loading...

بهترین مرجع مسجد غدیر باباعلی مشهد

بازدید : 20
شنبه 19 آبان 1403 زمان : 9:51


ارزشمندی ایمان؛ مشاهده‌ی تاثیر ایمان در اعضاوجوارح و اعضاوجوارح و معاش آدم شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد
زمینه این میباشد که ایمان، مبتنی بر فرهنگ و تمدن غیر قابل شک و تردید قرآن، تنهاً یک دستور قلبی وجود ندارد. صراحت دارد که ایمان یعنی اعتقاد، و اعتقاد مربوط میباشد به دل، ولی قرآن هر باوری را، هر ایمان و قبول و پذیرشی را به رسمیت نمی‌شناسد. ایمانِ مجرد، ایمانِ قلبیِ کم آب و خالی، ایمانی که در اعضا و اعضای مؤمن شعاعش مشهود وجود ندارد؛ رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد این ایمان از حیث اسلام گرانبها وجود ندارد. اولیه مؤمن به خداوند، شیطان میباشد. ابلیس قبل از آنکه بندگان لبریز مدعای معبود و فرزندان پرناز و افاده انسان به‌این مرزو بوم خاکی بیایند، سالیانی خدایِ متعال را عبادت می­‌کرد و دلش کانون معرفت آفریدگار بود، البته در آن بزنگاه، در آنجایی که ایمان‌ها همگی آنجا به شغل می‌­آیند؛ آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد یعنی در هنگام گزینش، در هنگام انتخاب راه و روشِ پایانی، این ایمان به شغل ابلیس نیامد، این ایمان در به عبارتی دل ماند.
اینجانب می­‌گویم ایمانی که تنها در دل بماند، می­‌پوسد و می­‌خشکد؛ تو بگو خیر، باقی می‌­ماند. مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد

بازدید : 86
پنجشنبه 17 آبان 1403 زمان : 11:50


مسجد النبی، با سپری شد فرصت، رفته رفته حجم پیدا كرد و مرمت شد تا به طور فعلی در آمد. شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد

بساطت و آسانی در بنای مسجد، چیزی میباشد كه از شروع آیتم اعتنا و تاكید اسلام بوده میباشد.

علی _ علیه السلام _ مسجدی را در كوفه مشاهده كرد كه كنگره دار تشکیل‌شده بود فرمود:بیان کننده این، كنیسه یهود میباشد!.و فرمود:مساجد بصورت معمولی ساخته می‏گردد خیر كنگره‏دار. كنگره‏دار بودن بنای مسجد در آن رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد زمان، نسبت‏به شرایط‏ساختمان‏ها، نوعی تجمل و تزئین محسوب می‏گردیده است.

و نیز، در حدیث میباشد كه:«بما امر داده گردیده كه شهرها، مزین و كنگره‏دار ساخته گردد البته مساج آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد د، بی آلایش.»

حدیث دیگری میباشد كه: «مساجد را بسازید و آنها‌را بی آلایش قرار دهید.» و در روایات دیگری، از علائم پایان مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد الزمان، تزئین و آرایش و پیرایش مساجد نقل شده و آمده میباشد كه:هنگامی امام فرصت قیام كند، مساجد كنگره دار را وخیم می‏كند.

اما خواسته از تزئین و آرایش و پیرایش مسجد، كه ممنوع میباشد، طلا جواهرات كاری و زر اندود كردن میباشد، خیر معماری و كاشیكاری و بكار بردن اعتنا و هنر در بنای مساجد (آنگونه كه در طی قرون در معماری مسلمین در مساجد معمول بوده و رایج میباشد) .

مسجد، نباید به طور یك نمایشگاه عكس و نگارگری و موزه دکوری در آید.چرا كه این، با روح عبادت خالص و قرب به حق، به رنج سازگار میگردد.

از امام راست گو _ علیه السلام _ در باره مساجدی كه در آنان تصویر میباشد، سئوال شد.حضرت جواب دادند كه:«آنرا خوش نمی‏دارم، البته امروز، برای شما ضرر و زیان و اشكالی ندارد.» شاید اشاره به ترویج و توسعه معماری و تصویرهای آن در مساجد باشد، كه در آن زمان، پیشرفت پیدا می‏كرد و امام حالت خاص آنروز را ذکر می‏كند.هنگامی فرمان دائر باشد دربین ترك مساجد و خالی شدن آنان یا این که رفتن به مساجد با آن مختصات و شرائط مكروه، طبیعی میباشد كه ائمه، راضی به ترك مسجد و هجران از اجتماعات بخاطر یك مكروه نمی‏شدند.در عین حالا، درین حد كه در مساجد، نقش و نگار و هنرهای ترسیمی و تجسمی بكار رود، آیتم بازداشتن اسلام وجود ندارد، بخصوص در شرایطی‌که در مسئله نشانه‌ها قرآن باشد.

در حدیثی، نقوش پدید آمده با گچ و رنگها در طرف قبله مسجد بلا بازدارنده بحساب آمده میباشد.

از امام موسی بن جعفر _ علیه السلام _ می‏پرسند از نماز قرائت در مسجدی كه در طرف قبله، قرآن یا این که چیزی از ذكر پروردگار درج شده، حضرت جواب می‏دهد: «اشكالی ندارد.»و همینطور از مسجدی كه با گچ یا این که رنگ، در قبله‏اش نقش و نگار گردیده باشد سئوال شد.فرمود:«مانعی ندارد.»

كار پیروزی نقوش و خطوط در قضیه آیه‌ها قرآن، بصورت غیر بدون واسطه، عبادتگاه را به یك كانون تبلیغ و ذكر تبدیل می‏كند.لطف این زمینه درین میباشد كه به وسیله این هنر معمولی، قرآن و خاطر معبود در متن معاش و عبادت عموم مسلمان، همواره مطرح میباشد و این، تاثیر تربیتی دارااست و لینک معاش و مذهب را می‏رساند.

دیدگاه ها«تیتوس بوركهارت‏»، هنرمند سویسی دراین باره اینگونه میباشد: «تكرار كتیبه‏های ماخوذ از نشانه‌ها قرآن كریم بر روی دیوارهای مساجد و بقیه ابنیه، بشر را خاطر آور این واقعیت می‏سازد كه تارو پود حیات اسلامی از آیه ها قرآنی تنیده گردیده و از دید معنوی متكی بر خواندن قرآن و نیز نماز و اوراد واذكاری میباشد كه از آن كتاب آسمانی دریافت گردیده است.در شرایطی که بتوان فیضی را كه از قرآن كریم سرچشمه می‏گیرد یك ارتعاش معنوی بخوانیم-و كلامی خوب از این برای تعبیروتفسیر آن نداریم-از آنجا كه این نفوذ قرآنی، هم معنوی و هم مسموع میباشد‏می بایست بگوئیم کل هنر اسلامی می بایست بالضروره تاثیر این ارتعاش را داشته باشد..»

بی شك، اثر معنوی این سیرتکامل خط نوشته‏ها و كتیبه‏ها را نمی‏اقتدار انكار كرد.نوعی تذكر و یاد‌آوری در چنین خطها مخفی میباشد.در حدیث موسی بن جعفر _ علیه السلام _ هم، حضرت، نماز تلاوت در مسجدی را كه بر دیوار قبله‏اش آیه‌ها قرآن یا این که«ذكر الله‏»-هر چه كه خاطر آور خداوند باشد-درج شده باشد مجاز دانسته

حتی‌د‌ر احادیث میباشد كه:در منزل امام درستگو _ علیه السلام _ بدور تا به دور منزل، همینطور در طرف قبله سجده گاهش‏«آیة الكرسی‏»درج شده بود. و این نوع تایپ کردن آیة الكرسی بر دورادور ساختمان‏های برتر از هشت ذراع، بعنوان یك امر از طرف ائمه، آیتم تاكید و تشویق بوده میباشد.

شاید این پیشنهاد، روی این نكته باشد كه با یاداوری وجود یكتا و زنده و حی و قیوم خدائی بر هستی، سیطره و تسلط و مالكیت دارااست (معنی آیة-الكرسی) بناهای مرتفع، بشر را مغرور نسازد.

نقش علاقه و محبت درین معماری

با اعتنا به اینكه در آنچه بنای مساجد، نهی و تحریم گردیده، تذهیب و طلاكاری و«زخرف‏»میباشد خیر ظرافتكاری‏ها، به این ترتیب مسلمین در ارتباط پرداختن ظریفانه به بنای مساجد و آفرینش‏های هنری در معماری آن، آیتم نكوهش نیستند.

محبت و ایمان و علاقه عموم اینگونه ابتکار و هنرنمائی‏ها را به ظهور و بروز می‏رساند.این سود نظریه و ایمان میباشد.تاریخ نماد می‏دهد هر جا كه مذهب منش پیدا كرده و عموم با ایمان و خلوص كار كرده‏اند و چیزی را بعنوان اطمینان فقهی ساخته‏اند.سرشار از زیبائی‏ها و نازکی‏های شگفت میباشد.

