همیاری شیعهها با هلاکو در انقراض خلافت عباسی
گزارشهایی که در منابع تاریخی به خصوص منابع اهل سنت وجود دارااست بر کمک شیعه ها به هلاکو در جهت انقراض خلافت عباسی تأکید کردهاند. مبنی بر این گزارشها، خواجه نصیر الدین طوسی متکلم تبارک شیعه که مدتی را در سرویس هلاکو به راز پیروزی و نیز ابن علقمی وزیر شیعه مذهب واپسین خلیفه عباسی از عامل ها انتخاب کننده در حمله هلاکو به بغداد و انقراض خلافت عباسی و یا این که دستکم، موافق با این حادثه مسجد غدیر بلوار معلم مشهد بودند.
مطابق این گزارشها، خواجه نصیر الدین طوسی که بعداز تصرف قلاع اسماعیلیه در سرویس هلاکو در آمد، اورا برای انقراض خلافت عباسی تشویق کرد. از سوی دیگر ابن علقمی که وزیر مستعصم واپسین خلیفه عباسی بود، با هلاکو خان مکاتبه داشت و حتی بنابر بعضا گزارشها با مرخص کردن بخشی از سپاه خلیفه، اورا در مقابل هلاکو تضعیف کرد[۶] و از سوی دیگر خلیفه را تشویق کرد که به تسلیم مغولان در آید.[۷] علت ابن علقمی را، بدرفتاری پسر خلیفه با شیعه ها دانستهاند که در حادثهای به قتل و غارت شیعه ها کرخ دست یازید و ابن علقمی که از خلیفه شدن وی پس از مستعصم بیم داشت، با هلاکو برای هلاکت خلافت عباسی همیاری مسجد غدیر فلاحی مشهد کرد.[۸]
اینگونه گزارشهایی معمولا از سوی نویسندگان شیعه، ساختگی تلقی گردیده است[۹]. به گفته بعضی از محققان اینگونه اتهاماتی از سوی سنیانِ متعصب که با شیعهها دشمنی داشتهاند مطرح گردیده و سود اختلاف و دشمنی آنها با شیعه ها میباشد چراکه مبنی بر گزارشهای مو جود، نمیقدرت درباره نقش خواجه یا این که ابن علقمی در حمله مغول به بغداد باور یافت. این در حالی میباشد که حمله به بغداد تصمیم قبل مغولان و مراحل طبیعی ادامه کشورکشاییهای آن ها مسجد بابا غدیر مشهد بود.[۱۰]
در مقابل بعضا نویسندگان شیعه، این اقدامات را همانند برخورد طبیعی شیعه ها در قبال محدودیتها و ظلم و ستم عباسیان تحلیل کردهاند. بر طبق این لحاظ، شیعهها تمامی جا با مغولان همیاری کردهاند و در ازای از آزادی مذهبی که سود عدم تعصب مغولان نسبت به اسلام بود برای تقویت تشیع فایده بردند. به همین برهان بود که شیعهها حله در هنگام محاصره بغداد به تسلیم مغولان درآمدند و برخی علمای شیعه مانند خواجه نصیر الدین و رضیالدین علی بن طاووس حلی (۵۸۹-۶۶۴ق.) برای بهبود شرایط شیعه به همیاری با مغولان پرداخته و مناصب حکومتی را پذیرا مسجد بابا قدرت مشهد شدند.[۱۱]
تشیع در بعدازظهر ایلخانان
مینیاتوری از ایجاد کرد ابواب البر به فرمان غازان خان
ازآنجاکه اول فرمانروایان ایلخان، مسلمان نبودند، در مقابل اختلاف شیعه و سنی نیز موضعی نداشتند. این موقعیت به آزادی مذهب شیعه ها انجامید که پیشتر در معرض ارعاب دایم خلافت عباسی و حکومتهای سنی مذهب بودند. از به عبارتی شروع حمله مغول، بخش اعظمی از بخشها شیعه نشین، هنگامی ایستادگی در قبال لشکر مغول را بیسود دیدند، به اقتدار مغولان تسلیم شدند. بعضی از صاحب و مالک منصبان گران قدر در تشکیلات حکومتی ایلخانان نیز شخصیتهای شیعی بودند. جانبداری این اشخاص از شیعهها و علمای شیعه به بسط تشیع درین زمانه امداد رساند.
چنان که گفته شد خواجه نصیر الدین طوسی با مجاورت شدن به هلاکو، مقام بلندی نزد او یافت. رضی الدین علی بن طاووس حلی از علمای شیعه نیز ارتباط ها خیر و خوبی با هولاکو داشت و از سوی وی نقیب النقبا گردیده بود. سید جمال الدین کاشی نیز در دربار اباقاخان سرویس می کرد و سید فخرالدین حسن که از سادات شیراز بود یاددادن و تربیت ارغون فرزند اباقاخان را برعهده داشت. برای مثال شهرهایی که در طول اباقاخان شیعه ها در آن به آزادی عمل میکردند، شهر اصفهان بود که بهاء الدین جوینی فرزند عطاملک بر آن حکومت داشت و این شهر مقر تجمع شیعهها گردیده بود. برای مثال عمادالدین طبری که کتاب بی نقص بهایی را به اسم بهاءالدین جوینی نگاشت، دراین شهر میزیست.[۱۲]

آشنایی با مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد؛ بررسی جایگاه مذهبی، فرهنگی و اجتماعی این مسجد