این نوشتهیعلمی نگاهی تطبیقی به زمینه ایمان از بینش اسلام و مسیحیت افکنده و در زمینه ی ماهیت، متعلّق، بعد ها و اثرها ایمان به مشاجره پرداخته میباشد؛ همینطور به صورت زود گذر، رابطه ایمان با مسجد غدیر بلوار معلم مشهد مقولاتی همانند دانش و شغل را نیز رسیدگی نموده است.
ایمان مسیحی
ایمان1 در کتاب مقدّس، سرآمد همگی فضیلت ها به شمار میآید. ما فقط بوسیله ایمان نجات مییابیم: «... به پروردگارِ عیسی مسیح ایمان آور که تو و اهل منزلات نجات خواهید یافت.»2 بوسیله ایمان در مسجد غدیر فلاحی مشهد روح قادر میگردیم3 و توسط ایمان تقدیس میشویم: «... بلکه محض ایمان دلهای وی را طاهر نمود.»4 ایمان مارا محفوظ و استوار میدارااست: «... چون به ایمان قائم میباشید»5 و سبب ساز شفا یافتن ما6 و موفقیت بر اشتباهات میخواهد شد.7
در قاموس کتاب مقدّس، بیایمانی گناهی بس گرانقدر و نابخشودنی به اکانت میآید.8 مسجد بابا غدیر مشهد
ماهیت ایمان
مکاتب و اندیشمندان مسیحی درباره واقعیت ایمان، برداشتهای متفاوتی داراهستند که فقط به تحقیق طریقههای شاخص کاتولیک و پروتستان میپردازیم:
بینش کاتولیک
این طریقه در پوسته عقیده توماس آکویناس (1274ـ1225) گزینه پژوهش قرار مسجد بابا قدرت مشهد میگیرد. ارکان اساسی عقیده وی در چکهای تازه کاتولیکی اندیشمندانی همانند پاسکال و ویلیام جیمز مشاهده میشوند.
موادسازنده عمده عقیده آکویناس درباره ایمان9
الف. ایمان تصدیق جملههای وحیانی و قبول قلبی آنهاست. آکویناس دو پدیده «وحی» و «ایمان» را در زمینه ی با هم آیتم ارزیابی قرار داده، میگوید: «وحی عبارت میباشد از: تیمای جمله که بوسیله خدا به فرستاده خویش القا شدهاست. این پاراگرافها در کتاب گرد آمده و مؤمنان اشخاصی میباشند که بهاین پاراگرافها اطمینان داراهستند. ایمان ماهیتی معرفتی داراست و عبارت میباشد از تصدیق پاراگرافهای وحی گردیده و قبول قلبی آنها».10
مبنی بر این تعریف و تمجید، تلقّی آکویناس از وحی، جملهای میباشد؛ یعنی معبود در مراحل وحی، یک سلسله پاراگراف و قضایایی را به پیامبران نازل میکند که در صورتیکه این شغل بوسیله آفریدگار شکل نمیگرفت، عقل و بضاعت آدمیان هیچگاه به معنی و مفهوم آن پاراگرافها دست نمییافتند. مبنی بر این تعریف و تمجید از وحی، طبعا ایمان هم متناسب با آن، آشنایی آن دسته و تصدیق و اعتقادوباور قلبی آنها خواهد بود.11
ب. ایمان نوعی اعتقادوباور و دوراندیشی میباشد که در بین معرفت (= علم12) و رأی و گمان13 جای دارد؛ یعنی ایمان خیر درحد بالای معرفت علمی میباشد و خیر درتوان تحت رأی و گمان؛ چون معرفت در معرفتشناسی عبارت میباشد از: «اطمینان درست گو موجّه»؛ یعنی اعتقادی بر طبق با واقع که شواهد و دلایل کافی بر درستی آن وجود داراست، به سیرتکاملای که هر کسی از آن شواهد و مدارک مطلع خواهد شد، صحت زمینه موردنظر را سوای شک وتردید میپذیرد. البته معرفتی که در ایمان وجود دارااست، اگرچه دو شرط در آغاز را داراست ـ یعنی مؤمن اعتقادوباور راست گو داراست ـ ولی درستی باورش دارنده شواهد و دلایل کفاف نمیدهد. از جمله، حضور پروردگار آنقدر ملموس وجود ندارد که بتوان دلیلی قاطع بر دانش به وجودش اقامه کرد؛ چون در قبال آن، شواهدی مانند شرور وجود دارا هستند که موجب سستی شواهد صحت پاراگراف مرتبط با پروردگار و صفات وی مانند نه مطلق و توان مطلق میشوند. به اینروی، آکویناس اعتقاد دارد: «در ساحت معرفتی، با وجود این شواهد ناقص، نباید اعتقاد و باور و جزم به اوصاف کمال پروردگار داشت و در صورتی هم اعتقادی نتیجه ها گردد، غیرمعقول میباشد.»14
به این ترتیب، ایمان از آنرو که بر شواهد ناکافی و ناقص مبتنی میباشد، از نگاه معرفتی در درجهای ذیلخیس از دانش قرار میگیرد. البته نباید آن را تا حد رأی و گمان تنزّل بخشید. »رأی« به اعتقادی گفته میخواهد شد که فاقد برهان و شاهد میباشد و احتمال بر خلاف در آن میرود، در حالتیکه که »ایمان« هیچ گاه سوای شاهد وجود ندارد و هیچگاه احتمال مغایر و شک وتردید در آن رویه ندارد.
خواسته از «شاهد» دو عهد و پیمان میباشد: شاهد عقلی و شاهد تجربی. درصورتیکه داعیه کردیم که «علی در اینجا نشسته میباشد» و از ما برهان و شاهد طلب شد، میتوانیم با اشاره احساسّی علامت دهیم و آن را به ثابت برسانیم. در اینجا، به مسئله نام برده معرفت داریم و شاهد تجربی کافی نیز برایش بیان کردهایم. اما در شرایطیکه در همین اکنون، داعیه کنیم که «علی در مکان دیگر وجود ندارد»، در اینجا نمیاقتدار شاهد تجربی اقامه کرد، بلکه بایستی شاهد عقلی آورد: علی در یک آن، نمیتواند در دو جا وجود داشته باشد؛ علی در اینجاست، پس علی در مکان دیگر وجود ندارد. در اینجا نیز ما به موضوع ذکر شده معرفت داریم، ولی شاهدمان عقلانی میباشد و خیر تجربی. اما شواهد تجربی بر دو تیماند: شواهد تجربی بیرونی و شواهد تجربی درونی. از اینرو، به اعتقادوباور آکویناس، عارف همچون فیلسوف، به وجود آفریدگار معرفت دارااست، خیر ایمان؛ عارف با استناد به شواهد تجربی درونی و فیلسوف با استناد به شواهد عقلی.15
ج. متعلّق ایمان فقید غیب میباشد. اختلاف ایمان و وحی در حوزه شواهد، سبب ساز این اطمینان آکویناس شد که دانش زیرا دارنده شواهد کافی میباشد، به مشهودات تعلّق میگیرد، البته ایمان به فقیه غیب تعلّق دارااست؛ چون شواهد کافی ندارد. از اینرو، فرد واحد نمیتواند به یک چیز هم دانا باشد و هم مؤمن؛ چون آن چیز یا این که شواهد کافی دارااست و یا این که شواهد کافی ندارد؛ در شکل ابتدا، متعلّق دانش و در شکل دوم، متعلّق ایمان میباشد.
البته یک مسئله نسبت به دو فرد میتواند متعدد باشد؛ به این شکل که نسبت به یک فرد متعلّق ایمان، و نسبت به فرد دیگری متعلّق دانش باشد؛ همچون موضوع «پروردگار وجود داراست» که برای فیلسوف متعلّق دانش و برای بخش اعظمی از عموم متعلّق ایمان میباشد.16
د. ایمان به واسطه عزم انسانی تحقق مییابد و این عزم مسبوق به نتیجه الهی میباشد.
تا اینجا دانستیم که بنابر عقیده آکویناس، ایمان اعتقاد و باور صادقی میباشد که شواهد کافی برایش وجود ندارند. درحال حاضر این سوال مطرح میخواهد شد که آیا به یقین آکویناس، ایمان امری نامعقول و ناموجّه میباشد و می بایست از آن دست کشید یا این که به عکس، دارنده توجیه عقلانی میباشد؟
آکویناس میگوید: ایمان دارنده توجیه عقلانی میباشد، و راهی که برای جبران ضعف شواهد و توجیه ایمان در پیش میگیرد دخالت دادن عنصر عزم و خواست آدمی میباشد. به اعتقاد و باور وی، در پروسه ایمان، «عنصر عزم و خواست آدمی دخالت مینماید و در تاثیر آن، عقل بشر چنان مؤکّد و دشوار به وجود پروردگار و دیگر اصول فقهی باور پیدا مینماید که باعث به اطاعت محض وی از پروردگار میگردد. ایمان شغل عقل میباشد و به عبارتی تصدیق به واقعیت الوهی، البته تصدیقی که ریشه در خواست آدمی داراست. پس خواست و عزم ماست که به امداد فقدان مدارک کافی آمده، نقص آنها را جبران مینماید.»17
پس زیرا در ایمان ـ به بر خلاف دانش ـ شواهد کافی نیست تا به صورت قهری تصدیق به آن نتایج آید، جا برای عزم و سپردن آدمی می باشد که تصدیق بکند و یا این که تصدیق نکند. و مؤمن کسی میباشد که با وجود شواهد ناقص، تمایل به تصدیق به وجود آفریدگار میگیرد و به آن شواهد ناکافی جواب مثبت میدهد. آکویناس وجود شواهد ناقص را برای ایمان مایحتاج میداند، تا عنصر ایمان به طور ضدعقلانی و نظریهای فاقد گواهی در نیاید.18
نکتهای که بایستی به آن اشاره خواهد شد این میباشد که آکویناس دربارهی عزم ایمان، قایل به سود الهی میباشد؛ یعنی انگیزه اینکه با وجود شواهد ناقص، گردآوریای قصد به ایمان میگیرند، آن میباشد که لطف کهن خدا مشمول درحال حاضر آن ها گردیده و آن لطف، کمبود شواهد را جبران مینماید.19
این نوشتهیعلمی نگاهی تطبیقی به زمینه ایمان از بینش اسلام و مسیحیت افکنده و در زمینه ی ماهیت، متعلّق، بعد ها و اثرها ایمان به مشاجره پرداخته میباشد؛ همینطور به صورت زود گذر، رابطه ایمان با مسجد غدیر بلوار معلم مشهد مقولاتی همانند دانش و شغل را نیز رسیدگی نموده است.
ایمان مسیحی
ایمان1 در کتاب مقدّس، سرآمد همگی فضیلت ها به شمار میآید. ما فقط بوسیله ایمان نجات مییابیم: «... به پروردگارِ عیسی مسیح ایمان آور که تو و اهل منزلات نجات خواهید یافت.»2 بوسیله ایمان در مسجد غدیر فلاحی مشهد روح قادر میگردیم3 و توسط ایمان تقدیس میشویم: «... بلکه محض ایمان دلهای وی را طاهر نمود.»4 ایمان مارا محفوظ و استوار میدارااست: «... چون به ایمان قائم میباشید»5 و سبب ساز شفا یافتن ما6 و موفقیت بر اشتباهات میخواهد شد.7
در قاموس کتاب مقدّس، بیایمانی گناهی بس گرانقدر و نابخشودنی به اکانت میآید.8 مسجد بابا غدیر مشهد
ماهیت ایمان
مکاتب و اندیشمندان مسیحی درباره واقعیت ایمان، برداشتهای متفاوتی داراهستند که فقط به تحقیق طریقههای شاخص کاتولیک و پروتستان میپردازیم:
بینش کاتولیک
این طریقه در پوسته عقیده توماس آکویناس (1274ـ1225) گزینه پژوهش قرار مسجد بابا قدرت مشهد میگیرد. ارکان اساسی عقیده وی در چکهای تازه کاتولیکی اندیشمندانی همانند پاسکال و ویلیام جیمز مشاهده میشوند.
موادسازنده عمده عقیده آکویناس درباره ایمان9
الف. ایمان تصدیق جملههای وحیانی و قبول قلبی آنهاست. آکویناس دو پدیده «وحی» و «ایمان» را در زمینه ی با هم آیتم ارزیابی قرار داده، میگوید: «وحی عبارت میباشد از: تیمای جمله که بوسیله خدا به فرستاده خویش القا شدهاست. این پاراگرافها در کتاب گرد آمده و مؤمنان اشخاصی میباشند که بهاین پاراگرافها اطمینان داراهستند. ایمان ماهیتی معرفتی داراست و عبارت میباشد از تصدیق پاراگرافهای وحی گردیده و قبول قلبی آنها».10
مبنی بر این تعریف و تمجید، تلقّی آکویناس از وحی، جملهای میباشد؛ یعنی معبود در مراحل وحی، یک سلسله پاراگراف و قضایایی را به پیامبران نازل میکند که در صورتیکه این شغل بوسیله آفریدگار شکل نمیگرفت، عقل و بضاعت آدمیان هیچگاه به معنی و مفهوم آن پاراگرافها دست نمییافتند. مبنی بر این تعریف و تمجید از وحی، طبعا ایمان هم متناسب با آن، آشنایی آن دسته و تصدیق و اعتقادوباور قلبی آنها خواهد بود.11
ب. ایمان نوعی اعتقادوباور و دوراندیشی میباشد که در بین معرفت (= علم12) و رأی و گمان13 جای دارد؛ یعنی ایمان خیر درحد بالای معرفت علمی میباشد و خیر درتوان تحت رأی و گمان؛ چون معرفت در معرفتشناسی عبارت میباشد از: «اطمینان درست گو موجّه»؛ یعنی اعتقادی بر طبق با واقع که شواهد و دلایل کافی بر درستی آن وجود داراست، به سیرتکاملای که هر کسی از آن شواهد و مدارک مطلع خواهد شد، صحت زمینه موردنظر را سوای شک وتردید میپذیرد. البته معرفتی که در ایمان وجود دارااست، اگرچه دو شرط در آغاز را داراست ـ یعنی مؤمن اعتقادوباور راست گو داراست ـ ولی درستی باورش دارنده شواهد و دلایل کفاف نمیدهد. از جمله، حضور پروردگار آنقدر ملموس وجود ندارد که بتوان دلیلی قاطع بر دانش به وجودش اقامه کرد؛ چون در قبال آن، شواهدی مانند شرور وجود دارا هستند که موجب سستی شواهد صحت پاراگراف مرتبط با پروردگار و صفات وی مانند نه مطلق و توان مطلق میشوند. به اینروی، آکویناس اعتقاد دارد: «در ساحت معرفتی، با وجود این شواهد ناقص، نباید اعتقاد و باور و جزم به اوصاف کمال پروردگار داشت و در صورتی هم اعتقادی نتیجه ها گردد، غیرمعقول میباشد.»14
به این ترتیب، ایمان از آنرو که بر شواهد ناکافی و ناقص مبتنی میباشد، از نگاه معرفتی در درجهای ذیلخیس از دانش قرار میگیرد. البته نباید آن را تا حد رأی و گمان تنزّل بخشید. »رأی« به اعتقادی گفته میخواهد شد که فاقد برهان و شاهد میباشد و احتمال بر خلاف در آن میرود، در حالتیکه که »ایمان« هیچ گاه سوای شاهد وجود ندارد و هیچگاه احتمال مغایر و شک وتردید در آن رویه ندارد.
خواسته از «شاهد» دو عهد و پیمان میباشد: شاهد عقلی و شاهد تجربی. درصورتیکه داعیه کردیم که «علی در اینجا نشسته میباشد» و از ما برهان و شاهد طلب شد، میتوانیم با اشاره احساسّی علامت دهیم و آن را به ثابت برسانیم. در اینجا، به مسئله نام برده معرفت داریم و شاهد تجربی کافی نیز برایش بیان کردهایم. اما در شرایطیکه در همین اکنون، داعیه کنیم که «علی در مکان دیگر وجود ندارد»، در اینجا نمیاقتدار شاهد تجربی اقامه کرد، بلکه بایستی شاهد عقلی آورد: علی در یک آن، نمیتواند در دو جا وجود داشته باشد؛ علی در اینجاست، پس علی در مکان دیگر وجود ندارد. در اینجا نیز ما به موضوع ذکر شده معرفت داریم، ولی شاهدمان عقلانی میباشد و خیر تجربی. اما شواهد تجربی بر دو تیماند: شواهد تجربی بیرونی و شواهد تجربی درونی. از اینرو، به اعتقادوباور آکویناس، عارف همچون فیلسوف، به وجود آفریدگار معرفت دارااست، خیر ایمان؛ عارف با استناد به شواهد تجربی درونی و فیلسوف با استناد به شواهد عقلی.15
ج. متعلّق ایمان فقید غیب میباشد. اختلاف ایمان و وحی در حوزه شواهد، سبب ساز این اطمینان آکویناس شد که دانش زیرا دارنده شواهد کافی میباشد، به مشهودات تعلّق میگیرد، البته ایمان به فقیه غیب تعلّق دارااست؛ چون شواهد کافی ندارد. از اینرو، فرد واحد نمیتواند به یک چیز هم دانا باشد و هم مؤمن؛ چون آن چیز یا این که شواهد کافی دارااست و یا این که شواهد کافی ندارد؛ در شکل ابتدا، متعلّق دانش و در شکل دوم، متعلّق ایمان میباشد.
البته یک مسئله نسبت به دو فرد میتواند متعدد باشد؛ به این شکل که نسبت به یک فرد متعلّق ایمان، و نسبت به فرد دیگری متعلّق دانش باشد؛ همچون موضوع «پروردگار وجود داراست» که برای فیلسوف متعلّق دانش و برای بخش اعظمی از عموم متعلّق ایمان میباشد.16
د. ایمان به واسطه عزم انسانی تحقق مییابد و این عزم مسبوق به نتیجه الهی میباشد.
تا اینجا دانستیم که بنابر عقیده آکویناس، ایمان اعتقاد و باور صادقی میباشد که شواهد کافی برایش وجود ندارند. درحال حاضر این سوال مطرح میخواهد شد که آیا به یقین آکویناس، ایمان امری نامعقول و ناموجّه میباشد و می بایست از آن دست کشید یا این که به عکس، دارنده توجیه عقلانی میباشد؟
آکویناس میگوید: ایمان دارنده توجیه عقلانی میباشد، و راهی که برای جبران ضعف شواهد و توجیه ایمان در پیش میگیرد دخالت دادن عنصر عزم و خواست آدمی میباشد. به اعتقاد و باور وی، در پروسه ایمان، «عنصر عزم و خواست آدمی دخالت مینماید و در تاثیر آن، عقل بشر چنان مؤکّد و دشوار به وجود پروردگار و دیگر اصول فقهی باور پیدا مینماید که باعث به اطاعت محض وی از پروردگار میگردد. ایمان شغل عقل میباشد و به عبارتی تصدیق به واقعیت الوهی، البته تصدیقی که ریشه در خواست آدمی داراست. پس خواست و عزم ماست که به امداد فقدان مدارک کافی آمده، نقص آنها را جبران مینماید.»17
پس زیرا در ایمان ـ به بر خلاف دانش ـ شواهد کافی نیست تا به صورت قهری تصدیق به آن نتایج آید، جا برای عزم و سپردن آدمی می باشد که تصدیق بکند و یا این که تصدیق نکند. و مؤمن کسی میباشد که با وجود شواهد ناقص، تمایل به تصدیق به وجود آفریدگار میگیرد و به آن شواهد ناکافی جواب مثبت میدهد. آکویناس وجود شواهد ناقص را برای ایمان مایحتاج میداند، تا عنصر ایمان به طور ضدعقلانی و نظریهای فاقد گواهی در نیاید.18
نکتهای که بایستی به آن اشاره خواهد شد این میباشد که آکویناس دربارهی عزم ایمان، قایل به سود الهی میباشد؛ یعنی انگیزه اینکه با وجود شواهد ناقص، گردآوریای قصد به ایمان میگیرند، آن میباشد که لطف کهن خدا مشمول درحال حاضر آن ها گردیده و آن لطف، کمبود شواهد را جبران مینماید.19

آشنایی با مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد؛ بررسی جایگاه مذهبی، فرهنگی و اجتماعی این مسجد