گر چه ممكن میباشد معمار و هنرمند به امر صاحب و مالک توان و امیر و حاكمی‏كار كند، البته نظریه قلبی وی این میباشد كه‏«مسجد»می‏سازد و«منزل پروردگار»بر پا می‏كند.طبیعی میباشد كه هنرمند مسلمان و معبود جویبار نسبت‏به ساختن مساجد بعنوان اماكن مقدس و معبدهای الهی از ذوق و سلیقه و حس و هنر و ابتكار و ابداع‏خود مایه می‏گذارد و به هر شکل كه بتواند، در رونق و شكوه آن می‏كوشد.در اینجا نقش علت ایمان مذهبی، بسیار حاذق و كارساز میباشد.

علاقه و ایمانی كه بعنوان نمونه نسبت‏به اولیاء آیین و پیشوایان مذهب در دل شیعه‌ها و رهروان ائمه اطهار _ علیه السلام _ وجود داراست چه كارها كه نمی‏كند؟!...

هنگامی كه مسلمانها، به پیشوایان آیین و پرچمداران انسانیت و فضیلت و هادیان رفتار به حق و نه و آزادی و طاعت‏معبود، آن اندازه ارج می‏دهند كه برای بارگاهشان از جان و دل مایه می‏گذارند و هر چه در توا‌ن دارا هستند خرج مرقد پاكشان می‏كنند، برای محل عبادت و مسجد چرا نكنند؟!كه آنجا را منزل پروردگار می‏دانند و مقدس‏ترین جا بشمار می‏آورند.

این، تجلی زلال ترین علاقه و معرفت و خلوص بندگان در پیشگاه والای‏«الله‏»و«اولیاء الله‏»میباشد.عموم مؤمن و حق اعتقاد، نسبت‏به هر چه كه خدائی باشد و در مسیر معبود، قیمت و كرامت قائلند و عملشان عملی احترام آمیز و ایثار گرانه و عاشقانه میباشد.

بازدید : 51
يکشنبه 13 آبان 1403 زمان : 12:16

آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد
امام کسی می باشد که جمعی را هم جهت هدایت و رهبری می‌کند. یعنی هر کس خط‌سیاق امّت حزب‌الله را تعیین می‌کند.

به عبارت دیگر:
در جامعه در حالتی‌که بخواهد تمامی ی نیروها در یک جهت به کار بیفتد و هیچ یک شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد هرز نرود و به‌ صورت یک قدرت متراکمی، به مصالح جمعی بشریت به شغل بیاید و جامعه بتواند مثل مشت واحدی در مقابل جناح‌ها و صف‌ها و اقتدار‌های مخاصم باشد؛ احتیاج داراست به قدرت متمرکز. رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد
به یک قلب تپنده. در فرهنگ و تمدن شیعی این قدرت متمرکز که همه نیروها را بکار میگیرد و از هدر رفتِ توان آنها غربت کند،امام می‌باشد.

البته این امام شرایطی هم داراست. مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد
باید خیلی آگاه باشد.
باید نگاه جامعی داشته باشد.
و بایستی از هیچ چیزی در خط مش خدا نهراسد.

دو:

اتفاقی که چهار روز قبل به زمین خورد، بسیار شوکه‌کننده و غم‌بار بود.
در یک روز، دو فرمانده و صورت والا جریان مقاومت توسط دشمن حذف شد. [شهید فؤاد شکر(حاج محسن) و شهید اسماعیل هنیه]
با این رخداد، بدنه‌ی مردمی جبهه مقاومت با شوک روبرو شد، و به نوعی احساس ضعف دربین مردم تکثیر شد.

البته؛ پیام هویدا رهبری معظم به‌این مناسبت، اکثری از تردیدها را برطرف کرد.
“رژیم صهیونی جنایتکار و تروریست، میهمان عزیز ما‌را در خانه‌ی ما به شهادت رسانید و ما را داغدار کرد، ولی زمینه‌ی مجازاتی #مشقت بار برای خود را نیز فراهم ساخت.”

آنچه معین هست مجازاتی دشوار و پشیمان‌کننده معطل رژیمی می‌باشد که #میهمان ما را در خانه ما به شهید شدن رسانید.

سه:

گفتیم در فرهنگ شیعی امام کسی است که همه نیروهای جامعه را در #یک_جهت بکار گیرد و از هدر رفتِ نیروها خودداری کند تا جامعه بتواند مثل مشت واحدی در مقابل متخاصمین باشد.

فعلا در‌صورتی‌که این تعریف امام را با این پیام عمیق رهبر انقلاب وامام امتتطبیق دهیم، کارکرد و سود آن دقیقا همانی‌ست که در تعریف‌و‌تمجیدِ امام بیان شد.
پیام رهبر انقلاب، همه ئ کل جامعه را تبدیل به مشتی مالامال توان کرد؛ که اولا آگاهانه، دوما به صورت واحد، و سوما بدون هیچ ترسی از دشمن مطالبه انتقام کند.

بازدید : 68
شنبه 12 آبان 1403 زمان : 12:11


خیل عظیمی از عاشقان مسلمان که هر ساله در نشست و پیاده روی مذهبی اربعین کمپانی می نمایند مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد . پیاده روی فقهی یکی‌از معمول ترین گونه های مناسکی و اعتقادی در ادیان زنده عالم به حساب آورده می شود.

در‌این مراسم، شیعه‌ها و حتی اهل تسنن و معتقدانی از سایر مذهب‌ها، از سراسر دنیا و عراق آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد به سمت کربلا به منش می افتند. مسیر معمول، مسیری میباشد که از نجف به کربلا می‌گذرد و با عمودهایی آرم‌گذاری شد‌ه‌است. این پیاده‌روی‌ها بعداز سرنگونی صدام در عراق باب شد، هرچند در زمان تاریخ نیز وجود داشته میباشد و نقل‌هایی درباره به جان‌فراهم نمودن خطرها مسیر و واکنش با زائران وجود داراست. امروزه اربعین و گستره آن و اتفاقاتی که در جریان این پیاده‌روی میفتد، شگفتی متعددی را برای جهانیان ساخت‌و‌ساز نموده است؛ طوری که همین شگفت‌زدگی سبب ساز گردیده تا خیلی از آن‌ها، برای فهم اینگونه حادثه‌ای از مجاورت، به پیاده‌روی اربعین بشتابند. رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد

جاده سانتیاگو؛ مسافرت به کلیسای جامع

در مسیحیت نیز معنی جاده‌های مقدس و پیاده‌روی‌های معنوی وجود داراست. یکی این جاده‌های پر اسم و رسم جاده سانتیاگو در اسپانیاست که سنت پیاده‌روی در آن از قرنها وسطی به‌جا باقیمانده میباشد. این جاده باستانی، به کلیسایی در شمال غرب اسپانیا نقطه پايان مییابد که از اماکن مقدس مسیحیان نیز به حساب می‌آید. گفته می گردد که در سال ۲۰۱۷ در حدود ۳۰۰ هزار زائر به‌این مهاجرت معنوی رفته‌اند. در واقع این زائران، در پوسته «کامینو د سانتیاگو» یا این که «راه و روش سنت جیمز» گستره‌ای مسیرهای باستانی زیارتی میباشد که در غایت از یک سری مرزو بوم اروپایی به شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد همین ناحیه آرامگاه سنت جیمز در کلیسای جامع سانتیاگو منتهی میگردد.

کومبه میلا وسیع ترین پیاده روی مذهبی دنیا

جاده باستانی سانتیاگو مسیری که به کلیسایی در شمال غرب اسپانیا ختم می یابد یکی اماکن مقدس مسیحیان جهت پیاده روی مذهبی به حساب آورده می شود که مشتاقان فقاهتی مسیحی سلانه درین اجتماع بزرگ شرعی حضور پیدا می نمایند.

اولیه توشه در قرن نهم بود که زائرانی با پای پیاده این مسیر را طی کردند. جذاب این که «خاطرات یک مغ» از پائولو کوئیلو، تالیف کننده برزیلی نیز ماجرا اینگونه سفری از یک زائر میباشد و چیزهایی که در مهاجرت می‌بیند. در واقع شاید بشود اظهار‌کرد بیشتر اهل ایران‌ها اینگونه سنتی در اروپای امروزی مدرن در قلب فرانسه و اسپانیا و… را از روش همین کتاب خاطرات یک مغ شناخته‌اند. اما مسیحیان یکسری مراسم دیگر مشابه به‌این هم دارا‌هستند.

مکاتب دیگر؛ جایی برای رفتن

اما تمامی پیاده‌روی‌های معنوی و مذهبی عالم بدین مواقعی که گفتیم نقطه پایان نمی‌یابد. غیراز این مفاد، گشوده هم مفاد دیگری وجود دارااست. در مسیحیت آئین‌های دیگری مشابه به جاده سانتیاگو نیز وجود داراست. اما این را هم بدانیم که به عبارتی مسیرهای منتهی به کلیسای جامع سانتیاگو نیز می توانند از کشورهای متعدد باشند. مسیحیان همینطور در روزی که معتقدند حضرت مسیح‌ علیه‌السلام به صلیب کشیده گردیده، به واتیکان رفته و عملکرد می‌نمایند در مناسک مرتبط با این روز و تقدس کشف کردن از سنگی که معتقدند قطره خونی از مسیح بر آن چکیده، کمپانی نمایند. بوداییان نیز معبدی به اسم سن سوجی در ژاپن دارا هستند که هر ساله حدود ۲۰ میلیون زائر از سراسر عالم جذب آن می گردند.

کومبه میلا وسیع ترین پیاده روی مذهبی عالم

نمایی از اجتماع زائران یهودی کنار دیوار ندبه که همواره نمادی از مناسک فقهی یهودیان به حساب آورده می شود.

پیاده‌روی‌ها و مناسکی هم در دین یهودیت دیده میشود. در آیین اسلام نیز دو جلسه مذهبی تبارک دیگر هم وجود دارااست که در آن‌ها پیاده‌روی‌های مذهبی را مشاهده میکنیم؛ در گرد‌همایی هر ساله حج و همینطور در دهه آخری صفر که یکسری سالی میباشد پیاده‌روی‌های رضوی باب گردیده و زائرانی از سراسر جمهوری اسلامی ایران، فاصله‌های مختلفی را پیاده به سمت مشهد طی می‌نمایند. در سنت‌های معنوی آمریکای لاتین که به سنت‌های سرخپوستی هم مشهور میباشند، علامت‌هایی از این سفرهای معنوی و پیاده‌روی‌ها جانور میباشد که در کتاب‌های مربوط به معرفی این آئین‌ها دیده میشود.

فیض

هندوها سالانه در مراسمی به اسم کومبه میلا برای آمرزش گناهان، خویش را در رود گنگ شستشو می‌دهند، که در زمان به طور تقریب دو ماهه، قریب به ۱۰۰ میلیون نفر درین مراسم کمپانی می نمایند. همینطور هندوها زیارتگاهی به اسم ساباریمالا دارا‌هستند که هر ساله در بین ۵ تا ۷۰ میلیون نفر زائر دارااست. بوداییان نیز معبدی به اسم سن سوجی در ژاپن دارا هستند که هر ساله حدود ۲۰ میلیون زائر دارااست و مسیحیان نیز سالانه در روزی که به اعتقادشان حضرت عیسی به صلیب کشیده شد به سوگواری در واتیکان میپردازند و از سنگی که به گفته منابع فقاهتی شان قطره خونی از مسیح بر آن چکیده، تبرک می‌جویند.

یهودیان نیز هر آدینه در کنار دیواری که در مسجد الاقصی جای دارد و سازه بر اعتقادات شرعی شان ما‌نده محل پرستش سلیمان بعداز تخریب بوسیله رومیان میباشد و آن را دیوار ندبه می نامند، به عبادت می‌پردازند. همگی ادیان و مذهب ها از این سیرتکامل مراسمات در دین و رسومات خویش دارا‌هستند. البته اجتماعی که عظمت و شکوه و توان یک مذهب را در دنیایی که هواخواهی مردمی آرم مقبولیت میباشد، بتواند آرم دهد و روح آن را در مقابل دیدگان عالم قرار دهد، فی مابین چنین ادیان و مذهب‌ها با وجود کثرت زیاد رهروان آنها چشم نمیشود.

بازدید : 24
پنجشنبه 10 آبان 1403 زمان : 12:16


۲ - جامعیت قرآن
[بازنویسی]
یک کدام از معجزات قرآن، جامعیت می‌باشد. قرآن می‌فرماید:
«وَ لَقَدْ صَرَّفْنا لِلنَّاسِ فِی هذَا الْقُرْآنِ مِنْ کُلِّ مَثَلٍ» [۱] «درین قرآن، ما برای مردم از مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد هر چیز نمونه‌ای آوردیم (و همه معارف در آن عده می‌باشد)».
این قرآن با محتوای بسیار غنی و متنوع، آن هم از انسانی درس نخوانده تعجب آور می‌باشد. به دلیل آن که در این کتاب آسمانی، هم دلائل عقلی در مورد عقائد، هم احکام متین و استوار مطابق نیازمندی‌های آدم در آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد همگی گزینه‌ها و هم دعوا‌های تاریخی که در نوع خود بی نظیر، مهیج، بیدارگر، تکان دهنده و خالی از هرگونه خرافه می‌باشد و هم مباحث اخلاقی که با دل‌های آماده همان کار را می‌کند که باران بهاری با زمین‌های مرده می‌کند و هم مسائل علمی که در قرآن مطرح شده، پرده از روی حقایقی برمی دارااست که دست‌کم در آن زمان برای هیچ دانشمندی شناخته نشده بود.
خلاصه قرآن در هر وادی گام می‌نهد عالی‌ترین نمونه را ارائه می‌دهد. آیا با رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد دقت به این که معلومات انسان محدود است، مخصوصا با تمرکز به این که نبی اسلام (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) در محیطی رویش یافته بود که از همان علم و دانش محدود بشری آن روز نیز خبری نبود، آیا وجود این همه محتوای متنوع در زمینه‌های توحیدی و اخلاقی و اجتماعی و نظامی و سیاسی دلیل بر این نیست که از مغز انسان تراوش شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد نکرده؛ بلکه از حوزه‌ خداست؟ درصورتی که فرض کنیم مجموع محققان امروز و متخصصان علوم متعدد جمع شوند دائرة المعارفی را تهیه کنند و آن را در قالب بهترین لغت ها بریزند ممکن است این مجموعه برای امروز جامعیت داشته باشد البته قطعا برای پنجاه سال بعد نه تنها ناقص و نارسا هست؛ بلکه آثار کهنگی از آن می‌بارد، در حالی که قرآن در هر عصر و وقتی که خوانده خواهد شد گویی برای همان عصر و زمان نازل شده و هیچ اثری از گذشت زمان در آن دیده نمی شود. [۲] امام علی (علیه‌السلام) در خطبه اول نهج البلاغه به چهارده نکته در خصوص جامعیت قرآن و ویژگی‌های آن اشاره نموده است.[۳]

۲.۱ - مهم‌ترین ابعاد جامعیت قرآن
۱. جامعیت در مخاطبان
هر کتابی مخاطبان ویژه‌ای دارد. برخی از اثر ها، منحصربه‌فرد زنان، مردان، جوانان و یا کودکان و... می‌باشد. ولی تنها کتابی که مخاطب ویژه ندارد قرآن می‌باشد.
مخاطبان قرآن مردم می‌باشند که در قرآن با عناوین: بشر، آدم، ناس و بنی انسان آمده است و برای همه زمان‌ها و مکان ‌ها سوای توجه به مرزها و نژادها و لهجه‌های خاص نازل گردیده‌است.
۲. جامعیت و فراگیری همه قلمروهای زندگی.
قرآن کتاب هدایت می باشد و همه قلمروهای زندگی انسان را گزینه اعتنا قرار داده است اعم از فردی، اجتماعی، خانوادگی، سیاسی، اقتصادی و....
۳. جامعیت و یادگرفتن نسبت به کتب و ادیان
قرآن می‌فرماید: پروردگار آیینی را برای شما تشریع کرد که به نوح توصیه کرده و آنچه را بر تو وحی فرستادیم و به ابراهیم و موسی و عیسی سفارش نمودیم که دین را برپا دارید و در آن تفرقه تشکیل داد نکنید. [۴] و خلاصه این که آئین اسلام عصاره آیین همگی انبیاء (علیهم‌السّلام) هست.
۴. آموزش فقید و آخرت
بسیاری از کتاب‌هایی که درج شده است برای چه‌طور زیستن زندگی مادی و دنیایی هست و پاره‌ای از کتاب‌ها نیز تنها زیستن اخروی را گزینه دقت قرار داده هست ولی قرآن دین زیستن دو فقید هست.

۳ - جامعیت و اختصار
[ویرایش]
یکی ویژگی‌های قرآن اختصار در عین جامعیت در بیان حقایق و معارف می‌باشد، برای مثال آیه:
«خُذِ الْعَفْوَ وَ أْمُرْ بِالْعُرْفِ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْجاهِلِینَ»[۵] «با آنها مدارا کن و عذرشان را بپذیر، و به نیکی ها دعوت نما و از جاهلان روی بگردان».
در عین کوتاهی، از جامعترین آیات اخلاقی است. از امام درست گو (علیه‌السّلام نقل گردیده است که فرمودند: «آیه‌ای جامع تر در مسایل اخلاقی از آیه فوق نیست».
بعضا از علمای تفسیر در توضیح حدیث فوق گفته‌اند که: اصول فضایل اخلاقی همچون قوای انسانی در سه نصیب خلاصه میگردد: عقل، غضب، شهوت. فضایل عقلی نامش حکمت است که جمله «و أمُرْ بِالْعُرْفِ» بدان اشاره دارااست و فضائل نفسی که در عوض طغیان شهوت جای دارد عفت نام دارااست که از جمله «خُذِ الْعَفوِ» به کار گیری میشود و تسلّط بر نفس در عوض قوه غضبیه، شجاعت نام داراست که مثلا «و اَعْرِضْ عَنِ الجاهلین» استعمال می شود.[۶]

۴ - کتاب پندار و کار
[بازنویسی]
قرآن بر این حقیقت تاکید دارد که این کتاب فقط برای تلاوت نیست؛ بلکه هدف آخری از آن ذکر و تدبر و انذار می‌باشد. در یک آیه می فرماید:
«کِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَیْکَ مُبارَکٌ لِیَدَّبَّرُوا آیه‌هاِهِ»[۷] «این کتابی که بر تو نازل کردیم کتاب مبارکی هست تا مؤمنان در آیاتش تدبر کنند».
و در آیه دیگر می‌فرماید:
«کِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَیْکَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَی النُّورِ»[۸] «این کتابی می باشد که بر تو نازل کردیم تا مردم را به وسیله آن از ظلمات‌ها به سوی فروغ خارج نمایی».
بنابراین باید قرآن در متن زندگی مسلمان ها قرار گیرد و آن را برنامه خویش قرار دهند و دستوراتش را فعالیت کنند. اما متاسفانه گروهی از مسلمان ها فقط به ظاهر قرآن می‌پردازند و به بعد از آن عملی و اجرایی آن توجهی ندارند.[۹]

۵ - پیوستگی مطالب قرآن
[بازنویسی]
قرآن غالبا به مناسبتی از موضوعی به آیتم دیگر منتقل می‌شود، ‌ای بسا یک حرفه مطالب متنوع را به مراد پند و موعظه و بیدار کردن وجدان‌ها و فطرت‌ها و راهنمایی عقل‌ها، در یک سوره متذکر می‌شود و همگی را در کنار هم قرار می دهد و آدم گاهی تصور می‌کند که دربین مطالب یک سوره پیوستگی بی نقص وجود ندارد، ولی بعداز توجه، روشن می گردد که میان آنان یک نوع ارتباط و پیوستگی خاص وجود دارااست که منجر شده تمامی در کنار یکدیگر قرار گیرند.[۱۰]

۶ - جهانی بودن قرآن
[ویرایش]
مکاتب و ادیان جهان را در یک تیم بندی کلی می‌توان به دو دسته تقسیم نمود:
۱. آنهایی که استفاده کننده خویش را مجموعه، ملت، نژاد و طبقه خاصی می دانند.
۲. آنهایی که عموم انسان‌ها را آیتم توجه قرار داده و هدفشان نجات همگی انسان‌ها است.
خدا در قرآن ملل مختلف جهان را بر آیین خویش دعوت کرده و میفرماید:
«اِنْ هُوَ اِلّا ذِکْری لِلعالَمین»[۱۱] «لِیَکُونَ لِلعالَمینَ نَذیراً.» [۱۲] «تک تک حقایقی که درین کتاب آمده می‌باشد برای همه انسان‌ها است».
«إِنَّا أَنْزَلْنا عَلَیْکَ الْکِتابَ لِلنَّاسِ بِالْحَقِّ...» [۱۳] «ما این کتاب (آسمانی) را برای مردم به حق بر تو نازل کردیم».
و از طرفی خطاب‌های قرآن نیز مربوط به کلیه بشر هاست. نظیر:
«یا أَیُّهَا النَّاسُ اعْبُدُوا رَبَّکُمُ»[۱۴] «ای مردم پروردگار خود را پرستش نمائید.»

۷ - جاذبه قرآن
[ویرایش]
یکی‌از ویژگی‌های قرآن جاذبه شگفت انگیز آن می‌باشد به طوری که بسیاری از مشرکین به خود اجازه نمی‌دادند که قرآن را بشنوند؛ زیرا به تاثیر آن به خیر و خوبی باخبر بودند و می‌ترسیدند که مبادا نفوذ معجزه آسای قرآن دل‌های آنها را تسخیر کند.
ابن هشام می گوید: شدت علاقه و جاذبه قرآن به حدی بود که بسیاری از کفار قریش، شبانه به طور ناشناس کنار خانه آفریدگار جمع شده و تا سپیده صبح می‌ماندند تا صدای خواندن قرآن را بشنوند و این اوضاع به طور پی درپی تکرار می‌شد.
ارنست رنان فرانسوی می‌گوید: در کتابخانه من هزاران جلد کتاب سیاسی، اجتماعی، ادبی و غیره وجود دارد که همه آن ها را بیش تر از یک بار تحقیق نکرده‌ام و چه بسا کتاب‌هایی که تنها زینت نصیب کتابخانه من است ولی یک جلد کتاب که همیشه جلب نظر می‌کند و هر وقت خسته می شوم و می‌خواهم دریایی از کمال به رویم باز گردد آن را مطالعه می‌کنم و از بازرسی زیاد آن خسته نمیشوم کتاب قرآن هست. [۱۵][۱۶]

۷.۱ - نمونه جاذبه قرآن
در حین تاریخ به حوادث شگفت انگیز و مستندی عکس العمل می کنیم که بیانگر نفوذ بزرگ قرآن می‌باشد. در اینجا به نمونه‌ای از جاذبه شگفت انگیز قرآن اشاره می‌گردد.
سه نفر از سران قریش به نام‌های «ابوسفیان، ابوجهل و اخنس بن شریق» شبی از شب‌ها برای شنیدن آیه‌ها قرآن مخفیانه نزدیک خانه نبی (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) آمدند و این در حالی بود که حضرت نماز می خواند و قرآن خواندن میکرد. هرمورد در گوشه‌ای پنهان شدند؛ بی آنکه دیگری باخبر خواهد شد و تا صبح به خواندن قرآن گوش امانت بودند. هنگام طلوع فجر متفرق شدند؛ ولی به زودی فی مابین شیوه یکدیگر را دیدند و هریک دیگری را نکوهش می کرد و می‌اظهار کرد: دیگر این فعالیت را تکرار نکنید. شب دیگر همین کار را تکرار کردند و صبح روز سپس هنگامی که یکدیگر را مشاهده کردند همان سخنان و همان نکوهش‌ها و قرارداد عدم تکرار چنین کار را مطرح کردند و به خانه‌های خود رفتند. اتفاقا شب سوم نیز همین مساله تکرار شد و روز بعد از آن زمانی که یکدیگر را ملاقات کردند بعضی از آنها گفتند ما از این جا نمی‌رویم تا قسم ببندیم تا برای همیشه این کار را رخنه‌ کنیم، سرنوشت قول بستند و متفرق شدند. آری جاذبه قرآن آن قدر زیاد بود که حتی دشمنان سرسخت اسلام در مقابل آن زانو می‌زدند.[۱۷]

۸ - شیوایی و فصاحت قرآن
[ویرایش]
اکثر دانشمندان ادبیات عرب، معتقدند که بلاغت، صنعتی است مربوط به الفاظ و بلاغت هنری که مربوط به معانی می باشد و مرکز شیوایی دهان و دندان و لهجه است؛ ولی راس فصاحت، عقل و نفس است.
قرآن از جهت بلاغت و تهیه و تنظیم الفاظ، به حدی اعجاز آمیز است که شبلی شمیل ضمنا قصیده مفصلی که در عظمت فصاحت و شیوایی و حقایق قرآن سروده می‌باشد می‌گوید:
«ربُّ الْفَصاحَةِ مُصْطَفَی الْکَلِماتِ» یعنی «قرآن؛ خدای بلاغت و برگزیده‌ترین لغات می‌باشد».
علامه سید هبة الدین شهرستانی در کتاب تنزیه التنزیل از علامه شریف مدنی در کتاب انوار الربیع نقل می‌کند: صرفا برای آیه ۴۴ سوره هود «یا أَرْضُ ابْلَعِی ماءَکِ» تا نقطه پايان آیه، سی نوع از صنایع علم بدیع وجود دارد و این اعجاز فصاحت قرآن را ثابت می‌کند. همین دانشمند در کتاب سبع المثانی تنها برای سوره ستایش، هفتاد مزیت از اسرار بلاغت را بیان کرده است.
مرحوم روحانی طبرسی در کتاب جوامع الجامع تنها برای سوره کوثر شانزده نکته بدیعی را یادآور شده که برای آدم ساده محال هست بتواند در سوره‌ای با این همه اختصار این تمامی وجوه بلاغت را بگنجاند.

بازدید : 64
چهارشنبه 9 آبان 1403 زمان : 14:59


در این‌حالت شناختن نام اعظم بشخصه موردنیاز وجود ندارد؛ و در صورتیکه سالک منش پروردگار در همین شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد اسامى شریفه ـ ‌که در احادیث تحت عنوان نام اعظم معرفى گردیده‌ـ تامل کند و به معانى آنان تا حدّى که میسّر میباشد، معرفت پیدا نماید و آنان را ورد گویش خویش قرار دهد، قطعاً فواید و برکاتى که از این‌راه بخش رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد وی مى‌گردد، فوق‌العاده خواهد بود.

و ثالثاً، آن نام اعظمى که در حدیث، هفتاد و سه سخن میباشد، و به مثل حضرت عیسى ـ ‌على نبینا و آله و علیه السلام‌ ـ دو سخن از آن داده گردیده، براى احدى ـ برحسب به عبارتی حدیث‌ ـ معرفت به مجموع حروف آن نام نتایج نخواهد شد؛ آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد چون یک کلام آن را خداوند منحصر خویش قرار داده میباشد و به پیغمبر اکرم خاتم و ائمّه(ع) هفتاد و دو نام از آن اسامى اعطا گردیده، و به انسان بیست و پنج صحبت؛ به نوح پانزده صحبت؛ به ابراهیم هشت کلام و به موسى چهار کلام عطا شد‌ه‌است.

مگر‌ اینکه کسى بگوید: به مقدار یک کلام که به «آصف» عطا شد، ممکن میباشد به اشخاص نابغه‌اى مانند مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد : سلمان، ابوذر، میثم تمّار و رشید هجرى عطا گردیده باشد. معبود به جای و محلّ تفضّل و التفات خویش، داناتر میباشد.

نکته‌اى که در‌ اینجا یاداوری آن مورد نیاز میباشد این میباشد که: معین وجود ندارد این حروف تمامی یک تاثیر و خواص داشته باشند؛ بلکه ممکن میباشد متعدد باشند و دانش به هر مورد، آثارى داشته باشد، و بسا باشد که دو کلام عیسى از پانزده سخن نوح بزرگ‌خیس باشد. ممکن میباشد آن یک صحبت که به کسى عطا نشده از کل این حروف اعظم و اکبر باشد که احدى از ممکنات را لیاقت و گنجایش فرا به چنگ آوردن آن نباشد.

رابعاً، بعضى از علما و اهل حیث برآنند که‌این هفتاد و سه کلام از هجائیه نیستند؛ بلکه حقایقى مى‌باشند که ادراک و شعور آنان اثر ها اصلیّى دارااست و مى‌گویند:

ادله بر‌ اینکه نام اعظم ادغام لفظى این هفتاد و سه کلام وجود ندارد، این میباشد که تمامی این حروف به کسى اعطا نشده، و به کسانى که اعطا گردیده، از یک سخن تا هفتاد و دو کلام آن عطا شد‌ه‌است.

پس در صورتیکه مخلوط لفظى این حروف خواسته باشد ـ ‌در صورتى که یک کلام آن مشخص و معلوم نباشد‌ ـ معنای آن قابل درک نخواهد بود؛ مگر‌ اینکه کسى بگوید: خصوص این حروف از این جهت شرافت و موضوعیت دارا‌هستند که نام اعظم از آن مخلوط گردیده، و درصورتى‌که فرد هرمورد از این حروف را بالخصوص بشناسد، آثارى داراست.

وجه دیگرى که به حیث حقیر مى‌برسد، این میباشد که: در‌صورتی‌که خواسته از این حروف، حروف هجائیه باشد، از بیست و هشت کلام تجاوز‌ نمى‌نماید؛ درحالى‌که در داستان، هفتاد و سه کلام معلوم گردیده و‌ اینکه بگوییم این هفتاد و سه کلام از تکرار بعضى حروف نتیجه ها گردیده، نیز بعید میباشد.

وجه دیگر آن به لحاظ حقیر این میباشد که: در ارتباط «آصف» ـ ‌که ‌برحسب این احادیث یک کلام از نام اعظم را شناخته‌ ـ در قرآن آمده میباشد:

(قَالَ الَّذِی عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْکتَابِ)؛[۱۰] و احتمال اینکه منظور از کتاب، نام اعظم ـ ‌مرکب از حروف هجائیه ‌ـ باشد و علمی که «آصف» داشته، یک کلام هجائی از این نام باشد، بعید میباشد.

پس ممکن میباشد درین احادیث، منظور از «نام اعظم» تمام فقیه کون و ما‌سوی الله باشد؛ و خواسته از دانش، آن علم ها کونیه، عالم‌بینی، و عالم‌شناسی و اطّلاع از رابطه ها مخلوقات با یکدیگر و وسعت و وزن کواکب و کرات و منظومه‌ها و خاصیتّ قاطبه موجوداتِ دنیاِ خلقت و ظواهر و درون و روح و جسم و زمین و اسمان و فرشتگان و مخلوقات کشف گردیده و کشف نشده باشد.

هرکس به اندازه‌ای که به تقدیرات الهیه در‌این نظام بزرگ متقن مطلع گردد، میتواند کارهایی ایفا دهد که اشخاص جاهل، از اعمال آن امور عاجزند، و زیرا «آصف» به مقدار یک جزء از هفتاد و سه جزء از این ارتباط ها دانا کون و علم ها مادّیه و ماورای مادّه را می‌دانست، توانست با آن سرعت، تخت «بلقیس» را حاضر سازد.

منظور از اینکه هریک از انبیا و ائمّه: تنی چند از این حروف را دارا بودند، ذکر سعه و ضیق دایره علم ها آنان و به عبارت دیگر عالم‌شناسی آن‌ها به تک تک معنا الکلمه بوده میباشد.

استدلال بر این مقاله، این آیه میباشد:

(قُلْ کفى‏ بِاللهِ شَهیداً بَینی‏ وَبَینَمعدودْ وَمَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکتَابِ)؛[۱۱]

که برحسب بعضا تفاسیر، خواسته از «مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکتَابِ» امیرالمومنین علیه السلام میباشد که در صورتی‌که «آصف» علمی از کتاب و فایده‌ای از آن داشت، حضرت امیر علیه السلام همگی دانش کتاب را دارا بود؛ پس تعجب آور وجود ندارد چنانچه می‌فرمود:

«سَلُونِی قَبْلَ أَنْ تَفْقِدُونِی فَلَأَنَا بِطُرُقِ السَّمَاءِ أَعْلَمُ مِنِّی بِطُرُقِ الْأَرْضِ».[۱۲]

این نکته هم پنهان نماند: اینکه در برخی احادیث یک نام مشخص مثل «الحی القیّوم»، و در بعضا احادیث نام دیگر، مثل «العلی العظیم»، نام اعظم معرفی گردیده، با همدیگر منافات ندارند؛ چون ممکن میباشد منظور از نام اعظم درین اطلاقات، اسمائی باشند که یا این که اسماء دیگر را ‌به‌طور اَصرَح مشتمل بر شوند و فوق پاراگراف‌ای از اسماء باشد و یا این که دلالت آن اَصرَح یا این که اَصدَق باشد؛ که به‌این‌سیرتکامل ملاحظات نام اعظم خوانده می گردد.

به عبارت دیگر: اسماء اللّه الحسنی به مراعات اینکه دلالت بر ذات و صفات باری بزرگ دارا‌هستند و به قیاس به اسماء موجودات ممکنه نام اعظم و اجل و اکبر می باشند، در میان خودشان نیز به‌حسب سعه و مردم دلالت، برخی اعظم از بعضا دیگرند و برخی در زیر نام مافوق واقع میباشند، تا به نام اللّه اعظمی که کل اسماء، در پایین آن میباشند، رسد. پس به امثال این ملاحظات ممکن میباشد یک سری نام، نام اعظم معرفی خواهد شد.

همینطور ممکن میباشد به مراعات قرب معانی این اسامی با نام اعظم، یا این که تشکل لفظ آن از برخی حروف نام اعظم، بر آن‌ها نیز واقعاً یا این که مجازاً «نام اعظم» اطلاق گردد.

و چنان‌ که گفته شد، ازجمله فواید این اطلاقات این میباشد که بندگان به محافظت این اسامی شریف و التزام به مطرح شدن و دقت به معانی و تعبیر و تفسیر آن ها بیشتر اهتمام کنند؛ و هم به واسطه شناختن نام اعظم از در بین اسماء، از برکات و معرفت اسماء دیگر گشوده نمانند.

واپسین نکته‌ ای که در‌ اینجا اعتنا خواننده را به آن جلب میکنم این میباشد که: در حالتی که نام اعظم عبارت از اصوات و حروف باشد، به‌ خودی‌ خویش مفید وجود ندارد؛ بلکه موثّر و فاعل، ذات بی‌ زوال مسمّی میباشد که در نزد دعا بدین نام، دعا را مستجاب می‌سازد.

از آنچه گفته شد مشخص شوید که‌این گفت و گو از هر حیث از دعوا‌های بسیار ظریف علمی میباشد و به نقطه پايان رساندن آن کاری بس مشقت بار میباشد؛ چون هرچه درباره آن نگاشته میگردد دامنه آن عظیم‌خیس میشود و از آسمان افهام معمولی دورتر میشود؛ چنان‌که گویی مشاجره و فحص، بر غموض و عمق آن میافزاید. وَلَا حَوْلَ وَلَا قُوَّهَ إِلَّا بِاللهِ الْعَلِی الْعَظِیم‏.

پس خوب میباشد ضعیفانی زیرا اینجانب اذعان کنیم که خیر‌فقط برای امثال اینجانب، بلکه برای پژوهشگرّان تعالی نیز معرفت واقعیت این زمینه ـ ‌کما هو حقّه ـ نتیجه ها نشده میباشد و شایستگی علمی و عملی ما ناقص‌خیس از این میباشد که‌این زمینه را ‌به‌طور مستوفی و باور‌نصیب به نقطه نهایی برسانیم. براین اساس می بایست بگوییم:

بازدید : 73
يکشنبه 6 آبان 1403 زمان : 10:24


مهر نوشت: طبق روایات ائمه معصومین انتظار فرج، اولی، برترین و محبوب ترین مسجد بابا قدرت مشهد عبادت هست و از سویی جهاد افضل خواده گردیده است.

متن زیر گرد هم آیی سی و ششم از سلسله مباحث مهدویت می‌باشد که به وسیله حجت الاسلام سیدمحمدباقر مسجد غدیر فلاحی مشهد علوی تهرانی ایراد گردیده است.

گفت و گو ما این می‌باشد که این حقیقت دینی که بواسطه‌اش آئین‌داری ما یحتاج می‌باشد چیست؟ یک نکته مسجد بابا غدیر مشهد بسیار اصلی وجود دارد و آن این که مردم متوجه بشوند حقیقت دین چیست؟ من گاهی می‌شنوم می گویند من هر طور بخواهم با خدا نیایش می‌کنم، نیاز به نماز خواندن نیست. نمی‌دانم این آموزه خطا از کجا پیش آمده که تصوّر اینست که نماز تلاوت سخن کردن با خداست، لذا طرف می‌گوید من هر طور خواستم با خدا کلام می کنم، اینها کلام‌های تصوّف می باشد. یک دعوا عرب و عجم هم پیش می‌آورند، خیلی متأسفم برای این جوز تفکرها، که هنوز فکر‌می کنند دعوا بندگی دعوا قومیّت است. مسجد غدیر بلوار معلم مشهد

امام درست گو علیه‌السلام می‌فرمایند: اَوَّلُ مَن قاس اِبلیس اولین کسی که مقایسه کرد و قیاس کرد ابلیس بود، وَ می باشدَکبَرَ وَاِلا ستِکبار و ابا کرد از بندگی خداوند ، هُوَ اَوَّلِ مَعصَیّتهٍ اولی گناهی بود که عُصِیَ الله بِها که خدا بواسط آن نافرمانی شد، نقص‌ ابلیس در ربوبّیت حضرت حق نیست حضرت حق را به ربوّبیت قبول دارد، در عبودّیت می باشد در توحید بندگی نقص‌ پیدا کرد و اّلاّ در ربوّبیت می گوید رب پرورگار منی، و رب مهم ترین اسم از اسمای الهی است به حضرت حق با واژه رب میگوید: اُعفُتی مِنَ السُّجُود من‌را از سجده آدم معاف فرمائید مَنِ السُجُودِ لِآدَمَ من را معاف کن اما در مقابل وَ اَنَا اَعبُدُکَ عِبادَهً لَم یَعبُدکَها تو‌را در مقابلش یک جوری می‌پرستم که نپرسیده باشد تو‌را مَلَکُ مُقَّربَ جبرئیل و فرستادگان الهی تو. فقال الله والا و والا: لا حاجَهَ اِلی عِبادَتِک من هیچ احتیاجی به بندگی تو ندارم.

در یک حدیث قدسی خدا به بندگانش می فرماید: بندگان من در حالتی‌که تمامی‌ مثل خاتم الانیباء صلّی‌الله علیه و آله مرا بپرستید به اندازه جَناح بَعُوضَه یعنی بال و پر مگس به عزت و سلطنت من اضافه نمی‌شود و در صورتیکه کلیه‌تان مثل اشقی اشقیا من را نافرمانی بکنید مَنِ الاولین و الاخرین به اندازه جناح بعوضه از عزت و سلطنت من معدود نمی شود. این تفسیرش همین هست لا جاجَهَ لی اِلیِ عِبادَتِک تو که یک نفری من او‌لین و آخرین به بندگی تو احتیاجی ندارم، اِنَّما اُریدُ اَن اَعبدُ مَن حَیثُ اُرید من اراده کردم پرستیده بشوم از آن راهی که میخواهم، لا مَن حَیثُ تُرید نه از آن راهی که تو می‌خواهی، فَاَبی اَن یَسجُدَ به لجاجت خودش باقی مانده و سجده نکرد. نکته‌ای که در حدیث شریف وجود دارد این است که دین من درآوردی نیست که من بگویم با خدا هر جور دلم بخواهد صحبت میکنم، با خدا هرجور دلت بخواهد صحبت بکن البته بایستی خداوند را بپرستی، پرستش خدا به هر شکلی که تو می‌خواهی نتیجه ها نمی شود این صحبت ابلیس می‌باشد. و زیاد هم در جامعه می‌شنویم. آقا من نماز نمی‌خوانم عفاف و حجاب رعایت نمیکنم ولی دروغ نمی‌گویم دروغ نگفتن و نماز خوندن هم وظیفه‌ات میباشد هیچ ربطی بهم ندارد این عمل را می بایست انجام بدهی، آن کار را هم می بایست جاری ساختن بدهی. جایگزین هم نیستند به هیچ عنوانً و به هیچ وجهً. این یک کدام از بزرگترین مشکلاتی است که گریبان جامعه مارا گرفته هست. جامعه ما نمی‌داند اخلاق شایسته می باشد یا بایسته یعنی خوب هست که رفتار داشته باشیم یا می بایست اخلاق داشته باشیم؟ خوی یک کدام از عنصرها آیین می‌باشد یکی از اجزای آئین است یعنی ما چیزی نداریم که بی‌کردار باشد ولی بی‌فقاهتی نباشد، هر شغل غیر اخلاقی قطعاً غیر دینی است. البته جامعه بدین سمت و سو رفته که رفتارهای اخلاقی را جدای از رفتارهای دینی کرده، بهره این شده که می‌گوید دین بدرد نمیخورد خلق بدرد می خورد. خوی هم جز آیین می باشد. دسته تعالیم و مفاهیم معارف وحیانی حضرت حق بسوی خانم الانبیاء صلّی‌الله علیه و آله بخشی در حوزه اعتقادات می باشد که میگردد اصول آئین بخشی در حوزه کار می‌باشد که میگردد ایدئولوژی، عمل‌ها بخشی‌اش مناسک است که پرستش می‌باشد بخشی تعامل با اجتماع است که خلق هست. بنابر این، این نکته را دقت بفرمائید که نمی‌شود هر طوری دلمان بخواهد آفریدگار را بپرستیم. به این مضمون‌ وجود نازنین حضرت درستگو علیه‌السلام اشاره فرمودند.

ـ طبق این نکته که: اَلا اُخِبرُکُم بَما لا یَقبَلُ الله عزَّ وَ جَّلَ مِنَ العِباد عَمَلاً اِلا بِه؟ می‌خواهید شما را خبر بدهم به آنچه خدای عز وجل هیچ عملی را مگر در سایه آن نمی‌پذیرد یعنی اگر آن زیر بنا تشکیل شده باشد هر چقدر هم انفاق بکنید نمی‌پذیرد، هر چقدر با خدا نیایش کنید نمی‌پذیرد ما این را می بایست خاطر بگیریم بندگی راهی می باشد برای به کمال رسیدن من و این طبق نقشه‌ای می‌باشد که خدا صادر کرده است نه طبق عقلانیت من، من بواسطه عقل و اختیارم میتوانم نقشه انبیاء سلام‌الله علیهم اجمعین را در مشت بگیرم و به کمال خودم برسم و محال هست کسی بتواند بواسطه عقل خودش به کمال لایق و لایق‌ای که حضرت حق اراده کرده برسد.

وجود نازنین حضرت درست گو علیه‌السلام فرمودند: من خبر بدهم به شما از آن گوهری که هیچ عملی پذیرفته نمی‌شود مگر در سایه آن گوهر. ابا بصیر راوی حدیث هست می‌گوید عرض کردم بله یا بن رسول الله صلّی‌الله علیه و آله حضرت فرموند: شَهادَهُ اَن لا اِله اِلّا الله توحید و اَنَّ مُحَّمداً عَبدُهُ وَ رَسوُلُه عبد و بنده بودن و رسالت حضرت ختمی مرتبت صلّی‌الله علیه و آله ، وَ الاِ قرار بِما اَمَرَ الله و اقرار کردن به آنچه خداوند دستور داده یعنی رهآورد فرمایشات انبیاء خاصه وجود نازنین ختمی مرتبت تمامی‌اش وحی است چون در قرآن هست چون در سینه خوش یمن حضرت هست و از زبان خوش یمن خارج می شود، وَ وِلایَهٌ لَنا سرپرستی ما وَالبَداهَ مَن وَعدائَنا، خاصّه برائت و بیزاری پیدا کردن از دشمنان ما وَ التَسلیمِ لَهُم تسلیم ائمه سلام‌الله علهیم اجمعین بودن، وَ الوَرَع وَ الاِجهِتادِ وَ الطُمَائینهَ ورع یعنی احتیاط عقلی کردن جوری زندگی کردن که که با صخره گناه مواجه نشویم تا بخواهیم گناه را ترک کنیم یعنی یک قدم جلوتر یک جوری زندگی کن که اصلاً با حرام مواجه نشوی. این را می گویند ورع و رسیدن به این نقطه بسیار طاقت فرسا هست به همین عامل می‌گویند دین‌داری فعالیت سختی می باشد.

بازدید : 17
شنبه 5 آبان 1403 زمان : 9:50


خیلی وقت‌ها ما به یک شهری می رویم، می خواهیم سکونت داشته شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد باشیم می بایست جایی را اجاره کنیم. امّا کهف بدون‌پول میباشد. «قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً»،[۱۵] این اهل بیت می‌باشند که بدون‌پول در چنگ همگان میباشند. کهف دژبان و دربان و دربان ندارد. یعنی چه؟ یعنی این جای امن کبیر سفت مستحکم مجانی، دژبان هم ندارد. یعنی کلیه میتوانند وارد این پناهگاه شوند و هواخواهی بگیرند. اهل بیت حفاظت آحاد هستی، رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد مجموع موجودات میباشند، حتّی پناهگاه شایسته ترین موجودات که انبیای الهی میباشند.

امام معصوم، سبب ساز نجات نبی الهی
حضرت انسان که مسجود ملائک شد ز علی شد، هنگامی که حضرت بشر با آن رخنه‌ اولین از ذات آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد باری گران قدر بدور شد بسیار اشک سرازیرشد، بسیار دل خویش را صیقل بخشید. بعداز این اشک و صیقل و تطهیر درونی «فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ کَلِماتٍ فَتابَ عَلَیْهِ».[۱۶] آن کلماتی که توبه‌ی بشر را تسهیل کرد و پروردگار توبه‌ی او‌را به عهده گرفت این بود: «یَا حَمِیدُ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ یَا عَالِی بِحَقِّ عَلِیٍّ یَا فَاطِرُ بِحَقِّ فَاطِمَهَ یَا مُحْسِنُ بِحَقِّ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ»،[۱۷] «یَا قَدیمَ الإِشمَان بِحَقِّ الحُسَین».

حضرت بشر با مجموع وجود به‌این کلمه ها متمسّک شد و خداوند توبه‌ی اورا به عهده مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد گرفت. مأمن انبیا، مأمن کل هستی، ملائکه هم به دور وجود اهل بیت طواف می‌نمایند. در حدیث معراج، در لیله المعراج، زمانی که رسول به عرش چهارم رسید، رویت کرد ملائکه در درحال حاضر طواف میباشند. مثل عموم زمین که بدور کعبه طواف می‌نمایند ملائکه عرش هم طواف می‌کردند. پرسیدند: جبرئیل، مطاف کیست؟ رفتند دیدند فرشته‌ای به صورت امیر المؤمنین، علی علیه السّلام میباشد. ملائکه افق می‌خواستند فیس زیبای علی را ببینند، امّا مأمور اسمان میباشند، «لا یَعْصُونَ اللَّهَ ما أَمَرَهُمْ»،[۱۸] نمی‌توانند پست خویش را شکاف نمایند. فلذا آفریدگار فرشته‌ای به صورت امیر المؤمنین آفرید که‌این‌ها طواف نمایند.

مطاف ملائکه، حفاظت ملائکه هم اهل بیت می باشند. این تنهاً سخن ما وجود ندارد، صحبت اهل سنّت هم همین میباشد. ابن ابی الحدید معتزلی خطاب به حضرت امیر المؤمنین می فرماید: علی جان، تو به عبارتی نوری بودی که در پیشانی بشر «تَتَلَأْلَأُ»، فوران کردی. صحبت مولانا را تأیید می‌نماید: مسجود ملائک که شد بشر ز علی شد. به خیال آن فروغ و روشنایی بود.

درصورتی که (درباره ی) حضرت داوود در قرآن میفرماید: «وَ أَلَنَّا لَهُ الْحَرویت کردَ»،[۱۹] آهن در اختیار حضرت داوود قابل انعطاف و لیّن گردیده بود و زره می‌تشکیل داد؛ مولانا میگوید:

داوود که می‌تشکیل داد زره با رمز انگشت معلم زره‌ساز به داوود، علی بود

ابن ابی الحدید هنگامی که به حضرت موسی و آن ظلمات ظلمانی صحرای سینا می رسد، خطاب به امیر المؤمنین که مأمن موسی گردیده می فرماید: «یا این که شهاب موسی»، آن شهاب و نوری که «آنَسَ مِنْ جانِبِ الطُّورِ ناراً»،[۲۰] آن نار نورانی تو بودی، آن شهاب تو بودی. تو در آن شب ظلمانی دست موسی را گرفتی و هدایت کردی.

هنگامی ابن ابی الحدید به حضرت نوح میرسد میگوید: «یَا سفینه نوح»، علی جان، کشتی نجات حضرت نوح و مجموع آدم تو بودی. این مأمن تنهاً مأمن در‌این جهان وجود ندارد، در آن عالم هم مأمن و مَفزَع ما علی و آل علی می باشند. این سخن ما وجود ندارد، گشوده کلام ابن ابی الحدید میباشد. ابن ابی الحدید در همین شعر می گوید: «وَ إِلَیهِ فِی یَومِ المَعَادِ حِسَابُنَا»،[۲۱] محاسبه ما هم روز معاد با علی میباشد، با امام میباشد. «وَ هُوَ المَلَاذُ لَنَا غدا وَ المَفزَعُ»، حمایت ما، متانت ما علی میباشد. امامت متانت میباشد.

«کَهفِ الوَری» یعنی چه؟ «وری» یعنی کل موجودات ورای ذات باری بلندمرتبه، یعنی امام خیر تنهاً کهف مؤمنین، بلکه حفاظت تک تک آدم‌ها میباشد. گفتیم کهف دژبان و نگهبان و نگهبان ندارد، هر کسی قادر است وارد کهف، این جای عظیم سفت مستحکم گردد، جهت در حمایت ماندن هر کسی قادر است وارد گردد. قصه جناب روحانی بهائی را خیلی از شما شاید شنیده‌اید. روضه خوان بهائی رحمه الله علیه مسلّط به علم ها ناآشنا بود، قرار بود کتیبه‌ی ورودیِ خیر بارگاه، اصل مقبره را وی فراهم نماید.

می‌خواست این کتیبه را طوری فراهم نماید، از الفاظی به کار گیری نماید و از اورادی استعمال نماید که گنهکاران نتوانند وارد بقاع رضوی شوند. به بنّاها میگوید: دست نگه دارید تا کتیبه را بیاورم. زمانی میرسد می‌بیند ساخته‌اند. می گوید: قصه چه بود؟ اینجانب که گفته بودم شکیبایی نمایید. بنّاها میگویند: آن هر کس متولّی بقعه بود یکسری شب متوالی امام رضا را در خواب می‌بیند که وی می فرماید (ایجاد کرد بقعه را) کامل شدن فرمایید، معطل روحانی بهائی نمانید. آن متولّی نمی‌دانست ماجرا چیست، روحانی بهائی به تنهایی نیّت کرده بود گنهکارها وارد بقاع نشوند. امّا امام رضا این را نمی‌خواست، وی «کهف وری» میباشد.

همگی‌ی آدم‌ها، با کلیه‌ی طیف‌های فکری و رفتارهای مختلف و حتّی گنه‌امور، بایستی در منزل‌ی امام رضا به روی آن ها گشوده باشد. این در منزل‌ی آفریدگار میباشد، آفریدگار هم تمامی را قبول می‌نماید، اهل بیت هم همین‌طور می باشند. هیچ‌کس را ناامید نمیکنند. «وَ کَهفِ الوَری».

نکته‌ی خیلی اساسی که در مشاجره پناهگاه و کهف مخفی میباشد دو نکته میباشد؛ محرمانهّت کهف چیست؟ امنیّت‌بخشی. یعنی چه نوع امنیّتی بخشی؟ ما چه هنگامی به پناهگاه میرویم؟ هنگامی حس خطر می کنیم، غیر از این میباشد؟ بشر زمانی حس خطر می‌نماید به یک مکان امن می‌رود. چنانچه اهل بیت کهف می باشند یعنی مأمن ما در مخاطرات میباشند، این خطرها چیست؟ تعدادی مخاطرات مادی میباشد. ما در‌این مخاطرات مادی هم بایستی به اهل بیت جانبداری ببریم. فرزندان خویش را به امام رضا بسپاریم، خویش را به امام فرصت بسپاریم. عالم بالاخره بلاهایی داراست، جهان ناملایمات داراست، در شرایطی که خویش را به اهل بیت بسپاریم این ناملایمات در صورتی‌که رفع نشوند قابل تحمّل می گردند. این خطرها خطرها طبیعی و تکوینی میباشد. در‌این خطرها هم بایستی به اهل بیت حفاظت پیروزی.

امّا مهمترین خطراتی که ممکن میباشد ما در گیر آن شویم چیست؟ مخاطرات اخلاقی و انحرافات فکری و رفتاری میباشد. اهل بیت مأمن می‌باشند. این‌که نبی معبود فرمود: «إِنَّ الحُسَین مِصبَاح الهُدى»،[۲۲] یعنی هنگامی خط مش را گم میکنید لامپ فروزان هدایت شما حسین میباشد. زمانی مبتلا بیراهه میشوید، در گیر انحراف می شوید، به سراغ کلمه ها أبا عبد و بنده الله الحسین بروید، پر‌نور‌گر منش هدایت شما می شود. «وَ سَفِینَهُ النِّجَاه» یعنی چه؟ سفینه چه می‌نماید؟ آدم را نجات میدهد. از چه چیزی؟ از غرق شدن. هنگامی غرق در گناه میباشید، هنگامی که غرق در آلودگی شدید، حسین میباشد که می تواند دست شما‌را بگیرد و از این آلودگی‌ها تمیز نماید. محبّت اهل بیت «طِیباً لِخَلْقِنَا»،[۲۳] سبب ساز عصمت و طهارت اخلاق ما می‌گردد. سوار بر کشتی نجات أبا عبد و بنده الله الحسین شویم تا در گیر غرق در آلودگی‌ها و انحرافات نشویم.

بازدید : 22
پنجشنبه 3 آبان 1403 زمان : 10:42


مناره آجُری یکی‌از آثار باستانی شهر خرم‌آباد و متعلق شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد به قرن چهارم هجری قمری می‌باشد.[۱] این بنا با قدمتی حدود ۹۰۰ سال در جنوب خرم‌آباد و در کنار مکان شهر کهن شاپورخواست رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد بر روی محور سنگی بنا شده و حدود ۳۰ متر ارتفاع دارد. قطر سطح تحتانی آن ۵٫۴ متر می‌باشد و با پیمودن ۹۹ پله دورانی می‌اقتدار به بام مناره صعود نمود. بقایای معماری سنگ و گچ با دیوارهای ضخیم در مجاورت مناره (پارک، میدان شقایق فعلی) بیان کنده وجود تأسیساتی نظیر کاروانسرا و مسجد و ... گرداگرد بنا در آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد قبلی است. با تمرکز به سبک معماری بنا، احتمالاً تاریخ تشکیل داد آن به فرصت فرمانروائی دیلیمان برمیگردد. بلندای آن بر اثر دست اندرکاران طبیعی کاسته شده و فعلا با محاسبه پایه سنگی، ارتفاع آن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد به ۳۰ متر می رسد. قطر بنا در پائین‌ترین قسمت به ۵٫۴ متر کاهش مییابد. فضای داخلی آن از ۹۹ پله درست شده‌می باشد. ورودی مناره در جبهه غربی روی سطح محور قرار گرفته‌می باشد. این بنا مربوط به بعدازظهر آل بویه (دیلمیان) میباشد.[۲] این اثر به شماره ۳۷۶ در فهرست اثر ها ملی کشور ایران مصوب میباشد.[۲]

کاربرد
از این مناره آجری برای هدایت کاروان‌هایی که به سمت شهر باستانی شاپورخواست می‌آمده‌اند، استعمال می‌شد‌ه‌است. هم‌در حال حاضر نیز از فراز آن می‌اقتدار دورترین چشم‌اندازهای شهر را رویت کرد. در قبل کاروان‌های زیادی به امداد این مناره شیوه خود را پیدا کرده‌اند و دیده‌بان‌های زیادی از بالای آن دشمن را دیده‌اند و مردم را به موقع از خطر حمله باخبر کرده‌اند.

پانویس

بازدید : 18
يکشنبه 29 مهر 1403 زمان : 10:21


در کنار این مدرسه های، کتابخانه‌هایی احداث شد تا تمامی عشق‌مندان مسجد بابا قدرت مشهد از آن استعمال نمایند. هم‌اینگونه تهیه نرم‌افزار شبانه‌روزی برای این مدرسه ها، پیش بینی مسکن و نیز تأمین‌ زندگی و مستمری تحصیلی برای استادان و دانشجو ها، موجب شد آن ها با آسودگی خیال و خاطر به آموختن و درس دادن بپردازند.[۱۲] مسجد بابا غدیر مشهد
هم‌اینگونه دقت امر‌روایان اهل ایران به دانش و علم‌پروری، کشور‌ایران را به مقر علمی شرق مبدل نمود. ترجمه کتاب ها پر رنگ هندی، سریانی و یونانی به لهجه پهلوی نتیجه ها قابل توجهی را در ادامه داشت؛ مثلا حاصل دارای اهمیت نهضت تمدن در جمهوری اسلامی ایران، توسعه و مسجد غدیر فلاحی مشهد گسترش دانش پزشکی و بالندگی دانش نجوم و پُرباری ادبیات مذهبی و حماسی در کشور‌ایران بود.[۱۳]

۶.۱ - تلاوت و تعبیر و تفسیر
دربین علم ها اسلامی، اولی علمی که رویش یافت دانش تلاوت و بعد از آن دانش تعبیروتفسیر بود. از در بین تابعین و شاگردان تابعین که در قرن نخستین و دوم می‌زیسته‌اند، ده نفرند که تحت عنوان دارای تخصص رشته تلاوت شناخته گردیده‌اند. هفت نفر از آن ده نفر دارای اسم و رسم‌خیس و مشهورتر و معتبرترند که به آن ها «قرّاء سبعه» گفته میشود. مسجد غدیر بلوار معلم مشهد
آنها عبارت‌اند از: نافع بن عبدالرحمن (اهل ایران)، عبدالله بن کثیر (اهل ایران)، ابوعمرو بن العلاء (اهل ایران)، عبدالله بن عامر، عاصم بن ابی‌النجود، حمزة بن حبیب (اهل ایران)، علی کسائی (اهل ایران) که برخی از این هفت نفر اهل ایران‌اند.
ایرانیان به عبارتی‌طور که به رشته خواندن قرآن اهتمام ورزیدند به حرفه تعبیر و تفسیر نیز اهتمام ورزیدند؛ مانند این مفسران: مقاتل بن سلیمان بن بشیر ازدی بلخی‌ (متوفای ۱۵۰ق) از خراسان، [۱۴] [۱۵]علی بن ابراهیم قمی (نصف اولیه از قرن چهار هجری)، [۱۶] محمد بن مسعود سمرقندی (قرن چهارم هجری)؛ مالک تعبیر و تفسیر عیاشی، [۱۷] روحانی الطائفه ابوجعفر محمد بن حسن بن علی طوسی (متوفای ۴۶۰ق)؛ مولف «التبیان فی تعبیر القرآن» و مفسران اهل ایران دیگر.[۱۸]

۶.۲ - حدیث
یک کدام از میدان‌های سرویس ایرانیان به اسلام در صحنه دانش و فرهنگ وتمدن، حرفه حدیث میباشد.
برخی از مشهور‌ترین و معتبرترین کتاب ها حدیث شیعه و سنی[۱۹] عبارت‌اند از:
۱. کافی: تألیف ابوجعفر محمد بن یعقوب کلینی رازی. این مرد والا از روستایی به اسم «کلین» در مجاورت شهر ری میباشد. [۲۰]
۲. «اینجانب لا یحضره الفقیه»: تألیف ابوجعفر محمد بن علی بن بابویه قمی دارای شهرت به روحانی صدوق.[۲۱]‌
۳. «تهذیب الاحکام»: تألیف روحانی الطائفه ابوجعفر محمد بن حسن طوسی.
۴. «بحارالانوار»: تألیف علامه محمدباقر بن محمدتقی مجلسی. که اهل اصفهان بود.[۲۲] [۲۳]
۵. «درست بخاری»: تألیف محمد بن اسماعیل بخاری. این کتاب معتبرترین کتاب حدیث میان اهل تسنن به شمار می‌رود. بخاری اصلًا اهل بخارا یکی‌از شهرهای اصلی خراسان قدیم میباشد. [۲۴] [۲۵]‌ که امروز جزو شهرهای تاجیکستان میباشد.
۶. «درست مسلم»: مؤلف این کتاب مسلم بن حجاج نیشابوری میباشد.[۲۶] محل تولد مسلم نیشابور میباشد؛ به این جهت به وی نیشابوری اورده شده میباشد.

۶.۳ - فقه و فقاهت
‌ابن ندیم در «الفهرست» گردآوری‌ای از کتاب‌های فقاهتی شیعه و مؤلفان آنان‌را در بعدازظهر ائمه اطهار (علیهم‌السلام) به عنوان «فقهاء الشیعه» اسم می برد که گردآوری‌ای از فقهای بعد از ظهر ائمه اهل ایران بوده‌اند، [۲۷] هرچند نسبت به فقهای غیر اهل ایران آن بعدازظهر در اقلیت‌اند.[

تعداد صفحات : 56

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 561
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 0
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه