loading...

بهترین مرجع مسجد غدیر باباعلی مشهد

بازدید : 33
شنبه 31 خرداد 1404 زمان : 16:10


فرمان روا حسین صفوی (۱۱۳۹ـ۱۰۷۹ق)، واپسین فرمانروا صفوی و فرزند پادشاه سلیمان بود. بیان شده که او شخصی بخشنده، کریم ومهربان، معمولی‌پوش و دل‌رحم بوده و از مبارزه و خون ریزی هجران می کرد. شل‌طلبی و ناکارآمدی سیاسی او، در حمله محمود افغان، موجب از دست رفتن تاج و تخت سلطنت صفویان شد. اشرف افغان جانشین محمود، در سال ۱۱۳۹ق به انگیزه مدد شاه عثمانی از پادشاه حسین، امر قتل حسین را اعطا کرد. اورا در اصفهان کشتند، سرش را برای اشرف فرستادند و پیکرش را در قم به خاک مسجد غدیر بلوار معلم مشهد سپردند.

استارت سلطنت
صفویان
شاها
مقدس اردبیلی • میرداماد • میرفندرسکی • محمدتقی مجلسی • محمدباقر مجلسی • پژوهشگر کرکی • روحانی بهائی • روضه خوان حر عاملی • سید نعمت‌الله جزایری • ملاصدرا
اساسی
پیکار چالدران • صلح آماسیه • معاهده زهاب • حمله افغان‌ها
نبو
فرمانروا فرمانروا حسین احتمالاً در ۱۰۷۹ق زاده شد.[۱] بعد از درگذشت پدرش، فرمان روا سلیمان صفوی، اختلاف بر رمز جانشینی وی شدت گرفت تا سرنوشت با صلاح‌روءیت کرد مریم بیگم، عمه فرمان روا سلیمان، حسین در ۱۱۰۵ق جانشین بابا شد و روضه خوان الاسلام محمدباقر مجلسی تاج شاهی را بر راز وی گذاشت و خطابه‌ای در لزوم رفع فسوق و مناهی اختلال کرد.[۲]گفته شده که بعداز مراسم تاجگذاری پادشاه از محمدباقر سئوال کرد که چه خدمتی از اینجانب برای شما ساخته میباشد و روحانی الاسلام جواب اعطا کرد که خواهش دارااست فرمانروا کبوتر بازی ، میگساری و نبرد با طوائف و دستجات را ممنوع سازد . فرمانروا حسین فورا با این درخواست موافقت نمود . و بی اندیشه دستور بخشید همگی باده فروشی‌ها تخریب مسجد غدیر فلاحی مشهد شوند . [۳]

شرایط دربار
دربار صفوی در آن فرصت از یک سو ذیل نفوذ فقهاء بود و از سوی دیگر، خواجه سرایان و امیران قزلباش جناح نیرومندی تشکیل داده بودند. با دخالت نزدیکان و دور و بری ها، فرمان روا صفوی به طور تقریبً منزوی شد و همگی امور را وزیرانش اجرا مسجد بابا غدیر مشهد می‌دادند.[۴] [یادداشت ۱]

اوضاع و احوال کشور
پاد شاه حسین نخست سلطنتش با کودتا‌های چندی روبه رو شد، مثلا کودتا میرالله (سرکرده بلوچ)، انوشه خان (والی خوارزم)، و سلیمان کرماج در کردستان و مغرب کشور ایران که عثمانی‌ها نیز از وی هواخواهی می‌کردند. علاوه بر آن، فرج‌اللّه خان، والی خوزستان، هم نافرمانی در پیش گرفت.[۵] در ۱۱۲۲ق ازبکان به خراسان حمله کرده، و آنجا را غارت کردند.[۶] احوال بد سیاسی، عموم را با اشتباهات متعددی مواجه کرد و به اعتراض و کودتا اهل یک محل اصفهان در ۱۱۲۷ق، به باعث بالا رفتن ارزش گندم و آرد، انجامید.[۷] اعراب سواحل خلیج عجم، بعداز تسخیر بحرین و قشم و لارک، به اندیشه تصرف بندرعباس مسجد بابا قدرت مشهد افتادند.[۸]

حمله محمود افغان
در ۱۱۱۸ق خاندان غلزایی/غلجایی، یکی طوایف قبیله افغان(پشتو) در قندهار علیه گرگین خان، بیگلربیگی شهر، طغیان کرده و او‌را کشتند.[۹] حسین صفوی در ۱۱۳۲ق برای محمود، رییس غلزایی و والی قندهار خلعت ارسال کرد.[۱۰][یادداشت ۲] در ۱۱۳۴ق محمود منش اصفهان را در پیش گرفت.[۱۱] سپاه وی و صفویان در گُلُناباد با یکدیگر روبه رو شدند و صفویان باخت خوردند.[۱۲] اصفهان به محاصره نیروهای محمود به‌زمین‌خورد. محاصره اصفهان حدود هفت ماه طولانی شد و عموم شهر در گیر قحطی و بیماری شدند.[۱۳] فرمان روا حسین از محمود پشتیبانی خواست و در ۱۱۳۵ق تاج و تخت شاهان صفوی را به وی واگذار کرد. محمود نیز بعد از وصلت با یکی دختران وی، به اسم خویش سکه زد و خطبه خواند.[۱۴]

سرنوشت
اشرف افغان، پسر عموی محمود، در ۱۱۳۷ق، اورا کشت و جانشین وی شد. اشرف در ۱۱۳۹ق با وصال پیام فرمانروا عثمانی بر طبق تامین از سلطان صفوی و بازگرداندن تاج و تخت به وی، امر قتل فرمانروا حسین را بخشید. اورا در اصفهان کشتند و سرش را برای اشرف فرستادند و پیکرش در قم به خاک امانت شد.[۱۵]

پانویس
ر.ک:لاکهارت، ص۳۵، پانویس ۲
نصیری، ص۱۹، متن خطابه ص۲۱ـ۲۲؛ مستوفی، ص۱۱۵
لارنس لکهارت،انقراض سلسلۀ صفویه و روز ها استیلای افاغنه در کشور ایران، معنی کننده: مصطفی قلی‌عماد،چاپ کننده: مروارید، ۱۳۶۴ش، ص۴۴.
جملی کارری، ص۱۱۱ـ۱۱۲؛ کروسنیسکی، ج۱، ص۷۲، ۷۵
نصیری، ص۵۴، ۶۵، ۸۷ـ۹۰، ۱۲۴ـ ۱۳۳، ۲۴۸ـ۲۵۳
خاتون آبادی، ص۵۶۰
خاتون آبادی، ص۵۶۷
گاهنامه کرملیها در کشور‌ایران، ج۱، ص۵۷۱؛ کروسنیسکی، ج۱، ص۲۱۸ـ۲۲۰
مرعشی صفوی، ص۴، ۱۷؛ مروی، ج۱، ص۱۹؛ دوسرسو، ص۸۹ـ۹۰، ۱۱۵
مرعشی صفوی، ص۵۲ـ ۵۳
مستوفی، ص۱۲۷؛ حزین لاهیجی، ص۱۹۷

بازدید : 18
سه شنبه 27 خرداد 1404 زمان : 13:44


فلاسفه معاصر او
آقابزرگ تهرانی با آقا علی در طهران ملاقات داشته و او‌را در حکمت، بر‌خیس از معاصرانش دانسته و مجلس درس او را در طهران لبریز رونق وصف نموده است؛ ولی، قضاوت دربارۀ برتری آقا علی از معاصرانش سخت میباشد. ملا هادی سبزواری، محمدرضا قمشه‌ای و سید ابوالحسن جلوه از معاصران مدرّس طهرانی بودند و از نظر استادان، هم طبقه به شمار میایند و به غیر از حکیم جلوه، از مروّجان فلسفۀ ملاصدرا بودند. با وجود این، آوازه سبزواری به سیرتکامل‌ای میباشد که بخش اعظمی، اورا گرانقدر‌ترین فیلسوف بعداز ملاصدرا مسجد غدیر بلوار معلم مشهد می دانند.

[۱۲]آقا علی مدرّس در اثرها خویش[۱۳] از سبزواری با احترام و تعظیم- با تفسیر «وحید عصرنا» - حافظه نموده است. سید جلال‌الدین آشتیانی بعد از شک و تردید در برتری آن دو به یکدیگر، در ‌‌غایت به برتری سبزواری رأی داده میباشد.[۱۴] به حیث او، سبزواری از لحاظ سرعت جابجایی و تحریر مطالب بغرنج با عباراتی کوتاه و جاری و اجتناب از تطویل صحبت بر آقا علی ترجیح‌ دارااست. ولی مهدی حائری یزدی [۱۵] آقا علی را، به منجر داشتن سلیقه نقادانه و اختراع درعرضۀ راه‌حل‌های‌ نو برای خطاها فلسفی، از سبزواری بر‌خیس دانسته و برهان آوازه کمتر آقا علی را، طرز نقادانه داشتن و تبعیت صرف نکردن از ملاصدرا مسجد غدیر فلاحی مشهد دانسته میباشد.

بین دیگر حکمای حوزۀ طهران، آقا علی مدرّس و محمدرضا قمشه‌ای، از جهت علمی، از حکیم جلوه بسیار بر‌خیس بوده‌اند.[۱۶] گفتنی میباشد که ارتفاع درس دادن آقا علی در طهران بیشتر از قمشه‌ای و تمایل وی بیشتر حکمت برهانی بوده، البته قمشه‌ای به عرفان و جنبه‌های ذوقی حکمت متعالیه اعتنا بیشتری مسجد بابا غدیر مشهد داشته میباشد.[۱۷]

شاگردان
بزرگان بخش اعظمی نزد وی حکمت آموخته‌اند که بعضی از آنها عبارت‌اند از:

محمدباقر اصطهباناتی
میرزا حسن آشتیانی
حیدر قلی خان قاجار نهاوندی
میرزا هاشم اشکوری
حسن کرمانشاهی
میرزا علی‌اکبر حکمی یزدی
محمدطاهر تنکابنی
روضه خوان عبدالنبی مازندرانی.[۱۸]
خلاقیت‌های فلسفی
حکیم مدرّس طهرانی نکات و چاره‌های جدید‌ای برای برخی مسائل فلسفی عرضه کرده که مهم ترین آن ها در مشاجره معاد و راهکار گوناگون وی در توجیه فلسفی معاد جسمانی مسجد بابا قدرت مشهد میباشد.

او به-رغم به کارگیری از اصول و مبانی فلسفۀ ملاصدرا (مانند اصالت وجود، تشکیک وجود و جنبش جوهری)، دربارۀ معاد، نظری گوناگون با وی ابراز کرده است.[۱۹] به عقیدۀ وی، نفوس کَوْنیۀ جزئیه (نفوس انسانی) که هنگام وابستگی نفس به تن پایین دانایی نفس آحاد یا این که نفوس همه (نفوس فرشتگان) میباشد، بعداز مرگ به نفس آحاد متصل می‌گردد و از قوا و اعضای آن به شمار میاید و از آن شیوه میتوانند همچنان تن خود را آگاهی نمایند. به لحاظ او، تن که دربرگیرنده ودایع و اثراتی از نفس میباشد، در مسیر جنبش جوهری به سوی نهایت خویش، یعنی نفس، در جنبش میباشد تا روز قیامت که به آن ملحق گردد.[۲۰] ظاهراً اینکه حکیم مدرّس طهرانی جسد ابن بابویه (متوفی ۳۸۱ق) را بعداز سپری شد ده قرن تندرست چشم، در ابراز این نظریه بی‌تأثیر نبوده میباشد.[۲۱] رأی حکیم مؤسس راجع به معاد جسمانی گزینه اعتنا متأخران قرار گرفته میباشد: روحانی محمد حسین غروی اصفهانی، که از روش شاگردی محمدباقر اصطهباناتی دانش آموز آقاعلی به شمار میاید، در رساله فی ثابت معاد جسمانی به طور کاملً بر مبنای آقا علی، معاد جسمانی را ثابت نموده است. همینطور سید جلال‌الدین آشتیانی در اثر ها خویش، خلال ذکر نظریۀ آقا علی، به عیب گیری از آن پرداخته میباشد. آشتیانی تصریح دارااست که بیشتر استادان او، برای مثال ابوالحسن قزوینی، به حیث آقا علی متمایل‌اند.[۲۲] غلامحسین ابراهیمی دینانی نیز کتابی با تیتر معاد از بینش حکیم مدرّس زنوزی نوشته و در آن به دیدگاه ها آقا علی و تفاوت آن با دیگر آرا اشاره نموده است.[۲۳]

به‌غیر از مسئلۀ معاد، آقا علی مدرّس طهرانی دراین مباحث نیز نکات و تقریرات مهمی ابراز کرده است: توحید و تحقق کثرت در وجود، اعتباریات ماهیت، وجود رابط و رابطی، حمل، دانش به واجب الوجود، اصالت وجود و انطباق قوس ترفیع و نزول و اتحاد اتصالی مراتب آنان.[۲۴]

اثر ها
از حکیم مدرّس طهرانی اثرها زیادی ارثیه که یک کدام از دارای اسم و رسم‌ترین آن ها بدایع الحکم میباشد. این کتاب به لهجه فارسی و در بردارندۀ خلاصه‌ای از حکمت متعالیه میباشد. آقا علی مدرّس این کتاب را به درخواست شاهزاده عماد الدوله بدیع الملک میرزا، در جواب به هفت سوال فلسفی، نوشته میباشد. واپسین سؤال بدیع الملک - که مقایسۀ حیث فیلسوفان غربی با حیث حکما و متکلمان اسلامی میباشد- علامت دهندۀ شروع رویا رویی فلسفۀ اسلامی با فلسفۀ غرب میباشد. این اثررا احمد واعظی در ۱۳۷۶ش در طهران منتشر نموده است. محمد پارسا حائری مازندرانی، از قائلان به اصالت ماهیت، ردیه‌ای بر این تاثیر نوشته و آن را ودایع الحکم فی کشف خدایع بدایع الحکم نامیده میباشد. تاثیر اخیر به طور جدا و نیز درضمن کتاب حکمت بوعلی سینا چاپ گردیده است.

سبیل الرشاد فی ثابت المعاد، بعداز بدایع الحکم، پر اسم و رسم‌ترین تاثیر آقا علی مدرّس میباشد و چنانکه خویش در مقدمۀ آن اشاره نموده، برگرفته از تعلیقات وی بر کتاب اسفار ‌ملاصدرا میباشد. درین تاثیر، رأی اصلی مدرّس طهرانی دربارۀ معاد تشریح شد‌ه‌است.

به غیر از بدایع الحکم، دیگرآثارِ جان دارِ مدرّس طهرانی، از تعلیقات و رسائل و تقریظات و تقریرات، در گروه مصنفات حکیم مؤسس آقا علی مدرّس طهرانی، در سه جلد، به سعی محسن کدیور در ۱۳۷۸ش در طهران چاپ گردیده‌است.

بازدید : 45
پنجشنبه 22 خرداد 1404 زمان : 11:33


برخی از رخدادهای اصلی در بین حزب‌الله و اسرائیل عبارت‌اند از:

عملیات الوعد الصادق
نوشته ی علمیٔ اساسی: نبرد ۳۳ روزه
در سال ۲۰۰۶م بین حزب‌الله و اسرائیل جنگی چهره بخشید که به نزاع تَموز یا این که پیکار ۳۳ روزه شناخته میشود. اسرائیل برخلاف توافق‌ با حزب‌الله، سه اسیر لبنانی را آزاد نکرد. حزب‌الله برای آزادی‌شان، در جولای ۲۰۰۶م در عملیات الوعد الصادق دو نظامی اسرائیلی را اسیر گرفت. اسرائیل برای آزادسازی دو اسیر خویش و نیز خلع سلاح حزب‌الله به لبنان حمله کرد و در میان حزب‌الله و اسرائیل جنگی به وقوع پیوست که ۳۳ روز طول مسجد غدیر بلوار معلم مشهد کشید.[۳۰]


پایکوبی موفقیت حزب‌الله لبنان بر اسرائیل.
زد خورد ژانویه ۱۹۹۳م
در ۲۵ ژوئیه ۱۹۹۳م اسرائیل با غرض خلع سلاح حزب‌الله و تولید رخنه‌ در ارتباط ها حزب و عموم و نیز فشار بر دولت لبنان برای پرهیز از مقاومت به لبنان حمله کرد. این حمله با برخورد حزب الله مواجه شد و طرفین در جولای ۳۱م ۱۹۹۳ تفاهم ژوئیه را پذیرفتند. براساس این توافق، حزب‌الله عهده دار شد که در قبال توقف تجاوز اسرائیل، از پرتاب کاتیوشا به بخشها زیر اشغال اسرائیل پرهیز مسجد غدیر فلاحی مشهد نماید.[۳۱]


نیروهای حزب‌الله در ۱۶ آوریل ۱۹۹۶م
تضارب آوریل ۱۹۹۶م
اسرائیل در ۱۱ آوریل ۱۹۹۶م عملیات خوشه‌های خشم را بر ضد لبنان استارت کرد. این عملیات با اعمال قتل‌عام‌های چهارگانهٔ سحمر در روز دوم، آمبولانس منصوری در روز سوم، نبطیهٔ فوقا و قانا در روز هفتم جهانی شد. در‌این حمله ۲۵ نفر به عنوان مثال چهارده بدن از نیروهای حزب‌الله به شهید شدن رسیدند. عملیات شانزده روز زمان برد و در غایت، اسرائیل با حزب‌الله به توافق آوریل رسید. در‌این توافق، اسرائیل عهده دار شد که به غیرنظامیان حمله نکند و در تقابل نظامی، صرفا با نیروهای مقاومت مشغول مسجد بابا غدیر مشهد گردد.[۳۲]

عملیات انصاریه
حزب‌الله عملیات انصاریه را در ۱۹۹۲/۹/۵م برای تقابل با تجاوز دریایی کماندوهای اسرائیلی سامان اعطا کرد که به کشته و زخمی شدن ۱۷ صهیونیست انجامید.[۳۳]

آزادسازی اسیران مقاومت

مصطفی دیرانی (راست) و عبدالکریم عبید (چپ)
بعداز خروج نیروهای اسرائیلی از جنوب لبنان، برخی از نیروهای حزب‌الله مانند مصطفی دیرانی و روضه خوان عبدالکریم عبید در زندان‌های اسرائیل بودند. حزب‌الله با اجرای عملیات در مزارع شَبعا در جنوب لبنان، سه سرباز اسرائیلی را در ۷ اکتبر ۲۰۰۰م به اسارت گرفت و در بیروت نیز یک سرهنگ اسرائیلی را دستگیر کرد. اسرائیل در قبال تحویل این اشخاص، چندین لبنانی و ۴۰۰ فلسطینی را آزاد کرد و اجساد ۵۹ شهید را تحویل اعطا کرد. همینطور سرانجام ۲۴ مفقودالاثر را فاش کرد و نقشهٔ مین‌هایی که در مرزهای لبنان فعالیت نهاده بود را تحویل بخشید. عملیات مبادله در ۲۹ و ۳۰ ژانویه ۲۰۰۴م اجرا به عهده مسجد بابا قدرت مشهد گرفت.[۳۴]

حزب‌الله در سال ۲۰۰۸م نیز در ادامه پیکار ۳۳ روزه، با اعمال مذاکرات با اسرائیل و با پادرمیانی آلمان، مانده اسیران لبنانی را آزاد کرد. همینطور پیکر شهدای مقاومت در جنگ ۳۳ روزه و اجساد مابقی شهدای مقاومت لبنان و فلسطین برای مثال پیکر دلال مغربی و مجموعه ۱۲ نفره اورا از اسرائیل تحویل گرفت.[۳۵]

نگهبانی از حماس و عموم غزه بعد از عملیات گردباد‌الاقصیٰ
بعد از عملیات گردباد‌الاقصی و کشتار عموم نوار غزه به وسیله اسرائیل در سال‌های ۲۰۲۳ و ۲۰۲۴، حزب‌الله در دفاع از عموم فلسطین موضع ها نظامیان اسرائیل را در شمال مرزو بوم‌های اشغالی مقصود قرار می‌بخشید. حفاظت حزب‌الله از حماس و عموم فلسطین سبب تشدید زد خورد‌های بین حزب‌الله و اسرائیل شد. به نقل از کانال العالم حزب‌الله فقط طی ۱۳۳ روز بعداز گردباد‌الاقصی بیشتراز ۱۰۳۸ عملیات در حمایت از فلسطین و حماس، علیه اسرائیل اعمال بخشید.[۳۶] در مقابل ارتش اسرائیل، با هجوم ها گوناگون به لبنان و سوریه شماری از جوارح و فرماندهان حزب‌الله را ترور کرد. سازه بر گزارش خبرگزاری تسنیم، حزب‌الله لبنان از مجال عملیات گردباد‌الاقصیٰ تا خرداد ماه ۱۴۰۳ (حدود ۹ ماه) از شهید شدن ۳۱۶ بدن از رزمندگان خویش در هواخواهی از فلسطین خبر داده بود.[۳۷] همینطور اسرائیل با انفجار پیجرهای حزب‌الله بیشتراز سه هزار بدن از اعضای حزب‌الله و عموم لبنان را شهید و زخمی کرد.[۳۸] در پی این تضارب‌ها، اسرائیل در ۶ مهر ۱۴۰۳ش با حمله به پایگاه فرماندهی حزب‌الله در بیروت سید حسن نصرالله بالاترین رده قانونی حزب‌الله را به شهید شدن رساند.[۳۹]

بعداز حدود ۱۴ ماه تضارب حزب‌الله با ارتش اسرائیل، در ۷ آذر ۱۴۰۳ش در بین آنان حریق‌بس برقرار شد؛[۴۰] هرچند براساس اعتراف سخنگوی ارتش اسرائیل، به عبارتی روز در آغاز با حمله ها اسرائیل و کشته شدن دو عضو حزب‌الله حریق‌بس نقض شد.[۴۱]

بازدید : 20
سه شنبه 20 خرداد 1404 زمان : 11:41


مرجع تبعیت مجتهدی میباشد که گروهی از شیعه ها در مسائل فقاهتی مطابق فتاوای وی فعالیت می‌نمایند و وجوهات فقهی را در چنگ وی قرار می دهند. مرجعیت، بالاترین جایگاه مذهبی میان شیعه ها دوازده امامی میباشد. این رده، انتصابی وجود ندارد و معمولا شیعه‌ها با پرس و جو از روحانیان و عالمان شرعی، عده ای را که صاحب و مالک این صلاحیت باشند، شناسایی می‌نمایند. مهم ترین شرط احراز این رده، برتری علمی نسبت به بقیه مجتهدان میباشد. رهروان مرجع تبعیت نیز مُقَلِّدان وی خوانده میگردند. ایده ها شرعی مراجع پیروی در کتابی با اسم رساله توضیح المسائل منتشر مسجد غدیر بلوار معلم مشهد می‌‌خواهد شد.

با دقت به گستره جغرافیایی تشیع، در هر عصر معمولا یک سری مجتهد ذمه ‌دار این منصب بوده‌اند و در مفاد معدودی، صرفا یک نفر دربین اکثریت شیعه ها عالم تحت عنوان مرجع تاسی عام وجود داشته میباشد. این اشخاص معمولا با عنا وین احترام‌آمیزی همانند آیت الله العظمی و آیت‌الله اسم‌ برده میشوند. بیشترین مراجع تبعیت مستقر عراق در شهرهای (نجف، کربلا و‌ سامرا) بوده‌اند و مراجع مستقر کشور ایران در شهرهای (قم،‌ مشهد،‌ اصفهان و‌ طهران) مسجد غدیر فلاحی مشهد یسته‌اند.

از نامدارترین مراجع تاسی متأخر می‌قدرت به محمدحسن نجفی دارای شهرت به مالک جواهر، روضه خوان مرتضی انصاری، سید محمدحسن شیرازی (صاحب و مالک فتوای تحریم تنباکو)، محمدتقی شیرازی، آخوند خراسانی، عبدالکریم حائری یزدی، سید ابوالحسن اصفهانی، سید حسین طباطبایی بروجردی،‌ سید محسن طباطبائی حکیم، سید ابوالقاسم خویی و سید روح‌الله خمینی (بنیانگذار کشور ایران) مسجد بابا غدیر مشهد اشاره نمود.

مراجع پیروی شیعه معمولا دارنده نفوذ فراوانی دربین عموم بوده‌اند و گاه ایده ها آنها در حوزه‌ مسائل اجتماعی و سیاسی و فرهنگی، تحرکاتی میان رهروان آن‌ها ساخت نموده است. مبارزه علیه روسیه،‌ قیام تنباکو، نهضت مشروطه و انقلاب اسلامی در کشور ایران همینطور‌ انقلاب عشرین در عراق را می‌قدرت جزء مهمترین تاثیرات مراجع تاسی شیعه مسجد بابا قدرت مشهد تیتر کرد.

مرجعیت و مرجع پیروی
مرجعیت، مهم ترین رده مذهبی اجتماعی در جامعه شیعی میباشد. مرجع تاسی مجتهدی میباشد که تنی چند از شیعه‌ها از وی پیروی می‌نمایند یعنی ایفا فقاهتی خویش را مبنی بر اظهار نظر دینی (فتاوای) آن مجتهد ایفا می دهند و معمولا وجوهات فقاهتی خویش را به وی یا این که نمایندگان وی میپردازند. این تمرکز مالی یک کدام از دست اندرکاران توان مراجع محسوب میشود.[۱] این‌سیرتکامل تقلید کردن از یک فقید فقهی، پیروی نامیده می شود.[۲]

نفوذ اجتماعی یک مرجع تبعیت ناشی از تعداد مقلدان اوست. پرداخت حقوق و دستمزد دینی به مراجع تجهیزات مالی در مشت آن ها را نیز ارتقا می دهد. مراجع پیروی میتوانند از این اموال برای تبلیغات مذهبی، اداره منطقههای علمیه، پژوهش به مستمندان و کارها عام‌المنفعه استعمال نمایند.

موقعیت مرجعیت
مجتهدی می تواند مرجع پیروی باشد که وضعیت تاسی را داشته باشد. یعنی شغل کردن به دیدگاه ها دینی وی برای دیگر افراد روا باشد. وصال بدین منزلت متعلق به داشتن قوانینی میباشد که مهمترین آنان برتری علمی نسبت به دیگر مجتهدان جامع‌الشرایط، فایده‌مند بودن از استعداد رفتاری (عدل و داد)، مرد بودن، بلوغ و عقل میباشد.[۳]

تعیین مرجع
مرجعیت یک جایگاه انتصابی وجود ندارد. کسی مرجع میشود که شیعه‌ها او‌را به‌تیتر مرجع تاسی بپذیرند. در رساله‌های توضیح المسائل راه و روش‌هایی برای آشنایی مرجع تبعیت معرفی گردیده است. این‌راه‌ها عبارتند از: دانش فردی، بینه دینی (این‌که دو نفر کسی را به‌تیتر اعلم معرفی نمایند)، آوازه به اعلمیت[۴] یا این که این‌که گروهی از عالمان، فردی را معرفی نمایند و از حرف وی برای تقلید کننده دانش نتایج خواهد شد.[۵]

وظایف مراجع
مهمترین کارکرد مرجعیت صدور فتوا برای مقلدان در کارها فقهی و مذهبی میباشد. با این‌کلیه، مقام مرجعیت اختصاصی در فتوا وجود ندارد. معمولا مراجع جزو اساتید مشهور و پر اسم و رسم ناحیههای علمیه محسوب میگردند و همینطور منطقههای علمیه با بررسی آن ها اداره می‌گردد.

منابع مالی مرجعیت
بنیان مرجعیت از نگاه مالی متکی بر اداره اوقاف، سهم امام و بقیه وجوهات فقاهتی و نیز یاری‌های مردمی و نذورات فردی میباشد.[۶] یکی‌از موضوعات مهمی که در سالیان اخیر گزینه دقت قرار گرفته ارتباط دفتر ها و بیوت مراجع با مسائل اقتصادی، مالی و کیفیت ورودشان به‌این مقوله میباشد. با اعتنا به گستردگی ناحیهها و نیاز شدید مالی به منابع بیشتر و پایدارتر پاره‌ای از دفترها و بیوت مراجع به طور آشکار و بدون واسطه و بعضی غیرمستقیم در حوزه کار‌های اقتصادی ورود کرده‌اند.[منبع بهتری نیاز میباشد][۷]

بازدید : 22
يکشنبه 18 خرداد 1404 زمان : 11:15


شیعه شدن و رسمیت‌بخشی به مذهب تشیع

اسم ائمه و عبارت علی البته الله بر سکه زمان اولجایتو
امیر طرمطاز (ترمتاس) و تاج الدین آوجی(آوی)، دانشمند شیعی، اولجایتو را به مذهب شیعه ترغیب کردند و وی سرنوشت در ۷۰۹ق / ۱۳۰۹م که به بغداد رفت، به طور رسمیً مذهب شیعه سپردن کرد. [۴۳] در روز ها پادشاهی وی مذهب تشیع برای اول توشه مذهب قانونی سراسر کشور‌ایران شوید.[۴۴] و وی اولیه پادشاه امامی مذهب میباشد که در سطحی کبیر و کلان به تکثیر تشیع مذهب اثناعشری همّت مسجد غدیر بلوار معلم مشهد گماشت.[۴۵].

اولجایتو پس از شیعه شدن در سال ۷۰۹ق دستور بخشید، به مکان خلفای راشدین به اسم امامان شیعه سکه و خطبه نمایند و در همانجا، علامه حلی، تعالی‌ترین دانشمند شیعی آن بعد از ظهر، به حضور ایلخان خط مش یافت و از آن پس همراه وی شد [۴۶]؛ [۴۷] علامه حلی، دو کتاب خویش منهاج الکرامه [۴۸] و نهج الحق [۴۹] را به اسم فرمانروا کرد و بدو نثار مسجد غدیر فلاحی مشهد داشت.

البته به این دلیل‌که تشکیلات دولت ایلخانی بر مبنای تسنن سازه گردیده بود، و سنّیان نفوذ فراوانی در آن داشتند، مخالفت های فراوانی با سیاست مذهبی وی شکل گرفت که در غایت او را وادار به عقب نشینی کرد؛ گرچه خودش، همچنان به مذهب تشیع زاهد و دارای مسئولیت ماند.[۵۰] به گفته ابن بطوطه، اهل یک محل ولایات مهمی زیرا بغداد، آذربایجان، اصفهان و شیراز در قبال دستور ایلخان بر اساس تغییر تحول خطبه، سرسختانه پایداری کردند [۵۱]. دو سال آنگاه، در ۷۱۱ق، بعداز آنکه تاج الدین آوجی و پسرش به اتهام همیاری با خواجه سعدالدین وزیر، به دستور اولجایتو کشته شدند، نفوذ شیعه ها نیز در دستگاه ایلخانان روبه کاستی مسجد بابا غدیر مشهد بنیان.[۵۲].

اولجایتو در آخرین روز‌های معاش دستور بخشید به اسم خلفای راشدین سکه و خطبه نمایند و نافرمانان را نیز دشوار بیم اعطا کرد [۵۳]. نویسندگان دائرة المعارف تعالی اسلامی از این فعالیت اولجایتو برداشت کرده اند که وی مذهب شیعه را رخنه‌ گفته و به مذهب اهل سنت بازگشته میباشد. بعضی این عقیده را نپذیرفته و برآنند که او تا روزهای پایان قدمت بر مذهب تشیع باقی ماند.[۵۴] منشی فرمانروا محمد نوشته میباشد که وی تا پایان قدمت به مذهب امامیه باقی ماند و هر چه پافشاری کردند که اورا از تشیَع پشیمان نمایند، تاثیر مسجد بابا قدرت مشهد نکرد.[۵۵]

مورخان اهل ایران، پایبندی اولجایتو به احکام شریعت و همت اورا در بسط و تبلیغ آئین اسلام ستوده‌اند و گفته‌اند که درگاه وی مجمع علما، فضلا، ادبا و حکما بود.[۵۶]. البته مورخان مصری، اورا رافضی دانسته، و به خرابی و سفاکی مجرم کرده‌اند [۵۷].


وی بر مسیحیان و یهودیان مشقت بار می‌گرفت [۵۸]. یک بطرک نسطوری که می‌پنداشت اولجایتو مانند برادرش غازان او‌را با گشاده رویی پذیرا می شود، آیتم بی‌اعتنایی واقع شد و از همین رو، مسلمان ها به آزار نسطوریان پرداختند.[۵۹].

آرامگاه
نوشته‌ی‌علمیٔ اساسی: گنبد سلطانیه
آرامگاه اولجایتو هنوز پابرجاست و با اسم گنبد سلطانیه، یک کدام از مشهورترین بناهای تاریخی جمهوری اسلامی ایران به شمار می‌رود. افزون بر این، در موغان، شهر اولجایتو پاد شاه و در پای کوه بیستون تختگاه دو‌مین به اسم سطان آباد برآورد [۶۰]، که ویرانه‌های این یک کدام از به اسم دشت چم چمال، هنوز باقی میباشد.

منابع پژوهش
مهم ترین منبع درباره اولجایتو کتاب تاریخ اولجایتو، نوشته ابوالقاسم عبدالله بن محمد قاشانی، میباشد که خویش منبع مورخان آینده، به ویژه حافظ ابرو در زیر جامع التواریخ به شمار می آید. همینطور تاریخ وصاف تحت عنوان منبعی غیر وابسته و در کنار تاریخ اولجایتو از عنایت به سزایی برخوردار‌است. از دربین مورخان عرب، گزارشهای ابن دواداری، مورخ مصری معاصر ایلخانان شایان توجه میباشد.

بازدید : 48
شنبه 17 خرداد 1404 زمان : 16:02


او‌لین زن بیعت‌کننده با فرستاده(ص)
بعد از فتح مکه، زمانی که نبی(ص) بر کوه صفا قرار گرفته بود و از مردان بیعت می‌گرفت، زنان مکه که ایمان آورده بودند برای بیعت خدمتش آمدند. در‌این فرصت، آیه ۱۲ سوره ممتحنه نازل شد که خطاب به فرستاده(ص) میفرماید: «ای رسول! زمانی که زنان مؤمن نزد تو آیند و با تو بیعت نمایند که چیزی را سهیم آفریدگار قرار ندهند، دزدی و زنا نکنند، فرزندان خویش را نکشند، افترا و افترایی پیش دست و پای خویش نیاورند و در هیچ شغل سزاوار‌ای مخالفت دستور تو نکنند، با آن‌ها بیعت کن و برای آن ها از درگاه پروردگار آمرزش بطلب که خدا آمرزنده و کریم ومهربان مسجد غدیر بلوار معلم مشهد میباشد.»[۱۶]

ابن عباس میگوید که‌این آیه در‌ شأن فاطمه بنت اسد، نازل گردیده است.[۱۷] ابن ابی الحدید، میگوید: «فاطمه بنت اسد اول زنی بود که با نبی(ص) مسجد غدیر فلاحی مشهد بیعت کرد.»[۱۸]

وفات

قبر فاطمه بنت اسد در نقشه گورستان بقیع
بیان شده فاطمه بنت اسد در سال چهارم هجری و در مدینه از جهان رفت؛[۱۹] ولی بنابر آنچه درباره حضور وی در بیعت زنان پس از فتح مکه در سال هشتم بیان شده و اورا اولیه زنی دانسته‌اند که با نبی(ص) بیعت نموده است.[۲۰] پیمان دیگر آن خواهد بود که فاطمه تا سال هشتم قمری زنده بوده میباشد. نبی خداوند(ص) با بلیز خودش اورا کفن کرد[۲۱] و فرمود: «جبرئیل به اینجانب خبر بخشید که وی اهل فردوس میباشد و معبود به هفتاد هزار فرشته دستور کرده که بر وی نماز مسجد بابا غدیر مشهد بخوانند.»

[۲۲] علامه مجلسی از علل الشرایع صدوق از امام راست گو(ع) روایتی را نقل کرده که نبی برطبق وصیتی که فاطمه بنت اسد کرده بود بعد از مرگ او پیراهنش را برای کفن کردن فاطمه بنت اسد اعطا کرد. [۲۳].[یادداشت ۲]آن‌گاه بر تن فاطمه نماز میت خواند. نبی (ص) در مراسم‌تدفین وی کمپانی کرد تا به قبرش در گورستان بقیع رسید.[۲۴] رسول (ص) باطن قبر شد و در آن دراز کشید، آن‏گاه برخاست و لاشه را با دست خویش گرفت و داخل قبر مسجد بابا قدرت مشهد گذاشت.

[۲۵] زیرا‌ نبی معبود(ص) فاطمه‌ را در قبر گذارد فرمود: يَا فَاطِمَةُ! فاطمه‌ اعلام‌کرد‌: لَبَّيْكَ يَا رَسُولَ اللَهِ. نبی‌ معبود فرمود: آنچه‌ را که‌ پروردگارت‌ به‌ تو وعده‌ بخشید، آیا دیدی که‌ حقّ میباشد‌؟ فاطمه‌ اذعان کرد‌: بله، ای نبی‌ معبود! خدایت‌ تورا جزا دهد. و مذاکره و مناجات‌ نبی‌ الله‌ در باطن‌ قبر به ارتفاع‌ انجامید. [۲۶]رسول(ص) در روایتی انگیزه برخوردهای متقاوت با فاطمه بنت اسد را بعداز مرگش این‌سیرتکامل ذکر کرده که او یک توشه از اینجانب شنید که «عموم روز قیامت لخت محشور میگردند». فریاد زد: «وای از این رسوائی!» اینجانب او‌را دلداری دادم و به وی گفتم: «اینجانب تضمین می کنم که خدا تو‌را پوشیده محشور نماید.» یک توشه دیگر سخنی از فشار قبر شنید و فریاد زد: «وای از ناتوانی اینجانب». و اینجانب مجدداً اورا دلداری دادم و ضمانت کننده شدم که معبود اورا کفایت نماید و از فشار قبر معاف داراست.» به همین منجر با خرقه خودم کفنش کردم و در قبرش خوابیدم و جواب سؤالاتی که از وی شد را به وی تلقین کردم. [۲۷] [یادداشت ۳]بر طبق بعضی گزارش‌ها هنگامی نبی از قبر فاطمه بنت اسد خارج آمد از چشمانش اشک سرازیر بود. [۲۸]

پانویس
مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۳۵، ص۱۸۱.
ابن عبدالبر، الاستيعاب، ۱۴۱۲ق، ج۴، ص۱۸۹۱؛ ابن اثیر، الکامل، ۱۳۸۵ق، ج۶، ص۲۱۷.
ابن عبدالبر، الاستيعاب، ۱۴۱۲ق، ج۴، ص۱۸۹۱؛ زرکلی، الأعلام، ۲۰۰۲م، ج۵، ص۱۳۰.
مجلسی، بحار الانوار، ۱۴۰۳ق، ج۱۹، ص۵۷.
نک: بلاذری، ج۲، ص:۳۶.
برای مثال نک: ابن عبدالبر، الاستيعاب، ۱۴۱۲ق، ج۴، ص۱۸۹۱.
شهیدی، تاریخ تحلیلی اسلام، ۱۳۹۰ش، ص۳۷-۳۸.

بازدید : 18
سه شنبه 13 خرداد 1404 زمان : 16:29


موافقان
بعضی محققان بر پایه ی نگاشته‌های کتاب‌های رجالی و توصیفاتی که تحت اسم سلیم در‌این کتاب‌ها آمده، فیض گرفته‌اند که صاحبان آن کتاب‌ها وجود و اعتبار سلیم بن قیس را قبول دارا‌هستند؛ محمدباقر انصاری زنجانی در پیشگفتار کتاب سلیم بن قیس الهلالی،[۲۱] نهله غروی نائینی در نوشته‌علمی‌ «نگاهی به مقام سلیم بن قیس در کتاب‌های حدیثی و رجالی»،[۲۲] بابائی آریا و فخلعی در نوشته ی علمی «در جستجوی سلیم بن قیس»،[۲۳] عمادی حائری در نوشته‌ی‌علمی «سلیم بن قیس هلالی» در دانشنامه عالم اسلام،[۲۴] و نویسندگان علم‌طومار امیرالمؤمنین[۲۵] از پژو‌هشگرانی می‌باشند که وجود قیس را پذیرفته و اسم اورا جزو راویان شیعه مسجد غدیر بلوار معلم مشهد قرار داده‌اند.

اسم سلیم در منابع سابق
به‌گفته نجاشی، سلیم از اصحاب حضرت علی(ع) و صاحب و مالک کتاب مشهوری میباشد.[۲۶] روضه خوان طوسی او‌را جزو اصحاب حضرت علی(ع) تا امام باقر(ع) بیان کرده[۲۷] و عبدالله مامقانی اورا از علمای دارای اسم و رسم اهل‌سنت و شیعه تعریف کرده[۲۸] و علامه حلی اورا در شغل خویش مجتهد چک نموده است.[۲۹] میرزا محمدباقر خوانساری گفته وی از یاران اهل‌بیت(ع)، از اصحاب خاص امام علی(ع)، دارنده رده رفیع در نزد ائمه، و در آئین خویش سفت و پایدار بود.[۳۰] علامه امینی او‌را از تابعان پهناور دانسته که شیعه و غیرشیعه به وی و کتابش استناد می‌نمایند و گزینه پشت گرمی بزرگانی زیرا حسکانی مسجد غدیر فلاحی مشهد میباشد.[۳۱]

برخی نویسندگان با استناد به راویانی ذکر شده در کتاب‌های رجالی و حدیثی که روایاتی را بی واسطه از سلیم بن قیس نقل کرده‌اند، وجود او‌را قابل ثابت دانسته‌اند؛ راویانی به عنوان مثال ابراهیم بن قدمت الیمانی، ابان بن تغلب، قدمت بن اذینه، علی بن جعفر حضرمی و ابوخالد کابلی.[۳۲] با این اکنون انصاری زنجانی در پیشگفتار خویش بر کتاب سلیم به گستردن همگی این مورد ها را نظارت کرده و تمامی را سود تصحیف و افتادگی در متن‌ها دانسته و تصریح کرده که به‌جز ابان بن ابی‌عیاش هیچ‌کس از سلیم نقلی مسجد بابا غدیر مشهد نداشته میباشد.[۳۳]

همینطور بعضی دانشمندان نقل روایاتی از سلیم بن قیس از روش سلیمان اعمش در کتاب‌های اهل‌سنت را استدلال حقیقی بودن وجود سلیم دانسته‌‌اند،[۳۴] البته به‌گفته انصاری زنجانی، «سلیم العامری» در کتاب‌های اهل‌سنت، با «سلیم بن قیس» در شیعه مختلف میباشد و اینها دو مسجد بابا قدرت مشهد نفرند.[۳۵]

گزارش موافقان از معاش سلیم
محمدباقر انصاری زنجانی، گزارش تفصیلی از معاش سلیم را در پیشگفتار کتاب سلیم بن قیس منتشر نموده است. بر پایه ی گزارش و توده انصاری زنجانی، سلیم فرزند قیس و لقب‌اش ابوصادق[۳۶] و از طایفه بنی‌هلال بن عامر میباشد که از نواحی حجاز به شام و عراق رفته‌اند.[۳۷]

بنابراین، میلاد سلیم دو سال پیش از سفر نبی به مدینه در ناحیه کوفه بوده میباشد.[۳۸] ابان بن ابی‌عیاش که به‌گفته خویش در یک سری سال پایان قدمت سلیم با وی همنشین بوده، سلیم را پیرمردی اهل عبادت با رخ‌ای نورانی تعریف کرده که بسیار پرتلاش بوده، بدور از جماعت بودن را دوست می‌داشت و از اشتهار دوری می کرد.[۳۹]

معاش در مدینه و کوفه و ملازمت و همراهی با امامان اول
آورده شده که سلیم بن قیس در اوائل حکومت قدمت بن خطاب و پیش از سال شانزدهم سفر وارد مدینه گردیده[۴۰] و در حین حیات رسول(ص) و بعد، در حین حکومت ابوبکر در مدینه نبوده، و در رخداد سقیفه و شهیدشدن حضرت زهرا(س) شخصاً حضور نداشته میباشد.[۴۱]

سلیم از اصحاب خاص امام علی(ع) خوانده گردیده که پنهانی به نرم افزار خویش در تصویب حدیث و تاریخ می‌پرداخت.[۴۲] نقل شده که وی درین زمان محترم‌هایی مثل ابوذر، مقداد، سلمان، عبدالله بن عباس، براء بن عازب، عبدالله بن جعفر، عمّار و ابوسعید خدری دیدار و رابطه داشته میباشد.[۴۳]

سلیم یکی اعضای شرطة الخمیس در حین حکومت امام علی(ع) خوانده گردیده[۴۴] که در نبرد جمل[۴۵] و صفین و یوم الهریر حاضر بود و به‌گفته خودش در‌این فرصت نسبتاًً چهل سال از قدمت وی می‌سپری شد.[۴۶] سلیم همینطور در پیکار نهروان کمپانی داشت و مطالبی از آن حادثه را در کتابش تصویب کرد.[۴۷]

چنانکه در کتاب سلیم آمده، وی در سه روز پایان قدمت امام علی(ع) در کنارش بوده، و وصیت‌طومار امام علی(ع) را خویش نوشته میباشد.[۴۸] بعد از شهیدشدن علی(ع)، سلیم از اصحاب متعهد امام حسن مجتبی(ع) و بعد از آن امام حسین(ع) بود،[۴۹] در ماجرای صلح امام حسن(ع) با معاویه حضور داشت،[۵۰] در حین حکومت معاویه شغل علمی خویش را خاطر نشان کرد و رویدادها زمان معاویه و نیز اقدامات وی در اوضاع و احوال و تحریف روایات را در کتابش تصویب کرد[۵۱] و در سال ۵۸ق (دو سال پیش از مرگ معاویه) خطبه امام حسین(ع) در منا را در کتابش نوشت.[۵۲]

در سال۶۱ق که شهیدشدن امام حسین(ع) اتّفاق به زمین خورد، از اوضاع سلیم چیزی در تاریخ تصویب نشده میباشد.[۵۳] سلیم در اواخر سال ۳۸ق امام سجّاد(ع) را که در سنّ شیرخوارگی بود ملاقات کرده بود[۵۴] و بعد از شهید شدن امام حسین(ع) از اصحاب امام سجاد(ع) شد، و در به عبارتی فرصت امام باقر(ع) را هم که هفت ساله یا این که بیشتر بود، ملاقات کرد.[۵۵]

فرار و گریز به عجم و دیدار با ابان بن ابی‌‌عیاش
در کتاب سلیم، درباره سال‌های پس از حادثه کربلا (از ۶۱ تا ۷۵ق)، به عنوان مثال ماجرای حکومت ابن‌زُبیر در حجاز و نیز قیام مختار در عراق، مطلبی نیامده میباشد، اما نقل شده که احتمالاً تا فرصت حجاج در کوفه بوده میباشد.[۵۶] در سال ۷۵ هجری، حجاج بن یوسف ثقفی از طرف عبدالملک بن مروان حکم دهنده عراق شد و به انگیزه پیوندها سلیم با امام علی(ع) در ادامه دستگیری وی برآمد. سلیم بن قیس از عراق گریز کرد و در شهری به‌اسم «نوبندجان» در اطراف شیراز اقامت کرد. وی درین مجال ۷۷ سال داشت.[۵۷]

در شهر نوبندجان، سلیم در منزل پدری ابان بن ابی‌عیاش اقامت کرد و با ابان که ۱۴ سال از عمرش می‌سپری شد آشنا شد.[۵۸] سلیم در اواخر سال ۷۶ق، در نوبندجان عجم در ۷۸ سالگی درگذشت و در به عبارتی شهر به خاک ودیعت شد. بعضی نیز سال وفات اورا ۹۰ق دانسته‌اند.[۵۹]

بازدید : 25
پنجشنبه 8 خرداد 1404 زمان : 10:42


عمل
کمپانی در جهاد
کشف کننده الغطاء در ماجرای نبرد جهانی اولیه (۱۲۹۳ ـ ۱۲۹۷ش) که سید محمدکاظم طباطبایی یزدی علیه تجاوز انگلیسی‌ها فتوای جهاد بخشید، تحت عنوان یک سرباز به توده مجاهدان عراقی پیوست. وی در معاش‌طومار خودنوشت، گزارش‌هایی از نقش انگلیسی‌ها، ناکامی در شعیبیه و عقب‌نشینی نیروهای عثمانی، قیام عموم نجف و کربلا و حله، کشته شدن مارشال انگلیسی، محاصره نجف و تصرف آن به وسیله انگلیسی‌ها، دستگیری انقلابیان، و نجات شماری از آنها از اعدام و مسائل دیگر ارائه نموده است.[۱۸] زِرِکْلی، تالیف کننده و مورخ اهل‌سنت، اورا یک کدام از رهبران انقلاب‌های عموم عراق به شمار مسجد غدیر بلوار معلم مشهد آورده میباشد.[۱۹]

سفرها و دیدارها
کشف کننده الغطاء به کشور ایران، هند، شام و مصر هجرت کرد. افزون بر علما و شخصیت‌های مذهبی، مقامات سیاسی کشورهای گوناگون نیز غالبا هنگام هجرت کشف کننده الغطاء به سرزمین آنها، به باعث نفوذ و اعتبار وی در عالم تشیع، به دیدار و دعوا با او عشق‌مند مسجد غدیر فلاحی مشهد بودند.[مستلزم منبع]

کشف کننده الغطاء چند دفعه به کشور ایران آمد و به گفته خودش، در یکی سفرها در سال ۱۳۲۷ش، محمدرضا پهلوی خواستار دیدار با وی بوده، ولی نپذیرفته میباشد. دو سال آن‌گاه در سفری دیگر به کشور‌ایران، با پافشاری پادشاه به دیدار وی رفته و نیز با سپهبد رزم‌آرا و وزیر معارف وقت نیز ملاقات نموده است.[۲۰] او در کشور‌ایران هم‌اینگونه با عبدالکریم حائری یزدی، کاشانی، خلیل کمره‌ای، احمد شاهرودی، سید حسین طباطبایی قمی و اکثری از علمای سرشناس دیدار مسجد بابا غدیر مشهد داشته میباشد.[مستلزم منبع]

در تعدادی مسافرت که به شامات و مصر داشت، با علمای اهل‌سنت و روشنفکران مذهبی که منادی بیداری و وحدت اسلامی بودند، مذاکره کرد. در سال ۱۳۵۰ق. برای کمپانی در کنفرانس قدس از سوی مجلس اسلامی فلسطین از وی دعوت شد. در مسجد الاقصی، وقت نماز عشاء در حالی که عده ای از علما و بزرگان مذهبها متفاوت برای مثال رشید رضا، روضه خوان شلتوت، سید محمد زباره، روحانی نعمان الاعظمی حاضر بودند، مفتی فلسطین امین الحسینی یار و همدم امام مسجد الاقصی از کشف کننده الغطاء خواستند که نماز را امامت نماید.[۲۱] در‌این مسافرت، او با بخش اعظمی از شخصیت‌های تأثیرگذار اهل سنت دیدار و اذعان مسجد بابا قدرت مشهد کرد و کرد.[۲۲]

اثرها و تألیفات
نوشته ی علمیٔ اساسی: فهرست اثر ها محمدحسین کشف کننده‌الغطاء

موسوعه فقهیه محمدحسین کشف کننده‌الغطاء

موسوعه کلامیه محمدحسین کشف کننده‌الغطاء
شمار تألیفات کشف کننده الغطاء از هشتاد کتاب و رساله بالاتر می‌رود، اما بیشتر آنان هنوز به چاپ نرسیده میباشد.اثر ها کشف کننده الغطاء، در موضوعات مختلفی تألیف گشته‌اند برای مثال: فقه شیعه مانند لبه وی بر کتاب عروة الوثقی، تفصیلِ کتاب تبصرة المتعلمین و وجیزة الاحکام و موضوعات کلامی و اعتقادی و پناه از اسلام و ادیان الهی در قبال عقیده‌های جدیدی همانند عقیده داروین[۲۳] و نیز معرفی و مدد از تشیع مانند اصل الشیعة و اصولها.

او برخی کتاب‌های ادبی و دیوان‌ شاعران را نیز تصحیح و تفصیل کرده و اشعاری نیز در جواب به شک ها معارضان شیعه سروده میباشد مانند شعری که در رد قصیده شکری آلوسی( ادیب وتاریخ نگار سَلَفی تکفیری درگذشت:۱۳۴۲ق) علیه امام مجال(عج) سروده بود.[۲۴] [۲۵]

تیم اثرها فقاهتی وی در یک زمان ۲۷ جلدی با تیتر «موسوعة الامام محمدالحسین آل کشف کننده الغطاء، الآثار الفقهیة» و گروه اثرها کلامی وی در یک عصر ۱۴ جلدی با تیتر «موسوعة الامام محمدالحسین آل کشف کننده الغطاء، الآثار الکلامیة» بوسیله پژوهشگاه علم ها و فرهنگ و تمدن اسلامی در قم منتشر گردیده است.[۲۶]

تامل‌ها
طریق تطبیقی در فقه
فقهای شیعه کوشش‌های اکثری در فقه تطبیقی ایفا داده‌‎اند که برای مثال آنان می‌اقتدار به مغایر روضه خوان طوسی اشاره نمود. کشف کننده الغطاء نیز درین راستا به کتابت اثراتی دست زد.[مستلزم منبع]

او در کتاب تحریر المجله، به مقایسه فقه حنفی و فقه شیعه دست زد. این کتاب از کوشش‌های پیشتاز و پیش‌قدم در عرصه مقایسه در بین فقه شیعه و فقه حنفی، براساس خبرنامه الاحکام العدلیة دولت عثمانی میباشد.[مستلزم منبع]

کتاب «الاحکام العدلیة» که در دانش گاه‌های دستمزد برنده کشورهای عربی و اسلامی درس دادن میشد، از مهم ترین منابع فقاهتی و حقوقی، و مبنای فعالیت قضات و علمای دستمزد و متخصصان این رشته بود. کشف کننده الغطاء از قیمت شرعی این کتاب کلام بیان کرد و همت فقهای دیگر مذهبها را ارج بنیان. وی معتقد بود که ما حق این قوم و قبیله را ارج می‌نهیم و خط مش تمامی به سوی معبود میباشد و پروردگار به تمامی وعده مشوق نیک داده و هر مورد از فقهای پر رنگ اسلام که همت خویش را به شغل گیرد و اجتهاد ورزد، تلاش‌اش مشکور میباشد.[۲۷]

حلال درک کردن موسیقی
کشف کننده‌الغطاء حکم به مباح بودن غنا و موسیقی غیر مبتذل در حوزه علمیه نجف داده میباشد. او موسیقی را هنری گرانبها و یک کدام از ارکان حیات و از موهبت‌هایی می‌دانست که دست‌یابی به آن برای اکثری از عموم طاقت فرسا میباشد.[۲۸]

عقیده تغییر و تحول بعضی احکام
به اعتقاد و باور وی «در حالتی‌که در اسلام احکامی میباشد که در حین مجال نباید تغییر‌و تحول و تبدیل یابد، احکام دیگری هم میباشد که به مقتضای عقل، منطق و مستلزمات فقاهتی، بایستی تغییر تحول یابد؛ ولی اکثری مجتهدان، ذوق وسلیقه اجرای این تبدیل و تغییر تحول را ندارند و این سیرتکامل احکام، همچنان جامد و بیگانه از هدفی میماند که در شرع نظر گردیده بود.»[مستلزم منبع]

دقت به دستمزد زنان
کشف کننده‌الغطاء زنان را به سواد‌آموزی در عین پای‌بندی به دستمزد زناشویی و تربیت لایق نسل آجل فراخواند. این دعوت با اعتنا به وضعیت اجتماعی و تاریخی آن عصر عراق، اصلی شمرده گردیده است. کشف کننده الغطا، مردان را به رعایت احترام زنان که سهم دار زندگیشان و دارنده حقوقی موازی با دستمزد مردان می‌باشند، دعوت کرد. او معتقد بود که آفریدگار، عقل و کمال را به مردان منحصر به فرد نکرده و روایاتی که از نقصان عقل زن کلام میگوید، عقل تجربی را خواسته نموده است؛ خیر عقل غریزی فطری را و عقل تجربی از رویکرد کثرت معاشرت، معامله و... به دست می آید.[۲۹]
کشف کننده الغطاء اولیه مجتهدی میباشد که حق جدایی زنی را که شوهرش به بیماری سل در گیر گردیده به خویش آن زن امانت و این نظر را دارد، اینگونه زنی میتواند فارغ از جلب موافقت شوهر جدایی بگیرد؛ در حالی که جدایی، از منظر دینیً حق مرد میباشد. به لحاظ می رسد که کشف کننده الغطا این حکم فقهی را با استناد به قاعده لاحرج که مستند به آیه «وَمَا جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَ‌جٍ؛ و ـ خداوندـ در دين بر شما سختى قرار نداده میباشد»[۳۰] استنباط نموده است.[۳۱]

بازدید : 23
سه شنبه 6 خرداد 1404 زمان : 15:11


تاریخ کتابت
در ترجمه عربی کتاب که بدان اشاره شد، به تاریخ اتمام کتابت این تاثیر در سال۶۳۰ تصریح شد‌ه‌است. قبل از آشنایی تاریخ ظریف کتابت کتاب، عباس اقبال در پیشگفتار تصحیح کتاب، بر طبق قرائنی تاریخ تقریبی کتابت را بعداز سال۶۰۰ و قبل از ۶۵۳ دانسته بود. طبق نوشتۀ مؤلف[۲۰] رهروان حسن صباح تا فرصت او باقی بوده و شوکت و مُکنت داشته‌اند. از‌آن‌جا‌که آنها تا حملة هولاکو در ۶۵۳ ه‍.ق اقتدار را در مشت داشته‌اند، این کتاب بایستی تا قبل از این تاریخ نگاشته گردیده باشد. همینطور صاحب و مالک تاثیر در یک سری جا[۲۱] با اشاره به اثرها و آوازه فخررازی (۵۴۳- ۶۰۶ ه‍.ق) حیث او‌را در کنار لحاظ باقلاّنی و غزالی می آورد و از یک کدام از مجالس وعظ وی در خوارزم مطلبی نقل می‌نماید. به این ترتیب، تبصرة العوام در دورة آوازه فخررازی و قبل از باخت رهروان حسن صبّاح به کتابت درآمده مسجد غدیر بلوار معلم مشهد میباشد.[۲۲]

امتیازات کتاب
اثری برای عامه
تبصرة العوام فی معرفة مقاله ها الانام، همچنان که از اسم آن پیداست، به توضیح گفته‌ها و نظر ها برای عامة عموم میپردازد. در بعضا گزارش ها[۲۳] تبصرة العوام را سابق‌ترین کتاب شیعی فارسی در زمینه ادیان و مذهبها دانسته‌اند، و این در حالی میباشد که کتاب فارسی ذکر الادیان حدود یک قرن ونیم قبل از آن در همین حوزه تألیف گردیده بود[۲۴] احتمالاً اینان شیعی بودن مؤلف ذکر الادیان را قطعی ندانسته‌اند. تبصرة العوام و ذکر الادیان هر دو کتاب‌هایی فارسی در مورد ادیان و مذهب ها‌اند که از پیش از استیلای مغول بجا مسجد غدیر فلاحی مشهد باقی‌مانده‌اند.

نثری جاری البته جامع
ادبیات تبصرة العوام از جهت خل وچل سخن و شیوایی در توان ذکر الادیان وجود ندارد، ولی به دلیل شرح مطالب و گستردگی و جامعیت، اصلی‌خیس از آن میباشد.[۲۵]به طور کلی، داده ها عظیم، باریک بینی، دسترسی به منابع فراوانِ دستِ نخستین[۲۶] و سعه مشربِ مؤلف، اثری نفیس در این مورد پدید آورده میباشد. از جملهً مؤلف در وجه تسمیه فرقه‌ها، به معنای ممدوح و نیز معنای مذموم آن‌ها -که بیشتر دست آویز معاندان هر فرقه میباشد- اشاره می‌نماید[۲۷] و یا این که در اولِ گفت و گو از فرقه‌های منسوب به اسلام، به توجه، معنای گوناگون آئین و ایمان و اسلام را بیان کرده و در بین اسلام و استسلام تمایز قایل می شود[۲۸] به لحاظ اقبال[۲۹] مؤلف تبصرة العوام در نقل حکایات فرقه‌های غیرامامیه و رد گفته‌های آن‌ها از تعصب دور نبوده و در طرح آرا سعی بر ردِّ آرای سخیف و ضعیف داشته میباشد؛ این لحاظ اقبال در منابع دیگر نقل شد‌ه‌است[۳۰]ولی از مقایسة تبصرة العوام با دیگر کتابهای آن زمان در زمینه ادیان و مذهب‌ها، به لحاظ میرسد که درین داوری چندان جانب انصاف رعایت مسجد بابا غدیر مشهد نشده میباشد.

لحن احتجاجی
یکی‌از مشخصه‌های کتاب، لحن احتجاجی تالیف کننده میباشد که بر کلیهٔ مطالب کتاب غلبه دارااست. رازی ابتدا تصریح می‌نماید که‌این کتاب را به خواهش «جماعتی از سادات عظام و علماء و غیرهم» نوشته مسجد بابا قدرت مشهد میباشد.[۳۱]

آیینه بعد از ظهر خویش
دوران تألیف تبصرة العوام از دید مجادلات مذهبی، بسیار گزینه دقت میباشد و کتابت کتاب‌های متفاوت درین حوزه شاهدی بر این مدعاست[۳۲] تبصرة العوام به نوعی آرم دهنده الگوی شرعی کشور ایران بعد از ظهر سلجوقی میباشد و به دلیل اطلاعاتی که از توزیع جغرافیایی مرکز ها مذهبی آن بعدازظهر به دست می دهد، التفات داراست.[۳۳] ناگفته نماند که بعضی گزارش‌های تاریخی او نیز از نادرست بدور وجود ندارد[۳۴]، البته به جهت یک سری غلط و فقطً چرا که مؤلف از علمای حدیث بوده نباید کتاب را از دید داده ها تاریخی ضعیف شمرد.

محتویات کتاب
تبصرة العوام در ۲۶ باب تهیه و تنظیم گردیده و تالیف کننده فهرستی از باب‌های کتاب را در پیشگفتار ارائه داده میباشد.[۳۵]

باب‌های اولیه تا سوم
باب ابتدا به «مقاله‌ها فلاسفه و امثال وی» تخصیص یافته[۳۶] که بطور کلی بر آراء ابونصر فارابی توکل کرده[۳۷] و این نظر را دارد که «این خویشان را خبط بسیار میباشد».[۳۸] دو باب آتی به ذکر «مقاله ها مجوس [زرتشتیان] و آئین وی»[۳۹] و «برخی مقاله‌ها جهودان[یهودیان]، ترسایان [مسیحیان] و صابئین [مندائیان]»[۴۰] پرداخته میباشد.

باب‌های چهارم تا هجدهم
باب چهارم تا باب هجدهم، شامل «بیان اصل فرق اسلامی و مقاله‌ها وی» میباشد.[۴۱] او در ذکر فرق اسلامی، بنابر حدیث افتراق، تعداد فرقه‌ها را ۷۳ میداند، ولی این نظر را دارد که اساسا، تمامی فرقه‌ها شاخه‌های دو فرقه اهل سنّت و شیعه‌اند که معاندانِ هریک آنها‌را به ترتیب نواصب و روافض خوانده‌اند[۴۲] احتمالاً اسم تبصرة العوام فی گستردن مذهب‌ها المِلّتین[۴۳] که برای این کتاب مذکور، به‌این تقسیم‌بندی ناظر میباشد.

مقدس اردبیلی[۴۴] می‌نویسد که الفصول التامّة، تاثیر عربی منسوب بدین مؤلف، بر طبق این دو فرقه تقسیم بندی شد‌ه‌است. مؤلف تبصرة العوام بعد از طرح زمینه جانشینی فرستاده اکرم صلی اللّه علیه وآله وسلم و رد حیث اهل سنّت[۴۵]، در فصل‌های آنگاه به مطرح شدن فرقه‌های خوارج، معتزله، مُشَبّهه و مُجَسِّمه می پردازد.[۴۶]

حدیثی که مؤلف به گزارش کتاب حکم دهنده محمد بن اسحاق زوزنی از رسول اکرم در امر پیشگویی کل جزئیات ظهور فرقة کرّامیه و لعن آن ها نقل می‌نماید[۴۷]، حکایت از مخالفت‌های شدید با ابوعبداللّه کرّام در آن زمان دارااست.

مؤلف مذهب‌ها شرعی اهل سنّت را در فصل مُشبّهه طرح می‌نماید و آن ها را در تقسیم بندی خیر چندان مرتبی هفت فرقه برمی‌شمارد.[۴۸] گزارش نسبتاً مفصّل او از عقاید اشعری، برخلاف گزارش ابوالمعالی در ذکر الادیان، احتمالاً نماد‌ای از داده ها عظیم‌خیس اوست.[۴۹]

مؤلف در خصوص دوازدهم به «مقاله‌ها اهل تناسخ»[۵۰] و در خصوص شانزدهم[۵۱] به فرقه‌های صوفیه حیث داراست و آنان را شش فرقه میداند (و جذاب آنکه حلاج را ساحر میخواند). درباره ی بعد از آن، با طعنه، اقوال بزرگان تصوف را از رسالة قشیریه نقل می‌نماید.[۵۲] به لحاظ او، صوفیان کلیه از اهل سنّت‌اند و این استدلال محکمی بر محکومیت آن ها میباشد. ظاهراً در‌این زمان شیعه‌ها، به مراتب، بیشتر از اهل سنّت با صوفیه دشمنی می‌ورزیدند و احتمالاً از بین شیعه هنوز بزرگانی در تصوف برنخاسته بودند.[۵۳]

راجع‌به‌های آن‌گاه به قومی که مدعا اهل سنّت و جماعت بوده‌اند تعریض داراست، برای مثال به عبدالقاهر بغدادی که در الفرق در میان الفرق، فرقة خویش را ناجی می داند.[۵۴]

باب‌های نوزدهم تا بیست و ششم
درپی، مؤلف به مسائل دیگری مثلا فرقه‌های شیعی، ناجی بودن اثناعشریه، احادیثی در‌شان اهل بیت، عقاید اثناعشریه، حکایت فدک و فضایح بنی امیه پرداخته میباشد.[۵۵] او شیعه را به چهار فرقه تقسیم می‌نماید که تا مجال او باقی بوده‌اند: امامیان، زیدیان، اسماعیلیان، نُصَیریان، و فرقة اخیر را نیز به هفده فرقة خرد‌خیس تقسیم می¬نماید. وی[۵۶] می‌نویسد که‌این قبیله را در هر جا با نامی می خوانند؛ در اصفهان الاغّمیه، در قزوین و ری مزدکی و سنبادی، در ماهین مُحَمِّره، در آذربایجان قولیه و در ماوراءالنهر مُغان.[۵۷]

نحوه تالیف کننده
تالیف کننده در ترتیب باب‌ها از طرح خاصی تاسی نمی‌نموده است. از جمله در زمینه‌ی پنجم که به «بیان فرق خوارج و مقاله ها و اولِ عمل وی» تخصیص یافته میباشد،[۵۸] تالیف کننده خلال ذکر اینکه هر فرقه‌ای «دعوی نمایند که آیین و اسلام و ایمان آنست که اعتقادوباور وی میباشد» مورد نیاز چشم میباشد تا در آغاز از «بیان آیین و ایمان و اسلام» خاطر نماید.[۵۹]

مآخذ کتاب
کتاب تبصرة العوام از نگاه منابع نیز شایان توجه میباشد. به ویژه که پاره‌ای از مآخذ مولف از فی مابین رفته، و یا این که هنوز به دست نیامده میباشد. مسلم میباشد که رازی در ذکر آراء و عقاید ادیان و مذهبها، در اکثری از موردها بر منابع فرقه‌شناسی توکل داشته، و از آنان تأثیر پذیرفته میباشد. البته در موردها خاصی برای ذکر عقاید اصحاب ادیان و فرق، به مآخذ خویش تصریح نموده است. به عنوان مثال در زمینه‌ی دیانت زرتشتی از دو کتاب خاص وی مذکور[۶۰] و همینطور در مباحث مرتبط با تاریخ سده یکم ق. از اثرها واقدی و بلاذری خاطر نموده است.[۶۱]

برای مثال مآخذ اصلی وی، کتابی میباشد از محمد بن عبدالکریم شهرستانی (درگذشت:۵۴۸ق) در تفصیل سوره یوسف[۶۲] از سایر مآخذ تالیف کننده تبصرة العوام می‌قدرت این اثرها را اسم موفقیت: متعدد الحدیث[۶۳] و المعارف از ابن قتیبه[۶۴] ، تاریخ ابوبکر خوارزمی[۶۵]، محاضرات راغب اصفهانی[۶۶]، القسطاس المستقیم محمد غزالی[۶۷]، الزینه ابوحاتم رازی[۶۸] و مقاله ها ابوالحسن اشعری از ابن فورک.[۶۹]

چاپ ‌ها
ظاهراً تبصرة العوام اولیه توشه در ۱۲۹۶ در لاهور و آن گاه در ۱۳۰۹ و ۱۳۱۳ش. در طهران، به ضمیمه کتاب قصص العلماء تاثیر میرزا محمد تنکابنی، و در ۱۳۱۳ش به تصحیح اقبال در طهران منتشر شد[۷۰] روحانی حسین بطیطی نیز این کتاب را به عربی ترجمه کرد و به ضمیمه قصص العلماء در ۱۳۰۴ و ۱۳۱۹ش. چاپ کرد.[۷۱]

اثر ها دیگر مؤلف
از سایر اثر ها مؤلف تبصرة العوام، الفصول التامّة فی هدایة العامة و نزهة الکرام و بستان العوام را بیان کرده‌اند که به عربی درج شده‌اند. چنان که از تیتر این سه کتاب برمی‌آید و خویش مؤلف نیز در انتها نزهة الکرام اشاره کرده، او برای رواج مذهب شیعی و برای جمع عوام کتاب می‌نوشته میباشد. وی در کتاب نزهة الکرام به مشاجره از فضیلت ها امامان اثناعشری پرداخته میباشد.[۷۲]

بازدید : 17
پنجشنبه 1 خرداد 1404 زمان : 10:33


مِقْبخشید بن عَمْرو، دارای اسم و رسم به‌ مقداد بن اَسْوَد (درگذشت ۳۳ق) از بزرگان صحابه رسول (ص) و از اول شیعه‌ها امام علی (ع) بود. مقداد در اوایل بعثت مسلمان شد و از اولیه کسانی بود که اسلام خویش را آشکار کرد. او در تمامی پیکار‌های صدر اسلام حضور داشت. از مقداد در کنار سلمان فارسی، عمار بن یاسر و ابوذر تحت عنوان اول شیعه ها امام علی (ع) حافظه کرده‌اند که در حین رسول (ص) نیز به‌این اسم شناخته مسجد غدیر بلوار معلم مشهد می‌شدند.

مقداد بعد از رحلت رسول(ص)، از جانشینی امام علی (ع) پشتیبانی کرد و با ابوبکر بیعت نکرد و از کم اشخاصی بود که در تشییع حضرت زهرا (س) حضور داشت. مقداد را از معارضان سرسخت خلافت عثمان برشمرده‌اند. در احادیث اهل‌بیت(ع) از مقداد به خوبی حافظه گردیده و از رجعت‌کنندگان در حین ظهور حضرت مهدی (عج) معرفی گردیده‌است. نقل روایاتی از نبی (ص) به مقداد نسبت مسجد غدیر فلاحی مشهد داده شده میباشد.

معاش‌طومار
به دنیاآمدن و نسب
مقداد بن عمرو بن ثعلبه دارای شهرت به مقداد بن اسود، از تاریخ میلاد وی اطلاعی در مشت وجود ندارد ولی با دقت به اینکه تاریخ‌نگاران سال درگذشت اورا ۳۳ق و در ۷۰ سالگی دانسته‌اند.[۱] احتمالاً ۲۴ سال پیش از بعثت(۳۷ سال پیش از سفر) به جهان آمده باشد. سیره نویسان و مورخان، نسب خانوادگی او‌را تا جد بیستم مسجد بابا غدیر مشهد مذکور‌اند.[۲]

نقل گردیده است در حَضْرَمَوْت، نزاعی در بین مقداد و شخصی به اسم «ابی شمر بن حجر» فیس بخشید که به مصدوم شدن آن شخص انجامید. بعداز این داستان مقداد به مکه رفت و با اسود بن مخلوق بن یغوث زهری هم‌عهد و پیمان شد و اسود با مقداد نسبت پدری پیدا کرد؛ از این رو اورا مقداد بن اسود و گاه مقداد زهری خوانده‌اند. البته بعداز نزول آیه «ادْعُوهُمْ لِآبَائِهِمْ: آن ها را به[اسم] پدرانشان بخوانید»[۳] مقداد بن عمرو مسجد بابا قدرت مشهد خوانده شد.[۴]

لقب‌ها و ا‌لقاب
برای مقداد القابی مانند بهرایی یا این که بهراوی،[۵] کندی و حضرمی و لقب‌هایی مثل ابومعبد، ابوسعید و ابوالاسود مذکور میباشد.[۶]

خانواده
همسر: همسر مقداد، ضباعة دخترعموی نبی (ص) (دختر زبیر بن عبدالمطّلب) بود.[۷] فرستاده ضباعة را با اینکه از حیث حسب و نسب بسیار محترم می‌دانست همسر مقداد کرد و فرمود: «اینجانب دخترعموی خویش ضباعة را همسر مقداد نکردم مگر برای آنکه عموم مورد تزویج را سهل و آسان بگیرند، به هر مؤمنی دختر دهند و حَسَب و نَسَب را در تزویج به لحاظ نیاورند».[۸]
فرزندان: مقداد دو فرزند به اسم‌های عبدالله و کریمه داشت. عبدالله در نزاع جمل از یاران عایشه بود که در مقابل حضرت علی (ع) قرار گرفت و کشته شد. هنگامی امام علی (ع) در نقطه نهایی نزاع نگاهش بر لاشه عبدالله زمین خورد، خطاب به عبدالله اذعان کرد: «چه بد پسر خواهری بودی».[۹] بعضی به مکان عبدالله اسم پسر مقداد را محل پرستش گفته‌اند.[۱۰]
وفات و محل دفن
مقداد در اواخر قدمت در «جرف» (حیطه‌ای که در یک‌فرسخی مدینه به سمت شام جای‌دارد) سکونت داشت و در سال ۳۳ق در حالی که هفتاد سال از عمرش می‌سپری شد، وفات کرد. مسلمانها پیکرش را به مدینه آوردند و عثمان بن عفان بر وی نماز خواند و او‌را در آرامستان بقیع به خاک سپردند.[۱۱] در شهر وان در میهن ترکیه قبری به مقداد منسوب میباشد که برخی از محققان آن را مرتبط با فاضل مقداد یا این که یکی‌از مشایخ عرب به اکانت آورده‌اند.[۱۲] طبق نقلی مقداد فرد ثروتمندی بود و وصیت کرد که ۳۶ هزار درهم از میزان دارایی‌اش را به حسنین (ع) بدهند.[۱۳]

در طول نبی (ص)

تعداد صفحات : 56

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 562
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه