فرهنگ و تمدن پدیده بغرنج ای از پندار، هنر و طریق معاش میباشد که طی تجربیات تاریخی اقوام صورت میگیرد. امام خمینی (س) تمدن را محور تابعیت و استقلال میهن میداند و اعتقاد دارد مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد منشا تحول های مثبت و منفی دولت ها از بستر فرهنگ وتمدن شروع می شود. با این نگاه، استدلال نامونشان قسمت، متمایزکننده و نهاد ملت ها، فرهنگ وتمدن میباشد و اصلاح همگی حوزه های معاش آدم به سامان حالت فرهنگی متعلق میباشد آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد . از همین رو امام خمینی (س) بعداز استقرار ایران، اصلاح نقص های فرهنگی را در اول اپلیکیشن های اصلاحی خویش قرار بخشید.
اقسام فرهنگ وتمدن
تقسیم واژه و کلمه فرهنگ و تمدن در نگاه امام خمینی (س) به تمدن اسلامی، غربی و رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد استعماری، علامت از شاکله تمجید وی از فرهنگ و تمدن و مجموعه بندی آن داراست:
از لحاظ امام خمینی (س) تمدن اسلامی، بی نیاز ترین و مترقی ترینِ تمدن ها و موجب روشن بختی آدم میباشد. به اعتقادوباور وی تمدن سایه ای از نبوت میباشد و این فرهنگ وتمدن اسلامی میباشد که قادر است بقیه موادسازنده شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد جامعه را هم اسلامی نماید. وی با کاربرد تعبیر و تفسیر «فرهنگ و تمدن بی نیاز کشورایران اسلامی»، فرهنگ و تمدن اصیل اهل ایران را نیز از دید بدور نداشت و راه و روش نجات مرزو بوم را دقت به فرهنگ و تمدن اهل ایران ـ اسلامی می دانست. امام خمینی (س) در زمان نبرد و برای پیشبرد نهضت، از آموزه های فرهنگی اسلام، منفعت بسیار گرفت و با اشاعه تمدن عاشورایی و تشبیه رخدادهای انقلاب اسلامی به نهضت عاشورا، انقلاب اسلامی را رهبری کرد. بعداز برد انقلاب نیز، نهضت اسلامی را نقطه عطفی برای احیای نام و نشان شرعی و نفی هرگونه خودباختگی فرهنگی قرار بخشید. امام خمینی (س) خیر صرفا متمدن اصیل غرب در به عبارتی بعدها دنیوی، و توسعه و گسترش در فرهنگ و تمدن و صنعت مخالفتی ندارد، بلکه آن را ضروری و مناسب میداند. آنچه از نگاه وی ناپسند میباشد تعلق به فرهنگ وتمدن غرب یا این که غرب زدگی میباشد. وی تاکید دارااست که اسلام هرگز مخالفتی با توسعه ها و ابداع های بقیه کشورها نداشته میباشد؛ البته مرز سود گیری از مظاهر تجدد را ابتدا در منطبق آنان با معیارهای اسلام و دوم متعلق نشدن مملکت میداند. دغدغه گران قدر دولت ها شرقی از لحاظ امام خمینی (س) ، ازدست دادن استقلال فکری و خودباوری میباشد و این دستور میتواند در انکار بودجه های علمی، تاریخی و فرهنگی کشورهای غرب زده تجلی یابد. در نگاه وی جامعه غرب زده، جامعه ای مریض میباشد و با وجود غرب زدگی، استقلال مرزوبوم غیر ممکن میباشد؛ از این رو سهم مهمی از گرفتاری ها و مخالفت های امام خمینی (س) در سال های نهضت اسلامی، به سعی روزافزون رژیم پهلوی در غربی کردن مملکت تخصیص داشت؛ تلاشی که به اسم آزادی، مدرنیزاسیون، اصلاحات، انقلاب سپید و مانند آن جاری ساختن شد و سود آن، خیر بسط اقتصادی بود، خیر مدرنیسم؛ بلکه تعلق هرچه بیشتر به غرب بود. امام خمینی (س) در مقابل غرب زدگی، از شرق زدگی، به معنای تعلق به شرق کمونیستی و تقبیح آن نیز غافل نبوده میباشد. در نگاه امام خمینی (س) آنچه از فرهنگ وتمدن غرب بخش ملت های شرق و مسلمانها میشود، توسعه و گسترش ها و درخشش در صنعت و فرهنگ و تمدن وجود ندارد؛ بلکه واردکردن هدفمند و نوع خاصی از دستاوردهای فرهنگ وتمدن غرب به کشورهای زیر سلطه میباشد؛ چون شایسته ترین رویه سلطه و نادر هزینه ترین آن، هجوم فرهنگی میباشد؛ چنان که به اسم آزادی، ترقی و دموکراسی، نوع خاصی از این دستاوردها به کشورهای تحت سلطه، وارد میگردد که به مکان رویش و والا، رکود و خرابی می آفریند و جامعه فاسد، در قبال غارت ذخایر دنیوی و معنوی خویش، بی تفاوت میباشد. واردکردن هدفمند تمدن غربی به کشورهای پایین سلطه، در بخش اعظمی از موردها دستوری، فرمایشی و تحمیلی بوده میباشد؛ به همین ادله همواره مستلزم کارگزارانی میباشد که پشتیبانی منافع غرب را به ذمه دارا هستند؛ از همین رو یکی ضلع های اساسی و تاثیرگذار بر فرآیند تمایل ملت ها به سوی غرب، دولت های استعماری اند؛ چنان که از لحاظ امام خمینی (س) نقش حکومت پهلوی در قضیه سازی و توسعه غرب زدگی در کشور ایران بسیار اصلی میباشد. مبنا انتقادهای امام خمینی (س) در عصر پهلوی متوجه نرمافزار غربی کردن مرزو بوم به دست رژیم در حوزه فرهنگی بود که مهمترین محورهای آن عبارت بود از: تخریب و تضعیف آئین و روحانیت، ارتجاعی نامیدن اسلام، کاستن از اقتدار و قدرت مسلمان ها و دنیا اسلام با به کارگیری از طریق تفرقه پرت کردن بین مسلمان ها، دولت های اسلامی، علمای اسلام و قشرها متعدد عموم، تولید اختلاف های مرزی و غیر مرزی دربین کشورهای اسلامی و تقویت ملی گرایی و نژادگرایی میان مسلمانها، استعمال از روشنفکران متعلق و افتتاح از رسانه ها. امام خمینی (س) انقلاب اسلامی کشور ایران را مثال بارز انقلاب درونی ملت و دگرگونی معنوی عمیق میداند که درصدد میباشد با نفی تعلق به غرب و شرق در تک تک بعدها، تمدن اسلامی را جایگزین نماید و چهت نیل بهاین مقصود راهکارهایی را دنبال میکرد. استقلال فرهنگی و فکری از دیگر فرهنگ و تمدن ها، پیکار با غرب زدگی و بازیابی فرهنگ وتمدن مستقر و اسلامی در باطن مرزو بوم از مهمترینِ این راهکارها بود.
عنصرها تمدن
انقلاب اسلامی قبل از آنکه انقلاب سیاسی یا این که اقتصادی باشد، انقلاب فرهنگی و انقلاب قیمت ها بود. امام خمینی (س) با تبیین نام و نشان شخص، جامعه اهل ایران و دنیا اسلام، بایستگی استقلال هویتی در هر سه سطح را یادآور شد؛ محورهای فکر فرهنگی امام خمینی (س) را می بایست در موضوعاتی زیرا نامونشان، بها ها و احیاگری کاوش کرد:
فرهنگ و تمدن پدیده بغرنج ای از پندار، هنر و طریق معاش میباشد که طی تجربیات تاریخی اقوام صورت میگیرد. امام خمینی (س) تمدن را محور تابعیت و استقلال میهن میداند و اعتقاد دارد مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد منشا تحول های مثبت و منفی دولت ها از بستر فرهنگ وتمدن شروع می شود. با این نگاه، استدلال نامونشان قسمت، متمایزکننده و نهاد ملت ها، فرهنگ وتمدن میباشد و اصلاح همگی حوزه های معاش آدم به سامان حالت فرهنگی متعلق میباشد آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد . از همین رو امام خمینی (س) بعداز استقرار ایران، اصلاح نقص های فرهنگی را در اول اپلیکیشن های اصلاحی خویش قرار بخشید.
اقسام فرهنگ وتمدن
تقسیم واژه و کلمه فرهنگ و تمدن در نگاه امام خمینی (س) به تمدن اسلامی، غربی و رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد استعماری، علامت از شاکله تمجید وی از فرهنگ و تمدن و مجموعه بندی آن داراست:
از لحاظ امام خمینی (س) تمدن اسلامی، بی نیاز ترین و مترقی ترینِ تمدن ها و موجب روشن بختی آدم میباشد. به اعتقادوباور وی تمدن سایه ای از نبوت میباشد و این فرهنگ وتمدن اسلامی میباشد که قادر است بقیه موادسازنده شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد جامعه را هم اسلامی نماید. وی با کاربرد تعبیر و تفسیر «فرهنگ و تمدن بی نیاز کشورایران اسلامی»، فرهنگ و تمدن اصیل اهل ایران را نیز از دید بدور نداشت و راه و روش نجات مرزو بوم را دقت به فرهنگ و تمدن اهل ایران ـ اسلامی می دانست. امام خمینی (س) در زمان نبرد و برای پیشبرد نهضت، از آموزه های فرهنگی اسلام، منفعت بسیار گرفت و با اشاعه تمدن عاشورایی و تشبیه رخدادهای انقلاب اسلامی به نهضت عاشورا، انقلاب اسلامی را رهبری کرد. بعداز برد انقلاب نیز، نهضت اسلامی را نقطه عطفی برای احیای نام و نشان شرعی و نفی هرگونه خودباختگی فرهنگی قرار بخشید. امام خمینی (س) خیر صرفا متمدن اصیل غرب در به عبارتی بعدها دنیوی، و توسعه و گسترش در فرهنگ و تمدن و صنعت مخالفتی ندارد، بلکه آن را ضروری و مناسب میداند. آنچه از نگاه وی ناپسند میباشد تعلق به فرهنگ وتمدن غرب یا این که غرب زدگی میباشد. وی تاکید دارااست که اسلام هرگز مخالفتی با توسعه ها و ابداع های بقیه کشورها نداشته میباشد؛ البته مرز سود گیری از مظاهر تجدد را ابتدا در منطبق آنان با معیارهای اسلام و دوم متعلق نشدن مملکت میداند. دغدغه گران قدر دولت ها شرقی از لحاظ امام خمینی (س) ، ازدست دادن استقلال فکری و خودباوری میباشد و این دستور میتواند در انکار بودجه های علمی، تاریخی و فرهنگی کشورهای غرب زده تجلی یابد. در نگاه وی جامعه غرب زده، جامعه ای مریض میباشد و با وجود غرب زدگی، استقلال مرزوبوم غیر ممکن میباشد؛ از این رو سهم مهمی از گرفتاری ها و مخالفت های امام خمینی (س) در سال های نهضت اسلامی، به سعی روزافزون رژیم پهلوی در غربی کردن مملکت تخصیص داشت؛ تلاشی که به اسم آزادی، مدرنیزاسیون، اصلاحات، انقلاب سپید و مانند آن جاری ساختن شد و سود آن، خیر بسط اقتصادی بود، خیر مدرنیسم؛ بلکه تعلق هرچه بیشتر به غرب بود. امام خمینی (س) در مقابل غرب زدگی، از شرق زدگی، به معنای تعلق به شرق کمونیستی و تقبیح آن نیز غافل نبوده میباشد. در نگاه امام خمینی (س) آنچه از فرهنگ وتمدن غرب بخش ملت های شرق و مسلمانها میشود، توسعه و گسترش ها و درخشش در صنعت و فرهنگ و تمدن وجود ندارد؛ بلکه واردکردن هدفمند و نوع خاصی از دستاوردهای فرهنگ وتمدن غرب به کشورهای زیر سلطه میباشد؛ چون شایسته ترین رویه سلطه و نادر هزینه ترین آن، هجوم فرهنگی میباشد؛ چنان که به اسم آزادی، ترقی و دموکراسی، نوع خاصی از این دستاوردها به کشورهای تحت سلطه، وارد میگردد که به مکان رویش و والا، رکود و خرابی می آفریند و جامعه فاسد، در قبال غارت ذخایر دنیوی و معنوی خویش، بی تفاوت میباشد. واردکردن هدفمند تمدن غربی به کشورهای پایین سلطه، در بخش اعظمی از موردها دستوری، فرمایشی و تحمیلی بوده میباشد؛ به همین ادله همواره مستلزم کارگزارانی میباشد که پشتیبانی منافع غرب را به ذمه دارا هستند؛ از همین رو یکی ضلع های اساسی و تاثیرگذار بر فرآیند تمایل ملت ها به سوی غرب، دولت های استعماری اند؛ چنان که از لحاظ امام خمینی (س) نقش حکومت پهلوی در قضیه سازی و توسعه غرب زدگی در کشور ایران بسیار اصلی میباشد. مبنا انتقادهای امام خمینی (س) در عصر پهلوی متوجه نرمافزار غربی کردن مرزو بوم به دست رژیم در حوزه فرهنگی بود که مهمترین محورهای آن عبارت بود از: تخریب و تضعیف آئین و روحانیت، ارتجاعی نامیدن اسلام، کاستن از اقتدار و قدرت مسلمان ها و دنیا اسلام با به کارگیری از طریق تفرقه پرت کردن بین مسلمان ها، دولت های اسلامی، علمای اسلام و قشرها متعدد عموم، تولید اختلاف های مرزی و غیر مرزی دربین کشورهای اسلامی و تقویت ملی گرایی و نژادگرایی میان مسلمانها، استعمال از روشنفکران متعلق و افتتاح از رسانه ها. امام خمینی (س) انقلاب اسلامی کشور ایران را مثال بارز انقلاب درونی ملت و دگرگونی معنوی عمیق میداند که درصدد میباشد با نفی تعلق به غرب و شرق در تک تک بعدها، تمدن اسلامی را جایگزین نماید و چهت نیل بهاین مقصود راهکارهایی را دنبال میکرد. استقلال فرهنگی و فکری از دیگر فرهنگ و تمدن ها، پیکار با غرب زدگی و بازیابی فرهنگ وتمدن مستقر و اسلامی در باطن مرزو بوم از مهمترینِ این راهکارها بود.
عنصرها تمدن
انقلاب اسلامی قبل از آنکه انقلاب سیاسی یا این که اقتصادی باشد، انقلاب فرهنگی و انقلاب قیمت ها بود. امام خمینی (س) با تبیین نام و نشان شخص، جامعه اهل ایران و دنیا اسلام، بایستگی استقلال هویتی در هر سه سطح را یادآور شد؛ محورهای فکر فرهنگی امام خمینی (س) را می بایست در موضوعاتی زیرا نامونشان، بها ها و احیاگری کاوش کرد:

مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد بهعنوان پایگاه فرهنگی در برابر تهاجم فرهنگی