فرزند غایب
بهنوشتهٔ جاسم حسین، ابوسهل نوبختی (و. ۳۱۱ ه.ق) داستان مینماید اصحابِ سِرِّ حسن عسکری که روایات او را داستان میکردند و نایبانِ وی بودند، بعداز مرگ او متّفقالقول بودند وی از خویش پسری برجا نهاده که امام میباشد. آنها شیعهها را از پرسیدنِ اسمِ وی و افشای وجودش برای معاندان جلوگیری کردن مسجد غدیر بلوار معلم مشهد میکردند.
[۴۵] همینطور طبق گزارشهای روحانی صدوق، روضه خوان طوسی و رِجالِ نَجاشی، حسن عسکری قبل از فوت، پسر خویش را بهتیتر جانشین به چهل بدن از اصحاب نزدیکش معرفی کرده و به آنها فرمان داده در طی غایب بودنِ او از عثمان بن سعید و پسرش محمد بن عثمان اطاعت مسجد غدیر فلاحی مشهد نمایند.
[۴۶] نصیب گرانقدرتری از شیعهها این لحاظ را پذیرفتند هر یکسری در بدوِ فرمان در امر فرصت به دنیا آمدن، اسم او و اینکه آیا او مهدیِ قائم میباشد یا این که نه اختلاف داشتند.[۴۷] البته بهنوشتهٔ مدرّسی تا فرصت مرگ حسن عسکری صحبتی از فرزندِ او بهدر میان خلا و حسن عسکری نیز در وصیتش فقط از مادرش ذکر مسجد بابا غدیر مشهد شده بود.
بعداز مرگ وی، اصحاب نزدیکش به رهبری عثمان بن سعید عَمْری، این موضوع را اعلام کردند که حسن عسکری پسری میداشته که جانشینِ مشروعِ امامت میباشد. طبق گفتهٔ عمری، این پسر نهفته نگاه داشته گردیده بود، زیرا بیم آن میرفت که بوسیله دولت بازداشت گردد و بهقتل رسد. در مقابل، فاطمه (خواهر حسن عسکری) و جعفر (اخوی حسن عسکری) اعلام کردند که فرزندی از امامِ شیعه بهجهان مسجد بابا قدرت مشهد نیامدهمیباشد.
حکیمه، عمهٔ حسن عسکری، نیز به وجود فرزندی از حسن عسکری معتقد بود (در روایتی خویش شاهد بهجهان داخل شدن بودهمیباشد؛ ولی در روایتی دیگر از وی گفته شده که خویش، ولادت فرزند حسن را ندیده، بلکه از طومارای که حسن به مادرش نوشته بود از ولادتِ این فرزند با خبر شده است).[۴۸]
بهنوشتهٔ مدرّسی دراین مجال، نایبان امامِ درگذشته (امام یازدهم)، پافشاری در نگاه داشتنِ این اطمینان داشتند که فرزندی از عسکری در غایب بودن میباشد که به امر خداوند قیام خواهد نمود. معتقدانِ این بینش، آماجِ حمله کلیهٔ جبههها بودند و گزینهِ مخالفتِ شدید قرار میگرفتند. عباسیان بهویژه نگرانِ جانشینِ موعودِ عسکریِ در غایب بودن بودند. معتمد بدین برهان امر کرد منزلٔ امام را بگردند (کلیهٔ اتاقها را بعداز کاوش قفل میکردند). سعیهایی شکل گرفت تا مشخص گردد آیا امام از خویش فرزندی بهجا نهادهمیباشد یا این که نه و ماماهایی در بقعه امام گماشته شدند تا هرگونه بارداری را تشخیص دهند. یک کدام از کنیزان که مشکوک به بارداری بود، در قرنطینهای در یک منزلٔ منحصر به فرد زیرِ محافظت قرار گرفت. در موردی دیگر، همسر عسکری بهاسم صیقل زندانی شد که چرا محلِ اختفای پسرش را نمیگوید. این حالت، تاوقتیکه خلیفه مشغولِ ناآرامیهای سیاسی شد که بوسیله صاحب و مالکُ الزَّنْج و حاکمان استانهای کشور ایران، مصر و سوریه ساخت و ساز گردیده بودند، ادامه یافت. عباسیان همینطور جعفر، اخوی عسکری و مدعاِ مقامِ امامت را گزینه امان قرار دادند تا در خانوادهٔ امام نزاعی برقرار نماید. منابع شیعه، جعفر را فردی دنیادوست و لذتجو معرفی مینمایند که برای امام شدن از اهرمهای فشارِ مختلفی (در هنگام خلافت معتمد) بهره مند شد و بیشتر از یک توشه سعی بر بدنامیِ افرادی نمود که باور به امامتِ فرزندِ غایبِ عسکری داشتند.[۴۹]
فرزند غایب
بهنوشتهٔ جاسم حسین، ابوسهل نوبختی (و. ۳۱۱ ه.ق) داستان مینماید اصحابِ سِرِّ حسن عسکری که روایات او را داستان میکردند و نایبانِ وی بودند، بعداز مرگ او متّفقالقول بودند وی از خویش پسری برجا نهاده که امام میباشد. آنها شیعهها را از پرسیدنِ اسمِ وی و افشای وجودش برای معاندان جلوگیری کردن مسجد غدیر بلوار معلم مشهد میکردند.
[۴۵] همینطور طبق گزارشهای روحانی صدوق، روضه خوان طوسی و رِجالِ نَجاشی، حسن عسکری قبل از فوت، پسر خویش را بهتیتر جانشین به چهل بدن از اصحاب نزدیکش معرفی کرده و به آنها فرمان داده در طی غایب بودنِ او از عثمان بن سعید و پسرش محمد بن عثمان اطاعت مسجد غدیر فلاحی مشهد نمایند.
[۴۶] نصیب گرانقدرتری از شیعهها این لحاظ را پذیرفتند هر یکسری در بدوِ فرمان در امر فرصت به دنیا آمدن، اسم او و اینکه آیا او مهدیِ قائم میباشد یا این که نه اختلاف داشتند.[۴۷] البته بهنوشتهٔ مدرّسی تا فرصت مرگ حسن عسکری صحبتی از فرزندِ او بهدر میان خلا و حسن عسکری نیز در وصیتش فقط از مادرش ذکر مسجد بابا غدیر مشهد شده بود.
بعداز مرگ وی، اصحاب نزدیکش به رهبری عثمان بن سعید عَمْری، این موضوع را اعلام کردند که حسن عسکری پسری میداشته که جانشینِ مشروعِ امامت میباشد. طبق گفتهٔ عمری، این پسر نهفته نگاه داشته گردیده بود، زیرا بیم آن میرفت که بوسیله دولت بازداشت گردد و بهقتل رسد. در مقابل، فاطمه (خواهر حسن عسکری) و جعفر (اخوی حسن عسکری) اعلام کردند که فرزندی از امامِ شیعه بهجهان مسجد بابا قدرت مشهد نیامدهمیباشد.
حکیمه، عمهٔ حسن عسکری، نیز به وجود فرزندی از حسن عسکری معتقد بود (در روایتی خویش شاهد بهجهان داخل شدن بودهمیباشد؛ ولی در روایتی دیگر از وی گفته شده که خویش، ولادت فرزند حسن را ندیده، بلکه از طومارای که حسن به مادرش نوشته بود از ولادتِ این فرزند با خبر شده است).[۴۸]
بهنوشتهٔ مدرّسی دراین مجال، نایبان امامِ درگذشته (امام یازدهم)، پافشاری در نگاه داشتنِ این اطمینان داشتند که فرزندی از عسکری در غایب بودن میباشد که به امر خداوند قیام خواهد نمود. معتقدانِ این بینش، آماجِ حمله کلیهٔ جبههها بودند و گزینهِ مخالفتِ شدید قرار میگرفتند. عباسیان بهویژه نگرانِ جانشینِ موعودِ عسکریِ در غایب بودن بودند. معتمد بدین برهان امر کرد منزلٔ امام را بگردند (کلیهٔ اتاقها را بعداز کاوش قفل میکردند). سعیهایی شکل گرفت تا مشخص گردد آیا امام از خویش فرزندی بهجا نهادهمیباشد یا این که نه و ماماهایی در بقعه امام گماشته شدند تا هرگونه بارداری را تشخیص دهند. یک کدام از کنیزان که مشکوک به بارداری بود، در قرنطینهای در یک منزلٔ منحصر به فرد زیرِ محافظت قرار گرفت. در موردی دیگر، همسر عسکری بهاسم صیقل زندانی شد که چرا محلِ اختفای پسرش را نمیگوید. این حالت، تاوقتیکه خلیفه مشغولِ ناآرامیهای سیاسی شد که بوسیله صاحب و مالکُ الزَّنْج و حاکمان استانهای کشور ایران، مصر و سوریه ساخت و ساز گردیده بودند، ادامه یافت. عباسیان همینطور جعفر، اخوی عسکری و مدعاِ مقامِ امامت را گزینه امان قرار دادند تا در خانوادهٔ امام نزاعی برقرار نماید. منابع شیعه، جعفر را فردی دنیادوست و لذتجو معرفی مینمایند که برای امام شدن از اهرمهای فشارِ مختلفی (در هنگام خلافت معتمد) بهره مند شد و بیشتر از یک توشه سعی بر بدنامیِ افرادی نمود که باور به امامتِ فرزندِ غایبِ عسکری داشتند.[۴۹]

مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد بهعنوان پایگاه فرهنگی در برابر تهاجم فرهنگی