فراهمسازی سپاه اسامه
نوشتهی علمیٔ مهم: سپاه اسامه
فراهمسازی سپاه اُسامه از رویدادهای اصلی روزهای نقطه پايان قدمت نبی قلمداد گردیدهاست. شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد به نقل از منابع، رسول(ص) بعد از رجوع و برگشت از حَجّة الوداع به مدینه، دستورداد سپاهی به فرماندهی اسامة بن زید برای پیکار با امپراطوری روم فراهم گردد[۴۱] و بزرگان انصار و مهاجر را هم مأمور به رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد حضور دراین سپاه کرد.[۴۲] به گفته روضه خوان موءثر اعزام این سپاه در آخرین روزهای معاش رسول(ص) میتوانست هدف ها دیگری همانند خالیشدن مدینه از اصحابی که به خلافت طمع داشتند نیز داشته باشد.[۴۳] اما گردآوریای به عذر و بهانه سن نادر اسامه[۴۴] به مخالفت و اعتراض برخاستند.[۴۵] روضه خوان موثر، قانون آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد شکنی بعضی مثل ابوبکر بن ابوقحافه و قدمت بن خطاب و توبیخ آن ها از سوی نبی(ص) را مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد نقل نموده است.[۴۶] علیرغم تأکید نبی، این سپاه تا پس از وفات وی به سوی شام تکان نکرد.[۴۷]
عملکرد برای کتابت وصیتطومار
نوشته ی علمیٔ اساسی: ماجرای دوات و خودکار
بر طبق نقل درست بخاری از مهم ترین کتابهای اهلسنت، در واپسین روزهای حیات نبی معبود(ص)، در حالیکه عده ای از صحابه به عیادت وی رفته بودند فرمود: مداد و کاغذی بیاورید تا چیزی برای شما بنویسم که به برکت آن هیچوقت منحرف نشوید. یک کدام از حاضران اعلامکرد: بیماری بر رسول(ص) غلبه کرده و هذیان میگوید و ما قرآن را داریم و آن برای ما کافی میباشد.[۴۸] دربین حاضران آشفتگی و اختلاف بهزمینخورد؛ برخی میگفتند: بیاورید تا حضرت بنویسد و برخی غیر از آنرا میگفتند، نبی معبود(ص) فرمود: برخیزید و از نزد اینجانب بروید.[۴۹]
در درست مسلم از سایر منابع روایی اهلسنت، شخصی که با کلام رسول مخالفت کرد قدمت بن خطاب معرفی شدهاست.[۵۰] دریندو کتاب آمده میباشد که ابنعباس پیوسته بر این قصه افسوس می خورد و آنرا مصیبتی گرانقدر میشمرد.[۵۱]
بازگویی حدیث ثقلین
نوشتهی علمیٔ اساسی: حدیث ثقلین
روحانی موءثر در کتاب اَمالی نقل کرده که رسول در روز ها بیماری با رنجِ زیاد خویش را به مسجد رساند و در واپسین خطبهٔ پیش از رحلتش حدیث ثقلین را تکرار کرد: «إِنِّی تَارِکٌ فِیکُمُ الثَّقَلَیْن... » اینجانب در بین شما دو چیز باارزش میگذارم ... یک کدام از قرآن و دیگری اهلبیتم میباشد.[۵۲] ابنحجر هیثمی از عالمان اهلسنت، نیز این حدیث را به شکلی دیگر نقل نموده است.[۵۳]
حدیث ثقلین در مفاد زیادی از رسول(ص) نقل گردیدهاست.[۵۴] سید عبدالحسین شرفالدین پنج جا را برای ذکر این حدیث ذکر شده میباشد: روز عرفه، غدیر خم، هنگام رجوع از طائف، در مدینه بر بالای منبر، و در حجره رسول هنگام بیماری.[۵۵]
انتخاب وصیّ
یک کدام از شغل های نبی در روزهای بیماری انتها عمرش انتخاب یک وصیّ برای خویش بود. بنابر نقل کتاب إرشاد بعد از ماجرای دوات و مداد زمانی اصحاب از منزل فرستاده بیرون شدند، فرستاده به علی اظهارکرد: ای اخوی! آیا وصیت من را میپذیری و وعدههایم را وفا کرده و دَینم را ادا می کنی؟ علی به عهده گرفت. فرستاده اورا به بغل گرفت و انگشتر، خنجر و زره خود را به او بخشید.[۵۶] فردای آن روز نیز فرستاده خاطرنشان کرد: اخوی و یار و همدم منرا پیش اینجانب آرید. عایشه و حفصه پدران خودشان را صدا زدند اما فرستاده مجدد درخواست خویش را تکرار کرد تا اینکه به توصیه امسلمه علی را خبر کردند. نبی مدتی با علی نجوا کرد، و زمانی از علی پرسیدند، نبی(ص) چه بیان کرد؟ در جواب بیان کرد: به اینجانب هزار بابِ دانش که از هر بابی هزار باب دیگر منشعب گردیده بود، فراگرفت و چیزهایی را به اینجانب وصیت کرد که اجرا خواهم اعطا کرد.[۵۷] ذهبی و ابنکثیر از تاریخنگاران اهلسنت نیز این گزارش را با تفاوتهایی، نقل کردهاند.[۵۸]
جداکردن نماز جماعت ابوبکر
در یکیاز روزهای بیماری فرستاده، به انگیزه شدت بیماری، وی در نماز جماعت حاضر نشد و ابوبکر آغاز به اقامه جماعت کرد. فرستاده آنگاه درایت از این واقعه، خودش از حجره خارج آمد و نماز را خواند. پیامبر جعفریان این نماز را فارغ از اذن نبی تعریف نموده است.[۵۹] بعضی از منابع اهل سنت بر طبق روایاتی این نماز را به سفارش پیامبر آفریدگار دانستهاند[۶۰] و گروهی از وی این نماز را آرمای از رضایت نبی بر جانشینی ابوبکر قلمداد کردهاند.[۶۱] البته شیعه ها دخالت و جلوگیری کردن نبی از این نماز را نشانای پرنور بر عدم رضایت نبی از این شغل دانستهاند.
در همین روز ها نقل دیگری میباشد که قدمت بن خطاب نیز به مکان رسول نماز جماعت اقامه نموده است.[۶۲] و بنابر چک مادلونگ ازآنجاکه اقامه نماز جماعت از لحاظ فرستاده دلیلی برای خلافت عدم وجود[۶۳] از اقامه جماعت کسی جلوگیری کردن نمیکرد البته عایشه زیرا گمان میکرد که برپاکردن جماعت به مکان رسول می تواند نماد خلافت آینده باشد حدیثی ایجاد کرد که بگوید فرستاده به نماز تلاوت قدمت راضی نبوده میباشد.[۶۴]
مراحل غصب خلافت
بعضا شیعهها پیاده سازی غصب خلافت را به قبل از فرصت درگذشت نبی اسلام ارجاع می دهند.[۶۵] بنابر آنالیز نویسندگان شیعی این اپ با همپیمانی گروهی از اصحاب پیش و بعداز غدیر، تخلف از شرکت کردن در سپاه اسامه، منع از تایپ کردن وصیتطومار نبی، انکار ابتدایی درگذشت رسول، تشکیل سقیفه و بیعت با ابوبکر،[۶۶] سرکوب معارضان و حمله به منزل علی و فاطمه و به دست آوردن فدک به آخر و عاقبت رسیده میباشد.[۶۷]
پژوهشگران غیرمسلمان مثل لامنس و بعداز وی مادلونگ نیز بهاین پیاده سازی اشاره کردهاند.[۶۸] کایتانی، شرقشناس ایتالیایی عقیده لامنس درباره مثلث توان(ابوبکر، قدمت، ابوعبیده) را پذیرش کرده و اعتقاد دارد قدمت میتوانست رحلت رسول(ص) را پیشبینی نماید و برای جانشینی نرم افزارریزی نماید.[۶۹] به یقین مادلونگ اپریز اساسی غصب خلافت، قدمت بود اما با دقت به مقام ابوبکر، اورا برای خلافت جلو انداخت.[۷۰] عبدالمقصود تاریخپژوه مصری نیز این نظر را دارد که با تحقیق ظریف تاریخ، علامتهای این نرم افزارریزی یافت میگردد.[۷۱]
صحیفه ملعونه
صحیفه ملعونه یا این که همپیمانی جمعای از صحابه در طی حیات نبیخداوند(ص) با مقصود مشخص کردن تکلیف جانشینی فرستاده از ماجراهایی میباشد که در بعضا منابع شیعی مثل کتاب سلیم بن قیس،[۷۲] سَفینةُ البِحار[۷۳] و پند القلوب،[۷۴] گزارش گردیده است. چنانکه علامه مجلسی نیز در جلد ۲۸ بحار الانوار بابی با تیتر «بابُ تَمهیدِ غَصبِ الخِلافةِ و الصحیفةِ الملعونةِ» گشوده کرده و در آن ۷ حدیث زمان بر درباره موضوعسازی غصب خلافت و صحیفه ملعونه گرد آورده میباشد.[۷۵] دراین باره حتی سخنی از مأمون خلیفه عباسی نیز نقل گردیدهاست.[۷۶]
به گفته برخی دانشمندان، این همپیمانی یکتوشه قبل از اتفاق غدیر در مکه[۷۷] و یکتوشه هم بعد از آن در مدینه پیش آمده میباشد.[۷۸] اعضای این صحیفه در کنار کعبه با هم قسم بستند که نگذارند خلافت بعد از رسول، به خاندانش رسد و خویش، خلافت را بر ذمه بگیرند.[۷۹] ابوبکر، قدمت، معاذ بن جبل و سلامت مولی ابیحذیفه،[۸۰] و نیز مغیرة بن شعبة و عبدالرحمن بن عوف[۸۱] از اصحاب صحیفه ملعونه شمرده گردیدهاند. در مدینه نیز گروهی ۳۴ نفره[۸۲] در منزل ابوبکر گردآوری شدند[۸۳] و چنانکه در بعضا منابع آمده، بر خلافت ابوبکر، قدمت، ابوعبیده و سلامت مولی ابیحذیفه بعداز پیامبر آفریدگار عهدوپیمان بستند.[۸۴]
انکار رحلت رسول(ص)
انکار درگذشت نبی از سوی قدمت بن خطاب اول اتفاق افتاد گزینه دقت بعد از درگذشت فرستاده اسلام میباشد. بنابر گزارش منابع تاریخی در اول لحظات اعلام خبر درگذشت نبی(ص)، قدمت بن خطاب قسَم میخورد که رسول نمُجایگاه و به سوی آفریدگار رفته و به عبارتیسیرتکامل که موسی از کوه طور رجوع، رسول(ص) هم گشوده می گردد.[۸۵] عمَر حتی معارضان سخنش را ارعاب به قتل کرد.[۸۶] به گفته ابنکثیر، ابناممکتوم در جواب قدمت آيه ۱۴۴ سوره آلعمران را خواند که در آن به مرگ رسول تصریح گردیدهاست. عباس عموی فرستاده نیز از عمَر پرسید، آیا درینباره چیزی از رسول شنیدهای؟ وی جواب بخشید: نه. عباس اظهار کرد، به پروردگار قسم رسول از عالم رفته میباشد.[۸۷] با این هم اکنون قدمت بر حیث خویش سماجت میکرد، تا اینکه ابوبکر -که فارغ مدینه بود- از رویه رسید، قدمت را به خاموش دعوت کرد و به عبارتی آیهٔ سوره آلعمران را خواند. قدمت لب فرو بست و خاطرنشان کرد: بیان کننده این آیه را تا به امروز نشنیده بودم![۸۸]
از نویسندگان اهلسنت عبدالفتاح عبدالمقصود(درگذشت: ۱۹۹۳م) در تحلیلی وقت گیر همت نموده است اصل روایت را ساختگی بداند.[۸۹] ابنابیالحدید، متکلم متعزلی اهل سنت سخنان قدمت را لاف مصلحتی و برای دوری از جنگ بر رمز جانشینی و وقوع فتنه دانسته میباشد.[۹۰] در همین راستا محمدباقر صدر، اندیشمند شیعی این مبادرت قدمت را نقشهای از پیش پیاده سازیگردیده و برای به اقتدار رساندن ابوبکر محاسبه نموده است؛[۹۱] چون با اینکه سایرافراد آیه سوره آلعمران را برای قدمت خواندند وی ساکت نشد و صرفا با وارد شدن و قرائت آن آیه بوسیله ابوبکر آهسته گرفت و اظهار بیاطلاعی از آیه نمود.[۹۲] چنانکه امینی مولف الغدیر،[۹۳] مظفر در کتاب «سقیفه»،[۹۴] جعفریان در «تاریخ خلفا»،[۹۵] الطائی در «السقیفه انقلاب أبیض»،[۹۶] و برخی دیگر از نویسندگان شیعه همینسیرتکامل آنالیز کردهاند.[۹۷] مادلونگ، اسلامپژوه آلمانی نیز این نظر را دارد درصورتی که مثلث اقتدار (ابوبکر، قدمت و ابوعبیده)، از پیش برای خلافت نرمافزارریزی کرده باشند این جنبش قدمت قادر است در راستای به عبارتی نقشه بررسی خواهد شد.[۹۸]
جلسه سقیفه و بیعت با ابوبکر
جلسه تنی چند از صحابه در سقیفه بنیساعده فورا پس از اعلام درگذشت فرستاده، مهمترین تکان در ماجرای غصب خلافت تحلیل گردیده است.[۹۹] در حالیکه علی بن ابیطالب(ع) و بنی هاشم درگیر مراسم غسل و خاکسپاری رسول(ص) بودند،[۱۰۰] بعضا از انصار و سه نفر از مهاجرین (ابوبکر، قدمت و ابوعبیده) در محلی به اسم سقیفه بنی ساعده گرد آمده و بر راز گزینش خلیفه جدال میکردند و آخر و عاقبت با ابوبکر بهتیتر جانشینی فرستاده بیعت کردند.[۱۰۱] بعداز آن، آغاز به دریافت کردن بیعتِ اجباری از عموم مدینه کردند.[۱۰۲]
فراهمسازی سپاه اسامه
نوشتهی علمیٔ مهم: سپاه اسامه
فراهمسازی سپاه اُسامه از رویدادهای اصلی روزهای نقطه پايان قدمت نبی قلمداد گردیدهاست. شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد به نقل از منابع، رسول(ص) بعد از رجوع و برگشت از حَجّة الوداع به مدینه، دستورداد سپاهی به فرماندهی اسامة بن زید برای پیکار با امپراطوری روم فراهم گردد[۴۱] و بزرگان انصار و مهاجر را هم مأمور به رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد حضور دراین سپاه کرد.[۴۲] به گفته روضه خوان موءثر اعزام این سپاه در آخرین روزهای معاش رسول(ص) میتوانست هدف ها دیگری همانند خالیشدن مدینه از اصحابی که به خلافت طمع داشتند نیز داشته باشد.[۴۳] اما گردآوریای به عذر و بهانه سن نادر اسامه[۴۴] به مخالفت و اعتراض برخاستند.[۴۵] روضه خوان موثر، قانون آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد شکنی بعضی مثل ابوبکر بن ابوقحافه و قدمت بن خطاب و توبیخ آن ها از سوی نبی(ص) را مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد نقل نموده است.[۴۶] علیرغم تأکید نبی، این سپاه تا پس از وفات وی به سوی شام تکان نکرد.[۴۷]
عملکرد برای کتابت وصیتطومار
نوشته ی علمیٔ اساسی: ماجرای دوات و خودکار
بر طبق نقل درست بخاری از مهم ترین کتابهای اهلسنت، در واپسین روزهای حیات نبی معبود(ص)، در حالیکه عده ای از صحابه به عیادت وی رفته بودند فرمود: مداد و کاغذی بیاورید تا چیزی برای شما بنویسم که به برکت آن هیچوقت منحرف نشوید. یک کدام از حاضران اعلامکرد: بیماری بر رسول(ص) غلبه کرده و هذیان میگوید و ما قرآن را داریم و آن برای ما کافی میباشد.[۴۸] دربین حاضران آشفتگی و اختلاف بهزمینخورد؛ برخی میگفتند: بیاورید تا حضرت بنویسد و برخی غیر از آنرا میگفتند، نبی معبود(ص) فرمود: برخیزید و از نزد اینجانب بروید.[۴۹]
در درست مسلم از سایر منابع روایی اهلسنت، شخصی که با کلام رسول مخالفت کرد قدمت بن خطاب معرفی شدهاست.[۵۰] دریندو کتاب آمده میباشد که ابنعباس پیوسته بر این قصه افسوس می خورد و آنرا مصیبتی گرانقدر میشمرد.[۵۱]
بازگویی حدیث ثقلین
نوشتهی علمیٔ اساسی: حدیث ثقلین
روحانی موءثر در کتاب اَمالی نقل کرده که رسول در روز ها بیماری با رنجِ زیاد خویش را به مسجد رساند و در واپسین خطبهٔ پیش از رحلتش حدیث ثقلین را تکرار کرد: «إِنِّی تَارِکٌ فِیکُمُ الثَّقَلَیْن... » اینجانب در بین شما دو چیز باارزش میگذارم ... یک کدام از قرآن و دیگری اهلبیتم میباشد.[۵۲] ابنحجر هیثمی از عالمان اهلسنت، نیز این حدیث را به شکلی دیگر نقل نموده است.[۵۳]
حدیث ثقلین در مفاد زیادی از رسول(ص) نقل گردیدهاست.[۵۴] سید عبدالحسین شرفالدین پنج جا را برای ذکر این حدیث ذکر شده میباشد: روز عرفه، غدیر خم، هنگام رجوع از طائف، در مدینه بر بالای منبر، و در حجره رسول هنگام بیماری.[۵۵]
انتخاب وصیّ
یک کدام از شغل های نبی در روزهای بیماری انتها عمرش انتخاب یک وصیّ برای خویش بود. بنابر نقل کتاب إرشاد بعد از ماجرای دوات و مداد زمانی اصحاب از منزل فرستاده بیرون شدند، فرستاده به علی اظهارکرد: ای اخوی! آیا وصیت من را میپذیری و وعدههایم را وفا کرده و دَینم را ادا می کنی؟ علی به عهده گرفت. فرستاده اورا به بغل گرفت و انگشتر، خنجر و زره خود را به او بخشید.[۵۶] فردای آن روز نیز فرستاده خاطرنشان کرد: اخوی و یار و همدم منرا پیش اینجانب آرید. عایشه و حفصه پدران خودشان را صدا زدند اما فرستاده مجدد درخواست خویش را تکرار کرد تا اینکه به توصیه امسلمه علی را خبر کردند. نبی مدتی با علی نجوا کرد، و زمانی از علی پرسیدند، نبی(ص) چه بیان کرد؟ در جواب بیان کرد: به اینجانب هزار بابِ دانش که از هر بابی هزار باب دیگر منشعب گردیده بود، فراگرفت و چیزهایی را به اینجانب وصیت کرد که اجرا خواهم اعطا کرد.[۵۷] ذهبی و ابنکثیر از تاریخنگاران اهلسنت نیز این گزارش را با تفاوتهایی، نقل کردهاند.[۵۸]
جداکردن نماز جماعت ابوبکر
در یکیاز روزهای بیماری فرستاده، به انگیزه شدت بیماری، وی در نماز جماعت حاضر نشد و ابوبکر آغاز به اقامه جماعت کرد. فرستاده آنگاه درایت از این واقعه، خودش از حجره خارج آمد و نماز را خواند. پیامبر جعفریان این نماز را فارغ از اذن نبی تعریف نموده است.[۵۹] بعضی از منابع اهل سنت بر طبق روایاتی این نماز را به سفارش پیامبر آفریدگار دانستهاند[۶۰] و گروهی از وی این نماز را آرمای از رضایت نبی بر جانشینی ابوبکر قلمداد کردهاند.[۶۱] البته شیعه ها دخالت و جلوگیری کردن نبی از این نماز را نشانای پرنور بر عدم رضایت نبی از این شغل دانستهاند.
در همین روز ها نقل دیگری میباشد که قدمت بن خطاب نیز به مکان رسول نماز جماعت اقامه نموده است.[۶۲] و بنابر چک مادلونگ ازآنجاکه اقامه نماز جماعت از لحاظ فرستاده دلیلی برای خلافت عدم وجود[۶۳] از اقامه جماعت کسی جلوگیری کردن نمیکرد البته عایشه زیرا گمان میکرد که برپاکردن جماعت به مکان رسول می تواند نماد خلافت آینده باشد حدیثی ایجاد کرد که بگوید فرستاده به نماز تلاوت قدمت راضی نبوده میباشد.[۶۴]
مراحل غصب خلافت
بعضا شیعهها پیاده سازی غصب خلافت را به قبل از فرصت درگذشت نبی اسلام ارجاع می دهند.[۶۵] بنابر آنالیز نویسندگان شیعی این اپ با همپیمانی گروهی از اصحاب پیش و بعداز غدیر، تخلف از شرکت کردن در سپاه اسامه، منع از تایپ کردن وصیتطومار نبی، انکار ابتدایی درگذشت رسول، تشکیل سقیفه و بیعت با ابوبکر،[۶۶] سرکوب معارضان و حمله به منزل علی و فاطمه و به دست آوردن فدک به آخر و عاقبت رسیده میباشد.[۶۷]
پژوهشگران غیرمسلمان مثل لامنس و بعداز وی مادلونگ نیز بهاین پیاده سازی اشاره کردهاند.[۶۸] کایتانی، شرقشناس ایتالیایی عقیده لامنس درباره مثلث توان(ابوبکر، قدمت، ابوعبیده) را پذیرش کرده و اعتقاد دارد قدمت میتوانست رحلت رسول(ص) را پیشبینی نماید و برای جانشینی نرم افزارریزی نماید.[۶۹] به یقین مادلونگ اپریز اساسی غصب خلافت، قدمت بود اما با دقت به مقام ابوبکر، اورا برای خلافت جلو انداخت.[۷۰] عبدالمقصود تاریخپژوه مصری نیز این نظر را دارد که با تحقیق ظریف تاریخ، علامتهای این نرم افزارریزی یافت میگردد.[۷۱]
صحیفه ملعونه
صحیفه ملعونه یا این که همپیمانی جمعای از صحابه در طی حیات نبیخداوند(ص) با مقصود مشخص کردن تکلیف جانشینی فرستاده از ماجراهایی میباشد که در بعضا منابع شیعی مثل کتاب سلیم بن قیس،[۷۲] سَفینةُ البِحار[۷۳] و پند القلوب،[۷۴] گزارش گردیده است. چنانکه علامه مجلسی نیز در جلد ۲۸ بحار الانوار بابی با تیتر «بابُ تَمهیدِ غَصبِ الخِلافةِ و الصحیفةِ الملعونةِ» گشوده کرده و در آن ۷ حدیث زمان بر درباره موضوعسازی غصب خلافت و صحیفه ملعونه گرد آورده میباشد.[۷۵] دراین باره حتی سخنی از مأمون خلیفه عباسی نیز نقل گردیدهاست.[۷۶]
به گفته برخی دانشمندان، این همپیمانی یکتوشه قبل از اتفاق غدیر در مکه[۷۷] و یکتوشه هم بعد از آن در مدینه پیش آمده میباشد.[۷۸] اعضای این صحیفه در کنار کعبه با هم قسم بستند که نگذارند خلافت بعد از رسول، به خاندانش رسد و خویش، خلافت را بر ذمه بگیرند.[۷۹] ابوبکر، قدمت، معاذ بن جبل و سلامت مولی ابیحذیفه،[۸۰] و نیز مغیرة بن شعبة و عبدالرحمن بن عوف[۸۱] از اصحاب صحیفه ملعونه شمرده گردیدهاند. در مدینه نیز گروهی ۳۴ نفره[۸۲] در منزل ابوبکر گردآوری شدند[۸۳] و چنانکه در بعضا منابع آمده، بر خلافت ابوبکر، قدمت، ابوعبیده و سلامت مولی ابیحذیفه بعداز پیامبر آفریدگار عهدوپیمان بستند.[۸۴]
انکار رحلت رسول(ص)
انکار درگذشت نبی از سوی قدمت بن خطاب اول اتفاق افتاد گزینه دقت بعد از درگذشت فرستاده اسلام میباشد. بنابر گزارش منابع تاریخی در اول لحظات اعلام خبر درگذشت نبی(ص)، قدمت بن خطاب قسَم میخورد که رسول نمُجایگاه و به سوی آفریدگار رفته و به عبارتیسیرتکامل که موسی از کوه طور رجوع، رسول(ص) هم گشوده می گردد.[۸۵] عمَر حتی معارضان سخنش را ارعاب به قتل کرد.[۸۶] به گفته ابنکثیر، ابناممکتوم در جواب قدمت آيه ۱۴۴ سوره آلعمران را خواند که در آن به مرگ رسول تصریح گردیدهاست. عباس عموی فرستاده نیز از عمَر پرسید، آیا درینباره چیزی از رسول شنیدهای؟ وی جواب بخشید: نه. عباس اظهار کرد، به پروردگار قسم رسول از عالم رفته میباشد.[۸۷] با این هم اکنون قدمت بر حیث خویش سماجت میکرد، تا اینکه ابوبکر -که فارغ مدینه بود- از رویه رسید، قدمت را به خاموش دعوت کرد و به عبارتی آیهٔ سوره آلعمران را خواند. قدمت لب فرو بست و خاطرنشان کرد: بیان کننده این آیه را تا به امروز نشنیده بودم![۸۸]
از نویسندگان اهلسنت عبدالفتاح عبدالمقصود(درگذشت: ۱۹۹۳م) در تحلیلی وقت گیر همت نموده است اصل روایت را ساختگی بداند.[۸۹] ابنابیالحدید، متکلم متعزلی اهل سنت سخنان قدمت را لاف مصلحتی و برای دوری از جنگ بر رمز جانشینی و وقوع فتنه دانسته میباشد.[۹۰] در همین راستا محمدباقر صدر، اندیشمند شیعی این مبادرت قدمت را نقشهای از پیش پیاده سازیگردیده و برای به اقتدار رساندن ابوبکر محاسبه نموده است؛[۹۱] چون با اینکه سایرافراد آیه سوره آلعمران را برای قدمت خواندند وی ساکت نشد و صرفا با وارد شدن و قرائت آن آیه بوسیله ابوبکر آهسته گرفت و اظهار بیاطلاعی از آیه نمود.[۹۲] چنانکه امینی مولف الغدیر،[۹۳] مظفر در کتاب «سقیفه»،[۹۴] جعفریان در «تاریخ خلفا»،[۹۵] الطائی در «السقیفه انقلاب أبیض»،[۹۶] و برخی دیگر از نویسندگان شیعه همینسیرتکامل آنالیز کردهاند.[۹۷] مادلونگ، اسلامپژوه آلمانی نیز این نظر را دارد درصورتی که مثلث اقتدار (ابوبکر، قدمت و ابوعبیده)، از پیش برای خلافت نرمافزارریزی کرده باشند این جنبش قدمت قادر است در راستای به عبارتی نقشه بررسی خواهد شد.[۹۸]
جلسه سقیفه و بیعت با ابوبکر
جلسه تنی چند از صحابه در سقیفه بنیساعده فورا پس از اعلام درگذشت فرستاده، مهمترین تکان در ماجرای غصب خلافت تحلیل گردیده است.[۹۹] در حالیکه علی بن ابیطالب(ع) و بنی هاشم درگیر مراسم غسل و خاکسپاری رسول(ص) بودند،[۱۰۰] بعضا از انصار و سه نفر از مهاجرین (ابوبکر، قدمت و ابوعبیده) در محلی به اسم سقیفه بنی ساعده گرد آمده و بر راز گزینش خلیفه جدال میکردند و آخر و عاقبت با ابوبکر بهتیتر جانشینی فرستاده بیعت کردند.[۱۰۱] بعداز آن، آغاز به دریافت کردن بیعتِ اجباری از عموم مدینه کردند.[۱۰۲]

مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد بهعنوان پایگاه فرهنگی در برابر تهاجم فرهنگی