loading...

بهترین مرجع مسجد غدیر باباعلی مشهد

بازدید : 21
دوشنبه 29 بهمن 1403 زمان : 15:15


کینه‌توزی
کینه‌توزی یا این که حِقْد به معنای مکان‌دادن کینه توزی و دشمنی شخص دیگر در قلب میباشد که از رذایل اخلاقی و بیماری‌های قلبی به حساب مسجد غدیر بلوار معلم مشهد می‌آید.

در اثر ها کینه‌توزی اینگونه اورده شده میباشد که ایمان آدم را می‌زداید و از قُرب الهی به دور می‌سازد و در فیض جايگاه‌ای از آیین‌داری را نادر می‌نماید. تحقیر، مذمت و نکوهش را از کارداران ایجادکننده آن میدانند. صفاتی همانند، حسد، غایب بودن، بهتان، فحش، لعن و طعن، عداوت و دشمنی، ضرب و شتم و اظهار عیب را از اثرها آن مسجد غدیر فلاحی مشهد می‌شمارند.

خلق

آیه‌ها اخلاقی
آیه ها افک • آیه اخوت • آیه اطعام • آیه نبأ • آیه نجوا • آیه مشیت • آیه بر • آیه اصلاح ذات در میان • آیه ایثار
روایات اخلاقی
حدیث قرب نوافل • حدیث مکارم کردار • حدیث معراج مسجد بابا غدیر مشهد • حدیث جنود عقل و جهل
فضیلت ها اخلاقی
تواضع • قناعت • سخاوت • کظم غیظ • اخلاص • خشیت • حلم • زهدوتقوا • شجاعت • عفت • انصاف • اصلاح ذات البین • عیب‌پوشی • بلاکشی
رذایل اخلاقی
تکبر • حرص • حسد • لاف • غایب بودن • صحبت‌چینی • بهتان • بخل • عاق پدر و مادر • حدیث نفس • عجب • عیب‌جویی • سمعه • انقطاع رحم • رواج فحشاء • کفران نعمت
اصطلاحات اخلاقی
جهاد نفس • نفس لوامه • نفس اماره • نفس مطمئنه • به حساب آوردن • مراقبه • مشارطه • گناه • درس خوی • استدراج
عالمان خلق
ملامهدی نراقی • ملا احمد نراقی • میرزا جواد ملکی تبریزی • سید علی حکم دهنده • سید رضا بهاءالدینی • سید عبدالحسین دستغیب • عبدالکریم حق‌شناس • عزیزالله خوشوقت مسجد بابا قدرت مشهد • محمدتقی بهجت • علی‌اکبر مشکینی • حسین مظاهری • محمدرضا مهدوی کنی
منابع اخلاقی
قرآن • نهج البلاغه • مصباح الشریعة • مکارم الاخلاق • المحجة البیضاء • رساله لقاءالله (کتاب) • گروه وَرّام • جامع السعادات • معراج السعادة • المراقبات
نبو


مضمون‌‌شناسی و مقام
کینه‌توزی یا این که حقد را به‌این معنی می دانند که بشر در دل از دیگری حس سنگینی نماید و بدیِ اورا در دل خویش مکان دهد به نحوی که از وی کینه دوزی پیدا نماید و همین درحال حاضر را پیوسته ادامه دهد.[۱]

ابن‌خواسته در لسان‌العرب کینه را جزو دشمنی قلبی دانسته میباشد و اعتقاد دارد که حِقد و کینه، نگه داشتن دشمنی در قلب و در انتظار فرصتی بودن برای عُقده‌گشایی میباشد.[۲]

در روایتی از امام علی(ع) از کینه‌توزی به پست‌ترین خصلت‌ها خاطر گردیده که فیس‌ای پست و مرضی مرگ آور داراست.[۳] همینطور این صفت از خصلت اشرار، حسودان و بدخواهان معرفی گردیده است.[۴]

کینه‌توزی در صورتی باعث به صفات دیگری همانند ضرب و شتم، غایب بودن، افترا، آزار رسانی، دروغگویی، و اظهار عیب از دیگر افراد گردد، حرام میباشد.[۵]

دست اندرکاران کینه‌توزی
نهفته کردن خشم
گردآوری‌ای گفته‌اند در صورتی بشر به خیال عجز از انتقام و مصلحتی خشم را نهفته نماید، به کینه تبدیل می شود.[۶] در احادیث نیز ریشه کینه را از غضب دانسته‌اند بدین سیرتکامل که هرگاه فردی خشم خویش را فرو موفقیت و آن را در باطن خویش ازبین نبرَد، خشم وی به کینه تبدیل میشود.[۷]

مذمت و نکوهش
امام علی(ع) می فرماید: برادرت را با به عبارتی خصوصیاتی که دارااست تحمّل کن و زیاد شماتت مکن؛ چون این عمل کینه و دشمنی میاورد.[۸] مرتضی مطهری براین اعتقادوباور میباشد که حتی در حالتی‌که ملامت درست به طور دسیسهّر و مداوم انجام شود، خیر صرفا به بهبود کردار سبب ساز نخواهد شد، بلکه موجب لجاجت و کینه توزی شود.[۹]

همینطور در احادیث، حقیر کردن را برهان کینه معرفی شد‌ه‌است.[۱۰]

پیامدهای کینه‌توزی
برای کینه‌توزی اثراتی را برشمرده‌اند[۱۱] که عبارت‌اند از: عداوت و دشمنی، ضرب و شتم، فحش، خشم،[۱۲] لعن و طعن[۱۳] که در آئین اسلام از این صفات مذمّت شد‌ه‌است[۱۴]

ارتباط کینه‌توزی و دیگر رذایل اخلاقی
کینه‌توزی را از اخلاق و رفتار رذیله میدانند.[۱۵] ملا احمد نراقی، کینه‌توزی را همانند مرضی میداند که روح و جان آدمی را مریض می‌نماید در غایت آدم را از قُرب الهی به دور، و ایمانش را می‌زداید.[۱۶] همینطور بعضی دیگر از رذایل اخلاقی از کینه متولد میشود که عبارتند از:[۱۷] حسد، غایب بودن، لاف، بهتان و بُهتان، شماتت، اظهار عیب، آزار رساندن و مضحک کردن.[۱۸]

طرق از در میان بردن کینه
تَهادَوا؛ فإنَّ الهَدِیَّةَ تَسِلُّ السَّخائمَ، و تُجلی ضَغائنَ العَداوَةِ وَ الأحقادِ.
برای یکدیگر کادو ببرید؛ چون کادو بدخواهی‌ها را از دل‌ها خارج میکشد و کینه‌های دشمنی و حقد و کینه ورزی‌ها را برطرف می‌نماید.

کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۵، ص۱۴۳

نراقی، کینه‌توزی را بیماری روحی دانسته[۱۹] و در علاج آن گفته میباشد: آدم در پیامدها و اثرات مادی و اخروی ناشی از کینه‌توزی تأمل نماید که در عالم جز اندوه و غصه اثری نمی‌بخشد و آتشی میباشد که کدورت و دشمنی را فی مابین بشر‌ها ساخت می‌نماید.[۲۰]

برای از فی مابین بردن آن اعمالی را بیان کرده‌اند؛

خوش‌رویی و بخشندگی نسبت به هر که کینه داراست.[۲۱] فرستاده(ص) میفرماید: خوش‌رویی، کینه را از در میان می برد.[۲۲]
تعریف و تمجید از صفات نیک فردی که به وی کینه می‌ورزد.[۲۳] تا شیطان را از داخل خویش به دور، و او‌را خوار و ذلیل نماید.[۲۴]
خیر و خوبی و احسان کردن به طرف مقابل؛[۲۵]

بازدید : 19
شنبه 27 بهمن 1403 زمان : 11:02


تعصب
تَعَصُّب یا این که حَمیَّت از رذائل اخلاقی به معنای طرف‌داری غیرمنطقی به فرد، مجموعه یا این که چیزی میباشد. تعصب را به دو سیرتکامل نیکو و ناپسند تقسیم کرده‌اند. معمولا این واژه و کلمه را بر سیرتکامل افراط‌آمیز و نکوهیده آن اطلاق می‌نمایند و بر سیرتکامل نیکو آن اسم‌های دیگری به عنوان مثال غیرت نهاده مسجد غدیر بلوار معلم مشهد می گردد.
تعصب بر تاثیر وجود برخی مسئله‌ها و کارداران به عنوان مثال خودبزرگ‌بینی، بضاعت و توان، جهل و جاهلیت، شخصیت‌زدگی و عدم رعایت انصاف در وجود آدم، ریشه می‌دواند. بی دینی، گناه، قساوت قلب، حسد، حق‌ناپذیری، خشونت و ورود به دوزخ از اثر ها و پیامدهای تعصب و حمیت در متن‌ها فقهی برشمرده مسجد غدیر فلاحی مشهد گردیده‌است.

معنی‌شناسی
تعصب از رذائل اخلاقی به معنای طرف‌داری یا این که دشمنی بیش تر از حد نسبت به فرد، تیم یا این که چیزی میباشد.[۱] تعصب را با کلمه‌هایی مانند حمیت، کم آب‌اندیشی، مشقت بار‌گیری و مدد نیز هم‌معنی دانسته‌اند.[۲] تعصب اگرچه هرگونه تعلق و رابطه را دربرمیگیرد؛ اما معمولا به معنی مذموم و افراطی آن استعمال می‌گردد و بر هر نوع تعلق و حمایت غیرمنطقی آدم از فرد، نظریه یا این که چیزی اشاره مسجد بابا غدیر مشهد داراست.[۳]
تعصب را جز اخلاقیات فاسدی دانسته‌اند که منشا اکثری از مفاسد اخلاقی دیگر نیز میشود. این صفت نفسانی خویش به خویش قبیح میباشد؛ اگرچه تعصب‌ورزی در پوسته حفاظت از حقی یا این که فرمان شرعی شکل گیرد اما خواسته از این نوع تامین برتری دادن خویش یا این که خویشاوندان و همکیشان باشد.[۴]
تعصب به طور مصرح در قرآن یک توشه در پوسته کلمه و واژه «حمیت» بکار رفته و به تعصب جاهلی مشرکان در مقابل مسلمان ها اشاره دارااست[۵] و چندبار در پوسته کلمه «عُصْبَه»[۶] به معنای جمعیتی که درباره یکدیگر تعصب داشته باشند، مصرف شده میباشد.[۷] تعصب به طور غیر مصرح در دیگر آیه‌ها قرآن به تعصب بر عقائد پدران و گذشتگان در مقابل پیامبران ضمنا روایت‌ها و نقل قسم‌هایی متعددی ازکافران و اقوام قبل پرداخته میباشد.[۸]
کلمه تعصب در احادیث زیادی نیز آیتم استعمال قرار گرفته به صورتی که در بعضی از جامعه ها روایی باب‌هایی به عنوان «باب العصبیة» تدوین گردیده‌است و ضمناِ آن احادیثی در تاریخچه، ریشه‌ها و اثرها تعصب وارداتی میباشد.[۹] در حدیث جنود عقل و جهل تعصب را از لشکریان جهل و ضد انصاف مسجد بابا قدرت مشهد معرفی کرده‌اند.[۱۰]

اقسام
تعصب و حمیت را به دو سیرتکامل نیکو و ناپسند تقسیم کرده‌اند؛ اگرچه معمولا این کلمه و واژه را بر سیرتکامل افراط‌آمیز و نکوهیده آن اطلاق می‌نمایند و بر سیرتکامل نیکو آن اسم‌های دیگری گذارده میشود.[۱۱]

تعصب نیکو: این نوع از تعصب در جایی میباشد که شخص به حق و انصاف از چیزی نگهبانی نماید و به آن غیرت نیز گفته می‌گردد.[۱۲] امام علی(ع) در خطبه قاصعه این نوع از تعصب را که در رویه صفات ارزشمندی همانند محافظت حقوق و دستمزد همسایگان، وفای به قسم، اطاعت از خیر‌ها، تخلف از تکبر، جود و عفو وبخشش و جلوگیری از ستم میباشد، لایق میداند.[۱۳] علامه طباطبایی نیز با اعتنا بدین اصل که تعصب در مواقعی مانند مدد از خانواده، وطن و ... ریشه در فطرت آدم داراست و با اعتنا به اینکه آئین اسلام آئین فطرت میباشد، اعتقاد دارد اسلام اصل تعصب را مراقبت کرده البته در جزئیات آن دخالت کرده و به آن جهت داده میباشد.[۱۴]
تعصب ناپسند: حفاظت فسخ از خانواده، خاندان، نژاد و اعتقادات به صورتی که از شرایط منصفانه بیرون گردد و به ارتکاب حرام دینی سبب گردد را تعصب ناپسند نامیده‌اند.[۱۵] امام سجاد(ع) تحقق این نوع تعصب را وقتی میداند که آدم، بدکاران طائفه خویش را از نیکوکاران طوایف دیگر خوب بداند و به خیال این تعصّب بدان را بر نیکان مقدّم دارااست.[۱۶]

بازدید : 19
پنجشنبه 25 بهمن 1403 زمان : 10:31


امویان
نوشته‌ی علمیٔ اساسی: امویان
تشکیل خلافت اموی در سال ۴۱ق به دست معاویة بن ابی سفیان، خلافت اسلامی را با چالش مشروعیت مواجه تشکیل داد. معاویه خلیفه‌ای بود که خیر مسلمان ها او‌را در هیئت و مسلک خلفای گذشته می‌دیدند و خیر حتی شهرتی نیک داشت. خویش وی نیز به صورت صریح بیان کرد که خلافت را خیر با رضایت بلکه با تحمیل به دست آورده[۲۹] و خویش را مَلِک و اولیه پاد شاه نامید و از زوال خلافت خبر مسجد غدیر بلوار معلم مشهد بخشید.

[۳۰] او حکومت را امتیازی الهی برای خویشاوندان خود محسوب کرد.[۳۱] آیتم اخیر به دیدگاه غالبی تبدیل شد که ضمن اینکه ارثی‌شدن خلافت فی مابین امویان را به دنبال داشت، مضمون‌ خلافت اسلامی را با دستاویزی مذهبی به سلطنت اسلامی مبدل تشکیل داد. این فرمان بعد ها با حدیثی منسوب به فرستاده، با مضمون «خلافت سی سال میباشد و بعداز آن پادشاهی میباشد»،[۳۲] تأکید و حتی به نوعی مسجد غدیر فلاحی مشهد تأیید شد.

زمانی که یزید در سال ۶۰ق به خلافت رسید، ضمن ذیل پا نهادن بها‌های اسلامی، کل مخالفت‌ها را با خشونت سرکوب کرد. عکس العمل با امام حسین (ع) و اتفاق حره از این پاراگراف میباشد.[۳۳] از آن پس، مشروعیت خلافت با پایبندی‌ به حق معقول نمیشد، بلکه خویش وی ترازو حق و فسخ بود.[۳۴] برپایی قیام‌های معارضان نشانه میدهد که‌این نوع تلقی از خلیفه‌گری، اگرچه مسلط، البته کلیه‌گیر نبوده و به جز خویشاوندان فرستاده که موضع خویش را در قیام کربلا نماد دادند، دسته‌هایی از مسلمان‌ها، به ویژه هم محلی حرمین (مکه، مدینه) و عراق هم آن را مسجد بابا غدیر مشهد برتابیدند.[۳۵]

یکی از دیگر از ادعا‌داران خلافت، عبدالله بن زبیر بود که بعد از مرگ یزید در سال ۶۴ق، بر مبنا «کار به کتاب پروردگار، سنت پیامبر و سیره خلفای با تقوا»، عموم را به بیعت با خود فراخواند.[۳۶] این فراخوان که داعیه می کرد مقصود اساسی‌اش برگشت به صورت اول خلافت میباشد، با گوشه‌گیری معاویة بن یزید از خلافت و وضع نابسامان امویان، به ندرت بعدها عظیم‌ای یافت و از محدوده حجاز (محل شروع قیام ابن زبیر) مسجد بابا قدرت مشهد بالاتر رفت.

خلافت مروانیان از سال ۶۴ق شروع شد و با ده خلیفه تا سال ۱۳۲ق تداوم یافت. مروانیان، شیوه سلطنت‌‌مآبانه در خلافت را تداوم بخشیدند و در ارتقای بیشتراز پیش رده معنوی خلیفه کوشیدند و معنای قدسی برای آن ساخت و ساز کردند.[۳۷]

سیطره سیاسی و تبلیغات پهناور امویان منجر شد تا مضمون‌ چیره خلافت و خلیفه در ذهن ها همگانی مسلمان‌ها، حتی بعداز زمان امویان، به عبارتی معنا ترویجی امویان باشد. با این اکنون، به جهت اخلاق ظالمانه آن‌ها با بستگان نبی، صورت حکومت آن‌ها مخدوش و غیر قابل ترمیم باقی ماند.[۳۸] از همین رو بخش اعظمی از مؤلفان مسلمان در حین تاریخ، از کاربرد واژه و کلمه امیرالمؤمنین یا این که حتی خلیفه برای امویان جلوگیری کرده‌اند. حتی وجود دو خلیفه اصلاح‌گر اموی، قدمت بن عبدالعزیز و یزید بن ولید، یا این که همت‌های بعضا مؤلفان برای توجیه تلاش امویان[۳۹]، در پاک سازی صورت منفی آن ها تأثیر چندانی نداشته میباشد.

عباسیان

بازدید : 16
سه شنبه 23 بهمن 1403 زمان : 10:21


میکائیل
میکائیل از فرشتگان مقرب الهی و مأمور رزق و روزی بندگان میباشد که در قرآن از وی خاطر گردیده‌است. بر طبق احادیث میکائیل فرشته عفو وبخشش، از حاملان افق الهی و از اولیه فرشتگانی میباشد که بر حضرت بشر مسجد غدیر بلوار معلم مشهد سجده کرد.

شرکت کردن در نابودی فامیل لوط(ع) و فرعون، دادن تفصیل صدر به نبی(ص) و حفظ از وی در لیلةالمبیت، امداد دادن مسلمانها در پیکار بدر و آوردن درخشان برای معراج رسول(ص) ار دیگر وظایف او آورده شده میباشد. در کتاب مقدس از این فرشته با تیتر مدیریت فرشتگان خاطر مسجد غدیر فلاحی مشهد گردیده است.

مقام
میکائیل از ملائکه مقرب معبود میباشد که در قرآن[۱] از وی با اسم «میکال» خاطر گردیده‌است.[۲] اکثری از مفسران اهل سنت و جمع‌ای از شیعه ها، با استناد به احادیث، اورا فرشته بخشش دانسته‌اند.[۳] همینطور بر شالوده بعضا احادیث، لوح محفوظ، چهار رکن دارااست و میکائیل مظهر رکن عزم در آن میباشد.[۴] به‌علاوه اینکه میکائیل مظهر نام «رب» و از حاملان اسمان الهی مسجد بابا غدیر مشهد میباشد.[۵]

میکائیل در کنار جبرئیل، اسرافیل و عزرائیل، چهار فرشته مقرب درگاه الهی می‌باشند که از آن‌ها به «رؤوس فرشتگان» تعبیر و تفسیر میگردد.[۶] در احادیث از وی بعداز جبرئیل تحت عنوان دو‌مین فرشته مقرب الهی خاطر شد‌ه‌است.[۷] در قرآن درباره وی آمده میباشد: «هرکس معاند معبود و ملائکه و فرستادگان وی و جبرئیل و میکائیل میباشد [بداند که] خداوند یقیناً مسجد بابا قدرت مشهد معاند کافران میباشد».[۸]

بر مبنا بعضا روایات، میکائیل، جبرئیل و اسرافیل از یک تسبیح آفریده شدند[۹] و رسول(ص) مدام در دعای نصفه‌شب، آفریدگار را اینگونه خطاب می کرد «یا این که رب جبرئیل و میکائیل و اسرافیل».[۱۰] امام علی(ع) در حدیثی می گوید میکائیل امام فرشتگان میباشد و ملائکه در بیت المعمور به وی اقتدا می‌نمایند.[۱۱] امام سجاد(ع) نیز در حق وی این‌سیرتکامل دعا می‌نماید که «خدایا بر میکائیل سلام بفرست که در پیشگاه تو تبارک میباشد».[۱۲]

وظایف
مبنی بر احادیث شیعه، خدا به‌وسیله میکائیل، رزق و روزی موجودات را به آنان می رساند.[۱۳] همینطور در قیامت مأمور گذاشتن پل صراط بر روی جهنم میباشد.[۱۴] برخی از احادیث، او‌را فرشته موکل بر نزول باران دانسته[۱۵] و مأموریت‌های دیگری نیز برای وی بیان کرده‌اند، برای مثال؛

شرکت کردن در نابودی خاندان فرعون
شرکت کردن در نابودی بستگان لوط(ع)
بشارت دادن ابراهیم(ع) به تولد اسحاق
اخذ خبرها از اسرافیل و جابجایی آنان به جبرئیل
محفاظت از رسول(ص) در لیلةالمبیت
امداد مسلمانها در پیکار بدر
آوردن درخشان برای رسول(ص) در معراج
نماز گزاردن بر رسول(ص)[۱۶]
در احادیث آمده میباشد که میکائیل و جبرئیل، اولی فرشتگانی بودند که بر بشر سجده کردند.[۱۷] همینطور گستردن صدر فرستاده(ص) به‌وسیله این دو فرشته ایفا می‌گرفت.[۱۸]

در ادیان دیگر
در منابع مسیحی و یهودی، میکائیل از ملائکه مقرب و گرانقدر میباشد که گاهی از وی به «میشل» نیز خاطر میشود.[۱۹] میکائیل نزد یهودیان، مدافع مستمر بستگان یهود تلقی گردیده و مرتبه‌ای فراتر از جبرئیل داراست.[۲۰] کتاب مقدس در فصل دهم و دوازدهم از کتاب دانیال، میکائیل را مدیریت ملائکه معرفی می‌نماید که به امداد دانیال آمده و او‌را امداد میدهد تا بر دشمنانش برنده خواهد شد.[۲۱] در رساله یهودا نیز میکائیل به‌تیتر مدیریت فرشتگان درباره جسد موسی(ع) با شیطان جنگ می‌نماید و به وی میگوید یهوه تورا توبیخ کند.[۲۲] در مکاشفه یوحنا از میکائیل و لشکریانی از ملائکه حافظه می‌نماید که با اژدها نبرد می‌نمایند.[۲۳]

پانویس
سوره بقره، آیه۹۸.
رجالی تهرانی، ملائکه تحقیقی قرآنی روایی و عقلی، ۱۳۷۶ش، ص۱۰۵.
زمخشری، کشاف، ۱۴۰۷ق، ج۴، ص۳۹۴؛ کاشانی، زبدةالتفاسیر، ۱۴۲۳ق، ج۶، ص۴۶۴، به گزارش رستمی و آل‌بویه، سیری در اسرار ملائکه، ۱۳۹۳ش، ص۲۴۱.
ابن فناری، مصباح الانس، ۱۳۷۴ش، ص۴۰۲.
موسوی خمینی، آداب الصلوة، ۱۳۸۷ش، ص۲۷۵.

بازدید : 53
شنبه 20 بهمن 1403 زمان : 10:56


معیارهای محدودکننده
بعضا از ملاک‌های اسلامی‌بودن علم ها، ناشی به محتوای درونی علم میباشد و علم‌هایی را که اجزای آن به سیرتکامل‌ای از اسلام و معارف اسلامی تأثیر پذیرفته باشند، می‌قدرت اسلامی خواند.[۲۱] این معیارها محدوده علم ها اسلامی را خرد مسجد غدیر بلوار معلم مشهد می‌نمایند؛

علم‌هایی که کتاب و سنت را تفصیل می دهند.[۲۲] بر این شالوده صرفا علم‌های تعبیر قرآن، تفصیل حدیث، سیره فرستاده(ص)، حرف اسلامی، خلق اسلامی، فقه و بخشی از اصول فقه علم ها اسلامی محسوب می گردند. مصطفی ملکیان اینگونه نظری داراست.[۲۳]
علم ها ناظر به موضوعات و مسائل اسلامی،[۲۴] بنابر این در صورتی‌که اقتصاد به مسائلی مانند خمس و زکات بپردازد و سرازیر‌شناسی نیز مباحثی مثل هوای نفس و اخلاص و زهدو تقوا را تحقیق کند، علم اسلامی مسجد غدیر فلاحی مشهد خواهند بود.[۲۵]
علم ها مستند به متن‌ها اسلامی،[۲۶] مبنی بر این عقیده، طب و علم ها طبیعی نیز درصورتی که از متن ها شرعی استعمال نمایند، جزو علم ها اسلامی خواهند بود؛ چنان‌که جوادی آملی در کتاب شریعت در آینه معرفت بر این نکته تصریح نموده است.[۲۷]
علم ها نتیجه ها از متن ها فقاهتی به طریق اجتهادی،[۲۸] بر پایه ی تحلیلی که علی عابدی شاهرودی ارائه میدهد، دانشِ فقاهتی دانشی میباشد که از متن ها فقهی و با مکانیسم اجتهاد کشف گردیده باشد.[۲۹] مبنی بر نگاه وی، دانش غیردینی صرفا در پی حل اشتباهات و وصال به هدف ها خویش میباشد. البته دانش فقاهتی خلال این، به بهبود رده بشر در دنیا یاری می‌نماید و اورا به سمت مراتب فراتر رویش هدایت مسجد بابا غدیر مشهد می‌نماید.[۳۰]
تقسیم بر طبق قلمرو آیین
سلیمان خاکبان در نوشته‌علمی خویش این نظر را دارد گزینش گستره علم ها اسلامی متعلق به گزینش گستره و قلمرو آئین میباشد. افرادی که گستره آئین را حداقلی و صرفا ناظر به کارها معنوی و اخروی می دانند علم ها اسلامی را بسیار محدودتر از افرادی تمجید می‌نمایند که درباره گستره آیین عقیده‌ای اواسط یا این که حداکثری دارا هستند و آئین را ناظر به کارها مادی نیز می دانند.[۳۱] به‌گفته وی، با نگاه حداقلی، علم‌هایی مثل طب اسلامی، اقتصاد اسلامی، جامعه‌شناسی اسلامی و حتی قسمت‌هایی از فقه و حقوق و دستمزد اسلامی نیز سوا دایره علم ها اسلامی قرار مسجد بابا قدرت مشهد می گیرند.[۳۲]

مجموعه‌بندی علم ها اسلامی
علم ها اسلامی یا این که علم ها دینی با ملاک‌های متعدد مجموعه‌بندی گردیده‌اند.

علم‌های اساسی و پیش‌نیازها
بنابر دو تعریف‌و‌تمجید که مرتضی مطهری اسلام‌شناس شیعه ارائه نموده است، تنی چند از علم ها اسلامی درباره اصول یا این که فروع اسلام دعوا می‌نماید و یا این که اصول و فروع اسلام با توکل بر آ‌ن‌ها ثابت می شود، مانند دانش خواندن، تعبیروتفسیر، دانش حدیث، سخن نقلی، فقه و خلق نقلی.[۳۳] و مجموعه دیگر از علم‌ها که پیشگفتار و پیش‌نیاز دو مجموعه ابتدا می باشند. مثل ادبیات عرب، سخن عقلی، رفتار عقلی، حکمت الهی،‌ منطق، اصول فقه، رجال و درایه.[۳۴]

سلیمان خاکبان تفحص‌گر فلسفه نیز بخشی از علم‌های مربوط به آیین را اینگونه تقسیم‌بندی نموده است که بعضی از این علم‌ها، علم هاِ برون‌شرعی پیشینی و ناظر به پیش‌نیازهای یقین به آیین می‌باشند مثل فلسفه و لهجه[۳۵] و بعضی دیگر علم ها مطابق کتاب و سنت به طور خالص و ناب‌اند و در جواب به سوال‌هایی صورت گرفته‌اند که جواب ‌و عامل آن ها به‌طور بی نقص در متن آموزه‌های وحیانی وجود دارااست؛ مثل قیامت‌شناسی، مبدأشناسی و روح‌شناسی.[۳۶]

علم‌های نظری و عملی
در یک طبقه‌بندی، علم ها را به علم ها نظری و عملی تقسیم کرده‌اند؛ علم ها یا این که حکمت نظری دربرگیرنده دانش الاهی یا این که فلسفه، دانش اکانت و دانش طبیعی میباشد و حکمت عملی نیز به دانش خلق و خوی، دانش دوراندیشی خانه و دانش سیاست تقسیم گردیده است.[۳۷]

علم‌های فقهی و غیرشرعی
علم‌های مسلمانها را به دینی و غیرشرعی نیز تقسیم ‌کرده‌اند و علم ها دینی علومی میباشند که از نبی(ص) و امامان رسیده باشند.[۳۸] میه‌لی بازرسی‌گر تاریخ علم ها، علم ها اسلامی خاص را تنها علومی می داند که از قرآن و حدیث برآمده و ناظر به حقوق و دستمزد و حکمت الهی اسلامی و مانند باشد.[۳۹]

علم ها عقلی و علم ها نقلی
تقسیم به علم ها عقلی و نقلی نیز یک نحوه طبقه‌بندی در علم ها میباشد؛ علم ها عقلی علم‌هایی مثل حکمت، حرف و فلسفه را در برمی‌گیرد[۴۰] و علم ها نقلی نیز دربرگیرنده علم‌های فقاهتی[۴۱] و برخی علم‌های دیگر مثل ادبیات و تاریخ میشود.[۴۲] مشهورترین‌ علم‌های نقلی مسلمان‌ها عبارتند از ادبیات عربی و شاخه‌های آن مثل دانش نَحوْ، صَرف، معانی، ذکر، بدیع و لغت، دانش خواندن، تعبیر، حدیث، رجال، درایه، اصول فقه، فقه، تاریخ، اَنساب و عَروض. به گفتهٔ علامه طباطبائی، مفسر و فیلسوف شیعی، به جز سه دانشِ تاریخ، انساب و عروض استدلال مهم پیدایش بقیه علم‌های نقلی قرآن میباشد.[۴۳]

بازدید : 57
چهارشنبه 17 بهمن 1403 زمان : 10:17


نوحه ورود به کربلا
مدیحه ورود به کربلا، مثلا نوحه‌های مرتبط با سوگواری برای امام حسین (ع) میباشد که در دهه نخستین محرم خوانده میشود. این نوحه که معمولا در شب و روز دوم محرم خوانده می شود، درباره ماجرای ورود امام حسین(ع) به کربلا میباشد. شیخ در‌این مجلس به سخنان امام حسین(ع) هنگام وصال به کربلا اشاره می‌نماید که در آن امام حسین(ع) از اتفاق ها روزهای آجل و مصائب اهل بیت خبر می دهد. همینطور بابیان کیفیت پیاده شدن بانوان از مرکب‌ها به امداد جوان ها بنی هاشم، گریزی به فقط شدن حضرت زینب(س) بعد از شهید شدن امام حسین(ع) هنگام سوار شدن بر مرکب زده مسجد غدیر بلوار معلم مشهد میگردد.

نقل تاریخی
نوشته‌علمیٔ مهم: رخداد کربلا § ورود امام به کربلا
امام حسین(ع) پنجشنبه، دوم محرم سال ۶۱ق وارد کربلا شد.[۱] برخی نیز ورود او را غیر از پنج شنبه نقل مسجد غدیر فلاحی مشهد کرده‌اند.[۲]

بنابر پاره‌ای از احادیث آن حضرت هنگام توقف در کربلا اظهار‌کرد: «اینجا کرب(مشقت) و بلا میباشد. اینجا، مکان مرکب‌ها و توشه و بنه ما میباشد. اینجا قتلگاه مردانمان و مکان ریخته شدن خونمان مسجد بابا غدیر مشهد میباشد.»[۳]

محتوای مدیحه
زمینه این مدیحه، ماجرای اندوه‌انگیز ورود امام حسین(ع) به کربلا و سخنان آن حضرت در مواجهه با این اتفاق افتاد میباشد. معمولا نوحه ورود به کربلا را در شب و روز دوم محرم می مسجد بابا قدرت مشهد خوانند.[مستلزم منبع]

شیخ در‌این مدیحه ماجرای تکان امام حسین(ع) از مدینه به مکه و از آنجا به کربلا را گشوده می گوید و آن‌گاه به سخنان امام حسین(ع) هنگام پیاده شدن از مرکب در کربلا و ذکر مصائب روزهای بعدی می پردازد. در‌این مجلس خلال ذکر این کلام امام حسین(ع) «اللهم انی اعوذبک اینجانب الکرب و البلاء» اشعاری از شاعران آئینی و مرثیه سرا خوانده میگردد.[۴] روحانی بعداز ذکر کیفیت پیاده شدن بانوان اهل بیت با یاری جوان ها بنی هاشم از مرکب، به تنهایی حضرت زینب(س) هنگام سوار شدن بر مرکب بعد از شهیدشدن امام حسین(ع) اشاره کرده و این دو مقاله با هم مقایسه می شود.[۵]

مثال‌ای از اشعار
دیوان جودی
آه! از آن ساعت که سبط مصطفی
گشت وارد بر زمین کربلا
پس به یاران کرد رو، فرمان روا آئین
بیان کرد کای یاران! منزلت ماست این
توشه بگشایید، خوش‌خانه‌گهی میباشد
تا به جنّت زین جای ، اندک‌ رهی میباشد
توشه بگشایید کاین‌جا از عتاب
میگردد لب‌ها کبود از قحط آب
توشه بگشایید کاین‌جا از جفا
امّ لیلا خواهد شد از اکبر، جداگانه
توشه بگشایید کاین‌جا بی‌فکر
بر گلوی اصغرم آید خدنگ
الغرض؛ در آن دیار پُرمحن
کرد زیرا شاه مظلومان، وطن
اعلام کرد: در‌این کشور، مکان اینجانب میباشد
این زمین تا حشر، مأوای اینجانب میباشد
زیرا در اینجا اینجانب به جسم چاک‌چاک
از راز زین، سرنگون گردم به خاک
اینجانب، بدن فقط و معاند، صد هزار
پیکرم، مصدوم و زخمم، بی‌شمار
«جودیا»! دم درکش از این ماجرا
خون نکن زین بیش، قلب دوستان[۶]
خزائن الاشعار
شه فرود آمد به دشت کربلا
اظهار کرد پس با آن زمین پُربلا:
ای زمین!‌ای تربت عنبرسرشت!
ای به رتبت، بلندتر از خاک فردوس!
بعداز این، خاک تو باشد مدفنم
تا قیامت در تو باشد مسکنم
قاطرّمی کن،‌ای زمین! شاهت رسید
فخر کن بر افق، ماهت رسید
سوی تو از مکه، تازان آمدم
خویش خیر صرفا با جوان ها آمدم
آمدم تا در تو جان، فانی کنم
در تو هفتاد و دو قربانی کنم
این اینجانب و این اکبر و این اصغرم
قاسم و عبّاس و عون و جعفرم
حالیا برگو من‌را مدفن کجاست
مدفن قربانیان اینجانب کجاست
راست برگو،‌ای زمین! اندر کجا
دست عبّنام خواهد شد از بدن، جداگانه
در کجا بر جان اینجانب، آذر زنند
تیر بر حلق علی‌اصغر زنند
بس کن،‌ای «ذاکر»! مگو دیگر صحبت
که زدی حریق به جان مرد و زن[۷]

بازدید : 53
دوشنبه 15 بهمن 1403 زمان : 14:53


عالم‌شناسی در اسلام
نوشته‌ی‌علمیٔ مهم: دنیا‌بینی اسلام
از بینش اسلام، دنیا‌شناسی به دنیا محسوسات محصور و منحصربه‌فرد وجود ندارد و پهناور پهناور‌تری از عالم جذاب را دربرگیرنده میگردد. قرآن عالم محسوس را «شهید شدن» می‌نامد و در قبال آن مضمون‌ «غیب» را به‌شغل بسته‌میباشد.[قرآن ۴] ایمان به غیب در کنار مفاهیم زیرا نماز، ایمان به وحی و ایمان به آخرت آمده‌میباشد که آرم از التفات آن داراست. مطابق تعالیم اسلام، انکار غیب، نیازمند انکار آیین و تایید مسجد غدیر بلوار معلم مشهد الحاد میباشد.

غیب به معنای اموری میباشد که با احساس قابل فهم وجود ندارد، همانند خداوند و وحی. به نقل از قرآن، دانایی از غیب صرفا مخصوص به خداست[قرآن ۵] و پیامبران نیز از آن اعلان بی‌اطلاعی کرده‌اند. در عالم‌شناسی اسلام، موجودات دیگری نیز در عالم با اسم ملک یا این که فرشته وجود دارا‌هستند که موجوداتی تعالی رده تعریف گردیده‌اند و نقش میانجی را در میان خدا و فقید مشهود انجام می‌نمایند. در کنار ملائکه از موجودات دیگری به اسم جن نیز حافظه شده است که موجوداتی نادیدنی و با بن‌مایه حریق تعریف مسجد غدیر فلاحی مشهد گردیده‌اند.

این موجودات همانند بشر از دو جنسیت زن و مرد صورت گرفته‌اند و دارنده مراتب ایمان، مرگ و حشر در قیامت می‌باشند. شیطان‌ها از جنیان تیتر گردیده‌اند. ابلیس تحت عنوان او‌لین از شیاطین، تحت عنوان یکی ملائکه در قرآن رسم شده است که بعداز خلق و خوی انسان و حوا، از فرمان معبود مطابق سجده بر آدم تخطی کرد و به همین خیال و خاطر از پردیس رانده شد و رجیم کنیه مسجد بابا غدیر مشهد گرفت.

[قرآن ۶] شیطان در قران تحت عنوان معاند قول‌خورده آدم حافظه شده است[قرآن ۷] که اما در گمراهی بشر‌ها صرفا نقش وسوسه‌کننده را دارااست و نمی‌تواند آدمی را به کاری وادارد.[قرآن ۸] مبتنی بر تعالیم قرآنی، آفرینش عرش و زمین از عدم نبوده‌میباشد و قبل از خلقت اسمان و زمین ماده‌ای انباشته و متراکم وجود داشته‌میباشد که اجزاء این دو طی بازه دو روز یا این که دو زمان توسعه و کامل شدن شده است. بن مایه افق‌ها در قران دود تعریف شده است که سرنوشت به خلقت هفت اسمان انجامیده‌میباشد. قرآن فقط از افق نخستین کلام مسجد بابا قدرت مشهد گفته‌میباشد.[۳۹]

فروع آئین (احکام عملی)
نوشته ی علمیٔ اساسی: فروع آیین
اسلام در جامعه‌ای ظهور کرد که در آن سلسله قوانین عرفی و نیکو حکم کننده بود. اسلام در مواقعی فقط به اصلاح این مقرارات قاضی بر نظام دیرین گذاشت و بر همین پایه قسمت مهمی از احکام حقوق و دستمزد آن زمان تنفیذ شد و بعضی نسخه ها شوید و بعضیً احکام جدیدی نیز تشریع شد. آنچه از روح تعالیم اسلام بر میاید و در دانش سخن به ان تأکید شده است، پیروی احکام اسلامی از مصالح همگانی میباشد.[۴۰] در روایات اسلامی، اسلام به تسلیم بودن در قبال خدا تعبیروتفسیر شده است که با اجرا جاری ساختن اثبات میگردد.[۴۱] تسلیم متبوع اسلام، نباید غیر منطقی تلقی خواهد شد یا این که کالا ذهنیتی منفعلانه یا این که سرنوشتگرایانه به اکانت آید؛ در واقع این نوع تسلیم عملی آگاهانه و از روی عقلانیت میباشد که به وسیله فرد با‌یقین عقلی و طریقه معنوی هم پا میباشد. این تسلیم مبنی بر زهد، به معنای دوراندیشی آدم از مسئولیت‌هایش در ازای سازنده، تعریف‌و‌تمجید شده است. در اطمینان اسلام، اطمینان فقط لازمه اسلام وجود ندارد و فعالیت، در تمجید مسلمان‌ها مقام خویش را داراست.[۴۲] عبادات نصیب مهمی از احکام عملی اسلام را مشمول میشود که در فرهنگ و تمدن اسلامی از آن ها با تیتر فروع آیین خاطر شده است. این معنا ناظر بر جنبه عملی آئین میباشد. بنابر نظریه شیعه‌ها دوازده‌امامی، ده قضیه اصلی تحت عنوان فروع آئین ذکر شده گردیده‌اند که بوسیله باقی فرقه‌های اسلامی، تمامی آن ها گزینه اعتنا قرار نگرفته‌اند. این ده آیتم عبارتند از: نماز، حج، زکات، خمس، روزه، جهاد، دستور به دارای اسم و رسم، نهی از منکر، تولی، تبری.[۴۳] به‌طور کلی اسلام پنج نوع حکم فقاهتی با تیتر‌های مکروه، حرام، واجب، مستحب و مباح را برا مسلمانها تشریع کرده‌میباشد. همینطور احکام اسلامی از جهت مکاتب حقوقی، به دو نوع عبادات و معاملات تقسیم می شوند. کارها عبادی معمولاً در شش تیتر عصمت، نماز، روزه، حج، صدقات دینی و جهاد تعریف و تمجید و تشریح می گردند.[۴۴] پنج دستور کار اساسی اسلام، عناصر آیین نامیده گردیده‌اند که عبارتند از شهادتین، نماز، زکات، روزه و حج. شهادتین به معنای تصریح به اعتقادوباور یگانگی خداوند و نبوت محمد با عبارت «لا اله الا الله و محمد پیامبر‌الله»[

بازدید : 109
شنبه 13 بهمن 1403 زمان : 10:21


مختصات اخلاقی امام درست گو(ع)

در منابع روایی در قضیه خصوصیت‌های اخلاقی امام راست گو(ع) گزارش‌هایی از تقوا، انفاق، دانش فراوان، عبادت بسیار و خواندن قرآن آمده میباشد. محمد بن طلحه امام درستگو(ع) را از وسیع ترین اشخاص اهل بیت، دارنده دانش فراوان، بسیار اهل عبادت و زهدوتقوا و قرائت قرآن تعریف نموده است. صاحب و مالک بن انس از ائمه شرعی اهل سنت گفته میباشد: «در مدتی که پیش امام درستگو(ع) می‌رفته، مدام او‌را در یکی سه وضعیت نمازخواندن، روزه‌داری و ذکرگفتن چشم مسجد غدیر بلوار معلم مشهد میباشد».

به نقل از بحار الانوار، امام در جواب به درخواست فقیری، چهارصد درهم به وی بخشید و زیرا قدردانی‌گزاری او‌را روئت کرد، انگشترش را هم که ده هزار درهم می‌ارزید، به او داد. ماجرا‌هایی نیز از انفاق‌های پنهانی امام درست گو(ع) در مشت میباشد. به نوشته کتاب کافی، وی شب‌ها کمی نان و گوشت و پول در کیسه می‌جاری شد و به طور ناشناس به در منزل تهیدستان شهر میبرد و بین آن‌ها تقسیم مسجد بابا غدیر مشهد می کرد.

ابوجعفر خثعمی نقل نموده است که امام راست گو(ع) کیسه مبلغی را به وی بخشید و از وی خواست آن را به شخصی از بنی‌هاشم بدهد و نگوید که چه کسی آن را پیامبر میباشد. به گفته خثعمی وقتی که آن شخص پول را گرفت، برای فرستنده آن دعا کرد و ذکر کرد: «وی مدام برایش پول می‌فرستد؛ البته امام درست گو(ع)، باوجود ثروتش چیزی به وی مسجد غدیر فلاحی مشهد نمی‌دهد».

شهیدشدن

اکثری از منابع متقدم شیعه و سنی از شهید شدن امام درستگو(ع) حرف نگفته‌اند. برخی از علماء شیعه همانند روضه خوان اثرگذار درگذشت او‌را به مرگ طبیعی دانسته‌اند. برخی نیز با توکل بر حدیثی که می گوید امامان با قتل از جهان میروند، گفته‌اند امام درستگو(ع) شهید شد‌ه‌است. روضه خوان صدوق تصریح نموده است که امام درستگو(ع) به امر منصور دوانیقی و بر تاثیر مسمومیت از عالم رفته مسجد بابا قدرت مشهد میباشد.

بازدید : 98
چهارشنبه 10 بهمن 1403 زمان : 16:05


غرض امام سجاد(ع)
در زمینه ی اینکه چرا امام سجاد(ع) به پا خاست و خطبه خواند و در‌این خطبه به معرفی خویش و نسبتش با نبی(ص) پرداخت، اورده شده میباشد عموم شام از راءس اسلام بدور بودند و با سیره فرستاده(ص) مسجد غدیر بلوار معلم مشهد نا آشنا.

آنها خلاف کوفیان، از جایگاه اهل بیت دانایی نداشتند؛[۷] چنان‌که سید جعفر شهیدی (درگذشت:۱۳۸۶ش.) می‌نویسد عموم مرزو بوم شام، خیر حرف نبی را شنیده بودند و خیر طرز اصحاب اورا می‌شناختند. بعضی از اصحاب رسول هم که به آنجا رفته بودند، در میان عموم نفوذ نداشتند. در سود عموم شام خلق معاویه و اطرافیانش را سنت مسلمانی مسجد غدیر فلاحی مشهد می‌پنداشتند و

زیرا صدها سال امپراتوری روم بر آن‌ها حکومت کرده بود، کردار حاکمان اسلامی را عادلانه‌خیس از حکومت‌های قبل می‌دیدند و شغل های آنها را درست مسجد بابا غدیر مشهد می‌دانستند.[۸]

براین اساس امام سجاد(ع) با این خطبه ذکر کرد آنچه یزید و کارگزارانش بر گویش‌ها افکنده‌اند، صحیح وجود ندارد و پدرش، امام حسین(ع)، شخصی نبوده میباشد که بخواهد جمعیت مسلمانها را بر هم بزند و در مملکت‌های اسلامی فتنه ساخت و ساز نماید، بلکه وی برای حق و به دعوت مسلمانها به پا خاست تا آئین را از بدعت‌ها مسجد بابا قدرت مشهد بزداید.[۹]

گستردن بعضا قسمت‌ها
امام سجاد(ع) درین خطبه به ذکر بعضی مسائل پرداخته‌اند که شاید در نگاه اولیه پاره ای بغرنج باشد. وی میفرمایند: اینجانب فرزند مکه و منا، زمزم و صفا هستم. درین فراز می‌قدرت چندین احتمال را مطرح کرد:

معنای این که اینجانب فرزند مناسک حج هستم این میباشد که مناسک حج تحت عنوان یک منسک توحیدی در خون و گوشت امام جریان داراست و بیشترین رابطه ممکن را با حج و مناسک توحیدی دارااست. گاهی برخی از اشخاص برای اینکه رابطه خویش با جریانی را ثابت نمایند خویش را از باب مبالغه فرزند آن خطاب می‌نمایند. امام سجاد(ع) در جوّی که وی و اسیران اهل بیت را سوا آیین خطاب می‌نمایند با صراحت اعلام می‌نماید.
که چنان ارتباطی با مهم ترین مناسک توحیدی دارااست که بیان کننده فرزند آن میباشد.

مراسم حج یادگار حضرت ابراهیم میباشد، و مسلمان‌ها این مناسک را با اسم ابراهیم آمیخته می‌دانستد و امام درصدد میباشد ثابت کند که اینجانب فرزند ابراهیم خلیلم ، چنان‌چه امام درست گو(ع) وقتی که منزل اش را حسن بن زید والی مدینه به فرمان منصور حریق زد در وسط حریق‌ها قدم برمی‌داشت و می‌فرمود: منم فرزند اسماعيل که فرزندانش مانند رگ و ريشه در نزدیکی زمین متفرق‌اند، منم فرزند ابراهيم خليل الله.
[۱۰][یادداشت ۳]

احتمال دیگر این میباشد که حضرت خویش را فرزند کسی معرفی می‌نماید که مناسک ابراهیمی را احیا کرد یعنی: اینجانب فرزند پیامبر آفریدگار(ص) هستم .[مستلزم منبع]

بازدید : 61
يکشنبه 7 بهمن 1403 زمان : 15:20


تبار و به دنیاآمدن مختار
مختار در سال نخستین هجری مقارن با ۶۲۲ میلادی در طائف دیده به جهان گشود. بابا وی، ابوعبید بن مسعود بن عمرو بن عوف بن عقده بن قسی بن منبه بن دیده نشده بن هوازن ثقفی، از خویشان بنی ثقیف بود. بابا وی از صحابه‌های محمد و از فرماندهان سپاه اسلام به‌شمار میرفت که در پیکار پل با شاهنشاهی ساسانی (۶۳۴ میلادی) کشته شد. مامان وی، دومه دختر عمرو بن وهب بود.[۱][۲][۳] قوم بنی‌ثقیف یکی شاخه‌های خویشانٔ گران قدر قیس عیلان به‌شمار مسجد غدیر بلوار معلم مشهد می‌آمد.[۴]

لقب‌ها
لقب مختار را ابواسحاق نوشته‌اند و کنیه وی «کیسان» در معنای زیرک و باذکاوت بوده میباشد. بنابر داستان اصبغ ابن نباته، «کیسان» از سوی علی بن ابی‌طالب و در کودکی به مختار داده مسجد غدیر فلاحی مشهد گردیده بود.[۱]

مسئله تاریخی

علی پایتخت خلافت را از مدینه به کوفه مسجد بابا غدیر مشهد منتقل کرد.
پیرو مرگ محمد در سال ۶۳۲م، ابوبکر به خلافت رسید. وی بعداز دو سال درگذشت و قدمت بن خطاب جانشینش گشت. وی فتوحات مسلمان را که از مجال ابوبکر استارت گردیده بود، ادامه و بسط بخشید[۵] و بابا مختار، ابوعبید را به جناح عراق در قبال شاهنشاهی ساسانی اعزام کرد. عاقبت، ابوعبید در نوامبر ۶۳۴م و در نزاع پل کشته شد.[۶] در سال ۶۴۴م، قدمت به دست برده‌ای پارسی به اسم غالب نهاوندی کشته شد و جانشینش عثمان برای دوازده سال به فرمانروایی پرداخت و عاقبت وی نیز در ۶۵۶ به‌دست شورشیان مسلمان مسجد بابا قدرت مشهد کشته شد.[۵]

بعد از مرگ عثمان، علی بن ابی‌طالب، داماد و پسر عموی محمد، به خلافت رسید و پایتخت خلافت را از مدینه به کوفه جابجایی اعطا کرد[۵] شماری از صحابه رسول به عنوان مثال معاویه فرمان‌دار سوریه، خلافت علی را نپذیرفتند و براین اساس نزاع داخلی فی مابین مسلمان ها درگرفت. در ژوئیه ۶۵۷م، پیکار صفین با تخلف نیروهای علی از حمله و درخواست معاویه برای حکمیت به آخر رسید. علی با اکراه رای زنی را عهده دار شد، ولی گروهی از نیروهایش که ابعاد به خوارج دارای اسم و رسم شدند، مبادرت علی را در تایید حکمیت محکوم کردند و آن را یک بدعت نامیدند. حکمیت نتوانست اختلاف و زد خورد علی و معاویه را نقطه پايان دهد. عاقبت، در ژانویه ۶۶۱، علی به دست یکی خوارج کشته شد.[۵]

حسن، پسر تعالی علی، به خلافت رسید، ولی معاویه خلافت اورا به بحران کشید و به عراق یورش پیروزی.[۵] در اوت ۶۶۱، حسن با معاهدهٔ صلحی، خلافت را به معاویه واگذار کرد و از آن پس پایتخت خلافت به دمشق منتقل شد. معاویه یک سری سال قبل از مرگش، فرزندش یزید را تحت عنوان جانشینش معرفی کرد و بنابراین خلافت بنی‌امیه را محور‌ریزی کرد. نامزدی یزید منجر مخالفت علویان شد؛[پ ۱] چون آن را نقض‌کننده معاهده صلح می‌دانستند که در آن توافق گردیده بود تا معاویه جانشینی برای خویش برنگزیند.[۷]

تعداد صفحات : 56

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 562
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 0
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه