‏‎

‏‏از خطّۀ واقعیت و از خیمۀ مجاز‏ ‎ ‎‏برخاسته به خلوت دلخواه میرسد‏‎

‏‏ ‏

‏‏با دقت به آنچه گفته شد، واقعیت در اصطلاح عبارت میباشد از وصول به پروردگار یا این که‏‎ ‎‏ورود در حوزۀ ربوبی و انکشاف اتصال وجود عارف و همۀ موجودات به ذات خداوندی‏‎ ‎‏و یا این که صفات جلال و جمال وی. پس واقعیت، وصال به مقصد و متجلّی شدن اسماء و‏‎ ‎‏صفات الهی میباشد.‏

‏‏4. ارزیابی رابطۀ شریعت، طریقت و واقعیت‏

‏‏سؤال اصلی و اصلی این میباشد که مرز دربین شریعت، طریقت و واقعیت کجا میباشد؟ آیا‏‎ ‎‏در قلمرو سیر و سلوک هر مورد تحت عنوان یک خانه میباشد و با خانه آتی رابطه ندارند؛‏‎ ‎‏یعنی بشر تا وقتیکه در مرحلۀ شریعت میباشد منفعت ای از طریقت و واقعیت ندارد و زمانی‏‎ ‎‏که وارد طریقت و واقعیت شد دیگر نیازی به شریعت ندارد؛ آیا اینگونه میباشد؟ یا‏‎ ‎‏شریعت و طریقت و واقعیت تنیده در همند؛ یعنی هر که به یه خرده که به شریعت شغل‏‎ ‎‏می نماید به به عبارتی اندازه از طریقت و واقعیت برخوردار میباشد؟‏

‎‏بنابر یک نگرش هریک از شریعت، طریقت و واقعیت دارنده محدودۀ خاصی‏‎ ‎‏هستند که با ورود به هر مورد، خروج از دیگری نتیجه ها میشود؛ چون با ورود به‏‎ ‎‏مرحله ای فراتر و جامع تر نیازی به پروسه پیشین وجود ندارد؛ بیان کننده زیرا پله ای میباشد که با گام‏‎ ‎‏گذاشتن بر هر پلّه، دیگر نیازی به پلّۀ قبلی برای بالا رفتن وجود ندارد و وقتی که فرد‏‎ ‎‏به پشت بام دست یافت دیگر هیچ نیازی به نردبان وجود ندارد؛ شریعت و طریقت و واقعیت‏‎ ‎‏این سیرتکامل اند!‏

‏‏البته طریقه دیگر میگوید: شریعت و طریقت و واقعیت رابطۀ طولی دارا هستند و ظواهر و‏‎ ‎‏درون یکدیگرند؛ یعنی در درون شریعت، واقعیت پنهان گردیده‌است و به تعبیروتفسیر دیگر،‏‎ ‎‏شریعت بازخوانی واقعیت محض میباشد و فعالیت به شریعت وصول به ضریح واقعیت میباشد‏‎ ‎‏و فی مابین آن‌ها نوعی تعامل ارگانیک قابل تصور میباشد. براین اساس طبق این طریقه، خیر شریعت‏‎ ‎‏سوای واقعیت وجود دارااست و خیر واقعیت سوای شریعت قابل وصول میباشد.‏

‏‏در میان عارفان و بزرگان وادی عرفان و سلوک از هر مجموعه یافت می‌گردد. با اشاره به‏‎ ‎‏قضیه های تاریخی آن و سخنان هر دو مجموعه، به محاسبه آنها پرداخته و به لحاظ امام‏‎ ‎‏خمینی ‏‏رحمه الله‏‏ اشاره خوا‌هیم کرد.‏

‏‏5. مسئله های تاریخی اندیشه طلاق طریقت و واقعیت از شریعت‏

‏‏در زمانه خلفای اموی و عباسی، ترجمۀ کتاب ها یونانی، رومی، هندی، فارسی، عبری و‏‎ ‎‏سریانی به عربی استارت شد و به‌تدریج کرسی درس دادن علومی از قبیل منطق ارسطویی،‏‎ ‎‏طبیعیات و ریاضی ها به صورت غیروابسته پا گرفت. فلسفه نیز از جملۀ این علم ها بود.‏

‏‏برخی از افرادی که اهل فلسفه بودند ولی نسبت به فلسفه جاهل بودند، مواجه با‏‎ ‎‏نظریاتی شدند که در ظواهر با عقاید مذهبی و شرعی در تعارض بود. از این جا بود که گفتند:‏

‏‏آئین وظایفی تقلیدی میباشد که انبیای الهی از طرف آفریدگار برای تربیت عقول معمولی و‏‎ ‎‏کامل شدن نفوس بسیط آورده اند، ولی فیلسوفان با فایده مندی از علم ها حقیقی و واقعی و ادله، به آئین‏‎ ‎‏نیازی ندارند.‏

‏‏اظهار این سیرتکامل مطالب سبب ساز جناح گیری فقها و متکلّمان شد و درصدد عکس العمل‏ برآمدند و اظهار کنندگان این عقاید را تکفیر نمودند و از هیچ تلاشی در هلاکت این‏‎ ‎‏علم ها فروگذار نکردند. تا این که عده ای زیرا ابونصر فارابی (م 339 ق) و بوعلی سینا‏‎ ‎‏(م 428 ق) و اشخاصی مثل ابن مسکویه و ابن رویش، فلسفه را مجدد احیا کردند و در همین‏‎ ‎‏برهه از فرصت، تصوف میان مسلمان‌ها ظهور کرد.‏

بازدید : 26
چهارشنبه 30 آبان 1403 زمان : 10:56


8ـ شستن دست چپ. دست چپ را نیز همچون دست راست سه توشه میشوییم و این دعا را مسجد بابا غدیر مشهد می خوانیم: اَلَّلهُمَّ لاَ تُعْطِنِیْ کِتَابِیْ بِشِمَالِیْ وَ لاَ مِنْ وَرَاءِ ظَهْرِیْ وَ لاَتُحَاسِبْنِیْ حِسَاباً عَسِیْراً. 9ـ مسح راز و گوش. به دستها آب جدید‌ای گرفته و تَر می‌کنیم. آنگاه همه رمز را با دستهای تر لمس می‌کنیم طوری که هیچ جایی از موهای راز کم آب باقی نماند. آنگاه دو انگشت اشاره را به گوشها فرو برده و با انگشتان شصت، پشت گوشها را مسح می کنیم و این دعا را مسجد غدیر بلوار معلم مشهد می‌خوانیم: اَلَّلهُمَّ اجْعَلْنِیْ مِنَ الَّذِیْنَ یَسْتَمِعُوْنَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُوْنَ اَحْسَنَهُ.


10ـ مسح گردن. بعد با پشت انگشتان دست در حالی که انگشتان دستها را به هم چسبانیده‌ایم با دست راست طرف راست گردن و با دست چپ طرف چپ گردن را مسح می کنیم و این دعا را می خوانیم: اَلَّلهُمَّ اَعْتِقْ رَقَبَتِیْ مِنَ النَّارِ. 11ـ شستن پای راست. پای راست را از نوک انگشتان تا قوزک پا سه توشه میشوییم. می بایست دقت داشت که قوزک پا و لای انگشتان نیز تماماً شسته شوند. به هنگام شستن پای راست این دعا را می‌خوانیم: اَلَّلهُمَّ ثَبِّتْ قَدَمِیْ عَلَی مسجد غدیر فلاحی مشهد الصِّرَاطِ یَوْمَ‌ تَزِلُّ فِیْهِ الاَقْدَامُ.
12ـ شستن پای چپ. پای چپ را نیز همچون پای راست سه توشه تا قوزک پا میشوییم و این دعا را می خوانیم: اَلَّلهُمَّ اجْعَلْ سَعْیِیْ مَشْکُوْراً‌ وَ ذَنْبِیْ مَغْفُوْراً‌ وَ عَمَلِیْ مَقْبُوْلاً مَبْرُوْراً وَ تِجَارَهً لَنْ تَبُوُرَ بِفَضْلِکَ یَا عَزِیْزُ یَا غَفُوْرُ. مسجد بابا قدرت مشهد
وضوی جبیره

هرگاه یکی‌از اعضایی که هنگام وضو شسته می شوند زخمی شود طوری که آب برای آن مضر باشد می بایست پارچه‌ای منزه یا این که چیزی مانند چسب بر روی آن گذاشت و هنگام شستن بقیه اعضاء بر آن نصیب مسح کرد.
غسل

یکی از دیگر از قوانینی که نمازگزار می بایست داشته باشد تمیز بودن از جنابت ـ شستن مجموع تن ـ میباشد. بدین فعالیت «غُسل» می گویند.
مقدمات غسل

ابتداء دستها را شسته و آن گاه نجاست را از تن تمیز می‌کنیم و وضو می گیریم. در صورتیکه جایی که غسل می کنیم محلی پست بوده و آب مصرف شده در آن عده گردد پاها را بعد از اتمام غسل می بایست شست.
نگرش غسل

غسل را میتوان به دو نحوه جاری ساختن اعطا کرد: 1ـ میتوان به نیت غسل کل تن را به یکباره در آب فرو پیروزی. برای مثالً در آب دریا و رودخانه. 2ـ ابتداء از راز و گردن و بعداز نصفه ی راست تن و آنگاه از نصفه ی چپ تن از هر مورد سه توشه آب میریزیم طوریکه هیچ جایی از تن کم آب باقی نماند. عالی میباشد پیش از غسل نیز همچون وضو با بیان کردن بسم الله الرحمن الرحیم نیت بکنیم. یعنی غسل را برای اطاعت از فرمان پروردگار و نیز به دلیل تقرب به درگاه او اجرا می‌دهیم.
تیمم

در صورتی آب کافی برای وضو و یا این که برای غسل نبوده و فرد نیز دستکم 2 کیلومتر از محل آب مسافت داشته باشد و یا این که به انگیزه مریضی توانمند به به کار گیری از آب نباشد و یا این که به علّتهای دیگر … به مکان وضو یا این که غسل می بایست تیمم نمود. تیمم عبارت میباشد از زدن کف دستها بر خاک تمیز و کشیدن آنان ابتداء به طور و آنگاه به دست راست و چپ.

دیدگاه تیمم

1ـ نیت. پیش از هر چیز به قصد اطاعت از دستور آفریدگار نیت می‌کنیم. 2ـ زدن کف دستها بر زمین جهت مسح شکل. دو کف دست را بر خاک تمیز یعنی جایی که هیچگونه نجاستی در آن جا نبوده میباشد می زنیم. آنگاه آنها‌را بر کل شکل می‌کشیم طوریکه هیچ جایی از شکل مسح نشده باقی نماند. 3ـ زدن کف دستها بر زمین جهت مسح دو دست. مجدد دستها را بر زمین زده، ابتداء با دست چپ دست راست را تا آرنج مسح می‌کنیم. ولی خویش آرنج نیز بایستی مسح خواهد شد. آن گاه با دست راست دست چپ را نیز مسح می کنیم. ولی برای مسح دست چپ موردنیاز وجود ندارد که مجدد دستها را بر زمین زد. بایستی اعتنا داشت که هنگام زدن کف دستها بر زمین در صورتی خاک و خاشاکی به دستها بچسبد میتوان برای یک توشه به دستها جنبش ملایمی داده و آنان‌را به دور نمود.
سایر موقعیت

از سایر قوانینی که نمازگزار می بایست داشته باشد منزه بودن خرقه و محل اقامه نماز میباشد؛ چون نماز در واقعیت رمز و نیاز کردن با آفریدگار بوده و موجب تقرّب به درگاه الهی می‌شود لذا مورد نیاز میباشد خرقه و محل اقامه نمازگزار از هرگونه نجاست و کثافات منزه باشد. همینطور مایحتاج میباشد نماز‌گزار عورت خویش را ـ جاهایی که دیدن و نشانه دادن آن حرام میباشد‌ ـ بپوشاند. عورت مردان از ناف تا ذیل زانو و عورت زنان همگی تن به جز شکل، دستها تا مچ و پاها تا قوزک میباشد. همینطور ما یحتاج میباشد نمازگزار به موقع و رمز وقت نماز خویش را اداء کند. شایسته ترین وقتها برای قرائت نماز نخستین وقت هر نماز میباشد.
نبی ما حضرت محمد صلی الله علیه و سلم نیز بسیار پیشنهاد نموده‌اند که نماز در اولیه وقت خوانده گردد؛ چون قرائت نماز در اولیه وقت از اجر بیشتری شامل است. همینطور مایحتاج میباشد نمازگزار رو به قبله باشد. منزل کعبه که در شهر مکه و در مرزوبوم ایالات متحده عربی سعودی واقع میباشد قبله کلیه مسلمان ها دنیا میباشد. هر مسلمانی که قصد قرائت نماز را دارااست مسلماً بایستی رو به قبله (کعبه) باشد.

اذان و اقامه

اذان شعار توحیدی مسلمان ها بوده و به همگی اعلام می دارد که هنگام نماز فرا رسیده میباشد. بنابر‌این سزاوار میباشد هر مسلمانی که قصد تلاوت نمازهای پنجگانه را دارااست اذان و اقامه بگوید. عالی میباشد اذان با صدایی خوش و آهنگی دلنشین و با ادب و طمأنینه ی بی نقص گفته خواهد شد.
چگونگی اذان

«اَللهُ اَکْبَرُ» (4 توشه) یعنی: آفریدگار گرانقدر میباشد. «اَشْهَدُ اَنْ لاَ اِلَهَ اِلاَّ اللهُ» (2 توشه) یعنی: سند می‌دهم هیچ معبودی به غیر از خدا وجود ندارد. «اَشْهَدُ اَنَّ مُحَمَّدًا رَسُوْلُ اللهِ» (2 توشه) یعنی: مدرک می ‌دهم محمد پیام ‌آور پروردگار میباشد. «حَیَّ عَلَی الصَّلاَهِ» (2 توشه) یعنی: بشتاب بسوی نماز. «حَیَّ عَلَی الْفَلاَحِ» (2 توشه) یعنی: بشتاب بسوی رستگاری. «اَللهُ اَکْبَرُ» (2 توشه) یعنی: پروردگار تبارک میباشد. «لاَ اِلَهَ اِلاَّ اللهُ» (1 توشه) یعنی: هیچ معبودی به غیر از خدا وجود ندارد. ولی در نمازهای صبح مورد نیاز میباشد بعداز «حیّ علی الفلاح» این پاراگراف نیز دو بارگفته خواهد شد: «اَلصَّلاَهُ خَیْرٌ مِنَ النَّوْمِ» یعنی: نماز عالی از خواب میباشد.
چگونگی اقامه

بازدید : 18
يکشنبه 27 آبان 1403 زمان : 10:55


صدقه دادن در آشکارا خوب میباشد یا این که نهفته؟
یک کدام از نکات اساسی در چگونگی صدقه نهفته بودن آن میباشد. مسجد بابا قدرت مشهد در صدقه دادن آشکار شما با تشویق و دعوت عموم به عمل نه، این فعالیت را اجرا می‌دهید که مایه دلگرمی فقرا و مساکین میباشد و سبب ساز می‌گردد آنان بدانند که سرمایه دارها در جامعه به درنگ آن ها میباشند و در موقعیت دشوار از آن‌ها تامین می‌نمایند. مسجد بابا غدیر مشهد در صدقه دادن به صورت پنهانی ریا و دورویی نیست و آبروی شخص مستلزم محفوظ میماند و حاجتمند مسجد غدیر فلاحی مشهد شم ذلت نمی‌نماید به همین عامل صدقه دادن به صورت نهفته بیشتر پیشنهاد می شود.

حالت صدقه دادن چه طور میباشد

فیض گیری
درصورتی که شما نذری دارید یا این که برای رضایت الهی میخواهید از کسی مسجد غدیر بلوار معلم مشهد پناه دنیوی فرمائید؛ بایستی آغاز حالت و آداب آن را بدانید. همانگونه که گفتیم صدقه دادن امری میباشد که در آئین اسلام بسیار به آن پرداخته شد‌ه‌است عالی میباشد در حالتی که بضاعت و توان امداد به نیازمندان را دارید قطعا به‌این فرمان پروردگار کار فرمائید. ما در‌این نوشته‌ی علمی به آداب و رسوم صدقه پرداختیم امیدوارم این نوشته‌ی علمی برای شما موءثر بوده باشد.

بازدید : 61
يکشنبه 20 آبان 1403 زمان : 10:20


در دين مقدس اسلام روز فطر و روز قربان، عيد است.البته د مسجد بابا قدرت مشهد ر فطر به جهت‌ آنکه در يکماه کل مردم دست از زياده‌ روى در شهوات برداشته، روز ها روزه، و شب‌ها به قيام مشغول، و با سود‌هائى بيش از ساير ايام همچون انفاق در روش پروردگار، و تلاوت بيشترى از سخن خدا، و چشم‌پوشى از محرمات و مکروهات، نفس اماره خود را تزکيه و تطهير نموده‌اند، وضعیت روحانيت و معنويت در ايشان بالا رفته می‌باشد، و سبکى و تجرد و قابلیت عروج به عوالم قدس براى آنان قابلیت بيشترى پيدا کرده است، زيرا طعام و شهوت و غضب کليد دوزخ و سلطه شيطان می‌باشد.و در مسجد بابا غدیر مشهد اين ماه که آفریدگار مائده آسمانى ميهمانان خود را جوع و گرسنگى قرار داده می باشد معین مى‌شود که بهترين تحفه از جانب رب الارباب می باشد.

اندرون از طعام خالى دار *** تا در او فروغ و روشنایی معرفت‌بينى
در اين موقع که موقع دریافت کردن نتيجه و مزد می باشد، آن روز را بايد عيد گرفت، و از خدا کريم و رحيم عيدى دريافت کرد.اما عيد به دست آوردن نه به معناى ساز و دهل زدن می‌باشد، و نه به معناى شيرينى تناول کردن و رنگارنگ مسجد غدیر فلاحی مشهد پوشيدن، و تفريح و تفرج بهيمانه کردن، بلکه به معناى يک درجه از تزکيه و تطهير بالاتر، و يک صيقل عالی به نفس دادن تا آماده برکات و نزول موآئد آسمانى خواهد شد.

شب عيد فطر دو غسل دارد: يکى در اول شب، و يکى در آخر شب، و آن شب احياء و زنده‌دارى هست‌يعنى تا به صبح به عبادت و قيام و ذکر و ياد محبوب و معشوق ازلى و حبيب سرمدى مشغول بودن، و در روز عيد نيز غسل دارد. مسجد غدیر بلوار معلم مشهد

و رفتن براى نماز عيد، و با مجموع مردم در صحرا بجاى آوردن، و آنرا با کيفيتى خاص، در دو رکعت و با نه قنوت بجاى آوردن، و گویش به ذکر تهليلات گشودن که: اللَه اکبر، اللَه اکبر، لا اله الا اللَه و اللَه اکبر، اللَه اکبر، و لله الحمد و الحمد لله على ما هدانا و له الشکر على ما اولانا.

معناي‌ عيد فطر و عيد قربان
3
و ولی در قربان، به این دلیل که مردم به عشق لقآء و ديدار وجه اللَه، دست از خانه و لانه و وطن و تجارت و شهرت و جاه و جميع علائق شسته، و به سوى بيت اللَه الحرام من تمام فج عميق سرازیر شده، و طواف و سعى و وقوف در عرفات را که خارج از حرم است، بجاى آورده بعد از آن داخل در مقبره و مشعر آمده و شب را به اذن دخولى که از حضرت او دريافت کرده است، در مزدلفه آرميده، و بعد به منى آمده، و شيطان را هفت‌بار سنگ زده، و قربانى کرده، و سر تراشيده، و در اين مدت پاى و راز برهنه درپی حبيب در جستجو و در تکاپو بوده هست.

اينک جاى آن دارااست که موقع خروج از احرام هست، به شکرانه قبولى جاری ساختن و پذيرش اين انجام مشقت بار، و در عين حالا شيرين و لذت‌نصیب عيد بگيرد، و الحمد لله بگويد، و به مراسم عيد که آنهم باز ذکر خداوند و تطهير بيشترى می باشد، مهيا شود، نماز عيد بخواند، و زبان به تقديس و تمجيد الهى بگشايد، و از جمال و جلال او بيان کند، و از محاسن و زيبائى‌هاى او اعلان وحدت و توحيد ذات و اسماء و صفات و افعال را در فقیه منتشر کند و بگويد: اللَه اکبر اللَه اکبر لا اله الا اللَه و اللَه اکبر اللَه اکبر و لله الحمد اللَه اکبر على ما رزقنا من بهيمة الانعام، الحمد لله على ما ابلانا.

و نه تنها خود حجاج، بلکه جميع مسلمين در سراسر بقاع دانا بدين موهبت عظمائى که نصيب برادرانشان در آن مواقف کريمه شده است، عيد بگيرند، و به دنبال اعماليکه در ذوالقعدة و ده روز از ذوالحجه به جاى آورده‌اند، قربانى کنند، و نماز عيد بخوانند، و براى جماعت‌با امام، پاى لخت به صحرا فرآیند.

روز جمعه عيد هست، چون روز اجتماع مردم به نماز جمعه و شنيدن خطبه‌ها و تطهير هست.و بهمين جهت اسلام نام آنرا جمعه گذارد، يعنى روز اجتماع و بهم پيوستگى امت مسلمان، و در قبل از اسلام آن را يوم العروبة مى‌گفتند.اسلام نماز جمعه را واجب کرد، به وجوب عينى تعيينى در هر مجال تا روز قيامت و تارک آنرا لعنت فرستاد.و ليکن شرط درستی آن با جماعت و در زیر نظر و امامت امام عادل و يا منصوب از ناحيه اوست.در زمان حضور امام، خودش اقامه مى‌کند، و در زمان غيبت‌بر فقيه عادل جامع الشرائط که به استدلال نيابت عامه، متکفل وظائف امام است واجب هست اقامه کند.

معناي‌ عيد فطر و عيد قربان
4
نماز جمعه واجب می باشد‌به وجوب مطلق، نه به وجوب مشروط، مانند حج نسبت‌به یارا، بلکه مانند نماز ظهر می‌باشد نسبت‌به عصمت و غسل و وضوء.و بنابراين امام و حکم کننده شرع، شرط انعقاد و درستی و شرط واجب است نه شرط وجوب.فلهذا اگر امام در غيبت ‌بود و فقيه جامع الشرائط توان بر حکومت نداشت، و در تقيه بسر مى‌توفیق، بواسطه سوراخ نماز جمعه، همه مردم گنهکارند به جهت ترک نماز عينى تعيينى که حائز اهميت‌سرشارى است.

و بر تمامی آنها واجب می‌باشد قيام کنند و تشکيل حکومت اسلامى دهند، تا آن امام غائب ظهور کند، و يا فقيه مقبوض اليد، مبسوط اليد خواهد شد، و بتواند اجراء حدود کند، و منع از ثغور اسلام بنمايد، و از جمله وظائف حاکم، تشکيل نمازهاى جمعه در قلمرو حکومت اوست.

افرادى که در زمان حکومت جائره نماز جمعه نمى‌خوانند، معذب مى‌شوند که: چرا تشکيل حکومت اسلامى نداده‌ايد؟! که بتوانيد نماز جمعه بخوانيد، گر چه با نداشتن حاکمى چنين، نماز از آنها صحيح نيست و مردود می‌باشد.

و به همين جهت که روز جمعه، روز عيد و اجتماع می باشد، و مردم منزه و پاکيزه مى‌شوند، و از مشکلات و گناهان يکهفته قبلی بيرون مى‌آيند، دعا ها در آن روز مستجاب، و شب جمعه نيز داراى اهميت و خصوصيتى براى تهيؤ و آمادگى وظائف روز مى‌شود، که از ساير شب‌ها ممتاز مى‌شود.

تعداد صفحات : 56

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 562
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 0
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه