loading...

بهترین مرجع مسجد غدیر باباعلی مشهد

بازدید : 13
دوشنبه 10 دی 1403 زمان : 10:28


این نوشته‌ی‌علمی نگاهی تطبیقی به زمینه ایمان از بینش اسلام و مسیحیت افکنده و در زمینه ی ماهیت، متعلّق، بعد ها و اثرها ایمان به مشاجره پرداخته میباشد؛ همینطور به صورت زود گذر، رابطه ایمان با مسجد غدیر بلوار معلم مشهد مقولاتی همانند دانش و شغل را نیز رسیدگی نموده است.
ایمان مسیحی
ایمان1 در کتاب مقدّس، سرآمد همگی فضیلت ها به شمار می‏آید. ما فقط بوسیله ایمان نجات می‏یابیم: «... به پروردگارِ عیسی مسیح ایمان آور که تو و اهل منزل‏ات نجات خواهید یافت.»2 بوسیله ایمان در مسجد غدیر فلاحی مشهد روح قادر می‏گردیم3 و توسط ایمان تقدیس می‏شویم: «... بلکه محض ایمان دل‏های وی را طاهر نمود.»4 ایمان مارا محفوظ و استوار می‏دارااست: «... چون به ایمان قائم می‌باشید»5 و سبب ساز شفا یافتن ما6 و موفقیت بر اشتباهات می‏خواهد شد.7
در قاموس کتاب مقدّس، بی‏ایمانی گناهی بس گرانقدر و نابخشودنی به اکانت می‏آید.8 مسجد بابا غدیر مشهد
ماهیت ایمان
مکاتب و اندیشمندان مسیحی درباره واقعیت ایمان، برداشت‏های متفاوتی دارا‌هستند که فقط به تحقیق طریقه‏های شاخص کاتولیک و پروتستان می‏پردازیم:
بینش کاتولیک
این طریقه در پوسته عقیده توماس آکویناس (1274ـ1225) گزینه پژوهش قرار مسجد بابا قدرت مشهد می‏گیرد. ارکان اساسی عقیده وی در چک‏های تازه کاتولیکی اندیشمندانی همانند پاسکال و ویلیام جیمز مشاهده می‏شوند.
موادسازنده عمده عقیده آکویناس درباره ایمان9
الف. ایمان تصدیق جمله‏های وحیانی و قبول قلبی آن‏هاست. آکویناس دو پدیده «وحی» و «ایمان» را در زمینه ی با هم آیتم ارزیابی قرار داده، می‏گوید: «وحی عبارت میباشد از: تیم‏ای جمله که بوسیله خدا به فرستاده خویش القا شد‌ه‌است. این پاراگراف‏ها در کتاب گرد آمده و مؤمنان اشخاصی می‌باشند که به‌این پاراگراف‏ها اطمینان دارا‌هستند. ایمان ماهیتی معرفتی داراست و عبارت میباشد از تصدیق پاراگراف‏های وحی گردیده و قبول قلبی آن‏ها».10
مبنی بر این تعریف و تمجید، تلقّی آکویناس از وحی، جمله‏ای میباشد؛ یعنی معبود در مراحل وحی، یک سلسله پاراگراف و قضایایی را به پیامبران نازل می‏کند که در صورتی‌که این شغل بوسیله آفریدگار شکل نمی‏گرفت، عقل و بضاعت آدمیان هیچ‏گاه به معنی و مفهوم آن پاراگراف‏ها دست نمی‏یافتند. مبنی بر این تعریف و تمجید از وحی، طبعا ایمان هم متناسب با آن، آشنایی آن دسته و تصدیق و اعتقادوباور قلبی آن‏ها خواهد بود.11
ب. ایمان نوعی اعتقادوباور و دوراندیشی میباشد که در بین معرفت (= علم12) و رأی و گمان13 جای دارد؛ یعنی ایمان خیر در‌حد بالای معرفت علمی میباشد و خیر درتوان تحت رأی و گمان؛ چون معرفت در معرفت‏شناسی عبارت میباشد از: «اطمینان درست گو موجّه»؛ یعنی اعتقادی بر طبق با واقع که شواهد و دلایل کافی بر درستی آن وجود داراست، به سیرتکامل‏ای که هر کسی از آن شواهد و مدارک مطلع خواهد شد، صحت زمینه موردنظر را سوای شک وتردید می‏پذیرد. البته معرفتی که در ایمان وجود دارااست، اگرچه دو شرط در آغاز را داراست ـ یعنی مؤمن اعتقادوباور راست گو داراست ـ ولی درستی باورش دارنده شواهد و دلایل کفاف نمیدهد. از جمله، حضور پروردگار آن‏قدر ملموس وجود ندارد که بتوان دلیلی قاطع بر دانش به وجودش اقامه کرد؛ چون در قبال آن، شواهدی مانند شرور وجود دارا هستند که موجب سستی شواهد صحت پاراگراف مرتبط با پروردگار و صفات وی مانند نه مطلق و توان مطلق می‏شوند. به این‏روی، آکویناس اعتقاد دارد: «در ساحت معرفتی، با وجود این شواهد ناقص، نباید اعتقاد و باور و جزم به اوصاف کمال پروردگار داشت و در صورتی هم اعتقادی نتیجه ها گردد، غیرمعقول میباشد.»14
به این ترتیب، ایمان از آن‏رو که بر شواهد ناکافی و ناقص مبتنی میباشد، از نگاه معرفتی در درجه‏ای ذیل‏خیس از دانش قرار می‏گیرد. البته نباید آن را تا حد رأی و گمان تنزّل بخشید. »رأی« به اعتقادی گفته می‏خواهد شد که فاقد برهان و شاهد میباشد و احتمال بر خلاف در آن می‏رود، در حالتی‌که که »ایمان« هیچ گاه سوای شاهد وجود ندارد و هیچ‏گاه احتمال مغایر و شک وتردید در آن رویه ندارد.
خواسته از «شاهد» دو عهد و پیمان میباشد: شاهد عقلی و شاهد تجربی. در‌صورتی‌که داعیه کردیم که «علی در اینجا نشسته میباشد» و از ما برهان و شاهد طلب شد، می‏توانیم با اشاره احساسّی علامت دهیم و آن را به ثابت برسانیم. در اینجا، به مسئله نام برده معرفت داریم و شاهد تجربی کافی نیز برایش بیان کرده‏ایم. اما در شرایطی‌که در همین اکنون، داعیه کنیم که «علی در مکان دیگر وجود ندارد»، در اینجا نمی‏اقتدار شاهد تجربی اقامه کرد، بلکه بایستی شاهد عقلی آورد: علی در یک آن، نمی‏تواند در دو جا وجود داشته باشد؛ علی در اینجاست، پس علی در مکان دیگر وجود ندارد. در اینجا نیز ما به موضوع ذکر شده معرفت داریم، ولی شاهدمان عقلانی میباشد و خیر تجربی. اما شواهد تجربی بر دو تیم‏اند: شواهد تجربی بیرونی و شواهد تجربی درونی. از این‏رو، به اعتقادوباور آکویناس، عارف همچون فیلسوف، به وجود آفریدگار معرفت دارااست، خیر ایمان؛ عارف با استناد به شواهد تجربی درونی و فیلسوف با استناد به شواهد عقلی.15
ج. متعلّق ایمان فقید غیب میباشد. اختلاف ایمان و وحی در حوزه‌ شواهد، سبب ساز این اطمینان آکویناس شد که دانش زیرا دارنده شواهد کافی میباشد، به مشهودات تعلّق می‏گیرد، البته ایمان به فقیه غیب تعلّق دارااست؛ چون شواهد کافی ندارد. از این‏رو، فرد واحد نمی‏تواند به یک چیز هم دانا باشد و هم مؤمن؛ چون آن چیز یا این که شواهد کافی دارااست و یا این که شواهد کافی ندارد؛ در شکل ابتدا، متعلّق دانش و در شکل دوم، متعلّق ایمان می‏باشد.
البته یک مسئله نسبت به دو فرد می‏تواند متعدد باشد؛ به این شکل که نسبت به یک فرد متعلّق ایمان، و نسبت به فرد دیگری متعلّق دانش باشد؛ همچون موضوع «پروردگار وجود داراست» که برای فیلسوف متعلّق دانش و برای بخش اعظمی از عموم متعلّق ایمان میباشد.16
د. ایمان به واسطه عزم انسانی تحقق می‏یابد و این عزم مسبوق به نتیجه الهی میباشد.
تا اینجا دانستیم که بنابر عقیده آکویناس، ایمان اعتقاد و باور صادقی میباشد که شواهد کافی برایش وجود ندارند. درحال حاضر این سوال مطرح می‏خواهد شد که آیا به یقین آکویناس، ایمان امری نامعقول و ناموجّه میباشد و می بایست از آن دست کشید یا این که به عکس، دارنده توجیه عقلانی میباشد؟
آکویناس می‏گوید: ایمان دارنده توجیه عقلانی میباشد، و راهی که برای جبران ضعف شواهد و توجیه ایمان در پیش می‏گیرد دخالت دادن عنصر عزم و خواست آدمی میباشد. به اعتقاد و باور وی، در پروسه ایمان، «عنصر عزم و خواست آدمی دخالت می‏نماید و در تاثیر آن، عقل بشر چنان مؤکّد و دشوار به وجود پروردگار و دیگر اصول فقهی باور پیدا می‏نماید که باعث به اطاعت محض وی از پروردگار می‏گردد. ایمان شغل عقل میباشد و به عبارتی تصدیق به واقعیت الوهی، البته تصدیقی که ریشه در خواست آدمی داراست. پس خواست و عزم ماست که به امداد فقدان مدارک کافی آمده، نقص آن‏ها را جبران می‏نماید.»17
پس زیرا در ایمان ـ به بر خلاف دانش ـ شواهد کافی نیست تا به صورت قهری تصدیق به آن نتایج آید، جا برای عزم و سپردن آدمی می باشد که تصدیق بکند و یا این که تصدیق نکند. و مؤمن کسی میباشد که با وجود شواهد ناقص، تمایل به تصدیق به وجود آفریدگار می‏گیرد و به آن شواهد ناکافی جواب مثبت می‏دهد. آکویناس وجود شواهد ناقص را برای ایمان مایحتاج می‏داند، تا عنصر ایمان به طور ضدعقلانی و نظریه‏ای فاقد گواهی در نیاید.18
نکته‏ای که بایستی به آن اشاره خواهد شد این میباشد که آکویناس درباره‌ی عزم ایمان، قایل به سود الهی میباشد؛ یعنی انگیزه اینکه با وجود شواهد ناقص، گردآوری‏ای قصد به ایمان می‏گیرند، آن میباشد که لطف کهن خدا مشمول درحال حاضر آن ها گردیده و آن لطف، کمبود شواهد را جبران می‏نماید.19


این نوشته‌ی‌علمی نگاهی تطبیقی به زمینه ایمان از بینش اسلام و مسیحیت افکنده و در زمینه ی ماهیت، متعلّق، بعد ها و اثرها ایمان به مشاجره پرداخته میباشد؛ همینطور به صورت زود گذر، رابطه ایمان با مسجد غدیر بلوار معلم مشهد مقولاتی همانند دانش و شغل را نیز رسیدگی نموده است.
ایمان مسیحی
ایمان1 در کتاب مقدّس، سرآمد همگی فضیلت ها به شمار می‏آید. ما فقط بوسیله ایمان نجات می‏یابیم: «... به پروردگارِ عیسی مسیح ایمان آور که تو و اهل منزل‏ات نجات خواهید یافت.»2 بوسیله ایمان در مسجد غدیر فلاحی مشهد روح قادر می‏گردیم3 و توسط ایمان تقدیس می‏شویم: «... بلکه محض ایمان دل‏های وی را طاهر نمود.»4 ایمان مارا محفوظ و استوار می‏دارااست: «... چون به ایمان قائم می‌باشید»5 و سبب ساز شفا یافتن ما6 و موفقیت بر اشتباهات می‏خواهد شد.7
در قاموس کتاب مقدّس، بی‏ایمانی گناهی بس گرانقدر و نابخشودنی به اکانت می‏آید.8 مسجد بابا غدیر مشهد
ماهیت ایمان
مکاتب و اندیشمندان مسیحی درباره واقعیت ایمان، برداشت‏های متفاوتی دارا‌هستند که فقط به تحقیق طریقه‏های شاخص کاتولیک و پروتستان می‏پردازیم:
بینش کاتولیک
این طریقه در پوسته عقیده توماس آکویناس (1274ـ1225) گزینه پژوهش قرار مسجد بابا قدرت مشهد می‏گیرد. ارکان اساسی عقیده وی در چک‏های تازه کاتولیکی اندیشمندانی همانند پاسکال و ویلیام جیمز مشاهده می‏شوند.
موادسازنده عمده عقیده آکویناس درباره ایمان9
الف. ایمان تصدیق جمله‏های وحیانی و قبول قلبی آن‏هاست. آکویناس دو پدیده «وحی» و «ایمان» را در زمینه ی با هم آیتم ارزیابی قرار داده، می‏گوید: «وحی عبارت میباشد از: تیم‏ای جمله که بوسیله خدا به فرستاده خویش القا شد‌ه‌است. این پاراگراف‏ها در کتاب گرد آمده و مؤمنان اشخاصی می‌باشند که به‌این پاراگراف‏ها اطمینان دارا‌هستند. ایمان ماهیتی معرفتی داراست و عبارت میباشد از تصدیق پاراگراف‏های وحی گردیده و قبول قلبی آن‏ها».10
مبنی بر این تعریف و تمجید، تلقّی آکویناس از وحی، جمله‏ای میباشد؛ یعنی معبود در مراحل وحی، یک سلسله پاراگراف و قضایایی را به پیامبران نازل می‏کند که در صورتی‌که این شغل بوسیله آفریدگار شکل نمی‏گرفت، عقل و بضاعت آدمیان هیچ‏گاه به معنی و مفهوم آن پاراگراف‏ها دست نمی‏یافتند. مبنی بر این تعریف و تمجید از وحی، طبعا ایمان هم متناسب با آن، آشنایی آن دسته و تصدیق و اعتقادوباور قلبی آن‏ها خواهد بود.11
ب. ایمان نوعی اعتقادوباور و دوراندیشی میباشد که در بین معرفت (= علم12) و رأی و گمان13 جای دارد؛ یعنی ایمان خیر در‌حد بالای معرفت علمی میباشد و خیر درتوان تحت رأی و گمان؛ چون معرفت در معرفت‏شناسی عبارت میباشد از: «اطمینان درست گو موجّه»؛ یعنی اعتقادی بر طبق با واقع که شواهد و دلایل کافی بر درستی آن وجود داراست، به سیرتکامل‏ای که هر کسی از آن شواهد و مدارک مطلع خواهد شد، صحت زمینه موردنظر را سوای شک وتردید می‏پذیرد. البته معرفتی که در ایمان وجود دارااست، اگرچه دو شرط در آغاز را داراست ـ یعنی مؤمن اعتقادوباور راست گو داراست ـ ولی درستی باورش دارنده شواهد و دلایل کفاف نمیدهد. از جمله، حضور پروردگار آن‏قدر ملموس وجود ندارد که بتوان دلیلی قاطع بر دانش به وجودش اقامه کرد؛ چون در قبال آن، شواهدی مانند شرور وجود دارا هستند که موجب سستی شواهد صحت پاراگراف مرتبط با پروردگار و صفات وی مانند نه مطلق و توان مطلق می‏شوند. به این‏روی، آکویناس اعتقاد دارد: «در ساحت معرفتی، با وجود این شواهد ناقص، نباید اعتقاد و باور و جزم به اوصاف کمال پروردگار داشت و در صورتی هم اعتقادی نتیجه ها گردد، غیرمعقول میباشد.»14
به این ترتیب، ایمان از آن‏رو که بر شواهد ناکافی و ناقص مبتنی میباشد، از نگاه معرفتی در درجه‏ای ذیل‏خیس از دانش قرار می‏گیرد. البته نباید آن را تا حد رأی و گمان تنزّل بخشید. »رأی« به اعتقادی گفته می‏خواهد شد که فاقد برهان و شاهد میباشد و احتمال بر خلاف در آن می‏رود، در حالتی‌که که »ایمان« هیچ گاه سوای شاهد وجود ندارد و هیچ‏گاه احتمال مغایر و شک وتردید در آن رویه ندارد.
خواسته از «شاهد» دو عهد و پیمان میباشد: شاهد عقلی و شاهد تجربی. در‌صورتی‌که داعیه کردیم که «علی در اینجا نشسته میباشد» و از ما برهان و شاهد طلب شد، می‏توانیم با اشاره احساسّی علامت دهیم و آن را به ثابت برسانیم. در اینجا، به مسئله نام برده معرفت داریم و شاهد تجربی کافی نیز برایش بیان کرده‏ایم. اما در شرایطی‌که در همین اکنون، داعیه کنیم که «علی در مکان دیگر وجود ندارد»، در اینجا نمی‏اقتدار شاهد تجربی اقامه کرد، بلکه بایستی شاهد عقلی آورد: علی در یک آن، نمی‏تواند در دو جا وجود داشته باشد؛ علی در اینجاست، پس علی در مکان دیگر وجود ندارد. در اینجا نیز ما به موضوع ذکر شده معرفت داریم، ولی شاهدمان عقلانی میباشد و خیر تجربی. اما شواهد تجربی بر دو تیم‏اند: شواهد تجربی بیرونی و شواهد تجربی درونی. از این‏رو، به اعتقادوباور آکویناس، عارف همچون فیلسوف، به وجود آفریدگار معرفت دارااست، خیر ایمان؛ عارف با استناد به شواهد تجربی درونی و فیلسوف با استناد به شواهد عقلی.15
ج. متعلّق ایمان فقید غیب میباشد. اختلاف ایمان و وحی در حوزه‌ شواهد، سبب ساز این اطمینان آکویناس شد که دانش زیرا دارنده شواهد کافی میباشد، به مشهودات تعلّق می‏گیرد، البته ایمان به فقیه غیب تعلّق دارااست؛ چون شواهد کافی ندارد. از این‏رو، فرد واحد نمی‏تواند به یک چیز هم دانا باشد و هم مؤمن؛ چون آن چیز یا این که شواهد کافی دارااست و یا این که شواهد کافی ندارد؛ در شکل ابتدا، متعلّق دانش و در شکل دوم، متعلّق ایمان می‏باشد.
البته یک مسئله نسبت به دو فرد می‏تواند متعدد باشد؛ به این شکل که نسبت به یک فرد متعلّق ایمان، و نسبت به فرد دیگری متعلّق دانش باشد؛ همچون موضوع «پروردگار وجود داراست» که برای فیلسوف متعلّق دانش و برای بخش اعظمی از عموم متعلّق ایمان میباشد.16
د. ایمان به واسطه عزم انسانی تحقق می‏یابد و این عزم مسبوق به نتیجه الهی میباشد.
تا اینجا دانستیم که بنابر عقیده آکویناس، ایمان اعتقاد و باور صادقی میباشد که شواهد کافی برایش وجود ندارند. درحال حاضر این سوال مطرح می‏خواهد شد که آیا به یقین آکویناس، ایمان امری نامعقول و ناموجّه میباشد و می بایست از آن دست کشید یا این که به عکس، دارنده توجیه عقلانی میباشد؟
آکویناس می‏گوید: ایمان دارنده توجیه عقلانی میباشد، و راهی که برای جبران ضعف شواهد و توجیه ایمان در پیش می‏گیرد دخالت دادن عنصر عزم و خواست آدمی میباشد. به اعتقاد و باور وی، در پروسه ایمان، «عنصر عزم و خواست آدمی دخالت می‏نماید و در تاثیر آن، عقل بشر چنان مؤکّد و دشوار به وجود پروردگار و دیگر اصول فقهی باور پیدا می‏نماید که باعث به اطاعت محض وی از پروردگار می‏گردد. ایمان شغل عقل میباشد و به عبارتی تصدیق به واقعیت الوهی، البته تصدیقی که ریشه در خواست آدمی داراست. پس خواست و عزم ماست که به امداد فقدان مدارک کافی آمده، نقص آن‏ها را جبران می‏نماید.»17
پس زیرا در ایمان ـ به بر خلاف دانش ـ شواهد کافی نیست تا به صورت قهری تصدیق به آن نتایج آید، جا برای عزم و سپردن آدمی می باشد که تصدیق بکند و یا این که تصدیق نکند. و مؤمن کسی میباشد که با وجود شواهد ناقص، تمایل به تصدیق به وجود آفریدگار می‏گیرد و به آن شواهد ناکافی جواب مثبت می‏دهد. آکویناس وجود شواهد ناقص را برای ایمان مایحتاج می‏داند، تا عنصر ایمان به طور ضدعقلانی و نظریه‏ای فاقد گواهی در نیاید.18
نکته‏ای که بایستی به آن اشاره خواهد شد این میباشد که آکویناس درباره‌ی عزم ایمان، قایل به سود الهی میباشد؛ یعنی انگیزه اینکه با وجود شواهد ناقص، گردآوری‏ای قصد به ایمان می‏گیرند، آن میباشد که لطف کهن خدا مشمول درحال حاضر آن ها گردیده و آن لطف، کمبود شواهد را جبران می‏نماید.19

نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 55

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 560
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه